بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب زدن



مدیران محتاج 45500 تومان، نظام هدفمندی را بهم زدند! / گردونه یارانه سال 97 برای ثروتمندان می‌چرخد؟

مدیران محتاج 45500 تومان، نظام هدفمندی را بهم زدند! / گردونه یارانه سال 97 برای ثروتمندان می‌چرخد؟


مدیران 45500 را بهم زدند! / گردونه یارانه سال 97 برای ثروتمندان می‌چرخد؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری باشگاه خبرنگاران
موضوع : کل اخبار
توجه به نیازهای ادبی و فرهنگی بچه‌ها در تعیین مدیریت جدید کانون

توجه به نیازهای ادبی و فرهنگی بچه‌ها در تعیین مدیریت جدید کانون


به خبرگزاری (ایبنا) به نقل از و این ای درباره و است. متن این به شرح ذیل است. در تحولات و نمودهای و در با افراد و نهادهایی گره که در نظر نقش نمی به همه از این دست یافت. از آن و و است. این که در طول خود با ی هنر و به خود از و را برای خود تعریف مبتنی بر قوه و رشد های ذهنی و عملی آنان. به خاطر خانواده که های و خود را با را به این به های این این امر مهم را است. که از و خود را از و و از این جا اند. اما چند است که از آن تا آن جا که بیم آن در و می رود. که شکل که رشد و قوه و را به هدف خود کند تا و در از و کند. اگرچه به و اداری، ای از وزارت و این نباید موجب آن شود که این را در حد یک معاونت تنزل دهیم و توجه به این نهاد، آن را تابعی از آمورش بدانیم. بدیهی است هیچ عقل سلیمی ضرورت مستقیم و را در چارچوب مدارس منکر نمی شود، اما این خطاست اگر تمامی را در های خلاصه و از قوه ی و حس آن ها غفلت کنیم؛ نیازهایی که قرار است و به آن ها پاسخ بگوید. به عبارت دیگر، این است که آن را به روشنی از متعارف و می کند؛ ساختاری که در آن هنر و به جای متن های و می نشیند تا اندیشه، عواطف و هیچ گونه اجباری رشد و تعالی کند. در این روزها که سخن از و به میان آمده بسیاری از و پدیدآورندگان و آنند که این تغییرات احتمالی نه تنها به بالندگی و نینجامد، بلکه به زاویه هرچه بیش تر این با اش منجر شود؛ به ویژه آن که برخی با این تلقی که ی و برگماری چنین ای را از جنس مسئولیت سپاری به مدیران فضاهای یا مشابه می پندارند. که صاحب نظران و کارشناسان و بر این موضوع اجماع دارند که به دلیل ماهیت فعالیتش حوزه ای تخصصی است و بر آن مستلزم دست کم داشتن دو نخست و با های اختصاصی این یعنی و و دوم با و که ای از هنر و را به می دهد. و به فراگیر، با صحه گذاشتن بر مطالبات و پدیدآورندگانی که وضعیت کنونی و طور آینده و هستند، از هیئت امنای و انتظار دارد که با در نظر این ملی و فرابخشی، ادبی، و و را به ترین معیار خود در تعیین جدید کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
حمایت شیعیان و اهل سنت کویت از قدس/ آتش خشم فلسطینی‌ها از هم پیمانی سعودی-صهیونیستی علیه قدس شریف

حمایت شیعیان و اهل سنت کویت از قدس/ آتش خشم فلسطینی‌ها از هم پیمانی سعودی-صهیونیستی علیه قدس شریف


به گزارش تقریب(تنا)، و اهل سنت در حمایت از و در به در میدان الاراده مقابل کردند. خبر نفر از غزه عصر به دست به و ضد و ضد سر دادند. بر سر دادن علیه همراهی عربی با این را نیز محکوم و اعلام قدس ابدی باقی خواهد ماند. در این پرچم های آمریکاو به آدمک دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا آتش زده شد و عکس های محمد بن ولی عهد و بن عبدالعزیز پادشاه این پاره شد. همچنین پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن تسقط آل سعود نوشته شده بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
حزن ممدوح، زمینه ساز دستیابی به شادی حقیقی

حزن ممدوح، زمینه ساز دستیابی به شادی حقیقی


چکیده به از و است. در فرح به و سپاسگزاری از او و را اما فرح و از های شهوانی از و ضلالت می شود. نیز بر از و های آن روی شده و فرح به حق را و اند. چون به قرب الی رضا به مقدرات الهی، و ساز نیل به و از فرح و است. های در به فرح از یک سو و و شناخت مبانی فکری از سوی دیگر، ایجاب می کرد که این در پژوهشی مستقل کاویده شود. در این نوشتار، به روش به فرح با به و می گردد. قرب حزن & فرح& در لغت به (فراهیدی، 1409، ج3، ص213) و است که درک یا دفع در قلب می شود و این حال به و (راغب 1412، ج1، ص375). & بطر& و & مرح& نیز در و بی (فراهیدی، 1409، ج3، ص225؛ ابن 1998، ج2، ص591) و & کردن& (طباطبایی، 1372، ج11، ص476) است. فرح در و گاه با الفاظی سرور، حبور، استبشار، ابتهاج، نضره و فکه بیان اما در موارد از واژه & فرح& در مطلق استفاده شده است. فرح نسبی است و به اهداف در دارد. بر این که فرح می در و ناپسند این امر نقش مهم و تأثیرگذار دارد. مفسران با تعابیر مختلفی فرح را در دو قسم و اند. میبدی در کشف است: که را به به و در آن سوق دهد و در وی کبر و را و اما فرح به های که و وی است و فرد را به شکر و سوق می دهد (میبدی، 1371، ج9، ص498؛ نیز ر.ک به: 1372، ج13، ص132). در است: & فرح به حق دست می دهد و است و هم می شود که به دست می دهد که آن است& (طبرسی، 1412، ج7، ص872). در نیز فرح شده است. از و قرن سوم بر فرح را دو نوع است: فرح و فرح (ترمذی، 1422، ص31). به وی، فرح به زهر و فرح در حکم است و کسی که را از سم نمی بیند. وی فرح را دو نوع است: فرح و فرح (همان، ص26). نیز با به فرح را از به سه است: فرح که فرح به است: & لَا لَا الْفَرِحِینَ& (قصص، 76)؛ فرح که به شاد است: & وَ الدُّنْیَا& (رعد، 26) و فرح که شاد به حق است: & فَلْیَفْرَحُواْ& (یونس، 58) (انصاری، 1371، ص329؛ نیز ر.ک به: 1371، ج2، ص375). فرح و و و و رضا به می رود. به روح در و به نهایی و قرب الی از ضروریات مباحث اخلاقی و است. در و در باب فرح و ذکر شده بن مایه و مضمون سخن را تشکیل می دهد. رو با به و به تببین چگونگی به فرح و می پردازد. شایان ذکر است تاکنون تحقیقی در این نشده است و در این ارائه می نخستین بار در نظری مستقل، به به فرح و با به و می پردازد. یک. منشأ روی گردانی از فرح در تاریخ عرفان و تصوف، دو طیف در دیده می شوند که در حب مشترک های قابل ملاحظه ای با یکدیگر دارند: یک به نام اصحاب سکر و صمیمی و شورانگیزی با خدا و اقوال و مقامات ایشان، از انس و طرب و بسط و رجا و شوق و بهجت دارد. اهل صحو نام که در خدا خائف و خاشع و از هیبت و خشیت، خوف و قبض، حزن و درد و صبر حکایت می کرد. هر دو گروه، از های روی بودند، لکن اهل سکر و ابتهاج به و تجلیات جمالی او را جایگزین فرح و در از فرح مند و روحیه بانشاط برخوردار بودند. در مقابل، حزن یکی از اصول عمده تصوف اهل صحو بود که آن را و پیمودن می شمردند. مستمسک نیز فراوانی از بود که مؤمنان را از عذاب و مجازات که در انتظار گناهکاران بیم می داد. حسن حزن و می گوید: & سوگند به خدا ای بنی آدم که اگر می و در می شد و از شدت می و بر تان می گشت& (ابی 1967، ج2، ص134). این نوع به در قرن دوم بر بود. چون بر در و خدا و می که در های از و بر و داشتند. نیز یا به که را می می و روی دل را به سوق می دهد. علی(ع) فرمود: & تو در که به از دست و که از را از دست بدهی& (نهج نامه22). با به این و را و حزن و فرح را که است: & مگر از که تو را از آن بود و شاد الا به که تو را شاد کند& (عطار، 1346، ص415). & و حزن سخن اند و بر آن اند که اما بود& (عثمانی، 1345، ص210). که در بر و از بود. این چون هر چیز مرگ و سعی و در این و و به آن ندارد. این فقط بر به روز که در آن به و این و این نیز از می کاست. & را نشاید& بود و در نظر در تر و از آن که در نظر از دارد. مرگ و این را به شدت جلب بود و و این را در نظر بی می داد. از رو و و بی بر های و ترک شده و و است که شده و و است. از شد: بر دل و تر یا حزن و و غم؟ گفت: & مثل است که از و شرف و عزت بر سر او و بر تخت در اى و بر سر او تیز و به موى و بر در این دو شیر و به این مرد بر شرف که حال او را از کجا و بى غم و غم و او کى شود؟& (ابی 1967، ج9، ص361؛ 1381، ص499). را به و را به و از اگر که حال او از حال تر و بر او تر است از و از و از شوم خود در است و به شدت شد (همان). حسن نیز بود قلب را می میراند. به وی، از یک طرف در بد است و از با مرگ و پس از آن است. بر ترس از در و و غدر است که با به آن می شود (بدوی، 1978، ص171). رو های و عمر فرح و نزد نمی با چشم مرگ و می و وی گوی خود می بود. به را بر فرح می دادند: خنـده بـرق را چـه عمـر بیــخ عمــرت زمانـه بـرکنـده چون همـه ابلهان تـو و خنــده آن که را لحد و حفـره کنده بود مر ورا خود چه جای بـود هر شبی کان زمانه بر تو شمرد روز از زنــدگانــی تــو بــــرد در رخ مــاه نـو کسـی خنــدد که از او ســود مـزد بـربنـــدد پس تو بـاری چرا نگریـی خون کت ازو جان کمست و دام افزون (سنایی، 1359، ص414) از نظر شاد به و نبودن به سپری شدن عمر، عقل آفرین سرانجام از جدا شد و او را به سبب بطر و در و جاوید می گذارند. پس بهتر است قبل از سرآمدن زمان، خود را از دل به برهاند. در کیمیای است: & هیچ کس که نه در عقل وی است که به زیادت شاد شود و به عمر که بر دوام کمتر می نشود& (غزالی، 1361، ج2، ص723). حزن ممدوح، ساز دستیابی به فرح و حزن که بر های می دادند، در وهله نخست مبتنی بر ترس از بود و از قصور و در و عبادات و نیز هدر عمر می گرفت، در بالاتر از و برآمده از دل و سیر آن در ملکوت بود و با نوع آن که به و علل و عوامل ظاهری کاملاً داشت. از شوق و تقرب به احدیت و او منبعث شده و عشق بیدلی است که از خود جدا است. این نوع بی قراری و بی دل، نقدی است گران بها که را از روزانه حیوانی و بی قیدانه به حرکت درمی و به سوی مقاصد سوق می دهد؛ است که امام جعفر صادق(ع) آن فرموده اند: & شعار عارفین به که اگر ساعتی از این فارغ شوند، با استغاثه آن را از طلب می کنند& (مجلسی، 1374، ج72، ص70). این را از گناه و دنیادوستی داشت. این حزن را از فرح و می و که از خوف یا شوق به می آید، در به بسط و فرح منتهی می شود؛ که از پیامبر اکرم(ص) منقول است: & اِنَّ یومَ القیامه اَماناً، فِکراً فِی الدُّنیا؛ وَ ضِحکاً فِی الآخِرَه، بُکاءً فِی الدّنیا؛ وَ اَشَدَّ فَرَحاً فِی الآخِرَه اَطوَلُهُم حُزناً فِی الدُّنیا& (فیض کاشانی، 1426، ج1، ص158)؛ که بیش از همه در خندانند، که بیش از همه در اهل تضرع و و که بیش از همه در شادان و فرحناک که در حزن و طولانی تر از است. نیز در جای فرمود: & ناگزیر که را پشت سر گذاشت، هموم و احزان را هم پشت سر می گذارد و بعد از مرگ هیچ دائم در فرح و است& (ترمذی، 1422، ص42). با ذکر این روایت و روایاتی بود های نفسانی، قلب را آلوده می کند و زنگار آن جز با غم و زدوده نمی شود. سلاح صدیقین در جهاد با نفس است و را به خدا می و در فرح و پایدار، فرح به حق را به ارمغان می (همان). بین حزن و فرح برقرار و آن را ذیل بحث شوق مطرح می کردند. به نمونه، در بحث یا فرح نفس، پس از نفس را در درک صفات شرح می دهد، به اشاره می کند که براثر شوق به لقاءالله دست می دهد. این با حزن نفس در از است و فقط به تحقق آن در می تواند خشنود باشد: & ثمّ یصیرُ فی فرحِهِ باللهِ عزّ و جل حزیناً، لانّه مَحبوسَه برمقِ الحیاه فی الدنیا الی رّبه عزّ و جل، قد أنس به، و اشتاق إلی لقائه& (همان، ص48). در حقیقت ازآنجاکه کمالات و های بی اتصال به حق به ای که به آن دست یافته وصل می کرد؛ ولی بعد از درک یک محبوب، به های او آگاهی می کرد. به درک شده واصل و شادمان، ولی به های که به آن دست نیافته محسوب می شد و امر او را با عمیق و می کرد. می گوید: & چون نظر دل بود که حال همه فرح و بود بدان، و آن را انس گویند، و چون نظر دل بود که دل طلب و تقاضا و آن را شوق گویند. و این انس و این شوق را آخر نه در این و نه در آن ... پس محبان حق تعالى در این و در آن انس و شوق مى گردند& (غزالی، 1361، ج 2، ص605). که ابن سینا نیز در اشارات یادآور در این از جهتی هویدا و نمایان (بالفعل) و از جهت ناپیدا و (بالقوه) است. به نخست، عاشق از آن و متلذذ است و به دوم، به سبب آنکه شوق به آن کمال را متألم و در رنج ولی رنجی که تحمل آن گواراست (ابن سینا، 1363، ص435). این غم لذت بخش و آفرین، رهایی درونی و سرخوشی را در با و داشت. سنایی غزنوی از این به & گریستن& و & خندیدن& تعبیر می کند: گریند عاشقان از تو خندند از تو (سنایی، 1359، ص152) این حزن را ساز و (غزالی، 1376، ص198) مهم و ثمربخش راه نیل به حق و از لذت می دانستند. بعد از و طی و شدن به مطلوب، کاسته و با به مسرت و فرح می شد. جاودان است و زیباترین و وصف ناپذیرترین را به دارد: تیر عشقت بر دل و جان می زخـم زیـر پـرده مـی چون غم تو کیمیـای شـادی است چون شکر زهر غمت زان می (عطار، 1373، ص384) دو. های تأثیرپذیری از و حدیث در فرح که شد، و احادیث در به مسئله بسزایی داشت. بر یکی از مضامین مهمی که در به چشم می خورد، مذمت های و است که فرد را به علاقه مند و از و آن می گرداند. در فرح ها و صور گوناگونی و در موضوعات متعدد است: 1. فرح و زهد نوع نگاه و بینشی که به خود و و وقایع آن عامل پیدایش دو غم و است. از استنباط می شود که بشر بر سرشتی انفعالی آفریده شده به ای که با به دست آوردن متاع دنیوی، و با از دست آن می شود و این انتقال حالت، به روشنی در رفتار و واکنش های او ظهور و می کند: & وَ أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَه فَرِحُوا بِهَا وَ إِن تُصِبْهُمْ سَیِّئَه بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ هُمْ یَقْنَطُونَ& (روم، 36)؛ & وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئاتُ عَنِّی إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ& (هود، 10). غم و های و بر محور انانیت و از رکود روح و انفعال نفس که که چرخش روزگار با خواسته های فرد هماهنگی فرح مند می شود و در جهت ارضای امیال او گام برندارد، وی در قبضه غم و می شود. خفته و می پندارد که در ماده به غم یا بر او عارض می وجودی و درحالی که به بی رنگی و بیداری: اش گیرد از آن غم های چـون ببیند مستقرّ و جـای (مولوی، 1374، ج1، دفتر4، ص494) این نوع و غم را دائمی و طبایع و عواطف انسانی نمی و است این عوارض مادی شود و شایسته عاریتی وی را غمگین و شاد کنند. به این معناست که شادی، از استغنا و زهد نبوده، به سبب هیجانات موقت است. این به و وسایل مادامی که فراهم هست و به محض مفقود وسایل، از بین می رود. از طرف این ها به این که در باطن گاه به غم می شود. در واقع اگر همراه با رشد، تکامل و سبب افسردگی شد. علل و یا از مشیت است و منوط به از نعمات یا شدن از (ر.ک به: 37). ها، چه و چه از آن جهت که مواهب هستند، مطلوب و ارزشمندند؛ لکن اهمیت و رفیع و های ابدی و بی آن را از یاد نبرد و دل بسته و ها و لذت های آن نشود، و های آن را و کوچک است. رو در است: & لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ؛ تا بر از دست شما رفت، مخورید و به شما داد، نشوید و خدا هیچ گردنکش خودستا را دوست ندارد& (حدید، 23). علی(ع) این آیه فرمود: & همه زهد بین دو کلمه از که سبحان فرمود: "بر از دست شما رفته، نخورید و به به شما رسیده، نباشید". کسی که بر افسوس و به آینده همه جوانب زهد را است& (نهج حکمت439). این آیه در بین نیز بازتاب زیادی کرد و معیاری بنیادین زهد شد؛ به که در تعریف زهد به این آیه و بعضی آن را زهد اند. عارفانی چون قشیری، وهیب مکی (ابی 1967، ج8، ص140)، ابن سماک (همان، ص204) و سمرقندی (مایل هروی، 1381، ص135) زهد و را از این آیه اقتباس که قشیری زهد است: & و اند زهد از قول است: "لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم"؛ آن بود که به از یابد، شاد و از وی درگردد، نشود& (عثمانی، 1345، ص176). از یوسف بن اَسباط نیز زهد را پرسیدند و او در گفت: & بر به او روی می و بر تأسف نخورد& (ابی 1967، ج8، ص238). اساسی که دو طرف زهد بر آن گشته، دل نبستن به دنیاست؛ رغبت و دل به - که عدم تعادل در خوشی ها و ناخوشی های است - بدمستی و خوش گذرانی در ها و بی و نابردباری در سختی ها می شود و سبب از بین حزن و در مواجهه با مصیبت ها و مانع به آمدن و تکبر و فخر از می گردد. جنید نیز به شمردن و پاک دل از آن را می شمارد (عثمانی، 1345، ص178). دل نداشتن به دنیا، دل را از دوستی غیر خدا خالی می کند و خود را معطوف خدا می گرداند. رو بن عاصم انطاکی نیز یکی از نشانه های محبت باری در فرد را شاد و نکردن به و در مصائب است (عطار، 1346، ص411-410). های را دارای زیان بار و با و مستی و بی از حقایق و معارف و داشتند: & به زهرى کشنده که در رگ ها رود و ترس و و ذکر مرگ و اهوال از دل بیرون برد؛ و این مردن دل باشد& (غزالی، 1373، ج1، ص174؛ 1422، ص22). و خوشبختی مفرط به های خداوندی، فرد را از یاد خدا و شکر خالق و از آن ها را از دست بدهد یا با آسیب و بلایی یأس و نومیدی بر او مستولی می شود و های را که هنوز از بهره مند است نیز می کند. از ها یا هم گناهان بزرگ تر و بدتری چون شرک و کفر را به داشت. از روست که عدم دل به و های در و تأکید و را به اختیار حزن بر فرح سوق داده است. بر این قلب های (در امر آخرت) را و و دل و دنیازده را مرح و خوش دلی می دانستند؛ که ابوبکر کَتانی گفت: & جوانی به خواب دیدم، به صاحب جمال. گفتم: تو کیستی؟ گفت: تقوا. گفتم: کجا باشی؟ گفت: در دل اندوهگینان.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات

copyright © 2017 by blogblog
دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود آهنگ i will always love you با کیفیت 320 دانلود اهنگ چال چاله از عثمان اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان عنصرالیاژی مهم فولادجدول دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله عثمان نوروزف blogblog.ir دکترتغذیه مرادی درکرمان دانلود اهنگ چال چاله از عثمان دانلود آهنگ ریمیکس محلی پروانه پرستش جدولانه362 دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ چال چاله. دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله اهنگ های بلوچ برزخ وشعیب دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ مایسا جان عثمان نوروزف اغنیه هاها-ابراهیم البغدادی دانلود اهنگ ترکمنی مایسا دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف دانلود آهنگ چال چاله از عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود ریمیکس amor solidance دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله تحمیل اغنیه ابراهیم بغدادی - هاهاها دانلود آهنگ ترکمنی مایسا جان بهترین ترکیب آرسنال در pes 2015 دانلود اهنگ ترکمنی چال چالی دانلود اهنگ چال چاله از عثمان guturnewspaper  تیجان اسماء بنویسد خواص بشمخ کاغذ اسماء تیجان گردن بیاویزد دانلودآهنگ ترکمنى چال چاله عثمان نوروزف صمد ممد : نزول خور mp4 ریوارکسابان دانلودآهنگ چال چاله دانلودآهنگ چال چاله عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف آوادان دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود ریمیکس جدید gon haziri blogblog.ir دانلود آهنگ عثمان نوروزف دانلود آهنگ عثمان نوروزف چال چاله زندگینامه وبیوگرافی ورونیکااولو دانلود اهنگ ترکمنی مایسا جان اهنگ ترکمنی چال چاله متعنی مشایه دانلود آهنگ چال چاله عثمان نوروزوف دانلود اهنگ شمشاد جان نوروزف عثمان نوروزوف انگ ماناگا ماناگا دانلود آهنگ ترکمنی چال چاله سرود در باره13ابان با اهنگ هنگ چال چاله عثمان نوروزوف انشایی باشیوه ی به کارگیری واژه های مترادف انشایی باشیوه ی به کارگیری واژه های مترادف دانلود اهنگ ترکمنی چال چاله دانلود اهنگ چال چاله از عثمان نوروزف blogblog.ir انشاهشتم درمورد انچه درمسیرخانه تامدرسه می بینید فصل پاییز اخبارفغان @guturnews اهنگ چال چاله از عثمان نوروزوف مجید بیجار زهی دانلود اهنگ چالچاله عثمان نوروزوف آوودون آوودون ترانه اهنگ عثمان نوروزف چال چاله دانلود اهنگ ترکمنی مایسا جان دانلود آهنگهای عثمان نوروزف اهنگ عثمان نوروز شمشاد جان blogblog.ir