بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب حرفه



121 هزار نفر ساعت آموزش فنی و حرفه ای در دماوند ارائه شد

121 هزار نفر ساعت آموزش فنی و حرفه ای در دماوند ارائه شد


تهران- ایرنا- فنی و ای با این 14 گفت: از سال تاکنون 442 نفر هنرآموز در 121 هزار نفر ساعت دیدند و از این تعداد 220 نفر وارد بازار کار شدند و این آمار تا پایان سال افزایش خواهد یافت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
147 سارق در تویسرکان دستگیر شدند

147 سارق در تویسرکان دستگیر شدند


- - گفت: 147 ای از امسال تا پایان دی ماه در این شهرستان دستگیر و تحویل مرجع قضایی شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
40 اسکی باز و کوهنورد در حال صعود به ارتفاعات دنا

40 اسکی باز و کوهنورد در حال صعود به ارتفاعات دنا


یاسوج- ایرنا- و و گفت: 40 نفر از و از این و استان‌های همجوار برای جست وجو و انتقال پیکر مسافران سانحه هوایی تهران به ارتفاعات دنا اعزام شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 11 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ثبت نام کارشناسی دانشگاه علمی کاربردی از امروز آغاز می‌شود

ثبت نام کارشناسی دانشگاه علمی کاربردی از امروز آغاز می‌شود


توکلی گفت: ثبت نام و دانشگاه علمی کاربردی از امروز آغاز می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 12 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
آغاز ثبت‌نام پذیرش دوره‌های کارشناسی دانشگاه علمی‌کاربردی از امروز

آغاز ثبت‌نام پذیرش دوره‌های کارشناسی دانشگاه علمی‌کاربردی از امروز


ثبت‌نام در و مهارتی دانشگاه جامع علمی کاربردی بهمن ماه سال 96 از امروز چهارشنبه دوم اسفندماه آغاز می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : علمی
حضور20 نفر از کوهنوردان حرفه‌ای و تیم‌های کوهستان هلال‌احمر درمحل سقوط هواپیما

حضور20 نفر از کوهنوردان حرفه‌ای و تیم‌های کوهستان هلال‌احمر درمحل سقوط هواپیما


معاون و گفت:در حال 20 نفر از و در محل حضور دارند و شب گذشته توانستند تعدادی از پیکرها را در کیسه جسد جمع‌آوری و در کمپ نگه‌داری کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 16 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
مهارتهای شگفت انگیز لیونل مسی + فیلم

مهارتهای شگفت انگیز لیونل مسی + فیلم


لیونل مسی فوق اهل و عضو اسپانیا و تیم ملی است که در پست‌های مهاجم و بال بازی می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
بازیکنان باشگاه‌های ایران پول حرفه‌ای می‌گیرند ولی زندگی حرفه‌ای ندارند

بازیکنان باشگاه‌های ایران پول حرفه‌ای می‌گیرند ولی زندگی حرفه‌ای ندارند


رئیس انضباطی با بخش از از نقض این رشته ورزشی نشأت می‌گیرد، گفت: بازیکنان باشگاه‌های احتمال دارد پول بگیرند ولی زندگی ندارند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
من خودم زمانی مترجم زبان روسی بودم

من خودم زمانی مترجم زبان روسی بودم


به گزارش خبرگزاری ایران(ایبنا)، بعد از ها دومین است که در نشر می شود. در که بر چاپ این می نویسد، شرح می دهد که است. و اش و خود می که دریچه با این و مهم اوست. این شرح در است. او می نویسد: من بودم. اوایل دهه و در اوج جنگ سرد. شدن شرق جنگ با این را داد. در سال 1948، به این که غیر از که از نظر وفاداری به دو دسته تقسیم می ما تقریبا هیچ کسی را عملیات جاسوسی، مثل سمع ارتباطات دشمن یا از نداریم. ما این بود که با جان به در از نه به سمع است و نه داشت. در آن در بود و ما به داشتیم. از آن ها هم در های خارجی داشتند. از آن ها تحصیلتشان را به رسانده و (هرچند اکثر نبودند) در دبیرستان سعی یاد بگیرند. بدین ترتیب طی ده سال شش هزار نفر از ما در دو گروه، در پادگان های و در دو و و به و دیدیم. با این حال و علی رغم این این اثر به هیچ وجه من نیست. در شد پای من به باز شود و با که این در آن رخ می شوم. این به سال 1956 و است که به یک در می خواندم. سه نفر از ما که در حال های با دو خانم، که آن در می خواندند، به و سرزمینی را که در آن به این سخن می گفتند، از ببینیم. به نظر ما فقط کنجکاو تا بدانیم پشت آن تیره و چه می گذرد و به تلاشی، پاداشمان عملی بود. یا هم ما به این بود که می دانستیم این وسوسه دشوار است و در شدن در آن پیروزی به دست می آوردیم. در سال 1956 درهای اتحاد جماهیر همچنان بر روی بود. نه از بود و نه از شخصی. راه سفر به این بود که شخص عضو و اش را کند. سپس یکی از می شد و در آن نیز طبق از و و های آور کند. ما طبق و مثل آدم های به سفر کنیم. ما این بود که یک ماه در در و سپس پنج به مدت یک ماه در کنند. قصد را یکی از های و یکی از های کنیم. را هم این کار بودیم. سه سال پیش از آن او هم به و سپس بود و شده بود. تا سال 1956، تا که در یکی از حزب آن حزب آن را روی در جو نداشت. اما که این در سراسر امپراطوری پخش شد. در آبزرور به متن آن دست کرد و یک شماره خود را به آن اختصاص داد. این ای بود که به غرب می داد در تغییراتی در حال وقوع است. اما این بارقه که از بین رفت. شش ماه که مجارها و کمونیستی ای را که به این تحمیل سرنگون کردند، تانک های بازگرداندن مجارستان به این گسیل شدند. اما بهار آن سال نوری از در خود داشت. سردسته ما یک مصمم و خستگی ناپذیر روان شناسی به نام رکس بود. او کسی بود که سال ها بعد در نظریه تصمیم، فرد صاحب نامی شد. تا که به می آورم کارها را می داد. او های بی شماری به روسی، و که می توانستند در این به ما کمک کنند، نوشت. سپس همگان های ما ثمر داد. یا به نظر می که ثمر داد. در ماه سپتامبر با ویزاهایی که به سختی اس. مولوتف شدیم. این در مسیر و تردد می کرد (البته نام این که شد اس. مولوتف، از اعضای به اصطلاح ضدحزب به بالتیکا یافت). در ما را در بخش ب اسکان دادند. این بخشِ مناسب مهمانان، در نوساز داشت، ساختمانی کیک عروسی که بر روی تپه های لنین (که قبل از آن به تپه های اسپارو مشهور بود و نیز به نام شد) ساخته و کاملاً بر افق جنوبی شهر مشرف بود. سپس ای را که ما به ما دادند: یک سری از سرخ و و دقیق. در های آن ام که چه با که ما و که آن ماست. هم کردیم. تا که آن عوض از بخش ب نشویم. همه جور از سفر ما تا (جوانان کمونیست) و که در ما به آمدند. می ما در آن و از بدهیم! می سرخ های را اند تا ما را کنند! اگر نمی و های آن ها را نمی می شدند! اگر نمی بد می شد. اما ما سر حرف ماندیم. در هم را به نشاندیم. شد و به هر و و که برویم. تا که می آن ما که به های و را بودیم. یا به یک کردیم. ما را که بود به از بین برد. سال که من از آن ها به بودند. در تا پیش از ما، کسی با یک آدم بود و همه می با ما کنند. طول تا های ما با در یا مثل در زوک (عنوانی که روس ها و های در از آن می کردند) بود و از قبل شده بود. اما از و در زوک شده های نمی به طور بر روی بکشد. چشم های به های و می شد که دو های شان بودند. سر ها، از و خط سقف ها را قطع می کرد و در برق سطل های آب بی را به خود جلب می کرد. بوی با بوی دود بی می شد. در های غرب می شد جنگ و را دید. ای بود که با سال 1941، پیش روی شده بود. جا ها، پا چرخ های دست ساز کز می و که را در که دست قطع شده شان را در در دید دست را به می کردند. ده سال در دهه 1960، که این را بود. در ها درس می و غیر از آن ها از من و در بودند. اما حال شهر هیچ بود. آن به به آن سفر و به مک از در سال 1959 را می دادم. در آن از را در شهر چاپ که شد در در اول خود از من به جنگ سرد یاد کند. بعد از آن نیز بار در های به سفر و هر بار هم روس می گفتند: این شهر کند! نمی شود که طور بماند! اما هر سال به شکل قبل بود و که من در آن می نیز است که در سال 1956 در ناخودآگاه من ثبت شد. که به اوراق می که در طول اقامتم در هر شب با بدبختی آن ها را تایپ می سعی می کنم آن افرادی را که نام برده ام به بیاورم. این کار سخت است چون من با این پیش فرض که کشف و می را به دلخواه می دادم. ولی از نیز که یادآوری شان آسان تر شخصیتشان داستانی را در خلق ام. اول که اشخاص و اماکن این خیالی هستند، هم ندارد. مگر در موارد داشته است؟ اما با توجه به شرایط بود در این تا حد هویت بماند. ساشا در بی به ارشدی که ما بود: فردی جدی، نگران، وفادار و مهربان که رهبروار داشت. که به فکر می کنم می کنم او بود. کی سال پیش از ما به از شده بود. فکر نمی کنم که در سفر ماجراجویانه مان خبر که ام جی یو (جی به معنای دولتی) دانشگاهی نخبگان است. آن در از در مسائل سیاسی پُرحرف و کم حرف کمبریج. فکر می کنم هر دو خصلت به این واقعیت بازمی گشت که آن ها از خانواده بانفوذ بودند. رایا را یکی از ساختم. که های شار روی ورق های بازی می و دیگران را می کرد تا در اعمال شرورانه، در آن اطراف، همراهش شوند. کاتیای را نیز یکی از ساختم. که را به ما می چسباند، اما رفتارش اصلا قابل تحمل نبود. که عقاید معصومانه و آسیب پذیر مذهبی اش می شد از تمامی اطرافیان و محیط پیرامونش جدا بماند. کنستانتینِ من هم است. که می خواند. بنابه دلایلی که هم نامعلوم او که به من کند و ظرف کمتر از یک ماه با صمیمیتی حیرت آور با من خودمانی شد. او افسر شاخه دفتر بود و باز این او بود که به من خبر داد آن های تصادفی، از پیش شده بودند. او می کرد اگر در فضاهای سربسته می حرف هایمان میکروفون های یا خبرچین ها سمع و به فقط در فضای باز و حین قدم زدن در با من حرف می زد. هم شد من روس ها را به بشناسم. پیش از ترک آن تا که با دوستم قدم می زدیم. اما حتی روی های غیرمحسوسی هم لکه ای در پرونده او گذاشت بعد از ما از و او از شد، که به دست پادویی در یک فروشگاه بود. بعدها، مثل از اتفاقاتی که در روی می داد و علتش هم نمی شد، از او اعاده حیثیت شد و در فانوری شغلی خود دست و پا کند (در سال 1956 علم به علمی ساختگی و متعلق به بورژواها در تقبیح بود). او انسان بود و تا سال ها با هم تماس داشتیم. به نظرم ده سال که در به این می که هیچ کدام از های این های نیستند، امیدوار با این کار شوم کسی به صرافت بازگشت و به نیفتاده و نخواهد از کم و کیف گفت ما باخبر شود. هم این تأثیر داشت. سال 1973، که بار به سفر شدم با کلی مشکلات او را کنم و شدم او مقامی بالا در اداره ای در گاسپلن، آژانس دولتی، دارد. ولی بود میلی مان را به و من هم زیاد نکردم. یکی دوماه پس از انتشار حق امتیاز از روی این اثر را خرید او و امریک پرس برگر، که سابقه همکاری درازمدت در زمره شجاع و سازان اند. کفش های قرمز، سیاه، قصه های هافمن، همگی که چهارچوب های ناتورالیسم را شکسته و وارد به تر و فانتزی تر شده بودند. اما جدیدترین او به نام چشم چران (بدون مشارکت پرس برگر) به شکلی بی رحمانه، فقط به این بهانه که ساز از منحرفانه سوء به وسیله بی توجهی گرفت. ولی فکر می کنم این هم بار به جمع های مطرح بازگشته است و بار به است. اما آن وضعیت ای او در وضعی بحرانی بود. به نظر اثر من ظرفیت را شدن به یک اثر نداشت، اما شدید و خوش بینی شوکه ام کرد. از طرفی فریب شکوه و جلال را خوردم که در آن قدم می زد. های ما به جای خود فیلم، بود که می طی به آن ها سربزنیم و هتل که می در آن ها کنیم. با پرس در اتریش می کرد. پس آیا با او در وین می گذاشتیم؟ در آن بود در بریستول می گذاشتیم یا ساچر؟ یا هم بود پلِس شوارزنبرگ را امتحان می کردیم؟ از طرف شک در پاریس خوش می گذشت شام در تور دارجن می شد قوه تخیل ما کار کند. در یک مقطع دش الک گینِس (که آن و چند ساله بود) نقش را ایفات کند (یعنی یک آدم بیست و چندساله بشود). بعد این نقش را به بدهیم. در خود با میلیون دلاری شرح است که چگونه با اتومبیل بنتلی فکسنی روبازش (که برایم تعریف بود مکانیک اش موتور آن را تقویت بود) با و قرارومدارهایمان به از شهر رفتیم. یک روز خیل سرد ماه فوریه بود. اگر خاطرم مانده باشد، عینک رانندگی زده بود و کلاه خلبانی سرش گذشاته بود. من نه، طبق معمول هم با به نفس و سرشار از انرژی آمد، در که من فقط بابت بنا بود در گفت بین آن دو شرکت از اضطراب می مُردم. که را و او به من صادقانه تر از چیزی بود که می پنداشتم و سخاوت او در آن بود. یکی از نکات جذاب من پاول، های بود. ولی روس که او می شناخت، آدم وغریب و مشتریان باله دیاگیلف در مونت کارلو بودند. آن آدم ها با روس های سرسختی که در من فرق می کردند. و آن ها ها و هتل ها می شد ناراحتی کنم. ای که این بود که دیالوگ های را به نحوی در می که بینندگان هم آن ها را درک کنند. این در حالتی بود که هم به این نکته برمی گشت که را نمی فهمید و هم در آن به لجاجت های را داشت. اساسی هم داشت: شهر را در می دادیم؟ های شهر در نقش و ما هم کوچک امیدی نداشتیم که بتوانیم آن نماها را در کنیم. در آن معمولا از داندی و هلسینکی که بیشترین را به دادن شهر می شد. و پرس در سیاه جادوگرانه و با از داخلی، به و غریب تر را بازآفرینی بودند: معبدی در کوه های هیمالیا. این کار هم از استودیوها و گلزارهای منطقه ساری بودند. یادم نمی آید چه شد وقتی با پرس در منزلش در تیرول او سفر به آن شهرهای دور را رد کرد. در عضو پرس کرد از های باز و کنیم. شد یک آدم بر ما را همراهی کند و هر که بود ها را های عوض کند. مثالی هم که دقیقاً پرس گفت این بود که آن شخص مثلا تابلو سنت را به دهد. به نظر من که شجاعانه و بانبوغی بود. به موازات های و در عین حال مسخره. در پرس نسخه را که شامل آن نیز می شد، اما به اعتقاد من این جایی بود که پروژه به طور مُرد؛ نبش سنت که نام دیگرش بود. که قرارداد من با منقضی شد، شخصا را برعهده گرفت. ای زا بورلی هیلز من فرستاد که در آن بود دو آدم روشنفکر درجه یک دارند روی کار می . بعد از آن هم هیچ از آن نشنیدم. فیلیپ وایزمن، کارگردان آمریکایی، ترغیبم کرد که را بازنویسی کنم. دو اول آن را هم نوشتم. خیالم بود که بیرونی هم روی نداریم. ولی سرِنوشتن سوم کار را رها کرد. در های ژانر فریبنده بود. تجربه دست وپنجه نرم با آن ها شد شعله دیرینه ام به شود (یا بگویم بار شد). سال 1952 که خدمتم در را مدت ها بود که محاصره یافته بود و هیچ گاه از زندانیان کنم یا حتی (برخلاف از شناسم که شده بودند) رادیوهای روس را سمع کنم. در عوض مدت ها بعد در راهی صلح از دانش ام بهره بردم. را که و یک هم راجع به روزمره در کردم. حتی یک دو بار هم کردم. در این کار نداشتم. تلاشم در این راه به یک شام افتضاح بود. شام را به افتخار ما در در سال 1956 برگزار بودند. در بود که یک بلورشناس فرانسوی مسافر نشسته ام و او هم از من خواست اش را برایش کنم. آن کلمه ام حسابی گرم بود و ای در این را که در وضعیتی مشابه نوشتم. من هم را مرتکب شدم. در طول مدتی که قطار سریع السیر تیر سرخ به مقصد و پس از آن که شدم تا به برگردم، کم کم مستی شب قبل از سرم پرید و اگرچه های آن خانم را از به (که این را هم از روی صلح و در راستای بین ملل بودم) اما اشتباهی آن ها را به نه روسی. در آن مرحله از مهمانی کسی من نشده بود. طبیعی است که علی رغم گفته های دوستانم، طی سالیان طولانی شهر نیز دستخوش تغییرات شده است. در شهر سازی های بسیار، چهره مناظر اطراف شهر را است. به لطف ریزان های نیمه ویرانه شهر به طور تخریب شده اند. لابی هتل ها که در توریست ها و ثروتمند و ارزآور به زنان خیابانی شیک و باکلاس و دختران تلفنی شده است. بعد هم که نوبت و پرسترویکا بود. آخرین بار که دیدن یکی از هایم، در سال 1988، به رفتم، چیزهایی را که می شنیدم و می دیدم باور نمی کردم. اما ای که آن را می شناختم، آن اما خشن و آن تنبل اما سخت کوش، به طور ناپدید شده است. یا من این طور فکر می کنم. به من می تماشای یکی از آثارم به بروم. نمایشی که ده سال است در فهرست نمایشیِ نمایش است. ولی این کار را به تأخیر می اندازم. دلیل اصلی این کار این است که دلم نمی حتی هم بفهمم این روزها، گفتاری من ضعیف شده است و از روزهایی که بودم، فاصله ام. بعد هم فکر نمی کنم آن شهر را بشناسم. یک آدم بر در ها می چرخد و را که می شناختم با ای که مدت ها قبل از تولد من بر روی آن ها عوض می کند، از اسم را (که به نام تورِسکایا نام است). آن مسکوی که سعی ام نماهایی از آن را در این به تصویر بکشم، از من و است و طور که همه می گویند هیچ وقت نمی به برگشت. این کار فقط در ها ممکن باشد. فرین، نویسنده، نویس و در سال 1933 در حومه به دنیا آمد. او تاکنون 11 بیش از 20 و اثر غیرداستانی خلق است. موفقیت و دمکراسی و ها و به سوی صبح او را در جرگه معدود نویسندگانی که در هر دو نویسندگی و نویسی چیره دست هستند. در دوره نظام، را فراگرفت و هم او را در بریتانیا می دانند. این طنزنویس در بین سال های 1966 تا 2006 به به 20 ادبی در بخش های و شده که این دهنده جایگاه ویژه او در است. از معروف جوایزی که به آنها شده می به سامرمست موام (1966) مرد حلبی ؛ لارنس اولیویه (1976) در بخش کمدی سال های خرها ؛ جوایز (1998)، ایونینگ استاندارد (1998)، تونی (2000) و نیویورک (2000) ؛ وایت بِرِد (2002) ها و قلم طلایی (2003) به یک عمر به کرد. با کیهان بهمنی در نشر با قیمت 23000 تومان شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مداحی روضه کوچه خودش اندازه صد سال حرفه با نوای سید مجید بنی فاطمه

مداحی روضه کوچه خودش اندازه صد سال حرفه با نوای سید مجید بنی فاطمه


مداحی صد سال با نوای سید مجید بنی فاطمه قابل دریافت است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
جایگاه ثابت دانشگاه فنی‌وحرفه‌ای یزد در مسابقات معتبر کشوری

جایگاه ثابت دانشگاه فنی‌وحرفه‌ای یزد در مسابقات معتبر کشوری


گروه اجتماعی- فنی و ای یزد از تیم‌های اعزامی این به مسابقات معتبر در زمینه بتن با توجه به کسب مقام‌های متعدد، خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
سارق حرفه ای محتویات خودرو به بن بست رسید

سارق حرفه ای محتویات خودرو به بن بست رسید


فرمانده گفت: ای خودرو شناسایی و دستگیر و 20 فقره سرقت از وی کشف شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
دعواهای نویسندگان مطرح با یکدیگر

دعواهای نویسندگان مطرح با یکدیگر


به ایران (ایبنا) به نقل از لیت هاب - شاهد نیستیم. ها مهربان تر از قبل شده اند، یا در توییتر حرف هایشان را می زنند. قانونی که در این این است که هر و باشد. پس از یک نقد بد نیست. به هر حال اگر در های و حتی جدید برایتان جالب در می توانید های 200 سال اخیر را بخوانید. و این یکی کمی از چرا که ای اما با به به نظر می رسد باشد. در سال 1947 در از از شد تا را در رده کند. او بود: 1.توماس او بود و که ندارد. 2.ویلیام 3.جان دوس پاسوس 4.ارنست همینگوی؛ او شجاعت و حرکت نمی کند. او از لغتی نمی کند که ممکن آن را با فرهنگ لغات چک کند تا ببیند درست به کار برده شده یا خیر. 5.جان اشتاین بک؛ امیدهای به او داشتم- را نمی دانم. وقتی اظهارات به گوش رسید، او اینطور داد: بیچاره. او واقعا فکر می کند احساسات از می آیند؟ او فکر می کند من ده دلاری را بلد نیستم. من همه را خوب بلدم. اما قدیمی تر، ساده تر و بهتری که هایی هستند که من می کنم. را خوانده اید؟ اما است. درک و وی.اس. درک در بین در سال 2008 به گفت: حرف می شود. او را با یک شعر با داد که این طور می شد: اند. مثل می میرم. را بخوانید. می که چیست: یک ناخوشایند. اما چه کار بود که به گاردین: سال ها این دو به طور در ها را نقد می کردند. در ای یک که در سال 2007 شد یک کرد و اثر را ستود. او را می که است اما با های اش رشد آن شده است. این را که در ای به بکند. و پس از نه بی بر در یک و به یکی از های کرد و تکه های آن را پست کرد. به گفت: اول به آن کرد. را به برد و به آن کرد. اما از آن یک چیز ساختند. به یک به کرد به اش نیست. و ژان این یکی از که نقد یک به یک اما نه زیر کتاب. در سال 1896 در نقد ها و ی او را و را یکی از آن کرد که را از کند. چند ماه بعد در که تحت نام کرد که با دارد. پس از آن او را به یک کرد که تیر هر به به خطا رفت. و این دو، که در به به رسید. در 1858 از جدا شد و از دهنش در رفت و گفت با الن ترنن، بازیگر نوجوان، دارد. در جواب، اجازه داد که یکی از دست پرورده هایش، ییتس، در واژه های خانگی متعلق به خود به کند. او نوشت: موفقیت رو به افول است. های او حتی توسط متوسط هم درک نشد. اشرافی را به خاطر حملات بی امانش از خود فراری داد و تحصیل ها و فرهیخته ها هم آنقدر نیستند که بخواهند مخاطبین را تشکیل بدهند. به علاوه در فقدان عاطفه احساس می شود که با درخشان طنزها هم قابل جبران نیست. و اسکات دوست-دشمن های تاریخ در سال 1925 ملاقات و زود با هم شدند. حتی به ویراستار بانفوذ، مکسول پرکینز، از کرد تا آغاز کار او سکوی پرشی باشد. اما سپاسگزار و زود کرد به بدگویی از فیتزجرالد. کارهای فخرفروشی می کرد و سابقش را مثل یک بزدل دست می انداخت. او را به یک پروانه در حال مرگ تشبیه می به یک موشک بدون راهنما که در یک سطح شیب دار با زمین برخورد می کند. ده سال پس از مرگ فیتزجرالد، نوشت: من او احترامی قائل نبودم، مگر استعداد داشتنی، طلایی و هدررفته اش. اگر خودبینی کمتر و تحصیلات بیشتری کمی بهتر می شد. و گور این از حسادت شکل گرفت. از عکس و یک خانواده دلخور شد که بود جوان ایالات متحده: گروهی از واردان به صحنه آماده اند تا از پس همه چیز بربیایند. مساله این که عضو این گروه نبود؛ در یک عکس بی ریخت. سه- چهارم صفحه اول را بود. به لحاظ معاشرتی این دو صمیمی بودند، اما از رفتار رنجیده بود و از اینکه نامش در آن در رده های پایین عصبانی بود. او نوشت: فرم هنر یک دروغ مبرم است؛ اما متناقض و معتبر. به که می توان روند آن را مشاهده کرد. گارسیا و بارگاس ماجرا از می شود که در جریان یک سفر عاشق یک مهماندار سوئدی می شود، را ترک می کند و به استکهلم می رود. همسر شوریده و ناراحت نزد شوهرش، مارکز، می رود. را ترغیب می کند که و با او برقرار می کند... سرانجام به زنش برمی گردد و را می کند. پس از آن هر دو نوبل می شوند اما با هم حرف نمی زنند. ولادیمیر و این سر پوشکین بود. در 1965 یک مجموعه چهار جلدی اثر روس، یوگنی آنگین، را ترجمه و می کند و دوستش در نقد آن را به باد انتقاد می گیرد. در نشریه می دهد: در دهه 1940 در طول دهه ام در آمریکا، او در بسیاری از موارد به من لطف آن هم نه فقط در امور مربوط به اش. من بابت ظرافتی که او در اجتناب از نقد های من نشان می دهد سپاسگزارم. ما گفت وگوهای مهیجی داشتیم و نامه های هم نوشتیم. کسی که شیفتگی ناامیدکننده ای به زبان روسی داشت. من سعی خودم را کردم که اشتباهات لفظی، گرامری و تفسیری اش را توضیح بدهم. هم دوباره جواب داد، البته با آرامش بیشتر. این این دو نبود. از های هم متنفر بود و با که رفته تر می شد، رقابت داشت. همچنین از نظر سیاسی در دو جناح مخالف بودند. و امیس، بریتانیایی در طول دوران ای خود خود دست و پا است. اما یکی از او، دیرینش، انگلیسی جایزه من بوکر بود که ریشه در طمع او داشت. در سال 1995 اطلاعات از ناشرش تقاضای 500 پیش پرداخت کرد. جاناتان کیپ به او پیشنهاد 300 را داد و به کارگزارش پت را اخراج کرد و اندرو را جایگزین او کرد. موفق شد 500 را او (گفته شده که او کار دندان پزشکی به این پول نیاز داشت). این بود که پت و شوهرش جولین نزدیک و به این از او دلگیر شد. به ابزرور گفت که در آن در شرایط بدی بود. او وسط ماجرای بود و پدرش را از دست داده بود. به شوکه شد و انتظار چیزی را نداشت. ظاهرا آن ها آشتی اند اما اختلاف شان یک دهه به طول انجامید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
تحقق اقتصاد مقاومتی مستلزم توجه به دانش روز است

تحقق اقتصاد مقاومتی مستلزم توجه به دانش روز است


گروه اجتماعی- فنی و گفت: اقتصاد مقاومتی باید دانش روز را در کنار نیاز جامعه مورد توجه قرار داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
رویدادهای ملی به پایتخت‌های کتاب منتقل شوند

رویدادهای ملی به پایتخت‌های کتاب منتقل شوند


در گفت وگو با رسانی با این که که در چند سال با از سوی معاونت و می تصورات و پیش فرض ها را باطل توضیح داد: ما در های فرهنگی- یک فرهنگی- در می و آن نیز در است؛ گویی بقیه یک جور برهوت است! در صورتی که می دانیم نیست و در سایر نقاط نیز می افتد. وی افزود: همین شده که و به از شود و در بگیرد. یکی از که این است که آن تا حد یک تا ما رفته در سطح ملی ها را و را در با هم تا های خود را کنند. داد: شده است که در که این امر به این که ما در به سر می lrm;برده وگرنه این را به شکل بالقوه اند؛ اما این ها آرام بالفعل می شود و ما آن را مشاهده می کنیم. بهشتی معتقد این توقع که با چند محدود، شرایطی کند که بتوان میوه های آن را چید، محصول ناآشنایی با جنس های است. وی افزود: به رسیدن های فرهنگی، مستلزم زمان است و می کنم اگر این مسیر طی مفهوم فرهنگی- حتی خود و اسلامی- آشکاتر شود. گمان می کنم زمینه بلوغ و به حاصل نشستن این دارد. داد: شهری که به معرفی می محل برپایی ملی و مرجعیت ملی کند، نه این که فقط این را مدالی به سینه یک شهر بزنیم؛ اما همچنان محلی درباره آن باشد. تا امروز احساس نکرده ام که را اند، نقش ملی ایفا بلکه در مقیاس های بومی خود کارهایی انجام اند. ملی شدن های این یکی از است که رخ دهد. و بایستی پا پیش بگذارد و رویدادهایی را که به شکل ملی می به منتقل کند. وی با این که این حرکت آرام جلو می رود، سؤالات آن شده و پاسخ می اظهار داشت: این در حال جاافتادن است. شاید در سال های کمی بدیع بود و تازگی و نمی دانستند چگونه پتانسیل های خود را نشان دهند. اما به نظر می رسد در ایران، هم در و اسلامی، برخورد با این پدیده در حال ای تر شدن است و هم در رویکردهای ای تر هستیم؛ اما صبور باشیم تا این نوع طرح های به برسند. مراسم پایانی و روستاها و عشایر دوست دار سه شنبه 8 اسفندماه با حضور مسئولان کشوری و فرهیختگان حوزه در سالن اجلاس سران خواهد شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
پادشاه باارزش‌ترین بازیکن لقب گرفت/ تیم لبران جیمز برنده جدال ستاره‌های NBA شد

پادشاه باارزش‌ترین بازیکن لقب گرفت/ تیم لبران جیمز برنده جدال ستاره‌های NBA شد


دیدار لیگ به سود تیم لبران جیمز به پایان رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
اکیپ فوریت های بهداشت محیط حرفه ای برای اولین بار در مهاباد راه اندازی شد

اکیپ فوریت های بهداشت محیط حرفه ای برای اولین بار در مهاباد راه اندازی شد


مسئول ای گفت :برای بار در مهاباد، اکیپ فوریت های حرفه ای همزمان با طرح سلامت نوروزی راه اندازی می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
دیوید بکهام در تبلیغ برند

دیوید بکهام در تبلیغ برند "اچ ان ام" + عکس


بازیکن و ای به آمریکا در تبلیع لباس مردانه "اچ ان ام" حضور یافتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : ورزشی
دستگیری سارقان اماکن خصوصی با 60 فقره سرقت در ساوجبلاغ

دستگیری سارقان اماکن خصوصی با 60 فقره سرقت در ساوجبلاغ


کرج- ایرنا- البرزگفت: با 60 فقره سرقت در شهرستان ساوجبلاغ این استان دستگیر شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ثبت‌نام دوره کاردانی دانشگاه علمی کاربردی تا 2 اسفند

ثبت‌نام دوره کاردانی دانشگاه علمی کاربردی تا 2 اسفند


مهلت فنی و کاربردی از روز گذشته آغاز شده و تا پایان روز چهارشنبه 2 اسفند‌ماه 1396 ادامه دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : علمی
برق دستبند بر دستان سارقان حرفه ای احشام

برق دستبند بر دستان سارقان حرفه ای احشام


فرمانده دشت گفت: 2 ای در غافلگیرانه پلیس در این شهرستان از شناسایی و دستگیر شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
ایجاد رشته های جدید فنی و حرفه ای در استان اردبیل

ایجاد رشته های جدید فنی و حرفه ای در استان اردبیل


مدیرکل فنی و ای گفت: با های این اداره کل در سال جاری امکان رشته های جدید آموزشی متناسب با نیاز این فراهم شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
رشته های جدید فنی و حرفه ای در استان اردبیل دایر شد

رشته های جدید فنی و حرفه ای در استان اردبیل دایر شد


- - فنی و ای گفت: با های این اداره کل در سال جاری امکان رشته های جدید آموزشی متناسب با نیاز این فراهم شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
حضور افزون بر چهارهزار سیستان و بلوچستانی در هشتمین مرحله آزمون هماهنگ مهارت

حضور افزون بر چهارهزار سیستان و بلوچستانی در هشتمین مرحله آزمون هماهنگ مهارت


- - کل فنی و ای و گفت: و 790 نفر در این /جمعه/ در هشتمین مرحله آزمون هماهنگ مهارت همزمان با سراسر کشور شرکت کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
درباره هدایت بسیار کم می‌دانیم / حرف زدن از هدایت صحه گذاشتن بر ایدئولوژی او نیست

درباره هدایت بسیار کم می‌دانیم / حرف زدن از هدایت صحه گذاشتن بر ایدئولوژی او نیست


به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)در این که روز پنجشنبه 26 بهمن 1396 برگزار شد، در به سیر تطور از به بوف کور گفت: هم مثل هر فرد در آرام با اندیشه های گوناگونی شد، دایره و خود را و با سبک های پیدا کرد. اما سه بر او که از و و و و به کامو و داستایوسکی. وی داد: اکثر ها را با نام بوف کور می شناسند، این در است که به سبک ناتورالیسم مثل چنگال ، اثر رئالیسم دارد، مثل و مدرنیستی به نام فردا که بعد از درد دل ملا قربانعلی اثر تک در است. این نام در را ای و گفت: بوف کور در شده است که ما بیش از حد روی وجه باشیم. در بوف کور کرد: در سال که در هنرهای تجسمی و مطرح شده تحصیل به فرانسه اعزام شد و به گواهی مصطفی فرزانه به دیدن نمایشگاه های می رفت و به تحت آن فضا گرفت. همه چیز را در بوف کور نکنیم در بخش از خود با بر بوف کور در گفت: با بوف کور، باب را تحولی در ما باز کرد و پس از او هیچ اثر در ما خلق نشد که حتی تنه به بوف کور بزند. این را هم نمی پذیرم که امروز همه چیز را در و بوف کور کند و به سبک های باشد. وی با را نیکو و افزود: آندره برتون بیانیه سورئالیسم، پس از انتشار بوف کور به فرانسوی در جولای سال 1953، در ای که منتشر کرد به تحسین و بوف کور را یک شاهکار دانست. این استاد وقایع سیاسی و بر های گفت: در انتقال می کرد. او سه سال پیش از انقلاب مشروطه به دنیا آمد و جوانی اش همزمان شد با به قدرت رسیدن رضاشاه. رد پای زمانه و ای که به می کرد را می در این کرد. وی داد: به تبع ای که در حال خود را می به شد که نیز شود. این از ای شده که این به است. من نمی چرا که را خود می فکر می هر نوع و در سپس به نقل قول از یکی از و شده که از این بود: از (تهوع گرایی) و شعر با وفق شود. به جای شمع و از برق و گفت وگو کند. حرف زدن صحه بر او در بخش از خود به بر به جای او و گفت: ما کم می و بر این را است. در از می می که ما با آرا و او این در است که های در نقد یک و از آن او بر نقد ندارد. او در ضمن اشاره به با ویژگی های نثر و فهم او در گفت: یکی از پژوهشگر شناسی در است. در عین با حساسیت فوق العاده یک نویس به عبارت های در عامیانه و در خلق های خود از آن در بوف کور از شبه فلسفی است. این تباین بیش از هر چیز نشانگر تسلط بر است و من کسانی را که می گویند او با ارجاع می دهم به که این خلق است. در کرد: متنوع به یک قوی نیستند و های او ساده و غیرتأمل دارند. اما در تأمل او به با مستحکمی هستیم. این به موضوع، سبکی متفاوت را برگزیده و به سبک که به کار بالاست. مثال او در های رئالیستی خود مثل از هرمی اما در بوف کور از دورانی چرا که راوی فردی روان پریش است و نمی به صورت منطقی را روایت کند. وی در پایان گفت: در رضا شاه شد، در شد و در جمهوری اسلامی هم شد ولی این راه به جایی نمی برد. مدیران فرهنگی بدهند این و را به ای علمی و نه براساس کلیشه های اغلب و شناختن یک به صحه بر او نیست. زاد: را از ای که بی فایده است در بخش دوم نشست، زاد بر و گفت: با وجود که به که ما را با و کرد دارم، بگویم که ما را از ای که نه و ما مفید نه خود هدایت. وی با مرور های و از آن بخش از و نامه های این به دوستش شهید نورایی کرد: ما به جای تمرکز بر مسائل سراغ هدایتی می رفتیم که شروع در فرنگ را می شناخت، آموختن سانسکریت به هند رفت و هم هم رمان، هم و هم نمایشنامه و مقاله. زاد گفت: ما بخش های مهمی از و و را نادیده گرفته ایم. در کوتاه خود ولع زیادی داشت، قصه جمع کرد، های گوناگون را آموخت ولی ما فقط به او پی بردیم چرا که از موتیف های مثل پیرمرد خنزر پنزری نمی از او بفهمیم. وی افزود: من معتقدم ما چنان را با افسانه ها پیچیده ایم که همه می او باشند. این در است که ما بیش از این حرف ها محتاج به تحقیق است که بخواهد همه چیز را وقف کند. ما به جای این که در اتاق خواب چه می کرده، می فهمیدیم پشت میز می چه می کرد. اگر را می را با نمی دانستند زاد با بر این نکته که عدم شناخت راه و روش اصلی او با بدبینی، خودکشی، ضدیت با دین و میهن گفت: در مسیر را پیش می اگر ما راه و روش را و احیانا تصحیح می کردیم. اگر روش مبارزه با دیکتاتوری را فارغ از او می کردیم، می و او را در کنار مینوی، ارانی، دهخدا، و فروغی بدهیم و به روشنفکریمان سر و صورتی ببخشیم. این داد: اگر بد و بیراه ها و دشنام های را در مبارزاتی او می و نه به و اگر او را انتخاب چنین ای بودیم، نمی دادیم که کسی مثل ناصر پور پیرار بیاید و بگوید به است و نه تحرک اجتماعی. درک سد راه شده است وی در بخش از خود گفت: اگر های را از نظر سبک، و با آن و به نقاط ضعف و قوت می پرداختیم، های ما تا این حد علاقه مند به مثل بوف کور نبودند. زاد داد: من بر هستم و آن را گمراه می دانم، چرا که نسل و کم ما که خارجی نمی داند و در می کند، نمی افق های متفاوتی را تجربه کند. برداشت غلطی که ما از ایم سد راه در شده و شده که های پر از وهم و خیال باشند. های قابل تلخیص از 200 صفحه به پنج سطر هستند، چرا که همه می بدون برخورداری از دانش عظیم او بنویسند. این برجسته با بر این و که بر کرد: منفی ای که بر ما از بر در خودشان است. در آلمان سابقه ای 300 الی 400 ساله و به یک تحت گوته، هسه، توماس مان و برشت گرفتند، نه یک شخص به خصوص. این در است که ما در یک باره با ای مثل شدیم که ورود غرب به کمر همت بست. وی افزود: همینگوی در شده و است که در جهان یکدیگر را می نه تکرار. در هر ای می ولی این طی هر ای خوانده و و پس از آن بایگانی شود. از این نظر یک استثناست که به یک نشده به است که همه با ولع را می خوانند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
روزگار عبث و تنهایی عرفانچی دلتنگ امریکا در کرانه نیل

روزگار عبث و تنهایی عرفانچی دلتنگ امریکا در کرانه نیل


خبرگزاری ایران(ایبنا)_مهدی فاتحی: پس از سال ها جدیدی از شود مبارکی در حوزه و کتابخوانی است. های غنی پیش از این در به چاپ بود اما و و با جای بحث های را باز می کند که قبل از این اش نشده بود. های غنی که در دهه شصت در شد و بود معذور. پر از های و بی یک در با مصر که در آخر هم ندانست چه کاره بود و چه می کرد که با بازنویسی اش دریچه به آن دوره و این متن باز است . اجازه بدهید گفت وگو را با کلی کنیم: چرا غنی و در این به در غنی و چه می که به از تا و های را دهه ٦٠ که (با نادرست ) شده بود خواندم. چند سال بعد در دفترچه و فراموشی با به آن و چند متن بحث چرا آدم روی می ولی نعمت سرشناس اما ای در ای نامعلوم. های و علم و غنی از نوع که به پشت باشد. و ای در دست که قصد ترک داشتند. گاه سال ها بعد می عمومی. تا سال پس از مرگ جرج در از چه بر های به از که سال شد در گفت به همه شما ، یا شور تان را و و به او تا هم درد نکشد و چرت وپرت نگوید و هم خبر درگذشتش در های محترم خواص پسند صبح شود، نه در جراید عصر. آدم های مودب در آستانه ناسزا و او را با مخدر تا خبر تاثرانگیز در عوام است تبسم به لب بیاورد. یا عتاب مرد بیمار به نوکرها و پرستارهایش را به بگذارند. اما شاه اش او به را در کپی کند در ای و از است جدی که اگر (چنان که اند) را به شاه داد غنی بود با غضب به می افتاد. دست کم اش را می و و و و را فقط به می ببیند. به ام آدم ها است و کمی از آن را در و کرد تا آدم ها کنند. پیش که را و با چون یک تکه است سبب شود کل حرف های قبل و بعد را هم نکند. اگر حذف شده ها را در اما روی هم که به طرز است می خورد. این ها از نیست. بر مهم نگذاشت. تاملات- درازی- یک شخص است در سلطنتی. اگر هم نمی به نمی آن حرف ها را نمی زد و آن را نمی کرد کم و نمی بود و بر کسی یا نداشت. جز بر که از به شد. در که از می از و می ولی او را می اما در تان از غنی از نثر و و اش می تا غلط های اش. های تان در متن به یک کل که از نظر از او جلوتر است آنقدر پر رنگ است که متن را می دانست. به نظرتان به یک منتقد کمی غنی بی رحمانه عمل نکردید؟ کمی رحم کند و های متعدد را در نظر رجاء واثق کمی بیرحمی این را بخشید. و ممنونم که دلگرمی می دهید. پس از سیمای نجیب یک آنارشیست چند نفر به سخت ام. حتی یک با یا دخترعمه او مصاحبه کرد و از آنهایی که اند فلان. اما اسم من و را حذف تا حق پاسخگویی نشود. که از به دست داده ام و است بر ها و او، برخلاف انشاهایی که (محمدعلی سپانلو و دیگران) از روی مضامین شعرها و رجزخوانی های منظومش بافته اند. حرف تان است که مرد افسرده ناموفق از و ام اما اضافه کنم او را نستوده ام، دلسوزی ام که نه اطلاع و نه مربی و نه کرد یاد بگیرد. غنی در این ها ٥٤ سال داشت، ٢٤ سال بیش از عمر کشته شد. در بیروت طب خواند، در مجلس شد، در علم النفس و در دانشگاه درس داد، به عضو به مقر اولیه ملل در اعزام شد، سفرها کرد، جاها دید و و انگلیسی و می دانست. پیداست خوب درمی آورد و خوب هم خرج می کرد. انباشت در این و مکان ها بیش از مرد بیست و چند گنجشک روزی بود که از همدان عده ای به کرمانشاه و استانبول رفت و به آمد مُردن. و اندی سال پس از مرگ و و نه فقط شعرش را و بعد از سال به غنی می کنیم. اصطلاح کل را به کار می که فکر و آدم ها را می و می کند. اما این ذهن من و این است که شما و و آدم های بیش از مان داریم. طور است اما نمی کل نمی و در طول است. را که سال پیش بود می اما مان است. کل و است به در نه این و نه این کیبورد. در به در با می که در به شده و همه را از بر بود- دل را که و و غیره. با کمک های اما است که را تا حدی غلط آن را قرص و و فرض کرد و زدن به و بود که می و در حال و رو به فروپاشی. پدر بمب در ای پاک کرده. که از های تن تن نه راز بود و نه فاش کرد. را چون اهل و به ما اند می و این ما را به حد جزء و پا اما کل و نه. غنی حتی اگر جرم و به بود به ندارد. کسی که بود به او کمک کند بود که یکی به کمک می کرد از بیاید. هشت به به می نویسد- و همه را در می چه ای- که چه بد کرد به او یاد نداد. را کپی نمی کند چون در چند سطر و کرد و تمام. در که از و به ای غنی ٣٠ بود و این سن شدن نیست. به کل تا بود و چه که از مصر به نمی نوشت. بحث عقل و است. اگر های به به نظر می رسد از این که ام این حرف که آدم های و بیش از می بی است. در ها و شما و تر از های و است. چه در این همه می های شده در های به و می ماند. که باز و یک گاه ده ها در و جنگ را فقط با یک در یا نسل کشی را با یک که از و و نمی داد. در بین ای اهل قلم و و یک یا از چند را می دهم به و و دادن. شرح و هر ای و آور و کم است. به های شده می کنم. بر این است و می دهد این به و هم دارد. پس متن مرا به می نه به اگر فرض به متن باشد. به بحر و های هم و به یک بال مگس در و است. آیا شما در به یا در این در و حال و این نمی هر روز با روز پیش کمی فرق و است شب پیش بر فکر شخص و حتی کل اثر بگذارد. بود در صبح ازل و شام ابد. در دست کم به های یک سال با دارد. و به بر کیفیت. در اش است چون فکر می کند سال های در کف دارد. پدر آن آدم به آن و کند. ای در Too young to live, too old to die. این یکی از خطر) است (در عامیانه: جان از می کند)، آن یکی از خطر مرگ) سالمند. در پیش از نقل ام نمی میرد. حتی نمی گذرد. ما از ها و های است. حتی آدم که ژن مثل نمی شوند. و فرد است با مو اما آن که در اگر بود با نوه اش که سال می کرد و این و و طرز فکر و سر و به می رسید. در بحث ام از در قرن های پیش است شود اما نه عینا مثل دفعه قبل. در دنیایی که پاچه شلوار بار گشاد می شود مثل گشادی دهه ١٩٦٠ هرچند و نوستالژی باشد، آدم ها بدیع و منحصر به فردند گرچه به فکر می و همه گیر دارند. سایه روی و عقایدمان به مرور است نه رنگ نبازد، که حتی سنگین تر شود. اما با نقب در نمی به و لباس کودکی و را نمی بار به تن کرد. به می هم که سخت دلبسته اند در فیلم و نمی توانند های ناخوشایند صد سال پیش را دقیقا تصویر کنند. به افراط در ناتورالیسم و سیاه نمایی و بیزاری از ریشه های می گذارد. مثال است. چند تا را جاهای ام. و نویسی معتقدید که روی می جان شان را به خطر می اندازند. از تا و اسداهلر علم و غنی هر یک به زعم شما به با این خطر مواجه شده اند. این ها جان بر سر آن گذاشتن به نظر شما این نوع مستندات از نگاری بیش از آدم های از پشت پرده خبر داشتند. از کوچکی که می کسی دست اول از درون تالارهای داشت. غالب که هم می توانستند بنویسند و هم می بمانند. که سواد و شهامت دلیلی فروتنی نمی دیدند. کاملا در حال و جزو نوادری است که می قلم را بگریاند. می کرد در فرنگ خانه و کسی در سطح او محقر و صبح تا شب حکمران راه بیفتد با نوکرهای دزد و پست او دمخور باشد. پدر علم اگر از بیرجند دل می کند در پایتخت می دست کم الوزرا شود. غنی اداره جاتی را تحقیر می کرد و را از معدود باسوادهای کاربلد می دید. افزون بر این، می گفت به می و این نیز بگذرد اما از پس بود فردایی. و غنی را سفله می و از چماق به دست های جیره خوار است. اما هم و هم عـلـم که بیشتر همدل با و نوکرهایش بود تا با و وکیل ها، می از این اگر صالح زمامدار بودند. از این رو می اعتراف و درددل و امانت به گوش در ای برسانند. کار بی خطری اما خودشان را بالاتر از سیستم می پنداشتند و وظیفه می حرف شان ثبت شود تا در پیشگاه خدا یا خلق یا یا آخرت یا یا دهند شایسته امتیازهای شان بودند. مانند قوام خصوصیت اول را و را برگزیده ذاتا می دید اما ارزشی قائل نبود. می که تقریبا اثر مکتوبش بیانیه پر هارت وپورت ٣٠ تیر است و یکی دو تحقیرآمیز به پهلوی این معنی که تو هیچی و است من حرف نزنی. لزومی و را یک طرف و که روی جلدشان شده طرف بگذاریم. آثار مکتوب را تک تک حسب کار سنجید نه با عنوانی کلی که مولف و ناشر روی می گذارند. در سال آن مطالب فراوانی شده و در بچگی و خاطراتی از بازنشسته های و در مجله های خواندنی ها و ترقی و سپیدوسیاه و بامشاد می خواندم. این متن به نظرم است از قلم شاهدی درگیر کشمکش بر سر جسد و طلاقنامه. این فقط با پیراستن متن از شاخ وبرگ و های نامرتبط، پدید از عبث و تنهایی یک عرفانچی دلتنگ در کرانه نیل. این ها می دهد غنی با جان و دل ماموریتش نمی یا نمی تواند. نه از و خبری هست و نه مذاکرات و آنچنانی رسیدن به مقصود. عجز و و التماس مداوم. آیا شاه شخص اشتباهی را بود یا و در منطقه در حد بود و نداشت؟ تلاشش را در حدود پروتکل و آداب و آیین کرد اما از مشکل حل شدنی نبود. یک هم که زور بزند و متوسل به و شود برچسب عنصر نامطلوب می و خواهش می زحمت را کم کند. خانمی پس از پنج سال در کشوری گذاشته رفته. غنی حکم جلب او را تحت الحفظ به برگرداند؟ نه شاه او را می و نه او تحمل و شاه و اش را داشت. بحث سر مرصع و ها و جواهرات و مومیایی عالی مقام بود. خان یا قبیله که باشی و آدم ها سرپیچی نداشته باشند وضع فرق می کند اما در دعواهای خانوادگی و جدایی که تان پیش می آید حرف تان چقدر بـُرد دو و یک پسر را به نظر طبق مصالح سلطنت داد. پایش را که از گذاشت همه از هم پاشید. شاه به ناتنی اش گفت شوهر اما او گوش نداد. حرف فاطمه این بود جنتلمن که در می کند و روی پای ایستاده از پسر فراش سوییس که می و می خوابد و یک پای دسیسه های درباری هاست. شاه زورش حتی به نمی رسید. علم می شاه به او گفت به بگو این پسره جهانبانی را به سعدآباد نیاورد و به گارد بگو ندهند. فکر علم را از بین سطور می خواند: که از هیپی و لشوش و حشیش است حریف بچه اش نمی شود به من می گوید به نگهبان دستور آدم ناجور در در را باز تا والاحضرت وسط کوچه زعفرانیه بایستد جیغ بکشد و همسایه ها بریزند که در کاخ چه خبر است. یک خارجی به سلطان چه می بگوید؟ برنگشتن نبود. نه جواهرنشان و را که تدفین موقت (در گور سنگی، نه خاکسپاری) از به فرستادند کشید، که حتی پیکر او را در دریافت گروگان گرفت. می کرد با گذشت شش سال فضای ضد آرام شده و با جنگ می جنازه را تشییع رسمی کند. شاه غنی نبود. در خوش خیالی اش بود که اشیایی چند کیلو طلا و نقره و الماس و عقیق و یاقوت و زمرّد و مروارید داد بردند تا در عزای پدر جلو و ملت و همسر و کشورش آبرو بخرد. موقعی متوجه شد با چه جور آدم طرف است که به غنی سالروز تولد قالی نفیس تبریز اما گفت چون علیاحضرت نمی کند دارد. غنی از شنیدن این حرف آتش می گیرد و ناسزاهای تند در یادداشتش ردیف می کند. شاه دو انگشتر گرانبهای اهدایی او و پدرش هم بود. کدام زن عاقلی چیزهایی را پس می دهد؟ دو سال بعد در با به گریس کلی جواهراتی درجه یک داد. بازیگر زیبا و پیشنهادش را پس از چند رد کرد و اند به دوستانش گفت پس هدایای یک کار بی ادبانه ای است- رندان بود بیفزایند خصوصا اگر از جواهرفروشی تیفانی در خریده شده باشد. در ها بحث عربستان و سفر حج ایرانیان هم می شود که و با مصر هم که ظاهرا حل نبود. حضور غنی با که از لای به دست می آید حل این مسائل از قحط الرجال در او همه بود که در چنته داشتیم؟ کسی که در طول عمرش پست های و پست های بزرگی را هم نپذیرفت. غنی بود و پست کم نداشت. در خواستگاری و با جزو همراهان ولیعهد و در فرهنگ اسلامی و بود. ملک درخواست کرد که تالیف به کتابخانه کاخ بدهد. آن دوروبرها تا این حد و آشنا در سطحی داشت. نداریم و بر های تحویلش می گرفتند. پیش تر در ملل که راه می جزو بود و پس از شاه او را به آنکارا فرستاد. شاه مهم بود در چشم غرب همتراز ترکیه جلوه کند که چند سال بعد ب ه ناتو پیوست. از او می پرسند در واشنگتن کم نبود. با که از لای به دست می آید ، بود یا نبود، فرستادنش به کم اثر و حتی بی اثر بود. قبلی، جم، هم از پس با یک مشت پاشا که دخالت در امور مصر نداشتند آمد. شاه از پیه ماساژ استفاده کرد. در یکی دو ساعت با مصر در روشن شد در فقط جنازه، بی جواهر. که خود اید چه جوابی دارید: و انشای ادیبی که مدعی دیوان بود چرا تا این حد پرخطا و ناهموار کسی که در و انشا نمره نمی گرفت. نثر ناصرالدین شاه که اهل و باسوادترین بود جاهایی لنگ می زند. در قطور های اعتمادالسلطنه، ایرج افشار تا دل تان بخواهد افزوده است کلمات انطباعات قاجار (امسال به جای امثال، حرس به جای حرص، تحدید به جای تهدید، مقنی به جای مغنی، نفوض به جای نفوذ و دیگر). شاه مهر٥٧ به پسرش در بخواطر زلزله طبس جشنهای ٤ و ٩ آبان نمی شود. علم در می در فرصتی مقنعه و صخره و مخدّر را به دهد. اردشیر زاهدی زیر که از ماموریتی عذر بود این حاضر به مسافرت نمایید. و چهار بار ثب به جای سبّ در حکم اعدام سال ٥٩ را جای ام. زبان مقدم بر خط است و به نظر من تا منظور را بفهمد و سوء تفاهمی پیش نیاید چندان مهمی نیست. آن آدم ها در ثبت شده چون مشهورند وگرنه غلط و فراوان بود و هست. در شبکه های و نادر نیست: توجیح ، ترجیه غورباقه ، اصطحکاک ، کجدار و مریض ، شاغول ، ماشینه خالمینا (ماشین خاله ام اینا) . از قبیل هویت که بازداشت شده بود را تایید و می خواستم را ام همه جا شده. در از کسی که طبق اصول بپرسند: را از روی خودآموز ٥٠ سال پیش یاد اید؟ من هم گاه با شابدولظیم، زرج و علی السکینه تفریح می کنم. مهم این است که فرد گوش به زنگ و به مشاور و ادیتور و مصحح و کند. سال ٦٠ می کردیم که شاملو در آن بود . یکی از حاضران که حقوق خوانده داد در این متن، است. طفلک شاعر کمی دستپاچه شد اما پنج شش نفر هم (دورمانده، جدا افتاده) اما به احتمال (سفیه، کم عقل) نه. همه چیز همگان دانند. کلمه ای یونانی که در اسطوخودوس یا اسطخدوس ضبط شده راحت اسقودوس می شود و به (آستر) می گویند بتونه. همه می فهمیم، چه اهمیتی نوکر قاموس لغت که نیستیم. در با صافکار بگویی کاری، می زند زیر خنده. مثل آمیز قلمدونی که به حوض حابض. ماکارانی احتمالا در تلویزیون وطنی شنیده اید و در لیست غذاهای رستوران سطح ترخان ام. محکم کاری نگرانند انگ بی سوادی بخورند. دبیر کسی بود، در شهر اسمی و بعضی از شعر و مقاله می اما از یک در ده محصل ها و یک دانشجوها در چاپ می شد. مدیرمعلم در نشریه و خیابان و صف نانوایی گم است اما تعداد افراد سرگرم پست و و استوری سر به فلک می زند. تولید انبوه همه چیز از متن. هوا می شود که مشابه اگر هم روی می آمد کسی نمی دید، تا چه رسد در ثانیه به نظر صدها نفر برسد. در چهل میلیون آدم که شب و روز آی فون و آی پد می سالی چهل تا غلط از نظر آماری یعنی صفر. از هدف هایم در بازپروری این متن بود که نوشتاری آدم ها را نکنیم. کوشیده ام با قلم انداز و بی چرکنویس ـ پاکنویس یک جا املاانشایی ترها را پای نظام آموزش بگذاریم. اگر موفق تر عمل کند وضع تا حدی می شود. درهرحال این هم از دموکراسی است که هرکس با بضاعت مختصرش حق حرف زدن و (اشتباه جمهور پرسروصدای به تایپی اش شده اما های یک معاصر نه) . نگرانی اگر از بابت عنعنات است ضمانت کتبی می دهم سال زبانی که این نواحی به کار می بود. و اما بحث شیرین بازی. ظریفی این گفت به پرت می کند و بی اعتنا به می دهد. در این گفت وگو نپراکنم و فقط کنم خود آن تفنن که تبدیل به مشغله و شغل و جایگاه شده از اول پروپای نداشت. در این باره ١٠ سال پیش نوشتم که در سایت هست. باری، در _ غنی دست کم یک نکته مهم سراغ که بماند مطلبی مستقل پیرامون آن بیزنس سرگرمی. چه کارهایی در دست کتابت دارید، چه در دست و چه در مجوز؟ در که مجوز نرفته، در فکر تنظیم ام که در ١٠ سال در اینترنت هوا ام. را خوانندگان تر می خوانند اما های بالقوه ای اهل و مانیتور نیستند و و توالی سنجیده به یک مطلب کلیت معنایی پیوسته ای می بخشد ورای تک تک آنها. آدم ها نمی هر روز با روز پیش کمی فرق و است شب پیش بر فکر شخص و حتی کل اثر بگذارد. بود در صبح ازل و شام ابد. در دست کم به های یک سال با و به بر کیفیت. در اش است چون فکر می کند سال های در کف دارد. پدر آن آدم به آن و کند. ای در Too young to live, too old to die. این یکی از خطر) است (در عامیانه: جان از می کند)، آن یکی از خطر مرگ) سالمند. منبع: اعتماد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
پلمپ 2 کارگاه شیرینی پزی در نیشابور

پلمپ 2 کارگاه شیرینی پزی در نیشابور


مدیر و علوم پزشکی نیشابور از پلمپ دو کارگاه شیرینی پزی خبر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
سارق حرفه‌ای اماکن دولتی هنگام سرقت به دام افتاد

سارق حرفه‌ای اماکن دولتی هنگام سرقت به دام افتاد


فرمانده جام گفت:سارق شیر آلات یکی از اماکن عمومی شهرستان جام شناسایی و دستگیر شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
فرار کیف قاپ های حرفه ای در آبادان

فرار کیف قاپ های حرفه ای در آبادان


دو کیف قاپ ای در دستگیر شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
تحلیل فیلم «باباجون» نخستین فیلم فارسی‌زبان سینمای رژیم صهیونیستی از منظر جنگ رسانه‌ای

تحلیل فیلم «باباجون» نخستین فیلم فارسی‌زبان سینمای رژیم صهیونیستی از منظر جنگ رسانه‌ای


طبق جامع جنگ ای، & به کارگیری ها به جهت بر احساس و ادراک و مسئولان ی مدنظر خویش از خود و ی به وسیله ی و و و خط مشی و های و با هدف بر و در چارچوب نظام ارزشی و هنجاری حق یا باطل& را جنگ ای گویند.[1] در ای بین دو ی و ی استکبار، سینما به یکی از های می نماید. در طول سال های بعد از های از سوی دو ی این شده است. از این را می به در ی جنگ ای و از این داد. یکی از این & باباجون& ، شده در سال 2015، به است که به خاطر ماهیت آن، از دیدگاه جنگ ای قابل و است. لذا این به دنبال & باباجون& از جنگ ای است. آشنایی با & باباجون& 1- فیلم & جون& که به و در برخی شده یک ی را به می کشد که سال ها پیش از و در ای می کنند. پدر این که تند و خشن به شدت می کند تا & موتی& تک و ی که است را اما پسر به این راه ای ندارد. & باباجون& نام که می نوه اش نیز ترش ی راه او باشد. در است تا از و پدر به پسر شود. که به و فردی خوش پوش، جذاب، و خوش بعد از سال ها به دیدار و از عدم ی به شغل شان می کند. به نسل درواقع دو در پیش روی خود می بیند: ای ی پدرش که علی رغم میل باطنی اش راه را یا ای ی عمویش که راه را گذاشته… در انتهای در لانه را باز می کند و ها را فراری می دهد. با عصبانیت یک به پدر می دهد و از او می تا فرزندش را تربیت کند! پدر را نزد می رود اما زانو زده و در حالی که اشک در حلقه زده، از عذرخواهی و به شکست خود اعتراف می کند. 2- نویسنده و & جون& اثر داستانی یووال است که پیش ازاین تجربه یک مستند را در کارنامه دارد. این 43 ساله اظهار که را بر تجربیات خود زمانی که در کودکی به نوشته است. او دراین باره می گوید: & راستش را بخواهید، پسری که در & باباجون& می بینید هستم، این من خواستم که در به هم را ساختم. من بود و بر این شکل گرفت.& [2] او در اش پس از که بن شکل این است به می گوید: & پدر و در و قبل از 57 به کردند. بعد از 57 به کردند. و پدر من یک سال قبل از 57 باز به سفر کردند.& [3] 3- & جون& دو ی دارد: Metro & کامینیکیشن& یک در (تل آویو) است و با & فیلمز& دارد. این در ی ی و و در سال 1999 ی و خود را می کند. [4] United King Films این که به دو با نام و به یک کسب در و و ی -از های دی وی دی، و طیف ای از در می شود. این ی و در است.[5] 4- فیلم[6]، & باباجون& با زیر شده است: و (Israel of Culture and Sport) (The Israel Film Council) های هنری-سینمایی (The for the Arts – Cinema Project) (Leon Foundation) چند & گاشر& (Gesher Film Fund) (United King Films) (Y S Family Foundation) (Ima Foundation) (Israel Fund for Film Production) 5- از و نقش پدر از به است. او این به می گوید: & را که چند بار اشک از شده. او شده بود و می گفت این من است.[7] دو مشهور & دیان& و & نگهبان& هستند که هر دو در & ثریا& نقش بازی اند. است که در سال 2008 شد تا از یک زن به سوژه ای علیه مجازات کند. تبار این که ازجمله کارهای اخیر وی & آمریکن اسنایپر& (تیرانداز آمریکائی& ، کلینت ایستوود، & دِ استونینگ آو اِم& (سنگسار ثریا)، سیروس نو راسته، و & هوملند& (زادگاه)، مانند & ابونظیر& (یکی از فرماندهان تروریست های القاعده)، & اِمی& ، می باشد. او در های & دِ منتالیست& ، & 24& ، & لاو اند اوردر& ، & سی اس آی& ، و ها، نقش میهمان را به عهده است. 6- جوایز درمجموع نامزد 4 و ی 5 از دو ی شده است[8]: این به بخش غیر 2017 شد که این ی های و جلب به آن دارد. و این به بخش غیر 2017 شد که این ی های و جلب به آن دارد. در قسمت و تحلیل، نکات ی در گوناگون آن شده است تا جایگاه این اثر از جنگ ای تبیین گردد. ادعای می به که هم گرفتن نام و در او می کند آگاه اما & باباجون& را اثری به شمار می آورد.[9] او می گوید: & گرفتم این را بسازم به گفتم که می سازم، را نساختم، با کسی رقابتی ندارم؛ این را ساختم. شنیدم که است از طرف در کنم خیلی خوشحال شدم، چون می دانستم این باعث اکران در از می شود و عده بیشتری می این را تماشا و با من آشنا شوند؛ این ای است که کردم.& [10] نیز به تارنمای وای. نت است با این مخالف است؛ این ادعا که & اسرائیل& بوده، یا اینکه & امسال شده& او را ناخشنود می کند زیرا شائبه را القاء می کند. به این برچسب زدن ها به روح پاک و بشردوستانه آن لطمه می زند.[11] علی رغم اظهارنظر سازان این چنینی که مدعی و بودن آثارشان هستند، نهادهای از به صراحت می که اختصاص بودجه ی بلاعوض این نمی بدون هدف آن باشد. چنان که خود ساز است: & در هست که از سینماگران می کند و کمک های مالی در اختیار آن ها می دهد. سناریوی را یکی از این ها فرستادم و آن ها نیمی از لازم را در اختیارم گذاشتند، نیم با کمک در لس آنجلس تأمین شد.& [12] به فهرست و و… -که در بخش های قبلی این ذکر شد- به خوبی می دهد که این اثر نه صرفاً بلکه یک هدفمند و برنامه ریزی شده است. به تناسب طور که در جنگ ای ذکر شد، یکی از مهم کارکردهای جنگ ای، & از خود و دیگران& در قلب و ذهن است. بنابراین به سؤال در پرسید که این سازندگان و این درصددند از ی نسل آتی یک ی چه تصویری در نگاه و خارجی دهند؟ چند دسته است که به تناظر هر دسته، اهدافی را می در نظر گرفت: مقیم غیر کشور و سایر جهان 1٫ بر تخمین ها بیش از 350 هزار در می که عمدتاً در سال های پیش از و یا در آستانه اند.[13] این است که نسل را به تبعیت از سنت ها و سبک پیش از اجبار کرد؛ به صریح تر نسل نسل های قبل از خود، دل بستگی ای به گذشته و دنیای جدید خود را بسازد. این جدال دو نسل یا به دقیق تر دو طرز فکر است و اگرچه نام & باباجون& -پدربزرگ موتی- به نسل قدیم حامی سنت است اما طبق و تصریح خود کارگردان، قهرمان پسر گریزان از سنت های است. در این درحالی که تمامی نسل اول و دوم یعنی پدربزرگ، پدر، مادر، عمو و همسایه ها به سخن می و به نوه ی خود شعر & دلم می خواد به اصفهان برگردم…& را یاد تنها که نسل ی است به صحبت می کند که این نیز می دهد که نسل های آتی تمایلی به حفظ پدری خود ندارند و را خود بدانند. با به اجتماعی ساکنین و شناخت & بحران هویت& در این منطقه می پنهان تر را بهتر درک کرد. به های و معکوس، دو جدی و برانگیز مسئولین است. عامل در اهمیت مهاجرین، ها در مقابل فلسطینی هاست. یکی از که با آن ناکامی در تکمیل فرآیند دولت- ملت بقا است. در پایان سال 2017 فلسطینیان در های در عدد 6٫3 میلیون با کل برابر می شود. [14] طبق آمار منتشرشده از سوی آژانس صهیونیستی، به های در سال 2016 با کاهش است. غلبه بر این چالش، جذب و را است. این به های اشغالی، ویژه ای مهاجران و مشمولان از دولتی در نظر است. به طور مثال، مهاجرین تا دو سال می از حقوق و مزایای شهروندی بهره مند شده و از پرداخت های معیشتی، سکونتی، آموزشی و… معاف خواهند بود. این خانه جذب مهاجر اقدام به صندوقی (Absorption Basket) است و امکانات اقامتی، آموزش و … را انجام می دهد.[15] از های این & مقبولیت& است. در نظرسنجی & دموکراسی اسرائیل& از جامعه در خصوص کلی پرسیده شده است که نتایج جالبی به دست است. های سنی جوان، سال و 55 سال به بالا، به میزان مشترکی از وضع کنونی وجود اما هر چه به سنی پایین تر نزدیک می شویم، متوسط از شرایط، چشم می یابد. این امر می ی عدم اطمینان یا عدم ثبات جوانان باشد.(جدول زیر) [16]
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir