بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب بعدی



نقد یک دیدگاه، بازنگری در جایگاه اشعریان

نقد یک دیدگاه، بازنگری در جایگاه اشعریان


2. در مقارن با بر معتبر، در و نزدیکی بود. (ابن 1995، ج 1 ، ص 327) نگاهی به در در حال می دهد که این در سده های جزو صعب العبورترین و مقاوم در به می به که قوی در گرا و این نمایند. (جعفریان، 1393، ص 297-308) از این لحاظ، می گفت که سپاهیان نظر خاصی به و هم های اند. اما بر آن و و آن، در قم صرفاً ای که ساکنان آن تا قرن اول عموماً با بر مذهب و سنن آبا و اجدادی مانده بودند. عقاید خود را پاس می اما در خود با امیران و محلی، از جمع و هم خود را دهند. (اشعری 1385، ص 40-48 و 90-92) که از های به می در به حال خود رها شده بودند. به نام & فازار& این را در دست که هم از در بود. (همان، ص 91-93) از نخستین دسته از استقبال کرد و نوازش و با آنها در موافقت کرد. تا زنده و یک و تضادهای و بر سر چهره ننموده بود. به نظر می رسد که در این گروه اول به نهادسازی دست نزده و به ای متزلزل و در حد معیشت، می گذرانیدند. محسوس و ملموسی که بنیان های را متحول سازد، به با های بیش تر و و آن ها یافت. 3. در مقصد: می رفت که با به و خود را با آن جا هم گام به نظر می رسد با و های به های گر اجتماعی- ، به از سر و پس از مرگ با و آن جا، کردند. این ها مدت ها تا در را خود و حتی بر و هم و بر هم بگذارند. آن شد که سه قرن در یافتند. (اشعری ص 682-683) بر هم و به شکل های مختلف در عینی، به وقوع پیوست. حداقل این است: 1-3. و روستایی به متمرکز (مجتمع) قم به نقل از آورده، با در و آن، هرچند سبک خاص خود را دادند، قم بنابه و اقتضائات جغرافیایی- ایجاب می کرد که نیز خود را دهند؛ با این حال، این ساختاری و با آن ها هم نداشت. (همان، ص 42) به نظر می رسد که ذهنیت آن ها شان، هم بر پیشین باقی ماند و قرن ها، خود را در عرصه بر جای گذارد. که شد، در قم و آغاز به شکل آن بود: چون به قم در قم، در خیم ها از موی نزول کردند. چون در این ناحیت متمکن شدند، در صحاری، هفت ده، خطه و منزل ساختند و سراها و بناها و قصرها و عمارت ها بنا و آمدند و آن هفت ده: ممجان و قزدان، مالون، جمر، سکن، جبنادان و کمبدان است که الیوم، قصبه و محلت های قم است و حصون و حصارهای این دیها در این محال و قائم و راسخند و علامت و آنند. چون سراهای ایشان بدین هفت و به یک گشتند، از نام های این هفت دیه نام قریه و مجموع این دیهاء هفت را نام نهادند. (اشعری 1385، ص 44- 46 به نقل از اصفهانی) تحلیل متن بالا، های از نظر قم در گر می از قم از نظر و سپس و قم را می کند. این و را می مدت های سبک ای و خود را حفظ کردند. در این و آن ها را کرد تا حفظ و شکل خود را (انطباق پذیری). اما که شد، از نیز در اجتماعی- و هم که ذکر آن خود را آن هم به طور بر بود. این به که را به و قم بدل به که در قرن دوم (189ق) قم را از جدا کردند. این در هفت را به یک می که و طور به به به های یک شهر اند. از سوی این ساز قم به یک در و های به که از آن پس، را به بر آن می گماردند. قم از به یک نیز را های بیش تر کرد. علت آن این بود که قم از سوی بنی که به و این را زد که آن ای را می طلبد. 2-3. در دین در های و از قبل از نمی دهند. در از در ری، قم و آن به طور کلی یاد شده است. (ابن 1972، ص 404) به نظر می رسد که این در قرن اول کم تر در ها به که از این در بیش تر به کلی و های آن است که و مهم تر را بیش تر در می به در اخص و و آن ها به قلم است. مثل ابن و به قرن هم ای به این نمی کند. که قم در به نظر می رسد به است که قم به یک و دهنده، در درمی آید. این نیز به اندک و در و تاروپود های کلی تر، تنیده شده است. چون هدف این نگارش در دین در مطالعه قم، به بهترین وجه ممکن این را به تلویحی در بن سعد بن می دهد. (اشعری 1385، ص 100-105) وی به طور تلویحی، می کند که هنگام به از به مجوس بودند. وی هم در سوزاندن نمادهای و ها را یادآور می شود. همو در این صفحات، می کند که بن سعد بن مالک، را و برادرش عبدالله بن سعد مسجدی در "دژپل" ساخت که به گردید. (اشعری 1385، ص 100-104) اگر این می گفت که شکل در قم به یکی از شهرهای اسلامی، است. را می مؤلفه مهم از تأسیسی در دین تلقی کرد؛ از آن جهت که این جدید ساز - و و به هم پیوستن های قم گردید. از این زاویه، در - یکی از به می آید؛ لذا ضمن تبلیغ به با این مسجد، گام در جهت خود برداشتند؛ به و ایمان به کارکرد در می کند که نماد اجرای شریعت و تحقق مؤمنان است. 3-3. در و کشاورزی: و اقتصاد، مهم در بقای به مدت چند قرن محسوب می شود؛ با و بهبود قم، خود به به یکی از طبقات دار و مهم آن شدند. در جغرافیای تاریخی، به قم به حیاتی در و یک جانشینی های آن شده است. (لسترنج، 1377، ص 127) این مسکونی از و کاشان را هم به نقاطی جذاب بود. با این با نظری به مهم این پژوهش، قم، به نظر می رسد که مصادف با به و های مجاور آن، از شبکه های که از قبل در این کشت و زرع داشت، فروریخته وغیرقابل استفاده بودند. این ، شد که از آغاز، به آب رسانی و نمایند. سعدبن بن اولین جوی آب (کانال آبیاری) را در قم کرد. (اشعری 1385، ص 155) قم، هم از احیاء یاد می کند که میادین و پل ها بازسازی شدند. وی در این می نویسد: در عجم، به قم کاریزها اند و خراب شده اند و و آن ناپدید شده.چون عرب به قم زیاده بر آب به قم بیرون و روان گردانیدند. (همان، ص126) وی در جایی از باغات نام است. محلات و کوشک های در رودخانه، می دهد که این حیاتی، نقش در آبادانی و قم و این به آن پی اند. از نظر اقلیمی، حاکی از آن است که مساعدی کشت و کشت زارها در قم داشت. بر این به مزارع پی بردند. آورده اند که 25 روستا را احیا کردند. (همان، ص 180 و 96-99) و با & دار& و غیره، گوشه ای از - قم را می دهد. هم چون: دارالخرج، دارالضرب، زندان، بازاریان، چهارپایان، نظامیان، حساب رسان، لگام سازان، وّراقان، نساجان، چاه کنان و برزگران در قم داشتند. (همان، 124 و 411-420) 4-3. نقد یک دیدگاه، بازنگری در واقعیت آن که در قم به تنهایی بازگوکننده نباشد. به نقش قم به عناصر شکل و جهت در نظم آن که باید نشده است. طور که گفتیم، از دهقانان، به واسطه نقش - در سده های نخست به غالب منابع، اعتنایی دارند. از آن رو که نه تنها با وقت از حیث شیخوخیت و تبارشناسی، واسط و و در تأدیه ها و حفظ توازن در همکاری می می کوشیدند تا از مواریث فرهنگی- خود پاسداری نمایند. نقش این در خراسان و شرق در بحبوحه منازعات بارزتر بود. (ریجارد 1375، ص 119) از اما به نظر می رسد بیش تر این در غرب اند. (جهشیاری، 1357، ص 67) با کمی در نقش و در قم، به نظر می رسد که آن ها به در عباسی، بهتری به و حاملان به دست آوردند. با در و به از (ریچارد 1375، ص 167)، کم کم و در دستگاه و در تار و پود عرض اندام کردند؛ به علت، در گوناگون، از توانایی در ملک یاد شده با این پیش فرض، به نظر می رسد که با عباسیان و با به اقتصادی- که در قم و های آوردند، نیاز به کاردانی در امور و احساس مثلاً به قم، از دواوین مهم که در قم شد، خراج، و آب بودند. (اشعری 1385، ص 75، 361، 368 و 411) این ها لابد بدون مجرب نبودند. اگر و عنصر و زبان پهلوی را در سالاری بپذیریم، کسی جز شایستگی این را نداشته اند. که از به در حجاج کم کم قوت گرفت، قم را نیز از ها بر حذر نداشت. درست است که معمولاً و سال ها به هواداری از اعضای خود از ها اجتناب می قم به بخش های گزار پس از عصر هارون شد و قمیان، به شدند. در این دوران، در اجتماعی-اقتصادی قم، ای دار از شکل بود که این در (محدثان و فقهای شیعی)، به آن بخشیده بود. با این رویکرد در ایرانی، از و برخوردار و تا قرن در قم به و پویایی خود بخشیدند. و) با غور در و تحقیقات مختلفی که در عرب در اجتماعی- به عمل به نظر می رسد که ها، برآمده از مکاتب فکری است. آنانی که در نحله مارکسیستی می اندیشند، نگاه و مفاهیمی چون تولید و غیره را تفکر خود داده اند. در با گرایش های از زاویه به نقش عرب هم چون پرداخته اند. در نظر آنان، که ثقل به می به یک نیروی با تفاخر عربی - قلمداد می گردیدند؛ لذا قبل از هارون، مالیاتی، بودند. (مهاجر، 1386، ص 73-74) به نظر می رسد که آن ها به شیعه، در بیش تر مواقع، حساسیت امویان و اخلاف را نشد. طور، در امویان، قم به علت کم در تقسیمات و و وقت نبوده است. در پژوهشگران که علت سخت و در قبال به بوده؛ چه اینان به مروجان و و و با و دشمنی و تخاصم داشتند. پژوهشگرانی که به بعد و علاقه دارند، معتقدند که و روستاییان خرده پا در تحت و عربی، به علت و ها، با عادی متحد و و دست قیام کردند. (Shaban, 1970, p. 123) اگر در قم، دست اما که می دهد با و مؤدی خودَ (که بود) برخاسته باشند، اتکا نیست. با این به نظر می رسد که در صدق سوای که به دار، دو نوع (دینی و اقتصادی) به قوت و خود دهند، ولی به محض تضعیف و از دست رفتن - به فروپاشیدند. نیز از ابن خلدون، دارد؛ که به یک هم بسته و متعصب در حضور و آن ها شکاف - و ثبات اما به محض شکل دار در آن ها و تصاحب و مناصب در قم، آن منسجم را از دست دادند. بر این که که شهر قم مرکزیت و آن ها در سیاسی- دخالت خود را حفظ می اما با انتقال قم به بغداد، و سپس به رسیدن آل زیار و آل بویه، کم کم قبلی خود را از دست دادند. گزارش از نویسان، شیعیان قم در ماجرای امین و مأمون و های و عباسیان، از خبر شهادت امام رضا7 متألم و در یک حرکت اعتراضی، از خودداری نمودند. (اصفهانی، 1416، ج 2 ، ص 522) ایستادگی آن ها، از سال های 200 تا 210 طول کشید. سرانجام معتصم، سپاهی به فرماندهی علی بن در 212 فرستاد. جنگ در نهایت با علی بن پایان و از این علی بن عیسی به ولایت قم منصوب گردید. (بلاذری، 1987 ، ج 4، ص 311؛ ابن اثیر، بی تا، ج 6، ص 399؛ 1385، ص 140 و 241) وی بر مردم سخت و را ناچار به کرد. احتمال که - از شدت باشد؛ بار و در مستعین و معتمد، به قم لشکر کشید. پس از او در معتضد (279-289ق)، مردی به نام ابراهیم کلیغ حمله سنگینی به قم نمود. قم در سپاه کلیغ، شکست سختی خوردند و دچار گسیختگی شده، خود را از دست دادند. این حادثه ویران گر را می نقطه شروع حضیض قم انگاشت. (اشعری 1385، ص 162) نیز این امر است که با اشعر
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
مونا فرجاد: به عشق همه مردان و زنان جنگ بازی کردم

مونا فرجاد: به عشق همه مردان و زنان جنگ بازی کردم


فرجاد در چون جا» و «ساختمان پزشکان»، «خسته دلان»، «پایتخت 2» و «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» را در کارنامه خود دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : سایر موضوعات
روزگار عبث و تنهایی عرفانچی دلتنگ امریکا در کرانه نیل

روزگار عبث و تنهایی عرفانچی دلتنگ امریکا در کرانه نیل


خبرگزاری ایران(ایبنا)_مهدی فاتحی: پس از سال ها جدیدی از شود مبارکی در حوزه و کتابخوانی است. های غنی پیش از این در به چاپ بود اما و و با جای بحث های را باز می کند که قبل از این اش نشده بود. های غنی که در دهه شصت در شد و بود معذور. پر از های و بی یک در با مصر که در آخر هم ندانست چه کاره بود و چه می کرد که با بازنویسی اش دریچه به آن دوره و این متن باز است . اجازه بدهید گفت وگو را با کلی کنیم: چرا غنی و در این به در غنی و چه می که به از تا و های را دهه ٦٠ که (با نادرست ) شده بود خواندم. چند سال بعد در دفترچه و فراموشی با به آن و چند متن بحث چرا آدم روی می ولی نعمت سرشناس اما ای در ای نامعلوم. های و علم و غنی از نوع که به پشت باشد. و ای در دست که قصد ترک داشتند. گاه سال ها بعد می عمومی. تا سال پس از مرگ جرج در از چه بر های به از که سال شد در گفت به همه شما ، یا شور تان را و و به او تا هم درد نکشد و چرت وپرت نگوید و هم خبر درگذشتش در های محترم خواص پسند صبح شود، نه در جراید عصر. آدم های مودب در آستانه ناسزا و او را با مخدر تا خبر تاثرانگیز در عوام است تبسم به لب بیاورد. یا عتاب مرد بیمار به نوکرها و پرستارهایش را به بگذارند. اما شاه اش او به را در کپی کند در ای و از است جدی که اگر (چنان که اند) را به شاه داد غنی بود با غضب به می افتاد. دست کم اش را می و و و و را فقط به می ببیند. به ام آدم ها است و کمی از آن را در و کرد تا آدم ها کنند. پیش که را و با چون یک تکه است سبب شود کل حرف های قبل و بعد را هم نکند. اگر حذف شده ها را در اما روی هم که به طرز است می خورد. این ها از نیست. بر مهم نگذاشت. تاملات- درازی- یک شخص است در سلطنتی. اگر هم نمی به نمی آن حرف ها را نمی زد و آن را نمی کرد کم و نمی بود و بر کسی یا نداشت. جز بر که از به شد. در که از می از و می ولی او را می اما در تان از غنی از نثر و و اش می تا غلط های اش. های تان در متن به یک کل که از نظر از او جلوتر است آنقدر پر رنگ است که متن را می دانست. به نظرتان به یک منتقد کمی غنی بی رحمانه عمل نکردید؟ کمی رحم کند و های متعدد را در نظر رجاء واثق کمی بیرحمی این را بخشید. و ممنونم که دلگرمی می دهید. پس از سیمای نجیب یک آنارشیست چند نفر به سخت ام. حتی یک با یا دخترعمه او مصاحبه کرد و از آنهایی که اند فلان. اما اسم من و را حذف تا حق پاسخگویی نشود. که از به دست داده ام و است بر ها و او، برخلاف انشاهایی که (محمدعلی سپانلو و دیگران) از روی مضامین شعرها و رجزخوانی های منظومش بافته اند. حرف تان است که مرد افسرده ناموفق از و ام اما اضافه کنم او را نستوده ام، دلسوزی ام که نه اطلاع و نه مربی و نه کرد یاد بگیرد. غنی در این ها ٥٤ سال داشت، ٢٤ سال بیش از عمر کشته شد. در بیروت طب خواند، در مجلس شد، در علم النفس و در دانشگاه درس داد، به عضو به مقر اولیه ملل در اعزام شد، سفرها کرد، جاها دید و و انگلیسی و می دانست. پیداست خوب درمی آورد و خوب هم خرج می کرد. انباشت در این و مکان ها بیش از مرد بیست و چند گنجشک روزی بود که از همدان عده ای به کرمانشاه و استانبول رفت و به آمد مُردن. و اندی سال پس از مرگ و و نه فقط شعرش را و بعد از سال به غنی می کنیم. اصطلاح کل را به کار می که فکر و آدم ها را می و می کند. اما این ذهن من و این است که شما و و آدم های بیش از مان داریم. طور است اما نمی کل نمی و در طول است. را که سال پیش بود می اما مان است. کل و است به در نه این و نه این کیبورد. در به در با می که در به شده و همه را از بر بود- دل را که و و غیره. با کمک های اما است که را تا حدی غلط آن را قرص و و فرض کرد و زدن به و بود که می و در حال و رو به فروپاشی. پدر بمب در ای پاک کرده. که از های تن تن نه راز بود و نه فاش کرد. را چون اهل و به ما اند می و این ما را به حد جزء و پا اما کل و نه. غنی حتی اگر جرم و به بود به ندارد. کسی که بود به او کمک کند بود که یکی به کمک می کرد از بیاید. هشت به به می نویسد- و همه را در می چه ای- که چه بد کرد به او یاد نداد. را کپی نمی کند چون در چند سطر و کرد و تمام. در که از و به ای غنی ٣٠ بود و این سن شدن نیست. به کل تا بود و چه که از مصر به نمی نوشت. بحث عقل و است. اگر های به به نظر می رسد از این که ام این حرف که آدم های و بیش از می بی است. در ها و شما و تر از های و است. چه در این همه می های شده در های به و می ماند. که باز و یک گاه ده ها در و جنگ را فقط با یک در یا نسل کشی را با یک که از و و نمی داد. در بین ای اهل قلم و و یک یا از چند را می دهم به و و دادن. شرح و هر ای و آور و کم است. به های شده می کنم. بر این است و می دهد این به و هم دارد. پس متن مرا به می نه به اگر فرض به متن باشد. به بحر و های هم و به یک بال مگس در و است. آیا شما در به یا در این در و حال و این نمی هر روز با روز پیش کمی فرق و است شب پیش بر فکر شخص و حتی کل اثر بگذارد. بود در صبح ازل و شام ابد. در دست کم به های یک سال با دارد. و به بر کیفیت. در اش است چون فکر می کند سال های در کف دارد. پدر آن آدم به آن و کند. ای در Too young to live, too old to die. این یکی از خطر) است (در عامیانه: جان از می کند)، آن یکی از خطر مرگ) سالمند. در پیش از نقل ام نمی میرد. حتی نمی گذرد. ما از ها و های است. حتی آدم که ژن مثل نمی شوند. و فرد است با مو اما آن که در اگر بود با نوه اش که سال می کرد و این و و طرز فکر و سر و به می رسید. در بحث ام از در قرن های پیش است شود اما نه عینا مثل دفعه قبل. در دنیایی که پاچه شلوار بار گشاد می شود مثل گشادی دهه ١٩٦٠ هرچند و نوستالژی باشد، آدم ها بدیع و منحصر به فردند گرچه به فکر می و همه گیر دارند. سایه روی و عقایدمان به مرور است نه رنگ نبازد، که حتی سنگین تر شود. اما با نقب در نمی به و لباس کودکی و را نمی بار به تن کرد. به می هم که سخت دلبسته اند در فیلم و نمی توانند های ناخوشایند صد سال پیش را دقیقا تصویر کنند. به افراط در ناتورالیسم و سیاه نمایی و بیزاری از ریشه های می گذارد. مثال است. چند تا را جاهای ام. و نویسی معتقدید که روی می جان شان را به خطر می اندازند. از تا و اسداهلر علم و غنی هر یک به زعم شما به با این خطر مواجه شده اند. این ها جان بر سر آن گذاشتن به نظر شما این نوع مستندات از نگاری بیش از آدم های از پشت پرده خبر داشتند. از کوچکی که می کسی دست اول از درون تالارهای داشت. غالب که هم می توانستند بنویسند و هم می بمانند. که سواد و شهامت دلیلی فروتنی نمی دیدند. کاملا در حال و جزو نوادری است که می قلم را بگریاند. می کرد در فرنگ خانه و کسی در سطح او محقر و صبح تا شب حکمران راه بیفتد با نوکرهای دزد و پست او دمخور باشد. پدر علم اگر از بیرجند دل می کند در پایتخت می دست کم الوزرا شود. غنی اداره جاتی را تحقیر می کرد و را از معدود باسوادهای کاربلد می دید. افزون بر این، می گفت به می و این نیز بگذرد اما از پس بود فردایی. و غنی را سفله می و از چماق به دست های جیره خوار است. اما هم و هم عـلـم که بیشتر همدل با و نوکرهایش بود تا با و وکیل ها، می از این اگر صالح زمامدار بودند. از این رو می اعتراف و درددل و امانت به گوش در ای برسانند. کار بی خطری اما خودشان را بالاتر از سیستم می پنداشتند و وظیفه می حرف شان ثبت شود تا در پیشگاه خدا یا خلق یا یا آخرت یا یا دهند شایسته امتیازهای شان بودند. مانند قوام خصوصیت اول را و را برگزیده ذاتا می دید اما ارزشی قائل نبود. می که تقریبا اثر مکتوبش بیانیه پر هارت وپورت ٣٠ تیر است و یکی دو تحقیرآمیز به پهلوی این معنی که تو هیچی و است من حرف نزنی. لزومی و را یک طرف و که روی جلدشان شده طرف بگذاریم. آثار مکتوب را تک تک حسب کار سنجید نه با عنوانی کلی که مولف و ناشر روی می گذارند. در سال آن مطالب فراوانی شده و در بچگی و خاطراتی از بازنشسته های و در مجله های خواندنی ها و ترقی و سپیدوسیاه و بامشاد می خواندم. این متن به نظرم است از قلم شاهدی درگیر کشمکش بر سر جسد و طلاقنامه. این فقط با پیراستن متن از شاخ وبرگ و های نامرتبط، پدید از عبث و تنهایی یک عرفانچی دلتنگ در کرانه نیل. این ها می دهد غنی با جان و دل ماموریتش نمی یا نمی تواند. نه از و خبری هست و نه مذاکرات و آنچنانی رسیدن به مقصود. عجز و و التماس مداوم. آیا شاه شخص اشتباهی را بود یا و در منطقه در حد بود و نداشت؟ تلاشش را در حدود پروتکل و آداب و آیین کرد اما از مشکل حل شدنی نبود. یک هم که زور بزند و متوسل به و شود برچسب عنصر نامطلوب می و خواهش می زحمت را کم کند. خانمی پس از پنج سال در کشوری گذاشته رفته. غنی حکم جلب او را تحت الحفظ به برگرداند؟ نه شاه او را می و نه او تحمل و شاه و اش را داشت. بحث سر مرصع و ها و جواهرات و مومیایی عالی مقام بود. خان یا قبیله که باشی و آدم ها سرپیچی نداشته باشند وضع فرق می کند اما در دعواهای خانوادگی و جدایی که تان پیش می آید حرف تان چقدر بـُرد دو و یک پسر را به نظر طبق مصالح سلطنت داد. پایش را که از گذاشت همه از هم پاشید. شاه به ناتنی اش گفت شوهر اما او گوش نداد. حرف فاطمه این بود جنتلمن که در می کند و روی پای ایستاده از پسر فراش سوییس که می و می خوابد و یک پای دسیسه های درباری هاست. شاه زورش حتی به نمی رسید. علم می شاه به او گفت به بگو این پسره جهانبانی را به سعدآباد نیاورد و به گارد بگو ندهند. فکر علم را از بین سطور می خواند: که از هیپی و لشوش و حشیش است حریف بچه اش نمی شود به من می گوید به نگهبان دستور آدم ناجور در در را باز تا والاحضرت وسط کوچه زعفرانیه بایستد جیغ بکشد و همسایه ها بریزند که در کاخ چه خبر است. یک خارجی به سلطان چه می بگوید؟ برنگشتن نبود. نه جواهرنشان و را که تدفین موقت (در گور سنگی، نه خاکسپاری) از به فرستادند کشید، که حتی پیکر او را در دریافت گروگان گرفت. می کرد با گذشت شش سال فضای ضد آرام شده و با جنگ می جنازه را تشییع رسمی کند. شاه غنی نبود. در خوش خیالی اش بود که اشیایی چند کیلو طلا و نقره و الماس و عقیق و یاقوت و زمرّد و مروارید داد بردند تا در عزای پدر جلو و ملت و همسر و کشورش آبرو بخرد. موقعی متوجه شد با چه جور آدم طرف است که به غنی سالروز تولد قالی نفیس تبریز اما گفت چون علیاحضرت نمی کند دارد. غنی از شنیدن این حرف آتش می گیرد و ناسزاهای تند در یادداشتش ردیف می کند. شاه دو انگشتر گرانبهای اهدایی او و پدرش هم بود. کدام زن عاقلی چیزهایی را پس می دهد؟ دو سال بعد در با به گریس کلی جواهراتی درجه یک داد. بازیگر زیبا و پیشنهادش را پس از چند رد کرد و اند به دوستانش گفت پس هدایای یک کار بی ادبانه ای است- رندان بود بیفزایند خصوصا اگر از جواهرفروشی تیفانی در خریده شده باشد. در ها بحث عربستان و سفر حج ایرانیان هم می شود که و با مصر هم که ظاهرا حل نبود. حضور غنی با که از لای به دست می آید حل این مسائل از قحط الرجال در او همه بود که در چنته داشتیم؟ کسی که در طول عمرش پست های و پست های بزرگی را هم نپذیرفت. غنی بود و پست کم نداشت. در خواستگاری و با جزو همراهان ولیعهد و در فرهنگ اسلامی و بود. ملک درخواست کرد که تالیف به کتابخانه کاخ بدهد. آن دوروبرها تا این حد و آشنا در سطحی داشت. نداریم و بر های تحویلش می گرفتند. پیش تر در ملل که راه می جزو بود و پس از شاه او را به آنکارا فرستاد. شاه مهم بود در چشم غرب همتراز ترکیه جلوه کند که چند سال بعد ب ه ناتو پیوست. از او می پرسند در واشنگتن کم نبود. با که از لای به دست می آید ، بود یا نبود، فرستادنش به کم اثر و حتی بی اثر بود. قبلی، جم، هم از پس با یک مشت پاشا که دخالت در امور مصر نداشتند آمد. شاه از پیه ماساژ استفاده کرد. در یکی دو ساعت با مصر در روشن شد در فقط جنازه، بی جواهر. که خود اید چه جوابی دارید: و انشای ادیبی که مدعی دیوان بود چرا تا این حد پرخطا و ناهموار کسی که در و انشا نمره نمی گرفت. نثر ناصرالدین شاه که اهل و باسوادترین بود جاهایی لنگ می زند. در قطور های اعتمادالسلطنه، ایرج افشار تا دل تان بخواهد افزوده است کلمات انطباعات قاجار (امسال به جای امثال، حرس به جای حرص، تحدید به جای تهدید، مقنی به جای مغنی، نفوض به جای نفوذ و دیگر). شاه مهر٥٧ به پسرش در بخواطر زلزله طبس جشنهای ٤ و ٩ آبان نمی شود. علم در می در فرصتی مقنعه و صخره و مخدّر را به دهد. اردشیر زاهدی زیر که از ماموریتی عذر بود این حاضر به مسافرت نمایید. و چهار بار ثب به جای سبّ در حکم اعدام سال ٥٩ را جای ام. زبان مقدم بر خط است و به نظر من تا منظور را بفهمد و سوء تفاهمی پیش نیاید چندان مهمی نیست. آن آدم ها در ثبت شده چون مشهورند وگرنه غلط و فراوان بود و هست. در شبکه های و نادر نیست: توجیح ، ترجیه غورباقه ، اصطحکاک ، کجدار و مریض ، شاغول ، ماشینه خالمینا (ماشین خاله ام اینا) . از قبیل هویت که بازداشت شده بود را تایید و می خواستم را ام همه جا شده. در از کسی که طبق اصول بپرسند: را از روی خودآموز ٥٠ سال پیش یاد اید؟ من هم گاه با شابدولظیم، زرج و علی السکینه تفریح می کنم. مهم این است که فرد گوش به زنگ و به مشاور و ادیتور و مصحح و کند. سال ٦٠ می کردیم که شاملو در آن بود . یکی از حاضران که حقوق خوانده داد در این متن، است. طفلک شاعر کمی دستپاچه شد اما پنج شش نفر هم (دورمانده، جدا افتاده) اما به احتمال (سفیه، کم عقل) نه. همه چیز همگان دانند. کلمه ای یونانی که در اسطوخودوس یا اسطخدوس ضبط شده راحت اسقودوس می شود و به (آستر) می گویند بتونه. همه می فهمیم، چه اهمیتی نوکر قاموس لغت که نیستیم. در با صافکار بگویی کاری، می زند زیر خنده. مثل آمیز قلمدونی که به حوض حابض. ماکارانی احتمالا در تلویزیون وطنی شنیده اید و در لیست غذاهای رستوران سطح ترخان ام. محکم کاری نگرانند انگ بی سوادی بخورند. دبیر کسی بود، در شهر اسمی و بعضی از شعر و مقاله می اما از یک در ده محصل ها و یک دانشجوها در چاپ می شد. مدیرمعلم در نشریه و خیابان و صف نانوایی گم است اما تعداد افراد سرگرم پست و و استوری سر به فلک می زند. تولید انبوه همه چیز از متن. هوا می شود که مشابه اگر هم روی می آمد کسی نمی دید، تا چه رسد در ثانیه به نظر صدها نفر برسد. در چهل میلیون آدم که شب و روز آی فون و آی پد می سالی چهل تا غلط از نظر آماری یعنی صفر. از هدف هایم در بازپروری این متن بود که نوشتاری آدم ها را نکنیم. کوشیده ام با قلم انداز و بی چرکنویس ـ پاکنویس یک جا املاانشایی ترها را پای نظام آموزش بگذاریم. اگر موفق تر عمل کند وضع تا حدی می شود. درهرحال این هم از دموکراسی است که هرکس با بضاعت مختصرش حق حرف زدن و (اشتباه جمهور پرسروصدای به تایپی اش شده اما های یک معاصر نه) . نگرانی اگر از بابت عنعنات است ضمانت کتبی می دهم سال زبانی که این نواحی به کار می بود. و اما بحث شیرین بازی. ظریفی این گفت به پرت می کند و بی اعتنا به می دهد. در این گفت وگو نپراکنم و فقط کنم خود آن تفنن که تبدیل به مشغله و شغل و جایگاه شده از اول پروپای نداشت. در این باره ١٠ سال پیش نوشتم که در سایت هست. باری، در _ غنی دست کم یک نکته مهم سراغ که بماند مطلبی مستقل پیرامون آن بیزنس سرگرمی. چه کارهایی در دست کتابت دارید، چه در دست و چه در مجوز؟ در که مجوز نرفته، در فکر تنظیم ام که در ١٠ سال در اینترنت هوا ام. را خوانندگان تر می خوانند اما های بالقوه ای اهل و مانیتور نیستند و و توالی سنجیده به یک مطلب کلیت معنایی پیوسته ای می بخشد ورای تک تک آنها. آدم ها نمی هر روز با روز پیش کمی فرق و است شب پیش بر فکر شخص و حتی کل اثر بگذارد. بود در صبح ازل و شام ابد. در دست کم به های یک سال با و به بر کیفیت. در اش است چون فکر می کند سال های در کف دارد. پدر آن آدم به آن و کند. ای در Too young to live, too old to die. این یکی از خطر) است (در عامیانه: جان از می کند)، آن یکی از خطر مرگ) سالمند. منبع: اعتماد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نویسندگان دهه شصت پدیدآورنده متن واقعی داستانی نیستند

نویسندگان دهه شصت پدیدآورنده متن واقعی داستانی نیستند


به خبرگزاری (ایبنا)، عصر امروز سه شنبه (24 1396) پس از در اهل قلم با علی پور برگزار شد. این از های از شاخه های بعد از است که به های در این می پردازد. و پس از 57 علی پور بحث خود را به یک کلی بر نگاشته شده در سه دهه و داد و در هم دهه کرد. این در بحث ها و که کرد، خاشعانه از خود و آثارش در طبقه پس از نامی نبرد. علی پور در بخش آغازین سخنان خود کرد: بحث ما و پس از 57 است. یک خاص یا یک عطف را می تا از آن به پیش و پس یک را برگزیده ایم. با مطالعه در -اجتماعی می که تابعی است از و نه در یک دوران؛ در آن هستند. با در در معاصر، می دریافت که این بیش از آنکه علّی، خطی باشد؛ گسسته، نامستمر و ناپیوسته است که در با عطف شکل است. این افزود: در در یک و و حتی در که یک که به آن باور داشتند، دید این در بطن تنوعاتی دارد. در معاصر و در سال های پس از با بر خلق یک واحدِ می این پرشماری و، متعدد داخل این تر تعریف اند. در با می شود وی داد: در با سه دهه در بعد از سعی ام به با اجتماعی_فرهنگی خاص هر بپردازم و درعین حال های و محتوایی این ها را هم و دهم که در با می شود و بر یک خطی و یک است و به این تر کرد. این را هم که به سعی با و به های در این سه دهه کنم. با این به در سال های به می رویم. در سال های 1358 تا 1359 به و که مهم آن ها از آتش دود (1358)، در یک (1358)، 18 (1358)، جای (1358)، ما صبر می (1358)، خون پای نخل (1358)، فیل در تاریکی (1358)، دهقانان (1358)، رقص رنج (1359)، طلوع ستمکشان (1359)، اینک وطن تبعید گاه (1359)، جویندگان نان (1359)، طور که این ها می دهد و مبارزات از آن هاست. اضافه که این ها سال های به انقلابند و حاوی های با های عصیان، ظلم فقر و های طبقاتی. این در حالیست که الگوهای و ارزشی و گزینشیِ پس از ها و جنگ بر این مشهود نیست. در دهه شصت این در دهه 60 داد: در دهه شصت دارد. در نخستین دهه پس از حاکمیتِ و اسلامی، بر و عواملی مثل شور در نظم عرفیِ ظهور با تدابیر تازه، را با های سنتی- و کرد. به و به گسترشِ و های که این ها هسته مرکزی دهه شصت را می و در های دهه ای و می یابند. در این که بر آن های و در جهت حفظ است. به های های در این دهه می می که در جهت کلی شده اند و موجودند. این ای است که ها در آن نقش خود را می کنند. در که از ندارد. با ها، و های با دهه شصت را در خود اند. پس می کرد که دهه شصت با در و متن هست که آن ها را می کند. می که دهه اول این نوع را می آورد. به که در بحث حتی اگر را به یک نمی آن باشیم. به رغم می عمل در و و از خاص خود می کند و نمی این دهه را و های و شدن های به جای های کرد. ولی از یک می که بر یک است که با های و طرح شده. علی پور کرد: این است که در این یک دست و تک در شد یا در جهت و، یا در جهت تکذیب و مخالفِ آن کنند. از این که می مهم های دهه شصت دو و غیرمذهبی شکل می گیرند. سهم زن در که هنرِ مقبول، هنر است و به آرمان ها، اهداف و شعارهای و وفادار باشد. در فرهنگ، یک به شمار می آید؛ و می شود (ر.not;ک غلامرضا کاشی، 1379: 307) و به دو شقّ و می شود و است که در این و سازش گر در این سال ها جان می گیرد. با ذکرشده است که - با رکود شوند. ولی در دهه شصت نشر با این وجود، در مجموع روندی صعودی به در سه سال آخر این دهه یک خیزشِ مشاهده می شود. غیر از های شده در و های 150 در این دهه شده است. که یک چهارم از آن ها سهم زن است. بخش این ها و از نظر در جهت می کند و از حیث هم بر نقل و هستند. و بخش کم تری از این ها های و، به و بازتاب دهنده مدرن، و با است که در اصلاح و دارند. این با رویکردِ شده مضمون محورند و و های در آن ها به ندرت به چشم می خورد. اما در دهه معدود نظیر و شب شهرنوش پارسی پور ، اهل غرق منیرو روانی پور، شب ملخ، منصورکوشان، آدم های تقی مدرسی را که به و با فضاهایی سورآلیستی خلق شده اند. جا ماندیم کرد: به طور کلی از ها و های در این های های و بیشترین را در بین های مرد دارند. های در این دهه از: و جنگ و و پسند. جنگ بر دهه 60 است وی به جنگ در این دهه و گفت: به قول براهنی جنگ بر دهه 60 است. از این که ای را می که از این برکنار مانده باشد. و اثری اعم از یا در این نداشته باشد. این در و در جنگ است. و به جنگ دارد. از این می به (نخل های بی سر) 63، باغ (1365)، رضا علی کرد. جنگ و به نوع های ای که با و ای به نقل می و های در های جنگ در و این در است که نقش و تحت و و است. و مهم های جنگ است. های جنگ و های و گاه تا هستند. های هم تا با جنگ در این دارد. سپس علی پور به ذکر در این باب و گفت: در های ها و های هم شده اند که و آن ها از جنگ و و بمب و های در های جنگ و از به جنگ آن هاست. 61 از 62 شب ملخ و در از سحابی. این در داد: در این به چشم می نقش ها به و است و یکی از های آن ها به های های ملی و است. به علت بخش از های با و بر از دست می شود. علی پور سپس به ذکر ای در دهه 60 و کرد: با به این که کنش گری یا در در اجتماعی- یک در ما می دهد این را به یکی از های بحث ام. های زن در های این دهه به عدم در و عدم به شده و به آن ها است. به با های همه ها در های و و می نقش های شده خود را دهند. در این دهه های و بر چون و است. به در این دهه بر نقش ای می شود. های می و نقش خود را می کنند. حجم های علی پور در به دوم و گفت: دوم های یکی از های در این دهه است. در زن در دهه 60، از بین 31 17 اثر به های دارد. 50 از آن ها را می دهد. در با که با و در دهه شصت می حجم های در های زن است و این را می کند که به هال که به نظر می و از های است (آزاد 1393: 22). به در ای شکل می و در گرا می گیرد. آن ها به در آن ها اند که و را می و به می شوند. (استریانی، 1392: 18). این و در یک را می و می در دهه شصت را ای از و کرد. این سپس به در دهه شصت و کرد: در سه بحث ما و است. در نمی ها و های نظر داد. چون از های پیش از در یک به طور در های در شده اند. در دهه 60 1600 در و ها چاپ شده اند. به و آن است در این باب باز کنم. در دهه 60 هم به و هم نوع است. به نظر می رسد از و های به به شکل تری با می و با و می کنند. در ما سال که و را یک به دوش است. را و اند. با دهۀ و پر شصت و حتی دهه های در ما دارد. به که با سنت های ما مثل و غزل دارد. تقی در بر های دهه 60، که در سال 72 چاپ شده می نویسد: را در می از و که در و آن به کار می با غزل دانست. با و های غزل است و و با همه و تمامیت( یکپارچه) است. یک غزل مثل یک دارد. او ده 57 تا 67 را در می خواند. است وی داد: است و در که و بی است دارد. یکی از دلایل این دهه را می در سریع و پس از و وقوع حوادث پی در پی جستجو کرد. چون در به کشیدن زودگذر و ناپایدار و لحظات حساس، وفادارانه تر عمل می کند. کرد: اوکانر فرم را مناسب می داند که عنصر نابسامانی بر آن ها است و حرمت به ارج و چندانی ندارد. و چون با آدم های محروم و سرگردان سروکار است غربت و را به تندتر و گزنده تر از هر فرم کند. در ما نیز نابسامانیِ شرایطِ را به درستی سازد. این دهه و سازترین سال های مردم ما بوده در این های دگرگون شده در راه ایمان، و پرستی هشت سال جنگ دلهره جنگ دربدری و بی خانمانی و وحشت و ترس از گسترش جنگ محرومیت های اقتصادی همه های مناسبی اند. تقی این را های ارزیابی می کند. این ها ی را به و می کرد. مهم محورهای های این دهه تنهایی، محرومیت، مهاجرت، باران، و ناامنی، است که همه محیطی و و و برش از های عاطفی و خود هستند. های این دهه در انواعِ محتلفی از و روانشناختی، ای و و شدند. از این هم که به تعدادی از آن ها در مبحث قبل شد. از مهم می از : علی اشرف درویشیان و میرصادقی، الهی سیاوشی نمانده شب آه - رضاجولایی پشت کمانان و جامه به خوناب، نسترن های صورتی-صفدری، قاضی ربیحاوی- نسیم خاکسار، امین فقیری 68 مویه های منتشر، صفدری سیاسنبو68- گلی سیمین دانشور، تپه های سبز فرخنده آقایی- از شیشه و مه، صادقی ، محمد کشاورز پایکوبی و ... منیروروانی پور کنیزو، دل فولاد و سنگ شیطان، نوبت عاشقی - شهریار مندنی پور هشتمین روز زمین69- علی کلاهی از گیسوی من68- بهرامی مج حیوان و کوروش اسدی برزخ نام برد. سپس علیپور به دهه دوم بحث خود و گفت: دهه یکی از های پربار پس از است که در ساختار، موضوع، و صداها و طرح های است. دومین دهه بعد از با رویدادهای از در قانون اساسی، برنامه توسعه و سازندگی بود. این به تدریج و دگرگونی در های هم گردید. گفت وگوهای شکل و بازتر شد. این را نقد عقلانی در دهه آورد. فرو نشستن شور و پایداری عقلانیت با ملایم شدن جزم اندیشی، از دمکراتیک نقد عقل ستیز، طرحِ برابری حقوق و از مواردی بود که دامنه گفتارهای مجاز فرهنگی_هنری را وسعت بخشید. و یک شکل گرفت. عاملِ که در به وجودآمدن و روشنگر در دهه موثر بودند، انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 1376 بود. در دهه 70 به غیر از های پست اسلام سنتی، لیبرالیسم نیز فرصت های خود را پیدا کردند. در این گرا، نیز به انسانی، سیاسی، و طیفِ از ها و های که معرف های ذکر شده بودند. در این دهه با از این ،رمان با رویکردهای جنگ و فمینسیم ادبی، پست نوشتند. و ما ای های نوش دارو، نقش پنهان، و دل و سرگردانی،..... بودیم. در این بر از خود و می دقیقا در دهه شصت که با نگاهی به دنبال صدای یک مای در یا دیگرانی بودند. در دهه 70 هزار شده که از آن متعلق به زن است. از این میان، های زنانِ و درصدی از مردانِ به های دارد. وی سپس به کرد و گفت: از مهم پسندی که با عمومی می به این کرد: اتوبوس آبی (1377) از اعتمادی؛ باغ مارشال (1376) از حسن کریمی؛ پریچهر (1379) از م. مؤدب پور؛ تندیس عشق (1372) از ثامنی، پنجره (1372) و آریانا (1378) از فهیمه رحیمی؛ روزگار (1373) از گلبو؛ بامداد خمار (1374) از فتانه حاج سیدجوادی؛ غم های (1376) از زهره خسروانی ، افسانۀ دل (1376) و نگین (1378) از رهنما، شب سراب (1377) از ناهید پژواک؛ بگشای لب (1377) از شهره وکیلی؛ گسترۀ (1377) و از وجودم (1379) از قدیری؛ سال های بی کسی (1378) از مریم جعفری، دالان (1378) از نازی صفوی؛ سپیدۀ عشق (1379) از خسرونجدی؛ شاه پری حجله (1379) از سیناپور. های هشت در گفت: در این دهه متأثر از های می و اعتراضات و و جویی خودشان را به نمادین می کنند. و با هدف حفظ دست آوردهای می یابد و های پیش تاز است. های مهم دهه 70 از: های محور: از این به های و زن است. این از در دو های پسندِ و دوم ها و های (در گرا) می گیرد. اول در این اعم از مرد و زن، را خود می دهند. اما زن در این ها به معنی آن ها در خانه و نیست؛ و سرنوشت این زنان، به دست رقم می نه خود آنان. از زن با کارانه، بر پدرسالارانه است. در حتی اگر و محوری باشند در چارچوب هنجارها و باورهای سنتی- و تصاویر ای می شوند. در این به از ابزارهای تعلیم و تربیت مردسالارانه را در چهارچوبی زنانه خوانندگان منعکس میکنند (فرهنگی، 1384: 65-63). بدین ترتیب، های که هدفشان پرداختن به جنسی- عاشقانه و و جلب مشتری است، با کسب پرفروش های دهۀ موفقیت خود را در جذب مخاطبان می کنند. (رک.میرعابدینی، 1366، 197). میرصادقی در علل این پدیده به مختلفی می کند از به نهیلیسم در های و آن ها تأمین هزینه های زندگی، در از جریانی در راستای اندیشیدن به خود، و به سمت ابزاری سرگرمی صِرف، و نیز رقابت با فیلم های ویدئویی (جمال میرصادقی،1394: 473). بگذریم... در کرد: در این های های مدار می که برخاسته از و در پس از است. در این از ها از می و از خود می دهند؛ که در آن عاملیت در تصمیم گیری ها یا خواهان این ها را به و، دستیابی به و را خود می دهند. بر این اساس فمینیست دهه می کوشند با تمرکز بر زن تمایزات و تبعیضات در اعتراض کنند؛ و به این نظام های گفتمانی را به چالش درآورند و ای از کنند. بارز آن 78. فراموش نکنیم که های این نوع از با و شب و اهل غرق در دهه شخصت آمده بود. کامران تلطف با بر فمینیسم پس از است در آثاری که در پیش از آفریده می نویسد: به تأثیرپذیری از به می پرداختند و به می دادند. شک، در آن ها مربوط به داشت اما این در و مرد سالار می شد. می افزود: در این دهه و در سنت دهه جریان(نوع ها) و به خود می ولی می گیرد. با به تغییرات دهه با و ارزشی، با رو می شود. در که در دهه گذشته(شصت) مدتی از به کاسته شده بود. است و این انتقاد متوجهِ ها و اصول اخلاقی و تجویزیِ برآمده از گفتمانِ است. علاوه بر این در هر خصوصیات مشخص و منحصر به دارد. و خوانندۀ با های می شود. به بین داخلی با هست که مهمترین آن در امرِ به نهفته است؛ به ذهنیت و ِ پناه می برد و مسئولیت یا اندکی درحالی که مدرنیست ایرانی نمی تواند از های و و پیرامونش بگیرد. درخصوص های و بعضا پست غیر از و ها و ها به های ِبه کار رفته در این ها نیز کرد. از راویان، دید متغیر، گسیختگی روایی، و زبان که به آن ها پرداخت. وی در های پست داد: و های در فرم و در دهه 70 نضج می که یکی از آن ها به های پسامدرنیستی موسوم است. من کمی با از این نام می برم چون در زمانه برزخیِ گذارهای ناشدنی در ما، از پست کمی با باشد. و من ترجیح می دهم از فرامدرن استفاده کنم. اما در به که در جهتِ این ها انجام شده نظر دارم. در این دهه از این دست ها و ها روانه نشر میشود که در تکنیک، زبان، عدم قطعیت، ناپیوستگی، و از مولفه های های پست ولی به هستی شناسانه خیلی از آن جای صداهای متعدد، به اصیلِ رمانی، در آن ها است. به هر حال های دل های برهنه در باد، ... را می های مفیدی در خلق این دست ها کرد. وی افزود: پرقدرتی در است. بخش آن به اطلاق می شود که به علت جدا آنها از ممکن نیست. آبادی و حسن اصغری و هر چند که تکیه شان بر بوم و است اما از بدنه اند. به نظرم به جای تفکیک بر مبنای بوم و اقلیم که امروزه شایعی هم هست به متمرکز شد. مثلا با جنگ. وقتش است که در نام گذاری ها و های تجدیدنظر شود. این ها در پاره ای موارد جوابگو نیستندو علاقمند می به این کنند. جنگ از می آید این جنگ دهه داد: جنگ و در دهه است. در این دهه های که در بگنجند، است. های جنگ و دهه محوراند. به در به های ملی و ایمانی، به جنگ و بُعد جنگ شده. در این آثار، جنگ از می آید و به جای سرایی، های می شود. در های این دوره، نه مثل های دهه شصت شب ملخ مجابی، آداب زیارت تقی مدرسی، و منصورکوشان می و، نه ای بی نقص و معصوم از و های آن ها می شود، آنچنان که در نخل های بی سر و و و و شجاعی و در آثارشان اند؛ در این جنگ نه جنگ می شود و نه های ملی انکار می شود و می ماند. در این مهمات، فرم و های هم با شکستن زمان، های ، نوع از دید، راوی، کشمکش های با و به متن، تصویری از جنگ دهه می شود. که چون حسن بنی عامری در گنجشک ها را می فهمند(1376) یا علی شیرزادی در هلال پنهان (1377) می کنند. به این ملاحظه می که دهه به های متفاوتشان، بیانگر نسلی است که با نسل فرق دارد. با این می با در نظر ها تا از های این یافت؛ سنتی_انقلابی، مردسالاری، فمینیسم، غرب که در این و جنبه های معینی از را بازتولید می کنند. وی افزود: با در دهه درمی یابیم که این الگو واجدِ است که با دهه پیش از خود است. دهه با توصیف های حزبی و و تضاد علایق و مدرنیته، بر های و استقلال کنش گران می کنند. دهه 80 به عقیده رضا جنگ و جوانان با خانواده، و از که آن ها را می کند ولی مهم پیامد است... نه فقط مضامین؛ فرم را نیز می سازد. به که فرم و را می فرم هم از چیزی می (ر.ک 1380: 44). با این به دهه 80 می پردازیم. در این دهه با و متنوع، و و اندیشه، رو هستیم. پر تپش های این آماری از ها و های شده در این کرد و گفت: و این دهه بالغ بر 2000 است. و این در است که تابعِ به شکل گام به پیش و گام به پس به خود می دهد. در دهه80 برتر و محبوب است. ناپایداری و از های را می موجد این امر دانست. های غرب شگرفی در و و فرم ها بازی می کند. درخشش زن از مهم اتفاقات این دهه است. در نظر که دو دهه 60 و 70 مسیر این را هموارتر است. ها به چندین دهه رسیده ضمن از دهه با جدیت و به نوشتن اند. از نظر کیفی و کّمی بر پیشی است. از های مهم این دهه می به؛ پر تپش های و شهری کرد. که از آن ها پیرو ترجمه کارور و امریکایی است. حتی می کرد این نوع از ها جای های دهه های را تقریبا پر اند. این ها در آپارتمان ها و شهر اعم از مرکز و شهر و به طور تر در کافی شاپ ها، مراکز خرید و پارک ها دارد. وی در افزود: است. که کم رنگ شدن نقش و و در شده ، این به گرایی، روزمرگی، به شکل جدایی از و فردمحوری، در در این دهه خودنمایی می کند. امر های همسان و یک را می که تشخیص آن را مشکل می کند. در دهه 80، مطابق انتظار، در گرا به سرعت پیش می رود و نشر را در می گیرد. های و فرا به خود می دهد. از مهم های شده که در سبک و سیاق دهه 70 می می از سالمرگی عبداللهی، رود ابوتراب، آبی تر از گناه حسینی، نگران نباش، درخت انجیر معابد، اسفار کاتبان نام برد. در های مدار، یک میانه ای می که در مرز می کند نه زن را به شکل های باز می و نه به فمینستی پاسخ می دهد بلکه، با موضعی کارانه پیش می رود. با کمی شدت و ضعف می به های چراغ ها را من خاموش می کنم از زویا پیرزاد، انگار گفته بودی لیلی سپیده شاملو، احتمالا گم شده ام، خاله بازی، پرنده من، از محبوبه میرقدیری کرد. از علی پور های این دهه کرد: جنگ در این و تکامل تر به خود می گیرد؛ با از، پیشین، و و پرهیز از بدیع و منطقی از جنگ و با همه قوت ها و ضعف هایش، می شود. عقرب روی پلههای اندیمشک از حسین آبکنار، من قاتل پسرتان هستم از دهقان اسمت را عوض نکن از مجید قیصری، دختران دلریز داود غفارزادگان ... از های خوب در و این دهه اند. کنم که در در این دهه دگردیسی که کم و بیش با حفظ های در و ها و فضاهای آرمانی و از آورده اند. این با قدرت در این دهه جلو می رود. در ای از بهترین های در این دهه شده اند. که یوزپلنگانی که با من دویده اند از 83 ، دیوان سومنات ابوتراب80، مرا گرم کن از علی سال 76، نام ها و ها اخوت هولا ناتاشا امیری، مادموزل کتی از میترا الیاتی در سال 82، برف و سمفونی ابری از آویشن قشنگ از حامد اسماعیلیون، جیب بارانی ات را بگرد آن طرف خیابان صادقی، حنای شهلا پروین روح، احتمال پرسه و شوخی یعقوب یادعلی و باغ ملی کورش اسدی، تک خشت منیرالدین بیروتی، دو دنیای گلی خنده در بهرام مرادی و ویرانِ ابوتراب خسروی. علی پور در انتهای بحث مفصل خود به در دهه 90 هم کوچکی کرد و گفت: مهم در سال های اخیر، در دهه حاضر، در و های و های تاریخی- است. در این سال ها با به و نشر، و است که تبعیتی از جهانی نشر محسوب می شود. به اتفاق مهم این سال ها، نشر در سلایق و است. اما به هنر به تنهاییِ مألوف و متفکرانه اش و به رغم بی نشر به او، پیشرو است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
راهبرد ترامپ در قبال ایران را چه کسانی طراحی می‌کنند؟

راهبرد ترامپ در قبال ایران را چه کسانی طراحی می‌کنند؟


گروه بین صادق قربانی: اگر های & ترامپ& پیش و پیش کنید، کافی است یک را کنید: & از ها& . کوچکی که در سال 2001 در آغاز به کرد و در این سال ها انرژی تشدید فشارها صرف به اما های بدل شده است. در یک که از حضور & ترامپ& در کاخ می گذرد، که او در در پیش گرفته و پیش از آن این نشده باشد. کارشناسان این در این یک سال صدها مقاله و اظهارنظر در در نشریات مکتوب و های اند و این ها و به های شده اند. از FDD، با کاخ را بتوان در دانست. که در یک سال گذشته موجب آفرینی این شده و را به به بازارهای مردد است. در به بود که & محمد جواد ظریف& تیر ماه گفت: & با اجازه ندادن به در بهره بردن از منافع کامل در عمل نمودن به روح این شکست خورده است.& این از یک سو با اما و اگر ها همواره را در می دهد و از سوی با به های می کند آن ها را از به بازدارد. هیچ کس به از ها (FDD) در این و آن باشد. تحت های ای از سوی شده و بر هر 120 روز این ها را کند. بر این یکی از را که هر 90 روز به ای را کند. در این یک سال، از این ضرب الاجل ها است. وقتی بار در می 2017 های را می او با معلق نگه داشتن های ای، 4 و 3 فرد را به با کرد. یک مانده به های & مارک دوبوویتز& عامل FDD در بود که با ها، های ای کند. او را & و [اعمال تحریم)& نامگذاری و بود با این کار به به به هشدار می دهد. بعد از که FDD بود های ای را کرد و های ای در با & آلبرایت& & علوم و امنیت& که او هم سابقه ای طولانی در نوشت: & این روشن به بانک ها و های ای است که به با هستند: اگر با معامله که تحت مجموعه ای فزاینده از های ای خود را در معرض اید.& در او به می کند تا در به & و سیلی& دهد و در هر ها، های ای را و های ای ای ای که شده و تا هر بار های ای را به های هم است. در این & ایرداتی& می که به ورد های بدل شده و & رفع& آن ها در حال با هستند: دار های ای (بند آفتاب)، عدم با و & ساز و کار نظارتی& . گام از FDD در & عدم و رفع نواقص& بود. در ماه باز هم و در این را به و که او از به ای کند و به و و مد نظر کاخ دهد. این بود که از یک ماه بعد داد. او به را و گفت و به بند & عدم به ایران& و بر را رفع کنند. در حال است. او بار در باز هم با ها، های ای ای کرد و گفت این است که این کار را می کند و اگر و نظر او را از می شود. یک قبل تر، در بود: & پیش بینی: [تحریم] می از [ایران به برجام] می طرح از سوی هر دو حزب ای می های شدید ای در به اعتراضات در می شود. اگر طرح با موفقیت نشود، را لغو می کند.& مجلس نمایندگان در حال بررسی طرحی است که به یکجانبه را تغییر می دهد. & رکس تیلرسون& هم از تشکیل & کارگروه هایی& با مد نظر خبر است. اما در حوزه ای که ردپای FDD در آن آشکار است. که پیشتر شد، در هر جدید که در آن نامی از هست، می توان نقش این را به وضوح دید. سال ها بود که FDD با متعدد و اعزام به شدن انقلاب اسلامی می کرد. بعد از روی کار آمدن این تلا ش ها دوچندان شد. گام اول را در این و با قانون موسوم به & کاتسا& را کرد ظرف 90 روز را سازمانی کند. پس از این طرح، مخالفت از سوی شماری از دموکرات ها و برخی مشاوران شکل گرفت. آن ها معتقد بودند افزودن نام به فهرست های (FTO) می گسترده ای باشد. این بار هم به عمل کرد که مدت ها قبل FDD بود. در مارس 2017 7 ماه پیش از در این را در با & ری تکیه& عضو شورای روابط آمریکا، بود: & اگر این به یک (FTO) با مقاومت روبرو باشد، می از 13224 کند.& در ماه اکتبر را پیش و خزانه داری را بر 13224 تحت های با تروریسم داد. که چند روز بعد & آنی فیکسلر& مرکز های FDD نوشت، داد هم در چارچوب هدفی است که در در هم می شود: ممانعت از گذاری در ایران. او نوشت: & هرچند این در کوتاه مدت حقوقی محدودی اما کل پاسداران، ترسناک به فرستاد که در حال در هستند.& ادعای با آبان ماه امسال، سیا 470000 را کرد که می گفت از مخفیگاه & اسامه بن لادن& در & آباد& پاکستان به دست اند. هرکس مواضع سال های اخیر FDD را می می هدف واقعی این چیست: کردن به با القاعده. & مایک پومپئو& سیا که ویژگی شناخته شده اش تخاصم با بار خبر این را در نشستی به میزانی FDD کرد و به صراحت هم گفت هدف این به است. او در به سوال FDD که از خواست & و القاعده& گفت: & سیا تا چند روز اسنادی را از می کند که کسانی که به این مسئله علاقه دارند، جالب بود.& باز هم اتفاقی که دقایقی پس از این نیم میلیون سند، نشریه & لانگ وار جورنال& ، شاخه تحلیل FDD، بخش از این را که می شد با و تهران را به با کرد. مهمترین سند استناد، جزوه ای بود که شد متعلق به اما نه داشت، نه و نه بود که چه کسی آن را است. بعدا شد سیا پیش از عمومی اسناد، ابتدا آن ها را به اختصاصی در اختیار FDD است. FDD دستکم از سال 2010 بود تا به را به کند. اما این ها در راه به جایی نبرد و اطلاعات ملی در 2017، 6 ماه پیش از دوباره سیا، با مهم و قابل اتکای به دست از شده، & پایان پرونده بن لادن& را کرد. با کار نکنید! & ما امروز مشکلات در منطقه داریم و یک سری کشورها که هم و غم خود را بر این گذاشته اند که ما پیشرفت نکنیم. یک تفاهم که با شرکتی بین المللی می بعضی ها آن ها را فرا می خوانند و می گویند چرا با آن ها اید و با شما کار نمی و اگر خواهان کار با ما هستید با همکاری نکنید. این کار خوبی و در بین همسایه ها بد است و نمی خواهم اسم ببرم و این ها البته غیر از توطئه ها و اسرائیلی هاست، اما یک نباید با این کار را بکند.& این که بود که چند روز پیش & بیژن زنگنه& نفت کرد. او از که به در می آورد، نام نبرد، اما نگاهی به و مطالبی که FDD می از این ها رمزگشایی کند. در فوریه 2016، زمانی که هنوز روی کار بود، و & وینبرگ& FDD و به و از خود به & سلاحی ایران& کنند: & می بازیگران را بر سر دو راهی دهد: آن ها یا با ریاض یا با تهران، نه هر دو.& نویسندگان این با می قیمت نفت را پائین نگه و را از نوشتند: & اگر ها و اماراتی ها خود را متحد ممکن است که بتوانند اقتصاد را بیمار نگه دارند.& در ژوئن 2017 در جریان مناقشه کشورهای حاشیه خلیج گروهی از هکرها & یوسف العتیه& سفیر در را هک کردند. های از واقعیتی پرده که تا آن اثبات آن نداشت: نزدیک FDD و امارات. یکی از این ها به 10 مارس، می داد طرفین در حال ریزی به های با هستند. به بود: & آقای سفیر، متنی که ضمیمه شده حامل جزئیات است که در حال با و با و هم
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
روحانی از سرهنگ هم بالاتر است/ از باطن احمدی‌نژاد خبر نداشتم/ نوار جلسه شورای امنیت درخصوص حصر موجود است

روحانی از سرهنگ هم بالاتر است/ از باطن احمدی‌نژاد خبر نداشتم/ نوار جلسه شورای امنیت درخصوص حصر موجود است


گروه خبرگزاری فارس- و مهدی بختیاری: سید حسن سابق ستادکل در بخش اول از گفتگوی تفصیلی خود با که به چهلمین سال شد، به مرور دهه 60، با ها و های و نیز جنگ تحمیلی پرداخت. بخش دوم این که در 3 دهه بعد از آن تا می شود را در خواند. (بخش اول این را از بخوانید) * از دهه 60 که آیت خامنه ای به رسیدند، تحولات در بسیاری از ها و ها رخ داد که یک آن، & کل قوا& به & کل مسلح& بود. شد که شما را به این که آقا به من کل قوا را به هفتگی به می دادم. هست در آن بحث بر این بود که از بین فروزنده و یک نفر کل شود. آن بود. * که می من نیستم؟ از هم است و در هم عمل می کرد. هم در ها و از اش استفاده می کند. او در آن فقط می به قالیباف تو و الا از هم است. من این را در یکی از ملی به هم گفتم. * چه واکنشی داد؟ هیچی، خندید. چه بگوید؟ * شد که آن دو نفر را نکردند؟ در اول که ها را آقا می بردم، ستاد، و و چند نفر از ها که اکنون از اند و من که ستادم. در یک را قسمت های مختلف که کار جلو برود، آقا هم بالای آن نوشتند & شما کل هستید& و روی ای که من بودم، تصمیم شد و بعد هم حکم من را صادر کردند. من آقا را از می شناسم و شاگرد و حتی مثل تفسیر، نقد و حتی ویراستاری و از را از یاد گرفتم. ** تاکنون بیش 130 به ام هم که به لحاظ بیماری خواهش تا کل به فرد سپرده دو به که بیان اول را به مصلحت نمی دانم. دوم این بود که شما با فکر، روحیات و اندیشه من آشنا و می دانید که من چه می خواهم، پس بمانید و به دهید و من هم تا بیش از 130 به ام. * روال این ها از این ها که است مهم و یا که و است و حتی که هم از آن به به می شود. یک از بحث کل بود که نظر من را و نظر هم عمل شد، اما این ها به است و در یک فرم یک ای، طرح و شده و ارسال می شود. ** فکر می در دوران آقا می توانند کار را * در این دهه بود که های اساسی شکل که های آن در دوم رخ داد. این مشکلات در های و از کجا این است که مهم ـ بعد از رحلت و آقا به شد. در قریب به به رأی دادند. آقا هم فرزند علی(ع) است و علی(ع) به روش کار من این طور که با هر کسی کنار بیایم. را جای نشاند. این و یکی از بزرگ ویژگی های جدی بودن در بود. این روزها در فضای مجازی ای از آقا در آن و به آن زیاد شد، درحالی که فرمایش آن روز آقا از سر قبل از است. این و تحقیر نفس را تا مبادا حس داوطلبی، تأثیری در بگذارد. این از بود. اما آقا بعد از شدن، پیش گمان می و می که بگذار این حرف ها را بزنند اما ما کار را می کنیم. این نه از دهه 70 که از سال 68 شد. ** چپی ها در عمل * چه شاخصی در این روند دخیل چون این بیشتر از همه نام را به ذهن متبادر می کند. این پیچیده ای نیست. همه چپی ها با هم و همه که در آقا، با و از طرف می خطی را مغایر با خط آقا پیش می که وقت ها می وقت ها می است و یا که نمی از اسم ببرم. مثل و هم بودند. را شد که این است و خط را می دهد. فقط یک فرق چپ بود که در اما بود. من نمی را به کار ولی بود و که با چپ عمل می با و عمل می که این خط و که می شود ندارد. است که این به شخص بود. فرد و اما این هم آدم های کمی حرف و شعارهایشان را عوض کردند. هست ما در آن اوایل، اساسنامه را نوشتیم و به نظر هم که جنگ بود رساندیم و هم اما از این طرح به رفتیم، که بود و دلش می بعد از آن در علنی با ای که با آن می کرد و نهایتاً تغییراتی در آن ازجمله بودجه را از دست کل قوا در بیاورند. ** با راه از آغاز شد من با اصل و خط و راه بود. هر وقت به مخالفان فقیه و نهضت دقیق به حذف خط و راه می رسیم. به دنبال ما از همین. این فضا در شد. کاملاً بود که فرمان دور زدن شده است. راحت می شود کُد داد. که در کجاست؟ شاه در جمعیت به است و در زندگی می کند. ** تاسیس به ها رمز بود رمز در بود را کرد و ها به آن منصوب شد. این یک با های سیاسی، دفاعی-امنیتی و... شد و این را بردند. آقا هم یا یا اگر آن که با آن شد. * چه در کار این بود که شما آن را یکی از می دانید؟ جلسات، ای یک روز می شد و که کار پیش بود و اعضاء در حال یاد گرفتن کامپیوتر یک در دستورکار است. این پروژه، یا دوم بود و آن هم و بودند. این در و بحث من بر روی اصلی آن انگشت و در خط در حال است. این حرف های که شما می زنید و با استدلال آن را رد کردم. ها که درمانده شده گفت می و شد، اما دو روز بعد فهمیدم ای من و آن را تصویب کردند. ** 20میلیون در سال 70 دوم * چه سالی سال 70 یا 71 و 20 میلیون پول نقد به و تا و این را آماده و هرگز هم به آن گزارشی نشد و که شد ما آن شدیم. دوم خرداد. پس های دهه 70 را از همه چیز از و در شد و در اول هرچه و بعد از آقا به ایراد گرفتند، حزب شد و در تبدیل به یک حزب شد و در دور دوم، ها و در کار کردند؛ خطی غیر از خط و شکل گرفت. مصادیق صریحی هم داشت. متعددی می شد که در آن می با مذاکره و با باشیم، من با و استدلالم این بود که مگر سعودی بهترین روابط را با ندارد؟ ولی سفیر در قصد این ایده فقط را قوی تر می کند. هم که را و همه موافقند، خیر! است و حق هم با اوست. این را بی پرده می کردند. باشید که در سیر تاریخی بعد از انقلاب، به از این مرحله گذشت. این یک است. ** تا اسم را می آوردم آقا می فرمود: * با در این می گرفتند. یک در نجابت آقا در با بگویم. من در از که می رفتم، به یک می خواستم به کنم. هروقت می و تا اسم را می آوردم، آقا می کافیست. من با 40 ساله و با یکدیگر همدلیم و از دل هم خبر و بارها این را تکرار کردند. یک بار آقا ما هم یک عرض کنیم. شما حرفی می زنید، در می این حرف ها، حرف های که اگر حرف شما می از است. اما بود تا چند سال فکر می کنم در سال 79، که به و 3 سال هم از می من شد. در و در یک 16 شعر طنز با و در آن و را اسم با کد که 200 می شد. اسم آن را هم & دو گنبدان& ، چون می دو را در بعد آن را آقا و من این شعر را شما گفتم. * چه از آن به بعد که اگر ای شود. از ها، چپی ها، کج و در یک طرف و حزب های و هم در یک طرف و می رها نمی کردند. هیچ وقت هم و این که خوش هستیم. من در روی کار نقش داشت. این حرف ها را بی گفت. در این و ها و بود که را به و را هم در دست داشتند. این آن قدر مهم است که می و کند. می بر و ها اثر و این در دست که آن را داد و در این را کرد که را باشند. یک بگویم. شد، یکی از که هم است و من پیش من آمد و یک را کرد. گفت یک یک ای با از به دره پرت شد. علت را به او ولی تو نپیچیدی. بعد به من گفت دکتر! اما شما اید. این قدر بر روی اثر گذاشت. در آن از خود ما می و می های دوم می اما این طرف در های ما این هم و شان هم از است. به کار و آن 20 که در خرج شد. شما در چه بحث با شد و دست همه را در ها، و... باز و لجن آدم ها را و از کرد. یک در آن & مرغ آمین& بود که من از آن نمی یک بار با بچه ها به و ها را می کردم. یک که من را نمی آمد و یک را با به من اما من این را ام. این را آتش و آن به راه انداخت. در هم حتی به در می کرد که و و می ده ما چه نیازی به دارد، می گفت فردا به درد خورد. و 200 مجوز دادند. بعد که به و یکی یکی را می هر که می شد، یکی را می و این تا و 200 جا داشت. اگر نیروهایی که در این ها کار می را [محسن] سازگارا که در آمریکاست و آدم بود. عمیق کار و بدترین حرف ها را و حتی که به اعتقاد ندارند و نظریات را هم رد کردند. دوم انتظار را بعد از به یکی از تحویل دهد، اما به و غریبی و گرایش به سمت از رفت. ** به بود * یکی از که در آن در دوم جنجالی شد، انتقادی و هشدارگونه با امضای جمعی از به بود. علت این و شما در آن چه من به چون حرفشان و حرف بود. عده ای از فرماندهان، نظرشان را به منتقل و تناقض ها را بودند. هم و از روی حس و اعتقادی شد. عده ای که 8 سال جنگیده و در راه مجاهدت و و عزیزان خود را از دست یک عکس العمل و اگر این کار را نمی جای حرف داشت. به حرف و منظورشان طرف مقابلشان یک فرد بود. ** نشد چه کسی در کوی دانشگاه، را زد * در دهه 70، واقعه کوی در تیرماه 78 بود. خاستگاه این کجا بود و آیا های آن را پیش بینی امان از سال 78! می او مانند یک کمد بود که دیوارهایش بود اما پایه و اصولش در دوم خرداد. حس مظلومیتی که می و یا را با آن وضع در تریبون می و می این بود که روی عواطف کار کنند. کوی را بودند. من یک در هیأت حسین(ع) به و را از نزدیک دیده که باصفا، مومن و صمیمی اما کار بر روی طرح کوی در جهت انعقاد یک بود. از این و تحلیل ها هضم نباشد که بگوییم در آن چه اما در ظاهر شد این بود که در کوی دست به یک تظاهرات و اتاق این هم در جا اما تندی و مأمور با آن شد و بیرون کوی شدند. در التهاب عده ای بی رحمانه کتک خوردند، اما چه کسی رفت و را زد، به مستند نشد، طوری که مقصر شود. ما تجربه منافقین را در این و کوی هم به این شکل بود و می شد نمی کرد که دقیقاً چه است. ** تیر 78 را دوم کرد کوی که 88 قطعا یک کار شده توسط دوم بود. این است. من فردای کوی به مقام معظم رفتم. سیدعلی علم الهدی [جانشین وقت کل قوا] آمد. چه خبر؟ گفت من از کوی آمدم. در چند نفر که صورتشان را پوشانده من را و من را پیاده و که این و آن را بده. من مگر چه شده؟ تو نمی دانی ما ایم را شما عوض کنیم؟ وضعیت به این شکل بود. لذا کوی از درآمد و ما در کل تعریف که وظبفه محدوده کوی با است اما اگر از کوی به ولیعصر، چهارراه ولیعصر و سرایت کند، این اغتشاش است و کند. ** به در می بعد نماز را خوانم و راه که بروم. به توپخانه که رسیدیم، دیدم است و شعارهایی می دهند. به برگرد. به که آن موقع ملی بود ولی اقای نداشت. با ولی دفترشان گفت به شهرستان است. به هر حال بگیرید با او کنم. برقرار شد و روحانی! در می شما کجا هستید؟ را برایشان و ملی شود و من به یک عضو درخواست دارم. گفت: باشد. پس به را هم دعوت کند که به بیایند. که به می همه دوم بودند. مثل لاری کشور، تاجزاده که عضو و به می خرازی هم و امین زاده به جای او [علی ربیعی] هم بود. از هم نمی که خود آمد یا نه. از ما هم فقط من و بودیم. خود هم و من را و کوی را در حیطه وظایف می اما اگر به این 4 می کنیم. قبلش هم با و به فضلی در حر شده بودند. ** گفت را جمع ما به عمل کنیم. هم گفت اگر شما کاری من بایستی به که بگو. با گرفت. اول گفت اگر می بیاید، نپوشند. خب ولی با شود. مجددا گفت نمی شود که این کار نگیرد؟ نه. باز هم تلاش کرد و بعد گفت هر کار می و جمعش کنند. هم در این گفت ما ایم. بعد از این حرف ها، که اوضاع از چه است. هر کدام با موبایلی که دست شان بود با در و همانجا در با و شد. * در با تجمع کنندگان شد؟ 18 تیر یک وجه خیابانی هم داشت. ناجا، و هم نایستاده و بر تکلیف، را و را که اقدام به خرابکاری و آتش زدن اماکن می گرفتند. شد دو نفر اسامی و این را بپرسند چون می دانستیم که می کنند. اما حتی نتوانستیم اسم و را بپرسیم. بلافاصله از زندان کردند. لذا در 18 تیر کسی گیر نیفتاد که بخواهد پس بدهد. غیر از آن کسی که حرف زد و کار را دوم ها سخت کرد. * منظورتان با یک خانم شده بود و می با هم مثل دو رهبر زن و مرد، را جمع و کنند. آن زن یک رفیق هم و این نفر سوم، از روی حسادت به آنها، به کل آمد و گفت می خبر مهمی بدهم. من حفاظت را خبر که چه می گوید. او گفت گروهی جمع شده اند و می و کارند. بعد برادران ما را به برد. هم رفتند و را شناسایی و فیلمبرداری کردند. این تا در ملی که نمی تیر ماه بود یا شهریور، می که این برخوردها است. می عده ای ناراضی و در کوی غلطی شده که من نه، دست در کار است و و این حرفها. یک به کرد و گفت: چه می گویند؟ که برایتان می دهم و را کردم. لذا در آن هم محکومیتی حزب ها کنند. این رویه بود. علاوه بر کردن در جلسه، همیشه می در آخر کار، آقا و حزب ها را محکوم که این هم نتوانستند. بعد از 23 تیر که به صحنه و را جمع یک اتقاق هم افتاد. [معاون وقت علوم] و [علی ربیعی] و یک ریزی که ای از ملی بگذرانند و آن را در ها هم و که هر کس اول مهر بر سر نشود، از اخراج شد یا فلان محکومیت را داشت. این دو مانده به اول مهر بود. ما به و دیدیم وزرا و شان نشسته اند و این طرح را دادند. هم جمع کرد و گفت که بگذاریم غیبت کنند. * چرا؟ مگر بود بیفتد؟ حرف این بود که می می اول مهر به سر و اگر دوباره می شود. این حرف را خود می و می این را بگذرانیم تا بترسند و به سر بیایند. به هر حال جمع کرد اما من این طرح را ندارم. این است. به من گفت شما که می گویی است بدهید. من کل و همه به دستم می رسد. استاد هم و در ها هم رفت و آمد می کنم. تا که 15 است از هیچ کسی و هیچ جا شنیده که است اول مهر به نروند. این خبر از است. این خبر را چه کسی که در 18 تیر نقش مؤثری داشت. شده که آنوقت با و فتنه؟ نمی شود این را کرد. وسط این دفاع، فشار خون من رفت روی 26، سیاه شدم و به کف زمین افتادم. در وضع صدای را می شنیدم که می گفت این به میهمانان ما توهین کرد و این رسمش که در با میهمان اینطور شود. فرهادی و معین که پزشک به سراغ من و داروهایی و من را با آمبولانس به بیمارستان الله(عج) و 10 روزی بستری شدم. هر دو یک بار می شد لذا اول مهر بود که به رفتیم. همینکه از در شد، مستقیم پشت میکروفن رفت و آن را کرد و گفت حق با بود. ** می های را بهم بریزند به هر حال اول مهر بود و ثابت شد می گفتند. ما یک هم که در خفه شد. با این می کنند. چون همه می که دانشجو است و هر چه به او بگویی، خلاف آن عمل می کند و این هم و اعتراض شکل بود. اما نکته اش این بود که این فقط و سراسر های می شد. ** جلوگیری از * یکی از های آن دوره، خمینی(ره) بود که به شدت با آن و مراسم شد. این با چه استدلالی اولا این را گفت که در بحث های درخصوص در می شد. در شد که سربازی های خارج از را ببخشیم تا به و دانشمندان هم در استان های ما به تحقیق بپردازند که ما هم با می کردیم. اما در این مقطع، خرم راه بود و هم یک اینچنینی و من او را از و جنگ می شناختم. خرم در بود تزهای رفسنجانی مبنی بر غربی ها را راه و را در دخالت و راه ها را باز چند طرح سخت استکباری را با خود در راه بود که کند. یکی از این طرح ها، خرید ایرباس های از بود. من تذکر که چه می هواپیماهای در را بخرید. اگر می هواپیمایی که سوار شوند. این طرح نهایتا در رد شد. این بود که خرم رفت و با ترک ها کرد تا را به بدهد. ترک ها ما بشویند، آب جوش بگذارند و وسایل را جابجا و از با ها کرد تا در این بنشانند. ما با چند مواجه بودیم. یکی ترک ها به امام. ما یک به اسم آب جوش و چایی آن را کند و کف آن را طی بکشد. مگر در آدم و این را ندارند؟ چیز بود. این بود که راه اینجور قراردادها را باز کنند. این یک مسئله. این بود که سیستم های کامل بود. این ناقص بود و از نظر ایمنی، و خدماتی کارش بود. خرم آن روز کلی بود که همه ها و او هم را در بنشاند و آن را کند که وقت افتتاحش و پای و امارات را به باز کند. بود که این ضد است و ما با آن و که نمی پیش از و اخذ تاییدات شود. مواردی هست که نمی در طرح است. خب خرم مقاومت کرد و تا آخرین لحظه ایستاد. به خلبان می تو بیا بنشین ما به تو (مدال) می دهیم. این زوایای هم که نمی شود از کرد و گفت که چه خطاهای مهم و افتاد. لذا من به ارتش که در آن سلیمی که این که می در را هدایتش تا در مهرآباد یا یک بنشیند. هم به داد و آن را هدایت و به اصفهان رفت. بعد جوسازی و کار را به آقا کشاندند. شکایتش را پیش برد. هم من را و پرسیدند چرا دادی بلند شود؟ عرض آقا این ذاتی ما بود و ماجرا را دادم. بعد از آن آقا خب و دور آن را خط کشیدند. این است که بداند با چه طرف است. این ضد که از بازرگان فعال شد و تا و هم و در ترکیباتی و جهت گیری دارد. آقا می فرمایند از بترسید و را می خواهد، است. با اینکارها را می کنند. یک جا راه مان را می برند و سیبلش را چرب می و کار دست مان می یک جا و بار دیگری. اگر کرد و کرد و و پول بر اشخاص اثر بگذارد، در خطر می گیرد. یک ساده و یا اختلاف دو فرهنگ در خطر بود که خنثی شد و ضرری هم به نرسید. و شد ولی چون را جلوه می می با موافق یا است و این حرف ها را می زند اما آدم از ای آگاه شد، ناچار است فریاد و و هم با هوشیاری به این کنند. ** * در قتل های ای هم به شما می رسید؟ در این موراد با کل خیر به قتل های ای نداشتم. بین و کل، همکاری اطلاعاتی، و است. اگر اطلاعات و به دستش برسد به کل می کند و این یک مشترک هم بین کل و به نام دادیم که در آن رد و بدل می شود. ما با داخلی ارتباطی نداریم و این ممنوع است که در کند و بالعکس. ** در جنگ نبودیم * یکی از که در بازخوانی دهه 70 می شود این است که چند تا جنگ و هم پیش رفت. مثل به و یا به رساندن های در افغانستان. قابلیت جنگ داشتند؟ با به ما شنیدیم در افغانستان، تیپ های هم در شدند. ما در جنگ نگرفتیم نه در جنگ خلیج و نه در وقایع و از نظر ملی و نظامی، هیچ دستوری است. بر حسب سرزمینی خود و پشت را پایش می و اگر تهدیدی به خود می افزایند و به اطلاع می دهند. قدر اما جنگ نه به سمت و نه بودیم. هیچ وقت در ملی بود که جنگ شویم. ملت با می جنگید و است که کمک خواسته و ما به کمک و مستشار بفرستیم و یا اگر بخواهند به بدهیم. * در هایمان در و چه و آیا تلافی گرفت؟ ما در و در هر کنسولگری، مشاور و از و غیره دارند. از طبق روایات مرقد علی(ع) در است و به دلیل این نام را روی آن شهر گذاشتند، لذا به اهل بیت در و یک محل زیارتی هم هست. از طرفی، در و غزنین (پایتخت سلطان محمود غزنوی) و در می جنگیدند و در هم یک ای طرفدار بود. لذا اصلا به کار و راه اما چون ما از فارسی زبانان و می و مستشاری بود -چون قوه ای بود که می بایستد بود که در ایستادگی کرد ونتوانست به به بیاید- لذا کرد که ضربه ای به و یک تیم به ما کرد وبچه ها را به و فرار کردند. ما چه کار می کردیم؟ که و رسمی ندارد. با ملی، از بالایی برخوردار است. طرح جنگ با در ملی هم نشد و [اگر کسی در این گفته] است. ** از خبر نداشتیم * در دهه 80، های بعد از انتخابات در سال 88 باشد. در این های شده. ارزیابی شما به وقت کل از این ماجراها و چه اقداماتی با آن مثال شما که در بودید، در این با صحبتی ابتدا که من را می و مواضعش را از می دانستم و ای هم با او و در هم که او شدم، به کار و مسایل را هم نداشتم. همه من به آقاست و حتی را هم با آقا شناختم. من که به او و کار را می کردم. به هر حال در سال 84، از دست دوم عاصی شده و را هم حذف و عاشقانه در دور اول به رای دادند. خب را گفت. می من از خبر داشتم. ولی من از او خبر نداشتم. اول با و و حزب و محرومین و با مثبت به و پیش آمد. به ای که ما که 40 سال کار و اعماق ها و فکری را می شناختیم، نمی توانستیم به شک کنیم. منتها به مشایی زود شک کردیم. دور اول او، خوب و کارآمدی بودند. پیشنهاداتی هم که شد مثل یارانه و سهام از برگشت از لیبرالی به سمت بود و کارهای بود. این دو طرح اما او پذیرفت که دهد. پس از آن نیز قاعدتا بود هر کسی دور اول می دور دوم هم شد و مشخص بود هم کاندیدا می شود. اشتباهی که دوم ها مرتکب این بود که در دور دوم [4سال دوم جمهوری] را رقیب چون همانطور که معمولا جمهو
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی
آنالیزور برانکو، بیننده بازی ژاوی!

آنالیزور برانکو، بیننده بازی ژاوی!


سرمربی سرخ ها پرسپولیس، آنالیزوری به امارات فرستاده بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
ارتباط با مخاطب به‌نحوه روایت و لحن نویسنده بستگی دارد

ارتباط با مخاطب به‌نحوه روایت و لحن نویسنده بستگی دارد


ایران (ایبنا) ملیسا معمار- از جوانی است که را از و در سال ها را در گیلان می کرد. اما بعد از آن به کار و تحصیل، ای اش به سمت و سوی غذا و شد. سپس را از سال 90 به متمرکز شروع کرد و کتابش با زرد و های دی ماه 94 از سوی نشر ثالث شد که به مرحله نهایی نهم جلال راه یافت و تقدیر قرار گرفت. بعد از این اثر، با حوض ای که به از سوی شده است. او در این هم اش به از دهه 60 است. به این بهانه با او گفت وگویی داشتیم که در می خوانید. اخیرا از شما باعنوان حوض ای شده است؛ آیا در این به خودتان جواب این سوال هم مثبت است و هم منفی. از آن سال ها که بودم، ام. آدم ها، ها و قصه های آن نقش در هایم است. ولی لزوما نعل به نعل آن روزها و را باشم، نه این نبوده است. به در حوض ای دختری است که به خاطراتش با دوستانش در یا اش با و می که تر به نظر شما این چه سنی تر در این و یک و قصه ها از دید یک می شود. به تر است. اما که ها را می تاکیدم بر این که حتما ولی چون من بود ناچار بودم که در از یک که در اقلیم خاص و می کند و به ها را بنویسم. به نظر من این می عام هم و من با این نیت، را اما خب ها با آن خواهند کرد. که از می گیرم مسئله را مشخص می کند. در ناتور دشت اثر سلینجر می با یک است هم با آن می کند و هم بزرگسال. با به امروزه به دنبال و ژانرهای و این ها جذابیت تا که و و را فکر می با این با این اثر برخورد کرد؟ هم قبل از حوض ای فکر را می کردم. با به دو و در با های و اتفاقا همه هم های و از شاهد هستم که چطور و به سوی سیل ن ها، ها و که از می در دهه است اما دست و من های حوض ای را دست این بچه ها که که بچه ها خوب با آن ها در اول بچه های و در بعد که در بودند. های این در هم به های نمی گذرد. دو نسل پیش و بچه ها می با آن کنند. شما در از دهه 60 را به می و های با های و دهه های 50 و 60 و به های و های و حتی بین نسل ها هم شده و دهه 50 و 60 با و دهه 80 و 90 و از آن ها نیست. بله. است. اما به نظر من به و لحن در دارد. اگر نثر ما است آن را پس بزند. اگر و غم در نثر ما آن بود و همه نامرئی که می خواهیم از حرف بزنیم، ناخواسته بین ما و نسل به می آید. من سعی ام در این ها از لحن طنزگونه و زبان طنز کنم. هم شده که از آن در طول این مدت کوتاهی که شده دریافت کنم. راه را باز می کند. من در این از این دو لحن که و با به ها نیازی هم به از آن ها و سعی از یک جور طنز کنم. فکر می تا چه به طنز در های این شده چون در طنز دیده می شود و تا حدی. چون من کلا قصد طنز نداشتم. جدی ای هم برخی غلامحسین ساعدی که با مضمون ولی رگه از طنز لابه لای نوشته ها می بینیم. من هم می خواستم به طنز در کار بیاورم. گاهی شخصی شما حرفی می کند و شما نمی خندید ولی بعد از شنیدن حرف می بینید که حال خوشی و این طنز در متن قصه است که مدنظر من بوده. که از ها های حوض ای قبل از انتشار آیا های این پیش از این در شده بله. هم در سروش و هم در چاپ شد و از هر دو طیف داشتم. یکی از های این را هم در همشهری کردم، هم در مجله کرگدن. به می گویم که این عام است هم و هم بزرگسال. چرا اسم حوض ای را این کردید، روی جلد هم از این حوض می که عکس ماه در آن افتاده است. این اسم تا چه به دارد. همه قصه های این است و حوض، شب ها آینه ماه می شود. به از دید من این ها انعکاس از روح است. چون حوض شب ها که عکس ماه در آن می و به ماه تبدیل می شود. هم شخصیتی رک گو و ساده است. انگار ها و های روح را در بخش های می خوانید. که قصه ها را می می این قصه ها از این شده است و اگر شخص مادر یا خواهرش بود طور می شد. در بین که در این آمده است به کدامیک دارید؟ پاسخ به این سئوال یک سخت است و هرکدام از حال وهوا و ویژگی ولی اگر بخواهم بی رحمانه نظر دهم را از همه دارم. در قصه های این دو قصه که مرز واقعیت را می شکند؛ یکی و از ما . در زنگ با این که برق رفته صدایش قطع نمی شود و پدر می رود سیم زنگ را قطع می کند ولی زنگ صدا می دهد و عمه می گوید این پسر من است که را کرده؛ عجیب دو روح از راه دور و به شکل اعجاب انگیز. و در از ما بن بستی که شب هنگام را در دچار حال غریبی می کند. قدیمی است و بزرگ و تاریک و وهمناکی و چاهی که در آنجا که به نقل در حمله روس ها دخترانی را می آوردند و در آن چاه می انداختند و یا لای دیوار می گذاشتند. یکی از دختران به شکل می آید و با او می کند. در عین حال این در ذهن من پلی هم به اسطوره ها می زند و به جزیره این دو من جداست و خط سیر را در جای می شکنند. های شما در تان زرد و های هم به و به خاطراتتان از آیا های حوض ای هم به آن ها محسوب می شود ؟ در زرد و های هم را در موقعیت های و های مختلف، ام و به می گفت از آن ها را از افراد و های گرفته ام. به اضافه از هم تخیل خود است که در حوض ای هم صدق می کند و از های آن هم برگرفته از است. اصولا نویس را می نویسد ابعاد روحش را کشف می کند و چیزها را تا که روی کاغذ نیاورد از وجودشان بی خبر است. در که این دو را می حس های در من قوی است و حس هم شده که از ایده بگیرم و چیزهایی که جزء ام اند و چون نسل ها به قول شما کم شده آدم می کند مربوط به دور می شود و دلش می به نحوی پلی به آن ها و کند به ای که و غم به نگیرد و به ای شیرین شود. پس های حوض ای اند؟ تقریبا می گفت که ها و در نیستند اما در زرد و های می شود گفت این می و حوض ای به آن است که اینجا می کند و می توانست یکی از قصه های این هم باشد. در از که به در شما اند، تا چه در از از نکرده ام. فقط از سوژه های آن الگوبرداری و آن ها را پرداخت ام. هر اتفاقی گل مجسمه سازی است که آن را ورز می دهد و با آن کار می کند و به آن شکل می دهد. من هم در این قصه ها است. به شما با زرد و های به در جامعه ادبی کشورمان شدید و این اثرتان است که در می شود، ای که در داشتید در با در زرد و های مرا اذیت کرد. های داشت. های تلخ می خود را تلخ کند. در بعضی از ها سخت بود. محبوبه شب را که در کما بود و سخت بود. حتی هنوز هم خواندنش سخت است و در روحی خاصی، آن ها را نوشتم. چند ماه بعد فوت کرد. اما حوض ای سراسر شور بود و حال به من داد. منظورم آن اتفاق درونی است که موقع می افتد. اثر شما در چه ای اثر من به نام نفر است که با نیستان کار می کنم. کار حروف چینی و ویرایش آن انجام شده است و به زودی می شود. آیا وقایع و ماجراهایی که در این رخ می دهند هم دو اثر تان، دارند؟ نه. نفر یک کار و در و است و در امروز. در این رمان، جسدی کنار ساحل می شود و عده ای درگیر ماجرا می شوند. باز هم را کنید؟ بنویسم. دو که نزدیکی با و راجع به همه چیز با هم صحبت می کنیم و طرز فکر جالب است و را با می کنم و نسل و امکانات و فضاهایی که در اختیارمان بود. به قصه بنویسم. کلا شادی و شعفی که من به آن و اگر بخواهد به بدهد، است کار بنویسد چون هم کار، است و هم آن کار را بنویسی با باشی و را بشناسی. پرشر و شور و جاه طلبی های بزرگی که در نسل ما نبود. ما متفاوتی را ایم. در ما برق داشتن امتیاز ویژه ای بود. برق قطع می شد و تلویزیون فقط دو کانال سیاه و سفید اما الان است و و بدون مرز است. در حال حاضر در دست که در بزرگسالان است ولی فراغتی دست دهد و برگردم و بنویسم. دو طرح نیمه کاره هم در که امیدوارم بتوانم را بنویسم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کسانی که فکرش را هم نمی‌کردیم، ساواکی بودند/ بجای نخست‌وزیر کودتا نشستم/ بهزاد نبوی و محمد خاتمی گفتند دیگر به موسوی اعتقاد نداریم

کسانی که فکرش را هم نمی‌کردیم، ساواکی بودند/ بجای نخست‌وزیر کودتا نشستم/ بهزاد نبوی و محمد خاتمی گفتند دیگر به موسوی اعتقاد نداریم


گروه امنیتی خبرگزاری فارس- محمدمهدی یزدی و مهدی بختیاری: 22 امسال، چهارمین دهه عمر خود شد؛ که از در 57 را در کلکسیونی از ها، موانع و ها می دید و این جوانان بود که از خود در این طوفان ها کنند. در با سید حسن به از این ها در 4 دهه ایم. از انقلابیونی بود که کار خود را بعد از در کرد. بعد از آن در پی بنی صدر با او در بهداشت، با پیشنهاد به رفت و 2 سال بعد به برگشت. با (ره) بر همه از & در دفاعی& شد و این جدی در حوزه جنگ و مقدس بود. او در این پست، های هم و در اواخر & کل قوا& شد، به این رسید. با آیت ای، & کل قوا& به & کل مسلح& کرد و که نه بود و نه به این شد و 3دهه در این که از این حیث جزو در می شود. او در تیر جای خود را به داد و به مشاور کل قوا در نظامی می کند. در زیر می خوانید بخش اول از 5 ساعته خبرنگاران با سیدحسن آقائی است که در آن به ناگفته از های از روزهای و دهه 60 است: ** ها * در طول 4 دهه که از آن می گذرد، با ها و های متعددی روبرو بوده که از ماه های ابتدایی شد. به نظر شما بعد از 57 چه درست از فردای 22 57 شد که پاک ها و در درون ها و خصوصاً ها می شد. این کار، اساتید و جلساتی را و این کار 3 ماه طول کشید. من در آن در و در 57 11 روز بعد از را در که و می شد و به ها رفتیم. * ها کجا در بود. من که و بود و از تا به ها را باشم. من را به که پر از و ها پر از بود که این ها را با نخ بودند. ما همه این اوراق را و که مربوط به بود را جدا و می و بعد این ها قضاوت می شد. خدا کمک کرد و این زود و تصمیمات هم سریع شد و همه این چه که منبع و چه که می و یا با همراهی می شناسایی شدند. ** که فکرش را هم نمی کردیم، * از هم در بین این در این قضایا که چند نفر از و امین ترین ما مأمور بودند؛ کسی که پشت اتاقی و هروقت اعلامیه می آمد ما به خانه او می و آن را می خواندیم، بود و یا فرد بود که به کرات او را در ادبیات می و او هم به سبک شریعتی می اما بود. برعکس هم داشت. بچه ها که تیمسار بود و یا شان با ها رفت و آمد هم و ما فکر می از دوری اما این طور نبودند. * در ها با این هم گاهی در می را می و ای می گرفتند. یک بار چیست. به که شما را به که این حرف ها بود و به این شکل در جنگ به راه می و یا یک بار هم زیر یکی از بودند. به همه و از که با از شده و حتی اگر این حال می شد. هم که با