بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب برده



سنایی قافله‌سالار شعر و ادبیات عرفانی تعلیمی

سنایی قافله‌سالار شعر و ادبیات عرفانی تعلیمی


به گزارش خبرگزاری (ایبنا)، هشتمین از درس گفتارهایی با مهم ـ در با دکتر محمودرضا اسفندیار، و و و شرق عصر (22 آذرماه) در شهر شد. بحث خود را با شروع کرد و گفت: مثل ابعاد مثل قلندریات که در آن در این زمینه هم است و بخش عمده او است. مهم اثر او بخش _ است و اگر به این بود که از او که در و مجلس خوب است که مولانای هم در سنت به نظم سخن و دهد. او داد: ارائه سخن، پند و عارفانه به نظم، به تأثیرگذاری آن چون که سخن و با طنین و می آن و به آن می شود و می آن را در یا به اهل آن را و این ها بود که و می تا را در نظم کنند. بر قله و قصه و را از که در و کرد: در از این سود است. ما می کسی را پند یا است که و در یک که در این ما به طور می که این کار است و یا سبکی است که در در پیش است که پیشتر از او، را پیشگام این طریق دانست. با به در پیش از طرح، و پخته شده افزود: مثل قوت القلوب ابوالطالب مکی، کشف المحجوب هجویری یا المع فی التصوف از ابونصر سراجی و مثل رساله قشیریه از قشیری و حتی محمد غزالی، همه، را ورز و به کمال رسانده بودند. از جریان و جنبش که با زهد می شود تا قرن پنجم که عصر این به بلوغ رسیده بودند، اما کسی که از این و در به بی تردید بود. وی داد: به این را در نظم بازگو دست یازید، یک بزرگی در او بود که این عظیم، به علاوه اطلاع از سنت نبوغ او، که به و او را به و این کار کرد و اگر می که بر قله به این است. او به بود از که در شده کند و این را در نظم کند. با در از از شعر و تا شعر را در خود جای کرد: یک طرح که می یک که از یک و در این بین یک است که این و محل گذر است و به این را طی کند که با طرح را و می کند. و شرق با به شعر که به وضع و هم و به خوب و از از هم گفت: در شده اند که بر بعد از او هم که در این را بر حسب می کنم. از این که در است. در نزد اهل و به دل از غیر حق و روی دل با حق است. در یکی از مهم گام است که به بردارد. شعر و _ او داد: سه راه در یکی روش عمل که و به آن می روش است و به از این می و روش سوم که یکی از روش های مهم در است که در جایی به محبت شده است اما اهل را در می بینند و اوج را در و در توصیف حضرت امیر می بینید. اگر می خواهید بدانید که در ما، خاصی را به خود داده، حتما به شعر و _ مراجعه کنیم و ببینیم او چه بحثی را در باب طرح است. ضمن از در رابطه با که عمدتا از و دیوان او کرد: یکی از است که یک رایج و ما امروزه به پژوهش آن را می کنیم، اما در نزد اهل عرفان، کوشش و رنج دریافت و عبارت است از که در دل از مشاهدات استقرار می کند؛ در از تلوین می به می رسد و به رسید، آن حقایق حاصل شده از شهود در دل او تثبیت می شوند. از نظر علم تقلیدی به کار نمی آید و اهل نقد و اهل نسیه و طبیتا راهی به جز او باقی نمی ماند. وی بعدی را در لغت به کشف شدن و هویدا شدن و افزود: در که از انوار غیبی بر دل آشکار می شود را می گویند که این را در است. است که در لغت به گردن نهادن و به حکم قضا راضی بودن و در به استقبال قضا رفتن و رضا و خشنودی از قضای الهی است که اهل را بیش از و گرامی و ابراهیم خلیل را می که در به هم است که حقیقی، طبیعتا به خدا شدن منجر می شود. و است و در کرد: یکی از مهم اصطلاحاتی که اهل و به آن توجه است. در نزد مراتب، و اشکالی که اهل درمورد آن سخن اند و مرتبه را از می دانند، چرا که بزرگترین گناه در نزد اهل و و به این که در ما و کسی که در قدم برمی از می کند و می فهمد که او اعتباری است. این و مهم در ما، تعابیر مثل انقطاع و بریدن از ماسوی الله هم و جزئی آغازین سیر و تلقی می شود. سخنران ضمن رباعی از در باب توبه، گفت: از و می برد که در این ها به کرات می شود. تمام مکاتب در همه از بیش را اند و که در مکتب ابن عربی که به فلسفه و استدلال می سنت این است که با سخن بگویند که از هم در و هم در های مقدس دیگر، می چون یک جنبه دارد. از همه کار است وی با به های لطیفی که در کرد: هزل هم یک حتی اوقات ها که ممکن است به نظر برسند، هم هستند. در از همه معلم است و حتی از هزلی که در هزلیات می و در عامه داشت که پنهانی و برملا آن ها را می و به نظر ما هم بیاید، می کند که این در روش است. از محققان که از آن ایراد به نظر من یک نقطه قوت است و کار این است که آن و را از همه مثل هزل، های پسند، ضرب المثل و همه کند. معروف و را و کرد: در لغت به وکیل گرفتن و بر کسی اعتماد و در اهل هم، ترک در همه امور است و امر خودش را به خدا می کند. در سیر و است و هم اوایل کار و به مبتدیان که مراتبی و در بالاتر معنای می کند. در شعر بار شد، چنان که یک بخش کوتاه در با فی در باب است. و شعر (ع) او را کسی که در شعر در رسای (ع) و کرد: یکی از ویژگی های این است که بتواند با آن ارتباط برقرار قهرمان های های دینی را یکی از کیفیت های می گیرد، که کار در در می خواهد سخن از بگوید. آغازگر این است و از تلمیح، تمثیل، و است. در گفت: مهم در و است که یک و یک که عوام، از نوع خداوند یکی اما این است که غیر از حق چیزی نیست. اهل نه و نه عددی، بلکه است. واقعیت این است که ورای کفر و دین است که در شعر هم آمده است. طرح در ادب وی کرد: مضمون که در ما پررنگ از آن سخن شده، است که در لغت به سرگردانی است اما در امری ناگهانی است که هنگام تأمل، حضور و تفکر در دل وارد می شود و عارف را به وامی که یک جاهلانه یا مبتدیانه و یک منتهیانه داریم. در و در منازل سیر و او و یک مرحله پیش از راه است. طرح در ادب است که بعدها شد و هم به در منطق الطیر سخن و هم در مثنوی. پیر را مهم در و و گفت: پیر و مهم رکن در نزد اهل بی و بدون پیر نمی در این راه قدم برداشت که این مهم پیر و در نزد و در او به است که که اهل و نیاز به پیر و ولی دارند، روشن است و همه تأکید بر معنا و بر تبعیت از پیر و برخی را که در نسبت سروده شده ولی یا ولایت می دانند. وی با به پیر در مانند عقل در معارف به دو قسم ظاهری و باطنی است که نام پیر باطن را درد گذاشته رضا که با با هم نزدیکند را به در این بحث کرد و کرد: نزد اهل رضا لذت بردن در بلا و در رضا مقامی است که از ضربه و دردی که از جانب مولا به او اعطا می لذت ببرد. مولانایکی از مهم در گفت: که در قابل بحث است که از متشبهان به هم چون هر کالای گرانقدری گرفتار آفاتی می شود و کسانی خود را متشبه و متلبس به آن می تا از آن ای ببرند، به است که و همواره سعی می که را کنند. در این امر است و یکی از مهم خود مولاناست که در ناقد غیر اصیل در برابر آن حقیقی است و هم این را است. این با از و و واقعی به رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
چادرهای زلزله زدگان را باد برده/سال گذشته 14 تا 30 هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داشتیم

چادرهای زلزله زدگان را باد برده/سال گذشته 14 تا 30 هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داشتیم


شبستان:چادرهای را باد انقلاب: عزت 10 نفر از 31 8 بازداشت هستند،اولتیماتوم به شرکت گاز،سال گذشته 14 تا 30 میلیارد تومان فرار مالیاتی داشتیم از عناوین روزنامه هاست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
کلاسیک‌هایی که نام‌شان اشتباه ترجمه شده است

کلاسیک‌هایی که نام‌شان اشتباه ترجمه شده است


به ایران(ایبنا) به نقل از باستل، معمولاً های موفق مرزها را شکافته و در نیز می شوند. ها، یکی از چالش هایی است که با آن مواجه و کم نیستند که نام در و شده تا با باشد. در از جلد و اثر را می تا باشد. به هرچند به متن وفادارند ولی مهمترین چیز رضایت خواننده است، که قرار است را بخواند و لذت ببرد. در این گزارش، به ها و های معروف سال های پرداخته ایم که آنها، پس از است: - که از (سوئدی)/ دختری با خالکوبی اژدها (ترجمه انگلیسی) / استیگ لارسون این که یکی از پرفروش های سال های آمریکا بوده در خود که به که از است. - (انگلیسی) / (ترجمه سوئدی) /نوشته اف.اسکات این در سال 1922 در می گذرد. را می کند که خود آن را جاز یا عصر جاز می نامید. در کسی که به هیچ چیز ندارد. ولی است که از مرد به نمی است. - در های ما (انگلیسی)/ (ترجمه مقدونی)/نوشته جان هیچ گاه از جز است. در فصل آخر او با شده است. با چند سال را به او است. ای تر از جان فکر می است. - های خشم (انگلیسی)/ های (ترجمه ژاپنی)/ جان بک بک این را در سال 1939 کرد. وی این شد. این هم جزو چهل اثر قرن به می آید. در در سال 1966 بود هم باشد. پلی به سوی (انگلیسی) / پلی به (ترجمه مجاری) / کاترین پترسون پسر بچه ای 11 به نام جسی ارانز است که مشکلات عدیده دارد. او در مدرسه با می شود که دارای وضعیت برعکس وی است. در ابتدا جسی علاقه ای به ارتباط با وی نشان نمی دهد اما مشترکات دو طرف سبب نزدیکی طرفین و فانتزی می شود که در نهایت با مرگ خاتمه می یابد. مجارستانی ها هم از مرگ گرفته و را باشند. - گرگ ومیش (انگلیسی)/ شیفتگی (ترجمه فرانسوی)/ استفانی میر این مجموعه بلا است که به فورکس واشنگتن نقل مکان و با یک خون آشام 104 به نام ادوارد کالن شده و عاشق وی می شود. این از بلا شده است. این دو شخصیت شیفته هم و های رمانتیک نام را با از این باشند. - قلعه انگلیسی/ همه جا /نوشته جرج اورول مشهور نویسنده در حقیقت نقدی بر کمونیستی و برابر مطلق در این است. در این علیه قیام می کنند و خودشان اداره را در دست می گیرند. این اثر کودکان شده است و از اینکه روی و این دقت باشد، روی کار تاکید است و از آن به چیزی انقلاب روسیه است. - قبل از سقوط من / وقتی تو می میری (ترجمه آلمانی) / لارن اولیور است که از سوی نیروهای ماورایی مجبور می شود هر روز را به روز بپذیرد. او تمام روزها که روز محسوب می شوند، سعی می کند با سرنوشت خود را دهد. بعضی از این از نظر دیگران عجیب به نظر می رسد. در نیز روی معانی و محتوایی دقت نشده است و فقط به سطحی می شود. - دشت (انگلیسی)/ عمق گندمزار (ترجمه روسی) / جروم دیوید سالینجر هولدن کالفیلد هفده است که در لحظه آغاز در یک مرکز درمانی بستری است و ظاهراً قصد آنچه را پیش از رسیدن به این جا از سر گذرانده کسی تعریف کند و کار را هم می کند، و نیز بر پایه شکل می گیرد. دشت روایت جامعه آشفته آمریکاست و در شده باشد. روس نیز اثر را کشاورزی در گندم اند. - کشتن مرد (انگلیسی)/ به مرد شلیک نکن (ترجمه فرانسوی) / چه کسی مزاحم بلبل شد (ترجمه آلمانی) / هارپر لی از زمان انتشار تاکنون، بیش از 40 میلیون از این به فروش رسیده و به بیش از 40 زنده شده است. تیراژ نخستین چاپ این 5 هزار بود. در انگار اینگونه شده است که قاتلی پرنده بیگناهی را می کشد. هم ارتباطی با متن ندارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
حمله گرگ‌ها به نوجوان فریمانی +تصاویر

حمله گرگ‌ها به نوجوان فریمانی +تصاویر


نوجوان که از به کوه بود توسط نیرو‌های امدادی و مردم نجات یافت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
وجهیت داستان یوسف علیه‌السلام در مقایسه با دیگر داستان ها

وجهیت داستان یوسف علیه‌السلام در مقایسه با دیگر داستان ها


دید از ب به ب یکی از معیارها بازشناسی ب (حالت مثبت)، آن است که یا بخشی از آن، از جایگاهی از های شود. این & بودگی& ، به دید متغیر، سر و کار می کند: فِی لَا (یوسف/15) و ما به او وحی که را از این که عزت و با خبر کرد ولی این را درک نمی کنند.) در آیه بالا، دید از ب به ب به این که بخش اول آیه: & فِی الْجُب& (هنگامی که را با خود بر آن تا او را به قعر چاه درافکنند) ب است که از سوم شخص، می شود و در بخش دوم، بنا به ضرورت، می شود: لَا (یوسف/15) (و ما به او وحی که را از این که عزت و با خبر کرد ولی این را درک نمی کنند.) از روحیه به (یوسف)، خود را در می دهد و به به ب می کند. در ب ذهن شده و ضمن او، خود را نیز می دهد و این از های ب با ب است که در ب تحت تأثیر می گیرد. از جمله: مَا کَانَ فِی لَا یَعْلَمُونَ (یوسف/68). در آیه نوع از ب به نوع ب می یابد؛ در بخش اول به چگونگی از دروازه های مختلف، سفارش یعقوب، می کند: & أَبُوهُمْ& ؛ اما پس از آن، در می نماید تا دهد دستورات و سفارشات از های از علم لدنی سرچشمه می و در خود هدایتگر است: & ...وَإِنهُ عَلمْنَاهُ...& . از تفاسیر، اثر از چند حفظ از چشم زخم و به به بود که شد و اثر (قرائتی، 1379: 79). که از این اند به نوع ب (مداخله کننده) است: & فرمود: (ما کان من من شىء) این است که و یا آن اى که کرد به هیچ وجه نمى را بى از خدا و را که را که دو تن از از جمعشان جدا دفع نمى کند و سرانجام که خدا مقدر بود یافت، یکى از بازداشت شد و یکى که بزرگتر بود ماندگار مصر شد.& (طباطبایی، 1417: 11/235). طور که گردید، در ب ذهن شده و او را می دهد: که جام مصر را از آوردند، برادرانش که اگر کرده، چیز عجیبی نیست، قبل از او هم دیگرش، بود: & یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ قَبْلُ& (یوسف/77) در ادامه از باطن خبر می دهد که ادعای کذب را در دل داشت و آن را بر ایشان، نکرد: فَأَسَرهَا فِی وَلَمْ یُبْدِهَا لَهُمْ...(یوسف/77). معتقد است با نوع به کارگرفته شده در متن می به تحلیلی از نیز رسید. و در جای جای این آن می شود. به از این می گردد: را کرد: لَا (یوسف/23)، اگر به طرف می کرد: ...وَإِلا (یوسف/ 33)، اگر نفس به بدی است: إِن مَا إِن (یوسف/ 53). در آیه & در در و نفس خود و کرم و خود را بنماید... از تا ای از آن و آن قدس و و و او می گردد.& (امین، 1361: 6/388). 2. از از دید دید (متغیر)، دید (جزئی) و دید آن که به & دید پرنده وار& نیز مشهور است (سیمپسون، 1993: 13-21)، با مطابقت هوشمندانه ناظر صحنه ها اما در هر که اقتضا دوربین از منظر ها می شود. طور که ذکر شد سازی، انتخاب دید است و آن با دید این است که در دیدگاه، مرکز است ولی در هر از ها را همپای بیننده ای خاص از به حساب می آوریم که و ای همسنگ به دنیای داستانی و قضایای آن می گشاید. مانند: السلام: & یَا لِی سَاجِدِینَ& (یوسف/4) و این رؤیا السلام: & آلِ إِن حَکِیمٌ& (یوسف/6). برعهده گرفتن قضاوت در بی گناهی یا خطاکاری مصر: & رَأَى قَمِیصَهُ قُد دُبُرٍ کَیْدِکُن إِن * هَذَا...& (یوسف/29-28). آن دو زندانی و نیز مصر السلام: & یَا أَما أَحَدُکُمَا فَیَسْقِی رَبهُ وَأَما فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ رَأْسِهِ...& (یوسف/41). کردن ظرف مصر در بنیامین: & جَهزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السقَایَه فِی رَحْلِ أَخِیهِ ثُم أَذنَ مُؤَذنٌ أَیتُهَا الْعِیرُ إِنکُمْ لَسَارِقُونَ& (یوسف/70). البته خود این باعث ایجاد از می شود از و با یوسف: & أَخِی& (یوسف/90) شدن چشم پدر با یوسف: & بَصِیرًا& (یوسف/96) و پس از آن جمع شدن پدر و و در آن و او. & یَا حَ‍قا بِی إِن الْحَکِیمُ& (یوسف/100). 3. در در بر به با ها و و از می شود. و به ما را می کند که از ای از در آن را بر روی است (همان: 15). در که با در متن به می رود. در می دهد که بر (پیامبر صلی وسلم)، به هر و است: (یوسف/3). سپس با فعل های او را به های دور می برد: إذ لِأَبِیهِ... (یوسف/4)، یَا لَا ...(یوسف/5)، مِنا... (یوسف/8)، أَرْضًا... (یوسف/9)، لَا یُوسُفَ... (یوسف/10)، یَا مَا لَا یُوسُفَ... (یوسف/11)، لَیَحْزُنُنِی... (یوسف/13)، فِی الْجُب... (یوسف/15). پس از این با این خود را به و و با هم می شود: ...وَأَوْحَیْنَا (یوسف/15)، پس از آن، به گردد: (یوسف/16) و در به حال و با هم می شود: (یوسف/102). صرف نظر از یک از را ذکر می یا می کند. طور که ذکر شد، های و و های و و عدم این ها است. وجه به کار در وجه است. از فعل های و و این است. در به کار در این وجه از: فعل های در فعل های امر و نیز نهی که خود به ای است از برخوردارند. به نمونه: یَا لَا رُؤْیَاکَ... (یوسف/5) (یعقوب) گفت اى من را مکن... أَرْضًا...(یوسف/9) (یکى گفت) را یا او را به بیندازید... لَا فِی الْجُب...(یوسف/10) اى از گفت را اگر مى او را در چاه بیفکنید... ...أَرْسِلْهُ (یوسف/12) او را با ما بفرست... هَذَا... (یوسف/29) اى از این [پیشامد] روى بگردان... یَا بَنِی اذْهَبُوا فَتَحَسسُوا وَأَخِیهِ وَلَا تَیْئَسُوا اللهِ... (یوسف/87) اى پسران من بروید و از و برادرش جستجو و از خدا مباشید... فعل های فعل های که از میل و اند و در به می شود. مانند: امیدواربودن، آرزوداشتن، خوردن. این که اصل و اساس حضور گسترده ای در این از جمله: که را از مالک خریداری کرد به همسرش گفت او را گرامی بدار، به این که به حال ما سودی بخشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم: & عَسَی أَن یَنفَعَنَآ أَو نَتخِذَهُ وَلَداً...& (یوسف/21). یا در که را تعریف می او صبر پیشه می کند به این که را به وی بازگرداند: & فَصَبْرٌ جَمِیلٌ عَسَى یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعًا...& (یوسف/83). در فعل & عسی& ، به بودن است. خدمتگزار نزد که در بود، می رود و از او مصر را می است با آن، سرگردانی حاکم از بین برود: & أَیهَا الصدِیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ وَسَبْعِ لعَلی أَرجِعُ یَعلَمُونَ& (یوسف/46). در که به غلامان خود گفت سرمایه هاى را در بارهایشان بگذارید شاید وقتى به سوى خود برمى گردند آن را بازیابند که بازگردند: & إِذَا انقَلَبُوا أَهلِهِم یَرجِعُونَ& (یوسف/62). در دو آیه فوق، واژه & لعل& ، به امیدواربودن است. یا در اواخر خبر گروگان شدن به می رسد از پسرانش روی گردان شده و با تمام، خود را بر بازگو می که به نابینایی وی منتهی می شود: تَوَلى یَا (یوسف/84). نکته در این است که فصاحت و بلاغت تامی که در این به کار شده، از چند است. یکی همیشه فعل نشانه و معانی را به خود می گیرد، از دعایی و آن است که از پایین به باشد، به خطاب به می گوید: & رب...تَوَفنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصالِحِینَ& (یوسف/101) پروردگارا!... مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما. که در & توفنی و ألحقنی& ، از میل و است. یا در مواقعی که فعل امر دو نفر هم رتبه می شود از شده و التماس به خود می (هاشمی، 1380: 62)، مانند: لِلذِی ظَن أَنهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبکَ... (یوسف/42)؛ و [یوسف] به آن کس از آن دو که گمان مى کرد خلاص مى شود گفت مرا نزد خود به یاد آور... این فعل ها، وجه و به تبع آن وجهیت، هستند. در این بخش، آیاتی می گیرند که مشارکت و یا نظر و گروهی و یا داخل شدن چند نفر در حکمی است: آلِ إِن (یوسف/6) در این با این که را بر تو و آل کرد طور که پیش از این، آن را بر اجداد تو، ابراهیم و اسحاق، کرد؛ در یک حکم می کند و آن، اتمام نعمت بر این خاندان است. یَا مَا لَا وَإِنا (یوسف/11) در آیه عبارت& لَنَاصِحُونَ& ، این است که خیرخواه هستند. یا آیه: & فِی وَ...& (یوسف/15) می دهد که با هم به این دست که را به چاه بیندازند. و نیز بر سر قیمت ناچیزی به رسیدند: & وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَه وَکَانُوا فِیهِ الزاهِدِینَ& (یوسف/20). میبدی در این آیه می گوید: & اگر در تعبیه بود از عصمت و حقایق قربت و لطایف علوم و حکمت، بر کشف شدی، نه او را به بهای بخس فروختندی و نه او را نام نهادندی& (میبدی، 1357: 5/ 42). و یا در آیه: & ...وَاللهُ غَالِبٌ عَلَی أَمرِهِ لَا یَعلَمُونَ& (یوسف/21)، & لَا یَعلَمُونَ& ، عبارتی است. و نیز با این که: & ...بَلْ سَولَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا& (یوسف/83) می کند که نفس شما امرى نادرست را همه شما آراسته است. در این با های مواجه می شویم که عقاید های به نمونه: ...إِن الشیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُو مُبِینٌ (یوسف/5) ...به راستی شیطان آدمى دشمنى است. ...إِن (یوسف/6) ...در تو داناى حکیم است. ...قَالَ مَعَاذَ مَثْوَایَ لَا (یوسف/23) ...گفت بیا که از آن توام [یوسف] گفت پناه بر خدا او من است به من جاى نیکو است ستمکاران نمى شوند. یَا أَأَرْبَابٌ مُتَفَرقُونَ أَمِ الْوَاحِدُ الْقَهارُ (یوسف/39) اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر؟! ...أَن اللهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ (یوسف/52) ...و خدا خائنان را به جایى نمى رساند. إِن مَا إِن (یوسف/53) و من نفس خود را تبرئه نمى کنم چرا که نفس به بدى امر مى کند مگر کسى را که خدا رحم کند من آمرزنده است. ...فَاللهُ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الراحِمِینَ (یوسف/64) ... پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانان. ...إِنهُ لَا یَیْئَسُ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ (یوسف/87) ...زیرا جز گروه کافران کسى از خدا نمى شود. و ارزیابانه و را در به خود اختصاص اند که به از این موارد، می شود: آلِ إِن (یوسف/6) فِی لَا (یوسف/15). به اعتقاد فخر رازی در این منظور از است هر چند در این دو نقل قول در سن یکی بعضی ها او در این به سن بلوغ رسیده و چهارده سال است و او کودک بود ولی عقل او را نمود، طور که درخصوص عیسی این کار را قبول کرد. (فخررازی، 1411: 18/99). و یکی از مفسران می نویسد: & درواقع، این الهامی به قلب بود بداند و حافظ و نگهبانی و نور بر قلب او پاشید و ظلمات یأس و نا امیدی را از روح و جان او کرد& (مکارم شیرازی، 1385: 407). آلوسی از قول مجاهد نقل است: این نوعی الهام بر قلب بود (آلوسی، 1415: 6/389). بَلَغَ أَشُدهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا نَجْزِی (یوسف/22). در سه آیه به تدریج، را بر و به تدریج را از اشتباهی که مرتکب شده اند، باخبر و به مرور زمان، به علم و حکمت آموختیم. قَالَتْ مَا جَزَاءُ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوءًا یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (یوسف/25) آن زن گفت کیفر کسى که قصد بد به تو چیست جز زندانى یا [دچار] عذابى دردناک شود. إِن (یوسف/28) همانا شما بزرگ است. رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ (یوسف/31) پس چون [زنان] او را دیدند وى را بس شگرف یافتند. رَب السجْنُ مِما یَدْعُونَنِی (یوسف/33) (یوسف) گفت من دوست داشتنى تر است از مرا به آن مى خوانند. ...نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ نَشَاءُ وَفَوْقَ کُل ذِی (یوسف/76) ...درجات کسانى را که بخواهیم مى بریم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است. (برای اطلاع بیشتر: (یوسف/ 38،59،77،78،80)). و و که گزارشگر افکار، و ها مانند: & وَجَآءُو أَبَاهُم عِشَآءً یَبکُونَ& (یوسف/16) و شامگاهان گریان نزد پدر خود [باز] آمدند. & نِسْوَه فِی الْمَدِینَه امْرَأَه الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا شَغَفَهَا حُبا فِی مُبِینٍ& (یوسف/30) و [دسته اى از] در شهر زن از خود کام و سخت خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشکارى مى بینیم. & وَقَطعْنَ أَیْدِیَهُن وَقُلْنَ حَاشَ لِلهِ مَا بَشَرًا مَلَکٌ کَرِیمٌ& (یوسف/31) و [از شدت هیجان] دست هاى خود را بریدند و منزه است خدا این بشر این جز فرشته اى بزرگوار نیست. و یا حزن، خوف، شکوی و بث که در این ترس و اندوه، به کار شده است و بر صحه می گذارد. & تَذْهَبُوا وَأَخَافُ یَأْکُلَهُ الذئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ& (یوسف/13) گفت او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى کند و مى ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد. & وَتَوَلى یَا فَهُوَ کَظِیمٌ& (یوسف/84) و از روى گردانید و گفت اى دریغ بر و در حالى که خود را فرو مى خورد چشمانش از سپید شد. & إِنمَا أَشْکُو بَثی وَحُزْنِی وَأَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ& (یوسف/86) گفت من شکایت غم و خود را پیش خدا مى برم و از [عنایت] خدا چیزى مى دانم که شما نمى دانید. از کلمه & بث& در آیه نشانگر غم است که صاحبش صبری بر کتمان آن ندارد و آن را می کند (میبدی، 1357: 5/123). در المیزان آورده است: به دو جهت این را داد اول این که برخلاف بندگان، از ها و تکرار و اصرار بر ناراحت نمی شود و چون امیدش به الهی بود و هرگز از او مأیوس نشده پاسخی را داد. (طباطبایی، 1417: 11/234). هر چند وجه است با این حال، طور که ذکر شد وجه یا مهم نظام، با به تحلیل به طور مستقیم در بردارنده یا عدم به صدق گزاره های شده نیز از های (معرفتی و ادراکی) نیز خالی نیست. به مواردی از می شود: (یوسف/8). در آیه ساختاری تفضیلی (أحب) که بنیاد در مشاهده می شود. (ما به این درک و نتیجه رسیدیم که نزد پدرمان، محبوب تر از همه ماست.) در شک و ها به از های (برداشتی)، است. به شک و از هر دو آیه ذیل به خوبی، است: & یَا مَا لَا یُوسُفَ& (یوسف/11). گفتند: ای پدر! چرا اینقدر به ما شک داری که نمی توانیم از مراقبت کنیم؟! & أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنا صَادِقِینَ& (یوسف/17) شما به صدق های ما شک دارید! مهم تر از اینها در ترسیم نحوه رخ سوء تفاهم ها و طرفین از از یا شده است: ...إِنا فِی (یوسف/30) و یا آیه ...إِنا نَرَاکَ (یوسف/36)؛ مفهوم را با به فعل & نری& ، می این کرد که ما یا ما این است که او در گمراهی است یا تو در زمره نیکوکاران هستی. همچنین، و شنیدن، کارکردی شبیه وجه (سیمپسون، 1933: 51). های از این نیز در از جمله: & رأیتُ& (دیدم) در آیه: & لِی سَاجِدِینَ& (یوسف/4). & سَمِعَتْ& (آن زن شنید) در آیه: & بِمَکْرِهِن...& (یوسف/31). & أرَی& (به دیدم) در آیه: & أَحَدُهُمَا أَعْصِرُ أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْکُلُ مِنْهُ...& (یوسف/36). آیه: الْمَلِکُ أَرَى سَبْعَ وَسَبْعَ یَابِسَاتٍ... (یوسف/43). در مقایسه با ها سؤالی که در مطرح می شود این است که چه تفاوتی با های و نیز های ساخته ذهن بشر دارد؟ در گفت: با های در این است که کامل آنهاست. در از پیامبران هود، ابراهیم، نوح، و... که یا ناقص است و به بخش خاصی از پرداخته شده است و یا بخش های از و ماجراهای در از که پی بردن به آن حضرت، از بدو تولد تا با آن مرد دانشمند (حضرت خضر السلام)، بدون در نظرگرفتن تکراری، قید شده در های زیر را به ترتیب، هم داد: قصص (7-35)، طه (10-97)، غافر (26-28) (132)، شعراء (62-66) یونس (91-92) (138-155) بقره (67-71) مائده (21-26) کهف (61-82). لذا، با به به کامل، در یک سوره، به کار در این نمود بیشتری دارد. طور که در شد، یا است یا و یا خنثی. درون همه ابزارهای از وجه وجه و دارد. افزون بر اینها، می به طور کلی از و و یاد کرد که و و های را گزارش می کند و در به می شود، نیز که از میل و است ا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
حراج مدال نوبل دوریس لسینگ

حراج مدال نوبل دوریس لسینگ


به گزارش خبرگزاری (ایبنا) به نقل از - این که بین 150 تا 250 این در نظر که پیش از این یک به گذاشته شده که آن نیز متعلق به است. این سال به 300 در شد. نیز را در سال 2013 در به که نکرد. از می گوید: پیش شده است. این کار به یک به یک زن را می دهد. با این حال پیش است. وقت ها یک می کنند. به من این که زنی است که را یه این است که است. در در سال 2007 از سوی سوئدی معرفی شد، که سابقه رد امپراطوری بریتانیا در سال 1977 و دِیم هود در سال 1992 را داشت. او هنگامی که فهمید را چندان دستپاچه نشده و گفت: من تمام جوایز اروپا را ام، تک تک شان را. بنابراین خوشحالم از اینکه همه را شدم. این یک موفقیت باشکوه است. که در 87 را به دست آورد، مسن ترین این شناخته می شود. در کرمانشاه از پدر و مادری انگلیسی زاده شد و در رودزیای جنوبی (زیمباوه کنونی) بزرگ شد. او در 13 ترک تحصیل کرد، اما یک خوان سیری ناپذیر بود و پدر و مادرش از انگلستان برایش می آوردند. در سخنرانی نوبلش، از نابرابری هایی که دیده و در ساخت یک حرف زد. او گفت: امروز هنوز از افرادی نامه دریافت می کنم که در روستاهایی می که شاید برق یا آب نداشته باشند. درست مثل من و خانواده ام که در کلبه ای در میان گل و لای می کردیم. از آنها می گویند من هم باید بشوم، چون در ای مثل تو می کنم. اما مشکل اینجاست. نوشتن یا از بدون بیرون نمی آید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2017 by blogblog
دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود اهنگ چال چاله از عثمان اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان عنصرالیاژی مهم فولادجدول دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف blogblog.ir دکترتغذیه مرادی درکرمان دانلود اهنگ چال چاله از عثمان دانلود آهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش جدولانه362 دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ چال چاله. دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ های بلوچ برزخ وشعیب دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ مایسا جان عثمان نوروزف اغنیه هاها-ابراهیم البغدادی دانلود اهنگ ترکمنی مایسا دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود ریمیکس amor solidance دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله تحمیل اغنیه ابراهیم بغدادی - هاهاها دانلود آهنگ ترکمنی مایسا جان بهترین ترکیب آرسنال در pes 2015 دانلود اهنگ ترکمنی چال چالی دانلود اهنگ چال چاله از عثمان guturnewspaper  تیجان اسماء بنویسد خواص بشمخ کاغذ اسماء تیجان گردن بیاویزد دانلودآهنگ ترکمنى چال چاله عثمان نوروزف صمد ممد : نزول خور mp4 ریوارکسابان دانلودآهنگ چال چاله دانلودآهنگ چال چاله عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف آوادان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود ریمیکس جدید gon haziri blogblog.ir دانلود آهنگ عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله زندگینامه وبیوگرافی ورونیکااولو دانلود اهنگ ترکمنی مایسا جان اهنگ ترکمنی چال چاله متعنی مشایه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ شمشاد جان نوروزف عثمان نوروزوف انگ ماناگا ماناگا دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله سرود در باره13ابان با اهنگ هنگ چال چاله عثمان نوروزوف انشایی باشیوه ی به کارگیری واژه های مترادف انشایی باشیوه ی به کارگیری واژه های مترادف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان نوروزف blogblog.ir انشاهشتم درمورد انچه درمسیرخانه تامدرسه می بینید فصل پاییز اخبارفغان @guturnews اهنگ چال چاله از عثمان نوروزوف مجید بیجار زهی دانلود اهنگ چالچاله عثمان نوروزوف آوودون آوودون ترانه اهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود اهنگ ترکمنی مایسا جان دانلود آهنگهای عثمان نوروزف اهنگ عثمان نوروز شمشاد جان blogblog.ir