بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب زنان



نصرالله: اسرائیل بداند کار تمام شده و مقاومت موشک نقطه‌زن دارد

نصرالله: اسرائیل بداند کار تمام شده و مقاومت موشک نقطه‌زن دارد


به خبرگزاری روز (پنجشنبه) در ضاحیه جنوبی شد و سید حسن حزب در آن به پرداخت. بر اساس ، در خود (ع) و را تسلیت گفت و از گسترده لبنانی ها در دهه اول محرم قدردانی کرد. حزب هیهات منا الذله سر داد و بر مکتب و راه و روش (ع) کرد.وی گفت: می که مسیر (ع ) چیزی جز پیروزی، عزت و و بود. سپس بر به و در قدس و نیز قرن کرد. وی به های در های (که از 10 شده و دارد) و گفت هیچ نمی شوند. یمن حزب در کرد: بر خود در ملت رنج کشیده و یمن می کنیم. در کشتارهای روزانه ملت یمن توسط ائتلاف آمریکایی-سعودی شکسته شود. در یمن، کربلای است و در قیامت از در این باره سوال شد. وی کرد یمن کربلاست زیرا ملت این تحت اند و جهان به توجهی ندارد. این وظیفه هر و و هر انسان آزاده ای است که به خود یمن دهد و ها در این و دارند. این ، یمن را به در و در یمن می کند. به هم و گفت این ملت ظلم و است. وی داد: نفر از و در به سر می و ما در این ملت و آن کسب و نیز ملت ماند. حزب گفت: است که در چند بعد های می شود. همه ما می که می کند تا را از نفت را که از به یک می شود. وی داد : اول به دین ، ، ، و اش است. چون در سطح و نمی که شود و کسی در اش را کند. می و آقا و و و اما و می شود. چون در می و از می کند و در طرح های سلطه جویانه می ایستد، هدف است. کرد در و و طرح آن است، که در است تا خاک و سرزمین های شود. اولین بود که به ندای عراقی ها پاسخ داد وقتی که داعش حمله کرد و مقدسات در خطر بود. جمهوری به مسائل مستضعفین پایبند است و این حق بر گردن ماست که در کنارش باشیم. وی در به اوضاع لبنان، به آرامش، گفت وگو و همکاری هر چه سریعتر جدید و بر عهده گرفتن ها فراخواند.( سعد الحریری که سوم خرداد مامور کابینه شده تا موفق به این کار نشده است). ضعف و قدرت حزب گفت این به خوبی می که قوی تر از هر زمان دیگری است. ها اند، چون طرحشان در ساقط شده است. ها امید به سوریه و عراق داشتند اما امیدشان نقش بر آب شد. ها می جدیدی شده اند و حتی کسانی که قبلا در صف با نبودند، این شده اند. نگران و است و ما کاملا هوشیار باشیم؛ او در بویژه آماده می شود و می هر پیامدهای دارد. داد: دشمن می که ضعفش بر ما معلوم شده است که قوت ما را دریافته است. چند روز پیش وزیر جنگ به مناسبت سالروز جنگ (جنگ 1973 میان و که شش روز به طول انجامید )گفت، در خاورمیانه دو راهبردی رخ داده است. اول، دشمنانان ما ، یعنی ما (حزب و مقاومت)، هایی که نمی توان جلوی آن را گرفت. دوم به اصلی جنگ آتی تبدیل شده است. در جنگ 1973 در می نشستند و قهوه می خوردند و اخبار را از روزنامه می خواندند اما این مسئله کرده است. حزب مجهز به زن شده است حزب افزود: در های زن و دقیق، اعلام می که هم بدانند. آنچه می شده، شده است. های زن و غیرنقطه زن و امکانات و تسلیحات لازم را در اختیار و اگر بر تحمیل کند با سرنوشتی روبرو شد که در هیچ انتظار آن را نداشته است. وی داد: می تنها این تکنولوژی که سرنوشت را مشخص می کند بلکه عنصر نیز بسیار مهم است. قبل از سال 1982 به می کردند اما از سال 2006 تا آیا شده که به کند؟ این موضوع نیاز به زمینی نه هوایی یا موشک. گفت: من در یک جایی که (طبعا) نیست، دارم، شما شب و روز کشتن من کوشیدید اما خدا عمر مرا طولانی کرد و من بر ناتوانی و شکست شماست و این مهم که من از یا غیر کنم. وی کرد: به مهمی رسیده ما در قدرت، و بازدارندگی داریم، ما روحیه، اراده و حماسه همه اینها را از در این روز (عاشورا) در بیش از 1380 سال پیش وام بار بر سرسپردگی خود به خط خون بر شمشیر می و می گوییم با هر خطری در آینده کرد، ما امتحانی شده ایم که به خانم سلام علیها متصل است ، از روز اول گفتیم یا و طی سال های گذشته این را ثابت کردیم که یا . حزب در خود بار بر تجدید بیعت با (ع) کرد و به همراه عزاداران لبیک یا سر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
گزارش تصویری // آیین چهل منبر در خرم آباد

گزارش تصویری // آیین چهل منبر در خرم آباد


روز خرم در با نام چهل گرفته و با صورت های پوشیده چهل شمع را در سقاخانه های مختلف روشن میکنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
آیین چهل منبر در خرم آباد

آیین چهل منبر در خرم آباد


خرم - - روز خرم در با نام چهل سکوت گرفته و با صورت های پوشیده چهل شمع را در سقاخانه های مختلف روشن میکنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
شب‌های حرم‌خانه؛ حکایت تعزیه خوانی زنان در دوره قاجار

شب‌های حرم‌خانه؛ حکایت تعزیه خوانی زنان در دوره قاجار


تهران- ایرنا- » با در شاه است که آن کوشیده روند پیدایش مجالس زنانه در آن را از خلال ماجراهایی که در حرم خانه دربار قاجار می گذرد، روایت کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
خاطرات ندیمه حرمسرای ناصری از تعزیه زنانه/ روایت علویه خانم از تکیه دولت

خاطرات ندیمه حرمسرای ناصری از تعزیه زنانه/ روایت علویه خانم از تکیه دولت


(ایبنا)- در عصر و به عهد سنت ها و های فراگیر و امر به فرصتی داد که به رغم موانع تمدنی و به این عرصه وارد شوند. که بنا به و و داشتند. و نویسانی که در به سفر مطالب جالبی را و نقش آفرینی در در آثار خود مکتوب اند که در این به از می پردازیم. به در و به در های می کند و می نویسد: در و شهر های آن (تعزیه) ها صرف می و حتی را در این راه وقف می کردند. به این و و بیش از می یافتند. او یافته به در نیز می نویسد: صحن را که نسبت به سکوی وسط آن شیب داشت، به که که عقب تر نشسته بدون مانع و ناراحتی بتوانند را روی سکو مشاهده کنند. دوستعلی خان معیرالممالک در یادداشت از خصوصی شاه یکی از شاه بر می نویسد: و اول حرم، از جمله بود که در برقراری بسیار مجد و مند بود. وی به همراه شکوه در و می کرد. خان نیز در خود در می نویسد: روز سوم که علم شاه را و به می وی و آن می شد، در که پیش از این آن بود. از بر شاه خود را در دست می گرفتند. های را زن و با روی باز می کردند. به را از ها که به یاد می داد و این که بر می لقب یا ملا می گرفتند. بر پخش این بر اسب و در دست در می شدند. در بخش از او می به این پی برد که در این شاه به بود که تا عصر در قید بود. چین می و اگر حزن می ای بر می زد تا کند... وی سر و را می کرد و به از او این کار را می و زیر علم می و زنی می کردند. در سفر حج، و در از اثر خود به ماه می و در این بخش از در می نویسد: که (شعبان) تاج (دختر شاه و عروس) است و اول است. به اول است. در دو سه ولی مختلف. دو است. زن های شاه و ها اول و توی ها کشیده. شاه و (نوجوانی شاه) هم با چند نفر در اول می نشیند. همه طاق بسته. نمی دانم چقدر اسباب چراغ، هر چه بگویم بیشــتر و بالاتر اســت. روزها هم های طاق روشــن، شــب که چه عرض کنم که کرور روشن... او در جای می نویسد: که شنبه بیستم باز ظهر از خواب برخاسته، به دیروز رفتم تعزیه. ولی شاه اینجا شب و روز پهلوی زن هایش می نشیند. منزل ندارد. این آن پشت با زن ها صحبت می کند. دخترهای را تماشا می کند، پول می دهد. بیعار هم دخترها را می آورند می دهند. و عهد عبدالله مستوفی در شرح زندگانی من در می نویسد: مادرم در خود از و چای و قهوه، عدس و بو و 6 رنگ در حقه های بلور که در سینی های ورشو چیده شده به مهمان های خود تقدیم می کرد. عدس بو را ها این می خوردند که تصور می اشک چشم را زیاد می کند. هم که مایه اش نخودچی و قند و مغز لیموی عمانی و گشنیز یا یا دارچین یا رازیانه یا مغز بادام سائیده چاشنی آن می شد، تنقلی بود که ها به جای شیرینی های معمولی اختراع بودند. او زنــان در مجالــس را چنیــن توصیــف می کند: فعال ترین بعد قاجار، در ماه محرم، و های تعزیــه بود. الزم به ذکر است که این در آن مدت زمان بیشتری را در برمی گرفت. روایت انگلیسی از در مری لئنورا وولف شیل، جاستین شیل سفیر انگلستان در اوائل پادشاهی شاه است. او مشاهدات و تجربیات خود از سفر به را در کتابی با جلوه از و آداب و رسوم گردآوری کرد. او در این اثر اشاراتی هم به و در این دارد: شاه در بالا و روبه روی و در سمت راست آن ابتدا عموهای شاه و صدراعظم و پس از آن به ترتیب محل نشستن انگلیس و و دیگران بود. در سمت چپ نیز زن ها صدراعظم، من و داشت. در اثنای با مستمر به وسیله چای و و (برای کسانی که به آن عادت داشتند) رفع خستگی تماشاگران می شد. محوطه پر از جمعیت می شد که تعداد به چندین نفر می رسید. قسمتی از محل تماشاچیان به زن ها که آنان از طبقات پایین اجتماع محسوب می و درحالیکه خود را کاملا در پیچیده بودند، در روی زمین می نشستند. قبل از آغاز نمایش، سعی و کوشش این زن ها پیدا جای مناسب، واقعا دیدنی این کار، فقط به داد و فریاد و فحش نمی شد، بلکه از پس از مدتی جار و جنجال، به جان هم افتاده و با کتک کاری و کوفتن لنگه کفش به سر و صورت یکدیگر که به پاره نیز منتهی می شد، سعی در یافتن جای مناسب داشتند. در این میان فراش های در محل نیز با نثار بی رحمانه چوبدستی های خود به سر و کله این ستیزه گران، را آرام می کردند. وقتی جایی در نداشتند! کارلا سرنا تنها زن جهانگرد اروپایی که در سلطنت شاه به سفر کرد در خود ای به و در این و در این باره می نویسد: من افتخار این را داشتم که از سوی اعلیحضرت در که را دعوت شوم. آن روز نهمین واقعه کربلا (تاسوعا) به معرض گذاشته شده بود. به آن دلبستگی می داد و جزئیات حوادث را می گفت من شرح بدهند و به نظر می با موضوع آشنایی کامل او و سایر های همراهش از سخت متأثر شده بودند. همه بر مصائبی که بر بزرگان دینشان به شدت اشک می ریختند. مهدی قلی خــان هدایــت نیز مذهبــی و در آن ایــن گونــه روایــت می کنــد: در تکیــه اطراف سکو از زن ها پر می شد، قریب شش نفر و حتــی مردها به علت کثرت جمعیــت زنان، بدان راه نمی یافتنــد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
والیبال زنان ایران از سد استرالیا هم گذشت

والیبال زنان ایران از سد استرالیا هم گذشت


- - تیم ملی در خود در جام با نتیجه سه بر صفر مقابل استرالیا به پیروزی رسید و به مرحله یک چهارم نهایی صعود کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
نقش زنان در دوران انقلاب و دفاع مقدس فراموش نشدنی است

نقش زنان در دوران انقلاب و دفاع مقدس فراموش نشدنی است


گروه - در کرد: نقش در مقدس و در ایجاد محیطی آرام در جامعه نشدنی بوده و هیچ‌گاه نمی‌توان این نقش را کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
علم گردانی روستای تاریخی هزاوه

علم گردانی روستای تاریخی هزاوه


ایرنا-اراک-آیین مذهبی علم در که 300 ساله دارد، در اول آغاز و تا روز دهم دارد. با و سبز در این و علم را به در روز اول و تا دهم در در بین محله‌های روستا به در می‌آورند. در این مراسم علم به تک تک خانه‌ها رفته و مردم نذورات خود را به کمک به داده و پارچه‌هایی که نذر کرده‌اند را به علم می بندند. کسانی که حاجتی دارند پارچه ای را از آن باز و تا سال آینده برآورده شدن حاجتشان از آن نگهداری می‌کنند. این علم در روزهای اول و دوم در طره زار، پنجم و ششم در سرآسیاب، هفتم در های ده و ده و نهم در های داین و ده به در می آید. در فاصله 18 کیلومتری شمال غربی شهرستان واقع شده است.*7
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
نقش زنان در ادوار مختلف فراموش نشدنی/ تلاش دشمن با خرافه گرایی ایجاد تحریف است

نقش زنان در ادوار مختلف فراموش نشدنی/ تلاش دشمن با خرافه گرایی ایجاد تحریف است


نماینده ولی‌فقیه در در که با وی کرد: نقش در دفاع مقدس و در ایجاد محیطی آرام در جامعه نشدنی بوده و هیچ‌گاه نمی‌توان این نقش را کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
هدف گلبال ایران دفاع از عنوان سومی آسیا در جاکارتا است

هدف گلبال ایران دفاع از عنوان سومی آسیا در جاکارتا است


تهران- ایرنا- تیم ملی است ملی به 85 حضور در های پارآسیایی رسیده اند و آنان به جاکارتا می روند تا از عنوان سومی شان در های آسیایی اینچئون دفاع کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
اشتغال زایی برای بانوان بسیجی با راه اندازی کارگاه تولیدی در خوی

اشتغال زایی برای بانوان بسیجی با راه اندازی کارگاه تولیدی در خوی


اعضای خوی از نزدیک با حضور در تولیدی مزون نیکو با کارآفرین بسیجی دیدار کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
اشتغال زایی برای بانوان بسیجی در خوی

اشتغال زایی برای بانوان بسیجی در خوی


اعضای خوی از نزدیک با حضور در تولیدی مزون نیکو با کارآفرین بسیجی دیدار کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
عضویت سه هزار نفر در جمعیت بانوان فرهیخته کشور

عضویت سه هزار نفر در جمعیت بانوان فرهیخته کشور


گفت: با 3 نفر شکل و نه به شکل و نه به شکل سازمان‌های مردم‌نهاد است بلکه به عنوان یک شخصیت حقوقی در حال فعالیت است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
«علیا مخدره» روی صحنه می‌آید/ اجرای یک تعزیه زنانه

«علیا مخدره» روی صحنه می‌آید/ اجرای یک تعزیه زنانه


به خبرگزاری تقریب؛ نویسنده و درباره این اثر گفت: این از اول تا 10 مهر ماه در به می رود. در این از و به آمدن در دربار شاه روایت می شود. وی ادامه داد: در سه زن ادیب و هنرمند که و شاه بار را در کاخ به می آورند. در شکل این ماه یا شاه و و نقش و های را در کاخ شاه می کردند. در این اثر بر به این مثل (ع) و علی (ع) و خوانی زینب (س) نیز می شود. شد: بر در از 21 تا 28 نیز در فرهنگسرای اندیشه به می رود و با به اینکه به شکل پرتابل هم طراحی شده است این قابلیت را دارد که با به درخواست مدارس و دانشگاه ها در این مکان ها هم به صورت موجزتر و به شکل کاروان - داشته باشد. این شد: این کاری از هنر مقدس است که می شود و بلیت فروشی آقایان نخواهد داشت. همه اعضای نیز از متخصص در حرفه خودشان و 10 سال است که در زمینه های فعالیت داریم. وی در پایان صحبت هایش بیان کرد: شامل 2 بخش است که اول کاخ شاه و اتاق را به می گذارد و دوم آماده شده است. فاطمه زارع، سبا رضایی، محدثه رمضانی، سارا قادری بازیگران این اثر که از اول تا دهم ساعت 16:30 در می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
«دهم ماه» دریچه‌ای به اتاق تاریک مجالس دینداری زنانه است

«دهم ماه» دریچه‌ای به اتاق تاریک مجالس دینداری زنانه است


به خبرگزاری (ایبنا)، و دهم ماه (مجالس زنانه) اثر کیایی، عصر دوشنبه (26 شهریورماه) با و در سرای اهل قلم موسسه خانه شد. و این در این گفت: عده ای که من به چه این را ام و من در که به این به سمت تهیه این رفتم تا بتوانم پاسخی به های شخصی خود بدهم؛ به یک مرد سال ها از این دور ام و این شد تا که در این چه رخ می که از باشد. وی داد: دوم از این اگر یک زن یا که در این است آن کسب کند به نمی رسد. این با به این اثر کرد: این پروژه تحقیقاتی حدود 4 الی 5 سال طول کشید؛ من از این به های مختلفی رجوع که در 90 درصد این به من ندادند و این حاصل آن 10درصدی است که به من دادند؛ در این هم نداشتم و به طور میانگین بین 3 تا 7 دقیقه به من از هر مجلسی شد. وی در گفت: طور که شما می دانید عکس به است تا با روح و کند که در این نمی شد. این بود که در این به یک را می و در این حین به رنگ ها و و داشتم. به هر حال به من این می این جنس از ها باشد. که این بود با به گفت: این است و که با و می شود و دارد. در این ما های مثل را هم که در آن همه نقش ها حتی نقش های را می کنند. وی داد: با این است و و نیز در که در این می اما دو که در این که این به شکل اند. این با به در کرد: با در شده است و در های اما بخش آن است و و در و پشت دارد. وی افزود: ما در این یک و می گفت خاموش هستند؛ حتی فعالان حقوق زن هم آن ها را نادیده می گیرند. از طرفی ما چندین نهاد که مسئول های اما شان در صورتی که ما و مداح زیاد داریم. با گلایه از وضعیت موجود گفت: اطلاعت ناقصی از این شده تا تصویری که ما از و این به جلسه ای یک زن بی سواد و خرافاتی که در تلاش است تا را به خرافات دعوت داشت که این برچسب ماحصل بی توجهی به است. چون این بیرون از قدرت ما است و ما از زمانی که محرم و نامحرم را شدیم به این را ایم آن را می دانیم و بعضا می شنویم که می گویند این سالن مد و محل پیداکردن شوهر و محل خواستگاری است که اتفاقا اگر هم این از این است که با زندگی گره خورده و نه آسیب. وی داد: که این این است که ما را با این آشنا اما باز هم می که این کتاب، است که به صورت محدود است. با این حال اگر ما بخواهیم به این است و بدون شک قدر این را آیندگان بیشتر می فهمند و آن به به دنیایی است که اما انکار شده است. این در به کرد و گفت: کیانی در این مخاطب را با کتابی فراتر از یک عکس روبه رو می مثال در بسیاری از این عکس ها ما تغییرات نسلی می شویم؛ آنجایی که می در یک عکس، زنی از روی دعا می خواند و در گوشه تصویر زنی مشغول دعا از روی گوشی است. در خدمت تان عرض کنم که صبر و ببینیم که آیا آن نسل از که از روی دعا می خوانند طور نامرئی به کار خود می دهند یا دچار تغییر می شوند. که آخرین این بود کرد: من جالب بود که آقایان به این شکل کنجکاوانه به می کنند. این ای از ترین و مردگریزترین را سوژه خود انتخاب و طبیعت کار را طور که توضیح شد به این از کار است. وی داد: عده ای این عکس ها را که می بینند گمان که کمی مصنوعی است اما که در اینگونه با در دارند. این معمولا با به افراد داخل آن محتوایش بیان می شود و در این اگر خانمی با متمایز وارد شود استقبال نگیرد و به شکلی خاص به او کنند. این و با به این ها گفت: سوگواری و یک بعد این دورهمی های است و کارکرد این هاست. ذکر از قبل از اسلام اما بعد از عاشورا تبدیل به یک آیین و می شود؛ از جایی که حضرت زینب (س) در عزاداری رفتارهای کوفیان و آل امیه را سرزنش می کند و نشان می دهد که وجه غلبه است. وی افزود: ای که آورده شده یک از است و در این مجالس، هایی نیز که در تقابل با ها است و در آن همه چیز ظاهر، و آرایش ها متفاوت است. حتی ما می که در قبل از انقلاب خوانندگان زنی که در آن مطرح بودند در این ها می و به مداحی می پردازند؛ در این دو دسته، سومی نیز که چیزی بین اول و دوم است. در گفت: این ها به لحاظ فرهنگی محلی اوقات فراغت و افزایش ارتباطات و انسجام اجتماعی می شده است و حتی می که گاهی زنجیره های خیری جمع آوری جهیزیه در این ها می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
پیروزی ارزشمند تیم والیبال زنان ایران برابر فیلیپین

پیروزی ارزشمند تیم والیبال زنان ایران برابر فیلیپین


- - تیم ملی در جام آسیا مقابل فیلیپین به پیروزی ارزشمند 3 بر 2 دست یافت و صدرنشین گروه خود شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
در حوزه ادبیات مستند جزء کشورهای فعال هستیم/ حسرت یک نویسنده

در حوزه ادبیات مستند جزء کشورهای فعال هستیم/ حسرت یک نویسنده


به خبرگزاری در سراغ یکی از نویسندگان این رفتیم. را این با قدمlrm;خیر محمدیlrm;کنعان همسر سردار حاج می شناسند. وی در گفت وگو با و از این نسبت به و اظهار داشت: نویسی طرفداران زیادی در جای خود مطرح اما من نمی کنم از و این شده به نظر من این هم خود را و ها که به و و من نمی به این که به و در ما کم است. وی با به شده به این است که ما با یک می در شده داریم، داد: انتشارات سوره مهر در سال چند عنوان می کند و ،آثار البته که هم در این کار و های دارند. به نظر من عناوین این از و است. جذابیت های داشت: به نظر من یک امر چون هم و هم است. رویدادها و وقایعی که و با وجه اشتراک یا می در یک و و رخ است به است. حال اگر چون و هم کار را با رو می کند. کرد: اما از سوی که ما را با این که کار ما چون خوب پس می کند و کار ما را می عصر و هر کسی در هر که کار خلق می کند به و کار خود و به نظر من در هم این خوب رخ و این امر به ای به های اند. این در به آیا ما از به داد: می به طرف و که در از ما به های در این با هم مواجهیم. چند که را می و هایشان هم پرفروش است و در و هم نشر نیازمند این است که کارهای مطمئنا اگر ما رمانها و داستانهای باشیم در این ها هم نشر می قوی تر عمل کند. در بخش دیگری از سخنان خود با بر یک رمانی می شود و در یک برهه با رو شود اما این اندک و انگشت شمار گفت: در ما با شجاعت می توانیم بگوییم در سال های اخیر ما در این یکی از کشورهای فعال ایم. این در ادامه در به فکر می کنید جایگاه این در ما چگونه آیا خود را است؟ کرد: من قبل از ورود به نگاری، مدتی به جمع آوری آزادگان مشغول بودم، که بین خود و شان رد و بدل می کردند، صنایع دستی که درست می کردند و ... من را می گرفتم و اسکن و مرکز پژوهش های تهران ارسال می کردم هم کارهایی در این انجام دادند. به گفته وی، معتقدم که اعتبار و احترام به این همه گیر یک نهاد اگر بخواهد در این فقط کار کند نمی موفق باشد. اولا این فرهنگ در بین ما مورد توجه قرار بگیرد و این که متعلق به یک شخص و شان چرا که ممکن است از بین برود. این و را بدانند، اگر ما به اینجا برسیم، این هم مشخص می شود. وی با اشاره به تجربیات خود در این و عده ای را نمی گفت: ها می گفتند که ما داشتیم که در جابه به خانه در طول این سالها از بین رفته یا در زیرزمینی که نابود شده به قدر این را که است نمی دانیم. کسی که یک قطعه طلا آن را هر می گذارد که از گزند آسیب در امان اما این ما چنین تفکری نمیکنیم، به نظر من یک که یک سرباز سال ها قبل در جنگ با همرزمش ثبت است اما ما قدر را نمی دنیم. با براین مسئله که آلبوم های که در وقایع گرفتیم و گوشه منزلمان است داد: قدر این را بدانیم، هم همینطور جای در کنج منازل جایشان در موزه است که شرایط ایده آل نگهداری دارند. وی در پایان داشت: در نهایت بخشی از این آن است که در افراد مانده است نه فقط عکس و سند ، بلکه از هم همین است . حسرت می وقتی می بینم رزمنده ای از دنیا می رود یا می غصه می که شفاهی و خاطراتی که در دل این فرد و ذهنشان استخراج نشده و او را با خود به دنیای می برد، امیدوارم یک اتفاقی بیافتد که ها این شوند و تلاش تا این از ها بیرون بیاید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند

ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند


خبرگزاری (ایبنا) ـ سندی مومنی: در چهل فصل (دویست و یک صفحه) به نگارش درآمده است. نام است که های آن در می گیرند. و با می کند. را می ای در نظر که می شود. این همه قبول نیست. و عدم تغییرات، سرفصل ماجراهای است. سه دارد: نخست؛ که از کل شده است. است های از مختلف. این را کلی و فصل های و ضربآهنگ تند ماجراها تقویت می کند. دوم؛ ای از است و را که این شود. است که از ای (انقلاب) در جهت به و ها است. این است متنی را در با به از کل در نظر بگیرد. است پتانسیل در متن و کمال به به جهت آن که بیش و پیش از و ای است که در با نظام، ها و ضدارزش های ای را پیش روی خود می بینند. این از هر بر دارد. سوم؛ در نقش می اما است. است که به رغم عدم اشخاص، است را با کند. است با تعداد زیادی که در فصل های چهل گانه دارند. با به نوع شدن با است. این در از ها تر از هاست. به طور از هوس های بی خبر است. این که او از به در فصل اول می شود و در آغازی است بر از و و زلیخا، به شناسانده نمی شود. کمی از و یا فیض می دانستیم. کمی تر می شد. به طور در جریان بی خوابی می گرفتیم. با این همه طور که شد این (عدم در مارون) یک است. فراتر از گذاری های صرف خوب و یا بد بودنش. در هر حال روایتِ در با گو آن به ای است که را تا نگه می دارد. های و و است. این سه در متن خود را به می گذارند. گودال: است. در متن به است کند. که آن به در است. این است. ناخودآگاهی که آن است که به واپس آن ها از زندگیشان دارند. این روانشناختی به اثر می دهد. انقلاب: ای است که بر ساحت های تاثیرگذار است. در روستاست. و در و کل کشور. چهره را می کند. این را می در صمد و به کرد. در آقا کور و های نیز این می شوند. و دارد. در و محرک در روستاست. این مفهوم، با رویکردی را می دهد که بعد از در می افتد. خشونت: در و پیشینی از دو و است. برایند و وقوع است. مخرج مشترک و است. چه آن جا که عوض می شود و خان و خان فراری می و که از کتک می به است و چه آن جا که امن و بی دردسر می شود دفن همه آن که است به فراموشی شود. در سه که شد تر و تری در متن دارد. این با شدن به می شود. که و پیش چشم می افتد. که همه از آن و کسی به آن تعرضی نمی کند. در متن دار است. در یکی از های متن است. و و از گل بس و و که قشر و از زن را در می کنند. در زنان، مردانی نیز که های به و مهم زیرنظر آن هاست. آقا کور و در یک جای می گیرند. و در و صمد و فیض و و در یگ هستند. و خان و خان ها نیز در هستند. این مردان، مسبب رویدادهایی که بعد از آن خود و مقابلشان را به کلی می دهند. پرقدرت از فصل هشتم، به می شود. در این فصل اکراه و در عین حال کنجکاوی صمد در شب نشینی با اداره و و خان می شویم. در این فصل پیشگویی را می خوانیم: رو می بینم که یکی مثل تو جای یکی از این مفت خورها باشه. (سلیمانی، 1396 :44). در فصل نهم مرگ بر شاه در جشن سده می شود و تظاهرات تا می افتد. جملات این فصل این است: ها که چوب های شان را بردند، صمد فریاد زد: مرگ بر شاه! با این شعار در بهمن ماه هزار و سیصد و و هفت به رسید. گنو کل و غش کرد. (سلیمانی، 1396 :50). دستگیری صمد و فرار سربازی به در فصل دهم را در پررنگ تر می کند و نهایتا در فصل در اول فصل می خوانیم: شد. گورانی ها صمد را مثل یک قهرمان از بازداشتگاه آزاد کردند. پنج روز بازداشت بود. شکنجه شده بود و دماغش شکسته بود. (سلیمانی،1396 :56). و صمد و چند در در است که با جدی از صمد رو می شود. در با و و می که به می شود. در این است. خان و خان از و می و ها می شوند. طور که شد، مهم متن است. در کلی به یا سهم در است در جهان. می که در به از است. یا سهمی در از تاثیرگذاری بر یا دیگران. (اوتویت، باتامور،1392) این را در صمد و دوستان انقلابیش می بینیم. اما با این که صمد از شاه و خان(بیشتر از خان و خان زاده) است به نظر می رسد اسیر انتقام شده است. در می خوانیم: صمد به نمی هدفش چیست. فقط می که از شاه و هست. از شاهی ها و نوچه های شاه مثل خان از شاه بود. خوشحال بود که به خواسته اش رسیده و شاه است. (سلیمانی، 1396 :67). گواه صمد بعد از شدنش سوختن تور است. پیش از این کتک صمد را خوانده است: ها مشغول صمد زمین. آبشارها که به می نیم خیز می شد و می کشید. نه آدم ها که توپ های خوابیده در طرفین. فرقی نمی کرد آن که می برد یا بالای گودی... دلش می یکی از ها از بیاید و به او بگوید جایش کند. کسی نیامد و اگر آمد به قصد بود. پسر خان راست از آمد خم شد یقه او را از بلندش کرد و شترق خواباند بیخ گوشش. آن که صمد آبشارشان پسرجلال خان را هو و این به ضرر صمد شد. به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ. پس چرا لالمونی بکش قحبه! (سلیمانی،1396 :27). بعد از این نیز می خواند که صمد هیچ وقت این را از یاد نبرده است. که می شود و خان و اش را ترک می کند، است که عملیاتی بدهند. که در دست آن هاست. و عیدی که ها و شهر ها به می و در می صمد به می رود و اش را با در می اما را بچه می و می به نفسانیات مان بدهیم راهنمای مان شوند. اما می کند و در و صمد و فیض تور را آتش می زنند. است که به هنجاری می شود؛ و احزاب های در سپهر که را می کنند. وبر را به عام به این که یا ها حتی در با اراده خود را پیش می کند. که یک است. در به نظر وبر به می شود که های در آن به می شوند؛ کسب و و است. به ندرت است در که خود را به شکل خالص بر زور یا نظامی سازد. در عوض های حاکم می کوشند خود را و آن را به که او (این در است) می نامد. به نظر وبر سه دارد. عقلانی/حقوقی و کاریزماتیک.(مارشال،1388). در متن در شکل و و به ای شده است و یکی از خشم و صمد به خان و خان در است. به صمد می دهد تا این را به نفع بدهد. این آتش زدن تور و به آتش خان است. در سه که وبر به آن بود کرد بنا بر وبر (واقعی و خیالی) است که فرد آن است. که می بر و خود را به از و خود کند. است به شکل های که به های آن دارد. های دینی، هنری و... نیروی و برانگیختن آدمیان و دگرگون دنیای متحجر مادی را دارد. به وبر شکل از یا است. به پیشکسوتان و پیشینیان است. پیشاصنعتی. عقلانی- قانونی، مدرن که همنوایی با قواعدی که قانونی و به بروکراتیک به گذارده می شود راه و رسم رایج است. و از است نه از شخص. (اوتویت، باتامور،1392). در می که صمد از و که می جایگزین شاهنشاهی است خشنود است. به دلالیل است که قدر که می در را در دوباره کرد به نیز می را در ای دید که در با و و خود را می دهد و این در متن و هفت است و نیز حق را و هوادارانش ادا است و این وظیفه را است اگر این جزء وظایف بود می که که و با فهم را فهمیدند و آن از جان خود دریغ نکردند. در بعد از در نظر سه از وبر به سختی می در را تابع یکی از آن ها دانست. و از کاریزمای نیست. آن علمی و جاافتاده که از شود به این است. در از می اما به طور آتش زدن تور به مافوق خود اهمیتی نمی و در در فصل نیز به آتش و خان را به خود گزارش نمی دهند: دست و دلش می لرزید. بود اما نظر را هم بپرسد. می نخواهد کرد. فیض اما بود. نه آتش زدن خان بود پیشنهاد کرد خان را هم آتش بزنند. گفت در شده و ها را و آن ها را سرجای شان نشاند. (سلیمانی،1396 :81). در فصل نیز حرف از تنظیم طرح و طرح است. صمد می زودتر های و کشاورزانی را که تاقبل از این به خان کار می کند. او بعد از شنیدن پسر خان به می رود: صمد این بود. روز بعد به رفت و با راجع به با کشاورزان شخم تابستانه و صیفی کرد. گفت در این خصوص ای صبر تا از چه دستوری می رسد. گفت است صمد دست نگه دارد. از همه مهم تر آتش به کاهدان می و این خطرناک است هم و هم که نیاز به آرامش دارد. گفت کشاورزها را تحریک کند. برخلاف به صمد گفت که می را کند تا کی صبر تا آن ها که در اند شان وضع گفت وضع می و می کنند. (سلیمانی،1396 :95). خان نیز است: بود سرخود بود جنایت کاران اول بشوند. بچه های حرف های را و در آن نزده بودند. اما همه یک دل خون در خون . با زبان بی زبانی با هم توافق که اگر خان یا را دیدند ای تامل شلیک کنند. در این نمی زدند اما همه می اگر روزگاری سر و کله خان و در سالم به فرستاده شوند. (سلیمانی،1396 :169). در با نیز ست. می که خاص خود را از و طبق این که در از عناصر و به است می از و اهدافی که به نفع نیات خود کنند. به رای. در این به رای، قدرت، مداوم و آدم های بی چیز، است. به ای سرکشی است. طغیانی که در نظر اول و مقبولیت را به اما طور که از متن شد می که های به روی اند. در چند از می که ها قصدآباد را دارند. های که در حیطه می مطرح کرد: نخست: چه کسی و یا چه را و ظرفیتی در چه و چه جمع ها می دانند. در که را غیرشخصی دانسته اند. بود و های دستیابی به است. فوکو بود و ساز و به انضباط شکل به گفتمان آن ها، آن ها و در نفس سوبژکتیوتیه آن ها. به نظر می رسد را به شکل و سپس از این در جهت نظمی که می کنند. این در و تصمیمات آن ها گنو و آقا کور و است. دوم: را می به آورد؟ بر این که از روی قصد باشد. کنش پذیرد. زدن و در دو از ای است که در شکل است. با می و با اجتماعی.(در با نوع و و آن در بحث شد.) به آتش تور و خان نیز از نوپای است. سوم: چه و را می به چه می تاثیر بر بگذارند، و یا در سهم باشند؟ ای که در متن می ای است بر رای حداکثری و یا در نظر رای نیست. با و و و در دست رای است و که بدانند شده به صلاح و آن ها در جهت اهدافشان را می کنند. زدن و فرستادن گنو به و یا از می دهد که که را می کند رای است. حتی نیز دو نفر می گیرند. است که سال این شخص هیچکس به نمی آید ولی طور که می آتیش شان تندتر از این حرف ها که را در مسلمان ها راه بدهند. به راستی انسان، می یا غیر ساواکی، چه دارد؟ در متن سه بار می افتد. بار اول دو ماهه زلیخا(پیش از و به جهت به مارون)، بار دوم ساواکی(صمد و را به می اندازند. دو فرد انقلابی) و بار سوم صمد انقلابی(جنازه صمد را پسر خان و ماشاءالله به می کنند). دوبار زنده در می شوند. بار اول خودخواسته و بار دوم به زور به که عاملانش نمی اما همه معتقدند ها این کار را اند. چهارم: موردنظر را چگونه درک کرد؟ آیا است که می در دهد یا فقط در شرایطی که فعلا این با به های ها در بحث به آتش زدن خان و تور والیبال، به می شود که خاستگاهش بیش و پیش از هر چیز در و از کینه و انزجاری است که سال ها در جانشان شده است. شد که است. در متن و به آن و نقش و نقش و در نقش است. به یک فرد در و یا به رتبه یک در مقایسه با های می شود. در کلی به دو نوع و می شود. را فرد از بدو به دست می و بر و دین و و و و به می بخشند. از این رو بر اصل و نسب فرد است و نه بر های فردیش. اما یک است که فرد به سخت و که از خود به خرج می دهد به دست می آورد.(کوئن،1389). است. می مهم و باشند. در خان و خان ها که و به آن می گیرند. ولی مهم این است که آیا که بر های نیت های اند در نقش های عمل سه با در این بحث دارد: و نقش را به کند که آن نقش باشد. از است آن نوع را که آن نقش است باشند. نقش شان که از شان از بدو است اما نقش های پس از شکل به آن ها می و های یک نقش است. آیا صمد بعد از و با در نظر و شد؟ آیا صمد از به بعد از و صمد شده بود اما آیا که از شاه و شاه ها شده بود بود در نقش نقش گاه یک فرد در نقش خود می شود که در نقش با ها و چشم های رو می شود. نقش به می شود. این ها می آید که نقش یک شخص های از او باشند. یا یک فرد را در که یک باشد. که با می کنند. صمد ور و دارد. را با در می گذارد: صمد گفت نمی ولی را از همه چیز کشیده. گفت که عوض شده او هم عوض هر دلش بکند. زن است. می همه را به روز و کرده. مگر و نمی را جلو کنند. هم پر بی راه نمی گویند. تا چیزها. اند. زنی اند. این که می کند زن می زن می زن کرک و پشم و و می زن خرج و زن با بگو و می کند جز گنو که خدازده گنوست؟ (سلیمانی،1396 :84). صمد با با لو ساواکیش و در و بین ها است اما نقش را به وضوح در با می بینیم. علنی با صمد نیز یکی از اهرم های این در نقش اش به می آید. فیض بعد از شدن صمد ای به دست می آورد. و از ها هستند. در این فیض به ای کند که نام صمد را نگه دارد. فیض در و نامزدی او با و که با می با اش در تناقضی چشمگیر دارد. در فیض نمی نقش کاملی در اش کند. او می به خان برود. نقش بر فیض آن می شود که بعد از شدن و قتلش به فیض او با می کند و پیداکردن می شود. حتی به هم نامزدیش با دختری هم او را ناراحت نمی کند. به از این می گذرد. او نقش اش را در اجتماع(انقلاب) رها می کند و به می رود. در نقش فرد در نقش را در نقش گویند. این های دارد. فیض در نقش است که به آن شد. از مهم که می در متن با به به آن کرد است. منظور از و منابعی است که و ها از با می به دست آورند. در بر این که این و نیستند. این در دارند. است از آن چه شما می دانید. ها و مهارت ها و تجربیات. ولی به این که شما چه را می شناسید و با آن ها در هستید. نیز بر این که است. این شما را قادر می تا ارزشی را به آورید دهید. به هدفی نایل شوید ماموریتی را در و در کنید.(گروه مولفان،1383). فهم بدانیم که این نوع با شکل می در و و است. اجزای را بین (نوعی ای که برقرارکننده بین است. این بعد کمی است) و ذهنی (پیوندهای بین باشد. این بعد کیفی است) می دهد. در این دو جزء و پیوند، می از منظری معرف در نظریه بین و باشد.(گروه مولفان،1383). ها در متن به چه آیا در اند از متعدد و و ببرند؟ به نظر می رسد می از سه به این داد: نخست: در و دارد. اما هیچگاه نمی شود در اکثریت و یا مخالفان. چرا که طور که به آن شد در خاصیتی که از و یا رده و در این که نهایی را می گیرند. در به شدت با است. گل بس و عباس، زن و شوهری که خان کار می نیز جزء هستند. وفاداری این زن و به شان تا آن جاست که عده ای آن ها را نوکر خطاب می و عده ای تاییدشان می کنند: نبود. سر باغ ها بود. باغ که نصف شان را داشت. نصف دیگرشان را می داد به خان که منزل و هیچ وقت پایش را توی نمی گذاشت. ها و گل بس را شماتت می که چرا همه را برنمی دارند، این که کسی او را نمی شناسد چرا مفت و مجانی جیب را پر کند. هم به می به شیری که خوردی. مردی، مرد. حروم خور نیستی. (سلیمانی،1396 :180). جالب است که گل بس و و عضو است: که از راه گل بس شد شاخه ای از درخت سیب شکست و به جانش. توی بی حیا هم از اونایی. تو هم برا من شدی، ها؟ تو که با نون همینا شدی! این خان را ندارند: بود از خدا بترسید. مملکت بیشاه نمی شود ده هم بی خان نمی شود. بود اگر خان نصف ها از می مردند. چند نفر را اخته کرده؟ شکم چند تا را آورده؟ و یک یک خان و آبا و اجدادش. سگ خورده. آدم برده. سفره ش پهن بوده. (سلیمانی،1396 :53). نیز در و تکلیف که می تا که می شاخ و شانه می کشد می کند با همراهانش به می رود اما جز و نفرین کار نمی دهد. که در با می در ذهن این است: اگر دوماهه اش را نمی کشت و صمد را از دست نمی داد، آیا باز هم و ها بود؟ و مهم تر آیا هویت و مستقلی از های قائل بودند؟ به این ها می تا و عدم در را بدهد. در های و هم جزء هستند. در به جهت آن که های متعددی و به سرعت پیش می رود، با نگاری آراء ها و یا های و نمی شویم. فقط می دانیم که و زنش هوادار ها هستند. هم که به نظر می رسد برایش خوشایند و پیوستنش به نیست. خان و خان ها هم وضعیتشان است. آن ها از هر چیز از دست اقتدارشان است. در جذب کمی دارند. اول به این قضیه جدی فکر نمی و دوم به نظر ابزار و هایشان: یکی از ها گفت شان این است که با گفت است از آدم های هم عضوگیری کنند. چرا به درخواست که دلش می عضو نمی دهند؟ اگر تا مرد سن و سال دار در چه بسا کمتر کنند. به هر حال آن ها تا پیرهن پاره اند. (سلیمانی،1396 :153). در صمد نیز هیاهویی به پا می شود و عدم از سوی عده ای می شود: این بود. هیچ کس نفهمید چه شد که ناگهان و سر و صدا را برداشت. و زد و شد. خرده مالک های ها را می که خدا و پیغمبر شان و به همه بی حرمتی می های ها به آن ها سنگ می و به می دوران آن ها و است گورشان را گم و بروند های شان. (سلیمانی،1396 :109). اساساً به در هر ای است. که این که در به آن شد. به طور در فصل و نهم رمان، با سعی می به بچه های مدرسه، طرز از را یاد بدهند. این آن کار ای نیست. در فصل سی و دوم نیز می به که سنگ های را می بوسیدند که کارشان به بت است. در این فصل با یکی از که عیسا به دین خود موسا به دین خود و اظهارنظر فیض که می گوید: بشو نیست؛ ببین کی گفتم (سلیمانی،1396 :163). می شود. و های یاد و را زیر می برد. با ای روست که را به درک و است. که اسد یکی از فعالان بعد از روستا(مشخصا به این تصمیم) به گنو به می گوید: این قشون کشی می دهد ما آمادگی از ها را ندارد؛ اما همه چیز در عمل را می دهد و گفت است را موقتا بگذارند. اما گنو را کرد. گفت تا آن جا که او پرس وجو از هم با گنو به اند. (سلیمانی، 1396 :153). دوم: همراهی در پی می آید. در بر سر هر که می دو دستگی است. در نیز دست اندازهای خود را دارد. سوم: و کردن، بر سر است. در و و در یک راستا دارند. به نظر می رسد روستا، مانع از پایدار بین و شده و عدم به در بطن خود عدم را نیز به دارد. می گفت از و اما این و در گروه، آن طور که باید، ندارد. در بخش ایستادگی، می دو آورد. جوانی که شب بر سر می و فیض بعد از شدن سلاطوری. نگهبان بعد از و بعد از این که این و نتوانسته کند اسلحه خود را به می دهد و از کناره می گیرد. فیض نیز با شدن به قتل غیرعمد سلاطوری، از می رود تا را کند. این دو که در عدم بر به را می دهد، تاییدی بر حرف اسد است که را آماده از ها بود. که در است. طور که شد، و به سخت است. به طور تقدیرگرا و کار هستند. مشخصه و در عدم در آن است. در این نوع نوآوری و حرف زدن سخت می شود. به سنت و دارند. این را در گل بس و به می و در به صمد می که در جای به خصوصی دفن می شوند. در در صمد بر که می بی اعتنایی به گذشتگان در محل دفن است. با ها که بوسیدن سنگ های را بت می نیز یکی از مقابله با حرف و است. نیز بچه های نیزیکی از است. از های سن و جنس است. به جهت حفظ و به آن، ریش سفیدان از و جایگاه برخوردارند و جنس مذکر نیز از و است. ریش در متن نیست. در اختلاف های با ریش کسی نمی شود. این گردد به خان در روستا. پیش از این خان در حمایت بود و به نظر می رسد تا پیش از خان به تری که از و است است. است که این نظر خان است. اما در هر حال می دهد که حرف آخر را در خان می زند و بعد از که خان و خان ها از می روند، سن و سال از را نمی که بتواند قائله های را بخواباند. مردان نیز در فصل که عروسی می این می شویم: سوار اسب بود و یک پسربچه شیرخواره جلوش بود که یک پستانک آبی چرک توی دهانش بود. دختربچه جلو نمی گذاشتند. بود که بخواهد؟ همه آرزوی پسر داشتند. دست کم آرزو بچه اولشان پسر باشد. (سلیمانی،1396 :186). مهم که در این بخش مهم است است. است از وسائلی که آن ها را به کار می بندد تا اعضایش به های انتظار با کنند. به عوامل می شود و به دو دسته و می شود. در (گروه و دوستانه و شغلی و آن می شود) هستند. های فراوانند. این ها از طردکردن و شایع تا تمسخر و مضحکه را در گیرد. از آن جا که فرد امری حیاتی است هراس از عدم خود یک کارآمد به می آید. را می از ها و به کار بست. ها از زندان ها، مراکز از نوجوانان بزهکار، دادگاه ها، مددکاری و آن ها. کارگزاران نیز از ماموران پلیس، قضات و مددکاران اجتماعی. تری به خود تر و تر شدن این نیز می شود.(کوئن،1389). در متن و به حذف و طرد و است. در یک آن هم است که حکمی و می شود و به به می شود. در به است. در متن مارون: صمد با ور بر است که است و تغییراتی که در می بیند. فیض با بر سر قبر صمد بر حدس و گمانی است بر سر قبر و به بدتری می شود. به است که این فرد می شود بر او. حذف برفو، خان و اش و از متن نیز از است. این نکته است که شده و به محکوم می شود. این اما او می شود که حذف و طرد می دهد. در بخش مقوله در متن است. استدلال دورکیم این بود که نظم و انسجام نرخ های خودکشی، واقعیتی است که با و همبستگی و و نیروهای بر آن ها تبیین می شود. خودخواهانه و خواهانه به از نشدن و بیش از حد شدن فرد در نشات می در که آنومیک و به عدم و و و بیش از حد است.(اوتویت، باتامور،1392). می ای است که و بیش از حد است. نکنیم که در می گوید: عجب زمونه ای جون آدمیزاد شده پشکل گوسفند. (سلیمانی،1396 :124). گودال، در متن به دارد. با دهانی باز و که به نظر می رسد آن باشد: فقط سنگ های بچه ها را نمی بلعید؛ هر سال خردادماه های شان را هم می بلعید. بچه ها از جلسه امتحان که می آمدند یک نفس تا می دویدند و فاتحانه ها را می انداختند. از بچه ها مثل شان انتهای یک آتشفشان است که درونش بریزی فوری به خاکستر می کند. با این که لاشه گوسفندها، سگ ها و گاوهای سقط شده شان را آن می اندازند، هیچ وقت بوی از آن نمی شود. (سلیمانی،1396 :18). از فصل ملموس و کمک کننده می شود. مال های تلف شده را می بلعد. حتی گمان می رود عمه گنو فرزندان سقط شده او را به می اندازد. در فصل اول به می شود. صمد و نیز را دارند. را زنده می اندازند. خود به این می رسد که برود. نیز در است. های نجسی و هم نصیب می شود. حتی با طرح شهربانو فرح. قفل نیز بیهوده رفع مصیبت سهم می شوند. آدم ها و اشیاء را می که نام و نشانی از آن ها در خاطره باشد. مال های تلف شده و آدم ها و مدرک که از جرم می دهند، همه و همه بشوند. آیا دان تاریک که ته ندارد؟ را به سه و و کرد. او (بخش ناخودآگاه) را در های تر می دهد. حاوی و است که بر آن ها واقف نیستیم. و به این که از محدوده که وقوف بر آن ها رنج و اضطراب عظیمی به دارد. (رایکمن،1393). در بخش ما است از ذهن شده که ما ها و افکاری را می دهیم که نمی دهد به آن کنیم. ناخوداگاه بخش عمده ای از تاریخچه ما را در خود دارد.(اسنودن،1388). نیز در روانشناسی گرایانه خود از می کند. از این می شود: این بخش از خاص هر فرد است. این بخش از و جوشش های شده ادراکات زیر آستانه و شده شده است. که خود تشخصی نمی دهد. یا فورا در دسترس نیست، در این دارد. دو نوع در آن دارند: که شده اند چه به از دست شدت و فراموشی، یا به سرکوبی. فعالانه از شده باشند. این خاطرات دهنده و مطالبی می شود که خود را می کند. که شده اند اما شدت کافی به اند. این از تاثرات حسی است که مداوما در آن هستیم، چون به آن ها ندارد. (اسنودن 1388). با این تعاریف آیا به نظر می رسد در تفسیری باشد. به این که می به شود. در این در های ها می شود که به شدت دارد. خبر از حذف و طرد و و مرگ می دهد. که با شدن از ها و به کهن می رسد و حتی می از کهن پیش از خود را نقض کند. کلید مباحث است. بود طور که می ای از آن آید که در است. به دان که است فوق العاده اسرارآمیز و مملو از ها و است. نه درگذشته و سیر می کند می از حدود بگذرد و به گام بگذارد. از است. به این که از نمی آید پس اکتساب و منحصربه فرد نیست. مرکب از است که یک در خودآگاهی و بعد یا و یا شده است. از طرف و اند. دو دارد: (همان کهن الگوها): ذخایر می که در تاریخ بشریت شده اند. این در ها از بدو موجودند و به نیرویی در سطح اند. این از در رویا و تخیلات و از در ها و تعالیم دینی می شوند. تصاویر با خود می اما خود ثابت می ماند. همه با های که در ها و های پریان می آیند. پیرزن، آدم حقه باز، آدم بد، آدم خوب و آن است. هم های و هم های که انعکاسی از کلیت و تعادل است. غرائز: های که ما را می کند. ها از و و خشم. ها نیز و اند. آن ها ما را به عمل به های می که دارد. در درک و فهم ما از موثرند و ها بر ما اثر دارند. بخش های هستند. و از این رو در شکل و عمل کارند. بود تمدن ما را ساخته از مان جدا اما ناپدیدنشده اند. ما های غریزی به یافتن غذا و میل داریم اما سرکوبش می به این که در بیاموزیم که نمی بر عمل کنیم. هر دو جزء متعلق به به آن که مستقل از های شده در سطح جهانی اند. می تحت دو است: و میل به قدرت. این دو کشش با هم می چون میل در جهت حفظ و بقای نوع است درحالی که میل به با حفظ فرد سر و کار دارد. نیازمند قواعد است تا حتی المکان از تعارضات کند.(اسنودن،1388). کهن که از آن می کند با هر شکل ویژه ای دارد. اما مبنایش یکسان است. به طور کهن از کودک جهانشمول است. در نظر باشید متن زنی به نام را معرفی می کند که در را بر سر می کوباند تا مردش را باز پس گیرد(زلیخا چندماهه اش را از بین می برد تا را به باز گرداند. این که در است از صمیمی پذیرفتنی است و این را می که مرد بچه هم بود!) و در و خود از پسر ارشدش صمد را می کند! طور که پیش از این نیز شده است که در متن دار و است. های و و در متن دارد. است که به قصد به خود و شود. در این قصد و نیت رفتارکننده نیز است. در به می که از روی قصد و عمد، و صدمه و به و یا خود باشد. (کریمی،1389). از و توهین و ضرب و جرح تا تخریب اموال و و قتل است. است که در همه می و بر آن روز به روز افزوده میshy; شود. در خشونت، و کودکان و سالمندان از shy;ها پذیرتر هستند. گستردگی و فراوانی در به مستقیم خود می shy;آورد و در مرتبه امنیت و سلامت را در خطری جدی می shy;دهد(صدیق سروستانی،1389). در متن و دارد. طور که شد در های و و را در سطح به می آورد. کلی به و آن در متن می اندازیم. در ابتدایی با زن می شود: ها بودند: تو زن وگرنه شوهرت را نگه می داشتی. (سلیمانی،1396 :7). آتش انبار باروت زلیخاست دخترش. در که و می و او را به بی عرضگی می کند باعث می شود تا رقم بخورد. این در بافت و است که فرد را به می کند. در را به می کند. می شود و به می شود. از نوع و آن تا قتل پیش می رود: را بر سر دست کرد. جیغ کشید. زن ها جیغ کشیدند، خیز و از به روی سنگ فرش کرد. لب باز نکرد. زل زد به چشم های که به زل زده و به خونی که در شکاف سنگ ها راه بود. (سلیمانی،1396 :13). به ها دروغ می گوید: فردای آن روز به زن های گفت گرمازده شده و تا برسانندش بیمارستان کرده. گفت خاکش اند. (سلیمان،1396 :13). ای که مهم تر و آزاردهنده تر از عمل زلیخاست، و از به قتل است: گل بس دل و جونی اش بود همه می را بر سر زده ای، خوب کردی. مردت را داری. مرد که بچه هم می شود. بود اگر من هم بودم کار را می کردم. (سلیمانی،1396 :15). که آن است در پیش از این در عرف دارد. عرفی که شده است و زشتی آن به توجیه می شود. این و توجیه، نوید را می دهد. که به قتل می ذهن را این می کند: آیا اگر نبود، بازهم شوهرش، را بر سر می کوباند؟ که در متن می شود که تا به حال هیچ زنی وعده اش را بر کوباندن بر سر است: ای است که تهدیدش را و بچه اش را بر سر رقیبش است. از یادش می آمد، زن های از به درکردن حریف، طفل را سردست می و می او را به می کوبند. اما بود و نشنیده بود کسی طفلش را به و حشری اش این کار را بود. می این راه و دست از اش است. شده بود اما و پدر می شدند. (سلیمانی،1396 :12). در و از می شود. که را از دانش آموزی سرآمد به بافی می کند که خود را صرف بافتن می کند و هیچ علاقه ای به از اش نمی دهد: از آن روز کذایی که را لمس احساس عجیبی به او داشت. از او خجالت می قلبش به قفسه اش می کوبید. در عالم بچگی هم می که می افتاد، با این همه از آن روز دری به رویش باز شده بود. و بود. به چی و چی، نمی دانست. (سلیمانی،1396 :21). می توانست باشد. دست کم و ناامید، را حبس نکند. با ازدواج می کند و با سرنوشتی تلخ در پدری می ماند. سوء از و او و اش است که او می شود. در به نام است. به کور بی حیا می و در جواب تکه کلام های اش می پیر شدی و میر نشدی! این به سخن می و حرف می زند که به پیش گویی شبیه است. پسرهای مامور او غذا ببرند: بچه ها خوش شان نمی آمد غذا و نان ببرند. بددهن بود و فیض از او می ترسید. مخصوصا را می و را لمس می کرد. جلو در اتاقک می و نان را آهسته می سراند طرف آقاکور. (سلیمانی،1396 :23). گنو می افتد. آن هم از طرف از و هم روستاهای اطراف. نمی شود گنو از چه کسی حامله است. این این زن می و عمه اش جنین های سقط شده اش را در می اندازد: های مارونی، هیچ کس نمی کی، هر سال شکم گنو را می آوردند و این عمه اش بود که کلک بچه را با دواهای محلی می کند و آنطور که ها می می انداختش گودال. (سلیمانی،1396 :25). که گنو می شود بر جنسی، نیز می شود. احساسات و این که او را به ای رفع شهوت در نظر بگیرند بارز و کم انگاری گنو و اوست. کاووس، پسر است که صمد است. آن هم به دلیلی ساده. صمد تماشاچی حریف را بی هوا تشویق می کند و کتک می خورد: به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک می و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ، پس چرا لال مونی بکش مادرقحبه! (سلیمانی، 1396 :27). در کتک صمد از که و در بطن آن هیچ کس نزدیک نمی شود و گری نمی کند. پسر خان می و حق را بزند. حتی به بهانه ای کوچک. این که تحقیرشدگی صمد را می دهد در فصل های و با و منفورشدن خان و خان ها در به اما از جنس می شود. بعدی، است که جاندار می شود. کبک دو که در برف می افتد، مراسمی است که کبک ها را می کنند. و خسته کبک که بی در جای خود هستند، به می کند که این خشم هم نوع و به جانداران نیز می شود. در فصل ششم که کبک دو و را می روستاییان با و ابهتی که است. طبقاتی آشکار. از و دست و دل های تا زدن در برف که مزیتی اوست: کسی بود که داشت. یکی دو نفر بعد از کبک دو برف چشم های شان را می زد و تا چند روز نمی توانستند را ببینند. (سلیمانی،1396 :34). گفت این ای که بین و شهرنشینی چون است و با حس خشمی را در کند. که آن انباشت، جسد است. در به سرازیر می شوند. این خشم طبیعت ای از ای تر است: بعدها نه صمد همه ها آمدن از را ای می که در آمد و همه چیز را زیر و رو کرد. (سلیمانی،1396 :39). در ورود به ها را هستیم: به کمک صمد بچه های چند مرگ برشاه روی در و دیوار نوشتند. چند جام شکستند و چند نفر را کردند. هجوم شان از بچه های راه را ترساند. که اگر را تعطیل نکنند و به خیل عظیم نپیوندند دمار از روزگارشان درمی آورند. حتا صمد و آن چند نفری هم که از ماجرا خبر از موتورسوارها جا خوردند. (سلیمانی،1396 :47). جشن سده یکی از و در است: زن ها تماشای جشن سده می آمدند، ای دور از می ایستادند و آتش را تماشا می کردند. اکثرا کسی که کماچ را می خورد. پسرها و شوهرهای شان. می ها رحم و مروت و کسی که را می و می آن ها که دیر این کار را می ها و بچه ها را مشت و مال باشند، پا پیش می و او را ضمانت می و قول سال پربرف و بارانی را می دهند. (سلیمانی،1396:48). رسم جشن سده و کماچی که در آن است و کتک کاری، از در متن است. که و است. است. او کارگر خان و گیر شده است: سر سر او پاهایش را از دست بود. صمد سر ها بود و به کمک می کرد. جیغ چنان بود که از زن های جیغ او را توی آبادی اند. تا صمد برسد را اما تا در دهانه بود. بی هوش. کسی جرات نمی کرد او را بکشد. (سلیمانی،1396 :49). در خان سعی می کند بدهد. اما همسر خان نمی را تحمل کند و هم می شود. و و می شود. تلخ در نیز در گروی جسمانی و معیشتی اوست. در می شود. ورق برگشته و دیروز، خائن به و آرمان است. حکم می شود و و صمد مسئول هستند. که از سوی و صمد می شود در دارد. و در نوع خود می شود. و در به دارد. از که در چه کسی و یا را به و شان را بگیرد. به جز عزیز، نیز در می گیرد. کسی تسلیت گفتن به او پیش قدم نمی شود. حتی نمی به شیون و زاری راه و یا خیراتی مرده اش بدهد. چرا که را طرد اند. که و می کند بیش از هر چیز از نوع است و با است. است که صمد و دوستانش دهن کجی به خان ها می کنند. تور والیبال. در و خان نیز به لیست ها اضافه می شود. ها می خواهند ها را برسند. آتشی که راه می ها ضد هاست. این نیز و را به می گذارد. مرگ صمد نیز است که می و به جا ختم نمی شود. اولیه صمد قتل و که بر او می شود نبش قبر او و اش است. که می با شمردن صمد، به او و دهن کجی کند. نیز می شود. که با نام موجه می شود. هشتاد به و مشروبات الکلی، است. که قانونمند این می به تر می شود. خود را می اندازد. ترکیب و پیوندی از و و در می شود. بعد از همخانه شدن با و او، رویه می دهد. او نیز فرد و یا می شود. به غایت و او روی می دهد که در به در دارد. مرگ است. نمی شود چه کسی او را است. می شود که فیض او را کشته؛ اما این طور نیست. در که فیض می و او را به کار می با ناپدیدشدن و او، در مرگ ها و نابرابری ها و و طردها در متن است. که موقتی است. می فرداهای را در ذهنش بدهد. در متن این ها را در نظر گرفت: یا با سه می شود: نقص عضو (برفو) و قتل(رخساره و صمد و برفو) و خودکشی(آقاکور و زلیخا). در متن با دو می شود: سوءاستفاده که و اذیت بدنی می شود(خاتون و فیض و گنو). در متن با سه می شود: و و طرد.(مصداق این نوع از پراکندگی و شدت و قوت است. خان پیش از و ها بعد از هر دو به و طرد و را می کنند. نوع و طرد به و اش به است و نبش قبر صمد و او به گودال. بعد از آن در کل است. آن جا که به طور طرح شهربانویش را از ترس به می و ترس های روستا.) به است که ها و های آن در گرو و می افتد. به این که ها هدفمند و به در و و خلاصی از آن ها کار آسانی نیست. به نیز نظر است. در فصل نهم جشن سده را به می کشد. در فصل گدایی پختن آش و آدمک های خمیری در آش را می دهد و در فصل و قفل به آقا کور با همکاری گل بس و را می کند که به نیت مرگ و میرهاست. نخست: که از کل شده است. دوم: ای از است و را که این شود. سوم: در نقش می اما است. چهارم: از تعلیق است. پنجم: و و است. ششم: است. این است. هفتم: تر و تری در متن دارد. در متن دار است. هشتم: مهم متن است. نهم: در متن در شکل و و به ای شده است. دهم: در متن و به آن و نقش و نقش و در نقش است. یازدهم: در با دوازدهم: متن با مشخصات: تقدیرگرایی، مبارزه با نوآوری، و عدم و به را سخت می کند. سیزدهم: در متن از سه و و در با تا است. چهاردهم: در متن بر و به حذف و طرد و است. پانزدهم: در متن ای است که و بیش از حد است. شانزدهم: است. آن که سرکوبشان ایم. هفدهم: قابلیت به را در دارد. هیجدهم: که در های ها می شود به شدت دارد. خبر از حذف و طرد و و مرگ می دهد. که با شدن از ها و به کهن می رسد و حتی می از کهن پیش از خود را نقض کند. نوزدهم: در متن و و در های و و را در سطح به می آورد. بیستم: یا در متن از کتک و نقص عضو تا قتل است. و یکم: و فیض و گنو می افتد. و دوم: در متن از شدت است. و و و طرد را می شود. و سوم: ها و شان در گرو و می افتد. به این که در و آن را دار می کند. و چهارم: به است. کتابنامه بلقیس(1396) مارون،تهران: چشمه. مارشال،گوردون(1388)ترجمه مشیرزاده،فرهنگ شناسی،ترجمه مشیرزاده. تهران: میزان. اسنودن،روت(1388)ترجمه نورالدین رحمانیان،خودآموز یونگ،تهران: آشیان. کوئن،بروس(1389) محسن ثلاثی،درآمدی بر شناسی،تهران: توتیا. رایکمن،ریچارد(1393)ترجمه مهرداد فیروزبخت،نظریهshy; های شخصیت، تهران: ارسباران. مولفان.(1383 ) بررسی ایران، تهران: نور. کریمی، یوسف.(1389 ) تهران: نور. سروستانی، الله(1389)جامعه انحرافات اجتماعی،تهران: سمت. اوتویت،ویلیام و باتامور،تام(1392)ترجمه حسن چاوشیان، علوم اجتماعی،تهران: نی.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تعاون روستایی برای 120 بانوی گرمساری شغل ایجاد کرد

تعاون روستایی برای 120 بانوی گرمساری شغل ایجاد کرد


سمنان- ایرنا- گفت: این برای 120 نفر از بانوان شهرستان گرمسار و آرادان اشتغال آفرینی کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ایجاد موزه دفاع مقدس در زادگاه شهید حججی/ ارائه نشان و مدال دفاع مقدس در دستور کار نظام

ایجاد موزه دفاع مقدس در زادگاه شهید حججی/ ارائه نشان و مدال دفاع مقدس در دستور کار نظام


به گزارش نشست خبری بهمن حفظ و نشر های با پیش از ظهر امروز 25 در شد. با به این که نورانی ترین ایران است، گفت: در درس عزت، و مجاهدت را یاد و آموختیم که مقابل ستمگران می با دستان خالی ایستادگی کرد. ما در آن تحقق های در را دیدیم. وی داد: که در های که به داریم. در از به دادمان رسیده اند و امیدواریم کمک کنند تا را به خوبی پشت سر بگذارد. حفظ و نشر های کرد: در سفری که به نجف داشتم، به رفتم و خیل از افراد بودم که از به آمده بودند، از این جهت تصمیم بر آن تا را در مجموعه نجف ایجاد کنیم. وی کرد: شعار مان در ما توانستیم است و این از 31 می شود و تا دارد. حفظ و نشر های کرد: 31 به نام صلابت و سلحشوری(رژه و نمایش توانمندی و اقتدار نیروهای مسلح با ارتش)؛ یکم به نام علم و و روز سرباز(تقدیر از سربازان)، دوم به نام و افزایی(توجه به ملی)، سه سوم به نام و استکبارستیزی(ویژه حرم)، روز روز و فخرآفرینان(بزرگداشت حصر و در از و های به حرم)؛ ششم و سلامت(سخنرانی پیش از مقدس)؛ روز عزت و پیشکسوتان(سالگرد و ثبت روز در تقویم کشور) نامگذاری شده است. کرد: اجرای نهضت 500 60 مسابقه فرهنگی، 600 شهید، از 185 از های و در 95 برنامه، از نمونه، های در همه ها، مراسم آبروی کوچه ها اعزام های جهادی محرومیت زدایی به مناطق محروم، همایش پیاده روی خانوادگی روز ، فضاسازی تبلیغات محیطی شهرداری، بازدید رایگان از های و های با و با هدف پاسخ به شبهات و تجمع گسترده روحانیون به طلایه داران از جمله های به می رود. وی افزود: سال گذشته قول 10 را دادیم که این قول ها شد و در دهه فجر، 6 در 6 شد. حفظ و نشر های کرد: همه های سیما 7 هزارو 864 همه های رادیویی 10 و 73 همه های مراکز سیمای ها 68 و 763 دقیقه تهیه و شده که در پخش شد. وی کرد: زنان هم به دارند که می به از سردیس زن مبارز دباغ ، اختتامیه کارگاه طرح آئینه کرد. کرد: شب های شعر، داستان خوانی، به کار هشتمین جایزه ادبی یوسف از دیگر اقدامات به می رود. وی افزود: تا سال دسترسی به اسناد را برای محققان، پژوهشگران، و دانشجویان قرار خواهیم داد. وی افزود: در شناخت کارگردان شاخص منشور هنر و جلد تئاتر در و شد. حفظ و نشر های کرد: مستندی از وهفت قسمت چهل از صداوسیما پخش می شود. جشنواره فانوس و رسماً کار خود را در کرد. وی افزود: و از در تعاون، کار و رفاه اجتماعی، های علوم، 18 و ارتباطات سی امین گردهمایی و و از فاز یک اطلس جنگ و کشاورزی، احیای های جنگ و دعوت از پزشکان و بازگویی تجاربشان در ها بهداشت درمان و پزشکی، نواختن زنگ مهر و مقاومت و گویی در مدارس و پرورش، و تکمیل یادمان زریوار مریوان نیرو در شد. کرد: به 40 سالگی در دو الف و ب را تدارک دیده ایم که الف با بین المللی و ملی و ب با ملی و منطقه ای و استانی است.این ها در دهه فجر و نور اجرایی شد. وی یادآور شد: تا سال 40 منتشر شد و چاپ همچنان داشت. وی افزود: کارت رزمندگی به همه شد. نشان و مدال به همه در درحال ریزی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
روایت زنانه از هشت سال دفاع مقدس/ عمده واقعیت‌های جنگ درباره زنان از تاریخ حذف شده است

روایت زنانه از هشت سال دفاع مقدس/ عمده واقعیت‌های جنگ درباره زنان از تاریخ حذف شده است


به تقریب، از های در جنگ هشت و با تجارب از جنگ عصر روز 24 شهریورماه با اجتماعی، عضو حلقه و کتاب، جنگی، و جنگ در شد. در جنگ و جنگ با به در جنگ گفت: ابتدا آرزو می کنم جنگ نباشد؛ چرا که جنگ خوب نیست. ها از جنگ و هم چیزی به نگفتند. از و های جنگ دیر اما خدا را شکر که آن دارد. وی افزود: از اول جنگ در ها و ها و بخش از جنگ نشده با آنکه های شده و های شده است. این جنگ کرد: در بخش حفظ و نشر ارزش های به ریاست مجتهدزاده کارهایی شده است اما با احترام به او که بی که این بخش در حد رفع است و و است. وی کرد: به از سال 59 در ها داشتند. و از در در ها اما آیا اسمی از این ها را شما شنیده اید. ما ایم از را که با جان و دل در ها را به کنیم. این اسامی و سه روز و سه شب بی خواب و با خستگی به مجروحان بیمارستانی رسیدگی می که دائما پر و خالی می شد. کرد: در جنگ دختر شانزده ای به نام پروانه که در بارها اش به بیمارستان می آمدند که او را با خود ببرند اما او با التماس گریه می کرد تا اش را بدهد. جنگ است که ما هم در ماندند و ایستادگی کردند. وی کرد: فردی، 19 ای بود که مسئولیت فرهنگی جهاد قصر سر پل را و از آن را می به در کار اش، را به می برد. های جنگ را این جنگ کرد: در جنگ ها را می دیدم. با روی مین سه پسر بچه و یا که شد، همه آن را به با جمع کرد و با خود برد و همه را روی پرت می کرد و همه و روی هم می و هم به جان می دادند. وی کرد: در سعی جنگ را دهم. ما جنگ را به و یکی از که ما ایم را به است که به با این کنند. را ثبت به هنری اما را که به نشدند و ندارند کسی وارد ممنوعه شان شوند. تلخی ماند. وی افزود: 50 سال بعد جنگ به شود و به راحتی بتوانیم حقایقی را که ابایی از باشیم. این روزنامه نگار پیشکسوت کرد: سال ها جنگ را اما روح جنگ و اتفاقاتی که از نزدیک را کسی نکرده است. کسی که جنگ را با از آن بیزاری کرد. از های جنگ را از حذف وی کرد: سال 65 در بستان، ها به و را کشتند. در بخش از یادواره ای را و را تپه ها زده مبنی بر اینکه یادتان را گرامی می داریم. به آن رفتم. که عکس ها در مجله زن روز شد، که چرا را کردم. بار دوم که به آن نشانه ها را از آن و انگار لکه ننگینی بر آن سرزمین بود. می دهد که ما نمی ها را کنیم. این جنگ کرد: سال 64 به جنگ در عکس، از من عکس خواستند. با در چاپ عکس و کاغذ به چند عکس را کردم. روزی که به از عکس هایم و که آن را جویا شدم، که عکس هایت تلخ بود. با گفتم که جنگ را که تلخ نباشد؟ از عکس که در شبیه جنگ بود و از در خود نداشت. وی کرد: در آن هر کسی به من اگر به جنگ را می دادند. در آن با در و می کرد و نمی قدم از و می کردند. به در اما هم نبود. کرد: در آن با ها به و همه را پوچ می دانستیم. که با و باز هم خدا بود. پس از کار شب ها می هر شب می از تا را می و ام بود. جنگ رنج به است در که 20 سال در گفت: که جنگ را جنگ به است. 10 است که در حال جنگ هستم. 4 سال در به سر است. او ابا و نمی شد که را نقل کند و می گفت چرا این نقل شود. وی داد: از راه را اند و سبب شده که ما ای باشند. می اما اگر با و یا رفع می دهد که اش که می شود را نگوید. این کرد: که در سن شده شده اند. از در رنج از در و به قول حتی هم به بود و یا به و می رفتند. زنی که در از در از از دست یک می که آن را می کردند. وی کرد: یک بود. هفت سال از اش در و بود. در می ام علی بود و سال ها بی که می کرد و می گفت این بی ات را به خطر می و هر روز بی ام می شد و از آن که هر روز درد مرا می کردند. یک در است این کرد: یک در است. به هر حال و زن ما در مشکلاتی که کردنشان کمی سخت باشد. وی کرد: در رشد نیافته از افراد، از یک زن تحقیرآمیز اما این شجاعت را می دهد و را نزد مخاطبان عزیز می کند. که وطنشان جنگیدند و سال ها قدردانی شوند. روح این خراش است و هم با گذشت سال ها از ها را نمی توانند فراموش کنند. این کرد: در اصل و آرمان گرایانه بودن آن شکی اما آیا است در این چارچوب های را نکنیم؟ کرد: در ای ضبط صوتی را در دست می و به می که بدترین نوع بود و امر سبب شد که از شخصی زندگیشان را کنند. وی یادآور شد: مردمان شرق به خصوص و مسلمانان، یک محجوب و پر از ملاحظه است و در تر هستند. در های تر این کرد: یک زن مسلمان دشوار بود که بگوید در وسط خون و آتش چطور عاشق شده و یا اگر شده در چه بر سر او آورده اند. که جنگ را جنگ به نمی رسد زیرا رنج چشم انتظاری و زخم های روحی که برجا مانده، با هم و چون تابلویی از دیوار دلشان آویخته است. وی افزود: در سال های درازی که در جنگ جستجو و ام، به دنبال این که این باشم یک زن چه بود و در که چه رفتاری از خود و با چه منطقی فلسفی خود و رنج خود را معنا بخشیده اند. کرد: از من در جنگ شکل های که می توان به های (شکنجه شدن سربازان اسارتگاه) و های غیرمستقیم( و نیازهای اساسی) کرد. در عدیمی، کرد: در جنگ هشت و که اندکی پس از پیروزی 57 شد، در آن برهه می شد، چرا که جنگ نیز مانند هر بحران دیگران، ورای جنس و جنسیت، همه را خود می کند. این در های در اسلحه به دست و در کسوت های در ها جنگ داشتند. چون نیروی نظامی، امدادی، و پرستاری؛ حفاظت از انبار های مهمات، غذا و شست وشوی لباس رزمندگان تا به خبرنگار، عکاس، راننده آمبولانس، و .... وی داد: نقش آفرینی از به در شهرهای مرزی غرب و جنوب غرب به ویژه تا سال های دهه 60 سال 1362؛ به می آمد. تا جنگ و حتی پس از آن به در جنگ اما با فتح خرمشهر، جنگ ای مردانه به خود می گیرد و به پشت می روند. در جنگ در به در شکل چون یادداشت، نگاری، مصاحبه و شفاهی، داستان و ... به ثبت رسیده است. از در ها کرد: با این سختی ها، از در ها داشت. به طوری که در شده است: البته تعصب ها در به واسطه دستوراتی که حضرت امام در زمینه زن ها که در کم شده بود ولی با این تفاصیل از از این که یک زن به برود ناراضی بودند. است که تربیت مهم است اما نباید به صورتی که او را از بکشد... ، اما بر گفته های زهرا حسینی که او با نام دا شده به شد، از خرمشهری ما می و از شهر کنیم. این در آن دوران، اصلا امکان پذیر و مسئول نظامی به آن ها می که ابدا نمی توانیم این درخواست شما را قبول و شما بلافاصله از شهر خارج شوید. وی کرد: این که در و از آن با پدران و شوهرانشان هم مبارزه را مسجد جامع و ما می و بجنگیم و حتی اگر دستگیرمان کنید از اینجا نمی رویم. در یک روحانی که گویا بعدها در نبرد شد، از این کرد و از نیروهای خواست که به جنگیدن بدهند. این می دهد طور که در حال و در معاصر نیز می بینیم، هر گاه مردسالارانه جلوی را می گیرد، راه جدیدی می که بتوانند از این موانع بگذرند. کرد: به هر حال یا جنگ بودند؛ علاوه بر که جنگ مادران، همسران، خواهران و دختران افرادی که از شهید، مجروح، جانباز و نیز در جنگ به داشتند؛ آواره ای که بخش بزرگی از مرزنشین که و را در جنگ از دست دادند؛ دیگری را نیز در این مجموعه داد، آنهایی که پس از کشته شدن همسرشان در جنگ یا تن به ازدواج دوباره یا به تنهایی فرزندانشان را بزرگ کردند. در این واکنش های این به در یا نیز می ای از های روا شده به این باشد. یکی از ملموس نمودهای این در تصاویری است که از مادران در سال های شده و شات کوتاهی از رنج این به می آید، یا های سینمایی که این شده است؛ در اغلب این تصویرگری ها، این رنج به نمی شود. بیش از شش زن در هشت سال وی کرد: بر شده از فهرست شهدای جنگ تحمیلی قهرمان بین سال های 1359 تا 1367، 6 و 428 نفر زن، که در بمباران و موشک باران شهرها جان باختند. طبق آماری به نقل از نشریه داخلی و ایثارگران، 500 نفر از این رزمنده این مجرد و 2500 نفر از در سن 10 تا 30 سال بودند. بر و ایثارگران که در شهریور 1381 به تفکیک و های شد، کل زن 5 و 735 نفر است که از این 3 و 75 نفر 25 درصد دارند. زن جنگ تحمیلی، 23 زن اعلام شده 22 و 808 امدادگر و 2 و 276 زن به ها اعزام شدند. کرد: بر با از جنگ (غلامرضا جمشیدی ها و نفیسه حمیدی، 1386) تجربیات از جنگ در 6 مفهوم ازجاکندگی، انفجار در خانواده، در خویشتن بدن تعلیق و و بازجای گیری در روزمره شده است. هر از این بنا به جایگاهی که در جنگ های و در نتیجه نوعی از را اما بر تعاریف موجود خشونت، جنگ دچار انواع شده اند. در اعلامیه حذف به معنی هر عمل آمیز بر جنس، است که به آسیب یا رنجاندن جسمی، یا منجر می شود، یا احتمال آن از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه، اجبار یا محروم کردن مستبدانه از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت شود. وی کرد: حاجی باشی و امینی در با در در مقایسه با حقوق بین الملل که در دانشگاه اسلو شده اند: در طی جنگ هشت و است. حتی سازمان های دولتی در این باره سکوت اند و به های اخلاقی و اعتقادات خاص، هیچ مطالعه ای در این است. به طور مثال در جنگ 5 زن شدند. میرشکار، آباد، شمسی بهرامی و ملیحه آزموده. سه زن از این پنج نفر پس از آزادی خود را می کنند. ( چشم در چشم و 5533 از ـ من زنده ام ، 3358 و روزنه ای به آسمان از آباد ـ تا نیمه راه و 0339 از میرشکار)، این پنج نفر که در جنگ به تا سال 1362 (به جز که سال 1361 آزاد شد) که با یک 90 نفری از به تحویل 4 سال از خود را در زندان ها و بازداشتگاه های در گذراندند. آن ها در این سال ها با روبه رو که از آن ها در اما که به آن کرد آزارها و است که در این متحمل شدند. از مربوط به محل نگهداری و دسترسی نداشتن کافی به و دارو تا که از مکتوب شده است. از این 5 زن، نفر از آن ها هم بودند. با این حال در ای از های به شده است. کرد: در که می رفت این ها را منعکس کنند، روایت های شفاهی از است چرا که از های های فیزیکی تعرض و تابو می شود. در مکتوب، در صفحه 22 از بدرفتاری نسبت به در که به محرمانه شده است: جا که به این نیز شود که بازداشت شده که در اول جنگ ها دزدیده شده و حتی از آن ها نیز و سپس به منتقل و پرستاران و امدادگران که برخلاف قرارداد اول ژنو دستگیر شده اند نیز در وضعیت اسفناکی به سر می برند و وضعیتشان روزبه روز می شود. در زندانیان جنگی زن شود که وضع آن ها به جای بهتر شدن، شده است. کمیته بین المللی صلیب سرخ از اردوگاه انبار، 9 و 10 بهمن 1361 زن که در حمام ساختمان قسمت دوم می داشتند. آسایشگاه آن ها (9 مترمربع) نور طبیعی و فوق العاده مرطوب بود. وضع زن قبلا بحث بود ولی شرایط آن ها شده است. وی افزود: به هر حال به نظر می رسد اگر که بر در جنگ تحمیل شده است لازم است تعاریفی را مبنا و را دهیم. که در سال های در از که جنگ رخ داد. در این کشورها، هایشان را به گونه ای تا از این مسیر، راهی جلوگیری از رنج مضاعف بر در دنیا و به این روش صلح را ترویج کنند. در کرد: چون ژاپن، ویتنام، لبنان، افغانستان، نیکاراگوئه، و بوسنی و هرزگوین از این کشورها که بنابر با در جنگ مواجه شده اند و آن را پذیرفته که در ما به دلایل سعی شده از آن شود و بخش ایثارگری در طول جنگ و پس از آن شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
سومین شب شیدایی در خانه شاعران ایران برگزار شد

سومین شب شیدایی در خانه شاعران ایران برگزار شد


به گزارش خبرگزاری کتاب (ایبنا)، از سیدحسین موسوی بلده، آغازگر شب سوم بود. در ادامه، با به شب را شب قاسم(ع) می دانند، به بیان نمونه هایی از مضمون پردازی در های مختلف این دشت کربلا پرداخت. او با یکی از غزل های با ای خون به شتک ها ز غدیران- شرف ها به آن را یکی از های دانست. سپس از ملک قدس در کرد و این ای بود این و و با نی و او را همراهی کردند. در شب هاى شیدایى، بخش هایى از مسلک دوم مقتل اللهوف اثر سید بن را کرد که مختص وقایع شب تا سحرگاه بود. بر این تاکید کرد که نقطه درخشش این شب، موضوع وفادارى است که به تابناک وجه در جمعى از یاران و اصحاب سیدالشهدا(ع) یافته است. در حاشیه مقتل، به یکى از ضرورت هاى از متن عربى کرد و آن لزوم به رسم عرب در صدا زدن اقوام و و آن در به که در بخش به شمر اباالفضل(ع) و سه او این سخن ابن با لفظ به لفظ نقل مى شود که شمر زد که: من به مى که آیا العباس(ع) و ام است؟! در که به هر و به که در آن و در فرد هم - در بنى کلاب- که از طرف جزء به لفظ و ام البنین(س) از و از ذى الجوشن- الله- مى دهد که عباس(ع) است. به ام حسین(ع) قوم و و هم اند. شب های در بخش خود را که در می خوانیم. فرمانی: حال حر(علیه الرحمه) در با حسین(علیه السلام) صف به کفم تیغ و قفل کنم راه به یا شاه که به قلب همه صف آمد و با تند به با نغز مرا آخر از دل و مست و نظر بر من گفت کای چشم و همه تا کی ات در طمع بود تاج بی بود سکه قلب تو را بود تا کی از سیم و زرت تهی بود من شو و ز همه سیم از می قهر و ستم مست مشو مهر با ستم مشو مهر پست و و مشو مهر از ذره نه ای پست مشو مهر تا به رسی چرخ از دین اند آری یا که اند اگر بر ور مِی خور و پیر مرا مرا بر ام کرد و مرا از دو کرد پیر کش من که خوش باد گفت پرهیز کن از پیمان در بر سپر بفکن و جوشن جان اگر می طلبی از قفس تن از برچین و ز به دست آر و ز مرد یزدان شو و ایمن گذر از اهرمنان bull; در صف عشاق نبینی جفتم پای غمت رقص می افتم بعد از آن با دل به خونم خفتم با صبا در چمن سحر می گفتم که شهیدان که اند این همه خونین کفنان bull; ما همنفس خواجه شیراز نه ایم درخور حُر قافیه پرداز نه ایم سرّ تو را دمخور و دمساز نه ایم؟ گفت حافظ من و تو این راز نه ایم از می لعل حکایت کن و و سیداکبر میرجعفری: از از می خوانم: - بیشتر از اینها اند؛ هم که نوشتند هم که راهش را بستند. از می خوانم: - در گودال نه اتفاقا جایی بر زمین که چشم های ببینندش پنجره ها رو به سوی او باشند می خوانم: -بر پیکرش تنها اسب ندوانیدند ها با ماشین های میلیاردی شان... می گوید: - اما این ها که تو می گویی/ در معتبر نیامده اند. می گویم: - و او ثبت شگفتی های را به سپرده است! راحله معماریان: رود گویا خبر از مهریه یاس همه قصه است که مثل تو کسی چشمه الماس آب هم دست وفادار تو را پاس سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات آب حیوان ندهد شهر مرا بی تو نجات شیرمردانه خروشید و به آمد ها رفت که آن شیر علمدار آمد چرخ، مشتاق به او، دیدار آمد یوسف ماست که خوی کرده به بازار آمد مشک نالید از آن دست که جگر تیر خراشید که زیر غمش رقص رفت دست و پا رفت اگر از دست، به جان رفت مثل نرگس به شقایق نگران رفت همچو به خزان رفت ای بسا یک گل خندان که بهار ای بسا که این دشت به بار حرف از آن دشت عظیمی ست که جز راز نقل آن بحر طویلی ست که ایجاز وای بر ما که کسی نعره ای ابراز هیچکس دست ستم را ز ستم باز زخم ها را به مساوات به ما بخشیدند حقمان بود که بال و پرمان را چیدند آه ای چرخ گرانبار! شهودی شاهدی، وری در دل رودی قطره ای باده از آن خُم که گشودی آه ای ابر! بباران و درودی تو چه کم آخر از این تیر نگون سر تیر بارید بنا نیست تو لب تر ابر ماییم که از دور فقط هیهاتیم ابرهایی اشرف مخلوقاتیم بی بخاران سبک سیر در این میقاتیم کیش ناخورده در این عرصه محشر ماتیم عصر صبر است و بلا، حوصله تنگ است هنوز! سپر از دست نینداز که جنگ است شام در ولوله و قافله لنگ است شیخ ما وقت عمل اهل درنگ است راستی مذهب ما شهر فرنگ است نام، دلواپس و بیچاره ننگ است یعنی از خیر بریدیم و به شر ایم بعد فردوس به پابوس شرر ایم هیأت سینه خنده به لب اند بر در صومعه با ترک ادب اند کاش در مان نئشه شویم ما که بر پاست مان آلوده با چنین شور در آن نشستن در و دیوار به اندوه نبستن حیف از شهپر اقبال که با هر زغنی ست حیف از نام است که بر هر دهنی ست بررسی سنت های آخرین بخش شب سوم بود. در این بخش سرایی و در مراسم اباعبدالله را هنری تلفیقی از و شعر و گفت: ای که در در ها به آن می شد، و رعایت سکوت و صدا است. در هم ها مهم است که با طبل و... همراه می شود. او داد: هنگامی که در آوا کشیده می شود، القای حزن و رسوب متن در جان است. این کشش ها به فرصتی تصور های می دهند. به نقش در های قدیمی کرد و گفت: برخی از در حفظ نسبت به اهالی گوش قوی تری داشتند. این شاعر، نام را دارای زیبایی و جلالی که آن در ها کاملا آشکار است. او حرکت و هماهنگی ها در و ترکیب و تماشاگران را و وسیع صحنه دانست. های خود را با ذکر مصیبت به پایان برد و حجت فتحی پس از سخنانی کوتاه والای سالار شهیدان، دعای پایانی را خواند. مصطفی رحماندوست، حجت حسن فتحی؛ مدیرعامل موسسه هنر و ادبیات هلال، دلاور بزرگ نیا؛ مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران، فرحناز مینایی پور و بیوک ملکی از جمله مهمانان و در شب سوم بودند. ویژه شب های آرامش به مدت دو شب در محل خانه به نشانی دکترشریعتی، کلاهدوز (دولت)، نبش کوچه نعمتی برگزار می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
نخستین شاهد مکتوب آیین‌های محرم در دوره صفویه چه کسی بود؟

نخستین شاهد مکتوب آیین‌های محرم در دوره صفویه چه کسی بود؟


(ایبنا)- اگرچه گسترش و رسمیت یافتن در در بـه اما این در تا حـدودی شـکل اصلی خود را یافت و در به اوج خود رسید. هم که در این دو به سفر ای به این و در های خود مطالب جالبی نحوه آن ثبت اند که در این به بررسی خواهیم پرداخت. به نام از این در است که در شاه به است. وی این را می کند: در ماه مه علی [ع] که [ع] نامیده می شود، را می کنند. [ع] با یکی از اعراب که می نامند، جنگید و در این راه سرش از تن جدا شد. وی این را به مدت ده روز می و به آن سبب می پوشند، با سر خود را می و های به تن می کنند. در این ده روز شاه از خود نمی شود. از عصر تا یک شب های شهر را طی می و در به [ع] می را می زنند. نام این را اند. از اول تا دهم ماه مه طول می کشد. من را که بدن های خود را و راه می رفتند. چیز نیز و آن بود که آن را بگم می نامیدند. کسی چاله ای چاه در حفر بود و خود درون آن رفته بود؛ به صورتی که تنها سرش از بالاتر داشت. او تا گلوی خود را با خاک پوشانده بود و این کار را آن می داد. این بود که من به چشم خودم دیدم. عصر خود را به می رساندند. خطیبی، مذکور علی [ع] را می خواند و به محزونی گریه می کردند. اسپانیایی از صفوی آنتونیـو دوگواه که در مقام یک اسـپانیایی به شاه آمد، از نخستین سیاحانی است که در می دهد. او می نویسد: در 10 روز اول دسـته مـردم در حالی که مرتب "یا یا حسین" سر می در کوی ها می گردنـد و بـا آهنـگ نوحه می خوانند. این که در شیراز این در آن می گوید: می که بر پشت ای سبز رنگ و و را بر آن اند. ـ ـ و هم از می و به و در بر رفت و کرد و نیز به او گریستند. و در و اهل نیز که در شاه صفی به سفر این در را می کند: در دهم هر سال (عاشورا) در و شهر از و و بر پا و در دشت می کننـد. در این در جام های به آب می و نیز از و نیز در راه (ع) ها در و به آب می دهند. از عصر در و شاه به اوج خود رسید. در ماه از و در تر آن می کرد. این امر در به و است. به قران! شاه در اثر خود با نام و به در ماه می و آن می گوید: سنت تعزیه- که هیچ یک از چشم از آن را که آن های صرف نظر از مزد می از در طول با و پس از با کرد. از که در طول دو ماه کسب و و این می شود که این از ها و وام دار شدن از ها می شود. این در روز دهم می نویسد: در روز دهم در و به می shy;شود. که است از می آید تا را تا کند. پیش از آن اسب های را که با زین و های گران بها و شال های ذی قیمت آراسته شده اند به آورده اند. یک فرد اروپائی در اینجا این فرصت را بدست می آورد که از اسبان اصیل را به چشم ببیند که در غیر این به هیچ وجه به دیدن توفیق نمی یابد. مقایسه با بانو مری شیل در اوایل شاه نیز ای از خود ه یادگار است و در آن ای به دارد. او در این باره می نویسد: ماه دسامبر امسال مصادف با ماه یعنی ماتم و ندبه و ها بود که با محنت انگیز بودن، طبقات ماه استراحت و سرگرمی محسوب می شد- در این ماه شیعیان مراسمی به عنوان یادبود و ذکر (ع) و اش در کربلا، برگزار می کنند. این به ها را تحت تاثیر است که جریان آن را به یک برنامه نمایشی درآورده اند و دوران در و جاها، در می کنند. در این واقعه، (ع) پسر فاطمه (س) با و بچه های خود به هفتاد تن از یاران که اکثریت از بستگانش بودند، در مورد حمله لشکریان تحت فرمان عبیدالله فرمانده قشون (حکمران دمشق و دومین خلیفه از سلسله بنی امیه) گرفت. در می گوید: (ع) چند روز با رشادت فراوان به دفاع برخاست ولی در آخر کار آب نهر فرات را به رویش بستند و و یارانش را، چه بر اثر تشنگی و چه به علت جنگ هلاک نمودند. (ع) نیز در پایان کار کشته شد و سر او به شمر از بدن جدا گردید. را که یادآوری این ترتیب شده و حرکات ها را دید، تا وضع را کاملا تصور نمود: از هر گوشه ای صدای مداوم ناله و با نثار نفرین و دشنام به مرتکبین این جنایت نوه و او شنیده می شود. هیجان و احساسات به جایی می رسد که ایفاکننده نقش شمر هدف ناسزای می گیرد و به زحمت می تواند خود را از شر نگاه های غضب آلود و مخصوصا ضربات مشت و لگد زن ها در امان نگه دارد. تعزیه؛ ابزاری و شاه عبدالله بخش قابل توجهی از خود با نام شرح من را به آداب و مناسک ایام اختصاص است. او در این بخش ای نیز به و در روزگار و آن می نویسد: در اسلامی، من در تواریخ که دلیل این عمل در های اول تجدید استقلال نخوانده ام. چنان که یا به اصطلاح عوامانه، هم معلوم از چه وقت در مرسوم شده است و و به جهت رواج آن در دهات از است و در هم زن ها از مردها طالب آن اند. با به نقش شاهان در بخشیدن به می نویسد: شاه که از همه چیز تفریح می تراشید، در این کار هم سعی فراوانی به خرج داد و را اظهار و و سلطنتش کرد و آن را به صنعت رساند. در استبداد، رفتار سرمشق است. شاهزاده ها و هم به شاه می و هم راه می انداختند، کم کم تکیه های سرمحل که سابقا های قدیمی خود را می خواندند، از حیث و به جسته و به فراخور توانایی اهل محل بیش و کم و را در این کردند. در می گوید: در اواخر شاه و تفریحش بیش از شده و هرجا ای برپا می شد، جمعیت زیادی به خصوص زن ها در آن حاضر می شدند. به که مجبور بود که پر می شد در را ببندد که از ازدحام، برهم نخورد. که اعیانیت در شد، های هم اصلاح شده و پاره ای چیزها که هیچ مربوط ه نبود مانند دره الصدف و امیرتیمور و و عروسی قریش نیز در آن و اینکه آن هم بالمره از بین نرود، در مقدمه یکی از حکایات تفریحی و اخلاقی و در آخر یکی از واقعات یوم الصف می شد. شرح من با به و می نویسد: سیدالشهدا قبای سفید، شال و عمامه سبز، عبای ابریشمی زری سبز یا سرخ بود. در جنگ چکمه و شمشیر هم و در مواقع عادی نعلین زرد به پا می کرد. پیغمبران و امامان را بیش و کم طور می پوشاندند. زن ها پیراهن سیاهی که تا پشت پا می بر تن می کرد و به سر می افکند. فراخی این روسری به بود که دست ها را هم تا سرانگشت ها می پوشاند. یک دیگریصورت را زیر چشم مستور می داشت. به که جز نی نی چشم و سر انگشتان، بدن به این سه پوشیده می شد. چون ها نداشتند ناگزیر بایستی با نقشی که می کردند، متناسب باشد. مثلا خوش و ریشی به قدر یک قبضه از حیث متوسط و بلند و پهن و سینه فراخ و میان باریک و علی جوان هیجده نوزده ساله خوش قیافه و خوش قد و و از حیث مثل علی و از حیث سن از او کوچکتر باشد. از آواز هم و نقش خود را چه در مبارزه جنگی و چه در محاوره و خواندن اشعار، خوب کنند. بچه و پسربچه ها هم با وو به هوش باشند که از نقش خود برآیند و به جهت بود که که قافیه تنگ می شد، کسی که در را می کرد می توانست حر شده و هم در لزوم می شد یا ممکن بود نقش را هم کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رقابت نزدیک تیم ها در هفته دوم لیگ تیراندازی با کمان