بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب اینها



جای خالی موکب‌های یمنی

جای خالی موکب‌های یمنی


به گزارش خبرگزاری از هر چه از نمی گذشت، نوشتار زیر برش و روایتی است از در سال که همه در و می شود. للاسلام؛ این انصار یمن است؛ اما این در روی در حجم انبوه جمعیت، را به خود جلب می کند. حدود 6 در هم با مشت های گره این را سه بار می و در هم با من آن را می دهند. در دست دو یمن با رنگ های و و دارد. سبب می شود و در صدد با بر برآیند. در جمع که به سمت می بر و از آذربایجان، هند، افغانستان، پاکستان، کویت، عمان، بلژیک، کانادا و نیجریه و این را از که بر دوش می فهمید. برخی کشورها مانند و و هند زیاد می شود ولی بقیه ها به ندرت به چشم می آیند. یمن هم از ها است. یمن همگی از انصارالله که سه نفرشان در جنگ جانباز هم شده اند. یکی از به نام محمد خوب حرف می زند. او در دانشجویی خود را در یکی از به را خوب بلد است. از او می در یمن کمی دهد است. پیش او یمن را با می کند و می طور که شما در و شاه را و در هشت سال و با شما جنگ ما هم بعد از با آل و و در جنگ و که شد ما هم با این و های یمن شد. و که از و بعث به می آید که از آل در بود این این از بود. تر با را و و یمن می که به جد او اما به ای و آیت و سید حسن نصر هم ای می گذاشتند. یک مهم با و بود. که از نجف تا حشد و های و یا و شده بود. در این بین دو سه یمن بود که با یمن عکس از و آل در یمن در بود. چشم باز و کبود بثینه دختربچه یمنی، کانون توجه در این ها بود. در این ها شور و حال خاصی ایجاد می کرد. و به و نظامیان ابراز ارادت به یمن داشتند. نجم الدین و بوعلی از اعضای یمن از موکبی می که ها و با گرمی گرفته بودند. صاحب متوجه یمن می شود با اصرار را به می برد و با جمعی از و شب ای را طی می کنند. و یمن و با استکبار و تنفر از صهیونیستی، آمریکا و آل است. ها به ها می گویند ان شاء لله بعد از داعش، نوبت آل است. به اعتقاد هر دو آل نه دینی و نه حتی عربی! ابوعلی با می گوید که داعش در و سوریه و بی گناه را می کشت آل هم در یمن هر روز زندگی و را به خطر می اندازد، اگر مسلمان هم نبودند غیرت شان نباید اجازه چنین کاری به می داد. ها از با ها با شوق و ذوق سخن می و از و نوازی کامل به شگفت آمده بودند. عالم با ها در شباب المقاومه، جایگاهی ها تدارک شده بود و دو با لباس یمن و خنجرهای معروف خود در ایستاده تلاقی روی یمن با این بسیار دیدنی شد. به آیت کعبی نیز بازدید به آمد و با زبان به یمن توصیه کرد و آرزوی نصرت کرد. یک یک از حاضر در محل اقامت ها می پرسد: بلدی حرف بزنی؟ به بگو برگشتم نیرو جمع می کنم و می فرستم یمن. به او گفت که یمن پر است از نیروهای شجاع و کمک نیاز به حمایت معنوی و کمک مالی درمان و غیره دارند. جهانی می شود نکته مهم امسال بر های در سرتاسر مسیر، نمود مردمی حشد بود چنانچه در دست بسیاری از ها و یا متصل به کوله های نماد و حشدالشعبی و شهدای آن داشت و و و یاد موج میزد. در نزدیکی حرم حسین(ع) از باب القبله شب جمعه های عزادرای وارد حرم می شدند. و و عمان و کویت همه و همه رو به حرم منتظر ورود به بین الحرمین ازدحام سبب شده بود صف بلندی از های عزاداری امت اسلام از شکل بگیرد. به گفته یک ایرانی، شیعیان به مثل عربستان در سیل روی می گیرند، به نفس پیدا می و می بینند چه بسیارند افرادی که مثل فکر می و در مواقع حساس حامی هستند. به کشور خود باز می گردند حس غربت کمتری دارند. این به نفس را در چشمان هم می یافت. یکی از پس از سه روز روی و در با شور و شوق می گفت: سال آینده یمن را زد و صبحانه و ناهار و شام با غذای کرد. جدیت در کلام و اراده اش موج می زد. در همه راه ها به ختم می شود و اگر درک شود پس از همه طریق ها به عزت و با ظلم منتهی شود و شاید همه نگاه ها و به یمن دوخته نجات کودکانی که به ظلم حاکمان بی کفایت و جنگ طلب سعودی، زیر آتش جنگ، گرسنه و بیمار و وحشت زده اند و به جای مدرسه و تحصیل در بیمارستان و پناهگاه به سر می برند. مهدی عامری
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دوست دارم مرتب به ایران بیایم

دوست دارم مرتب به ایران بیایم


به گزارش ایران(ایبنا)، هر سال در آخر مهرماه، با می در و با های می در شهر در این هفته، میزبان بود و هفتگی شهر در روز سه شنبه 24 مهر با می با هوتشنیگ، اتریشی، علی و علی و با و علی در شهر شد. و 400 است علی اصغرمحمدخانی ضمن خوش آمدگویی به و از او به در این نشست، گفت: سال 2018، سال دوستی و است. شش سال است که انجمن در تاسیس شده و در سال های یکی از فعال مراکز کشورهای در بوده است. و همیشه ارتباطات خوب و اند و و و 400 است و به اوایل قرن 16 میلادی، در و در گردد. او داد: در که در سال 1873 شد، یکی از های در به می رود. بین و نیز به گردد. در آن از در و عده از ها در و به در داشتند. چهل که به لاتین و سال 1678 در وین به چاپ رسیده، از نخستین سفرنامه هایی است که مقدمه آن در به شده و از های نادر موجود در ملی وین است. جالب است که در ملی وین، به 200 خطی از و دانشمندان ایرانی دارد. به ایرانشناسان و ادبای که از 200 سال پیش را به اند، کرد و افزود: هامر پورگشتال و فریدریش از شناسان اروپا و جهان که در در و نقش مهمی اند. پورکشتال در پیشتاز است و حافظ او منبع الهام گوته در سرودن شرقی-غربی است. خسرو و شیرین نظامی، گلشن راز، تذکره الشعرای دولتشاه سمرقندی و تاریخ وصاف به از او است. هم اشعار حافظ، و را به است. او داد: نیز در سه دهه به شده است و و به شده است. هشت سال هم هست که ما در ماه ای را با و به نام سه در یک که و این سه گرد هم می و این سه و بحث و گفت وگو می شود که طی این هشت سال به 30 و در اند. شهر ضمن در سال و در و شد، کرد: سال هم که در شهر می یک به نام روت بود که او به شد. که می است در ضمن علی گفت: در یکی از های به محل می کند. که دو سال پیش روی های شهر و بیش تر به مرگ و آدم ها با به نقد می نویسد. با به که با او با چند است و هم که می است. کرد: و مهم یکی از است که را یاد و و جنگ می اندازد. به است که در حال او است طور که و از های این نقد ای که اند است. از های این است که چندین برده است. های او هم است که از قرار معلوم یکی از وی محمود حسینی زاد در حال به و به زودی یک اثر از او به خواهیم داشت. علی از دست چون به ضمن از از حاضران در جلسه گفت: که این را می نوشتم فکر نمی کردم این و من را به بکشاند و به به بیاید. به این ترتیب من از دست چون به بیایم. در این بار، حالا از خود به نام این بچه ها را نمی کند و در پاسخ به سوال نام او که این چه خیالی است که بچه ها را نمی کند و در چه می بگوید گفت: این عنوان، تیتر و غیر از کتابی است که از آن را خواندم. در آن این است که در یک خانواده معمولی از طبقه متوسط، مشکلی پیش که یا به آن حرف نمی یا اگر حرف می تصاویر مختلفی از آن به دست می ولی بچه ها حس می در است که دقیقات نمی شود. و پدر و مادر بچه ها توضیح می که فهم این کوچک و که بزرگ شده فهمید یا توضیحاتی می که ندارد ولی بچه ها در ذهنیت کودکانه خودشان کاملا حس می که در است ولی به طور دقیق به نمی شود. در مثل یک می کنم وی در رواج در و ریشه آن گفت: جمله ای هست که می گوید ما به می و که دقیقا به نمی آورم از چه کسی است ولی به نظر من هم ما به می و بنابراین می به جست از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و احیانا با چه کسی آشنا می شویم. احساس نیست که فقط در و منحصر به آن باشد. در تمام دارد. به نظر من یکی از وظایف این است که این جست و چطور آن را که نباشیم را به ما نشان دهد. در مثل یک می کنم این در گفت: در ها به های می شود که دید به و متوجه مرگ و چیزهای تا مثبت، چون ما یا مرگ، و می نویسیم گمان می کنم که همه شما زیگموند فروید و آرتویش نیسلر که او هم بود و هردو به و جست اند. من به شخصه وظیفه و نوشتنم را این می دانم که در اجتماعی که در آن می یک شرح و تجویز کنم ولی هنوز مسئول این نیستم که بگویم انسان و محکوم به مرگ است مثل یک سعی می کنم یک حدس بزنم و با این حدس جست وجو را یافتن راه حل کنم و در دارویی این و کنم. حال های می شود به مالی در کرد و گفت: در این که از هنر به طور عام، موسیقی، تئاتر و به می کند و این حال های می شود که این به صور می گیرد. یکی از ها به این است که در شهرداری های مختلف، یک را دعوت می و در قبال 6ماه یا یک سال امکانات رایگان در آن شهر و حقوق ماهیانه به او می از او می که در بعدی که می نویسد، را در آن شهر یا پرورش بدهد و ماجرا در آن شهر اتفاق بیفتد. به هیچ وجه در این که چه چیزی و چگونه بنویسد، دخالت نمی کند. وی این بچه ها را نمی کند هم گفت: من به دو جلد سخت و به و یک ناشر چاپ شده که از این که از آن را خواندیم 10 هزار جلد به چاپ رسیده و از های جلد سخت 12 درصد و از های هم کمتر از آن، سهم من است. من به دوازده شده، علاوه بر این از برخی از هایم یک رادیویی و یک متن تئاتری استفاده شده که هر کدام هم هزینه جداگانه ای پرداخت شده است. در پایان با اهدای هدیه ای به رسم یادبود به از او و شد. لازم به ذکر است که در سال 1959 در شهر برگ در دراوتال به آمد و به آزاد هم اکنون در شهر اینسبروک می کند. در سال 1989 داستانی خاتمه را نوشت که برایش را به ارمغان آورد. در سال 1990 نوعی از شد. وی در سال 1992 در مسابقه اینگه بورگ باخمن را در شهر کلاگن فورت به خود اختصاص داد و در سال دستان لئونارد را ارائه کرد. در سال 1994 بخشایش وی در شهر وین به اجرا در آمد. در سال 2000 او به بازار عرضه شد. در سال 2002 برنده ایتالو سوه وو شد و در سال 2008 اریش فرید و در سال 2011 گرت یونکه را دریافت کرد. در سال 2006 بچه ها آرام نمی گیرند و در پاییز 2009 در حال می شود بهتر فرار کرد از او شد. از این به های انگلیسی، فرانسوی، سوئدی، اسلوونیایی، کرواتی و ترکی شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه اهنگ مایسا جان از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ترکمنی امینه آهنگ ترکمنی مایسا جان