بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب بیرون



خاطره جالب عبد‌الله انوار از علامه طباطبایی/ چه کسی رضاخان را انتخاب کرد؟

خاطره جالب عبد‌الله انوار از علامه طباطبایی/ چه کسی رضاخان را انتخاب کرد؟


0 به تقریب، به نقل از ؛ عبد و است که عمر طولانی خود را صرف تحقیق و پژوهش است می کند و اش را در وقف است. پدرش سید یعقوب از روحانیونی بود که به سلک طلبان پیوست. از سید عبد ذهنی حاذق است که بعد از 94 سال تواناست. در بدو به های می که همه را است. جای چند نفر شده است. ازدواج نکرده است اما همه شده است. قصدم از گفت وگو با شنیدن ناشنیده های از از این بود که در این نقش اند پیرمرد با آنان و برخاست است . اما نگار وار از این می گوید و برداشت اش از است و جا بحث دارد. وی از های و آن در ٨ دهه سو دارد. درک از های و در سال دهه دو دهه در بخش های خطی دارد. ها و های از این در جایگاه شفاهی می تواند یافته ارزشمند در دسترس پژوهشگران و مندان جای دهد. با به در ریاضی، فلسفه، و ادبیات، خود را دامن دانش رهانید. در سال 1303 خورشیدی در شد. نسب به نامدار عصر صفوی سید نعمت جزایری می و نام خانوادگی نیز از وی نعمانیه شده است. مادرش عموی علی خان امین الدوله بود. *جناب شما در یک ـ و با از تا آریان پور ، آل ،سید فردید و به نوعی با جریانات مرتبط و طی این هشت دهه تحولات را شاهد بودید.در سخن ای از ، پدر شما با این که یک بود اما شد؟ من در و و با یک در فقه شیخ بود. وی شش تا هفت ماه حسن و در نیز و سپس حسن شد. وی را نزد از و حتی او حسن را در نیز درک بود. حسن را خوب می که در مصر چاپ و می شد را می و سر درس را می داد پدر بعد از این درس با مثل شد و به پیوست. با ملک و سپس شد و را کرد را باغ شاه بردند و بر گردنش زنجیر آویختند. های آن با قابل قیاس نیست. پدر محاکمه و از به نور تبعید شد و پس از فتح به دعوت حسین خان سپهسالار به آمد. *چطور شد که سرانجام منتهی به رضا شاه شد و پیش که مشروعه از به پیوست؟ در از بین رفت اما به از هم پاشید چند قحطی بزرگ به به گونه ای که خود دعا می کرد که را ترک کند.حکومتی ها در فکر این مردی بیاید تا را حل کند. *آیا این اتفاقات از جبر زمانه از جوانان با خود نیستند در اگر کسی تصمیم ، می از به مشهد سفر کند در به ها و را لخت می حتی یکی از گردشگران آلمانی که در آن به نقل می کرد که گدایی پوشیده تا نگیرد. در این مسائل این چنینی باعث شد که بر سر کار آمدن شود. به محض وسیدضیاء درایران ، همه از تا مشیرالدوله و موتمن الملک ، تا پدر تا حس می به درد می او شدند.بعدها حتی پدر من نیزمغضوب رضا شاه شد . *علت مغضوب شدن پدر شما چه به بود بعد از اختلاف و غضب گرفت. *شما در خاطراتتان که مادرتان بعد از قضیه کشف از و پدر نیز از به نرود، در ساخت. این را تا سبک آن را به ویژه در نوع پوشیدن، معاشرت وغذاخوردن که در مغفول مانده از شاه به سبک کرد حتی که به می که روش غذا ما با ها است این طور شد که در کشف از نرفت. *از این این را چون سبک نوع و در گم می شود و دارد. قبل از کشف بود. هر ای را که به نظر من نبود. حتی پس از به تحت این کرد تا از خود را حتی را در داد. *در حد و آیا در حد و بعد از از بین رفت و بود. از هم شده بود. در به سمت ها و از ترس شدن ها که روس بود را عوض کرد. از از به ور حتی در با را پیش از این او در مصر بعد از شد به آمد. بعد از جنگ شد شد که را ترک کند و به او که یک نفر کن . که در آق و نیز را یافت. را رضا خان تب اما بود من که را کرد. در گفت با در بود رضا خان سی را و که از همه است. با اگر را به دست با اما بعد از به بود که من قصد این را که را از کنم خود او ای به و برادر نیز مزاحمت ایجاد میکند. *آیا را نخست وزیری ؟ بله اینگونه به نظر می و از تا با الوزرایی یا سردار سپه بودند. *آقای چطور؟ خیر، با اما در شیخ خزعل را بود. من هفده ساله که از رفت. *برخی که با ها بست خائنانه ای بود. را مفصل تقی نوشت. این به کوشش تقی زاده، ذکاءالملک ،علی در حال تدوین بود که از روی عصبانیت را در آتش انداخت. پس از آن ها آمدند.انگلیس ها در جنگ جهانی اول همانطور که چنین . ها نفت خود را به فرستادند. نفت با کرد و تهدید کرد که در صورت عدم انعقاد نیروهایشان را در خلیج پیاده می کنند. تقی می گفت که ما مبهوت شدیم! . *یعنی در جنگ ، را پذیرفت؟ بله، من از دفاع نمی کنم اما را می کنم. تقی می گفت که مسئله اما نفت بود و ها هم می که ما نفت را می چون آن نه روس ها نه ها و نه هیچ با را نداشتند. * چون رضا خان بود نگذاشت کسی در با ها نفتی ببندد. را به بیش از حد به ها از خلع کردند. همه راه آهن ها را ها در کشیدند. در قراردادی که با ها بست اشتباه کرد و از کار برکنار شد. در به همین نمی توانستیم را لغو کنیم. بعد از شدن لغو شد. میرزاعلی بهترین آئین و دادرسی را نوشت. * یک جمله که ما را نکردیم و ما را کرد و این سخن به این معنی است که از تحصیلکرده ها ی ما در آن جذب حزب می شدند. آیا شما به حزب آن روز حزب در تاسیس شد. به افتضاح روزهای آخرش نرسیده بود. من دو تا استاد درجه یک به نام نورایی و محمود صناعی که مرا تشویق عضو حزب شوم. و انشعابیون حزب بودند. تزار بود که رنگ عوض کرد. * اعضای حزب تا که حزب در کشورغیرقانونی شد روسیه را پذیرفته اما مانند نپذیرفت از چه * شما در 28 1320 کجا بودید. با سرلشکر که آن موقع بود به که در حال تخریب بود. صبح روز به مجلس و در حال که ساعت 11 صبح معاون بود و به که در مشغول بود آقایان تشریف ببرید وضعیت غیر عادی است و من و بعد از ظهر به سمت و که 28 شده بود و تانک آورده و به کمک را ویران و روشنفکران به بی تفاوت نشدند و بعد از چند مقاله و به کرد. آل تا آخر عمر مبارز بود از نسل جوان به خاطر او انتقاداتی به دارند که در حالی که به ها بود. *یکی از شهریور1320 است. شما با آل آن دوستی . ما در دانشسرا هم های را اما تا انتها با هم دوست بودیم. *از نظر آل و به هم بودند؟ بله. در بین ها با سواد بود کسی بود که مارکس را خواند و مارکسیسم را خوب می شناخت. دو نفر در آن به کردن یکی مارشال تیتو جمهور اسبق یوگسلاوی و بود اما چون مقامی سخنانش نگرفت. او به می گفت این راهی که شما می روید به ترکستان است و را به ورطه می کشاند. *با به درک آن چه از سال 1328 تا شهریور 1332 که این اندازه در برجسته شده چون در آن اما از قلم ها بسته شد. *برگردیم به خودتان. شد که شما را در کردید اما دادید و خواندید. پدر شما بود که چرا نمی خوانی اما اعتباریات میخوانی؟ من هفتاد و اندی سال پیش می خواستم وارد شوم در سال 21 اصلا کنکوری نداشت. چون اندکی که قصد دروس عالیه بخوانند بود که کننده چون که نیز قادر در کنند. هزار نفر آن که از این بین سی نفر پذیرش می و من یکی از بودم. بود که تا اصیل هست چرا اعتباری کنی؟ من هم را و در دانشکده هم می خواندم. *شما هم و با هم من جامع المقدمات و را ام. چهار جلد مقدمات و که صرف و نحو قدیمی بود را با دقت ام. سیوطیرا نزد را رضا به من می گفت که از طلبه های قم هست تازگی هم متأهل شده است و چهل شهریه دریافت می کند و من حاضر شدم درسال 1330 صد به بدهم تا او شرح هادی را به من یاد دهد . من به که من شرح را می خوانم هر جا اشکال شما برایم دهید شش ماه من درس را فرا گرفتم بعد از آن گفت که به این روش به کسی درس نمی دهد. *خاطره ای از دارید؟ فرد شریفی بود یک روز است که به من گفت در خلوتش با خدا صحبت می و از نظر عقلی به این که نمیتواند در نظر گرفتن یاد و نام و ذکر خدا امکان باشد. من باعلامه هم ارتباطات به من او مرد ریاضت کشیده ای بود همه های اسفار را بود و که به رفت اش رونق . ای از دارم است که در حکمت و که آن نام یافت. او پنج شنبه ها غروب می رفت و من هم آن می رفتم. است که دو به که از کلمبیا مافوق لیسانس و چند بحث درباره وقتی را دیدند در خواستند چند از اما آستین داشتند، من هم آنجا نقش مترجم را داشتم. من به دخترها که یک قدیس است و شما چرا با این اینجا آمدید که به من گفت با باش. اجازه بده سوالاتشان را بپرسند. *شما با از پروفسور هشترودی تاجعفر و مطهری... بیش از کار دهد کار اداری . *مثل با هم رفاقت داشتید.؟ هر به می آمد به ما می آمد و با هم بحث های میکردیم او آدم شوخ طبعی بود. * آیا آل در سال های آخر عمرش به بله در آخر عمر به این بود که اگر دارای پول و مقام رسیدن به اهداف شخصی خود های می کند. عقاید به معاد تا دچار دگردیسی نشود و به کارکرد داشت. * تالیفات شما شرح و ترجمه نه من 11 جلد لغتنامه نوشتم. 10 جلد نسخ خطی نوشتم. هر چند اساتید الان با آن هستند. من به یک دانشجوی خانم که دکترای بود شما در یک واحد هم می یا مدنی می خواندید. دکتر عمید به ما درس می داد مثل یک به ما درس می داد. متاسفانه بی پرنسی بی در می بینیم یکی از چیزهای که را به ابتذال می کشد پول بی حد است. این که می بینید را بخشیدم تا من زنده ام در آن می کنم. معتقدم دین در ساری و آن روحانیت ما سمبل بودند. یکی از سرمشق های من در بود. من به اتفاق یکی از دوستانم دیدن به قم رفتیم. خانمش بود رفته نان بخرد و منتظر ماندیم و با یک سنگک در حال برگشت به است. * شما بین و فرق گذاشتید و معتقدید رضا خان بود اما قبل از بود. با فرق دارد. متناسب با قوانین اعمال می دهد اما مستبد هر امری را دیکته می کند شبیه هم باشند. بخشی از مشکلاتی که در کشورمان است فرهنگی است چون ما را در می کنیم. در کدام مثل ما تملق گویی دارد. که را علاقمند بود اختیار جدیدی را بگیرد نظام بروکراسی کار نمی کرد. *شما یکی از دوستان در تشکیل که آل بین و آل چه گذشت. آل در آن به انتقاد کرد و گفت شما نمی توانید را بگیرید و هم در آن نگفت من را می گیرم. پهلوی دوم چون بود می ظاهر را حفظ کند و می خود را به شاه کند. دو در آن روز چپگرا به رهبری به آذین و غیرچپگرا به نام آل احمد. من که به ملی آمد که به من گفت به شاه اما نباید سانسور دست باشد. به نظرم یکی از عامل های انقلاب ظلمی بود که به کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
در تجمع بزرگ «روحانیت صدای مردم» مدرسه علمیه مروی چه گذشت

در تجمع بزرگ «روحانیت صدای مردم» مدرسه علمیه مروی چه گذشت


به گزارش در جهت از و 20 مرداد راس ساعت 10 صبح با و در شد. این در جدی از سه از صبح با گسترده و آغاز شد. در این پلاکاردهایی حاوی مطالب 4 سال کمی در طول 3 سال این همه کرد گردند بهانه است مذاکره نشانه است ندای مرجعیت احقاق حق ملت در دست داشتند و خواستار تر و قوه با شدند. در این پس از حجت به و بر حکم قوه کرد و گفت: قوه هر چه تر حکم که است کند تا با این به عملکرد دلگرم شوند. در حجت در جمع خبرنگاران داشت: در طول این چهل سال با و های فراوانی است نیز ما یک جنگ احزاب از سوی شرک و کفر به و های که همه های حال و را در تا و هستیم. وی با با یک و ما با این نوع ها و ها داشت: از های به های و است که هم آن هستیم. همه از بخش از این و به سوء ها و سوء است. اگر تا به ما روی پای می ایستادیم و به های می و سه قوه عمل می ما نبودیم. گفت: رفع لازم است از همه ها مخصوصا بسیار متراکم دانشمندان جوانی که در این دارند و کارهایی شبیه معجزه انجام دادند کنند. به طور قطع با روحیه انقلابی و با عزم و اراده می توانند قطار و توسعه را روی ریل صادقانه تا ما در نباشیم. حجت با بخش از این ها سوء های و سوء عده ای از گفت: می هر سه قوه به های تا و باشند. در با به کرد: هدف از این در اول به و بود که به می و این به است تا در و درد را با همه درک می کند و به بی و با همه از است و هدف سوم به است تا و در و در به ذره ای و نکنند. در حجت و در گفت وگو با با از این و که با ها و ها دست را از تا بر گفت: است. وی افزود: نیز به با که در شده و در همه دست به جنگ زده و تا را به و را در دهند. حجت داشت: به به تا از این را از و است نمی ای به آن کند. حجت از کرد و گفت: در همه ها و است. وی افزود: از خود است و را که می می اما با همه ها و در همه با از در و پای است و اگر به از هیچ که به نفع نمی کند و این در از شد. حجت در به این که سه قوه چه نقش و ای رنج و کرد: مهم دست و است. وی افزود: و این است که هر سه قوه به خون با این را کنند. ما آن تا و در که روز بر و اگر در بخش ها نا بسامانی مشاهده به سرعت به آن رسیدگی کنند. و با را تا از حقوق و در پیشبرد و حرکت کرد: نباید گرفتار مطامع دنیوی و گری کسانی که ابتدا جیب را پر سپس به فکر به طور قطع لیاقت وکالت را ندارند. محمد طلبه در گفت وگو با درباره جایگاه گفت: راحل که فرمودند: اصیل روحانیتی است که به دهان که می کند، می زند. وی افزود: ما در این شرکت تا به این پیغام را برسانیم که در همه لحظات در ملت است. با براینکه در انتخابات دقت نظر تا افرادی و شایسته کنند، کرد: این حق که در بحرانی بگیرند و با زندگی خود را اداره کنند. وی با از داشت: خودش را سرباز ولایت می داند و این بیانگر آن است که هم است. در انتهای بیانه ای حجت احسان بی آزار تهرانی شد که در می خوانید: در این از شکوهمند که حقاً ساز حکومت (ع) می و متعال معماری، ساز چون خمینی (ره) را مأمور تشکیل این مقدس داد و جانشین جامع الشرائطی چون ناپذیرمان را که حضرت علی (ع) می که فرمود أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ به این امت فداکار و هزاران شهید و جانباز عنایت قطعاً تلاش های کفر واحد و تحریم را با شکست و این عقبه هم پشت سر گذاشته شد که مستلزم ذیل می 1- به عنوان شالوده ای که هستی بر آن استوار است که سبحان آن را قوام بخش امت و مایه دوری از حق کشی ها و گناهان و وسیله آسانی و گشایش داده است که می به صورت در احیا و با قضائی، اطلاعاتی و امنیتی، مسئله اصلی گیرد و است که دقیق، جزئی، کامل و همه جانبه در مشکل آفرینان و اخلال و که با بر نقدینگی ارز و سکه و را پسند و منافقانه روبه ورطه انحطاط پیش اند، می حدود جاری گشته تا موجب عبرت شریکان و خارجی و التیام تشنگان و گرداند. است و بهنگام، و اغماض با این و نفوذی های در سازمان های و و بازپس گیری اموال به شده آنان، امید و افتخار و که عمر خود و فرزندانشان را صرف آبیاری نهال خونین اند را نمود. 2- به رسول اعظم (ص) هرگاه بدعت ها ظهور پس عالِم خود را آشکار که اگر نکند شامل لعنت می باشد. بر فقها و قوم فرض است که در حقیقی و از انحراف های واقعی و در ایشان پرچم دار خیرخواهی و های درست باشد؛ و فشارهای را و خود پیشرو روشنگری و بر گردند؛ و را به خویشتن داری، پایمردی و تقوای رهنمون و و نهی از منکر را نمایند؛ گونه که تبارک وتعالی در آیه 63 سوره مائده است: چرا ربانی را از سخنان ناشایسته و حرام هایشان نهی نمی چه بد است که می و نیز بر طبق امیرالمؤمنین علی(ع): اگر اقوام گذشته نابود به جهت گناه و سکوت و مرگ و نهی ازمنکر بود. 3- سه منتخب که اند می در این نقش تاریخی خود را ایفا و هر چه اهرم های فشار بر را از بین ببرد و با توزیع و به اندازه ارزاق وکالاهای اساسی را سروسامان دهد و به حواشی، هر چه را سامان دهی و به هر شکل ممکن از سیر صعودی افزایش قیمت ها و را به حالت عادی برگرداند؛ و با دقیق های و سودجویی را مسدود نماید. 4- دولت ضمن سرمشق دادن تدابیر مقام رهبری در (نقدینگی، مسکن، وام قرض الحسنه، از تولیدکنندگان متوسط و کوچک) را جذب و با تعامل بازار و تشکلات مردمی، قرارگاه سازندگی و جهادی، اولویت برنامه های خود را اصلاح و سفره و جیب و خرید را ارتقاء دهد. 5- امت شهیدپرور، پیشکسوتان جهاد، مؤمنین، بازاریان، دانشجویان و اصناف مختلف با بسیج به آمده و همه سرمایه ها و استعداد های خود را در فعال نمایند. 6- از محضر مبارک اسلامی(مدظله العالی) تقاضا می کنیم موکدا به مقامات قضایی دستور بفرمایند با حذف زاید از فرایند کند و فرسایشی دادرسی، در بیت المال که ایادی استکبارند بطور جدی تسریع ، بدین سان کارآمدی و فقه در حل غامض و برقراری نظم و امنیت را عملا به اثبات رسانند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دولت رفتار خود را قرآنی کند، مشکلات حل خواهد شد

دولت رفتار خود را قرآنی کند، مشکلات حل خواهد شد


به گزارش تقریب، ، مترجم و و در خود در های گفت: در مبارک می فرماید: عبد کسی است که با همه های و به تر، ربش و است و این را نمی رود و چون از یاد نمی را می دهد. با این هم درک می کند که کسی در این دوستش و با این درک می کند که کسی در این هستی به او ندارد. وی افزود: طرف او دفع هر برنامه ای است که با خدا مخالفت دارد. در حقیقت، یک موجود لا اله الا گوی است که خدا و و هر نوع و ای را که اش دفع می کند تا به و او ای نشود. داشت: آدم در بود که او را ولی یکی از تا 10 سال در دهه پای می آمد. هم من بعد از پیش او می و یک با او می و از آن آدم من می کرد. این آدم از ایل بود. این در هشتاد-نود سال پیش با شدن این حال به طرف چند در کشیده می شود و از آنجا مجذوب حضرت ابی الحسین(ع) می از همان منطقه به کربلا می رود و در آن حالش در حرم ابی عبدالله(ع) توسلی می کند و به او عنایت می شود. همه منوط به این است که بین و خدا، الهی، و ائمه(ع) وجود نداشته باشد. وی داد: 30 نفر هشت روز در برابر قوی ترین حال قرار داشتند، معطل ماندند تا به دست مختار نابود و دوزخی شدند؛ اما از این 30 نفر یک نفر حال کرد و حر بن یزید ریاحی شد. با ما در زیارت ابی عبدالله(ع)، او را از اولیا و اصفیای خدا می خوانیم. چه مدت طول کشید تا از خدا شد؟ نصف روز هم طول نکشید؛ چون اول طلوع آفتاب آمد و در پیشگاه ولی خدا که صاحب همه جور نفس شد. از اولین نفراتی بود که ظهر نشده، شد؛ اگر با ولی جدی و را به ولی خدا و صفی خدا می کند. در است با در داشت: در کسی به او کرد و گفت: گره از باز نمی شود. به او گفت: داری. گفت: گفت: با زن و بچه ات تلخ است و نمی به تو برسد. ات قفل آن هم این است که راه و را با زن و بچه ات عوض کنی و راه نداری. آن مرد می من می و با زن و بچه ام است. گفت: را عوض همه های خشک در ام پر آب شد و شدم. یا خود آدم بین او و خدا یا یک به او که تو در این که یک را کن، گره باز می حل می می شود. زن و نه مرد وی افزود: زن و بچه ها خدا نه زن مرد است و نه بچه ها مرد هستند. با و بچه با خدا باشد. ما علم غیب هم ما 2 از ما آن وقت باشیم. ما بعد بچه به و در که ما را با آن ها رو کنند. بچه است و من درک نمی کنم چه می شود. زن است و درک نمی کنم با که می چه می شود. هم راه را یاد و هم را را حل و گفت: آدم هم راه را بلد و هم را بشناسد. با به من سال با و هم در کار ام؛ هم را ام که تا بنا بر که به ما این 10 چاپ شده هم 30 جلد فقط با لطف خدا ام که هر 24 است. من سال روی کار ام، این 6 و و شصت و چند آیه به طور هر یک آیه اش، حل یا کارهایی است. رفت از همه به عمل وی داد: چه کسی می یونس(ع) را از شکم بدهد؟ چه کسی می در چند دریا، آن نهنگی را کند که در شکمش حبس است؟ اگر جنس دو پا می یونس(ع) را چند را صید می می کشت و شکمشان را پاره می کرد تا یونس(ع) را در می آورد. این هم نداشت، چون هیچ کس خبر نداشت؛ بعد هم مجید می گوید: شب، عمق آب، معده نهنگ؛ فَنادیٰ فِی (سوره آیه 87)، این محبوس، نه در یک تاریکی، در سه متراکم حبس بود و در زندانش هم بود که این هم دست کسی نبود. من ها مطالعه می این های قوی هیکل پانصد دندان دارند؛ چه کسی می برود و را باز کند؟ این داشت: گوش خود را بگذارد و بگوید یونس، می توانم دهم؟ نبود. کرد؟ گفته های در شکم نهنگ، یک آیه شده است: فَنٰادیٰ فِی أنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَک إِنِّی کنْتُ اَلظّٰالِمِینَ ، آیه بود که جنبه دعایی فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّینٰاهُ اَلْغَمِّ وَ کذٰلِک نُنْجِی اَلْمُؤْمِنِینَ (سوره آیه 88)، گشایش ای مؤمنین! می از نجاتتان بدهم، دست من است و ما است. و به سفارش رسول خدا(ص) عمل به و خاطرنشان کرد: روایتی از پیامبر(ص) در اواخر جلد دوم اصول کافی ، باب فضل آمده: ، روزگاری که به شما های شب حمله رفت از همه به عمل و را از محجوریت در خانه، زندگی، و عمل درآورید و آن را کنید. از و کند وی گفت: اگر بخواهد از بیاید، کل را سپس حل می 40 سال است که گفتند یهودی در آمریکا یا روسی یا ایرانی حل چه گفت، اما حل نشد؛ ولی امیرالمؤمنین(ع) چهار سال و هفت ماه با حکومت کرد و علنی روی فرمودند: خانه ای را در مملکتم بی آب و نان نمی شناسم! نداشتند، البته اجتماعی داشتند که آن تقصیر خودشان ولی امیرالمؤمنین(ع) را خوب با حل کرد. خطاب به گفت: شما می مشکلاتتان حل یک مقدار از و و به بیشتر محبت کنید، می حل بعضی چیزها را از حذف کنید؛ چون هر چه جان می و پول گیر می آورند، درصد بالایی اش را به طرق مختلف به شما بدهند و رنج می کشند. با هم هماهنگ نمی شوید، حل نمی شود. این اکرم(ص) است: . به نظرم شما 10 تا از چهره های علمی برجسته با حال مسلک متصل به را هفته ای یک بار دعوت و از آن ها حل بخواهید. شما این طور آدم ها را بین خودتان ندارید، لذا می و چهل سال هم هست که مانده است. را نه ظاهری، آن موانعی را کرد که را است. تا زمانی که در و کردار با در هستید، نمی کند مؤلف کتاب شرح دعای کمیل به حجاب که اکثر ها به دور خود کردند و تصریح کرد: کاملی دور خود که وقتی نازل می از آن بالای رد می شود و نمی شکافد که دهد. از این برو، همه کارهایت حل می شود. خدا که در فرموده است: یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ (سوره بقره، آیه 185)، من راحتی و آسانی شما را می خواهم؛ پس چرا ما نیستیم؟ ما از دست خودمان نیستیم. وی گفت: با در قلب آدم روی یک صندلی و کرسی بغل هم نمی نشینند، با سر یک سفره نمی نشیند، بهشت و جهنم با هم رفاقتی که دست در گردن همدیگر کنند، ضد هم و حق و باطل ندارند. و ابراهیم ندارند، مگر از نمرودبودن به عنوان یک بیاید؛ اگر فرعونیت را بر می او هم جزو موسی(ع) می شد؛ اما برنداشت و تضاد ماند. در صورت برچیده شدن خیمه تضاد، وحدت می شود؛ والا من تا با در لقمه ام، اخلاقم، و کردارم در ارتباطم، حال این یا هوای خودم است یا بیرونی ها یا فرهنگ های یهود و مسیحیت امروز الا نمی کند. به آیه ای از و داشت: این آیه 124 است و امام ششم(ع) می فرمایند ما هم هست: وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّهً یهْدُونَ بِأَمْرِنٰا (سوره آیه 73). آن ها تا بودند، رشته هدایت را فقط و فقط به فرمان من عملی می کردند، وَ أَوْحَینٰا إِلَیهِمْ فِعْلَ اَلْخَیرٰاتِ وَ إِقٰامَ اَلصَّلاٰهِ وَ إِیتٰاءَ اَلزَّکٰاهِ ، وَ کٰانُوا لَنٰا عٰابِدِینَ . اهل این قدر بدانید که و من بودند و بندگانی که اجازه ظهور بین بندگیشان و من ندادند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
شاخص‌ترین جاذبه گردشگری تایباد؛ مزار مولانا زین‌الدین

شاخص‌ترین جاذبه گردشگری تایباد؛ مزار مولانا زین‌الدین


به زین یکى از برجسته قرن هشتم هجرى، معاصر با تیمورلنگ و حافظ شیرازى و در سال 791 هـ.ق است.بیشتر نام زین را زین ثبت اند. اما است: نام نام جد او شیخ زین علی است. او بر که مشهور و در نفحات مذکور است، باور نداریم. در ظاهر شاگرد نظام هروی است اما در طریقت او را و نامقی دانسته اند:به واسطه ورزش شریعت و متابعت سنت، ابواب باطنی بر وی مفتوح شده است و احوال و مقامات عالیه ارباب ولایت میسر گشته؛ و وی به است. است شیخ به مدت هفت سال از با پای به می رفت. در ای در شیخ می و به می شد. این را می کرد تا پس از هفت سال به پیش شیخ و سی سال بعد از آن شیخ وی را به کرد. زین به رفت و و و از طوس کرد. در طوس با یکی از به نام کرد و پس از آن هر سال یک از خود را نزد می تا وی را و به او بیاورند. در زین در شده است. محل قبر در و در آن، و در شده است.در شده است و دو لوح یکى بر روى قبر و در سر آن به صورت افراشته داده شده اند. در سر قبر، سنگ که بر اساس آن مشخص مى شود که معجر در سال 1030 هـ.ق شخصى به نام "خواجه درویش" تقدیم شده است. در مزبور، مجللى که در سال 848 هـ.ق پیراحمد خوافى شاهرخ، پسر جهت و نمازخانه بنا گردیده است. نقشه بنا گنبدخانه اى چهارتاقى با ایوانى رفیع در جلوى آن و با اتاق هاى دوطبقه اى در است. بنا رفیعى با تاق آهنگ است که در دو سوى آن، غرفه هاى دو اى گرفته است. راه به اول هر یک از آن ها، از کنار و راه به دوم، از است که در بنا دارند. در پشت شش طاق نما دارد. تمامى سطوح و تاق هاى هاى آن، با از نره ndash; به شیوه معقلى و شده است. شاه نشین با پوشش نیم با سازى ها و و بر فراز آن با از سه کنج هاى شده و کاربندى شده است. در شده است که به هاى و به پشت بام راه مى یابند و ورودى آن ها از بناست. داخلى در گذشته، از طریق هاى شمالى و جنوبى نیز به راه که امروزه مسدود داست. با قاب هاى ساده آجرى و و آن با معقلى، و تلفیق سنگ و شده است. عناصر تزئینى نقوش گیاهى، هندسى و هاست. پیشانى آن و زیر کلاهک مناره ها و حاشیه قوس را با هاى نره فیروزه اى و لاجوردى که از اند. در محرابى است که در چند دهه قبل، راهى از آن به بنایى که در پشت باز اند. در این دو چله خانه شده است. به استناد موجود، کار ساختمان بنای در سال 848 ه.ق مقارن با زمامداری شاهرخ پسر به پایان رسیده و بدستور پیر خوافی با درایت وی است. بنا نیز بزرگترین ایران درآن دوران برادران و قوام شیرازی اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
هرگونه شعار سیاسی و توهین به پرچم جمهوری اسلامی را محکوم می‌کنیم/ استقلالی‌ها هواداران تراکتور را تحریک کردند

هرگونه شعار سیاسی و توهین به پرچم جمهوری اسلامی را محکوم می‌کنیم/ استقلالی‌ها هواداران تراکتور را تحریک کردند


تقریب ndash; رخ در و در در های ای است. شدن و که پیش از این نیز در دیدارهای تیم مشاهده شده بود مناسبی های از کرد تا با وام از این را بدهند! مرتضی موسوی زنوز، معاون و مدیر روابط عمومی در گفت و گو با مشرق، درباره علت اصلی وقوع این در جمعه شب گذشته توضیحاتی داد. متن این پرسش و در می آید: *چه رخ داد که شد؟ - ما با تا در یک به برویم. از و ولی پیش از به رخ داد که از ما را کردند. این از شد و از آنجا به یافت. ولی در رخ نداد و یک تعداد کمی که این مشکل را کردند. این درگیری بین دو طرف رخ داد و فقط نبودند. از طرف 7، 8 که هم دادند. * اما می شد؟ - نسبت به این قبیل مسائل مواضع مشخصی و ما شعار را به شدت می کنیم. * به نظر می رسید آن شعارها از سمت می آمد؟ - عده ای از ولی آن که ما می نبودند. را به می و خود و شان فقط تیم بود. ولی می در که هیچ و فقط 7،8 که و فکر می کنم به حجب و که از هم بگیرند. اگر را آیا می شود در این کرد یا نه؟ می را کرد یا نه؟ فحش های که دور از و است و از ها می شد. * اما شد که می داد در جمع است؟ - چون در همه ها به شکل خودجوش می آیند و یک عده ای هم را به بهانه بین جا بزنند تا اهداف خاص را ولی باز هم تأکید می که توهین به جمهوری را می کند. * شرایط میزبانی ها خوب - در چندتا عکس اند و گذاشته اند که این در که اگر سنگهایی که به سمت می آمد را فیلم و عکس می گرفتند می داد که چه با شد. ما تیم و نوازی را می دیدیم که این نیفتاد. هرچند که کمک تا نظم برقرار باشد ولی خب یک عده هم که از در ضلع شرقی بسیار که اگر باعث شرم همه است. به هیچ وجه چنین را نمی پذیرد و ندارد. ما این را تأیید نمی کنیم. * مجروح هم داشتید؟ - رییس هم از ها سنگ خورد و سرش شکست. از کلی بیمارستانی داشتیم. ولی کسی را نمی کند و اگر از امور پزشکی آمار می کند که چه کسی به این دامن می زد. * از با حضور حقیقت دارد؟ - در این باره گفت تقاضای ما از ها این است که این را نکنند، خط را نگیرند. ها ساز نه اینکه از جریانات خط بگیرند. در این می افتد و نقطه بد آن این است که ها هم از آن می گیرند. به نظر ما هیچ رخ نداده است. البته حوادثی و طبیعی است چون که عده ای از ما دادند. اما بین آن همه جمعیت خبری نبود و و تیم را می و اصلا بحث و ما تیم و بوجود نیامده است. * اما دارید پیش از این هم در و با مضمون یا شده - اگر شعاری در شده دلیلش این است که آذری ها تعصب به آذربایجان و زبان شان دارند و اگر کسی به این کند می شوند. فراموش نکنید را می هیچ وقت آذربایجانی و یا به کننده این نبوده و نیستند و نخواهند بود. چرا که کار با صورت است. ما اکثرشان دبیر آموزش و پرورش و بین دکتر و مهندس داریم و هرگز سرنمی دهند که جامعه را برهم بریزند. * پس این چرا رخ می دهند؟ - شما دیدید در با فولاد در تهران چه علیه خوزستانی ها دادند؟ نتیجه اش چه شد؟ در خوزستان چه رخ داد؟ چرا این نمی شود؟ چرا کسی را نمی کند؟ اما یک در را اینگونه بزرگ می کنند. ما هیچ با تیم نداشتیم. هم آمدند ما گل پرتاب و داد و ما دادیم به ای که در جهت همدلی و رعایت شئونات و در بود ولی است که عده ای این را دوست ندارند. فقط باز هم از ها خواهش می کنم که تحت سازی ها نگیرند. چشم بینا و گوش شنواست. لطفا بر اساس اتفاقاتی که رخ ماجرا را قضاوت نه های شکل شده.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
تبعید آرمان به قاب های طلاکوب

تبعید آرمان به قاب های طلاکوب


تهران- ایرنا- خاص و و برق از گاه از می و و هم مدت ها است به راه و هر روز ابعادی تازه می یابد. بخش مهمی از دلایل این لوکس گرایی در شکاف میان آرمان های چهل سال پیش و اهداف و واقعیات اکنون قابل جست وجو است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند

مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: به فخر رازی مرا به یاد و و و نشر می اندازد، که با بیش از چهار دهه قدمت، علیرغم که نشر آن ها را از سال 1355 و با و انگیزه به می دهد و با سه در و دارد. که نشر را به این رسانده و از کجا به این در یک روز گرم مردادماه به نشرش و او در گپ وگفتی صمیمانه از اش از که در پیک می و در می است. از اش با رضا نژاد، و رضا رهگذر(محمدرضا سرشار) و گفت که در نشر با آن دست به گریبان که در می خوانید. شما با و نشر از چه و گرفت؟ من متولد 6 1333 در و خرقان و چلنجر هستم. تا 5 در پدر و و در شدم و از که به با پول در غرب در که در آن آریانا نامیده می شد زمینی را و ای ساخته بود تا ما بتوانیم از روستایمان به کوچ و در شویم. که من 5 این را و از به رفت و آمد می کردیم. مخالف کوچ ما از به بود و از این کار جلوگیری می کرد. چون در ملک و املاک و می داد فرزندان و نوه در کنند. از 5 تا 7 در بین و رفت و آمد تا سال 1341 90 از ما و فوت عده ای از از و ام ای شد تا از سال 1341 به کوچ و در 150 را که یک و یک بود شویم. با اول را در اما به کوچ به و ای که رخ بود ای اول از بگیریم و شدم در دبستانی در اول را بخوانم. به در از همکلاسی بزرگتر بودم. به من آذری سال های اول، دوم و سوم به گذشت چون هم فارسی یاد و هم درس بخوانم. تا به های چهارم و رسیدم. در آن در هاشمی، روی علی اکبر، ای به نام ساسان که چهارم، و ششم را در این درس می و چون من به درس ها قوی تر بود که و نمی آمد به خبر می داد که من به بچه ها تدریس کنم و این موارد اتفاق می افتاد اما نمراتم در دروس اعم از و و و ... بود و با می گرفتم. که مرا صدا زد و به نام پیک به من داد و گفت را به بچه ها بفروش. در که این ها چه هستند. روز اول از آن ها را به بچه ها و را با به و به و این کار و به این من با این با شعر و و شدم. و ششم در به ای پیک بودم. در بود که ششم می از ما امتحان بگیرد اما چون بچه ها از من از بچه ها پول جمع کنم و بخرم اما از بچه ها پول و من بتوانم به همه آموزان کنم شدم با فروشنده چانه بزنم و را بیاورم. از این جریان باخبر شد از این حرکت من خوشحال شد و مرا کرد و این جرقه های من با روش های و در بود. چه شد که به روی آوردید؟ در آن سال با تعطیلی و تحصیلات و قبل از دبیرستان، به خودجوش و با های در به کار کردن کردم. خالی بود و کسب و در کنم. در می و به و جغرافیای که رنگی بود در و این شروعی بود کتاب. در آن های دوطبقه ای که با یک بلیط ما را جابجا می و به شهر می بردند. با ام در نشستیم و به شهر رفتیم. در بین الحرمین تابلوهای و ... ام را جلب کردند. شدم و بچه ها سیندرلا و شنل قرمزی یا آیا ما مسلمان را جلب کرد. به دو بسته از این ها را و آن ها را به بردیم. این کار باعث شد هم این ها را بخوانیم و هم بفروشیم. بعد از تعطیلات در دبیرستانی به نام ستارخان که در بود ثبت نام و در به در دهم. اما که درس شد با ها در حال درس همه فکر و ذکر من در بود. سال های اول و دوم را با 5 تا 7 تجدیدی به زور گذراندم. و در سوم که 14 ترک و جدی که کار در را دهم. کم کم به و با معراجی، امیرکبیر، و نوجوانان، سروش، شناسنامه جیبی و شدم و از های و آن روز را و در می فروختم. کسب و آیا از که می می کسب و خوب بود. به یاد در بود که به در باب و به نام را در دیدم. یک جلد از آن را به و به اما پشت که رفت و از یک 50 تا 50 تا های را می و در می و ها و ها می گرفت. این سبب مند به این شغل شد و در به نیز بپردازم. در راه که می و به های راه می و در آن ها را می تا روش را از آن ها بیاموزم. چه گرفتید را راه بعد از چندسالی که به در می 19 که به می رفتم. از هم را بود و به و مقداری هم پس در بانک داشتم. با از دوستانم با به در همدان اعزام شدیم. بعد از طبق یکی از دوستان دایی ام، علی با انتقالم به موافقت شد و به در آخر پیروزی منتقل شدم و در بخش پشتیبانی به کار شدم. سه از ورودم بود که فرمانده به سربازانی که داد که 6 از و 5 صبح را کنند. من هم و را از در شرق به در غرب که سه طول کشید. های نظامی مرا شست و خشک و اتو کرد و من 5 صبح را به طولانی دارد. صبح روز بعد بود سربازها را کنند. در آن دادگر که بدنی بود و همسرش یک خانم امریکایی های تمیز و اتوکشیده مرا دید از من آمد و از من سئوالاتی پرسید و من هم شرح حالم را برایش توضیح و او آمد و به دفترش مرا به محل برد. من در اتاق را می و تلفن ها را می و در این 19 ماه به یک و پرسنلی شدم که صبح تا 2 در و بعدازظهرها هم به رسیدگی می کردم. هم که در طول می به میدان بهارستان می و در به سبب که با عطایی داشتم، می نشستم و های را تورق می کردم. کم کم به از نشر جلب شد. بعد از سربازی، به در کاملا بود و های در می بازگشتم و برادرهایم نیز در کسب و کار به من کمک می کردند. در 1354 که 21 یکی از سربازان هم ای ام به نام که هم بود و می دانست من دارم، کتابش را که در قم چاپ بود به من داد. چند روز بعد را من و من آن را در 1355 و این نشر بود. که چاپ چه نام از بود که می دهم نامش را نگویم. من این را در کردم. در آن در محل فعلی بود که ما ها را دریافت مجوز نشر به می و من را در ثبت کردم. در حسینی که امام جماعت محله مان بود و از بستگان ما نیز کتابچه ای را که گفت وگوهای آن روحانی بود به من داد و من به چاپ کردم. پس شما در نه. من در آن سال ها یکی از مشتریان نسل قم که آیت مکارم شیرازی راه بود و پرسش ها و پاسخ ها و راه در جستجوی خدا را می و در ام می که به سنی و بود. آن دو هم که من چاپ در قد و قواره و جنس ها بود 17-18 ها. بعد از به هم می در این ها و به و برگشتن سخت بود و شدم کار نشر جدی است و خاص را و از هم در بود و برادرم، هم که دو سال از من کوچکتر به بود و فقط 6 ماه از خدمتش باقی بعد از می توانست در کمکم کند. در با پول که از در به دست 40 در جای از و دکوراسیون زیبایی آن فراهم اما عکسی از آن ندارم. این یکی از های پررونق و پرفروش من بود و و دو استخدام کنم و بر انبوهی از افزار را هم و می فروختم. این را یک نامیدم و را که می کرد و در آن از برگشته را دو نامگذاری تا مشتریانم و آن ها را به یک می کرد تا ای که در راه جمع و را به کرد. بعد از آن را جدی و بعد از آن در و سه ای هم در که یک من یک و یک بود. از چه به طور جدی به سال 61 که شد من کم است. به نشر در من و و را گرفتم. ها در آن را که سود در پی و می اما ما ای نداشتیم. در آن با به نام صلح شدم که هم یکی از و و است. او در آن و بود و 7 بود که آن ها را چاپ به من داد. و و آخر . و این جدی کار من در نشر بود. پس جدی کار شما در نشر با بله که در سال 1355 در و بود و بعد از آن هم که های صلح را اما کار من در نشر و به جدی در سال 61 و در بود. تان در از چه دیر به در که بعد از چاپ صد و بود. شما به و بود یا نشر قبل از با نشر بعد از در نشر قبل از از به نشر رسیدند. نشر امیرکبیر. من هم جزء بودم. به در به می و این از یک سو و در و بچه ها به من و خود به خود با بچه ها شدم و به این سنی کردم. به در سال 1361 که با صلح شدم 8 چاپ و در آن ها نیز جزء سی ام و را چاپ می که باز هم به و می شد و کم کم به 20 رسید. بجز صلح در با چه کار می سال 1361 تا 1365 اوج و بود. در آن های نیا و داشتند. قبل از من فقط اسم و رضا را بودم. غیر از این ها و را نمی شناختم. تا در دهه اول از این و و شدند. بعد از 8 که از صلح در آن سال ها چاپ با 6 خوب نیز کار و و آب از و من فکر می کنم از با یک گل نمی شود طاقدیس، خلبان کوچولو داوود غفارزادگان و ... از که بعد از آن در نشر ما شد. محمدعلی بنی اسدی، وکیلی، علی خدایی و همه آن که حرفی در در آن که بود با ما کار می کردند. و تصویرگرانی که با ما کار می به 500 و می رسد. در نشرتان به اهمیت می در آن با مدیریت و در های و و و در که من 20 200 و من هم را به آن ها می دادم. در اثر این رفت و آمدها یک روز به من گفت رضا هایت را دیده و گفته که چاپ می کند است. سپس جست وجو و شدم که می رضا را در کنم. در با بایرامی، رضا و شدم و از رضا ضعف ها پرسیدم و او داد منظورم از بودن این است که روی و چون بچه ها در سنی حساسی است ها را با آن ها کنیم. نصحیت به دلم نشست و مرا به فکر فرو برد و دنبال کسی می که در نشر با او کنم و از کسی را به به من کند و او را به من کرد و ما یکسالی را با هم کردیم. من در آن در ای خریده در حاج نایب و غرب در را هم به شیرنژاد سپرده و در می کردم. بعد از آن در حقیقت و در مستقر شدم و را تعطیل و فقط غرب به گردش و نقدینگی که برپا بود. در رفت و آمدهایی که با با نشر ما 50 از او و آب و من فکر می کنم اثر و اگر ببارد باران اثر جمشیدی را چاپ کردم. و در این عناوین من به 70 رسید. بعد از درزمینه های تان با چه کسی می بعد از با گذشت، با ما شد و کمی بعد از حجوانی، با ما به به رسید. ماجرا از این بود که در آن روی ما در ای به نام می که پسر آن ها رضا (مدیر نشر افق) با برادر من در رفت و آمد می و بودند. یک روز صبح که آن ها عازم جبهه من آن ها را به عشرت آباد رساندم. دقیقا یک بعد از آن روز شد و رضا هم تیر خورد و در بیمارستان بستری شد. از آن من با رضا شد و کرد. سال 68 رضا به من گفت که به دوستش که در آن بخش و و بود نشر شود. من و که در آن یک موتور به هم پیوستیم و با به او تحصیلکرده بود و در آن لیسانس در که من در و مرا می کرد و من هم در فروشی، کتابخانه، نشر و او را می کردم. این تا سال 72 و من اتاقی در به رضا و هم هم من بود و هم رضا نژاد. بعد از رضا از ما رفت و را در جای داد اما از آن سال حال با ما قطع و یک روز در به به ما می آید و 28 سال است که با ما دارد، به فتاحی. و که چاپ می شود از فیلتر آن ها می گذرد. با سیل عظیمی از به نشر سرازیر شد و با ما کردند. پس از سوی می شد؟ با در یک که اینجا می کرد ها را می خواند، می کرد و نیز می داد با کار را با جدیت و ما با گرافیست و و ویراستار در نشر شد. در اثر ها در سال های از چاپ 30 تا 40 از ها خودداری کردیم، اما این ها در آرشیو موجود است. و از آن سال به بعد ویراستاران را و در حال در نشر گرافیک و بخش که 25 نفر در سازی کار می و یک روز در هم را که هر به دستمان می رسد می کنیم. تا به حال چه اید؟ حال سه ایم که آن ها در و است. لابه لای آن ها های ای در کلیات سعدی یا نهج البلاغه علی یا را نیز ایم که آن ها به 200 می رسد. آیا فکر می هایتان به سه برسد؟ که 10 چاپ در رویاهایم فکر می به 200 و فکر نمی که به برسد. از به من دو سال در کار می کردم. این دوسال بهترین دستاورد من از یادگرفتن به بایگانی و دفتری و بود و این مساله کمک به نشر من کرد. به یاد در آن سال ها کد درست 61/101 61 سال چاپ اول این است و 101 من که از 100 بودم. و اگر به فهرست ما این سندی است که چاپ اول های ما در آن دارد. چه گمنامی را در طول این سال ها به نشر مختلفی که در نشر چاپ شد. از این می به کنم که را در نشر و در حال از خوب است. او به نام من فکر می کنم از سوی نشر شد که هم جزء خوب به شمار می رود. صلح هم از بود که در نشر شد. هم که فقط یک چاپ و بعد هم رفتند و ماندگار نشدند اما از پدیدآورندگانی که ماندند و می به مریم کنم که را در کردیم. او در بود و کسی او را نمی شناخت. ما را به دوازده لالایی تابستانه و زمستانه چاپ کردیم. سپس از به آمد و از شاعرهای شده است. آیا که با شما کار می اند و به شده هم به با شما می یا بعد از شدن به سراغ اند؟ بعضی از آن ها اند اند. فقط پنج یا شش از را ما و با ما نکرد. از که از سال های با می توان به و کنم که را در ایم و هم با ما می یا نیا که سال های سال است با ما می کند و را می کنیم. در که می بدستتان می رسید؟ من به هیچ ای نگفتم که با من کند و به هیچ ای گرفتن کار ام. هر ای که با ما کار به ما است. من دو ویژگی که در نشر به آن پایبندم. نخست به هیچ ای نگفته ام که به من کار بده اما به از سفارش کار دوم که به ها می اما من هیچ وقت نداشتم. ما در کارمان نشسته ایم و خریداران و به ما می و هایمان را می خرند. را مجاب می تا به با شما دهند؟ این که ما ای را ببینیم و با او صحبت و به او بگوییم که منتظر بعدی اش تمایل و نیازی به پیگیری نمی بینم. و علی به ما و ارتباطی شکل و کرد. با به ارتباطات و گفت وگوهایی که با قطعا درد و دل هم با شما به نظر شما درد دل درد و دل و های کم، پایین، و حق کم است. به شغل دوم یا سوم است و پیش می آید شغل اول آن ها باشد. من بیش از 20 سال است که کار در نشر است. عضو و ام. و در های و و نشر مرا یک تیم می چرخاند. و در طول 30 که کارفرما 35 و افرادی که اند و اند به 150 نفر نمی رسد که این دهنده ثبات کارمندی است و کارمندهای بالای 20 سال سابقه کار در نشر دارم. تان با و در طول سال که در نشر ام تلاش ام تعامل با و باشم و با آن ها بیایم و از که های از اختلاف و در دادگاه های من هیچ ای در این مبنی براختلاف و با و ندارم. افتخار من این است که با همه و از هوشنگ مرادی کرمانی ام اما هربار که یکدیگر را می بینیم، احترام می گذاریم. از خاطراتتان با برایمان بگویید؟ کارکردن با ها و شیرینی که نمی خواهم به های آن کنم. یکی از خاطراتم گردد به که به نشر ما آمد و گفت که 20 مثل و متل است و از من که آن را چاپ کنم. این را در فراغتم سپس به که آیا باز هم از این متل ها و مثل ها داری و او گفت 10 تا مثل و متل هم و از او آن ها را نیز بیاورد تا بخوانم. بعد به او که در این متل ها و مثل ها قصه ای به نمی رفت که قصه است یکی از این قصه ها را نیز قدری بده و به از کن که آن هم شد را . من این مثل ها و متل ها را به ای دو به نام قصه های که جلد آن به نمی رفت و 19 مثل و متل و جلد آن را و 11 مثل و متل نام داشت. و این ها یک سال طول و بعد از چاپ شد با معمولی ای رو شد که راضی کننده بود. بعد از آن ها را به و با این بنویس و دو هم از با روش و کردم. بعد از آن از شمس هم دو به روش جمع کند و آن ها را نیز چاپ که نهایتا 6 شد. سپس آن ها را در ای به نام قصه های 72 قصه کردم. این به عامیانه بود و دهه 60 نوشتن آرامش و قلم بهتری هم گرفت. و با به 20 سال از انتشارش 20 بار چاپ شده است. 15 سال پیش در معاونت ای با مسجدجامعی تشکیل شد، همه از و درخواست که شود اما من در آن که ما توقعی از شما اما حمایت تان را در های با از ما اعمال و این کار کرد و این اثر در پشت به پیشنهادی به بچه ها شد. حالا که 20 سال از چاپ قصه های می از بخواهم تا دوم قصه های را و این است که من از این دارم. هم یک روز هم در از او 365 قصه 365 روز سال بنویسد که حجم کمی باشند. او کرد علی رغم به او گفت امکان پذیر نیست. بعد از 365 قصه من و عطیه سهرابی آن ها را نقاشی کرد و فرشید هم آن ها را کرد و 800 ای با 25هزار کردیم. این سال شد و جوایز را نیز از آن خود کرد و تلویزیون از من اجازه تا قصه های آن را هر شب بچه ها بخواند. در حال این با 110هزار چاپ می شود اما هرساله 200 تا 300 جلد از آن می رود. این مرجعی تا هر شب قصه ای بخواند. من از این ابتکارات در ام. از بین که که با شد و شما را به کار و در نشر مند کرد چه که از صلح و و با 20 تا 30هزار می شد و از سوی می گرفت. ها مرا مند کرد که را به و دهم. بعد از های صلح ها را با ها به 3تا 5هزار کاهش یافته بود اما با این تفکر که در حال یک کار این کار را تا سال 1371 که به از سوی شدم و به کار شدم. در سال 1372 از سوی و به شدم و باز هم تر شدم و شدم روندی را که ام درستی است. در حال از که ام 500 زنده اما 500 مرا نگه است. از بین این که تا به حال اید به کدامیک من بیش از و به همه های که ام دارم. 90 آن ها فکر و اندیشه که به ام 365 قصه 365 روز سال که و آن را دارم. به سه که 366 قصه و آن یک تیم 50 نفره از و 52 به نام های نارنجی و قصه 52 سال و هر یک که 7 قصه است بچه ها شده. بر این این ها را در یک به 366 قصه ام. که برگزیده جایزه جلال شد. از سفرهایی که به کشورهای ام را ام و آن را بچه ها ام. اگر را یا دهید، کدام را می که را می دهم. 12 قصه های بچه های که 3 یا 4 قصه آن را نیا و آن با کمک شده را نیز می دهم. این نیز از است که لیست های پیشنهادشده و شده است. همه قصه های این در 64 قصه نیز شده است و از های نشر که با رو شد. آیا پیش ای را چاپ به شما دهد و شما میلتان از چاپ آن امتناع بله، در سال 70 به نام شیرین تر از عسل را یکی از شده بود و آن را فیروزه گل محمدی بود. این کار در شده بود و کار فوق العاده بود و بعد از متوقف شده بود آن را چاپ نزد من آورد. اما چون اول بود و چاپ آن نیز مستلزم صرف بود چاپ آن را نکردم اما دلم می آن را چاپ کنم. که در نشر ما افراد به های و نشر می در که این کار نیازمند دقیق و حساب شده است که می تواند را نگه دارد. به است که ما در نشر که ها را می و های مناسب را چاپ می کنیم. و ها را رد می کنیم. آیا ای که باشید از او اما باشید؟ 30 سال پیش با رضا و کار کنم که نشد. اما بعدا از همه چاپ کردم. 22 سال پیش تن تن را که با رو شد. آیا پیش که که در یا به آن اید را و آن را با جدید نه. در و من به این شکل اما در 15 سال قبل به این که بچه های و ادراری بچه ها در کار است. در اروپا به بیش از 50 و در این و به ام و به تا کند آن ها را به نیا تا براساس آن ها بچه ها شعر بگوید و با به نام مامان بیا جیش شد. و تا به حال شاید بیش از 500هزار باشد. و بیش از 20 از این کار ما اند و با نیز را اند. های شما سال که با (واحد و قدیانی) می شود، چرا اسم را به نشر در سال 1365 شدم تلفظ اسم بچه ها است اما به نام شده بود و نام را به و کنم. در آن تنها که را تحت نام می کرد نشر بود که به بود. اما چون من از کلمه خوشم نمی آمد به جای و را کنم و در سال 65 این کار را دادم. های ما با نام می شود و بیش از 50 و از این کار من و را تحت و می کنند. که این کار به فرهنگسازی محسوب می شود. با به سال ها فعالیتی که در نشر اید، به نظر شما نشر و در سال های اخیر به دهه های چه و تحولاتی شده از تغییراتی که در این 40 سال در نشر این است که بی تر از دهه اول هستند. می نویسند. بی شده اند و به نظر کارشناسان می از قدیمی ای تر شده اند به اند و و دهه 60 اند. در هم از و کار که با از اینترنت می کنند، این شده اند و را می دانند. روزانه بیش از 5 یا 6 ایمیل از سوی یا و نوقلم به دست من می رسد که اگر در آن ها عمیق شوید می بینید از آن ها نمی آید اما با این وجود، سال 30 اثر از اولی ها را و چاپ می شود. از بیش از اندازه شده که به نشر و می زند. 90 تولید دست 100 است و نقش کمی دارند. نظرتان و کمک به و که نیز رو به در را می شناسم که و شده باشد. بزرگسالی که عمده شان در است و به دلشان نیز بچه ها اند. و در این نمی چون این است و و نیز جزء است. اما اصلی، کمک و که به یک تجارت این شده اند و در این دو دهه های اند و را به گرایی سوق اند و سطح فارغ التحصیلان را اند. از چون این دسته از نگران این که کنکور به است برچیده شود و به آن ها هم بهایی در که و خود و اعتباری در سطح دارند، با پول که در دست با از در و این شده اند و 99 که می به و این ها از سوی های در اندک می شود. و این ایی است که به نشر و اند و با گسترده ای که نیز ها به آن ها جلب شده است اما است اما به ای که این خواهند شد و این نمی توانند موفقی در نشر و باشند. و من به آن ها می کنم شان را و ویرایششان را جدی تر بگیرند. با روز به روز پولدارتر و روز به روز فقیرتر می موافقید؟ در نشر و ناشرانی که 30 تا 40 است در نشر و می که در دهه های 60 و 70 در و شده و حق های اند. اگر و را که در این کار و به اندبشمارید به انگشتان دو دست نمی رسند اما و که از این به اند به بیش از 50 نفر می رسد. من 50 سال است که در و کار می کنم از پدر من خان زاده و من از 18 هرچه درآمد ام پس ام و و یک ریال از من پول نگرفته اند و همه خرج و مخارج من برعهده پدر و است و هر که از عایدشان می شود به من می دهند. و آثارتان سعی اید با وپرورش و و برقرار و 200 چاپ می کند که با احتساب خرابی ها و 50 به ما دهد و خوب و به 9هزار و 800 هم می رسد. من از اوایل دهه 60 می با قرارداد را بنویسم، قراردادها از نظر شرعی در آن قید می که 10 تر چاپ می اما حق آن را به نمی دهیم و را که بر چاپ می شود صرف می کنم و آن را به مطبوعات، رسانه ها و کتابخانه ها می دهم. چون ما تلویزیونی نداریم. من هیچ جای و قدم ام. و ها را می و یا و صد از های یا 200 یا 300 از های ای می و هم در رد می شود. به و در و که با آن هستید چه ما در و است زیرا به هرحال به گونه ای را می کند. اما در جای می گیرد و که به اختصاصی به های و بپردازد در محدود است و دنیای ماه پیشونی که در باغ راه شده امیدی است که به های و ویترینی بدهد اما آن 6 است. این 6 را اگر به کل نشر و به صفر می رسد. اما هم هیاهوی به پا که صادقانه و هدف چیز است که پشت باغ را پنهان اند. شما هم هستید، تان با این از چه و شد؟ و 28 سال پیش از سوی 13 و که پخش و از های و بازاری که می دلخور بودند، شد. و سعی اند با سطح های و را بالا ببرند و و به استانداردی از نظر است و که از سوی شده و می شود این استانداردها را که عاملش است. این در نیز بی تاثیر است. من از ابتدای در این مدنی عضو و قبل از بشوم 2 سال هم سه سال است که هستم. در هم از سال 1355 عضو و 42 سال است که عضو آن و 16 سال هم عضو هیات مدیره تعاونی در طول 4 که نداشت و بخشی از حق و حقوق از دست صنف را از دست دولت و ریاست جمهوری و کنم و یک ماه است که به کوچ است. از به نشر و روی آوردید پشیمان نشدید؟ نه. هم به بچه ها دارم. به نمایشگاه می روم و در غرفه می نشینم و با مخاطبانی رو می شوم که می گویند ما 20 سال پیش با والدینمان به شما می و در پی و این حس خوشایند است. اگر نمی شدید چه کار می شدید؟ نمی دانم چه پاسخی به این بدهم. بچه ها شغل را از شان به ارث می برند. اما در ما چنین است چون پدربزرگ من در جنگ جهانی دوم عامل قندوشکر قزوین بود. او مرا به کار و در ام می کرد و از پدر و می به زور مرا وادار به درس نکنند. برهمین اساس من هم می کنم اگر ها که سربه زیر و اهل کار ولی ای به درس ندارند به آن ها فشار نیاورند. که سرکوچه ها سیگار می کشند و از آن ها مواظبت کنند. در مقاله خارجی می چرا اصرار به درس فرزندانتان است فرزند شما با سیکل تر از یک بیکار باشد. خود من دچار تکبر و غرور نشوم هروقت به می روم روی ای که می ایستم و به یاد می را که در کار می و به انبار می روم و کمک کارگرانم ها را جابه جا می کنم. از راست به حسینی، اگر یک روزتان را به تصویر بکشید آن را می 90درصد من از پنجشنبه تا یکشنبه است که ای را نمی پذیرم و سعی می کنم را به و سفر دهم روزهای را به کار می کنم. صبح ها که از می آیم به قوه قضاییه می روم تا بعدازظهر. از صبح به و می روم تا بعدازظهر. از صبح تا به نشر می روم. و را به شرکت در ها و جلسات با و می پردازم. را هم به می دهید؟ های ام به دست می اما که می کنم را می کنم. بدانم چه چاپ می کنم. چه و آیا نشر و در شما با همسرتان تاثیری سال 1359. همسرم من دبیر بود و ما به به نشر می شد. حاصل ما یک پسر و یک دختر بود که هر دو دارای ارشد و در نشر با من می کند. 18 سال پیش با مشارکت ای را و های را می و به دیگران سرویس می که به وضعیت نشر فقط های نشر را می کنیم. دو پسر که یکی از آن ها نشر و پسر او هم که شاگرد اول دانشگاه بود علی رغم در از بورسیه بود در نشر است و فروشگاهی مخصوص های و کنم تا به برادرزاده بتوانند در کار کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
​پایان 12 سال زندگی مخفیانه یک قاتل

​پایان 12 سال زندگی مخفیانه یک قاتل


به گزارش در نوشت: روز سال 84 در پی یک درگیری خونین که در یکی از خیابان های ورامین بین چند پسر رخ داد جوانی به نام رضا غرق در خون نقش بر شد و به نام که یک بود از محل گریخت. روز بعد یکی از این شد و در به گفت: من و در یکی از بودیم. کرد و در حال با یکی از که از هم بود شد از با رضا شد و با که ای به او زد کرد. با به که در به غیابی در 74سابق استان تهران به قصاص محکوم شد. پس از پنج سال به پنهانی در مشهد سکونت که در همانجا ازدواج وصاحب دو فرزند شده بود. او سپس به کنگاور کرمانشاه رفت و مدت 7 سال نیز در آنجا ساکن شد تا اینکه از طریق بستگان دور خانواده شناسایی شد و سرانجام پس از دوازده سال از سوی پلیس شد. این صبح دیروز بار دیگر در چهارم به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضورقاضی واعظی محاکمه شد اما به خاطرفوت پدر و مادر که دم بودند این بار مادربزرگ وخواهران و برادران به عنوان شاکیان شناخته شدند اما چون از این دم هیچ تحقیقی به عمل نیامده بود این برای انجام تحقیقات به دادسرا ارجاع شد تا نواقص رفع شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
فرهنگ، سبک زندگی را تغییر می دهد/اسلام تعاملات فرهنگی را می پذیرد

فرهنگ، سبک زندگی را تغییر می دهد/اسلام تعاملات فرهنگی را می پذیرد


به گزارش تقریب ،یکی از مهمترین در با و ای است که سعی در آن به این تا از شدن های بر و کنند. این وضعیت در مختلف، متفاوت است و به جایگاه و اهمیتی که و با این اند این به یا عدم می رسد. ما با غنی و که از این امر و های شده و می شود تا غنی و گیرد؛ از این رو، گفت وگوی شبستان با حجت الاسلام دکتر قاسم ترخان، عضو هیئت پژوهشگاه و اندیشه گوشه ای از این ها و راهکار با آن را بازخوانی ایم که به حضورتان تقدیم می شود: در رفتارهای و چه های و ها می ما ها و که این ها یا ها می شویم. همه ها، در سطح که از که یا از در با ها و های دین و هم در نیستند. آن است که ها را در شاهد هستیم؛ جشن که تا حدودی جا افتاده و آن را برگزار می در با های است. البته در این مجال قصد داوری ندارم، بحث را مطرح می کنم. همه ها در یک سطح و را طبقه کرد و بین ها تفکیک شد. دوم است که ها هستند؛ نیز سطح بود چراکه و غیرمذهبی هستند. متاسفانه، که یا این در ضعیف و کمرنگ به پذیرای این گونه از ها و جشن ها اما هم که در سطوح این ها را می پذیرند. به طوری که بعضاً نیز از سبک و الگوهای پیروی می در که از که این جشن ها خلاف های است لذا با تسامح برخورد می و می شاد باشیم و هم با شادی ندارد. موضع در این واردات سنت و چیست و چه برخوردی را تجویز می با به که به آن دوم این است که چه نوع و را در این است. را با ملت های و می پذیرد. که در و داشت. یکی از است که در آن این است که به یک هیچ را به است و این در نیز دارد. در بحث علم و و است. یکی از های علم و است که در داشت. و نقد در موج می زد، های و سپس با های می شد. با این اصل در است و هیچ با آن ندارد. که است صرف از های است. است که که آیا با دین یا خیر؟. اما سوم به و باز می که های و هستند. به این که به سبک می شود. و سبک جزو و در بحث است که خود نیز بر و که می و نوع و به خدا و همه و همه در سبک و که شما می است. بر است که سبک می اگر به این آن وقت و که به سبک و می شود که یکی از این است. در این جا نقش ها در و سبک را کنیم. از این در های ما آمده است و ها به طرق با آن بوده اند و در شده و نشدند. حضرت امیر(ع) در وظایف می فرمایند: ای من بر شما حقی دارم و شما نیز بر من حقی دارید. ولی حق شما بر من این است که همواره شما را نصحیت کنم و اندرز دهم و خیرخواهتان باشم و سرمایه های مالی و حقوقی تان را زیاد کنم و در جهل و نادانی نمانید در عمل خوش رفتار و مودب باشید، به و و تعلیم و شما قیام کنم. ها نقش آگاه به را بر عهده دارند. اگر که چه گوهر نابی را در اختیار به تن به های نمی دهند. اگر که چه های سخیفی را در خود زیر بار این دسته از ها نمی روند. از سوی به نیز می اگر ببینند که در عمل را که می در خود جاری و ساری نمی به تدریج سبک شان می کند. چه عناصری و چگونه در تقابل با دین و ما بر می آید؟ پاسخ به این پرسش می کنم به رهبری(مدظله العالی) در دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان سال گذشته که کردند: می کند های فکر و و و مانند اختلالند، تعطیلند؛ واقعاً آدم میکند. فرض بفرمایید این همه ما ی در مهم که شاید من بتوانم ده ی اصلیِ را بشمارم که مشکل است؛ فرض ی سینما، یک ی مهم [یعنی] ی مهمّی است که سینمای چه می از کجا می شود -حالا خارجی هم می فیلم ها- ی هنر و سینما که چیز کوچکی نیست؛ فرض ده ی این میشود کرد، اما ناگهان می بینید فرض فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، می شود ی اصلی؛ نامه نگاری می کنند! است که این که ی را از ی تشخیص نمی دهد و یک ی اصلاً بی اعتبارِ بی اهمّیّت را به یک ی اصلی، درشت می کنند. این های دارند، آن وقت اینجا جای همان آتش به اختیاری است که عرض کردم. با به له، نقش ها و مراکز در سبک و همچنین در بخشی و نوع رویکردها به دیده شود. مسئولی خودش از این بی بهره و را تشویق به نمی شود. از سوی که سبب می شوند در ما با همه فعالیت که انجام می شود؛ دشمنان ما و که می و مان را از بین ببرند های و از های می را کنند. فرآیندی که از آن به تهاجم یاد می شود و در آن از های می کند. من همیشه بودم که است نه وزیدن؛ حکایت آفتاب و باد است که با هم گذاشتند که کدامیک می با از نیروی خود تا انسانی که در آن حوالی بود خود را از تن در آورد؛ باد مغرور بود و به کرد و خیال می کرد که آن فرد با وزیدن، خود را در می در که آن شخص با شدید باد، خود را پوشاند. سپس خورشید به کرد و آن شخص از گرما با دست را در آورد. نیز از همین می کند. از این اصطلاحاً به روش قورباغه پخته یاد می شود که و ما را تحت تاثیر داده و به خزنده ها و خود را می کند. از چه می توان این مسیر و هدف را شناسایی و با آن کرد؟ که عوض سبک نیز می کند. طرحی را در پیاده کرد و طی آن با دولت این قرارداد بست. این طرح توانمندسازی در نام که آن حدود 200 میلیون دلار هزینه کرد و استدلال شان از طرح مذکور این بود که اگر بتوانیم زن ها را دهیم، می توانیم حداقل تا پنج نسل از افغان ها را دهیم! که را عوض سبک نیز می کند و ها و آن خواهد شد در این هیچ مشکلی در نمی شود. من باز هم از این که رهبری(مدظله العالی) به آن داشتند، می کنم، که نیازهای می شود. می کند که به این نتیجه برسد که شما است. می گفت: غرب کرد که با سهیم شدن در کارهای به شکل فعلی، جای مردان را بگیرند و نکردند که که جای در خانه است مردها نمی جای آنان را در فرزندان پُر کنند! مراد من از طرح این این مطلب بود که در تبلیغات و ریزی هایشان می از های و و های را در و با و دینی، را با مشکلات عدیده کنند. از نظر شما و دغدغه که در سایه آن و ظهور می چه قدر می تواند در بی چون و چرای های باشد؟ از مهم و در این باره است. در روایت داریم: اگر نباشید، نفس تان شما را به می کند ، از ناهنجاری های و که در به باز می گردد. نقش ها را در اشتغال زایی در نظر بگیریم. در این جریان نقش که چه را بپذیرند، ولی قطعاً دلیل اول و حتی دوم نیست. های در مجموع در قالب یک ویژه چه بسا و های در که بیکار بسیار از که از رفاه مناسبی برخوردارند. جشن یا برگزاری جشن کریسمس چه است؟ قطعا قشر مرفه جامعه. من منکر اهیمت بحث فقر و نیستم ولی همه در به باز نمی گردد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
لزوم توجه به ظرفیت‎های داخلی کشور به منظور ارتقا سطح علمی

لزوم توجه به ظرفیت‎های داخلی کشور به منظور ارتقا سطح علمی


نقوی گفت: حتی در نیز صدا و شده که به مشکلات کشور ما را حل نمی‎کند بلکه باید نگرش دولت عوض شود تا بتوان کاری از پیش برد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
​آن زن فاحشه را می‌بینند و این زنان مجاهد را نه +تصاویر

​آن زن فاحشه را می‌بینند و این زنان مجاهد را نه +تصاویر


به خبرگزاری پنج جنگنده های شهر در غرب یمن را طی چند کردند. در این ماهیگیران و الثوره هدف قرار گرفت که بر اثر آن 70 شهروند یمن و بیش از 120 نفر نیز شدند. به و و بی یمن است. یمن را یک طی 70 سال اند. وضعیتی که با همه جانبه و ادامه سکوت جهانی، روز به روز وخیم تر می شود. در که ها در بوجود آمدن این اما و در بی محض به در این به سر می برند. غول های ای از این هستند. یک می به MSNBC از های این کرد. این طی یک سال 455 خبر و یک به نام که با نیز است. این در است که در مدت این جنگ یمن صفر است! و این های نیز به شکل است و نیز از یمن شود است که می شود. که اند می و که از تا و شرق آزادی یمن می شوند! جهان یمن و سلاخی توسط و مزدورانش را نادیده گرفته است. اما هرچه و این و پابرهنه می شود، گویا عزم و مقاومت نیز و می شود. اگر چه ظاهر جنگ ها و ها مردانه و خشن است اما واقعیت آن است که در این دو رویداد عمده و دارند. ایران در سال 1357 و جنگ تحمیلی 8 ساله این نوپا، دو از نقش و تاریخ ساز در این رویدادهای تاریخی است. (خداوند) قلبها را از آن آورد، از آن وحشتی که از این رژیم ها همه داشتند، از آن آورد و به جای آن تصمیم و شجاعت به ایشان داد، به طوری که زنها، بچه ها و مردها، همه به برخاستند. کی سابقه داشت که زن در بیاید توپ و تانک بایستد؟ این یک روحی بود که خدای تبارک و تعالی در این ملت را ایجاد فرمود. مقاوم امروز این توصیف حضرت خمینی(ره) هستند. در این چند روز و پس از در با برگزاری گسترده در شهرهای مختلف از جمله در صنعاپایتخت این و شهر ضمن جمع آوری کمک های نقدی جبهه ها، در که سلاح در دست داشتند اعلام که دوشادوش مردان از نثار خون خود و دفع تجاوز دشمنان هراسی ندارند و آماده جانفشانی در راه آرمان های خود هستند. آنچه می بینید گزارشی تصویری از باشکوه است. دنیای غرق در فساد و تباهی، سرگرم آن است و چشمی دیدن این که مجاهدان راه حق ندارد اما به فرموده راحل، آن بشارت دهنده پیروزی مستضعفان بر مستکبران در قرن بیستم؛ ملتی که بانوانش در صف مقدم پیشبرد مقاصد هست، آسیب نخواهد دید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی