بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب اینه



پول مردم با اعدام بابک زنجانی برنمی‌گردد/ برخی وزرا در جریان تخلفات انتخاباتی احضار و 14 مسئول محکوم شدند/ پرونده برادران دو تن از مسئولان ارشد اجرایی در دست رسیدگی است

پول مردم با اعدام بابک زنجانی برنمی‌گردد/ برخی وزرا در جریان تخلفات انتخاباتی احضار و 14 مسئول محکوم شدند/ پرونده برادران دو تن از مسئولان ارشد اجرایی در دست رسیدگی است


به گروه و خبرگزاری فارس، آیت قوه در نشستی صمیمانه با 50 تن از و های که به 8 به طول انجامید، جوانی، تفکر و صدق را سه برجسته و داشت: از حیث و عدم اشتغالات، در بهترین عمر و از این بیشترین را ببرند. یکی از مهمترین است که به مثابه جهاد فی سبیل است. قوه با و به افزود: و همه که در عرصه می پیشرانهای و کار با استانداردهای است. آیت با به نقل از شیخ بر دشوارتر اجتهاد از جهاد، داد: غرب در ای تز بی را و از آن می کرد اما این سخن که حقایق و ارزشها فاصله ای در مباحث علم شناسی نقادی است. ما هم بتوانیم به وجهه ارزشی زیادی تا و را بخوبی بشناسیم و را کنیم. قوه در با بر به و کرد: از که می و به خود می آید که می بیند از ها از دست رفته است. بنا به مناسبتی آیت العظمی بهجت که در آن جمع طوری که هنگام مرگ حسرت باشید. این سخن را شخصیتی می که مدام در سیر و سلوک بود و هیچ به دنیا نداشت. آیت با به این روایت (ص) که & اشراف امتی القرآن و اصحاب اللیل& کرد: مضمون دو کلمه ای را اگر کسی اخذ کند سعادتمند است رفاقت با و شب متعبدانه. در و با آن انس تجلی حق است و ارزش مؤانست با ملموس می شود که و سلطنت مطلق حق را در خود احساس کند. قوه با به شب به یکی از های اکرم (ص) کرد: این امر در اوصاف متقین از قول امیرالمومنین علی (ع) نیز ذکر شده است & و أَمَّا اَللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِینَ لِأَجْزَاءِ اَلْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَه تَرْتِیلاً& بر این همه دو بال علم و را ابزاری و خود بدانند و با و کمک که و به بالاترین قله های دست یابد. آیت در از که و خود را کنند. با سوالاتی را ها از ها، بانکی و ... کرد که قوه در به این گفت: یکی از نکاتی که در این دانشجوی بزرگوار مطالبه های سهل، و بود. در که با که در ذهن شکل است تفاوت شد. آیت در توضیح این سخن کرد: نقش دشمن بیرونی و متاسفانه دشمنان در شکل تصویری مشوّه از قوه در اذهان عمومی پررنگ است. ما 15 که به غلط 17 را کردند. این 15 نیز به این معناست که 15 از قوه درگیر است و به این معنا که 15 یا دارد. و این ای است که حتماً به آن کرد چه یک در نقاط تحت می و در هر از یک جداگانه می کند و بر این ها می شود. *ارزان ها از عوامل قوه افزود: به کرد که کدامیک از این ها سهل و آسان نمی شود. از ها در می شود. بر این بحث را می که در این هم به ها از کسی نمی کند و به ما این یکی از اشکالات است. بر حسب گزارش، در از غربی از شکل های خرد و دعواهای به موانعی اند و در های این کار را اند به نحوی که مثلاً یکی از راههای از طرح در این است که اگر یک دو بار اش رد شود نمی کند. آیت با 4 در حل اختلاف که 30 به صلح و می انجامد و در این از کرد: در از می که را در از به است. قوه با به بر در شکل های قوه گفت: در حال 6 با یکتا به می شود. می اگر این باشیم. دو با می و به می برند. قوه شده دو با هم می و و حل و فصل به بروند. آیا شده است که این دو با هم ها قوه از است. *اگر از قوه قطع به نمی آیت با بر (در سال 96) و خشن در اما سرقت های خرد 30 کرد: حاکی از در است و این ظالمانه است که بخواهیم را از بدانیم. قوه هوای نفس افراد، های دستگاههای اجرایی، پیچیدگی های و رفتارهای بعض مقامات و لذا در ها را در نظر گرفت. قوه با به خود با یکی از و اخذ های این گفت: آن می گفت ما 50 داریم. این امر آیا به تنهایی می نشانگر عدم و و در آن باشد. ما قبلاً هم که برخی، 15 خود بر به قوه است. که و از روی ناچاری به می کنند. استدلال من این است که اگر فرد به از یک قطع باشد، او به این توجیه عقلانی ما هم نمی که همه به یقینی و اما که از باب ظن و احتمال می که به حق خود برسند نشان می دهد که از قوه نیستند. هیچ به قوه سخن گزافی است. آیت با به هر حال لااقل در خیلی از یک طرف هر ای حق خود را می گفت: بر این نیز نمی بود که همه و هر کسی که با سر و کار از این ناراضی است. قوه با به چک و از این به و که این ناامیدی از گفت: چک تحت خاصی می شود و آن، جنبه دارد. در های نیز فرد کند تا به پول خود برسد. یک فرد هیچگونه پشتوانه صدها چک دارنده چک نیز می که حتی اگر به قوه کند و کننده نیز مال و اموالی که بخواهد پول طلبکار را بدهد. این را صرف نمی کند. در فرد از قوه از نهایی کار است و می که فرد بدهکار که به او بدهد. آیت افزود: در و اعتباری نیز شاهد روندی با همه پیگ یریهایی که می دهیم، طرفهای این ها در زندان و صرف زندانی هیچ فایده ای ندارد. قوه در با به یکی از محورهای در از جرم کرد: بند 5 اصل 156 اساسی، از جرم را قوه گذاشته است. حتی در خود قوه می که این غیر از های اما من این نظر را بحث ها در بندهای ذکر شده است. بر معاونت از جرم در قوه شد که از جرم به سرانجام برسد. *سازوکار شده از جرم، اجرای مفید آن را محدود است آیت با به از جرم کرد: این در ای از به که من آن در داشتم. را به این می دانستیم که هم بود از را به این سپرده که می شد. با اصرار بر نظر خود، این به شد و ما سال تا این در به برسد. قوه داد: سر سخت آن بود و می گفت کار از جرم در است. در این نیز از جرم قوه است و دوستان می شما در این را می که است در کار باشد. بعد از در کمیسیون تشخیص، مطلبی را که درصحن دستخوش دگرگونی های اساسی شد و با به که می گفت ننویسید که دست قوه را ببندد، ما خروج از بن بست دادیم که این با هر سه قوه که سازوکاری می شود عملا دستاورد مفیدی از این باشیم. آیا در این قصور از قوه *آمار چک های از سوءمدیریت و است آیت چک های را از سوء مدیریت ها و و با و آسیب ها محصول شبکه ای در هم تنیده از کرد: به قوانین در اقتداری به قوه نشده که را تا انتها حل کند. *انتظارات از قوه با آن وی گفت: نمی شود حل همه را از قوه خواست. قوه در عین های هم دارد. شما به بحث و در قوه کنید. در بحث خود ما نیز و بر این در یک نیز نداریم. به ها در اول و است. در 97 با طبق ششم به ای کرد ه اند که ما نمی کنیم. نیز 7 است که به هاست. قوه با می قوه از نیز این سخن را و گفت: قوه است و لذا او در این سمت با نصب است. و لذا در طول و ثانیاً هر کسی در ای دارد. مطمئناً قضاوت نمی اما و مسئولیت های و دارند. *بر سر جذب و کارمند با و آیت با به از سوی قوه کرد: از نمی ما و بر سر این جنگیدیم. دیدم هایمان به نمی رسد نامه نوشتم و با طرح عرض که و نمی شود. نیز به که این است و از حل شد. این آقایان بگویند که در با آنهمه و درخواست، بهبود وضعیت و عدم اطاله در قوه که منوط به چه کردند؟ قوه با در ابتدای به قوه به 7 در و در این بیش از 4 به قوه اضافه شد، این را تلاشهای کرد و گفت: جذب این تعداد به کار آسانی نبود. معیارهای جذب تر و سختگیرانه تر شده اند. شده است اولویت جذب از نخبگان دانشگاهی و حوزوی باشد. *برخی با شد، ها را می آیت با به طرح اتهام "سیاسی کاری" قوه کرد: در ای که بر سر آن جنجال به پا بود؛ احضارهای در این به های و توهین بود که گرفت. این با است به محکومیت را جلوه که بست یکی از این رویکرد بود. اگر هر کسی که برایش کیفرخواست می بست بنشیند سنگ روی سنگ بند نمی شود. حال پرسید که آیا قوه برخورد با این است یا این افراد؟ قوه قضایئه با به یکی از نیز گفت: کار قوه در این در تاریخ ثبت شد فشارهای بی سابقه ای را در این متحمل شدیم. به حضوری و کتبی مطالب واقعی را نزد می که از جنس سخنانی بود که من و شده است. *اینکه با می & ما نیستند& ، است آیت با به طرح اش گفت: این با می که ما و بعد هم که ما تهمتی نزدیم یک سلبی ایم. هر فرد هم می که از کنایات، رساتر از است. از ها در زبان با و است. و این و بودن، را از ظهور نمی اندازد و جرم است ظهورات (و غیر کلامی) اعم از در یک از شده یا کنایی و استعاری. آقا در به ملی می از دختر فلانی چه خبر؟ می دهد که این از است. به او می شما مطلع نیستید، ما که وی است و آدرس محل وی را هم می دانیم. آخر می شود این مقدار و از و دور شود؟! *اساساً به امری غیر از نظر اش را نمی قوه با انتقادات از قوه در مجرای خود نمی کرد: که آرای را پیش از ام. این صد کذب است. نظر و مشی است و به لحاظ نیز را نمی دانم. در یکی از نیز به دیوانعالی که من با تو ولی عندالله موظفید هر را که در آن به اقناع وجدانی رسیده اید در رأی خود بنویسید و نظر من، آخرت خود را ویران نکنید. آیت با به که حتی های نیز از از اند، گفت: یکی از این ها به است که حتی استادان نیز به از از وی در مقابل خانه اش یافتند. این در حالی است که بر حسب این فرد سرپل در و از پول می است. *بدون از ها، از کسی را بلند قوه با از به خود می که در بحث قضا و نظر خطاب به گفت: اگر در بی عدالتی احراز شد و بزنید اما در که اطلاعی از یک ندارید، بی از را به دست نگیرید و قوه را نکنید. به هیچ که ما و شما در دو سوی یک میز داریم. همه ما دلسوزانه و می کنیم. سخن ما همیشه این است که یک قوه را داد در این بحث اشخاص و من نیز چند صباحی در این و بعد رفت. اظهارنظرها هم ظلم به است و هم ظلم به همه است که با تدین و خدمتگزاری به می کنند. *عدم به منصفه، کذب محض است آیت با به یکی از بر عدم قضاییبه کرد: است که را ام و ام بر حسب نظر اجتهادیم غلط است و حتی دو سال آن را ام، سپس در قوا من را اند. در این سه جمله، چند محض دارد. بر حسب ها، از مهر 88 تا مهر 90 بیش از 130 مطبوعات با فقط در شده و چند صد نیز در کل با این ترکیب شده است. من می و در جلساتی هم که با این عرض ام این بود که به غیر نظر خودش، شرع است و نظر خود را کند اما ملزم به تبعیت از آن نیست. الان هم نظر را و حرف من حرف شرع، و فقها و است. اما اصل با را هیچگاه نفی نکرده ام. *برخی با به قوه می و با تخصصی در که مرا و نظر من را تغییر دهند، داد: ما نمی که قوه با کل یکی است اما که این قوه جزیی مهم از است و اگر این قوه کل در معرض تهدید می گیرد. هر کودکی هم این را می شود. اند قوه به ای که هیچ سخن و ای است. این با به انتصاب قوه از سوی با زرنگی می به که نیز در قبال سکوت اند و گویی و ندارد. آیا منکری از این می داد؟ *اعضای نمی توانند با آیت در به و به موضوعات نیز گفت: در ما با این بویژه آن و با این کار کند و ما نمی هر کسی را کنیم. از سوی کسی را که می از رأی نمی با نیز ای را بدهیم. صبغه به ما خوب است و از که در این نمی با و اظهارنظرهای امر غیر طبیعی نیست. *پرونده دو تن از در دست است قوه دو تن از نیز گفت: این ها که مطروحه در آن، است در دست و به قوه نیز مهلت داد تا های خود را به دهد. آیت با به نیز کرد: این فرد را به یکی از کم قوه می کنند. حسب و مدارک، این شخص بیش از دو میلیارد دلار پول بیت المال را برداشته و نمی که این پول کجاست. بارها تیم از سپاه، حفاظت قوه قضاییه، اطلاعات، و به مختلفی که این فرد در مبالغی اعزام ایم اما اثری از این پولها نیست. است نیز در این که با از موقعیت و را تصاحب کنند. قوه افزود: نیز در اموال این فرد از ما کرد که ما و منشأ پولهایی را که در کنند. حال که در این چه است. به مسئولین ذی ربط بود تیمی از تاجیکستان است به بیایند تا پول صحبت اما شما بدهید که را نمی کنید. ما به هیچ نمی اما اگر اتفاقی افتاد در مجازات او تخفیف شود. *اعدام اما پول با برنمی گردد آیت کرد: اما که این با حل نمی شود. پول ضمن پشت این قضایا مشخص شود که چه از اند. حسب ها این فرد چهارتن از وزرای و شخص پیشین است. به این ها یقین اما به هر حال پول برگردد. قوه در به برادرش نیز کرد: در که از نظر و در ای به و که سرنوشت به دست شماست. چه می گویید و این را چگونه می دهید. هر کس در این فضا، تنش عمل و مرتکب شده است. دیدیم که در پی کار سابق، وقت در یافت و با پخش که هیچ ارتباطی به به ای کرد که همه از رؤسای دو قوه است. این به فرموده نبود؟ ربط دادن آن به کار دو حسب نظر هم شرع هم هم بود و هم بود. *در از جرم آشکار رخ بود آیت با تشریح این گفت: (مدیرعامل اجتماعی) را به دو سراغ و در به ما کمک کنید. ما کرد که من به گفت و از خواسته بود که در یکی از شرکتهای آقا کار کند و و مسکن کند. به او که این را بنویس اما او از این کار امتناع بود. این را ضبط اما کیفیت آن نبود. به به تجهیز سقف آن مکان به ابزار شنود و در یکی از های در اتاق نیز دوربین کار گذاشتند. سخن من این است این جرم های به این واضحی را نمی بینید؟ قوه افزود: بعد (مدیرعامل اجتماعی) از طریق دفتر بود که با حرف دارد. من که با خصوصی ندارم. باز هم که یک سری و در یک فوق سری را به من برسانند. مجدداً که من با هیچ سری ندارم. اگر اهل معامله، بده بستان و لاپوشانی بودم طبیعتاً را به می می خواستند با از و که به اسناد و مدارکی امتیازاتی بگیرند. آیت کرد: منتشر شده از خود را به محسنی اژه ای و جعفری آبادی دادستان دادم و این را و اگر ارتکاب جرم کنید. خود هیچ نشدم اما از هم نمی توانستم به او ظلم کنم در این نیفتاده بود. که در اینجا این است که انحرافی به ضد خارجی دائماً را بزرگ می کند. اما اصل و را که جرم های بود نادیده و پوشی می کند. *به برادرم اگر شوید شما جرم می کنم قوه با به شده خود نیز کرد: در نیز بحث خواری را می کنند. در آوایی در استان به که یک فرد روحانی هم بود در کل که به من مثل رفتار کنی شایعات نیز در حق او ظلم شود. اما اگر شوم که با من کوچکترین به او شده اید اولین شاکی شما خود من بود و به دادسرای خواهید شد. آیت افزود: به خود هم اگر این را تصرف ای آن را برگردانی که نیز گفت من تسلیم نظر و هستم. این به یک خریداری شده بود و است که حکم آن نیز شده است. از حق را به اند اما در آن نیستم. هر کس است که در این حکمی شده می این را با معتبر کند و کرد. *ادعاها زدن بر سر کذب محض است قوه با به تذکر به او در ملی نیز کرد: این نیز که می بر سر زده است. کذب محض است اولا جرأت را نداشت، ثانیا را خود است که در این از یک ناجا رخ بود اما به این که عمدی در کار نبوده و جرم به شبه عمد شده است. بر نیز شد و حال با طرح کذب را در این می کنند. *پشت اعتمادزدایی از عمدتا های آیت در با این است که از مشکلات، در به از پاره ای عملکردهاست اما عمده آن ریشه در ریزیها و اقدامات های و امنیتی غرب کرد: منحصر به ما هم نیست. در نیز پروژه با از سیطره های اختاپوسی می شود. *فتنه به می بست می نشینند آیت در با به هجمه های گفت: در 88 قوه قد کرد اما فتنه، و ندارد. کار هم که در حال را می و می است هر کس اصل را کند و دست به بزند در در حال گری است. می ما انتخابات و را نداریم، هم می ما قوه را نداریم. به می هم با بست بدنبال سازی و اند. *ریاست قوه است اما به آن قوه افزود: به این است که نه از شخص یا از ارکان کنند. عده ای در صددند حفظ و خود هر اقدامی کرد. این فریبکاری و شیطنتی است. درس و بحث را به تصدی قضا رها و خداوند بهتر آگاه است که از ابتدا میل خود در این یافتم. در دوم ریاستم نیز قصدی نداشتم اما به امر قوه را دور دوم نیز پذیرفتم. که قوه است اما به آن ندارم. با این حال، خود را با و می دهم. آیت با نیز هر مجموعه کرد: داد که به ها، با از کار ای چهره قوه و جمهوری شود. *با & های پنهان& از کاسته ایم قوه در با به نیز کرد: ما ساز و کار نظارتی که از های است که خوبی در بر و شده است. معتقدند که و تضعیف است اما من شخصاً که این آمارها شود و حتی اگر به این رسیدیم که صرف آمار، بازدارنده نیز کنیم. در مجموع به ملاحظاتی حفظ آبروی که مهم است. آیت در به سؤالی متخلفی که به مشغول می شوند نیز کرد: در ما نیست. حتی که ها با که در آن جمع نمایندگانی از قوه نیز اما در قبل با رایزنی ها و لابی ها این از کار شد. با این حال بعید می نیز به قضاتی که سلب شده اند دهد اما به هر حال در این بر ندارد. *با مجوز توانستیم به ها قوه در بخش از این در به در ها کرد: به ها علی الاصول و ذاتاً در است اما با ای، دست را بست که به این مصوبه، مقرر شد & ها& در کمیته ای فرعی از گیرد. در پی این و پیش آمدن ها که می به عده ای ظلم شده عرض که دو دارم. اول این لغو شود و در عدم لغو نیز استثنائاً درخصوص ها، تحت ساز و اعمال ماده 477 آیین در قوه شود نظر خود را به قوه کند و سپس ها شود که در این با دوم موافقت فرمودند. *تاکنون 18 از در ها، شد آیت کرد: بر این 330 فقره شده که 127 از مستقیماً مرتبط با است و ها به از پایان نامه، به تحصیل و ... ارتباط دارد. از 127 نیز 68 در بدوی شده است که در 18 از حکم به اند و 50 نیز رد شده است. 59 نیز در حال است. قوه کرد: اگر ذیل در مجرمانه ای نیز کشف شد، به شد. آیت کرد: های ما طبق است و نمی فراتر از آن عمل کنیم. به مثال، راجع به جذب فارغ التحصیلان مقطع دکتری از و چرا در حق این ظلم می و را جذب نمی کنید؟ که ما شرایطی و به نیز ایم که لزوماً را جذب کنیم. *هیچ پشت ای در قوا قوه در بخش از این و در به رابطه اش با و شخص و می رسد تعاملات پشت ای کرد: هیچ پشت ای در این و همه مناسبات ما به شکلی است که به آشکارا همه می بینند. است من باشم که در که واجد در آن نیست، اما قوه را مساوی با یک مسئول نمی و که را کرد هیچ تفاوتی با قوه ندارد. گر چه سازنده کرد. *جلسات مستمر قوه با اکید می شود آیت افزود: حکم را تنفیذ می کسی نمی من با کار نمی&z
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
افزایش 2 برابری خودروهای مردود در معاینه فنی با اجرای معاینه فنی ویژه/ کاهش 10 درصدی آلودگی هوا با اجرای یک طرح

افزایش 2 برابری خودروهای مردود در معاینه فنی با اجرای معاینه فنی ویژه/ کاهش 10 درصدی آلودگی هوا با اجرای یک طرح


مدیر عامل فنی شهر گفت:با تعداد مردودی‌ خودروها به دلیل آلایندگی از 260 به  500 مورد افزایش می‌یابد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
مدرن بودن در دانشگاه‌های ما شکل کاریکاتورگونه‌ای دارد

مدرن بودن در دانشگاه‌های ما شکل کاریکاتورگونه‌ای دارد


به گزارش ایران(ایبنا)، نقد و یک و دو با حضور زاده؛ و از سوی و و در سری های و نقد های نظران در باب عالی با گردانندگی ناصر سه شنبه 21 آذرماه در سرای اهل قلم شد. در ابتدای این این ها که می شد، گفت: هدف ما بحث و است که از چشم و به علم و شده است. یک و دو (تنش از و انسانی) از در باب امر و و علم به طور کلی با مخاطبان بیرون گفت وگو می شود. علم دینی، علم و نظر هستند. اما با محتوایی کم در نشست، گفت: از که ما بودیم و بعد از این انگیزه به ذهن ما رسید که چگونه شد و بعد از این چه وضعیتی کرد. من در فوق بعد از شد و سپس هم دکترا. طی این سال ها به این فکر که ما چه می باشیم. اگر ما هم و چه بین این ها هست. وجه این است و این باشد. و قبل از دو اما بعد از بین این دو شکل گرفت. این داد: یک و دو از که در یک و دو داریم. و که به های و می رسد. من احساس که هر دوی این مسیرها در حال اندازی هستند. این یک صورت بی سیرت است. ما را ولی محتوا و می شود. از سوی با فراگیرشدن ها همه چیز رو به ابتذال گذاشته است. در غرب هم سنت های متفاوتی دارد. اما بحث بازاری شدن و تجاری شدن در غرب هم با منتقدانی است. اما در ما این نقد شده است؟ چرا به این پدیده بدریخت که در مقابلش اتفاق می افتد و را به فروش می رساند، هیچ واکنشی نمی دهد؟ من در این مقالاتی به سلطه بازار بر اختصاص و آن را محکوم کردم. از سوی نسل بندی های هم در ما دچار مشکل است ما با توجه به سنت های خودمان، قبل از هم حتی بستری گرا ایم و ارجحیت است. جو باشد. داد: در بخشی از این به این بحث پرداختم که بودن در های ما شکل کاریکاتورگونه ای به گرفته و از های های را می کند؟ این ای است که نقادی قرار بگیرد. دوم هم که و آن به است. می شدن ما درس را در ها باشیم. که را با کنیم. این است که آیا به از علم و اگر ما آن را فکر می که همه آن را در آن هم از دین دارد. این یکی از های در که می دهد ما از دین هم نیست. دین و در این که همه چیز را شود. می شود که یک از علم یا شود. تا کی می وی افزود: ما در عین حال که با در و با های هم کار می اما در این کم هستیم. در های های را می که به جای خود بد اما تا کی می چون سهم در است و از این که این های هم دارند. هر را یک در و با که می دهد. در عین حال که علم این است که را کند تا در هم شود. به این که ما از یک خاص به ها می کنیم. هم از به ها می کند و هیچ اما هر ای از باشد. گفت: در علم فقط را پیش فرض ها و های اساسی را از و از طریق آن کنیم. در خلأ نمی شود. کار این است که با به مشاهدات و شواهد برویم. ما در پاریس هم شنیدن و باشد. پس علم باشد. اگر ما را از و آن را به پیش فرض های که با آن را تفسیر از خلال آن به علم می رسیم و به این ترتیب یک داشت. هر است. این علم نیست. علم یک جزمیت خطرناک است که قبل از داوری می کند. نمونه آن در شوروی سابق می شد. یک و دو در جلسه، زاده در نقد گفت: این چون مجموعه ای از می شود مفصل تر از یک معمولی است. که در هم است، نقد را سخت می کند. به خاطر در هر مقاله شده است اما به نظر می رسد که کلیت به اسم وفادار نیست. یک و دو در انتهای و به نظر می رسد ما در این با یک و دو آن به تکلف دارد. این و هر نوع مطلبی از این دست در فهم اصلی اش اگر چارچوب های بعد از را در در نظر فهم ناقصی از ارائه می دهد. در واقع من این بحث را تابعی از و شدن ها می دانم که در 20 سال گذشته به اشکال شده است و در از این به دنبال راه سوم یا راه میانه هست. راهی که نه را در شکل غربی اش می پذیرد و نه این وجه رادیکال را که علم می که در هم چنین نگاهی به ها که معتقد ها بسته تا بعد ببینیم که چه در این داد. این در با به فلسفه هگل و ترجمه مرحوم عنایت از آن، به تز، آتی تز و سنتز در هگل کرد و گفت: دانشگاه، تربیت و دین را می کند و در این به یک بهینه، یک اختلال و یک برو ن رفت در سه ضلع می رسد. در برون رفت ها دعوی این را که تفکیکی بین و پیش فرض ها و معتقدند که اگر این کار را از دین به فرضیاتی برسیم که اگر دین شده است. علم از متن دین بیاورد و جهت گیری های به علم رجوع کنیم. اما هیچ پیش فرض که غیردینی است در کل نمی شود. وی افزود: و هیچ امر ذاتا که ما مستند به آن می یک علم باشیم. این پروژه بسیار بزرگی است و بابی در این بحث باز اند. هیچ وقت نشده که کدام ها از دین مستخرج شده و بعد در علم از آن استفاده شده است. به می توان گفت حاشیه گزینی یا کنارکشیدن از علم در آن دارد. در پیش فرض هاست؛ توضیحی که آن علم را کنیم. مطابق مطالب صریح این است که ما کنیم؛ حتی اگر هم به نرسیم، جایگاه صحت خود را دارند. افزود: اگر ما به دست اندرکاران علم و که اگر شد شد و اگر نشد هم اتفاقی نیفتاده، فرق دین و خرافه مشخص نیست. که ما دغدغه های و از بردن نام ابا می نگرانی که چرا به می رویم. این قلب تپینده موضع در آن بخش بود که نتایجی هم از آن می گیرند و در جایی از که ما های را دریابیم. اگر به این علم را با عناوینی که در و نظام در آن سرمایه گذاری می شود، فروکاهیم نهایتا ما از این علم به ای نمی رسد. چون تمامی آن نتایج هم عقدی و از دین است. علم در فروکاهیده می شود به الهامات و ها. وی افزود: در تجلی و ظهور و معادل می شود که هیچ یک نیستند. این علم یک است و تا به حال است. گرایشی در ما که بعضی ها می خواهند از این بگیرند اما ما یک علم نداریم و مدام به این رسیده که علم باشد. از سوی ما از تجربی طفره می و را می دهیم که به ذهن متکی است. علم که صحبتش را می است که ممکن است بشود اما و ما نمی دانیم که چیست. ما در که موجود چه می بکنیم. ما کشف می خلق نمی کنیم. علم در باتلاق خلق است که ندارد. این افزود: بحث است؛ من به لحاظ سروکاری هم با ها داشتم. در همان هم بعد از مدتی به شدن شد. علم معهود اگر هم بخواهد محقق شود در یک فرایند می شود نه آن را کنیم. به این که علم خودبه خود ایجاد می شود و ما سپس متوجه آن شد. کما در منطق اکتشافات از در نامه ای که اینشتین به است که علم در فرایندی می شود. رئیس اسبق نزدیک به 20 سال پیش می گفت؛ ها به ما می گویند که شما 5 و 6 ندارید که امکاناتش را در شصت اید. آنچه که به مدرک گرایی یا ای که می گوید هرجا که سقفی می تواند هم آن ای است که علم را می داند. علم آن چنان که ما مسکن و وام و بیمه و رفاه را می وضع می شود که داریم. بومی، یا کارآفرین، تعابیری که را از می کنند و به سیاست می کشانند. در یک مناسب شده و این ظرفیت های را دهد و بیندازد. این منتقد در پایان سخنانش اظهار کرد: این کار مهم و سختی است که تالیفش شجاعت می خواهد. در دهه 60 هم آدم که این بحث را کردند اما هیچ روایتی از این اشخاص در این نیامده، هرچند که این نقدی به محتویات شده در نمی کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
پراید شاگرد اول مردودی ها/وانت پیکان بیشترین آلایندگی را در پایتخت دارد

پراید شاگرد اول مردودی ها/وانت پیکان بیشترین آلایندگی را در پایتخت دارد


مدیر فنی شهر گفت: در فنی مردودی به خودروی پراید تعلق می‌گیرد و این خودرو شاگرد اول مردودی‌هاست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
فاصله بسیار زمان معاینه در دهدشت با استانداردها

فاصله بسیار زمان معاینه در دهدشت با استانداردها


صبح خرد در به قلم با در با استانداردهای روز دنیا» به اختصاص ناکافی از سوی پزشکان برای بیماران در شهر دهدشت، مرکز شهرستان کهگیلویه پرداخته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
فریادهای خود زنان

فریادهای خود زنان


به فارس، روزنامه قانون نوشت: کابوس که بر سر و است. و ها، را در تنگنای سخت و رنج‌آوری است. که مادران فردای بود و و در سن و حتی در با و یک اما و اگر می شوند. بچه که و شور و را خود از موضوعات میوه ممنوعه شده است. خنده بلند یک در ها مذموم شمرده می‌شود. گاه از تفریحات اولیه محروم می شوند، در مراسم ها، مجامع عمومی چون ورزشگاه‌ها او ممنوع است و به شرکت در موقعیت‌هایی از این دست با های دست و می‌شود. در است که از ما یا راه را بر یا بر یا به روی یا با و خود به روی از این که در خود خون است. با تیغ و خون. که از او جز ، و تیغ در دست و بر دست و خط و با که می‌کند. او که همه جا شده با می‌کند، که از همسن های او با خود نمایی در کوچه و اعلام می‌کنند. اما کجا و کجا؟! تیغ زنی در یک اعتراض خشن به وضع موجود است. شخص با ضربه به خود از که در آن انزجار و تنفر و با این خود را قانع و آرام می‌دهد. این سرنوشتی است که حتی اگر عده اندکی از رخ جای تامل و هر چند که «بهاره مهرجویی»، روان‌شناس و محقق خون بازی، بر این است که این بین بسیار از حد تصور ماست. او بر این است که تعداد ملاحظه‌ای از دانش آموزان دبیرستانی به این دست می‌زنند. دکتر« ا... مقدم» نیز این را برگرفته از و از ها و های بر و را این می‌داند. در با این دو علل و و خون را است. خون به یا در و و فرد (دکتر ا... مقدم) که یا را در و هستند. من از 30 سال پیش روی با بر یا بحث و و این طرح را در ام. ما در یک می‌کنیم. از شما به من و می‌شود. نیز از من و به شما می شود. اگر شما دو نفر حتی با حتی شدن و می‌کند. چون در جمع یک نوع می‌دهیم. در یک خط می‌گیرد. در هر هستند. از پر زور و نیز کم زور هستند. به‌فرض نابسامان، پدر و نابکار، حتی نحوه شیر دادن به بچه، در بچه است. یک هستند. که از زیر و منشأ آن معنویات، تا محل است. همه هستند. شامل، و است. بر من چون این شوند؛ ، و تنبیه و نمی در برابر که از زیر می کنند،مقاومت و در خط بهم می‌خورد. پس نیز برهمین است. اگر شما درس نمی‌خوانید، در این می‌گیرید. اگر بد در این می‌گیرد. اگر شما به‌عنوان یک درس نمی‌خوانید،من بر ببینیم که درس نخواندن شما شود.آیا بی‌سرپرست، تک سرپرست، یا همراه با دوستان‌تان سیگاروقلیان کشیده‌اید؟ یا و در شما کم شده است؟پس شما در یک داریدکه به آن و می‌گویند. من از این می‌کنم، این است که این در بهم می‌خورد، ناهنجاری می‌آید. چرا خانم درس خوانده چون ایشان، پدر و خوب و مناسب رشد و در شهر و دیارشان مهیا و آماده به تحصیلات خود ادامه داده‌اند. اما چرا فرد معتاد شده چون پدر و نداشته، با بد معاشرت یا فقیر و بیکار یا است.پس و در کم شده است. در این او را به سمت و سوق می‌دهد. فرد به دست خود تیغ می‌کشد و می‌کند. این را که با و مقایسه کرد؟ (قرایی مقدم) نه نیست. این تیغ زنی بر اثر به هم ریختن و رخ است. شرایطی که فرد به سمت یا می‌رود. فهم بهتر پرسید که آن چرا تیغ می‌اندازد؟ چون از ناراضی است یا از و های است یا به و شغل و ندارد. فضا می شود که فرد به فکر می و حتی است (قرایی ) جدا از است.تئوری است. او در سال 1894 را کرد. و که فرد با کم رنگ می شود. و دارد. از این ها یک است و دارد. که در جنگ روی مین یا به پرل دادند. این نوع چون به است. از نظر اگر شما بهم می‌شوید. در چه چه را بدهید. اگر در بهم به و و و بهم می شود. با به شما با بچه این بچه ها از طیف و سنی و چه (بهاره مهرجویی) در که من این ولی فقط به است. را باشد. این کار را ندارد. در که از یک (فقط منطقه‌یک) این را می‌دهند. که از (بازدارنده‌ها است یا باشند)؛تفاوت ندارد. در و که با به نمی‌روند. نه به از به من این را از بین تا سال آخر و کرده‌ام. این نه به این که چیز را در بچه می‌دهند. یا بچه ها و به خود نیستند. همه ولی خود زنی در می‌شود. است من، ، و نباشد. اما این است و به روی بچه ها از دست به می‌هراسند. اگر نه به سمت می روند. اما در از در راه آهن به شکل دارد. در کرج و نیز را کرده‌ام. در و کرج به است. به من که این را به بدهم. به این است که شما به من ندارید. به که و را کنید. که از هر 10 رو ی دست پنج نفر از یا خیر. این شده است. پس این به آن هستند. (قرایی مقدم) خیر. همه نیست. کرج که در با این هستند. که شما به شهر در این شهر با هستید. در به پشت و به بروید. این کار را یک است. (مهرجویی) است اما راه آهن با آن ندارد. (قرایی مقدم) خیر. راه و این جزو نیست. از نظر مکتب شیکاگو، حالتی دایره‌ای دارد. این دایره است. و آن همیشه آسیب‌خیز است. در و شیکاگو است اما همدان چون این شهر شعاعی است. در از زیر شاه سابق(قیام) و جمهوری رو به ،بافت شهر دارد. راه آهن دارد. از بار تا شوش و حقانی و هرندی،مرکز است. پل عرب‌ها، سه جوادیه، های در زیر بیمارستان فارابی، هفده، دو قپان، خاک که همه در گذشته بودند. اقطاعی است. اما از سه راه امین تا ، دروازه شمیران و خورشید، سالم هستند. (مهرجویی) متین است. اما فاکتور و محرک قدری آن هم نمایش در های مجازی است که به این می‌شود. (قرایی مقدم) شما از هر10 پنج نفر در این کار را می‌دهند؛ که گفته، در این می‌شود. آیا بر و غلبه می‌کند؟ ( مهرجویی) معنوی یکی از هستند. یکی از است که مانع از توسط می‌شود. چهار الی پنج به من کردند که رادر اند. جلوتر که رفتیم، متوجه شدیم چون در بلوغ همسو شدن‌ با اهمیت دارد. گرفتن، مهم تر از است. زیر سیطره رفته‌اند که کارهایی می‌دهند. حتی هم جرات این کار را نداشتند و به دوستان‌شان این کار را بدهند.از که سوال می‌کردیم چرا این کار را دادید؛ شما که این مدلی نیستند، و بسامان و خاصی ندارید؛ که من است. به جدیدی رفته ام و در به این که من را بپذیرند. جمعی دلیلی (قرایی مقدم) بر تحقیقی که روی 321 نفر داد، بر روابط از که پدر و بر به مراتب است. پس بر های شما، در یک چون می کند، این (مهرجویی) چون در آن دارند. (قرایی مقدم) آن را که شما در پامنار، خاک وکرج می‌کنید، یک است. در چشم انداز ندارد. گویا این با هر ابزاری تیغ و مداد، به خود می‌زنند.وقتی که این کار را چه حس و روی روح و می‌آید؟ (مهرجویی) که شما خودپنداری و را ندارید. بی‌مفهوم هستید. که شما در این دنیا معنایی ندارید. یک مولکول یا سلول هراسان که به هیچ تعلق ندارد. دراین فضا می‌کنید. هر کسی و پدر هستند. که به شما نمی‌دهد. معلم فقط سختگیری را دارد. که شما را به سمت رسانی به خود می‌روید. در چه می‌افتد؟ خانمی به من که قهرمان رزمی جهان عکس‌های کتک خوردن خود از را به من هر کس این عکس ها را دیده، فکر که گریم است. در چه می که آدمی با این توانایی،کتک می‌خورد. او رویارویی دارد. مالی نداردو از لحاظ عاطفی به نیازمند پس چرا تحمل و در آن می ماند؟ چون نابود شده است. ما این را صرف رساندن در نظر می‌گیریم. نیز را می‌گوید ولی ما طیف نمی‌شویم. که حد می‌رود، یک سری می‌شود. از یک میزانی که بگذرد، به این می‌شودکه ارتباط‌شان را با معمولی از دست و چون آدم‌های عادی طیف می‌شوند. آقایان در‌باره این با ما دارند. ما طیف را می‌بینیم. ولی آن را عمیق و می‌بینند. فرد از هر که به او برساند لذت می برد، به امن رسیده است. به من می‌رسد؛ درد، رنج و زخم اما لذت را در کنار آن می‌کنم. من ولی این داشتنی و امن است. این نوع امن، قوی و محکمی انسان‌ها به خود ویرانگری بیفتند، است. (قرایی مقدم) در ما با می‌کنیم. این در کجا شکل (مهرجویی) من به محیط، از ژنتیک معتقدم. طبق که من نیز به آن چون از این به خود زنی است که ریشه وراثتی و باشد. شما می‌توانید این را در نورولوژی کنید. در کجا چه می‌افتد. آیا بالانس سدیم، پتاسیم او بهم می‌خورد؟ از این است اتفاق بیفتد. اما هیچ‌گونه و در که شدن را شد. حتی را هم می‌شود. شما وسواس و دوقطبی را هیچ از در که شدن را نمی‌شوند. شما بچه ای که پدر او دو قطبی را در یک با ارتباطات و ببرید، این شد. ( مقدم) قرن هیجدهم و نوزدهم فردگرا بودند. در حال حاضر آن که پذیرفته شدنی است. محیط،گروه و فرد بر می‌گذارد. خود زنی‌ها از می‌گیرند. در با یا مازوخیسم، چرا فردی از را می‌دهد، لذت می در جنسی یک نوع و یک نوع داریم. در که کسی می‌خواهد به اوج لذت برسد، طرف مقابل خود را کتک می‌زند. از به خود می رساند لذت می (قرایی مقدم) این لذت بر های او است.مانندمساله‌ای را که ممد بیجه، علی و خفاش شب دادند، همه به تجربیاتی که داشته‌اند. من به آن رفته‌ام. به قوچان رفته‌ام. در می‌گرفته است. یکی از عواملی که زنان به روی می‌آورند، به این است که در و برادر، پدر و اند. یا همسر بدی داشته‌اند. این یک تلخ می‌شود. و فطرت در این دخیل نیستند. خداوند را نیاورده امااین است که را می‌سازد. نامادری، ناپدری، و اذیت ها، ضرب و شتم، تحقیر و سرزنش، بد، صفحاتی که می‌کنند؛ در مجموع موجب می‌شوند. گفتند که خود کشی است. آیا این احتمال که طرف با خودزنی، را به تاخیر بیندازد تا این از بین و او خوب بشود؟ (مهرجویی) در های و شناختی، به حدی و فاکتورهای که پاسخ به سوالات از هر فرد تا فرد متفاوت بود. است که یک فرد تا آخر عمر خودش، فقط کندو به فکر نکند. یک فرد هم است بعد از به فکر و کند. چون فکر به با دست زدن به آن دارد. (قرایی مقدم) چرا در ایلام، کرمانشاه و کردستان گچ می‌خورند یا را به آتش می‌کشند. . چون این شایع شده است. است که همه خودزنی‌ها به تبدیل نمی‌شود. اما این است و ما سردرگمی در ارزش‌ها و هنجارها شده‌اندو خوب و بد را از تشخیص نمی‌دهند. به گفته ایم که به تماشای والیبال،‌ به و فوتبال نروند. به جای رسیدیم. به‌نظرتان که به و بروند و داد و فریاد در خود را تخلیه و به سمت بروند، نمی‌گذارد؟ (قرایی مقدم) این می باشد. ( مهرجویی) حتم می‌تواند باشد. شما این است که فشارهای روی دخترها از پسرهاست. (قرایی مقدم) است. یکی از و از جانب است. اگر شما هشت یا 9 شب به بروید، از شما می پرسند که کجا بوده‌اید. اما اگر پسر می گویند اشکال ندارد. ، و ها و مسموم کننده و دهنده است. و قید و بند هستند. اما های کمتری دارند. هر که زیر ذره بین می‌گیرند؛ این به سمتی می‌روند که بی‌خود است. چه من نباید خود زنی کنم؟ آیا می گفت که از که به سمت خون می‌روند، به‌دنبال (مهرجویی) را کنیم. شما از چه است. خوشگذرانی و پرکردن (مهرجویی) بچه ها هیچ فراغتی ندارند. معنا ندارد. شما اگر بخواهید بچه خوب و هم از که بیدار می تا که می‌خوابید درس بخوانید. بچه ها به نام ندارند. مگر در این را بیاورند. پسرها ولی است و می‌دهند. این را می بینید؟ (مهرجویی) بله، می بینیم. آیا که مواد مخدر و یا شرب خمر می کنند، این کار را می‌دهند؟ (مهرجویی) آن‌هایی را که من دادم، بچه که علف می‌کشیدند، بین‌شان بود. چون شرب خمر می کنند. آن که فکر می‌کند. که این کار را می‌کردند، با دست به نمی‌زدند. آیا شما های را در شکل گیری این دانستید؟ (مهرجویی) در آن نمی‌دانم و به عقیده ‌ من در گسترش و آن گذار است. به نظر من را از شبکه‌های نمی‌بینند. مفهوم اجتماعی، کاست یا هر چیز دیگری،به‌طور در دگرگون شده است. (قرایی مقدم) به آن خیر. در اصل طبقه، وسیع است. ما به قشر می‌کنیم. لایه‌های به سه و بعد از ریت وارنر به 6 تقسیم می‌شود. شما که متوسط کم حجم تر شده است. در می‌توانیم بگوییم که اعتقادات و باورهای در نوع و کنترل والدین، سرپرستی خوب، نشو و نما، و که در آن تحصیل می‌کنند، ها، که همه این مجموعه به قول و مارسل مورس تام است و که می شود، فرد به سمت خود زنی می‌رود. و غنی و پر پر در فیلم‌های غیر اخلاقی نگاه یا چت و دهد. ما می‌‌گوییم که پر شده‌اند ولی غنی نیستند. چون همه محدود این دختران، نه آنها غنی می شود. و نه به آن که در حد برسند. از این می‌نالند که حد در چیست؟ که به سمت می‌رود. بریده شدن از اطرافیان است. در مساعد که به سمت برود. برخوردهای سیاسی که می‌بیند دولت، مجلس، همه با درگیر تاثیرگذار است. (مهرجویی) صحیح است. شما که در خاورمیانه ‌کنید، (کشوری که جنگ و انقلاب را کرده)، طبیعی است که از رفتارها بعد از 30 سال جواب و را بدهد. من 17ساله بودم که و محمودگلزاری می‌گفتند، مراقب این خود ویرانگرانه نسل های بعد از ما باشید. که چه در حال افتادن است. (قرایی مقدم) آمارخودکشی در جنگ می‌آید. این یک است.پس از جنگ و به اقتصادی می‌رود. در در سال‌های 1929-1933 تحقیقات ای شده است حتی در فیلم شکوه علفزار، این را به است. و رابطه مستقیمی با دارند. بالاست. از هر سه یکی به و در هر 20 ثبت می شود. این به سمت بروید. می‌توان به که این کار را برچسب بیمار زد. (مهرجویی) است یک سری از زمینه‌های را نیز باشند. در می‌گویم که بچه را به ببرند چون اول با پدر و کنم. این ها چه خصوصیاتی که باعث آمدن یا تشدید این در دختران‌شان شده‌اند؟ (مهرجویی) خانواده‌هایی که به فرزندان‌شان، و با بحرانی را می‌آموزند، موفق تر و در این تیپ ها مواردی تیغ زدن می‌شود. منظورم از به جنگ و زلزله نیست. به بچه دو ساله خود که بند کفش را ببندد؟ نه بند کفش بچه را یا بدتر از آن سر بچه داد بزند که چرا نمی بند کفش را ببندد. که کودک به خود باوری نرسد. یکی از است. هم از می‌گیرد. شما در نتوانید را کنید. ندانید که از خارج و به جای حل ، به سمت میانبرها و مثل که در خاموشی لحظه‌ای و شما را در لحظه به آرامش می‌رسانند. شما فرض که کسی ورشکسته شده است. این شخص اگر روش با را بداند و از هوش هیجانی بالایی برخوردار به سمت الکل نمی‌رود. اما چرا روش با را به فرزندان خود یاد نمی‌دهند، دلیلش این است که این خانواده‌ها، نیز فاقد این هستند. در این دخیلند که فرصت تمامی را نام ببریم. (قرایی مقدم) بحران، تربیتی که می‌بینند، است. ما و ژاپن، دو کار مهم وظیفه مداری و پذیری را نمی‌دهیم. این دو کار اساسی در می‌شد و نیز در مثل ژاپن اجرا می‌شود. پدر و پس از تولد فرزند، وظایفش را به او و که فرزندشان با پذیری، وظایف محوله را دهد. نکته این است که شده و از گذر کرده‌اند؛ ب
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فضای مجازی
چرا یک بازیگر سالی 30 کار دارد اما دیگران بیکارند؟/سینمای کمدی ایران بیشتر شبیه یک شو است

چرا یک بازیگر سالی 30 کار دارد اما دیگران بیکارند؟/سینمای کمدی ایران بیشتر شبیه یک شو است


بازیگر سریال گفت: من فکر که ما شو است. می‌خواهند با هر کاری و به هر قیمتی تماشاگر را به سینما بیاورند. ساختن بر اساس جوک‌ و لطیفه نمی‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار
نهی الهی از اراده ولایت کافرین

نهی الهی از اراده ولایت کافرین


6ـ1ـ4) ﴿وَلْیَسْتَعْفِفِ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا یُغْنِیَهُمْ مِن عَلِمْتُمْ فِیهِمْ وَآتُوهُم مَّالِ اللَّهِ آتَاکُمْ مِن رَّحِیمٌ: و که نمى تا از فضل خود را بى نیاز گرداند! و آن بردگانتان که خواستار مکاتبه [= داد مخصوص شدن ] با قرارداد، ببندید اگر رشد و صلاح در احساس مى (که بعد از آزادى، توانایى مستقل را دارند) و چیزى از مال خدا را که به شما است به بدهید! و خود را دستیابى متاع ناپایدار دنیا مجبور به خودفروشى نکنید، اگر خودشان مى خواهند، پاک و هر کس را (بر این کار) (سپس گردد،) بعد از این و است (توبه و تا خدا شما را ببخشد)﴾ (النّور/ 33). در این آیه را از بر (طلب زنا) نهی است. & البغاء& & الجاریه& که در زنا وی و آن از & البغی& است به طلب و زنی که به این کار & البغی& می شود (ر.ک؛ ابن 2000م.، ج 18: 222). 2ـ4) شر نفس با خود بر کار خیر و شر شده است و در نفس وی، دو (خیر) و (شر) دارد: * وَتَقْوَاهَا: و قسم به جان و آن که آن را (آفریده و) است. * سپس و (شرّ و خیرش) را به او (الشّمس/ 8ـ 7) و است: النَّجْدَیْنِ: و او را به راه خیر و شرّ (البلد/10)؛ راه خیر و راه شر، پس و عمل خیر و عمل شر است. در این از و در فعل شر سخن ایم. 1ـ2ـ4) گمراهی این نوع در کریم، در قوم یهود است. این امر، به بعد از آنکه صفت و مدح پیامبر(ص) را ـ که موسی(ع) در تورات آورده ـ در پیامبر(ص) شناختند، بیشتر آشکار شد: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى أُوتُواْ نَصِیبًا الْکِتَابِ یَشْتَرُونَ الضَّلاَلَه وَیُرِیدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِیلَ: آیا ندیدى را که اى از (خدا) به شده (به جاى از آن، خود و دیگران استفاده خویش) مى خرند و مى خواهند شما نیز شوید؟﴾ (النّساء/44). که یهودیان دیدند پیامبر(ص) از غیرخودشان را در که قبل از بعثت به می که پیامبری در زمانه ما شد و ما به او و با شما می جنگیم و بر شما گشت، هنگامی که پیامبر(ص) شد، به گشتند (ر.ک؛ سیوطی، 1410ق.: 27). رفتار را که نفس را ارزان فروختند، تقبیح نفس خود را به کفر و به حسادت به از شده است و و می به و پیامبر(ص) و غضب به عیسی(ع) نیز کفر و & مهین& از (ر.ک؛ 1416ق.، ج 1: 82). مِن * أَن أَن مِن مَن مُّهِینٌ: و که از طرف آمد که بود که با خود و پیش از به خود بر مى (که با کمک آن بر گردند). با این که این و را که از قبل نزد به او خدا بر باد! * ولى در خود را که به به که خدا و که چرا به فضل بر هر کس از خود را مى کند؟! از این رو، به بعد از (از سوى خدا) و ای (البقره/90ـ89). 2ـ2ـ4) و در را به با امر است: مِن لاَ مِن فِی لاَ تُظْلَمُونَ: هر در با [= ] و (همچنین) اسب هاى (براى نبرد)، تا به آن خدا و را و (نیز) غیر از را که شما نمى و خدا را مى و هر چه در راه خدا (و اسلام) به طور به شما مى شود و به شما ستم شد﴾ (الأنفال/60). در بعد از از صلح بر و سخن می گوید. که از طلب صلح و بی به جنگ شد، پس صلح را و امر به کند و از و مکر و به می و از و از او نمی (ر.ک؛ 1373، ج 4: 26). اگر با این صلح تا را می صلح را بر جنگ دین و است و در شرع هیچ گاه به جنگ مگر در و (ر.ک؛ 1424ق.، ج10: 56). أَن * مَا فِی حَکِیمٌ: و اگر تو را خدا تو او کسى است که تو را با خود و کرد * و را با هم داد! اگر را روى صرف مى که نمى توانستى! ولى در کرد! او و است!﴾ (الأنفال/ 63ـ 62). 3ـ2ـ4) سوء این نوع در زن مصر که وی را به یوسف(ع) و وی نیز و و نیز و را یوسف(ع) و نظر به شدن بین زن و به اگر کم زن یوسف(ع) را به و را پشت سر بست (ر.ک؛ یوسف/ 25ـ23). & یوسف(ع) دست ردّ بر وی زد و به که پناهگاه پناه برد و طلب و سوء زن را بی جواب گذاشت. پس وی چگونه می تواند به خداوندی کند که وی را به خوبی تربیت است و از مکر و حیله برادران حفظ است؟!& (ابن 2000 م.، ج 12: 252). وی زندان را بر همبستری با زن مصر ترجیح داد و سوء وی را خنثی و نیز در در هوا و هوس را است. در این میان، نیز به یوسف(ع) تا وی بتواند از این اتّهام مبّرا شود؛ وی از است (ر.ک؛ یوسف/ 28ـ 26). سوء در قوم لوط(ع) نیز است. 4ـ2ـ4) است: ﴿یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّمَن فِی أَیْدِیکُم الأَسْرَى إِن یَعْلَمِ فِی قُلُوبِکُمْ یُؤْتِکُمْ مِّمَّا أُخِذَ مِنکُمْ وَیَغْفِرْ * وَإِن خِیَانَتَکَ فَقَدْ خَانُواْ مِن فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ عَلِیمٌ حَکِیمٌ: اى پیامبر! به اسیرانى که در دست شما بگو: اگر خیرى در دل هاى شما بداند (و نیّات پاکى باشید)، از از شما گرفته شده به شما مى دهد؛ و شما را مى بخشد؛ و آمرزنده و مهربان است! * اگر با تو (تازگى ندارد، چون) پیش از این (نیز) به خدا کردند؛ و (شما را) بر کرد؛ دانا و است!﴾ (الأنفال/71ـ70). شده است که این در اُسرای بدر شده، که به پیامبر(ص) که به مایل و اگر به سوی قوم را به دعوت می (ر.ک؛ ابن عطیّه اندلسی، 1993م.، ج 2: 554 و ثعالبی، 1996م.، ج 2: 32). ابن که اُسرا در این آیه، عموی پیامبر(ص) و اصحاب وی است (ر.ک؛ واحدی، 1362: 228). وی که پس از اسارت آورد، از پیامبر(ص) که فدیه ای را که به وی برگرداند، پیامبر(ص) امتناع ورزید (ر.ک؛ 1416ق.، ج 2: 331). پس از نزول این آیه به فرمود که اگر در قلوب حقیقی به مال خیر می و گناهان آنان، کفر و جنگ با خدا و رسول(ص) را می (ر.ک؛ ابی 1413ق.، ج 4: 516). در وی می کند کسانی که در ظاهر شهادتین را بیان می و ظاهری می آورند، اگر به تو و پس از به سرزمین خود دوباره به بر و رحم نکن؛ قبلاً با کفر و شرک به اند و اگر به بازگشته اند، را بر مسلّط می سازد. پس به نیّت های درونی و تحرّکات هر قوم و فردی آگاه است (ر.ک؛ 1416ق.، ج 2: 331). 5ـ2ـ4) این نوع در انسانی است که روز بعث و حسابرسی را می کند. می فرماید: ﴿لَا بِیَوْمِ الْقِیَامَه* بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَه* أَیَحْسَبُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ * بَلَى قَادِرِینَ أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ * بَلْ یُرِیدُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ * یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَه: به روز * و به (نفس لوّامه و) وجدان بیدار و ملامتگر (که رستاخیز، حقّ است)! * آیا مى پندارد که استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد؟! * آرى قادریم که (حتّى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب کنیم! * (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او مى (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در عمر گناه کند! * (از این رو) مى پرسد: & کى بود& !﴾ (القیامه/ 6 - 1). در این به روز و نفس لوامّه یاد می کند که ها را بعد از پوسیدنشان جمع می کند و را به حالت اوّلیّه برمی گرداند، که اوّلین بار وی را خلق کرد (ر.ک؛ 1993م.، ج 5: 406 و ابن عاشور،2000م.، ج 29: 338). در اینجا، توبیخ و بر است که بعث و حساب روز را می کند (ر.ک؛ ابی 1413م.، ج 8: 376). و ذکر ها کنایه از جسم به ذکر جزء و کُلّ است. 6ـ2ـ4) قتل و جبروت درباره این در خلال سخن از موسی(ع) سخن به می آنجا که وی بعد از مدّتی پایتخت مملکت شد (ر.ک؛ 1975م.، ج 13: 99). می فرماید: ﴿وَدَخَلَ حِینِ غَفْلَه أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ مِن وَهَذَا فَاسْتَغَاثَهُ مِن فَوَکَزَهُ فَقَضَى عَلَیْهِ عَمَلِ الشَّیْطَانِ مُّضِلٌّ * إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ * أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیرًا لِّلْمُجْرِمِینَ * فَأَصْبَحَ فِی خَائِفًا یَتَرَقَّبُ فَإِذَا اسْتَنصَرَهُ یَسْتَصْرِخُهُ إِنَّکَ لَغَوِیٌّ * أَنْ أَرَادَ أَن یَبْطِشَ بِالَّذِی لَّهُمَا یَا أَتُرِیدُ أَن تَقْتُلَنِی کَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا إِن أَن جَبَّارًا فِی الْأَرْضِ أَن مِنَ الْمُصْلِحِینَ: او به که اهل شهر در غفلت شهر شد؛ دو مرد را دید که به جنگ و مشغول هستند؛ یکى از او بود (و از بنى اسرائیل)، و از دشمنانش، آن که از او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى کمک نمود؛ مشت محکمى بر او زد و کار او را (و بر افتاد و مُرد)؛ گفت: این (نزاع شما) از عمل که او و کننده آشکارى است * (سپس) عرض کرد: پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش! او را بخشید، چون او و است! * عرض کرد: پروردگارا! به شکرانه نعمتى که به من دادى، پشتیبان مجرمان نخواهم بود. * در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه اى (و در جستجوى اخبار)؛ دید کسى که از او طلبیده فریاد مى زند و از او کمک مى خواهد، به او گفت: تو آشکارا (ماجراجو و) هستى! * و که با کسى که هر دوى درگیر شود و با مانع او (فریادش بلند شد،) گفت: اى مى خواهى! مرا بکشى، که انسانى را کشتى؟! تو فقط مى جبّارى در روى و نمى از مصلحان باشى!﴾ (القصص/ 19ـ15). که موسی(ع) در خواب نیمروزی شهر شد، دو مرد در حال درگیری که یکی از بنی و از موسی(ع) و دیگری و از طرفداران بود. فرد بنی اسرائیلی از موسی(ع) کمک و موسی(ع) با مشت بر فرد کوبید تا وی را از فرد اوّل جدا سازد، او را کُشت، در که هدف وی بازداشتن از ظلم و عدوان بود. & به ظلم خود و آن را به سبب تهییج غضب خود از دانست. بنابراین، به خطای خود و طلب استغفار کرد& (ر.ک؛ 1975م.، ج 13: 99). زمخشری در می گوید: & کسی است که هر از قتل، ظلم و زدن بخواهد دهد و به عواقب آن ننگرد و از که است دفاع نمی کند& (زمخشری،2000 م.، ج 3: 160). از نظر متصوّفه، بنده کسی است که از حدّ و تقلید بگذرد و به مرحله راهبری برسد، خلق را با هیئت و سیمای خود به کشاند، به فایده و از ای نبرد، تأثیر گذارد و اثر نپذیرد و هر که او را ببیند، از ملاحظه خود غافل شود (ر.ک؛ غزّالی، 1971م.: 78). 7ـ2ـ4) از امر این نوع در برخی است که به را می گذارند و از قبول دینی به های واهی شانه خالی می که نمونه آن طلب از پیامبر(ص) در است به این که های در معرض خطر است و از هایشان ایمن نیستند: ﴿وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَعَدَنَا وَرَسُولُهُ غُرُورًا * وَإِذْ قَالَت طَّائِفَه مِّنْهُمْ یَا أَهْلَ یَثْرِبَ لَا مُقَامَ فَارْجِعُوا وَیَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِّنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَه هِیَ بِعَوْرَه إِن یُرِیدُونَ فِرَارًا وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیْهِم أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَه لَآتَوْهَا تَلَبَّثُوا بِهَا یَسِیرًا: و (نیز) به را که منافقان و بیماردلان مى گفتند: خدا و پیامبرش جز وعده هاى دروغین به ما نداده اند! * و (نیز) به را که از گفتند: اى اهل یثرب (و اى مدینه)! اینجا جاى توقّف شما نیست؛ به هاى خود بازگردید! و از از مى و مى گفتند: هاى ما بى است!، در حالى که بى نبود. فقط مى (از جنگ) کنند. * چنان که اگر از اطراف بر مى و پیشنهاد به سوى شرک به مى مى پذیرفتند و جز کمى (براى انتخاب این راه) درنگ نمى کردند!﴾ (الأحزاب/16ـ12). در این نعمت هایی را که در به خود داده، یادآوری می کند که دفع بزرگترین خطری است که را احاطه است و آن اجتماع لشکریان فراوان کفر بر در است. که خبر به پیامبر(ص) رسید، به اشاره سلمان فارسی ـ که تجربه جنگی از قوم داشت ـ در قسمت غربی خندقی حفر (ر.ک؛ 1416ق.، ج 4: 248). در این غزوه، به و با ترس، کشتار، گرسنگی و محاصره آزمایش تا حدّی دیدگان از ترس و رعب و نیز حیرت از حدقه بیرون زده بود و ترس و فزع فزونی یافته تا از منافق شود (ر.ک؛ 1993، ج 4: 320). این از از بدترین و پُرضررترین ها که از جهاد می و به تلقین می که با را ندارند و را به ترک جنگ و با
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
روش‌های مواجهه با بدعت

روش‌های مواجهه با بدعت


4ـ3) و ها و های از جهل و بی به بغی، ظلم و انحراف از حقّ و اعمال است. اگر به تنگ ها، و از و خود را و یا و روح خدا را حق بود و ها به حل می شود. در آیه 19 آل می فرماید: الدِّینَ عِندَ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا وَمَن یَکْفُرْ بِآیَاتِ فَإِنَّ سَرِیعُ الْحِسَابِ: دین نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حقّ) است و که به شد، (در آن) مگر بعد از و آن هم به سبب ظلم و ستم در خود و هر کس به خدا کفر (خدا به او مى زیرا) است﴾. 4ـ4) در و از و است. در آیه 36 می فرماید: مَا مَسْؤُولاً: از به آن چشم و دل، همه هستند﴾. این آیه از و هر که علم و نهی می کند و چون و قید و شرط و و نیز عمل را می و آن می شود که به که علم به آن مشو و را که نمی مگو و را که علم همه از از که علم و نیز از علم در است که خود بشر آن را می کند (ر.ک؛ 1374، ج 13: 126). 4ـ5) و از به روی را در و می و از که خدا پا نمی و روی در را خود می و می که با این کار به خدا می جویند. کسی است که بر خدا و او نگیرد. می فرماید:﴿یَا لَا عَلِیمٌ: اى که اید! را بر خدا و او مقدّم نشمرید (و پیشى مگیرید)، و تقواى الهى کنید که شنوا و داناست!﴾ (الحجرات/ 1). 5ـ و در بدعت، دو دسته و مشهود است که در ذیل آمده است: 5ـ1) و برخی و عبارت است از: 5ـ1ـ1) و دیدن شخص گذار در کهف می فرماید: ﴿قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً * ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاه الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا: بگو: آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها چه هستند؟ * که تلاش هایشان در زندگى گم (و نابود) شده با این حال، مى پندارند کار نیک انجام مى دهند!﴾ (الکهف/ 103ـ104). و مضاعف آنجاست که سرمایه های مادّی و معنوی خویش را در یک مسیر غلط و انحرافی از دست دهد و گمان کند کار خوبی است. 5ـ1ـ2) در شوری می فرماید: ﴿أَمْ شُرَکَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن اللَّهُ وَلَوْلَا کَلِمَه الْفَصْلِ لَقُضِیَ وَإِنَّ أَلِیمٌ: آیا معبودانى دارند که بى اذن آیینى ساخته اند؟! اگر مهلت معیّنى نبود، در میانشان داورى مى شد (و دستور صادر مى گشت) و ظالمان دردناکى است!﴾ (الشّوری/21). چون خدا شریکی ندارد تا در مقابل دین شده خدا و اذن او کند. پس هیچ مگر دین خدا و در هیچ رزق حسنی مگر کسی که به دین خدا آورده، بر طبق آن عمل باشد. جمله أَلِیمٌ﴾ تهدیدی کفّار است به ظلمی که کردند و نیز اشاره است به اینکه از قلم خدا نمی افتند و از او رهایی ندارند. حال اگر بین قضاء نراند و را در نکند، در عذابی خواهند داشت (ر.ک؛ 1374، ج 18: 59). 5ـ2) عبارتند از: 5ـ2ـ1) دور ساختن از دین در مائده می فرماید: آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ: اى که اید! چیزهاى پاکیزه را که شما حلال حرام نکنید و از حد ننمایید؛ متجاوزان را دوست نمى دارد﴾ (المائده/ 87). بعضی از مقدّس مآبان و مدّعیان تبلیغ به نام دین با همه چیز به جنگ برمی خیزند، شعارشان این است: اگر می دین داشته باشی، پشت پا بزن به همه چیز، گرد مال و ثروت نگرد، ترک حیثیّت و مقام کن، زن و فرزند را رها کن، از علم که حجاب اکبر است و مایه گمراهی شاد مباش و شادی نکن، از خلق و به پناه ببر و امثال اینها. بنابراین، اگر کسی بخواهد به خود پاسخ مثبت بدهد، باید با همه چیز در حال جنگ باشد. بدیهی است مفهوم زهد، ترک وسایل و معاش و ترک موقعیّت و و اعراض از های دیگر باشد، که جنسی پلید شناخته شود و منزّه ترین کسی که در همه عمر مجرّد زیسته که
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات

copyright © 2017 by blogblog
دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود اهنگ چال چاله از عثمان اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان عنصرالیاژی مهم فولادجدول دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف blogblog.ir دکترتغذیه مرادی درکرمان دانلود اهنگ چال چاله از عثمان دانلود آهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش جدولانه362 دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ چال چاله. دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ های بلوچ برزخ وشعیب دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ مایسا جان عثمان نوروزف اغنیه هاها-ابراهیم البغدادی دانلود اهنگ ترکمنی مایسا دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود ریمیکس amor solidance دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله تحمیل اغنیه ابراهیم بغدادی - هاهاها دانلود آهنگ ترکمنی مایسا جان بهترین ترکیب آرسنال در pes 2015 دانلود اهنگ ترکمنی چال چالی دانلود اهنگ چال چاله از عثمان guturnewspaper  تیجان اسماء بنویسد خواص بشمخ کاغذ اسماء تیجان گردن بیاویزد دانلودآهنگ ترکمنى چال چاله عثمان نوروزف صمد ممد : نزول خور mp4 ریوارکسابان دانلودآهنگ چال چاله دانلودآهنگ چال چاله عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف آوادان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود ریمیکس جدید gon haziri blogblog.ir دانلود آهنگ عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله زندگینامه وبیوگرافی ورونیکااولو دانلود اهنگ ترکمنی مایسا جان اهنگ ترکمنی چال چاله متعنی مشایه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ شمشاد جان نوروزف عثمان نوروزوف انگ ماناگا ماناگا دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله سرود در باره13ابان با اهنگ هنگ چال چاله عثمان نوروزوف انشایی باشیوه ی به کارگیری واژه های مترادف انشایی باشیوه ی به کارگیری واژه های مترادف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان نوروزف blogblog.ir انشاهشتم درمورد انچه درمسیرخانه تامدرسه می بینید فصل پاییز اخبارفغان @guturnews اهنگ چال چاله از عثمان نوروزوف مجید بیجار زهی دانلود اهنگ چالچاله عثمان نوروزوف آوودون آوودون ترانه اهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود اهنگ ترکمنی مایسا جان دانلود آهنگهای عثمان نوروزف اهنگ عثمان نوروز شمشاد جان blogblog.ir