بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب جلو



رئیس سازمان امور مالیاتی کشور: رصد تراکنش های بانکی قانونی است

رئیس سازمان امور مالیاتی کشور: رصد تراکنش های بانکی قانونی است


- - رصد های از را و گفت: عده ای در می بررسی درآمدهای افراد و رصد های اشخاصی که مرتکب هستند، غیرقانونی است در حالی که اینها یا قانون را نمی‎شناسند یا اینکه منافع شخصی و گروهی خود را دنبال می کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
توقیف محموله مرغ غیر مجاز در میامی

توقیف محموله مرغ غیر مجاز در میامی


کارشناسان با از یک مرغ غیر مجاز در روستای بکران میامی ، مرغ ها را معدوم کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 16 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
مرگ دو کارگر ساختمانی در الیگودرز

مرگ دو کارگر ساختمانی در الیگودرز


دو نفر در شب ، یک ساختمان نیمه کار فوت کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 16 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
درخواست برای محدود کردن دسترسی ایوانکا ترامپ به اطلاعات محرمانه دولت آمریکا

درخواست برای محدود کردن دسترسی ایوانکا ترامپ به اطلاعات محرمانه دولت آمریکا


یک و یا از دسترسی «ایوانکا ترامپ» به اطلاعات طبقه‌بندی شده دولت آمریکا شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش

گفت و گو با زهرا عبدی نویسنده و شاعر درباره زندگی و زمانه اش


ایران(ایبنا)_رضا هزاوه: و نیز ادیان و عرفان از دارد.این خود را در در رشته ی علامه طباطبایی ادامه می دهد. شعر " تو با خرس سنگین تر از کوه رقصیده ای " را در سال 1387 نشر قو چاپ می کند. پنج سال بعد، " " را نشر می کند. " " را در سال 1395 ( نشر ) چاپ می کند که از این شده است. روز" و شعر از در دست این و ی است. به چاپ سوم " " با ایم که می : ***مروری روی وبلاگ تان ( نقد و نظر ) . های تان در نقد و بررسی آثاری مثل و مولانا، غزل بهبهانی، سه اثر جلال آل احمد، شیخ عطار، به کی سلام کنم دانشور، فیلم دعوت حاتمی کیا...را خواندم. های تان همگی بر پایه و نه است. نقد تان بر بچه ی است. تان در هم از روح و شماست. از می گوئید. از به همه و گله وار. حتی که ی و اید هم از با تان دارد. متن اید ی با ی و دارد. در و هم بحث و است. صنعان. حتی شما در شعر هم در این هستید. " منم که ی به عشق ..." این های شما در به و برایم جالب است. به اخوان "منِ فردی" شما با "منِ جمعی" تان شده است. شما به اتکای به خویشتن چه ضرورتی تاریخی ؟ این را چرا نقد کرد ؟ شما بر و باطل های آیا راه ؟ شما فراوانی دارد. من در ی آخرین جملهshy;ی شما ای را بگویم. و راه آن را، پیش هر کس، روبرویش یا ساخت. هر فکری، سیاسی، هنری، و... با به مبانی و در راه خود را دارند. اگر و شما دو اگر شما بام تا شام هم من از راه که می راه تا که آن ها را از در در من هیچ داشت. محل ریل عوض است. همه چیز از می شود و میshy;کند. در از نظر من راه به های و... است و در هیچ راه نوع بشر ندارد. من از و های این همه به ذهن او شده و هر از باشد. در و از چه و میshy;کنیدو... اما شدن به با و کار. به ندارند. چون به ذهن حتا نمیshy;شوند. من سعی به به شما بپردازم. چرا را نقد ما از خطر و شنیدهshy;ایم. از و از هر چیز به سر است. هر چه به سمت امر پیش این و زدن و به میshy;شود. را در و و ... میshy;بینیم. در که انسان، ادعای امر خلق و آفرینش را این است. سلیقهshy;ها به سرعت سازی میshy;شوند. حتا میزان ترشح آدرنالین و سایر غدد درونshy;ریز هم در شهربازیshy;ها و بانجی جامپینگshy;ها و... کنترل میshy;شود. هنگامی که این امور که قطعیتی در آن نیست، حرف میshy;زنم، سعی از کلماتی که سرریز دارند، خودداری کنم ولی اجازه میshy;خواهم تا از کلمهshy;ی فاجعه این برنامهshy;ی فردیت کُشی و کنم. چرا و هنرمند از این بترسد و دهد؟ ترسناک است چون ما دیدهshy;ایم از هر کسی که شبیه ما نباشد، انتقام سختی بگیریم! چون چارچوبshy;ها شده است و از گریهshy;ی اول تا شیون پایان، ما را در جای و اگر کسی از این قاب به یقین گمراه است و کار ما فراخواندن او به قاب است و وای به روزی که او به برنگردد و بر واجب است که به هر و با هر ابزاری! که می تواند، به فرد از قاب افتاده، بفهماند که آن بودن، هزینه دارد.در که در یک دامداریِ صنعتی گوشت، گوساله را بلافاصله بعد از از مادرش جدا و در قفسی تنگ، به اندازهshy;ی بدنش، نگه میshy;دارند. گوسالهshy;ی نر که است ماه بعد کشته شود، مدت عمرش را در قفس سر میshy;کند. نمیshy;تواند جُم بخورد. او هیچ سرخوشی حیوانی گاوگونهshy;ای را کرد زیرا باری که او را از قفس درمیshy;آورند و او فرصت سربچرخاند تا چه بوده، در به سمت مسلخ میshy;رود. او نخورد تا تارهای پروتئینی عضلاتش نازک و او در آینده به نرم و زودپختی بدل شود. گاو ماده هم به دیگر. او هم عمر پنج سالهshy;ی پیش از سلاخی را یا است یا در حال لقاح مصنوعی یا شیر میshy;کند. این را گاوداریshy;ها خواندم، ناگهان ته دلم تلخ شد. مثل شیر فاسد و ترشیده جوشید. آنshy;چه در تئوری بودم، و میshy;شود. در دلم زهر شد. که این یک و است. یکی از ده است! این است. این بلا را سر هر چیز و هر کسی که سر است و هم در سر دارد. ذهن ما هم است نشود. است نرم باشد. و در که جنگ و و و و... از شدن شوند. بر و فرم است. و بی هیچ می درند. ذهن شود. سفر کند و ببیند. به نظر من یکی از در و هر امر در این فرم و و و تن به ظرف است. در روز یک به دارد. چون را در و خبر مرگ را به میshy;کردی. بعد از سی به و زار زار می کند. در هم با و به را بر و و تنگ تا و از باشد. او در شده و در و تا در نان باشد. این در و صدق میshy;کند. هم همینطور. زن و زن هر دو طبق از پیش شده و تا حق که از هدف شدن! نشود. ***تحصیلکرده ی و با راز و و به من کهن در و نه هویداست. محل که شما رو به جلو مکث دارد. می تا ای را و مزه ی را حس کنیم. این مکث با که در و و است. از نظر ها که نقد اند در تکه از اید اما به من اثر شما از حیث فنی در کهن و تو در توست. یک جور موزائیکی. مثل اندیشی. سهم کهن در خلق است ؟ چه و چه رگ و من است. از یاد که در که را از بام تا شمس را بلند میshy;خواندم. بود و از و در که از میshy;سرودم. همه ی که با دار هم می که آن چه می باشد. من بود. را بار کشف که از هر که از نو به بیایند. با من شکل گرفت. من در و شده که به من بود که و با چه متن شوم. این است که یک در حق یک ذهن بکند. تا فرد از این که را در آن جا کند. این در سرت هر را از آن و فقط می شود آن در ذهن. این کار ِ و آن را، با بهم در کرد. هم در و را بگوید. به را و من اگر به این که راز است که به خب از کجاست. هم از این ذهن است که ما را بعد از این همه سال و از و بشنویم. که زده ای چون: خیر و شر و و را در به هم و از نو و از همه این که های را بخشیدند. های را در یاد گرفتم. با در یک ی و در را در شکل داد. هر یک بود در سفر زندگی. من رگه های و را در و آموختم. از جا شدم. که در به حد از و رسید. چون و و از دو شهر" دره" و "چرم از "جود و"به دور از از و و از "آنا از از مهم من بودند. ***همیشه و به های زن می شود. تهمینه. و مهم تر از آن در شاهنامه. این هستند. در عصر ما می که این که عشق شان را به مرد می کنند. مرد را کند. مرد است. بر امروز. چرا تا به حال در و تک ؟ ما به چند ؟ این تک و چند هم از های البته. تکshy;صدایی؛ حاصل تفکرِغالب و قالبی است. که وجه ندارد. تک است و تک میshy;پروراند. متونی که تک در آن نوعِ تفکر، و است. ندارد. در این یا سکوت تحمیل شده و یا اگر هم هست، فقط غالب و است. میل به در متن دیده نمیshy;شود. هم ایستا است. ذات سرد و بیshy;روح این تکshy;صداست. هم کند. در این نوع اصولا و تغییر، قالبshy;شکن است پس گناه است و بخششshy;ناپذیر. ما به چندصدایی، اول از همه نهادینه شده در تک تک ماست. ما، سرکوبگر است و و ایستاست که برنیانگیزد و چونی و چرایی را به نکشاند. ما را دوست ندارد. چون چارچوبshy;پذیر نیست. میل به دارد. از بیزار است و این چون لازمهshy;اش است از با دارد. آن بهم بریزد و بسیط، ساکنانِ پس مخالفت میshy;کنند. جهانِ چندصدا، از خودمان شروع کنیم. شجاعت مواجهه با دیکتاتوری و درونمان را باشیم. در برابرش بایستیم و ماشین را به درآوریم. از واقعی و نه و نمایشی، میshy;افتد. از باشیم، آنگاه آثارمان چندصدایی و دیالوگ ها شکل می گیرد و ورزی افتاد. در است که روابط رفت و برگشتی و چرخه ای تصور است و را از بین می برد. می آورد و انتقاد. با است و با باز. به این جهت متن بینshy;المللی است که چندصدا و دموکرات است. از آنجایی که هر شما حداقل دو سه است! به که در دل شما بود، برمیshy;گردم و موضوع زن در را پاسخ میshy;دهم. در زن در هم این از تا کارکرد خود را باشد. زن و کنشshy;های او همواره در تقابلی از پیش شده با مرد میshy;گیرد. از سعی کردهshy;ام بر این امر آگاه باشم که بین دال و قراردادی است و ساختارهای فرد بر قراردادها و پیشshy;انگاشتshy;ها، دلالت را در بخشِ ذهن او رهبری و منجر به برداشت و نتیجهshy;گیری از پیش شده، میshy;شوند. بر پیش انگاشتshy;ها، زن در حماسی، پیشنهاد دهنده و فاعل است و و قهرمان. در که بین دال و نطفه میshy;بندد، تا شخصیتshy;های نقشshy;های بپذیرند و در ذهن به بار بنشیند. نقد شما بر غزل " منم که به عشق ...". در این غزل از ها حرف می زنید. "رنجیدن در با . که رنجیدن، از آن ِ است و حقیر روزمره، از آن ِ زاهد ریاکار." در این را در" ناتمامی" نمی ؟ بین و صور اسرافیل ؟ تا ، است این دارد. نهایت این جدال ؟ آدم ِ وابسته با عمومی به این و تضاد فکر نمی کند. شما می تلنگر بزنید. می خفته را کنید. می دانید وجه تمایز مهم شما با بسیاری از نویسندگان به در است. که بار بر دوش خود و خود قائل هستید. به به قدرت پیشگویی شما از یک مورخ هم بالاتر است. آیا ، یکه و می این مسوولیت را بر عهده ؟ من حرف شما را دارم. من از آن نیستم که میshy;گویند، هنر و وظیفهshy;ای در و و در پی به هدفی نیست. در این دسته، من همه چیز در ذهن است. به نظر من همه چیزِ محکوم به فناست به جز ذهنش. ذهن با آفریدن اندیشه، آن بود و زندگیshy;ها و دمshy;ها و بازدمshy;ها آفرید. از بشر است که مرگ را پس زد. از به نظر من، تمامِ یک حالت است و میshy;نویسیم و میshy;خوانیم و باورش یا نفیshy;اش میshy;کنیم به نسبتی که در ذهن ما اعتبار معتبر است. ذهن من بشری است. پس در همانطور که شما گفتید من در میshy;کنم. من، هدایت کسی به نیست. خط نیست. ترساندن و وعده و حتا نیست. من رساندن به است که ممکن است حتا نباشد. مهم ذهن به قدر وسع است. من سعیshy;ام را که را نگه که بویناک نشود. عمارتی از معناهایی که به آن رسیدهshy;ام، بسازم. هر کس دلش خواست به آن بیاید و ذهن من حتا اگر من نباشم، آن اگر شده داشت. من ذهن به به مخصوص خود و یگانهshy;ای است که به من است. دوباره حرف از است. بله حرف از بود. میshy;گویید؛ ناتمامی، تقابلshy;ها را روبروی هم به صف است و که ته صف هم ناتمام مانده است. در یکی از میshy;گوید: صوراسرافیلی که اعدامش و دهخدایی که بماند و لغتنامه اش را بنویسد. این بی بروبرگردِ دنیاست. همه قبولش کنند. از است. است و شانس این را باشی که تو رفیقت مسمط مرثیه ی "یاد آر زشمع یاد آر"، بسرایی. خیلی است به قول قدما این دم را غنیمت بشماری و حالش را ببری تا این که به نواختن صور و بمیری. این یکی از تقابلshy;هاست. ماندن یا رفتن؟ تسلیم یا مقاومت؟ این در باز هم خود را در : پناه و اشراق، سولماز و لیان، پدر و سولماز، و شمسایی و از همه انکیدو و گیلگمش. در ی به مدرنیزم پرداخته اید. و شاملو و سپهری. هر سه ساختارشکن. اید ، هاست. و ، بازتاب این است. می دانم جایگاه شما دارد. بهبهانی. به قول : " موی را اگر به شانه وا کنم / بسا خسته را زحلقه ها رها کنم" شعر هم نیست. این " نو شدن " نمی تبعاتی هم دارد؟ از پیله در آمدن رنج هم دارد. تا نداشته است آیا می توان او را رها کرد ؟ که نباشند، خروسی را که به بانگ برآورد ، سر می برند . نمونهshy;اش هم در آمده؛ صوراسرافیل. در قفسِ صادق چوبک هم مضمون است. دستی و تصادفی یکی را و به کشتارگاه میshy;برد. تا در قفس همه به این امر نیابند، آن دست و میshy;برد. امر تلخی است. زهر روزگارت را. در حمام رگ دستت را خواهند زد. اگر زودتر بدانی و بگویی، فرخی یزدیshy;وار درد دوختن لبانت را تحمل کنی. به آن که در قفس را در سرنگی تزریق کرد، را خرید. او قفس را کند. رنج باشد. فقط در قفس نوا سرداد و به و همshy;نوایی داشت. در ای اید دو جور در شعرهای تان است: آنی و ، تحلیلی و به زمان. اشعاری که صوری باشند، مخاطب، آنی لذت می برد. و اید سعی می پیوندی بین این دو نوع برقرار کنید. به توانایی این را که را به آنی سوق دهید. اما به عمد این کار را نمی و یا به می اندازید. در گویا اثر را سعی می تا آرام در ذهن ته نشین شود. مثل مثال کوه یخ ارنست همینگوی. این را اگر می شود توضیح به این ادراک اید ؟ پشتوانه مطالعاتی اید و یا غریزی فهمیده اید که گذاشتن، را فریب داد. در "عوارف المعارف" است " هر که دیدارش در تو اثر نکند گفتارش هم اثر کرد". به کاراکترهایی که در خلق هستند. دیدارشان است که گفتار ( و شان هم ) گذار هستند. این کاریزماست. کاریزمایی که در خالق اثر هم دارد. و بین و شدگی ی دارد. حرفتان را دارم. که " درشتی و نرمی به هم در به است" ، و در لایهshy;ها نشاندنِ و کردنش در کنار هم زیباست. بعد از متن لذت بصری را دریابد ولی لذت عمیق را در لایهshy;های زیرینshy;تر بگنجانی تا در به بار و کمshy;کم اثر کند. یکی از دوستانم ژانر بود. به من داد تا بخوانم و نظر بدهم. من از متن مهیج و پرتعلیقش لذت بردم. نام فامیلِ یکی از بود. شب در به او ای رفیق جان، به نام فامیلی داستانیshy;ات را در یک که قتلshy;ها در آن رخ داده، بگذاری چون رمانی قربانی به ذهن و در اختلال به میshy;آید. از شدم و حیرت کردم. این به ذهن من نیامده بود. اولیهshy;ی خوداگاه را فراگرفته بود و در رفته بود به ناخودآگاه. هم به این برخورده بود! واقعیت این است که شما میshy;فرمایید و بین و شدگی، حتما و که قلمرو است. نقدهایی بر شما شده است. یکی از موارد مهم، بحث و است. در ما با اساطیر، موقعیت های جغرافیایی، مشروطه و....مواجه می شویم. در نقدی که این درونی نشده است و مستتر در ، گل درشت به نظر می رسد. من معتقدم حجم در غبطه برانگیز است. می کند با ای واگویه ی روبرو نیست. این مقایسه بی جا اما در ی تبلیغات هم ما با این هستیم. که هر چه به شود و حجم کم امکان گذاری بیشتری بود. و بر عکس هر چه حجم از حجم ؛ روی است. آدم های کاریزماتیک الزاما آدم های با دانشی نیستند اما اگر آدمی " مطلع " ولی را " به موقع" خرج کند به جاذبه دارد. در تارو پود شما شده است با رویداد، که جزء لاینفک است. ولی من این است که این ؟ ؟ ؟ ؟ و قبل از و یا در حین ؟ به نظر من اثبات ای این است که ی به سینمایی ها ، منشی صحنه است. راکوردها ( تداوم روایتی ) حفظ شده است. می خواهم از دو نفر تشکر کنم. از که با آنها سهم این دو عزیز ارزشمند است. دکتر لیلا سید قاسم و ناهید مصرقانی . در مانند که چند نظارت و هشیاری و تمرکز بالایی حفظ و تمپو و حدِّ دلshy;انگیزِ تعلیق و باورپذیری ماجراها و خلق شخصیتِ و کلا با همدیگر می طلبد. خلق که از مهم و تاثیرگذارترین نمی صرفاً بر مبنای و و یا ی زیسته باشد. من داستانم پرونده میshy;کنم. هر کدامشان را با به و جزئیshy;نگاریshy;های را نیز همزمان با پیش میshy;برم. اینها از متن نزنند که با دقت به خورد قصه بروند. به این من معتقد به هستم و از بدون برنامه و طراحی، پرهیز میshy;کنم. راستش پراکندگی و اصطلاحا مدلِ دلshy;نوشته و ... با ذهن من ندارد. من از به این میshy;کنم. با این که به جهت کارم، با جنوب شهر داشتم، اما و لوکیشنshy;ها را با دقت و جزییات را ثبت کردم. پرینت مصاحبهshy;ی من با کار و معلمان و کارکنان مراکز کار، پانصد صفحهshy;ی آ. بود. اما ناشیانهshy;ترین کار آن است که به دست را خام و نپرداخته بریزی توی داستان. پردازش و با اندیشهshy;ی مرکزی هماهنگ است و به کار میshy;خورد شود و بعد از همه آن که با همراه شده و تبدیل به قصه شود. که با موتورهای فراوان همه جا است و این ظرفیت قصهshy;سازی است که را خواندنی و پرکشش میshy;کند. به مثل بافندهshy;ی بعد از و به روی دار، به امر مهم برسی. که قالی و که نقش میshy;شود. فقط نقش آخر را ببیند، اینکه به این طرح است و چه مراحلی را پشت سر گذاشته، است که را جان به لب رسانده و اگر وسوسه را و سعی کند این فرایند را به چشم بنشاند و به او دهد که چه مرارتی کشیده، از متن میshy;زند و این است که بازنده بود. وسوسهshy;ی مظلوم نمایی را در و به لبخند بزند و آه و را فقط نگه دارد. بیshy;رحمshy;تر از آن است که دلش به حالِ مرارتِ بسوزد. پرسیدهshy;اید: این فرآیند قبل از است یا بعد از آن؟ هم قبل و هم در حین نگارش و هم بعد از اتمام و هم هنگام بازنویسی. است که از نظر من بگویی کارم با آن شده است! فقط یک را و نخshy;های اتصال به دار را میshy;بُری و و چون از نظر من، وسواسِ پرداخت، تمامی ندارد! را و لولهshy;اش و به ناشر تحویل که به بارگاه مخاطب. تا چه افتد و چه در نظر آید. رنگ تان فوق العاده است. رنگ - قبل از شناخت - به بینی و گسترده می طلبد. نویس مبتدی کند با رجوع به لغت بشود این چیدمان را کند. اما رنگ در هستی شناسی و درک کلی دارد. در این چه توصیه ای به های جوان ؟ هر اما به رنگ خاصِ خود، و در متن بگیرد، رنگshy;ها به طیف. که رنگ بنفش، طیفی از رنگshy;هاست. هم در دو رنگ است. یکی که اول به چشم و در دلش. رنگshy;هایی که او حامل آنهاست و در اثر آن رنگshy;ها، به این است. آن طیف رنگ جهانبینی است و جاست که به مرحلهshy;ی سرریزِ انباشت است. اگرچه را میshy;نمایاند اما بداند، می داند چه آبیshy;ها چه دریاها و چه آسمانshy;ها در دلِ این است. شما دقیقا میshy;گویید، رنگshy;آمیزی در هستیshy;شناسی و درک و دریچهshy;ی به فردی که به گشوده است و این است که طیف رنگ را هیچ زرد و نارنجی که از سرخ ِ غروب و طلوع خورشید، بهره نبرده، باشد. این نگرش و جهابینی است که در متن طیف را و به معنای رنگارنگی میshy;کند. به همنوایی ِ طیفshy;ها، خواند و دید و نوشت تا به و آن را پیش از دیکته به کسی، اول زیستش کنی. هم در راستای به درک ای از ؟ از پس چهره ی و شرقی تان، روح و مکاشفه گر و عصیانگر نهفته است. می کنم اگر نبودید ، چریک می شدید! تصحیح که من و من نرفتهshy;ام. این من فرصتی بود تا تجربهshy;ی زیستهshy;ی جهانshy;بینیshy;های را از ببینم و انبان خویش را از این گذر، پر کنم. کهن الگوی من است؛ زنی جنگجو، هدفگرای مطلق، پیshy;گیر، رقابتshy;جو، کلهshy;شق، آرمانshy;خواه و به او لقب خدای المپ را دادهshy;اند. بنا براین ویژگیshy;های برافکن! در تایید حرف شما که خدا را شکر که در خانوادهshy;ی چگوارا نیامدم! چون در رقابت با او بر سر فداکردنِ خود و تراژیکshy;تر و سریعshy;تر و چریکshy;وارانهshy;تر مُردن، چند بار از او بودم! که بر این دارم، که الان، کمان و قلم، را زمین گذاشته و را چسبیده است!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دگردیسی انسان در خوانش صاحب المیزان

دگردیسی انسان در خوانش صاحب المیزان


چکیده پیش رو، و در وحی با و و ساختار & المیزان& می باشد. همچنین این است های پیرامون این بر طباطبائی(ره) را و بر های کتابخانه ای و به روش توصیفی ـ تحلیلی نوشته است. این برآیند به سه در و نیز و می باشد. در المیزان، بر (دگردیسی اخلاقی)، ای پس از این امر (دگرگونی تکوینی) نیز است. با این سخن که به و نهایی از نرفته است. تداوم این قاعده در ها را است که این را در بدن از روح در وی می کرد. کلیدی: سیر و حلّ رازهای نهفتۀ آن در تعالیم آسمانی پس از محوری ترین باشد. مجموعۀ های شده در باب را می به دو کرد. گاه در خاص یا محدودی از ها در مکان یا زمان ای نظر است و گاه به می گیرد. را یا جزء و نوع دوم را یا کُل نگر می (ر.ک؛ 1385: 23 و 24). به یا در با خاص در است. در ای با است که این و در نشئۀ دنیا، در از با & أصحَابُ السِّبت& می باشد. این با ممنوعیّت صید در روز با نیرنگ را در روز ممنوعه به دام می انداختند و در پسین به آن می پرداختند1. در و کاوش در و در این جزء نگر را به ذهن متبادر می این تحقیق، و به داشت. می کوشد را از این بازگو از این رو، سؤال محوری، و از در صحنه دنیاست. این می به راهیابی به پاسخِ های در های اخلاق و چرایی اصرار بر کجی و عدم و و از پر رمز و راز و از دهد. در سیر این شد. از طباطبائی(ره)و می و در در می شود2. 1ـ با به که به آن به و آن در می شود. به این می پردازیم. 2ـ دگردیسی به و است. با و به دو آن اند: 1ـ صورت، شکل، دگردیس. 2ـ شکل بعضی جانوارن در معمولاً بعد از جنینی؛ متامورفوز (ر.ک؛ عمید، 1371، ج 1: 957). 3ـ کاربردهای نخستین کاربرد اصلاحی این در است. در این دانش، به های پدید در رشد و یک موجود زنده، اطلاق می شود. از این رو، در مشهود و کمابیش ناگهانی در شکل یا ساختمان یک در دوران مابعد جنینی، در دانش نام بُردار شده شکل نوزاد یک حشره به شفیره یا کفچلیز به قورباغه (ر.ک؛ دهخدا، 1373، ج 7: 9652). همچنین، در از این واژه، ژان در های گسترده از کیفی با تغییرات در به را انتخاب می کند. به کارگرفتن در که توصیف شکل در در روانشناسی کودک، به انگیزه و به بزرگسالان از سوی به که کرم ابریشم به پروانه می شود (ر.ک؛ فرانک برونو، بی تا: 67). در نیز رخدادی و انقلابی راهبردی در البتّه در راستای منفی آن است که می با الهام از گوهر که در آن و برجسته می را در نامید3. این نه در نوع و نه در مصداق و فرع خردسالان از نوع انسانی، در فرد برخوردار از در ادبیّاتی و آن تقریر است. 4ـ در ادبیّات و های آن در اندیشمندان به دو است: 1ـ عینی یا جسمی که و طبیعت است. 2ـ یا درونی؛ به این که پست و صفاتی و از رو، تشبیه به حیواناتی این ویژگی ها ـ کلب و خنزیر ـ شود (ر.ک؛ مصطفوی، 1360، ج11: 104 و قرشی، 1371، ج 6: 257). پس از آشنایی و های آن، در است به و به و و حدّ و مرز آن در و علاّمه(ره) شود. به از و از آن که شود در چه از و و های آن چه را در می سازد. 5ـ و و او بر وَ راجِعُونَ: ما از آنِ و به سوى او (البقره/156)، آن است که از دو است. بر او که این و شکل آن در از به شده به نیز شده است (ر.ک؛ المؤمنون/ 14ـ12 و السّجده/ 9) و از این دو در را روح او می دهد4 و جسم روح آن را می و روح در کرد. نیز با و پس از را روح می وی با به آیه بِکُمْ... (السّجده/11)، بر این است که به & یَتَوَفَّیکُم: مى شما را& و از عبارِت& رُوحَکُم: جان شما را مى گیرد& بر که ما از آن به & من& مى روح است (ر.ک؛ 1417ق.، ج 7: 129). وی این را که روح از یا و یا بر با به آیه فِی هُم * (السّجده/11ـ10) است و بر این است که آیه بر و کافران. از این رو است که را تن او می و به به نظر مى که این & تن خاکى& بعد از شدن و از دست که به گاه برگردد. جواب مبنى بر این است که آدمى تن او نیست، حقیقتی وراء بدن او به نام روح اوست. بنابراین، با دریافت روح، چیزى از این پنهان و نابود نمى شود (ر.ک؛ 1417ق.، ج 7: 131ـ130). را که به اختصار شد، می ورود به دانست. پس از آگاهی به و این می شود که این و نساختن لوازم و روح چه آسیب را می در و نماید. آیا این نمودی در دنیایی بشر نیز به جای می گذارد و آیا ژرف است پدیدار شدن تحوّلات او و که در باطن، و را از دست دگر شدن و او قابل است؟ در این گام، های و آن، مروری به این و طباطبائی(ره) از این خواهیم داشت. 6ـ در از کردن و ملازم با فرع خدا شده است: اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ: خدا را و خدا نیز را به خود فراموشى گرفتار کرد؛ فاسقان (الحشر/19). در متعدّدی به خدا و و سرشت جهل، تعصّب، پیروی از هوای نفس و شیطان شده است. در مصادیقی از این فرع و در از ها حقایقی نموده است که حکایت ماهیّت و تبدّل به می و جلوه های و را گر است (ر.ک؛ المائده/60؛ الأعراف/166ـ 163؛ النّساء/ 47 و 154 و البقره/ 65). این نمایانگر آن است که این محکم با رویکرد و از بنی (یهود) دارد. این رخداد در مثنوی مولانا به نظم درآمده است: & نقض میثاق و شکست ها نقض عهد و اصحاب سبت پس خدا آن قوم را بوزینه کرد لعنت بُوَد در انتها مسخ آمد و اهلاک و کبت چون که عهد حق شکستند از نبرد& (مولوی، 1386، د 5: 827). بر در شد، بنای این و کارکرد بر پایه فطرتی خدایی می در غیر این این لوح نانوشته، و نخواهد و این خودِ بود که لوح را از آرایه می دهد6. نکته ای که در با بر آن دارند، عمل و بر روح او و نیز جسم از روح و رابطه این دو در می باشد. 7ـ روایی یکی از در به و آن، ذیل این است. از این رو، می نوع و را ای مهم در نوع و به دانست. با تنوّع در این طباطبائی(ره) در از که این به روایتی از (ع) (ر.ک؛ 1380، ج 2: 34ـ33) که آن را از کتاب علی (ع) نقل می و این ای از اهل ایله از دودمان قوم ثمود شده اند که در شنبه که از منع شده با صید در روز در روزها از می بردند. علما و بزرگانشان نیز را از این کار بازنمی داشتند. بر روایت، منع، آزمایش اطاعت است. حضرت(ع) مردم آن سامان را به سه نمودند. شکارکنندگان بودند. دوم تحذیرکنندگان و سوم که اختیار و دوم را به انذار، ملامت می کردند. در نتیجه این کشاکش، دوم به نافرمانی از شهر جدا و در نزدیکی شهر فرود آمدند. در بازدید این جداشده از دروازه ها را بسته و که موفّق به دیدن درون شهر های دُم داری را که بستگان و همشهریان خود را می شناختند، ها، ها را از هم تشخیص نمی (ر.ک؛ 1417ق.، ج 8: 301). سپس به گستره این در شیعه و اهل سنّت است و از جمله موارد در این را بر و آن، نام قبیله و گرایش اعتقادی می (ر.ک؛ همان). 8ـ های به نهی و کیستی با به در این این است که کدام یک از این های سه شده اند. بی شک که با دستور و تمرّد از قوانین به می کردند، از شدگانند، که و در این امر است. دو گفت، که از و می ناهی، از این پیامد و رنجش اند: ...أَنجَیْنَا (الأاعراف/165)، همچنان که تصریح نیز این است. در باب که با ترک صید ماهی، به عصیان بی و بر بی اثر نهیِ گنهکاران، از هر اقدامی به از خویشتنداری می است. این نیز این خود یک اصل و قانون در و سطح قبول شارع مقدّس می باشد. به این نمود که از متعال، بسنده به و رها بستر به حال خود در به قرب الهی، تکالیف و دور شدن از مؤاخذه کفایت می و یا مؤمنین بر پالایش به نوع جامعه و حسّاسیّت به کنش ها و های افراد، ای عام و به بیانی تزکیه نفس و نیمه دیگری از وظایف ایمانی ها می باشد. اثبات این امر خود درازای امر به نیکی ها و نهی از بدیها در اقوام و است و از سوی فراوان این را با به اشتراک و نهی نکنندگان از (ر.ک؛ 1417ق.، ج 8: 303). بنا بر روایت أبی عبیده از (ع) (ر.ک؛ 1380، ج 2: 34ـ33)، عبارتِ ما ذُکِّرُوا بِهِ در به سه و که از نهی اجتناب نمی شدند. رقیب این دیدگاه، از ابن نقل شده است. وی با پذیرس سه آن با در می گوید نهى از بنى یافتند و شدند. نمى دانم با که چه معامله اى کرد. در چاره جویی این ابن عبّاس، را کراهت به اعمال می داند. از این رو، را نیز از دانست. ابن و استدلال را می پسندد. 9ـ نقش انحراف در توسعه طباطبائی(ره) و ابن را است و در خود بر این ادّعا است که از صیدی نگرفت، لیکن بزرگ این در که از آن به بزرگتر از صید می ترکِ نهی از می باشد. وی این را با دقّت در آیه مَعْذِرَه وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ که نهی به بزرگی ترک نهی از می این سخن آن است که نشانه از این می شد و به بی تأثیری پند و تذکّر نرسیده است. این ناهیان که خود از و اندرز مأیوس با فاصله از آنها، بی آن را بی درنگ دادند. طباطبائی(ره) شاهد بر این را آیه ...أَنجَیْنَا (الأاعراف/165) می که متعال در آن را اهل است و در نامی از نمی شود. در مقابل، را اهل است و نفرموده & ما آن را کردیم که صید ماهى کردند& . در جمع سخنانش بر این است که مانعی که هم صید و هم به از این عمل نکردند. در صورتی که گفته این با آیه عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَه خَاسِئِینَ (الأعراف/166) سازگار نیست. آیه مذکور سرپیچی از ترک صید این امر نمی شود از عموم آیه پیشین که هم مرتکبان و هم ساکت را نماید. این هر دو در ظلم و فسق شریک (ر.ک؛ 1417ق.، ج 8: 304ـ303). بر از شد، وی به روشنی می که از علاّمه، در سلوک و سبک دینیِ اهل ایمان، و به و فراز و فرودهای آن اهمیّتی همسنگ با ترک یا عمل به یک که از آن به امر به معروف و نهی از شده است و دامنه موضوعی و احکامی آن های سابق نیز است. 10ـ که شد، در آیه به از ها در دوره های دارد. و تحوّلی که از آن خبر می دهد، مجازی و یا حقیقی است و تحوّل در روح یا جسم یا هر دو ساحتِ روح و جسم بوده، با به مبانی، های گوناگونی را آورده است. گاهای در را به سه می کرد: و و باطنی. این بر معیار استوار است. عبدالرّزاق کاشانی و عرفا، را در و روح اند. از مفسّران همچون آلوسی و متکلّمین سیّدمرتضی و تفتازانی بر آنند که در و است و ملاّصدرا و یا حتّی فخررازی، قائل به در هر دو و ترتیبی این و به تبع آن، می باشند (ر.ک؛ شاکر و قیّوم زاده، 1392: 98ـ92). 11ـ های سه پس از کوتاه به شاخه های های در این به اجمالی از آن می و و به آن واقع می شود. 1ـ11) اندیشوران این با و بر این باورند که در و اقوامی از شد، است که در هر یک از ها و احتمال آن و آن رتبه و درجه است. با این توصیف، در این به می شود. بر این اساس، و روانی می شود (ر.ک؛ ابن عربی، ج 1: 39ـ38). 2ـ11) پیروان این بر ها یا به ای پس از این امر، دگ
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 22 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
برای حضور در قهرمانی آسیا؛/ دختران طلسم شکن بسکتبال در هند (عکس)

برای حضور در قهرمانی آسیا؛/ دختران طلسم شکن بسکتبال در هند (عکس)


تیم بعد از اما و بر از اعزام آنها به قهرمانی آسیا بالاخره راهی هند شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
جلوه هایی از نماز جمعه قم

جلوه هایی از نماز جمعه قم


قم - - این شهر قم با های از جمله حضور پر شور نیروهای مسلح و جانبازان برگزار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : سیاسی
مجهز شدن بیمارستان امام (ره) پلدختر به دستگاه جدید سنگ شکن

مجهز شدن بیمارستان امام (ره) پلدختر به دستگاه جدید سنگ شکن


جراح و و گفت: از اعزام بیماران مبتلا به سنگ به مرکز استان، دستگاه جدید سنگ شکن امام (ره) خریداری شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
جدایی‌طلبی کردهای عراق دسیسه قدرت‌هاست

جدایی‌طلبی کردهای عراق دسیسه قدرت‌هاست


به گزارش گروه های فارس، می تواند از را به تأمل در این وادارد.این اما از این قوم اکنون هماره ریشه های ژرف در گذشته دارد.درگفت وشنود پیش رو با خسرو معتضد پژوه معاصر،این بازخوانی گرفته است. در این روزها که در پی و و به نوعی سعی در کرد هم کرد و به چه با به می از از پیش از به بود و به الطوایفی اداره می به سبب کرد در که جزو همسایه محسوب می شود، به پراکنده می کردند. در شهری به نام دیاربک که مردمش به حاکم تعلق اما این شهر در داخل شده است. قبل از ملت جدا و متفاوتی باشند، اند. در اسناد تاریخی به این هم اشاره ای شده بله، در هخامنشیان زمانی که گزنفون مورخ و وقایع به کمک یکی از (کوروش دوم) می در می نویسد: & من از ها رد شدم. & از نام است. در ها که خبر را می می گوید: & این چه می از ما؟& یا می شود کرد است. با ما هم و بر پر از است. بر در با و به نام & کرد و آن با ایران& را است. پس از جنگ اول در های از به شد در که بین قوم کرد و عرب نداشت. حتی شد که را بر که نشد. علت قوم کرد در چه و این امر در چه رخ کرد در و اند اما در شاه از به وی به کوچ و های و لو را دادند. بر شاه شاه نیز به را به کوچ داد. نیز از به کوچاندن گرفت. اعلام کرد ها نخستین بار توسط چه کسی و چه شد؟ پس از پایان جنگ اول، سپاه از خارج شد و مکرم الملک به عنوان & نایب الایاله& خود بر این را کرد، احساس می شد آرامش و امنیت به بازگشته ولیکن آقا سبیتقو، خان دست به در زد. او از آنجا که پدرش(محمدآقا) و برادرش(جعفرآقا ) به دست شده بودند، و حکمران کرد. او تمام طوایف کرد را با خود متحد ساخت و از آن را به خود درآورد. همزمان با این در غربی و درگیرهایی بین و آشوری ها با ترک های روی بود که رنگ داشت. در چنین شرایطی رهبران که در به سر می بردند از اختلافات آقا با استفاده و او را به سمت خود کشاندند و باعث شد تا حرکت وی رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد، اما آقا در غارتگری های کرد و خون های زیادی ریخت. در پدر و برادر آقا را به علت شرارت و تعرض به زن و بچه و غارت شهرها سرکوب بود اما در مقابل هرگاه به مقابله با اقدامات آقا می پرداخت، از وی می کرد و به او پناهندگی می داد. حتی که در حال تبدیل شدن به یک جمهوری در از آقا توپچی هایش را هم همراه وی روانه می کرد. نقش و در به کشیدن و چه بود؟ در جنگ اول به آمد مسبب اتفاقاتی در که از حوادث آن دوران، در بود. کشیشان، را می به طوری که دست به زدند که در نتیجه را و و 70 شهر ارمنی نشین از سکنه شد. نیز از سوی به آمدند و با رهبری مارشیمون گرفتند که در کشوری مرکب از و به نام آشورستان- آشورباستان- دهند. ها که آن در میسیونر از که ازجمله دکتر کوچران بود. در این کاری از دست هم برنمی آمد. با روی کار این جریانات مقداری کاهش یافت. این غائله چطور شد؟ پس از روی کار رضاخان، وی سرتیپ را به فرماندهی قشون در منصوب کرد. هم قوای 10هزار نفری آقا را که خواهان و از شکست داد و خودش را مجبور به از کرد. در سال 1309 طی پیامی به آقا با وعده عفو از وی کرد که به بازگردد. آقا هم که از در خسته شده این را پذیرفت. از طرفی با بهتر شدن روابط با و فراهم شدن مقدمات سفر در سال 1313 به این دست از آقا برداشت. اما آقا به محض رسیدن به درصدد برآمد که دوباره عده ای را دور خود جمع کند. به علت تیپ طی جنگ توانستند آقا سیمیتقو را به هلاکت برسانند. ناگفته نماند که آقا در حیاتش خود تاجی به نام تاج تهیه بود. با شدن آقا تا مدتی هر چند جنگ ها و درگیری های کوچکی مرزبانان و اشرار شکل می که علت این هم باز بودن این از بود. ظاهراً در 1320 پس از و به ایران، از می شود. همینطور است. در 1320 و انگلستان (از و مغرب) را و چون بندر شاپور، آبادان، همدان و خوزستان به درآمدند اما پس از آن طی توافقی که بین و به آمد شد انگلیسی را تخلیه کنند و در اختیار بگذارند. جالب است بدانید این طرحی داشتند که چندین سال پیش فاش شد. کمی در خصوص این طرح و مفاد آن توضیح دهید. در
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فضای مجازی
تألیف قلوب در وضعیت کنونی

تألیف قلوب در وضعیت کنونی


در چنانکه از سیر تاریخی این در به خوبی پیداست، این در جهت و دفاع از در حوزه جنگ و صلح عمل است. رو، در پس از پیامبر(ص) از خلفا این سهم را به آن که قوت اند اند. نیز این را نه دائمی. مع از که در نظر عامه و خاصه در هر عصری در جهت تطبیق زیر را می های در به آورد. الف) های و صلح در از روش & قلوب& در هر دو جنگ و صلح شده است. لذا از فقهی بر از این روش به هدف جلب نظر و در جهاد دارند (قمی، بی تا، ص142). از که بین جنگ است و تنها در دفاعی و یا اقدامات جمعی می به زور متوسل شد، لذا نیز در جهت های صلح و آن هدف شود که های نیز بر است. در که به می و آتش آن را شعله ور می همکیشان و آحاد یک و حیاتی است. حکم بر حرمت جنگ دو و وجوب برقراری صلح آن دو است: & وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا& (حجرات(49): 9) و با از های تحکیم و گردد و در آن از های بروز جنگ و شود، در آن صرف دول به این هدف یک تعهد از مخاصمات، در گذشته و از بی های و فقر و ها است. کمک های وام در های و و از ها، های در از جنگ از یک سو و های صلح و از سوی است. بسی جای که های از مهم و هستند.(1) این ها نیز به سوی خود هدف شده است. این در است که که در و ندارند، های و رفاه است که در جای خود پیشگیری از و منطقه ای است. فلسفه & قلوب& را می و درازمدت در جهت صلح دانست. یک است که با بازگشت به از های آن و عزت و در جهت صلح و آرامش گرفت. ب) و از و های در نقش های در ارتقای دانش و های عموم ندارد. در پیچیده و به هم تنیده کنونی، که می از در جهت و رشد گرفت. نزدیک به یک چهارم از (حدود 450 میلیون نفر) در غیر می کنند. نسل از که در غیر اسلامی؛ اروپا و آمریکا می با و هستند. مردمی محلی، مهم در و و نیز مطالبه حقوق شده بود. این نوع اقدامات، سنجیده در است که تهمت تروریسم و آن را از دور می کند و را در محل می آورد. از غیر با بی با این دین این با خود یکی از از ها بر درک یک از از راه پخش و آن بر می شود. پس از 11 2001 و با از های را های که این شد از از تبعیض‎آمیز، نام خود را (Asani, 2003, P.50) و نیز به و با بهره‎گیری از رسانه‎های تا از و پخش فیلم‎ها و برنامه‎های ضد از و کنند. است با و های و است. از ها با می شود و سهم آن است. های در به غرب رو به است و از در این می کنند. در و شدن با و های را و غیر به است که عطف و است. & قلوب& در های و از خلق و های به هدف در و جست راه های و با از این در است. اگر از کمک های های در جهت خلق آن از رود که را و بر اصول مشترک تأکید گام بزرگی در جهت شده است. این بر دوش به طور کلی و بر دوش ـ و (آیسسکو) به طور مشخص، می کند که و دارد. ج) و و افراد، واجب کفایی است (عبدالباقی، 1990م، ص196) و یک بین است (زحیلی، 2002م، ج8، ص6405، 6426 و 6299). نامه های اکرم(ص) به خود قاطع و روشنی بر بین است (مهیری، 1995م، ص114-112). در را دو نوع اند: با & بنان& (انگشتان و جنگ) و & بیان& (زبان و تبلیغ)، دومی آسان تر است و مخاطرات جانی و دارد، ولی مقصود با هر کدام از آغاز کرد (کاشانی، 1409ق، ج7، ص100). و است و در تلاش، آفریده شده است. عامل انتشار نه به زور، از راه و است (همان، ص433-432). از که در سال های آغازین صنعت نشر و چاپ شده و ارتباطی و مواصلاتی؛ اعم از دیداری و شنیداری بسان امروز و جنگ و فتوحات، یکی از تبلیغی در شکل جهانی آن به می آمد، اما روش های به زور منسوخ، شده است. روشهای و در های مسالمت است که در قرآن از آن به اتخاذ & روش حکیمانه& ، & موعظه حسنه& و & به احسن& به های یاد شده است: & ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَه وَالْمَوْعِظَه الْحَسَنَه وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ...& (نحل(16): 125). از سهم در جهت را می یکی از که در جهت ایمان می از سهم را پذیرفته اند. مسأله ای که در عصر نحوه و است. عصر تحول در و ها روش های سنتی و را دگرگون است. سمت دهی و با بکارگرفتن های ای از قبیل چاپ کتب و مجلات ها و های به های روز دنیا و بهینه از این بود. به که از به طور عام و از به طور خاص ترسیم شده و پاسخگویی از است. به سخن، را هم در جهت از و هم در جهت خنثی ساختن که از ارائه می شود و این در هر دو صورت، در جهت و از است که در هدف شده است. به قطعنامه های وی‍ژه ای را به آن داده است (OIC/SUM-11/2008/DW/RES/FINAL). این و از های های و گسترش های در نقاط در چارچوب بین ها و به حاکمیت بر زیر دارد: 1. گفت گروه های امت و به مسؤولیت های خود در رویارویی با چالش ها و توانمندسازی امت در ایفای نقش خود. 2. های در و اسلامی.(2) همچنین در به عمل ده ساله اول این در 2008 میلادی قاهره توصیه شده است که ائمه جماعات، وعاظ و مبلغان با متدها و های و و احسن، در دوره های شرکت کنند.(3) با همه لکن افراط و و یک جانبه از قرائت های مذهبی، به مانعی بر سر راه اصیل می کند. در های خود همگرایی و را کند، در آن در مسیر گام است. د) کمک های یکی از های و در ارسال کمک های در جنگ و نیز به هنگام و بلایای طبیعی؛ زلزله و سیل و آن است. این در تشویق شده است. از این بتوان در از خصومت و یا در به دست آورد، از این برد. هدف این نوع کمک های علاوه بر کاهش آلام قربانیان جلب نظر با در آینده باشد. در ها در اسلام؛ چه از و یا رفع ها و به دین و نشان ابعاد آن است (زحیلی، ج2، ص29 و33-32). است کمک ها در جهت و به مقدار گیرد. انتخاب گزینشی کمک ها و یا کمک به هدف دوستی و زمامداران دو بر خلاف مصالح است. روست که بر & فی سبیل الله& در مساعدت ها می شود. هـ) در طرح ها و کمک های یکی از روش های امروزین جلب و همراهی بین المللی، کمک های و در طرح های کشورها است. در یک و یا غیر و یا کمک های بلاعوض بتواند در از های و یا جلب مؤثر باشد، بدون تردید این راهکار، داشت؛ در راستای هدفی بود که پیشتر در فقهاء شده است. هدف اساسی عبارت از بستن راه های و کمک به و عزت است. هر ای که در جهت این دو طرح شود و در اثر آن با در ردیف و دین است. آنچه کمک های و یا در طرح های ملی نام در عصر شبیه سهم القلوب به قبایل قبیله ـ ملت & وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا& (حجرات(49): 13) در گذشته، به ملت & Nation-State& تبدیل شده است. گرچه شکل اداره ها یافته اما جست راه های و همچنان ملت ها مفتوح است. در خاتمه، خالی از فایده که جمع و گفت فقهای در به مسائل در & قلوبهم& را آنگونه که & زحیلی& در ملحقات & الفقه الاسلامی و ادلته& یادآور شویم. این با نظارت در شد. در سهم و برداشت های به آن و آن در جمع زیر از سوم به است: اولاً: نظر اکثر، از جمله تشریعات محکم است که نسخی در آن نگرفته است. ثانیاً: این سهم عبارتند از: الف) فردی که امید می رود به اگر دارای نظر و نفوذی است که نقش مهمی در تأمین مسمانان دارد؛ ب) جلب محبت حکام و صاحب نفوذ در اقلیت های و کمک در حل مشکلات آنان؛ ج) با دارندگان توانایی های فکری و همراه شدن و کمک کردن به حل امور مسلمانان؛ د) تشکیل اجتماعی در جهت تازه و فضای و معنوی آنان. ثالثاً: در این سهم است زیر رعایت شود: الف) در هرگونه مصرف، و جهات مورد نظر در نظر ب) به مقداری که شود و به مصارف نرساند؛ ج) دقت و احتیاط به منظور از پی آمدهای غیر قبول شرعی به عمل آید. گاهی این گونه کمک ها عکس العمل و به و منتهی می شود. رابعاً: در این در گرفتن از طرح ها، و وسایل نوینی است که بیشترین تأثیر را و به و شرع نزدیکتر و نافع تر است (زحیلی، ج9، ص451-450). بر این اساس، این بر عهده های است که با ریزی و تعریف روشن، از را در جهت و کنند. این به داخل یا ندارد؛ چه بسا در مقطعی از زمان، آن بیش از باشد. در مناطقی از که و در حال سست شدن از تقو
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
گروهی از روحانیان تاجیک به روسیه اعزام می‌شوند

گروهی از روحانیان تاجیک به روسیه اعزام می‌شوند


کمیته دین از از این با هدف از افکار افراطی در میان مهاجرین کاری تاجیک به روسیه خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
قلمرو تألیف قلوب از حیث افراد

قلمرو تألیف قلوب از حیث افراد


یکی از فروعات دین است که در آن از و دین هدف گذاری شده است. & قلوب& به یکی از در و هدف از پیش این نهاد، و جست و نیز جلب در حفظ صلح و است. و و نیز آن در از مسائلی است که نیازمند است و با فقه به این می پردازد. این است که & قلوب& مفهومی گسترده که هدف آن از یک سو جلب رأی و همراهی و با است و از سوی و در آن پیش شده است. جست با هم نیز در صلح و و و از های و تطبیق است. واژگان کلیدی فقه فقه سیاسی، کمک های بشردوستانه، و مقدمه یکی از نهادهای در است که هدف آن از و کم فاصله طبقاتی یک است. با در در های به می که هدف این و از در کل از یک سو و و غیر از سوی است. همه یکی از هشت را & قلوب& اند. این را می به و در و دانست. پیش در و در و نشان از پویایی و های فقه در به در هر عصر و دارد. ضمن مروری بر و & قلوب& در نظر با روش توصیفی و تحلیلی و عملکرد این از را از فقه و فقه و کند. های چندی در این باره دارد: 1. و 2. 3. در عصر چگونه می از این فقه در جهت منافع برد؟ با هدف و به های فوق، به روش نخست به و از و نظر می پردازد. سپس این را در وضعیت و بین کرد. و در و و آن نظر ندارد. آن را از حیث عام و غیر و هر دو می و در آن را فقط غیر می دانند. از نیز حکم را در پیامبر(ص) اما در این حکم را و در عصر نیز می دانند. و & قلوب& از دو و است. در لغت & تألیف& به & به هم دو یا چند چیز& ، & سازگارکردن& و & و دو چیز با به ای که یکی به آید& (1) است. بر آن در & تألیف& ، انس و و و که نیز می رود (زبیدی، ج12، ص93-87؛ ج4، ص1332-1313). و آن: & وَالصَّیْفِ& ، به مکه و شام و یمن که بر آن مسافرت های تابستانه و زمستانه و نیز شهر مکه تضمین می شد. در & تألیف& اتحاد، و مشترک دارد. & قلوب& که مفرد آن قلب در لغت به و است و از آن جهت به عضو تپنده بدن و حیوان قلب گفته اند که است و یا در آن بسیار است (فراهیدی، ج1، ص171). قلب به عضوی از بدن همواره به و و تصمیم گیری بشری نیز تعبیر شده است و در متعددی؛ عقل و خرد، (ابن منظور، ج1، ص687) روح، علم و شجاعت نیز است (راغب اصفهانى، 1412ق، ص68). در نیز & قلب& در استعاری مختلفی از آن عقل و درک (صاحبدل): & إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ& (ق(50): 37)، و احساسات: & وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ& (آل عمران(3): 159)، باطن و درونی انسان: & وَیُشْهِدُ اللّهَ مَا فِی قَلْبِهِ& (بقره(2): 204)، دیدگاهها و رأی و نظر: & تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى& (حشر(59): 14)، روح و نفس انسانی: & نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ قَلْبِکَ& (شعراء(26): 193-194). & قلوب& نیز در است که ترین آن را می در فارسی & همدلی& و & پیوندهای عاطفی& دانست: & إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا& (آل عمران(3): 103). گاه این در به هم و جمع و اجزای پراکنده است: & لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ قُلُوبِهِمْ& (انفال(8): 63). آیه بحث این که یکی از را & قلوبهم& و همدلان است: & إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ& (توبه(9): 60) که در به قرائت های تفسیری و و دایره آن پرداخت. در و & قلوبهم& که به از می شود تا به یا در خود یا از شر در یا رود که از و یا در به رسانند. به از و شدن با و هدف است (غفیلی، ص395-393؛ ج3، ص21-20). با از و در را می در زیر برشمرد: 1. غیر که و به دارند. 2. غیر که در جنگ به و از هستند. 3. غیر که با های از شر و بود. 4. که در و نیستند. 5. که با کمک در جنگ و و بود. & جواهر& بعد از در در & القلوب& می گوید: & این است که از آن غیر (کفار) با و در است و یا است که در خود اند& (نجفی، 1367، ج15، ص339). این جمع همه فوق می در این و است به کنند. & طباطبایی& در آیه 60 & قلوبهم& را می که با از می را یا در و یا از در و کرد.(2) & قلوبهم& را که با از به نفع و جلب مى در بر مى و بر آن به (مکارم و 1382، ج8، ص9). از کمک های در پی با حلّ و با قصد با و خود را مى دهد (قرائتی، 1388، ج5، ص90). در از & قلوب& به که در اند که نبوی(ص) به نمی شده است. باقر(ع) & الْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ& را معرفی که به یکتایی اند و غیر او را نمی پرستیدند، اما به به طور کامل بود. رو، پیامبر(ص) از بر و افزود.(3) از روایت & قَوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ و...& اند که فقط به غیر آن از موحدان و دین باورانی بود که هنوز در خود و قدم و یا از خود به میزان ندارند (نراقی، ج9، ص276). در روایتی از صادق(ع) اصحاب آن پرسیدند آیا همه گروه ها و نامبرده در آیه شصتم از برد، حتی اگر به (دینی و مکتبی) نباشند؟ فرمود: ...فرق از (دینی و مکتبی) است با مشخص به که از و نیستند، کرد تا به دین و در آن بمانند. صادق(ع) در حدیث که سهم عام است.(4) در غیر هم بود (همان، ص274). از حیث چنانکه در شد، و که می را در این جای داد نیست. جا از فقه های بزرگ مرور و در تأثیر داشت. 1. را سهم & قلوب& کدام از می به طور کلی می در سه جای داد: الف) غیر (کفار)؛ & شیخ مفید& ، & شیخ طوسی& و & قمی& از مشهورترین قائلین به این نظریه اند (مفید، ص241؛ ص185؛ قمی، 1417ق، ج4، ص136). ب) العقیده؛ & بحرانی& این نظر را می کند که به که با از در و خود پایدار می (بحرانی،1405 ق، ج12، ص175). ج) قلوب؛ این نظر، عام و و غیر هر دو بود. این قول در فقهاء؛ اعم از و اهل سنت طرفداران بیشتری دارد. از & اول& و & ثانی& بر این نظرند. از نظر این دو فقیه، از که جلب به و مبارزه، منظور می شود و از چهار اند: 1. نفوذی که به حسن نیت و در آن هستند، ولی خود از مشرکین که از به بپردازند، به می شوند. 2. که و به است و با می شوند. 3. که در سکونت و از دارند، مانع تعرض کافران به می یا را به می کنند. 4. که همجوار با که به ایشان تعلق می و از به موجب می شود که خود را گرد و به برسانند و به عاملان نیازى نباشد (شهید ثانی، ج2، ص46 ؛ ص283؛ 1420، ج1، ص405). & حلی& و & حلی& و از متأخران از & جواهر& ، & آقا ضیاءالدین عراقی& ، & سیدکاظم یزدی& ، & سیدابوالقاسم خویی& و & خمینی& معتقدند که و و غیر است (نجفی، 1367، ج15، ص339؛ ج3، ص12؛ حلى،1407 ق، ج2، ص573؛ حلى،1413 ق، ج3، ص200؛ یزدی، ج2، ص312؛ ج1، ص336). بدین ترتیب، به تعمیم اند و شیخ و شیخ و قمی مبنی بر به نظر اقلیت است. 2. اهل سنت به در هستند. از نظر & قرطبی& یافتگان صدر اسلام، هایی که در و سست و بودند. نیز سه اند: اول، گروهى که با اقامه برهان و می آورند، که با زور و غلبه، مى و سوم که با احسان، مى شوند. تشخیص این با است (قرطبی، ج8، ص178). & بدائع الصنائع& می & قلوبهم& تنی چند از بزرگان قریش و عرب که پیامبر(ص) از را به داد تا در به طیب خاطر کند و نیز را بپذیرند و پیروان و اتباع خود را به پیروی از خودشان کنند. از این سهم پیامبر(ص) که نیکویی نداشتند کرد تا نیکو شود (کاشانی، ج2، ص45-44). اهل سنت برآنند که و غیر هر دو است. نیز با در & قلوبهم& بر نظر (غفیلی، ص395). & مرداوی& در & الإنصاف& را در ردیف می دهد: سران طوایف با که می رود و یا بیم از می رود که شر و که با بخشش، قوت می و یا همپیمانان می و یا امکان جمع آوری از که نمی دهند فراهم می آید و یا از می کنند[(5) (مرداوی، 1419ق، ج3، ص162). بر این اهل سنت به آنند که نظر در و غیر هر دو است و از این نظر های همه به یکدیگر است. لکن اختلاف نظر اساسی در این حکم از نظر است که در به آن پرداخت. از حیث در آیا احکام و آثار به عصر اکرم(ص) و یا پس از آن نیز جاری نظر ندارد. حکم به پیامبر(ص) و پس از آن حضرت، نسخ شده است. در گروهی ادعای نسخ را ناکافی و بر این اند آنچه در پیامبر(ص) عمل می شده و نسخ است. از که انتخاب هر یک از این دو نظر در و در مؤثر است از های در این موضوع شود. 1. که حکم بعد از پیامبر(ص) و به قوت خود این حکم در عصر آن و تا لحظات عمر شریفشان هیچ سخنی نسخ این حکم نرسیده است. در سیره عملی و گفتاری امامان نیز این حکم شده است. رو، بر این حکم و مقطعی نبودن آن (بحرانی، ج12، ص179؛ ج3، ص12؛ ج1، ص336). حلی می کند: & الظاهر بقاء حکم المؤلفه و انه لم یسقط لأن النبی(ص) کان یعتمده الى حین وفاته و لا نسخ بعده& (حلی، ج2، ص574). زیدیه با جعفری هم است (زحیلی، ج3، ص25). در و کبری نیز اغلب قریب به به حکم که اگر زمینه آن باشد، حکم آن است (بحرانی، ج12، ص179؛ ج1، ص336؛ ج2، ص574؛ ج3، ص12). البته تنی چند از گذشته؛ شیخ صدوق و شیخ به این حکم در معصوم(ع) و آن را در عصر می دانند. این دو فقیه آن است که در امر است و در خاص آن؛ یعنی ابتدایی، موکول به معصوم(ع)است که در عصر است. رو، از باب بود (طوسی، ص185)، اما اگر در عصر به هدف از سرزمین های کمک می عده ای را کمک و کند، در آن صورت از باب منعی (بحرانی، ج12، ص178). در هر صورت، از نظر حکم از عصر تا کنون و در و است که بر حسب از این حکم به نفع گیرد. اما آن از که را در عصر می دانند، به تبع آن از را از می دانند. بدیهی است از در دفاعی از عناوین فی سبیل الله بود. 2. اهل سنت حکم در قالب پس از پیامبر(ع) را می در سه جای داد: 1. و این حکم و غیر (حنابله و یک نظر در مالکیه). 2. عدم جواز؛ نه و نه غیر (حنفیه، در یک نظر). 3. و عدم غیر مسلم(مالکیه و یک نظر در شافعیه) (غفیلی، ص398-397). از نظر & ابوحنیفه& سهم شده است. & ابن نجیم مصری& از عالمان حنفی، در & البحر الرائق& دو در فقه حنفی بر سقوط سهم پس از پیامبر(ص) ارائه می کند. اجماع و وقتی & عمر& این سهم را قطع آن را انکار نکردند. از به آن بود که به جذب نیرو داشت. اینک با غلبه و آن، این برداشته شد و به (ابن نجیم، بی تا، ج6، ص57؛ ص401). از نظر نیز این سهم است و حکم مذکور در آیه60 نسخ شده است. & ارشاد السالک& که پیرو فقه مالکی می کند هدف از سهم جلب و و از آزار و اذیت به بود که این هدف با و کثرت است (بغدادی، بی تا، ج1، ص67؛ ص404). در فقه شافعی دو نظر دارد. یک نظر این سهم است و در نظر ایجاب نماید، این سهم است. در & المهذب فی فقه الإمام الشافعی& است که پیامبر(ص) از این سهم به اما آیا پس از آن نیز این حکم دو قول است: این حکم و می هدف و آن حکم نیز است پس از باشد. خلفای پس از پیامبر(ص) از این سهم خودداری و عمر گفت ما چیزی به نمی کنیم، هر آورد و یا باشد. که است از باب حقی در ندارد. اگر بناست شود از سهم مصالح می شود (شیرازی، ج1، ص172؛ ص405). & فقه الزکاه& ضمن نقد احناف و می گوید: اولاً سهم نسخ و فعل عمر نیز نمى کمترین دلیلی بر نسخ باشد؛ او این سهم را از دریغ که پیامبر(ص) به می پرداخت. حکمی است که شارع و آن را و آن نیز در آن است و نه غیر او. این حکم، است که به واسطه پیامبرش انجام است و لذا فقط در دوران پیامبر(ص) و توسط او است و نه در عصر صحابه. تا پیامبر(ص) هیچ آیه ای حکم را نسخ نکرده است و به این حکم تا روزهای عمر آن عمل می شد. این عمر بود که آن سهم را به به آن نبود، قطع ولی آیه نسخ است. وانگهی اعطای از و اقوام، به کمک به ما مقصود، به دین و نجات است. رو، پیامبر(ص) پس از فتح مکه و در اوج پیروزی و عزت و مسلمین، و اقوام و قبایل را ولی از خلفا در خود، موردی این سهم نیافتند. بر این امری است که به صلاحدید واگذار شده است تا بر و و مقتضای عمل کند (قرضاوی، ج2، ص604-601). مورخان نقل می پس از پیامبر(ص) از با دردست داشتن متنی اول & ابوبکر& تا سهم خود را به که در پیامبر(ص) می از نیز کنند. آن را کرد و سهم خود نزد عمر آمدند، ولی عمر آن متن را پاره کرد و گفت ما به شما نداریم و شما بین و شمشیر یکی را برگزینید. مجدداً نزد و ماجرا را نقل و گفتند تویی یا عمر؟! (قرضاوی، ج2، ص600؛ شرف الدین، ص44؛ ج2، ص45). مصادر اهل سنت اند: در عصر پیامبر(ص) از باب داشت، ولی بعد از جانشینی ابوبکر، سهم و قطع شد (سیوطی، بی تا، ج3، ص252؛ جصاص، 1415ق، ج3، ص161). این سهم در عصر و رسالت، براساس مبنای آن نام و مجاز بود و تلقی آن به پس از عصر با وحیانی و اخلاقی ناسازگار مادی و منفعت شخصی دنیوی می شود و & قلوب& و به مثابه با سلطنت است. به نظر دوم سهم کاربرد است که در ضعف اند و پیامبر(ص) با از از شر می اما امروز که قوت یافته از بیت المال به هدف از دشمنی و تهاجم دشمن وجهی ندارد. & شرف الدین& ضمن رد این استدلال، منحصردانستن آیه را بر یک خاص و حذف آن در را بر خلاف و قواعد فنی و بر همه اعصار تأکید دارد. وی با استناد به سنت پیامبر(ص) را در جنگ و دفع
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
جلوه های تدبیر و امید در «خراسان شمالی»؛ چشم انداز توسعه «ایران کوچک» در 1400 (بخش دوم)

جلوه های تدبیر و امید در «خراسان شمالی»؛ چشم انداز توسعه «ایران کوچک» در 1400 (بخش دوم)


بجنورد- ایرنا- در ای با با های و امید در «خراسان شمالی»؛ چشم انداز توسعه «ایران کوچک» در 1400 به اقدامات انجام شده در یک سال گذشته پرداخته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
شرط زمان در واگذاری زمین ها برای احداث نیروگاه ها باید قید شود

شرط زمان در واگذاری زمین ها برای احداث نیروگاه ها باید قید شود


قزوین-ایرنا-استاندار گفت: از سوء در از ها احداث نیروگاه ها باید آتنها حتما شرط زمان در بهره برداری قید شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
6 عادت که سلامت تیروئید را به خطر می‌اندازد

6 عادت که سلامت تیروئید را به خطر می‌اندازد


تیروئید، یک غده ای شکل در و شماست. این عضو از بدن مسئول ترشح هورمون هایی است که فعالیت های حیاتی بدن را تنظیم می کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
«مروار» همدان، گنجی که می خواهد جهانی شود

«مروار» همدان، گنجی که می خواهد جهانی شود


ملایر- ایرنا- حال که هنر نقش می زند و در ها گری می هنر همدان می خواهد با ربودن گوی سبقت، در بین رقیبانش یکه تازی کند و به قطار بازارهای جهانی دست یابد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
آیا رگه‌های سفید گوجه فرنگی مضر است؟/ با این ورزش از پیری مغز جلوگیری کنید/ سم سفید چه بلایی سرتان می آورد/ معجزه موزهای سیاه

آیا رگه‌های سفید گوجه فرنگی مضر است؟/ با این ورزش از پیری مغز جلوگیری کنید/ سم سفید چه بلایی سرتان می آورد/ معجزه موزهای سیاه


آیا مضر است؟/ با این از مغز کنید/ سم چه بلایی سرتان می آورد/ معجزه موزهای سیاه
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
پایانی دیگر بر فراز و فرودهای ارزی/ «بازار ارز» در چرخه مدیریت شناور بانک مرکزی

پایانی دیگر بر فراز و فرودهای ارزی/ «بازار ارز» در چرخه مدیریت شناور بانک مرکزی


بررسی ارز در 4 سال از شوک قیمتی بهای ارز در سال 91، راهبرد شوک‌های مدیریت شده و کوچک را مبنای رویکرد خود در قبال بازا ارز قرار داده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اقتصادی
اولین رمان علمی - تخیلی ایرانی مجددا منتشر شد/ زنده شدن صنعتی‌زاده به وسیله دستگاه جانکاس

اولین رمان علمی - تخیلی ایرانی مجددا منتشر شد/ زنده شدن صنعتی‌زاده به وسیله دستگاه جانکاس


به (ایبنا)، در قرن و دوم در به و به در ی شفق شرخ (در ی تویسرکانی) چاپ شد. این اثر بار به در سال 1313 شد. در قرن و دوم ، را علمی-تخیلی می و جای است که این پس از 83سال فقط در چاپ شده است. که به کار این را انجام است در گفت وگو با عنوان کرد: در 1316 پیش که یک روز شد. او در ای که بر در قرن و دوم (1313) با به و در این اثر به هشدار می دهد: اگر از این پس کمافی علم و ادب را از قلم خود به در شده و طرف سخت و . او داد: که به لطف و تعارف نوشت، اما در واقعیت به شکل رخ داد. حال این ما آیندگان هستیم که بعد از 83 سال با او که بیش از شش دهه نایاب را احیا می کنیم. احیای جالب است که بگویم به شده که در در قرن و دوم به در می پردازد: از مردگان. و در است که او را در یک و می کند. این با به به گفت: آیا ما به به در نقد خود بر در قرن و دوم (1313) می نویسد: که در ضمن ی ست، بنا به این یک راه و بین و که جای او را در او و خودش باز می شود . بنا بر این بر آن بود که شناسی ایدئالیستی لاجرم به فانتری منجر می شود و ماتریالیسم روش و در مبنایی نظری است. او افزود: نگر، و سیال در این دسته بندی قرار می گیرد؟ در قرن و دوم هشت دهه بعد از انتشارش سرگرم کننده و غافلگیرکننده است. این ظهور را از دل و یکی از میراث بران مستقیم مشروطه، می دهد. میراثی که از و به خصوص و تفکرات میرزا آقا خان برده است با سینمایی ، علم خوانده و نگر خود تلفیق است. این در ضمن کوشش در طرح ریزی روایتی در نظم علم گرا و فراملی است. این کمی بعد در اثر او فتانه اصفهانی یا فرشته صلح (1321) به گفتگو خلق نظمی خارج از چارچوب پدرسالاری و با رهبری یک زن انجامید. من در قرن و دوم و به را زده کرد. نمی در 1316 این اثر است که در از این می خوانیم: را به و و دانست. علی که این قوه ی و فکر و و و ای نیز باشد. است و این و محب به ولی نظر به لطف و که در حق این اسم نیز در این در جنب نام تا ای از که در بین و ی و ی این است. حال است از های یکی از ی را به قوه ی که به عطا با که ی فکر و ی ژرف خود است به هم و از آن قصه و می که شخص هم و است و هم ی و خاطر. در در قرن و دوم ی در و ی تحت و نظر در این قصه است که در در نوع بشر و در آن کار به که حتا هم که در در عصر خود را و می بیند. آیا در این ذی حق یا نه است که شرح و آن و از ی این ی است ولی تا که غرض ی است به نمی رود با باشد. همه می که یک نفر آدم یک نفر بقال و حتا یک نفر کارگر روزمزد (و حتا ایرانی) در سایه ی و اختراعاتی که در این دو سه قرنِ نوع بشر از لحاظ زندگی از یک نفر آدم متمول پانصد سال قبل و حتی از پادشاهان عهد راحتی و رفاه دارد. این به ای واضح و هویدا است که به دلیل و برهان زیاد نیست. هرکدام از ما اگر در خودمان را فقط در ظرف یک هفته از نعمات و آن و هدایای این دو سه قرن از صابون و ساعت، و کبریت و گنه گنه و شیشه و پنجره و مداد و چیز از نوع محروم ببینیم بلاشک توحش نموده و تازه متوجه قدر قیمت این اشیا و اسباب می گردیم. چقدر به جا بود که در در قرن و دوم حکایت نیز بنویسند در وصف حال و بنیان استیصال خان یا تاجر و یا عضو که مدام به اروپا ایراد می گیرد و ی روز صبح وقتی از خواب بیدار می شود می جن یا دست غیب تمام اشیاء و اسبابی را که ها در اثر و و فنی این دو سه قرن ساخته اند از منزل و و دوروبر و معبر او ربوده و به جای آن ها از سنگ چخماق و آبی و غیره که مخصوص اجداد و آباء ما و به از است. ... ... در در قرن و دوم شمه ای از و کشفیاتی را که در نوع اند و مرده کنی معلم در است از که از آن ها از تلویزیون رادیو و ضبط صوت و سیما و حرکات (عکاسی سینما توگراف)، ضبط فکر و (چاپخانه) است و هم لابد کم کم اختراع و آن وقت است که می گفت نمی و به ای این های غریب و عجیب می او را نمود. نیز بدانند که اگر از این پس کما فی علم و ادب را از قلم خود به ی در شده و طرف مؤاخذه ی سخت و و ما علی الرسول الی البلاغ. جای است همچنین در 20 اسفند 1314 در به این اثر پرداخت. در از این آمده است: شما را خواندم. ترکیبات آن برحسب های است مشغولیات خواننده. از طایفه ی مجمع دیوانگان شماست. یک تجاوز از حدود آن که ما را مشغول می و هیچ کدام اطمینان نیستند بلکه اجزا و مشهودات دنیایی شدنی و اصلاح پذیر می کنند. جز اینکه در این دو قرن جلو اید و فکری و از شما دلربایی است. که در ص [4] {صفحه 11 ویرایش حاضر} خودتان می گویید: ی جسم و روح به انگیز بود که ثابت می ها و مقررات می باشد. اگر کلمات روح در میلیاردها و امثال آن بوی آلیزم را به می دهد این نقطه ی مجذوبیت را متزلزل نمی ساخت، حائز ی حقیقی خود شده و با طرز که لازمه ی امروزی است، آن را قبول تر به بودید. به آخری معنی مباینت کلی با این که می ها شود. زیراکه این به این که نظر ما را جلب می کند حاصل توفق و تصرفات در است و با دریافت این قدرت، ارتباط با ارواحی که سال ها و قرن ها زندگانی خود را اند دقت و توجه می شود که از چه راه می باشد. به واسطه است که مسائل در شما قطعی بدون تردید آمیز شود، از ی با دولت در ص {109} . در ضمن مزبور درخصوص ثروت، ارزش شمش های طلا در این به حال خود است و های مثل نتایج واقعی و در دویست سال بعد ارائه شده است. در به جای تاریخ، است که است. از بزرگان که بگذریم فصل سی و دوم روزگاری که گذشت ، به قلم (نشر ابن سینا/ 320 تا 322) پرداخته است. در از این نگارش این اثر می خوانیم: معمولاً را که گاهی و می از صد و پنجاه کمتر نمی شود. روزی تصمیم گرفتم امتحان های کوچکی را که از چند نشود و پهلوانان را و تعیین ده دوازده را که که آن اوقات سردبیر ی شفق سرخ بود از راه رسید. به دادم. پس از مطالعه گفت: اجازه می دهید این را بدهم در چاپ نمایند؟ گفتم: مختار هستید. روز بعد تصادفا چشمم به شفق سرخ افتاد. روز پیش چاپ و در مقدمه آن بود اخیرا اثر به نام در قرن و دوم نگاشته از خود به یادگار گذارده، ما این اثر و را در شفق سرخ به چاپ می نماییم. بسیار کردم که این آقا با می از شش هفت از این نشد چنین مطالبی را از پیش خود درج است. در اثنا و روی عدل های پرسید: ما را دیدی؟ با گفتم: بلی. اما آقا این چه بود! که چین اثر ننوشته ام. شروع به خندیدن و گفت: من تو را می شناسم. هم خوب خواهی نوشت. حالا بگو هیچ چیزی و داری؟ از تشویق آن مرحوم تشکر وعده دنباله ی چاپ اند و روز هفت بعدازظهر فرستادم. در روزهای بعد نیز به ی را می و چاپ می شد. تعجبم در این بود که مطالب را قبلاً در دماغ خود و آماده ام. نمی دانم چه چیز سبب می شد هر مطلبی به این سهل و آسانی به قلمم جاری می گردید. ... عاقبت کار نویسندگی و این به اینجا کشیده صبح ها که به می امدم در جلو ام را منتظر می یافتم و به اتفاق درب را بازکرده و او روی عدل های بازنشده می و سیگار می کشید و من قلم و کاغذ برداشته از روز قبل تا آن فکر می نوشتم و به می دادم. یک روز گفت شب قبل در توی رختخواب به یاد تو و که در آن به کار می بری افتادم و قسمتی از این در نظرم مجسم گردید. به خنده ام که از قاه قاه خندیدنم خانواده ام در ماندند. از ان هم برایم عادتی شد، هر را ام معمولم این است که شانزده هفده را به چاپخاه بدهم، پس از تصحیح و چاپ شدن آن صفحات باز شازنده ی را می و به این کار عادت ام که اگر چاپ شده روز قبل ام نکنم خوب از عهده ادا مقصود برنمی آیم. در قرن 22 ، اثر که 83 سال پیش شده بود، با گنجوی و در 160 صفحه، شمارگان 200 جلد و به بهای 12 تومان انتشارات نفیر راهی نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نقش مذاکره در تضعیف جبهه طاغوت

نقش مذاکره در تضعیف جبهه طاغوت


در و از که لذا های با ملل و دول چرا که در اتحادی، ولو می شدن های در را کرد. با در است و در هر یک از این می طرفداران ادیان و در نهایت، (جوادی 1388، ص159-71). و در گام است از گفت به خود بیاندیشند. رو، در آیه & الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَه فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ& (حجرات(49): 10)؛ مؤمنان یکدیگرند، پس دو خود را صلح و آشتی دهید. را امر به و از است. در چون & یَا مُسْلِمُونَ& (آل عمران(3): 64)؛ ای اهل کتاب! به سوی که ما و شما است که جز را و را او و از ما بعض را ـ غیر از ـ به نپذیرد. (از این دعوت) سر باز بگویید: که ما مسلمانیم. از می تا با باب و گفت وگو و بر به با اهل باور مشترک به متعال، مناسبی به و گفت وگوهاست: & وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ جَمِیعًا تَفَرَّقُواْ& (آل عمران(3): 103)؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید. بر این دو دسته، با نیز تدبیر اندیشیده است. آیات & لَا لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی وَلَمْ یُخْرِجُوکُم أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی وَأَخْرَجُوکُم وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ& (ممتحنه(60): 8-9)؛ خدا شما را از نیکی و رعایت به که در امر دین با شما و از و نهی نمی را دارد. شما را از و با نهی می کند که در امر دین با شما و شما را از یا به شما کمک و هر کس با و این است که می با و به در دین و ها، برّ و باشند. است با اهل و شد، جز از طیّ آن که از آن باب گفت وگو و با است. در صلح و بر این است که ها و ها صلح و شکل گیرد. از های نیل به صلح و است و می به یکی از نیل به ای را می که با در این گردد. اکرم(ص) این است که تا که خود را از و گفت وگو و صلح عزت پیش از آن ها می و را بر جنگ و می دادند. از و به در جنگ های و از ها در شان از به سمت حق و و به با کفر و اند (شبان 1385، ص72-63). نقش در رفع و نیل به از این است که رفع و در دست به می شود که از آن ها می با به و و دست یافت. شده اکرم(ص) و در & صلح حدیبیه& ، به رفع و نیل به است. در جنگ های & بدر& که در سال دوم به نیز سخت و و طرف های به بر سر و در می که همه از که در آن در و می کرد (عبدالونیس شتا و ص16-15). در از که با می بسترساز شکل و فیما بین بود تا از این یک چتر امنیتی فراگیر در گرداگرد کند. پایبندنمودن کشورهای از و تعهدات حاصل شده در می خاطر را از گزند آن ولو به آسوده سازد. عقل به حداقل رساندن حکم به دفع خطر احتمالی می دهد و یکی از روش های کم امری ممکن است عدم تبعات سنگینی را کرده و حتی بین را با بحران های شدیدی مواجه سازد. نفی ضرر؛ چه این و چه جهانی، در فقه تحت & لاضرر& طرح است. این که از مستقلات عقلیه از ضرر و زیان، به خود و منع می‎کند و که اوّلاً از واردکردن ضرر به خود و دیگران خودداری ورزید و ثانیاً در دَوَران امر بین دو به آن ضرری تن داد که خسارت را در بر (مکارم شیرازى، 1411ق، ج1، ص28؛ بجنوردى، 1419ق، ج1، ص214). بر آیات، یکی از مؤیّدات این عقلی، روایتی از اکرم(ص) است که در آن تصریح شده است: & ولا ضرار& (حر عاملی، بی تا، ج25، ص400و429 و ج26، ص14). عمومیت این روایت از آن که نه بلکه غیر نیز شامل این هستند و تا که این عام با مهمتری در تعارض نگیرد، جلوی ضرررساندن به غیر را هم گرفت. این که توسط نقل نیز بر آن صحه گذاشته شده در که با راه‎ حل های مسالمت‎آمیز به پیش بینی شده در دست یافت، دست زدن به که منجر به خسارات فراوان جانی و مالی به می‎شود روا نیست. پس در جایی که از که را و می سازد، صرفاً از طرق، را کرد. کاربست در حفظ حفظ نظام، از است که ملاک عملی احکام بسیاری در باب عبادات و معاملات است (سیفى مازندرانى، 1425ق، ج1، ص13). این بر وجوب حفظ و حرمت در حیات نوع انسانی و دارد. این که استناد از فقهاء در امام معصوم(ع)، فقیه و نیز است (بحر العلوم، ج3، ص222؛ اردبیلى، ج12، ص28)، حاکی از آن است که نمی از سدّ راه هایی که حفظ را می کند، موجب در گردد. با دول غیر مسلمان، در که ضوابط و شرایط آن کاملاً لحاظ گردد، می را از تفرق و فشار نجات دهد و حفظ، و اقتدار و آن را سازد. نفی مطلق با ها، عملاً رشد و پیشرفت را به مخاطره انداخته، سبب شد تا اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن با روبه رو شود. به جهت بود که اکرم(ص)، که & عمرو ابن امیه& به اشتباه دو تن از طایفه & بنی نضیر& را به قتل رساند، حل و فصل ماجرا و تعیین خون بها، با بنی ترتیب و خود مستقیماً وارد شدند؛ هرچند در طول این نیز یهودیان بنی در صدد انتقام از برآمدند و تا آن را به شهادت برسانند، اما باز هم آن به دلیل آنکه تازه شکل در صدد برخورد برنیامدند و همچنان اصرار داشتند تا مشکلات از حل نه جنگ. لذا باز هم آن & محمدبن مسلمه انصاری& را با بنی انتخاب و از این حضور آن حضرت، ادامه یافت. بر بین از که بین الملل، غالباً و نیز هست، لذا بایسته است در جهت آن، از ابزارهای در خود گیرد. دیپلماتیک می منشأ در بین و به تبع آن در باشد. لذا عقل سلیم، در فقدان و در حالت اولیه، بدان حکم می دهد و هرگز با وجود احتمالی، و جنگ را تجویز نمی کند. از که بکارگیری زور و در عرصه بین ها، قهری می گیرد، زودگذر و موقتی نوعی بقاء، استحکام و تأثیر دائم چون عنصر القای و احترام متقابل و به مراعات مساوات و و و پایان دادن به درگیری و خصومت است. پس چون مصالح، در طرفینی اما در ترور و و کامروایی با یک طرف لذا چون مبتنی بر رضایت آثار با ای را در پی و چون می طلبد، زودتر قابل و دست‎یافتنی‎تر بود. در آیه & لاَ إِکْرَاهَ فِی قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَه الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ& (بقره(2): 256)؛ در قبول دین، اکراهى نیست؛ (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. کسى که به طاغوت [بت و شیطان و هر طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمى چنگ زده است که گسستن براى آن و خداوند، شنوا و داناست . اکراه در دین نفی شده اگر در دین همراه با و برهان و گفت وگو ماندنی اما اگر کسی با اکراه، وادار به این امر چون و و قلبی نبوده استمرار (زحیلی، ص10-9). مذاکره؛ بستر ساز با ها پیمانها و از ابزار پیشبرد در مواجهه با ها حصول به که ساز ها و قراردادها جز از مسیر و گفت وگو پیرامون مفاد و جزئیات امکان پذیر نیست. پس صلح، میثاق، معاهده، موادعه، عقد امان، عقد ذمه و ... و غیر که ادلّه فراوانی در آنها در شرع مقدس آورده شده عقلاً مستلزم در این ها و است والّا نیل به و بی معنا بود (عبدالونیس شتا و ص 18). لازمه با ها، و گفت وگو با معقول حکم به و حتی انعق
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
نهی از سوگندخوردن در داد و ستدها

نهی از سوگندخوردن در داد و ستدها


3-1. حفظ و های و های نقش مهمی در توسعه و رشد یک دارند. ها و های نادرست، است تخریب و اضمحلال از این ها و شود. است از و در که اخذ می از این و ها غفلت یا آن را کم نمایند. در با آن، و را و کنند. در علی(ع) در خود به می کنند: تلاش تو در از جمع آوری جز با نمی شود و کسی که می را به دست را و خدا را می کند و وی دوام (نهج البلا غه، نامه53). به از و های که رشد می شود از بسزایی است. رو، در به آن شده و را در و آن می نماید. در می که & بن کعب انصاری& & بِهقُباذات& (1) به حفظ و طبیعی نهر آب، بی توجهی سریعاً ای وی ارسال و در آن می نگارند: پس از حمد و سپاس به که مردانی از اهل ذمّه، در قلمروِ ات اند که نهری در سرزمین از رفته و شده است و دارای حق بر هستند. در این تو و کنید. سپس نهر را و آن را نمایید. به سوگند! ما است از یا تهی دست یا از (یعقوبی، بی تا، ج2، ص203). است و راه پیش پا ای ولی و و رشد یک است. رو، از و نگاه و پوشیده بماند و یا اجرای ها بروز در این و های گردد. علی(ع) حفظ و طبیعی؛ کشاورزی، نهر آب، دام و را و با از به آن می پردازد. با به و الزامات آن به رشد همه و را به آن می و بر اختیاراتی که به مأمورین و واگذار اند، حفظ و حراست از این را از خواستارند. بر این مدیران؛ اعم از نظامی، مالی، و و که در می در حفظ و های و از هر و که می ورزند. علی(ع) با این را به و ها می دهد تا در که های و به و با از خود در های شده نمایند. در در که و و را و از به آن می و آن و را در و آن (جوادی 1389(ب)، ص621). علی(ع) با بر و برابری، عدم احتکار و حفظ و های در و های کرانه و حدود و ها و این را می و از این های را می دادند. 2. های مبتنی بر یک سری و و تا با درک آن، رفتارها و عملکردهای خود را بر منطبق سازند. انتخاب و یک مجموعه و منسجم و روشن، نقش حیاتی در ایفاء می به نشانگر روش ها و راهنمای را می نماید؛ چون استانداردها، و ضابطه ای ارزیابی محسوب می (Koontz and Weihrich, 2006, P.480). در که پیچیدگی پایین و رویکرد به از های و قابل اجراست. 1-2. از کم از آموزه های دینی در را می کنند. به از که در به ویژه می از کم است و در این می فرماید: & وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُواْ النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَإِذَا کَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ& (مطفیین(83): 1-3)؛ واى بر کم فروشان؛ که وقتى خود مى حق خود را بطور مى گیرند، امّا هنگامى که مى دیگران یا وزن کم مى گذارند. مطففین اسم فاعل از & طفّ& است و & راغب& در & مفردات& می نویسد: & طَفَّفَ الکیلَ: قلّل نصیب المکیل له فی إیفائه و استیفائه. طفّف الکیل؛ از و اداى وزن و اى که بدهد قسمتى را کم گزاردن& (راغب 1412 ق، ص521). کم به طور در نهی واقع شده آیه شریفه که می فرماید: & وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ مَا مِّنْ وَالْمِیزَانَ& (هود(11): 84)؛ و & مدین& را (فرستادیم) گفت: اى قوم من! خدا را که جز او شما نیست! و وزن را کم (کم نکنید). از بین همه به کم و نقص در و بر این که این در بین و در آن مى به حدى که آن و سوء آن شده بود و بود که به سوى حق، قبل از هر را به ترک این و کند و از همه که اند روى این یک مى (طباطبایی، ج 10، ص361). علی(ع) در که را در های شده در را و های و به و و پرداختند. در این نقل شده است که: فِی وَ فِی (ابن ج 2، ص538)؛ به که علی(ع) در راه می رفت و ای در دست که با آن کم و در را می کرد. یکی از و که در داد و ستد از کم است. رو، پس از و در به و و داد و می پرداختند. این نوع که در می است که با و و تا را از این پاک و گردانند. 2-2. از در داد و در که و آن بر شکل می نام خدا از است. به که بر و نام خدا شکل به و به نام خدا یاد مگر در قضایی. علی(ع) نام خدا دست عده ای و به نام خدا در را از به نام خدا می داشتند. & ابوسعید& در این نقل می کند: & فَیَقُولُ: یا وَ وَ و وَ إنّ مَن وَ و عَلیکُم& (ابن ج42، ص409)؛ علی(ع) به می آمد و می گفت: ای از خدا و از به که را از بین می برد و را می به که مگر به حق کند و حق را بپردازد. که در این شده علی(ع) آن از که به کسب به به خدا را می و آن را شمارند. 3-2. علی(ع) یکی از و های را و در نقل شده است که به و می فرمودند: & على للبرکه& (شریف ج11، ص44)؛ را به به که آن می باشد. در به با و طلب که می را و می فرمایند: & فِی وَ وَ .... عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاع & (نهج نامه53)؛ را به هر قیمتى که مى مى فروشند که این سودجویى و همه زیانبار و عیب بزرگى بر است. و در اسلامى، به سادگى و با موازین عدالت با نرخ هایى که بر فروشنده و خریدار زیانى نرساند. در این حکومتی، در و را از ضعف های مهم معرفی می نمایند. به دقیق و تشخیص ها در و با از تعامل و با مطلع و کسب اطلاع از ها آمدند؛ چنانکه در این از & ابوالصهباء& نقل شده است که می گوید: & رأیت علیّا بشطّ الکلاء یسأل عن الأسعار& (شوشتری، ج8، ص563)؛ علی را در کنار علفزاری دیدم که از ها سؤال می کرد. در از موضوعاتی است که و با آن دارند. در صورتی می یک خوب و مطلوب را نمود که و دست اندرکاران و بر ها و مانع بی ها شوند. رو، علی(ع) در با مد نظر قراردادن این و شاخصِ در آن را در دوره اجراء می و از آن به یک و ارزشمند در و یاد می کردند. در یکی از در علی(ع) در با به و است و این را مدّ نظر و آن و را نمایند. 4-2. اقاله در لغت به مسامحه و می و در اصطلاح، فسخ عقد از طرف کنندگان، بعد از پشیمانی یکی از دو طرف و فسخ از جانب او و این از طرف می باشد. اگر یکی از طرفین ـ مثل مشتری ـ از ای که پشیمان شود و هیچ راهی فسخ عقد از بایع می کند که فسخ شود و او نیز کند و بیع را فسخ فسخ می شود که به این کار می ( ). صادق(ع) نیز در این می فرمایند: & ایما رجل مسلماً فی بیع، الله عثرته یوم القیامه& (حر عاملی، ج17، ص386 و ج18، ص72)؛ هر کس مسلمانی را در و او را در روز می کند. رو، امیرمؤمنان(ع) را یکی از های منحصربه فرد در برشمرده و آن را رضایتمندی از و و در این را نیز اند. به در که بر و می شده است: أَتَى أَصْحَابُ التَّمْرِ فَإِذَا جاریهٌ تَبْکِی عندَ التّمّارِ فَقَالَ: & مَا ما شأنُکِ؟ [فقَالَتْ: بَاعَنِی تَمْراً بِدِرْهَمٍ فَرَدَّهُ مَولایَ فَأَبَى أَنْ یَقْبَلَهُ فَقَالَ:] یا صاحبَ التّمرِ خُذْ تَمْرَکَ وَ أَعْطِهَا دِرْهَماً فَإِنَّهَا خَادِمٌ لَیْسَ لَهَا أَمْر، [فدَفَع علیاً. فقال: المُسلِمُونَ تَدری مَن دَفَعتَ؟ قال: لا. قالوا أمیرُالمؤمنین. فَصَبَّ تَمرَها وَ أعطاها دِرهَمَها و قال: أحبُ أن تَرضى عَنی. فقال:] ما أرضانی عَنکَ إذا أوفیتَ الناسَ حُقوقَهُم& (شوشتری، ج18، ص67). علی(ع) نزد خرمافروشان آمد و دید کنیزکی نزد می گریست. پرسید: تو را چه شده است؟ گفت: خرمایی را به یک درهم به من فروخت، ولی آقایم آن را برگرداند و آن را پس نمی گیرد. علی(ع) فرمودند: ای خرما، خرمایت را بستان و را برگردان که او خدمتگزاری است و ندارد. را عقب راند. می دانی چه کسی را عقب راندی؟! گفت: نه. گفتند: او است. خرمای را پس و را بازگرداند. خدمت امام(ع) رسید و عرض کرد: دوست دارم از من باشی. امام(ع) در پاسخ وی فرمودند: مرا از تو سازد، است. 3. در فقط در وظایف و سرپرستان خلاصه نمی بلکه آحاد این را دارند. این مفهوم در ادبیات امر به و نهی از نامیده می شود. امر به و نهی از به یکی از است (ابروش، 1391، ش1، ص121). امر به و نهی از به یکی از که فاقد در و های هستند، این را می تا و و ذیربط را و از این آن را و نمایند. گروه های غیر مشتریان و که به نوعی با می با ها و در از امر به و نهی از این را می و در جهت آن مقتضی را می نمایند. در امر به و نهی از منکر، از آن به یکی از های یاد می کند و می گوید: & کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّه أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ وَتَنْهَوْنَ الْمُنکَرِ& (آل عمران(3): 110)؛ شما امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده (چه اینکه) امر به و نهى از مى کنید. علی(ع) نیز در این در ای که به فرزندشان در واپسین لحظات عمر خود نگاشتند، می فرمایند: & اَلَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ وَ النَّهْیَ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ & (نهج نامه47)؛ امر به و نهى از را ترک که بدهاى شما بر شما مسلّط مى گردند، هر چه خدا را بخوانید جواب ندهد. امر به و نهی از به یکی از بارزترین در می از نواقص و عیوب در و را جبران نماید. به این شکل که اگر از دید های در مغفول بمانند، افراد؛ اعم از و می ایجادشده را به و مسؤولان کنند. در و به مراتب از ساده می در به دلیل عوامل و عناصر تأثیرگذارِ متنوع بر فرآیند و های به ندرت می از و بوروکراتیک کرد؛ های سازمانی؛ هرچند از مدل های پیشرفته تری نمایند، ولی باز هم در مواجهه با از ناتوان هستند. در و یک و می را در جهت انحرافاتِ احتمالی در یاری رساند. علی(ع)؛ گرچه می توانست از و های و را ولی به اکتفاء نمی کردند. بر از دو فوق، با در و های در به انحرافات، حساسیت و سعی در کاهش و زدودن این بودند. & ابوسعید& در این نقل می کند: & فَیَقُولُ: & یا اللّهَ...& (ابن ج42، ص409)؛ علی(ع) به می آمد و می گفت: ای و اهل از خدا بترسید...& . در و تنبه در که است در و رخ نماید، مؤید ضرورت امر به و نهی از در و های است. 4. درونی(2) یک خودکنترلی(3) است و به مردمی که برانگیخته می تا مسؤولیت خود را در بر عهده بگیرند، می گیرد. که در و مشارکت باشند، احتمال بیشتری (Schermerhorn, 2004, P.114). هدفی که در می حالتی درون فرد است که یک خارجی، او را به وظایفش متمایل می سازد. اگر بتوانند را از جهت وجدانی به وظایفشان معتقد و سازند، نیازی به خارجی آن ها خود را وجداناً موظف می دانند که محوله را دهند. اما فراتر از مسأله وجدان، پایه های و از این است. به در های به ای است که رشد است و فرد او به شمار می آید. با به معاد و روز جزا، دست به عملی که آن منع شده نخواهد زد؛ او خود را در مقابل خدای خود می پندارد؛ فرد مسلمانِ خدا را حاضر و ناظر بر می داند. بنابراین؛ چه و چه نباشد، او می کند که بر نفس خود مسلط و از جاده صحت و منحرف نشود. فرد متقی در انسانی است که مجهز به یک دستگاه کنترل، متشکل از اصول عقل، فطرت، و ضمیر است. و به حلال و حرام، از و ثواب، همه که فرد را می سازند. با یک سلسله های فرهنگی و ارشادی می در مساعدی بذر را و بارور ساخت؛ ذکر این ضروری است که هدف ها و مأموریت ها و های کار با اعتقادات اعضای سازمان در تضاد (الوانی، 1389، ص139). براین از خودتنظیمی و می شود (Schermerhorn, 2004. P.107). در عصر حاضر، می تا از طرق گوناگون، را در های بخشند. از این بر بیدارکردن فردی می و می تا از ملیت خواهی و میهن دوستی، را سازند. اما تمامی این روش ها به علت نارسایی ها و محدودیت های تا کنون موفقیتی تام در حالی که های را می آورند و می از این و موهبت، بهره برداری را (الوانی، 1389، ص139). با از این می های و ارتقای را در فعال در و و بسترهای در را نمایند. درونی، تکیه بر سازوکارها، قواعد و های از حاکمیت ها سعی می به طور خودجوش و فعال، خود را با درگیر و از این وقوع را زدوده و یا نمایند. بر نمونه ای و است. در لغت به حفظ و نگهداری چیزی از و در خارج و در مقام عمل است (مصطفوی، 1360، ج13، ص184-183). از را به خودنگهداری از به و می انجامد تعبیر اند (راغب 1412 ق، ص881). از دیدگاه به این معناست که از بترسد که از فعل خود یا ترک آن سعادت ابدی او می شود و در این خطر، کاری کند که او نشود. در همیشه یک خوف قبلی که را وادار به تحفُّظ می کند و چون مؤثر حقیقی هنگامی که آن را در قالب اش بریزیم می شود خوف از خدا (مصباح یزدی، 1380، ج1، ص75-74). از اندیشمندان با ذکر فلسفه به یک در ها می گویند: تأمّل و در واقعیت های در عالم می دهد که هر متحرّکی در خود در معرض خطر و آستانه و هلاکت گرفت. رو، به ای نیاز تا از و انحطاط نجات کند. نیز موجودی متحرّک است که حیاتش وی است. در این که او در آن ناچار به داشتن و بازدارنده است. این نیروی نگه را اصطلاحاً می نامند که گونا گون کسی که می شهری را های و خطرناک تری به کسی که می روستا یا ای را کند. همچنین کسی که می کشوری را در مقایسه با کسی که می شهر یا استانی را کند (جوادی 1389(الف)، ج1، ص389-388). حافظ و نگهدارنده از و است و بیش از هر چیز به آن نیازمندند و تا از مرتبه بالای آن نباشند شایستگی را نمی یابند (دلشاد تهرانی، 1379، ص167). در موقعیت که های قابلیت و کردن از های را ندارند، می شود. در که و قادر به کشف و همه در نیستند، تبلور و گسترش می در را نماید. همچون دژی استوار، را از های مصون می و را در حفظ می همچنانکه علی(ع) فرمودند: & اى خدا! بدانید که دژى محکم و شکست ناپذیر ... با پرهیزکارى و هاى را مى برید& (نهج خطبه157). در نخستین های خود بعد از خلافت، اوصاف یک را برشمرد و به این مهم نیز و فرمودند: & از خدا و پیشه کنید؛ شما در پیشگاه خدا و و ها و حیوانات هستید& (همان، خطبه167). در در دیگری در سال 35 هجری فرمودند: & وَ الْخَطَایَا خَیْلٌ شُمُسٌ وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النَّارِ وَ التَّقْوَى مَطَایَا ذُلُلٌ وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّه& (همان، خطبه16)؛ <