بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب خود،



فیلم/ امام موسی‌صدر: اسلام راه صحیح زندگی را نشان داده است

فیلم/ امام موسی‌صدر: اسلام راه صحیح زندگی را نشان داده است


گروه ــ از متن به دکتر صادق طباطبایی را می‌شنوید. این صوت شب عزیمت او به آلمان برای تحصیل، روی نوار ضبط و همراه او شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
برنامه دشمن تصویرسازی غلط از ایران است/ در این جنگ پیروزخواهیم شد

برنامه دشمن تصویرسازی غلط از ایران است/ در این جنگ پیروزخواهیم شد


به به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رهبری، ​حضرت آیت ای صبح (چهارشنبه) در با بیش از دو نفر از و و در سراسر را و از و با به نقش و در و جلو بشری، متقابل، دو و جدی تر و نظام، هوشمندانه و از و ملی و در را و کردند: غلط و و ناامید از کار است اما به فضل در است. در با را و و با به از گفتند: این مطالب متین و متقن و کاملاً تأیید بنده بود و محترم با جدیت را پیگیری کنند. آیت ای با به ملی و فراملی از زوایای افزودند: نخبه، از یک و از و و ضمن با از و از شود. کردند: از و با و پای کار در بخش های از و به و و شود. با به در گفتند: و از و توانایی های موجب علم در و در نتیجه رسیدن به موضع عزت و اقتدار و پذیری ها شد. آیت ای کردند: اگر از کنیم، تهدید دشمنانِ تمدنی و و ما دائمی نخواهد بود و یافت. یکی ازعرصه های را ایفای نقش در شکستن جهانیِ و افزودند: در قرون اخیر، سهم ما در جلو کم بوده است و با از بالای اکتشاف و را دهیم. آیت ای گفتند: با مطالعه تاریخ، از تلخ 200 ساله قبل از که به بی به استعدادها و دچار عقب ماندگی شد، مطلع شوند و قدر کنونی را بدانند. با بر در قاجار و یکی از عقب مانده ترین از روز بود، افزودند: در حالی که یک سهم ما در علم در یک دهم بود اما سهم در علم در به دو است که به این حد نیز بود. به یک از بی به علم و در و گفتند: از در سال 1313 تا سال 1357 که چهل و سال می کل 150 نفر بود اما که چهل سال از می بیش از نفر است. آیت ای با بر دو و دو را به می کردند: علت عقب و و در آن بی و بی بود که در ملت می و به فکر اما در تا کمر خم می شدند. کردند: همه ما به از آن تلخ و و باشیم. سپس چند در کردند. دو و بود که در این گفتند: از یک طرف جدی تر به با و و رفع کار و از طرف نیز همه های خود را در دهند. آیت ای خوب و و پیش را یک و و کردند: این هر در طمع و است تا ضمن از این خود می علم و های و نیز کند. حذف را یکی از این از چنگ و با به ای گفتند: بر حذف و یا به ، از این و و باشند. آیت ای، راه با های را ملی و در و کردند: ما به و و خود کند. کردند: یکی از های دشمن، آرمان و است که همه و متوجه این تهاجم باشند. یکی از های به غافل نشدن از مسئولیتهای خود در و مهم بود. آیت ای گفتند: در فضای تخصصی خود غرق شود و به جامعه همچون استقلال، عدالت، و های اجتماعی باشد. به کردند: اگر شما را در زیر عدالتخواهی و استقلال و ملی دهید، ارزش آن بیشتر بود. آیت ای با به جنگ اقتصادی، و امنیتی علیه افزودند: یک نمی تواند به این جنگ بی باشد. با تشبیه جنگ و ای شدید به جنگ افزودند: ما مانند اوایل دفاع مقدس، اندک است اما همانگونه که در آن نبرد شدیم، به فضل در این جنگ هم بدون تردید خواهیم شد. غلط را کار اغوای افکار عمومی و و کردند: ما در این رویارویی سنگین، وظیفه خود را و سرافرازی دهد. آیت ای در جمع بندی این بخش از این کار را کردند: زیر عدالتخواهی، انحصارشکنی، ستم ستیزی و حساسیت و رسیدگی به و . در چند ضمن تشکر از زحمات بنیاد، کار و شبانه روزی را به آن مؤکد و افزودند: در شناسایی، جذب، هدایت، ساماندهی، شنیدن سخن و درمان دردهای شب و روز نشناسید. از روزمرگی همراه با ابتکار دائم و نوسازی روشها در بخشی که هدایت را در برعهده ، دقیق و فعالیتهای بخش ، از نمایندگی رهبری در ، از شرکتهای و تنزل نیافتن ضوابط این شرکتها از های به بود. از در چیدمان را مهم و افزودند: ممکن است تجربه اول را اما سطح حتماً به نیاز دارد. آیت ای در بخش از با رد تصوری که را در نمی داند، کردند: در دهه اخیر در صنایع مهم نقش اول اند. هوا فضا ، زیستی ، سدسازی ، دفاعی ، ای در ابعاد گوناگون آن ، سلولهای بنیادی ، و ساخت داروهای نو ترکیب را از ها و صنایعی که در شکل و نقش ارزنده ای اند. در عین حال افزودند: البته در کار نقص های زیادی که رفع شود و نیز از را کردند. آیت ای را به اهتمام به در همه فراخواندند و افزودند: متقابل و پر منفعت با جدی تر گرفته شود. در همین کردند: با گسترش با و شناسایی به گونه ای عمل کنید که از کشورها، هر دانشجویی یک حامی از بخش خصوصی یا دولتی باشد. به روزرسانی نقشه جامع پس از 9 سال از آن و جدید در این نقشه، به بود. آیت ای با بر با کشورهایی که در رشد جهشی دارند ، افزودند: اینگونه در آسیا هستند، نگاهمان به شرق نه به غرب، ضمن نگاه به غرب و اروپا جز معطل ماندن، منت کشیدن و کوچک شدن فایده ای ندارد. با بر با شناخت و اولویتها، از اقدام گروههای و صاحبنظران از بسیجی در نوشتن به و راه حل ابراز مسرت و افزودند: نمی دانیم چقدر به این راه حلها عمل می کند اما مسئولیت و و خوشفکر در خرسند است. آیت ای در بار به پرحجم از و افزودند: نوسانات ارزی و معیشتی اما در مجموع به کوری چشم دشمنان، عکس است که بیگانگان طلب از می کنند. پیش از اسلامی، ستاری معاون و رئیس جمهور و غلامی وزیر علوم، تحقیقات و هایی از شرایط و کردند. 11 تن از و به دغدغه و خود در پژوهشی، و پرداختند. آقایان: - زمانیان، مؤسس شرکت در سندهای - سید ابوالفضل میررضی، ادبیات - اسماعیلی شایان، دکترای انرژی های تجدید پذیر - احمد آبنیکی، کامپیوتر صنعتی شریف - امین بخشی، پسادکترا و عضور ملی - علی نظامی، فیزیک و خانم ها: - الهام حیدری، برگزیده کاظمی آشتیانی - سارا محمدی، نفر مسابقات ریاضی و شناسی - منصوره نادری پور، برنده ملی - نکو پناهی، طلایی شیمی و زینب اکبری، و آموزی این نکات و محورها را دادند: - حضور در تصمیم و - و عالمانه در تربیت غیررسمی - از صوری و برخورد دستوری با مقوله در - اهمیت به در آموزش و پرورش و هموار - ها و های در نیازهای و بهتر شدن زندگی - به این که درآمد ملی و اشتغال نیازمند رونق و وری است - از کمبود بودجه اجرای پروژه های تحقیقاتی و پژوهشی - مراکز درمانی در حاشیه شهرها - از نکردن از های مجازی حل - از و از کم توجهی ای در فارسی. در این دیدار، نماز ظهر و عصر به امامت اقامه شد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
بحران امروز ریاضیات، کم‌اهمیت‌تر از بحران آب نیست!

بحران امروز ریاضیات، کم‌اهمیت‌تر از بحران آب نیست!


به گزارش تقریب به نقل از زهرا در را بر که از در ها می مهم کرد و بر همسویی و کرد و افزود: به هر دلیلی، به نظر من راه را رفته و راه را و در یک تلاقی که هر دو به به یاد هم افتاده اند. "آموزش در مدارس" بر ها این به از علل شدن در از جمله و بی مبنا در یادگیری، پی در پیِ ها و چگونگی جذب، و نگهداری و از های کرد و گفت: ما در به ریاضی- را ایم و این کاهش، به ها هم فشار و شده که در به شدت یابد. این از چند سال پیش، در های شهرستان های کوچکتر شد و به تدریج، های تهران نیز وقوع این اتفاق بود. با این از های که از می به تدریج شده یا و تر شد. با این را گفت: اول را از به های تلویزیونی می کند و این های برتر در تلویزیون می ما فلان را خواندیم که توانستیم اول را کسب کنیم! وهن رسمی می می دانیم که این ادعا، عمومیت ندارد! است که نظام به این وضعیت، واکنش نشان دهد و به فکر چاره جدی در سطح کلان باشد. اگر که کمک در آنگاه وظیفه، و عملکرد زیر می رود که به نظر من، این شبهه، در حق جفاست. و با که به همت و مند که را می به امر ما است. اما این نوع در است و را به و به خطر می اندازد. با به و این در سطح و ها، این حجم را ای که و را به و به آن شود. وی داد: همه را به دو و تجربی انداخته ایم و را ساده فرض ایم. به نظر من، این که می به کنکور- به عالی- در پایان 12 سال ای، به اجبار به اول ابتدایی هم منطقی و و دفاع نیست. اینها ای است که به شده و عظیمی به است. وگرنه، در به از های کرد، سوم یا بر خلاف ماهیتی رقابتی دارد. نام این در کشور ما، است و ممکن است در هر کشوری، نام باشد. از نظر من، به معنای آزمونی قوی ترین جهت به است و اگر به درستی مشکلی ندارد. اتفاقاً، می عدالت را همه آموزان- اعم از برخوردار و غیربرخوردار- برقرار می به همه دهد تا از یک و اگر به و هم دسترسی نداشته باشند، با خواندن و یادگرفتن به بپردازند و های خود در ها شوند. اما نکته مهم این است که در گذشته های دور و نزدیک، های به ای بودند که متن قوی و می توانستند از خودخوانی، درس ها را یاد بگیرند. اگر نگویم همه ، حداقل می توانم مستند بگویم که اکثر های نیز از های و هست و که اگر ها را خوب یاد و ها و تمرین های ها را در می رود. ولی در حال های بر متن و این را و به روی اند. پی هم جنگ و کمک ها شده که در حد و و ها را اند! های کمک و آن بر گفت: از ای که چشم باز می که از های و و ما را می به می و در از می یابد! به به هم است. ها و می که روی شده های ؟! جل الخالق! مگر است های سال به سال کند؟! در و های به ای است که در سال های های ما و است آن، فکر شود. وی با آور که در سطح می گفت: یک به در یکی از ها شده است و در آن، با دست وپا و می به و را یاد بدهد! یا یک نفر به کمک رقص می را که کند! و این که را زیر می برد. در کجا و تا این به شده است؟! این هم ولی از 10 سال اوج و شده است. که با تا این آن را ایم؟! تا کجا است این این نوع به شدت پول ساز است و ها نمی که که بر بسته فرزندانشان را نمی دهد. چرا از کارشناسان زبده نمی شود تا به دور از تعصب و وابستگی و اشتراک منافع، این نوع رفتارها را بر افزایشِ دلزدگی از و زده های به شده است در این گفت وگو با و زده های که از نظر وی، به گفت: وسیع های ازنیمه دوم دهه 80 شد و رویکردهای جدی کرد. این اتفاق، هم زمانی با منظم ها به ریاضی- در دبیرستان و به تبع آن، شرکت در در دارد. به طور مشخص، بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان سنجش کشور، طی چند سال در از 24 که بالایی بود، به 14 در سال جاری- 1397- است. این با سقوط یک شبه رخ نداده اظهار کرد: به نظر من، مشکل اساسیِ که این است که در اذهان یا گیرندگان، با یکی شده است. ها تصورشان این است که در را می تا در هم به بروند، در که این طور نیست؛ در دقیق، محکم، متناسب و متعادلی را یاد که بعدها در دستشان که متکی بر باز و در های که در رأس های و کامپیوتر است. مثلاً ما جزو خاصی که در یک می را به تحصیلی بخوانند! این است که یک چقدر که چه کار در که به ریاضی- در کمک می کند تا آنان، های مانند ها، اقتصاد و آن شوند. این ها، زیربنایشان است. ما به نقش زیربنایی کم ایم و گاهی در بحث ها، به ای را با دان شدن در معادل ایم. به است عضو هیات علمی با این که در ادبیات نوین از های ، در طول عمر و های زندگی می افزود: این ها در کجا بروز کند؟! دانشجویی که از می نیاز که حداقل، این را تا هنگامی که یا این را که خود را بازار کار جدید آماده کند. در حال این مسائل فراموش شده است. در حقیقت، از یک طرف به های درسیِ و چینش محتوا و ارزشیابی، و تا حد دست نخورده باقی مانده است و از طرف علت ای به ای که آن هستیم، مشخص نیست. با در سال های تقریبا محلی از اعراب ندارد، گفت: مدتی از می شد. بعد که فیلتر شد، به مجازی کرد و هم در حال هستند! ارتقای کیفیت با هیچکس نیست! همچنین، در ای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است و در همه جای کم و بیش، تبدیل به صنعتی پول ساز شده است. ریاضی؛ و هست این با به این که در حال شده گفت: یک یا ارشد در حال سردرگم است که کجا دنبال شغل بگردد. عده ای از یا در بانک ها استخدام می یا می یا در ویژه، در به می شوند! را از لحاظ مالی نمی گویم، اما شما اختیار کار خود را نداری و هر چه که می گوید را کنی، از نظر من محسوب می شود. را یکی از بهترین کرد و داد: یکی از پرکاربردترین کسانی که لیسانس داشتند، بود که ما در این مورد، در اواخر دهه هفتاد به ای رسیدیم که در مثال زدنی بودیم و رقیبی در نداشتیم. من همیشه به این می بالیدم که در ایران، به نیاز، زن در مدارسمان داریم و این امتیازی ما بود که که را خوب خوانده کنیم. این با به این که از این شده ، افزود: از شده و متقاضیان، فقط از مسیر حرفه شوند. یک نوپا است که با طرح و اش، نمی جایگزین یک جاافتاده در ای یک دانشجوی باشد. این می توانست به خوبی با کمک های ریاضیات را قوی کند و با کمک ها، کند و های دو ساله و کاوروزی ها را تدارک ببیند. هیچ به تنهایی نمی چند درس تربیتی و روش تدریسی ارائه دهد و بگوید است. با یا زبان فرق دارد. هم پشتیبان این ادعا که این ها متفاوت است و نمی شود هر حوزه یا را از خود آن حوزه، جدا کنید. نمی شود جدا از باشد. سردبیر مجله رشد در این گفت وگو، از لزوم استقلال عمل و گیرنده بودن سخن گفت و خاطرنشان کرد: نمی بخش از وقت و انرژی اش را صرف های تست زدن، نیازهای کاذب توقعات ها و خنثی منفی ها کند. قدرت تشخیص که چه وقت چه اقدامی دهد تا آموزانش را بهتر بیاموزند. این ها، دستوری نبوده و با قاعده و قانون، نیست. در حال وقت های ریاضی- نه خود ریاضی- تلف می شود و هنوز، به این موضوع، عمل نگرفته است. به در حال به خاطر تصور می شود هر که می و به همین دلیل، در جذب به قابلیت فرد کم می شود؛زیرا آموزانی که به کمک دارای اطلاعات و های می و با روش های قدیمی تعلیم می بینند، می شوند. وی داد: تدریس، از کمک بهره می گیرند، اما مهم فکر و دیدگاه است که تا باشد، از کمک نمی توانند تحولی در وی کنند. چیست؟ با نامیدن بر یک فکر جدی، کرد و افزود: من فکر می کنم است و و علوم- و فناوری، این را به یک جدی بگیرند. مثال، است به در مراجعه و ببینند چه گام در زمان های بحرانی برداشته شده است. به هیچ وجه این که از آن ها تقلید این است که را تا به نقش در توسعه جوامع، پی ببریم. بحثی است و فقط مختص به و نیست. به ارتباط تنگاتنگ با مدل سازی، و بین شته ای، زیربنای پیشرفت هاست. ما به این وجه از را ایم و نیز زیاد است که اصل و ذات گم شده است. با این که سازی به این معنا که از هر ابزار سخیفی شود تا جلوه کند ، گفت: اگر دست از سر برداریم، خودبه خود است! لذت درونی که یک یا دانشجو از کشف، حل و خلق می برد، از این های امروزی شوق آفرین است. به این خلاصه در و به های پول ساز و در راس آن ها پزشکی، می شود که به بیراهه شویم. است این مساله، در مراکز پژوهش های شود. این در پایان، خروج از را آن، از کرد و افزود: است که ما از فاصله بگیریم، از بیرون به آن و بعد از به بنگریم و تاثیرات و روان و سایر متغیرهای اثرگذار را بر این کنیم. این کار، تعصبات و سهم خواهی را کنار بگذاریم و یارکشی نکنیم. همگی، این را سرزمین عزیز خودمان در نظر و بدانیم اگر به این نشود و حل آن فکری جدی در آینده خسران از آنِ همه است. نمی بگوییم را از می و مشکلمان را حل می کنیم؛ شهروندِ گیر تصیم ساز را نمی از کنیم. افرادش ساخته می شود و این یک متعادل که بخش مهمی از آن، است؛ چه در و چه در دانشگاه. نمی که الزاماً، ریاضیدان یا بگیرند. می تا های بهتری باشند. نگرانی ام این است که این را نادیده تا که از پا درمان بیاورد و این نیست! یک فکر غیر متعصبانه، بینانه، غیر جناحی و جهت هستیم. در این فکر حضور که دیدن را از و ای در ایران و تا به دور از هیجان، های مناسب دهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​داریوش سجادی: نتانیاهو آدم شیرین عقلیه قدرش رو نمی دونستیم!

​داریوش سجادی: نتانیاهو آدم شیرین عقلیه قدرش رو نمی دونستیم!


به سجادی در در به در محل ای در واکنش نشان داده و توصیه های ویژه ای را به ارائه کرد. وی در این نوشت: بمب از ای در تورقوزآباد(!) در از به بمب شد. بچه که و اسم می شدن هر چی به می می و زود می تا که غذا می (!) هم می که غذا می گفتیم: می پزه!!! شده و هر که در بهش می ده، و می آره در ملل و با می کنه! نتانیاهو! های که تا آن که کابینه شما رو به کنن! انقدر هم زیرکی توام با دارن تا اون دستگیره شده تان (؟) را در تور خود انداخته و از طریق رو سر کار بگذارن و بنام تورغوزآباد رو به کشفی مهم از محل اختفای فعالیت به شما قالب کنن و بعد هم با اعلام دستگیری تان از پخمگی شما بهره برده و حضرتعالی و را به یقین برسانند که همان خیارپلوی مفروض دنیای کودکی ما است! نتانیاهو! جهد ناشی از غیظ شما از و تلاش تان به هر بهائی جهت کسب تان به یک ضد ایرانی قابل فهم است. اما عزیز دل برادر! طلبی هم قواعد خود را دارد. شایسته مانند لایه که ماتحت خود را پاره کرد جنابعالی نیز متوسل به درمانی شوید! وی همچنین در پست دیگری نوشت: با همین دست فرمون جلو بره سال دیگه احتمالا در مجمع ملل آدرس قنادی برادران یزدی در میدان شوش را به مرکز کیک زرد انرژی ایران، افشاگری می کنه! زبون آدم شیرین عقلیه قدرش رو نمی دونستیم!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
داستان، داستان است همچنان که پودینگ، پودینگ است

داستان، داستان است همچنان که پودینگ، پودینگ است


خبرگزاری (ایبنا)-عبدالعلی دستغیب: من امیراسلان قصه است خیالات و اوهامی که نه و کوشا... دارد. اصل است و های بی پیرایه به نظر می آید، با استخوان بندی (plot) و مسطح. آدم های پنچ قصه: (کارمند و همکارش و )، (ببرازخان) مرد و او، که هم در به سر می برد و هم در ایل ... نیز های ای و گاه خود را به طرز و پیش پا ای می دهند. هیچ یک از این تا این حد پیش نمی رود که با فداکردن خود در پای هدف یا سببی تن به خطر بدهد. عشق ناگهانی به غزال(با یک نظر ایل می شود)، و گاه در آن سادگی و بی دست وپایی خود را به طوری نمایش می دهد که می رود قصه شوخی و استهزا نه قصه واقعی. در که به شور می این است که زیر آب این قسم عشق و ها را ولی با همه این ها و طنز قوی و که او را و به بسازد. و در اند که می کند به دست به آب رساندن. هم عشق پشت سر او راه می که است. می گوید: منم هستم.... حرف تو اینقدر مهمه که نمی تونی پنج دقیقه صبر کنی .... عشق تو سرت بخوره، شاشت نگرفته که عشق از یادت بره (57و58) و این طنز نیست. قصه از قصد گردش تفریحی و کبک سه در روز تعطیلی آغاز می شود. هر سه نفر آدم هایی معمولی و ناسازگار با یکدیگر. خان داماد و آدمی خل و بی دست وپاست. و کبک زنی او می دهد که این اهل تیر و و نیستند و درواقع ادای این کار را آورند. کما در چند روز در ایل به و تیروتیراندازی نمی روند، هیچ قانع و عذری غیبت اداری، در ایل می و در کنگر می خورند و لنگر می اندازند. فقط بین سه همکار، می قامت در ایل ای و آن ماجرای عشق یکجانبه به غزال. اما جزء در کنش یا نمی دهد و از عشق آتشین! نیز بی خبراست. (ببرازخان) نیز یا و و نمی رود (خانی) پس از و دهه های در باشد. او و به حرف های او و نا بر شخص و به این را یافت. در ایل (ببرازخان) از و نیست. حتی در های او نمی شود و با های ایل از می شود. ( ) فقط یک که با کار می کند و با آن را می شنود. او چند و نیز که در ای می با این همه این فرد که بحث می یک آدم سخن می پردازد: ما می فکر می هند را از بده. که توی سفر به دوک پشم را تو پشم می کرد (56). این خان که و سنت های را و سن اش و آن اوست. در این خبر شک می کند: است (ببرازخان ) با این سن و ولی خان با می و عمر می کنند. (شاید از بی بی بی بی سی بوده) ها در راه می شود (ترکیدن عقب لندرور) و آن ها در می و سپس (ببرازخان ) وضع و حال آن ها می به به کمک آن ها می شتابند. خان به تن خود از آن ها می را به در می و می دهد در پیش پای آن ها چاق ای سر به آن ها، ساز و دهل و و بزم کنند. از پدر وی را می او می سال مرده! می شود و در حال می دهد ِ سوگ عزا بسرایند. هیچ یک نمی یا نمی را که اش را با پدر یکی به وی از سوی از متن و از های آید که در کار و درست همان که پسر دوستش را داده. پدر ببر از او را از خدمت نظام وظیفه که دردسری به خان دره، نزد پدر می فرستند و او بیش از شش ماه در خانه این مرد می و او که مردی دلیر پیه خطر دادن به ببراز را به تن خود می مالد. به رغم همه دشواری ها و فاصله های طبقاتی با و به رغم ناآشنایی با محیط و عواطف این دختر، وی می شود و به وصل وی تلاش می امّا به نمی رسد و آخرسرهم سر از بازداشت و زندان آورد. این بخش از که به شیوه ای می خواندنی و گرایانه (رئالیستی) است. او پس از چند روز در یورت، به و دخترهای دانشجو در می رود. او (وحید) که شماره و جایگاه او را بیابد، به وی می خیلی محتاط و با خان در پس های اطراف قرارومدار بگذارد؛ چراد که همه جا دارد. با دست وپاچلفتی با با حرف می زند، خود را معرفی می کند و بر این می افزاید که این لقب را پدر به وی است و از جان گذشته و خود را به خطر انداخته تا وی راببیند: اون روز که شما را زیر درخت دیدم، نه یکدل بلکه صددل و دلباخته شما شدم. بعد شما را از خواستگاری کردم؛ اولش مخالفت کرد و می خواست مرا بکشد، ولی بعد وقتی شد با وجود شما هستم، به من لقب داد. از سه شرط دوتاش رو دادم، طبق قول او قراره ما به ایل برگردیم و با هم کنیم..... غزال: محترم! من نه وقت و نه می خوام به این حرف ها گوش کنم. راوی: پدر شما به من قول دادن، شما بزنید زیر حرف پدرتون -پدر من پدر منه، من منم. دیگه هیچ صحبتی با شما ندارم... بیشتر از این هم جایز ما باشیم. ممکنه هر آن سربرسه . -من رو (مرا) ازحراست می ترسونید؟ از هیچی نمی ترسه. من چند بار به خاطر عشق شما تا پای مرگ رفتم. (150) حاصل سماجت معلوم است. شمار زیادی از مردم دورش جمع می شوند. که او آن می شود این است که دو نفر محکم بازوانش را گرفتنه اند و تقلاهای او رهایی به نمی رسد. طولی نمی کشد که دستبند به دست و در پلیس است. در را تجربه می کند. از متن و طرح کلی و آن پیداست که او استعداد و خوبی دارد. مفرح است و گفت موثر و جاندار. در بخشی از که شعری در ستایش از زیبایی و عشق خود نسبت به او سروده، در اجازه می شعر را بخواند. خواندن شعر که به قضیه پی می برد و نعره اش به گوش می رسد. تفنگ... را بدید به من تا یک حروم این نامرد چیش سفید کنم (تفنگ را دارد) و به سمت نشانه می کند. و خان می کوشند مانع او شوند. چند نفر را زیر مشت و لگد می گیرند. در این بلبشو پای به یکی از بالشت ها گیر می کند و با پشت به می افتد، ناغافل دستش به ماشه می و صدای در می پیچد؛ تیر رها شده و به تیرک وسط اصابت می کند و روی سر آن ها می شود.(72) ازجمله شگردهای نقل سخن برون متنی و با است که اولی خوب از آب درآمده و است. این که با حرف می زند و آن ها را در اواخر قصه متن یا از آن خارج می حکایت از نظر او و داستان. او که واقعیت، یا آنچه ما می نامیم، و در مجادله با به می رسد که بپرسد اش خوب است یابد؟ که های پیشین او به قدرت اش ولی می دهد همه این ها کلمات نه واقعی. می نیز جز نیست، و اگر را از بگیرید، نمی ماند: قبول کنی که این هم جزئی از است و تاثیر را داراست. حرف این است که نظرگاه خود را چرا که اوست. نویس ها و نقادان در این زمینه سخنان و می گویند. در مثل هانری جیمز دربند احساس راحتی بخش و خوش طبعی بود- است که پودینگ، پودینگ است- و مشغله ما آن است که آن را بخوریم. کار هنری و و ظرفیت خاص آن در مقام فرم به اکتشاف دارد. من امیرارسلان.... نیز زمانی از خود منحرف می شود که به وصف پهلوانی که فرزند ملکشاه رومی و سپاهیان پترس شاه فرنگ را کشته اند، می پردازد. از سوی سفر خواجه نعمان مصری را به روم شرح می دهد که با بیوه ی زیبا روی ملک شاه می کند و در جای متن با و یا با خان عشق و روال قصه نویسی به گفت وگو می نشیند. از جمله درخور توجه متن سه ای است که به بگذراند تا به وصل در و کشتی باپهلوان ایل موفق می شود و در سوارکاری شکست می خورد: فکر می کسی به کمک ام و دهنه اسب را نگه اما مثل اسب ماموریت مرا به بکوبد و کوبید. در این لحظه دعا می که درمیان جمعیت نباشد.(112) سه به دخترمطلوب، درجوامع بدوی و دربین. و ها تا چندی پیش رواج داشت. در ادبیات معاصرفارسی هم تا که به یاد اینچنین در (آیینه) محمد حجازی شده است. نهایت در حجازی، مطلوب دو خواهان و به روی خوش می دهد این مشکلی در ایجادکرده است پس با دخالت مالک و ریش سفیدهای قرار می شود گاوهای جوان خواستگار با سرشاخ در نتیجه کار به که گاوبرنده، بشود. در گفت بین وراوی(آقای کلانتری) گیرد،حاکی از این که سرنوشت بدی خود رقم زده و به جای بدی رسیده و این است که هرچه تا به وصل و نشده. هرکارکرده تا از او خوشش به موفقیت دست نیافته ودر این راه حتی تا پای جان رفته نیز نمی را فراموش کند ولی به ناچار است به دهد. در ما می توانیم بگوییم عجب ولی حالاکه کار به رسید در دنباله این جلد هم فراهم کنی و به به برسی و می با این حالی که می ترسد در آن سر از تیمارستان درآورد و باهمین به می رسد؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
اردن ثبت‌نام از آوارگان سوری متقاضی بازگشت به کشور خود را تکذیب کرد

اردن ثبت‌نام از آوارگان سوری متقاضی بازگشت به کشور خود را تکذیب کرد


به محمد ضمن ثبت نام از متقاضی به کرد که از در اردن، فراهم شدن شرایط لازم این و رفع پیش از از حفظ و است. که در این اصل است و نیز به و را بر و در نمی کند. طبق ملل در 650 نفر است در این را 1.5 نفر است. الیوم ، این مسئول اردنی درباره نیز تصریح کرد که از این افراد به انگلیس و دیگر نیز به هلند منتقل شدند و نیز در باقی مانده و در انتظار انتقال به ثالث هستند. که طبق ادعای خود امدادرسانی به مردم در مناطق جنگی سوریه هستند، در سال 2013 تأسیس شد، با اقدامات خود متهم شدن دمشق به استفاده از سلاح شیمیایی، زمینه سازی بود. بر اساس تصاویری که منتشر شد، با سرنگ به سینه کودکان آدرنالین تزریق بودند تا آنان را قربانی حمله شیمیایی معرفی کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
در جهان روایت با چه چیزی مواجه هستیم؟

در جهان روایت با چه چیزی مواجه هستیم؟


ایران(ایبنا)-ساجده سلیمی: یکی از موضوعات مهم و در بحث نقد است. به کلامی است اما این به هیچ وجه کافی نیست، متفکران و پژوهشگران و به خصوص فلسفه، از آن اند که در جای خود تامل و است و واکاوی عمیق تر و تر جزئیات و کم آن با باشد. به یکی از های مهم در با نام به قلم اچ.پورتر و و نیما م.اشرفی از سوی نشر شده است. متولد 1968 و از تورنتو و کالیفرنیا در سانتاباربارای ایالات آمریکاست. از جامعیت در مبحث یکی از های مهم است و آن در می به و نویسان درخصوص کم و و های آن کمک کند. به این با حضور و و دانشیار در فارسی، و در فرانسه، و و و (یکی از کتاب) در گفت شد. این را در می خوانید. در پشت جلد این شده که این است و به کار بستن هرآنچه از در می دانیم، در که تصور بر این است که در بحث و آن دارد. منظور از در شعیری: به چند از جدا نیست؛ در طول و در حرکتش از روز از که صبح می شود و می کند تا شب و ای دارد. این پلان، است و دارد. هیچ نیست. ما اگر در خود تا شب فرآیندی را طی و در این که از چه ای به چه ای در هر و چه را به و این کنش چه ای را می در یک هستیم. ساز است. فاز و کنش دارد. در چند است که در نیز هست. و دارد. در اش به طور ای و فازی می کند و در خود توسعه می کند. پس ما در نیز این را داریم. خود یک کنش می کنش تا پیش برود. ما نیز کنش دارد. اگر ما و از یک ای به جا این که به هدفی برسیم یا یک کار را کنش ها همدیگر را می کنند. کنش شدن و جا شدن در مکان این است که کنش را دهیم. حال کنش می یا یا یک عمل تا بتوانیم کنش را دهیم. دارد. کنش که ما می به دو شکل می گیرد؛ خود کنشگر، کنش خود را می ذهن ما ذهن گر است. بی شک هر عملی که می از قبل به آن فکر ایم، پس از نیز به آن فکر می کنیم. از قبل که به آن فکر می است کنش. که بعد از و خاتمه کنش به آن فکر می قضاوتش می خوب و بد، انجام، موثر و را در ذهن خود می و خود می کند. و در و در دارد. بین و این است که ها در خود و می نداریم. از حرف می جا شدن انرژی. اگر ها جا شکل نمی یک از این به یک آن سطح را از خود دهد و این آن را کند یا آن را در راستای به در یا علیه آن موضع بگیرد، آن را و از سد آن کند تا بعدی. به این شکل جلو می رود. نیز طور است. ما می به می و با فکر و را از سر راه تا بعدی. در اصل شبیه به ورزش دو استقامت یا دو با را رد می سر راه است. از موانع و سد ها را برداشتن و ها را شکستن است. نیروی به آن سطح و از آن سطح به سطح است. اگر این را حال این جا شدن به نیرو، برنامه، فکر، و دارد. ها ساز هستند. اگر شما قصه روز خود را بنویسید و چند کنش معمول در آن باز هم است. شما از فروشگاه رابطه، که شما می و بعد است چانه بزنید و گفت وگو با فروشنده و است با مشتری بعد است و یا و یا بعد سرتان کلاه و موفق نبوده. در طول روز می کند. این و است. بسته به نوع که ساطع می شود و نوع که سر راه ما نوع ها می کند. به ها شده و بعد شده است. اتفاقی که در می این است که و و که در با آن ها به ها شده است. از این نیست. و زیستی ها است. منتها است مصداق هزار سال قبل و چیز مصداقش دیروز باشد. ولی است. خدایار: فکر می کنم اگر را از به زندگیrlm;اش بخشیدهrlm;اید. خلقت را نیز اگر با قصۀ به اوج خود می رسد. خداوند همه را خلق می کند و به می رسد به آفرین می گوید: فتبارک احسن الخالقین . اش این است که است که به طور آگاهانه می در دخل و تصرف کند و آن را به نفع یا به ضرر خود و به پیش یا آن کند. من یک نوع اینrlm;همانی را با در می بینیم؛ اگر شما اینrlm;همانی را از او را رقم زدهrlm;اید. فکر می کنم سال rlm;ها پیش در نظریهrlm;های والاس مارتین اینrlm;همانی با را در متن و و دارد. با که در پشت ذهن و که ما می می های از و هم را قصه ای که مهم قصۀ ما باشد. که در است. در نقد بحث میrlm;شود؛ و این چه در در ما و در پای به میrlm;آید. در نیز نقد با و و نیز با از این دست میrlm;کنند. که در از تا به نیز بود. در های هم پای به آمد تا همۀ را خود کرد. این است که دخالت می کند و به می دهد یا نه، آزاد گذاشته میrlm;شود تا هرکسی های متن پیش روی خود را پر من مهم نقطۀ عطف را با اینrlm;همانی می دانم. رضا شعیری: این که خوب شود می به های کرد. را از اند. می شود. ما است و آن که این می شود اش تحت می گیرد. در من را تحت کنترل و را هم نیمدهم. وگرنه های می و حیات دارد. صادقی: مغز ساز است و این مغز است که منجر به می شود. چگونگی های عصبی و اتصالات ها به یکدیگر از بیولوژیکی به شکلی است که ی حاوی و طرح های قصه ها را می سازد. های کوچکی که بر طرح های اولیه و از ی رویارویی با پیرامون در ذهن می شود و بشر های دیگرش را از وقایع طرح ها شکل می دهد. طرح و افتاد یا کرد یا بالا رفت که طرح ها توپ پرتاب شد، حسن توپ گشت، او توپ را نکرد و غیره می شود. پس به مغز و نیز ذهن از که را قادر به درک می کند. را به واسطه ی که می سازد، می فهمد و کار قصه های نیز است. به مارک ترنر، و به گردد، به مغزی و فیزیکی مغز که بر ذهن می گذارد و می شود را به ای کند که خود کند. رابطه ی و نیز با بخش می شود. از که از را شکل می پس از و در های نقشی درغیر این صورت، آن با و سرشت خود است. ی نیز رویکردی اما این را نه با اصطلاحات به نامحسوس در تعبیر خود از چراکه اش عام تر است. مستقیم به این ولی در سطر سطر به ذهن و که به ذهن و سازه مربوط ظریفی است. پورآذر: ما در نشر کمی عقب تر ایستادیم و مان به این جلب شد که طورکه پردازان می در زمانه ای به سر می بریم که دور، دور است. در یکی از های که نوبت نام به اهمیت و مفهوم در های و های می پردازیم. این مهمی است که چرا شما غیر از که به طور انتظارش را و غیر از نقد که خاستگاه اسم را در می شنوید. می بینید که بحث در های غیر هم است. و سیاسی، و تجربی، و حقوق، و و کسب و کار، همه جا بحث راه یافته و این می شود که چیست. این است که قصه در همه جا هست. با این قصه ها که لوازم می و مان می شود. اما در ذهن بشر به ای است که که از به آن می رسد را تا به یک نکند نمی از آن کند. حتی اطلاعاتی که از حس های پنج گانه به مغز می رسد، تا که به شکل یک دست کم یک طرح درنیایند، هضم و درک نیست. حتی به یک می با مصداقی از پریشی روبه رو چون نمی این شخص ندارد. هر نوع با این آدم از راه های جسته وگریخته، به ظاهر بی و از هم پاشیده ای که ذهن سرگردان ما می شود. به این جا می که می گوییم و دین، و اخلاق، و و مهندسی، و شهرسازی، و معماری، وعلوم کامپیوتر و و بازی های کامپیوتری چه و است که ی از این ها ده ها و صدها شده، خصوصا در و پژوهی. فقط این که با قصه های خود پلی می سازیم برقراری ارتباط. شکل از تجربی داشتن یک نیست. کما این که و و مداوای بیماری متکی به یا های محتملی است که در خلال معاینات پزشکی و تعامل و شکل اند. استراتژی نشر این است که دست کم یک در های پژوهشی که نقش را در آن می کند. قصه گو است در ی و کسب وکار پیش تر به شده. های هم آرام با کمک خدا شد تا به در های به معتبر دسترسی باشند. خدایار: اگر بدهند، چند کنم و را با پاسخگویی به این سؤالات به پیش ببریم. اول: چرا این با این چاپ شده ما چه به این نوع ها دارد؟. دوم: چالشrlm;برانگیزی در از میrlm;شود. چرا این از اما ما از دو نمیrlm; بینیم؟. من حق یا با که می آن یا چه به متن برود. سوم: چرا در از میrlm;کنم. که را آن جست وجو و شدم نام است. نام آن را می این کرد: بر یا بر کمبریج. نجف را سالrlm;ها پیش از ویل (1884-1949م)، و با نام و همه کس یا ( The Decline and Fall of 1950م) با به نام (ترجمۀ 1349ش) بود. وی در را به ظنز بود: است همۀ که این خود را در وضع که در این نه اصل در را زیر پا می گفت که به هیچ است ]...[ در شده نیز و از قلم و به جای آن ها، حتی در و شده است]...[ در ضبط و هیچ جز و نیز در پای ]...[ از همه این ها اسم را هم و شده است اسم روی که با فرق ]...[ به این خود را و و و است و چه او را از . و جز را rlm;اند (با خنده). ما قصد این را به سمت و سوی اما با به که است به و شده از سوی دهند. پورآذر: از که می مثل از متن است. اما این مسأله با اثر فرق دارد. طبق قواعد که می مستقل از در هر رفتار کند است. چون در به کرد. در یک خاص به ای است که پاسخگو نیست. دلیلی که نام این اثر بود، این است که اگر شما در گوگل یک جستجوی عادی می ده ها با یا نود این ها ی پی رنگ و این طور چیزهاست. به قدری شما را به عقب می برد که فکر می کند این نیز است که می ها را از نو کند و از ب بسم بگوید. ما می این ذهنیت در عین حال می که ب بسم همینجاست. این ما جدی بود؛ مدت طولانی روی اسم تمرکز کردیم، جلسه گذاشتیم و خط زدیم. در از از که کار و پذیرفته ای شده است هیچ نداشتیم. کما این که قبل از انقلاب The Sound of Music را اشک ها و کردند. در ما اگر آوای موسیقی بگذارند هم خوب و با آن برقرار کند. ولی پدر و من که از نسل دهه ی ده و بیست اشک ها و معنی و آن ها را به سالن سینما می کشاند. بر یا ای بر آن گیشه ذهن از ما را به این سمت می که این ما از کنش و پیرنگ و آن ها می کند. ما به گشتیم. از توجیه و نمایانگر کار بود. این و آستانه است و در عین حال درآمد، و چیزهای در آن نیست. قطعا نظرات که به جای است. اما ما تر بود و این کار غیرعلمی نیست. ازکار ما در و تالیف است. تمرکزمان هم فعلاً روی است. مثل ی جستار که یکی از است یا سفرنامه ها. اما بخش مهم های نشر بخش های است و برایمان مهم بود. یک سال هیچ ی نکردیم، و که تا آن در شده بود را جمع آوری و قصدمان این بود که تا جای چه است یا اگر چرا یا چرا نگرفته. به این شکل که این فرد بد و ما خوب است و این را بخوانید. از ها هم خوب اما به نظر می آید مناسبی ها و از ها به و توضیحات پیش دارد. ما با مثل جیمز فلن هم مشورت و نهایتا این را کردیم. با این که در سال 2008 شده است به نظر ما در آمد چون از و در عین حال را به جدید رسانده است. هم شیرینی است. که آورده است که و فقط نرفته. را بیشتری می بینند، از که در های اند در شده اند و اگر می خواست را از بزند، را از دست می داد. خدایار: من فکر شما فرار از و سرزنش که این ها به رفتهrlm;اند، را دادهrlm;اید؟ رضا شعیری: این هوشمندانه است خسته کننده شده است. صادقی: که در آن ها به کار می رود، تداعی گر بافت است. اما این الزاما نیستند، این که کسی با خواندنش نقد یا فکر می کنم خود هم آن اسم را می کرد. پورآذر: نداشته با این ذهنش را کند. کما این که در حال این در مقاطع و ارشد های در آمریکا تدریس می شود. به هر حال در ی های در حال ما حکم منبعی را که در می به های و دقیقش ارجاع دهیم. در شکل های هم مثل نشرهای معتبری که در سعی ما بر این است که هر در ی شود و علت انتخابش باشد. خدایار: پس ببینید ظاهراً ما از نظر دستrlm;یابی به و آستانۀ آن در با دارد! رضا شعیری: من با و آن را پسندیدم. از است. بحث کلیشه ای و نمی کند! این است به واقعیتِ محتوایی مضمونی متن نزدیک است. ما را با به شکل مقدماتی می کند. از های این این است که و نیست. کارکرد ندارد. سوم این به هیچ وجه به ما روش نمی دهد این را می خوانیم هیچ یا روش از آن بیاید و با این و روش ما می ده را کنیم. این نمی این ضعف نیست. این است. یک هم می این را و آن را بفهمد. استیل دارد. شده است. کوتاه است. راحت می شود. می شود. ها و ها زیاد است. های بزرگ و پیچیده نیز ندارد. این ها های خوب است که و هم می این را بخوانند اما آن ها بر فهم خود از آن می کنند. خوب است قبل از ورود به های و کسی اگر می در کار کند با این کند یک جمع بندی، اجماع و کلیتی ساده، و از به ما می دهد که ما بفهمیم در با چه سر و کار داریم. این به ما می چه و در با چه هستیم. یا غیر و چه واکنش چه ها و خلاهایی دارد. چه را پر یا چه را می کند. چه از ما تخلیه می شود یا در ما پر می شود. می کند. به خوانش ها، کانون مندی، زاویه دید، راوی، ارجاعات، واقعیت، تفسیر، وامگیری و دگردیسی می کند. اما و حد به اندازه است. شکافته و باز منابع اش شود و از آن مطالعاتی دربیاید. پس است و اگر این را بخوانیم به ما یک با می دهد که این همه جانبه به ما کلید می دهد که با این کلیدواژه ها می شویم. حال اگر این را باز های و بروم. پس این است و این کاملی است. این خوب است و ای که من اگر بود خوب بود این است که کاش های که به کار اند در پاورقی می آمد. خدایار: کسی که را کتابش می rlm;کند، به آن و در اقدام است. به می شود شما می اگر اسم را بگذارید با هجوم می شوید. ایوان زوهر در سال 1976 را جوامع رواج طرح می کند و می که سه رونق در یک می شود. در که در نخستین تکوین است که را حاشیه ای، ضعیف یا هردو می دانند. که عطف، یا خلأ باشد. که به شده می در ما در که این ترس در ما شده که این (تغییر عنوان) رخ بدهد. ما با در من فکر می کنم ما در های نقد و از یک در داریم. من نمیrlm; که و ما و ما میrlm; با و فاصلۀ خود را با از این پر کنیم. من این دهندۀ تکاپوی عمومی ما پی فهم از از و از است. در حقیقت ما می یک بازخوانی از به ابزارهایی که می این ابزارها را می در اختیار ما بگذارد. من نام این را می گذارم. از این من این را از نوع تکاپوها پی فهم و فهم در و نقد می دانم. با به که من از خانم از سال 1387 با تخیل مکالمه ای از دارم، این اثر را نیز با روان، خوش دست، چابک و به دور از و یکدست یافتم. اچ.پورتر است با به شده به این بپردازیم که آیا ما در تالیفات آیا به این ایم یا خیر. رضا شعیری: با نظر ولی فکر می کنم ما در یک نیز داریم. این چرا ما در رفت و هستیم. به در سال 1370 یا 1380 یک در می شود که الگو، روش، شیوه، نقد و می دهد که است. ما عباسی و پدیدارشناسی معین را داریم. خود بنده در به ای است. این ها های که با الگوهای شده اند. اما باز به به و را می کنیم. این رفت و اشکال اما حس می کنم که به جلو و باز می گردیم. را به سمت جلو نمی دهیم. از و حال به جلو برویم. شناگری که در اقیانوس شنا می ولی همچنان به جلو نیز نمی رویم. کمی به جلو می ولی باز موج ما را به عقب پرت می کند. نمی این تا چند سال می برد. یک می زنم، در این از که می موشکافی می کند. عقده یا چه سطوحی و ما را به چه گرداند؛ از یک طرف میل جنسی از یک طرف از یک طرف درگیری با پدر از یک طرف خونخواهی از یک طرف میل به و... ما در داریم. ما با پسر کشی جلو رفت و آن ها با پدرکشی. در بین آن ها پسر پدر را کشت و بر مسند پدر نشست، بعد پشیمان شد و شد. می شود که او چشم خود را در می آورد. از نمی شود که پدر را کشت و با همبستر شد. ما در خود داریم. رستم سهراب را کشت، نادر پسر خود را کشت. در را می در یک قدرت و یک وجه است ولی در وجه است. می ها ها را یک شکل نمی سازند. در ما جلو و عقب می و در آخر است. می هم می پس جای ما در این آن که من را اذیت می کند این است که بالاخره را بر بنویسیم. یک روز به این که ما در با غرب است. از نه از الگو. روش ها یکی باشند، همه چالش، کش مکش ولی و آن که در زیر نشسته و از آن جان می گیرد. غرب و شرق یکسان اند و خود را نساخته اند. این گم است و می این در جاست. به جلو و عقب می و می عموم می نویسیم ولی به و آن ایم. صادقی: در این بخش کمتر با شما که این به این که کسی می و را عام به خوبی که باشد. های قوی و از سوی به آن را به دهد که در غرب نیز این کار را می کنند. این است که در غرب شان است که در یک قوی و که می مطالعه پی می بعد روی های مستحکم، ساختمان محکم می ولی ما این کار را نمی و را در روساخت می دهیم. در چندان ندارد. رضاشعیری: در غرب در پر و اشباع شده است. هنوز هم کار می کنند. به جلو می روند اما در جا نمی زنند. شما1920 را در نظر که ولادیمیر پراپ های کار را کرد و بعد از آن را در نظر که در کار اند و بعد از آن دوران پسا ساختاری در فرانسه شد و بعد جلو رفت نشد. در جلو و در دهه 2000 در و به بحث پرداختیم که در دهه 60 بودند. منظورم این است که در جلو آمدیم. در ما این در اینجاست که نه آن را پر نه این را؛ به علت به زیربنای نکردیم. یا به غرب یا به نوعی بازگو و در بازگویی قوی تر بودیم. صادقی: فکر می کنم این دو به موازی اما در این بخش با شما که ما به که محصولش یک تک است به این جا ایم و غرب به که از بین تک و تکثیر چند است به ما دارد. قاعدتا در سیستمی که بنیان های حمایت زیرساختی نمی شود نمی توقع که در یک ای تا هرجا که می پیش بروند. شما می دانید که در غرب سرمایه های عظیمی اختصاص می شود. که در این کار می بی ی سیاسی یا مالی و با پشتوانه ای دور از هر غرض و جهت خاص و به یک تحقیقی خود را دهند. به می علت است ولی در ما که جدی می دهخدا و غیره، عاشقند و به خاطر میل و ای که به ی کار خود می و چاپ می و می آورند. این به با دوم که فکر می کنم می به های نادرست که پیش نمی رود. شعیری: از جا می شود ها و نیز می کند بعد از است. پورآذر: به نظر من از ماجرا به این بر می که ما هم است در را باشیم که اما حتی یک تالیفی ی که جای را باشد. بر ی حس می کنم در ما قوی نیست. که من دکتری خود را با کمک هولکویست نوشتم او مشوق من بود و می گفت هیچ در هیچ کجا ی ی و تو آمدی و 23 سال آثار را ای و این را از آن کردی . در 5 ی پیشنهاد و خود را بعدها تو این را ثبت کن. اما ما به دلایل متعدد این را نداریم. کمال گرا فکر می یک فیل عظیم الجثه هوا و اسمش بشود و بعد این را به نام خود ثبت کنیم. ما انگیزه را نداریم. را در نمی بینیم که به این ها شکل بدهیم؛ گرچه آبشخور این ها غرب است اما نمی شود که های را دست کم بگیریم. ژنه و وام دار هزاران نفر ولی آن که به آن اند را ثبت اند. ها هم ثبت دود هوا می شود و از بین می رود و نفر نمی گام دوم را بردارد. از طرفی در واهمه ای از چاپ مجدد ی مقدمات ندارد. کسی نمی چرا عقب گرد اید. یا معتقد است که یا حرف جدیدی شده یا حرف های به بیانی نو شده. رضا شعیری: من کار شما را و این را نفی نمی کنم و نمی که ما مقدّمه و فقط کار حرف من این است که یک جلو برویم؛ جسارت و به پیش برویم، را ما، ما و جلو ببرد. یکی از علت های مهم آن که این رخ نمی دهد این است ما در حال در علم در گرفتیم که این کمّی من در یک تا دو سال درس می گذراند و به می رسد. اول سردرگمی و نمی داند چه می کند. از هر درس کمی اطلاعات و را می کند و بعد از آن می شود که آگاهی از آن و به این می رسد که او در در 90 چاپ کند به جرأت می توانم بالای 80 از در این دارند؛ در 90 خود را به دفاع برساند مطالبی را جمع و پذیرش بگیرند. حال ها این است و در یک ای می شود و می شود ولی کاری نیست. خدایار: بدهید و های در نقد و این متعلق به چه با های و بعد می شویم، آیا این رفتrlm;وبرگشت ها است یا است که من عرض کردم؟! است که کار کار مکانیکی یا که اگر اینگونه بود تا های نیز به عهده بودند. پورآذر: متاسفانه اینطور شده که در حال شغل دومی همه محسوب می شود. خدایار: : من خودم که ها مقدمهrlm;ای چند صفحهrlm;ای میrlm;نوشتند. در میrlm;شود سخن است نه مترجمان. امضا من و منِ مهم است و این مطلب با امضای شده است. من که خود را از با ای به کند. است که از یک متن تا حدی با متن باشد. من به ادعایی که در سخن در صفحۀ 16 است. در یک پاراگراف با به این ادعا را طرح است که با دیدن با یک متن بی روح می شود که فقط این نظر را تخطئه و اضافه می کند که اما دقت نظر و وسواس در دوستrlm;داشتنی و دلنشین را غافلگیر می کند و می دهد که با را به خوشایند می کند. من فکر می کنم که ابوت، عمدۀ را در چهارده فصل با است. این فصلrlm;ها تنگاتنگی با نقد و اغلب تفسیرهایش هرمنوتیکی از آب درآمده است. به قول دوستداران این امر را تبیین کرد. که خود و با این هدف است غیر از که خاص خود را هم از نظر روش هم از نظر مخاطب. است که این با که من، و دیگرانی که به آن هم از نظر روش و هم از نظر است و هرگز نمی به جای آن بنشیند. ما هم انتظار که این به جای یک یا بنشیند؛ در کل من سخن را در این و ذکر این غیر می دانم؛ این که خود را که نظر یا بزند؛ ازقضا این را به کار است. این کار به نظر بی ربط است. می این حرف در غیر است این که اگر های در نقد در و از را به سه بسنده میrlm;کنیم: آکادمیک/ دانشگاهی، از و در کشورهایی که به ای حالت ترجمه. اینها خاص را که به هم می رسند و در بخش های از هم دور می شوند و هیچ موقع به جای هم نمی بنشینند. اتفاقاً من که نقد بیش از هر در و از و شده کسی فکر کند که را تنگ است! : حق باشماست این می کند. به هر حال حصاری دور و نکشیده اما با را توضیح داده. که در حال در و فعالیت می و پیشینه هم اگر است در حرف های خود از های حداقل را بدانند و اگر به خودمانی می از مبنای بگیرند. خدایار: : این این طور می که من می جای کس بنشینم در صورتی که سر جای است و خاص را به های مقابلش احترام و تا می از های دیگران کند. نقد در بیش از همه، از نقد است و از این شده و حتی گفتمانrlm;ها، دستrlm;پرورده های ها و اگر این را از خود را از دست دادهrlm;اید. نقد با نهادهای مجلات و انجمنrlm;های علمی، سهم انکارناپذیری در شکل نقد و همگانی لذت در است. صادقی: در تکمیل و به قول بیش خوانی های شما، فکر می کنم سه غیر و داریم. غیر با این است که در شاعری شمس آقاجانی، محمد آزرم یا رضا فرخفال که ی شعر یا می ولی نه تحصیلاتشان مرتبط است و نه در که این ها نیز خود را درمیان قلم دارند. اما در این یک نیز که داخل است. اما به ای که دارای های به سومی نیز است که است. در این و تحقیقات با و و یا دست کم غیرتخصصی در ها نگاشته می شود. استادان که می به که است حتی ترم اول بخواند. ای از این خواندم که در آن بود این ترم اول زنان و جنسیت، تطبیقی، تاریخ، رسانه و ها است. اما در ما که قشر با است و های نیز طوری شده که همه را فقط پاس می و ای به آن ندارند، امیدی به اینچنینی در های غیرمرتبط و فقط می ماند قلم و خاص. در تحصیلی غربی می شود دید که شکل به های کودکان و نوجوانان، از یونان با و جذاب به آموزش می شود اما در ما قصه ی انبیا است که نقش در شکل های می کند. آن ها تلاش ذهن را در بدو ی فردایشان پی کنند، اما ما را درس و بار می آورند. از همه ی این حرف ها که بگذریم، این یک است و از این قبیل ها در غرب باب است. از استادی که صاحب کرسی است می و حتی اگر نباشد، این که ذهن آن را بسازد. وظیفه یک این است که ذهن و را کند تا این که یک مند و سیستماتیک رشد کند نه این که کمی شود. من افسوس می خورم که این همه می ولی علم نمی کنیم. رضا شعیری: مان نیز و بعد به نشر می شود. ما به جای علم نشر است. نشر و چاپ می شود و علم به ندارد. پورآذر: قاب ذهنیمان نیز مقداری به و به نظر من غلط است. و تمرینی هستند. عمده ی که من با آن ها سرو کار که وقت یا شان فرامی رسد می این را تا شود و مدرک بگیریم. در که اگر شما این شود که این یک تمرین است و کار سیاه کاغذ نمی شود. رضاشعیری: فراموش نکنیم که علم و به های است و از دل های است و به چند است. از دل و پس از آن از دل آمد و بعد به هرمونوتیک است حتی از که فیلسوفی پل ریکور را به خود مشغول است. و بعد قوم و قوم نگاران و شناس لوی استروس به آن اند. به های است و از به آن شده است. خود علم ولی که نیازمند به علم های است. در به است و در است. این میراث دست به دست می چرخد و های اقتصاد و روانشناسی نیز از حرف می زنند. هم از می و هم آن را می کنند. خدایار: بحثی را که در باب کرد در رنه گنون، فیلسوف سنتrlm;گرای فرانسوی هم است. گنون به نام سیطرۀ و علائم آخرالزمان. این فقط ما گرفتار این نیستیم، به یک آن شده است با این که آن ها در هستند؛ اما ما در آغاز آن! در کلاس های درباب عدم امکان وقوع امری میrlm;گفتند آیا خدا می را بیافریند که هم نتواند آن را کند . ما در گرایی کار را گویا دادهrlm;ایم. را به نام علم ساختهrlm;ایم که در مقاله، سند و نه علم. با به مشکلاتی که با داریم، چرخشی در این کنیم: علم و رفع نیازهای ملی خود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه اهنگ مایسا جان از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ترکمنی امینه آهنگ ترکمنی مایسا جان