بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب ساختمان



BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟

BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟


به تقریب، عمری بی بی سی که ما مرگ 500 در منا بودیم، بی بی سی در بود تا از آل کند. روز ها با ادعای بی راه می که یک طرف و طرف و این از دو طرف می شود بی بی بی سی. یک طلب، ساکن لندن، در توئیتی به بود که فرض BBC و کند زیر: آیا می آیا به آیا به شهر می کارمند FDD از عین موارد بالاست. بی نیست، بی شرفی است. بی بی سی از روز که جنایات در بودند؛ روز که حجم نفرت از توحش دارودسته به اوج رسیده بود و فقط همان عاشورای تاسوکی کافی بود که کسی ننگ از را تاب نیاورد، بی بی سی در این بود. در که بی بی سی در سال 92 در که از به در به 14 نفر از [منطقه و بلوچستان]حمایت کرد. در این بی بی سی حتی از ذکر کرد و این به را یک نامید! پس از و هم بی بی سی در یکی از او تا او در بی بی سی که و او ها و و در بود و تا که این این داشت. حال چرا بی بی سی دلخور است که این او شده از که یک شده اند و بعد ناراحت می که چرا شده بی بی سی عمل می کند! ستایش درویش که راننده مرگ بود! ساعاتی که خبر زیر گرفتن نیرو های ناجا یکی از دراویش گنابادی آمد، بی بی سی از انتشار خبر کرد، سپس به این خبر اکتفا کرد که به بدون فاعل کار شود. که نمی کند! و در جریان دادگاهی این هم بی بی سی به از او و در و پس از هم او را نامید: فرد به اصطلاح حقوق بشر بی بی سی، در از های خود، با وقاحت که چندین مأمور انتظامی را در ملأ عام به رسانده بود و در دادگاه به جرم خود اقرار و اعتراف بود خطاب می کند و مجری بی بی سی هم که به نظر نمی رسد متعجب شده باشد، به این فرد اجازه را داده و هیچ اعتراضی نمی کند. در که بی بی سی را عصبانی کرده، که در ماجرای پاسداران که گونه و تأمین کنندگان امنیت را سوار بر زیر بی بی سی ای را به کار بست تا این و را دهد. در که در به و حرم نقش هم بی بی سی آن ها را فقط و از به کار آن ها کرد.(1) با شبه بی بی سی پس از در زدن به در شدن پول که از شد از کف به سفر کند! که بار ها خود را به روی اند تا قسم که یک و بی طرف این بار به شاه تا را اما به طور و بی (!) که به علت طولانی! از سوی عثمانی! سکه! ها! پول سفر شاه! کالا! و در است و این ها است که ملک و هر شب به از و می کنند! با این حال که علت نه آن چیز است که بی بی سی می به و و و کرد و در بود. بی شک شبه بی بی سی فقط است و آن از فکر و های و است و جز این هم از به بی بی سی نمی رود. از های بی بی سی، یکی هم بی بی سی است که در این و تر عمل می کند و آن هم به است که هر یک با ای خاص از به اند. بی بی سی خود را با ای به از یک می از آن ها به ها در است و به نظر می رسد دین به در با و ملک است. عار می دانند که نام آن ها در کنار دیوانه و رهبریت گیرد، اما قضای روزگار کار را به آنجا رساند که حالا با این دو ملعون تاریخ، و هم پیاله شوند. به هر حال عبور بی بی سی از کف به های تاریخی، به معنی گذر آنان از آشکار به های مبهم امکان وارونه ها و القای نظر است که این های نیز از سوی یکی از شده پژوهشگران رد می شود. معتضد: برخلاف بی بی سی بود! خسرو معتضد، پژوهشگر درباره های بی بی سی در پرگار می گوید: این را تصادفاً دیدم، اما بسیاری از که در آن شد یا از سر بی سوادی بود یا مثل همیشه می شد با مسیر را طبق پلید خودشان پیش ببرند و این را در ذهن مخاطبان خود با امروز منطبق کنند. با اشاره به این موضوع که در این می شد را علت اظهار داشت: بر خلاف آنچه که در بی بی سی شد، زیرا هم ابریشم و هم مانند فرانسه مرتب به می آمدند و جواهرات شان را می فروختند! این می گوید: سانسون، کشیش فرانسوی در سفر خود به بود که غذا که ها برایمان آوردند در بشقاب های طلا بود. از سوی به که حتی زین اسب را هم از طلا می ساخت. هدایایی که این های همسایه می فرستاد، ازعالی پارچه ها و سکه های طلا بود. با این تفاسیر چطور می گفت که فقیر است؟! می دهد: در که به در دنیا پیچیده بود که به نامه می و می که دریایی خودتان را به بفرستید تا با کمک شما با برمه بجنگیم و این می دهد که و تا چه اندازه ای یافته بود. خوشگذران شدن بود راجع به می گوید: از شاه به بعد می حتی از این به بعد درگیر مخدری، چون و شدند که از هندوستان به می آمد. در قرن هفدهم این به کشیدن و خوردن مبتلا شدند؛ بنابراین گفت که صفویه، و زیاد بوده، وگرنه پر از طلا کشتی مدام در حال بودند و بزرگی داشت. آمار صادرات به روسیه شگفت انگیز بود تا جایی که حتی مربای نیز به این صادر می شد. این می گوید: بی بی سی و که می سازد، حقایق را به نمی گویند. به طور حتم این بحث در بی بی سی نیز بی نبوده و هدفی داشته، به خصوص می کرد را پررنگ در صورتی که نبود و بود. (2) آشنایی با بی بی سی در به معرفی تعدادی از کارمندان بی بی سی می پردازد. نفر است که در او می نویسد: پس از هفت سال صادق صبا در بی بی سی در 94، جایگزین وی شد. علاوه بر نزدیکی به محافل منتسب به بهائیت، ارادت ای به خاندان دارد، به طوری که در وی در بی بی سی ، مرتبط با ربع برجستگی ای پیدا است. در دی ماه سال گذشته که گردانندگان بی بی سی از آشوب آفرینی پیاده اربابان خود در ذوق مرگ شده بودند، خود را در ربع دادند و این ته مانده ها، گاف های خنده داری داد که تا مدت ها مایه سرگرمی کاربران فضای بود. نفر بعدی است که در او است: را پیشکسوت تبلیغاتی- بی بی سی دانست. او به دروازه ورودِ طلب به های بیگانه لقب پدرخوانده بی بی سی را یدک می کشد. در ستمشاهی به وابسته به ساواک می شد. او در آن ایام، انحصار با پرویز ثابتی، مرد مخوف را داشت. در توضیحاتی در می خوانیم: در دوم خرداد، به بولتن نویسی رئیس اصلاحات، از زمره روزنامه نگارانی بود که از بهره داشت. شد تا به سهولت جذب شبکه ای اپوزیسیون ضدایرانی شود. وی طی سال های حضورش در از و های ضدانقلاب و معاند همچون به جذب فراری مبادرت ورزید. همکاری با بنیاد هیفوس و عضویت در سردبیر روزآنلاین و تحلیلگری و بی بی سی از سوابق کاری در از می باشد. در در کامبیز که نیز از کارکنان -امنیتی بی بی سی است که با ها رابطه حسنه ای و حتی در مهر 1392 نیز مسئول با یعنی بنیامین نتانیاهو بود؛ ای که در آن، مطالب سخیفی بر زبان نخست وزیر جعلی و غاصب جاری شد. سپس در می که عضو بهائیت است. خاطره از های ندارند، یک بار در 25 1390 از ناو هواپیمابر یواس اس آبراهام لینکلن از کرد که سعی کرد امریکا از را برجسته کند تا را بترساند! او در از هم که ذکرش در ابتدای مطلب آمد. گل بی بی سی است: گل از بی بی سی است که تمرکز عمده اش پوشش و با تفرقه افکنانه در ارتباط با تولید های مغرضانه با تجزیه طلبانه گل فقط مربوط به نمی شود در مدت در نیز این قبیل گزارشات را با محوریت تدوین کرد که موجب اخراجش از این شد. و در در سیاوش می که از رادیو فردا به بی بی سی است. او در اسفند 1396 که عناصر انگلیسی شیرازی به به سفارت در لندن طی سعی در موجه دادن تجاوزکارانه این منحرف کرد. از آن دسته از گزارشگران بی بی سی است که مجوز تردد در پایگاه های نظامی ها در اراضی اشغالی را و حتی در به نوار غزه در سال 2014 در شرایطی که و در زیر بمباران های وحشیانه ها جان می دادند، با در بین نظامیان اسرائیلی به تعریف و تمجید از ادوات و تجهیزات متجاوزان پرداخت. پی نوشت: 1) 2)
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
مشکل زندان خلخال برطرف می شود

مشکل زندان خلخال برطرف می شود


- - ها و و گفت: جدید خلخال تکمیل شده و مشکل فعلی محدودیت جا در قدیمی منطقه برطرف می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
سرنوشت اعضای دخیل سازمان منافقین در کشتار حج 66

سرنوشت اعضای دخیل سازمان منافقین در کشتار حج 66


به گزارش خبرگزاری تقریب، در حج سال 1366 رخ داد که به شد. با به که فاش شد، بر آل رد پای خلق و بعث هم در این می شد. پس از این به دست به زده و آن از را که به از پشت و به تعبیر دار" هم شده سر به کند تا از فاش شدن پشت این شود. بر این کار ده ها نفر از آغاز شد که از می به رادیو، (تقی)، بشیر، محمود، حسن محمدی، میران، عباس، زهرا، و ... کرد. همه این که به از پشت حج سال 66 به و به طرق مختلف سر به می تا به در حج 66 فاش از دست رو شد و به نقش در این پی بردند. در روز ششم ذی الحجه 1407 با 9 1366 در مکه رخ از که از سوی در مکه می شد، به خون شد و در این بین از به رسیدند. خلق (منافقین)، بعث و آل سعود با ائتلاف با یکدیگر این را رقم زدند و پس از این به دست به زده و آن از را که به از پشت سر به کند تا از فاش شدن پشت این شود. کریمی، یکی از طی یادداشتی که در اختیار "پایگاه مرکز اسناد اسلامی" داده، ضمن نقش در خونین حج 66، سرنوشت عده ای از که در این نقش را است. ارائه شده این عضو همه که به در دخیل یا اطلاعاتی از پشت این داشتند، پس از به و سر به شدند. مشروح یادداشت کریمی را در ادامه می خوانید. در حج سال 1366 رخ داد که به شد. با به که فاش شد، بر آل رد پای خلق و بعث هم در این می شد. تدارک امکانات اولیه را در و را -بدون آن که و در کار باشد- با خود به جده آوردند. با ای که به خاک شدند. را (رحمان) به داشت. در این با یک از به در کردند. این پس از به خود را به در جای تا به نام شود. از شرح بود: حاج حاج (تقی)، (معروف به رادیو)، (بیژن روابط)، (عباس روابط)، (رحیم روابط)، حسن عنایت (صادق روابط). رئیس هم به نام سروان خالد بود. اما جالب اینجاست که پس از انجام عملیات و بعد از از حج، عده ای از این به دار"می و احتمال آن ها از به وجود می آید. لذا به منظور جلوگیری از انتشار نقش در حج سال 66 در بیرون، دار را یکی پس از دیگری سر به می کند. در این بین می به 15 زیر کرد که همه به طرز با شدند: 1- رادیو: وی پس از از خلق جدا می شود و او را به پاکستان می کند. بعد از چندی، می نمایند که به قتل است. 2- (تقی): او در پادگان (محل استقرار رجوی) کار می کرد. بر داشتن مربوط به توطئه در حج، به ویژه اقامتگاه و اسرار درونی آن واقف بود. این پس از مکه، دار می شود و تحت گرفته به رده تر تشکیلات تنزل می کند. چندی بعد، از سوی می شود که نامبرده، به علت بلد نبودن شنا و در که جز او کسی در نبوده، در پایگاه غرق شده است؛ گویا تنها 60 سانتیمتر عمق است! 3- جواد: وی را در که به دار آویخته شده بود در تعمیرگاه یکی از ها می یابند. به دوستانش، در شب حادثه، هیچ وضع نامطلوب نداشته که موجب شود روز بعد اقدام به کند. بنا به محل اتفاق، صحنه حلق بسیار مرتفع است و اجرای طرح، دخالت دو نفر ضرورت است. این نکته مسلم است که در مرگ دار و قصد است. 4- بشیر (نام مستعار): یک روز بیدار باش صبح او را مرده در رختخواب می یابند، در که همه بدنش کبود و متورم است. علت مرگ، ناراحتی مغزی می گردد. 5- محمود (نام مستعار): جسد وی در های به C (که پس از های تخلیه می شود و در جنب H به "قفس" یا "قبر" - از زندان های انفرادی رجوی- است) سه روز پس از مرگ کشف و به خاک سپرده می شود. علت مرگ وی را ننموده است. 6- که در یکی از اردوگاه ها به سر می برد، دار شده قصد ترک را است. روایت مرگش است که شبانه بین دو کامیون "آیفا" می و سرش له می شود. می نماید که به علت تاریکی هوا و گرد و خاک زیاد، راننده متوجه نمی شود و آن حادثه رخ می دهد. اگر چنین قاعدتا باید تمامی بدن فرد له می شد؛ نه فقط سرش! 7 و 8- دو زن در که اشرف به سر می برده اند؛ این دو هم دار بودند. می کند که این دو با خوردن قرص اند در که در مذکور دستیابی به قرص و سمی غیر ممکن است. 9- که در محل غیرمسکونی و تخیله شده با دستمالی که در دهانش داشته، به قتل است. جسد وی یک از زنان که پس از های کنترل وسایل خانه رفته اند، کشف می شود. 10- حسن محمدی: وی از است که در پهلوی زندانی است. وی که دار" هم شده از یک عملیات، در رودخانه غرق می شود. 11- عباس: این فرد که از نسبتا بوده، به خاطر دار شدن، زیر است. وی را به قسمت نظامی می و شلیک سهوی فرمانده اش می و کشته می شود. 12- زهرا: این پس از خلع رده، به کارگر ساده در آشپزخانه به بیگاری گماشته می شود. جسد وی را پس از درون یک یخچال کشف می کنند. 13- ناهید: وی در شهر کرکوک، از اول به "شفایی" به سقوط می کند و بلافاصله جان می سپارد؛ علت مرگ را می کنند. بنا به بیماری روانی و چون مربیان کوتاهی می کنند، دور از دید آن ها دست به می زند. 14- ژاله: وی حاضر نبوده است که به تن در دهد و از این رو تحت فشار شدید است تا این که به در پاریس خود را بین دو قطار در حال می دهد و می کند. 15- میران (م. بارون): شاعر بخش تبلیغات؛ از دارهای سرسخت است که سرانجام در به"میرزایی" (طبقه سوم، واحد آخر، سمت راست) جسد او را به صورت حلق شده می یابند. علت مرگ را می کند. بر این 15 تن، سه نفر از نیز پس از ماجرای حج سال 66 به طرز از برداشته می تا به در حج 66 فاش از دست رو شد و به نقش در این پی بردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
کتاب خواندن ژن خوب نمی‌خواهد/ خانواده‌های کم بضاعت بیشتر مطالعه می‌کنند

کتاب خواندن ژن خوب نمی‌خواهد/ خانواده‌های کم بضاعت بیشتر مطالعه می‌کنند


ه گزارش خبرگزاری نام بچه های 3 نسل با خاطرات شعرها و قصه های سال های و و مولفی که در این سه دهه آثار بی شماری در و اما این در امیرکبیر در حوالی میدان بهارستان و چهارراه مخبرالدوله نسبتا آرامی را سپری می کند. معتقد است در این آشفته اقتصادی، مجالی و به یک پز شده اما های بی که از زرق و برق های دور به روی خوش می دهند. او با که چند دهه در و است با طعنه می موردی است که ژن خوب نمی و قشر فرودست هم به آن دسترسی دارند. گفت وگوی ما با و با واکاوی از افتادن شد و به معضلات و رسید. به سرشناس کارشناس و نوجوان، وضع این را می به طور کلی حال در ما خوب نیست. چند روز قبل و می چاپ است. های را اما نکردم. دست آخر با و شدم از آن چاپ و به طور شده است. در از از نشر به یک نام می و اگر بخواهیم در هم نشر چاره ای نداریم جز چهارپایه نشر در را تقویت کنیم. نخستین، دوم ناشر، سوم و است. به نظر می رسد در به شدت ضعیف شده و در به آشفتگی و روزافزون دامن زده است. هر از 4پایه نشر به مهم است. اگر خوب نباشد هم نخواهد یا اگر نتواند ها را کند، افت می کند و با 200جلدی می شوند. از اگر که 50درصد از سهم را می خواهد، به نباشد، کار روی می ماند.30سال قبل در با ناشری شدم و های را کرد. گفت اگر یک در آن که در اگر نشر در می شد به می رسید. را هم گرفت. فکر نمی های به است. با در به است چون با وضع دارد. در در بخش با های رو است و کسی را می که که سود روی آن شده را بخرد. در که فقر از یک دری می از در شود. ها می ثروتمندی است اما عظیمی از با فقر دست وپنجه نرم می و قدرت مایحتاج شان را هم ندارند. بخش از در های و و ثبت نام در مدرسه اند. در ما فقر از یک دری شده و کتابخانه و از در شده است. در و اوضاع کمی است.همانطور که پدر و سر سفره، غذای کمتری می خورند تا فرزندشان سیر مندان و هم از خواسته های مثل های متنوع صرف نظر می و به جایش می تا از نظر رشد کنند. فکر نمی در بین زندگی، بین عموم یا دست کم به رستوران و فست فود یا لباس های مارک دار روز در حال است و جزو شهری شده اما جز موارد خاص در و جزو ضروریات اغلب نیست.معتقدم در با دو نوع فقر مواجهیم؛ یکی فقر و فقر و فقر بر فقر غالب است. بنابراین حاضریم از اقوام و آشنایان قرض بگیریم و ماشین بخریم تا به اصطلاح پز اما و اقلام نمی کنیم. هست مان فرش های می اما می گفت فرش بخر تا تمیز کردنش باشد. تعمق بود. او می گفت ها مهمان و قرض فرش در را می نمی فرش های و سنگین را به و با استدلال فرش های می خرید. می خواهم پزدادن از قدیم در ما جاری بوده و نکته های آل و را قرض و قرض از و که سر ها است. و با بچه ها جزو ما است. حتی در و ثبت نام در یا با هم به پز ایم و به بیش از به های کمک دارد. در و که این پز است در و صف اما صف هری هم قشر به پز شده اما که می آید به پز تا پدر و را کند از کنند. و چه می که به قبل از است و در که می های است. اگر همه پول که شده را به و می همه می به طور از و با یا پول های را و است چاپ کند تا را و می شوند. در این کسی این را درک نمی کند که در به درد می خورد.کمااینکه می اگر و شود در های است اما در هم در بخش و که جای خود دارد. هست قبل که را قطع کند به شدت با این اما وقت گفت هم را با وفق که این بود و به وقت در را داد. این را می های در یک ای اول علم در را باشیم. ها هم به جای های و و به جای های را جمع به جمع و به هم به پز شد.از هم روز و می که عده ای و می کنند. اش این شد که ذی از این ها و کپی است و را می و در و به یک پز بدانیم. در اول های من بین 50تا جلد بود و چاپ دوم به 20تا جلد می کرد اما که چاپ شده به جلد است. افت یک است یا در که من اسمش را پز گذاشته ام در و ها باسواد باشند.انقلاب این را در به آورد که بخوانند و و این اتفاق باعث شد یکسری از که زیر تیغ سانسور بود چاپ و و بگیرد. از آزادی اندیشه و نحله های و اساسا کسی تحصیلی نمی و تحصیل نمی کرد و به جای مدرک، توانایی ملاک افراد بود. چرا این مولفه ها با گذشت زمان در شد؟ ما اشتباه می کردیم و باطلی بود که می این را در تثبیت کرد. ما در ای بودیم که و همه جای روی کارت ویزیت شان می نوشتند فلانی. دستخوش تغییر شده است و دو دهه ای می شود که در آمریکا و اروپا می به جای اخذ دکترا، در 2 رشته فوق تا زودتر و تر کار شوند. در هم پسرها آرام به این سمت وسو حرکت می و می از مسیری عبور که تر کار شوند. در یکی از و مصایب ما این است که پسر دیپلم با دیپلمه می با دختری کند که فوق و این در ارتباطات خانوادگی مشکل ایجاد کرد. ما جزوی از هستیم و با این تغییرات کنار بیاییم. این تئوری که تعمدی و شکل گرفته را قبول دارید؟ به یک توهم است که عده ای نگهداشتن سطح آگاهی می چرا که فعلی حتی این کار هم نقشه راهبردی ندارند. شما به سفر اید. در با چه راهکارهایی به ویژه بچه ها را به ترغیب می در 20سال کسی به من روی قصه خوانی کار نکرده است. های سنی ام که قصه است.کارگاه های قصه مربیان و حتی مهمانداران هواپیما و کارکنان موزه برگزار ام تا به با قصه چه می کرد اما کشورهایی که های و درازمدت به این نقطه اند که از و حتی پیش از خواند. ها می دهد جنینی که در رحم است شعر ریتمیک و حتی بی خواند. قصه یک کار صرفا تفننی و کمترین تأثیرش این است که بچه با می شود. و پرورش، صدا و سیما و سازمان ها و ارگان که می را با ساز را می که هرگز بر مبنای نیست. راه این است که عده ای از و دور هم بنشینند و به این برسند که ما در مسئله و تا از های در سال های جلوگیری شود. طبیعی است که اگر به فرزندانمان ویتامین ب ندهیم فردا دچار پوکی استخوان می و بیشتری کنیم. به این باور که اگر قصه های را بچه های این نسل بازگو و را با نکنیم منتظر سیر صعودی جرم و در باشیم. چند ما قبل قوه قضاییه که در سال گذشته یک میلیون در باز شده و این بدان معناست که 3-2میلیون نزاع در ایم. علت این حجم در این است که عده از و و بعد از هر مشاجره لفظی به جای گفت وگو می کنند.این مهم پیامد در است. به با مقایسه های ورودی به می شویم بالاتر است. جرم و سنجش سطح معتبری فکر می کنم مهمی چرا که با هم می کنند. الزاما می خوانند؟ می چون تزریق کردنی و ژن خوب و بد هم ندارد. رسانه ها چه نقشی ایفا می در یک جهان سومی مثل مصر تدوین اما بعد از مسکوت ماند.قرار بود در این طرح ها و مدارس و و تلویزیون شوند. ما هم و در به یک ملی که بودجه را هم می طلبد. درست مثل که آبله شیوع بود و آنقدر واکسینه که این ریشه کن شد.اگر مدیران متفکر، کارکشته و باتجربه فارغ از هر حزب و جناح سیاسی دور هم جمع و های محققان را به اجرا برسانند می با یک 7یا 10ساله را به و بی را در کنیم. شود با لذت توأم شد. ها می بچه ها را به مند مهم نهادی است که می این درد را کند. که پدر و با مسواک زدن و استحمام به و بهداشتی، بچه ها را از در امان نگه می در مورد هم می از بدو یا حتی قبل از و شعر و قصه بخواند. شما درباره تأثیر شعرخوانی و قصه روی کردید.در این قبل در یکی از بیمارستان های تهران، با کمک یک پزشک متخصص و تعدادی از یک کار دادیم که اش انگیز بود.پزشکان سنسورهایی روی شکم گذاشتند و من از اتاق شعر و قصه می خواندم. در بعد کار به پدرها واگذار شد و دست آخر شعر و قصه خواندند. کار این شد که نسبت به صداهای بیرونی به خصوص که با حس بیان شود می دهد. بعد پدر تاثیرگذارتر از صدایی است که از پخش می شود و از همه مهم تر به شکل انگیزی از همه تأثیرگذارتر بود. به قصه ای که من می با قصه ای که می بود. پس به این می رسیم که پدر و از هر موجود می در شدن بچه ها با تأثیرگذار باشند. هم مشغول چه کاری هستید؟ می کنم.هم روی 5پروژه کار می کنم و امیدوارم تا سال به سرانجام برسد.حداقل کار می کنم و یک وعده غذا هم می خورم.هنوز توفیق که بچه های این سرزمین کار کنم و آرزویم این است که پشت میز کارم بمیرم.اگر خبرش به شما با تیتر درشت بنویسید به آرزویش رسید. تجربیات چند دهه در و را به ها انتقال می دهید؟ با که در این وانفسای بچه ها کار می و این کار را با برگزاری های قصه که این مسیر شده اند می دهم؛هم در فرهنگسراها و مساجد جنوب پایتخت و شهرهای دورافتاده های قصه داشتم هم در مناطق مرفه و است که در های کم امید به به مراتب است. در های کم دیدم که بچه ها با ولع می و به اطرافیانشان پز می دهند. فکر می چرا قشر بی به و اهمیت می دهد؟ به است شناسان به این پرسش بدهند. شما هم به یکی از نویسندگی و قصه حتما به سرنخ یکی از دلایلش این که های بی بضاعت، امکان پز را و به ناچار به سمت پز می روند؛ پدر و هر شب قصه می و شعر می می شود به پز اجتماعی. این هم های کم درآمد باشد.شاید اگر پدر و پولدار به جای خریدن و فرزندشان، مبل و میز ناهارخوری می کردند. شما به و مترجم، های را تجربه اید. دارید به شما را یا یا مترجم؟ به خدمتگزار بچه ها مرا بشناسند. قصه دو لاک پشت در ایتالیا به سال شناخته شد مرا به این دعوت تا جایزه ام را بگیرم. در آن مراسم خطاب به برگزارکنندگان من این را بچه های نوشتم و به زبان ایتالیایی شده فقط طعمش را دلچسب تر می کند. هر قصه یا شعر یا ای را بنا به ضرورت می نویسم؛ ای در ذهنم شکل می گیرد که شعر است و که به قصه شود. به بحران های بچه های مثل مشکلات بچه های هم به فکر می اوقات اتفاقی پیرامونم رخ می دهد که مرا به این سمت و سو می برد. چندی قبل بانویی به من ای ایمیل کرد که با این جمله می شد: جناب آقای رحماندوست! من یک هستم! مضمون این بود که در ما که رو به است همسرم بعد از متارکه با همسر قبلی اش با من و تلاشم را تربیت صحیح می کنم اما اطرافیان به حدی اند که زن بابا است که های من ثمر نمی دهد.این چنان تأثیری روی من گذاشت که گروهی را و روی و بچه های کار می و قصد با این بچه ها کنیم.تردیدی که بچه های می بینند اما با کار می پذیری را بدهیم. شعرهایی که به من نیستند شهرت و محبوبیت بین دهه شصتی ها به حدی بود که هر شعر دلنشینی را به او می کردند. هم ها به مثل به ای یا یار را به می اما او اصل ماجرا را روایت می کند: این دو قطعه شعر من اما به نام من شده است. شعر یار عباس یمینی شریف است و در های به نام او شده اما به یکی از استان های سفر در فرودگاه بنری نصب که روی آن شده بود: یار یار به شهر ما خوش آمدی. شدم که می این شعر من است. شعر به ای را هم جعفر ابراهیمی است و نمی دانم چرا این دو شعر را به من می دانند. یکی از دوستانم به شوخی می گفت حافظ و فردوسی را هم بچه ها می خوانیم انتظار در بگوییم شعر از . از جا می کنم فقط شعر صد من است و نام دو پای شعرهای به و خاطره ساز به ای و یار ثبت شده است . ***************************** صد شعر است شعر به صد که در فارسی مقطع دبستان چاپ می هم بچه های دهه 60 با حس نوستالژیک همراه است. ماجرای سرودن این شعر را به روزهای ابتدایی دفاع مقدس که به ای در حضور مربوط می داند؛ صد شعر است. در نخستین و ماه های جنگ تحمیلی که نیروهای مسلح سر و شکل نگرفته بود با جنگ های نامنظم که شهید چمران بود به رفتم. یک روز در محاصره گرفتیم و فرمانده دستور داد روی بخوابیم تا از دید بمانیم. این خوابیدن بیش از 30ساعت طول کشید و تا که از دید عراقی ها شدیم به تشنگی و گرسنگی رسیدیم. هنگام بازگشت از خط مقدم یک شامل نان و برایمان فرستادند و توی این 2 عدد هم بود. ها نان و ولع داشتند، خواستم ادب به خرج بدهم و سراغ آن 2عدد رفتم. یکی از را شکافتم و چند به بیرون پرید. لحظه شکل است و مرا یاد گردنبند انداخت که چند عدد داشت. از جا تا که به قرارگاه شعر صد متولد شد. چند روز بعد هم شعر را به ارسال و زود در های به چاپ .
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
گزارش بازدید سه و نیم ساعته آیت الله اعرافی از خبرگزاری حوزه

گزارش بازدید سه و نیم ساعته آیت الله اعرافی از خبرگزاری حوزه


حوزه/ های به با در حوزه، به مدت سه و نیم ساعت از بخش های مختلف آن از جمله خبرگزاری و هفته نامه افق بازدید کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
پرتکرار‌ترین کتاب‌های چهار ماه گذشته چه کتاب‌هایی بوده‌اند؟

پرتکرار‌ترین کتاب‌های چهار ماه گذشته چه کتاب‌هایی بوده‌اند؟


به خبرگزاری (ایبنا) آمار های 30 سال در با 346 و 555 شده اند. این ها 20 است. 1- روش ها و صدر این روش ها و (روش ها و اجرایی) با 15 بار چاپ است. این هستند. نو اور این را طی ماه در با پنج و 200 به است. این بودن آن است که احتمالا متوسط 347 در هر چاپ هم به دلیل همین ماهیت است. در باید گفت پرتکرارترین در سال جاری، به لحاظ انتشار در این بازه زمانی، موقعیت چندان ندارد. 2- ملت عشق(ققنوس) ملت عشق که هفتادو یکمین چاپ خود را در نشر تجربه می کند با 11 بار چاپ در دوم است. این اثر ای که ها را از آن خود با 48 و 800 طی این مدت نیز است. این که در نیز به می شود در طرح های نیز جزو های به ثبت است. ملت عشق که می توان آن را از نظر استقبال مخاطب، فرامنطقه ای دانست، در بین نیز از چاپ بوده است. 3- سومین هاست. (س) با 10 بار چاپ از ابتدای سال در با 10 به چاپ است. این که فرد است، همانطور که نامش برمی آید به بررسی به موضوعاتی همچون توحید، صفات خداوند، قرآن، پیامبر اکرم و شناسی دارد. حائز این آن است که چاپ اول این نیز در سال 97 شده. 4- سفیر... ... و من شدم! که در و جای می ماه 9 بار به چاپ است. این شرح در است. مهر این را با 22 و 500 و از های این نشر به می آید. ... و من شدم! بار سال 96 شد و از چاپ است. 5- هنر به این هنر رسید. این از سال 1394 از سوی گرفت. در های سال و های قبل از این است. هنر در بین به که و دانشگاه هاروارد این اظهار نظر اند. این که است و عادل پور نیز در شهرتش در بی تاثیر نبوده، به چاپ شصت وهشتم است. 6- هنر خوب 6 های ماه نیز به هنر خوب دارد. این که باز مترجم آن پور بوده،و با 8 بار چاپ و 20 طی ماه شده است. . 7- ملت عشق (پارسینه...) ملت عشق بار در ها و در هفتم می شود. سلسله مهر طی 4 ماه این را هشت بار و در با 12 و 500 است. 8- به با به با که از سوی (س) در 15 و هشت بار چاپ شده است. نویسنده این نیز ، فرد است و واکاوی زینب علیها در اهل بیت(ع) بعد از واقعه محور آن است. 9- (ره) (ره): آزاده پُرآوازه (اسیر 13 ساله جنگ تحمیلی) از های نام آشنای پُرتکرار های است. پیام آزدگان طی ماه در با 20 و هشت چاپ این حوزه دفاع مقدس را است. به بیان اتفاقات ریز و درشت پرداخته است. ناب بخش این مربوط به سال های اسارت وی در اردوگاه های در عراق است. 10- باز باز اثر معروف خالد حسینی های ماه سال است. این که به چاپ دهم را در با 15 و 400 و هشت بار است. 11- که که جو جویز نیز ها در ها می شود. ملیکان طی ماه این طرح های و بین الملی که به چاپ چهل و یکم رسیده، را هفت بار به چاپ و این 7 و 700 است. 12- جزء از کل های ماه جزء از کل استیو تولتز است. چاپ سی و ششم این را به است. این که در 12 جای گرفته نیز از پرطرفدار داستان های خارجی نشر محسوب می شود که در طرح های و بین است. 13- جامع... - پایه دهم و یازدهم کنکور جدید آموزشی های ماه است. این در سیزدهم ایستاده. خیلی سبز این کمک درسی را در این مدت هفت بار و با 12 و 500 به چاپ است. 14- آیت ای آیت ای (نظام و کنشی) همانند دو ماه سال در پر ها می شود. این سال 1396 از سوی پژوهشگاه و اندیشه اسلامی شده است. رویکرد این شامل ظام های های و رفتاری، های و اهداف است. 15- من، پیش از تو من، پیش از تو نیمه پر ها می شود. آثار جو جو مویز طی چند سال پای ثابت پر فروش های طرح های و ها بین است. طی ماه این را 6 بار و در با 13 و 200 است. این در حال حاضر به چاپ پنجاه چهارم است. 15 اثر بعدی در سال 97 در زیر آمده است: 16 مناظره دکتر و شیخ مطیع-بنیاد (س) 6 12,000 17 فکر کنم دیشب باران مرا شسته امروز "تو" ام: مجموعه شعر 6 6,600 18 چشم هایش نگاه 6 2,100 19 و اسباب 5 6,000 20 هرس 5 5,000 21 اسب رقصان 5 5,500 22 حرمسرای قذافی نشر ثالث 5 5,500 23 خدیجه (س): مادری که یک امت بود مطیع-بنیاد (س) 5 10.000 24 پرواز 69 نزدیک تر 5 5,500 25 بعد از ابر ایجاز 5 5,000 26 راهکارهای عملی درمان وسواس "به انضمام احکام و استفتائات" فرهنگی مطالعاتی الزهراء (س) 5 11,000 27 بر زندگی: آگاهانه میرقدیر ساداتی 5 4,750 28 شناخت و اقوام زمین 4 4,000 29 خوشحالی ... ذهن آویز 4 2,200 30 دختر شینا: قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر شرکت مهر 4 10,000
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
پایگاههای انتقال خون شاهرود و دامغان اعتبار نیاز دارد

پایگاههای انتقال خون شاهرود و دامغان اعتبار نیاز دارد


- - خون گفت : پایگاههای خون شاهرود و دامغان به اعتبار نیاز دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
کارگر سقوط کرده روی میلگردهای ساختمانی از مرگ رهایی یافت

کارگر سقوط کرده روی میلگردهای ساختمانی از مرگ رهایی یافت


اصفهان- ایرنا- یک با و آتش با مصدومیت پس از سقوط روی میلگردهای کار گذاشته شده در یک باب ساختمان نیمه تمام از مرگ رهایی یافت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
پیشرفت 70 درصدی ساختمان جدید مدرسه علمیه رسول اکرم هفتگل

پیشرفت 70 درصدی ساختمان جدید مدرسه علمیه رسول اکرم هفتگل


حوزه/ حجت با اشاره به 70 رسول اکرم هفتگل، گفت: در 3 طبقه و با 25 حجره و 10 مدرس پذیرای طلاب سطح 1، 2 و 3 است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
بیمه استفاده‌کنندگان از سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در ساعات حضور

بیمه استفاده‌کنندگان از سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در ساعات حضور


به (ایبنا) به نقل از عمومی و ملی و ملی در این گفت: که خیر و اثر گسترده ای شده و ما نیز از این خدمت بهره مند شدیم. اگرچه همکاری مشترک، پیشتر شروع شده اما در عقد یک این و می شود. این را به فال نیک می می ای که می در گام بردارند. در نیز داشت: در حال در 84 است و ای به می آید. این از در زار با 2 به کار کرد و 28 به می کند. در سال های جنگ و را حل و فصل کند و ای در به است. همه تلاش هم این است که باری از دوش و اکنون در و ملی امیدواریم بتوانیم خدمتی به بکنیم. در ادامه، نماینده در و ملی به گزارشی از فعالیت خود و خاطرنشان ساخت: قرارداد و ملی و های عمر و به بدونِ سقف منعقد شده و با کد ملی در سراسر می توانند از خدمات تکمیلی کنند. گذاری با مدت 25 ساله و آتش سوزی منازل مسکونی کلیه توسط پذیرفت. بنا داریم تا با قرار دادن کانتر در این و لحاظ کردن تخفیف، در توسعه و ترویج در نخبگان و دانشجویان و پژوهشگران گام برداریم. در قبال اشخاص ثالث یعنی از و ملی نیز در نظر گرفته شد. از و ملی بدین معنی که چنانچه از ورود افراد به محوطه ملی تا خروج افراد، جانی و مالی به از مجموعه ملی وارد آید، گر پس از احراز گذار و در لزوم طبق رای مرجع قضایی نسبت به جبران وارده تا حداکثر سقف تعهدات مندرج در شرایط خصوصی این نامه اقدام می کند. تفاهمنامه مشترک و ملی و به امضای طرفین رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
آفرین بر زبان شیرینت

آفرین بر زبان شیرینت


(ایبنا)- میرشکاری: 18مردادماه، میزبان است و غیر از که فصل شان شده و آن ها را چند دور هم جمع است. و است که پس از به کار خود دهد. های شده در که به آرم مزین شده، نمایشگر که آن جلو پرچم های رنگارنگ که با نظم و ترتیب روی میز آبی گوشه مجلس های در حال نصب در لای ها و های به دست و در همه از این که است در شود. ها را از عمومی که دائم در حال جنب وجوش و رفت وآمد جویا می شوم. غیر و تعجب آور و کمی اما بخش این است و در گلویی تازه می کنند. کم کم سالن و های پر می شود. ردیف سوم یا چهارم، در از و از جای می تا که است در این باشم. دست در دست هم و در و پخش بخش است. اما و او شد که های این و به جای او را این قرائت کرد. حدادعادل در و در این را به آن ها تبریک و بود که با خاطرات خوشی از به کشورهایشان بازگردند اما جان مطلب و به این بود که همه ما دست در دست هم و در کنیم. در نماهنگی که بهانه همه حاضران در جمع پخش شد و بعد از آن رضامراد صحرایی، عضو هیات دانشگاه علامه طباطبایی و و پشت تریبون و گزارشی از که این در کرد. ضمن اشاره به های مختلفی که و کرده، اخیر را نخستین ای کرد که در است. به او پیش از این و طی پنج سالی که از تاسیس 55 اند اما این که در 6سالگی نقطه عطف و های است. 77 نفر از 14 در این آن طور که و می از در های اند که را از صفر اما در این حتی یک اند و همه اند. به او 137 از در این شد که به از شده و در از در این شده که 29 نفر از مرد و 47 نفر زن بودند. به طی 90 و در 11 شده و این با و از در که از های در شده که به به آن ولی را بر و اند. و به از دو نوع و به در و خبر داد و آن طور که از او در از شده و آن که و که فقط اند. بود که نفر اول تا که این را هر سه از جنگ زده که به با که هیچ گاه را اند. در از و به تا یا را کنند. همه شان را به یک لهجه و سخت ادا می و شان با شعری از شاعرانی چون حافظ و و بود. نکته این بود که تفاوت خوانش شعر کهن را با روزمره و امروزی می دانستند و خواندن اشعار، ضمن دادن احساس به لحنشان، کشیدگی خاصی هم به بیانشان اضافه می کردند که گاه به جا ولی از لطف هم و تلاششان شنونده را سر ذوق می آورد. بودیم آقای لگون از بار بود که به بود و در این او در محسوب می شد. ذوقی که در و صدایش تعریف از های و مردمش بود و هم غریب بود و هم کننده. یا شیخ موس اُرکین از در های کوتاهش از تشکر کرد و بود که آن ها این چند یک نهاد و خاص نبوده اند و در حقیقت اند. مهم خود به است حسین آذر، وزیر خارجه، از این نشست بود که در و در قسمتی از خود، را مهم ابزار در انتقال یک معرفی کرد و را مهم خود به توصیف کرد. او بود که کارهایی در جهان، زودتر از این و در سال های اول انقلاب اتفاق می افتاد، اما به مشکلات چون پدیدآمدن جنگ و مسائل بعد از آن، مشغله های مهم تر و اولویت های ضروری تر ایجاد شد و این امر مهم به تعویق افتاد. آذر که خود قبلا رایزن سفیر در بوده، از خارجه آنکه را در توان سفارتخانه های مان و به کار گیرند، سخن گفت و در بر لزوم سرمایه گذاری در تأکید کرد. از و خارجی، محمدحسین هاشمی، همکاری های و و بود که پس از آذر به خوانده شد و در خود یکی از وظایف مهم رایزنی های را بسط و با فرهیختگان حوزه و ادب دانست و کرد که و هم در این راستا موفق باشد و بتواند به وظیفه ذاتی خود به عمل کند. در ایوب دهقان کار، و اجرایی طرح گرنت که طرح حمایت از و انتشار های نویسندگان در و نمایشگاه های بین المللی از طرف و به این طرح که از پرداخت و طبق او سقف 3000 یورو را مترجمین در نظرگرفته که بر کیفیت به مترجم تعلق می گیرد. در این ها و تقدیر و تشکرها، چند کلیپ از سفرها، بازدیدها و ملاقات که این اند پخش شد که اغراق نباشد، اگر بگویم جذاب و مورد توجه بخش های هشتادو بود. عکس ها که ورق می خورد پچ پچ هم می شد. گاه به یک عکس که می رسیدن، به ناگاه همه با می خندیدند و این از یک شاد بین اساتیدی از 14 که زمینه ساختن آن شاد را ساخته بود. به یک که بار را می بیبنم، از دیدن حیرت می کنم. خوردن صبحانه شان در یک کاروانسرا در سمنان، یا ناهار خوردنشان در نمی کجا که شبیه به سیزده به در ما ها و جمع فامیلی است. یا عکس سلفی اوگاندایی با ازبکستانی، صربستانی، ای و... که روز این هم که فقط بود را بیاموزند و بروند. از ها و صمیمیت برداشت می شود که رنگ و بوی دارد. با خودم فکر می کنم چند تا از این استادها در هم همین رفتار را دارند. چند نفرشان حاضرند در در سفر بایستند، روی چمن ها حصیر بگسترانند و استانبولی پلو بخورند و کارهای که در ذهن من مختص ما هاست. به نگاه می کنم، های یک ماه قبل و دوستان حاضر. می کلی شماره و آدرس صفحات مجازی رد و بدل اند که شان یابد و است که فارسی، ها و چت های اینترنتی شان خواهد بود. به نظرم اگر کمی از خوش صحبتی ما ها را هم یاد باشند، فردا که به کشورشان برگشتند، تا ماه ها و حرف گفتن به خانواده ها و دوستانشان خواهند داشت. بر شیرینت/ همه شور در است. همه هدیه را اند و در پی گرفتن عکس های یادگاری اند. با اعلام یکی از عوامل پایین پله های جمع می شوند تا عکس دسته جمعی را هم باشند. چه پر جمعیتی پانزده را در خود جای با تقاضای لبخند می زنند. چشمم به نوشته های روی کاشی سر در که بالای سرشان می افتد: سعدیا خوش تر از حدیث تو نیست/ تحفه روزگار اهل شناخت بر شیرینت/ همه شور در
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند

مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: به فخر رازی مرا به یاد و و و نشر می اندازد، که با بیش از چهار دهه قدمت، علیرغم که نشر آن ها را از سال 1355 و با و انگیزه به می دهد و با سه در و دارد. که نشر را به این رسانده و از کجا به این در یک روز گرم مردادماه به نشرش و او در گپ وگفتی صمیمانه از اش از که در پیک می و در می است. از اش با رضا نژاد، و رضا رهگذر(محمدرضا سرشار) و گفت که در نشر با آن دست به گریبان که در می خوانید. شما با و نشر از چه و گرفت؟ من متولد 6 1333 در و خرقان و چلنجر هستم. تا 5 در پدر و و در شدم و از که به با پول در غرب در که در آن آریانا نامیده می شد زمینی را و ای ساخته بود تا ما بتوانیم از روستایمان به کوچ و در شویم. که من 5 این را و از به رفت و آمد می کردیم. مخالف کوچ ما از به بود و از این کار جلوگیری می کرد. چون در ملک و املاک و می داد فرزندان و نوه در کنند. از 5 تا 7 در بین و رفت و آمد تا سال 1341 90 از ما و فوت عده ای از از و ام ای شد تا از سال 1341 به کوچ و در 150 را که یک و یک بود شویم. با اول را در اما به کوچ به و ای که رخ بود ای اول از بگیریم و شدم در دبستانی در اول را بخوانم. به در از همکلاسی بزرگتر بودم. به من آذری سال های اول، دوم و سوم به گذشت چون هم فارسی یاد و هم درس بخوانم. تا به های چهارم و رسیدم. در آن در هاشمی، روی علی اکبر، ای به نام ساسان که چهارم، و ششم را در این درس می و چون من به درس ها قوی تر بود که و نمی آمد به خبر می داد که من به بچه ها تدریس کنم و این موارد اتفاق می افتاد اما نمراتم در دروس اعم از و و و ... بود و با می گرفتم. که مرا صدا زد و به نام پیک به من داد و گفت را به بچه ها بفروش. در که این ها چه هستند. روز اول از آن ها را به بچه ها و را با به و به و این کار و به این من با این با شعر و و شدم. و ششم در به ای پیک بودم. در بود که ششم می از ما امتحان بگیرد اما چون بچه ها از من از بچه ها پول جمع کنم و بخرم اما از بچه ها پول و من بتوانم به همه آموزان کنم شدم با فروشنده چانه بزنم و را بیاورم. از این جریان باخبر شد از این حرکت من خوشحال شد و مرا کرد و این جرقه های من با روش های و در بود. چه شد که به روی آوردید؟ در آن سال با تعطیلی و تحصیلات و قبل از دبیرستان، به خودجوش و با های در به کار کردن کردم. خالی بود و کسب و در کنم. در می و به و جغرافیای که رنگی بود در و این شروعی بود کتاب. در آن های دوطبقه ای که با یک بلیط ما را جابجا می و به شهر می بردند. با ام در نشستیم و به شهر رفتیم. در بین الحرمین تابلوهای و ... ام را جلب کردند. شدم و بچه ها سیندرلا و شنل قرمزی یا آیا ما مسلمان را جلب کرد. به دو بسته از این ها را و آن ها را به بردیم. این کار باعث شد هم این ها را بخوانیم و هم بفروشیم. بعد از تعطیلات در دبیرستانی به نام ستارخان که در بود ثبت نام و در به در دهم. اما که درس شد با ها در حال درس همه فکر و ذکر من در بود. سال های اول و دوم را با 5 تا 7 تجدیدی به زور گذراندم. و در سوم که 14 ترک و جدی که کار در را دهم. کم کم به و با معراجی، امیرکبیر، و نوجوانان، سروش، شناسنامه جیبی و شدم و از های و آن روز را و در می فروختم. کسب و آیا از که می می کسب و خوب بود. به یاد در بود که به در باب و به نام را در دیدم. یک جلد از آن را به و به اما پشت که رفت و از یک 50 تا 50 تا های را می و در می و ها و ها می گرفت. این سبب مند به این شغل شد و در به نیز بپردازم. در راه که می و به های راه می و در آن ها را می تا روش را از آن ها بیاموزم. چه گرفتید را راه بعد از چندسالی که به در می 19 که به می رفتم. از هم را بود و به و مقداری هم پس در بانک داشتم. با از دوستانم با به در همدان اعزام شدیم. بعد از طبق یکی از دوستان دایی ام، علی با انتقالم به موافقت شد و به در آخر پیروزی منتقل شدم و در بخش پشتیبانی به کار شدم. سه از ورودم بود که فرمانده به سربازانی که داد که 6 از و 5 صبح را کنند. من هم و را از در شرق به در غرب که سه طول کشید. های نظامی مرا شست و خشک و اتو کرد و من 5 صبح را به طولانی دارد. صبح روز بعد بود سربازها را کنند. در آن دادگر که بدنی بود و همسرش یک خانم امریکایی های تمیز و اتوکشیده مرا دید از من آمد و از من سئوالاتی پرسید و من هم شرح حالم را برایش توضیح و او آمد و به دفترش مرا به محل برد. من در اتاق را می و تلفن ها را می و در این 19 ماه به یک و پرسنلی شدم که صبح تا 2 در و بعدازظهرها هم به رسیدگی می کردم. هم که در طول می به میدان بهارستان می و در به سبب که با عطایی داشتم، می نشستم و های را تورق می کردم. کم کم به از نشر جلب شد. بعد از سربازی، به در کاملا بود و های در می بازگشتم و برادرهایم نیز در کسب و کار به من کمک می کردند. در 1354 که 21 یکی از سربازان هم ای ام به نام که هم بود و می دانست من دارم، کتابش را که در قم چاپ بود به من داد. چند روز بعد را من و من آن را در 1355 و این نشر بود. که چاپ چه نام از بود که می دهم نامش را نگویم. من این را در کردم. در آن در محل فعلی بود که ما ها را دریافت مجوز نشر به می و من را در ثبت کردم. در حسینی که امام جماعت محله مان بود و از بستگان ما نیز کتابچه ای را که گفت وگوهای آن روحانی بود به من داد و من به چاپ کردم. پس شما در نه. من در آن سال ها یکی از مشتریان نسل قم که آیت مکارم شیرازی راه بود و پرسش ها و پاسخ ها و راه در جستجوی خدا را می و در ام می که به سنی و بود. آن دو هم که من چاپ در قد و قواره و جنس ها بود 17-18 ها. بعد از به هم می در این ها و به و برگشتن سخت بود و شدم کار نشر جدی است و خاص را و از هم در بود و برادرم، هم که دو سال از من کوچکتر به بود و فقط 6 ماه از خدمتش باقی بعد از می توانست در کمکم کند. در با پول که از در به دست 40 در جای از و دکوراسیون زیبایی آن فراهم اما عکسی از آن ندارم. این یکی از های پررونق و پرفروش من بود و و دو استخدام کنم و بر انبوهی از افزار را هم و می فروختم. این را یک نامیدم و را که می کرد و در آن از برگشته را دو نامگذاری تا مشتریانم و آن ها را به یک می کرد تا ای که در راه جمع و را به کرد. بعد از آن را جدی و بعد از آن در و سه ای هم در که یک من یک و یک بود. از چه به طور جدی به سال 61 که شد من کم است. به نشر در من و و را گرفتم. ها در آن را که سود در پی و می اما ما ای نداشتیم. در آن با به نام صلح شدم که هم یکی از و و است. او در آن و بود و 7 بود که آن ها را چاپ به من داد. و و آخر . و این جدی کار من در نشر بود. پس جدی کار شما در نشر با بله که در سال 1355 در و بود و بعد از آن هم که های صلح را اما کار من در نشر و به جدی در سال 61 و در بود. تان در از چه دیر به در که بعد از چاپ صد و بود. شما به و بود یا نشر قبل از با نشر بعد از در نشر قبل از از به نشر رسیدند. نشر امیرکبیر. من هم جزء بودم. به در به می و این از یک سو و در و بچه ها به من و خود به خود با بچه ها شدم و به این سنی کردم. به در سال 1361 که با صلح شدم 8 چاپ و در آن ها نیز جزء سی ام و را چاپ می که باز هم به و می شد و کم کم به 20 رسید. بجز صلح در با چه کار می سال 1361 تا 1365 اوج و بود. در آن های نیا و داشتند. قبل از من فقط اسم و رضا را بودم. غیر از این ها و را نمی شناختم. تا در دهه اول از این و و شدند. بعد از 8 که از صلح در آن سال ها چاپ با 6 خوب نیز کار و و آب از و من فکر می کنم از با یک گل نمی شود طاقدیس، خلبان کوچولو داوود غفارزادگان و ... از که بعد از آن در نشر ما شد. محمدعلی بنی اسدی، وکیلی، علی خدایی و همه آن که حرفی در در آن که بود با ما کار می کردند. و تصویرگرانی که با ما کار می به 500 و می رسد. در نشرتان به اهمیت می در آن با مدیریت و در های و و و در که من 20 200 و من هم را به آن ها می دادم. در اثر این رفت و آمدها یک روز به من گفت رضا هایت را دیده و گفته که چاپ می کند است. سپس جست وجو و شدم که می رضا را در کنم. در با بایرامی، رضا و شدم و از رضا ضعف ها پرسیدم و او داد منظورم از بودن این است که روی و چون بچه ها در سنی حساسی است ها را با آن ها کنیم. نصحیت به دلم نشست و مرا به فکر فرو برد و دنبال کسی می که در نشر با او کنم و از کسی را به به من کند و او را به من کرد و ما یکسالی را با هم کردیم. من در آن در ای خریده در حاج نایب و غرب در را هم به شیرنژاد سپرده و در می کردم. بعد از آن در حقیقت و در مستقر شدم و را تعطیل و فقط غرب به گردش و نقدینگی که برپا بود. در رفت و آمدهایی که با با نشر ما 50 از او و آب و من فکر می کنم اثر و اگر ببارد باران اثر جمشیدی را چاپ کردم. و در این عناوین من به 70 رسید. بعد از درزمینه های تان با چه کسی می بعد از با گذشت، با ما شد و کمی بعد از حجوانی، با ما به به رسید. ماجرا از این بود که در آن روی ما در ای به نام می که پسر آن ها رضا (مدیر نشر افق) با برادر من در رفت و آمد می و بودند. یک روز صبح که آن ها عازم جبهه من آن ها را به عشرت آباد رساندم. دقیقا یک بعد از آن روز شد و رضا هم تیر خورد و در بیمارستان بستری شد. از آن من با رضا شد و کرد. سال 68 رضا به من گفت که به دوستش که در آن بخش و و بود نشر شود. من و که در آن یک موتور به هم پیوستیم و با به او تحصیلکرده بود و در آن لیسانس در که من در و مرا می کرد و من هم در فروشی، کتابخانه، نشر و او را می کردم. این تا سال 72 و من اتاقی در به رضا و هم هم من بود و هم رضا نژاد. بعد از رضا از ما رفت و را در جای داد اما از آن سال حال با ما قطع و یک روز در به به ما می آید و 28 سال است که با ما دارد، به فتاحی. و که چاپ می شود از فیلتر آن ها می گذرد. با سیل عظیمی از به نشر سرازیر شد و با ما کردند. پس از سوی می شد؟ با در یک که اینجا می کرد ها را می خواند، می کرد و نیز می داد با کار را با جدیت و ما با گرافیست و و ویراستار در نشر شد. در اثر ها در سال های از چاپ 30 تا 40 از ها خودداری کردیم، اما این ها در آرشیو موجود است. و از آن سال به بعد ویراستاران را و در حال در نشر گرافیک و بخش که 25 نفر در سازی کار می و یک روز در هم را که هر به دستمان می رسد می کنیم. تا به حال چه اید؟ حال سه ایم که آن ها در و است. لابه لای آن ها های ای در کلیات سعدی یا نهج البلاغه علی یا را نیز ایم که آن ها به 200 می رسد. آیا فکر می هایتان به سه برسد؟ که 10 چاپ در رویاهایم فکر می به 200 و فکر نمی که به برسد. از به من دو سال در کار می کردم. این دوسال بهترین دستاورد من از یادگرفتن به بایگانی و دفتری و بود و این مساله کمک به نشر من کرد. به یاد در آن سال ها کد درست 61/101 61 سال چاپ اول این است و 101 من که از 100 بودم. و اگر به فهرست ما این سندی است که چاپ اول های ما در آن دارد. چه گمنامی را در طول این سال ها به نشر مختلفی که در نشر چاپ شد. از این می به کنم که را در نشر و در حال از خوب است. او به نام من فکر می کنم از سوی نشر شد که هم جزء خوب به شمار می رود. صلح هم از بود که در نشر شد. هم که فقط یک چاپ و بعد هم رفتند و ماندگار نشدند اما از پدیدآورندگانی که ماندند و می به مریم کنم که را در کردیم. او در بود و کسی او را نمی شناخت. ما را به دوازده لالایی تابستانه و زمستانه چاپ کردیم. سپس از به آمد و از شاعرهای شده است. آیا که با شما کار می اند و به شده هم به با شما می یا بعد از شدن به سراغ اند؟ بعضی از آن ها اند اند. فقط پنج یا شش از را ما و با ما نکرد. از که از سال های با می توان به و کنم که را در ایم و هم با ما می یا نیا که سال های سال است با ما می کند و را می کنیم. در که می بدستتان می رسید؟ من به هیچ ای نگفتم که با من کند و به هیچ ای گرفتن کار ام. هر ای که با ما کار به ما است. من دو ویژگی که در نشر به آن پایبندم. نخست به هیچ ای نگفته ام که به من کار بده اما به از سفارش کار دوم که به ها می اما من هیچ وقت نداشتم. ما در کارمان نشسته ایم و خریداران و به ما می و هایمان را می خرند. را مجاب می تا به با شما دهند؟ این که ما ای را ببینیم و با او صحبت و به او بگوییم که منتظر بعدی اش تمایل و نیازی به پیگیری نمی بینم. و علی به ما و ارتباطی شکل و کرد. با به ارتباطات و گفت وگوهایی که با قطعا درد و دل هم با شما به نظر شما درد دل درد و دل و های کم، پایین، و حق کم است. به شغل دوم یا سوم است و پیش می آید شغل اول آن ها باشد. من بیش از 20 سال است که کار در نشر است. عضو و ام. و در های و و نشر مرا یک تیم می چرخاند. و در طول 30 که کارفرما 35 و افرادی که اند و اند به 150 نفر نمی رسد که این دهنده ثبات کارمندی است و کارمندهای بالای 20 سال سابقه کار در نشر دارم. تان با و در طول سال که در نشر ام تلاش ام تعامل با و باشم و با آن ها بیایم و از که های از اختلاف و در دادگاه های من هیچ ای در این مبنی براختلاف و با و ندارم. افتخار من این است که با همه و از هوشنگ مرادی کرمانی ام اما هربار که یکدیگر را می بینیم، احترام می گذاریم. از خاطراتتان با برایمان بگویید؟ کارکردن با ها و شیرینی که نمی خواهم به های آن کنم. یکی از خاطراتم گردد به که به نشر ما آمد و گفت که 20 مثل و متل است و از من که آن را چاپ کنم. این را در فراغتم سپس به که آیا باز هم از این متل ها و مثل ها داری و او گفت 10 تا مثل و متل هم و از او آن ها را نیز بیاورد تا بخوانم. بعد به او که در این متل ها و مثل ها قصه ای به نمی رفت که قصه است یکی از این قصه ها را نیز قدری بده و به از کن که آن هم شد را . من این مثل ها و متل ها را به ای دو به نام قصه های که جلد آن به نمی رفت و 19 مثل و متل و جلد آن را و 11 مثل و متل نام داشت. و این ها یک سال طول و بعد از چاپ شد با معمولی ای رو شد که راضی کننده بود. بعد از آن ها را به و با این بنویس و دو هم از با روش و کردم. بعد از آن از شمس هم دو به روش جمع کند و آن ها را نیز چاپ که نهایتا 6 شد. سپس آن ها را در ای به نام قصه های 72 قصه کردم. این به عامیانه بود و دهه 60 نوشتن آرامش و قلم بهتری هم گرفت. و با به 20 سال از انتشارش 20 بار چاپ شده است. 15 سال پیش در معاونت ای با مسجدجامعی تشکیل شد، همه از و درخواست که شود اما من در آن که ما توقعی از شما اما حمایت تان را در های با از ما اعمال و این کار کرد و این اثر در پشت به پیشنهادی به بچه ها شد. حالا که 20 سال از چاپ قصه های می از بخواهم تا دوم قصه های را و این است که من از این دارم. هم یک روز هم در از او 365 قصه 365 روز سال بنویسد که حجم کمی باشند. او کرد علی رغم به او گفت امکان پذیر نیست. بعد از 365 قصه من و عطیه سهرابی آن ها را نقاشی کرد و فرشید هم آن ها را کرد و 800 ای با 25هزار کردیم. این سال شد و جوایز را نیز از آن خود کرد و تلویزیون از من اجازه تا قصه های آن را هر شب بچه ها بخواند. در حال این با 110هزار چاپ می شود اما هرساله 200 تا 300 جلد از آن می رود. این مرجعی تا هر شب قصه ای بخواند. من از این ابتکارات در ام. از بین که که با شد و شما را به کار و در نشر مند کرد چه که از صلح و و با 20 تا 30هزار می شد و از سوی می گرفت. ها مرا مند کرد که را به و دهم. بعد از های صلح ها را با ها به 3تا 5هزار کاهش یافته بود اما با این تفکر که در حال یک کار این کار را تا سال 1371 که به از سوی شدم و به کار شدم. در سال 1372 از سوی و به شدم و باز هم تر شدم و شدم روندی را که ام درستی است. در حال از که ام 500 زنده اما 500 مرا نگه است. از بین این که تا به حال اید به کدامیک من بیش از و به همه های که ام دارم. 90 آن ها فکر و اندیشه که به ام 365 قصه 365 روز سال که و آن را دارم. به سه که 366 قصه و آن یک تیم 50 نفره از و 52 به نام های نارنجی و قصه 52 سال و هر یک که 7 قصه است بچه ها شده. بر این این ها را در یک به 366 قصه ام. که برگزیده جایزه جلال شد. از سفرهایی که به کشورهای ام را ام و آن را بچه ها ام. اگر را یا دهید، کدام را می که را می دهم. 12 قصه های بچه های که 3 یا 4 قصه آن را نیا و آن با کمک شده را نیز می دهم. این نیز از است که لیست های پیشنهادشده و شده است. همه قصه های این در 64 قصه نیز شده است و از های نشر که با رو شد. آیا پیش ای را چاپ به شما دهد و شما میلتان از چاپ آن امتناع بله، در سال 70 به نام شیرین تر از عسل را یکی از شده بود و آن را فیروزه گل محمدی بود. این کار در شده بود و کار فوق العاده بود و بعد از متوقف شده بود آن را چاپ نزد من آورد. اما چون اول بود و چاپ آن نیز مستلزم صرف بود چاپ آن را نکردم اما دلم می آن را چاپ کنم. که در نشر ما افراد به های و نشر می در که این کار نیازمند دقیق و حساب شده است که می تواند را نگه دارد. به است که ما در نشر که ها را می و های مناسب را چاپ می کنیم. و ها را رد می کنیم. آیا ای که باشید از او اما باشید؟ 30 سال پیش با رضا و کار کنم که نشد. اما بعدا از همه چاپ کردم. 22 سال پیش تن تن را که با رو شد. آیا پیش که که در یا به آن اید را و آن را با جدید نه. در و من به این شکل اما در 15 سال قبل به این که بچه های و ادراری بچه ها در کار است. در اروپا به بیش از 50 و در این و به ام و به تا کند آن ها را به نیا تا براساس آن ها بچه ها شعر بگوید و با به نام مامان بیا جیش شد. و تا به حال شاید بیش از 500هزار باشد. و بیش از 20 از این کار ما اند و با نیز را اند. های شما سال که با (واحد و قدیانی) می شود، چرا اسم را به نشر در سال 1365 شدم تلفظ اسم بچه ها است اما به نام شده بود و نام را به و کنم. در آن تنها که را تحت نام می کرد نشر بود که به بود. اما چون من از کلمه خوشم نمی آمد به جای و را کنم و در سال 65 این کار را دادم. های ما با نام می شود و بیش از 50 و از این کار من و را تحت و می کنند. که این کار به فرهنگسازی محسوب می شود. با به سال ها فعالیتی که در نشر اید، به نظر شما نشر و در سال های اخیر به دهه های چه و تحولاتی شده از تغییراتی که در این 40 سال در نشر این است که بی تر از دهه اول هستند. می نویسند. بی شده اند و به نظر کارشناسان می از قدیمی ای تر شده اند به اند و و دهه 60 اند. در هم از و کار که با از اینترنت می کنند، این شده اند و را می دانند. روزانه بیش از 5 یا 6 ایمیل از سوی یا و نوقلم به دست من می رسد که اگر در آن ها عمیق شوید می بینید از آن ها نمی آید اما با این وجود، سال 30 اثر از اولی ها را و چاپ می شود. از بیش از اندازه شده که به نشر و می زند. 90 تولید دست 100 است و نقش کمی دارند. نظرتان و کمک به و که نیز رو به در را می شناسم که و شده باشد. بزرگسالی که عمده شان در است و به دلشان نیز بچه ها اند. و در این نمی چون این است و و نیز جزء است. اما اصلی، کمک و که به یک تجارت این شده اند و در این دو دهه های اند و را به گرایی سوق اند و سطح فارغ التحصیلان را اند. از چون این دسته از نگران این که کنکور به است برچیده شود و به آن ها هم بهایی در که و خود و اعتباری در سطح دارند، با پول که در دست با از در و این شده اند و 99 که می به و این ها از سوی های در اندک می شود. و این ایی است که به نشر و اند و با گسترده ای که نیز ها به آن ها جلب شده است اما است اما به ای که این خواهند شد و این نمی توانند موفقی در نشر و باشند. و من به آن ها می کنم شان را و ویرایششان را جدی تر بگیرند. با روز به روز پولدارتر و روز به روز فقیرتر می موافقید؟ در نشر و ناشرانی که 30 تا 40 است در نشر و می که در دهه های 60 و 70 در و شده و حق های اند. اگر و را که در این کار و به اندبشمارید به انگشتان دو دست نمی رسند اما و که از این به اند به بیش از 50 نفر می رسد. من 50 سال است که در و کار می کنم از پدر من خان زاده و من از 18 هرچه درآمد ام پس ام و و یک ریال از من پول نگرفته اند و همه خرج و مخارج من برعهده پدر و است و هر که از عایدشان می شود به من می دهند. و آثارتان سعی اید با وپرورش و و برقرار و 200 چاپ می کند که با احتساب خرابی ها و 50 به ما دهد و خوب و به 9هزار و 800 هم می رسد. من از اوایل دهه 60 می با قرارداد را بنویسم، قراردادها از نظر شرعی در آن قید می که 10 تر چاپ می اما حق آن را به نمی دهیم و را که بر چاپ می شود صرف می کنم و آن را به مطبوعات، رسانه ها و کتابخانه ها می دهم. چون ما تلویزیونی نداریم. من هیچ جای و قدم ام. و ها را می و یا و صد از های یا 200 یا 300 از های ای می و هم در رد می شود. به و در و که با آن هستید چه ما در و است زیرا به هرحال به گونه ای را می کند. اما در جای می گیرد و که به اختصاصی به های و بپردازد در محدود است و دنیای ماه پیشونی که در باغ راه شده امیدی است که به های و ویترینی بدهد اما آن 6 است. این 6 را اگر به کل نشر و به صفر می رسد. اما هم هیاهوی به پا که صادقانه و هدف چیز است که پشت باغ را پنهان اند. شما هم هستید، تان با این از چه و شد؟ و 28 سال پیش از سوی 13 و که پخش و از های و بازاری که می دلخور بودند، شد. و سعی اند با سطح های و را بالا ببرند و و به استانداردی از نظر است و که از سوی شده و می شود این استانداردها را که عاملش است. این در نیز بی تاثیر است. من از ابتدای در این مدنی عضو و قبل از بشوم 2 سال هم سه سال است که هستم. در هم از سال 1355 عضو و 42 سال است که عضو آن و 16 سال هم عضو هیات مدیره تعاونی در طول 4 که نداشت و بخشی از حق و حقوق از دست صنف را از دست دولت و ریاست جمهوری و کنم و یک ماه است که به کوچ است. از به نشر و روی آوردید پشیمان نشدید؟ نه. هم به بچه ها دارم. به نمایشگاه می روم و در غرفه می نشینم و با مخاطبانی رو می شوم که می گویند ما 20 سال پیش با والدینمان به شما می و در پی و این حس خوشایند است. اگر نمی شدید چه کار می شدید؟ نمی دانم چه پاسخی به این بدهم. بچه ها شغل را از شان به ارث می برند. اما در ما چنین است چون پدربزرگ من در جنگ جهانی دوم عامل قندوشکر قزوین بود. او مرا به کار و در ام می کرد و از پدر و می به زور مرا وادار به درس نکنند. برهمین اساس من هم می کنم اگر ها که سربه زیر و اهل کار ولی ای به درس ندارند به آن ها فشار نیاورند. که سرکوچه ها سیگار می کشند و از آن ها مواظبت کنند. در مقاله خارجی می چرا اصرار به درس فرزندانتان است فرزند شما با سیکل تر از یک بیکار باشد. خود من دچار تکبر و غرور نشوم هروقت به می روم روی ای که می ایستم و به یاد می را که در کار می و به انبار می روم و کمک کارگرانم ها را جابه جا می کنم. از راست به حسینی، اگر یک روزتان را به تصویر بکشید آن را می 90درصد من از پنجشنبه تا یکشنبه است که ای را نمی پذیرم و سعی می کنم را به و سفر دهم روزهای را به کار می کنم. صبح ها که از می آیم به قوه قضاییه می روم تا بعدازظهر. از صبح به و می روم تا بعدازظهر. از صبح تا به نشر می روم. و را به شرکت در ها و جلسات با و می پردازم. را هم به می دهید؟ های ام به دست می اما که می کنم را می کنم. بدانم چه چاپ می کنم. چه و آیا نشر و در شما با همسرتان تاثیری سال 1359. همسرم من دبیر بود و ما به به نشر می شد. حاصل ما یک پسر و یک دختر بود که هر دو دارای ارشد و در نشر با من می کند. 18 سال پیش با مشارکت ای را و های را می و به دیگران سرویس می که به وضعیت نشر فقط های نشر را می کنیم. دو پسر که یکی از آن ها نشر و پسر او هم که شاگرد اول دانشگاه بود علی رغم در از بورسیه بود در نشر است و فروشگاهی مخصوص های و کنم تا به برادرزاده بتوانند در کار کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مرکز اسلامی فرهنگی درشمال لندن توسعه پیدا می کند

مرکز اسلامی فرهنگی درشمال لندن توسعه پیدا می کند


حوزه/ یک مرکز در و ساز یک 4 را به شورای این شهر داده است. آن ها همچنین می خواهند یک پارکینگ در پشت بام کرده و کلاس های آموزشی دانش آموزان مسلمان کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
​وقتی دیوار خانه‌ها تبدیل به باتری می‌شوند

​وقتی دیوار خانه‌ها تبدیل به باتری می‌شوند


به خبرگزاری ها به زودی می به یک را در خود کنند. دانشمندان نوع از اند که یون های به آن شده و به این می را مدت طولانی تری کند. هنگامیکه سطح تولید کاهش می در با از برق می را می کند. هر روز می و به برق ای و را می کنند. این است که یکی از مهم در در برق است. در این از می شود. ها با از یک سو به سوی را در یک می که در می شود. شده اند این به نام یون می در یک مانند (سیمان) جریان یابند و در سوی شوند. این روند به طور فیزیکی را به دام می اندازد و از مواد نیست، بلکه با پتاسیم، به عمل می کند. محمد از دانشکده مهندسی دانشگاه لنکستر در این باره می گوید: ایده اصلی پروژه ما در یک و آن در اوج تقاضا است. تعداد زیادی روی زمین وجود دارد و اگر همه آنها به تبدیل شوند، ما تقریبا می توانیم مشکل را حل کنیم. البته اشاره می کند ها در مقایسه با حجم کمتری برق حفظ می کنند، اما اگر جدید به طور گسترده در سازی به کار رود، می مقدار قابل توجهی کرد. این هنوز تحقیقات بیشتری است تا به صورت تجاری عرضه شود. با کمک چنین می ها و چراغ های روشنایی خیابان را از شبکه توزیع برق جدا کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​برادرکشی به خاطر 100 میلیون تومان

​برادرکشی به خاطر 100 میلیون تومان


به تقریب؛ ساعت 11 صبح چهارشنبه 22 خرداد به در به 169 شد. با در محل شد پسر 25 ساله بر اثر اصابت جسم تیز به ناحیه سینه به قتل رسیده است. در نخستین بررسی ها شد که برادر مقتول به نام عامل قتل بوده و پس از از محل متواری شده است. دهم با محل کار به آذر به و در از محل به که 20 در حال بود. علی ولی پور با گفت: پس از به به سوم در دهم گرفت. گفت وگو با چرا را از که ما و نمی پول را نزد به می گذاریم. چند ماه پیش یکی از دوستانم قصد رفتن به افغانستان داشت و به همین علت مبلغی را به نزد من گذاشت. از ترس سرقت پول، موضوع را با در میان گذاشته و پول ها را به مقداری از پس انداز به دادم تا او در اش نگهداری کند. پس اختلاف تان سر پول بله، هر بار که از می پول ها را برگرداند بهانه می آورد. به او می گفتم اگر پول های را نمی توانی حداقل دوستم را برگردان . هم گفت پول ها را بابت که از من داشته، برداشته است. پول ها چقدر 100 میلیون تومانی می شد. تو چه کردی؟ روز حادثه تلفنی با او کرده و این بار از او به نزدیک اش بیاید تا کنیم. که آمد حرف ها را زد و درگیر و با چاقو به او ضربه زدم. که روی زمین افتاد ترسیدم و فرار کردم. چند وقت است به ای؟ در چند سال گذشته من مدام مخفیانه به می آمدم و بعد از اینکه کمی پول درمی آوردم از راهی که بودم برمی گشتم. یک بار در صندوق عقب با 15 دیگر از مرز گذشتیم و به آمدیم. یکبار به 20 در قسمت بار مخفی شدیم. نمی توانستیم نفس بکشیم و جایی برای تکان خوردن نبود اما باید به می و چاره ای نداشتیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
قدیمی بودن مکان مؤسسات؛ یکی از دلایل عدم استقبال از کلاس‌های قرآن

قدیمی بودن مکان مؤسسات؛ یکی از دلایل عدم استقبال از کلاس‌های قرآن


گروه ــ با به این و بازسازی نشده است، گفت: هر چند در تلاشیم برنامه‌های متنوعی را از سوی برگزار کنیم، اما به‌دلیل فرسودگی استقبال خوبی از کلاس‌هایمان نمی‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
و من دوستت داشتم

و من دوستت داشتم


به ایران(ایبنا)، و من از است که در نشر با شده است. جلد است: شب است و پدر و بعد از چند سال را می بینند. پدر می تا دیر را کند که که چند آن طرف تر روی تخت حرف می زند حقایقی را هم خودش فاش می کند: موفقیت هایش در کسب وکار، اشتباهاتش در مقام یک پدر، ندامت های گذشته اش و امیدهایش به آینده. در شب به پدر فرصتی می تا فوق دهد و را که نمی دهد اما قبل از در کل اش، اش چه و فقط می این را بدهد. از متن کتاب: در خوردم. یک پدر به درس دهد اما تو کردی. روز بهم زنگ زدی. چهل شده بودم. تو بود. توی کار ای، کل را جا و به آن طرف تا های جا باز شود. لغت را با به چون ما دو نفر با هم فرق داریم. تو به می دهی و من را می تو و این به نظر من ضعف است: می بهت می بهت بار کار اما تو می توی آن هم در که حتی نسل که های فرو می ریخت. مثل ها ازت چون من که و تو دادی: بدک بابا. بدک نیست. چون می از این دارم. تو که می با همه چیز خوشحال شود. نمی دانی این چه موهبتی است. شاید مجبورت بود به من زنگ بزنی؛ فکر کنم شک مریضم، اما تو دعوتم به بار. توی کافه اسموربرود سِرو می کنند؛ یادت بود کوچک که و روزهای با می رفتیم دانمارک، از آن غذا می خوردم. سرم غر زده بود که برنامه ای خاص با تو بگذارم، حداقل سالی یک بار، فکر می کنم خودت این موضوع را بدانی: نمی آرام سر جایم بنشینم و حرف بزنم، به جایی سفر می کردم اما تو حالت توی ماشین بد می شد، به همین خاطر هر دو از سفر به خوشمان می آمد. من از رفتنش خوشم می آمد و تو برگشت را داشتی. من همه چیز را پشت سر بگذارم اما تو روی عرشه بایستی و هلسینگبورگ را تماشا کنی که در افق پدیدار می شود. راه خانه را، سایه را که می شناختی. عاشقش بودی. در سال 1981 در استکلهم متولد شد. وی تحصیلات اش را در رشته فقه مسیحی نیمه کاره رها کرد و به راننده کامیون و شاگرد گارسون و کارگر در رستوران ها و انبارها شروع به کار کرد. در سال 2007 به نگار آزاد در ای نه چندان مهم در استکهلم دوره ای از اش را آغاز کرد و به زودی به یک وبلاگ نویس به شهرت رسید. در سال 2012 نخستین رمانش به نام اوه را کرد.این که از قلمرو های سرگرم کننده می آید، 600 به فروش رفت و به 25 شد. در سال 2016 نیز فیلمی بر اساس این به کارگردانی "هنس هولمُ" فیلم ساز سوئدی ساخته شد و به نمایش درآمد. "مردی به نام اوه" رمانی ساده و داشتنی است. تنها و خودخواه و در عین حال عمل گرا. اُوه نماینده انسان هایی است که به را از دست داده اند. ندارد که بخواهد و به آن راهی را به جلو بگشاید. تقدیر، زنی ایرانی به نام "پروانه" را به او می آورد، پیوندی که اوه با اکراه بدان تن در می دهد. پروانه با رفتار و برخوردهای خود روشنائی، و شور را به اوه باز می گرداند و اوه به تدریج شخصیتی نو، اجتماعی و پبدا می کند. در سال 2013 به موفق ترین نویسنده سوئد شناخته شد. و من با در نشر در 1000 و با قیمت 11 تومان شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
ساختمان مرکزی بانک‌پاسارگاد، به‌عنوان طرح برتر تقدیرشده فولادی در حوزه ساختمانی کشور معرفی شد

ساختمان مرکزی بانک‌پاسارگاد، به‌عنوان طرح برتر تقدیرشده فولادی در حوزه ساختمانی کشور معرفی شد


در ملی و طرح برتر تقدیرشده فولادی در حوزه ساختمانی کشور معرفی شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 6 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری ایلنا
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی