بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب البته



چگونگی جذب سرمایه‌گذاری خارجی در عین هضم نشدن در اقتصاد جهانی

چگونگی جذب سرمایه‌گذاری خارجی در عین هضم نشدن در اقتصاد جهانی


در علم عقلانیت پیگیری در یک که به فرو رفتن در و پیوند تنگاتنگ با سلطۀ های نیز می شود . در یکی از راه های در بسیاری از صنایع، جذب های در قالب های گوناگون است که می علاوه بر سرمایه، ورود های پیشرفته را به که از آن ها نماید. نیز با کار و از های جذب های است و می بین باشد. این همواره از سوی مسئولان نیز بوده اما مهم در این حوزه، این است که با هضم شدن در به باوجود بر هضم نشدن در می به جذب پرداخت؟ در در این نوشتار، در یک بخش بندی ذیل محورهایی مجزا سعی بر آن است که به این سؤالات پاسخ شود که: 1- هضم شدن در به چه معناست و چه نسبتی با و جلوگیری از ی بر که در 2- با به و بین آیا هضم شدن در ملی این 3- و جذب 4-مؤلفه های این ها به سود چه و به ضرر چه 5-آیا جذب اگر چه هضم شدن در و آن با هضم شدن در حل شدن در شدن به آن و از آن، به ای که به هضم شدن در شود. در سبک به سمت های به های و رو به بی کم به های در و خام در نفت و به آن، از هضم شدن در است. این در است که با درک که یک با جمع صفر و یک ای یک به سود یک و گر و به را به این دست که راه و و و تازه به رسیده ی نه در سازش با ها و تسلیم شدن محض به سیاست ها و برنامه های مستقیم و غیرمستقیم ایشان، بلکه در اتکا به و های بومی و از که را در جذب هرچه بیشتر بدون به های آن که همانا فضای و کسب وکار و شفافیت در عرصه ی و مجموعه های متبوعه ی است، می داند، است که: 1-همچون داری قائل است که می بایست فعالیت داران و بانکداران در و در عوض فقیر و بیکار، به اعطای وام و مستمری و یارانه اکتفا نمود، 2-تفکری است که معتقد است به جای کار و و اشتغال و هزاران کار پرریسک و پرهزینه چرا خام نکنیم که بیایند و با اشتیاق نیازهایمان را کنند، این در یک کلمه وادادگی و وابستگی است . از اصول در به داخلی، جلوگیر از خام و کامل به های است. رعایت این نکات در کنار از کشورها می مشکلات راهگشا باشد. هضم شدن در و ملی معتقدند که اقتصادها در یک و آزادسازی تجارت، رقابت بین تولیدی را می دهد، به تجارت آزاد می شود که بنگاه هایی که کاراتر می باشند را با هزینه ی تر می کنند و در به مزیت مطلق یا نسبی دارند، بتوانند در بازار دوام آورند. این بسیار مطلوب است اما در نقطه مقابل، در دارای کم آن ها را تبدیل به بازاری کرد. و و دول دار را و و دولت های نیافته را کاهش می دهد. این مقوله در کشورها، به تعطیلی به دلیل رقابتی و در بی کاری انجامیده است. در این این و ابعاد است که حرف اول را می زند و ملی را تعریف می کند، در واقع ملی همان ای است و شدن ملی با شدن یکسان می شود. از رو، تا زمانی که اقتصاد، پویا و پرقدرت نشود و در بازارهای حرفی گفتن نداشته باشد، پیوستن به و باز درهای به روی آور و فاجعه بار بود. و جذب جذب اصولی می فعال شدن کشور، کمی و کیفی محصولات، صادرات، اشتغال، از های خالی، و سلامتی و شادابی و اجتماعی گردد. روابط بین الملل، نگرش مثبت بین به حضور در صحنه مبادلات بین الملل و از فن آوری های نوین و با بازارها و فرصت های و از امتیازات و تسهیلات و معافیت ها از نتایج حاصله از است. اما هر خارجی،
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
لابی مالی صهیونیست‌ها در جهان چگونه کار می‌کند؟

لابی مالی صهیونیست‌ها در جهان چگونه کار می‌کند؟


به (ایبنا) و و به عصر (29 مهرماه) با رضا و مولف و مترجم اثر در سرای اهل قلم خانه برگزار شد. نویسنده، و منتقد سینما و نویسنده های تحقیقی ضد و در است. بنا به و به است که در حین ها و های در بین به و بر و و بانکی در غرب می شود. وی با این نگاه وارد تحقیقات در غرب می شود و در راستا های مختلفی را می کند. در این با بارها از بازدید کرده، را اثر خود کرد و گفت: از سال 2008 همه به را تحت خود داد. از سال 1929 نیز تحت گرفت. در این در این سخن می شود و رفع آن است. و ملت در و شود چون ها از آن هستند. وی با به ها در گفت: بخش از این به ها در و در سال 2008 ها اند و به های شده اند. از این این است که که در سخن می از در را کرد و گفت: بخش اول به و ربا و و سخن می و این از ها است در بخش دوم از ها شرح شده و می را به بهره قانع کنند. در فصل سوم سرزمین و که برمبنای ربا است شده است. من در اینجا به اورشلیم و قرآن کردم که ربا را یک گناه کبیره می داند. به این محقق، بخش از به نظریات آدام اسمیت می پردازد که یک است تا اقتصاد دان و های خاص خود را در سرمایه داری و نظرات او در این نقد و است. در در و ها در وال استریت سخن شده است. این پژوه با به در فرانسه از است که در کتابش گفت: تحریم عربی المنار به صحبت های ضداسرائیلی، قانون لالوچ، عقاید فرانسوی رژه گارودی اسطوره های اساسی اسرائیل، ظهور ها در انگلستان، تشکیل گروه های طرفداران در پارلمان انگلستان و ... از است که در این پژوهش و می گیرد. در گفت: تلاش ام در این سیاستمدارانی که توسط ها روی کار آمدند و نیز سرویس امنیتی که باعث می شود جنگ جهانی سوم به بیاید را دهم. رضا در از این با این که سال ها از مدیران ارشد بین المللی در بوده است گفت: وی به مدت 40 سال در سطح معاونت در می و به اشرافی که به مسایل با های در و آشناست. وی افزود: در سال 2007 کتابی با عنوان همه گیر را می نویسد و در آن را پیش بینی می کند که گریبان گیر می شود و جزء نادرکسانی است که از قبل اتفاقی را حدس می زند. به اثر های و ها می شوند و به صورت کاملا نامحسوسی ایشان را از کار برکنار می و در شرایط بسیار سختی در حالی که منابع و اش محدود می شود به خود می دهد. این داد: به هرحال مبارزه با است و به یک جریان در شده و از متفکران و نویسندگان در این کار ارزشمند را انجام می دهند و الگوی یک حرکت است. تا 10 سال گذشته کسانی که خود را وقف هایی کمتر اما امروزه ما را می بینیم. در گفت: 4 را که همه آنها به فارسی شده است جنگ با عراق، قدرت در اسپانیا، فرماسونری در کلیسا مسیحیت و و عناوین 4 اثری است که از این متفکر در منتشر شده است. و در این شد و بخش پایانی این به پرسش و پاسخ حضار داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
هنوز اول راهیم

هنوز اول راهیم


خبرگزاری ایران(ایبنا)_ مقانلو: شهر است با برج و سر به کشیده که بانک و دفاتر مالیshy;اتی هستند که پشت پنجرهshy; های شود, با مدل که در نه شهر ویراژ می shy;دهند, و بالاخره با یک و که مایه ی فخر شهر و حتی است, که گرچه مثل عجیب جای فروش اما دو روز آخر از ها و شان و فضا و از های دست و به که به توی فیر" جدی را به تو یاد و روی از ته حلق ادا "بوخ با تو تا این را با نام ادا کنی, که سال به رقم و 70 سال رسید. من تیم و بینshy; المللی "شمع و مه" و با حمایت این نشر در حاضر بودم, و دلگرم و هیجان زده از گروهی از و که shy;هاشان وزنهshy; های ایران, در های اند. مان, در استندهای کنار هم, در ی فیروزهshy;ا ی رنگ و ملی جمع بودیم, و یا فعالیتshy; های مان در و عقد قراداد را کردیم و یا در نشستshy; های شده از سوی ی های ndash; و این ndash; داشتیم. 2017 ای بی شک گرم و بود که شرح و های روز به را در های اند و به ی نیست. مثل هر و هم بود که شدن شان آتی را اما به در ی های و و های و ای بود که شک های و ای در منش و آرا و حر ف خود و با و یshy; های هم از و روبرویند, اما هم با صرف های نه سفر و با نیت و به شده بودند, چه که سال ی این کار اند و چه این مسیر. که در ی کوه حضوریم, کش مانده, قله که دور, شدن را یاد گیریم, راه دور و است, ما هم دور ایم, شود به گفت ی کجاست. این و مثل هر که دهیم, های و هم و حرف در این به کرد, اما با در اول و نام و ارج به و هنر ای است که از راه شده باشد. حس بخش های و کتاب, که در این کنیم, در که و های را شود, منِ ی در شهر فوق با ان همه و جدی و محکم, خوب است. که ی بین آید و به نشر کند که چرا کپی را و طبق شود, خوب است. تا به آدم برنخورد, روش دهد. من و کپی در ی هستم, شود در و در این را کرد اما در ی به اگر پول را و اگر و به به و را, در لاجرم آینده نخواهند داشت. در سفر, باز هم, با و صحبتshy; درگرفت که کاش وزارت ارشاد که این اواخر حرکتshy; های مثبت و نسبت به قبل داشته, قانونی بگذارد تا اگر توانست کپی را بگیرد (و بنگاهshy; های هم به راحتی و به هر اولین پیشنهاد فروشند) به ی با و مترجم را اجازهshy; ی انتشار ندهند تا هم وضع از این آشفتگی درآید و هم خجالت کمتری ممکن باشد. ما با از هم بودیم. روسیه و ترکیه و اروپای شرقی نزدیک ترینshy; ها و به از نظر آرایی و هم سطح و همجا گروهshy; ناشرانشان فضای داشتند. عربی فرانسویshy; ها - مهمانان ویژهshy; ی امسال ndash; طبقه shy;ی بالا و بریز و بپاش نمایشی هم بود. زبان ndash; آمریکائی و - هم در مستقر شده بودند. فیزیک بیرونی و آرائی هم اصل مهمی بود. هر کاری ویترین چشمگیری باشد, در شان و مناسب. روس به عکس و شان را در به بالای دیوارها آویخته و آمریکائیshy; ها عکس جلدهای های شان را به شکل برجسته و سه و نئونی در دیوارshy;ها نمایش دادند. های کوچک هم هر کدام تزئینی احوال داشتند. این تنوع و جلوهshy; گری ظاهری نه فقط در های که در ظاهر کنندهshy; ها هم بود: طبق هر ساله, دو روز آخر به مبدل پوشان اختصاص داشت, جوانانی که های معرف ها و انیمهshy; ها و مانگاها و و سریالshy; های محبوب را با ظریفshy; و دقیقshy; پوششی و آرایشی به تن و در حیاطshy; ها و چرخیدند و چنان محیط فانتزیی و تخیلیshy; ای خلق که هر طرف سر چرخاندی حس کردی یک یا شده ای؛ کارشان را هم جدی و در مقابل تقاضاهای عکاسی با دقیق ژست پایهshy; ی هر را اجرا و صبر کردند تا عکاس بهترین زاویه را کند. این اهمیت جایگاه کاراکترهای خیالی ndash; کاراکترهایی که همگی از خطوط ها و فیلمنامهshy; ها آیند- و جدی وارد شده اند, shy;انگیز بود. به شود را با اصول اخلاقی و عرفی که مان واردیم, در هم داشت؛ بعد از این که به مکان درست و ثابت و درخوری برسیم و بحث فروشگاه بودنش هم حل شود, و بشینیم حساب چند کاراکتر مشهور و ماندنی از کتابshy;ها و فیلمshy; های که بچه هایشان را بپوشند و ...رویایش ولی است. حرف دیدنیshy; ها شد. در ی ها دوطرف رود مسحورکننده و پرشکوه ماین است: چه بخواهید در پیادهshy; روهای خلوت مشرف به رود قدم بزنید, چه روی چمنshy; های اطرافش لم بدهید, چه سوار قایقshy; های تفریحی سیاحتش کنید و چه در کافهshy; ها و رستورانshy; های کوچهshy; های اطراف چیزی بخورید. اکتبر اینshy;ها فصل سردی است ndash; سرد حتی خودشان, چه رسد به ذائقهshy; ی پوست ما ایرانیshy; ها- اما انگار قدم ما سبک بود و به قول خود اهالی "اکتبر طلائی" بعد از چند سال برگشته و هوا غیرمنتظره گرم و دلچسب و قدمshy; زدنی شده بود. و که یکی از اصلیshy; سرزدنیshy; که لابلای وقت تنگ و برنامه های فشردهshy; ی رفتم, خانه/ موزهshy; ی بود. آن اتفاق ادبی که امروز, در سال 2017, و با این ابهت در رخ دهد, ریشه در خانهshy; ها و تاریخ shy;هایی دارد: هم تاریخِ زیست یک و هم و تواضعی که نثار آن و زیستنش می شود. این که پایتخت اروپاست, و این که مردمش جدی و پول دهند و بلیط خرند و به آیند, ادامهshy; ی تفکر و سنتی است که بیش از 200 سال پیش پرورشshy; دهنده shy;ی شاعر و ی گرانقدری به نام یوهان ولفگانگ بوده و هم نام و یاد و زندگیش را با حفظ میshy;کند. این ndash; که تناه بخشی از عمرش را در آن سپری کرده- یک عمارت اربابی و باشکوه چهارطبقه بود با اتاقshy; های که هریک با رنگ و دکوری متفاوت, و ساده و پرروح, تزئین شده بودند. آنجا شد راحت به آشپزخانهshy; اش سرک کشید و قابلمهshy; ها و شیرجوشshy; های مسی براق را دید, یا در اتاق مخصوص تئاتر عروسکی چرخید, یا پشت پیانو و تخته نرد و شطرنج گرانبهایش ایستاد و تحسین شان کرد, یا ظرافت و شکوه پردهshy; های اطلس و مخمل و مبلshy; های متعدد آبنوسی را ستود, جلوی کتابخانهshy; ی معظم و های قطور و مندرسش از نفس افتاد, سرویس ظریف چایخوری را با بانوی پشتشان مجسم کرد, تابلوهای و را سیر کرد و از پنجره ها برگshy; های حیاط دست تکان داد, و حتی در نهایت مثل من اختیار نگه اشک را از دست داد و تومان از شوق و گریست که این ملت چطور قدر شان را دانسته اند و با چنگ و دندان زنده نگهش اند. بله, بیش از 200 سال قدمت دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 11 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
برای تعامل با نشر جهان، اول باید از حقوق داخلی‌مان حفاظت شود

برای تعامل با نشر جهان، اول باید از حقوق داخلی‌مان حفاظت شود


در گفت وگو با خبرگزاری (ایبنا)، درباره در و های گفت: در های به شکل ملی، ای است اما در حد نیز که به سال های چه در های و چه در های چه است. این و با های دقیق تری دنبال شود. وی ملی شدن را اتفاقی مثبت خواند داد: من 20 سال پیش در داشتم و ملی بودم. آن موقع با که بود در این و بود نیز ملی شود که به هر حال این و رشد و نشر هستیم. افزود: را و ما در این شده ایم. هم ما که آن ها، و در است. وی داد: در ما با و هر است و کند. به من این خوش را ندارم که های رو به جلویی در ما را به انباشت تجربه و سوق دهد. همچنین به موانعی که بر سر شدن نشر اشاره کرد و گفت: ما در های مثل فرانکفورت، لندن، کرواسی، تورنتو، توکیو ... شرکت کرده ایم و همیشه سعی مان تعاملات بوده است اما نشر ما دچار زیربنایی است که آن ها عدم عضویت در معاهده برن و رعایت نکردن قانون کپی رایت به شمار می آید. وی داد: ما زمانی می در های نشر موفق که از حمایت باشیم. به عبارت دیگر ما نمی خودمان را کنترل و جلوی قاچاقچیان را بگیریم، چطور می انتظارات ناشران را برآورده و از آن ها انتظار به ما اعتماد کنند؟ اظهار داشت: از طرف دیگر، یک ناشر با تمام مصائب و دشواری ها، ریسک می کند و به های نشر پا می گذارد، از حفظ شدن حقوقش در خودش اطمینان باشد؛ اطمینانی که در واقع ندارد. وی نشان کرد: به نظر من ترین وظیفه ای که وزارت و اسلامی دارد، مساله؛ یعنی نظم و انضباط در و هنر داخل است. آن ها بتوانند ریل گذاری درست و قانونی ای های از جمله نشر باشند و مانع از متضرر شدن فعالان این ها شوند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 13 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش

گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش


ایران(ایبنا)_رضا هزاوه: و نیز ادیان و عرفان از دارد.این خود را در در رشته ی علامه طباطبایی ادامه می دهد. شعر " تو با خرس سنگین تر از کوه رقصیده ای " را در سال 1387 نشر قو چاپ می کند. پنج سال بعد، " " را نشر می کند. " " را در سال 1395 ( نشر ) چاپ می کند که از این شده است. روز" و شعر از در دست این و ی است. به چاپ سوم " " با ایم که می : ***مروری روی وبلاگ تان ( نقد و نظر ) . های تان در نقد و بررسی آثاری مثل و مولانا، غزل بهبهانی، سه اثر جلال آل احمد، شیخ عطار، به کی سلام کنم دانشور، فیلم دعوت حاتمی کیا...را خواندم. های تان همگی بر پایه و نه است. نقد تان بر بچه ی است. تان در هم از روح و شماست. از می گوئید. از به همه و گله وار. حتی که ی و اید هم از با تان دارد. متن اید ی با ی و دارد. در و هم بحث و است. صنعان. حتی شما در شعر هم در این هستید. " منم که ی به عشق ..." این های شما در به و برایم جالب است. به اخوان "منِ فردی" شما با "منِ جمعی" تان شده است. شما به اتکای به خویشتن چه ضرورتی تاریخی ؟ این را چرا نقد کرد ؟ شما بر و باطل های آیا راه ؟ شما فراوانی دارد. من در ی آخرین جملهshy;ی شما ای را بگویم. و راه آن را، پیش هر کس، روبرویش یا ساخت. هر فکری، سیاسی، هنری، و... با به مبانی و در راه خود را دارند. اگر و شما دو اگر شما بام تا شام هم من از راه که می راه تا که آن ها را از در در من هیچ داشت. محل ریل عوض است. همه چیز از می شود و میshy;کند. در از نظر من راه به های و... است و در هیچ راه نوع بشر ندارد. من از و های این همه به ذهن او شده و هر از باشد. در و از چه و میshy;کنیدو... اما شدن به با و کار. به ندارند. چون به ذهن حتا نمیshy;شوند. من سعی به به شما بپردازم. چرا را نقد ما از خطر و شنیدهshy;ایم. از و از هر چیز به سر است. هر چه به سمت امر پیش این و زدن و به میshy;شود. را در و و ... میshy;بینیم. در که انسان، ادعای امر خلق و آفرینش را این است. سلیقهshy;ها به سرعت سازی میshy;شوند. حتا میزان ترشح آدرنالین و سایر غدد درونshy;ریز هم در شهربازیshy;ها و بانجی جامپینگshy;ها و... کنترل میshy;شود. هنگامی که این امور که قطعیتی در آن نیست، حرف میshy;زنم، سعی از کلماتی که سرریز دارند، خودداری کنم ولی اجازه میshy;خواهم تا از کلمهshy;ی فاجعه این برنامهshy;ی فردیت کُشی و کنم. چرا و هنرمند از این بترسد و دهد؟ ترسناک است چون ما دیدهshy;ایم از هر کسی که شبیه ما نباشد، انتقام سختی بگیریم! چون چارچوبshy;ها شده است و از گریهshy;ی اول تا شیون پایان، ما را در جای و اگر کسی از این قاب به یقین گمراه است و کار ما فراخواندن او به قاب است و وای به روزی که او به برنگردد و بر واجب است که به هر و با هر ابزاری! که می تواند، به فرد از قاب افتاده، بفهماند که آن بودن، هزینه دارد.در که در یک دامداریِ صنعتی گوشت، گوساله را بلافاصله بعد از از مادرش جدا و در قفسی تنگ، به اندازهshy;ی بدنش، نگه میshy;دارند. گوسالهshy;ی نر که است ماه بعد کشته شود، مدت عمرش را در قفس سر میshy;کند. نمیshy;تواند جُم بخورد. او هیچ سرخوشی حیوانی گاوگونهshy;ای را کرد زیرا باری که او را از قفس درمیshy;آورند و او فرصت سربچرخاند تا چه بوده، در به سمت مسلخ میshy;رود. او نخورد تا تارهای پروتئینی عضلاتش نازک و او در آینده به نرم و زودپختی بدل شود. گاو ماده هم به دیگر. او هم عمر پنج سالهshy;ی پیش از سلاخی را یا است یا در حال لقاح مصنوعی یا شیر میshy;کند. این را گاوداریshy;ها خواندم، ناگهان ته دلم تلخ شد. مثل شیر فاسد و ترشیده جوشید. آنshy;چه در تئوری بودم، و میshy;شود. در دلم زهر شد. که این یک و است. یکی از ده است! این است. این بلا را سر هر چیز و هر کسی که سر است و هم در سر دارد. ذهن ما هم است نشود. است نرم باشد. و در که جنگ و و و و... از شدن شوند. بر و فرم است. و بی هیچ می درند. ذهن شود. سفر کند و ببیند. به نظر من یکی از در و هر امر در این فرم و و و تن به ظرف است. در روز یک به دارد. چون را در و خبر مرگ را به میshy;کردی. بعد از سی به و زار زار می کند. در هم با و به را بر و و تنگ تا و از باشد. او در شده و در و تا در نان باشد. این در و صدق میshy;کند. هم همینطور. زن و زن هر دو طبق از پیش شده و تا حق که از هدف شدن! نشود. ***تحصیلکرده ی و با راز و و به من کهن در و نه هویداست. محل که شما رو به جلو مکث دارد. می تا ای را و مزه ی را حس کنیم. این مکث با که در و و است. از نظر ها که نقد اند در تکه از اید اما به من اثر شما از حیث فنی در کهن و تو در توست. یک جور موزائیکی. مثل اندیشی. سهم کهن در خلق است ؟ چه و چه رگ و من است. از یاد که در که را از بام تا شمس را بلند میshy;خواندم. بود و از و در که از میshy;سرودم. همه ی که با دار هم می که آن چه می باشد. من بود. را بار کشف که از هر که از نو به بیایند. با من شکل گرفت. من در و شده که به من بود که و با چه متن شوم. این است که یک در حق یک ذهن بکند. تا فرد از این که را در آن جا کند. این در سرت هر را از آن و فقط می شود آن در ذهن. این کار ِ و آن را، با بهم در کرد. هم در و را بگوید. به را و من اگر به این که راز است که به خب از کجاست. هم از این ذهن است که ما را بعد از این همه سال و از و بشنویم. که زده ای چون: خیر و شر و و را در به هم و از نو و از همه این که های را بخشیدند. های را در یاد گرفتم. با در یک ی و در را در شکل داد. هر یک بود در سفر زندگی. من رگه های و را در و آموختم. از جا شدم. که در به حد از و رسید. چون و و از دو شهر" دره" و "چرم از "جود و"به دور از از و و از "آنا از از مهم من بودند. ***همیشه و به های زن می شود. تهمینه. و مهم تر از آن در شاهنامه. این هستند. در عصر ما می که این که عشق شان را به مرد می کنند. مرد را کند. مرد است. بر امروز. چرا تا به حال در و تک ؟ ما به چند ؟ این تک و چند هم از های البته. تکshy;صدایی؛ حاصل تفکرِغالب و قالبی است. که وجه ندارد. تک است و تک میshy;پروراند. متونی که تک در آن نوعِ تفکر، و است. ندارد. در این یا سکوت تحمیل شده و یا اگر هم هست، فقط غالب و است. میل به در متن دیده نمیshy;شود. هم ایستا است. ذات سرد و بیshy;روح این تکshy;صداست. هم کند. در این نوع اصولا و تغییر، قالبshy;شکن است پس گناه است و بخششshy;ناپذیر. ما به چندصدایی، اول از همه نهادینه شده در تک تک ماست. ما، سرکوبگر است و و ایستاست که برنیانگیزد و چونی و چرایی را به نکشاند. ما را دوست ندارد. چون چارچوبshy;پذیر نیست. میل به دارد. از بیزار است و این چون لازمهshy;اش است از با دارد. آن بهم بریزد و بسیط، ساکنانِ پس مخالفت میshy;کنند. جهانِ چندصدا، از خودمان شروع کنیم. شجاعت مواجهه با دیکتاتوری و درونمان را باشیم. در برابرش بایستیم و ماشین را به درآوریم. از واقعی و نه و نمایشی، میshy;افتد. از باشیم، آنگاه آثارمان چندصدایی و دیالوگ ها شکل می گیرد و ورزی افتاد. در است که روابط رفت و برگشتی و چرخه ای تصور است و را از بین می برد. می آورد و انتقاد. با است و با باز. به این جهت متن بینshy;المللی است که چندصدا و دموکرات است. از آنجایی که هر شما حداقل دو سه است! به که در دل شما بود، برمیshy;گردم و موضوع زن در را پاسخ میshy;دهم. در زن در هم این از تا کارکرد خود را باشد. زن و کنشshy;های او همواره در تقابلی از پیش شده با مرد میshy;گیرد. از سعی کردهshy;ام بر این امر آگاه باشم که بین دال و قراردادی است و ساختارهای فرد بر قراردادها و پیشshy;انگاشتshy;ها، دلالت را در بخشِ ذهن او رهبری و منجر به برداشت و نتیجهshy;گیری از پیش شده، میshy;شوند. بر پیش انگاشتshy;ها، زن در حماسی، پیشنهاد دهنده و فاعل است و و قهرمان. در که بین دال و نطفه میshy;بندد، تا شخصیتshy;های نقشshy;های بپذیرند و در ذهن به بار بنشیند. نقد شما بر غزل " منم که به عشق ...". در این غزل از ها حرف می زنید. "رنجیدن در با . که رنجیدن، از آن ِ است و حقیر روزمره، از آن ِ زاهد ریاکار." در این را در" ناتمامی" نمی ؟ بین و صور اسرافیل ؟ تا ، است این دارد. نهایت این جدال ؟ آدم ِ وابسته با عمومی به این و تضاد فکر نمی کند. شما می تلنگر بزنید. می خفته را کنید. می دانید وجه تمایز مهم شما با بسیاری از نویسندگان به در است. که بار بر دوش خود و خود قائل هستید. به به قدرت پیشگویی شما از یک مورخ هم بالاتر است. آیا ، یکه و می این مسوولیت را بر عهده ؟ من حرف شما را دارم. من از آن نیستم که میshy;گویند، هنر و وظیفهshy;ای در و و در پی به هدفی نیست. در این دسته، من همه چیز در ذهن است. به نظر من همه چیزِ محکوم به فناست به جز ذهنش. ذهن با آفریدن اندیشه، آن بود و زندگیshy;ها و دمshy;ها و بازدمshy;ها آفرید. از بشر است که مرگ را پس زد. از به نظر من، تمامِ یک حالت است و میshy;نویسیم و میshy;خوانیم و باورش یا نفیshy;اش میshy;کنیم به نسبتی که در ذهن ما اعتبار معتبر است. ذهن من بشری است. پس در همانطور که شما گفتید من در میshy;کنم. من، هدایت کسی به نیست. خط نیست. ترساندن و وعده و حتا نیست. من رساندن به است که ممکن است حتا نباشد. مهم ذهن به قدر وسع است. من سعیshy;ام را که را نگه که بویناک نشود. عمارتی از معناهایی که به آن رسیدهshy;ام، بسازم. هر کس دلش خواست به آن بیاید و ذهن من حتا اگر من نباشم، آن اگر شده داشت. من ذهن به به مخصوص خود و یگانهshy;ای است که به من است. دوباره حرف از است. بله حرف از بود. میshy;گویید؛ ناتمامی، تقابلshy;ها را روبروی هم به صف است و که ته صف هم ناتمام مانده است. در یکی از میshy;گوید: صوراسرافیلی که اعدامش و دهخدایی که بماند و لغتنامه اش را بنویسد. این بی بروبرگردِ دنیاست. همه قبولش کنند. از است. است و شانس این را باشی که تو رفیقت مسمط مرثیه ی "یاد آر زشمع یاد آر"، بسرایی. خیلی است به قول قدما این دم را غنیمت بشماری و حالش را ببری تا این که به نواختن صور و بمیری. این یکی از تقابلshy;هاست. ماندن یا رفتن؟ تسلیم یا مقاومت؟ این در باز هم خود را در : پناه و اشراق، سولماز و لیان، پدر و سولماز، و شمسایی و از همه انکیدو و گیلگمش. در ی به مدرنیزم پرداخته اید. و شاملو و سپهری. هر سه ساختارشکن. اید ، هاست. و ، بازتاب این است. می دانم جایگاه شما دارد. بهبهانی. به قول : " موی را اگر به شانه وا کنم / بسا خسته را زحلقه ها رها کنم" شعر هم نیست. این " نو شدن " نمی تبعاتی هم دارد؟ از پیله در آمدن رنج هم دارد. تا نداشته است آیا می توان او را رها کرد ؟ که نباشند، خروسی را که به بانگ برآورد ، سر می برند . نمونهshy;اش هم در آمده؛ صوراسرافیل. در قفسِ صادق چوبک هم مضمون است. دستی و تصادفی یکی را و به کشتارگاه میshy;برد. تا در قفس همه به این امر نیابند، آن دست و میshy;برد. امر تلخی است. زهر روزگارت را. در حمام رگ دستت را خواهند زد. اگر زودتر بدانی و بگویی، فرخی یزدیshy;وار درد دوختن لبانت را تحمل کنی. به آن که در قفس را در سرنگی تزریق کرد، را خرید. او قفس را کند. رنج باشد. فقط در قفس نوا سرداد و به و همshy;نوایی داشت. در ای اید دو جور در شعرهای تان است: آنی و ، تحلیلی و به زمان. اشعاری که صوری باشند، مخاطب، آنی لذت می برد. و اید سعی می پیوندی بین این دو نوع برقرار کنید. به توانایی این را که را به آنی سوق دهید. اما به عمد این کار را نمی و یا به می اندازید. در گویا اثر را سعی می تا آرام در ذهن ته نشین شود. مثل مثال کوه یخ ارنست همینگوی. این را اگر می شود توضیح به این ادراک اید ؟ پشتوانه مطالعاتی اید و یا غریزی فهمیده اید که گذاشتن، را فریب داد. در "عوارف المعارف" است " هر که دیدارش در تو اثر نکند گفتارش هم اثر کرد". به کاراکترهایی که در خلق هستند. دیدارشان است که گفتار ( و شان هم ) گذار هستند. این کاریزماست. کاریزمایی که در خالق اثر هم دارد. و بین و شدگی ی دارد. حرفتان را دارم. که " درشتی و نرمی به هم در به است" ، و در لایهshy;ها نشاندنِ و کردنش در کنار هم زیباست. بعد از متن لذت بصری را دریابد ولی لذت عمیق را در لایهshy;های زیرینshy;تر بگنجانی تا در به بار و کمshy;کم اثر کند. یکی از دوستانم ژانر بود. به من داد تا بخوانم و نظر بدهم. من از متن مهیج و پرتعلیقش لذت بردم. نام فامیلِ یکی از بود. شب در به او ای رفیق جان، به نام فامیلی داستانیshy;ات را در یک که قتلshy;ها در آن رخ داده، بگذاری چون رمانی قربانی به ذهن و در اختلال به میshy;آید. از شدم و حیرت کردم. این به ذهن من نیامده بود. اولیهshy;ی خوداگاه را فراگرفته بود و در رفته بود به ناخودآگاه. هم به این برخورده بود! واقعیت این است که شما میshy;فرمایید و بین و شدگی، حتما و که قلمرو است. نقدهایی بر شما شده است. یکی از موارد مهم، بحث و است. در ما با اساطیر، موقعیت های جغرافیایی، مشروطه و....مواجه می شویم. در نقدی که این درونی نشده است و مستتر در ، گل درشت به نظر می رسد. من معتقدم حجم در غبطه برانگیز است. می کند با ای واگویه ی روبرو نیست. این مقایسه بی جا اما در ی تبلیغات هم ما با این هستیم. که هر چه به شود و حجم کم امکان گذاری بیشتری بود. و بر عکس هر چه حجم از حجم ؛ روی است. آدم های کاریزماتیک الزاما آدم های با دانشی نیستند اما اگر آدمی " مطلع " ولی را " به موقع" خرج کند به جاذبه دارد. در تارو پود شما شده است با رویداد، که جزء لاینفک است. ولی من این است که این ؟ ؟ ؟ ؟ و قبل از و یا در حین ؟ به نظر من اثبات ای این است که ی به سینمایی ها ، منشی صحنه است. راکوردها ( تداوم روایتی ) حفظ شده است. می خواهم از دو نفر تشکر کنم. از که با آنها سهم این دو عزیز ارزشمند است. دکتر لیلا سید قاسم و ناهید مصرقانی . در مانند که چند نظارت و هشیاری و تمرکز بالایی حفظ و تمپو و حدِّ دلshy;انگیزِ تعلیق و باورپذیری ماجراها و خلق شخصیتِ و کلا با همدیگر می طلبد. خلق که از مهم و تاثیرگذارترین نمی صرفاً بر مبنای و و یا ی زیسته باشد. من داستانم پرونده میshy;کنم. هر کدامشان را با به و جزئیshy;نگاریshy;های را نیز همزمان با پیش میshy;برم. اینها از متن نزنند که با دقت به خورد قصه بروند. به این من معتقد به هستم و از بدون برنامه و طراحی، پرهیز میshy;کنم. راستش پراکندگی و اصطلاحا مدلِ دلshy;نوشته و ... با ذهن من ندارد. من از به این میshy;کنم. با این که به جهت کارم، با جنوب شهر داشتم، اما و لوکیشنshy;ها را با دقت و جزییات را ثبت کردم. پرینت مصاحبهshy;ی من با کار و معلمان و کارکنان مراکز کار، پانصد صفحهshy;ی آ. بود. اما ناشیانهshy;ترین کار آن است که به دست را خام و نپرداخته بریزی توی داستان. پردازش و با اندیشهshy;ی مرکزی هماهنگ است و به کار میshy;خورد شود و بعد از همه آن که با همراه شده و تبدیل به قصه شود. که با موتورهای فراوان همه جا است و این ظرفیت قصهshy;سازی است که را خواندنی و پرکشش میshy;کند. به مثل بافندهshy;ی بعد از و به روی دار، به امر مهم برسی. که قالی و که نقش میshy;شود. فقط نقش آخر را ببیند، اینکه به این طرح است و چه مراحلی را پشت سر گذاشته، است که را جان به لب رسانده و اگر وسوسه را و سعی کند این فرایند را به چشم بنشاند و به او دهد که چه مرارتی کشیده، از متن میshy;زند و این است که بازنده بود. وسوسهshy;ی مظلوم نمایی را در و به لبخند بزند و آه و را فقط نگه دارد. بیshy;رحمshy;تر از آن است که دلش به حالِ مرارتِ بسوزد. پرسیدهshy;اید: این فرآیند قبل از است یا بعد از آن؟ هم قبل و هم در حین نگارش و هم بعد از اتمام و هم هنگام بازنویسی. است که از نظر من بگویی کارم با آن شده است! فقط یک را و نخshy;های اتصال به دار را میshy;بُری و و چون از نظر من، وسواسِ پرداخت، تمامی ندارد! را و لولهshy;اش و به ناشر تحویل که به بارگاه مخاطب. تا چه افتد و چه در نظر آید. رنگ تان فوق العاده است. رنگ - قبل از شناخت - به بینی و گسترده می طلبد. نویس مبتدی کند با رجوع به لغت بشود این چیدمان را کند. اما رنگ در هستی شناسی و درک کلی دارد. در این چه توصیه ای به های جوان ؟ هر اما به رنگ خاصِ خود، و در متن بگیرد، رنگshy;ها به طیف. که رنگ بنفش، طیفی از رنگshy;هاست. هم در دو رنگ است. یکی که اول به چشم و در دلش. رنگshy;هایی که او حامل آنهاست و در اثر آن رنگshy;ها، به این است. آن طیف رنگ جهانبینی است و جاست که به مرحلهshy;ی سرریزِ انباشت است. اگرچه را میshy;نمایاند اما بداند، می داند چه آبیshy;ها چه دریاها و چه آسمانshy;ها در دلِ این است. شما دقیقا میshy;گویید، رنگshy;آمیزی در هستیshy;شناسی و درک و دریچهshy;ی به فردی که به گشوده است و این است که طیف رنگ را هیچ زرد و نارنجی که از سرخ ِ غروب و طلوع خورشید، بهره نبرده، باشد. این نگرش و جهابینی است که در متن طیف را و به معنای رنگارنگی میshy;کند. به همنوایی ِ طیفshy;ها، خواند و دید و نوشت تا به و آن را پیش از دیکته به کسی، اول زیستش کنی. هم در راستای به درک ای از ؟ از پس چهره ی و شرقی تان، روح و مکاشفه گر و عصیانگر نهفته است. می کنم اگر نبودید ، چریک می شدید! تصحیح که من و من نرفتهshy;ام. این من فرصتی بود تا تجربهshy;ی زیستهshy;ی جهانshy;بینیshy;های را از ببینم و انبان خویش را از این گذر، پر کنم. کهن الگوی من است؛ زنی جنگجو، هدفگرای مطلق، پیshy;گیر، رقابتshy;جو، کلهshy;شق، آرمانshy;خواه و به او لقب خدای المپ را دادهshy;اند. بنا براین ویژگیshy;های برافکن! در تایید حرف شما که خدا را شکر که در خانوادهshy;ی چگوارا نیامدم! چون در رقابت با او بر سر فداکردنِ خود و تراژیکshy;تر و سریعshy;تر و چریکshy;وارانهshy;تر مُردن، چند بار از او بودم! که بر این دارم، که الان، کمان و قلم، را زمین گذاشته و را چسبیده است!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دنیل استیل همچنان میان آمریکایی‌ها محبوب است

دنیل استیل همچنان میان آمریکایی‌ها محبوب است


به خبرگزاری (ایبنا) به نقل از های در (15-21 اکتبر) از بی چون و اصلی های ماجرایی دن و دارد. این از های ای و کنندگان و همچنین های مستقل گرفته شده است. ، دن بسیار سریع به اول ها راه یافت. در براون، نشانه شناس ماهر دانشگاه هاروارد 24 ساعت وقت تا ماجرای پر از را کند. در و رخ می دهد. اما این بار را با خود به خود به شهر در می برد. شهر است که را می کند. هرج و مرج می شود و بار حل از و موش ها و آدم ها جان بک کمک تا را کند. راز طی پنج روز خود در نیز 100 و پیش می شود به این رو به جلو دهد. قصه شاه 70 در دوم ها دارد. که قصه عشق مردی به یک پری زیبا را می دهد، یازده روز پیش وارد شد و مورد استقبال گرفت. استفن کینگ، مشهور ژانر وحشت با در رده سوم های این دارد. داستانی است که با اوون به نگارش درآورده است. قصه که به می و نمی شوند. دانمشندان در حال انجام آزمایش علمی و محرمانه هستند و سرنوشتی شوم در انتظار است که از این می شوند. حق تبدیل به اقتباسی تلویزیونی با همین نام پیش از انتشار خریداری شد و است فیلنامه سریال را نیز و بنویسند. آتش کن در چهارم های دارد. آتش جلدِ سوم از سه است. پیش تر های های و جهان بی پایان به ترتیب در سال های 1989 و 2007 از این سه شده بودند. این در نیمه دوم قرن شانزدهم اتفاق می افتد؛ زمانی که الیزابت تاج و تخت پادشاهی را به دست آورد. این موضوعاتی چون تشنگی رسیدن به قدرت، دام ها و فریب ها، پیمان و رابطه و چینی های بی اندازه را در بستر حوادث روایت می کند. های به زبان فارسی در نیز موجود است. طاهره صدیقیان این را و با نشر روشنگران و مطالعات زنان کرده است. بیخیال نشو هارلن کوبن، آثار در پنجم ها داد. در اثر خود به خواننده می دهد که چگونه رازهای بزرگ و دروغ های کوچک بنیان خانواده و حتی یک شهر را سست می کند و به ورطه نابودی می کشاند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
راز تفاوتها در خلقت

راز تفاوتها در خلقت


چکیده یکی از چالش انگیز در تفاوتهای تکوینی در است که از دیر باز، دیدگاههای متفاوتی در مورد آن شده است. علل این در از نظر اهل بیت: حل این در ای دارد. متن که بر درس های مرحوم محمدحسین عصار تهیه شده، درصدد تبیین این است. مقدمه در عدل1[3]گفته می شود: & و عطا به هر ذی حق، حق او را& . ظلم را نیز & پایمال و تجاوز و در دیگران& می دانند. در بحث ها در و از و به یا را نیز از می دانند. این بحث از این است که اگر در یا یا همه به متعال، فیاض علی الاطلاق است. مثل این که شما همه ظرفها را در یک بدهید، همه پر شوند و هست و آب هم فراوان، ولی ظرف از این جا ندارد. به گوییم: چرا خدا می گویند: بخاطر به هر کسی به هر داشته، است. سؤال می شود: چرا ظرفیتش این می گویند: اگر بود، خدا می داد. ما این را مصادره به مطلوب می دانیم. می پرسیم خدا که یا بخیل چرا کم یا می می گویند: این است که این باشد. & جهان& را دو می کرد: یکی خدا را به این در است. ولی یک وقت می گوییم: این طور در ندارد. یک می گوییم: خوب و است و چون این کار را می کنید. هست شما و این و شما هم نمی آن را عوض کنید. عدل از اهل بیت: از مهم و از این است که در کار نیست. در می خوانیم: "یا قبل استحقاقها." اگر به به هر کس است. اگر به طلب هیچ کس حقی بر خدا ندارد. این را می دهد و را تا این حد می دهد و به کسی هم آن می دهد. و بشارت های قرآن این است: "تعز من و تذل من (آل 27) "یضل من و یهدی من یشاء" (نحل، 93) این آن است که در کار نیست. اگر در کار "تعز من و تذل من ندارد. "و ترزق من بغیر حساب" (آل 27) یهب لمن اناثاً و یهب لمن الذکور (شوری، 49) هر کس را عقیم می هر که را پسر یا دختر می دهد. اگر معنا که هر کس را و هر که را نخواهد، ندهد. پیام آیاتی که ما را به و کار خیر می این است که: باشید، اگر خواستم به تو می دهم و اگر نخواستم از تو می گیرم. از خدا نداری. اگر خدا می دهد به فضل اوست، باش که اگر تخطی کنی، از تو می گیرم. اگر می خواهی، بیا کن، به تو می دهم: و قل رب زدنی علما (طه، 114) به پیامبری که بی می گوید: کن، بگو علمم را کن. بر این است و ما هم در دعا و درخواست، این است که می توانیم بهتری از این باشیم. چه را می بینیم که می گویند: فلانی حیف شد، استعدادش از بین رفت، پدرش درگذشت و مجبور شد برود بازار کار در که اگر درس می خواند قابلی می شد. از این نمونه ها است که هر کسی می کند که می از این باشد. ما را بر وجدانیات می می گوید: ببین! من جوان با را به حکمتی ویژه، در سنّ جوانی جانش را می گیرم. و گاه می شود که فلان که هیچ نداشت، در اثر و من به او و این قدر کرد. اگر خوف و رجا از بین می رود. بر اگر من شدن خدا می کند. اما اگر خدا هم نمی دهد. در ما و بر "یا قبل است. اگر شکر خدا ندارد. حسین(ع) در به می دارد: تو با من این کار را نمی من داشتم. من صبح می در که عده من در هستم. پس شکر! که من در که من هم می شد شوم. من که در هستم. من در روز را می کنم که فکر و حال و من هم می شد جزء باشم. شکر! به من لطف که جزء نیستم. این که ما و از آن همه به لطف نه به ما. را می تا به ما دهد و ببین! را نمی و شکر نمی کردی. یک روز از تو می تا شوی. می عجب و را نمی دانستیم. اگر می به یک علم و تا او حرف بزند. لذا نیست. به امر خدا به می دهد. ها به نه از که فیض است که از می ای که و هر ظرف به پر می شود. ما می را پس از است. به است که می ولی هر و پس از خدا و به است که می شود. به که شده و به خدا شده است. به خدا در اول این و باز است که اگر این را و از بین یا به آن بدهد. که هر و و آن آن ذات است و شی و و به است. آن هیچ ندارد. خدا به آن این از را است و که در سال 1338 از نسل به و اسم او را می و این را به او می دهم. در جا، اگر دلش می را صد می کرد یا می کرد. که نیز می در آن و آن را کم یا کند و این به دست خدا است. فِی فِی مَن (آل 27) به هر کس به هر می دهد. و تُمیت. کُن (بقره، 117) رسول(ص) به علی(ع) فرمودند: در "بسم این را ادا کند: "من قال عند ثلاثا: ما و ما فقد صلی الف (بحارالانوار ج 84، ص 178، باب 9، النوم) هر کس این را سه بار و دارد. خدا هر را می کند. اول اما اگر می این طرح را ده شکل عوض می کرد و نداشت. اگر می در ای به که غنی یا باشند. می از ای که از باشد. یا از او را به آورد. شکر ما از خدا به جهت است. تو که من در ای به و اگر از نسل یک به می مگر می مگر من تو که من را در این و در این و در این دادی. بر بگوییم: خدا. می فرماید: از من من - )، بحث و ندارد. ما به فقر بی نهایت. هر چه به ما باز هم و هیچ جا فقر ما نمی شود. پیامبر(ص) که و از است. مثل این که یک نفر و گرفتاری او به ولی کسی ده گرفتاریش از نوع است. اگر کسی مسئول پنجاه نفر احتیاج بیشتری و به تضرّع کند. از وحیانی ندارد. در می کند که چون شب می خوانید خدا به شما بدهد. در پاسخ این کلام گفت که خواندن هم به لطف اوست. چه کسی سلامتی به چه کسی به عقل و بینش چه کسی به او نورانیت که گفتند شب زود می پذیرد؟ ما به نصیحت می و هیچ فایده ندارد. اما به یک نفر یک می گویید، با گوش جان می پذیرد. به ای که خداوند، گوش قلب او را گشوده است. در روایت هم آمده که هر کس خیری گوش قلب او را می گشاید و او از به آن عمل می کند. تا می اول وقت، بلند می شود و نمازش را اول وقت می خواند، به آن که گوش قلب او باز شده است. نزد مسیح(ع) می رود و می گوید: تو هستی، مرده زنده می کنی و .... می گویند: نه. خدا کرد. می کوشد که به کند که تو در خدا کسی هستی. ولی چون او به عصمت خدا معصوم متوجّه می شود. ما نباید بابت هیچ عملی خود را از خدا طلبکار بداند. گفت: کردم، پس جزایم را بده. ما در هیچ گمان نکنیم که داریم، همه از فضل و لذا منّان بر ما منت دارد. از پیامبر(ص) کسی بالاتر هست؟ رحیم به او می فرماید: کن تا به تو بدهم. ناله های انبیاء و اولیا چه بود؟ آن که هر کسی در می بیند که می از این و فضل و عنایت حق متعال بی به اوست. از او که به اش از به من یا را که نگیرد. می که این را از من مگیر، با من به کار خلاف مستحق عذاب هستم. این بحث کلیدی جهت اهمیت که خوف و رجا در بندگان پدید می و را متذکر این نکته می کند که بالذات است و هیچ از خود ندارد، هر چه است که به فضلش به او و می دهد و تفویض نیست. لذا شکرگزار بود که این در اثر گناه و پرده دری به نعمتت بدل نشود و تنها وسیله در این باب، تضرع و استجاء به ذوالفضل است. ها یکم الف. های به تفضل نه انسان. 1. فَصَلِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْمِلْنِی التَّفَضُّلِ، وَ لَا تَحْمِلْنِی بِعَدْلِکَ الِاسْتِحْقَاقِ، فَمَا رَاغِبٍ رَغِبَ فَأَعْطَیْتَهُ وَ یَسْتَحِقُّ الْمَنْعَ، وَ لَا سَائِلٍ سَأَلَکَ فَأَفْضَلْتَ وَ یَسْتَوْجِبُ الْحِرْمَان. (صحیفه 13 ص 70) 2. یَا بَکَیْتُ تَسْقُطَ أَشْفَارُ عَیْنَیَّ، وَ انْتَحَبْتُ یَنْقَطِعَ صَوْتِی، وَ قُمْتُ تَتَنَشَّرَ قَدَمَایَ، وَ رَکَعْتُ یَنْخَلِعَ صُلْبِی، وَ سَجَدْتُ تَتَفَقَّأَ حَدَقَتَایَ، وَ أَکَلْتُ تُرَابَ الْأَرْضِ طُولَ عُمُرِی، وَ شَرِبْتُ مَاءَ الرَّمَادِ آخِرَ دَهْرِی، وَ ذَکَرْتُکَ فِی خِلَالِ یَکِلَّ لِسَانِی، ثُمَّ أَرْفَعْ طَرْفِی آفَاقِ السَّمَاءِ اسْتِحْیَاءً مَا اسْتَوْجَبْتُ بِذَلِکَ مَحْوَ سَیِّئَه وَاحِدَه سَیِّئَاتِی. (صحیفه 16 ص 82) 3. وَ کُنْتَ تَغْفِرُ لِی أَسْتَوْجِبُ مَغْفِرَتَکَ، وَ تَعْفُو أَسْتَحِقُّ عَفْوَکَ فَإِنَّ وَاجِبٍ لِی بِاسْتِحْقَاقٍ ، وَ لَا أَهْلٌ بِاسْتِیجَابٍ، إِذْ جَزَائِی فِی أَوَّلِ مَا عَصَیْتُکَ النَّارَ، فَإِنْ تُعَذِّبْنِی فَأَنْتَ ظَالِمٍ لِی. (صحیفه 16 ص 84) 4. إِنَّ أَحَداً لَا شُکْرِکَ غَایَه حَصَلَ إِحْسَانِکَ مَا یُلْزِمُهُ شُکْراً. وَ لَا مَبْلَغاً وَ إِنِ اجْتَهَدَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقَاقِکَ بِفَضْلِکَ فَأَشْکَرُ عَاجِزٌ شُکْرِکَ، وَ أَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ لَا یَجِبُ لِأَحَدٍ تَغْفِرَ بِاسْتِحْقَاقِهِ، وَ لَا تَرْضَى بِاسْتِیجَابِهِ فَمَنْ غَفَرْتَ فَبِطَوْلِکَ، وَ رَضِیتَ فَبِفَضْلِک. (صحیفه 37 ص 162) 5. إِنَّکَ تَفْعَلْ ذَلِکَ- یَا إِلَهِی- تَفْعَلْهُ بِمَنْ لَا یَجْحَدُ اسْتِحْقَاقَ عُقُوبَتِکَ، وَ لَا یُبَرِّئُ نَفْسَهُ مِنِ اسْتِیجَابِ نَقِمَتِک. (صحیفه 39 ص 170) 6. وَ وَ غَذَّیْتَنِی غِذَائِی وَ بِفِعْلٍ وَ لِکَرَمِکَ وَ جُودِک. (کافی، ج 2 ص 595) 7. وَ وَ وَ بِعَمَلٍ وَ وَ جُودِکَ. (المزار، مفید، ص 157) 8. یَا مُبْتَدِئاً اسْتِحْقَاقِهَا. (دلائل الامامه، ص 552) 9. ابْتَدَأْتَ بِالْمِنَحِ فَاخْصُصْنِی بِتَوْفِیرِهَا وَ إِجْزَالِهَا. (مصباح و ج 1؛ ص137) 10. وَ قَدْ قَصَدْتُ بِطَلِبَتِی وَ تَوَجَّهْتُ بِحَاجَتِی وَ جَعَلْتُ بِکَ اسْتِغَاثَتِی وَ بِدُعَائِکَ تَوَسُّلِی لِاسْتِمَاعِکَ وَ لَا لِعَفْوِکَ لِثِقَتِی وَ سُکُونِی صِدْقِ وَعْدِکَ وَ لَجَئِی الْإِیمَانِ بِتَوْحِیدِکَ وَ ثِقَتِی بِمَعْرِفَتِکَ لَا لِی غَیْرُکَ وَ لَا إِلَهَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَک. (مصباح و ج 2؛ ص583) 11. یَا مَالِکِی وَ مُمَلِّکِی وَ مُعْتَمَدِی الْجِسَامِ اسْتِحْقَاق. (المزار الکبیر (لابن المشهدی)؛ ص177) 12. هَذِهِ اللَّیْلَه الْعَظِیمَه الْحَمْدُ عَصَمْتَنِی مَهَاوِی الْهَلَکَه وَ التَّمَسُّکِ بِحِبَالِ الظَّلَمَه وَ الْجُحُودِ لِطَاعَتِکَ وَ الرَّدِّ عَلَیْکَ وَ التَّوَجُّهِ وَ الزُّهْدِ عِنْدَکَ وَ الرَّغْبَه عِنْدَ مَنَنْتَ بِهِ وَ رَحْمَه رَحِمْتَنِی عَمَلٍ سَالِفٍ وَ لَا لِمَا صَنَعْتَ بِی وَ اسْتَوْجَبْتَ الْحَمْدَ الدَّلَالَه الْحَمْدِ وَ اتِّبَاعِ أَهْلِ وَ الْمَعْرِفَه وَ التَّبَصُّرِ بِأَبْوَابِ الْهُدَى وَ لَوْلَاکَ مَا اهْتَدَیْتُ وَ لَا عَرَفْتُ وَ لَا سَلَکْتُ سَبِیلَک. (إقبال ج 1؛ ص160) 13. أَجِبْ دُعَائِی وَ تَقَبَّلْهُ وَ لَا تَحْرِمْنِی الثَّوَابَ یَا مُنْعِمُ بَدَأْتَ وَ السُّؤَالِ فَکَذَلِکَ إِتْمَامُهَا بِالْکَمَالِ وَ الزِّیَادَه فَضْلِکَ یَا ذَا الْإِفْضَالِ [ذَا ] یَا مُفْضِلُ لَا فَضْلُکَ هَلَکْنَا تُقَصِّرْ عَنَّا فَضْلَکَ یَا مَنَّان. ( ج 1؛ ص524) 14. مَوْلَایَ الَّذِی جُدْتَ وَ أَهَّلْتَ بِتَطَوُّلِکَ غَیْرَ مُؤَهَّلِیهَا یُعَازَّکَ مَنْعٌ وَ لَا أَکْدَاکَ إِعْطَاءٌ وَ لَا أَنْفَدَ سِعَتَکَ سُؤَالُ مُلِحٍّ أَدْرَرْتَ أَرْزَاقَ وَ تَطَوُّلًا عَلَیْهِمْ وَ تَفَضُّلا. (جمال ص59) 15. یَا إِذِ ابْتَدَأْتَنِی وَ غَدَوْتَنِی بِنِعْمَتِکَ لَهَا وَ لَا مُهِینٍ لِی وَ تُکْرِمُنِی فَبِکَ أَعْتَزُّ فَأَعِزَّنِی وَ أَلُوذُ تُهِنِّی. (جمال ص75) 16. وَ کُلُّ مَا أَوْلَیْتَنِیهِ هُدًى وَ صَوَابٍ فَعَنْ وَ لَا وَ أَکُنْ لِشَیْءٍ مِنْهُ بِأَهْلٍ وَ إِنَّمَا طَوْلٍ وَ فَضْل. (المجتنى من الدعاء المجتبى؛ النص؛ ص31) 17. یَا بَدَأَ بِالنِّعْمَه وَ الْفَضِیلَه اسْتِیجَابِهَا. (مهج الدعوات و منهج العبادات؛ ص 179) 18.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 21 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
ساوه کتاب دارد

ساوه کتاب دارد


ایران(ایبنا)_مجید جلیسه: ربانی، شکوهی، نائینی و از جمله این های شهر که به ها و های این شهر به بیش از 10 برسد. با 220 نفر که به هر 22 نفر یک که این و و با و دانشگاه های مختلف یکی از محروم ترین شهرهای از است. از های نیز وضعیت به همین منوال است 10 که یکی در زندان و یکی در بیمارستان و یکی هم در روستای نوبران -یکی از بخش های شهر - است. و این هم به هر 22 نفر یک که از است. در و این ها و در در در ام و که این را می لطف و اگر در دهند. شد که به در شهر با بیش از 10 سال که به است. این در 5 و یک هم در حال با 600 متر 17 با و شهر و شهر شد. به با عشق و ای که به و شده اند تا یکی از های را در این شهر کنند. در جمهوری، نبش جمهوری 11 که از موقعیت جغرافیایی تقریبا در شهر است. این ساختمان با نمایی آجری و قرمز تداعی کننده تهران است و نوع ویترین و شکل ورودی آن نیز تا حدی شهر است. وقتی وارد میشوید، رنگ سرامیک کف هم همان رنگ و لعاب شهر را دارد. اتفاقی که از روانی شما را در تحت تاثیر داده و به شکلی حس در شهر را میکند. کم شهرکتابهایی که اصلا به و یا شهرکتابهای و بعید میدانم که قانونی شکل و فیزیکی داشته باشد اما به هر صورت یک هارمونی سخت و نرم در شهرکتابها بیشتر می تواند زنجیره ای بودن های شهر را نماید. که استانداردهای حداقلی یک را داراست. چشم نواز و زیبا که به خود که ماحصل تحصیل در رشته معماری است و دانش و و زیبایی شناختی شخص است. هم کف این به التحریر، هدایا و و نیم اول آن تماما به کتابهای و سی دی های صوتی است، در بخش انتهایی آن نیز یک کافی شاپ کوچک که برخی از کلاسها و نشستهای این شهر در این بخش میگیرد. طبق است که جابجایی در این فضا شود و بخش به تا میزان بیشتری در این فضا گیرد. واقعا با همه و سختی که عمدتا هم با شهرداری و بیمه است اهتمام به چنین پروژه وقعا جای تقدیر و تشکر دارد. و باید به و دستمریزاد گفت. ایجاد فضایی فرهنگی با محوریت که امکان لذت بردن از خرید و مطالعه را مردم شهر به ارمغان آورده است. این با ویژگی های خوبی که قطعا اتفاق بزرگ و مبارکی و شهر هست. و حالا می توان گفت که نه فقط بلکهاین شهر، هم دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نمی‌توان با نوشتن به سبک گذشته بچه‌ها را جذب کرد/ جذابیت کتاب باید با بازی‌های رایانه‌ای برابر باشد

نمی‌توان با نوشتن به سبک گذشته بچه‌ها را جذب کرد/ جذابیت کتاب باید با بازی‌های رایانه‌ای برابر باشد


خبرگزاری (ایبنا)-رویا منوچهری: پدر و وقتی می هیچ به به غیر از های که هم از روی نمی دهد؛ با تأسف سری تکان می و می گویند به سن تو که بودم دست کم ای یک می خواندم. چه چرا کتاب- به های ایرانی- این قدر اگر از شود به که چه می آیا با آن را یا با چند اول شده و گوشی شان را به دست می گیرند و به این فکر می دفعۀ بعد یک اسباب بخرند که هم بتوانند با آن سرگرم شوند؟ کمی عقب تر برویم؛ که ها، گل کوچک و خاله بود و هیجان، رفتن به پارک و سرسره بازی. سی سال پیش، بینوایانی بودند که آرزوهای بزرگشان را در عجایب جست وجو می کردند و همسفر هاکلبری فین تا جزیرۀ گنج می رفتند و را در قصه های مجید می دیدند. اما نسل امروز، نسل جادوی نسل و چت و چه می که و را فقط در جست وجو می کند. و راه به را با هیچ چیز حتی غذا هم عوض نمی و های زیر های شان است. که پدر و هم آن قدر که ای یک را هم ورق نمی زنند. جذب این نسل به سخت و کار ها سخت تر شده است. با حتی به نوع که می است. نمی به نوشت. اگر می نسل را به شود که را کند. با شود و با های ای و باشد. به قول سیستانی: گشت و کهن شد اسکندر/ سخن نو آر که نو را دگر در این دست به قلم شده اند. راه حل می و به شده می تازند. که و ما به سمت های روی اند. که حتی را یدک می کشند. آیا به یک به این که با ما راه حل ای است و را می به جای فکر به به قلم کسی که را با هر و خود کند. اشتباه نکنید اینجا سخن از نیست. نه طرد های و نه از هیچ یک و پسندیده نیست. اما چه روی داده است که کهن و غنی ما، از ها و متل ها و لالایی ها تا و اندرزنامه ها و حکایت نامه ها و سفرنامه ها که گواهی پیشینه ای نزدیک به سه هزار سال دارد، در ادبیاتِ بسیار جوان تر غرب این چنین مهجور و ناتوان به نظر می رسد؟ شاید یک مقایسه بتواند از های ما را دهد. از نیمه دوم قرن نوزده، که نو در غرب شکل سه الگو آن تعریف شد: 1-پرورش 2-بافت زیبایی شناسانه ی اثر 3-گسترده دامنه و سامان دهی روانی پس از آن دانشمندان معطوف به زندگی و رفتارهای شد و تا در غرب آرام به سمت رشد و گام برداشت. اما در ایران، نو که از مشروطه شکل الگویی آشفته و پراکنده دارد. گسترش های و سیاسی به و رشد فرمایشی دو از این آشفتگی هاست. تا سا ل های طولانی به بسته بودن جامعه و سانسور و های متفاوت از نمادین، عنصری به نام آزاد در پا نگرفت. از این از انگاری از نگاه پدید آورندگانش دارد. به این ترتیب عدم وجود دقیق و درست و کورکورانه و بی بهرگی از خلاق سبب شد که چشمگیری نداشته باشد. خوشبختانه چند دهه ای است که با تشکیل شوراهای طرح و و نظارت بر و افق های ای پیش روی این حوزه شده است. ولی ارزشمند در این است. با سفر کوتاهی به فروشی های سطح شهر آنچه به چشم می آید یا شده ای که در جزئیات آن تغییراتی و صورت گرفته، یا های مشهور که تفاوت شان در اسامی مترجم روی جلد به طوری که تألیفی در میان احساس غربت می کنند. معمولاً های شده از گلستان و بوستان و شاهنامه و مثنوی و منطق الطیر و ... ها در اولویت دارد. اما ای که از این دست را است و او را مجذوب قصه های شیرین دیده بار دوم و سوم هم می تواند را مند به های ببیند؟ نسل جدید مخصوص خودش را و طبیعی است که در پذیرفتن کهن با دشواری روبه رو شود. اما و هم راه حل این مشکل نیست. کهن را داد. چرایی رویدادها و پیامدهای مطلوب و نامطلوب را ارزیابی کرد تا بتوان از های نسل معاصر را با آن داد. تعداد انگشت شماری از خوبمان که با به مخاطبشان، های کهن را به و بازآفرینی اند و با اقبال عمومی هم مواجه شده اند. عزیزمان به این های خوب دارد. با های و کشف و شهود در این شاهکارهای ادب فارسی، طرحی نو دراندازیم. خلق پیرنگ های امروزی تر و ماجراهایی که در کنونی می افتد، با حفظ جهان شگفت انگیز ها، به یقین تأثیر را در جذب مخاطب گذاشت. مخاطبی از هر دیار و با هر و رسوم که دوست داشتنی با فراز و فرودهای اش شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
واکنش‌ها به برگزیده جایره بوکر 2017

واکنش‌ها به برگزیده جایره بوکر 2017


به (ایبنا) - این روزها از اینکه به است. نگارش رمان بین مرگ و با است. صبح روز مهم دومین سال متوالی به یک و ساندرز، خوش شانس بود که به جز او دو را در خود جای بود. در این می نویسد: بین مرگ و 10 به است و این در مقایسه با 50 ای پاییز آلی اسمیت پایین است. قطعاً با این چشم گیری خواهد داشت. همان طور که آدم ، سال پس از 65 درصد یافت و بیش از 360 به است. از منظری به 2017 می نگرد: با این به که به سمت شدن پیش می رود. پیش از این نیز و نشر از سه در گله و با این و آن بی اند. هم از قول که پیش از این شده می نویسد: من هم را اما به های وضع شود. چرا و در را ندارند. ها در را می کند. اگر به در می دهد درباره ها در این تجدیدنظر کند. لولا یانگ، این در مراسم اعلام 2017 تأکید کرد که بودن تأثیری در انتخاب نداشته است: صادقانه بگویم ما اهمیتی نداشت. ما فقط خود و آنچه به ما می دارد. اصلاً مهم نیست. پست است این راه یابی و ها نه به گمنام و ناشران بلکه به ضربه می زند. تایم به نقل از پست می نویسد: به عنوان یک نگران از دست دادن تنوع فرهنگی باشیم. همه ما خوب می دانیم که آستر، فریدلاند و و اند. بسیاری از شدن انتقاد می کنند اما این بدان معنی که ها از این موضوع هستند. شدن فرصت کشف و لذت از نویسندگانِ مان را از ما (خوانندگان آمریکایی) می گیرد! مطرح شدن این موضوعات سبب نمی شود از مهمی که است نباشد. خود وی در این می گوید: هنگام بین مرگ و متعجب بودم. نمی کردم که در حال هستم. هنوز هم نمی کنم. هر بار ای می گیرم یا از من می شود شجاعت بیشتری به دست می آورم. در از وی می نویسد: او از واقعیت و خیال به شکل هنرمندانه ای اتفاقی تاریخی بهره است. بین مرگ و و مرگ ویلیام لینکلن، پسر سابق را می کند. مشغول جنگ های داخلی است که بر اثر حصبه جان خود را از دست می دهد. پدرِ غمگین و خسته دیدن به می رود و ارواح به او از در پس از مرگ می گویند. 58 ساله اهل تگزاس است، در می کند، و محبوبی در ژانر است و بین مرگ و وی به حساب می آید. وی خود را بر اساس گزارشی از ، شانزدهمین در و در کنار جسد است. در فوریه سال 2017 شد و به جایگاه نخست پرفروش های نیز رسید. چندین مجموعه از در بازار نیز موجود است. دهم دسامبر با مرضیه خسروی در نشر چشمه و یک حکومت و رعب آور با فرشاد رضایی در نشر ققنوس شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سناپور:بسیاری از نویسندگان و ناشران مخالف ویرایش آثار داستانی هستند/حسینی:جریان نشر ما جریان حرفه‌ای نیست

سناپور:بسیاری از نویسندگان و ناشران مخالف ویرایش آثار داستانی هستند/حسینی:جریان نشر ما جریان حرفه‌ای نیست


به گزارش (ایبنا)، روز 28 مهر هم از هم های با سخنرانی و شد. مجری این و بود و از و مترجمان فرزانه طاهری، بلقیس سلیمانی، فرشته علی و... نیز داشتند. را به سوی سوق می دهد در ابتدای با طرح سوالاتی از سخنرانان نظر خود را و چگونگی و تعامل و کنند. این گفت: در ارتباط بین و است را به سمت در و از این به یک و سوق دهد که به متن و غنا و آن را به کند. این با به و داد: به مثال مکس پرکینز، افسانه ای امریکایی با کشف نویسندگانی مثل همینگوی، فیتزجرالد و توماس وولف نسل جدیدی از را به نشر و دنیا معرفی کرد. نقش رابرت در کشف و تبصره 22 جوزف هلر بر کسی پوشیده نیست. که از بزرگترین در دوم قرن بیستم از جان چیور، دوریس لسینگ و را و چند هم است. با به و ای در افزود: ها از آن است که و با و و خود را و را اند. همه ما و هوشنگ بر چند و مهم ایم. یا های که نقدها و پیشنهادهایشان در شکوفایی استعداد ولی کم و کیف این و پیشنهادها ما روشن نیست. رفته ها و های به جای جمع ها و های راهنمای شد. ظلمت در نیمروز آرتور کوستلر با بر این که بیش از دو دهه است که گروهی از اساتید و به در این ها مشغول اند و از تر اصول و را در چنین آموخته کرد: بتوان را که در این ها انجام می شود و یا دست کم سنگ بنای محسوب کرد. چند این ضرورت را اند که نخستین گام ها را ویژه به و بردارند و کارشناسانی را به طور ارزیابی، و به کار اند. ضرورت، شورای فنی را بر آن تا این را در کند. سخنران اول گفت: های فراز و فرود شکل گرفتن نشر در و از با بزرگان قلم خاطرات دارد. نام با نام گره است. او که اش با این نشر در سال 1342 شد. کار خود را با به شد و تا و پیش رفت. در در این بیش از 50 جلد را در های و کرد. از مهم چه یا زیر نظر او شده و در و نقش است. در کرد: بعد از در سال 1360 نشر نو را گذاشت. بود که نشر نو کرد و یک ده از آن رفت. از مهم در سال های نشر نو است که چاپ آن در سال 1376 به آمد و تا سه از آن را است. در را جلو در سخنانش خود با در نشر گفت: که در یکی از های نادر بود. به آن ایراداتی که و حتی با من قهر کردند. بعد از آن تا سال ها نداشتیم تا ابراهیم یونسی با من تماس و از من دوستش (احمد محمود) را بخوانم و ببینم چاپ هست یا نه. من آن را که ها بود و خواندم. به اصطلاح کار تمیزی بود. ده دوازده توی دست بردم. ساختارش که نقصی نداشت. از اینجا با آشنا شدم. این کرد: من با کرد تا و بعد هم که من نشر نو را راه انداختم، ای که پرسان آمد ما بود. را آورد. در آن یک شهر و ها را چاپ نمی کردند. از من من در نشر نو منتشرشان کنم. اینطور شد که ما با تا که نشر ما را تمدید نکردند و ممنوع القلم شد. نشر نو داد: یک بار هم شهرنوش پور به نشر آمدند. آن ما الفبا را هم می کردیم. من به ناشر، رابط بین و و از سگ و پور را بخواند. این را و کرد. پور هم کرد و این شد. در کرد: بعد از پیش من آمد. از قبلاً شراب خام را در بودیم. بعد جاوید را من فرستادند و چاپ کردم. در نشر نو در را آورد. اسم این اول پر کن پیاله را بود؛ با الهام از شعر فریدون مشیری. من را ndash; نه به به ndash; و یادداشت برایش نوشتم. یکی از انتقاداتم به این این بود که از فضا و حال و هوای جنگ زده مان در آن نگفته بود. این نشر کرد: من از خواستم را نکشد و در نگه دارد. هم کردند. بعد هم در را که آن را هم کردند. این را هم خواندند و پسندیدند. هم را تر دانستند. بعد از ها این را سمبلیک دانستند. را زن و شمردند در که این تا حدی به دست آوردن رضایت مشتریان بود. با به 62 گفت: این را به من اسم و من این نام را به دادم. من سعی می به نثر دست نزنم، جز در که می لحن از طبیعی آن خارج می شود. یکی دو صحنه از هم که همه را پذیرفتند. در کل کار با بود. نشر نو اش با رضا کرد: با هم و بعد از چه را به من سپردند. هم به که در یکی از ها از من با اسم الف.خوشبین کردند. در با به عدم به در و های کرد: در حال سعی می کنم از همه نوع از همه تا روشنفکر. یکی از که در این من را رنج می دهد های آنهاست. در که در را جلو ببرد. به کار غلط های و نیز یکی از از جهل یا بی در این دانست. عقل ها و های را می در بخش با به گفت: های می دهد که حتی ما خود را و نظر یا به می سپردند. من فکر می کنم علت این این است که از و ما هستند. در اول نشر ما ای شود. این ای به داد. این کم کم می افتد. اگر وضع رود و و نشر ما به سمت ای شدن رفت. داد: که از دو سه دهه پیش نشر و که در آن های کم بود. از پیش که این ها رو به از و با می کردند. این ها شده ولی هست و ها این که فرد نظر و شخص باشد. این این را به ها و گفت: در سنت ما یک کار و می شده. این تا حدی به ما و ای که این هم در به مقدس. ما این است که به وحی می شد و فقط و حمل آن اند. در نمی و به شکل به پیروان آن دین عرضه می شوند. آداب خداحافظی با به این در شعر کرد: چون در ما تکیه بر شعر ای طولانی این بین هم دیده می شود. من به یاد نمی آورم شاعری شعرش باشد. شعر به شکل و در کشف و شهود به ذهن برسد و او هم بی کم و کاست آن را به کاغذ کند. در در سنت شعری ما هم به این نشده که می شود روی شعر کار آن را کرد. این نوع عقل است. به نظرم و منتقدانی که این های و آموزشی را دارند. هر نوع دخالتی در این عامل بیگانه است. دود کرد: ای از و که با دخل و تصرف فرد در نسبت بر متن او تقدم قائل اند. است این از و به کشف و ماهیت هم اعتقادی و بگویند شعر هم می طی فرآیندی شود و و شود. ولی بر این باور که فرد در شدن می در آن اثر دچار ناخالصی می شود؛ را که به خود است از دست می دهد و با آن اثر مواجه می نمی توانیم مطمئن که به آن است. ویران می آیی با در این ردپای آن یا استاد در آن اثر می ماند و را که در متن جست وجو می نمی کرد: مسلماً این خلوص را نکند، رد پای های آن در اثر را هم نمی یابد. ها ترجیح می متن شان ضعف و کمبود ولی مال باشد. من فکر می کنم حق این طور فکر ولی ما می خواهیم قضاوت که چرا را و شدن شان می پذیرند، این مسأله ساز شد. در کرد: اگر به متن معتقد آن که مخاطب با آن سر و کار متن است نه نویسنده. اگر ای هم هست در متن هست. در این این ها شود و بپذیریم که می از و نظر کند که را کند. فکر می کنم این دو تا حدی تعدیل شده اند. چون ما هرچه به سمت عقل محوری می رویم و های نشانه تغییر است. ما به فن و در هر به می و می پذیریم که به آن در یک کار منطقی و عقلانی و تمامش را نکنیم به های کشف و شهودی. لب بر تیغ در های اش کرد: من پانزده شانزده سال است می کنم. این ها متعدد و متنوع اند. به های و آزمون و خطا و گاهی در شکل این کلاسها ام. آن چیزهایی که یاد ام و آنچه بعدها سعی در ها به شاگردهایم یاد بدهم از و که با ام. خود هم بخش ای را از جنگ اصفهان و زیر نظر به دست آورد. در یک از همکارانش و به از یاد تا بعد هم تا که می توانست و بود را به من و امثال من کند. او داد: در این ها مثل ها و آنا کارنینا را و می کردم. ولی کارم متمرکز شد روی کوتاه. طور که در های هربار یکی از بچه ها کوتاهی می خواند، نظر می و در آخر کارشناسی را می شنیدیم. همه اینها به ها بود. در های آموزشی، هر بار یک را در می و خط به خط از نظر فنی اش می کرد. خود به خود درونمایه و از های آشکار می شد. با گارد باز افزود: کم کم را بندی های و غیر رئالیستی. بعد نمونه را سر می خواندیم. هیچ وقت به ما نمی داد. من سر می دهم. اگر سر یک از بچه های می یک بعد بنویسند. انتظار هم که بنویسند، ولی که به نوع و فکر مفید است. در شاگردانم بنابر ظرفیت و ها را یاد می گیرند تا در کنند. با به خراب وضع نشر در یک و دیر به رسیدن گفت: در این من به این رسیدم که های کنم. ما سر های هیچ وقت کار نکرده بودیم. خودم یک سری بحث ها به را تدوین که در یک شد. با این در های با بچه ها کار کردم. قبل از بچه ها این های شان می از این نظر که نسبتاً در (چه رمان، چه کوتاه) باشند، در غیر این به دردشان نمی خورد. این این کرد: بعد از بچه ها، در یک شش هفت ای فقط روی شان کار می کنیم. با نگاهی که من دارم، بداند داستانش چیست، به چه ها چه کسانی و بعد کند به رمان. به خاطر از بچه ها می قبل از این حداقل دو سه ای از طرح شان را باشند. این طرح ها را سر می خوانیم و به های می زنیم تا ایرادهای طرحش را رفع کند و طوری عناصر را بسط دهد که خط اصلی روایت پررنگ تر شود. در این یک به دست می آید تا در های بعد رمانش را بنویسد. در کرد: این با آن نوع که کتابش را پیش می برد به آن نیاز می متفاوت چون از قدم های ابتدایی با اثرش گفت وگو می معمولاً عقل از ها و های را می و می را به گوشزد کند. در هم می شود که به دست می رسد می نمره قبولی کسب کند. در این شکل از ویرایش، اثر نه فقط بعد از شدن، ضمن شدن می شود. معقول فروتن را می در با بر این که کم و بیش هرآنچه در این می گوید بر مشاهدات و کرد: قاعدتاً را می نویسد و در می به او کمک کند که اثر کند. نهایتاً می 20 تا 25 به اثر کمک کند و این طور که فکر را می کند. در مصاحبه های از ام که در غرب هم خبره و کاربلد به می ولی تصمیم گیرنده نهایی اثر است که آن را بپذیرد یا نه. آبی تر از گناه در در سه دهه کرد: در دهه 60 به چاپ می شد، آن هم از چند اسم شناخته شده و راهی و کار نداشت. جزو های دردسرساز بود و دردسر نمی گشتند. این تا اواخر دهه 70 داشت. به طور مشخص تا یکی دو سال بعد از در سال کمی می شد، آن هم از که شهرتی از پیش و ها همچنان راه بسته بود و چاپ شبیه رویا بود. من جزو نسل بودم. هیچ به ما روی خوش نمی داد. نیا مینا با به پر های خوانی در این دوره، افزود: در این سال ها های کم بود ولی این دورهمی ها زیاد بودند. در آن متنی در دو آدینه و دنیای سخن چاپ می شد همه اهالی آن را می دیدند؛ ما 50،60 نفر همه از طریق این ها همدیگر را می شناختیم. را و هم می و متن را می کردیم. وظیفه خودمان می دانستیم که مان را ها هم بخوانیم. من متاسفانه هیچ وقت شاگرد نبودم ولی را هر طور شده به گلشیری، و بزرگترهای می رساندم و از نظراتشان می کردم. یکی از ماریا با نشر یک اقتصادی کرد: تلخ و تاسف انگیز و را در نظر و نمی کردند. با گذشتن از سازندگی و پایین چاپ بخش فعال شد و کم کم های ما چاپ شد. هم با این جشنواره های هم شکل گرفتند. فکر می کنم سال 78 مهم بخش پکا (پخش ایران) شد و برگزیده این شد. این شدن یک در نشر بود. این با بر راوی اول شخص و اتفاقی است که در این افتاد، گفت: کم کم نشرهای به ها می دادند. این ها اکثراً های کم خطر مثل گلستان سعدی و حافظ و چگونه خوشبخت و مبلغ گزافی هم این ها پرداخت می کردند. اما فردای روزی که این را شد، 20 طلب ndash; که تنها که ndash;یکی دو این همراه با عکس و آرم مطلب کار کردند. کرد: این روی ذهن ما اثر گذاشت. به این که می شود چاپ تبلیغش کرد و به فروخت.آن موقع اعتبار که در عرض یکی دو یک آن شد. به این ترتیب های و من هم توانستند در های نشر صاحب کارهای دائمی شوند. این با به خود و فعالیتش در نشر ققنوس افزود: با مثل بهرام معلمی، فصیحی و مسعود اولیا از که به من در کرد. به طور کلی یک متن به انتشاراتی می رسد سه تا گزینه پیش روی آن متن قرار می گیرد: یا بی قید و شرط می یا رد می شود یا به طور می شود. که بی قید و شرط می شود یک جزئی شده و نشر قواعد رسم الخطی آن نشر را اجرا می کند. که ما نیستیم تصریح کرد: بر من از کل آثاری که به یک - که دارای است و میل اثر را با بهتری کند ndash; می رسد، 95 نمی شوند. از پنج باقیمانده، 30 اما و اگر می و باقی می شوند. در حالتی که اثر قلمداد می شود یا نشر با می گذارند و اگر مشکلات را در با برطرف کنند، در آن نشر می شود. بدیهی است می این شروط را رد کند و کار خود را به نشر بسپارد. من به دیدم اگر با سعه صدر، فروتنی و ادب و احترام، معقولی به هر ای بدهد، آن را با روی باز می پذیرد. و آن در و نوجوان در کرد: کسی است که کسی از وجودش خبر ندارد. در این سال که من کار ام ده لطف اند و اسم مرا آورده اند که اثر مثبتی روی کتابشان ام. اسم مرا هم نشنیده بودند؛ طور که هم از دوستان زحمت می کشند و ما اسم را نمی شنویم. کار در از نظر معنوی به و از نظر مادی به است. این وسط فقط وقت و سوادش را صرف شهرت و ثروت می کند. او کرد: در ای که با ها اثرشان می تا کیفیتش را های چاپ شد. وقفه ای که از سال 78 تا های دهه 80 کار به این را داد که را بخوانند و شد که درخشیدند. اگر بخواهیم های بعد از را نام ببریم، بخش قابل توجهی از به این است. این ها از نکات فنی و را رعایت و استقبال خوانندگان هم شدند. به در سال های در نشر کرد: این این گونه تا که شد. این چند تا دلیل داشت. نشر ما ای نیست. 14000 در و های صادر می شود. این در است که از 2000 کتابفروشی بخش در دارد. این آمار می دهد که بخشی از این چرخه معیوب است. از راه افتادن و بعضاً بی و گلایه کرد و گفت:این امر سبب شد معتبر لطمه بخورد. غیر متخصص به یکی از منجر به این بود. آزار که را در های می هم یکی از این بود. در های که بخش ای شان قصه نویس نبودند، ولی حرف و حدیث پیش آوردیم که صفدر تقی زاده و حسن میرعابدینی را نپذیرفتند. به فردوسی داد: بازی دست خود ما. من بودم، چون اگر این کار را نمی نمی شد. ولی به نفسه در این فساد دارد. درست است آن که من می یا کتابم را ام، ولی من در میدان قصه هستم و حتی اگر سالم هم باشم ضمیر ناخودآگاه من حواسش به این است. این خطا است و ظاهراً هم از آن نیست. با به نقش مخرب انبوه های بی متذکر شد: ای که ریاضت و کافی در این این بی را می و با فکر می کند می مثل آن را بنویسد. یکی از آن 14000 که هم این را چاپ می کند. یک که به این می دهد و این تکرار می شود. و زبان دزدی را یکی از آسیب های این و گفت: که اول یک را با کمک و به شکلی و تاثیرگذار کرده، خود در نشر می شود تا آن با ناچیزی حق التحریر اش را به آن همکار بسپارد. رقابت ناسالم بین ناشرها، تعریف و تمجید از سر نان قرض ها و دولتی که از همه بدتر بود. در جمع محدودی در فضاهای کوچک که داوران، و و خانواده و دوستانش چه اعتباری می باشد؟ علل جهانی نشدن های گفت: آمارهای دروغی که می هم به این کمک می کند. در عرض دو سه می گویند بی به چاپ چندم رسیده. این از اعتماد مخاطبان می کاهد. این کرد: تردید که های خوب می ولی به قدری های بد می شود و به دروغ این های بد تبلیغ می که همه های را از دست دادند. به تمایل و که قبل از با کمک بگیرد، چون در هر حال نمی رود. آبادی به درستی گفت که این فضا از نوک پا تا فرق سر فاسد است. می کنم در این فضا چشم انداز ندارد. در به و کرد: می کنم هیچ وقت کسی را نکنید. به او و بکنید ولی به این که شود و او بنویسد. مشکل ما آدم که جایگاهی که صلاحیتش را اند. با این کار است فردی به شود که موضع گیری های عجیب و غریبی بکند، در که سند بودنش هم است و نمی شود به آن حرف زد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
بانک یک رفتار حکومتی و حاکمیتی است/ معماری شهرهای جدید مخالف معماری اسلامی است

بانک یک رفتار حکومتی و حاکمیتی است/ معماری شهرهای جدید مخالف معماری اسلامی است


فقه یک سطح کاملا متفاوت با فقه است و بر آن تأثیر دارد. ما را کردیم، تحولی در ما به شخص مومن به می آید. شخصrlm;گرا شما یک نقش را شخص در نظر می و آن نقشی است که او در با خدا و آن نقش بندگی است. در فقه اما نقش فرد در مورد می و حالا او را در در نظر بگیریم. این روی تکالیف است. است شخص به خود حلال ولی بنابر شخصیت او شود. در یک که نمیrlm;تواند خود را دهد است خوبی به و همۀ خودشان را هم عمل ولی باز هم عدالت اجرا نمی پیشرفت نمی معنویت در رشد نمی کند. این که نقش فقه شده و آن می شود. فقه ساز است و این را کند که به سوی و پیش برود. بسم و رب و و السلام علی سیدنا و آله الطاهرین در گذشته ابتدا به جایگاه در اجرای فقه و قوانین اسلام پرداختیم و به طور اجمالی فقه خرد و را بررسی که اکنون قصد مفصلا و با استفاده از چند مساله و محسوس آن را کنیم. یک در فقه خرد به آن معنا نیست؛ ما، یک فعل خرد و یک که در فقه ما به عنوان شده است اما در فقه به الزام و واجب می شود. در معرض این بگیرد او وارد می شود. شهرسازی و فقه ما این را زده ایم ndash;البته است- که فرضاً ما که اول ماه را ببینند. به و و یا به قبل از شب؛ به و ها و آن و یا را بخوانند. ده ها حکم از این که همۀ و همۀ به به است. در فقه ما به این که یک شهر با و کنند. این با این سبک که در حال در ما های و های آیا در این به می آید؟! خیر. از این سبک سنت می آید. سنت این سنت بود و آن یک به می آورد. در و اگر این دعاها و را نخوانده و این اعمال را ندادند و چه کردند و نکردند، یا نمی و یا به هرحال و نکرده اند. اما در دیگری سنت است این سنت در فعل می نه به فعل عادی. لذا یک حکمی که بر یک واقع شده حکم مکروه یا استحباب خلاصه حکم غیر است اما در ناحیه فقه فرد. اما حکم غیر در فقه و در ر می در رفتاری که و مردمی که فرمان او را عمل در این حالت به حقیقی می این عمل کند. را مهیا کند تا بتوانند را عمل کنند. نباید فضای شهر فضایی که ارتباطی با نداشته باشند. نه افقی می بینند، نه هلالی می بینند. اهمیت مندوبات و در فقه لذا فقه حتی فقه به آدابش ما در فقه و در فقه در فقه مهم است. یک بخشی از فقه که کمتر به آن می هم در این درس ها و به می رسند آن را در طرد می کنند. به است اما اگر ما فقه به فقه موجود خود و و می منشأ یا منبع بسیاری از فقه شوند. ما در فقه به این ما از شرعی می الزامات فقه را کنیم. خود فعل فقه است. در حال در هیچ جای فقه اگر بگردید شاید جایی نکنید، به این که ما غالباً است که نظر به مسائل مبتلابه اما یک نوع یک است و یک مضاربه و و بیع و اجاره و این که ما با جمع این را خودش فی نفسه یک نوع جدید و ویژه ای است که این نوع اساساً نیست. است در این ها هم بشود که عیبی ندارد اما خود این را خوب بشناسیم. اگر ما توانستیم را را تشخیص دادیم آنگاه می فقه به را تولید کنیم. فقه است نه فقه این بر مبنای فقه و فقه فرد تنظیم شده است. به فردها و هم گفته اند که این می این معاملات را با دهد، یک طرف هم یک طرف هم و به وکالت که این را از طرف دهد. اما این در حقیقت خود این یک پدیده یک و حاکمیتی است. چرا؟ به پول در بحث است. این پول در جامعه، نظم دادن به این پول در کار فرد کار جمع و است. حاکمی که این جمع را می کند. پول در یک است و این پول در قابل است که پول را کند. کار کار نیست. پس یک ای است که به فقه است. کسی که می خواهد را کند اولین که می کند این است که بداند آن و فقهِ به پول در از نظر چه باشد؟ کی لا یکون دوله بین الأغنیاء منکم این ها است. برخی می گویند فقه را از کجا بیرون بیاوریم؛ این بحث در و شما با این به سراغ و نرفته اید و بخواهید این را از و کنیم. جواب همۀ این ها در و ما است. همان که در در و این هم به دقت به تأمل و تفکر و به بحث دقت دارد. ما که عرض می فقه فقه سیستمی که از و تشکیل می در این فقه به هم ای است که پیوستگی این ناشی از حاکمیت است. که شد آن وقت یک می این به فقه به این این فقه یک فقه به هم اگر آن این یک اگر آن آن اگر سیاست آن یک اگر آن یک است. ما امروز به این جمعی، فقه و یا به تعبیر ما فقه کلان. این مهم ترین به مقام معظم رهبری کراراً را فرموده اند؛ بیان اند که ها پاسخگوی های باشند. های از این هستند. های از این قسم که هل البیع أم هل الربا أم هل المضاربه جایز أم لا. این ها های های از این دسته است که ما عرض که این ها به که ها آن را بدهند. مایه پاسخگویی در ها به حمدالله و آن هست، خود فقه مدوّن ما که یک فقه غنی فقه نیرومند و قوی ای که ما همه این آماده فقه است. "و صلی علی و آل محمد"
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ولایت و حکومت از نگاه علامه طباطبایی(ره)

ولایت و حکومت از نگاه علامه طباطبایی(ره)


و است شک است که با خود را گذاشته و در هیچ یک از امر را به اهمال واگذار است. به شأن ورزیده که در هیچ یک از ادیان و نه در ملل متحد نمی توانیم کنیم. روی این اصل، و حج، جهاد، انفاق و تقوای را بنیاد است. با به 152 و 159 انعام و 105 آل عمران است همه خود را در قالب و روح را در همه این تا حد است. وی از بحث به بحث و است و است در رشد و نمو و یا و ها است. حتی بحث های حکمایی؛ سقراط، افلاطون و ارسطو را نوشته جاتی می که هیچ گاه به عمل درنیامده اند یا به تعبیر یک عکس ها و تصویرات ذهنی و خیالی می که به عالم واقعیت و خارج وارد اند (همان، ص14-13). است خود را به دو اعلام است: 1. به اصل و اتحاد. 2. ساختمان یک بر مبنای و به هم پیوستگی در حفظ و حراست منافع و مزایای و و از آن اجتماع. وی در این به آل عمران، آیه 104، حجرات، آیه10 و انفال، آیه46 می کند. در بحث می شخص و این است که یک قوا و آید که در وقت و بین فرد و و بر فرد باشد. غرب بر را رد می به که او امر به روح می و شأن و (همان، ص27). وی با به 55 54 و 105 هدف و که امر را خلافت صالحین می (همان، ص29-28). بر فرد است که فرد در گرو چرا که به جز با و نفس از نمی شود و این نیز در گرو ای که بر توحید و (طباطبایی، 1374، ج4، ص172). وی در در می گوید های در نیز به مسائل اقتصادی و است که در می باشد. لحن در به ربا و دادن دشمنان خدا در حتی لحن در امر زنا و شرب خمر و قمار و کشتن بی گناه، ملایم تر از در این دو گناه چون آن گناهان از چند نفر تجاوز نمی کند و شومش به از جهات نفوس سرایت می کند که ظاهر و ظاهری را بدنبال برخلاف ربا و بی دینان که بنیان دین که در آن است را منهدم می کند و نظام حیات نوع را از بین می برد و پرده ای بر می افکند و حکم را ساقط و دین را به فراموشی می سپارد (طباطبایی، 1363، ج4، ص374). می فرمایند را که در تعالیمش دنبال می و از یافته است و هر خود شخصیت و و شقاوتی اما چون بالطبع هر بر ظرف آن به که اگر ظرف فاسد و رستگاری فرد دشوار و معمولاً است. به بر و در هم؛ و حج، را است تا ها را هم در ذات خود و هم در ظرف (همان، ج24، ص243). و به را این ذکر می کند که اگر و جای و عوض می شود و کل آن، به سمت پیش می روند. اگر به عمر و عفت و بی تا که فرد بی عفت می و از سوی طرد می اما اگر بی و شد آن از بین می رود و آن می رود و با در که بود عدم به فرد بی عفت و به او و با او، آن از قطع ها و و می شود. ربا تا که را می اما اگر به و سوء را چون همه از آن اما آن که و شد، شدت و که از نظر آن دور به نظر می اما از نظر و یک این اثر شوم و چون عمر با عمر فرد و یک روز از نظر فرد عمر یک و دهر است (همان، ج4، ص395-394). بر فرد در فقط در و با به می که در این فرد و با می باشند. در با های خود را به حد و از که آن خلق شده اند می چون نوع می در به را باشد. هر که می کسب کند یا را که می از خود دفع جلب و دفع می کند که مضر به (همان، ج2، ص314). مستلزم این است که از در محروم تا با از و این از فردی، حفظ امری است که عاقل هرگز به آن اقدام نمی مگر آن را خود نیز نوعی و بداند. در این محرومیت، نمی چون در که شخص، را خود می خواهد، نه خود را و رفع این مشکل به فرد تلقین می که نام نیکش پس از مرگ باقی می ماند، خرافه ای بیش نیست؛ او ندارد. می گویند فرد تلخی را تحمل کند و از لذایذ را بر خود منع کند و را خود فقط در است که این دو با هم باشند؛ در که در بسیاری از موارد اینگونه (همان، ص402). راهی که در این پیموده این است که که نازل پیروی و در نظر، علم و مدرک سخنی نگویند و در عمل به کسب رضایت و پاداش کارها را اگر را که می مطابق به هر دو رسیده اند و اگر سبب از شود به بالاتری و بهتر و پایدارتر است (همان، ص403-402). و از طباطبایی(ره) همانطور که ذکر شد، نظر این است که به مرور و به طور شد که نمی به تنهایی کند و فقط در یک دسته با داشتن روابطی متعادل با ها می به و در او می گردد که با در کارهای حیاتی باشد. او است به این نتیجه که در و فعل خود را در و فعل ها داخل (طباطبایی، ج4، ص166). ها در دارای در اهداف و امیال هستند. این در خود را نشان می دهد. با به این که & الطبع& است از روی اضطرار و تعاونی شکل می دهد و در این است که می کند و اگر مجبور نبود هیچ گاه حاضر نمی شد و اختیار خود را در این از آزادی، از ها به های است و در در حدی که و فرد را کند (نیلی و 1391، ش3، ص59-58). و گرا از منظر دین، آیین است که بر ها می و در خود به تعلق و خود را می دهد (طباطبایی، 1387(الف)، ص24). هدف از به انسان؛ یعنی که عقل سلیم آن را می می و و معرفت الهی بزرگترین آرامش تمامی است و سعادتی جز با و نفس از همه رذایل نمی شود (نیلی و 1391، ش3، ص59). است در اسلامی، از رسول الله(ص) و الامر حق نفوذ و مدیریت را دارند و وظیفه از اوست؛ این قدرت را خدا به او است (طباطبایی، ج10، ص373-372). در موضع های تعریف واحدی از و این است که و عمومی، سطوح را می کند. در عین حال، در های ندارند. در این است که با به را می کند و را در مسیر خیر و صلاح می دهد (نیلی و 1391، ش3، ص59). در نظر فطرتاً موجودی آزاد اما از طرف او را برگزیده است و قوام نیز به است. تداوم ناچار است تن به تقیید خود بدهد (طباطبایی، 1374، ج10، ص550). امر دیگری که را وادار به خود می تشریک مساعی با ها و احترام به حقوق و دیگران است (همان، ص556). پس در هیچ ای (همان، ج7، ص506). از نظر با و کار افراد، تزاحمات بین را از بین می برد؛ در ماوراى (طباطبایی، 1387(الف)، ص84). اضافه می کند از که مالک هستی و از و افعال اوست، لذا نسبت به که متعال به امر و نهى از او بخواهد، هیچ و اختیارى ندارد، پس مطاع علی الاطلاق است (طباطبایی، 1374، ج 16، ص98). وضعیت را در ولی امر و کسانی که حق امر به معروف و نهی از منکر به دارا می (همان، ج 10، ص557). در واقع از نظر وی در بستگی به آن دارد. در غربی از آنجا که و قوانین، بهره مندی هرچه از مادیات است ـ و نه رشد و تعالی ـ در و و معنای رایج در کنونی اما به این در جایی ندارد؛ چون همه انسانی، و اخلاقیات و برنامه و آن به سامان بخشی به ظواهر نیست. از نظر رهایی از قید و بند هرکسی جز (همان، ج4، ص183). و از طباطبایی(ره) از یک نیاز و است که هر با هر عقل و فکر، و ولّی است. یک امر است و اختصاص به ندارد. با به انسان، سرپرست در است و با در به مباحثی همچون حاکمیت می کند و در هر ای اعم از و غیر به ساختاری در سایه & پذیری& هست (طباطبایی، بی تا(الف)، ص75-72). از که بر این را فروگذار و به این مهم، پرداخته است. از نظر که در تقواى و حسن و اطلاع بر اوضاع از همه مقدم براى این متعیّن است و در این که اولیاى زبده و برجسته کسى تردید به خود راه نمى دهد (طباطبایی، 1374، ج 1، ص176). است این که از آن با عنوان تشریعی یاد شده اولاً و بالذات از آن که با به (احزاب(33): 6)، از بشری (نبی و امام) نیز داراى ولایتى تا امت را به سوى سوق دهند و در بین و فصل خصومت و در تمامى دخالت و همینطور که بر شده نیز قید و شرط است (طباطبایی، 1374، ج6، ص18-17). از و اعتبارى پیامبر یا امام، و اداره امت در شعاع مقررات است (همان، ج 2، ص260). وی می کند که در غیبت، حاکمی که مستقیماً از سوی خدا نصب شده باشد، و ریاست آن به همه است و هم با است و بدیهى است که به شکل دیکتاتورى و یا جمهورى یا دموکراسى اصطلاحى روز نیست. در که از طرف شده موظف به حفظ و عدم آنهاست (طباطبایی، 1387(الف)، ص339). در احکامی که از صادر می و متناسب با شرایط ـ و نامیده نمی بلکه و و سنت که غیر تغییرند، محسوب می (طباطبایی، بی تا(ب)، ص94-93). به در شریعت، صرفاً یک مجری اما در حوزه متغیر می با مراعات و مشاوره با مردم، تصمیماتی اتخاذ کند و قوانینی را وضع (طباطبایی، 1388(ب)، ج 2، ص296). در شیوه مشخصی گفته چون متضمن مواد ثابته دین است و طرز با و تبدّل به حسب پیشرفت است. پس طرز هاى را در هر عصر با درنظرگرفتن سه ماده شرع نمود: 1. لزوم سعی در اتحاد. 2. وجوب حفظ و و 3. مرز است و بس، نه مرزهاى طبیعى یا قراردادى. (همان، ج 1، ص177). حکمرانی در به حفظ احکام، حکومتی تأسیس و الامری نموده است. هدف از این است که صاحب حکومت، را طورى کند که هر از به لایق خود که کسى و چیزى مانع
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
تألیف قلوب در وضعیت کنونی

تألیف قلوب در وضعیت کنونی


در چنانکه از سیر تاریخی این در به خوبی پیداست، این در جهت و دفاع از در حوزه جنگ و صلح عمل است. رو، در پس از پیامبر(ص) از خلفا این سهم را به آن که قوت اند اند. نیز این را نه دائمی. مع از که در نظر عامه و خاصه در هر عصری در جهت تطبیق زیر را می های در به آورد. الف) های و صلح در از روش & قلوب& در هر دو جنگ و صلح شده است. لذا از فقهی بر از این روش به هدف جلب نظر و در جهاد دارند (قمی، بی تا، ص142). از که بین جنگ است و تنها در دفاعی و یا اقدامات جمعی می به زور متوسل شد، لذا نیز در جهت های صلح و آن هدف شود که های نیز بر است. در که به می و آتش آن را شعله ور می همکیشان و آحاد یک و حیاتی است. حکم بر حرمت جنگ دو و وجوب برقراری صلح آن دو است: & وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا& (حجرات(49): 9) و با از های تحکیم و گردد و در آن از های بروز جنگ و شود، در آن صرف دول به این هدف یک تعهد از مخاصمات، در گذشته و از بی های و فقر و ها است. کمک های وام در های و و از ها، های در از جنگ از یک سو و های صلح و از سوی است. بسی جای که های از مهم و هستند.(1) این ها نیز به سوی خود هدف شده است. این در است که که در و ندارند، های و رفاه است که در جای خود پیشگیری از و منطقه ای است. فلسفه & قلوب& را می و درازمدت در جهت صلح دانست. یک است که با بازگشت به از های آن و عزت و در جهت صلح و آرامش گرفت. ب) و از و های در نقش های در ارتقای دانش و های عموم ندارد. در پیچیده و به هم تنیده کنونی، که می از در جهت و رشد گرفت. نزدیک به یک چهارم از (حدود 450 میلیون نفر) در غیر می کنند. نسل از که در غیر اسلامی؛ اروپا و آمریکا می با و هستند. مردمی محلی، مهم در و و نیز مطالبه حقوق شده بود. این نوع اقدامات، سنجیده در است که تهمت تروریسم و آن را از دور می کند و را در محل می آورد. از غیر با بی با این دین این با خود یکی از از ها بر درک یک از از راه پخش و آن بر می شود. پس از 11 2001 و با از های را های که این شد از از تبعیض‎آمیز، نام خود را (Asani, 2003, P.50) و نیز به و با بهره‎گیری از رسانه‎های تا از و پخش فیلم‎ها و برنامه‎های ضد از و کنند. است با و های و است. از ها با می شود و سهم آن است. های در به غرب رو به است و از در این می کنند. در و شدن با و های را و غیر به است که عطف و است. & قلوب& در های و از خلق و های به هدف در و جست راه های و با از این در است. اگر از کمک های های در جهت خلق آن از رود که را و بر اصول مشترک تأکید گام بزرگی در جهت شده است. این بر دوش به طور کلی و بر دوش ـ و (آیسسکو) به طور مشخص، می کند که و دارد. ج) و و افراد، واجب کفایی است (عبدالباقی، 1990م، ص196) و یک بین است (زحیلی، 2002م، ج8، ص6405، 6426 و 6299). نامه های اکرم(ص) به خود قاطع و روشنی بر بین است (مهیری، 1995م، ص114-112). در را دو نوع اند: با & بنان& (انگشتان و جنگ) و & بیان& (زبان و تبلیغ)، دومی آسان تر است و مخاطرات جانی و دارد، ولی مقصود با هر کدام از آغاز کرد (کاشانی، 1409ق، ج7، ص100). و است و در تلاش، آفریده شده است. عامل انتشار نه به زور، از راه و است (همان، ص433-432). از که در سال های آغازین صنعت نشر و چاپ شده و ارتباطی و مواصلاتی؛ اعم از دیداری و شنیداری بسان امروز و جنگ و فتوحات، یکی از تبلیغی در شکل جهانی آن به می آمد، اما روش های به زور منسوخ، شده است. روشهای و در های مسالمت است که در قرآن از آن به اتخاذ & روش حکیمانه& ، & موعظه حسنه& و & به احسن& به های یاد شده است: & ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَه وَالْمَوْعِظَه الْحَسَنَه وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ...& (نحل(16): 125). از سهم در جهت را می یکی از که در جهت ایمان می از سهم را پذیرفته اند. مسأله ای که در عصر نحوه و است. عصر تحول در و ها روش های سنتی و را دگرگون است. سمت دهی و با بکارگرفتن های ای از قبیل چاپ کتب و مجلات ها و های به های روز دنیا و بهینه از این بود. به که از به طور عام و از به طور خاص ترسیم شده و پاسخگویی از است. به سخن، را هم در جهت از و هم در جهت خنثی ساختن که از ارائه می شود و این در هر دو صورت، در جهت و از است که در هدف شده است. به قطعنامه های وی‍ژه ای را به آن داده است (OIC/SUM-11/2008/DW/RES/FINAL). این و از های های و گسترش های در نقاط در چارچوب بین ها و به حاکمیت بر زیر دارد: 1. گفت گروه های امت و به مسؤولیت های خود در رویارویی با چالش ها و توانمندسازی امت در ایفای نقش خود. 2. های در و اسلامی.(2) همچنین در به عمل ده ساله اول این در 2008 میلادی قاهره توصیه شده است که ائمه جماعات، وعاظ و مبلغان با متدها و های و و احسن، در دوره های شرکت کنند.(3) با همه لکن افراط و و یک جانبه از قرائت های مذهبی، به مانعی بر سر راه اصیل می کند. در های خود همگرایی و را کند، در آن در مسیر گام است. د) کمک های یکی از های و در ارسال کمک های در جنگ و نیز به هنگام و بلایای طبیعی؛ زلزله و سیل و آن است. این در تشویق شده است. از این بتوان در از خصومت و یا در به دست آورد، از این برد. هدف این نوع کمک های علاوه بر کاهش آلام قربانیان جلب نظر با در آینده باشد. در ها در اسلام؛ چه از و یا رفع ها و به دین و نشان