بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب ثبت



تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه، توسعه کشور را شتاب می بخشد

تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه، توسعه کشور را شتاب می بخشد


ارومیه- ایرنا- شهر گفت: و و از هر 2 از های گامی بلند در شتاب بخشیدن به توسعه کشور است و باید این روند هنمچنان قدرتمندتر از گذشته ادامه یابد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
آغاز ثبت‌ نام دوره آموزشی سیری در نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه

آغاز ثبت‌ نام دوره آموزشی سیری در نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه


گروه مردم‌نهاد: نام در و صحیفه سجادیه به همت مؤسسه تدبر در قرآن و سیره مشهد آغاز شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
محرومیت یک ساله در انتظار رکابزن بریتانیایی قهرمان تور اسپانیا

محرومیت یک ساله در انتظار رکابزن بریتانیایی قهرمان تور اسپانیا


تهران - ایرنا - به وی در های تور ووئلتا اسپانیا، احتمالا با 12 ماه محرومیت از حضور در میادین روبرو خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
دانشگاهیان کردستان می‌توانند در عتبات دانشگاهیان ثبت‌نام کنند

دانشگاهیان کردستان می‌توانند در عتبات دانشگاهیان ثبت‌نام کنند


گروه اجتماعی: معاون ولی در از از 25 آذر ماه در سایت لبیک خبر داد و گفت: کلیه سراسر کشور می‌توانند در کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
برگزاری دومین دوره تربیت مربی کودک در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم(ع)

برگزاری دومین دوره تربیت مربی کودک در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم(ع)


کانون نبأ: با ظرفیت محدود در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) از 25 آذرماه آغاز می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
مکانیزه شدن خدمات ثبتی باعث افزایش رضایتمندی مردم شده است

مکانیزه شدن خدمات ثبتی باعث افزایش رضایتمندی مردم شده است


مدیرکل ثبت و گفت: با شدن حذف مراجعه غیرحضوری از ادارات ثبت بوده ایم که این موضوع افزایش رضایتمندی مردم را در پی داشته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار
سنّت‌های مقیّد و مشروط

سنّت‌های مقیّد و مشروط


در آیه 9 می که انعکاس تر از این است که به خود او بازگردد. گاه می شود که عمل خیر یک فرد به اولاد و اعقاب او نیز برسد و نیز سوء عمل او دامن را بگیرد. وی می که از آیه آید که پدر آن دو یتیم در به آن دو دخالت است. اگر در به این پی می که سبب این از یک سو و اجابت از سوی است. در از طریق زبان که در به پیوستن آن حادثه اثر و جنبه آن نیز از به (ر.ک؛ 1371، ج 4: 202). قطب در آیه 9 می نویسد: & این سبب می شود تا که کار و بار به شده به خود و به مهر و خود اینان نمی که فردا چه بسا هم بعد از مردنشان به زندگان که گذشتگان شده اند و نیازمند مهر پدری گشته اند. به توصیه می شود که در امر که کار و به دست از خدا تا را به کسی که با و از و امر را دهد. می شود که و و و با سخن که در می و از و می (ر.ک؛ 1412ق.، ج 1: 588). است که آن را گیرد. از که به این امر آیه وَاتَّقُواْ لاَّ تُصِیبَنَّ مِنکُمْ خَآصَّه وَاعْلَمُواْ شَدِیدُ الْعِقَابِ (الأنفال/25) است. بر به ای از خود می تا به شکلی از اشکال به ظلم و ستم بپردازند. بـدترین ظلم و ستم هم کنارگذاشتن شریعت خدا و او است. در نمی ایستند و رزم نمی راه را بر سدّ نـمی و جلوی را نمی گیرند. گـروهی سـزاوار این است که به کـننده بسـوزند و آیند، یک ضمانت است که نمی دهد تا که ظلم و ستم و نیز و نمی و ها و ها تا چه رسد به از خدا نمی شود. نه از خدا نمی هم می و هم می شود و آن شده است و به جای آن می گیرد. با و چشم که خدا را از بلا و چون خوب و پاک (شاذلی، 1412ق.، ج 3: 1496). از از قطب4 به یا آید که وی را به تن در به یا آن می کند (ر.ک؛ 1382: 200). در این آیه می که آیه همه را از ای که به است و به و می دهد و اگر در عین از است و را به همه این است که سوء آن همه می شود. از نظر از از ای است که در صدد دفع آن و با امر به و نهی از که خدا بر از شعله ور شدن آتش آن جلوگیری کنند. برگشت آیه به تحذیر از سهل انگاری در امر اختلافات داخلی بود، چون این اختلافات، را به تفرقه و اختلاف می کند و می شود که وحدت به تشتّت و چنددستگی بدل شود. در این است که غالب زمام را به دست می و نیز است که این غلبه، است نه حق و دین حنیف که را در آن شریک است. پس گو یک ستمکاران، لیکن اثر سوء آن دامنگیر همه می شود و بر اثر اختلاف، همه ذلّت، مسکنت و هر بلا و تلخکامی می و همه در پیشگاه مسئول می گردند. لذا آیه شریفه متضمّن خطابی است و عموم (ر.ک؛ 1371، ج 9: 50 ـ 51). در پس این که به پیامدها و دارند، درس نهفته است. عادل است و هر کاری از او بر و می و یا این می توانند به لطف و به ها را از گناهی که را مستوجب می بر حذر می و در زنگ خطر را به صدا آورد. می را در که او را با نورانی بالا مرتبط نه و دیگر. خود در این و نقش مؤثّر را بازی کند. از راه های غیرطبیعی و معجزه این دین تحقّق و به و اهداف نائل شوند. با قرآنی خود و را بسازد، در این مسیر، امداد و مافوق او نیز همواره همراه ایمانی بود (ر.ک؛ علوی نژاد، 1389: 141ـ142). در آیه قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلاً (الإسراء/84) می که صفات او آن است. در هیچ یک از ها که و یا از حدّ نمی که و خوی هر کسی هیچ وقت او را به با خود نمی کند و اثر آن حد که ترک آن را سازد. در عمل از و می شود. شخص در عین و خشم باز هم می از صرف نظر کند. شخص شکم باز به فعل و ترک عمل با خود و که شخص ران در که به خود می که ترک عمل با و آن و در ای نیز در است (ر.ک؛ 1371، ج 13: 90). قطب نیز است در این یک کار و است تا هر کسی را و از خود و راه را و در که به سوی خدا (ر.ک؛ 1412ق.، ج 4: 2249). آیه آیه لِّلْعَبِیدِ(آل عمران/182) است. از می و را بفرماید: & و ثبت در است و این خود ظلم و ستم چون یکی دو تا و هم یک نفر و دو نفر نیستند. پس است. در این به بود و خدا از ظلم است (ر.ک؛ 1371، ج 4: 83). قطب در آیه (فصّلت/ 46)، می که این است تا رشد را و بر دوش ها را و را کند (شاذلی، 1412ق.، ج 5: 3128). آیه آیه (الأحزاب/24) است. در این آیه می نویسد: & در این آیه از نظر و را می است و آن این است که چه بسا است و شوند. نه از آن نظر که از این که نفس را از و به می که نفس در نفس را لمس می شود و به سوی خود و با همه از او دور می شود و است که در خدا هم به سوی او و او را می آمرزد& (طباطبائی، 1371، ج 16: 291). قطب نیز در این آیه می که هیچ که یا به هر و و با و روی می دهد و به می شود که خدا از و میل و که خدا به در گر است. و چیز به و چیز است (ر.ک؛ 1412ق.، ج 5: 2845). با این سه می به و پی ها را در بدو امر با شده با رسل و به راه سپس و سره از و را در می دهد و با لطف و ها را از می نماید. 3ـ2) های و پس از را به گوش ها و تا که و در سعی و نیز زمینه و وسائل آدمیان گشت. به خود، راه حقّ و خیر یا و شر را در پیش می گیرند. این موضع گیری های خوب و بد در قبال تعالیم و احکام الهی، سبب روی نمودن یک از های می شود که از این رو که معلول و یا به تعبیری و به آنانند، های و نام دارند. در این مقاله، سعی بر آن است تا از این نوع ها5، سه نوع از که اهل می گردد. این ها عبارتند از: استدراج، و استیصال. 3ـ2ـ1) استدراج در لغت از & درج& گرفته شده است و به تدریجی و آرام گرفتن است (ر.ک؛ راغب اصفهانی،1412ق.: 311). و قطب در ذیل آیه وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ لَا (الأعراف/182)، را پلّه رفتن و گام به گام راه را طی تا به و اند. هرگاه با کسی پیاپی به او می دهد. شخص نیز به مقدار آن نعمت، و از خود در شکر آن کوتاهی و کم کم صاحب را فراموش می کند (ر.ک؛ شاذلی،1412 ق.، ج 3: 1404 و 1371، ج 8: 346). از قیدِ لَا که در آیه 44 قلم آمده، این است که این از راه می شود که آن را خیر و می پندارند، نه شرّ و (ر.ک؛ 1371، ج 19: 386). وجه را نیز می کند و آن است که اهل از ذکر می و او را اطمینان و دل هایشان را از دست و می با پناه بردن به غیر از خدا دل خود را و چون غیر خدا نمی دل ها را لذا بیش از پیش به قلق و اضطراب می و از بی خبر می و خیال می است که در آنند. با شدن به زخارف دنیا، روزبه روز خود را تا به که تلخ تر و کشنده تر از هر ملحق گردند. لذا از قرآن، پاسخی است از به که به گوش اند (ر.ک؛ همان: 386). هر دو در 94ـ102 اعراف6 به این می که در هر پس از پیامبری آنان، در پیامبرشان، در ابتدا بر سختی و وارد تا تضرّع و زاری و و اگر بر سرکشی خود پافشاری این بار را غرق در ها و شادی ها می کند تا اندک به و و هر دوی این ها است (ر.ک؛ 1412ق.، ج 3: 1336 و 1371، ج 8: 195). است که پس از ابتلای به مصائب، در صورتی که شد به این نمی به نام مَکر را می کند و آن است کهدل های را به قساوت و اعراض از حقّ و علاقمند شدن به شهوات و شیفتگی در زیبایی های مهر می نهد و پس از این است که سوم خود را می (ر.ک؛ 1371، ج 8: 195). که ذیل این به آن می به تعلیلی که در آیه 96 اعراف کَانُوا یَکْسِبُونَ، و آن این است که که روی می و ها می که این نیز است و چون اگر از ها از راه فطرت منحرف و در از راه که برایش بازماند؛ طبیعی هم که محیط به آن است و به اوست، می و سوء این به خود آن گردد. دود کجروی هایش به چشم خودش می رود (ر.ک؛ 1371، ج 8: 196ـ197). شاهد گویای این گفتار، آیه أَصَابَکُمْ مُصِیبَه فَبِمَا کَسَبَتْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیر (الشّوری/30) است. از نظر و او در بینی اسلامی ، عامل مهمّی در و نیز در این است (ر.ک؛ 1412ق.، ج 3: 1336). هر دو در آیه ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا وَیُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ (الحجر/3) که به این امر تا از این هر چه می خواهند، بخورند و تمتّع برند و نیز هر دو که چون اند و به باطن که گوش اند و با این کار، را از خود سلب همانند حیواناتی که از شعور و بی اند و جز پرداختن به و لذّت های آن را اندیشه نمی کنند. پس در مند شدن از ها دلیلی بر لطف و به چون در این حالت، هر چه از دور می و به نزدیکتر شد (ر.ک؛ شاذلی،1412ق.، ج 4: 2126 و 1371، ج 12: 97). هر دو وَلَوْلَا أَن یَکُونَ النَّاسُ أُمَّه وَاحِدَهلَجَعَلْنَا لِمَن یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّه وَمَعَارِجَ یَظْهَرُونَ * وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا یَتَّکِؤُونَ * وَزُخْرُفًا وَإِن کُلُّ مَتَاعُ وَالْآخِرَه عِندَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ (الزّخرف/33ـ35) نیز به ای دارد؛ که های که به می ای است به این موضوع که این و زرق و برق های آن، تا بی و فانی که را به اهل نیز عطا می کند. پس نتیجه دشمنی و نپذیرفتن است این در حالی که در آخرت، نصیب یافتگان و پرهیزگاران است (ر.ک؛ 1412ق.، ج 5: 3188 و 1371، ج 18: 100ـ101). قطب در به های سعی بر آن تا با های جهادی و اصلاحی خود این های عینی در که در آن می بیابد؛ به مثال، در فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَه فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ * الْعَالَمِینَ (الأنعام/ 44ـ45)، به خود زمانی که در آمریکا می کند که در آشکارا این که اهل را با گشودن همه چیز به رویشان، غرق در ها می دیده می شود. جهان، قوم نوح و قوم هود و قوم و قوم لوط و... را با و بگرفت و برگرفت. این ها تمدّن، سـلطه و قدرتی در داشتند و از رفاه و آسایشی برخوردار بودند که دست کم کمتر از تمدّن و قدرت و رفاهی نـبود که های امروزی از مند و برخوردارند (ر.ک؛ 1412ق.، ج 2: 1090ـ1091). قطب این ظَلَمُوا الْعَالَمینَ است در باب هنگامی پیاده می که در که در و گر شود. پس پیروان حق سُست و بی حال ننشینند و تنبلی نکنند و چشم به راه این نباشند که و رنج و گردد. حق نمی مگر در که می جنبد و به پا می خیزد تا خدا را در استقرار بخشد و غصب خدا را براند و از حاکمیّتی به دور گرداند (ر.ک؛ 1412ق.، ج2: 1092). های هر دو که امتحان محسوب می شود، هم و ظالمان تا یا یابند و یا و با شود تا عذری و هم امتحانی است مؤمنانی که های را می و شک به دل راه نمی (ر.ک؛ طباطبائی،1371، ج 7: 92؛ ج 8: 200؛ 1412ق.، ج 4: 2126 و ج 1: 524). 3ـ2ـ2) امهال در & دادن& و در اصطلاح، رعایت یک مصالح، در اهل تعجیل نمی به و می دهد و را به می اندازد. از که این پس از می گیرد، و قطب های این را مشابه با آن اند. در هدف های از اجرای این از نظر که در آیاتِ (آل عمران/178ـ179) داشته، & آزمایش& است. این هم در باب است و هم (ر.ک؛ 1371، ج 4: 78). در از با به را می آزماید و تا مهلتی کام می دهد و به اصطلاح را می کند و در عین آزمایشی است. که قطب در آیه وَإِنْ أَدْرِی لَعَلَّهُ لَکُمْ وَمَتَاعٌ (الأنبیاء/111)، به این است که به و به افتادن است که هر چه در خوشی ها غرق و آهسته و مقهور و در به کشیده (ر.ک؛ 1412ق.، ج 4: 2403). قطب در 178 و 179 آل عمران، شدن در باب را می که به عقده ای می پردازد که تار و پود خود را در از سینه ها می تند و به شبهه ای می که در از دل ها به گردش آید و به سرزنشی گوشه می زند که درگوش از جان ها نجوا می که جان خدا و حق را می بینند که به حال خود شده اند و به نیامده اند و در این می شود که آیا با وضعیّتی به و شک به دل را می یا نه؟ (ر.ک؛ ج 1: 524). افزون بر قطب هدف از را و بازگشت می داند. وی این را از قید حِیندر آیه 111 انبیاء برداشت نموده موعد و ناگهانی در آن و این بیم و تهدیدها موجب می تا دل ها به هوش و و پیش از فوت فرصت، به سوی حق و بازگردند (ر.ک؛ ج 4: 2403). 3ـ2ـ3) از های در های فاسدی که به شده و و پاک ساختن از لوث وجودشان است. در فراوان و با تعبیرهای مختلفی شدید، نُکر، اهلاک و... به آن شده است و به در مفسّران از آن یاد می شود. و قطب با توجّه به آیه کُنَّا مُعَذِّبِینَ نَبْعَثَ رَسُولًا (الإسراء/15)، را شرط اساسی و شدن به می دانند. در این آیه می نویسد: & آیه در مقام این که حکم عقل را که می گوید: & عقاب جایز نیست& امضاء کاشف از اقتضائی است که عنایت و خداوندی و آن هیچ قومی را (هرچند باشند،) به نکند، مگر بعد از رسولی به سویشان گسیل تا را مؤکّد و و با پی درپی، گوشزد کند (ر.ک؛ 1371، ج 13: 58). قطب نیز در این است: & این در حقّ که را و عِقاب نرساند، مگر قبلاً عذر را با فرستادن پیغمبری به و را با آسمانی آشنا سازد& (شاذلی، 1412ق.، ج 4: 2217). که کرد، در باب است که به این امر که اقتضا در های استیصالی، را که به وظیفه و خود به خوبی عمل دهد. به طور کلّی و به یک عمومی ، در قرآن کریم شده است که می و از این ها می یابند، و این است در مقابل که در آیه وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلِکَ رُسُلًا قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ أَجْرَمُوا وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ (الرّوم/47) به آن شده است. در این آیه است که آیه منظور تا کند بر هست و آن در و یاریشان کند. یکی از های او از این است که از مجرما ن (ر.ک؛ 1371، ج 16: 199ـ200). قطب نیز در این آیه است که مـؤمنان را بر خود است و آن را بر شمرده است (ر.ک؛ 1412ق.، ج 5: 2774). سود نداشتن است. پس از بسته می شود و هیچ بازگشتی نیست؛ زیرا گناهکاران در کیفرهایی می گیرند، اظهار می کنند. در نوعی اضطراری به دست می دهد که بی است. پیش از آغاز در صدد جبران برآیند. در آیه فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ رَأَوْا بَأْسَنَا اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْکَافِرُونَ (المؤمن/85)، می کند که سـود نـبخشیدن بعد از دیدن آن است که ایمانی، و ارزشی ندارد (ر.ک؛ 1371، ج 17: 357). قطب نیز در این آیه است که و خدا بر آن است که بعد از پیدا شدن و پدید شدید نگردد و سودی و و پشیمانی، جزع و فزع نه و (ر.ک؛ 1412ق.، ج 5: 3102). در اقوامی که به شدند، قوم بود که به موقع و پیش از شدند و و هم را از در امان ساخت. به این امر در آیه فَلَوْلَا کَانَتْ قَرْیَه آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِیمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ یُونُسَ آمَنُوا کَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی وَمَتَّعْنَاهُمْ حِینٍ(یونس/98) شده است. در این آیه می کند که شدن قوم این بود که قبل از و با آوردند. قطب در باب این آیه است که پیش از از پرهیز کردند. به سبب عدول از کردن، در راه رهایی و گردیده است و در کوشیده است. در ایـن صـورت، هـیچ جـبری در عـملکرد که در مترتّب شـدن بر عملکرد است (ر.ک؛ 1412ق.، ج 3: 1821). آیا پس از پیامبر(ص) می گردد؟ قطب می که از پیغمبر اسلام(ص)، ریشه کن را از برداشته ولی انواع های برجاست. ها از ها را چشید، به ویژه که خیرات و نعمات فراوانی را و را با تولیدها و
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
6 درصد داوطلبان حضور در جشنواره غیرایرانی هستند

6 درصد داوطلبان حضور در جشنواره غیرایرانی هستند


168 در فجر کرد‌ه‌اند. بدین ترتیب، 6 درصد داوطلبان در جشنواره، غیرایرانی هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی و عروقی درصدر آمار فوتی های ثبتی زنجان

مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی و عروقی درصدر آمار فوتی های ثبتی زنجان


- ایرنا - به گفته، ثبت این کل از سال می دهد، بیماری های قلبی و عروقی با 41.2 درصد، سرطان و تومورها با 10.9 و حوادث غیرعمد با 7.1 در صدر سه عامل مرگ و میرهای این را می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
فریادهای خود زنان

فریادهای خود زنان


به فارس، روزنامه قانون نوشت: کابوس که بر سر و است. و ها، را در تنگنای سخت و رنج‌آوری است. که مادران فردای بود و و در سن و حتی در با و یک اما و اگر می شوند. بچه که و شور و را خود از موضوعات میوه ممنوعه شده است. خنده بلند یک در ها مذموم شمرده می‌شود. گاه از تفریحات اولیه محروم می شوند، در مراسم ها، مجامع عمومی چون ورزشگاه‌ها او ممنوع است و به شرکت در موقعیت‌هایی از این دست با های دست و می‌شود. در است که از ما یا راه را بر یا بر یا به روی یا با و خود به روی از این که در خود خون است. با تیغ و خون. که از او جز ، و تیغ در دست و بر دست و خط و با که می‌کند. او که همه جا شده با می‌کند، که از همسن های او با خود نمایی در کوچه و اعلام می‌کنند. اما کجا و کجا؟! تیغ زنی در یک اعتراض خشن به وضع موجود است. شخص با ضربه به خود از که در آن انزجار و تنفر و با این خود را قانع و آرام می‌دهد. این سرنوشتی است که حتی اگر عده اندکی از رخ جای تامل و هر چند که «بهاره مهرجویی»، روان‌شناس و محقق خون بازی، بر این است که این بین بسیار از حد تصور ماست. او بر این است که تعداد ملاحظه‌ای از دانش آموزان دبیرستانی به این دست می‌زنند. دکتر« ا... مقدم» نیز این را برگرفته از و از ها و های بر و را این می‌داند. در با این دو علل و و خون را است. خون به یا در و و فرد (دکتر ا... مقدم) که یا را در و هستند. من از 30 سال پیش روی با بر یا بحث و و این طرح را در ام. ما در یک می‌کنیم. از شما به من و می‌شود. نیز از من و به شما می شود. اگر شما دو نفر حتی با حتی شدن و می‌کند. چون در جمع یک نوع می‌دهیم. در یک خط می‌گیرد. در هر هستند. از پر زور و نیز کم زور هستند. به‌فرض نابسامان، پدر و نابکار، حتی نحوه شیر دادن به بچه، در بچه است. یک هستند. که از زیر و منشأ آن معنویات، تا محل است. همه هستند. شامل، و است. بر من چون این شوند؛ ، و تنبیه و نمی در برابر که از زیر می کنند،مقاومت و در خط بهم می‌خورد. پس نیز برهمین است. اگر شما درس نمی‌خوانید، در این می‌گیرید. اگر بد در این می‌گیرد. اگر شما به‌عنوان یک درس نمی‌خوانید،من بر ببینیم که درس نخواندن شما شود.آیا بی‌سرپرست، تک سرپرست، یا همراه با دوستان‌تان سیگاروقلیان کشیده‌اید؟ یا و در شما کم شده است؟پس شما در یک داریدکه به آن و می‌گویند. من از این می‌کنم، این است که این در بهم می‌خورد، ناهنجاری می‌آید. چرا خانم درس خوانده چون ایشان، پدر و خوب و مناسب رشد و در شهر و دیارشان مهیا و آماده به تحصیلات خود ادامه داده‌اند. اما چرا فرد معتاد شده چون پدر و نداشته، با بد معاشرت یا فقیر و بیکار یا است.پس و در کم شده است. در این او را به سمت و سوق می‌دهد. فرد به دست خود تیغ می‌کشد و می‌کند. این را که با و مقایسه کرد؟ (قرایی مقدم) نه نیست. این تیغ زنی بر اثر به هم ریختن و رخ است. شرایطی که فرد به سمت یا می‌رود. فهم بهتر پرسید که آن چرا تیغ می‌اندازد؟ چون از ناراضی است یا از و های است یا به و شغل و ندارد. فضا می شود که فرد به فکر می و حتی است (قرایی ) جدا از است.تئوری است. او در سال 1894 را کرد. و که فرد با کم رنگ می شود. و دارد. از این ها یک است و دارد. که در جنگ روی مین یا به پرل دادند. این نوع چون به است. از نظر اگر شما بهم می‌شوید. در چه چه را بدهید. اگر در بهم به و و و بهم می شود. با به شما با بچه این بچه ها از طیف و سنی و چه (بهاره مهرجویی) در که من این ولی فقط به است. را باشد. این کار را ندارد. در که از یک (فقط منطقه‌یک) این را می‌دهند. که از (بازدارنده‌ها است یا باشند)؛تفاوت ندارد. در و که با به نمی‌روند. نه به از به من این را از بین تا سال آخر و کرده‌ام. این نه به این که چیز را در بچه می‌دهند. یا بچه ها و به خود نیستند. همه ولی خود زنی در می‌شود. است من، ، و نباشد. اما این است و به روی بچه ها از دست به می‌هراسند. اگر نه به سمت می روند. اما در از در راه آهن به شکل دارد. در کرج و نیز را کرده‌ام. در و کرج به است. به من که این را به بدهم. به این است که شما به من ندارید. به که و را کنید. که از هر 10 رو ی دست پنج نفر از یا خیر. این شده است. پس این به آن هستند. (قرایی مقدم) خیر. همه نیست. کرج که در با این هستند. که شما به شهر در این شهر با هستید. در به پشت و به بروید. این کار را یک است. (مهرجویی) است اما راه آهن با آن ندارد. (قرایی مقدم) خیر. راه و این جزو نیست. از نظر مکتب شیکاگو، حالتی دایره‌ای دارد. این دایره است. و آن همیشه آسیب‌خیز است. در و شیکاگو است اما همدان چون این شهر شعاعی است. در از زیر شاه سابق(قیام) و جمهوری رو به ،بافت شهر دارد. راه آهن دارد. از بار تا شوش و حقانی و هرندی،مرکز است. پل عرب‌ها، سه جوادیه، های در زیر بیمارستان فارابی، هفده، دو قپان، خاک که همه در گذشته بودند. اقطاعی است. اما از سه راه امین تا ، دروازه شمیران و خورشید، سالم هستند. (مهرجویی) متین است. اما فاکتور و محرک قدری آن هم نمایش در های مجازی است که به این می‌شود. (قرایی مقدم) شما از هر10 پنج نفر در این کار را می‌دهند؛ که گفته، در این می‌شود. آیا بر و غلبه می‌کند؟ ( مهرجویی) معنوی یکی از هستند. یکی از است که مانع از توسط می‌شود. چهار الی پنج به من کردند که رادر اند. جلوتر که رفتیم، متوجه شدیم چون در بلوغ همسو شدن‌ با اهمیت دارد. گرفتن، مهم تر از است. زیر سیطره رفته‌اند که کارهایی می‌دهند. حتی هم جرات این کار را نداشتند و به دوستان‌شان این کار را بدهند.از که سوال می‌کردیم چرا این کار را دادید؛ شما که این مدلی نیستند، و بسامان و خاصی ندارید؛ که من است. به جدیدی رفته ام و در به این که من را بپذیرند. جمعی دلیلی (قرایی مقدم) بر تحقیقی که روی 321 نفر داد، بر روابط از که پدر و بر به مراتب است. پس بر های شما، در یک چون می کند، این (مهرجویی) چون در آن دارند. (قرایی مقدم) آن را که شما در پامنار، خاک وکرج می‌کنید، یک است. در چشم انداز ندارد. گویا این با هر ابزاری تیغ و مداد، به خود می‌زنند.وقتی که این کار را چه حس و روی روح و می‌آید؟ (مهرجویی) که شما خودپنداری و را ندارید. بی‌مفهوم هستید. که شما در این دنیا معنایی ندارید. یک مولکول یا سلول هراسان که به هیچ تعلق ندارد. دراین فضا می‌کنید. هر کسی و پدر هستند. که به شما نمی‌دهد. معلم فقط سختگیری را دارد. که شما را به سمت رسانی به خود می‌روید. در چه می‌افتد؟ خانمی به من که قهرمان رزمی جهان عکس‌های کتک خوردن خود از را به من هر کس این عکس ها را دیده، فکر که گریم است. در چه می که آدمی با این توانایی،کتک می‌خورد. او رویارویی دارد. مالی نداردو از لحاظ عاطفی به نیازمند پس چرا تحمل و در آن می ماند؟ چون نابود شده است. ما این را صرف رساندن در نظر می‌گیریم. نیز را می‌گوید ولی ما طیف نمی‌شویم. که حد می‌رود، یک سری می‌شود. از یک میزانی که بگذرد، به این می‌شودکه ارتباط‌شان را با معمولی از دست و چون آدم‌های عادی طیف می‌شوند. آقایان در‌باره این با ما دارند. ما طیف را می‌بینیم. ولی آن را عمیق و می‌بینند. فرد از هر که به او برساند لذت می برد، به امن رسیده است. به من می‌رسد؛ درد، رنج و زخم اما لذت را در کنار آن می‌کنم. من ولی این داشتنی و امن است. این نوع امن، قوی و محکمی انسان‌ها به خود ویرانگری بیفتند، است. (قرایی مقدم) در ما با می‌کنیم. این در کجا شکل (مهرجویی) من به محیط، از ژنتیک معتقدم. طبق که من نیز به آن چون از این به خود زنی است که ریشه وراثتی و باشد. شما می‌توانید این را در نورولوژی کنید. در کجا چه می‌افتد. آیا بالانس سدیم، پتاسیم او بهم می‌خورد؟ از این است اتفاق بیفتد. اما هیچ‌گونه و در که شدن را شد. حتی را هم می‌شود. شما وسواس و دوقطبی را هیچ از در که شدن را نمی‌شوند. شما بچه ای که پدر او دو قطبی را در یک با ارتباطات و ببرید، این شد. ( مقدم) قرن هیجدهم و نوزدهم فردگرا بودند. در حال حاضر آن که پذیرفته شدنی است. محیط،گروه و فرد بر می‌گذارد. خود زنی‌ها از می‌گیرند. در با یا مازوخیسم، چرا فردی از را می‌دهد، لذت می در جنسی یک نوع و یک نوع داریم. در که کسی می‌خواهد به اوج لذت برسد، طرف مقابل خود را کتک می‌زند. از به خود می رساند لذت می (قرایی مقدم) این لذت بر های او است.مانندمساله‌ای را که ممد بیجه، علی و خفاش شب دادند، همه به تجربیاتی که داشته‌اند. من به آن رفته‌ام. به قوچان رفته‌ام. در می‌گرفته است. یکی از عواملی که زنان به روی می‌آورند، به این است که در و برادر، پدر و اند. یا همسر بدی داشته‌اند. این یک تلخ می‌شود. و فطرت در این دخیل نیستند. خداوند را نیاورده امااین است که را می‌سازد. نامادری، ناپدری، و اذیت ها، ضرب و شتم، تحقیر و سرزنش، بد، صفحاتی که می‌کنند؛ در مجموع موجب می‌شوند. گفتند که خود کشی است. آیا این احتمال که طرف با خودزنی، را به تاخیر بیندازد تا این از بین و او خوب بشود؟ (مهرجویی) در های و شناختی، به حدی و فاکتورهای که پاسخ به سوالات از هر فرد تا فرد متفاوت بود. است که یک فرد تا آخر عمر خودش، فقط کندو به فکر نکند. یک فرد هم است بعد از به فکر و کند. چون فکر به با دست زدن به آن دارد. (قرایی مقدم) چرا در ایلام، کرمانشاه و کردستان گچ می‌خورند یا را به آتش می‌کشند. . چون این شایع شده است. است که همه خودزنی‌ها به تبدیل نمی‌شود. اما این است و ما سردرگمی در ارزش‌ها و هنجارها شده‌اندو خوب و بد را از تشخیص نمی‌دهند. به گفته ایم که به تماشای والیبال،‌ به و فوتبال نروند. به جای رسیدیم. به‌نظرتان که به و بروند و داد و فریاد در خود را تخلیه و به سمت بروند، نمی‌گذارد؟ (قرایی مقدم) این می باشد. ( مهرجویی) حتم می‌تواند باشد. شما این است که فشارهای روی دخترها از پسرهاست. (قرایی مقدم) است. یکی از و از جانب است. اگر شما هشت یا 9 شب به بروید، از شما می پرسند که کجا بوده‌اید. اما اگر پسر می گویند اشکال ندارد. ، و ها و مسموم کننده و دهنده است. و قید و بند هستند. اما های کمتری دارند. هر که زیر ذره بین می‌گیرند؛ این به سمتی می‌روند که بی‌خود است. چه من نباید خود زنی کنم؟ آیا می گفت که از که به سمت خون می‌روند، به‌دنبال (مهرجویی) را کنیم. شما از چه است. خوشگذرانی و پرکردن (مهرجویی) بچه ها هیچ فراغتی ندارند. معنا ندارد. شما اگر بخواهید بچه خوب و هم از که بیدار می تا که می‌خوابید درس بخوانید. بچه ها به نام ندارند. مگر در این را بیاورند. پسرها ولی است و می‌دهند. این را می بینید؟ (مهرجویی) بله، می بینیم. آیا که مواد مخدر و یا شرب خمر می کنند، این کار را می‌دهند؟ (مهرجویی) آن‌هایی را که من دادم، بچه که علف می‌کشیدند، بین‌شان بود. چون شرب خمر می کنند. آن که فکر می‌کند. که این کار را می‌کردند، با دست به نمی‌زدند. آیا شما های را در شکل گیری این دانستید؟ (مهرجویی) در آن نمی‌دانم و به عقیده ‌ من در گسترش و آن گذار است. به نظر من را از شبکه‌های نمی‌بینند. مفهوم اجتماعی، کاست یا هر چیز دیگری،به‌طور در دگرگون شده است. (قرایی مقدم) به آن خیر. در اصل طبقه، وسیع است. ما به قشر می‌کنیم. لایه‌های به سه و بعد از ریت وارنر به 6 تقسیم می‌شود. شما که متوسط کم حجم تر شده است. در می‌توانیم بگوییم که اعتقادات و باورهای در نوع و کنترل والدین، سرپرستی خوب، نشو و نما، و که در آن تحصیل می‌کنند، ها، که همه این مجموعه به قول و مارسل مورس تام است و که می شود، فرد به سمت خود زنی می‌رود. و غنی و پر پر در فیلم‌های غیر اخلاقی نگاه یا چت و دهد. ما می‌‌گوییم که پر شده‌اند ولی غنی نیستند. چون همه محدود این دختران، نه آنها غنی می شود. و نه به آن که در حد برسند. از این می‌نالند که حد در چیست؟ که به سمت می‌رود. بریده شدن از اطرافیان است. در مساعد که به سمت برود. برخوردهای سیاسی که می‌بیند دولت، مجلس، همه با درگیر تاثیرگذار است. (مهرجویی) صحیح است. شما که در خاورمیانه ‌کنید، (کشوری که جنگ و انقلاب را کرده)، طبیعی است که از رفتارها بعد از 30 سال جواب و را بدهد. من 17ساله بودم که و محمودگلزاری می‌گفتند، مراقب این خود ویرانگرانه نسل های بعد از ما باشید. که چه در حال افتادن است. (قرایی مقدم) آمارخودکشی در جنگ می‌آید. این یک است.پس از جنگ و به اقتصادی می‌رود. در در سال‌های 1929-1933 تحقیقات ای شده است حتی در فیلم شکوه علفزار، این را به است. و رابطه مستقیمی با دارند. بالاست. از هر سه یکی به و در هر 20 ثبت می شود. این به سمت بروید. می‌توان به که این کار را برچسب بیمار زد. (مهرجویی) است یک سری از زمینه‌های را نیز باشند. در می‌گویم که بچه را به ببرند چون اول با پدر و کنم. این ها چه خصوصیاتی که باعث آمدن یا تشدید این در دختران‌شان شده‌اند؟ (مهرجویی) خانواده‌هایی که به فرزندان‌شان، و با بحرانی را می‌آموزند، موفق تر و در این تیپ ها مواردی تیغ زدن می‌شود. منظورم از به جنگ و زلزله نیست. به بچه دو ساله خود که بند کفش را ببندد؟ نه بند کفش بچه را یا بدتر از آن سر بچه داد بزند که چرا نمی بند کفش را ببندد. که کودک به خود باوری نرسد. یکی از است. هم از می‌گیرد. شما در نتوانید را کنید. ندانید که از خارج و به جای حل ، به سمت میانبرها و مثل که در خاموشی لحظه‌ای و شما را در لحظه به آرامش می‌رسانند. شما فرض که کسی ورشکسته شده است. این شخص اگر روش با را بداند و از هوش هیجانی بالایی برخوردار به سمت الکل نمی‌رود. اما چرا روش با را به فرزندان خود یاد نمی‌دهند، دلیلش این است که این خانواده‌ها، نیز فاقد این هستند. در این دخیلند که فرصت تمامی را نام ببریم. (قرایی مقدم) بحران، تربیتی که می‌بینند، است. ما و ژاپن، دو کار مهم وظیفه مداری و پذیری را نمی‌دهیم. این دو کار اساسی در می‌شد و نیز در مثل ژاپن اجرا می‌شود. پدر و پس از تولد فرزند، وظایفش را به او و که فرزندشان با پذیری، وظایف محوله را دهد. نکته این است که شده و از گذر کرده‌اند؛ ب
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فضای مجازی
اخذ یک هزارو 175 سند تک برگی برای موقوفات آذربایجان غربی

اخذ یک هزارو 175 سند تک برگی برای موقوفات آذربایجان غربی


گروه اجتماعی: و کل و گفت: خوشبختانه در هشت ماهه امسال یک هزار و 175سند تک برگی برای موقوفات استان اخذ شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
تعریف و اهمیت محیط زیست

تعریف و اهمیت محیط زیست


با های به ارتباط بین و به یکی از برانگیزترین در شده است. از در اند راه حلی فرارفت از های بیابند. در این ضمن به دو خاص به این موضوع بپردازیم: از سویی به طرح & گایا& که یکی از نظریات در می و از سوی به & الحقیقه& به ای جهت الهیات خواهیم پرداخت. نتایج این پژوهش، تحقق ای با از فلسفی در بود. کلیدواژگان گایا؛ الحقیقه؛ محیطی؛ لاولاک؛ که بشر با آن است. و نزد آن نمی بر و نقش ای که در بشر ایفا می واقف اند. ازآنجاکه می به هر بخش، به کل این می گردد. بپذیرد که هر نوع خدشه و آسیبی که به می سازد، خود را یک قدم به نابودی تر می کند. اینجاست که این سؤالات و مسائل، ذهن هر پرسشگری را به خود مشغول می سازد: با آنکه از و نقش آن در چرا در طرح ها و های نمی و نقش های در های های و آیا می به حل این از در به این و با چه ها و به حل این و یکی از در & زیست& می به که نه این در از با این نیز اند که آن را به دهند. چیست و و آن تا کجاست، مسائلی است که نمی یگانه درباره آن ابراز داشت. اما صرف نظر از اختلاف در تعاریف، پذیرش به مسئله ای که در آن هم عقیده امری قطعی و است. را به نسبتی که یک با می کنند. در این باب بر به مجموعه ای از تأکید می شود (بنسون، 1382، ص18). را در گستره ای می دهند؛ آن که آن را به یک منطقه یا یک و حتی به خارجی که آن را احاطه اطلاق می (کیس، 1381، ج1، ص5). اگر بخواهیم جمع ای از این باشیم، می دو این را به وجوه اشتراک بگیریم: & و وابستگی به پیرامونی& و & و فضایی که در آن ساری و جاری است& . با از متفاوتی که از دادیم، و نقش والای آن در با به مشخص می گردد. همه آنچه که در و نقش گفته شد، خودبه خود را در مواجهه با انواع که از آن رنج می می لکن به ای از این و که گوی حل این را می نماید. بشر به و و از های به در همت است. این درک می که به و این نماییم. از که با از این ها و که & سطح کره زمین& (Bourdeau , 2004 , P.9) را به چه و از سطح کره و نیز وی می باشد. از از بین گرم شدن کره و سمی ای را می ای از بی های به کرد (بنسون، 1382، ص1). آن است که در ای که بشر با بر و های کسب & پیشرفت& در این است[1]؛ که از & علم& با & اخلاق& و & معنویت& می گردد. بین های خود را به & زمین& در سال 1922م در عقد & ای& یا ها & و ادیان& در مقر ملل در سال 2000م یا & حفظ زیستی& در سال 1993م اند (براون و 1374، ص7). رو این است که بشر با از همه که با غور در و آیا می از این این است که های را در و (محقق 1380، ص30-7) حل های و به نه در ها و های که در گردد. در این بین های فراوانی با رویکرد که می به & گایا& نمود. بذرهای اولیه این در جهت نگرفت، لکن که از این رهگذر اخذ گردید، علاقه مندان به گرفت. نظریاتی که را از می اعتقاد به & گایا& است. این که در اصل یونانی (γη) و به زمین[2] می در از است. جیمز را تئوری پرداز این دانست. ما را به این جلب می کند که آیا زمین، ها و سطح خشکی ها، غول آسا و واحدی را نمی دهند؟ به همکارانش این کل نگر، شواهد می دهد. خود می گوید: & به نظرمان که کره بود دست کم دمای سطح و جو را کند. در نگاه اول جو ترفندی می که کل های اجرای عملیات لازم، جهت کنترل، دست به یکی و آن را ابداع اند. این امر ما را به فرمول ای کشاند که جاندار، ها و سطح اجزای غول آسایند که است دما، هوا و دریا، PH خاک و را کند که بقای کره در بهترین خود باشد. به نظر می که این رفتار ارگانیسمی یا حتی را می دهد& (Lovelock and Epson, 1975, p.294) به عبارتی، این & کل زمین& است که می شود و هریک از سلول های این هستند. ترتیب، نه از خود می پذیرند، به واسطه بودن، بر این نیز به گونه ای می گذارند؛ آن که فرایند در کل استمرار یابد. را به یک اَبَر نموده است. وی چرخه غذایی از خاک و سنگ را که جویبارها و ها به جریان می افتد، به گردش خون در بدن جانوران تشبیه می کند. در این تشبیه، ها در حکم رگ ها، جنگل در حکم ریه و به مثابه قلب می گردند. براساس این نظریه، یک می باشند. کره نیز ای است که به آن شبکه مغناطیسی می گویند که هم از درون خود و هم از کیهان دائماً نیرو می گیرد. اما آیا این نوع ارزیابی از وضعیت کره اسطوره ای آن - - تخیلی است یا شواهدی دال بر آن دارد؟ بر فرض مؤیدات علمی، آیا همه روی آن اتفاق نظر دارند؟ و نقد با از تعداد داده های و توانسته است به و جانداری بپردازد و از این بابت گامی و رو به جلو در می ولی که این هم در و هم در تک بعدی های جدی است. توضیح آنکه، از طرفی نمی این را به سایر تعمیم دهد و این با به در و احتمال بروز فجایع در آن هم با ابزارآلات پیشرفته و محتمل به نظر می رسد. در اواسط قرن بیستم که بشر هنوز به حدی نرسیده بود که سفر به را جشن و عملاً در به رؤیایی بشر شده چه کسی فکر می کرد که این رؤیا این قدر زود جامه عمل به خود پوشیده و تولد را در جشن بگیرد. حال سؤال این است که آیا بشر که با های متأخر این به جان افتاده و بزرگ ها را بر بدنه آن ساخته، نباید از هم به حال & گایاهای دیگر& نماید؟ آیا در قرن و هم زمان با های دوره نوزایی غرب (که با فرانسیس بیکن آغازی نو را نمود)، اگر بشر به موازات در فناوری، را نیز چاشنی کار می هم تحت را می نمود؟ که صد سال پیش کمتر های فناورانه دنیای و ناشی از آن را پیش می چه تضمینی که صد سال آینده بشر دامنه را در تر و با های تری در کره و گسترش ندهد؟ حال آیا نبایستی از هم مطمئن و با پشتوانه محکم تری را هم کره و هم نماییم؟ در این در عین ارزشمندی زیستی، ضعف است. نکته در تک ساحته به این شود. در با های و آزمایشگاهی از بخش انجام است. این به فرض همراهی همه نیز ایرادی چه از واقعیتی دوساحتی، فیزیک و شده و نگرفتن این بخش عظیم و در تحقیقاتی که به می گیرد، اشتباه بود. در همچون که می خود را پزشکی تصور کند که می به بیماری یک (چراکه هم کبیر است) دارو نماید. نظر در صورتی صائب است که علاوه بر از فرد، از خلقیات، احساسات و عواطف و های (بعد متافیزیکی) او نیز اطلاع اما داشتن بعد روحی افراد، نظر او حتی اگر هم از نقص رنج می برد. درواقع این ایراد به همه که خود را جای خدا (امانیسم) نشانده و علم را جایگزین وحی است. محض محدودنگری است. این به فرض بسط به سمت - تسخیر کهکشان ها - از بسته و در حصار رنج می برد؛ چه با همه گستردگی اش، مرتبه ای از است (نصر، 1391، ص369). اندیشمند وجودی دولایه است و بخش از آن - & ماده& - در اختیار است. از سؤالاتی که در می در می شود؛ درحالی که بشر قصد & خود& و با & علم تجربی& (معیار نقد عالَم و آدم از قرن تا حال) به همه دهد. در تا زمانی که بشر بخواهد را با این عینک و نظرداشت خارج از دایره قدرت خود تفسیر باقی ماند. های که خود دانی و از محققین ناسا به شمار می رود، با از تحقیقات که از نظر شده بودند، را سامان دهی نمود. در خود از مقدمات و های علم و بهره برده است که با از به درخصوص کره دست یافت. برپایه رفتارهای هموستاتیک(شرایطی که یک می در آن پایداری خود را حفظ کند) به این نتیجه که کره یک سری و های است که همیشه در و ثابتی و همین امر را فراهم می آورد؛ این عبارت است از: - در جو؛ - جوی طی میلیون ها سال؛ - منظم بودن نمک آب دریاها و ها؛ - تراکم اکسیژن در جو. معتقد است در اعصار نخست که خورشید سردتر از امروز کره را گرم نگه می داشت. در عصر حاضر لزوم متفاوت، اما همان اندازه مهم ما معتقدیم آمونیاک،PH خاک را در بهA که بهینه ای فرایندهای نگه می دارد. لازم زیرا ازت و گوگردی در هوا و زیاد اکسیژن، میل به ترکیبی در به می آید که اسیدی قوی کنند. طوفان های تندری چندین تن اسید نیتریک می و اگر تنظیم کننده ای نداشت، خاک ترش می شد و بیشتر ها خصمانه و غیر قابل پدید می آمد (لاولاک و اپتن، 1383، ص157). وی به می داند که اگر فقط یک سال آمونیاک
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
تمدید مهلت ثبت‌نام آزمون معاون آموزشی کاروان عتبات عالیات عراق

تمدید مهلت ثبت‌نام آزمون معاون آموزشی کاروان عتبات عالیات عراق


گروه اجتماعی: حج و از در آزمون معاون آموزشی کاروان عتبات عالیات عراق از سوی سازمان حج و کشور خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
2 میلیون و 300 هزار معلول منتظر دریافت بسته تعهدات بیمه‌ای هستند/ برخی وزارتخانه‌ها چوب لای چرخ لایحه معلولان می‌گذارند

2 میلیون و 300 هزار معلول منتظر دریافت بسته تعهدات بیمه‌ای هستند/ برخی وزارتخانه‌ها چوب لای چرخ لایحه معلولان می‌گذارند


رئیس گفت: یک و 300 در و یک نفر نیز پشت این افراد نه فقط برای دریافت مستمری بلکه نیازمند خدمات تخصصی و بسته تعهدات بیمه‌ای هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
تحقیق و تفحص از بسته شدن ثبتارش کلید می‌خورد

تحقیق و تفحص از بسته شدن ثبتارش کلید می‌خورد


در ماه از شدن از نمایندگان مجلس بر غیر قانونی بودن آن و انجام تخلف از سوی این وزارتخانه تاکید می‌کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار
وجهیت داستان یوسف علیه‌السلام در مقایسه با دیگر داستان ها

وجهیت داستان یوسف علیه‌السلام در مقایسه با دیگر داستان ها


دید از ب به ب یکی از معیارها بازشناسی ب (حالت مثبت)، آن است که یا بخشی از آن، از جایگاهی از های شود. این & بودگی& ، به دید متغیر، سر و کار می کند: فِی لَا (یوسف/15) و ما به او وحی که را از این که عزت و با خبر کرد ولی این را درک نمی کنند.) در آیه بالا، دید از ب به ب به این که بخش اول آیه: & فِی الْجُب& (هنگامی که را با خود بر آن تا او را به قعر چاه درافکنند) ب است که از سوم شخص، می شود و در بخش دوم، بنا به ضرورت، می شود: لَا (یوسف/15) (و ما به او وحی که را از این که عزت و با خبر کرد ولی این را درک نمی کنند.) از روحیه به (یوسف)، خود را در می دهد و به به ب می کند. در ب ذهن شده و ضمن او، خود را نیز می دهد و این از های ب با ب است که در ب تحت تأثیر می گیرد. از جمله: مَا کَانَ فِی لَا یَعْلَمُونَ (یوسف/68). در آیه نوع از ب به نوع ب می یابد؛ در بخش اول به چگونگی از دروازه های مختلف، سفارش یعقوب، می کند: & أَبُوهُمْ& ؛ اما پس از آن، در می نماید تا دهد دستورات و سفارشات از های از علم لدنی سرچشمه می و در خود هدایتگر است: & ...وَإِنهُ عَلمْنَاهُ...& . از تفاسیر، اثر از چند حفظ از چشم زخم و به به بود که شد و اثر (قرائتی، 1379: 79). که از این اند به نوع ب (مداخله کننده) است: & فرمود: (ما کان من من شىء) این است که و یا آن اى که کرد به هیچ وجه نمى را بى از خدا و را که را که دو تن از از جمعشان جدا دفع نمى کند و سرانجام که خدا مقدر بود یافت، یکى از بازداشت شد و یکى که بزرگتر بود ماندگار مصر شد.& (طباطبایی، 1417: 11/235). طور که گردید، در ب ذهن شده و او را می دهد: که جام مصر را از آوردند، برادرانش که اگر کرده، چیز عجیبی نیست، قبل از او هم دیگرش، بود: & یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ قَبْلُ& (یوسف/77) در ادامه از باطن خبر می دهد که ادعای کذب را در دل داشت و آن را بر ایشان، نکرد: فَأَسَرهَا فِی وَلَمْ یُبْدِهَا لَهُمْ...(یوسف/77). معتقد است با نوع به کارگرفته شده در متن می به تحلیلی از نیز رسید. و در جای جای این آن می شود. به از این می گردد: را کرد: لَا (یوسف/23)، اگر به طرف می کرد: ...وَإِلا (یوسف/ 33)، اگر نفس به بدی است: إِن مَا إِن (یوسف/ 53). در آیه & در در و نفس خود و کرم و خود را بنماید... از تا ای از آن و آن قدس و و و او می گردد.& (امین، 1361: 6/388). 2. از از دید دید (متغیر)، دید (جزئی) و دید آن که به & دید پرنده وار& نیز مشهور است (سیمپسون، 1993: 13-21)، با مطابقت هوشمندانه ناظر صحنه ها اما در هر که اقتضا دوربین از منظر ها می شود. طور که ذکر شد سازی، انتخاب دید است و آن با دید این است که در دیدگاه، مرکز است ولی در هر از ها را همپای بیننده ای خاص از به حساب می آوریم که و ای همسنگ به دنیای داستانی و قضایای آن می گشاید. مانند: السلام: & یَا لِی سَاجِدِینَ& (یوسف/4) و این رؤیا السلام: & آلِ إِن حَکِیمٌ& (یوسف/6). برعهده گرفتن قضاوت در بی گناهی یا خطاکاری مصر: & رَأَى قَمِیصَهُ قُد دُبُرٍ کَیْدِکُن إِن * هَذَا...& (یوسف/29-28). آن دو زندانی و نیز مصر السلام: & یَا أَما أَحَدُکُمَا فَیَسْقِی رَبهُ وَأَما فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ رَأْسِهِ...& (یوسف/41). کردن ظرف مصر در بنیامین: & جَهزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السقَایَه فِی رَحْلِ أَخِیهِ ثُم أَذنَ مُؤَذنٌ أَیتُهَا الْعِیرُ إِنکُمْ لَسَارِقُونَ& (یوسف/70). البته خود این باعث ایجاد از می شود از و با یوسف: & أَخِی& (یوسف/90) شدن چشم پدر با یوسف: & بَصِیرًا& (یوسف/96) و پس از آن جمع شدن پدر و و در آن و او. & یَا حَ‍قا بِی إِن الْحَکِیمُ& (یوسف/100). 3. در در بر به با ها و و از می شود. و به ما را می کند که از ای از در آن را بر روی است (همان: 15). در که با در متن به می رود. در می دهد که بر (پیامبر صلی وسلم)، به هر و است: (یوسف/3). سپس با فعل های او را به های دور می برد: إذ لِأَبِیهِ... (یوسف/4)، یَا لَا ...(یوسف/5)، مِنا... (یوسف/8)، أَرْضًا... (یوسف/9)، لَا یُوسُفَ... (یوسف/10)، یَا مَا لَا یُوسُفَ... (یوسف/11)، لَیَحْزُنُنِی... (یوسف/13)، فِی الْجُب... (یوسف/15). پس از این با این خود را به و و با هم می شود: ...وَأَوْحَیْنَا (یوسف/15)، پس از آن، به گردد: (یوسف/16) و در به حال و با هم می شود: (یوسف/102). صرف نظر از یک از را ذکر می یا می کند. طور که ذکر شد، های و و های و و عدم این ها است. وجه به کار در وجه است. از فعل های و و این است. در به کار در این وجه از: فعل های در فعل های امر و نیز نهی که خود به ای است از برخوردارند. به نمونه: یَا لَا رُؤْیَاکَ... (یوسف/5) (یعقوب) گفت اى من را مکن... أَرْضًا...(یوسف/9) (یکى گفت) را یا او را به بیندازید... لَا فِی الْجُب...(یوسف/10) اى از گفت را اگر مى او را در چاه بیفکنید... ...أَرْسِلْهُ (یوسف/12) او را با ما بفرست... هَذَا... (یوسف/29) اى از این [پیشامد] روى بگردان... یَا بَنِی اذْهَبُوا فَتَحَسسُوا وَأَخِیهِ وَلَا تَیْئَسُوا اللهِ... (یوسف/87) اى پسران من بروید و از و برادرش جستجو و از خدا مباشید... فعل های فعل های که از میل و اند و در به می شود. مانند: امیدواربودن، آرزوداشتن، خوردن. این که اصل و اساس حضور گسترده ای در این از جمله: که را از مالک خریداری کرد به همسرش گفت او را گرامی بدار، به این که به حال ما سودی بخشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم: & عَسَی أَن یَنفَعَنَآ أَو نَتخِذَهُ وَلَداً...& (یوسف/21). یا در که را تعریف می او صبر پیشه می کند به این که را به وی بازگرداند: & فَصَبْرٌ جَمِیلٌ عَسَى یَأْتِیَنِی بِهِمْ جَمِیعًا...& (یوسف/83). در فعل & عسی& ، به بودن است. خدمتگزار نزد که در بود، می رود و از او مصر را می است با آن، سرگردانی حاکم از بین برود: & أَیهَا الصدِیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ وَسَبْعِ لعَلی أَرجِعُ یَعلَمُونَ& (یوسف/46). در که به غلامان خود گفت سرمایه هاى را در بارهایشان بگذارید شاید وقتى به سوى خود برمى گردند آن را بازیابند که بازگردند: & إِذَا انقَلَبُوا أَهلِهِم یَرجِعُونَ& (یوسف/62). در دو آیه فوق، واژه & لعل& ، به امیدواربودن است. یا در اواخر خبر گروگان شدن به می رسد از پسرانش روی گردان شده و با تمام، خود را بر بازگو می که به نابینایی وی منتهی می شود: تَوَلى یَا (یوسف/84). نکته در این است که فصاحت و بلاغت تامی که در این به کار شده، از چند است. یکی همیشه فعل نشانه و معانی را به خود می گیرد، از دعایی و آن است که از پایین به باشد، به خطاب به می گوید: & رب...تَوَفنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصالِحِینَ& (یوسف/101) پروردگارا!... مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما. که در & توفنی و ألحقنی& ، از میل و است. یا در مواقعی که فعل امر دو نفر هم رتبه می شود از شده و التماس به خود می (هاشمی، 1380: 62)، مانند: لِلذِی ظَن أَنهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبکَ... (یوسف/42)؛ و [یوسف] به آن کس از آن دو که گمان مى کرد خلاص مى شود گفت مرا نزد خود به یاد آور... این فعل ها، وجه و به تبع آن وجهیت، هستند. در این بخش، آیاتی می گیرند که مشارکت و یا نظر و گروهی و یا داخل شدن چند نفر در حکمی است: آلِ إِن (یوسف/6) در این با این که را بر تو و آل کرد طور که پیش از این، آن را بر اجداد تو، ابراهیم و اسحاق، کرد؛ در یک حکم می کند و آن، اتمام نعمت بر این خاندان است. یَا مَا لَا وَإِنا (یوسف/11) در آیه عبارت& لَنَاصِحُونَ& ، این است که خیرخواه هستند. یا آیه: & فِی وَ...& (یوسف/15) می دهد که با هم به این دست که را به چاه بیندازند. و نیز بر سر قیمت ناچیزی به رسیدند: & وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَه وَکَانُوا فِیهِ الزاهِدِینَ& (یوسف/20). میبدی در این آیه می گوید: & اگر در تعبیه بود از عصمت و حقایق قربت و لطایف علوم و حکمت، بر کشف شدی، نه او را به بهای بخس فروختندی و نه او را نام نهادندی& (میبدی، 1357: 5/ 42). و یا در آیه: & ...وَاللهُ غَالِبٌ عَلَی أَمرِهِ لَا یَعلَمُونَ& (یوسف/21)، & لَا یَعلَمُونَ& ، عبارتی است. و نیز با این که: & ...بَلْ سَولَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا& (یوسف/83) می کند که نفس شما امرى نادرست را همه شما آراسته است. در این با های مواجه می شویم که عقاید های به نمونه: ...إِن الشیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُو مُبِینٌ (یوسف/5) ...به راستی شیطان آدمى دشمنى است. ...إِن (یوسف/6) ...در تو داناى حکیم است. ...قَالَ مَعَاذَ مَثْوَایَ لَا (یوسف/23) ...گفت بیا که از آن توام [یوسف] گفت پناه بر خدا او من است به من جاى نیکو است ستمکاران نمى شوند. یَا أَأَرْبَابٌ مُتَفَرقُونَ أَمِ الْوَاحِدُ الْقَهارُ (یوسف/39) اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر؟! ...أَن اللهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ (یوسف/52) ...و خدا خائنان را به جایى نمى رساند. إِن مَا إِن (یوسف/53) و من نفس خود را تبرئه نمى کنم چرا که نفس به بدى امر مى کند مگر کسى را که خدا رحم کند من آمرزنده است. ...فَاللهُ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الراحِمِینَ (یوسف/64) ... پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانان. ...إِنهُ لَا یَیْئَسُ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ (یوسف/87) ...زیرا جز گروه کافران کسى از خدا نمى شود. و ارزیابانه و را در به خود اختصاص اند که به از این موارد، می شود: آلِ إِن (یوسف/6) فِی لَا (یوسف/15). به اعتقاد فخر رازی در این منظور از است هر چند در این دو نقل قول در سن یکی بعضی ها او در این به سن بلوغ رسیده و چهارده سال است و او کودک بود ولی عقل او را نمود، طور که درخصوص عیسی این کار را قبول کرد. (فخررازی، 1411: 18/99). و یکی از مفسران می نویسد: & درواقع، این الهامی به قلب بود بداند و حافظ و نگهبانی و نور بر قلب او پاشید و ظلمات یأس و نا امیدی را از روح و جان او کرد& (مکارم شیرازی، 1385: 407). آلوسی از قول مجاهد نقل است: این نوعی الهام بر قلب بود (آلوسی، 1415: 6/389). بَلَغَ أَشُدهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا نَجْزِی (یوسف/22). در سه آیه به تدریج، را بر و به تدریج را از اشتباهی که مرتکب شده اند، باخبر و به مرور زمان، به علم و حکمت آموختیم. قَالَتْ مَا جَزَاءُ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوءًا یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (یوسف/25) آن زن گفت کیفر کسى که قصد بد به تو چیست جز زندانى یا [دچار] عذابى دردناک شود. إِن (یوسف/28) همانا شما بزرگ است. رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ (یوسف/31) پس چون [زنان] او را دیدند وى را بس شگرف یافتند. رَب السجْنُ مِما یَدْعُونَنِی (یوسف/33) (یوسف) گفت من دوست داشتنى تر است از مرا به آن مى خوانند. ...نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ نَشَاءُ وَفَوْقَ کُل ذِی (یوسف/76) ...درجات کسانى را که بخواهیم مى بریم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است. (برای اطلاع بیشتر: (یوسف/ 38،59،77،78،80)). و و که گزارشگر افکار، و ها مانند: & وَجَآءُو أَبَاهُم عِشَآءً یَبکُونَ& (یوسف/16) و شامگاهان گریان نزد پدر خود [باز] آمدند. & نِسْوَه فِی الْمَدِینَه امْرَأَه الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا شَغَفَهَا حُبا فِی مُبِینٍ& (یوسف/30) و [دسته اى از] در شهر زن از خود کام و سخت خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشکارى مى بینیم. & وَقَطعْنَ أَیْدِیَهُن وَقُلْنَ حَاشَ لِلهِ مَا بَشَرًا مَلَکٌ کَرِیمٌ& (یوسف/31) و [از شدت هیجان] دست هاى خود را بریدند و منزه است خدا این بشر این جز فرشته اى بزرگوار نیست. و یا حزن، خوف، شکوی و بث که در این ترس و اندوه، به کار شده است و بر صحه می گذارد. & تَذْهَبُوا وَأَخَافُ یَأْکُلَهُ الذئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ& (یوسف/13) گفت او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى کند و مى ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد. & وَتَوَلى یَا فَهُوَ کَظِیمٌ& (یوسف/84) و از روى گردانید و گفت اى دریغ بر و در حالى که خود را فرو مى خورد چشمانش از سپید شد. & إِنمَا أَشْکُو بَثی وَحُزْنِی وَأَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ& (یوسف/86) گفت من شکایت غم و خود را پیش خدا مى برم و از [عنایت] خدا چیزى مى دانم که شما نمى دانید. از کلمه & بث& در آیه نشانگر غم است که صاحبش صبری بر کتمان آن ندارد و آن را می کند (میبدی، 1357: 5/123). در المیزان آورده است: به دو جهت این را داد اول این که برخلاف بندگان، از ها و تکرار و اصرار بر ناراحت نمی شود و چون امیدش به الهی بود و هرگز از او مأیوس نشده پاسخی را داد. (طباطبایی، 1417: 11/234). هر چند وجه است با این حال، طور که ذکر شد وجه یا مهم نظام، با به تحلیل به طور مستقیم در بردارنده یا عدم به صدق گزاره های شده نیز از های (معرفتی و ادراکی) نیز خالی نیست. به مواردی از می شود: (یوسف/8). در آیه ساختاری تفضیلی (أحب) که بنیاد در مشاهده می شود. (ما به این درک و نتیجه رسیدیم که نزد پدرمان، محبوب تر از همه ماست.) در شک و ها به از های (برداشتی)، است. به شک و از هر دو آیه ذیل به خوبی، است: & یَا مَا لَا یُوسُفَ& (یوسف/11). گفتند: ای پدر! چرا اینقدر به ما شک داری که نمی توانیم از مراقبت کنیم؟! & أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنا صَادِقِینَ& (یوسف/17) شما به صدق های ما شک دارید! مهم تر از اینها در ترسیم نحوه رخ سوء تفاهم ها و طرفین از از یا شده است: ...إِنا فِی (یوسف/30) و یا آیه ...إِنا نَرَاکَ (یوسف/36)؛ مفهوم را با به فعل & نری& ، می این کرد که ما یا ما این است که او در گمراهی است یا تو در زمره نیکوکاران هستی. همچنین، و شنیدن، کارکردی شبیه وجه (سیمپسون، 1933: 51). های از این نیز در از جمله: & رأیتُ& (دیدم) در آیه: & لِی سَاجِدِینَ& (یوسف/4). & سَمِعَتْ& (آن زن شنید) در آیه: & بِمَکْرِهِن...& (یوسف/31). & أرَی& (به دیدم) در آیه: & أَحَدُهُمَا أَعْصِرُ أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْکُلُ مِنْهُ...& (یوسف/36). آیه: الْمَلِکُ أَرَى سَبْعَ وَسَبْعَ یَابِسَاتٍ... (یوسف/43). در مقایسه با ها سؤالی که در مطرح می شود این است که چه تفاوتی با های و نیز های ساخته ذهن بشر دارد؟ در گفت: با های در این است که کامل آنهاست. در از پیامبران هود، ابراهیم، نوح، و... که یا ناقص است و به بخش خاصی از پرداخته شده است و یا بخش های از و ماجراهای در از که پی بردن به آن حضرت، از بدو تولد تا با آن مرد دانشمند (حضرت خضر السلام)، بدون در نظرگرفتن تکراری، قید شده در های زیر را به ترتیب، هم داد: قصص (7-35)، طه (10-97)، غافر (26-28) (132)، شعراء (62-66) یونس (91-92) (138-155) بقره (67-71) مائده (21-26) کهف (61-82). لذا، با به به کامل، در یک سوره، به کار در این نمود بیشتری دارد. طور که در شد، یا است یا و یا خنثی. درون همه ابزارهای از وجه وجه و دارد. افزون بر اینها، می به طور کلی از و و یاد کرد که و و های را گزارش می کند و در به می شود، نیز که از میل و است ا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
خودرویی ها و فلزات اساسی، شاخص بورس را در کانال 91هزاری بالا بردند

خودرویی ها و فلزات اساسی، شاخص بورس را در کانال 91هزاری بالا بردند


تهران- ایرنا- (شنبه) تحت خودرویی و فلزات اساسی 68 واحد بالا رفت و در جایگاه 91 هزار و 160 واحدی ایستاد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
آغاز ثبت‌نام عتبات دانشگاهیان از 25 آذرماه

آغاز ثبت‌نام عتبات دانشگاهیان از 25 آذرماه


گروه دانشگاه: معاون و و از از 25 آذرماه در سایت لبیک خبر داد و گفت: کلیه سراسر کشور می‌توانند در کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
زبان و معرفت در کراتولوسِ افلاطون

زبان و معرفت در کراتولوسِ افلاطون


چکیده این است در ی در ی کراتولوس. در این دو (مبنی بر این که است که هر را می کند) و (یا ذات بر این که هر از یا ذات خود دارد) را ی و سپس رد می کند. او به شماری از رو می و از این کار مرادی جز این که کند در پیِ راستین، به ی جست. او در به این می رسد که به از در جست بود. این به به سبب آن در با حجم به تفسیرهای گوناگونی از در او دامن زده است. این این است که در روش متکی بر را در کسب محض می کلیدواژگان افلاطون؛ کراتولوس؛ زبان؛ اصل 1.1. آیا نوع را که از هر چیز به می می با ها و از راه استدلال، یا روش به به دست یا می از برون زبانی یا به اگر روش دوم ما را به برساند، آیا می این را در ریخت و به دیگران آموخت؟ این ها از های در ی است که در های او نمی آن ها و شفاف یافت. حتی اگر در یکی از های به یکی از ها ی و به دست آوریم، این پاسخ، با از سخنان او در های یا حتی تعارض می و این معضل او را ی سخت تفسیرپذیر می سازد. در ی یا در ی آغازی، به ی و آن رو می و این را تا ی پایانی می کند. این است در به های فوق، و یافتنِ تفسیری ی جایگاهِ در بر ی ی او ی و زبان. 1. از چه در های و چه در های دوران باستان، ای به فرد ی ی با این ای ی ی و جدا از های نیست؛ در ی دغدغه و خود است که دست به نوشتن ای با می یازد و او این است که آیا می از به رسید. پس، به دقیق تر، چه بسا بتوان این محاورهرا خواند. ی این است که نام ها (یا ها در گسترده ترِ ὄνομα)2 چیست. با این بنیادین، دو (conventionalism) و (یا ذات گرایی) (naturalism) را ی می کند. او در اکثر های خود را از و در گفت وگو گوید. در این دو هم سخن دارد: یکی (Hermogenes) که از یارانِ و که در روایت شده از همراهان او در مرگ اوست؛ و کراتولوسِ (Cratylus) (Heraclitean) که، بر در کسی است که در با او و های (Heraclitus) ــ بر این که هر در جنب است و از آن در کار ــ شد و پس از آن نیز ها (987a32–b1). این دو هم به و اند. این دو را در گفت وگو با می کند و سپس در رد آن ها می و در پایان، از خود به سخن می گوید. در گفت با دست به می زند که آن ها را گواه بر ناکارآمدیِ پژوهشِ در کسب می گیرد. جا که پیش از ی های و و را در آن ها و نگاهی اجمالی به روش بیفکنیم؛ ناخرسندی او از های و و نیز است که بر می افکند. 2. و آن ها را & و توافق3 (συνθήκη καὶ ὁμολογία, 384d1) می و در خود می که می هر که بر به ای که اگر آن نام را از آن چیز برداریم و بر آن این نو نیز نام پیشین نام نوی که کسی بر بنده اش می نهد و این نام نام پیشینِ او است. پس، نام ها نه & بر طبیعت& ِ (φύσει) که & بر ی رسم و سنت& (νόμῳ καὶ ἔθει, 384d–8) به چیزها تعلق می (384c2–d8). از می آیا که یک شخص یا یک بر نهد؟ و آیا اگر کسی بگیرد که آن چه همگان & آدمی& می خوانند، از این پس & اسب& بنامد، آیا یک هم همگانیِ & آدمی& را و هم خصوصیِ & اسب& را؟ تا آن جا در خود پیش می رود که به این های می دهد (385a4–b1) و می به سبب است که ای از اجتماعی به نام های می (385d9–e3). خودمداریِ (solipsism) را انگیزد تا ی بن ی آن (relativism) (Protagoras) را در ذهن می کند. از این رو، از می که می & همه چیز& (πάντων χρημάτων μέτρον, 385e6–386a1) آیا می & که هستند& (τὰ ὄντα) نیز نزد (οὐσία) & که ها نزد من که بر من می و نزد تو که بر تو& ،4 یا این که & و به خود& (αὐτὰ αὑτῶν τινα βεβαιότητα τῆς οὐσίας, 386a3–4) می گاه به می که به آن چه می می با این در (385e4–386a7).5 می که ی او از در باشد.6 که خود را از می ی به هر را ی او می و از او می اگر & که هستند& آیا πράξεις) (نیز & صورتی از که هستند& (ἕν τι εἶδος τῶν ὄντων, 386e8) به نمی آیند؟ می و می گیرد: & پس بر خاص شان اجرا می نه بر ما& .7 به فرض این که را بِبُریم، اگر به خود بگیریم که به چه و با چه چیز کار را در این کار کامیاب نخواهیم ولی اگر و بریده شدن و برش را کار خود سازیم، می توانیم کار را به دهیم. پس اگر را برخلاف (παρὰ φύσιν, 387a7–8) آن از پیش بریم، در آن کار ناکام ماند. بر کار را نیز بر و سوخته شدن و آن می به از پیش و این ی همه ی کارهای نیز صدق می کند. پس، از آن جا که سخن نیز ای کار به می بر و شدن و گفتار است که می به سخن گفت، نه بر ی شخصیِ خود؛ بر و شدن و نامیدن، و نه به است که می بر نهاد (386e6–387d9). اما که بافتن ماکوست، ابزارِ (ὄργανον) نیز نام یا و که در هنگامِ بافتن، تار و پود را جدا می سازیم و در هم می تنیم، & نام نیز ابزاری آموزشی و جداسازنده ی است& ؛8 و که را می و مته را آهنگر، نیز ــ که سخن است ــ از ساز (ὀνοματουργός) آید9 و این کمیاب است که در می یافت. که ماکویی می & صورتِ& (εἶδος) را در نظر دارد؛ هیچ صاحب فنی نه به که به ای که در یک کار می آن کار را بسازد. بر ساز نیز بداند که آواها و را در یک نام بنشاند، سان که آن نام در یک چیز و این کار را & با نظر به آن چه نام است& (βλέποντα πρὸς αὐτὸ ἐκεῖνο ὃ ἔστιν ὄνομα, 389d6–7)، نام، از پیش ولی این نمی که همه ی ای یک چیز بسازند، که همه ی آهنگران یک را از یک آهن نمی سازند. از این روست که به ازای یک در های به چشم می خورد و همه ی آن ها می به شرط سازانِ آن ها، آن چیز را به در که بر آن می نهند، نشانده باشند. اما در این که آیا به در حاضر است یا نه، کسی می گواهی دهد که آن را به کار می نه ی ابزار. پس، ی ماکو، بافنده و نه درودگر، و ی چنگ، چنگ نواز و نه چنگ ساز، و ی کشتی، ران و نه ساز است که می به داوری کند. را نیز کسی می که آن ها را به کار می برد و او کسی است که روش و را می و به سخن دان (διαλεκτικόν) است. بنابراین، کار ولی او کار خود را تحت سکاندار به تا بسازد. نیز کار یا ساز ولی او کار خود را تحت دان دهد تا های نغز بسازد. از این رو، به می & سازی& (ἡ τοῦ ὀνόματου θέσις, 390d8)، آن که تو می پنداری، کار ای (φαῦλον) و از هر دلی برنمی آید و بر حق است که می نام ها با شان مطابقند و هرکسی نمی ی کسی می به که با نگرش در واژه، آن را در حرف ها و بنشاند. پس، بر آن نه به که ای می (388a4–391b2). در رد ی این است که یک (λόγος) می (ἀληθής) یا (ψευδής) باشد. اما کلِ (ὅλος) یک نمی بی (μόρια) آن نیز و از آن جا که هر در یک ی همه ی آن نیز باشند. پس، که می های یا می های یا نیز (385b2–d1)؛ در که بر هر ای که است. پس، ی او است.10 3. پس از ی (etymology) از را می کند (391b–422b).11 ی او، آن که خود می (ὀρθότης) نام هاست. او در این به های از نام ها دست می زند. بر این یک نام در گرو این است که آن نام گرِ یک و نام های (τὰ ὕστερα) این را از (τὰ πρῶτα) ــ که از آن ها (422d1–9). پس، نام های بر نام های و اگر کسی به نام های پی است که نام های (یا غیرمشتق) را (426a6–b1). این نام های (στοιχεῖα) که نام های را می و خود از نام های اند (422b1–c1)، و به گرِ آن چه هست و این را (μίμησις/μίμημα) کنند. این از این راه می شود که حرف ها و ی های را ρ/r که، به و در آن، گر و از این رو، به می آید که بر و یا حرف های φ/ph و ψ/ps و σ/s و ζ/z، از آن جا که با می در دال بر سخت یا جوش به کار می یا δ/d و τ/t که در آن ها و در دال بر یا به کار می یا λ/l که در آن در از و می یابد. از دال بر از این می و ی از حرف های با ها نیز سخن می و می دهد که این و ی را کار خود (422d11–427c9). نمی با گفت که چه را از این بحث می کند. در های او را به می کند که از غیب خبر می و با این را به (Euthyphro) می دهد و می که با خود روح مرا است (396d2–8). در این جا در های و به از این جهت که آن که در ی او می که او را به بستاید. از این رو، ی به می که چه بسا این طنز و ای بیش یا دست کم اگر آن طنز از طنز و این است که دهد از راه نمی به رسید. آن چه بیش از هر چیز این را می است بر این که در جست به کرد.12 4. و آن رد ی را به ی می سازد؛ از این رو، گفت وگو را با او می کند و نظر او را ی ی گفت وگو با ــ بر این که در گروِ آشکارساختنِ است ــ می و می که آن با ی او همخوانیِ کامل و این را می افزاید که از آن جا که ها را می نمایند، در (διδασκαλία) ما را می کنند. اما ارزشِ آموزشیِ همه ی را یکسان نمی و بر آن است که از آن ها نادرستند؛ نیز همانندِ نگارگری ها را بازنمایی یا می کند و که چیره دست به های بهتری، از حیثِ همانندی به پدید می آورند، از نیز های نغز و های بی می سازند. اما این را ی نمی و همه ی را و گرِ ها می انگارد و می کسی بگوید یا بنامد و اگر کسی را در نامناسب به کار بَرَد، در واقع سخن نمی با کوبیدن بر ظرفی مسی صدایی آورد. می که ای که یک نگارگر از کسی ساخته، است دیداریِ از او ساز نیز است بر کسی نهد که شنیداریِ از او (428a6–431e8). با به اهمیتی که نزد (و در فرهنگ یونانی) او معناداری و را نیز که ای گفتاری و ی شنوایی در ای تصویری و با آن به می کند.13 بر تشبیهِ این است که و ها را نمی به و تصویرها کرد؛ اگر به یک بیفزاییم یا از آن یا در آن جابه جا نمی به سادگی گفت که آن را آن را ننوشته ایم. در می این درخصوصِ مصداق می هر عددی، خاص است یا دیگر؛ که اگر از عددِ دَه یا بر آن بیفزاییم، بی درنگ در دست داشت؛ حال عکس این ی و صدق می کند؛ اگر یک یا یک از هر حیث و در یکایک جزئیات با اصل خود مطابق هیچ با آن و هیچ کس توانست را از یا را از بازشناسد. پس، از یک سو، نادرستند و گرِ خود نیستند؛ و از سوی که درستند و نمایانگر خود ، مو به مو به نمی مانند: چه بسا در ای راه و اگر چه بسا ای نیز در ای راه یابد. اما در این نیز ها و توصیف می به شرط ها انگاره (یا تصویر) (τύπος) ها (431e9–432e7).14 می که از حرف ها و هجاهایی که دربردارند، ها را می کنند، به ای که ρ/r دهنده ی و سختی، و λ/l دال بر و است. می آن چه ما σκληρότης (به & سختی& ) می خوانیم، اِرِتریا (Eretrians) σκληροτή می گویند؛ و می آیا ρ و σ ــ که این دو ها می ــ هردو گرِ یک اند و در کارکرد با هم ندارند؟ و می دهد. سپس می اگر λ گرِ از چه رو هر دو آن را در بر و می چه بسا این حرف به اشتباه در این دو راه و در آن ها به جای λ، ρ به کار ببریم. می آیا اگر کسی ی σκληρόν (به & سخت& ) را با معمولِ آن به کار او را یابیم. می آری، یابیم، ولی برحسبِ & عرف& (یا & عادت& ) (ἔθος). می آیا این عرف یا که می گویی، متفاوت با & قرارداد& است؟ و که من ی σκληρότης را به کار می برم، آیا با این که λ را در با & سختی& دربردارد، تو مرادِ مرا یابی؟ اگر این خواهدبود که هم سازگار و هم با یک می بر ی عرف و گر آن باشند. حتی اگر عرف به نباشد و یکسره با آن تفاوت باز هم سبب می شود که هم سازگار، و هم با یک گر آن (434b4–435b3). می می به نام همانند با از دست یافت، اگر توافق و در تعیینِ آن ها نداشته (435b6–c2)؟15 پس از بر ی می گیرد: بر ی به (διδάσκειν) می آیند و که نام را آن چیز را نیز می شناسد؛ بر ی ی هر ای گرِ خود است و بر آن است که پژوهیدن (ζητεῖν) و دریافتنِ (εὑρίσκειν) هر آن چه از راه است. این است که اگر کسی در راه پژوهش، را راهنمای خود خود را در معرض خطرِ شدن (ἐξαπατηθῆναι) می ساز بر ی (ἡγεῖτο) بر ها نام می و اگر در پنداشت خود به راه خطا رفته و آن گاه ما از نامگذاری های او شد. در ی ایستادگی می و می (ἀναγκαῖον) است که ساز آن چه را بر آن نام می (εἰδότα)، وگرنه او نیست. دلیلی که می کند ساز به راه خطا نرفته، این است که همه ی که او با (σύμφωνα) هستند؛ از ی ای اند. می این (یکدستی و هماهنگی) دلیل نمی جای اگر ساز در دچار لغزشی شده و همه ی را بر ی آن بسازد. از این گذشته، این که همه ی آن که می پندارد، با اند و ها را بر و ناپایداریِ بر ما می سازند، فرض است. در این دیدگاه، از یاد می کند که از بن ی پارمنیدسی (Parmenidean) و با این کار می کند که همه ی از پیش فرضی نگرفته است در (435d2–437c8). بر ی این است که آن که می است که ساز آن چه را نام می ی & واژگان& (τὰ πρῶτα ὀνόματα, 438c3) نیز می بایست آن را باشد. اما اگر از و به دست می آن ساز توانسته است را در که هیچ ای در کار است تا از آن ها به دست آورد؟ می چه بسا این این که فرابشری (μείζω τινὰ δύναμιν εἶναι ἢ ἀνθρωπείαν, c2) نام ها را به ها بخشیده است و پایگاهِ یزدانی است که آن ها را تضمین می کند.16 می در این آن ساز ــ چه یک دایمون و چه یک ایزد (ὢν δαίμων τις ἢ θεός, c5–6)ــ با خود در تناقض که از بن های اند. در مقام می یک از که با ی نیستند. می نادرستند، & آن ها که بر پایداری یا آن ها که بر جنبندگی؟& 17 در این جاست که می کند که از نمی به معیارِ آن ها دست یافت. از مفسران را به بازگشتِ به و پذیرش نهایی آن می گیرند.18 اما در ردِ ی می ترجیح من این است که هرچه به های خود این چیزِ دون (φορτικόν)، نیز در (435c2–d1). گرچه با این سخن میزانی از را می پذیرد، با لحنی اکراه آمیز ی آن سخن می گوید؛ از از میانِ نیز می به به های خود و را تر می داند. از یاد برد که در را ــ با دلایلی نه استوار ــ و در رد است که حدی از را می ولی او به نحو از دفاع نمی کند. است که این جا، در ردِ ی تا حدی جانبِ را می ولی در گیری در برابرِ ی نیز حق را به بود (390d9–e4, 391a6–b1). همه، حتی اگر به بازگشته باز هم ندارند، نمی ما را به ها رهنمون شوند؛ پس آن ها می از ی کاربردی و برقراریِ ارتباط و تفاهم شود.19 5. در از این که نمی را با به یا ای که از آن بازشناخت، می گیرد: & روشن است که در پیِ چیزهای به جز که از بر ما آشکار می که یک از این [دو گروهِ واژگان] که به روشنی آن چه هست را می سازند.& 20 بر این اساس، به می گوید: & ای اگر به راستی این می نماید که می آن چه هست را از آموخت& 21 و راه این است که را که اگر با همگون & از یکدیگر& (δι᾽ ἀλλήλων, 438d7)، یا & از آن ها& (δι᾽ αὑτῶν, 438d7) (438a2–e7).22 خود به دشواریِ که پیشنهاد کرده، واقف از این رو، می این که می آن چه هست را چه بسا مسئله ای & بزرگ تر& (μεῖζον) و بیرون از ما ولی ما را بس که دریافته ایم را که هست نه به (οὐκ ἐξ ὀνομάτων, 439b6)، که به آن ها (ἐξ αὑτῶν, 439b7) (439a5–b8). این است که & هیچ خردمندی به هیچ روی خود و پرورش نفس خود را به نمی سپارد و به آن ها و سازندگانِ آن ها نمی کند...& 23 ای که در می بر این که را از یا (ἄνευ ὀνομάτων, 438d5) به دست از این است که نمی میانجی و راهگشای به خود در بود که ها از می و اگر ها نیز خواهند بود (385b2–d1). بر به هر دلیل، در کسبِ نتوان به می به ها و گفتارهای ترکیب از کرد؟ بر این می از تعبیرِ از (یا واژگان) در به این که به در پیِ از بود. جای است که در این در و های و و نیز ی های خود به راه می ولی در با آن ها، در ایجاز و می سپرد و حاصلِ ی خود را در چند ــ که ما نیز نقل کردیم ــ از زبانِ گوید. که دیدیم، از این که می گرفتن از به رسید، سر باز می زند و می به خرسند باشیم که بپذیریم هرچیز را نه به که به آن بشناسیم. این که شناختِ به & آن& در این بی می ماند. از این رو، در این ی که به ما می با نمی به رسید؛ و این را که & اگر نه با پس از چه راه می به رسید؟& ، بی می گذارد. او وجودِ و بری از دگرگونی را می تا امکان به بخش و لغزش ناپذیر را باقی (439b10–440c1)، ی نحوه ی به در آن ساحت خاموش می ماند. از این حیث، به می ماند؛ در نیز وضعیتِ اسفبارِ را از ناتوانی در کسب در این به شرح و ی که در فراسوی این می به دست به اشاره موجز اکتفا می ورزد؛ جاودانگیِ روح را می تا راه به را در باز بگذارد. اسطوره ی فرجام (eschatological) این نیز با شالوده ی و فیثاغوری به شرحِ جغرافیای و پاداش و پادافره ارواح در آن (107c-115a) و به چند و چونِ نائل آمدنِ روحِ به نمی پردازد. پس، در از این دو ای از خود را گوید: در یکی می با و در می در نمی به رسید.25 او در این دو ابزارهای در زندگی این جهانی را می کند، و از به و های فرابشریِ به ندارد. های ناگفته در این دو را در از های خود و به (Phaedrus) پی می که می در پاسخِ این را که و که در حسرت آن می سوزد، و روح آن را در به دست می آورد. با تکیه به این ی و با به که یکی از دو هم خود را می و سپس در رد های او می و راه را در گفت وگو با هم دوم نیز در پیش می بی خود یک ی ایجابی فرا روی ما اگر را، از زمان ای (بینابینِ ی و میانی) بشمریم یا آن را در ی در به نگارشِ جای می گرفت که بخش است که در آن به صراحت ــ به اجمال ــ را در به دانسته است. این ی این را در بر که روش (dialectic) در ما به معرفت، سترون اگر را از در در میزانِ بسنجیم، ای جز این به دست نمی که نمی به به رسید. این بود که دان کسی است که روش و را می و می را به کار برد و (390c2–12). در های خویش دو ی διαλεκτικὴ و διαλέγεσθαι را در اطلاق بر به کار می برد. هر دو بر سخن و گفت وگو و به کاربردنِ دارند. پس اگر از رهگذرِ به و و اگر از نمی والا را به دست از نیز نمی به آن رسید.26 ــ بر این که نمی به به ــ ی را به این متمایل می که های این را نیز جدی گرفت؛ و چه بسا از این ها نیز جز این است که دهد که در راه به واکاویِ دل خوش کرد، این کار ما را به های می و بیراهه می کشاند. در دو و را به می کند و می شمرد. او دست به می زند بی به ی کلی از این کار دست یابد. از آن جا که هیچ یک از آن دو و نیز را بر ما نمی در می که و ما را به نمی و در آن به کار نمی آید. با این به می رسد و آن این است که به از و در پیِ محض بود. به این را که & این از است& ، در به در جست. پی ها 1. از بحث برانگیزترین های چه از جهت محتوای تفسیرپذیرِ آن، و چه از جهت آن در افلاطون. ی آن، در این جا به مرورِ اجمالیِ از ها بسنده می کنیم: پس از یادکردِ گزیده ای از ها، می مریدیه (Méridier) و راس (Ross) و لوس (Luce) این را به پیش از (Phaedo) می در آن، ها متعالی یا (به بیانِ ارسطو) & مفارق& (Guthrie 1978: 2). بر آن است که نشانه های سبک و حضور ی مثل در این و کلی از آن است که ی اصلیِ نمی متأخرتر از میانه ی ی باشد. با این شواهدی از از این که پس از آن، دست به اصلاح و بازنویسیِ آن زده چه بسا در به سوفسطایی (Sophista) (Sedley 2003: 6–14). آدِموللو بر آن است که این را به ای که پیش از تئایتِتوس (Theaetetus) و پس از خوانده شود؛ را از در آن می و پیشرفته تر و پیچیده تری از های آن را در تئایتتوس می (Ademollo 2011: 20–1). نیز آن را & انتقالی& (transitional) (پس از ی و پیش از ی میانی) می گیرند؛ از فاین: Fine, G. (ed.) (1999), Plato 2. Ethics, Politics, Religion, and the Soul, Oxford University Press, p. 1, n. 1. 2. که می ὄνομα معادلِ & واژه& به نام ها و صفت ها می (Sedley 2006: 217). 3. همه ی نقل قول های مستقیم از ی ما از متن این (ویراسته ی جان برنت (John Burnet)) است. در این کار، از های این اثر ولی از آن ها به جای متنِ نکرده ایم. ایم که در حد ای به متن به دست دهیم. ها و های کوتاه را در متن، و ها و های طولانی را در پی ها می آوریم. در این نقل قول ها، تمامیِ تأکیدها به ایرانیک/ایتالیک از ماست. تأکیدهای در نقلِ آرای معاصران، از ایشان است. در به ی های استفانوس (Stephanus) را (همراه با حروفِ گرِ بخش های و ی سطرها) می آوریم. 4. ὡς ἄρα οἷα μὲν ἂν ἐμοὶ φαίνηται τὰ πράγματα [εἶναι], τοιαῦτα μὲν ἔστιν ἐμοί· οἷα δ᾽ ἂν σοί, τοιαῦτα δὲ σοί... (386a1–2) 5. در 391c5–7 نیز ی را می شمرد. می دهد که چرا به پروتاگوراسی نمی انجامد. او می از قراردادگرایی، می و نام ها نیستند. از این رو، می ی قراردادگرا، و ی گرا (absolutist) (Keller 2000: 290; cf. Guthrie 1978: 18–9). 6. در رد (و نیز سفسطیِ ایوتودِموس (Euthydemus))، و اثبات این که هر ماهیتی و از های ما به ی گفت با در 386a8–e5. 7. κατὰ τὴν αὑτῶν ἄρα φύσιν καὶ αἱ πράξεις πράττονται, οὐ κατὰ τὴν ἡμετέραν δόξαν. (387a1–2) 8. Ὄνομα ἄρα διδασκαλικόν τί ἐστιν ὄργανον καὶ δαικριτικὸν τῆς οὐσίας... (388b13–c1) در پاپیروسِ (ستون 10، سطر 3 تا 5) نیز آمده است که سخن و به کار بردنِ (Kouremenos/Parássoglou/Tsantsanoglou 2006: 81, 132). از آن جا که این مشتمل بر تفسیر شعری و با به تاریخ آن، حدودِ 340 تا 320 پیش از میلاد، که از پیدایی آن در چند دهه پیش از آن است (ibid. 8–10)، و این که ملهم از های اورفیوس و بارها، از در به او نامحتمل که از این اثر باخبر یا این که های زبانیِ مندرج در آن، به های آن، در فکریِ آن روزگار و را تحت تأثیر باشد. 9. در ها ساز یا نامگذار را & قانونگذار& (νομοθέτης) می خواند. ی مرکب از νόμος (که معرب آن & ناموس& است) به & قانون& یا & عرف& یا & رسم& است. این است که هر وضع می شود و و اعتبار می و را به خود پایبند می سازد. و های در این باره، به Sedley 2003: 66–74; 2011: 118–125. در این که ساز یا چه کسی یا کسانی و واحدی در متن نمی یابیم. شاعر، بخت یا تصادف (τύχη)، یونانیانِ نخستین، پیروان اورفیوس، ایزدان یا ایزدی، یا می ی باشند. این به ibid. 122–5. 10. این بر پذیرفتنِ صدق و کذبِ است. بر آن خرده می و می گویند صدق و کذب، خاصِ نه و نقضِ یک کل، آن را نمی آورد. در به این اشکال، یادآور می شود که نزد اسم ها و صفت ها نیز از صدق برخوردارند و نام های ی وصفی دارند. این در اسم ها و صفت های مرکب، φιλόσοφος [فیلسوف]، به مشهود است و این ویژگی ی اسم ها و صفت های بسیط نیز به آسانی پذیرفتنی امروز پی بردن دشوار است. از یک نام یا می یک به کار & کراتولوس& در به این که & او کیست؟& ، یا & پیاده روی& در به این که & او چه می کند؟& (Guthrie 1978: 17–8). آکریل های را نقد می کند و می ایرادهای او نمی ی را نقض کند (Ackrill 1999: 129–30, 135). نیز عیب ها و ضعف در های شناسد (Keller 2000: 291–2). 11. نیز از این ها (در 14، سطر 7؛ 21، سطر 5 و 6؛ 22، سطر 9 تا 13؛ 26، سطر 2) در بر (Kouremenos/Parássoglou/Tsantsanoglou 2006: 89, 103, 105, 113, 133, 136–7, 139, 203, 247–8, 271; Laks/Most 2001: 15 n. 32, 22 n. 66). 12. قرینه های نیز در متن می تا کند که می با ی طنزِ خود بی معنایی و بیهودگیِ را (از ی بخشی) بر ملا و هشدار دهد که در به وساطتِ به هر چیز نگریست یا اندیشید (Keller 2000: 285, 296–8, 303–5). نایتینگِیل نیز بر آن است که های پرشمار بر دیدگاهِ
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
فردا ؛ آغاز ثبت‌نام آزمون دکترای نیمه متمرکز سال 97

فردا ؛ آغاز ثبت‌نام آزمون دکترای نیمه متمرکز سال 97


مشاور گفت: دکترای نیمه‌متمرکز سال 97 از روز چهارشنبه اول آذر ماه 96 آغاز می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 24 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
تأثیر معناگرایی زایران بر ایجاد صلح و پرهیز از خشونت

تأثیر معناگرایی زایران بر ایجاد صلح و پرهیز از خشونت


و بر با بر یاد دست کم دو و با دگرگون شده است که در ذیل به آن ها می شود: الف. بر صلح و از در تحت خلجان های و از و ها خود و می و این حال با می کند. از منیّت های فردی در دعا، می خصلت جمع و با خود را به در سازد. دعاها مسلمان بعد بخش - - وقتی می خواند: & انت الهی و سیدی و مولای اغفر و کفّ عنا عن اذانا& (زیارت الله) و خود دعا نمی کند و همه به دعا می خود و در می آید. و خود را - - در & کبیره& می که جز و نمی باشد. از های از جدال و و رفتار و صلح آمیز است که در بلندمدت، در اثر کمّی و کیفی دو و از ها و این بخش کثیر از اتباع خود می شوند. ائمه اطهار:با و باورهایی همچون نذر (امین الدوله،1370، ص26)، تقرّب (کربلایی کرناتکی، 1386، ص39)، ثواب خواهی، بستن بیماران به پنجره فولادی، عریضه اندازی درحرم، تبرّک دادن جنازه در اطراف مطهر، خادم افتخاری شدن، و مجاور حرم شدن (علویه کرمانی، 1386، ص93) آمیختگی می کند که بر روح و می و از خشم و های می کاهد. - ها در و صلح و به در رده از هر می و با (نقیب 1392، ص7) این را که در صلح و در به که (Nasr, 2004; p.8) و آدم و بمب (ولدانی، 1387، ص86) و را و صلح را در در سازند. این به بین دو می و دو در به این و کمک می کند. ب. در با بر پس از در صدر ها و الزام های است و به کلانی نیاز دارد. در سال 2004 پیش می شد که 50-100 اعتبار است. این به معنای آن است که این امر بین و است. از ژانویه 2004 تا پایان جولای 2008، بیش از 118 صرف شد که 46/50 از این رقم را کرد. (خسروی،1390، ص39) در سال 2003 همایش & کمک به عراق& در مادرید اسپانیا با 73 و20 ( 1387، ص191) برگزار شد، و هر نحوه کمک خود را اعلام کرد. یا به بخشش بدهی های کردند و یا قطر و امارات متحده با کمک های توجه، را در رساندند. بر کمک های فنی، همّ خود را صرف نمود. بخش توجهی از طی دهه های فرسوده شده بود. بی اعتنایی به مطالبه های در دوران مانع و در شد، ولی با و بازنگری در به های در گرفت. اما فرومانده (یزدان فام،1390، ص260) قادر به های و نبود و و از این تجربه، در ای، اشتیاق خود را در (آیتی، 1389، ص144) با جدیّت آشکار ساخت. به به های سنگ خود را در حرم در یکی از های در داد. این بر به سبب های به یک اول ای را می نماید. از در و با در و و سفر است از: - پنج به شهر نجف در 1389 در حرم که بنا به گرفت. (اخبار سال 6، ش54، ص22) همه قلم زنی و مس زنی حسین(ع)، سنگ حرم حسین(ع) و ابوالفضل(ع) و طلا جواد(ع) و کاظم(ع) و حرم عسکریین(ع)در و نصب آن (اخبار ش56، 1389، ص32)، درب باب حرم حسین(ع) و از گل های شده ابوالفضل(ع) با و و در سال 1389 از کمک به به می رود. در متن خبر به از 108 طلا و بر 4 و و طلا با 5 آجر (خشت) در (اخبار سال 6، ش55، 1389، ص28)، از اما امر می بر در این که از نماید. به و های ( ) و دو در و نجف از سوی شده و دو بر نصب های خنک در بین بین و نجف در و های است. یکی از زیر های که به شدت و است. شده ای و این است. بمب در های و آن است که هر نوع مرزهاست. (جونز، 1388، ص154) این است را حمل و به کار گیرد. که را به سبب سال ها و بر پیش فنی و خط مشی و و آن است. امر بر و دو و در اثر می گذارد. را از به این امر است. هر نوع از ای چه سفر و دو و چه به رفع در و و امن در می و هم با در این مسیر، گامی جلو به می رود. آهنگ رشد ها به هم و دقیقاً این سنخ از های و آن به ابعاد بر و خوب دو است. های بالقوّه به طور اعم در است از: و های برق و تولید انرژی، شبکه های و آبی، پالایشگاه های نفت و پتروشیمی، و های سیمان (برزگر، 1386، ص96) که از این تا حدّی در و ای و به با برد؛ اما در این هم خود را مصروف بر است. مخارج سالانه در سطح بر 2000 است. در بسیاری از کشورها، به منبع کار درآمده و جمعیتی بر 100 نفر را در سطح به اشتغال واداشته است. (صدیق زراعتی، 1388، ص54). این در است که و - به ترتیب - مقام اول و دوم در را