بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب زاویه



انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی برای قتل ناصرالدین‌شاه

انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی برای قتل ناصرالدین‌شاه


به ، به نقل از قتل شاه را ظلم و اند که او در خود با آن شد؛ در کودکی پدرش بر اثر ظلم و تعدی حاکم ناصری به ترک شهر و خود می در که حق است او را می کند و سپس با او، سال ها او را به می در نیز سخت و را پشت سر گذاشت. همه این بر سخت و نامساعد اقتصادی و اجتماعی جامعه باعث آن شد تا خانواده اش از هم بپاشد و با انبوهی از و ها روبه رو شود. البته علل و های میرزارضا فرضیه های گوناگونی مطرح شده است؛ قتل شاه را به سید می عده ای قتل شاه را و می و که وقت علی خان در این نقش است. در این با هم عصر رضا به این و قتل شاه می پردازیم. رضا قصد کن ظلم را شاه را می کند: در در می شد که نمی شد. این شخص است که نشسته، دست ها را بر روی زانو و سر را بر روی دست ها گذارده، در دریای فکر و فرو بی تغییر وضعی به خود بدهد یا کلمه ای بگوید. در می نویسد: در این حال دو تن از در طرف نشسته با یکدیگر صحبت درضمن سخن می شاه به می آید قرق هم نمی باشد. چون تاکنون رسم است هر وقت شاه به این مزار مشرف می شده صحن و حرم را به کلی قرق می نمودند. به محض آن که از زبان این دو شنیده می شاه به می آید و قرق هم نمی مجسمه فکر و در به جنبش سر از روی دست و زانوی تحیر برداشته از روی تعجب می شاه می آید، قرق هم نیست. در اثر خود به رضا در متن استنطاقاتش اشاره می کند : از نیت شاه احدی غیر و سید اطلاع نداشتند اگر همچون بزرگی می می شد٬ می شد... که اگر او (نایب السلطنه) را شاه با این نفر را کشت. پس به فکر قطع اصل شجر ظلم نه شاخ و برگ. تاج از رضا در قتل پدر می تاج شاه در می نویسد: آن روز صبح شاه پس از از می شود با می شود. شاه با از شاه می تا آن روز را هم در حرم بمانند. اما شاه می پیش از جشن می به برود. می شود بیش از حد او را به این بود. به تاج قتل شاه است. این شاه در و نیز شده که شاه در آخر از دست و وی به تنگ بود. در های سال آخر عمر های که شاه از می کند به است. شاه به یک سند قتل شاه و به خط خان در دست است. در این سند می خوانیم: رضا نام است که در است و در سال که به آمد او را و را و از های آن شده است و بعد از از که ها بر ضد شد. او و چند نفر و در حبس در این به مدت حبس و و هم شده و این و از روی است شاه از فرط به اهل که او را که از او هم رفت و از و می شود که از به و باز در نزد در این با و به به بود و می است تا روز 17 در (ع) که شاه می و محض را از زن و مرد و را و با و و دعا و ثنا و محو با شش لول که در عبا از یک قدم قلب را هدف و شد که به شش از رسیدن گلوله روح به جنان جاگفت. نجات رضا از جمعیت؛ کار به علی خان ظهیرالدوله، داماد شاه شامگاه روز زمانی که جنازه شاه به کاخ گلستان می رسد رضا هم در جایی از دربخانه زندانی است و حرفی شاه نزده است. ظهیرالدوله که به همراه اسمعیل خان وزیر مالیه و خزانه دار و برادر در حیاط آبدارخانه جنب قصر ابیض رضا را در حالی می بینند که در اثر کتک خوردن لباسش و بیهوش بود و می کند: در زنده بیرون بردن قاتلی از آن جمعیت و شاه پرست از کارهای بود. و قتل سلطان صاحب در رضا بعد از قتل شاه می نویسد: ... اتفاقا در آن روز به بودیم. در مدرسه نشستیم و منتظر شاه که یک دفعه در ها را می بندند و می شاه را تیر زده اند. چون تا یک اندازه احتمال صدور این امر را از رضا می دادیم، رفتیم دم منزل او که استعلامی کنیم. فراش آنجا ایستاده گفت آقایان زود بروید و در نمانید که برایتان خطر دارد. باری فورا از دور سلامی به و روانه شهر شدیم. در بین راه کالسکه شاهی را که با زیادی به شهر می آورند. به 500 قدم رضا را در درشکه متجاوز از پانصد نفر او را گرفته می آوردند به شهر و رضا با قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بیگناهان مشهود می شد به خود می نگریست و نظاره می کرد. گویا به لسان حال می گفت ای اهل من به تکلیف خود عمل نمودم و درس خود را به شما تعلیم کردم. از یک امتیاز در سایر قاجاریه قتل شاه به دست برخوردار است و آن آوردن متن رضا و همچنین دست رضا که در حضور فرمانفرما، مخبرالدوله، مشیرالدوله، نظم سردار کل، و حاج حسین علی خان امیر کرمانی، شده است. مندرجات این بخش بازجویی رضا نقش سید در قتل شاه بود. در این پرسش ها، رضا می گفت: دستورالعمل مخصوصی نداشتم الا حال سید واضح است که از چه گفتگو می کند. پروایی ندارد. می ظالم هستند و از این حرف ها می زند. این ادعا را که می از رضا می پرسد: پس شما از کجا به قتل شاه افتادید؟ و می از جانب رضا که: از کجا نمی خواهد. از کند ها (چوب ستبری که برپای اسیران و مجرمان می بستند) و بند ها که به ناحق کشیدم و چوب ها که خوردم و شکم را کردم. از ها که در خانه و در امیریه و در و در انبار به سرم آمد. سال و ماه در زنجیر و کند بودم و حال آن که به خیر و ملت را خواستم و کردم. قبل از وقوع شورش تنباکو نه فضولی بودم، اطلاعات خود را بعد از احضارم کردند. از بپرسد: کسی که با شما غرض و عداوت نداشت. در صورتی که این طور می گویید باشید و از شما آن وقت علامت و جویی جهتی که در ازای به شما آن طور صدمات زده باشند. پس است که در وقت هم در شما و بودند. رضا می دهد: هم بعد از این مدت که طرف حاضر آدم بی نماید که من عرایض صادقانه خود را محض حب وطن و ملت و به عرض رساندم و غرض محض حسن و تحصیل مناصب و و مواجب و نشان و حمایل و غیره به عکس به عرض رساندند هم تحقیق. می پرسد: این غرض کی ها بودند؟ و رضا می دهد: شخص پست و نانجیب و بی اصل و رذل غیرلایق که هیچ یک از این مراتب نبود آقابالاخان و کثرت محبت والا به او. الاسلام، ابوتراب نظم در مقام قصد کشف رضا از قتل شاه را و می پرسد: این ظلم هایی که به تو از ناحیه شاه نبوده. شما بایستی این تلافی و را از آنها بکنید که سبب ابتلای شما شده و یک مملکتی را یتیم نمی کردید . رضا با لحنی تند خود را از شاه این طور می کند: پادشاهی که پنجاه سال و امور را به اشتباه کاری به عرض او برسانند و نفرمایند و بعد از چندین سال ثمر آن درخت، عزیزالسلطان، الخاقان و این اراذل و اوباش و بی پدر و مادرهایی که ثمر این شده اند و بلای جان مسلمین گشته باشند، چنین را قطع کرد که این نوع ثمر ندهد. ماهی از سر گنده گردد نی زدم. اگر ظلمی می شد، از بالا می شد. عالم! مدعی شده اند که شاه رضا را و بار ها از قول او نقل شده بود که قصاص و تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم تمام اهل را از دم تیغ بگذرانم. اما در به تحریک یکی از روحانیون دربار دستور اعدام را صادر کرد. در این باره می نویسد: از شیخ محمدحسن طهرانی شنیدم که می گفت من به شاه چرا در رضا مسامحه دارید و او را چرا به تاخیر انداختید. شاه این شخص نیست. من جواب از حق خود گذشتند و ما که فرزندان شاه سعید هستیم تا پدر خود را به دار نبینیم، چشممان گریان بود . می دهد: شاه که آیا موافق با شرع است و آیا قانون اسلام اجازه می دهد که کسی را به قتل رسانند. چون شاه طفره از بود جناب آقا شیخ محمدرضا مجتهد شده با شاه همراهی کرد ولی شیخ محمد حسن یا یا به به رضا می کرد تا شاه متغیر شده رو کرد به علی اصغرخان و بدهید سر این پسره را ببرند. و سرانجام در 21 مرداد 1275 در میدان دمشق تهران به دار آویخته شد. /925/ د 103/ش
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
کتاب‌ها از انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی در قتل ناصرالدین‌شاه چه می‌گویند/ قاتل «شاه شهید» به روایت یک سند تاریخی

کتاب‌ها از انگیزه‌ میرزا رضا کرمانی در قتل ناصرالدین‌شاه چه می‌گویند/ قاتل «شاه شهید» به روایت یک سند تاریخی


(ایبنا)- قتل شاه را ظلم و اند که او در خود با آن شد؛ در کودکی پدرش بر اثر ظلم و تعدی حاکم ناصری به ترک شهر و خود می در که حق است او را می کند و سپس با او، سال ها او را به می در نیز سخت و را پشت سر گذاشت. همه این بر سخت و اقتصادی و اجتماعی جامعه باعث آن شد تا خانواده اش از هم بپاشد و با انبوهی از و ها روبه رو شود. البته علل و های میرزارضا فرضیه های گوناگونی مطرح شده است؛ قتل شاه را به سید می عده ای قتل شاه را و می و که وقت علی خان در این نقش است. در این با هم عصر رضا به این و قتل شاه می پردازیم. رضا قصد کن ظلم را شاه را می کند: در در می شد که نمی شد. این شخص است که سرپا نشسته، دست ها را بر روی زانو و سر را بر روی دست ها گذارده، در دریای فکر و فرو بی تغییر وضعی به خود بدهد یا کلمه ای بگوید. در می نویسد: در این حال دو تن از در طرف نشسته با یکدیگر صحبت درضمن سخن می شاه به می آید قرق هم نمی باشد. چون تاکنون رسم است هر وقت شاه به این مزار مشرف می شده صحن و حرم را به کلی قرق می نمودند. به محض آن که از زبان این دو شنیده می شاه به می آید و قرق هم نمی مجسمه فکر و در به جنبش سر از روی دست و زانوی تحیر برداشته از روی تعجب می شاه می آید، قرق هم نیست. در اثر خود به رضا در متن استنطاقاتش اشاره می کند : از نیت شاه احدی غیر و سید اطلاع نداشتند اگر همچون بزرگی می می شد٬ می شد... که اگر او (نایب السلطنه) را شاه با این نفر را کشت پس به فکر قطع اصل شجر ظلم نه شاخ و برگ. تاج از رضا در قتل پدر می تاج شاه در می نویسد: آن روز صبح شاه پس از از می شود با می شود. شاه با از شاه می تا آن روز را هم در حرم بمانند. اما شاه می پیش از جشن می به برود. می شود بیش از حد او را به این بود. به تاج قتل شاه است. این شاه در و نیز شده که شاه در آخر از دست و وی به تنگ بود. در های سال آخر عمر های که شاه از می کند به است. شاه به یک سند قتل شاه و به خط خان در دست است. در این سند می خوانیم: رضا نام است که در است و در سال که به آمد او را و را و از های آن شده است و بعد از از که ها بر ضد شد. او و چند نفر و در حبس در این به مدت حبس و و هم شده و این و از روی است شاه از فرط به اهل که او را که از او هم رفت و از و می شود که از به و باز در نزد در این با و به به بود و می است تا روز 17 در (ع) که شاه می و محض را از زن و مرد و را و با و و دعا و ثنا و محو با شش لول که در عبا از یک قدم قلب را هدف و شد که به شش از گلوله روح به جنان جاگفت. نجات رضا از جمعیت؛ کار به علی خان ظهیرالدوله، داماد شاه شامگاه روز زمانی که جنازه شاه به کاخ گلستان می رسد رضا هم در جایی از دربخانه زندانی است و حرفی شاه نزده است. ظهیرالدوله که به همراه اسمعیل خان وزیر مالیه و خزانه دار و برادر در حیاط آبدارخانه جنب قصر ابیض رضا را در حالی می بینند که در اثر کتک خوردن لباسش و بیهوش بود و می کند: در زنده بیرون بردن قاتلی از آن جمعیت و شاه پرست از کارهای بود. و قتل سلطان صاحب در رضا بعد از قتل شاه می نویسد: ... اتفاقا در آن روز به بودیم. در مدرسه نشستیم و منتظر شاه که یک دفعه در ها را می بندند و می شاه را تیر زده اند. چون تا یک اندازه احتمال صدور این امر را از رضا می دادیم، رفتیم دم منزل او که استعلامی کنیم. فراش آنجا ایستاده گفت آقایان زود بروید و در نمانید که برایتان خطر دارد. باری فورا از دور سلامی به و روانه شهر شدیم. در بین راه کالسکه شاهی را که با زیادی به شهر می آورند. به 500 قدم رضا را در درشکه متجاوز از پانصد نفر او را گرفته می آوردند به شهر و رضا با قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بیگناهان مشهود می شد به خود می نگریست و نظاره می کرد. گویا به لسان حال می گفت ای اهل من به تکلیف خود عمل نمودم و درس خود را به شما تعلیم کردم. از یک امتیاز در سایر قاجاریه قتل شاه به دست برخوردار است و آن آوردن متن رضا و همچنین دست رضا که در حضور فرمانفرما، مخبرالدوله، مشیرالدوله، نظم سردار کل، و حاج حسین علی خان امیر کرمانی، شده است. مندرجات این بخش بازجویی رضا نقش سید در قتل شاه بود. در این پرسش ها، رضا می گفت: دستورالعمل مخصوصی نداشتم الا حال سید واضح است که از چه گفتگو می کند. پروایی ندارد. می ظالم هستند و از این حرف ها می زند. این ادعا را که می از رضا می پرسد: پس شما از کجا به قتل شاه افتادید؟ و می از جانب رضا که: از کجا نمی خواهد. از کند ها (چوب ستبری که برپای اسیران و مجرمان می بستند) و بند ها که به ناحق کشیدم و چوب ها که خوردم و شکم را کردم. از ها که در خانه و در امیریه و در و در انبار به سرم آمد. سال و ماه در زنجیر و کند بودم و حال آن که به خیر و ملت را خواستم و کردم. قبل از وقوع شورش تنباکو نه فضولی بودم، اطلاعات خود را بعد از احضارم کردند. از بپرسد: کسی که با شما غرض و عداوت نداشت. در صورتی که این طور می گویید باشید و از شما آن وقت علامت و جویی جهتی که در ازای به شما آن طور صدمات زده باشند. پس است که در وقت هم در شما و بودند. رضا می دهد: هم بعد از این مدت که طرف حاضر آدم بی نماید که من عرایض صادقانه خود را محض حب وطن و ملت و به عرض رساندم و غرض محض حسن و تحصیل مناصب و و مواجب و نشان و حمایل و غیره به عکس به عرض رساندند هم تحقیق. می پرسد: این غرض کی ها بودند؟ و رضا می دهد: شخص پست و نانجیب و بی اصل و رذل غیرلایق که هیچ یک از این مراتب نبود آقابالاخان و کثرت محبت والا به او. الاسلام، ابوتراب نظم در مقام قصد کشف رضا از قتل شاه را و می پرسد: این ظلم هایی که به تو از ناحیه شاه نبوده. شما بایستی این تلافی و را از آنها بکنید که سبب ابتلای شما شده و یک مملکتی را یتیم نمی کردید. رضا با لحنی تند خود را از شاه این طور می کند: پادشاهی که پنجاه سال و امور را به اشتباه کاری به عرض او برسانند و نفرمایند و بعد از چندین سال ثمر آن درخت، عزیزالسلطان، الخاقان و این اراذل و اوباش و بی پدر و مادرهایی که ثمر این شده اند و بلای جان مسلمین گشته باشند، چنین را قطع کرد که این نوع ثمر ندهد. ماهی از سر گنده گردد نی زدم. اگر ظلمی می شد، از بالا می شد. عالم! مدعی شده اند که شاه رضا را و بار ها از قول او نقل شده بود که قصاص و تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم تمام اهل را از دم تیغ بگذرانم. اما در به تحریک یکی از روحانیون دربار دستور اعدام را صادر کرد. در این باره می نویسد: از شیخ محمدحسن طهرانی شنیدم که می گفت من به شاه چرا در رضا مسامحه دارید و او را چرا به تاخیر انداختید. شاه این شخص نیست. من جواب از حق خود گذشتند و ما که فرزندان شاه سعید هستیم تا پدر خود را به دار نبینیم، چشممان گریان بود. می دهد: شاه که آیا موافق با شرع است و آیا قانون اسلام اجازه می دهد که کسی را به قتل رسانند. چون شاه طفره از بود جناب آقا شیخ محمدرضا مجتهد شده با شاه همراهی کرد ولی شیخ محمد حسن یا یا به به رضا می کرد تا شاه متغیر شده رو کرد به علی اصغرخان و بدهید سر این پسره را ببرند. و سرانجام در 21 مرداد 1275 در میدان دمشق تهران به دار آویخته شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تحلیل فیلم «باباجون» نخستین فیلم فارسی‌زبان سینمای رژیم صهیونیستی از منظر جنگ رسانه‌ای

تحلیل فیلم «باباجون» نخستین فیلم فارسی‌زبان سینمای رژیم صهیونیستی از منظر جنگ رسانه‌ای


طبق جامع جنگ ای، & به کارگیری ها به جهت بر احساس و ادراک و مسئولان ی مدنظر خویش از خود و ی به وسیله ی و و و خط مشی و های و با هدف بر و در چارچوب نظام ارزشی و هنجاری حق یا باطل& را جنگ ای گویند.[1] در ای بین دو ی و ی استکبار، سینما به یکی از های می نماید. در طول سال های بعد از های از سوی دو ی این شده است. از این را می به در ی جنگ ای و از این داد. یکی از این & باباجون& ، شده در سال 2015، به است که به خاطر ماهیت آن، از دیدگاه جنگ ای قابل و است. لذا این به دنبال & باباجون& از جنگ ای است. آشنایی با & باباجون& 1- فیلم & جون& که به و در برخی شده یک ی را به می کشد که سال ها پیش از و در ای می کنند. پدر این که تند و خشن به شدت می کند تا & موتی& تک و ی که است را اما پسر به این راه ای ندارد. & باباجون& نام که می نوه اش نیز ترش ی راه او باشد. در است تا از و پدر به پسر شود. که به و فردی خوش پوش، جذاب، و خوش بعد از سال ها به دیدار و از عدم ی به شغل شان می کند. به نسل درواقع دو در پیش روی خود می بیند: ای ی پدرش که علی رغم میل باطنی اش راه را یا ای ی عمویش که راه را گذاشته… در انتهای در لانه را باز می کند و ها را فراری می دهد. با عصبانیت یک به پدر می دهد و از او می تا فرزندش را تربیت کند! پدر را نزد می رود اما زانو زده و در حالی که اشک در حلقه زده، از عذرخواهی و به شکست خود اعتراف می کند. 2- نویسنده و & جون& اثر داستانی یووال است که پیش ازاین تجربه یک مستند را در کارنامه دارد. این 43 ساله اظهار که را بر تجربیات خود زمانی که در کودکی به نوشته است. او دراین باره می گوید: & راستش را بخواهید، پسری که در & باباجون& می بینید هستم، این من خواستم که در به هم را ساختم. من بود و بر این شکل گرفت.& [2] او در اش پس از که بن شکل این است به می گوید: & پدر و در و قبل از 57 به کردند. بعد از 57 به کردند. و پدر من یک سال قبل از 57 باز به سفر کردند.& [3] 3- & جون& دو ی دارد: Metro & کامینیکیشن& یک در (تل آویو) است و با & فیلمز& دارد. این در ی ی و و در سال 1999 ی و خود را می کند. [4] United King Films این که به دو با نام و به یک کسب در و و ی -از های دی وی دی، و طیف ای از در می شود. این ی و در است.[5] 4- فیلم[6]، & باباجون& با زیر شده است: و (Israel of Culture and Sport) (The Israel Film Council) های هنری-سینمایی (The for the Arts – Cinema Project) (Leon Foundation) چند & گاشر& (Gesher Film Fund) (United King Films) (Y S Family Foundation) (Ima Foundation) (Israel Fund for Film Production) 5- از و نقش پدر از به است. او این به می گوید: & را که چند بار اشک از شده. او شده بود و می گفت این من است.[7] دو مشهور & دیان& و & نگهبان& هستند که هر دو در & ثریا& نقش بازی اند. است که در سال 2008 شد تا از یک زن به سوژه ای علیه مجازات کند. تبار این که ازجمله کارهای اخیر وی & آمریکن اسنایپر& (تیرانداز آمریکائی& ، کلینت ایستوود، & دِ استونینگ آو اِم& (سنگسار ثریا)، سیروس نو راسته، و & هوملند& (زادگاه)، مانند & ابونظیر& (یکی از فرماندهان تروریست های القاعده)، & اِمی& ، می باشد. او در های & دِ منتالیست& ، & 24& ، & لاو اند اوردر& ، & سی اس آی& ، و ها، نقش میهمان را به عهده است. 6- جوایز درمجموع نامزد 4 و ی 5 از دو ی شده است[8]: این به بخش غیر 2017 شد که این ی های و جلب به آن دارد. و این به بخش غیر 2017 شد که این ی های و جلب به آن دارد. در قسمت و تحلیل، نکات ی در گوناگون آن شده است تا جایگاه این اثر از جنگ ای تبیین گردد. ادعای می به که هم گرفتن نام و در او می کند آگاه اما & باباجون& را اثری به شمار می آورد.[9] او می گوید: & گرفتم این را بسازم به گفتم که می سازم، را نساختم، با کسی رقابتی ندارم؛ این را ساختم. شنیدم که است از طرف در کنم خیلی خوشحال شدم، چون می دانستم این باعث اکران در از می شود و عده بیشتری می این را تماشا و با من آشنا شوند؛ این ای است که کردم.& [10] نیز به تارنمای وای. نت است با این مخالف است؛ این ادعا که & اسرائیل& بوده، یا اینکه & امسال شده& او را ناخشنود می کند زیرا شائبه را القاء می کند. به این برچسب زدن ها به روح پاک و بشردوستانه آن لطمه می زند.[11] علی رغم اظهارنظر سازان این چنینی که مدعی و بودن آثارشان هستند، نهادهای از به صراحت می که اختصاص بودجه ی بلاعوض این نمی بدون هدف آن باشد. چنان که خود ساز است: & در هست که از سینماگران می کند و کمک های مالی در اختیار آن ها می دهد. سناریوی را یکی از این ها فرستادم و آن ها نیمی از لازم را در اختیارم گذاشتند، نیم با کمک در لس آنجلس تأمین شد.& [12] به فهرست و و… -که در بخش های قبلی این ذکر شد- به خوبی می دهد که این اثر نه صرفاً بلکه یک هدفمند و برنامه ریزی شده است. به تناسب طور که در جنگ ای ذکر شد، یکی از مهم کارکردهای جنگ ای، & از خود و دیگران& در قلب و ذهن است. بنابراین به سؤال در پرسید که این سازندگان و این درصددند از ی نسل آتی یک ی چه تصویری در نگاه و خارجی دهند؟ چند دسته است که به تناظر هر دسته، اهدافی را می در نظر گرفت: مقیم غیر کشور و سایر جهان 1٫ بر تخمین ها بیش از 350 هزار در می که عمدتاً در سال های پیش از و یا در آستانه اند.[13] این است که نسل را به تبعیت از سنت ها و سبک پیش از اجبار کرد؛ به صریح تر نسل نسل های قبل از خود، دل بستگی ای به گذشته و دنیای جدید خود را بسازد. این جدال دو نسل یا به دقیق تر دو طرز فکر است و اگرچه نام & باباجون& -پدربزرگ موتی- به نسل قدیم حامی سنت است اما طبق و تصریح خود کارگردان، قهرمان پسر گریزان از سنت های است. در این درحالی که تمامی نسل اول و دوم یعنی پدربزرگ، پدر، مادر، عمو و همسایه ها به سخن می و به نوه ی خود شعر & دلم می خواد به اصفهان برگردم…& را یاد تنها که نسل ی است به صحبت می کند که این نیز می دهد که نسل های آتی تمایلی به حفظ پدری خود ندارند و را خود بدانند. با به اجتماعی ساکنین و شناخت & بحران هویت& در این منطقه می پنهان تر را بهتر درک کرد. به های و معکوس، دو جدی و برانگیز مسئولین است. عامل در اهمیت مهاجرین، ها در مقابل فلسطینی هاست. یکی از که با آن ناکامی در تکمیل فرآیند دولت- ملت بقا است. در پایان سال 2017 فلسطینیان در های در عدد 6٫3 میلیون با کل برابر می شود. [14] طبق آمار منتشرشده از سوی آژانس صهیونیستی، به های در سال 2016 با کاهش است. غلبه بر این چالش، جذب و را است. این به های اشغالی، ویژه ای مهاجران و مشمولان از دولتی در نظر است. به طور مثال، مهاجرین تا دو سال می از حقوق و مزایای شهروندی بهره مند شده و از پرداخت های معیشتی، سکونتی، آموزشی و… معاف خواهند بود. این خانه جذب مهاجر اقدام به صندوقی (Absorption Basket) است و امکانات اقامتی، آموزش و … را انجام می دهد.[15] از های این & مقبولیت& است. در نظرسنجی & دموکراسی اسرائیل& از جامعه در خصوص کلی پرسیده شده است که نتایج جالبی به دست است. های سنی جوان، سال و 55 سال به بالا، به میزان مشترکی از وضع کنونی وجود اما هر چه به سنی پایین تر نزدیک می شویم، متوسط از شرایط، چشم می یابد. این امر می ی عدم اطمینان یا عدم ثبات جوانان باشد.(جدول زیر) [16]
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه