بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب زیرا



مسأله تعدد زوجات و تفاوت سهم الارث زن و مرد

مسأله تعدد زوجات و تفاوت سهم الارث زن و مرد


چکیده اهل است که در کتب فقهى فرق اسلامى شده و طی آن، به نحوه و شده است. در بین فقها، در این نظر از نظر اهل و از هر دو جانب منتفى به این که از ارث نمی برد و برعکس. اما در امامیه، رأی این است که از ارث نمى ولى از ارث مى برد و بر آن، حجب مى شود، هر چند مورّث نیز و هم کیش و هر چند شخص به بسیار دورتر از باشد. کلیدواژگان توارث، اهل حجب مسلمان، عدالت دین آخرین و ترین و آور و است. در این از و و به & خلیفه الهى& مفتخر است. افتخار این است که در دنیایى آکنده از ظلم و ظلمت، در پرتو شریعتی اند که بشر، آور حق و حقیقت است. آیات و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) سرشار از دعوت به قسط، عدل، نیکوکارى و احترام به ها اعم از جان، مال و عرض است. اما در فقهى، به مواردى برخورد مى شود که و بى عدالتى را مى که در این موارد، نیاز به تأمل در و فلسفه و ملاک و مناط است که در این می به و سهم زن و مرد نمود. به ظرف این می دهد که نه از و نه از و پیش از حد و زن به طور چه در عرب و چه در هاى آن روز هند و از بود. از به مرگ و میر در اثر از جنگ ها و به جاى و بى سرپرست، را امکانى به نفع و از طرف در برابر می نمود. در با به مرد در تأمین نفقه و مسکن خانواده، پرداخت مهریه و و رفع هاى از زنان، این میزان سهم کاملاً عادلانه و در به سود به نظر مى رسد. یکى از احکامى که و نگاه جانبدارانه به دین در قبال شهروندان را مى حکم ارث از و حجب مى که به عواقب و پیامدهای ناهنجار این حکم اهل کتاب، ضرورت بازبینى و بازخوانى آن از صدر در اسلامی را مى آورد. 1- شرح لغات کلیدی 1-1- کفر کفر در لغت، به و کردن است و به کسی که را می پوشاند، می-گویند (ابن منظور، 1405ق، ج 5: ١٤٧؛ طریحی، ج ٣: ٤5٧؛ معلوف: ٦٩١). وجه تسمیه کفاره نیز گناه است. در اصطلاح علم کفر به یا اکرم(ص) یا اساس دین و یا یکی از دین است (شهید ج 2: ٢١، سعدی، 1408ق، ج ١: 320). خمینی (ره) در تحریرالوسیله را این است: & {کافر} کسی است که غیر از را است و یا علی رغم امر ضروری دین را می کند، به طوری که وی به یا تکذیب یا ایراد نقص بر مطهره بازگردد و یا این که از وی قول یا فعلی سرزند که اقتضای کفر شخص را بدون فرق مرتد، اصلی، حربی و ذمی ...& (خمینی، 1390ق: ١١٨) 1-1-1- اقسام کفار را از جنبه های دسته بندی اند از جمله: الف) از جهت استقلال یا تبعیت در کفر 1. مستقل: کسی است که در حال سلامت عقل و همراه با التفات، در باشد. ٢. تبعی: کسی که به نطفه وی پدر، مادر و وی باشند. فردی قبل از بود و در که در حال به سن برسد، بود. ب) از جهت سابقه اصلی: کسی که از وی تا هیچ یک از و اجدادش نباشند و خود نیز پس از رسیدن به سن نشود. 1-2- ارث ارث در لغت به بقاست و به است که از اسماء است. دو لغت ارث ذکر است: الف) مصدری ارث بردن، استحقاق. ب ) مفعولی ارث (چیزی که به ارث شده است)، که آن شده است (شهید ج ٨: 11). در گاه به جای از یا اند (کاتوزیان، ارث: 11). ارث با است که به شده ولی به جا از اعم از های و های (تعهدات و دیون) است (کاتوزیان، درس از ارث: 12) ارث است از: میت پس از فوت به او (شهیدی، ارث: ٣). این را می در داد. ارث را است: & ارث حقی است که از یا به یا می شود.& (نراقی، ج 2: 686) نیز در ارث است: & ارث آن است که به سبب فوت به نسب یا سبب به حکم آن می گردد.& (شهید همان) در از را به جای از می و آن را به دو بخش و می کنند: & بخش و میت است که به می رسد و بخش و به جای در که از محل آن شود.& (کاتوزیان، همان: 12) و در را از باب & من له فعلیه الغرم& دانسته و آن را داخل در مغهوم ارث نمی و ارث را این می کنند: & در دارائی مورث& (جعفری عناصرشناسی: 56) وی در جای را و یا در موت یا وی، هر چند مالیت باشند، ها، مدال ها، آلبوم عکس و.. می (جعفری مجموعه محشی مدنی: ٩٧٦) 1-4- و ارث ارث به دو قسم شده اند: (قانون مدنی، 2577-2589) الف) نسب: ناشی از تولید مثل و می به صعودی (در جهت آباء و امهات) و (در جهت اولاد) و نیز حاشیه نسب (اخوه و اخوات، و و و خالات) و نیز باشد. افرادی که به نسب ارث می سه اند که با هر طبقه، بعد ارث برد: 1. و میت و با سیر ٢. میت و خواهر و برادر و با سیر 3. و و و میت و با سیر نزولی. ب) سبب: می به های زیر باشد: 1. عقد (تنها دائم ارث است) ٢. ضمان جریره 3. عتق ٤. امامت در حال حاضر، موضوع قسم دوم و قسم سوم منتفی است. ارث سبب و ارث اما وصفی که به آن، به قانونی از ارث می این وصف را ارث می گویند. ارث در عبارتند از: 1. قتل ٢. کفر 3. رقّ؛ که سوم در حال حاضر موضوعیت ندارد. در آمده است: اگر از اتباع و او ایرانی وصف بودن از ارث بردن به هر چند از آن مال ارث می برد (ماده 2596). گاه علت تامه وراثت ولی به جهت بین وارثی از کل یا بعض ارث می که به این & حجب& می (ماده 2597)؛ حجب میت از بیش از سدس در (مواد 2595 الی 2609). 2. و از منظر فقهی 2-1-توارث و از نظر اهل تشیع به این که با هر دین و آیینی از همدیگر ارث می (صدوق، المقنع: 502). عمده ارائه شده در این این است که صرف نظر از ملل و نحل در آن ها ملت (طباطبایی، المسائل ج 12: 449؛ ج 19: 38؛ ابن البراج، ج 2: 156؛ الوسیله: 394؛ ج 3: 226؛ و الوفاق: 418؛ ج 4: 329؛ ج 13: 33؛ الفائده، ج 11: 474؛ کشف ج 9: 345). شیخ در مساله 17 پس از رأی شیعه، این رأی به و می کند و از اخبار، اسنه بن زید را نقل می کند که رسول خدا (ص) فرموده اند: & از و از ارث نمی برد& و می که کفر، ملت است (طوسی، ج 4: 23) در پس از ذکر این نکته که با (در دین) از یکدیگر ارث می و بر این که کفر ملت روایتی از (ع) است: & اهل دو دین از هم ارث نمی ما از {کفار} ارث می بریم، ولی از ما ارث نمی برند& (حر الباب 1 من الارث، 6) و است کسانی که اسلامند، ملت محسوب می شوند (طوسی، نهایه: 665). مرحوم نیز بر رأی ذکر شده می کنند: الف) لعموم الأدله (عموم ارث) ب) و النصوص (از قبیل از (ع): لا یتوارث اهل ملتین نحن نرثهم و لا یرثونا) ج) والإجماع بقسمیه: & هر دو قسم اجماع& (اجماع محصّل به در جز شاذّ که را نقل اند و منقول به شکل نفی در و در شیخ (ج 4: 23)) 2-2- پس از موت در این صورت، و فرقی نیست. اما حکم در و یا متفاوت بود. 2-2-1- در از آن جا که در با موت به و در ملک وی می شود. (چه با به میت و چه تر به وی) تأثیر و از به وی نمی (طوسی، نهایه: 662؛ قاضی، المهذب، ج 2: 156، الوسیله: 394؛ ج 3: 266؛ ج 4: 327؛ ج 4: 327؛ والبرهان، ج 11: 474؛ متن ارشادالاذهان و شرح کشف اللّثام، ج 9: 345؛ ج 19: 33؛ ج 39: 18؛ ج 4: 188). شیخ در است: & ... پس اگر یک و بر جای گذارد، مال بود نه کافر. پس اگر از مال به وی رسید موت مال را داشته است و در قابل است که بین دو نفر به بالا مشترک باشد. پس اگر قبل از قسمت، با بود. بنا بر آنچه کردیم و این امر در هر حال در نمی شود.& (طوسی: 662) از آنجا که در لسان همواره شده و بین قبل از و پس از تقسیم، تفصیل شده اند که از آن جا که با فرض متصور و در این موت تمام به می شود. در پس از موت بلا اثر بود (ثانی، ج 13: 24). در مستندالشیعه (نراقی، ج 19: 27) از سرائر (حلی، ج 3: 268) و تنقیح (مقداد، تنقیح، ج 4: 133) در این نقل است. حلی در از ابن جنید (ره) نقل است که چه و یکی از نیز تا زمانی که عین در آن می شود و در تلف عین به وی نمی (علامه ج 9: 107). 2-2-2- در قبل از چه قبل از آورد؛ در این یا وی به میت تر از وراث است و یا آن ها و بر این اساس، دو حالت زیر رخ داد: الف) وی به میت تر از در این به تنهایی را تملک می کند. ب) وی در این با در می کند (طوسی، الوسیله: 394؛ نهایه: 662؛ ابن ادریس، ج 3: 266؛ ج 4: 107؛ ج 4: 327؛ ج 13: 19؛ و ج 11: 474؛ کشف ج 9: 345؛ ج 12: 446؛ ج 19: 33؛ ج 39: 18). بر این این-گونه می کند که: & ظاهر نص و این است که این امر، به حق ارث است و این حق به این ایجاد می شود که وی کاشف از وی به مجرد موت کما این که ضابطه همه شرط های متأخر که ظاهراً شأن تسبیب دارند، کاشفیت است.& بر قبل از تقسیم: الف) ظواهر (نساء، 11 و 12) ارث در کریم (طوسی، ج 4: 26؛ کشف اللثّام، ج 9: 345): و این است که همه مواردی که در آن ارث از به قطعی خارج شده از شدن قبل از تحت ارث می ماند. ب) (طوسی، ج 4: 26؛ کشف ج 9: 345؛ ج 12: 446؛ ج 19: 33؛ الکافی، ج 7: 144؛ التهذیب، ج 9: 369) 1. صادق(ع): & هر کس بر سر قبل از آن، حق خود را دریافت می کند.& (حلّی، ج 3: 268؛ حر، ج 26، باب 3 از ارث 2،3،4،5 با اندکی در الفاظ) 2. (ص): & هرکس بر سر آن چیز به او گرفت.& (بیهقی، السّنن الکبری، ج 9: 113؛ هیثمی، الزوائد، ج 5: 2؛ عسقلانی، الدّرایه فی تخریج احادیث الهدایه، ج 2: 121) 3. محمد بن مسلم از (ع): & در مردی که بر سر می آورند، فرمودند: اگر شده حقی و اگر ارث می گوید، پرسیدم: و بنده ای که بر سر آزاد شود؟ فرمودند: به منزله {کافری که آورد} می باشد.& (صدوق، من لا یحضره ج 4: 326؛ کافی، ج 7: 154؛ تهذیب، ج 9: 373) ج) (طوسی، ج 4: 26؛ کشف ج 9: 345؛ ج 12: 446؛ ج 19: 33): ضمن اجماعی خواندن مسأله، آن را اهل بیت (ع) می (اردبیلی، و ج 11: 474). پس از الف) پس از کل ترکه: در این به نمی (طوسی، الوسیله: 394؛ حلبی، غمیه النزوع: 328؛ ج 3: 266؛ و الوفاق: 418؛ ج 4: 327؛ و ج 11: 474؛ ج 39: 18؛ المبسوط، ج 4: 18). (نجفی، ج 39: 18) بر این به اجماع، ارث و است. وی با را نیز ملحق به پس از است (برخی از خاص در این اند از: ابی بصیر از باقر (ع) و ابی ولّاد از (ع)). ب) پس از از : در این چهار دیدگاه دارد: 1) وی در از که (طوسی، الوسیله: 394؛ ج 13: 19؛ کشف الثام، ج 9: 345؛ ج 4: 188). سید بحرالعلوم در الفقیه است: & جنس است و بر کل و بعض صدق می کند. در بخش مقسوم، بعد از و در بخش مشاع، قبل از صدق می کند و هر کدام، حکم خود را و اگر بین دو صنف شده ولی بین صنف شخص دو وجه و وجه ارجح آن است که ارث نمی برد عدم صدق می کند.& 2) در کل دارد. در تحریر (حلی، تحریرالاحکام، ج 5: 57) و (همو، قواعدالاحکام، ج 3: 344) این را داده و در ارشاد (همو، ارشادالاذهان، ج 2: 126) این نظر را است. است و هنوز است. نیز نظر را است (اردبیلی، و ج 11: 487). با این نظر مخالفت و نظر محکمی از وسیله، ایضاح، روضه، مسالک، غایه المرام و مفاتیح را نیز رأی مذکور می داند. وی در این به اصل و نیز این که جنس است و بر کل می شود و بعض که شده، است که پس از آن از به نص از آن ارث نمی برد (نجفی، ج 39: 23). 3) هر دو فوق: در جمیع به صدق اینکه کل است و در بخش ترکه. این نظر هندی در کشف اللثام (فاضل اصفهانی، کشف ج 9: 345) است. 4) عدم به صدق فی الجمله. این قول را در ضعف می (نجفی، ج 39: 18). وی معتقد است
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 17 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
اشباع بازار داخلی با برندهای خارجی در بخش لباس نوزاد

اشباع بازار داخلی با برندهای خارجی در بخش لباس نوزاد


بخش نوزاد به ملی و و شد در مشخص شد بازار از برندهای خارجی در این رسته اشباع شده است و لازم است تولیدکنندگان در این عرصه وارد شوند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
اهانت سیاستمدار هندو به راننده مسلمان خشم عمومی را برانگیخت

اهانت سیاستمدار هندو به راننده مسلمان خشم عمومی را برانگیخت


حوزه/یک هند در خود که از سوی شود راننده مسلمان بوده است. این مطلب واکنش های خشگمین زیادی را از سوی کاربران شبکه های اجتماعی برانگیخته است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
فعالیت فرهنگی بدون پول هم امکان دارد

فعالیت فرهنگی بدون پول هم امکان دارد


به ایران (ایبنا) ریزی پیش از ظهر امروز سوم اردیبهشت ماه با علی و در و یزد و از روسای و و ها در ساختمان قمصر برگزار شد. در این های و و ها در گفت: ها و های چند در بخش های از های بر شده است و از برخوردارند. وی داد: های و در صرفا وابسته به دولتی و بر ازجمله ها، انجمن ها بر بخش های شده است. علاوه بر این در های به سرمایه ها و امکانات منطقه ای نیز شده به که و چه را خود و کمک کند و و در این است. با به بر سر راه افزود: به و نقش به و در امر و است. با به های و و هنر به نظر می رسد که در و به از نقش کند و هیچ نباشد که فعالیت جریان نداشته باشد. و در یادآور شد: بارها از سوی و مسئولان شده که هیچ ای در صنعت نمی شناسیم که با بی ارتباط باشند، پایدارترین میراث بشر است و اگر به همه جانبه هستیم به و کنیم. داد: همه ها می توانند یا غیرفرهنگی شوند، خوشبختانه تجربه چند از را به نمایش گذاشته است. این مقام مسئول با به در گفت: و در هشت کلان صورت بندی شده است و گفت وگو چتر پوششی همه های است. تقویت های مردمی و هنر و واگذاری اختیارات به استان ها، راه اندازی ها، خیابان ها و بازارهای و هنر از این طرح هاست. داد: نقش و و هنر و و هنر کشور در یزد با بخش و شد به عبارت و فقط تسهیلاتی را کسب و کار در این ها در اختیار قرار می دهد. دبیر طرح افزود: قطب های و هنر به یکی از طرح های و است که پیش بینی می شود عضو و هنر نیمه اول سالجاری به بهره برداری برسد. کرد: عمومی سازی دسترسی از های و است که ذیل آن های مختلفی شده و مهم ترین است. پرسش اصلی در این این است که چطور را دهیم. به مثال های سنتی به هتل در یزد و کاشان در قالب این می گنجد. نویسندگان و مشاهیر نیز شدن به دارند و این هدف نقش و با است. در این در پاسخ به سوالات برخی از روسا و ادارت و ها به لزوم فداکاری و جلب از بخش و ها در انجام های کرد. با این مطلب که بدون پول نیز می توان کار کرد بر گفت وگو و تعامل و توانایی رایزنی کرد. در این یزد با به مفاهیم و شهرها، گفت: مسائل در شهرهایی که به گفتمان های بسیار شهرهای محور در گروی به شالوده های اجتماعی و نوآوری هاست. وی افزود: یزد بیش از 400 سال پیش به شهر قنات، قنوت و قناعت و دارالعباد و دارالعلم شهره بوده است. یزد در طبیعت و تاریخ ریشه دارد به های شهر یزد در نظر تا های از و صنایع دستی را و در این زمینه گذر و هنر باعنوان مازاری ها اواخر سال گذشته با و افتتاح شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نظریّه علاّمه طباطبائی درباره رجعت

نظریّه علاّمه طباطبائی درباره رجعت


دایمی اسلامی این بحث را ذیل عدل می صفت عدل که از فعل است سه قائل اَند: یکی عدل تکوینی؛ خدا در به هر به و شایستگی او، و اضافه می کند. عدل تشریعی؛ و را در نظر است و به اَش را است (المؤمنون/62) و سوم نیز عدل است که بحث را ذیل می که در روز میان به عدل داوری می کند و و هر کس را با او می دهد (الأنبیاء/ 47). در این رخ می که پس در این با عدل به این اند که: اوّلاً مقایسه مجازات های و است و از این در نظام های یک جُرم قتل عمد از قبیل: حبس ابد و ... در نظر می شود. ولی و بین و که به وحی کشف و به می مثل کور چشم که آنی ولی اثر آن است (ر.ک؛ 1415ق.: 410 و 414). این بحث را در خیر و شر می و هر یک از و عدم است و هر یک از مدّعای خود اقامه اند. ما در به این موضوع از نگاه می پردازیم. 1ـ3) چون فهم نظر در گرو فهم نظر از این ابتدا را نموده، نظر را جویا می شویم. در فصل ششم اسفار با عنوان & فِی دَفعِ اَوهَامٍ وَقَعَت لِلنَّاسِ فِی مَسأَلَه الخَیرِ وَ الشَّرِّ: در دفع اوهامی که در خیر و شر پیش می آید& ، در پنجمین خود می نویسد: & از های قوی به مباحث این فصل، این است که چرا از ها در جهنّم که آیه به بر دارد: (البقره/ 217). این در است که شده خیر محض و است. در از دو حال نیست: 1ـ یا از خود می شود و به یک مثل می گردد. 2ـ یا را از دست نمی دهد و با حال می شود. هر که و کند. چون هر چه که او که از خود شد و به یا کلب کلب نیز حال که پس چرا در به صاحب در باشد. اگر اگر خود را از دست نداده بر آدمی در عین حال، و جرم مرتکب شود! این از است و پذیر است. پس تا که و رنج می امر شد، رنج نمی راحت می شود. پس چرا باشد؟! بنابراین، و هیچ توجیه و آن همه به را به مکث طویل و یا های کرد& (صدرای 1981م.، ج7: 88). 2ـ3) طباطبائی(ره) طباطبائی(ره) می فرماید: & قائلان به می توانند با اختیار هر یک از دو شقّ در سخن به & عدم عذاب& دهند؛ در هر دو است و در را کنیم. بنا بر از فطرت، چون این چنینی کرامت و مقتضیّات را فراموش است و واقعاً خود را بالاتر از نمی بیند؛ مثل کسی که با سگ یا گربه مأنوس لذا در حال که در خوی حیوانی می در حال هم احساس رنج و ناراحتی می مثل کسی که معتاد است. در عین بردن از فعل عادت، هم می باشد. پس در حین طبیعت ثانوی هم رنج می برد و او اگر در این متوجّه در که کشف الغطاء بشود و پرده ها فروریزد و به تعبیر ﴿یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ: در آن روز که اسرار نهان (انسان) می شود﴾ (الطّارق/ 9) آن رنج را برد. اگر از باز هم چون قسری و طبع او نیست. همچنین است که امر دم به دم این امر نوبه نو می شود و ترمیم می و تا بی نهایت که کلام خدا بر این مطلب که فرمود: ﴿ مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ سَعِیرًا: است. هر آتش آن اى بر مى (الإسراء/ 97). در آیه است: الْعَذَابَ: (در آن) (و بسوزد)، هاى به جاى آن مى تا (الهى) را (النّساء/56). از قسر لکن آن که نوع است نه شخص و حکم قسر و را منع نمی که به آن است (صدرای 1981م.، ج7: 89 و بی تا، ج1: 620). 3ـ3) در نظر خود را ذیل آیه 167 که است: هُم النَّارِ: و (در این هنگام) مى گویند: کاش بار به تا از [پیشوایان ] آن که (امروز) از ما جستند! (آرى) این را به به مى دهد و از آتش (دوزخ) شد﴾ (البقره/167). او می نویسد: & این که آیا می و یا و ای است که اهل بحث در آن هم از نظر و هم از نظر و لفظی. از نظر که خدا در آیه فوق در با و نصّ است که می فرماید: هُم و از (ع) نیز آن قدر است که به به حدّ است و اگر از (ع) شده که قطع می شود و به آن با نص طرح و رد می شود. به به هیچ وجه نمی شود شرع و به را با عقل از درک است و خود می که نمی باشد. و که بر نفس می می باشد. که نیز شد، نفس به و آن به یا که کسب و یا در نفس می کند. نفس از آن و نقش از آن می شود. نیز در که این ها در نفس و با ذات نفس به می عقل و نمی و زور و به است. پس اگر ذات نفس های دیر یا زود از آن می و اگر ذات نفس های که در آن نقش بسته، به می شود و در نهایت، نفس با آن سعادت و ذاتی خود می ماند که یا ببیند و یا یابد. پس می شود که و ناپذیر است و هر چه هست، از ذات نفس خیزد و قاسری و کسی او را مثل کسی که به مرض کابوس شده است و دائماً های وحشت آور و زشت از خیالیّه اش سر می زند. کسی همواره در است با خود او این را می کند و نفس او به قسر قاسر و به فشاری از این ها را نمی کند. پس می سازد و از رنج می برد. مگر غیر از آن است؟! به منظور این است که آنهایی که خدایان دروغین را پرستش می کنند، در زشت خود را می خورند و خواهان به این و که می شوند، است و بازگشتی برایشان نفوس در سرای از ناراحت ای که معلول خود مصداق و مطابق با خود معتقدند که نفوسی که لازمه ذات و غیرمنقطع هستند& (طباطبائی، بی تا، ج1: 622). در ذیل آیه 107 هود نیز را لکن در این آیه با استناد به سخنان اهل لغت، را به مدّت طولانی می داند؛ ماندن بدون در معرض فساد گیرد، مگر جایی که با قید & ابد& و یا چیز همراه که در این به است. در این آیه نیز اتّفاقاً آن قید و آن ﴿مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ﴾ است که در یک نوع تقیّد است که تأکید را می رساند و آن در آن جاویدند تا که و دارد. به نصّ از آیه3 احقاف، 104سوره انبیاء، 67 زمر و 6 واقعه و نیستند. پس ولی با از از که در آیه 48 ابراهیم، آیه 74 زمر و آیه 21 رعد آمده، می اذعان نمود که و زمینی غیر از و است و آیه که را مفید به بقاء و به و لذا در آیه به قوّت خود است (طباطبائی، بی تا، ج 11: 30ـ30). در آیه 68 توبه، آیه 23 جن و آیه 6 بیّنه این بحث را دنبال است. 4ـ رجعت به از ها پس از مرگ و پیش از رستاخیز می که همزمان با نهضت جهانی مهدی موعود(عج) می گیرد (ر.ک؛ 1413ق.، ج7: 32 و 1403ق.، ج53: 138). این حقیقت نه با عقل منافات و نه با وحی؛ بر وحی و نمونه هایی از در های پیشین رخ داده است (ر.ک؛ البقره/ 55، 56 و 259؛ آل عمران/ 49 و الکهف/47). با این بیان، نه تنها کریم بر صحّه می گذارد، و تحقّق جمعی از را نیز تأیید می کند. از نیز با به احادیث وارده در این باب، تلاش زیادی اند تا این مستندات بیابند. بدین سان حدود60 آیه از را بر اند که مهم و روشن آن آیه 82 و 83 نمل می که شرح آن شد. 1ـ4) از از نظر دانشمندان امامیّه، رویدادی قطعی است. مجلسی از پنجاه عالم شیعی نام برده که را پذیرفته اند و آن را در کُتُب خویش بازگفته اند (ر.ک؛ 1403ق.، ج 53: 122ـ124). با این همه، به از ارکان اعتقادی تشیّع نیست. از این از شیعیان چون نتوانسته اند تفسیری از آن به دست دهند، بر آن اند که است از بازگشتن قدرت و حکومت به دست نیکان است (ر.ک؛ 1406ق.، ج5: 252). به رغم اختلاف نظرهایی که در این باب از امامیّه امری است و کاملاً و منطبق با عقل و برهان. مراجعه به تاریخی نیز می کند که نخستین در خلال بحث های خود با اهل از بهره اند. از این می به گفتگوی سیّد حمیری با سوّار بن عبدالله عنبری، قاضی بصره، و مؤمن طاق با ابوحنیفه در کوفه کرد. آشنایی بیشتر از آراء در باب کافی است به برخی استدلال های کلامی و و در این باب رجوع شود (ر.ک؛ بی تا، ج9: 28؛ 1414ق.: 115 و 1404ق.: 207). 2ـ4) ذیل 210ـ 208 به و پرداخته است و در مقام ابطال مخالفان از راه و می نویسد: & ما نیز بر یک اصل داریم که از به فعلیّت درآمده، است بالقوّه لکن نداریم که از این سنخ منکرین فرض به کسی است که عمر خود را است و به مرگ از که کسی به آن امر است که در فلسفه شد، مرگ اخترامی که عاملی از قتل و یا مرض باعث آن می بعد از مرگی به (رجعت) هیچ و اشکالی چون است بعد از به مرگ از رفته، در مستعد کمالی شود که در غیر از زندگیش و فراهم و بعد از مرگ دوباره شود تا آن را به دست یا است اصل استعداد او مشروط به مقداری در برزخ زندگی و به برگردد تا آن را به دست که در هر یک از این دو فرض، جایز است و نیست& (طباطبائی، بی تا، ج2: 160). وی در جای و ذیل آیه 73 معجزه، به ویژه و معجزه مسخ، بر اصل بودن از فعل به را به طور کامل است و این را که & شدن مردگان& و & مسخ& از مصادیق این امر نیستند. و این ادّعا ارایه می کند که به اختصار از آن صرف نظر می (ر.ک؛ ج1: 310 به بعد). 3ـ4) در حکیم متألّه در المیزان می نویسد: & تعدادی از در باب شده که آن تامّ و اعتماد آیه 83 نمل که می فرماید: ﴿وَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّه فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا : به را که هر دسته ای از را که آیه های ما را دروغ شمرده و ردیف شوند﴾. وی بر آیه فوق می نویسد: & از ظاهر آیه آید که حشر در آن، حشر در غیر روز حشر در روز اختصاص به یک فوج از هر تمام ها در آن روز می شوند& (همان، ج 15: 569). حشر می فرماید: ﴿ ذَلِکَ یَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ: آن روز است که همه گرد می (هود/103). این روز را به روز است (ر.ک؛ سیوطی، 1421ق.، ج3: 349). در آیه است: ﴿وَ نُسَیِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَه وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ أَحَداً: (و یاد کن را که کوه ها را به حرکت درمی و را آشکارا می بینی و را گرد می و هیچ یک را فرونمی گذاریم﴾ (الکهف/47). وانگهی این آیه (83) پس از آیه ﴿دَابَّه الْأَرْضِ﴾ که از نشانه های است و پیش از به نفخ جای گرفته، لذا نمی پذیرفت که پیش از پرداختن به اصل آن سخن بگوید. البتّه هم از ابن أبی شیبه و او از حذیفه نقل می کند که & دابّه& از پیش از است (ر.ک؛ ج5: 177). ای که از آن به دست می آید، این است که برانگیختن از های تکذیب که از آیه می حاثه ای است که پیش از برپایی روی داد؛ حشر ها در روز رستاخیز، شامل همه بشر می و به نمی شود و این & رجعت& است. 4ـ4) نظر فخر وی در ردّ نظر می که آیه هیچ ربطی به و که از این حشر آن حشر نیست. می گوید: & این حشر بعد از است و حشری است که بعد از آن حشر است و مخصوص است و به آن حشر گویند، نه به این دنیا& (فخر رازی، 1411ق.، ج24: 218). 5ـ4) نظر فخر اگر مراد، حشر بود (برای عذاب) را ذکر کند تا مبهم نباشد، همچنان که در جاهای آیه 19و20 سجده ذکر شده است ﴿وَ یُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى : که دشمنان خدا به سوی آتش و در آنجا حبس می شوند...﴾. & إِلَی النَّارِ& قیدی است که حشر را می دهد. افزون بر این آیه و دو آیه پسین، بعد از داستان بیرون شدن از شده اند که خود یکی از علایمی است که قبل از می قیامتی که در چند آیه بعد آن می فرماید: ﴿وَنُفِخَ فِی الصُّورِ﴾ و تا چند آیه بعد، اوصاف آن روز را می کند و که قبل از شروع به اصل و آن، یکی از آن را ذکر چون اقتضا می کند که اگر حشر فوج از هر امّتی هم جزو آن را بعد از نفخ صور ذکر می فرماید، در که نکرد و این می دهد که این حشر جزء (ر.ک؛ بی تا، ج15: 570). 6ـ4) نظر وی تقویت نظر فخر و از حشر، حشر نه و یا چیز در عدم آیه، می کند: & حشر بعد از نفخ صور و حشر هر از آن قدر مهم که جا هر یک جداگانه گیرند. پس خدا دفع است و یکی انگاری و حشر پیش نیاید، حشر را است و را است& (ر.ک؛ آلوسی، 1408ق.، ج20: 26). با این در صدد است تا بفهماند که عدم حکمتی است و آن حکمت، دفع مخاطب بوده است. 7ـ4) علاّمه در ردّ نظر می نویسد: & این وجه ساختگی به هیچ وجه قانع اگر مقصود از آیه می جا داشت به جای دفع مزبور که توهّمی مهم تر از آن را دفع می کرد و آن کسی کند که حشر از هر در غیر روز (رجعت) است و دفع این توهّم، اوّل نفخ را بیاورد، بعد حشر فوج از هر را، تا کسی خیال نکند، بعد از آن ای تا نامبرده را دفع کند. پس شد که آیه شریفه را می در این افاده به طوری که نباشد& (طباطبائی، بی تا، ج15: 570). در بحث می فرماید: & علاوه بر در هست که اجمالی بر دارد؛ آیه ﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّه وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی

دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی


2ـ2ـ2. ـ جان سرل در با است ـ باید، یک نقض می آورد. اما که خود وی نیز می گوید، روی با با & جدید& از این است. (Searle, 1964: 43 and fn.) او را این خلاصه می کند: & هیچ ای از توصیفی[37]، نمی افزودن دست کم یک مقدمۀ ای دهند.& اما این تقریر سرل از آن با در این است که که در بحث قبل است ـ است در حالی که قرن بیستم که روی سخن سرل با آنهاست، و است. اگر داد که دست کم در می را از است هم کرد. و سرل می را دهد. او این است: 1. این را کرد & من به این قول می دهم که به تو، اسمیت، پنج بدهم& . 2. قول داد که به پنج بدهد. 3. خود را تحت این داد (آن را بر گرفت[38]) که به پنج بدهد. 4. تحت است که به پنج بدهد. 5. به پنج بدهد. سرل از 4 تا 5 را با فرض ‎هایی شده از می داند. نیازی به تصریح این این است که گویی[39] هستند. ادعای مهم سرل این است که در سلسلۀ استنتاج‎های این هیچ اصل اخلاقی، یا چیز از این نوع (Searle, 1964: 44) هدف برخلاف پرایر، گذر صرف از است ـ نیست. در گذر صرف، می اما در این عرف یا سنت قول دارد. 1 به خود 2 را نمی دهد. فقط با فرض‎های است که نقل قول در 1، می شود فعل قول دادن. از 1 که قول داد پنج به یک سری ها از عرف‎های که او را می و نیز که در & من به این قول می دهم& شیوه ای است عمل مذکور در 2 قول دادن؛ و شرایطی که اش را ادا کرده، از هشیار است و جدی حرف می زند، در حال تمرین نمایش این حرف را نزده، در حال نقل یک رخداد نبوده و .... فهرست این ها هر مناقشه ای هم که یک نکته آنها مسلم است و آن تجربی یا طبیعی هستند. فرض همۀ این های شدن 2 از 1، ذکر و به بررسی بقیۀ بپردازیم. 2 3 را می دهد؟ سرل می گوید قول بنا بر تعریفْ خود تحت به آن است. در 2 شده از قول 3 حاصل می آید. اگر قول را خود تحت را می یابیم. می این تعریف را به افزود: 2الف) همۀ قول دادنها، خود تحت (بر گرفتن) به قول هستند. این بنابر اخیراً & تحلیلی& [40] و به قول سرل است. به نظر سرل نمی قول را طوری کرد که در آن نباشد بگوییم & قول آن در است& ، چون قول را از به آن از قصد آن کار می بر است. 4 از 3 می از 3 دست کم می شود که & به شرط (یعنی به شرط رخ که را از بین ببرد)، تحت که به پنج بدهد& . هر است رخ دهد و فرد را از الزام‎هایی که بر است کند و این & به شرط معارض& را می گرداند. اگر 4 را این قید از 3 قید را به 3الف بیاوریم. 5 از 4 می ای که بین 3 و 4 بین 4 و 5 نیز است. از 4 می شود که به شرط (یعنی به شرط مهم‎تری باشد) پنج به بپردازد. سرل و گام آن، از 2 به 3 در این است که که است می شود. (2الف)، قول و است. پیش از 2، با های روبه‎رو و پس از 3 فقط با های ارزشی. (& از 3 تا 5 است. فقط بر قول و است...& سرل نمی کند را قول و یا قول و (Searle, 1964: 50 and ff.)). اگر 2الف این که ما قول‎هایی را که می یک بود. در این ای از های بود. این یک و به قول سرل در قول به آن باشد. به است که سرل بر آن می کند. چرا 2الف به این پرسش مختصراً به مبانی ای توجه که سرل این را به پشتوانۀ آن مطرح می کند و این را مشتی خروار می (Searle, 1964: 52-8). که در ابتدای این قسمت سرل در با از می ثابت کند می از توصیفی، ای کرد. سرل به درستی است که & توصیفی& انواع مختلفی دارند. توصیفیِ الگو، که طرفداران تفکیک ـ می زنند اینهاست: & ماشین من می 120 کیلومتر بر ساعت سرعت برود& ، & برادر من 180 سانت قد دارد& و قس علی هذا. بر اساس این تفکیک، این را نیز به شمار آورد: & همکارم کرد& ، & قول داد& ، & من در جیب دارم& و & تیم گل زد& . اما دستۀ دوم مهمی با آن الگو دارند: دارای از & ازدواج& ، & قول دادن& ، & گل زدن& و & تومان& ، به سنتها یا عرفها[41] هستند. اگر عرف پول داشتن منتفی می شود؛ که داشت، چند تکه و است. به منوال، فقط در عرف است که کسی می کند و در عرف قول است که کسی قول می دهد؛ اینها، او فقط حرکاتی می کند و بر می راند. را می بخوانیم. در مقابلِ آنها، غیرعرفی یا محض[42] دارند. من چند تکه در که رویشان هست، یک امر محض من پول در دارم، یک امر است. از & عرف& در اینجا چیست، دو نوع قاعده[43] را از هم تمیز دهیم. رفتارها و فعالیت‎های از قبل موجود را نظم می دهند، رانندگی. این هم دارد. اما به وجودآورنده یا مقوّم فعالیت‎هایی هستند، شطرنج. نظم رفتار بازیکن نیستند خود است. این ندارد. عرف، سیستمی از است. عرف‎های ازدواج، پول، و قول از این جهت که سیستم‎های از همانند و هستند. به عرف‎هایی هستند. سرل است اگر متوجه بشویم و ماهیتشان را بفهمیم، درخواهیم یافت که بسیاری از الزام‎ها، تعهدها، حقوق، و مسئولیت‏ها نیز هستند. قول یکی از این نوع الزام‎هاست که سرل مبنای یک & باید& از یک & است& است. او از یک امر محض (اینکه کسی را ادا می کند) آغاز می و سپس به فعل را پیش می کشد و از طریق به این امر می رسد که & آن کس به کس پنج بدهد& . کل این بر این است که قول بر گرفتنِ به آن است (دقت شود.) این که & به قول‎هایی که می پای بند باشیم& یکی از گویی‎های مشابهِ به الزام‎های است. به نمونه ای دیگر، & دزدی کرد& را می این که & به به کسی، ضرورتاً به حق تسلط او بر آن است& . این یک مقومِ عرف است. & دروغ گفت& را می این که & را تصدیق کردن، بر به راست گفتن است& . همۀ این اصول به نظر مثال‎های نقضی در مقابل است ـ باید. ما به صرف یک امر داریم عرفیِ عرف را در کار می آوریم. & قول (دادن)& مرهون است (دقت شود). این به ای که شدن من به داده، شدن من به او (به شرط معارض) نیز هست. (Searle, 1964: 58) ما این بود که چرا 2الف (بقول سرل گویانه) است. که از توضیحات فوق آشکار می شود، این است که 2الف & مقوم& قول است: & قول بر به آن است& . این سخن این است که عرف قول من‎های به آن ندارد. از اشکالاتی که به سرل شده بر رد استوار است. یکی از این اشکالات، این است که او (همان گویی) می داند، نیست. (Pigden, 2016: § 4) ای است که آن یا از تشکیل آن یا از که آن معناشان را از آن می گیرند. ای که سرل به آن این است: (ت) اگر شخص ش قول دهد که عمل ع را به شرط وظایف ع را دهد. آیا (ت) & قول دادن& یا است که این کلمه معنایش را از آن می گیرد؟ منفی است. اگر ما عرف قول را رد یا محکوم می (ت) را انکارمان از قول یا خود عرف قول باشد. از & رد عرف قول دادن& چیست؟ به یک مثال، شخص در صورتی عرف قول را رد می کند که به پای بندی به قول‏ها، خود قول نیست. از شرکت در عرف قول می کند و رعایت آن را بر خود نمی داند. عرف قول را اخلاقاً مشکوک می بر خلاف (ت)، به قولها را مستقل از خود قول می داند. این موضع شاید غیرمتعارف اما دچار تناقض و کاملاً قابل جمع است با این شخص را که رد می کند می فهمد؛ او می به خوبی بفهمد که طبق عرف قول ما کلاً به قول‎ها پای بند و در عین حال باور که ما در هیچ الزامی به این کار نداریم. ویلیام گادْوین است ما قول می یا است یا نادرست. اگر حتماً انجامش دهیم. چرا؟ نه به این علت که قول ایم بل به این علت که آن کارْ است. اگر ما دریابیم که است از آن قولش را (Godwin, 1793: 3.3). در هر دو حال، که به طور کلی ما به قول‏هایمان پای بند باشیم. نظر گادوین غیرمعمول است اما از سخنان او روشن است که هم با قول آشناست هم با عرف قول که آن است. اگر یک را که ادعا شده است کرد و این از یا عرف نباشد، آن نیست. من معتقدم سرل این ایراد را پیش بینی کرده و کوشیده آن را خنثا کند. به اعتقاد او، عرف قول دو نوع می پرسید: از بیرون و از درون. این که & چرا ما باشیم؟& سؤالی بیرونی است که عرف قول پرسیده می شود و نه در آن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
تحول دیپلماسی اقتصادی هند

تحول دیپلماسی اقتصادی هند


ج) در هند یا رشته شده است که گیرندگان یک با هدف نیل به که بر حسب ملی تعریف شده اند، در یا های بین به می (پوراحمدی، 1386: 152). یا انتخاب شده ، حتی می شامل به هیچ نیز (hudson, 2008: 12). هدف کشورها، ارتقای ملی، و از ابزارهای اجرای به به هدف نظر و بیانگر و در ای است که احتمال به اجبار دارد. که کارکرد آن جلوگیری از است. هدف به است و زمانی موضوعیت می که اختلاف نظر دارد. ترغیب، روش در و به معنای غلبه نقطه نظرات یک بر است (Bhattacharjee, 2016: 21). در با در - اند (سمیعی 1393: 132). به بیانی در پیچیده، و سیاسی، نظامی- تدوین شده به قدرتهای بزرگ، نقش جدی در شکل صحنه بین بر دولتها ایفا می کنند. در نیز، سمت و سوی متاثر از قلمرو است؛ به طوریکه از موازنه و ملی در شکل دهی و نقش (پوراحمدی، 1386: 152). در و و در به و ملی است (سمیعی 1393: 118-117). و به آن بخش از های در یک اطلاق می شود که بر شناسایی و های به در به های و نیز کسب سهمی از صادراتی (همان: 131). 1- هند قبل از سال 1991، هند در منحصر به و می شد که معلول و هند در با بود. بر این هند با سه گانه: صادرات، کالاهای و از بنگاه های بخش کمک های دوجانبه و در در چهارچوب گات نقش ای در کمک های و می شد (Bhattacharjee, 2016: 21). اما هند را در متقاعد در با های در حال خود داد. لذا در طول دهه1990 مشخصه هند بود از: جذب پس از و با با & آ. سه. آن& و در & هند های ای& [8] و & تایلند& [9] که به & چند فنی و اقتصادی& نام داد (Ibid). با این در هند ماند. و در قرن 21 به شدن به که با شدن از به نفس در شد. شدن راج و در به و غیر برگشت در اقتصاد، های دولت، و چشم انداز بخش های و گردید. به و در بخش شد، به که هند را به از متکی به به یک محور نمود. اولویت های هند تنوع بیشتری یافت؛ لذا در این های نو را می بر های ذیل نمود: - جذب خارجی[10] در طرح های دوستدار - در سهام - هند و در از با هدف سودآوری و به - حفظ و ارتقاء اقتصادی- در ترتیبات ای و - کسب و کار در هند با بر های اقتصادی- - شدن موضوعاتی انرژی، معنوی، و اقلیمی به های هند (Ibid). در سطح بین نیز از دهه 1980، دولت- ملت ها به طور در با به یافت. تا حدی که رشد در از رشد پیشی گرفت، و حتی ضریب به در از در حال بین سال های 1980 و 2008، تا دو داشت. این به نوبه با در سطوح دو و از حاکم بر تجارت، و کار شد. در پس ای از جهان، هند از اواسط 1991 شد. این در بردارنده و بین است. بخش در مقایسه با بخش های به با سهم بیش از 50 شد، و هند به یک قطب مهم و خدمات[11] بدل گردید. سهم به ناخاص از 2/7 در 1980-1981 به 3/13 در 1991-1990 و 9/38 در 2009-2008 یافت. هند به و اقتصادی- به یک گرفت. و سهم به از 9/1 در 2001-2000 به 2/9 در سال 2008-2007 یافت(Chakrapani,2014:2). با و شد. حتی در با به های و پیش ها از هند به نرخ رشد 6-5 بود. به و در رشد هند به که از را به مهم این در ای و بین می کنند(Baru, 2oo2: 2583). به با دهه 1990 که هند با شد. تحت این شدن و در ای، هند نیز شکل گرفت. هند در خود به بر بخش و و ملی که و بخش های ذی نفع بود. از این رو می شود که هند به طور ای به آن است. در پیش از آن با سوم می شد. با یاد هند ضمن های عمل یک دست به کار و های در سطح بین شد. 2- و با از بین است که های تر جهت تحت می گیرند. ای که از های به در بین است. از این رو هند با در (گروه های غیر و موقت) آی.بی.اس ای (هند، جنوبی)،[12] بریکس[13] (برزیل، جنوبی)، و بی.ای.اس.آی. سی[14] (برزیل، چین) به ای از به از های به & فزاینده& در جهت زنی خود در است. در این هند و آن در و طیف از و در و بین را می نمایند(Shahi, 2014: 11). در با آی.بی.اس.ای، (Daneil Flemes, 2009) به پنج نکته می کند: ایده ها و های به شکل می دهند. دوم، نرم[15] بر متوسط مدار، مفهومی تبیین در است. سوم، ابزار نهادی تعیین دستورکار و نرم می باشند. چهارم، سه از واگرایی به و محدود به با به ضعف مکمل در رنج می برد. اما با موانعی، به یک قدرتمند تحول، در است. و هر سه در جهت تدریجی به نفع خودشان با می نمایند. با این حال، هند با جنوب، هرگز به بر هم زدن با شمال، یا در بین نداشته است. اولا، هند جایگزین که ریشه در برتون وودز دارند، و از & اصلاحات& مطلوب نظر خود در موجود طرفداری می کند؛ دوما، هدف هند از مجامع (مانند بریکس، آی.بی.اس ای، بی.ای.اس.آی سی) هموار ارتباطی و تحت اصول و قاعده مجدد در آوردن در راستای قوا بین شمال و است. اما این واقعیت که هند هم عضو 20[16] و هم 77 می باشد، بروز تنش و تضاد در در است که ادعا می کند سخنگوی می باشد. در که هند به کدام تعلق (Shahi, 2014: 11). همانطور که جورج پرکوویچ در به هند آورده & این نمی به در موردشرایط ترجیحی پیروز شود& (George Perkovich, 2003: 129)؛ لذا کاربرد آی.بی.اس ای و عضو جی 3 هند در می یابد. هند در و به پیشروان در دور دوحه، خواستار عادلانه تر در است تا در حال بتوانند از های نسبی خود در بخش های و بهره مند شوند. اما جی3 به از صحبت نمی کند. از در در کانکون به عدم های خود به کافی، با جی3 های واردکننده را نمی کرد. کمتر ای به های در اروپا و ندارند، تا کنون مهمی در پائین داشتن قیمت و است. اما با اینکه به محتوا به سختی پیشرفت داشته، هند در به بهبود خود در سلسله مراتب بین است. در سال 2004 در ژنو به و استرالیا، به جمع دهنده 5 شدند. در سال 2007 هند و (در چین و مکزیک) رسمیت به با ثروتمندترین به سران جی8 در آلمان (Shahi, 2014). د) هند در به بازارمحور دهه 1990 و الگوی به طور کلی ای نیز در هند به و به رژیم مشاهده شد. از مذکور در شکل هند و این به بودند. هند یکی از اعضای اولیه گات و و متعهد به در بود. در نو چندانی به گات و با شک و تردید به آن می نگریست. از این رو نه را به خود جلب نمی چندان فعالی نیز در (Kumar, 2001: 209). اما هند به از دور اروگوئه شد. این تا دهه 1980 بر سنتی خود مبنی بر مقاومت در برگزاری دور تجاری، پافشاری می کرد. ولی پس از بحران 1991 مجبور به خود و پذیرفتن توصیه متخصصان فنی برداشتن محدودیت های کمی در با 19 از خود و تعرفه ها شد. در هند با خود نهایتا با موافقت کرد (Baru, 2008: 19). فاصله گرفتن از دریافت کمک و قرضه به پشتیبانی کننده تراز پرداخت ها و جایگزینی آن با و ﺗﺄمین ارزی، درک قابلیت های خود و شدن بخش [17]که جهش & نرم و سپاری& گذاران در بخش ضمن بخش به شدن و همگرایی هند را نیز داد. با های و سپس های دارویی، بخش های از درون و & بمبئی& به سمت جهت تر حرکت نمودند. های محدود، با گرایش های در نسل نوین های هندی، را به ای تهاجمی تر به فشار شدن تشویق کرد. & فدراسیون اتاق های و بازرگانی هند& [18] و & کنفدراسیون صنایع هند& [19] را بدل به بازیگرانی در هند ساخت(Baru a, 2008: 6 Baru b, 2009, 5). به این شاهد در هند پس از آزمایش های هسته ای 1998 بود که به تر را به مقابله با های از تحریم های ضروری می ساخت. لذا هند که طرفدار محتاطانه بود، با مختلف خود در خاص و به وعده های تحقق نیافته های گذشته، و که ها در با های معنوی[20] در پزشکی و بهداشت عمومی به جای حداکثری، اعلامیه سال 2001 را امضا کرد (Ray and Saha, 2008: 3). زنی نو نه در ابتدای امر در مراحل را می تا حدی به هزینه ها و مزایای قریب الوقوع داد. به رو به رشد، به در نرم و بخش های خدماتی، به بنفس هند در و کمک کرد. پس از ناموفق وزرا در سیاتل (1999)، دغدغه های هند به ورود و کار به مذاکرات، هم راستا با تعداد زیادی از در حال بود و اولین بار در این متحد (Chakravarti and Sengupta, 2005: 228). پس از (2001) و شدن و هند نیز در دور و بر حل وفصل موجود، در حال گرفت. از آن یک دو سویه در با خود به نمود. تا حدی یک بیان آسیا پی کرد. هند که پیوسته اشتیاق به ایفای نقشی دارد، همسایگانش حائز است. این از دهه 1990 در از ضمن تبادل نظر، با صدور بیانیه مشترک، موضعی واحد کرده اند. دوم آن که، هند به درک روشنی از امکان در خود با هم فکر نظیر و دست (Ibid). هند در همه مقاطع به خاطر شکنندگی که در کرده، با نبوده است، اما همواره سعی داشته چهارچوبی را به که ممکن است بر تداوم در باشند، نماید. به دور در جولای 2008 ژنو، در نبود اجماع و علی رغم نظر قوی، شکل یک اکثریت ضعیف، از مسیر را داشت. لذا عملا به عدم در های و کافی نبودن پیشنهادات به به این در بخش خدمات، و نارضایتی از مکانیزم های حمایتی[21] و خاص[22] شده آنها، با شد (Baru, 2008: 8). در این هند با از در حال به مانعی در راه به یک محسوب گردید. ناظران به می که رشد چشمگیر هند به به رشد با است. از موانع بروکراتیک، جمعیت دچار فقر، و که گاهی در تقابل با هنجارهای می و به شدت بر بخش در حال می گذارند. به های وقت از های نگران به دلایل می کنند. لذا به عقیده این ناظران، هند باید سعی تا انتخابی در قبال در (Baldwin Bonarriva, 2013: 1). وتوی بسته پیشنهادی در بالی- با انتقاد شد. شرط هند یک حل و فصل های اعضاء قبول بود. تضعیف بر مقرراتی می شود که همه تابع آن هستند. به پیش احتیاطی هند می به حفظ های باشد(Lee-Makiyama, 2014: 33) . در هند در به مانع تصویب تجارت[23] شدند. توافقی که به نظر تحلیلگران، یک تریلیون دلار عاید و 21 میلیون شغل (The wall street journal, 2014). هند نیست، اما قصد آن از بین بردن هم چتر های است. حذف این ها به کشاورزان هند کمک می کند تا حداقل 50 عایدی بدست آورند. از نظری این دو با هم مرتبط نیستند، اما به شگرد اولی را به گروگان در با دومی داشت. به نوعی اصطلاحا & اول هند& در گرایی. بدین ترتیب در دسامبر 2013 در بالی- وقتی شد مسئله تا (احتمالا سال 2017) حل و فصل شود، نجات پیدا کرد. در این کنفرانس، هند تحت وزیری مان موهان سینگ، هنگامی که با ترجیحات آزاد نظرکشورهای مرفه مخالفت عملاً از را برعهده گرفت. لذا اساساً در با خواسته های نارندرا مودی در ژنو چیز مطرح نشد. اما آنچه به نظر می رسد، مذاکره هند از سخت و انعطاف، عدم به محبوبیت از و میل به ملی در & فرآیند& و در & ماهیت& است (Chowdhury, 2014: 1). این در حالی است که اخیر با حمایت شد؛ تمایلی به قربانی در نرم شدن ای بخش نداشتند. به آن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
استنتاج نتیجۀ ارزشی از مقدمات غیرارزشی

استنتاج نتیجۀ ارزشی از مقدمات غیرارزشی


می وجودی کیفیت‎های کیفیت‎‎هایی است که با هستند. هستی ای، ضلع نیز بر ما به یا جز ما به یا از شناخت‎های است. در نظر و به ویژه که بخش اعظم را می توانایی در توسل به نظریه ‎هایی همچون مزیتی مهم و قوی به شمار می آید. به است که به تبیین‎های از و توجیه است. به این رسیده ایم که از تبیین‎‎هایی که می مسائلی است که اصل نظریۀ را از و رونق انداخته است. و از یا با است ـ روبه‎روست؛ یا اگر معنایی توصیفی ـ نمی گرفت. ها است ـ عرفی، الزامهای عرفی کیفیت‎های نباشند و در کیفیت‎‎هایی ناپذیر که در مقولۀ خاصی از کیفیت‎ها را می راه ما از & شهود& [8] بود؛ اما از اندیشمندان فلسفۀ از پذیرفتن به قوۀ ابا اند. در مقابل، قول به کیفیت‎های کیفیت‎های این نوید را می دهد که یا (1) از می (شناخت تحلیلی)؛ یا (2) از غیرارزشی‎؛ یا (3) از می که می و را می دهد که (الف) ادراک حسی[9] یا مشاهده[10] و (ب) استنباط بر تبیین،[11] است. منحصر در این سه اما دربرگیرندۀ عمده و مطرح‎ترین گرایش‎ها هستند. در مجال طرح و و سنجش قسم 1 و 2 را خواهیم یافت؛ سخن قسم 3 را به مقالی وامی گذاریم. 2ـ1. از سه نوع بحث و تشریح مستقیم است[12] که آن تبیینی که دیدگاهی می از دهد. گرایی‎های ‎هایی است که ایشان اخلاقی/ارزشی و نااخلاقی/ناارزشی قائل هستند. اصل یا بنیادین، ‎هایی که از مفهومی، یک را با یک می دهند. به این اصل بنیادینِ اخلاقِ بنتام که & عملی است که لذت را در به آورد& را در نظر بگیریم. این اصل & درست& است و آن & لذت در جهان& است. بر به این اصل از به این دو رخ می دهد و به نحو (مستقل از تجربه) رخ می دهد. از اینجای کار به بعد با به کار بردن اصل یا در جزئی، گسترش می یابد. به یافتن به آدم کشی از به اصل فوق (تجربی) به این که آدم کشی لذت در می شود. ثقل این به است که جز خود که در & گرایی& رفت نیست. در آن هم هستند. به طور کلی با به & باقی& [13] و نیز بر اثر که رفته به از کردند، به و آن ندارند. 2ـ2ـ1. از راه که ساختن متصور استنتاج[14] یک از که هیچ در به کار نرفته باشد. در از از ما حکم مان را می پرسند، شروع می به برشمردن ویژگی‎های ارزیابی ایم. به من می بد است. من از او می پرسم چرا اعتقادی دارد. او جواب می دهد & چون باعث می شود که مردم نتوانند به سیستم‎های حکومتی که است را مدیریت اعتماد کنند؛ نظم را به هم می ریزد؛ هرکس بتواند رشوۀ بیشتری بدهد، بر دیگران می و .... همواره مخرب و داشت. پدیدۀ بدی است& . می بینیم که او و اش است. فرض را بر این می که او بر است و نیز حتی فرض می که او همۀ جوامع و آینده است. آیا با این گیری او آیا با فرض های او، صدق به منتقل می شود؟ او می زیر را کند: 1. بد است. و ازآنجاکه او بر های در به این می رسد. فرض کنید زیر جامع همۀ های اوست که بر می فوق را کند. 2. نظم است. اما که 1 از 2 نمی چون با هیچ یک از انواع استنتاج‎های (از حملی، وضع مقدم، رفع تالی) ندارد. 1 از 2 شود او ای بیفزاید تا به یکی از استنتاج‎های دست یابد. زیر: 3. اگر نظم آنگاه بد است. از دو 2 و 3، یک وضع مقدم می شود و او شد. اما 3 یک است. این است که او بر (یا مقدماتی) نیز که نشده است. فرض نشدۀ او می در قالب‎های مختلفی بگیرد & 4. برقرار نظم خوب است و از بد است& . کلی این است که اگر مفروض نباشد، بد است به نحو نمی شود. از ‎هایی های نمی ‎هایی کرد مگر های در گنجانده شده باشند. ترتیب، نمی این نوع استدلال‎ها را، & صرفاً از غیرارزشی& دانست. این همۀ شیوه های متعارف جاری ما عموماً از فرض می که الف خوب که اگر & ب خوب است& (اصل ارزشی)، و که & الف به ب منجر می شود& ، می که & الف خوب است& . اگر که & در پ عمل ت را داد& (اصل ارزشی)، و که & فرد ث در پ است& ، می که & فرد ث عمل ت را دهد& . از پیش و بیش از از سوی مستقلاً بحث گیرد، از سلبی رد آن و نامعتبر دانستن آن فلسفی است. به & است ـ باید& اند. اول بار آن را می کند.[15] او در متن زیر به از است می دهد و آن را می دهد. در هر ای که تا ام، یک چند با پیش می رود و را می یا می آن گاه در می که به جای ها، است و هیچ ای نمی که با و ربط باشد. ... چون این یا و است که به آن دقت شود و و در عین حال شود که به نظر می این می از که با آن شود. (Hume, 1738: Book III, Part 1=3.1) & هیوم& و & است ـ باید& نام‎هایی است که به این از شده است. که در نمی ای که در آن باشد. در آن & باید& سخن می و آن را یک & رابطه& می که از & است& نیست. اما در & باید& از & است& (Zimmermann, 2010) اگر می وی می شد استنتاج‎های ای را هم که در با (یا مقدمات) فرق مسئله دار و اصلاح یا تکمیل بداند، 1. است. پس: 2. کرد. در حالی که اعتقاد این است که این را ای که & رذیلانه& را با & باید& می دهد می کند. آن این است: & عملی، یا ذهنی ای ما را به خاص خوشنود می می آمیز و غفلت از آن یا ندادن آن ما را به نحو ناخشنود می می که ملزم به آن هستیم& (Hume, 1738: Book III, Part II, sect. V, paragraph 4=3.2.5.4) دست کم و زمان او این است. از نظر زبان، ای است با & است& . با این حال، دست کم از آن & باید& هم استخراج است. او بر آن بود که و رذیلت، اساسی & باید& هستند. پس می گفت که او به هر اعم از خوب و و بد و نادرست و ... نیز است. سان لبّ سخن این است که ای از (منطقاً است). است ـ این که از & الف و است& نمی به نحو کرد که & الف و باشد& ؛ این نیز می شود که از هیچ مجموعه ای از های & است& ، هیچ ای نمی آید. به هر توصیف از جهان، با هر و حتی با هیچ انگاری جمع است و تناقضی در آن نیست.[16] نکات فوق که من[17] گفته آمد، می دهد این نوع استدلال‎های که از ما نیز می نمی از است ـ و اصلاً از به از به نیستند. اما کلی است بر هیچ استدلالی نمی از است ـ کند. آیا این کلی دارد؟ به این از این که & به در دل باشد& کرد و به کنکاش در مبانی دقیق آن پرداخت. اولیۀ است ـ است به صرف اندیشیدن به آن، را می (Huemer, 2008: 73-4)؛ می آیا می هیچ را، که کیفیت‎های های را اما برخلاف اکثر ما به هیچ ای نمی محکوم به کرد؟! هیچ انگاری، موضعی سازگار عاری از هر تعداد از های (از طبیعی)، هیچ را ایجاب نمی کند. که جدایی از است همانطور که از آن (استنتاج، اعتبار، تناقض، و ...) شکافی است. است ـ اصلِ است. اصل می گوید: از پیش در دل آن یا هستند. به دقیقتر، نمی از که محمولِ الف به نحو ای کرد که الف را به یک موضوع می دهد. این یک اصل است. اگر بایدـ است را به قیاس[18] مبنای روشنی داشت. یک نمی حد‎هایی که در نیستند. ای که & باید& در آن نمی از از شود (Pigden, 1989: 131; Prior, 1960: 202). می ای که می شناخته کتابی به نام سلطنتی پُرت[19] (Prior, 1976: 9). بخش صوری این عمدتاً به است (Pigden, 1989: 131; Kneale, 1962). در از سخن می احتمالاً را مد نظر دارد. اگر حق با است. اما که به نمی که دست کم در نظام‎های از مدرن[20] یا کلاسیک[21] که فرگه، وایتهد و راسل کردند استنتاج‎های معتبری که قیاسی نیستند. که استنتاج‎های زیر در می کار زیر می رود. به در از هر ای می در دل باشد. ها[22] از هر ای می شوند، اما در دل ندارند. A می دهد A v B، و ~A می دهد ~(A B) که در هردوی این استنتاج‎ها در خبری از B نیست. در مواجهه با این تفاوت با از این که در استنتاج‎های حدهایی است که نیستند، یا کل کار و است ـ حتی از نیز یا شود و یا این دو جمع شود از این که از کار و است ـ تفسیر شود.[23] آرتور در رد است ـ سه می کند که بر قواعد مبتنی ( Prior, 1960). اول او این است: 1پ: چای در است. 2پ: یا چای در است یا همۀ ها گیرند. این & A می دهد A v B& است. آن، است. آیا اش دهد که ای می و محسوب شود آن را از این نیز می کند: & هر کسی که اعمال غیرمرسوم در را می دهد گیرد؛ همۀ ها چای می خورند؛ یا چای در است یا همۀ ها گیرند& ترتیب ای که در ذکر می شود یک است. اگر مخالف کل این های انفصالی را که یک طرفشان ای و طرف دیگرشان ای به جملۀ نپذیرد او را به ای در با & P v Q; ~P; Q& می دهد: 1پ: چای در نیست. 2پ: یا چای در است یا همۀ ها گیرند. 3پ: همۀ ها گیرند. دیوید می کند که هیچ یک از این دو ربط به یا ندارند، چون هیچ یک الگوی قبولی نمی کنند. به یک ما را به یک & ارزشی& آگاه می اما این ای که هدایت رفتارمان به کارش بریم، یا از آن آید که است. این را ندارد، اما باز هم نمی کند چون راه مشخصی که از آن به هر دو اش علم ندارد. اگر I1پ به‎سادگی می آن را از طرق کشف کنیم، اما صدق 2پ را از نمی کشف و ناگزیریم بر یک فرض تکیه (Huemer, 2008: 78). به نظر نمی رسد: (الف) مهمتر از همه عمدۀ (فراهم نکردن اخلاقی) نیست. چرا؟ چون می کند و آن & از است& است. فقط در که از است این الگو به شکست می انجامد (ب). اگر این که این خاص (2پ) در گفت که این را به ذکر می کند و می به جای آن دارد. اگر او این هیچ ای با این با خود مواجه شد که این ها هستند. (ج) در به به ای هم که آن را به‎صورت جدلی و در مقابل کسی که 2پ را نمی پذیرد، می کند. حال یا 2پ را به & توجه& به می یا به نمی شناسد. اگر به بشناسد که او به رفع می شود. اگر به نمی چرا در ای آن را فرض می داند؟! حتی اگر اول چه به‎صورت تک ای و چه به‎صورت ای ناموفق دو بعدی ممکن است موفق که در ادامه به می پردازیم. دوم به شکل شده این است: 4پ: هیچ از 20 فوت ندارد. 5پ: هیچ از 20 فوت که روی یک صندلی بنشیند.[24] سومی می کند که با دو قبل است: (Prior, 1960: 203) 6پ: حمل هستند. 7پ: اگر حمل باشند.[25] اشکالی که این استنتاج‎ها به نظر من می آید این است که هیچ به راه‎های کسب ندارند. بسیار بعید است کسی از این راه‎های عجیب کسب کند. علت ساختارهای چندان به کار کسب نمی آید این که او در فضایی و امکان غیرقیاسی از (Prior, 1960: 202) گام می زند. بر این استنتاج‎ها را در نگاه مشکوک می و می جزء یا اخلاقیِ ناگهان از کجا شد!؟ به می خودش و مخاطبانش را با جادوی فریب است. خود نیز می کند که در هرکدام از این استنتاج‎ها غرابتی[26] ــ اما می & نمی به که همۀ مشترک و اگر هم تأثیرگذار بود& (Prior, 1960: 203). به تر، این است که های این استنتاج‎ها با & باید& سروکار ندارند. علت این امر این استنتاج‎ها و های است. 2پ، یک مانعهالخلو است که بنا بر کافی است یکی از دو طرفش در پ1 طرف اول آن انگاشته شده. در این در طرف دوم آن هر ای با هر آورده کل بود و بود. بحث، از ای که استنتاج‎های و سه می کند روشن‎تر می شود. (Pigden, 1989: 132) 1: چای در است. 2: یا چای در است یا همۀ ها هستند. 4: هیچ از 20 فوت ندارد. 5: هیچ از 20 فوت که باشد. 6: حمل هستند. 7: اگر هستند، حمل هستند. در هریک از این استنتاج‎ها به چشم می خورد اما در ندارد. این سه نیز معتبرند اما در اینجا نیز، هرچند به نحو مبهم، به نظرمان می رسد که در این ها حضوری جدی به نمی از تیغی، ای که باشد. که سه در می را به آسانی به جای الزامها داد و به هم صدمه ای نزد، می دهد که نه الزام و نه در ها ندارند. این و سازی، را هم ما می کند و آن & مثال‎های نقض& بر است ـ اصل را نیز زیر می برد. خود نیز ذیل یکی از غرابت‎هایی که استنتاج‎ها می به فوق می کند. در دو نخست، اخلاقی[27]موجود در نتیجه، به نحو (تهی)[28] هستند. و تهی را این تعریف می کند: یک کلام[29] در در یک به نحو تهی است که اگر به جای آن هر با نوع شود استنتاجْ ماند. & باید& در اول و دوم این است چون اگر به جای آن در اول & فکر می است& و در دوم & فکر کند است& ، تأثیری بر داشت. باید‎هایی که در اول و دوم در دارند، با فرض تهی هستند. چه & با فرض مقدمه& ؟ اگر می به جای هر مناسب که بخواهیم بی‎آنکه وضعیت صدق کند.[30] اما به نظر نمی که همۀ استنتاج‎های از است این هستند. به نظر او سوم ما را از گیریِ فراگیری بازمی (Prior, 1960: 204)؛ دو & باید& ی که در این به نحو تهی نیستند. اگر مربوط به حمل را که از (مسئولین حمل هستند) نمی شود و ماند. زیر نیست: حمل هستند. اگر حمل فکر می بناست باشند. مانع تهی می اول در اول است. البته اگر به جای هر دو با رعایت بگذاریم، (Prior, 1960: 206) و دو را نوعی تهی می کند. سوم را می دهد. اعلام می کند که دست کم این نوع تهی در هر ای از نااخلاقی، دارد، اما می گوید: & به نظر من می رسد که این نوع تهی امکانی، پیش پاافتاده است چون حتی نمی که خود می شوند& (ibid.) در اول و دوم، دو ای که خود می و نیازی نگران این را به دو اول می کند (Prior, 1960: 203))، که در هر دو فقط یک & باید& امکاناً تهی دارد. به از این که & چای در است& ، هم می شود که & یا چای در است یا همۀ ها گیرند& ، هم می شود که & یا چای در است یا همۀ ها می گیرند& . اما که خاطرنشان می (Pigden, 1989: 133) تهی به این که ذکر شده در خود نیز می شود. تهی در استنتاج‎های این است که جایی را که & بایدها& پر کرده اند، می به هر شکل اعم از & است& ، & نباید& ، یا هر پر کرد (مشروط به به باشد). این ها، بنا بر فرض ها، اتفاقی است. طور که ریشۀ است ـ اصل است. است ـ یکی از کاربردهای اصل کلی است. اگر استنتاج‎های بر نه است ـ نفی می شود. در این نزاع تعیین کننده اصل کلی است. نتایجی که از بحث فوق استنتاج‎های شد به صرف شود تا اصل گیرد. که ملاحظه کردیم با از صورت‎های می کوشد از است ـ گذر کند. به شود که نه فقط در در نیز کار است. به نظر من، توانسته از تهی که در بالا شد به این هدف دست یابد. او بر & تلقی تارسکی از منطقی[31]& و تهی[32] که کواین می & تهی در استنتاج& را به دست می دهد: یک کلام،[33] در در یک معتبرْ حضورِ تهی که به جای آن هر (با نوع یکسان) را به‎صورت متحدالشکل داد از دست برود. (Pigden, 1989: 135 ff) یکی از های این تهی، B در & A می دهد A v B& است. نمونۀ از های متناقض است که هر که در آن بیاید، بمعنای فوق الذکر تهی دلیلش این است که از های هر ای می شود. پس فرقی نمی کند که در نتیجهْ چه و استنتاجمان همچنان می ماند. این ایده چه کمکی به ردپای اصل در می کند؟ که پیشتر نیز رفت، ما دریافتی و کار داریم بر از دل را از پیش به در خود دارند. در منطقْ در هیئت & در استنتاج& ظهور می کند. و که بر & تهی در استنتاج& ، اصل را و می کند و جایگاه آن در را می کند. اصل شدۀ منطق: هیچ کلام[34] (نامنطقی[35]) نمی به‎صورت در یک مگر در بین (Pigden, 1991: 424). با این تدقیق، هر که به‎صورت تهی در و نیز ادوات می بی در بین در بیایند و از دایرۀ شمول بیرون‎اند؛ کار نیست. اما در عوض، هر کار است. به تر و منطقی، اجزای (هر کلامِ نامنطقیِ غیرتهی)، می دقیقاً و مسامحه گفت که & حاوی&
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
ایدئالیسم آلمانی و مسئله آزادی و خودآیینی سوژه

ایدئالیسم آلمانی و مسئله آزادی و خودآیینی سوژه


چکیده هگل را از است و با که در آن می‎دهد، را که و بین‎الاذهانی می‎کند. هگل است این را نزد بررسی، و و آن را کنیم. این کار به ما کمک کرد تا به و هگل از این پی و به آن نزد هگل نزدیک‎تر شویم. این از سه بخش شده است: بخش به و در و به‎ویژه نزد یافت. در بخش از را به بحث و در بخش به اندیشه‎های بر هگل در صورت‎بندی به‎ویژه در ینا کرد. کلیدواژه ها خودآیینی، هگل با هگل از جدی به می اما بر شکل‎گیری های او است. هگل را از است و با که در آن می دهد، زمینۀ نظریه دوسویه1که و بین‎الاذهانی2دارد می کند. هگل در این به های نیز نظر و همۀ تلاشش در جهت بر این هاست. هگل است این را نزد و آن را سازیم. این کار به ما کمک کرد تا به و هگل از این پی و به آن نزد هگل نزدیک‎تر شویم. این از سه بخش شده است: بخش به و در و به‎ویژه نزد یافت. در بخش را از و به تبع آن، به بحث و در بخش به های بر هگل در صورت‎بندی در ینا3 کرد. 1- و و بر و در بر است. از این است که ابژه‎ای هم در کار بود؛ به طور ساخته می شود. در این خصوص است هر موجودی، خواه & من& 4 یا & غیر-من& 5 محصول از است و هیچ هم در کار بود (Fichte, 1970: 3:2)؛ اما او ادعایی نیز می که آشکارا با این اصل در تضاد است: نمی نقطۀ شروع مناسبی & خود& از آزادی‎اش است تا از غیر (آگاهی دیگر) شود. که می این است که از به می (Fichte, 1970: 33). این طرح از در بخش عقل ناب و نیز از است. با سوم از نقد عقل به علت اما این که آیا تحت و آیا را می کرد که به طور خودانگیخته7 علت باشد؟ از نظر ما دو گونه داریم: از خود و روان‎شناختی خود از حس و دوم، از خود از (کانت، 1387: B132). وی قسم را & تجربی& 8 و قسم دوم را & استعلایی& 9می نامد. او اصطلاح را به دو شیوۀ متفاوت به کار می برد: یک بار قوۀ ترکیب و بار فرد از به که آن را با & من می اندیشم& مقرون می سازد. خودآگاهی، منابع گوناگون و متفاوتی دارد. مثال منبع درونی10 است. که همۀ حالت های بازنمودی در که این خود شامل هایی که از حس بیرونی بر ما عرضه می شوند نیز می شود (متعلقاتی که به نحوی با نسبت می یابند) (همان، A99). او همچنین می شود که یا حس نفس11 و یا حس بیرونی، بدن12 اما از نظر ما از مستقر در حسِ تقریباً ناممکن نفس را به حس نمی به و آن را اما او این را نیز می‎افزاید که می و در ما می از این شویم. به در جهت از حس اما را که از نظر او است در جهت و کنش از حس به شدن از و می کند (همان، B155). از نظر ما هیچ از خود که هست و نیز از خود که می شود (همان، B158). خود که نفس یا خود فی است. بر و فی می‎دانیم که را فقط می بر که حسی شده اند کرد. فی‎نفسه یا آن‎گونه که ما نمی گیرد. خود نفس هم یکی از آن هاست. خود فی است به یا & ناب& ؛ & من می اندیشم& که همۀ و حسی را می بخشد. این خود به هیچ وجه در ندارد. ما فقط می از این باشیم. می‎شود که به از است. اما می از کرد. خود فرد از در نگری یا معاینۀ نفس است. در این جریان، خود به یکی از مدرکات و در چارچوب پیشین مورد می شود. ما این کار را از حس می دهیم و & وسیله خود را فقط می که از به وسیلۀ خود زیر می گیریم& (همان، B157). نه از خود به و نه از خود به خاص، هیچ‎یک به دانشی از راه نمی برد. این می دهد که در کلاسیک آن اما در خطری را می کند که تهدیدکنندۀ کل نظام است. ازآنجاکه خلود نفس از نظر ناشناخته بودن نفس می برابر با انکار آن (نفس) باشد. به اگر نفس تا باشد، پس می به‎راحتی این امر را توهم فرض کرد و انکارش نمود؛ اما و تمایز برقرار می کند. درست است که ما هیچ از خود به شیء فی نداریم، اما این که ما از و مان نیستیم. ما را به یک مبتنی بر حس می شناسیم، در را به یک می شناسیم (همان، A278). از نظر خلط و خود فی سبب ظهور مسائل جدلی‎الطرفین در مابعدالطبیعه می‎شود که آن ها را برطرف ساخت. یکی از این مسائل، نفس یا روح به جوهری نامیرا و غیرمادی است که اصلی روان‎شناسی تعقلی یا است. به شرط متعلقات تجربه، نمی تجربه و نمی شود. را در عمل می و است که ما اما تناقض به این شکل سر بر می آورد: قادر از خود داشته بداند که ای است. می کند که عینیِ13این (کانت، 1387: B310)؛ این معناست که من نمی توانم خود را در قالب حکمی ترکیبی صورت‎بندی کنم (همان: B586). با این حال این از به شیء فی دربردارندۀ هیچ تناقضی (همان، B310). این حقیقت که تحلیل خود به شیء فی به ایدۀ خود به موجود راه می برد، این را می که & عملی& را در بسط دهد. او می کند که & شخصیت اخلاقی& نه از از اندیشیدن به خود به موجودِ و پذیراست. من به می آیم که را به یک شخص که عقل و است در نگر آورم (Kant, 1964: 6.434). این ممکن است که خود را در و بافتی و به فی در نظر بگیرم (ibid, 6.239). بنا بر از سویی در نظر و از سوی در عمل ضروری است. در نقد عقل می که آگاهی، در از دارد. جز از و است. لذا به است که به سطح برکشیده می شود. از بی واسطه است که کشف شود.آزادی از از تکلیف که امر نامشروط است کشف می شود. هر بایدی دلالتی ضمنی بر دارد. این است از ساختار خودآئینی. می گفت دیدگاهی است غیرشناختی، و فردگرایانه که در آن & اخلاقی& نیازمند & میانجی بین‎الاذهانی& و از در آن کفایت می کند. رنگ و لعاب فردگرایی روش‎شناسانه14 به خود گرفته ساده‎انگارانه بود که او را ادامه‎دهندۀ فردگرایانۀ دکارت به آوریم. به‎ویژه او پس‎زمینه‎ای تاریخی-اجتماعی را پیش فرض می گیرد؛ اگرچه روشن روش می با تأملات تاریخی-اجتماعی سازگاری یابد بحث بیشتر در این باره، بنگرید به: Yovel, 1980). (باید پس‎زمینه‎ای تاریخی-اجتماعی به این که از آغاز یا بین‎الاذهانی دارد. & دوسویه& در فیشته‎ای و هگلی آن است. پاسداشت انسانیت و اصل مقوم اندیشۀ عدم او به زمینه‎ساز نقدهای جدی بر او شده است. کرامت و او را به اصول موضوعه خود فرض می و امر آن را ستایش می کند؛ اما غفلت از پرداختن به تاریخی- نقص بزرگی دستگاه اش به می آید. در کلیت گرایش به عقلانیت که بر آن افراد در با مشارکت هم گذاری می کنند. این ملکوت غایات15 است (Siep,1992: 7-11)؛ اما همان‎طور که هابرماس داده، با پیش فرض در عملی، را که در با پیش فرض داده و با این کنش را از جدا است (Habermas, 1974: 150). به با جدا کردن عمل از (زیست-جهان) آن را همیشه دار کرده؛ این انتزاعی16است؛ محتوای در انتزاع از زیست-جهان شده است. بخش ای از ایدئالیست های پس از مصروف بر از شده است. این ها در صدد این هستند که به و بین‎الاذهانی و ببخشند. در این میان، مساعی و هگل درخور اند. 2- و از نخستین کسی است که به انتزاعی واکنش می دهد. او با الهام گرفتن از روش نقدی می & امکان& خودآیین و در & آزادی& را کند: تعدادی هست که فلسفه پیش از آنکه بدل به یا آموزۀ شود، به آنها بگوید... در این ها برخی از این قرارند: ... ها به این امر پی می برند که شبیه به خودشان در هست؛ این به طور بی‎واسطه یا مستقیم در ناب حاضر نیستند... من ارتباط با یکدیگر را می نامم؛ اما ثابت نمی کند که به طور بالفعل موجوداتی در ... ما چنین پیش‎فرضی را در نظر می گیریم؟ (Fichte, 1988, 302). همان‎طور که خود اذعان داشته، در صدد به دو اساسی است: اولاً به چه حقی بخش از را بدن خود می نامد؟ ثانیاً شخص به چه ترتیبی فرض می که هم غیر از در هستند؟ (Fichte, 1970, 33). وی از روشی استعلایی، در کلمه بهره می برد تا های یادشده را بدهد. او از می پرسد و سپس این را می کند که من از شرط من از است. این منظور فراخوان17 را وارد می کند و می & من& می خود را به در نظر بگیرد که از ناحیۀ فراخوانده شود. & فراخوان& & من& بیگانه بر رویارویی اولیه & من& با کرانمندی دلالت دارد. در که یا & غیر-من& ، علت یا & فراخوان& نیست، است که & من& آن را بر می نهد. با از & من& ، در صدد توضیح فراخوانِ یا & غیر-من& است (نویهاوزر، 1391: 36). با فراخواندن & من& از او می را دهد و & من& یا آن را می یا آن را رد می کند و سبب می شود از به عاملِ18 شود. اگر شخص خود را فرا نهد، در وهلۀ دیگران را فرا نهد و ب
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
نظریات موجود در خصوص تابعیت زن در اثر ازدواج

نظریات موجود در خصوص تابعیت زن در اثر ازدواج


با از موضوعاتی است که در بین هر از اهمیت است. در این این است که اصل یا اصل تعدد شود؟ با به های و و های بین می به این دست که بر بریتانیا، پس از سال ها پیرو ی و در از ی پیروی می نماید؛ در که در سال هاست که ی تام زن شده است. به نظر می رسد که به در طول سال های می دهد که در اصل مقتضیات ی امروز را نداده و نیازمند تجدید نظر های جدی در این است. لذا بازنگری در در باب با مندرج در بند6 976 و 987 و 984 الزامی به نظر می رسد. کلیدواژه ها بیگانه، 1. یک از است. هر چه این تر نیز از بود. به ها از هر حیث این هدف را در تأمین نمایند. کمااینکه نیز در اصل دهم به حفظ کیان اشاره دارد. و از در قانونگذاران را بر آن تا در زن به خود و به آورند. در این به یک و به در که حق در این نیز آن ها تا حدودی دچار تزلزل شد. از اواسط قرن و پس از آن که مباحث دفاع از زن و مرد از تریبون های داخلی و بین و اسناد و های در از آن تنظیم تفکر جایگزین آن از استدلالات شد و به اعضای بشریت، حق و نیز حق حفظ خود پس از شدند. با به این این در می شود که اصل در با به چه جایگاهی دارد؟ و آیا نیاز به در باب با وجودارد یا خیر؟ در به این سوالات در تحقیق ابتدا پس از در زن در اثر به جایگاه اصل و این اصل در و در به و بین به اصل و از این در کرد.. 2. در زن در اثر با های ذهن را به این که آیا است یکی از بر شود و هر دو یک یا به آن و آن ها با های به خود دهند. با به بحث این از نظر و های در آن است: 2-1- علمای قرن نوزدهم در زن معتقد که & در و زن در اثر شوهرش را کسب می کند& و در به مخالفان این امر نیز دلایل گوناگونی ارائه شد: آن را از سلطه به زن و آن را قهری وصف دانستند. در کنار آن ها عده ای نیز که عقیده داشتند این از خود زن می شود[1]. در این حکومت دو در غیر است[2] . 2-2- مدرن در زن، از اوایل قرن به بعد به کلی شکل است. این تحول، فکر نوین زن و مرد در خانوادگی است. به نظر بعضی، زن در به شخص مند می شود نه به اقامتگاه، رژیم و او[3] . بر این با تمایز گردید. در موافقان این های می با هم مجبور باشند که خود را از دست بدهند. و این امر هیچ منافاتی با جسمانی زن و نخواهد وتفکیک زن و در راستای به و به آزادی های می باشد[4] . بر در مدرن، های چند ملیتی و یا بین از عوامل گسترش وشناسایی بود[5] . با به انتقادیات وارده به هر دو است گفته شود است زن و حفظ و انسجام یکسان اما از آنجائیکه است و به ها و وابسته است ها حسب و و اوضاع و خود مقتضی را می کنند[6] . 3- اصل در در هر یک از بر حسب زن با یکی از آن کند یا زنی از های اند و در اول را و در دوم (کامل یا نسبی) را اند. هم فوق را است. در دو را در نظر گرفت: یکی وضع که می و وضع که با می نمایند: 3-1- زن که با مرد می زن که با مرد می کند در بند 6 976 این است: "هر زن که کند& می شود". این که یک زن به این بند او با مرد باشد. اگر بین این زن با مرد زن نمی را بنماید. به محض می شود و زن که می از می گردد[7] به این که در 986 به آن آن است که وی می او این را و این را در او و او را خود به آورد. در این با از او می شود از حیث آن را از دست نمی دهد و او را از دید بین دو دانست[8]. به این بند در است و زن را باشد[9]. که زن در اثر با مرد می کند قطعی است به این که اگر در مدت زناشوئی از زن به (مگر 988، ترک زن نیز بشود) و با پایان یافتن (فوت طلاق) خود به خود از بین نمی رود. النهایه به علت در زن این به هیچ وجه نظر نگرفته است و با سر آمدن موجبی که بر زن لذا به خود تسهیلات شده است[10]. در اینجا گرچه است فقهی در در ذهن متصور شود این امر تردید است است که به & اشخاص& می اما به & با دولت& می باشد؛ لذا نباید به ملت در برابر تسری شود (بداغی،1383، ص 45). با درخواست بانوان پس از انجام تشریفات ثبت با زوج در نمایندگی های است و مشمولین بند 6 976 ثبت ممنوع می باشد[11]. 986 می دارد: & زن غیر که در می شود می بعد از یا فوت به اول خود مشروط بر را کتباً مطلع کند ولی هر زن مرده ای که از خود اولاد نمی مادام که ولاد او به سن 18 سال تمام نرسیده از این حق کند& . البته زن سابقاً می حتی پس از یا فوت کماکان به بماند. در این او می ایرانیان به هر غیر شود اما اگر از حق رد خود کند و را رد او بار به خود در آمد و طبیعی است که با او به سان یک رفتار شد. است که نمی گذشته غیرمنقول و حدود او بود. نمی زمین زراعی و یا نمی بیش از که محل سکونت، کسب و صنعت غیر شود. حال اگر زن بیش از که آن مجاز غیر می بایست ظرف مدت یک سال از زمان از و یا ظرف یک سال از زمانی که به ارث، غیر منقولی بیش از حد به او برسد، را از دست دهد. به توضیح است که ملک از زن به هر شیوه و با هر عمل است مثلاً زن می به عقد بیع و یا معاوضه مال را بفروشد و یا ملک را به هر که هبه کند. جهت حریم حق و به حق مالک، به او است که ظرف یک سال خود در نحوه مال از ملکیتش نماید. حال اگر زن به هر از این دستور ننمود، با نظارت دادستان محل و از طریق مال فروخته شد و پس از کسر مخارج عملیات قیمت مال به زن شد[12] . به طوری که ملاحظه می زنی را از هم سطح ترک ندانسته و به این جهت از حیث غیر در او مقرراتی ملایم تر به ترک داشته، بر این صرف او به از و به نخستین خود راکافی است .در پس از یا فوت و که به با مرد پدیدار شده بود از بین می رود و در به زن حق است که از تقاضا که به اول خود کند و را رد نماید. در مجموع به نظر می رسد که اصل زوجین، در که با می کنند، به صراحت در است مواقع در عمل، منفی انکار ناپذیری را نیز به دنبال استاز هم ترک را به او ندهد و را او حفظ در این زن، می شود: و خودش. دوگانه ای است اصل در را با روبه رو [13]. کما در تنش ها شده و حتی در خاص به درگیری و مخاصمه نیز انجامیده است. بدیهی است که افراد به با است به ابزار نفوذ آن در میزبان گیرند. بر است که در کشورها مصر، آن از که از نیز نمی در سمت های مهم منصوب شوند. تفاوت درمواردی که است های زن و روابطی خصمانه با یکدیگر با به های اجتماعی، و که ها دشمن جدی و بقای و حیات پدید آورد[14]. به یکی از است که اعمال به را با اشکالاتی مواجه می سازد. در یک ی که در آن دو (یا چند) را (اعم از ملی و بین المللی) ناگزیر است جریان را بر یک هدایت و اظهار نظر نماید. اما نیز راه حل هائی را در نظر است. مثال، چنانچه به عقد فوق دعوایی در محاکم اقامه می بر یکی از های زن، است این راتابع و حکم خود را صادر یا می بر 963 حتی اگر دو شخصی و مالی را تابع بداند. نویسندگان که در این موارد چون بر ترجیح ملی یکی از بر است از و در فقدان مشترک، مقر گردد[15] . از دیگرمشکلات عملی بر زن، از است که در اثر با می در بین و نتایجی که از از است. وظیفه از این را به عهده دارد؛ در که مندی افرادی به و شرط لیاقت محرز نیست. یک عمل حاکمیت است و مخصوصاً در به گردد. مصلحتی که در امر به این است که که واقعاً مند به کشورند و نمی خواهند را وسیله ای اغراض خاص خود دهند. به این تا حدی با اصل 42 در اختیاری کسب مغایر است[16]. بر زن باتحولات در زن مغایرت امروزه با منع کلیه ی اشکال تبعیض علیه از سوی 186 به نظر می رسد که مبتنی بر در جای خود را به دانستن است. 3-2- زن که با مرد می درحال حاضر از در داخل با مردانی از اند. با به که بر شریعت اسلام است با صرفاً در دو است: اول، زن با مرد غیر و دوم، زن غیر با مرد غیرمسلمان خارجی. این دو از مفهوم مخالف 1059 بدست می آید که بر آن & مسلمه با غیر مسلم& جایز نشده است. در با که هر از چار چوب فوق باطل و بلا اثر است. در جهت حفظ نظم و از خویش و تعمق و تدبیر در حفظ خود، در 1060 است: & زن با در هم که مانع قانونی موکول به مخصوص از طرف است& .این بر مصلحت به از زن و دقت بیشتر وی در با بیگانگان شده با این زن از از خود به یک که تا قبل از از آن است بی بهره شد. تخلف از این و عدم دولت، قبلا در 17 (مصوب مرداد 1310) شده بود، که به آن دفاتر و مکلف می از ثبت هایی که بر 1060 است خودداری نمایند، در غیر این مستوجب می شدند. می شد که به از نکرده و این امر به نبود[17]. با از در سال 1391 و ماده56 این قانون، "هر سردفتر که اخذ مواد (23 (و (31 ( این یا اخذ در (1060 (قانون یا حکم صادرشده درمورد مجدد یا برخلاف 1041 به ثبت کند یا حکم یا عدم سازش یا (40 ) این یا حکم تنفیذ به احکام به ثبت هریک از موجبات انحلال یا یا مبادرت به محرومیت چهار از اشتغال به سردفتری محکوم می شود". چگونگی زن با مردی از در زن، در قانونگذاری دو دیده می شود: نخست به است که در آن یکی از با اعم از زن یا مرد آن بود که زن به می یافت. به دیگر: که زن با مرد سبب او به می زن با مرد نیز زن به می شد. دوم با سال 1308 آغاز می که در 12 آن پیش گردید: & زن که با مزاوجت می به خود می مگر زوج به عقد به شود& . این قاعده به ترتیب در 987 محفوظ مانده است. گفت اینک اگر زن با مرد سبب تغیییر زن به می گردد. در زن با مرد زن بسته به آن است که آن را ایجاب کند[18]. پس در این از بی و یا زن دو را پیش است: 6- به در اثر بر زن (یعنی آن را باشد) از زن سلب می شود و شد. هنگامی که به عقد به زن شود و یا زن را بین حفظ و زوج مخیر بگذارد و زن زوج را اخذ پیوندی که بین و از بین می رود و زن می شود و از زنی نمی کند[19] . زنانی که بر اثر با مرد خود را به نفع از دست می به لحاظ به تلقی می در به غیر در به (تبصره 2 987 مدنی) میگردد. این با در ای است که ترک شده هیچ گاه بدان حد نبوده و ارفاق آمیز به ای که پیش از اصلاح در سال 1361 این شد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
افزایش قیمت کتاب‌ در نمایشگاه سی‌ویکم

افزایش قیمت کتاب‌ در نمایشگاه سی‌ویکم


خبرگزاری (ایبنا): ساره گودرزی؛ با سال 97 به ارز، کالاهای وارداتی دستخوش های شد و این که به استمرار در ماه های پایانی سال بر است. از دو ماه به بین تهران، سفارش های خود را به چاپخانه ها می سپارند و خود را در این رویداد بزرگ می کنند. اما چاپ و نشر از به که از آن ها به خود یا های خود پرداختند. 10 تا 20 عطایی؛ مدیرمسوول های عمومی با به انتشاراتی خود در آستانه سی و بین تهران گفت: طی یک ماه چاپ به ارز بود که دامن نشر را هم گرفت. در طول سال ها در این به یاد می آورم مرسوم بود که در این ها به شب عید در این ماه همه می شود و ها است و بعد از عید داشتیم. اما این بود و نه در 10 است. وی افزود: از خود را به در شب عید اما شاید جالب باشد بدانید که های است که از نرخ شب عید هم بیشتر شده است و نمی میزان را به شب عید هم کنیم. این فقط به مقوا و هم می شود. با به دستمزد لیتوگرافی و نیز توضیح داد: به و تورمی که در ایجاد شده است ما رفتن های خدماتی هم شده ایم و به 10 تا 20 های تازه شده خود که از آن ها در می را دهیم. تا 30 یکی از که در ها است های خود را سید است. او با بر روی از 100 25 گفت: چاپ و و و ... هر یک به دارد. وی داد: پیش رو، های ما با های 10 تا 30 تر شده است که در می با و چاپ رنگ یک و های تک رنگ را هستیم. با در ما ها بر روی 20 و در 60 شد: این در نشر است و ما های خود را می هایمان را تا کنیم. در این میان، همه فکر می کتابخوان کم شده در که نقدینگی کم شده است و zwj;5 به سه و سه به و به است. وی با به نیز کرد: این در از می شود و مختلفی مثل اولیه، انبار، اجاره بهای ملک، و ... در آن تاثیرگذار است. در یک دوزه کل ها دو و نیم می شد و به دست می آمد اما الان از سه و نیم تا پنج می شود؛ در که معتقدم میانه ای عدد 4 این در نظر گرفت. با به فرمول کشورها در پشت جلد گفت: این ها در امریکا سیزده و در ده می شود و به است که ها ترند و های ایرانی در م