بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب آموخته



خرم آباد / کارگاه خانگی ساخت کمانچه

خرم آباد / کارگاه خانگی ساخت کمانچه


- خرم - 15 سال است که به می پردازد. این را از اما پس از مرگ وی ای به این کار مشغول شده است.بزرگترین آروزی این هنرمند زندگی در دنیای بدون خشونت است و به همین جهت یکی از بهترین دست ساخته های خود را (صلح) نامگذاری کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 11 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : صوت و تصویر
چرا از مار و عنکبوت می ترسیم؟

چرا از مار و عنکبوت می ترسیم؟


انسان در طول خود به طور است که ها و و این ترس به صورت فطری در همه ها حتی نوزادانی که به مرحله یادگیری نرسیده اند، وجود دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 16 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش

گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش


ایران(ایبنا)_رضا هزاوه: و نیز ادیان و عرفان از دارد.این خود را در در رشته ی علامه طباطبایی ادامه می دهد. شعر " تو با خرس سنگین تر از کوه رقصیده ای " را در سال 1387 نشر قو چاپ می کند. پنج سال بعد، " " را نشر می کند. " " را در سال 1395 ( نشر ) چاپ می کند که از این شده است. روز" و شعر از در دست این و ی است. به چاپ سوم " " با ایم که می : ***مروری روی وبلاگ تان ( نقد و نظر ) . های تان در نقد و بررسی آثاری مثل و مولانا، غزل بهبهانی، سه اثر جلال آل احمد، شیخ عطار، به کی سلام کنم دانشور، فیلم دعوت حاتمی کیا...را خواندم. های تان همگی بر پایه و نه است. نقد تان بر بچه ی است. تان در هم از روح و شماست. از می گوئید. از به همه و گله وار. حتی که ی و اید هم از با تان دارد. متن اید ی با ی و دارد. در و هم بحث و است. صنعان. حتی شما در شعر هم در این هستید. " منم که ی به عشق ..." این های شما در به و برایم جالب است. به اخوان "منِ فردی" شما با "منِ جمعی" تان شده است. شما به اتکای به خویشتن چه ضرورتی تاریخی ؟ این را چرا نقد کرد ؟ شما بر و باطل های آیا راه ؟ شما فراوانی دارد. من در ی آخرین جملهshy;ی شما ای را بگویم. و راه آن را، پیش هر کس، روبرویش یا ساخت. هر فکری، سیاسی، هنری، و... با به مبانی و در راه خود را دارند. اگر و شما دو اگر شما بام تا شام هم من از راه که می راه تا که آن ها را از در در من هیچ داشت. محل ریل عوض است. همه چیز از می شود و میshy;کند. در از نظر من راه به های و... است و در هیچ راه نوع بشر ندارد. من از و های این همه به ذهن او شده و هر از باشد. در و از چه و میshy;کنیدو... اما شدن به با و کار. به ندارند. چون به ذهن حتا نمیshy;شوند. من سعی به به شما بپردازم. چرا را نقد ما از خطر و شنیدهshy;ایم. از و از هر چیز به سر است. هر چه به سمت امر پیش این و زدن و به میshy;شود. را در و و ... میshy;بینیم. در که انسان، ادعای امر خلق و آفرینش را این است. سلیقهshy;ها به سرعت سازی میshy;شوند. حتا میزان ترشح آدرنالین و سایر غدد درونshy;ریز هم در شهربازیshy;ها و بانجی جامپینگshy;ها و... کنترل میshy;شود. هنگامی که این امور که قطعیتی در آن نیست، حرف میshy;زنم، سعی از کلماتی که سرریز دارند، خودداری کنم ولی اجازه میshy;خواهم تا از کلمهshy;ی فاجعه این برنامهshy;ی فردیت کُشی و کنم. چرا و هنرمند از این بترسد و دهد؟ ترسناک است چون ما دیدهshy;ایم از هر کسی که شبیه ما نباشد، انتقام سختی بگیریم! چون چارچوبshy;ها شده است و از گریهshy;ی اول تا شیون پایان، ما را در جای و اگر کسی از این قاب به یقین گمراه است و کار ما فراخواندن او به قاب است و وای به روزی که او به برنگردد و بر واجب است که به هر و با هر ابزاری! که می تواند، به فرد از قاب افتاده، بفهماند که آن بودن، هزینه دارد.در که در یک دامداریِ صنعتی گوشت، گوساله را بلافاصله بعد از از مادرش جدا و در قفسی تنگ، به اندازهshy;ی بدنش، نگه میshy;دارند. گوسالهshy;ی نر که است ماه بعد کشته شود، مدت عمرش را در قفس سر میshy;کند. نمیshy;تواند جُم بخورد. او هیچ سرخوشی حیوانی گاوگونهshy;ای را کرد زیرا باری که او را از قفس درمیshy;آورند و او فرصت سربچرخاند تا چه بوده، در به سمت مسلخ میshy;رود. او نخورد تا تارهای پروتئینی عضلاتش نازک و او در آینده به نرم و زودپختی بدل شود. گاو ماده هم به دیگر. او هم عمر پنج سالهshy;ی پیش از سلاخی را یا است یا در حال لقاح مصنوعی یا شیر میshy;کند. این را گاوداریshy;ها خواندم، ناگهان ته دلم تلخ شد. مثل شیر فاسد و ترشیده جوشید. آنshy;چه در تئوری بودم، و میshy;شود. در دلم زهر شد. که این یک و است. یکی از ده است! این است. این بلا را سر هر چیز و هر کسی که سر است و هم در سر دارد. ذهن ما هم است نشود. است نرم باشد. و در که جنگ و و و و... از شدن شوند. بر و فرم است. و بی هیچ می درند. ذهن شود. سفر کند و ببیند. به نظر من یکی از در و هر امر در این فرم و و و تن به ظرف است. در روز یک به دارد. چون را در و خبر مرگ را به میshy;کردی. بعد از سی به و زار زار می کند. در هم با و به را بر و و تنگ تا و از باشد. او در شده و در و تا در نان باشد. این در و صدق میshy;کند. هم همینطور. زن و زن هر دو طبق از پیش شده و تا حق که از هدف شدن! نشود. ***تحصیلکرده ی و با راز و و به من کهن در و نه هویداست. محل که شما رو به جلو مکث دارد. می تا ای را و مزه ی را حس کنیم. این مکث با که در و و است. از نظر ها که نقد اند در تکه از اید اما به من اثر شما از حیث فنی در کهن و تو در توست. یک جور موزائیکی. مثل اندیشی. سهم کهن در خلق است ؟ چه و چه رگ و من است. از یاد که در که را از بام تا شمس را بلند میshy;خواندم. بود و از و در که از میshy;سرودم. همه ی که با دار هم می که آن چه می باشد. من بود. را بار کشف که از هر که از نو به بیایند. با من شکل گرفت. من در و شده که به من بود که و با چه متن شوم. این است که یک در حق یک ذهن بکند. تا فرد از این که را در آن جا کند. این در سرت هر را از آن و فقط می شود آن در ذهن. این کار ِ و آن را، با بهم در کرد. هم در و را بگوید. به را و من اگر به این که راز است که به خب از کجاست. هم از این ذهن است که ما را بعد از این همه سال و از و بشنویم. که زده ای چون: خیر و شر و و را در به هم و از نو و از همه این که های را بخشیدند. های را در یاد گرفتم. با در یک ی و در را در شکل داد. هر یک بود در سفر زندگی. من رگه های و را در و آموختم. از جا شدم. که در به حد از و رسید. چون و و از دو شهر" دره" و "چرم از "جود و"به دور از از و و از "آنا از از مهم من بودند. ***همیشه و به های زن می شود. تهمینه. و مهم تر از آن در شاهنامه. این هستند. در عصر ما می که این که عشق شان را به مرد می کنند. مرد را کند. مرد است. بر امروز. چرا تا به حال در و تک ؟ ما به چند ؟ این تک و چند هم از های البته. تکshy;صدایی؛ حاصل تفکرِغالب و قالبی است. که وجه ندارد. تک است و تک میshy;پروراند. متونی که تک در آن نوعِ تفکر، و است. ندارد. در این یا سکوت تحمیل شده و یا اگر هم هست، فقط غالب و است. میل به در متن دیده نمیshy;شود. هم ایستا است. ذات سرد و بیshy;روح این تکshy;صداست. هم کند. در این نوع اصولا و تغییر، قالبshy;شکن است پس گناه است و بخششshy;ناپذیر. ما به چندصدایی، اول از همه نهادینه شده در تک تک ماست. ما، سرکوبگر است و و ایستاست که برنیانگیزد و چونی و چرایی را به نکشاند. ما را دوست ندارد. چون چارچوبshy;پذیر نیست. میل به دارد. از بیزار است و این چون لازمهshy;اش است از با دارد. آن بهم بریزد و بسیط، ساکنانِ پس مخالفت میshy;کنند. جهانِ چندصدا، از خودمان شروع کنیم. شجاعت مواجهه با دیکتاتوری و درونمان را باشیم. در برابرش بایستیم و ماشین را به درآوریم. از واقعی و نه و نمایشی، میshy;افتد. از باشیم، آنگاه آثارمان چندصدایی و دیالوگ ها شکل می گیرد و ورزی افتاد. در است که روابط رفت و برگشتی و چرخه ای تصور است و را از بین می برد. می آورد و انتقاد. با است و با باز. به این جهت متن بینshy;المللی است که چندصدا و دموکرات است. از آنجایی که هر شما حداقل دو سه است! به که در دل شما بود، برمیshy;گردم و موضوع زن در را پاسخ میshy;دهم. در زن در هم این از تا کارکرد خود را باشد. زن و کنشshy;های او همواره در تقابلی از پیش شده با مرد میshy;گیرد. از سعی کردهshy;ام بر این امر آگاه باشم که بین دال و قراردادی است و ساختارهای فرد بر قراردادها و پیشshy;انگاشتshy;ها، دلالت را در بخشِ ذهن او رهبری و منجر به برداشت و نتیجهshy;گیری از پیش شده، میshy;شوند. بر پیش انگاشتshy;ها، زن در حماسی، پیشنهاد دهنده و فاعل است و و قهرمان. در که بین دال و نطفه میshy;بندد، تا شخصیتshy;های نقشshy;های بپذیرند و در ذهن به بار بنشیند. نقد شما بر غزل " منم که به عشق ...". در این غزل از ها حرف می زنید. "رنجیدن در با . که رنجیدن، از آن ِ است و حقیر روزمره، از آن ِ زاهد ریاکار." در این را در" ناتمامی" نمی ؟ بین و صور اسرافیل ؟ تا ، است این دارد. نهایت این جدال ؟ آدم ِ وابسته با عمومی به این و تضاد فکر نمی کند. شما می تلنگر بزنید. می خفته را کنید. می دانید وجه تمایز مهم شما با بسیاری از نویسندگان به در است. که بار بر دوش خود و خود قائل هستید. به به قدرت پیشگویی شما از یک مورخ هم بالاتر است. آیا ، یکه و می این مسوولیت را بر عهده ؟ من حرف شما را دارم. من از آن نیستم که میshy;گویند، هنر و وظیفهshy;ای در و و در پی به هدفی نیست. در این دسته، من همه چیز در ذهن است. به نظر من همه چیزِ محکوم به فناست به جز ذهنش. ذهن با آفریدن اندیشه، آن بود و زندگیshy;ها و دمshy;ها و بازدمshy;ها آفرید. از بشر است که مرگ را پس زد. از به نظر من، تمامِ یک حالت است و میshy;نویسیم و میshy;خوانیم و باورش یا نفیshy;اش میshy;کنیم به نسبتی که در ذهن ما اعتبار معتبر است. ذهن من بشری است. پس در همانطور که شما گفتید من در میshy;کنم. من، هدایت کسی به نیست. خط نیست. ترساندن و وعده و حتا نیست. من رساندن به است که ممکن است حتا نباشد. مهم ذهن به قدر وسع است. من سعیshy;ام را که را نگه که بویناک نشود. عمارتی از معناهایی که به آن رسیدهshy;ام، بسازم. هر کس دلش خواست به آن بیاید و ذهن من حتا اگر من نباشم، آن اگر شده داشت. من ذهن به به مخصوص خود و یگانهshy;ای است که به من است. دوباره حرف از است. بله حرف از بود. میshy;گویید؛ ناتمامی، تقابلshy;ها را روبروی هم به صف است و که ته صف هم ناتمام مانده است. در یکی از میshy;گوید: صوراسرافیلی که اعدامش و دهخدایی که بماند و لغتنامه اش را بنویسد. این بی بروبرگردِ دنیاست. همه قبولش کنند. از است. است و شانس این را باشی که تو رفیقت مسمط مرثیه ی "یاد آر زشمع یاد آر"، بسرایی. خیلی است به قول قدما این دم را غنیمت بشماری و حالش را ببری تا این که به نواختن صور و بمیری. این یکی از تقابلshy;هاست. ماندن یا رفتن؟ تسلیم یا مقاومت؟ این در باز هم خود را در : پناه و اشراق، سولماز و لیان، پدر و سولماز، و شمسایی و از همه انکیدو و گیلگمش. در ی به مدرنیزم پرداخته اید. و شاملو و سپهری. هر سه ساختارشکن. اید ، هاست. و ، بازتاب این است. می دانم جایگاه شما دارد. بهبهانی. به قول : " موی را اگر به شانه وا کنم / بسا خسته را زحلقه ها رها کنم" شعر هم نیست. این " نو شدن " نمی تبعاتی هم دارد؟ از پیله در آمدن رنج هم دارد. تا نداشته است آیا می توان او را رها کرد ؟ که نباشند، خروسی را که به بانگ برآورد ، سر می برند . نمونهshy;اش هم در آمده؛ صوراسرافیل. در قفسِ صادق چوبک هم مضمون است. دستی و تصادفی یکی را و به کشتارگاه میshy;برد. تا در قفس همه به این امر نیابند، آن دست و میshy;برد. امر تلخی است. زهر روزگارت را. در حمام رگ دستت را خواهند زد. اگر زودتر بدانی و بگویی، فرخی یزدیshy;وار درد دوختن لبانت را تحمل کنی. به آن که در قفس را در سرنگی تزریق کرد، را خرید. او قفس را کند. رنج باشد. فقط در قفس نوا سرداد و به و همshy;نوایی داشت. در ای اید دو جور در شعرهای تان است: آنی و ، تحلیلی و به زمان. اشعاری که صوری باشند، مخاطب، آنی لذت می برد. و اید سعی می پیوندی بین این دو نوع برقرار کنید. به توانایی این را که را به آنی سوق دهید. اما به عمد این کار را نمی و یا به می اندازید. در گویا اثر را سعی می تا آرام در ذهن ته نشین شود. مثل مثال کوه یخ ارنست همینگوی. این را اگر می شود توضیح به این ادراک اید ؟ پشتوانه مطالعاتی اید و یا غریزی فهمیده اید که گذاشتن، را فریب داد. در "عوارف المعارف" است " هر که دیدارش در تو اثر نکند گفتارش هم اثر کرد". به کاراکترهایی که در خلق هستند. دیدارشان است که گفتار ( و شان هم ) گذار هستند. این کاریزماست. کاریزمایی که در خالق اثر هم دارد. و بین و شدگی ی دارد. حرفتان را دارم. که " درشتی و نرمی به هم در به است" ، و در لایهshy;ها نشاندنِ و کردنش در کنار هم زیباست. بعد از متن لذت بصری را دریابد ولی لذت عمیق را در لایهshy;های زیرینshy;تر بگنجانی تا در به بار و کمshy;کم اثر کند. یکی از دوستانم ژانر بود. به من داد تا بخوانم و نظر بدهم. من از متن مهیج و پرتعلیقش لذت بردم. نام فامیلِ یکی از بود. شب در به او ای رفیق جان، به نام فامیلی داستانیshy;ات را در یک که قتلshy;ها در آن رخ داده، بگذاری چون رمانی قربانی به ذهن و در اختلال به میshy;آید. از شدم و حیرت کردم. این به ذهن من نیامده بود. اولیهshy;ی خوداگاه را فراگرفته بود و در رفته بود به ناخودآگاه. هم به این برخورده بود! واقعیت این است که شما میshy;فرمایید و بین و شدگی، حتما و که قلمرو است. نقدهایی بر شما شده است. یکی از موارد مهم، بحث و است. در ما با اساطیر، موقعیت های جغرافیایی، مشروطه و....مواجه می شویم. در نقدی که این درونی نشده است و مستتر در ، گل درشت به نظر می رسد. من معتقدم حجم در غبطه برانگیز است. می کند با ای واگویه ی روبرو نیست. این مقایسه بی جا اما در ی تبلیغات هم ما با این هستیم. که هر چه به شود و حجم کم امکان گذاری بیشتری بود. و بر عکس هر چه حجم از حجم ؛ روی است. آدم های کاریزماتیک الزاما آدم های با دانشی نیستند اما اگر آدمی " مطلع " ولی را " به موقع" خرج کند به جاذبه دارد. در تارو پود شما شده است با رویداد، که جزء لاینفک است. ولی من این است که این ؟ ؟ ؟ ؟ و قبل از و یا در حین ؟ به نظر من اثبات ای این است که ی به سینمایی ها ، منشی صحنه است. راکوردها ( تداوم روایتی ) حفظ شده است. می خواهم از دو نفر تشکر کنم. از که با آنها سهم این دو عزیز ارزشمند است. دکتر لیلا سید قاسم و ناهید مصرقانی . در مانند که چند نظارت و هشیاری و تمرکز بالایی حفظ و تمپو و حدِّ دلshy;انگیزِ تعلیق و باورپذیری ماجراها و خلق شخصیتِ و کلا با همدیگر می طلبد. خلق که از مهم و تاثیرگذارترین نمی صرفاً بر مبنای و و یا ی زیسته باشد. من داستانم پرونده میshy;کنم. هر کدامشان را با به و جزئیshy;نگاریshy;های را نیز همزمان با پیش میshy;برم. اینها از متن نزنند که با دقت به خورد قصه بروند. به این من معتقد به هستم و از بدون برنامه و طراحی، پرهیز میshy;کنم. راستش پراکندگی و اصطلاحا مدلِ دلshy;نوشته و ... با ذهن من ندارد. من از به این میshy;کنم. با این که به جهت کارم، با جنوب شهر داشتم، اما و لوکیشنshy;ها را با دقت و جزییات را ثبت کردم. پرینت مصاحبهshy;ی من با کار و معلمان و کارکنان مراکز کار، پانصد صفحهshy;ی آ. بود. اما ناشیانهshy;ترین کار آن است که به دست را خام و نپرداخته بریزی توی داستان. پردازش و با اندیشهshy;ی مرکزی هماهنگ است و به کار میshy;خورد شود و بعد از همه آن که با همراه شده و تبدیل به قصه شود. که با موتورهای فراوان همه جا است و این ظرفیت قصهshy;سازی است که را خواندنی و پرکشش میshy;کند. به مثل بافندهshy;ی بعد از و به روی دار، به امر مهم برسی. که قالی و که نقش میshy;شود. فقط نقش آخر را ببیند، اینکه به این طرح است و چه مراحلی را پشت سر گذاشته، است که را جان به لب رسانده و اگر وسوسه را و سعی کند این فرایند را به چشم بنشاند و به او دهد که چه مرارتی کشیده، از متن میshy;زند و این است که بازنده بود. وسوسهshy;ی مظلوم نمایی را در و به لبخند بزند و آه و را فقط نگه دارد. بیshy;رحمshy;تر از آن است که دلش به حالِ مرارتِ بسوزد. پرسیدهshy;اید: این فرآیند قبل از است یا بعد از آن؟ هم قبل و هم در حین نگارش و هم بعد از اتمام و هم هنگام بازنویسی. است که از نظر من بگویی کارم با آن شده است! فقط یک را و نخshy;های اتصال به دار را میshy;بُری و و چون از نظر من، وسواسِ پرداخت، تمامی ندارد! را و لولهshy;اش و به ناشر تحویل که به بارگاه مخاطب. تا چه افتد و چه در نظر آید. رنگ تان فوق العاده است. رنگ - قبل از شناخت - به بینی و گسترده می طلبد. نویس مبتدی کند با رجوع به لغت بشود این چیدمان را کند. اما رنگ در هستی شناسی و درک کلی دارد. در این چه توصیه ای به های جوان ؟ هر اما به رنگ خاصِ خود، و در متن بگیرد، رنگshy;ها به طیف. که رنگ بنفش، طیفی از رنگshy;هاست. هم در دو رنگ است. یکی که اول به چشم و در دلش. رنگshy;هایی که او حامل آنهاست و در اثر آن رنگshy;ها، به این است. آن طیف رنگ جهانبینی است و جاست که به مرحلهshy;ی سرریزِ انباشت است. اگرچه را میshy;نمایاند اما بداند، می داند چه آبیshy;ها چه دریاها و چه آسمانshy;ها در دلِ این است. شما دقیقا میshy;گویید، رنگshy;آمیزی در هستیshy;شناسی و درک و دریچهshy;ی به فردی که به گشوده است و این است که طیف رنگ را هیچ زرد و نارنجی که از سرخ ِ غروب و طلوع خورشید، بهره نبرده، باشد. این نگرش و جهابینی است که در متن طیف را و به معنای رنگارنگی میshy;کند. به همنوایی ِ طیفshy;ها، خواند و دید و نوشت تا به و آن را پیش از دیکته به کسی، اول زیستش کنی. هم در راستای به درک ای از ؟ از پس چهره ی و شرقی تان، روح و مکاشفه گر و عصیانگر نهفته است. می کنم اگر نبودید ، چریک می شدید! تصحیح که من و من نرفتهshy;ام. این من فرصتی بود تا تجربهshy;ی زیستهshy;ی جهانshy;بینیshy;های را از ببینم و انبان خویش را از این گذر، پر کنم. کهن الگوی من است؛ زنی جنگجو، هدفگرای مطلق، پیshy;گیر، رقابتshy;جو، کلهshy;شق، آرمانshy;خواه و به او لقب خدای المپ را دادهshy;اند. بنا براین ویژگیshy;های برافکن! در تایید حرف شما که خدا را شکر که در خانوادهshy;ی چگوارا نیامدم! چون در رقابت با او بر سر فداکردنِ خود و تراژیکshy;تر و سریعshy;تر و چریکshy;وارانهshy;تر مُردن، چند بار از او بودم! که بر این دارم، که الان، کمان و قلم، را زمین گذاشته و را چسبیده است!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
حزب‌الله لبنان فارغ‌التحصیل مکتب کربلا و امام راحل است / تهدیدهای حزب‌الله علیه حمله احتمالی اسراییل جدی است

حزب‌الله لبنان فارغ‌التحصیل مکتب کربلا و امام راحل است / تهدیدهای حزب‌الله علیه حمله احتمالی اسراییل جدی است


حوزه/ گفت: حزب عزت و خود را از و از خمینی(ره) است و شده و در راه مقام معظم رهبری قدم بر می و حتما پیروز خواهد شدو ما یقیین داریم که در جنگ پیشرو با اسرائیل، او را از هستی محو خواهیم کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
نمایشگاه عروسک های دست ساز «بی‌بی حاضر امیدواری»

نمایشگاه عروسک های دست ساز «بی‌بی حاضر امیدواری»


- - های دست دوز در در حال است. در می کند و و را به خود و تجربی یاد گرفته است و بر اساس فرهنگ فولکلور مناطق جنوب غربی فارس به ساخت ها می پردازد. بی بی امسال به خاطر آسیب دیدن یکی از مهره های کمرش، نتوانسته در نمایشگاهش حضور داشته باشد. * 6
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : صوت و تصویر

copyright © 2017 by blogblog
دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود اهنگ چال چاله از عثمان اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان عنصرالیاژی مهم فولادجدول دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف blogblog.ir دکترتغذیه مرادی درکرمان دانلود اهنگ چال چاله از عثمان دانلود آهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش جدولانه362 دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ چال چاله. دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ های بلوچ برزخ وشعیب دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ مایسا جان عثمان نوروزف اغنیه هاها-ابراهیم البغدادی دانلود اهنگ ترکمنی مایسا دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود ریمیکس amor solidance دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله تحمیل اغنیه ابراهیم بغدادی - هاهاها دانلود آهنگ ترکمنی مایسا جان بهترین ترکیب آرسنال در pes 2015 دانلود اهنگ ترکمنی چال چالی دانلود اهنگ چال چاله از عثمان guturnewspaper  تیجان اسماء بنویسد خواص بشمخ کاغذ اسماء تیجان گردن بیاویزد دانلودآهنگ ترکمنى چال چاله عثمان نوروزف صمد ممد : نزول خور mp4 ریوارکسابان دانلودآهنگ چال چاله دانلودآهنگ چال چاله عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف آوادان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود ریمیکس جدید gon haziri blogblog.ir دانلود آهنگ عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله زندگینامه وبیوگرافی ورونیکااولو دانلود اهنگ ترکمنی مایسا جان اهنگ ترکمنی چال چاله