بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب بازی



«قدوس» بازیکن تاریخ ساز ایران در لوشامپیونه

«قدوس» بازیکن تاریخ ساز ایران در لوشامپیونه


- - وب گل در با به گل تیم در نخستین بازی تیم جدیدش، نوشت: اوج گیری قدوس در لوشامپیونه به خوبی با تابستان مهیج او در روسیه جور در می آمد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
«خونه یکی» در میدان قیام کلید خورد

«خونه یکی» در میدان قیام کلید خورد


- - به و آهنگساز سینما و تلویزیون که اولین تجربه اش را پشت سر می گذارد، در میدان قیام کلید خورد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
مترجم «همشهری کین» درگذشت

مترجم «همشهری کین» درگذشت


به کتاب (ایبنا)، و کارگردان و تئاتر درگذشت. 1316 در بود. او تا در درس می و کار را در و با ای کرد. او از بود و را با نویسندگی تلویزیونی کرد. از دیگر های وی می توان به تدریس در های هنرهای دراماتیک، سوره و آثار نمایش و فیلمنامه مشهور جهان اشاره کرد. های سکون از اینگماربرگمان، توده هیزم از آگوست استریندبرگ و همشهری کین از اورسون ولز از آن جمله اند. امروز شنبه 31 شهریورماه 1397 در 81 سالگی دار فانی را وداع گفت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تفکر جامع مبنای بازیکن سازی در فوتبال بانوان است

تفکر جامع مبنای بازیکن سازی در فوتبال بانوان است


- - تیم گفت: رده های سنی با خود جذب می که چنانچه این مهم تحت یک نظام فکری سازماندهی شده باشد، مبنای ساخت تیمی قدرتمند در زنان خواهد بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
سرمربی فوتسال بانوان فجر:حفاری اهواز بازی سختی مقابل مادارد

سرمربی فوتسال بانوان فجر:حفاری اهواز بازی سختی مقابل مادارد


شیراز- ایرنا- تیم فجر گفت: با چند مصدوم داریم اما تیم حفاری اهواز بازی سختی مقابل ما دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
استقلال بازی سختی مقابل نساجی مازندران پیش رو دارد

استقلال بازی سختی مقابل نساجی مازندران پیش رو دارد


با سخت است، گفت: چون تیم جوان، یکدست، فرصت طلب و گلزن است و مهاجمان خوبی در خط حمله دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
روایت خورشیدی که از حلب طلوع می‌کند/ اجرای بزرگترین نمایش مذهبی در سوریه

روایت خورشیدی که از حلب طلوع می‌کند/ اجرای بزرگترین نمایش مذهبی در سوریه


به گزارش به نقل از سازمان ای از حلب می کند ، گفت و گوی با سر حسین(ع) است که بار در که این رخ در می شود. در این که آن را می روی می رود و عوامل و هنرمندان ایرانی مدیریت بخش های فنی و تکنیکی را بر عهده دارند. از حلب می کند از اواخر دهه سوم محرم به مدت 10 شب در شهر حلب و پس از انتقال دکور 10 شب هم در شهر دمشق روی می رود و در هر میزبان 2000 مخاطب است. این که بر اساس متنی از ابوباسم حیادار می شود بزرگ ترین تاریخی و است که پس از 70 سال در سوریه روی می رود. این به همت مرکز مهاد در راستای تبادلات فرهنگی و و توجه به اشتراکات میان دو ملت ایران و سوریه، به در می آید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
راز ماندگاری مختارنامه از منظر یک بازیگر

راز ماندگاری مختارنامه از منظر یک بازیگر


گروه هنر ــ گفت: این در شد، چون با اعتقاد راسخ و توانایی خاصی که داشت توانست آنچه حق مطلب است در این ادا کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
ارومیه ای ها امتیازآورترین بازیکنان ایران مقابل بلغارستان

ارومیه ای ها امتیازآورترین بازیکنان ایران مقابل بلغارستان


ارومیه- ایرنا- پور و های ملی پوش ای به در تیم ملی مقابل بلغارستان بیشتر از سایر امتیاز کسب کردند و عنوان امتیازآورترین زمین را به خود اختصاص دادند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
هدف ما درخشش در مسابقات جهانی است

هدف ما درخشش در مسابقات جهانی است


رشت -ایرنا - پس از کار در های آسیایی اندونزی، این کاران قصد در مسابقات جهانی را نیز دارند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​گشتی در دنیای بزرگ‌منشان کوچک/ از کودک کار دیروز تا مرد خودساخته امروز

​گشتی در دنیای بزرگ‌منشان کوچک/ از کودک کار دیروز تا مرد خودساخته امروز


به گزارش خبرگزاری تقریب؛ از ها ترین فصل به گونه ای که یکی از به آن بی و پول از پدر. اما که نمی و زود می شوند. که طعم تلخ فقر را اند و سهم شان از کودکی، عرق و ذره ذره پول جمع است. این به جز سر ها گل، فال یا را با و به تا یا خرج را یا کمک خرج ندارند. حق این ندارد. فرقی هم نمی کند آن ها بدسرپرستی، اعتیاد، بیماری یا طلاق والدین مهم این است که این حق دارند. این روزها با ماه مهر بچه ها با خیال ها و پوشیدن لباس های نو به خواب می روند و باز شدن مدارس لحظه شماری می کنند. کار اما این خیالات فکر را در و بعد را به مشق و و سپس کار در ها را می کند. به از کار و گفت و داشتیم. که درس است تا از شب کار در یکی از های است. ای است که در سیل می زند و می را کسب کند. سر را که با او باز می می 12 سال و ششم است. او می دهد که با می درس است و کار می کند تا را کند چون اش و نمی ای در این او بپردازند. می مشق را شب ها بعد از کار می و این است که مثل بعد از درس و کند. با می یک ماه است که این کار را و ندارد. می کار به درس نمی که از بین می کند و را ترک می می این شغل هم از برود! کار مرد امین 22 ساله است و طبق تعریف، کار محسوب نمی شود؛ اما سال ها است که در ها کار کرده. گفت و گو با او از این جهت اهمیت که می آیینه ای باشد آینده که بر سر ها به کار هستند. از او دعوت می کنم یک گفت و گوی کوتاه، مخالفت می کند. به او اطمینان می دهم که این گفت وگو تهدیدی او و شغلش نیست و فقط به اندازه یک شدن سبز طول می کشد. می اش را می به تعبیر نان بخور و نمیری درمی آورد و چشم خواهر و برادرهایش بعد از خدا به او است. از شغل پدرش می پرسم فقط سری می دهد. از درس که می شود می به درس علاقه داشته اما به نامناسب اش نتوانسته زیاد درس بخواند. که می شود دستی می دهد، راهش را می کشد و می رود کارش. در شده کار به معاون اجتماعی اداره کل چهارمحال و بختیاری رفتیم. جواد چالشتری تعداد کار شناسایی شده در سطح را 93 نفر شامل 18 دختر و 75 پسر عنوان و اظهار کرد: این همگی در دارای پرونده و یک کلینیک مددکاری غیردولتی در مرکز به طور به می کند. وی با اشاره به وضعیت کار در کنار شان مورد بررسی می گیرد، افزود: طبق برنامه از این ها بازدید به عمل می آید، مشکلاتی که منجر به کار شده، مشخص می شود و سپس به های عضو شورای ساماندهی که مرتبط با آن است ارجاع داده می شوند. در حمایتی از کار در گفت: ارائه خدمات مددکاری، مشاوره حقوقی، کارگاه نظیر پیشگیری از سوءرفتار با کودک، های تقویتی درسی و هنری با استفاده از مربیان مجرب، معرفی به فنی و حرفه ای و موسسات کاریابی، پرداخت کمک تا سقف سه ریال در قالب طرح مهرانه و جلب مشارکت خیرین از جمله در راستای حمایت از کار است. کار این در اولویت و این موضوع می موجب بی انگیزگی و شکوفانشدن استعدادشان شود. چه بسا در بین این نابغه که با بیشتر بتوانند جهانی را دگرگون کنند. که طعم سختی را قدر رفاه را می داند، باپشتکار است و اگر مسئولیتی به او سپرده شود به نحو احسن می دهد. کار نیازمند نگاه ای از جانب های متولی امر هستند، مخصوصا در و پشتیبانی مالی؛ به دنیا در ای فقیر نباید مانع رسیدن این به شان همچون شود. به که کار دست یافتنی تر از باشند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
خاطرات ندیمه حرمسرای ناصری از تعزیه زنانه/ روایت علویه خانم از تکیه دولت

خاطرات ندیمه حرمسرای ناصری از تعزیه زنانه/ روایت علویه خانم از تکیه دولت


(ایبنا)- در عصر و به عهد سنت ها و های فراگیر و امر به فرصتی داد که به رغم موانع تمدنی و به این عرصه وارد شوند. که بنا به و و داشتند. و نویسانی که در به سفر مطالب جالبی را و نقش آفرینی در در آثار خود مکتوب اند که در این به از می پردازیم. به در و به در های می کند و می نویسد: در و شهر های آن (تعزیه) ها صرف می و حتی را در این راه وقف می کردند. به این و و بیش از می یافتند. او یافته به در نیز می نویسد: صحن را که نسبت به سکوی وسط آن شیب داشت، به که که عقب تر نشسته بدون مانع و ناراحتی بتوانند را روی سکو مشاهده کنند. دوستعلی خان معیرالممالک در یادداشت از خصوصی شاه یکی از شاه بر می نویسد: و اول حرم، از جمله بود که در برقراری بسیار مجد و مند بود. وی به همراه شکوه در و می کرد. خان نیز در خود در می نویسد: روز سوم که علم شاه را و به می وی و آن می شد، در که پیش از این آن بود. از بر شاه خود را در دست می گرفتند. های را زن و با روی باز می کردند. به را از ها که به یاد می داد و این که بر می لقب یا ملا می گرفتند. بر پخش این بر اسب و در دست در می شدند. در بخش از او می به این پی برد که در این شاه به بود که تا عصر در قید بود. چین می و اگر حزن می ای بر می زد تا کند... وی سر و را می کرد و به از او این کار را می و زیر علم می و زنی می کردند. در سفر حج، و در از اثر خود به ماه می و در این بخش از در می نویسد: که (شعبان) تاج (دختر شاه و عروس) است و اول است. به اول است. در دو سه ولی مختلف. دو است. زن های شاه و ها اول و توی ها کشیده. شاه و (نوجوانی شاه) هم با چند نفر در اول می نشیند. همه طاق بسته. نمی دانم چقدر اسباب چراغ، هر چه بگویم بیشــتر و بالاتر اســت. روزها هم های طاق روشــن، شــب که چه عرض کنم که کرور روشن... او در جای می نویسد: که شنبه بیستم باز ظهر از خواب برخاسته، به دیروز رفتم تعزیه. ولی شاه اینجا شب و روز پهلوی زن هایش می نشیند. منزل ندارد. این آن پشت با زن ها صحبت می کند. دخترهای را تماشا می کند، پول می دهد. بیعار هم دخترها را می آورند می دهند. و عهد عبدالله مستوفی در شرح زندگانی من در می نویسد: مادرم در خود از و چای و قهوه، عدس و بو و 6 رنگ در حقه های بلور که در سینی های ورشو چیده شده به مهمان های خود تقدیم می کرد. عدس بو را ها این می خوردند که تصور می اشک چشم را زیاد می کند. هم که مایه اش نخودچی و قند و مغز لیموی عمانی و گشنیز یا یا دارچین یا رازیانه یا مغز بادام سائیده چاشنی آن می شد، تنقلی بود که ها به جای شیرینی های معمولی اختراع بودند. او زنــان در مجالــس را چنیــن توصیــف می کند: فعال ترین بعد قاجار، در ماه محرم، و های تعزیــه بود. الزم به ذکر است که این در آن مدت زمان بیشتری را در برمی گرفت. روایت انگلیسی از در مری لئنورا وولف شیل، جاستین شیل سفیر انگلستان در اوائل پادشاهی شاه است. او مشاهدات و تجربیات خود از سفر به را در کتابی با جلوه از و آداب و رسوم گردآوری کرد. او در این اثر اشاراتی هم به و در این دارد: شاه در بالا و روبه روی و در سمت راست آن ابتدا عموهای شاه و صدراعظم و پس از آن به ترتیب محل نشستن انگلیس و و دیگران بود. در سمت چپ نیز زن ها صدراعظم، من و داشت. در اثنای با مستمر به وسیله چای و و (برای کسانی که به آن عادت داشتند) رفع خستگی تماشاگران می شد. محوطه پر از جمعیت می شد که تعداد به چندین نفر می رسید. قسمتی از محل تماشاچیان به زن ها که آنان از طبقات پایین اجتماع محسوب می و درحالیکه خود را کاملا در پیچیده بودند، در روی زمین می نشستند. قبل از آغاز نمایش، سعی و کوشش این زن ها پیدا جای مناسب، واقعا دیدنی این کار، فقط به داد و فریاد و فحش نمی شد، بلکه از پس از مدتی جار و جنجال، به جان هم افتاده و با کتک کاری و کوفتن لنگه کفش به سر و صورت یکدیگر که به پاره نیز منتهی می شد، سعی در یافتن جای مناسب داشتند. در این میان فراش های در محل نیز با نثار بی رحمانه چوبدستی های خود به سر و کله این ستیزه گران، را آرام می کردند. وقتی جایی در نداشتند! کارلا سرنا تنها زن جهانگرد اروپایی که در سلطنت شاه به سفر کرد در خود ای به و در این و در این باره می نویسد: من افتخار این را داشتم که از سوی اعلیحضرت در که را دعوت شوم. آن روز نهمین واقعه کربلا (تاسوعا) به معرض گذاشته شده بود. به آن دلبستگی می داد و جزئیات حوادث را می گفت من شرح بدهند و به نظر می با موضوع آشنایی کامل او و سایر های همراهش از سخت متأثر شده بودند. همه بر مصائبی که بر بزرگان دینشان به شدت اشک می ریختند. مهدی قلی خــان هدایــت نیز مذهبــی و در آن ایــن گونــه روایــت می کنــد: در تکیــه اطراف سکو از زن ها پر می شد، قریب شش نفر و حتــی مردها به علت کثرت جمعیــت زنان، بدان راه نمی یافتنــد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مجالی برای بازیافت طلای کثیف در جنوب کرمان

مجالی برای بازیافت طلای کثیف در جنوب کرمان


- - در ها اما فرش های این مناطق همچنان فعالان اقتصادی بخش خصوصی پهن است که می تواند فرصت خوبی سرمایه گذاری در حوزه استحصال طلای کثیف به شمار رود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ذهنیت برنده بودنمان را در «بازگشت» مقابل الدحیل اثبات کردیم

ذهنیت برنده بودنمان را در «بازگشت» مقابل الدحیل اثبات کردیم


- - تیم است سه بر یک آن ها در یک چهارم لیگ قهرمانان آسیا مقابل الدحیل، حاصل ذهنیت برنده بودن مجموعه این تیم بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
قزوه: شاهنامه درس‌هایی برای دیپلماسی دارد/ مرادی: هنر حماسی اساس و چهره حقیقی هنر انقلاب اسلامی است

قزوه: شاهنامه درس‌هایی برای دیپلماسی دارد/ مرادی: هنر حماسی اساس و چهره حقیقی هنر انقلاب اسلامی است


به تقریب، میثم مرادی، در های به این گفت: هنر گمشده هنر و پس از تلقی می شود. هنر اساس و چهره حقیقی هنر است. در ایران، را که یکی از می شود که نقش در و تاریخ دارد. با به پهلوی اول و دوم اشعار را دستاویزی خودشان دادند، گفت: بعضی از محققان ما پس از فکر می نباید از و نام در که به است که می اثر شود تا های در این سال ها های در این کار اما از به این اند. های افزود: ما در خطه کسی را که مسلم است و درباره صحبت های زیادی می اما بیشتر نوستالوژیکی به او می شود تا کاربردی امروز. وی گفت: در شرایطی که ما هجمه های مختلف گرفته ایم در هنر و به قوی تکیه و استناد که مهمترین این است که بیگانه ستیز است و بیداری را در می دمد و ما در به این وافری داریم. با تاکید بر متن بازخوانی افزود: ای را در با رویکرد پرداختن به متون دایر ایم تا تولیدات مبتنی بر های شکل بگیرد به همین خاطر از بین مجموعه های رزمنامه و را که متناسب بخش با امروزی است برگزیدیم که کلید های در آن دو حق و است و با به 40 این را در با ایم. های گفت: بیش از هر که ما خوی چرا که در و تاز و که در خطر بود این را خلق کرد و ما به که را درک و های و ملی ما را در های ثبت و کنند. با ما ها، ها و های را و به و ها بی افزود: در این تا 15 خود را به تا با از چند داد به و ظلم ، ، خرد ، و ، با 15000 خلق کنند. وی افزود: از طرح های 15 و با کمک شد و 25 با در به 3 اول تا سوم به 10 5 و 3 می شود. در این های گفت: که در ملی ما شود. در بیش از همه راجع به هنر کار می هنر و جدا از پشتوانه و فرهنگی نیست. اگر در یک برهه تفسیر های شتاب زده شده اند ممکن است فکر جدا از تلاش های حافظ، سعدی، و بیدل است در صورتی که اینطور نیست. با در 4 دهه آثار تولید شده کرد: شعر که در سبک های حضور دارند. شعر های اصلی آن حافظ و است. ما 4-5 سبک داریم، سبک که به آن سبک عراقی، سبک هندی و سبک بازگشت. در این دوران با آثاری مواجه می شویم که فاخر و به یاد ماندنی هستند و خود را فراموش نکردند. صائب تبریزی را الگو نداده و یا مولانا که از پی سنایی نیامده است. وی داد: شعر که آن ها را بودند. شاعرانی نیما، اخوان ثالث، سهراب سپهری، شاملو و برخی از شعر های فروغ پیش روی ماست که شعر از آن ها هم بهره برده است. شعر با داشتن این بضاعتی و آبی است که خودش را به دریاچه بریزد. های با به هایمان در کرد: در شعر، و خاطره سبک ایجاد شد. محتوا موجود است و ما به ضعف می گردیم. به و رجوع به در دستور کار ما باشد. مانند درخت 1100 ای است که های نو می دهد، که شیرین و آبدارترین است. کرد: به جای درستی به خود باشیم چشم و گوش بسته به هستیم که غرب به ما می دهد. منکر های غرب نیستیم، غرب های اما ما نیز پا به پای آن ها و حتی در از آن ها رشیدتر بودیم. اگر نگویم است قطعا گفت: یکی از هاست. وقتی می در در حال خلق شدن است که همان هری پاترهاست و مبنا و اش بیش از آنکه بر پایه باورها، و معجزه بر مبنای جادوگری است. درس های مقاطع زندگی ما حتی درس دیپلماسی و وزرای ما دارد. این درس ها شود و در بازار و و سیاست گیرد. شهرستانی، و دانشگاه در این گفت: در ما شعر جلوتر از هنر ها است. تفکر شعر و همیشه پیش قراول بودند، هنر ها از آبشخور شعر سیراب شدند، قدرتی که در معاصر با در سنت شعری از داستانی به هنر ها به ویژه هنر های نمایشی تسری یابد. وی داد: در های رزم و می گیرد. وجه مهم این رزم آن است که نمایان و شکفته می شخصیتی مثل اش در طول این رزم به نمایش درمی آید و از مستوری خارج و مکشوف می شود. حوادث متعددی در طول این رزم رخ می دهد از آن جمله است که با ملی و شیعی ما دارد. خون همسان و تداعی کننده خون سوگ با سوگ آمیخته عزای امام سوگ این سوگ در ظهور و بروز دارد. در این رزم ماجرای و اسفندیار را که دراماتیک بین دو شکل از پهلوانان است. این با به های ملی آغوشی باز کرد: ایرانیان پذیرنده و پذیرا همانطور که اسلام را پذیرفتند و از آن خود کردند. گرایش به ملی که باعث هزینه های ملی و سیاسی است. عرب و عجم و فارس و ترک منطقه ما را بحران و را انحطاط می کند. به نوعی از ملی برسیم که را نه یک ناسیونالیسم یک بدانیم تا بعد جهانی شخصیت جلوه گر شود. تنها به به تعلق دارد. وی با به خود را از قصه ها کرد: به مسئله فرهنگی، به سنت و قصه گویی خود نمی کنیم. از قصه ها با حفظ می شود و به آینده به می آید. از هنر و یک جور اجتماعی بارور و زنده خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
انگیزه بازیکنان هر غیرممکنی را ممکن می سازد

انگیزه بازیکنان هر غیرممکنی را ممکن می سازد


- - تیم گفت: می تواند هر غیرممکنی را ممکن سازد و از حالا باید منتظر حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا باشیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
ثبت‌نام شرکت در نمایشگاه اسباب‏‌بازی آغاز شد

ثبت‌نام شرکت در نمایشگاه اسباب‏‌بازی آغاز شد


ثبت‌نام در ملی از 26 شهریور 1397 در وب‌سایت انجمن تولیدکنندگان آغاز شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
تشویق بی امان 80 هزار هوادار سرخپوش برای صعود پرسپولیس

تشویق بی امان 80 هزار هوادار سرخپوش برای صعود پرسپولیس


تهران – تیم های و قطر در شد که در طول از هوادارانشان می خواستند حتی دمی دست از حمایت و آنان برندارند و 80 هزار هوادار نیز بی وقفه تیم محبوبشان را کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
بازیکن پرسپولیس: یک روز با شکوه برای فوتبال ایران رقم زدیم

بازیکن پرسپولیس: یک روز با شکوه برای فوتبال ایران رقم زدیم


تیم بعد از این تیم به جمع 4 تیم گفت: با حرف های برانکو ایوانکویچ به بازی برگشتیم و یک روز باشکوه برای ایران را رقم زدیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
مدیرعامل پرسپولیس: امشب، غیرت معنا شد

مدیرعامل پرسپولیس: امشب، غیرت معنا شد


- - گفت: در برابر الدحیل قطر غیرت را معنا کردند تا در این شب های عزیز، بردی مهم را رقم بزنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
کاپیتان، بهترین بازیکن شب رویایی پرسپولیس در آزادی

کاپیتان، بهترین بازیکن شب رویایی پرسپولیس در آزادی


- - تیم در یک لیگ با از سد پر ستاره، به نیمه این رقابت ها یافت و سید جلال حسینی کاپیتان این تیم به عنوان بهترین بازیکن زمین شناخته شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
هدف گلبال ایران دفاع از عنوان سومی آسیا در جاکارتا است

هدف گلبال ایران دفاع از عنوان سومی آسیا در جاکارتا است


تهران- ایرنا- تیم ملی است ملی به 85 حضور در های پارآسیایی رسیده اند و آنان به جاکارتا می روند تا از عنوان سومی شان در های آسیایی اینچئون دفاع کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
اردوهای جهادی دانشگاه خود شناسی است/ تیم های جهادگر حامل پیام حس نوع دوستی هستند

اردوهای جهادی دانشگاه خود شناسی است/ تیم های جهادگر حامل پیام حس نوع دوستی هستند


به قاسمی، نقش در الله(ص) در با خبرنگار ما درخصوص رزمایش بسیج، اظهار کرد: بر کسی پوشیده نیست که به که در همه ها جزء در های است. این کرد: از به به می آید که از خود جزء در می شوند. قاسمی با اینکه دانشگاه خود شناسی است، افزود: که تیم های به وارد منطقه می خود این حامل پیام های ارزشمندی که از حس انسان دوستی به ما می دهد . وی تصریح کرد: ما در کشوری زندگی می کنیم که زنان و مردانی چشم همان که در مقابل حق علیه باطل و تا پای جان می ایستند رفاه حال هموطنانشان یاری به برادارن و خواهران دین شان تا پای جان می کنند تا بخشی از دردهای آنها را التیام بخشند. نقش در الله(ص) خاطر کرد: واژه را همه ما تفسیر می کند چرا که آن گاه که سایه سر خانواده ای سقفی می سازی هیچ چشم یعنی تو جهادگر هستی.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
توهم خوشحال‌کننده‌«درحال توسعه» بودن/یخ‌زدگی سرمایه در شمال تهران

توهم خوشحال‌کننده‌«درحال توسعه» بودن/یخ‌زدگی سرمایه در شمال تهران


به گزارش خبرگزاری تقریب؛ قطعاً و تبیین شکل بیمارگون در بر مباحث طرح شده در پذیر نیست؛ این ها است ولی نه کافی! به در خوانش و فهم آن بر پروبلماتیکای حول اروس و هستیم؛ خوانشی به مهم که در عین حال به از های و نزدیک شدن به آن ما است. از و کالایی شدن فراگیر به سخن می گوییم، در یک چارچوب های و هم با آن و ما را و با می یکی از این در است که فهم آن، فهم در ضروری است. طرح این به سراغ علی نجات رفتیم تا از منظری پدیدارشناسانه هم و در را برایمان هم تحلیلش از و را بشنویم. غلامی، مترجم و مدرس فلسفه و از پژوهشگر پدیدارشناسی است. ما در ای می که آن به امر است و در ایم که خام می فروشیم و می خریم و می کنیم. فهم و این و عوارض و و های آن از کجا شدن این از ساز و کار دهم. ما به اسم ؛ که در حال در آن می بر و است و های ساخت است. معیار و ماهیت در شکل مدرنش، که ما در آن و ما را شکل می دهد، بر تفوق امر در این که در "میانه" است و یک توفقی در و همچنین در های و می کند. به به ها و ها است. این می یک فرد که را از کیلویی 20 می خرد و به به 120 می فروشد! خب این و خام است. اما سطح بالاتر این است که آن را می گیرد، فراوری می کند و آن را به رب یا سس می کند و با یک خاص به می فروشد. در یک کار و می شود که را تحت می دهد و از می کند. به در ری یا است. این را به و دهیم. یک هست که خام را از می را در و طی چند این را به می کند و این را هر چه در رسماً تر محسوب می شود. یک مهم این است که نه تر هم دارد! چون در از ایستاده که اگر بخواهند به این دست بزنند، کل آن از هم می و به همه اعضای آن خود را ملزم می دانند که آن را حفظ کنند! از ژاپن، ندارند، ولی امن هستند. یا در در ای خاص این وجه را دارند، کانادا که شاهرگ حیاتی و در هم خود و هم علم دارو. این در میانه ی جای حساسی و از این جهت بالایی هم و نیازی به نیروهای مرزی هم ندارند. چون شما اگر به یک که در می دست بزنید، با هم طرف حساب خواهید شد! ارسطو یک در کتاب خطابه می به دو نمی شود حمله یکی که اش از شما قوی تر است و که با آن مبادلات مهم دارید! این شان را از گرفتن در جایگاهی مهم در به دست می آورند. که و هر چه می هر چه خام از می و به می فروشند، قوی تر و قدرتمندتر میlrm;شوند. اما در سمت که این نقش و را خام می و از حیث و و تا به باشد. در نظم (commodity) که آن بر مدت کار شده می شود. یک با به یا می نفت (precommodity) است و آن و با پول آن از هر حیث به از بین و است.بنابراین ما با و می سه را در نظر یکی وجه و وجه است و هم آن است. از حیث این است که به کم کم کل و را در از بین می چون شما نمی خام و می به تولیدکننده. در نظم (commodity) که آن بر مدت کار شده می شود. یک با به یا می نفت (precommodity) است و آن و با پول آن از هر حیث به از بین و است. از سوی خود برساخته شدن و که مدت معینی از کار شده یک می کند که حتی خود هم به آن توجه نکرده بود. شدن یک است و اگر شما این را بردارید و به جای آن خام بفروشید، صرف نظر از های این جامعه، شما ای که در گذاری، ها، تفاخرها، پرستیژها و پز خلأ عظیمی می شود و می این را با چیزهای پر با . چون پرونده ی ما بر متمرکز مایلیم بر این کنیم. به حلقه پیوند امر با به توضیح پیوندی برقرار می در کلیت این که به آن کردیم، همه از اعم از ، ها ، ها ، ها و...، در خودشان، می ndash; (دقت نمی می می می شوند). خود آن بازتولید، یک است و در یک بده و بستانی، را شکل می دهد. هر کدام از این به می دهد و را وام می و این تعاملات، را شکل می دهد و ها، ها، شخصیت ها، منش ها و... را می کند. های فردی، موفقیت، پیشرفت های فردی و جمعی، ها و نقش ها و و در و در این مقام می کنند. حتی پز و انواع و اقسام پرستیژسازی ها هم از و می کند. فرض در در یک می آید یک نوع را روی میز می و پز می دهد و به جمع مهمانان می این از عمو جان است! ما می پز بدیهم می آییم روی میز می و می این یا است! این دو نوع پز فرق با هم دارند. آن و و پز شخص در یک (Culture of production) یا است بگوییم (Culture of reproduction) شکل ولی آن و پز یا ما بر مصرف(consutionCulture of) است. آن که در یک با پر می شود در ای ما، با رنگ و لعاب و تنوع در پر می طور ما می آید خامش را می و را که گرفت با آن را می گوشی های تلفن همراه، و با این کالاهای به آن تشبه می جوید! فکر می کند اش در حالی که در این بستر، آن است که ما فاقد آنیم؛ به با شدن آن (Culture of re production) می یابد، نه با شدن (consution Culture of). در ای آن خلأ را این طور پر می و از را می کنند. در پس این جایگزینی همه ها و ها و ها و... در های می و و و در ما جای های بر و خلاقیت را می گیرد. فرض در در یک می آید یک نوع را روی میز می و پز می دهد و می این از عمو جان است! ما می پز بدیهم، روی میز می و می این یا است! این دو نوع پز فرق با هم دارند. آن و و پز در یک (Culture of production) شکل ولی این و پز یا ما بر مصرف(consutionCulture of) است.با این شیوه، ما به سمت شکل دهی به یک طبقه تن آسای می که کار برایش عار است و عملاً آرام بی و کم می شود. این یک سوی ماجراست، در سوی ماجرا این است که ما به شکل می و در یک محیط به سر می بریم و بتوانیم از خاممان حفاظت این خود را کنیم. چون بر آن ارسطو، ما است که کسی با آن شاهرگی هایشان یک بر خام و است. اما در این خام هم یک را گوشزد این خامی که همه های ما حول آن شکل گرفته، ویژه ای با یک می که که آن ای این خام به ما می از نظر است با که آن را در می کنند! اگر 100 که نفت به ما می را با 100 که در می می با هم است که هر دو 100 است ولی با هم نیستند! چون اگر این (نفت) به آن در ته از 10 ضرر کند ولی نیست. این یک ی ی است. اگر در ته ی 100 ضرر به های نمی رسد! بر این این نفت به یک است ولی شما آن را می و در آن می کنید! به که این خام را می این است که در و و حکم را اگر آن 100 را صرف یک و های نفت را در آن و را شکل و کل آن که در روی هوا می رود! اما در نفت ما را که در این می و با آن می و را به ما می و را هم نفت به ما از چنگ ما در می آورند! بله. حتی ی ای که آن به نحو ndash; نه بنا به یک - سعی می کند آن را که نفت به سوم کند که با از آن یاد می به هر آن تا خام را به بدل کل می بیند. حال این با می یکی از آن 100 به است که پیش نفت از آن است. به این آن و که می را به دست جوی از می کند و هر چه پول نفت است را با می کند. اما و هم و از همه هم تر این دارد. چون روح این نمی آید که افق ی خام ndash; که نیز هست - به هم و یا های را به شما تا از آن، نفت را به کیف و کفش و و و را به سمت بچرخاند! می کنم هم این که یک هوش فوق یا یک و ای و ما می ریزد؛ اینطور خود "منطق" درونی این همینگونه است و اصلاً اسمش است و بر پیش می رود. پس با می با جنگید، می با این راهکارهای رفت از آن را دریافت. از این مهم تر، چون و دزدی و جنگ و خواری و... معمولا یک بار اتفاق می و معمولاً تکرار آن هوشمندانه کار این است که آن تعمیق شود و که خام هستند، بمانند و تا ابد "در حال بمانند، این خوشحال ی "درحال یک "گام" در صعودی که اقتصاددانان ما بدان دلخوش اند، این یک لوپ و دور ابدی است که از آن گریخت. ما دو حالت نداریم یا نیافته یا یافته. به این نظم، به جای بیاید یک یا نهایتاً چند بار به خاورمیانه های دفاعی بیهوده و از رده خارج" یا های منسوخ متعلق به دقیقه های قبلی از قدرت" را از عمق بخشیدن به در به طور مداوم را تضمین می کند. آن هم که می کند این است که توهمی از در سوم و مواد می کند و ما نمونه آن را در به وضوح می که حتی کارشناسان ارشد ما می پشت تریبون رسمی می هر حق یک بای باشد! این چه؟ ما بای می چه کار؟ بر توهم است که شما می در هر عناصر حاشیه ای و جزئیاتی که هرگز نمی شود و حتی به است که عدد قابلمه باشیم و گرنه "عیب" است! این و شما می توانید این را با صنعتی و در ما با ایم و تولید! که مد نظر هم بود. اما ما با وضعیتی در ایم که تری از مد نظر داشت را می دهد: ! یا غیر از های ده هامیلیاردی در که این به من، یخ از رده شدن از مسیر سرمایه. آقای خود من سوال که چرا ما در محصولات خارجی را می نه نمی یا را حتی ها یا ابزارهایی که در سطوح پایین تر مورد را هم نمی کنیم؛ که ما به طور هیجان زده عاشق کردنشان خود است! چرا به جای نمی و خودمان در به بپردازیم؟! در موارد ساختارها و بوروکراتیک ما به این می من از یک شنیدم ما تنظیم شده است که آسان ولی به دشوار است و کلی داستان دارد! یک آنقدر امضا بگیرید و نامه نگاری و این در و آن در بزنید و غیره که خود شما بی خیال می و احتمالا به راحتی می روید به جایش می کنید. این می دهد که دست در کار است و این وسط که اجازه آن ابزارها و ها را نمی دهند. شما بروید تلاشی که زدن کفش تبریز شد را مشخصاً پیگیری احتمالاً با کمی تحقیق اصل شد که جز این که به هرحال آن کارگاه ها به بازاری از می شود و سودش به جیب آن یا می رود. به طور کلی در سیاست ها و ساز و کارهای ما هیچ انگیزه و ای حل بنیادی ندارد. من حتی شدن به چین هم در نهایی، با نفت ما و خام ربط چرا؟ چون ما از دست رفت، آن شد، اما به جای به طور همه جانبه این را حل حکم یا تلاش را از به یک کنیم. را در حد توصیه که خاص ما بود از به جای کردیم. درحالی که یک ی رادیکال است و حل آن کار گیرد. با تاکیدی که بر که در و داشتید، به نظر می رسد این وسط که گریزناپذیر است و خود را در قالب یک جذابیت از یا ظاهر است. اگر این را با جزئیات چه را مد نظر داشت؟ می توانم بگویم که در از چند بعد و نخست ما که تا حدی به این کردم؛ از بعد و در حول می چرخد و به این هم اشاراتی کردم. اما یک بعد که از آن غفلت می شود و در ما لذت است. و ای ارضاء شدن و کسب لذت است و ما این فکری می که نکردیم. که بر آن شخص می یک با جنس اما در در این راه می افتد! شخص می می در همه های می کند و چیز دیگر. حتی می وقت ها صرف می شود و های می و ها و های شکل می تا این آدم به آن دختر/پسر برسد.مسئله این است که ما با نظر به گزاره های فقاهتی و باورهای دینی، که تأثیرات آن ها در ساحت نشدیم و خود ما را به طور تری در و مصرفگرایی فرو برد. به فرض مثال اگر شما فکر می که در و پسر چقدر ضرر به زده و تا چه حد ما را در فرو برده است؟ من با خوب یا بد این ها قصدم است. است کسی بگوید چه ربطی دارد؟ یا چه ضرری می توانسته بزند؟ ولی این طور که شما آمدید و پسر و را کردید، از تفریحات را کردید و یک شد، پر شدن این و و آن، حجم که شد و را واقعاً سرسام آور است. می کنم که من با بد یا خوب بودن ها و ها و ساختارهایی گشت ارشاد و... این است که آن کار را می قهراً آن است. و پسر زیاد شد، شدند، فضاسازی بکنند که دور از ها و های شده باشد؛ در این راستا فضاهای لوکس و لاکچری و شاپ و های آن و مدل و... می کند تا ناپذیر و خلایی که آن ها شده را کنند. شما همه و حجم را برآورد و چه و پول صرف شده است. به به طور جدی بر این تمرکز کنیم. شما معتقدید بین در شهرهای ما و گمان من این است که این بخشی از و تظاهر از است که توریستین وبلن مد نظر داشت، اما می این را لزوما دارای و تلقی سارتر یک نمایشنامه ای نوشت با عنوان که فیلمی از آن شد. در آخر آن فیلم از می پرسند که تو معتقدی می اگر از هم می پاشد! او می کند که منظور من از مباحثی که طرح می کنم، نیست. می گفت که نظر این است که راه شود. در هر شهری و راه که در آن به کند. هر ای بتواند جای این را کند و محل و ظهورش را بیابد. در جوامع این راه در ادبیات، هنر و سینما و... می شود و به سعی می آن را دهی کنند. این است که اگر این راه نشود، این در و انسجام به یک پروبلماتیکا می شود و است نتایج وخیمی باشد. تمدن اسلامی در دوران قدیم در چندین حرکت می تفقه، عرفان، تصوف، کلام، شعر، منطق، اصول و... . این ها با هم مماس می شدند و یک نظم را می کردند. اما فقط تفقه را که به طور یکسویه را می کند و می چیز حلال است یا چیز است و... . در این فضا شما می گوئید با جنس مخالف نمی دانید که از نظر و چه متن و ای می شود. از که آن آن قدر پروبلماتیزه می شود که یک جدال و را پیش می آورد. فقها می است و دولت هم در این یک پلیسی می این است را از هم بپاشاند! چون اگر این بوده، مال زمانی که شخص در 17 می اما الان در این با این و و افراد در سن 35 هم نمی کنند. این به طور خاص با امر در ما که در ما را است. به شیوه ای است که شهروند ما، به طور خاص در تهران، را بدواً به ابزاری می بیند، به در جوانان که کنندگان شهر هستند. چون اساسا شما را می و آن را از دور نگه می دارید، و زیادی حول آن شکل می گیرد. این و بازار، می کنند. به در پس این ها و می شود که حول آن ها کالاسازی و شکل می گیرد. که بر آن شخص می یک با جنس اما در در این راه می افتد! شخص می می در همه های می کند و چیز دیگر. حتی می وقت ها صرف می شود و های می و ها و های شکل می تا این آدم به آن دختر/پسر برسد. آن دور نگه یک را شکل می دهد که در دل آن همه این ها به و می شود. در ما با یک گپ که حول آن، ای شکل خود این های ای را هم است. در و و فشن و و... . این نوع خاص از و به شکل فشن و در گپ که ما ست، شده است. در این گپ زمان، مکان، بدن مندی و... به شدت و به نحو متورم شونده ای ساز می و به طور ها و لحظه های را شکل می دهند. در ما با یک گپ که حول آن، ای شکل خود این های ای را هم است. در و و فشن و و... . این نوع خاص از و به شکل فشن و در گپ که ما ست، شده است. از طرف از این به قول استراتژی-تاکتیک بودند. به این که سعی می کند با در های بایستد و را کند. ریش را اصلاح می کند که دار یا مانتوی طراحی می شود که مقاوتی و... . در مقابل هم جریان خاص را می کند. این دوگانه استراتژی- در و نهادینه در سطح که روشنفکر چپ سبیل و بسیجی ریش بگذارد، یا دکمه یقه اش را ببندد و پیراهن را روی شلوار ماند. اما مهم این است که برخلاف نظر در ی ما استراتژی-تاکتیک ها پیشپایش در دل و در شکل کنش کردند، در دل واکنش درو زدن خطوط قرمز عمل می که سراز بیابان درآوردند. در راک برهم زدن نظم موجود در ساختار نمی شد، در بازی و می شد. آن خصیصه تاکتیکی و خود را در از دست دادند. تصورم این است که هنوز که این چگونه ای از را رقم می زند! خود که چیز و غریبی یک طبیعی است و مثل غذا خوردن و آب نوشیدن می ماند. فرض من می گذارم که همه فقط می توانند آب را هر 6 یک بار آن را کمی از دور می کنم. فکر می چه اتفاقی می افتد؟ برپا می شود! نه یک مقاومت شکل بگیرد، یا عده ای انقلاب نه! اما می نظم های رقابتی طرح می که در آن نظم ها، بر سر این است که چه کسی آب بخورد! ، چه کسی آب را بدزدد! ، چه کسی از دیگران آب یواشکی خورد! و حتماً مهران مدیری هم یک "تیکه ی سنگین" به درخصوص کمبود آب در مناطق رأس ششمین می اندازد، و یوسف اباذری هم در مشابه در دنیای غرب که به مراتب بدتر است سخن خواهند گفت. زیباکلام نیز از نقد این ضمن حفظ و کمال آن سخن می گوید. در ما هم شکلی پس کشیده شد و و ظهور عقلانی آن می با ها و در ها می شود! در کلاس درس تبلور می به شب شعرها راه می و... و همه با از و عینی می یابد. این است که همه این ها حول آن امر دورشده شکل می و ها پول خرج می شود و ابزارهای و غریب می شود و بی شماری شکل می تا آن تمایزخواهی پاسخ شود. از سوی این و اینگونه ها هم به یک ذهنیت می زند که با مقوله در آن هم اتوپیاسازی های ذهنی از خارجی، نسل جوان است. به این که یا شد، اعم از هر تفریح یا در عمومی و رسانه ها و مجازی و ماهواره ها ایماژسازی می و را به اتوپیا می و میلیاردها هم به سرزمین موعود در از می شود. است که به پدیده های نشین می که پدران مسئول خود را به می تا به بروند و در نمایشlrm; های ها مشارکت کنند. های آن سوار و تقریحات آنچنانی و در واقع میدانی از را که پیوندش با است. ما می که در به طور کلی می شود. حتی ما دار هم فقط داریم! با دار فرق می دار کسی که ولی کسی که است که را می برد.بدین ما می که در به طور کلی می شود. حتی ما دار هم فقط داریم! با دار فرق می دار کسی که ولی کسی که است که را می برد. در اپلیکشین های و مستغلات و... می که در که 90 تومان خورده است! یکی دو تا هم نیستند، اندازه یک محله باشند. یک 500 متری با 90 تومان؟! این این فریزشده یا یخ است که شدن به را ندارد. به خاطر من در به دفاع از دار! بزنیم و به طور موقت در دار و از یک عده آدم خواهش که دار شوند! چون دار با پول و اش کار می کند و به رشد می زند، به طورِ میانگین منِ کارگر را 10 یا 25 استثمار می هر چه از این ثروتمندانی که های یخ را اند بهترند! به هر حال حرف آن فرد که اش را بدل به یک دامداری تکنولوژیک بود و خود و پسرش شبانه روز دام ها به کار مشغول بودند، من تأمل ماند: من در این است تا به این برسم که که غیراخلاقی است ثروت است . ما در شرایطی که حتی به سطح و بلایای آن هم نرسیده یک چیز پایه ای تر از آن ما را از بین می برد. تریلیون ها پول صرف خانه، و اشیاء زینتی در و جاهای شده این است که می شد با آن کویر لوت را آباد کرد! این شوخی نیست. این فریزشدگی و خوابیدن ها و از شدن، یکی از دلایل سقوط ما و رشد فزاینده در اینجاست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی در تاسوعا و عاشورای حسینی

فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی در تاسوعا و عاشورای حسینی


به به نقل از روابط عمومی به داوود میرباقری، 28 9 از یک پخش شد. ************************************* یک روز به 28 22 از یک پخش شد. در این دید: پیر و رنجور حاج است که سال های سال در اش از در ظهر می کرد. پس از فوت حاج که قیمه ظهر را می پخت هر یک از فرزندانش مشکلات را بهانه و را برگزار نمی کردند. 6 سال بعد به بیماری کبد شده و او را می کنند. نوه اش که می این است که می با ها و را دور هم جمع می کند و از محل می کند تا ظهر به حاج بیایند. غذای کار آسانی و و که به کدورت های حتی میلی به صحبت با هم می تا دوش به دوش هم کار کنند. این و که بین آن ها می بار آن ها را به یاد و مهر و عشق و می و ... و روز اند. ************************************* به پنج 29 22 از یک پخش شد. این و است که با و هفت سال پس از جنگ هم با خاطره هم رزمانش روزگار می گذراند. شدن او با یک تفحص، اما ای را در این سیال ذهن وارد می کند و ... آقاخانی، طناز طباطبایی، مهرداد صدیقیان و پانته آ. ها در نقش اند. ************************************* ظهر روز دهم به عباس رافعی، 30 22 از یک پخش شد. در خوانی روز عاشوراست که یکی از ها که در نقش و شمر فعالیت می کرد، در صدد بازیگر خود که و در اصل (ع) باشد. او در شهر به راه می و به می گردد. اما در پی بر می این تلخ می شود که آدم های از جنس خود او و در اصل هستند. و در ظهر روز دهم اند. ************************************* دو به روح و 28 23:30 صبح از دو پخش می شود. این است که سال ها در و گذر حرم از محل است آن که در دست کم را کند. های پسر این ثمر نمی دهد و و پیش این پسر را شکل می دهد و ... فرخ بنی و در نقش اند. ************************************* به علی و پنج 29 از دو پخش می شود. گردان غواصان است که سه شب قبل از در که در صدد حفر تونلی در عملیاتی شده پس از 30 سال به دست می آید که می دهد احتمالاً است و در آن به قرارگاه اشرف با دشمن است. برزو ارجمند، ماه چهره خلیلی، سماک باشی، رحیم نوروزی، عفراوی در نقش اند. ************************************* گره سبز به الهه السادات شاه حسینی، 15 اردیبهشت ماه 8 از دو پخش شد. در رضا ای بازیگوش است که بسیاری به موتورسواری و میل پدر هرازگاهی با پولی که از کار در کارگاه قالی بافی سید می یکی از را اجاره و می شود. تا آن که یک روز اش علی که پسر آرام و سر به است به سفارش سید ده می شود تا دیگ را پخت به آشپزخانه مسجد که رضا در حال سواری او را دیده با می که علی را برساند. علی به او تن و می شود که ... فخرالدین صدیق شریف، رضا بنفشه خواه، نوروزی و فرحناز ظاهر در گره سبز نقش اند. ************************************* مثل به جواد مزد آبادی، 30 23:30 از دو پخش شد. در این دید: و دو که در سال های دهه 60 به دزدی هستند. شبی چند را و آن ها را در می کنند. که پیش او می ساک را به است به می دهد تا با آن به برود. می رود و شده از او نمی شود. سال ها و به از و که او است می باشند. به به هر شده خود را به پدر که یک است به می رسانند. در پس از ساک و ها می اما ... رضا علی فر، شیخ علی حاج در این اند. ************************************* سه به 28 7:30 از سه پخش می شود. این پسر است که با سن کم، با صوت را و به و نیز دارد. شده پدر که مرد و او را در با و تا از این راه پیش و زد و به دست بیاورد. این تا ... فرخ و رضا در این نقش اند. ************************************* به پنج 29 7:30 از سه پخش می شود. در است: است که به پدر و در ای در می کند. گچ کار است و ندارد. به نام و به این آن ها و هم با هم ای دارند. در ماه و به یک آن ها به می گراید. از سوی نیز سبب پدر و پدر می شود. که و و ... و علی در نقش اند. ************************************* یک به پنج 29 14:30 از سه پخش شد. در این با از می شود و در طی چند تا می شود و در از از می و ... فر و در این نقش اند. ************************************* تو می به 30 9:20 به روی سه می رود.داستان در جنگ رخ است و این پیش می رود که به نام با اقا با اش می کند و در به می شود. بعد که است می و را به می تا هر از و های در حال رخ به آن ها و... و در تو می اند. ************************************* به کیم جون 30 14:30 از سه پخش می شود. این با گو سل، سو گو و های هو یک است که در در یک جشن در در پسر می شود و هو قصد را یک به می شود. بعد از او به هر دری می زند تا ردی از ولی بی است. یک سال بعد از شدن او به می شود که روز شدن و آدم های محل را به و... ************************************* روز های به شیخ 30 19:20 از سه پخش می شود. در این با فرخ و است: سال 1367، روز های جنگ در یک خط امیرعلی علوی که سرپرستی را به عهده با تخصص، و توانش به مداوای مجروحان جنگ است و نیز که پرستار و دستیارش است با او کار می کند و ... ************************************* به رنگ به تبریزی، 28 21 از روی می رود. این جانبازی به نام است که مسئولیت محله به او واگذار می اما او به کسری بودجه های ضروری است. می دور شدن از این و عزاداری، ماشین خود را بفروشد و ... در این اسماعیل خلج، مقامی، ولی اله مومنی، شهرزاد عبدالمجید و شبنم شکوفان نقش می کنند. ************************************* اسب به محمدی، پنج 29 21 از روی می رود. این است که اسب سفید را که پیر شده خریداری می کند تا آن را به یکی از ولی که به دوستش تحویل اسب می رود او را نمی کند و ... رضا کیانیان، افسر اسدی و سعادت در اسب نقش اند. ************************************* روز به شهرام اسدی، 30 20:30 از روی می رود. در است: مسیحی است که به روی آورده و دل در گرو عشق زید دارد. وی در عروسی با ندایی می که او را به یاری فرا می خواند، بیابان به بیابان، به به سمت می تازد و هنگام عصر به می رسد و در آن حقیقت را بر سر نیزه می بیند... عزت اله انتظامی، شجاع نوری، جمشید مشایخی، لادن مستوفی، علی کشاورز، ژاله علو، حمیده خیرآیادی، عنایت بخشی، سیامک اطلسی، محب اهری، و حسن میرباقری در این اند. ************************************* پنج به 28 8:30 از پنج پخش می شود. در است: یک صیاد است که با پسر نوجوانش صیادی اما در فصل تخم ریزی ها آن ها نمی توانند بگیرند و از نظر مالی ضعیف می شوند. آن ها حتی می خواهند که یک زمین کشاورزی خود را بفروشند، ولی مشتری ندارند. را یکی از در غرق می شود به صید های غیرقانونی زندانی می و یک فیل که به معروف است می ولی ... پتکی، نسرین بابایی و میلاد پور بازیگران این هستند. ************************************* دفتری از آسمان به شیخ 28 13:30 از پنج پخش می شود. در این با تهامی، رویا تیموریان، مشیری و پروانه دید: که خودش فرزند است قصد به و به قول می دهد که سالم برگردد، ولی بعد می شود. به مزار می رود و از او گله می باد یک دفترچه را به سمت او می آورد که اسامی شهدای در آن نوشته شده است. به های آن ها می نویسد و از آنان می یک ملاقات به آن ها و ... ************************************* به کایا یوریکالا، پنج 29 8:30 از پنج پخش می شود. در با یونی کیوسما، ویلی یارونین، ماریا یونتونن، آلینا ساکو و اولینا سویتالو است: یک پسر بجه است که فراوانی به درس دارد. پدر او که یک شورشی تلقی شده به روستایی تبعید شده و زیر نظر است و پدر از می که کاری نکنند که که یک مامور بدجنس است به او و حساس شود. را دستگیر می کند و می شود و ... ************************************* تپش قلب به یون جای جین، پنج 29 13:30 از پنج پخش می شود. در این دید: مرد به نام با بیکار است و سعی می کند از که به تازگی پول بگیرد. از دست او است و به او می که مایل به دیدن او نیست. ولی سکته و در حال کما می افتد. پسر به دیدنش می رود و می شود که شوهر نه تنها ثروتمند بلکه کسی که کلیه اش را به پول او به او و ... ************************************* افسانه قعر آب به جی راسل، 30 8:30 از پنج پخش می شود. در با الکس اتل، امیلی واتسن و دیوید موریسی است: در جنگ جهانی دوم در انگلستان ای به نام که در جنگ کشته شده است و با و خواهرش در ای ساحلی و با طبیعتی می یک تخم در ساحل می که از آن موجودی عجیب، اسب آبی می شود. دور از چشم از اسب آبی نگهداری می کند. با آمدن یک جوخه از نظامیان آماده سازی جنگی و مستقر شدن در اطراف و اش، شرایط اندکی بغرنج می گردد. با به نام لوئیس که به مجروح شدن در جنگ اکنون به عنوان خدمتکار در آن ها استخدام شده می شود و راز اسب آبی را ... ************************************* نوری در اقیانوس به درک سیانفرنس، 30 13:30 از پنج پخش می شود. در این با مایکل فاسبندر، آلیسیا ویکاندر، ریچل وایس، برایان براون و جک تامپسون دید: تام نگهبان فانوس دریایی است که با دختری به نام شده و می کنند. دوبار شده و هر بار بچه اش را از دست می دهد و از این بابت بی غمگین است. تا تام یک قایق که یک مرد در آن مرده با یک بچه که است می کند و را به می و او را می کنند. چند سال بعد شده و بچه را از آن ها می و ... ************************************* شما شد به علیزاده، 28 13:30 از شما پخش شد. در است: آموختهrlm;ی تئاتر و تولد یافته در خانوادهrlm;ای تعزیهrlm;گردان، در حال حاضر هزینهrlm;ی درمان جانبازش که در (ع) مسافرکشی میrlm;کند. او از سوی سحر محرابی (ع) در تعزیهrlm;ای با شیوهrlm;ی نوین به میrlm;شود. میrlm;شود، اما به یک باره را در میانه آن ترک میrlm;کند و سحر علیrlm;رغم میل باطنی کسی را جایگزین میrlm;کند. استاد مرتضایی که از مدرسان است اعتقاد که ناراحتی احمد، برادرش است و او به رغم خود از جایی ضربه خورده که راحت است. از میrlm;خواهد به نمایشی که دو روز به اجرای آن نمانده، باز گردد. نمیrlm;پذیرد، اما ... کیوان افتخار وحیده صحرا نورد، بیتا آزادی و در شد اند. ************************************* یه به عامری، پنج 29 13:30 از شما پخش شد. در است: نوحه به بر یک در جاده با وانتی تصادف می کند. راننده وانت علیرغم جراحت سخت و درماندگی می گریزد و در می گذرد. از این پس رنگی از انتقام. به خود می گیرد. جستجویی را ضارب می آغازد و در این سفر و مسیر با کسانی می شود که ... ارسطو خوش رزم، علی رضا پور محمد، و آهویی در یه اند. ************************************* به ایمان افشاریان، پنج 29 24 از شما پخش شد. به نام اژدری است که خود را صاحب ای می که در اصل متعلق به برادرزاده اش است. پس از درگذشت پدر و نزد عمویش می کند. اخیراً در اعلامیه های یافت شده و از این است. به سراغ می آیند و از که سرکارگر است ناراضی و به او مشکوک است. از است. کسی که دل نیز هست و از که معتمد پدر اسناد به امانت نزد اوست. کاووس از است که قصد با کند و ... سعیدی، شاپور معمارزاده، شریفی، مرادی و عارفی فر در اند. ************************************* یک ماه به امین شجاعی، 30 13:30 از شما پخش شد. در است: به بی بی بتول در کشی سفر به کربلامعلی می کند که در این کشی او برنده و نام در نمی آید. علی رغم این مسئله به هم ولایتی اعلام می کند که نام هر دوی آن ها سفر معنوی در است و او در نصایح مبنی بر پرهیز مقاومت و پوشش اول به گفتن های می شود. روز موعود فرا می رسد او به با بدرقه شهر می شوند. در ابتدا می کند ترتیب سفر با را اما ... یدالله شادمانی، فاطمه درویش علی کهن، علی نفیسی، تاج الدین و فوقانی در یک ماه اند. ************************************* ناسور به کیانوش دالوند، پنج 29 18 از پخش شد. این عبیدالله بن حر جعفی یکی از است که از بن علی تا به بیاید و که می به شده از این شهر می شود تا با نشود، اما ناگهانی با او شده و می شود تا دست رد به سینه بزند و ... ************************************* نقش و نقاش به 30 18 از پخش شد. در این دید: مصادف با دهه اول ماه حاج که پدر است نذر آویختن یک نقاشی با می کند و با رأی گیری از شورا به خوانی، و از یک می کنند؛ در که هیچ کدام از این تاکنون عزاداری به این شکل را ندیده اند. که شهادت (ع) برایش قابل فهم نیست، با ذهن خود سعی در برهم زدن دارد. در با زبان به انتقال و قیام (ع) می پردازد... ************************************* افق سرزمین هیچکس به دانیس تانویچ، 30 10 از افق پخش شد. این با برانکو دوریچ به رخداد های دیوانه وار برآمده از قومی ـ. نژادی منجر به یوگسلاوی سابق می و می دهد چه آدمیانی که تا دیروز همکار و همسایه بودند و پدران و مادران شان در ارتش و اس اس آلمان نازی همرزم اند، رو به کشتار یکدیگر می آورند. این بیش از یک کشور و سرزمین، به از دست رفتن اخلاق و انسانیت در گرداب ی آدمیان می پردازد. ************************************* خداحافظ به بهزادپور، 30 18:30 از افق پخش شد. در این خواهید دید: سال ها از جنگ اما که شیمیایی شده است. نیمه شبی می که با جامه رزمی به برود. اوست، اما از خود با می گوید. خداشناس، اسلامی، خباز و نعمت زاده در خدا حافظ نقش اند. ************************************* های و نیاز به داوودنژاد، صدای پای خدا به کامبیز کاشفی، طلا ، بخشایش ، مترو و سایه بر به تقی 28 11، 13، 15، 17، 19 و 21 از روی می رود. ************************************* های و کوچه هفتم به منتظرالمهدی، بر به سحرخیز، ردپا ، راز کریس ، کوکتبل و به اچ 3 به شهریار بحرانی پنج 29 11، 13، 15، 17، 19 و 21 از روی می رود. ************************************* های و نامه به خدا ، باران به سهیلی، 1944 ، ، تابستانم را چگونه گذراندم ، تیرباران به علی اصغر شادروان و دیواره شمالی 30 11، 13، 15، 17، 19، 21 و 23 از پخش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند

ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند


خبرگزاری (ایبنا) ـ سندی مومنی: در چهل فصل (دویست و یک صفحه) به نگارش درآمده است. نام است که های آن در می گیرند. و با می کند. را می ای در نظر که می شود. این همه قبول نیست. و عدم تغییرات، سرفصل ماجراهای است. سه دارد: نخست؛ که از کل شده است. است های از مختلف. این را کلی و فصل های و ضربآهنگ تند ماجراها تقویت می کند. دوم؛ ای از است و را که این شود. است که از ای (انقلاب) در جهت به و ها است. این است متنی را در با به از کل در نظر بگیرد. است پتانسیل در متن و کمال به به جهت آن که بیش و پیش از و ای است که در با نظام، ها و ضدارزش های ای را پیش روی خود می بینند. این از هر بر دارد. سوم؛ در نقش می اما است. است که به رغم عدم اشخاص، است را با کند. است با تعداد زیادی که در فصل های چهل گانه دارند. با به نوع شدن با است. این در از ها تر از هاست. به طور از هوس های بی خبر است. این که او از به در فصل اول می شود و در آغازی است بر از و و زلیخا، به شناسانده نمی شود. کمی از و یا فیض می دانستیم. کمی تر می شد. به طور در جریان بی خوابی می گرفتیم. با این همه طور که شد این (عدم در مارون) یک است. فراتر از گذاری های صرف خوب و یا بد بودنش. در هر حال روایتِ در با گو آن به ای است که را تا نگه می دارد. های و و است. این سه در متن خود را به می گذارند. گودال: است. در متن به است کند. که آن به در است. این است. ناخودآگاهی که آن است که به واپس آن ها از زندگیشان دارند. این روانشناختی به اثر می دهد. انقلاب: ای است که بر ساحت های تاثیرگذار است. در روستاست. و در و کل کشور. چهره را می کند. این را می در صمد و به کرد. در آقا کور و های نیز این می شوند. و دارد. در و محرک در روستاست. این مفهوم، با رویکردی را می دهد که بعد از در می افتد. خشونت: در و پیشینی از دو و است. برایند و وقوع است. مخرج مشترک و است. چه آن جا که عوض می شود و خان و خان فراری می و که از کتک می به است و چه آن جا که امن و بی دردسر می شود دفن همه آن که است به فراموشی شود. در سه که شد تر و تری در متن دارد. این با شدن به می شود. که و پیش چشم می افتد. که همه از آن و کسی به آن تعرضی نمی کند. در متن دار است. در یکی از های متن است. و و از گل بس و و که قشر و از زن را در می کنند. در زنان، مردانی نیز که های به و مهم زیرنظر آن هاست. آقا کور و در یک جای می گیرند. و در و صمد و فیض و و در یگ هستند. و خان و خان ها نیز در هستند. این مردان، مسبب رویدادهایی که بعد از آن خود و مقابلشان را به کلی می دهند. پرقدرت از فصل هشتم، به می شود. در این فصل اکراه و در عین حال کنجکاوی صمد در شب نشینی با اداره و و خان می شویم. در این فصل پیشگویی را می خوانیم: رو می بینم که یکی مثل تو جای یکی از این مفت خورها باشه. (سلیمانی، 1396 :44). در فصل نهم مرگ بر شاه در جشن سده می شود و تظاهرات تا می افتد. جملات این فصل این است: ها که چوب های شان را بردند، صمد فریاد زد: مرگ بر شاه! با این شعار در بهمن ماه هزار و سیصد و و هفت به رسید. گنو کل و غش کرد. (سلیمانی، 1396 :50). دستگیری صمد و فرار سربازی به در فصل دهم را در پررنگ تر می کند و نهایتا در فصل در اول فصل می خوانیم: شد. گورانی ها صمد را مثل یک قهرمان از بازداشتگاه آزاد کردند. پنج روز بازداشت بود. شکنجه شده بود و دماغش شکسته بود. (سلیمانی،1396 :56). و صمد و چند در در است که با جدی از صمد رو می شود. در با و و می که به می شود. در این است. خان و خان از و می و ها می شوند. طور که شد، مهم متن است. در کلی به یا سهم در است در جهان. می که در به از است. یا سهمی در از تاثیرگذاری بر یا دیگران. (اوتویت، باتامور،1392) این را در صمد و دوستان انقلابیش می بینیم. اما با این که صمد از شاه و خان(بیشتر از خان و خان زاده) است به نظر می رسد اسیر انتقام شده است. در می خوانیم: صمد به نمی هدفش چیست. فقط می که از شاه و هست. از شاهی ها و نوچه های شاه مثل خان از شاه بود. خوشحال بود که به خواسته اش رسیده و شاه است. (سلیمانی، 1396 :67). گواه صمد بعد از شدنش سوختن تور است. پیش از این کتک صمد را خوانده است: ها مشغول صمد زمین. آبشارها که به می نیم خیز می شد و می کشید. نه آدم ها که توپ های خوابیده در طرفین. فرقی نمی کرد آن که می برد یا بالای گودی... دلش می یکی از ها از بیاید و به او بگوید جایش کند. کسی نیامد و اگر آمد به قصد بود. پسر خان راست از آمد خم شد یقه او را از بلندش کرد و شترق خواباند بیخ گوشش. آن که صمد آبشارشان پسرجلال خان را هو و این به ضرر صمد شد. به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ. پس چرا لالمونی بکش قحبه! (سلیمانی،1396 :27). بعد از این نیز می خواند که صمد هیچ وقت این را از یاد نبرده است. که می شود و خان و اش را ترک می کند، است که عملیاتی بدهند. که در دست آن هاست. و عیدی که ها و شهر ها به می و در می صمد به می رود و اش را با در می اما را بچه می و می به نفسانیات مان بدهیم راهنمای مان شوند. اما می کند و در و صمد و فیض تور را آتش می زنند. است که به هنجاری می شود؛ و احزاب های در سپهر که را می کنند. وبر را به عام به این که یا ها حتی در با اراده خود را پیش می کند. که یک است. در به نظر وبر به می شود که های در آن به می شوند؛ کسب و و است. به ندرت است در که خود را به شکل خالص بر زور یا نظامی سازد. در عوض های حاکم می کوشند خود را و آن را به که او (این در است) می نامد. به نظر وبر سه دارد. عقلانی/حقوقی و کاریزماتیک.(مارشال،1388). در متن در شکل و و به ای شده است و یکی از خشم و صمد به خان و خان در است. به صمد می دهد تا این را به نفع بدهد. این آتش زدن تور و به آتش خان است. در سه که وبر به آن بود کرد بنا بر وبر (واقعی و خیالی) است که فرد آن است. که می بر و خود را به از و خود کند. است به شکل های که به های آن دارد. های دینی، هنری و... نیروی و برانگیختن آدمیان و دگرگون دنیای متحجر مادی را دارد. به وبر شکل از یا است. به پیشکسوتان و پیشینیان است. پیشاصنعتی. عقلانی- قانونی، مدرن که همنوایی با قواعدی که قانونی و به بروکراتیک به گذارده می شود راه و رسم رایج است. و از است نه از شخص. (اوتویت، باتامور،1392). در می که صمد از و که می جایگزین شاهنشاهی است خشنود است. به دلالیل است که قدر که می در را در دوباره کرد به نیز می را در ای دید که در با و و خود را می دهد و این در متن و هفت است و نیز حق را و هوادارانش ادا است و این وظیفه را است اگر این جزء وظایف بود می که که و با فهم را فهمیدند و آن از جان خود دریغ نکردند. در بعد از در نظر سه از وبر به سختی می در را تابع یکی از آن ها دانست. و از کاریزمای نیست. آن علمی و جاافتاده که از شود به این است. در از می اما به طور آتش زدن تور به مافوق خود اهمیتی نمی و در در فصل نیز به آتش و خان را به خود گزارش نمی دهند: دست و دلش می لرزید. بود اما نظر را هم بپرسد. می نخواهد کرد. فیض اما بود. نه آتش زدن خان بود پیشنهاد کرد خان را هم آتش بزنند. گفت در شده و ها را و آن ها را سرجای شان نشاند. (سلیمانی،1396 :81). در فصل نیز حرف از تنظیم طرح و طرح است. صمد می زودتر های و کشاورزانی را که تاقبل از این به خان کار می کند. او بعد از شنیدن پسر خان به می رود: صمد این بود. روز بعد به رفت و با راجع به با کشاورزان شخم تابستانه و صیفی کرد. گفت در این خصوص ای صبر تا از چه دستوری می رسد. گفت است صمد دست نگه دارد. از همه مهم تر آتش به کاهدان می و این خطرناک است هم و هم که نیاز به آرامش دارد. گفت کشاورزها را تحریک کند. برخلاف به صمد گفت که می را کند تا کی صبر تا آن ها که در اند شان وضع گفت وضع می و می کنند. (سلیمانی،1396 :95). خان نیز است: بود سرخود بود جنایت کاران اول بشوند. بچه های حرف های را و در آن نزده بودند. اما همه یک دل خون در خون . با زبان بی زبانی با هم توافق که اگر خان یا را دیدند ای تامل شلیک کنند. در این نمی زدند اما همه می اگر روزگاری سر و کله خان و در سالم به فرستاده شوند. (سلیمانی،1396 :169). در با نیز ست. می که خاص خود را از و طبق این که در از عناصر و به است می از و اهدافی که به نفع نیات خود کنند. به رای. در این به رای، قدرت، مداوم و آدم های بی چیز، است. به ای سرکشی است. طغیانی که در نظر اول و مقبولیت را به اما طور که از متن شد می که های به روی اند. در چند از می که ها قصدآباد را دارند. های که در حیطه می مطرح کرد: نخست: چه کسی و یا چه را و ظرفیتی در چه و چه جمع ها می دانند. در که را غیرشخصی دانسته اند. بود و های دستیابی به است. فوکو بود و ساز و به انضباط شکل به گفتمان آن ها، آن ها و در نفس سوبژکتیوتیه آن ها. به نظر می رسد را به شکل و سپس از این در جهت نظمی که می کنند. این در و تصمیمات آن ها گنو و آقا کور و است. دوم: را می به آورد؟ بر این که از روی قصد باشد. کنش پذیرد. زدن و در دو از ای است که در شکل است. با می و با اجتماعی.(در با نوع و و آن در بحث شد.) به آتش تور و خان نیز از نوپای است. سوم: چه و را می به چه می تاثیر بر بگذارند، و یا در سهم باشند؟ ای که در متن می ای است بر رای حداکثری و یا در نظر رای نیست. با و و و در دست رای است و که بدانند شده به صلاح و آن ها در جهت اهدافشان را می کنند. زدن و فرستادن گنو به و یا از می دهد که که را می کند رای است. حتی نیز دو نفر می گیرند. است که سال این شخص هیچکس به نمی آید ولی طور که می آتیش شان تندتر از این حرف ها که را در مسلمان ها راه بدهند. به راستی انسان، می یا غیر ساواکی، چه دارد؟ در متن سه بار می افتد. بار اول دو ماهه زلیخا(پیش از و به جهت به مارون)، بار دوم ساواکی(صمد و را به می اندازند. دو فرد انقلابی) و بار سوم صمد انقلابی(جنازه صمد را پسر خان و ماشاءالله به می کنند). دوبار زنده در می شوند. بار اول خودخواسته و بار دوم به زور به که عاملانش نمی اما همه معتقدند ها این کار را اند. چهارم: موردنظر را چگونه درک کرد؟ آیا است که می در دهد یا فقط در شرایطی که فعلا این با به های ها در بحث به آتش زدن خان و تور والیبال، به می شود که خاستگاهش بیش و پیش از هر چیز در و از کینه و انزجاری است که سال ها در جانشان شده است. شد که است. در متن و به آن و نقش و نقش و در نقش است. به یک فرد در و یا به رتبه یک در مقایسه با های می شود. در کلی به دو نوع و می شود. را فرد از بدو به دست می و بر و دین و و و و به می بخشند. از این رو بر اصل و نسب فرد است و نه بر های فردیش. اما یک است که فرد به سخت و که از خود به خرج می دهد به دست می آورد.(کوئن،1389). است. می مهم و باشند. در خان و خان ها که و به آن می گیرند. ولی مهم این است که آیا که بر های نیت های اند در نقش های عمل سه با در این بحث دارد: و نقش را به کند که آن نقش باشد. از است آن نوع را که آن نقش است باشند. نقش شان که از شان از بدو است اما نقش های پس از شکل به آن ها می و های یک نقش است. آیا صمد بعد از و با در نظر و شد؟ آیا صمد از به بعد از و صمد شده بود اما آیا که از شاه و شاه ها شده بود بود در نقش نقش گاه یک فرد در نقش خود می شود که در نقش با ها و چشم های رو می شود. نقش به می شود. این ها می آید که نقش یک شخص های از او باشند. یا یک فرد را در که یک باشد. که با می کنند. صمد ور و دارد. را با در می گذارد: صمد گفت نمی ولی را از همه چیز کشیده. گفت که عوض شده او هم عوض هر دلش بکند. زن است. می همه را به روز و کرده. مگر و نمی را جلو کنند. هم پر بی راه نمی گویند. تا چیزها. اند. زنی اند. این که می کند زن می زن می زن کرک و پشم و و می زن خرج و زن با بگو و می کند جز گنو که خدازده گنوست؟ (سلیمانی،1396 :84). صمد با با لو ساواکیش و در و بین ها است اما نقش را به وضوح در با می بینیم. علنی با صمد نیز یکی از اهرم های این در نقش اش به می آید. فیض بعد از شدن صمد ای به دست می آورد. و از ها هستند. در این فیض به ای کند که نام صمد را نگه دارد. فیض در و نامزدی او با و که با می با اش در تناقضی چشمگیر دارد. در فیض نمی نقش کاملی در اش کند. او می به خان برود. نقش بر فیض آن می شود که بعد از شدن و قتلش به فیض او با می کند و پیداکردن می شود. حتی به هم نامزدیش با دختری هم او را ناراحت نمی کند. به از این می گذرد. او نقش اش را در اجتماع(انقلاب) رها می کند و به می رود. در نقش فرد در نقش را در نقش گویند. این های دارد. فیض در نقش است که به آن شد. از مهم که می در متن با به به آن کرد است. منظور از و منابعی است که و ها از با می به دست آورند. در بر این که این و نیستند. این در دارند. است از آن چه شما می دانید. ها و مهارت ها و تجربیات. ولی به این که شما چه را می شناسید و با آن ها در هستید. نیز بر این که است. این شما را قادر می تا ارزشی را به آورید دهید. به هدفی نایل شوید ماموریتی را در و در کنید.(گروه مولفان،1383). فهم بدانیم که این نوع با شکل می در و و است. اجزای را بین (نوعی ای که برقرارکننده بین است. این بعد کمی است) و ذهنی (پیوندهای بین باشد. این بعد کیفی است) می دهد. در این دو جزء و پیوند، می از منظری معرف در نظریه بین و باشد.(گروه مولفان،1383). ها در متن به چه آیا در اند از متعدد و و ببرند؟ به نظر می رسد می از سه به این داد: نخست: در و دارد. اما هیچگاه نمی شود در اکثریت و یا مخالفان. چرا که طور که به آن شد در خاصیتی که از و یا رده و در این که نهایی را می گیرند. در به شدت با است. گل بس و عباس، زن و شوهری که خان کار می نیز جزء هستند. وفاداری این زن و به شان تا آن جاست که عده ای آن ها را نوکر خطاب می و عده ای تاییدشان می کنند: نبود. سر باغ ها بود. باغ که نصف شان را داشت. نصف دیگرشان را می داد به خان که منزل و هیچ وقت پایش را توی نمی گذاشت. ها و گل بس را شماتت می که چرا همه را برنمی دارند، این که کسی او را نمی شناسد چرا مفت و مجانی جیب را پر کند. هم به می به شیری که خوردی. مردی، مرد. حروم خور نیستی. (سلیمانی،1396 :180). جالب است که گل بس و و عضو است: که از راه گل بس شد شاخه ای از درخت سیب شکست و به جانش. توی بی حیا هم از اونایی. تو هم برا من شدی، ها؟ تو که با نون همینا شدی! این خان را ندارند: بود از خدا بترسید. مملکت بیشاه نمی شود ده هم بی خان نمی شود. بود اگر خان نصف ها از می مردند. چند نفر را اخته کرده؟ شکم چند تا را آورده؟ و یک یک خان و آبا و اجدادش. سگ خورده. آدم برده. سفره ش پهن بوده. (سلیمانی،1396 :53). نیز در و تکلیف که می تا که می شاخ و شانه می کشد می کند با همراهانش به می رود اما جز و نفرین کار نمی دهد. که در با می در ذهن این است: اگر دوماهه اش را نمی کشت و صمد را از دست نمی داد، آیا باز هم و ها بود؟ و مهم تر آیا هویت و مستقلی از های قائل بودند؟ به این ها می تا و عدم در را بدهد. در های و هم جزء هستند. در به جهت آن که های متعددی و به سرعت پیش می رود، با نگاری آراء ها و یا های و نمی شویم. فقط می دانیم که و زنش هوادار ها هستند. هم که به نظر می رسد برایش خوشایند و پیوستنش به نیست. خان و خان ها هم وضعیتشان است. آن ها از هر چیز از دست اقتدارشان است. در جذب کمی دارند. اول به این قضیه جدی فکر نمی و دوم به نظر ابزار و هایشان: یکی از ها گفت شان این است که با گفت است از آدم های هم عضوگیری کنند. چرا به درخواست که دلش می عضو نمی دهند؟ اگر تا مرد سن و سال دار در چه بسا کمتر کنند. به هر حال آن ها تا پیرهن پاره اند. (سلیمانی،1396 :153). در صمد نیز هیاهویی به پا می شود و عدم از سوی عده ای می شود: این بود. هیچ کس نفهمید چه شد که ناگهان و سر و صدا را برداشت. و زد و شد. خرده مالک های ها را می که خدا و پیغمبر شان و به همه بی حرمتی می های ها به آن ها سنگ می و به می دوران آن ها و است گورشان را گم و بروند های شان. (سلیمانی،1396 :109). اساساً به در هر ای است. که این که در به آن شد. به طور در فصل و نهم رمان، با سعی می به بچه های مدرسه، طرز از را یاد بدهند. این آن کار ای نیست. در فصل سی و دوم نیز می به که سنگ های را می بوسیدند که کارشان به بت است. در این فصل با یکی از که عیسا به دین خود موسا به دین خود و اظهارنظر فیض که می گوید: بشو نیست؛ ببین کی گفتم (سلیمانی،1396 :163). می شود. و های یاد و را زیر می برد. با ای روست که را به درک و است. که اسد یکی از فعالان بعد از روستا(مشخصا به این تصمیم) به گنو به می گوید: این قشون کشی می دهد ما آمادگی از ها را ندارد؛ اما همه چیز در عمل را می دهد و گفت است را موقتا بگذارند. اما گنو را کرد. گفت تا آن جا که او پرس وجو از هم با گنو به اند. (سلیمانی، 1396 :153). دوم: همراهی در پی می آید. در بر سر هر که می دو دستگی است. در نیز دست اندازهای خود را دارد. سوم: و کردن، بر سر است. در و و در یک راستا دارند. به نظر می رسد روستا، مانع از پایدار بین و شده و عدم به در بطن خود عدم را نیز به دارد. می گفت از و اما این و در گروه، آن طور که باید، ندارد. در بخش ایستادگی، می دو آورد. جوانی که شب بر سر می و فیض بعد از شدن سلاطوری. نگهبان بعد از و بعد از این که این و نتوانسته کند اسلحه خود را به می دهد و از کناره می گیرد. فیض نیز با شدن به قتل غیرعمد سلاطوری، از می رود تا را کند. این دو که در عدم بر به را می دهد، تاییدی بر حرف اسد است که را آماده از ها بود. که در است. طور که شد، و به سخت است. به طور تقدیرگرا و کار هستند. مشخصه و در عدم در آن است. در این نوع نوآوری و حرف زدن سخت می شود. به سنت و دارند. این را در گل بس و به می و در به صمد می که در جای به خصوصی دفن می شوند. در در صمد بر که می بی اعتنایی به گذشتگان در محل دفن است. با ها که بوسیدن سنگ های را بت می نیز یکی از مقابله با حرف و است. نیز بچه های نیزیکی از است. از های سن و جنس است. به جهت حفظ و به آن، ریش سفیدان از و جایگاه برخوردارند و جنس مذکر نیز از و است. ریش در متن نیست. در اختلاف های با ریش کسی نمی شود. این گردد به خان در روستا. پیش از این خان در حمایت بود و به نظر می رسد تا پیش از خان به تری که از و است است. است که این نظر خان است. اما در هر حال می دهد که حرف آخر را در خان می زند و بعد از که خان و خان ها از می روند، سن و سال از را نمی که بتواند قائله های را بخواباند. مردان نیز در فصل که عروسی می این می شویم: سوار اسب بود و یک پسربچه شیرخواره جلوش بود که یک پستانک آبی چرک توی دهانش بود. دختربچه جلو نمی گذاشتند. بود که بخواهد؟ همه آرزوی پسر داشتند. دست کم آرزو بچه اولشان پسر باشد. (سلیمانی،1396 :186). مهم که در این بخش مهم است است. است از وسائلی که آن ها را به کار می بندد تا اعضایش به های انتظار با کنند. به عوامل می شود و به دو دسته و می شود. در (گروه و دوستانه و شغلی و آن می شود) هستند. های فراوانند. این ها از طردکردن و شایع تا تمسخر و مضحکه را در گیرد. از آن جا که فرد امری حیاتی است هراس از عدم خود یک کارآمد به می آید. را می از ها و به کار بست. ها از زندان ها، مراکز از نوجوانان بزهکار، دادگاه ها، مددکاری و آن ها. کارگزاران نیز از ماموران پلیس، قضات و مددکاران اجتماعی. تری به خود تر و تر شدن این نیز می شود.(کوئن،1389). در متن و به حذف و طرد و است. در یک آن هم است که حکمی و می شود و به به می شود. در به است. در متن مارون: صمد با ور بر است که است و تغییراتی که در می بیند. فیض با بر سر قبر صمد بر حدس و گمانی است بر سر قبر و به بدتری می شود. به است که این فرد می شود بر او. حذف برفو، خان و اش و از متن نیز از است. این نکته است که شده و به محکوم می شود. این اما او می شود که حذف و طرد می دهد. در بخش مقوله در متن است. استدلال دورکیم این بود که نظم و انسجام نرخ های خودکشی، واقعیتی است که با و همبستگی و و نیروهای بر آن ها تبیین می شود. خودخواهانه و خواهانه به از نشدن و بیش از حد شدن فرد در نشات می در که آنومیک و به عدم و و و بیش از حد است.(اوتویت، باتامور،1392). می ای است که و بیش از حد است. نکنیم که در می گوید: عجب زمونه ای جون آدمیزاد شده پشکل گوسفند. (سلیمانی،1396 :124). گودال، در متن به دارد. با دهانی باز و که به نظر می رسد آن باشد: فقط سنگ های بچه ها را نمی بلعید؛ هر سال خردادماه های شان را هم می بلعید. بچه ها از جلسه امتحان که می آمدند یک نفس تا می دویدند و فاتحانه ها را می انداختند. از بچه ها مثل شان انتهای یک آتشفشان است که درونش بریزی فوری به خاکستر می کند. با این که لاشه گوسفندها، سگ ها و گاوهای سقط شده شان را آن می اندازند، هیچ وقت بوی از آن نمی شود. (سلیمانی،1396 :18). از فصل ملموس و کمک کننده می شود. مال های تلف شده را می بلعد. حتی گمان می رود عمه گنو فرزندان سقط شده او را به می اندازد. در فصل اول به می شود. صمد و نیز را دارند. را زنده می اندازند. خود به این می رسد که برود. نیز در است. های نجسی و هم نصیب می شود. حتی با طرح شهربانو فرح. قفل نیز بیهوده رفع مصیبت سهم می شوند. آدم ها و اشیاء را می که نام و نشانی از آن ها در خاطره باشد. مال های تلف شده و آدم ها و مدرک که از جرم می دهند، همه و همه بشوند. آیا دان تاریک که ته ندارد؟ را به سه و و کرد. او (بخش ناخودآگاه) را در های تر می دهد. حاوی و است که بر آن ها واقف نیستیم. و به این که از محدوده که وقوف بر آن ها رنج و اضطراب عظیمی به دارد. (رایکمن،1393). در بخش ما است از ذهن شده که ما ها و افکاری را می دهیم که نمی دهد به آن کنیم. ناخوداگاه بخش عمده ای از تاریخچه ما را در خود دارد.(اسنودن،1388). نیز در روانشناسی گرایانه خود از می کند. از این می شود: این بخش از خاص هر فرد است. این بخش از و جوشش های شده ادراکات زیر آستانه و شده شده است. که خود تشخصی نمی دهد. یا فورا در دسترس نیست، در این دارد. دو نوع در آن دارند: که شده اند چه به از دست شدت و فراموشی، یا به سرکوبی. فعالانه از شده باشند. این خاطرات دهنده و مطالبی می شود که خود را می کند. که شده اند اما شدت کافی به اند. این از تاثرات حسی است که مداوما در آن هستیم، چون به آن ها ندارد. (اسنودن 1388). با این تعاریف آیا به نظر می رسد در تفسیری باشد. به این که می به شود. در این در های ها می شود که به شدت دارد. خبر از حذف و طرد و و مرگ می دهد. که با شدن از ها و به کهن می رسد و حتی می از کهن پیش از خود را نقض کند. کلید مباحث است. بود طور که می ای از آن آید که در است. به دان که است فوق العاده اسرارآمیز و مملو از ها و است. نه درگذشته و سیر می کند می از حدود بگذرد و به گام بگذارد. از است. به این که از نمی آید پس اکتساب و منحصربه فرد نیست. مرکب از است که یک در خودآگاهی و بعد یا و یا شده است. از طرف و اند. دو دارد: (همان کهن الگوها): ذخایر می که در تاریخ بشریت شده اند. این در ها از بدو موجودند و به نیرویی در سطح اند. این از در رویا و تخیلات و از در ها و تعالیم دینی می شوند. تصاویر با خود می اما خود ثابت می ماند. همه با های که در ها و های پریان می آیند. پیرزن، آدم حقه باز، آدم بد، آدم خوب و آن است. هم های و هم های که انعکاسی از کلیت و تعادل است. غرائز: های که ما را می کند. ها از و و خشم. ها نیز و اند. آن ها ما را به عمل به های می که دارد. در درک و فهم ما از موثرند و ها بر ما اثر دارند. بخش های هستند. و از این رو در شکل و عمل کارند. بود تمدن ما را ساخته از مان جدا اما ناپدیدنشده اند. ما های غریزی به یافتن غذا و میل داریم اما سرکوبش می به این که در بیاموزیم که نمی بر عمل کنیم. هر دو جزء متعلق به به آن که مستقل از های شده در سطح جهانی اند. می تحت دو است: و میل به قدرت. این دو کشش با هم می چون میل در جهت حفظ و بقای نوع است درحالی که میل به با حفظ فرد سر و کار دارد. نیازمند قواعد است تا حتی المکان از تعارضات کند.(اسنودن،1388). کهن که از آن می کند با هر شکل ویژه ای دارد. اما مبنایش یکسان است. به طور کهن از کودک جهانشمول است. در نظر باشید متن زنی به نام را معرفی می کند که در را بر سر می کوباند تا مردش را باز پس گیرد(زلیخا چندماهه اش را از بین می برد تا را به باز گرداند. این که در است از صمیمی پذیرفتنی است و این را می که مرد بچه هم بود!) و در و خود از پسر ارشدش صمد را می کند! طور که پیش از این نیز شده است که در متن دار و است. های و و در متن دارد. است که به قصد به خود و شود. در این قصد و نیت رفتارکننده نیز است. در به می که از روی قصد و عمد، و صدمه و به و یا خود باشد. (کریمی،1389). از و توهین و ضرب و جرح تا تخریب اموال و و قتل است. است که در همه می و بر آن روز به روز افزوده میshy; شود. در خشونت، و کودکان و سالمندان از shy;ها پذیرتر هستند. گستردگی و فراوانی در به مستقیم خود می shy;آورد و در مرتبه امنیت و سلامت را در خطری جدی می shy;دهد(صدیق سروستانی،1389). در متن و دارد. طور که شد در های و و را در سطح به می آورد. کلی به و آن در متن می اندازیم. در ابتدایی با زن می شود: ها بودند: تو زن وگرنه شوهرت را نگه می داشتی. (سلیمانی،1396 :7). آتش انبار باروت زلیخاست دخترش. در که و می و او را به بی عرضگی می کند باعث می شود تا رقم بخورد. این در بافت و است که فرد را به می کند. در را به می کند. می شود و به می شود. از نوع و آن تا قتل پیش می رود: را بر سر دست کرد. جیغ کشید. زن ها جیغ کشیدند، خیز و از به روی سنگ فرش کرد. لب باز نکرد. زل زد به چشم های که به زل زده و به خونی که در شکاف سنگ ها راه بود. (سلیمانی،1396 :13). به ها دروغ می گوید: فردای آن روز به زن های گفت گرمازده شده و تا برسانندش بیمارستان کرده. گفت خاکش اند. (سلیمان،1396 :13). ای که مهم تر و آزاردهنده تر از عمل زلیخاست، و از به قتل است: گل بس دل و جونی اش بود همه می را بر سر زده ای، خوب کردی. مردت را داری. مرد که بچه هم می شود. بود اگر من هم بودم کار را می کردم. (سلیمانی،1396 :15). که آن است در پیش از این در عرف دارد. عرفی که شده است و زشتی آن به توجیه می شود. این و توجیه، نوید را می دهد. که به قتل می ذهن را این می کند: آیا اگر نبود، بازهم شوهرش، را بر سر می کوباند؟ که در متن می شود که تا به حال هیچ زنی وعده اش را بر کوباندن بر سر است: ای است که تهدیدش را و بچه اش را بر سر رقیبش است. از یادش می آمد، زن های از به درکردن حریف، طفل را سردست می و می او را به می کوبند. اما بود و نشنیده بود کسی طفلش را به و حشری اش این کار را بود. می این راه و دست از اش است. شده بود اما و پدر می شدند. (سلیمانی،1396 :12). در و از می شود. که را از دانش آموزی سرآمد به بافی می کند که خود را صرف بافتن می کند و هیچ علاقه ای به از اش نمی دهد: از آن روز کذایی که را لمس احساس عجیبی به او داشت. از او خجالت می قلبش به قفسه اش می کوبید. در عالم بچگی هم می که می افتاد، با این همه از آن روز دری به رویش باز شده بود. و بود. به چی و چی، نمی دانست. (سلیمانی،1396 :21). می توانست باشد. دست کم و ناامید، را حبس نکند. با ازدواج می کند و با سرنوشتی تلخ در پدری می ماند. سوء از و او و اش است که او می شود. در به نام است. به کور بی حیا می و در جواب تکه کلام های اش می پیر شدی و میر نشدی! این به سخن می و حرف می زند که به پیش گویی شبیه است. پسرهای مامور او غذا ببرند: بچه ها خوش شان نمی آمد غذا و نان ببرند. بددهن بود و فیض از او می ترسید. مخصوصا را می و را لمس می کرد. جلو در اتاقک می و نان را آهسته می سراند طرف آقاکور. (سلیمانی،1396 :23). گنو می افتد. آن هم از طرف از و هم روستاهای اطراف. نمی شود گنو از چه کسی حامله است. این این زن می و عمه اش جنین های سقط شده اش را در می اندازد: های مارونی، هیچ کس نمی کی، هر سال شکم گنو را می آوردند و این عمه اش بود که کلک بچه را با دواهای محلی می کند و آنطور که ها می می انداختش گودال. (سلیمانی،1396 :25). که گنو می شود بر جنسی، نیز می شود. احساسات و این که او را به ای رفع شهوت در نظر بگیرند بارز و کم انگاری گنو و اوست. کاووس، پسر است که صمد است. آن هم به دلیلی ساده. صمد تماشاچی حریف را بی هوا تشویق می کند و کتک می خورد: به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک می و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ، پس چرا لال مونی بکش مادرقحبه! (سلیمانی، 1396 :27). در کتک صمد از که و در بطن آن هیچ کس نزدیک نمی شود و گری نمی کند. پسر خان می و حق را بزند. حتی به بهانه ای کوچک. این که تحقیرشدگی صمد را می دهد در فصل های و با و منفورشدن خان و خان ها در به اما از جنس می شود. بعدی، است که جاندار می شود. کبک دو که در برف می افتد، مراسمی است که کبک ها را می کنند. و خسته کبک که بی در جای خود هستند، به می کند که این خشم هم نوع و به جانداران نیز می شود. در فصل ششم که کبک دو و را می روستاییان با و ابهتی که است. طبقاتی آشکار. از و دست و دل های تا زدن در برف که مزیتی اوست: کسی بود که داشت. یکی دو نفر بعد از کبک دو برف چشم های شان را می زد و تا چند روز نمی توانستند را ببینند. (سلیمانی،1396 :34). گفت این ای که بین و شهرنشینی چون است و با حس خشمی را در کند. که آن انباشت، جسد است. در به سرازیر می شوند. این خشم طبیعت ای از ای تر است: بعدها نه صمد همه ها آمدن از را ای می که در آمد و همه چیز را زیر و رو کرد. (سلیمانی،1396 :39). در ورود به ها را هستیم: به کمک صمد بچه های چند مرگ برشاه روی در و دیوار نوشتند. چند جام شکستند و چند نفر را کردند. هجوم شان از بچه های راه را ترساند. که اگر را تعطیل نکنند و به خیل عظیم نپیوندند دمار از روزگارشان درمی آورند. حتا صمد و آن چند نفری هم که از ماجرا خبر از موتورسوارها جا خوردند. (سلیمانی،1396 :47). جشن سده یکی از و در است: زن ها تماشای جشن سده می آمدند، ای دور از می ایستادند و آتش را تماشا می کردند. اکثرا کسی که کماچ را می خورد. پسرها و شوهرهای شان. می ها رحم و مروت و کسی که را می و می آن ها که دیر این کار را می ها و بچه ها را مشت و مال باشند، پا پیش می و او را ضمانت می و قول سال پربرف و بارانی را می دهند. (سلیمانی،1396:48). رسم جشن سده و کماچی که در آن است و کتک کاری، از در متن است. که و است. است. او کارگر خان و گیر شده است: سر سر او پاهایش را از دست بود. صمد سر ها بود و به کمک می کرد. جیغ چنان بود که از زن های جیغ او را توی آبادی اند. تا صمد برسد را اما تا در دهانه بود. بی هوش. کسی جرات نمی کرد او را بکشد. (سلیمانی،1396 :49). در خان سعی می کند بدهد. اما همسر خان نمی را تحمل کند و هم می شود. و و می شود. تلخ در نیز در گروی جسمانی و معیشتی اوست. در می شود. ورق برگشته و دیروز، خائن به و آرمان است. حکم می شود و و صمد مسئول هستند. که از سوی و صمد می شود در دارد. و در نوع خود می شود. و در