بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب برود



با شفیعان قیامت بیشتر آشنا شویم/ چه گروه هایی مورد شفاعت قرار می گیرند؟

با شفیعان قیامت بیشتر آشنا شویم/ چه گروه هایی مورد شفاعت قرار می گیرند؟


حوزه/ هر زنی که را و ماه را و در به خدا و خود را و از خویش اطاعت کند و پس از من علی را به امامت قبول داشته باشد چنین زنی به شفاعت دخترم فاطمه ـ علیه السّلام ـ وارد بهشت خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی برای قتل ناصرالدین‌شاه

انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی برای قتل ناصرالدین‌شاه


به ، به نقل از قتل شاه را ظلم و اند که او در خود با آن شد؛ در کودکی پدرش بر اثر ظلم و تعدی حاکم ناصری به ترک شهر و خود می در که حق است او را می کند و سپس با او، سال ها او را به می در نیز سخت و را پشت سر گذاشت. همه این بر سخت و نامساعد اقتصادی و اجتماعی جامعه باعث آن شد تا خانواده اش از هم بپاشد و با انبوهی از و ها روبه رو شود. البته علل و های میرزارضا فرضیه های گوناگونی مطرح شده است؛ قتل شاه را به سید می عده ای قتل شاه را و می و که وقت علی خان در این نقش است. در این با هم عصر رضا به این و قتل شاه می پردازیم. رضا قصد کن ظلم را شاه را می کند: در در می شد که نمی شد. این شخص است که نشسته، دست ها را بر روی زانو و سر را بر روی دست ها گذارده، در دریای فکر و فرو بی تغییر وضعی به خود بدهد یا کلمه ای بگوید. در می نویسد: در این حال دو تن از در طرف نشسته با یکدیگر صحبت درضمن سخن می شاه به می آید قرق هم نمی باشد. چون تاکنون رسم است هر وقت شاه به این مزار مشرف می شده صحن و حرم را به کلی قرق می نمودند. به محض آن که از زبان این دو شنیده می شاه به می آید و قرق هم نمی مجسمه فکر و در به جنبش سر از روی دست و زانوی تحیر برداشته از روی تعجب می شاه می آید، قرق هم نیست. در اثر خود به رضا در متن استنطاقاتش اشاره می کند : از نیت شاه احدی غیر و سید اطلاع نداشتند اگر همچون بزرگی می می شد٬ می شد... که اگر او (نایب السلطنه) را شاه با این نفر را کشت. پس به فکر قطع اصل شجر ظلم نه شاخ و برگ. تاج از رضا در قتل پدر می تاج شاه در می نویسد: آن روز صبح شاه پس از از می شود با می شود. شاه با از شاه می تا آن روز را هم در حرم بمانند. اما شاه می پیش از جشن می به برود. می شود بیش از حد او را به این بود. به تاج قتل شاه است. این شاه در و نیز شده که شاه در آخر از دست و وی به تنگ بود. در های سال آخر عمر های که شاه از می کند به است. شاه به یک سند قتل شاه و به خط خان در دست است. در این سند می خوانیم: رضا نام است که در است و در سال که به آمد او را و را و از های آن شده است و بعد از از که ها بر ضد شد. او و چند نفر و در حبس در این به مدت حبس و و هم شده و این و از روی است شاه از فرط به اهل که او را که از او هم رفت و از و می شود که از به و باز در نزد در این با و به به بود و می است تا روز 17 در (ع) که شاه می و محض را از زن و مرد و را و با و و دعا و ثنا و محو با شش لول که در عبا از یک قدم قلب را هدف و شد که به شش از رسیدن گلوله روح به جنان جاگفت. نجات رضا از جمعیت؛ کار به علی خان ظهیرالدوله، داماد شاه شامگاه روز زمانی که جنازه شاه به کاخ گلستان می رسد رضا هم در جایی از دربخانه زندانی است و حرفی شاه نزده است. ظهیرالدوله که به همراه اسمعیل خان وزیر مالیه و خزانه دار و برادر در حیاط آبدارخانه جنب قصر ابیض رضا را در حالی می بینند که در اثر کتک خوردن لباسش و بیهوش بود و می کند: در زنده بیرون بردن قاتلی از آن جمعیت و شاه پرست از کارهای بود. و قتل سلطان صاحب در رضا بعد از قتل شاه می نویسد: ... اتفاقا در آن روز به بودیم. در مدرسه نشستیم و منتظر شاه که یک دفعه در ها را می بندند و می شاه را تیر زده اند. چون تا یک اندازه احتمال صدور این امر را از رضا می دادیم، رفتیم دم منزل او که استعلامی کنیم. فراش آنجا ایستاده گفت آقایان زود بروید و در نمانید که برایتان خطر دارد. باری فورا از دور سلامی به و روانه شهر شدیم. در بین راه کالسکه شاهی را که با زیادی به شهر می آورند. به 500 قدم رضا را در درشکه متجاوز از پانصد نفر او را گرفته می آوردند به شهر و رضا با قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بیگناهان مشهود می شد به خود می نگریست و نظاره می کرد. گویا به لسان حال می گفت ای اهل من به تکلیف خود عمل نمودم و درس خود را به شما تعلیم کردم. از یک امتیاز در سایر قاجاریه قتل شاه به دست برخوردار است و آن آوردن متن رضا و همچنین دست رضا که در حضور فرمانفرما، مخبرالدوله، مشیرالدوله، نظم سردار کل، و حاج حسین علی خان امیر کرمانی، شده است. مندرجات این بخش بازجویی رضا نقش سید در قتل شاه بود. در این پرسش ها، رضا می گفت: دستورالعمل مخصوصی نداشتم الا حال سید واضح است که از چه گفتگو می کند. پروایی ندارد. می ظالم هستند و از این حرف ها می زند. این ادعا را که می از رضا می پرسد: پس شما از کجا به قتل شاه افتادید؟ و می از جانب رضا که: از کجا نمی خواهد. از کند ها (چوب ستبری که برپای اسیران و مجرمان می بستند) و بند ها که به ناحق کشیدم و چوب ها که خوردم و شکم را کردم. از ها که در خانه و در امیریه و در و در انبار به سرم آمد. سال و ماه در زنجیر و کند بودم و حال آن که به خیر و ملت را خواستم و کردم. قبل از وقوع شورش تنباکو نه فضولی بودم، اطلاعات خود را بعد از احضارم کردند. از بپرسد: کسی که با شما غرض و عداوت نداشت. در صورتی که این طور می گویید باشید و از شما آن وقت علامت و جویی جهتی که در ازای به شما آن طور صدمات زده باشند. پس است که در وقت هم در شما و بودند. رضا می دهد: هم بعد از این مدت که طرف حاضر آدم بی نماید که من عرایض صادقانه خود را محض حب وطن و ملت و به عرض رساندم و غرض محض حسن و تحصیل مناصب و و مواجب و نشان و حمایل و غیره به عکس به عرض رساندند هم تحقیق. می پرسد: این غرض کی ها بودند؟ و رضا می دهد: شخص پست و نانجیب و بی اصل و رذل غیرلایق که هیچ یک از این مراتب نبود آقابالاخان و کثرت محبت والا به او. الاسلام، ابوتراب نظم در مقام قصد کشف رضا از قتل شاه را و می پرسد: این ظلم هایی که به تو از ناحیه شاه نبوده. شما بایستی این تلافی و را از آنها بکنید که سبب ابتلای شما شده و یک مملکتی را یتیم نمی کردید . رضا با لحنی تند خود را از شاه این طور می کند: پادشاهی که پنجاه سال و امور را به اشتباه کاری به عرض او برسانند و نفرمایند و بعد از چندین سال ثمر آن درخت، عزیزالسلطان، الخاقان و این اراذل و اوباش و بی پدر و مادرهایی که ثمر این شده اند و بلای جان مسلمین گشته باشند، چنین را قطع کرد که این نوع ثمر ندهد. ماهی از سر گنده گردد نی زدم. اگر ظلمی می شد، از بالا می شد. عالم! مدعی شده اند که شاه رضا را و بار ها از قول او نقل شده بود که قصاص و تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم تمام اهل را از دم تیغ بگذرانم. اما در به تحریک یکی از روحانیون دربار دستور اعدام را صادر کرد. در این باره می نویسد: از شیخ محمدحسن طهرانی شنیدم که می گفت من به شاه چرا در رضا مسامحه دارید و او را چرا به تاخیر انداختید. شاه این شخص نیست. من جواب از حق خود گذشتند و ما که فرزندان شاه سعید هستیم تا پدر خود را به دار نبینیم، چشممان گریان بود . می دهد: شاه که آیا موافق با شرع است و آیا قانون اسلام اجازه می دهد که کسی را به قتل رسانند. چون شاه طفره از بود جناب آقا شیخ محمدرضا مجتهد شده با شاه همراهی کرد ولی شیخ محمد حسن یا یا به به رضا می کرد تا شاه متغیر شده رو کرد به علی اصغرخان و بدهید سر این پسره را ببرند. و سرانجام در 21 مرداد 1275 در میدان دمشق تهران به دار آویخته شد. /925/ د 103/ش
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کتاب‌ها از انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی در قتل ناصرالدین‌شاه چه می‌گویند/ قاتل «شاه شهید» به روایت یک سند تاریخی

کتاب‌ها از انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی در قتل ناصرالدین‌شاه چه می‌گویند/ قاتل «شاه شهید» به روایت یک سند تاریخی


(ایبنا)- قتل شاه را ظلم و اند که او در خود با آن شد؛ در کودکی پدرش بر اثر ظلم و تعدی حاکم ناصری به ترک شهر و خود می در که حق است او را می کند و سپس با او، سال ها او را به می در نیز سخت و را پشت سر گذاشت. همه این بر سخت و اقتصادی و اجتماعی جامعه باعث آن شد تا خانواده اش از هم بپاشد و با انبوهی از و ها روبه رو شود. البته علل و های میرزارضا فرضیه های گوناگونی مطرح شده است؛ قتل شاه را به سید می عده ای قتل شاه را و می و که وقت علی خان در این نقش است. در این با هم عصر رضا به این و قتل شاه می پردازیم. رضا قصد کن ظلم را شاه را می کند: در در می شد که نمی شد. این شخص است که سرپا نشسته، دست ها را بر روی زانو و سر را بر روی دست ها گذارده، در دریای فکر و فرو بی تغییر وضعی به خود بدهد یا کلمه ای بگوید. در می نویسد: در این حال دو تن از در طرف نشسته با یکدیگر صحبت درضمن سخن می شاه به می آید قرق هم نمی باشد. چون تاکنون رسم است هر وقت شاه به این مزار مشرف می شده صحن و حرم را به کلی قرق می نمودند. به محض آن که از زبان این دو شنیده می شاه به می آید و قرق هم نمی مجسمه فکر و در به جنبش سر از روی دست و زانوی تحیر برداشته از روی تعجب می شاه می آید، قرق هم نیست. در اثر خود به رضا در متن استنطاقاتش اشاره می کند : از نیت شاه احدی غیر و سید اطلاع نداشتند اگر همچون بزرگی می می شد٬ می شد... که اگر او (نایب السلطنه) را شاه با این نفر را کشت پس به فکر قطع اصل شجر ظلم نه شاخ و برگ. تاج از رضا در قتل پدر می تاج شاه در می نویسد: آن روز صبح شاه پس از از می شود با می شود. شاه با از شاه می تا آن روز را هم در حرم بمانند. اما شاه می پیش از جشن می به برود. می شود بیش از حد او را به این بود. به تاج قتل شاه است. این شاه در و نیز شده که شاه در آخر از دست و وی به تنگ بود. در های سال آخر عمر های که شاه از می کند به است. شاه به یک سند قتل شاه و به خط خان در دست است. در این سند می خوانیم: رضا نام است که در است و در سال که به آمد او را و را و از های آن شده است و بعد از از که ها بر ضد شد. او و چند نفر و در حبس در این به مدت حبس و و هم شده و این و از روی است شاه از فرط به اهل که او را که از او هم رفت و از و می شود که از به و باز در نزد در این با و به به بود و می است تا روز 17 در (ع) که شاه می و محض را از زن و مرد و را و با و و دعا و ثنا و محو با شش لول که در عبا از یک قدم قلب را هدف و شد که به شش از گلوله روح به جنان جاگفت. نجات رضا از جمعیت؛ کار به علی خان ظهیرالدوله، داماد شاه شامگاه روز زمانی که جنازه شاه به کاخ گلستان می رسد رضا هم در جایی از دربخانه زندانی است و حرفی شاه نزده است. ظهیرالدوله که به همراه اسمعیل خان وزیر مالیه و خزانه دار و برادر در حیاط آبدارخانه جنب قصر ابیض رضا را در حالی می بینند که در اثر کتک خوردن لباسش و بیهوش بود و می کند: در زنده بیرون بردن قاتلی از آن جمعیت و شاه پرست از کارهای بود. و قتل سلطان صاحب در رضا بعد از قتل شاه می نویسد: ... اتفاقا در آن روز به بودیم. در مدرسه نشستیم و منتظر شاه که یک دفعه در ها را می بندند و می شاه را تیر زده اند. چون تا یک اندازه احتمال صدور این امر را از رضا می دادیم، رفتیم دم منزل او که استعلامی کنیم. فراش آنجا ایستاده گفت آقایان زود بروید و در نمانید که برایتان خطر دارد. باری فورا از دور سلامی به و روانه شهر شدیم. در بین راه کالسکه شاهی را که با زیادی به شهر می آورند. به 500 قدم رضا را در درشکه متجاوز از پانصد نفر او را گرفته می آوردند به شهر و رضا با قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بیگناهان مشهود می شد به خود می نگریست و نظاره می کرد. گویا به لسان حال می گفت ای اهل من به تکلیف خود عمل نمودم و درس خود را به شما تعلیم کردم. از یک امتیاز در سایر قاجاریه قتل شاه به دست برخوردار است و آن آوردن متن رضا و همچنین دست رضا که در حضور فرمانفرما، مخبرالدوله، مشیرالدوله، نظم سردار کل، و حاج حسین علی خان امیر کرمانی، شده است. مندرجات این بخش بازجویی رضا نقش سید در قتل شاه بود. در این پرسش ها، رضا می گفت: دستورالعمل مخصوصی نداشتم الا حال سید واضح است که از چه گفتگو می کند. پروایی ندارد. می ظالم هستند و از این حرف ها می زند. این ادعا را که می از رضا می پرسد: پس شما از کجا به قتل شاه افتادید؟ و می از جانب رضا که: از کجا نمی خواهد. از کند ها (چوب ستبری که برپای اسیران و مجرمان می بستند) و بند ها که به ناحق کشیدم و چوب ها که خوردم و شکم را کردم. از ها که در خانه و در امیریه و در و در انبار به سرم آمد. سال و ماه در زنجیر و کند بودم و حال آن که به خیر و ملت را خواستم و کردم. قبل از وقوع شورش تنباکو نه فضولی بودم، اطلاعات خود را بعد از احضارم کردند. از بپرسد: کسی که با شما غرض و عداوت نداشت. در صورتی که این طور می گویید باشید و از شما آن وقت علامت و جویی جهتی که در ازای به شما آن طور صدمات زده باشند. پس است که در وقت هم در شما و بودند. رضا می دهد: هم بعد از این مدت که طرف حاضر آدم بی نماید که من عرایض صادقانه خود را محض حب وطن و ملت و به عرض رساندم و غرض محض حسن و تحصیل مناصب و و مواجب و نشان و حمایل و غیره به عکس به عرض رساندند هم تحقیق. می پرسد: این غرض کی ها بودند؟ و رضا می دهد: شخص پست و نانجیب و بی اصل و رذل غیرلایق که هیچ یک از این مراتب نبود آقابالاخان و کثرت محبت والا به او. الاسلام، ابوتراب نظم در مقام قصد کشف رضا از قتل شاه را و می پرسد: این ظلم هایی که به تو از ناحیه شاه نبوده. شما بایستی این تلافی و را از آنها بکنید که سبب ابتلای شما شده و یک مملکتی را یتیم نمی کردید. رضا با لحنی تند خود را از شاه این طور می کند: پادشاهی که پنجاه سال و امور را به اشتباه کاری به عرض او برسانند و نفرمایند و بعد از چندین سال ثمر آن درخت، عزیزالسلطان، الخاقان و این اراذل و اوباش و بی پدر و مادرهایی که ثمر این شده اند و بلای جان مسلمین گشته باشند، چنین را قطع کرد که این نوع ثمر ندهد. ماهی از سر گنده گردد نی زدم. اگر ظلمی می شد، از بالا می شد. عالم! مدعی شده اند که شاه رضا را و بار ها از قول او نقل شده بود که قصاص و تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم تمام اهل را از دم تیغ بگذرانم. اما در به تحریک یکی از روحانیون دربار دستور اعدام را صادر کرد. در این باره می نویسد: از شیخ محمدحسن طهرانی شنیدم که می گفت من به شاه چرا در رضا مسامحه دارید و او را چرا به تاخیر انداختید. شاه این شخص نیست. من جواب از حق خود گذشتند و ما که فرزندان شاه سعید هستیم تا پدر خود را به دار نبینیم، چشممان گریان بود. می دهد: شاه که آیا موافق با شرع است و آیا قانون اسلام اجازه می دهد که کسی را به قتل رسانند. چون شاه طفره از بود جناب آقا شیخ محمدرضا مجتهد شده با شاه همراهی کرد ولی شیخ محمد حسن یا یا به به رضا می کرد تا شاه متغیر شده رو کرد به علی اصغرخان و بدهید سر این پسره را ببرند. و سرانجام در 21 مرداد 1275 در میدان دمشق تهران به دار آویخته شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
ارثیه مطالعه نکردن باید از بین برود

ارثیه مطالعه نکردن باید از بین برود


و گفت: از قطع شود و از بین و تاکنون تلاش هایی که برای ترویج کتابخوانی انجام شده، به شکل جزیره ای بوده و از امروز هم افزایی شکل گیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
​تیام رمز خوشبختی استقلال! آخرین گزینه فاز تهاجمی استقلال از راه رسید!

​تیام رمز خوشبختی استقلال! آخرین گزینه فاز تهاجمی استقلال از راه رسید!


به گزارش تقریب، این در است که 2 خوب در فاز یعنی مرتضی را جذب که با گرو می لیگ را شکل دهند. شفر به اعلام که در به هدف کرد و در پست (احتمالا چپ) به و پیش می شود با گرو ، نیز به دوم کند. از سوی در این فصل غفوری نیز به راست کرد و در با ذوب آهن نیز نشان داد هرچه به دروازه نزدیک تر تر و گلزن تر است و با شدن او به جدید استقلال، شفر یک مربع کاملا در اختیار داشت. به این نفرات بازیکنانی مثل طارق همام و فرشید اسماعیلی را نیز کرد که می در دست شفر و باشند. در شدن گرو به جمع علی در این تیم و تیم کند. گرو 24 و اهل است. او در سال 13-2012 با تیم ملی زیر 20 سال در 15 کرد و شد 6 گل به ثمر برساند. او از سال 2010 تا 2016 در های با در 113 15 گل به ثمر برساند. این که در به 9 و اگر به شود به نظر می رسد با این کند. با گرو در این تیم به عدد 3 این در است که در فنی این تیم هم نام 4 می شود و یک بدنساز آلمانی هم است به این لیست شود تا با 8 به نوعی تیم لیگ هجدهم لقب بگیرد. در این اولین که مطرح می شود این است که چگونه لازم امضای قرارداد و دستمزدهای را است؛ که جواب آن چندان سخت نیست. از انتقال مجید به ترابزون اسپور 600 حق گرفته است. علاوه بر این، مسئولین روی 900 جام جهانی و همچنین 500 در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان ویژه ای باز اند تا با دریافت این بتوانند بوجه خود را کنند. با مامه هم یک دعوای حقوقی را آغاز و امیدوار است بتواند 500 صدور رضایت نامه از این سنگالی بگیرد. در پیروزی در پرونده ارزی به 2 میلیون و 500 می رسد و مسلما با این مشکلی پرداخت دستمزد مربیان و خود داشت. البته نکته قابل توجه اینجاست که به غیر از بخشی از حق به لیگ ترکیه بقیه یاد شده به دست ها و های فیفا و به ماه ها به طول بینجامد. به نوشته پارس، با این به نظر می رسد ها روی دلارهایی اند که به دستشان و تاخیر در پروسه این و های این تیم مشکل ساز شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​چرا تنیسورها هنگام ضربه زدن فریاد می‌زنند؟

​چرا تنیسورها هنگام ضربه زدن فریاد می‌زنند؟


به گزارش خبرگزاری و به نقل از آس، در از ورزش ها می را شنید که اغلب پس از یک سخت این رخ می دهد. این بیش از همه در به گوش می رسد. در در این ها به توپ شنیده می شد اما امروزه بیش از همه به گوش می رسد که را در لحظات دشوار می دهد. این قضیه اختلاف های را به وجود آورده است چون از حریفان که چنین تنیسورهایی را پیش روی خود از این دارند. به که یک بار 105 را به نام خود ثبت رساند. است صدا 70 و اگر از این عدد می شود. علم از دو جهت این را می کند، که می کشد و تنیسوری که با این روبه رو می شود. در اول این به به ها است و در دوم این صدا می شود که تمرکز به هم بریزد. در هر این به نفع است که را به سمت زمین می زند. از بر اساس تحقیقات انجام شده که تنسیور می زند این صدا می تواند به نوعی به نفع شود. این می شود در دریافت توپ 30 صدم ثانیه تاخیر شود و بتواند از آن بهره ببرد. که می شود می متوجه اثر مثبت در فرایند زدن شد. این می شود توپ 3.8 پیدا کند. در سرو این به پنج می رسد. از روی کاهش توانایی و انرژی ندارد ، بلکه این فعالیت ماهیچه ها را بالا می برد. در مجموع زدن در به نفع است. با این حال اگر این به صورت نباشد و ورزشکار برای صدا به خود فشار بیاورد به ضررش خواهد شد و از بین می رود. به همین بدن خود را رها کند تا در مقابل از خود دهد. همچنین روی تا این که آن را روی کشیدن صرف کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
هیچ نکته مثبتی در نوشتن راجع به انسان‌ها وجود ندارد اگر عمیقا عاشق آنها نباشیم

هیچ نکته مثبتی در نوشتن راجع به انسان‌ها وجود ندارد اگر عمیقا عاشق آنها نباشیم


به گزارش خبرگزاری (ایبنا)_محمدرضا چهارسوقی امین: و انگلیسی است. " سگی در شب" به ی که نشر افق شده ،تابحال بیش از ده بار چاپ شده است.مارک و شش که ی و شده است ،در حال به خود در میکند.با این درباره و هنر نویسندگی اش گفت وگو ایم. در سگی در شب با جلو رفتن ریتم آهسته تر ، آیا دلیل پشت این تغییر روند دارد؟ تا حالا از این به که اگر به بخش های با جلو تا به وسط و به نظر من این است که در آن جمع شده اند و شدن های پدر به این کشف و آشتی با مادرش.بخش های هم خالی از اتفاق نیستند اتفاقاتی مثل بازگشت به شهرش ،مرگ توبی و کسب نمره ی الف در درس همگی بخش این در حین جهان را از دریچه ی چشمان میبیند و اهمیت تمامی این از نظر است. احتمالا به نظر مهم ترین بخش ،قسمت ضمیمه ی که در آن به خوانندگان توانسته یک سخت را حل کند. در ی های هرکدام را از اما در سگی در شب فقط یک این دو سبک و به سبک سخت تر است و سبک عام تر به نظر من که در به هیچ کلی باشیم. گفت با سبک تر است یک فقط یک یک از چند شود.مثلا در سگی در شب به طور یک مهر و موم و که در آن از را میشوند. در از ی ام کنم که با ای هر در یک میکند. او با ای ی است که از چند میشوند. او و شود در یک را عوض ،در هر فقط یک و جای خود را به میدهد. در ی سعی به آلم که های بود نزدیک شوم. چه باعث شده که شما به خلق های و غریبی که مشکلات مند شوید؟ من این را طور دیگری ، بی شمار حسی در شرایط من را مجذوب خود این یکی از دلایلی است که ویرجینیا را ام.اینکه صرفا کسی به چگونگی ذهن با خلق چنین و به های ذهن نیز مند بود.یک نویس قدر به این ها کند که یک دانشمند یا یک روان شناس ،حداقل یکی از تکنیک های من یکی همین بوده.جدا از افرادی که روحیاتی از غالب در به انزوا رانده میشوند. من به این که از بیرون انداخته شده اند ام و که طرد شدن حق این نیست.این طرز فکر را در رابطه با مسائل از مسائلی که با آن به برخورده اند آشکار میکنند. قبل از خلق شخصیتی با خاص در آن مطالعه می کنید؟ در یک بصورت اختصاصی تحقیق ام که با مردم یا مطالب را میخوانم از آگاه میشوم.هیچ نکته ی مثبتی در به ها ندارد اگر عمیقا نباشیم.اگر کسی ها را و خالصانه با ارتباط برقرار کند که نیاز دارد نیروی و توانایی قرار دادن کلمات در جای درست خود است. شما هستید ، آیا طرحی از که خلق میکنید میکشید؟ آیا کریستوفری که در ذهنتان بود را روی کاغذ کشیدید؟ ای است...در بسیاری از که ام تصاویر ها را هم داخل ام ،در باقی ها هم طراحی را به خود محول ام تا از قوه ی خود هم فقط را میکشیدم.قطعا از هر در ذهنم دارم و تجربه همکاری با تصویرگران به من داده که من تا حدودی از آن ها است. ها این کار را نمی اما دو تا از که ام محتوی طرح از موقعیت های است. در آخرم که شامل چند کوتاه است یازده تا از صحنه های را ام که البته هیچ به های انسانی نیست. سگی در شب پر از بود که خود شده بودند.جنبه ی مهم همه این ها سادگی بود بطوری که هر ای آن خطوط را میدید را میفهمید چراکه نشانه های بود که با از خود را میکرد.اکثر مخاطبان ی روشنی از ظاهر و میبینند که اینقدر به که در ذهن من است شبیه است تعجب می کنند. به نظر من یکی از دلایل موفقیت سگی در شب این بود که فرصت خیال پردازی به و به این اجازه را که در دنیای خیالی که ساخته ذهن است کند. سگی در شب یا نوجوانان؟ قبل از این من و که همه شان ضعیف ،هرچند هر کمی از که قبل آن قوی تر بود.بعد از این اولین بار حس که اثرم به اندازه ی خوب است.مخاطب من جوانان و و مدیر برنامه هایم پیشنهاد داد تا را به ناشران هم بدهیم شوکه شدم.در نهایت این را در دو نسخه ی موازی ،یکی و یکی نوجوانان کردیم و این کار نتیجه خوبی داشت. را بنا بر دیده ها و شنیده هایتان برایمان توصیف کنید. کسی را به اسم مرجانه میشناسم که ی مصور به است ،تصاویر سیاه و سفید این گویا تر و عمیق تر از هر فیلمی اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی