بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب بعضی



دلیلی ندارد جهیزیه عروس در معرض دید عموم قرار بگیرد/ اگر با همسرت نزاعی پیش آمد، مرد باشید و کوتاه بیایید

دلیلی ندارد جهیزیه عروس در معرض دید عموم قرار بگیرد/ اگر با همسرت نزاعی پیش آمد، مرد باشید و کوتاه بیایید


حوزه/ حجت با بر از بر رسم و غیر و در از شهرهای کشور، گفت: مراسم دیدن زوج های جوان در جامعه برداشته شود، دلیلی ندارد که تمام عروس در معرض دید عموم قرار بگیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
ناپلئون از نگاه مورخان/ امپراتور به شاه قاجار چه نوشت؟

ناپلئون از نگاه مورخان/ امپراتور به شاه قاجار چه نوشت؟


(ایبنا)_ در 15 اوت 1769 در شهر کرس شد. او که در ای به یک به نام به نام های و و نیز خواهرانی به نام های الیزا، پاولین و داشت. او از نه که در قرن به کرس بودند. در بعد از به رشد کرد و در جنگ های را داشت. در سال 1799، طی یک خود را به اول کرد و فرد شد تا آن که پنج سال بعد به رسید. وی در دهه قرن 19 را های اروپایی هدایت کرد و پس از ای از ها موقعیت را به یکی از های غالب اروپا تثبیت کرد. در این دوره حوزه نفوذ از طریق اتحادهای متعدد با سایر کشورها و و به شده یافت. های او های در شد که حتی در از بر داشتند. به وی به یکی از شده و امر او شده است که در این به از آن می کنیم. به یکی از که بیل به است. این دو است که یکی در 1817-1818 و در 1836-1837 شده است. به طور در در 1929، با کلی شد. جلد با 1817-1818 و جلد با ، بر 1836-1837. که به علت و به طور از شده است. را تا او از الب می کند. بر از چند از خود می کند. در دوم نیز به می و وی را می کند. در یکی از و که در نام دارد. این ژ. از است که در را بیش از سال پیش به است. نیز 31 و از و که در سیر او از تا در سنت هلن شده است. یکی از بخش های یک به نام است که به شد و او را داد و خود کرد و بر طبق به او گفت: تو و و آور است. از از های او با بر جای است. در آخر کار و بعد از آن که این نیز چون او را و از کنارش گریخت. می نویسد: وقتی شنید زودتر از دیگران گریخته گفت: به هرحال او هم فرشته نبود و انسانی بود چون انسان ها. دست از امپراطور جزو معدود امپراتورانی است که مکتوب زیادی از خود به یادگار گذاشت. انبوهی از آثارش که به چاپ رسیده، به خط خود او و یا از گفتارهایش نقل با 40 هزار شخصی، به 28 از های رسمی او، ها، دستورها، سخنرانی ها و نیز 15 ویژه او که از زبان او شنیده شده با آخرین بیانات و یادداشت های او در سنت هلن همه گواه این مدعاست. حتی در دورانی که هنوز به و شهرت نرسیده از خود به جای گذاشت. فردریک ماسون ، سیاستمدار بریتانیایی، از روی نسخه های خطی او که در ایتالیا یافته این دست ها را در دو جلد به چاپ رساند. در یکی از دست های او که در آغاز به دست گرفتن زمام امور پاریس نوشته، است: کارها بر وفق مراد است. انبوه مردم از پیشامدها خوشحالند، می رقصند، شادی می کنند و زنان و دختران زیبا، که زیبای زیبایان هستند، لبخندهای ملیح بر لب دارند. آسایش، مجلل، گفتارهای آرام و محبت آمیز همه و همه به پاریش بازگشته اند. و فتحعلی شاه ظهور مهمترین اروپا، بعد از در دهه های پایانی قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم است. وی که دارای نبوغ کم نظیری در مدتی کوتاه بر سرتاسر آن جز و انگلیس مسلط شود و آن که ضربه های کاری به بریانیا کند، درصدد برآمد تا در نیز با آن سرشاخ شود. از این رو طرح دوستی با دو یعنی و عثمانی را فراهم کرد و باب مراوده با را گشود و هیاتی را به سرپرستی ژنرال گاردان به اعزام کرد. اما حوادث بعدی و امضای موسوم به تیلسیت از سوی الکساندر اول ، تزار و را از اجرای معاهدات فین کن اشتاین بازداشت. در روابط و دو از سوی به آمد. در شروع به ستایش از اسلاف پرآوازه و از نادرشاه با جنگجوی بزرگ یاد می کند و می نویسد: او به کسب قدرتی عظیم یافت. در قلب سرکشان وحشت آفرید و هیبت خود را به همسایگانش نشان داد، بر دشمنانش پیروز شد و با شکوهمندی هرچه تمامتر راند. اما از تدبیری که هم به حال و هم به آینده عاری بود. فرزندانش نتوانستند به جای وی تکیه زنند. در ادامه آقامحمدخان می نویسد: عموی تو، محمدشاه، به شیوه یک شهریار و کند. او بخش اعظم را به زیر نگین خود درآورد و سپس به انتقال اقتداری که در پرتو جهانگشایی های خود به کف آورده یافت. سپس به تمجید می پردازد، او را از عرش به فرش می و این گونه پیشگویی می کند: تو نیز برهمان راه رفت و از آن چه به سرمشق از وی به جا گامی فراتر رفت. تو نیز چون او، اندرزهای یک قوم تجارت پیشه را که در هند دست به کار معامله بر سر جان و اورنگ شهریاران به هیچ گرفت و دلاوری قوم خود را سد راه یورش کرد که به آن دست یازیده و هر دم آنها را در بخشی از تو که در همسایگی خاک آن دولت قرار دارد، از سر می گیرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : سیاسی
خاطره جالب عبد‌الله انوار از علامه طباطبایی/ چه کسی رضاخان را انتخاب کرد؟

خاطره جالب عبد‌الله انوار از علامه طباطبایی/ چه کسی رضاخان را انتخاب کرد؟


0 به تقریب، به نقل از ؛ عبد و است که عمر طولانی خود را صرف تحقیق و پژوهش است می کند و اش را در وقف است. پدرش سید یعقوب از روحانیونی بود که به سلک طلبان پیوست. از سید عبد ذهنی حاذق است که بعد از 94 سال تواناست. در بدو به های می که همه را است. جای چند نفر شده است. ازدواج نکرده است اما همه شده است. قصدم از گفت وگو با شنیدن ناشنیده های از از این بود که در این نقش اند پیرمرد با آنان و برخاست است . اما نگار وار از این می گوید و برداشت اش از است و جا بحث دارد. وی از های و آن در ٨ دهه سو دارد. درک از های و در سال دهه دو دهه در بخش های خطی دارد. ها و های از این در جایگاه شفاهی می تواند یافته ارزشمند در دسترس پژوهشگران و مندان جای دهد. با به در ریاضی، فلسفه، و ادبیات، خود را دامن دانش رهانید. در سال 1303 خورشیدی در شد. نسب به نامدار عصر صفوی سید نعمت جزایری می و نام خانوادگی نیز از وی نعمانیه شده است. مادرش عموی علی خان امین الدوله بود. *جناب شما در یک ـ و با از تا آریان پور ، آل ،سید فردید و به نوعی با جریانات مرتبط و طی این هشت دهه تحولات را شاهد بودید.در سخن ای از ، پدر شما با این که یک بود اما شد؟ من در و و با یک در فقه شیخ بود. وی شش تا هفت ماه حسن و در نیز و سپس حسن شد. وی را نزد از و حتی او حسن را در نیز درک بود. حسن را خوب می که در مصر چاپ و می شد را می و سر درس را می داد پدر بعد از این درس با مثل شد و به پیوست. با ملک و سپس شد و را کرد را باغ شاه بردند و بر گردنش زنجیر آویختند. های آن با قابل قیاس نیست. پدر محاکمه و از به نور تبعید شد و پس از فتح به دعوت حسین خان سپهسالار به آمد. *چطور شد که سرانجام منتهی به رضا شاه شد و پیش که مشروعه از به پیوست؟ در از بین رفت اما به از هم پاشید چند قحطی بزرگ به به گونه ای که خود دعا می کرد که را ترک کند.حکومتی ها در فکر این مردی بیاید تا را حل کند. *آیا این اتفاقات از جبر زمانه از جوانان با خود نیستند در اگر کسی تصمیم ، می از به مشهد سفر کند در به ها و را لخت می حتی یکی از گردشگران آلمانی که در آن به نقل می کرد که گدایی پوشیده تا نگیرد. در این مسائل این چنینی باعث شد که بر سر کار آمدن شود. به محض وسیدضیاء درایران ، همه از تا مشیرالدوله و موتمن الملک ، تا پدر تا حس می به درد می او شدند.بعدها حتی پدر من نیزمغضوب رضا شاه شد . *علت مغضوب شدن پدر شما چه به بود بعد از اختلاف و غضب گرفت. *شما در خاطراتتان که مادرتان بعد از قضیه کشف از و پدر نیز از به نرود، در ساخت. این را تا سبک آن را به ویژه در نوع پوشیدن، معاشرت وغذاخوردن که در مغفول مانده از شاه به سبک کرد حتی که به می که روش غذا ما با ها است این طور شد که در کشف از نرفت. *از این این را چون سبک نوع و در گم می شود و دارد. قبل از کشف بود. هر ای را که به نظر من نبود. حتی پس از به تحت این کرد تا از خود را حتی را در داد. *در حد و آیا در حد و بعد از از بین رفت و بود. از هم شده بود. در به سمت ها و از ترس شدن ها که روس بود را عوض کرد. از از به ور حتی در با را پیش از این او در مصر بعد از شد به آمد. بعد از جنگ شد شد که را ترک کند و به او که یک نفر کن . که در آق و نیز را یافت. را رضا خان تب اما بود من که را کرد. در گفت با در بود رضا خان سی را و که از همه است. با اگر را به دست با اما بعد از به بود که من قصد این را که را از کنم خود او ای به و برادر نیز مزاحمت ایجاد میکند. *آیا را نخست وزیری ؟ بله اینگونه به نظر می و از تا با الوزرایی یا سردار سپه بودند. *آقای چطور؟ خیر، با اما در شیخ خزعل را بود. من هفده ساله که از رفت. *برخی که با ها بست خائنانه ای بود. را مفصل تقی نوشت. این به کوشش تقی زاده، ذکاءالملک ،علی در حال تدوین بود که از روی عصبانیت را در آتش انداخت. پس از آن ها آمدند.انگلیس ها در جنگ جهانی اول همانطور که چنین . ها نفت خود را به فرستادند. نفت با کرد و تهدید کرد که در صورت عدم انعقاد نیروهایشان را در خلیج پیاده می کنند. تقی می گفت که ما مبهوت شدیم! . *یعنی در جنگ ، را پذیرفت؟ بله، من از دفاع نمی کنم اما را می کنم. تقی می گفت که مسئله اما نفت بود و ها هم می که ما نفت را می چون آن نه روس ها نه ها و نه هیچ با را نداشتند. * چون رضا خان بود نگذاشت کسی در با ها نفتی ببندد. را به بیش از حد به ها از خلع کردند. همه راه آهن ها را ها در کشیدند. در قراردادی که با ها بست اشتباه کرد و از کار برکنار شد. در به همین نمی توانستیم را لغو کنیم. بعد از شدن لغو شد. میرزاعلی بهترین آئین و دادرسی را نوشت. * یک جمله که ما را نکردیم و ما را کرد و این سخن به این معنی است که از تحصیلکرده ها ی ما در آن جذب حزب می شدند. آیا شما به حزب آن روز حزب در تاسیس شد. به افتضاح روزهای آخرش نرسیده بود. من دو تا استاد درجه یک به نام نورایی و محمود صناعی که مرا تشویق عضو حزب شوم. و انشعابیون حزب بودند. تزار بود که رنگ عوض کرد. * اعضای حزب تا که حزب در کشورغیرقانونی شد روسیه را پذیرفته اما مانند نپذیرفت از چه * شما در 28 1320 کجا بودید. با سرلشکر که آن موقع بود به که در حال تخریب بود. صبح روز به مجلس و در حال که ساعت 11 صبح معاون بود و به که در مشغول بود آقایان تشریف ببرید وضعیت غیر عادی است و من و بعد از ظهر به سمت و که 28 شده بود و تانک آورده و به کمک را ویران و روشنفکران به بی تفاوت نشدند و بعد از چند مقاله و به کرد. آل تا آخر عمر مبارز بود از نسل جوان به خاطر او انتقاداتی به دارند که در حالی که به ها بود. *یکی از شهریور1320 است. شما با آل آن دوستی . ما در دانشسرا هم های را اما تا انتها با هم دوست بودیم. *از نظر آل و به هم بودند؟ بله. در بین ها با سواد بود کسی بود که مارکس را خواند و مارکسیسم را خوب می شناخت. دو نفر در آن به کردن یکی مارشال تیتو جمهور اسبق یوگسلاوی و بود اما چون مقامی سخنانش نگرفت. او به می گفت این راهی که شما می روید به ترکستان است و را به ورطه می کشاند. *با به درک آن چه از سال 1328 تا شهریور 1332 که این اندازه در برجسته شده چون در آن اما از قلم ها بسته شد. *برگردیم به خودتان. شد که شما را در کردید اما دادید و خواندید. پدر شما بود که چرا نمی خوانی اما اعتباریات میخوانی؟ من هفتاد و اندی سال پیش می خواستم وارد شوم در سال 21 اصلا کنکوری نداشت. چون اندکی که قصد دروس عالیه بخوانند بود که کننده چون که نیز قادر در کنند. هزار نفر آن که از این بین سی نفر پذیرش می و من یکی از بودم. بود که تا اصیل هست چرا اعتباری کنی؟ من هم را و در دانشکده هم می خواندم. *شما هم و با هم من جامع المقدمات و را ام. چهار جلد مقدمات و که صرف و نحو قدیمی بود را با دقت ام. سیوطیرا نزد را رضا به من می گفت که از طلبه های قم هست تازگی هم متأهل شده است و چهل شهریه دریافت می کند و من حاضر شدم درسال 1330 صد به بدهم تا او شرح هادی را به من یاد دهد . من به که من شرح را می خوانم هر جا اشکال شما برایم دهید شش ماه من درس را فرا گرفتم بعد از آن گفت که به این روش به کسی درس نمی دهد. *خاطره ای از دارید؟ فرد شریفی بود یک روز است که به من گفت در خلوتش با خدا صحبت می و از نظر عقلی به این که نمیتواند در نظر گرفتن یاد و نام و ذکر خدا امکان باشد. من باعلامه هم ارتباطات به من او مرد ریاضت کشیده ای بود همه های اسفار را بود و که به رفت اش رونق . ای از دارم است که در حکمت و که آن نام یافت. او پنج شنبه ها غروب می رفت و من هم آن می رفتم. است که دو به که از کلمبیا مافوق لیسانس و چند بحث درباره وقتی را دیدند در خواستند چند از اما آستین داشتند، من هم آنجا نقش مترجم را داشتم. من به دخترها که یک قدیس است و شما چرا با این اینجا آمدید که به من گفت با باش. اجازه بده سوالاتشان را بپرسند. *شما با از پروفسور هشترودی تاجعفر و مطهری... بیش از کار دهد کار اداری . *مثل با هم رفاقت داشتید.؟ هر به می آمد به ما می آمد و با هم بحث های میکردیم او آدم شوخ طبعی بود. * آیا آل در سال های آخر عمرش به بله در آخر عمر به این بود که اگر دارای پول و مقام رسیدن به اهداف شخصی خود های می کند. عقاید به معاد تا دچار دگردیسی نشود و به کارکرد داشت. * تالیفات شما شرح و ترجمه نه من 11 جلد لغتنامه نوشتم. 10 جلد نسخ خطی نوشتم. هر چند اساتید الان با آن هستند. من به یک دانشجوی خانم که دکترای بود شما در یک واحد هم می یا مدنی می خواندید. دکتر عمید به ما درس می داد مثل یک به ما درس می داد. متاسفانه بی پرنسی بی در می بینیم یکی از چیزهای که را به ابتذال می کشد پول بی حد است. این که می بینید را بخشیدم تا من زنده ام در آن می کنم. معتقدم دین در ساری و آن روحانیت ما سمبل بودند. یکی از سرمشق های من در بود. من به اتفاق یکی از دوستانم دیدن به قم رفتیم. خانمش بود رفته نان بخرد و منتظر ماندیم و با یک سنگک در حال برگشت به است. * شما بین و فرق گذاشتید و معتقدید رضا خان بود اما قبل از بود. با فرق دارد. متناسب با قوانین اعمال می دهد اما مستبد هر امری را دیکته می کند شبیه هم باشند. بخشی از مشکلاتی که در کشورمان است فرهنگی است چون ما را در می کنیم. در کدام مثل ما تملق گویی دارد. که را علاقمند بود اختیار جدیدی را بگیرد نظام بروکراسی کار نمی کرد. *شما یکی از دوستان در تشکیل که آل بین و آل چه گذشت. آل در آن به انتقاد کرد و گفت شما نمی توانید را بگیرید و هم در آن نگفت من را می گیرم. پهلوی دوم چون بود می ظاهر را حفظ کند و می خود را به شاه کند. دو در آن روز چپگرا به رهبری به آذین و غیرچپگرا به نام آل احمد. من که به ملی آمد که به من گفت به شاه اما نباید سانسور دست باشد. به نظرم یکی از عامل های انقلاب ظلمی بود که به کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟

BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟


به تقریب، عمری بی بی سی که ما مرگ 500 در منا بودیم، بی بی سی در بود تا از آل کند. روز ها با ادعای بی راه می که یک طرف و طرف و این از دو طرف می شود بی بی بی سی. یک طلب، ساکن لندن، در توئیتی به بود که فرض BBC و کند زیر: آیا می آیا به آیا به شهر می کارمند FDD از عین موارد بالاست. بی نیست، بی شرفی است. بی بی سی از روز که جنایات در بودند؛ روز که حجم نفرت از توحش دارودسته به اوج رسیده بود و فقط همان عاشورای تاسوکی کافی بود که کسی ننگ از را تاب نیاورد، بی بی سی در این بود. در که بی بی سی در سال 92 در که از به در به 14 نفر از [منطقه و بلوچستان]حمایت کرد. در این بی بی سی حتی از ذکر کرد و این به را یک نامید! پس از و هم بی بی سی در یکی از او تا او در بی بی سی که و او ها و و در بود و تا که این این داشت. حال چرا بی بی سی دلخور است که این او شده از که یک شده اند و بعد ناراحت می که چرا شده بی بی سی عمل می کند! ستایش درویش که راننده مرگ بود! ساعاتی که خبر زیر گرفتن نیرو های ناجا یکی از دراویش گنابادی آمد، بی بی سی از انتشار خبر کرد، سپس به این خبر اکتفا کرد که به بدون فاعل کار شود. که نمی کند! و در جریان دادگاهی این هم بی بی سی به از او و در و پس از هم او را نامید: فرد به اصطلاح حقوق بشر بی بی سی، در از های خود، با وقاحت که چندین مأمور انتظامی را در ملأ عام به رسانده بود و در دادگاه به جرم خود اقرار و اعتراف بود خطاب می کند و مجری بی بی سی هم که به نظر نمی رسد متعجب شده باشد، به این فرد اجازه را داده و هیچ اعتراضی نمی کند. در که بی بی سی را عصبانی کرده، که در ماجرای پاسداران که گونه و تأمین کنندگان امنیت را سوار بر زیر بی بی سی ای را به کار بست تا این و را دهد. در که در به و حرم نقش هم بی بی سی آن ها را فقط و از به کار آن ها کرد.(1) با شبه بی بی سی پس از در زدن به در شدن پول که از شد از کف به سفر کند! که بار ها خود را به روی اند تا قسم که یک و بی طرف این بار به شاه تا را اما به طور و بی (!) که به علت طولانی! از سوی عثمانی! سکه! ها! پول سفر شاه! کالا! و در است و این ها است که ملک و هر شب به از و می کنند! با این حال که علت نه آن چیز است که بی بی سی می به و و و کرد و در بود. بی شک شبه بی بی سی فقط است و آن از فکر و های و است و جز این هم از به بی بی سی نمی رود. از های بی بی سی، یکی هم بی بی سی است که در این و تر عمل می کند و آن هم به است که هر یک با ای خاص از به اند. بی بی سی خود را با ای به از یک می از آن ها به ها در است و به نظر می رسد دین به در با و ملک است. عار می دانند که نام آن ها در کنار دیوانه و رهبریت گیرد، اما قضای روزگار کار را به آنجا رساند که حالا با این دو ملعون تاریخ، و هم پیاله شوند. به هر حال عبور بی بی سی از کف به های تاریخی، به معنی گذر آنان از آشکار به های مبهم امکان وارونه ها و القای نظر است که این های نیز از سوی یکی از شده پژوهشگران رد می شود. معتضد: برخلاف بی بی سی بود! خسرو معتضد، پژوهشگر درباره های بی بی سی در پرگار می گوید: این را تصادفاً دیدم، اما بسیاری از که در آن شد یا از سر بی سوادی بود یا مثل همیشه می شد با مسیر را طبق پلید خودشان پیش ببرند و این را در ذهن مخاطبان خود با امروز منطبق کنند. با اشاره به این موضوع که در این می شد را علت اظهار داشت: بر خلاف آنچه که در بی بی سی شد، زیرا هم ابریشم و هم مانند فرانسه مرتب به می آمدند و جواهرات شان را می فروختند! این می گوید: سانسون، کشیش فرانسوی در سفر خود به بود که غذا که ها برایمان آوردند در بشقاب های طلا بود. از سوی به که حتی زین اسب را هم از طلا می ساخت. هدایایی که این های همسایه می فرستاد، ازعالی پارچه ها و سکه های طلا بود. با این تفاسیر چطور می گفت که فقیر است؟! می دهد: در که به در دنیا پیچیده بود که به نامه می و می که دریایی خودتان را به بفرستید تا با کمک شما با برمه بجنگیم و این می دهد که و تا چه اندازه ای یافته بود. خوشگذران شدن بود راجع به می گوید: از شاه به بعد می حتی از این به بعد درگیر مخدری، چون و شدند که از هندوستان به می آمد. در قرن هفدهم این به کشیدن و خوردن مبتلا شدند؛ بنابراین گفت که صفویه، و زیاد بوده، وگرنه پر از طلا کشتی مدام در حال بودند و بزرگی داشت. آمار صادرات به روسیه شگفت انگیز بود تا جایی که حتی مربای نیز به این صادر می شد. این می گوید: بی بی سی و که می سازد، حقایق را به نمی گویند. به طور حتم این بحث در بی بی سی نیز بی نبوده و هدفی داشته، به خصوص می کرد را پررنگ در صورتی که نبود و بود. (2) آشنایی با بی بی سی در به معرفی تعدادی از کارمندان بی بی سی می پردازد. نفر است که در او می نویسد: پس از هفت سال صادق صبا در بی بی سی در 94، جایگزین وی شد. علاوه بر نزدیکی به محافل منتسب به بهائیت، ارادت ای به خاندان دارد، به طوری که در وی در بی بی سی ، مرتبط با ربع برجستگی ای پیدا است. در دی ماه سال گذشته که گردانندگان بی بی سی از آشوب آفرینی پیاده اربابان خود در ذوق مرگ شده بودند، خود را در ربع دادند و این ته مانده ها، گاف های خنده داری داد که تا مدت ها مایه سرگرمی کاربران فضای بود. نفر بعدی است که در او است: را پیشکسوت تبلیغاتی- بی بی سی دانست. او به دروازه ورودِ طلب به های بیگانه لقب پدرخوانده بی بی سی را یدک می کشد. در ستمشاهی به وابسته به ساواک می شد. او در آن ایام، انحصار با پرویز ثابتی، مرد مخوف را داشت. در توضیحاتی در می خوانیم: در دوم خرداد، به بولتن نویسی رئیس اصلاحات، از زمره روزنامه نگارانی بود که از بهره داشت. شد تا به سهولت جذب شبکه ای اپوزیسیون ضدایرانی شود. وی طی سال های حضورش در از و های ضدانقلاب و معاند همچون به جذب فراری مبادرت ورزید. همکاری با بنیاد هیفوس و عضویت در سردبیر روزآنلاین و تحلیلگری و بی بی سی از سوابق کاری در از می باشد. در در کامبیز که نیز از کارکنان -امنیتی بی بی سی است که با ها رابطه حسنه ای و حتی در مهر 1392 نیز مسئول با یعنی بنیامین نتانیاهو بود؛ ای که در آن، مطالب سخیفی بر زبان نخست وزیر جعلی و غاصب جاری شد. سپس در می که عضو بهائیت است. خاطره از های ندارند، یک بار در 25 1390 از ناو هواپیمابر یواس اس آبراهام لینکلن از کرد که سعی کرد امریکا از را برجسته کند تا را بترساند! او در از هم که ذکرش در ابتدای مطلب آمد. گل بی بی سی است: گل از بی بی سی است که تمرکز عمده اش پوشش و با تفرقه افکنانه در ارتباط با تولید های مغرضانه با تجزیه طلبانه گل فقط مربوط به نمی شود در مدت در نیز این قبیل گزارشات را با محوریت تدوین کرد که موجب اخراجش از این شد. و در در سیاوش می که از رادیو فردا به بی بی سی است. او در اسفند 1396 که عناصر انگلیسی شیرازی به به سفارت در لندن طی سعی در موجه دادن تجاوزکارانه این منحرف کرد. از آن دسته از گزارشگران بی بی سی است که مجوز تردد در پایگاه های نظامی ها در اراضی اشغالی را و حتی در به نوار غزه در سال 2014 در شرایطی که و در زیر بمباران های وحشیانه ها جان می دادند، با در بین نظامیان اسرائیلی به تعریف و تمجید از ادوات و تجهیزات متجاوزان پرداخت. پی نوشت: 1) 2)
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی برای قتل ناصرالدین‌شاه

انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی برای قتل ناصرالدین‌شاه


به ، به نقل از قتل شاه را ظلم و اند که او در خود با آن شد؛ در کودکی پدرش بر اثر ظلم و تعدی حاکم ناصری به ترک شهر و خود می در که حق است او را می کند و سپس با او، سال ها او را به می در نیز سخت و را پشت سر گذاشت. همه این بر سخت و نامساعد اقتصادی و اجتماعی جامعه باعث آن شد تا خانواده اش از هم بپاشد و با انبوهی از و ها روبه رو شود. البته علل و های میرزارضا فرضیه های گوناگونی مطرح شده است؛ قتل شاه را به سید می عده ای قتل شاه را و می و که وقت علی خان در این نقش است. در این با هم عصر رضا به این و قتل شاه می پردازیم. رضا قصد کن ظلم را شاه را می کند: در در می شد که نمی شد. این شخص است که نشسته، دست ها را بر روی زانو و سر را بر روی دست ها گذارده، در دریای فکر و فرو بی تغییر وضعی به خود بدهد یا کلمه ای بگوید. در می نویسد: در این حال دو تن از در طرف نشسته با یکدیگر صحبت درضمن سخن می شاه به می آید قرق هم نمی باشد. چون تاکنون رسم است هر وقت شاه به این مزار مشرف می شده صحن و حرم را به کلی قرق می نمودند. به محض آن که از زبان این دو شنیده می شاه به می آید و قرق هم نمی مجسمه فکر و در به جنبش سر از روی دست و زانوی تحیر برداشته از روی تعجب می شاه می آید، قرق هم نیست. در اثر خود به رضا در متن استنطاقاتش اشاره می کند : از نیت شاه احدی غیر و سید اطلاع نداشتند اگر همچون بزرگی می می شد٬ می شد... که اگر او (نایب السلطنه) را شاه با این نفر را کشت. پس به فکر قطع اصل شجر ظلم نه شاخ و برگ. تاج از رضا در قتل پدر می تاج شاه در می نویسد: آن روز صبح شاه پس از از می شود با می شود. شاه با از شاه می تا آن روز را هم در حرم بمانند. اما شاه می پیش از جشن می به برود. می شود بیش از حد او را به این بود. به تاج قتل شاه است. این شاه در و نیز شده که شاه در آخر از دست و وی به تنگ بود. در های سال آخر عمر های که شاه از می کند به است. شاه به یک سند قتل شاه و به خط خان در دست است. در این سند می خوانیم: رضا نام است که در است و در سال که به آمد او را و را و از های آن شده است و بعد از از که ها بر ضد شد. او و چند نفر و در حبس در این به مدت حبس و و هم شده و این و از روی است شاه از فرط به اهل که او را که از او هم رفت و از و می شود که از به و باز در نزد در این با و به به بود و می است تا روز 17 در (ع) که شاه می و محض را از زن و مرد و را و با و و دعا و ثنا و محو با شش لول که در عبا از یک قدم قلب را هدف و شد که به شش از رسیدن گلوله روح به جنان جاگفت. نجات رضا از جمعیت؛ کار به علی خان ظهیرالدوله، داماد شاه شامگاه روز زمانی که جنازه شاه به کاخ گلستان می رسد رضا هم در جایی از دربخانه زندانی است و حرفی شاه نزده است. ظهیرالدوله که به همراه اسمعیل خان وزیر مالیه و خزانه دار و برادر در حیاط آبدارخانه جنب قصر ابیض رضا را در حالی می بینند که در اثر کتک خوردن لباسش و بیهوش بود و می کند: در زنده بیرون بردن قاتلی از آن جمعیت و شاه پرست از کارهای بود. و قتل سلطان صاحب در رضا بعد از قتل شاه می نویسد: ... اتفاقا در آن روز به بودیم. در مدرسه نشستیم و منتظر شاه که یک دفعه در ها را می بندند و می شاه را تیر زده اند. چون تا یک اندازه احتمال صدور این امر را از رضا می دادیم، رفتیم دم منزل او که استعلامی کنیم. فراش آنجا ایستاده گفت آقایان زود بروید و در نمانید که برایتان خطر دارد. باری فورا از دور سلامی به و روانه شهر شدیم. در بین راه کالسکه شاهی را که با زیادی به شهر می آورند. به 500 قدم رضا را در درشکه متجاوز از پانصد نفر او را گرفته می آوردند به شهر و رضا با قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بیگناهان مشهود می شد به خود می نگریست و نظاره می کرد. گویا به لسان حال می گفت ای اهل من به تکلیف خود عمل نمودم و درس خود را به شما تعلیم کردم. از یک امتیاز در سایر قاجاریه قتل شاه به دست برخوردار است و آن آوردن متن رضا و همچنین دست رضا که در حضور فرمانفرما، مخبرالدوله، مشیرالدوله، نظم سردار کل، و حاج حسین علی خان امیر کرمانی، شده است. مندرجات این بخش بازجویی رضا نقش سید در قتل شاه بود. در این پرسش ها، رضا می گفت: دستورالعمل مخصوصی نداشتم الا حال سید واضح است که از چه گفتگو می کند. پروایی ندارد. می ظالم هستند و از این حرف ها می زند. این ادعا را که می از رضا می پرسد: پس شما از کجا به قتل شاه افتادید؟ و می از جانب رضا که: از کجا نمی خواهد. از کند ها (چوب ستبری که برپای اسیران و مجرمان می بستند) و بند ها که به ناحق کشیدم و چوب ها که خوردم و شکم را کردم. از ها که در خانه و در امیریه و در و در انبار به سرم آمد. سال و ماه در زنجیر و کند بودم و حال آن که به خیر و ملت را خواستم و کردم. قبل از وقوع شورش تنباکو نه فضولی بودم، اطلاعات خود را بعد از احضارم کردند. از بپرسد: کسی که با شما غرض و عداوت نداشت. در صورتی که این طور می گویید باشید و از شما آن وقت علامت و جویی جهتی که در ازای به شما آن طور صدمات زده باشند. پس است که در وقت هم در شما و بودند. رضا می دهد: هم بعد از این مدت که طرف حاضر آدم بی نماید که من عرایض صادقانه خود را محض حب وطن و ملت و به عرض رساندم و غرض محض حسن و تحصیل مناصب و و مواجب و نشان و حمایل و غیره به عکس به عرض رساندند هم تحقیق. می پرسد: این غرض کی ها بودند؟ و رضا می دهد: شخص پست و نانجیب و بی اصل و رذل غیرلایق که هیچ یک از این مراتب نبود آقابالاخان و کثرت محبت والا به او. الاسلام، ابوتراب نظم در مقام قصد کشف رضا از قتل شاه را و می پرسد: این ظلم هایی که به تو از ناحیه شاه نبوده. شما بایستی این تلافی و را از آنها بکنید که سبب ابتلای شما شده و یک مملکتی را یتیم نمی کردید . رضا با لحنی تند خود را از شاه این طور می کند: پادشاهی که پنجاه سال و امور را به اشتباه کاری به عرض او برسانند و نفرمایند و بعد از چندین سال ثمر آن درخت، عزیزالسلطان، الخاقان و این اراذل و اوباش و بی پدر و مادرهایی که ثمر این شده اند و بلای جان مسلمین گشته باشند، چنین را قطع کرد که این نوع ثمر ندهد. ماهی از سر گنده گردد نی زدم. اگر ظلمی می شد، از بالا می شد. عالم! مدعی شده اند که شاه رضا را و بار ها از قول او نقل شده بود که قصاص و تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم تمام اهل را از دم تیغ بگذرانم. اما در به تحریک یکی از روحانیون دربار دستور اعدام را صادر کرد. در این باره می نویسد: از شیخ محمدحسن طهرانی شنیدم که می گفت من به شاه چرا در رضا مسامحه دارید و او را چرا به تاخیر انداختید. شاه این شخص نیست. من جواب از حق خود گذشتند و ما که فرزندان شاه سعید هستیم تا پدر خود را به دار نبینیم، چشممان گریان بود . می دهد: شاه که آیا موافق با شرع است و آیا قانون اسلام اجازه می دهد که کسی را به قتل رسانند. چون شاه طفره از بود جناب آقا شیخ محمدرضا مجتهد شده با شاه همراهی کرد ولی شیخ محمد حسن یا یا به به رضا می کرد تا شاه متغیر شده رو کرد به علی اصغرخان و بدهید سر این پسره را ببرند. و سرانجام در 21 مرداد 1275 در میدان دمشق تهران به دار آویخته شد. /925/ د 103/ش
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند

داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند


به (ایبنا) به نقل از اند لیترچر- پست است که به هایش چندین جایزه ادبی در کسب است. او خود مرا سرد می کند را در وسه و بیش از اثر است. قوه شما بی حد و مرز و به نظر می رسد. نمی را کرد که و بی و یک که باشد. شما در کار اید: کوتاه، نقد، مقاله، بلاگ. آیا این وسیع و گوناگون ژانرها از ترس تان از بی حوصلگی می مثل دکترها، متخصص هم داریم: گو و ... و من یکی از ام. من به ها، ها، ها و یک است. نه اما پیش می آید که است با که می کنم. این راه گول از است که شده. قوه می از اند که است فکر این ام، اما این نیست. من به قوه به فکر می کنم که در آن و بی این طرف و آن طرف می و را می کنند. و است که از این می آید. از این ها در من صدق نمی کند. من همه چیز در با هم در می آید. های من از محض می شوند. اما اول اگر از تان نمی آید پس از کجا می کار است. من را و می تا کشف ای را باز کنم. می که بر این پا می گذارم. ای را که را با این خوب به یاد دارم: به یک ساده و گرد این حیوان، آنجا، روی میزم. عملا یک اتوماتیک بود. هیچ هدف مشخصی نداشتم. قضیه سورپرایز کردن است تا آن عبارات کلیشه ای در را به کار نبرم. من معتقدم که هنر در کل و به طور خاص این شانس را به ما می دهد که آگاهی مان را به خوبیِ نواحی تجربیاتمان وسعت ببخشیم، تا از قطار در حال حرکت افکار بپریم و خودمان را از شرایط خاصی که زحمتمان شده برهانیم. جایی خواندم که در هشت را کردید. و حالا هم می نویسید. آیا خاطره ای یا نسخه ای از که در دارید؟ آیا در می در این سال ها بر بشوید تاثیری داشته؟ این اشتیاق جوانی به از لذت خواندن شده است. تلاش شدیدا ابتدایی بودند. تقریبا هیچ چیزی از باقی نمانده، تنها یک شعر احمقانه و یک کوتاه ملودرام که دیرتر نوشتم، به نام شورش در بخارست . بچه ها های پیش پا افتاده ای هستند، قدرت و اقتدار یک قصه یا خلاقیت یک را ندارند. باید آدم های بزرگ تر گفته شود. به طور ایده آل یک پدربزرگ با ریش بلند سفید. از چهارده یا پانزده تا پیش های اولم، هر سال را که سال قبل بودم نابود می کردم؛ بلوغ تازه به دست آمده ام می شد از خجالت بکشم. اما امروز می ساعت ها پای آن ورق های قدیمی وقت بگذارم. اگر این درست که واقعی که چه ارتباطی بین شما و به وجود بیاید؟ و وقتی صحبت از کارهایتان در بلندمدت می شود، چه واکنشی دریافت کنید؟ من هیچ تصمیمی ندارم. بهتر است از بپرسید تصمیمشان در قبال من چیست و می خواهند با های من چه کار کنند. با این همه، شخصیت خواننده، به یکی از کاراکترها (و مطمئنا غیرقابل پیش بینی ترین آنها) در های من حضور دارد. او به طور غیرمستقیم درگیر است. به او تا رازهای کوچکم را شرح دهم، صفحه به صفحه، تا خواندنش را به جلو ببرم. بدون آن ادامه دادن به بی فایده خواهد بود. در های من درگیرند و من رویشان حساب می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کتاب‌ها از انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی در قتل ناصرالدین‌شاه چه می‌گویند/ قاتل «شاه شهید» به روایت یک سند تاریخی

کتاب‌ها از انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی در قتل ناصرالدین‌شاه چه می‌گویند/ قاتل «شاه شهید» به روایت یک سند تاریخی


(ایبنا)- قتل شاه را ظلم و اند که او در خود با آن شد؛ در کودکی پدرش بر اثر ظلم و تعدی حاکم ناصری به ترک شهر و خود می در که حق است او را می کند و سپس با او، سال ها او را به می در نیز سخت و را پشت سر گذاشت. همه این بر سخت و اقتصادی و اجتماعی جامعه باعث آن شد تا خانواده اش از هم بپاشد و با انبوهی از و ها روبه رو شود. البته علل و های میرزارضا فرضیه های گوناگونی مطرح شده است؛ قتل شاه را به سید می عده ای قتل شاه را و می و که وقت علی خان در این نقش است. در این با هم عصر رضا به این و قتل شاه می پردازیم. رضا قصد کن ظلم را شاه را می کند: در در می شد که نمی شد. این شخص است که سرپا نشسته، دست ها را بر روی زانو و سر را بر روی دست ها گذارده، در دریای فکر و فرو بی تغییر وضعی به خود بدهد یا کلمه ای بگوید. در می نویسد: در این حال دو تن از در طرف نشسته با یکدیگر صحبت درضمن سخن می شاه به می آید قرق هم نمی باشد. چون تاکنون رسم است هر وقت شاه به این مزار مشرف می شده صحن و حرم را به کلی قرق می نمودند. به محض آن که از زبان این دو شنیده می شاه به می آید و قرق هم نمی مجسمه فکر و در به جنبش سر از روی دست و زانوی تحیر برداشته از روی تعجب می شاه می آید، قرق هم نیست. در اثر خود به رضا در متن استنطاقاتش اشاره می کند : از نیت شاه احدی غیر و سید اطلاع نداشتند اگر همچون بزرگی می می شد٬ می شد... که اگر او (نایب السلطنه) را شاه با این نفر را کشت پس به فکر قطع اصل شجر ظلم نه شاخ و برگ. تاج از رضا در قتل پدر می تاج شاه در می نویسد: آن روز صبح شاه پس از از می شود با می شود. شاه با از شاه می تا آن روز را هم در حرم بمانند. اما شاه می پیش از جشن می به برود. می شود بیش از حد او را به این بود. به تاج قتل شاه است. این شاه در و نیز شده که شاه در آخر از دست و وی به تنگ بود. در های سال آخر عمر های که شاه از می کند به است. شاه به یک سند قتل شاه و به خط خان در دست است. در این سند می خوانیم: رضا نام است که در است و در سال که به آمد او را و را و از های آن شده است و بعد از از که ها بر ضد شد. او و چند نفر و در حبس در این به مدت حبس و و هم شده و این و از روی است شاه از فرط به اهل که او را که از او هم رفت و از و می شود که از به و باز در نزد در این با و به به بود و می است تا روز 17 در (ع) که شاه می و محض را از زن و مرد و را و با و و دعا و ثنا و محو با شش لول که در عبا از یک قدم قلب را هدف و شد که به شش از گلوله روح به جنان جاگفت. نجات رضا از جمعیت؛ کار به علی خان ظهیرالدوله، داماد شاه شامگاه روز زمانی که جنازه شاه به کاخ گلستان می رسد رضا هم در جایی از دربخانه زندانی است و حرفی شاه نزده است. ظهیرالدوله که به همراه اسمعیل خان وزیر مالیه و خزانه دار و برادر در حیاط آبدارخانه جنب قصر ابیض رضا را در حالی می بینند که در اثر کتک خوردن لباسش و بیهوش بود و می کند: در زنده بیرون بردن قاتلی از آن جمعیت و شاه پرست از کارهای بود. و قتل سلطان صاحب در رضا بعد از قتل شاه می نویسد: ... اتفاقا در آن روز به بودیم. در مدرسه نشستیم و منتظر شاه که یک دفعه در ها را می بندند و می شاه را تیر زده اند. چون تا یک اندازه احتمال صدور این امر را از رضا می دادیم، رفتیم دم منزل او که استعلامی کنیم. فراش آنجا ایستاده گفت آقایان زود بروید و در نمانید که برایتان خطر دارد. باری فورا از دور سلامی به و روانه شهر شدیم. در بین راه کالسکه شاهی را که با زیادی به شهر می آورند. به 500 قدم رضا را در درشکه متجاوز از پانصد نفر او را گرفته می آوردند به شهر و رضا با قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بیگناهان مشهود می شد به خود می نگریست و نظاره می کرد. گویا به لسان حال می گفت ای اهل من به تکلیف خود عمل نمودم و درس خود را به شما تعلیم کردم. از یک امتیاز در سایر قاجاریه قتل شاه به دست برخوردار است و آن آوردن متن رضا و همچنین دست رضا که در حضور فرمانفرما، مخبرالدوله، مشیرالدوله، نظم سردار کل، و حاج حسین علی خان امیر کرمانی، شده است. مندرجات این بخش بازجویی رضا نقش سید در قتل شاه بود. در این پرسش ها، رضا می گفت: دستورالعمل مخصوصی نداشتم الا حال سید واضح است که از چه گفتگو می کند. پروایی ندارد. می ظالم هستند و از این حرف ها می زند. این ادعا را که می از رضا می پرسد: پس شما از کجا به قتل شاه افتادید؟ و می از جانب رضا که: از کجا نمی خواهد. از کند ها (چوب ستبری که برپای اسیران و مجرمان می بستند) و بند ها که به ناحق کشیدم و چوب ها که خوردم و شکم را کردم. از ها که در خانه و در امیریه و در و در انبار به سرم آمد. سال و ماه در زنجیر و کند بودم و حال آن که به خیر و ملت را خواستم و کردم. قبل از وقوع شورش تنباکو نه فضولی بودم، اطلاعات خود را بعد از احضارم کردند. از بپرسد: کسی که با شما غرض و عداوت نداشت. در صورتی که این طور می گویید باشید و از شما آن وقت علامت و جویی جهتی که در ازای به شما آن طور صدمات زده باشند. پس است که در وقت هم در شما و بودند. رضا می دهد: هم بعد از این مدت که طرف حاضر آدم بی نماید که من عرایض صادقانه خود را محض حب وطن و ملت و به عرض رساندم و غرض محض حسن و تحصیل مناصب و و مواجب و نشان و حمایل و غیره به عکس به عرض رساندند هم تحقیق. می پرسد: این غرض کی ها بودند؟ و رضا می دهد: شخص پست و نانجیب و بی اصل و رذل غیرلایق که هیچ یک از این مراتب نبود آقابالاخان و کثرت محبت والا به او. الاسلام، ابوتراب نظم در مقام قصد کشف رضا از قتل شاه را و می پرسد: این ظلم هایی که به تو از ناحیه شاه نبوده. شما بایستی این تلافی و را از آنها بکنید که سبب ابتلای شما شده و یک مملکتی را یتیم نمی کردید. رضا با لحنی تند خود را از شاه این طور می کند: پادشاهی که پنجاه سال و امور را به اشتباه کاری به عرض او برسانند و نفرمایند و بعد از چندین سال ثمر آن درخت، عزیزالسلطان، الخاقان و این اراذل و اوباش و بی پدر و مادرهایی که ثمر این شده اند و بلای جان مسلمین گشته باشند، چنین را قطع کرد که این نوع ثمر ندهد. ماهی از سر گنده گردد نی زدم. اگر ظلمی می شد، از بالا می شد. عالم! مدعی شده اند که شاه رضا را و بار ها از قول او نقل شده بود که قصاص و تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم تمام اهل را از دم تیغ بگذرانم. اما در به تحریک یکی از روحانیون دربار دستور اعدام را صادر کرد. در این باره می نویسد: از شیخ محمدحسن طهرانی شنیدم که می گفت من به شاه چرا در رضا مسامحه دارید و او را چرا به تاخیر انداختید. شاه این شخص نیست. من جواب از حق خود گذشتند و ما که فرزندان شاه سعید هستیم تا پدر خود را به دار نبینیم، چشممان گریان بود. می دهد: شاه که آیا موافق با شرع است و آیا قانون اسلام اجازه می دهد که کسی را به قتل رسانند. چون شاه طفره از بود جناب آقا شیخ محمدرضا مجتهد شده با شاه همراهی کرد ولی شیخ محمد حسن یا یا به به رضا می کرد تا شاه متغیر شده رو کرد به علی اصغرخان و بدهید سر این پسره را ببرند. و سرانجام در 21 مرداد 1275 در میدان دمشق تهران به دار آویخته شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
خوراکی هایی که چشمهایتان را تقویت می کند

خوراکی هایی که چشمهایتان را تقویت می کند


چشم خود به از نیز دارد. مثال سلنیوم به جذب ویتامین E و ساخته شدن آنتی اکسیدان ها در بدن کمک می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
 برخی مسئولین به جای منابع فقهی و اسلامی به غرب چشم دوخته اند

برخی مسئولین به جای منابع فقهی و اسلامی به غرب چشم دوخته اند


حوزه/ متاسفانه به جای به و و به فقیه، به غربی چشم دوخته اند و منتظرند ببیند غرب چه تصمیمی برای می گیرد تا به همان عمل کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
10 کتاب استثنایی و تاثیرگذار از نویسندگان زن قرن 21

10 کتاب استثنایی و تاثیرگذار از نویسندگان زن قرن 21


به خبرگزاری (ایبنا) به نقل از - از از زن را که را به روی ما اند و کشف ای از و را می کند. گرفتن در این لیست داشت؛ از جمله های این زن در قرن 21 شده و باشد. این کتا ب ها را می دهند. از های تا و از از و آمریکا. این ها را غنی می کند و در و است. از گل ، در من بود و او، از یک زرد اورنج شد. در سال 2008 عنوان نابغه مک آرتور به او اعطا شد. اما این بیش از همه این ها موثر شد. رمانی پرطنین و به شدت روشنفکرانه یک زن ای به نام آیفملو که آفریقا را به مقصد ترک می کند و پیش از آنکه نوشتن در وبلاگی به نام مشاهدات سیاه پوستان توسط یک غیرآمریکایی را آغاز کند، متحمل عذاب می شود و یک بورس در می شود. خبر از نسل از می دهد که راه خود را در می سازند. این همه درس دارد. طرح از طرح یک و است که از عشق و ترک و گوش به چه طرح و دارد. در طول چند می که به نام فِی در آتن می که تا یک باشد. گفت را شکل می دهد که به یک و است. طرح و آنی است و جی.ام. و را به می آورد. هیچ فِی با ذهن خود که و است. این و است. از گل در هم دو را با و این را در است. این ها های که پس از جنگ را و ما را 50 سال با خود می در این سال ها زن های را می به هم می از می و می شوند. را ثبت می کند و در زن ها، ها و شرم می کند. از در قلب الف یک زن است که با که حول او می است کند. در یکی از های این زن حرف می زند. هر یک از های این یک را در خود مثل و جیمز جویس که یک زن باهوش را در آن است. دی-ان-ای این ها است قدیمی باشد، اما از یک گونه و فضای جدید پرده برمی دارد. یک آدم باید باشد؟ از هتی پیچیده هتی یک زن است که در تورنتوی کانادا می کند و ای از تناقضات است. او یک روانکاو است که در یک سالن زیبایی کار می کند و با ترین پرسش ها روبه روست. ndash;روحت را می سازی؟- اما متوجه می شود که روحت پیش بروی، بیشتر هدف کلی را گم می کنی. نثر هتی حزن آور و زیرکانه است. او یک موهبت ویژه که فقط به افراد شده است و آن توانایی ارائه نثری واقعی، و گاهی تحقیرآمیز است. بی شوخ طبعی هم در هتی هست اما این حس هم که او چیزها را از اعماق بیرون می کشد. ها از ریچل ها ی بر صفحه ای تر و تر از هر اخیر می افتد. یک زن که در دهه 1970 به تا شیفتگی اش به موتورسیکلت ها را به یک شغل هنری تبدیل کند. در نثر وقار و متانت و نگرانی ای هست که رابرت استون و جوآن دیدیون را تداعی می کند. این ده ها موضوع در سر دارد: سرعت، واقعیت، ضدواقعیت، هنر، خِرد، سیاست و ترس. از نل نل یک الیزابتی (یا شکسپیری، که عموما پایانی خوش و با ازدواج شحصیتshy; های دارد) است که در سال 2015 می افتد. هجو تندوتیزی که در آن زوج نامحتمل و نگونshy;بخت لی فلمینگ و شاگردش پگی ویلانکورت شخصیتshy; های هستند، صاحب دو فرزند و بعدا پگی به دخترش از خانه می گریزد، در جامعهshy; روستایی سیاهپوستshy; نشینی ساکن می shy;شوند و خود را جا می زنند. shy; به طور کامل بر مبنای نگاه از جنسیت و هویت تنظیم شده است. تقوا و پرهیزکاری در میدان دید خود را کوبد - بی shy;آنکه ذرهshy;ای از جذابیت بی بدیلش را از دست بدهد. ان دبلیو از روایات سنتی و شسته-رفته که می shy;کنند، آشنا و آرامشshy; بخش چون در ذات خود غیرواقعی shy;اند. اسمیت، در یک کارگرنشین شمال غربی گذرد، جلوتر رود ضروریshy; تر و بینانه shy;تر می شود. از جریان سیال ذهن، جملات طولانی مکث، قطعات تکه تکه شده و شکست نامنظم خطوط در متن استفاده می کند تا تجربیات چهار نفر از را به تاثیرگذارترین صورت انتقال دهد. آنshy;چه شروع است اتفاقی ناراحت دو همکلاسی سابق است -کسی که کمتر و آنshy; یکی که بیشترndash; که باب جست وshy;جوی معنا و پول را باز کند. گوشی نیز ثبت طیف وسیعی از اتفاقات و همچنین تیزنظریshy; خاصی در اینshy;که ما به خود خوبمان می کنیم. غربت زده از از پدری ایرانی در به دنیا است. های غم انگیز، اطمینان بخش و دردآور او مردان و زنان است که دچار اشتباه می و خود را در شهرهای کوچک، کابین های ملال آور و آپارتمان های های فقیرنشین می یابند. های او از یک تغییر جهت می و به انگلیسی، آنجلا کارتر شباهت پیدا می اما این متعلق به است. بدن او و بزم ها از ماچادو ماچادو، وحشت، افسانه، تخیل و آیین نامه های پلیس را گرد هم می تا یک ژانر و انگیز مخصوص را بسازد. چیزی که هم از آن می و هم آن را می خواهیم. اختراعات فراوان و به کل هیپنوتیزم ای در این اما در هسته آن گرایی شناختی که به آن قدرت آن می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه