بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب شده،



مترجمی که با 15 عنوان کتاب جدید به نمایشگاه می‌رود

مترجمی که با 15 عنوان کتاب جدید به نمایشگاه می‌رود


نجف در گفت وگو با (ایبنا) آثارش گفت: های من از سوی نشر های افق و در سی بین می شوند. از که نشر افق می می به پنج جلد از و کنم. این کلا 9 جلد است که من 8 جلد آن را بچه های ایرانی کردم. و تا به حال 5 جلد آن از سوی افق شده است. وی این داد: این که به مثل های به ای نمی و روی است که در با هم ارتباط داشتند و هر جلد اسم متفاوتی دارد. پنج جلد نخست آن عبارتند از: فرانک پرل در جنجالی شیرینی پزی ، راکی زنگ در باز ، در داغ ، های و در . نجف و نیز داد: جلد و به نام از سوی نشر افق شده و می شود. در این جلد است در و به روز های شود. دو دو و مبدل. یک چاق و چله است. و هر روز می تا توی های دو شوند. اما از می که با هم و کنند. است که هر دوی شان چیست. به می که روز چون او می شود. اما هم نیست. های داد: جلد 12 با نیز در دست چاپ است و در می شود. در این جلد که به در کیف می به از کارها برمی خورد که تهیه کرده. او آن را به نشان می دهد و راجع به آن می پرسد. می که این پرشدن پیمانه هم تصمیم می گیرد از آرزوهایش کند و ماجرا. وی در به که است از سوی نشر چاپ، و در شود، کرد و گفت: بالاخره بعد از چند سال 133 داشتنی دنیا شامل 133 و جذاب بچه ها به و در می شود. این به الفبایی تنظیم شده و در دو قالب جلد سخت و 6 می شود. نجف بیان کرد: این ها و های مشهور و به یادماندنی ملل مختلف است. بعضی از این ها و ها در گذشته به های تک و یا چاپ شده اند و برخی هم هستند و تا به حال و چاپ نشده اند. های معروفی از پری دریایی، سفید برفی و نیز از یونان و کشورهای اسکاندیناوی. این گفت: البته بجز این کتاب، آثار دیگری هم مانند آدم کوچولوی ، خرس و اردک ، چمدان بی نظیر هاپو ، موش پستچی ، یک قصه دیگه برام بخوان و آخرین قبل از خواب را چاپ به سپرده ام که در سی و یکمین می شوند. نجف سال 1335 در زاده شد. وی دانش آموخته رشته مترجمی زبان انگلیسی و از اعضای شورای و انجمن نویسندگان و نوجوان است. از که وی بچه ها می توان به دماغ ملکه و اثر دیک کینگ اسمیت، گنجینه های ایرلندی جیمز رایور دان، بندر امن و دختر گل های وحشی اثر ماریتا کانلن مک کنا، یا دشمن اثر مایکل مور پورگو، قصر افسون شده از ای. نسبیت، جوینده یابنده است امیلی رودا و داوری جورج ، تمساح غول پیکر ، من و زرافه و پلی و انگشت جادویی که از رولد دال هستند، کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
بررسی ساختارِ جمله حالیه در ترجمه‌های فارسی قرآن

بررسی ساختارِ جمله حالیه در ترجمه‌های فارسی قرآن


چکیده به را به خود جلب است و سعی در ای و و در عین حال و با اند که گاه اند و گاه نیز چندانی به دست نیاورده اند. این بحث با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی را در ای، و و با و و آن ها بر نحو و و و هر در هر به این دست که هر از این ها و در با و و گاه در تشیخص حال ها و به تبع آن در آن ها، اشتباه شده اند که این امر به شدن و آن در و نظر شده است. کلیدواژه ها حالیه، ای، مقدمه در قرن در حوزه نگرشی شکل است و در کشورهای غربی های در زمینه یافت و را از جدال همیشگی بین لفظی یا معنوی، علم کرد و ای چون و اون و و (گنتزلر، 1380، صص26-34) با خود در این علم و به تبع آن از خود مند و و شد. پیش از آن هنر می شد؛ ولی در قرن و بعد از آن روش بر نظری از تحقیقات تجربی بنیان نهاده شد و با تأکید بر دو محور & و است؟& (حقانی، 1386، ص172) ای خاص در و متن فرا روی خود قرارداد. بارها قرآن، مسلمانان، را به برگردانده با به و این به سبب های لفظی، وزنی و معنایی، حساسیت و دقت بالایی در و می به های و خاصی که از آن ها در گاه و گاه با است (آذرتاش، 1382، ج1، صص28-29). شده است تا و آن & و شبه جمله& را و با بر & ای، و انصاریان& در جزء 28 این ها و و های ای را با های در و به در این ها، چه از و و چه از و است. علت این این است که ای و به & در قرن است& (عادل، 1386، ص84)، و های و به شکل ای و این در های و می که از آن در متن است. نیز بر فراوان با ای، نیز به شمار می آید، و یک با سه شده است. تحقیق در صدد پاسخ سؤال های زیر است: - آیا آشنایی با اند و در های بین دو را مدّ نظر اند؟ -آیا های توانسته است های در را دهد؟ -آیا در و - آیا را نموده یا آن را در با پیشینه پژوهش، می به پایان نامه کارشناسی ارشد & معناشناسی حال در کریم& مجتبی خوشرنگ کرد که به طور مفصل را که حال به های در به کاررفته و مواضع اختلافی را است. به & کریم& حیدر قلی زاده می کرد که در آن در پاره ای ازحالات و روش های آن، تمیز و روش های آن و حال و آن، شده اما این به طور و ای و روشمند به ها و جزئیات های حال نپرداخته، بحث او کلی و وضع قاعده و عملی و به خود نگرفته است. و & تا قرن ظاهراً گرفتار مسئله ای بود که پژوهشگران آن را بحثی & بی ثمر& دربارۀ مدل سه گانه یعنی: & تحت اللفظی& ، & معنایی& یا & آزاد& ، می دانند، & قدمت تمایزگذاری بین به و به به سیسرو و سنت جروم برمی گردد، در غرب جایی که جایگاه نویسندگان کلاسیکیونان و روم باستان شاخص این تمایز، شالوده ای را های کلیدی در باب به مدت دو هزار سال شکل داد& (ماندی، 1394، ص33). به به مثابه یک علم نگاه می شود و متن شده اصل & موجودیت& است: & فرآیندی است از جایگزین کردنِ یک متن در یک با در زبانِ متن اول متن و است ولی متن دوم به ای شده از متن می یابد& (هاوس،1388، ص36). به مهم که او داد این بود که های از تحت و و را و دو جهت را کرد: 1- 2- پویا. از نظر به است چه به و چه به شخص این را مد نظر که در تا حد به در باشد. اما بر است که آن را اصل می که در آن، و ای که متن و باشد.& (ماندی، 1394، صص81-82). به شدت بود و اش را تا حد کرد. او به & به شدت به هدف است تا و در او به نظر به و می شود& (گنتزلر، 1380، ص70). از که اصل & مشترک& کار ای و خود هم آن & و ساختاری& که با و گره این را جلب هدف و مهم در را این می که: & را کم و و و در و که درک آن و با آن و را درک کند& (قانعی 1384، ص91). این هدف در های -دست کم در ادعا- می شود. بر این اند که در و را لفظ و لذا در به و است که همه در صدد آنند: & هدف در این نوع و متن به و و های آن ها، به است& (جواهری، 1389، ص54). در از نظر & هلبِک& او این را می و در این می گوید: & [برای این کار] از به است& (هلبک، نقل در 1375، ص94). این به می دهد تا های را و در را کند (قهرمانی، 1393، ص8). که درباره اصلا نیست. های با به تنوع و های در آن ها در دشوار آگاهی از و نقش تعیین ای در و می تواند بر یک متن و ساختارمند سایه افکند. در از و و سبک خاص است و به این ها و به کارگرفتن آن ها در از ابتکار، خلاقیت و توانایی او دارد. را در متن شده با مواجه می شود و به بافتی می این ممکن است قادر به غرض که کنندۀ خاص نباشد، گاه نیز این سبب و همانندی آن با می شود که این عمل & تغییریا جایگزینی& می شود که شامل شکل دستور به است& (نیومارک، 1386، ص109). این در زمانی رخ می دهد که تحت از پذیر باشد؛ ولی با معمول در مطابقت نکند. در واقع میدان است که به قول دریدا، می دهد چه به عبور از مرز باقی می ماند و چه می گریزد. به نظر او است را، پدیده ای به حساب آوریم که دریچه ای تازه به روی باز می کند و با & فرا رفتن از مرزهای مقصد، و متن، را گسترش می دهد و رشد و نمو آن ها فرصت را فراهم می کند& (غینتسلر، 2009، ص383). به به آن روساختی گفته می شود و هریک از حاصل از این & سازه& نام دارد. (مشکوه الدینی، 1386، ص191). ساخت های تشکیل به در وهله اول این های را رمزگشایی و سپس مفاهیم به دست را، چه از و چه از به کند. های در تر و پیچیده تر از است و آن ها نیز هم از و هم از و یابی، ساز است و & از شکل های آن در نظیر ندارد& (آذرتاش، 1381، ج1، ص28). حال در حال & اضافی خود& (عید، (بیتا)، ص454) و در دانشنامه عرب است: & حال ثابت، دربردارنده & فی& و خود است& (بدیع، 1986، ص336). حال به سه دسته کلی: و شبه تقسیم می شود و آن در به هر سه به حال که با & و& می شود که آن را & واو& می نامند. در به ای است که در ترتیب و بر فاعل یا (ر.ک: 1389، ص13)، همچنان که در این آمد، به غرابت و ساختارگریزی می شود که در بار فرهنگی و لایه های دلالتی مجازی آن ها در نمی به در مواقعی که با ربطییکسان در نظر می شوند. در سطوح به حال و و شبه و آن ها به در که ها می پردازیم. حال حال با و ایجازی که در به کار می رود، آن با مهارت والایی می و گاه است. در با مشکلی روبرو اند و در رویارویی با آن، ساز و کارهای در پیش اند. قیدهای و صفت های قیدی همیشه و ناچار می شویم کاملی را مقابل آن دهیم، و& با که می که کار را تر می اما فصیح نیست& . (خوشرنگ، 1389، ص9)و بر سلیقه خود آن در نظر می گیرند. در به و نقد این ها و ها می و به و آن ها می کنیم. 1. & ... تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ خالِدِینَ فیها& (مجادله: 22). آیتی: & ...که در آن است در در باشند& (آیتی، 1374، ص545). انصاریان: & وآنان را به بهشتهایی که زیر {درختان} آن است در می در اند& (انصاریان، 1383، ص545). ای: & زیر است و در آن متنعمند& (قمشه ص545). بروجردی: & زیر جاریست، در آن جاودانند& (بروجردی،1366، ص590). در هر می شود که به حال به های متفاوتی شده است: الف. در و به ای بریده وجداگانه شده که رایحه ای از در آن نمی شود. ب. در ای، بر & واو& عطف و به & متنعم& که خود ای شده و تبدیل به شده است. ج) در نیز به کار رفته، افزون بر قید & پیوسته& نیز با آن شده است. اما هیچکدام از سه نتوانسته اند آن و قصدی را که در کنند؛ در عوض، سعی در حفظ و چینش های آن که حفظ به گسستگی و نامأنوسی آن و کاهش بار آن در شده است. و این در نظر که & خالدین& ضمیر & هم& به ورود به بهشت است. این آیه شریفه را به های می کرد که به هم ریختن حال و نیز در آن شده مانند: & با سرشتی .. را بهشتی می کند که ...& . 2. & إذا جاءَکم مُهاجِراتٍ& (ممتحنه: 10). آیتی: & چو مؤمن که به نزدتان آیند& (آیتی، 1374، ص550). حال در به و می نماید که به جای سپس نزد (ص) بازگشته که از ای برداشت نمی شود. ای: & که به و اند و به سوی شما آیند& (قمشه ای، 1380، ص550) را به بر آن نیز در می شود و عطف را نیز به ای که نظر، کمی دورتر از و هیچ ردی از قید در نمی شود. نیز تا حد ای است: & که به و از خود اند و نزد شما آیند& (بروجردی، 1366، ص1000) که به آن شد. انصاریان: & هنگامی که با ایمان(با جدا شدن از همسرانشان) کنان (از کفر) به سوی شما آیند& (انصاریان، 1383، ص550) از حال که و به از داخل پرانتز نیز بهره است که آن در لزومی و ضعف در مقصود به سبک موجز و خلاصه است. در نظر این موضوع، هم از و هم از برابری و لفظ، با خود و همپایی و در های نیز در آن کم رنگ تر است. 3. & إنّی رَسولُ اللهِ مُصدِّقاً لما بینَیدیَّ مِنَ التَّوراه ومُبشِّراً بِرَسُولٍ ...& (صف: 6). آیتی: & ... توراتی که پیش از من می کنم ... بشارتتان می دهم& (آیتی، 1374، ص552). سه نیز با اندکی اختلاف به & می کنم و مژده می دهم& اند. حال در این به آن را به سبک می و تا حدی ای می نماید؛ به در هر سه به فعلی، ولی شده این جملاتی با حفظ را می دهد. هر چند در این می با از حرف متمم، روان تری نیز داد، مانند:& من با توراتِ پیش از خود و با به بعد از خودم ... فرستاده خدا به سوی شما هستم& . این که گویای آن است که عیسی در لحظه بعثت خود و است زیرا یکی از دلایل درستی او و اعجاز سخنانش تورات و پیشگویی آمدن بعد از او بوده، نه این که مبعوث شده است و پس از آن در حین دعوت به اموری اقرار باشد. و این ظرافتی است که در ولی های چهارگانه به آن نپرداخته اند. حال & واو& در & واو& متعددی از آن جمله: & واو عطف جمع بین کلمات، واو زائده، واو قسم، واو و واو اعتراض است& (جاسم سلمان، 2003، ص244). از آن ها با & واو& حال دارند و میتوانند در به با & واو& حال یکسان در نظر شوند؛ درنتیجه نیز به تبع آن می کند. هرکدام از این & واو& ها شرایط، ها وساختارهای خاص خود هستند. تشابه از این و نکردن به این سبب بروز در امر که در این مبحث پرداخته می شود. به در & واو& (ابتداء)، که در & واو& ی ندارد، و آن را به & واو& عطف می کنند. 1.& أحصاه اللهُ ونَسوهُ& (مجادله:6). ای: & ... وآنها اند& (قمشه ص542). بروجردی: & ... و ایشان اند& (بروجردی،1366، ص986). & ... که آنان، آن را اند& (انصاریان، 1383، ص542). در دو اول & واو& که در & واو& می شود و هیچ در آن به واو عطف شده و این اشتباهی است که بسیاری از می دهند. و در سوم به تحت & درحالیکه& شده که در و نیست(ر.ک آذرنوش، 1382، ج1، صص28-29؛ 1389، ص9). آیتی: & ... هر چند خود از یاد اند& (آیتی، 1374، ص542). به & هر چند& شده که هم را در خود و هم & واو& در آن ندارد. 2. & یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَو کَرِهَ الکافِرونَ& (صف: 8) بروجردی: & و خدا نور خود را تمام و داشت& (بروجردی،1366: 1004). ای: & و خدا نور خود را، هر چند خوش ندارند، و داشت& (قمشه ص552). در دو و ای، & واو& به عطف شده است که با و بین عطف و حال در آن نادیده شده است. انصاریان: & در که خدا نور خود است& (انصاریان، 1383، ص552). به & که& شده و به لفظ به لفظ است. است:& ولی خدا نور خویش است& (آیتی، 1374، ص552)، که آن را به & ولی& آورده و با تأملی در آیه می فهمید که این که در نور در با ای است که عزم در خاموش نور دارند، و & ولی& هم حال را، هم بین دو را می دهد و تر می کند. 3. & تحسَبُهُم جَمیعاً وقُلوبُهُم شَتّی& (حشر: 14). در این آیه، حال & وقلوبهم شتّی& و به تبع آن، دانستن & واو& خصومت برانگیزاست، بعضی(نحاس، ج4، ص264) & واو& را حرف و بعد از آن را متسأنفه دانسته و برخی(درویش، 1415، ج10، ص 51) آن را اما در های در هر فقط به شده است. آیتی: & تو می پنداریشان وحال آنکه دلهایشان از هم جداست& (آیتی، 1374، ص547). انصاریان: & آن ها را متحد و دوست می در که پراکنده است& (انصاریان، 1383، ص547). در این دو با عبارت & که& ، حال مقدر در & واو& به لفظ شده ولی ای با سلیس و نیست. ای: & شما آن ها را جمع و می پندارید در صورتیکه سخت است& (قمشه ص547)، در ای با کلمۀ & در صورتی که& تا حدی این به تر و دو است. بروجردی: & و شما گمان می کنید آن ها با هم ولی حقیقت این است& (بروجردی، 1366، ص 995). در این با متفاوت، به سازی دو & همدستی& و & پراکندگی& با ربطی & ولی و بلکه& ، دلالتییک گروه در دو به وجه شده؛ ولی با طولانی و از دو به جاییک و حفظ است. که در می شود عبارتند از: 1- تطابق دو 2- در دو 3- و جمله. در حفظ و و یا به قیدی، به از منجرشده، که این نیز به نوبه خود در و آفرین است. اما اگر در این در نظر فعلییا اسمی بخواهیم برگردانی کنیم، قدرت بازیابی ها وحفظ درونی و موسیقی و موزون متن می های زیر را به کار برد، که های را نیز منظور باشند: & را که نابسامانند، پنداری& .& آن ها را با قلب های گونه شان، پنداری& یا & را اما گونه است& . حال فعلی به ای است که در نظر نقش و منقطع پنداشتن آن، و نیز به وصفیه آن را می کنند، که این مطابق با و مدّ نظر در نیست. 1.& إذا جاءک یُبایعنکَ علی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
مسأله تعدد زوجات و تفاوت سهم الارث زن و مرد

مسأله تعدد زوجات و تفاوت سهم الارث زن و مرد


چکیده اهل است که در کتب فقهى فرق اسلامى شده و طی آن، به نحوه و شده است. در بین فقها، در این نظر از نظر اهل و از هر دو جانب منتفى به این که از ارث نمی برد و برعکس. اما در امامیه، رأی این است که از ارث نمى ولى از ارث مى برد و بر آن، حجب مى شود، هر چند مورّث نیز و هم کیش و هر چند شخص به بسیار دورتر از باشد. کلیدواژگان توارث، اهل حجب مسلمان، عدالت دین آخرین و ترین و آور و است. در این از و و به & خلیفه الهى& مفتخر است. افتخار این است که در دنیایى آکنده از ظلم و ظلمت، در پرتو شریعتی اند که بشر، آور حق و حقیقت است. آیات و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) سرشار از دعوت به قسط، عدل، نیکوکارى و احترام به ها اعم از جان، مال و عرض است. اما در فقهى، به مواردى برخورد مى شود که و بى عدالتى را مى که در این موارد، نیاز به تأمل در و فلسفه و ملاک و مناط است که در این می به و سهم زن و مرد نمود. به ظرف این می دهد که نه از و نه از و پیش از حد و زن به طور چه در عرب و چه در هاى آن روز هند و از بود. از به مرگ و میر در اثر از جنگ ها و به جاى و بى سرپرست، را امکانى به نفع و از طرف در برابر می نمود. در با به مرد در تأمین نفقه و مسکن خانواده، پرداخت مهریه و و رفع هاى از زنان، این میزان سهم کاملاً عادلانه و در به سود به نظر مى رسد. یکى از احکامى که و نگاه جانبدارانه به دین در قبال شهروندان را مى حکم ارث از و حجب مى که به عواقب و پیامدهای ناهنجار این حکم اهل کتاب، ضرورت بازبینى و بازخوانى آن از صدر در اسلامی را مى آورد. 1- شرح لغات کلیدی 1-1- کفر کفر در لغت، به و کردن است و به کسی که را می پوشاند، می-گویند (ابن منظور، 1405ق، ج 5: ١٤٧؛ طریحی، ج ٣: ٤5٧؛ معلوف: ٦٩١). وجه تسمیه کفاره نیز گناه است. در اصطلاح علم کفر به یا اکرم(ص) یا اساس دین و یا یکی از دین است (شهید ج 2: ٢١، سعدی، 1408ق، ج ١: 320). خمینی (ره) در تحریرالوسیله را این است: & {کافر} کسی است که غیر از را است و یا علی رغم امر ضروری دین را می کند، به طوری که وی به یا تکذیب یا ایراد نقص بر مطهره بازگردد و یا این که از وی قول یا فعلی سرزند که اقتضای کفر شخص را بدون فرق مرتد، اصلی، حربی و ذمی ...& (خمینی، 1390ق: ١١٨) 1-1-1- اقسام کفار را از جنبه های دسته بندی اند از جمله: الف) از جهت استقلال یا تبعیت در کفر 1. مستقل: کسی است که در حال سلامت عقل و همراه با التفات، در باشد. ٢. تبعی: کسی که به نطفه وی پدر، مادر و وی باشند. فردی قبل از بود و در که در حال به سن برسد، بود. ب) از جهت سابقه اصلی: کسی که از وی تا هیچ یک از و اجدادش نباشند و خود نیز پس از رسیدن به سن نشود. 1-2- ارث ارث در لغت به بقاست و به است که از اسماء است. دو لغت ارث ذکر است: الف) مصدری ارث بردن، استحقاق. ب ) مفعولی ارث (چیزی که به ارث شده است)، که آن شده است (شهید ج ٨: 11). در گاه به جای از یا اند (کاتوزیان، ارث: 11). ارث با است که به شده ولی به جا از اعم از های و های (تعهدات و دیون) است (کاتوزیان، درس از ارث: 12) ارث است از: میت پس از فوت به او (شهیدی، ارث: ٣). این را می در داد. ارث را است: & ارث حقی است که از یا به یا می شود.& (نراقی، ج 2: 686) نیز در ارث است: & ارث آن است که به سبب فوت به نسب یا سبب به حکم آن می گردد.& (شهید همان) در از را به جای از می و آن را به دو بخش و می کنند: & بخش و میت است که به می رسد و بخش و به جای در که از محل آن شود.& (کاتوزیان، همان: 12) و در را از باب & من له فعلیه الغرم& دانسته و آن را داخل در مغهوم ارث نمی و ارث را این می کنند: & در دارائی مورث& (جعفری عناصرشناسی: 56) وی در جای را و یا در موت یا وی، هر چند مالیت باشند، ها، مدال ها، آلبوم عکس و.. می (جعفری مجموعه محشی مدنی: ٩٧٦) 1-4- و ارث ارث به دو قسم شده اند: (قانون مدنی، 2577-2589) الف) نسب: ناشی از تولید مثل و می به صعودی (در جهت آباء و امهات) و (در جهت اولاد) و نیز حاشیه نسب (اخوه و اخوات، و و و خالات) و نیز باشد. افرادی که به نسب ارث می سه اند که با هر طبقه، بعد ارث برد: 1. و میت و با سیر ٢. میت و خواهر و برادر و با سیر 3. و و و میت و با سیر نزولی. ب) سبب: می به های زیر باشد: 1. عقد (تنها دائم ارث است) ٢. ضمان جریره 3. عتق ٤. امامت در حال حاضر، موضوع قسم دوم و قسم سوم منتفی است. ارث سبب و ارث اما وصفی که به آن، به قانونی از ارث می این وصف را ارث می گویند. ارث در عبارتند از: 1. قتل ٢. کفر 3. رقّ؛ که سوم در حال حاضر موضوعیت ندارد. در آمده است: اگر از اتباع و او ایرانی وصف بودن از ارث بردن به هر چند از آن مال ارث می برد (ماده 2596). گاه علت تامه وراثت ولی به جهت بین وارثی از کل یا بعض ارث می که به این & حجب& می (ماده 2597)؛ حجب میت از بیش از سدس در (مواد 2595 الی 2609). 2. و از منظر فقهی 2-1-توارث و از نظر اهل تشیع به این که با هر دین و آیینی از همدیگر ارث می (صدوق، المقنع: 502). عمده ارائه شده در این این است که صرف نظر از ملل و نحل در آن ها ملت (طباطبایی، المسائل ج 12: 449؛ ج 19: 38؛ ابن البراج، ج 2: 156؛ الوسیله: 394؛ ج 3: 226؛ و الوفاق: 418؛ ج 4: 329؛ ج 13: 33؛ الفائده، ج 11: 474؛ کشف ج 9: 345). شیخ در مساله 17 پس از رأی شیعه، این رأی به و می کند و از اخبار، اسنه بن زید را نقل می کند که رسول خدا (ص) فرموده اند: & از و از ارث نمی برد& و می که کفر، ملت است (طوسی، ج 4: 23) در پس از ذکر این نکته که با (در دین) از یکدیگر ارث می و بر این که کفر ملت روایتی از (ع) است: & اهل دو دین از هم ارث نمی ما از {کفار} ارث می بریم، ولی از ما ارث نمی برند& (حر الباب 1 من الارث، 6) و است کسانی که اسلامند، ملت محسوب می شوند (طوسی، نهایه: 665). مرحوم نیز بر رأی ذکر شده می کنند: الف) لعموم الأدله (عموم ارث) ب) و النصوص (از قبیل از (ع): لا یتوارث اهل ملتین نحن نرثهم و لا یرثونا) ج) والإجماع بقسمیه: & هر دو قسم اجماع& (اجماع محصّل به در جز شاذّ که را نقل اند و منقول به شکل نفی در و در شیخ (ج 4: 23)) 2-2- پس از موت در این صورت، و فرقی نیست. اما حکم در و یا متفاوت بود. 2-2-1- در از آن جا که در با موت به و در ملک وی می شود. (چه با به میت و چه تر به وی) تأثیر و از به وی نمی (طوسی، نهایه: 662؛ قاضی، المهذب، ج 2: 156، الوسیله: 394؛ ج 3: 266؛ ج 4: 327؛ ج 4: 327؛ والبرهان، ج 11: 474؛ متن ارشادالاذهان و شرح کشف اللّثام، ج 9: 345؛ ج 19: 33؛ ج 39: 18؛ ج 4: 188). شیخ در است: & ... پس اگر یک و بر جای گذارد، مال بود نه کافر. پس اگر از مال به وی رسید موت مال را داشته است و در قابل است که بین دو نفر به بالا مشترک باشد. پس اگر قبل از قسمت، با بود. بنا بر آنچه کردیم و این امر در هر حال در نمی شود.& (طوسی: 662) از آنجا که در لسان همواره شده و بین قبل از و پس از تقسیم، تفصیل شده اند که از آن جا که با فرض متصور و در این موت تمام به می شود. در پس از موت بلا اثر بود (ثانی، ج 13: 24). در مستندالشیعه (نراقی، ج 19: 27) از سرائر (حلی، ج 3: 268) و تنقیح (مقداد، تنقیح، ج 4: 133) در این نقل است. حلی در از ابن جنید (ره) نقل است که چه و یکی از نیز تا زمانی که عین در آن می شود و در تلف عین به وی نمی (علامه ج 9: 107). 2-2-2- در قبل از چه قبل از آورد؛ در این یا وی به میت تر از وراث است و یا آن ها و بر این اساس، دو حالت زیر رخ داد: الف) وی به میت تر از در این به تنهایی را تملک می کند. ب) وی در این با در می کند (طوسی، الوسیله: 394؛ نهایه: 662؛ ابن ادریس، ج 3: 266؛ ج 4: 107؛ ج 4: 327؛ ج 13: 19؛ و ج 11: 474؛ کشف ج 9: 345؛ ج 12: 446؛ ج 19: 33؛ ج 39: 18). بر این این-گونه می کند که: & ظاهر نص و این است که این امر، به حق ارث است و این حق به این ایجاد می شود که وی کاشف از وی به مجرد موت کما این که ضابطه همه شرط های متأخر که ظاهراً شأن تسبیب دارند، کاشفیت است.& بر قبل از تقسیم: الف) ظواهر (نساء، 11 و 12) ارث در کریم (طوسی، ج 4: 26؛ کشف اللثّام، ج 9: 345): و این است که همه مواردی که در آن ارث از به قطعی خارج شده از شدن قبل از تحت ارث می ماند. ب) (طوسی، ج 4: 26؛ کشف ج 9: 345؛ ج 12: 446؛ ج 19: 33؛ الکافی، ج 7: 144؛ التهذیب، ج 9: 369) 1. صادق(ع): & هر کس بر سر قبل از آن، حق خود را دریافت می کند.& (حلّی، ج 3: 268؛ حر، ج 26، باب 3 از ارث 2،3،4،5 با اندکی در الفاظ) 2. (ص): & هرکس بر سر آن چیز به او گرفت.& (بیهقی، السّنن الکبری، ج 9: 113؛ هیثمی، الزوائد، ج 5: 2؛ عسقلانی، الدّرایه فی تخریج احادیث الهدایه، ج 2: 121) 3. محمد بن مسلم از (ع): & در مردی که بر سر می آورند، فرمودند: اگر شده حقی و اگر ارث می گوید، پرسیدم: و بنده ای که بر سر آزاد شود؟ فرمودند: به منزله {کافری که آورد} می باشد.& (صدوق، من لا یحضره ج 4: 326؛ کافی، ج 7: 154؛ تهذیب، ج 9: 373) ج) (طوسی، ج 4: 26؛ کشف ج 9: 345؛ ج 12: 446؛ ج 19: 33): ضمن اجماعی خواندن مسأله، آن را اهل بیت (ع) می (اردبیلی، و ج 11: 474). پس از الف) پس از کل ترکه: در این به نمی (طوسی، الوسیله: 394؛ حلبی، غمیه النزوع: 328؛ ج 3: 266؛ و الوفاق: 418؛ ج 4: 327؛ و ج 11: 474؛ ج 39: 18؛ المبسوط، ج 4: 18). (نجفی، ج 39: 18) بر این به اجماع، ارث و است. وی با را نیز ملحق به پس از است (برخی از خاص در این اند از: ابی بصیر از باقر (ع) و ابی ولّاد از (ع)). ب) پس از از : در این چهار دیدگاه دارد: 1) وی در از که (طوسی، الوسیله: 394؛ ج 13: 19؛ کشف الثام، ج 9: 345؛ ج 4: 188). سید بحرالعلوم در الفقیه است: & جنس است و بر کل و بعض صدق می کند. در بخش مقسوم، بعد از و در بخش مشاع، قبل از صدق می کند و هر کدام، حکم خود را و اگر بین دو صنف شده ولی بین صنف شخص دو وجه و وجه ارجح آن است که ارث نمی برد عدم صدق می کند.& 2) در کل دارد. در تحریر (حلی، تحریرالاحکام، ج 5: 57) و (همو، قواعدالاحکام، ج 3: 344) این را داده و در ارشاد (همو، ارشادالاذهان، ج 2: 126) این نظر را است. است و هنوز است. نیز نظر را است (اردبیلی، و ج 11: 487). با این نظر مخالفت و نظر محکمی از وسیله، ایضاح، روضه، مسالک، غایه المرام و مفاتیح را نیز رأی مذکور می داند. وی در این به اصل و نیز این که جنس است و بر کل می شود و بعض که شده، است که پس از آن از به نص از آن ارث نمی برد (نجفی، ج 39: 23). 3) هر دو فوق: در جمیع به صدق اینکه کل است و در بخش ترکه. این نظر هندی در کشف اللثام (فاضل اصفهانی، کشف ج 9: 345) است. 4) عدم به صدق فی الجمله. این قول را در ضعف می (نجفی، ج 39: 18). وی معتقد است
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 16 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
مرادی: بخش عمده اندیشه عربی بازتاب اندیشه غربی و اروپایی است شریعتمداری: بدون ایرانی‌ها‌ تقریباً چیزی برای دانش‌های اسلامی نمی‌ماند

مرادی: بخش عمده اندیشه عربی بازتاب اندیشه غربی و اروپایی است شریعتمداری: بدون ایرانی‌ها‌ تقریباً چیزی برای دانش‌های اسلامی نمی‌ماند


به خبرگزاری (ایبنا) نقد و عرب با و قم و علی شهر ظهر سه فروردین ماه در شهر شهید بهشتی برگزار شد. علی در ابتدای این ضمن اعلام بر نامه های آتی مرکز شهر گفت: از عرب به شده و بحث را هم اما از عرب به فارسی است. که سال ها در لبنان اند و با و عرب آشنا عرب را است. وی ادمه داد: این 33 نفر از عرب را که آن ها از شمال آفریقا و می دهد عرب در آن است. چند در این هست و که آن بحث شود تا چه با و در دارد. یکی ای است که به های و که در آثارشان می این است که علت عقب جوامع و راه رهایی از آن چیست؟ تطبیقی با های و تحولاتی که داشته، که در مدرنیته است و یکی هم بازسازی و باز و تفکر است. بعضی از آن ها به های مثل پدیدارشناسی، آراء و شرق هم که نقد این هم است. عرب ضمن از به گفت: سید در و است. من در هیچ که به عرب و این کار یک و از مهم است که عرب در صد سال اند. های هر یک و که را نام و از را هم ذکر که از این جهت کار بی است. که می در هر یک از این به یک در یا نگاشته شود. داد: می خواهم یک از عرب در صد سال باشم که چگونه از 140 سال پیش با ناپلئون به مصر یخ ها آب شد، چشم ها بیدار و ذهن ها و کم کم عرب و عمدتاً به این رسید که در غرب است. که می توان شاگردی یا از آن تقلید کرد. علی وی در با آوردن مثال از که به و تحت تأثیر و فرهنگ کرد: این ها همیشه کارساز است و در حقیقت می شود گفت که با کسی که از ما جلوتر است موجب حرکت و می شود. فقط نبود که چشم ما را باز و ما را به موضوع عقب چون ما مسلمان ها های بزرگی داشتیم و هشت بار در جنگ های صلیبی بودیم. قدم که طهطاوی، عباس میرزا، خیرالدین تونسی و بعدها امیرکبیر که دارالفنون را راه می اندازد، برمی دارند؛ آگاهی ای بود که فراتر از حد بود و آن این بود که در غرب یک نظم، تنظیم، سازمان، تشکیلات و که آن سبب و عقب ما شده است. در گفت: عرب و که به غرب به عقب پی بردند. حال اول این بود که چرا ما عقب ایم و چرا غرب این قدر یا و بود. این غرب و از غرب به یک 70 سال به طول انجامید. به هم چون و و بعد یک در قلب است. های در آن به شد و این ها شد که عرب ها و فکر و است. نه که های و در است و از این به بعد است که یا در می شود. داد: از دهه سوم یا قرن با که این عقب و عقب است که غرب عقب است. نه که ما عقب غرب را عقب می و است که غرب هر هم که به به و عقب است. این با جنگ اول و دوم می شود و عرب فکر می که غرب از در حال است و به این می که ها به و عقب هستند. در آن را آن هم که می می دانند. این که غرب و ما عقب است و این و چند ما را می کند و بعد به ی خشونت، تکفیر و جاهلیت کل و حتی می شویم. سخنران ضمن این کرد: بعد از جنگ اول و دوم که های مارکسیست و کمونیستی به می آیند، عده ای از عرب هم به این ها روی می آورند و به آن می پیوندند. در این میان که و زیتون و این طور به رانده می شود. مثل نه مواجهه، نه تقلید، و اقتباس از غرب پاسخی نداشت. نه اهل رزم و نه اهل بزم بود. نه می از غرب الگو بگیرد و نه می به مقابله با موج و که از غرب آمده بود برخیزد. درنتیجه عملاً این خودبه خود به رفت؛ و با هم به این بردند، آن را به راندند و از اعتبار کردند. بعد دعوا بین و احیاگرایان شروع شد. چون دست در صدایشان بلندتر، آن ها ساده تر و عناصر گفتمانی شان توده ها فهم تر بود. گرفتند، اما که به رسیدند، دیدند که است. به هرحال این ها تا رسیدن از این ذخیره ایدئولوژیک را بردند. دکترمجید در به به عرب و گفت: به نظر من یک اشتباهی که مرتکب شده این است که در به اعتنا و نواندیشان را است. در که به اعتقاد من، نو اندیشان در به است. که در عرصه یا روشنفکری کار فهم است که نقیض شان بیاید. از اخوانیه هیچ چیز در نیامده، در صورتی که اهمیت دارد. مثلاً سید قطب در عرض پنج یا شش دهه را به است. او داد: کنم جریانی که در رادیکال یا بنیادگرا شکل گرفت، از بود. آن قدر شعار و را مصادره و از آن اند که حتی متولیان رسمی عقب ماندند و ماند. از دست شیخ شد و نمایندگان که در های علمیه درس نخوانده و را نمی شناختند. در به که در به از نام در و چگونگی شکل گیری های آنان و گفت: بخش بازتاب و است. که آنجا اتفاق می افتد، در اجرا می شود و حنفی، آرگون، جابری و ... پیرو فلاسفه آلمان، فرانسه و بودند. کاملا مشخص است که مکاتب پدیدارشناسی و واکاوی و امثال اینها یک مشابه در غرب ولی من معتقدم که اگر و عرب رابطه خود را نزدیک می می توانستند خود را در برابر غرب دهند و حرفی گفتن باشند. در از ها با عرب و قم، ضمن برگزاری این گفت: ما نیازمند آشنایی با میراث عرب ها، به خصوص در بخش نو و داریم. اتفاقات که در در دو قرن که و های که در از ها، با آنچه که ما از سر گذرانده ایم و با نوع که ما و در عین حال اگر این دو و تلاش در کنار هم می گرفتند هم افزایی می گرفت به بهتری می رسیدیم. او داد: ما با عرب ها، هم قبل از و هم بعد از مشترکی داریم. ما و دست بالا را اما به هر حال اختلاط و و دین هم شده است. به هر حال اگر ما را پذیرفتیم که عرب ها آور آن دین در ما که با رغبت، میل و خواست خود این دین و را و به همه جا رساندیم. اگر ها را از و دانش های حذف یا سانسور کنید، تقریباً دانشهای نمی ماند؛ در همه علوم این دارد. با نقش مهم ایرانیان در و آن، همه و های مذهبی، به بین و عرب از تاریخی مذهبی سیاسی و ابعاد عینی و افزود: در هم ما تاثیرات را در دنیای عرب ایم. از آن طرف عرب ها هم امروزه زیادی به و ما اند و در مختلف، افراد حرفه ای پیدا شده اند که را به کردند. به هر حال یک شکل ولی این و ضعیف و کمرنگ است و جاری تر شود، به سود ما است. چون عرب ها که ما از آن برخوردار نیستیم و بالعکس ما هم که ندارند. وی در به عرب و تصریح کرد: در دهه توجهی در نقل و انتقال عرب به و آن و افکار به ولی کارها ناتمام است. در خود هم تا دهه های چندان درخوری نداشتیم. از دهه دوم انقلاب خوبی به در عرب شده و آرایی از عرب بازخوانی و ولی همچنان فاقد آثاری که به طور و یک جا همه این محصولات و دستاوردها را منعکس کند. و در گفت: کاری که به با کار آلبرت حورانی دیده شود. من با عرب که روی گذاشته، نیستم، چون این حال را داده، در که از سخن می گوییم، حداقل یک قرن و نیم تا دو قرن را پوشش دهیم. این کار بیش از کاملی از یک دهد از هر می دهد. این است که خود در ابتدا گفته است که قصد تفصیل شناسی به معنای آن را و هر متفکری فقط به آن می کند. دچار کاستی شده است. بهتر و تر این بود که ای از ها را به دست می داد که مخاطب جمع کند. او افزود: به هر حال این دنبال این است که های را کند. به گری هم است و به از که واقعا داشتند و حتی بیرون از کشور خود اثرگذار است. دو اشکال دارد. یکی این که گری و هم که صحبت از مطالب را نیاورده و محدود به آن ها است . ولی در عین حال در خود عربی، این به یک امتیاز شده است و کسی این را می خواند، می کند یک فیلسوف و مورخ است که به اشراف دارد. عرب یک نوع است در به در که در آن اعتراض کرد و گفت: این یک نوع است. چون به هر حال این نمی تواند شود. بنابر این آن کمی نمایانه و عدم انطباق وی به چند در کار و لغات کرد و افزود: دلیل در نیاوردن تصاویر و خوب و را در آن نمی دانم. جا که با تعلیقات باشد. به نظر من دو کار از طرف لازم یکی یک تفصیلی اثر بنویسد و یکی هم در افزوده های به اثر می داشت. درپایان اثر اشکالات را داد و را هم پذیرفت و قول تصحیح در چاپ های بعدی را داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تشییع‌ دانشمند فلسطینی در مالزی +عکس

تشییع‌ دانشمند فلسطینی در مالزی +عکس


دانشمند در مالزی تشییع شد تا پس از آن برای خاکسپاری به نوار غزه منتقل شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
یمن، کشور عروسی آتش و خون

یمن، کشور عروسی آتش و خون


- - از بی جان که در به جدا شود، تصاویری تکان دهنده از کودکی یمنی که برای شادی در جشن عروسی آمده بود، اما حالا عزا را باور نمی کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : بین الملل
قوه‌قضاییه با حامیان مدیران بازداشت‌شده برخورد کند/ ناراحتی مردم از فساد و رانت‌خواری بین برخی مدیران گیلان

قوه‌قضاییه با حامیان مدیران بازداشت‌شده برخورد کند/ ناراحتی مردم از فساد و رانت‌خواری بین برخی مدیران گیلان


نماینده آستارا در با به از از گفت: از قوه انتظار داریم در کنار برخورد قاطع با بازداشت‌شده مفسد با حامیان نیز برخوردی جدی کرده و از علت این را جویا شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
وضعیت قم پس از بارش های شدید، عادی است

وضعیت قم پس از بارش های شدید، عادی است


قم - - و بر قم گفت: با به پیش های وضعیت معابر و خیابان های این شهر پس از بارندگی شدید عادی می باشد و آب گرفتگی های جزئی درحال برطرف شدن است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
بعد از فردوسی، سعدی بیش از همه به فرهنگ ایران باستان توجه کرده است

بعد از فردوسی، سعدی بیش از همه به فرهنگ ایران باستان توجه کرده است


به خبرگزاری (ایبنا)، بر و با حضور محمد دهقانی، مترجم، و بعد از ظهر دوم ماه در اهل قلم شد. در ابتدای و در بحث، گفت: ما ها اهمیت و می شود گفت که یا و است و هیچ و به نباشد؛ با همه این ها، ما به حوادث عمر و او، چیزی می دانیم. یک وجه این به خود گردد. گویی که خود او در زوایایی از اش است. یک وجه مهم آن هم به این ایم که مان را به ثبت و ضبط کنیم. به این نمی شده است یا قصد ما این از آن ها تر از که در و در آن ها را آدم های و که کسی باشد. هم می خواسته ایم به نوعی آن زوایای فرهنگی که خودمان نمی پسندیم و و میل ما را کنیم. به هر حال هر چه که ما امروز اطلاع دقیقی و جامعه ای که در آن پرورده داریم. او داد: ما هنوز نمی کی به و فقط بنابر و قرائنی که می شود نظر داد که در اوایل قرن هجری به و در دهه 690 در است. در 80 و چند سال عمر که به آن عمر می شود. می را از این کلی که من شما هر چیز که و او قصه است و اگر و به دست باز هم به به خود او نه اند. ما قدر می که به شده خود او در در و در است که در و این تا از این که سین چین است تا و مصر که این خود است نمی به های به مثل که یکی از او این است که از مگر با و و بعد که این هم با به قلت و که به کار نیست. شعر ها است در به در کرد و افزود: آن قصه ها و که خود یا به آدم این قصه که او سی یا چهل سال را از و از و است و از به بعد از و بعد در دوره پختگی در 50 سالگی برگشته و به جای به عادی شعر بگویند به شعر چون قند کند با عقل جور درنمی آید. کسانی هم که در عرب پیش زمینه ای دارند و شعر عرب را می شناسند، می شوند که شعر های چنگی به دل نمی زند و ماهری نیست. در شعر که گفته، هاست و خود عرب ها جذابیتی ندارد. او داد: نمی شود که از کودکی و 30 یا 40 سال در و سرزمین های باشد، عاطفه زبانی او در شکل گرفته و بعد برعکس قاعده، به به شعر و نثر نوشتن با شکرین کند. به نتواند و آن ها هم که جای اشکال دارد. بنابراین باید در همه این ها به جد شک کرد و آن ها را نپذیرفت سفر را دوست داشته، یا هم سفر می یا لااقل در آرزوی سفر بوده؛ اما اگر هم اینطور او مقطعی است. همواره مقام، مقر و مستقر و است که چند ماهه به اطراف ولی دوباره به گشته و این طور است که سال های سال از دور باشد. خود را خود می دهد تا باورپذیرتر با چاپ مرحوم یوسفی، عجالتاً بهترین تصحیحی است که از از باب اول که در سیرت پادشاهان است را قرائت کرد و گفت: این را انتخاب کردم، زیرا ضمن محتوای خوبی بتوان این را هم از آن کرد که در این می گوید، لزوماً واقعه نیست. خود را می کند و این یک تکنیک، شگرد و استراتژی است که او پذیری انجام می دهد. در صحبت که سال ها پیش در جایی داشتم، روی این که بین من و من تفاوت بحث کردم. در ما و در مدرن بین این دو فرق می گذارند. رمان بوف کور که از اولین داستان است که به این سبک اول شخص ولی خطاست اگر ما آن من که ماجرای بوف کور را تعریف می با من صادق هدایت یکی بدانیم. در و مخاطبان او جدایی من از من به این معنا جدا و اهمیتی هم چون هدف اخلاقی و تربیتی بود و هدفشان و واقعیت است. ما اگر حرف را در دیباچه کنیم، می شویم این من و فعل اول شخصی که در اینجا به کار می برد فقط است و ما نباید من بدانیم. به عجم و خصیصه است سخنران در ششم از باب را و گفت: می خواهم به یک کنم که درآثار بیش از هر و ما و آن به عجم و به قول امروزی ها است. به جز واقعاً هیچ و کهن تا قبل از قرن نوزدهم میلادی در سراغ ندارم که اینقدر به و پیش از باشد. در عین است و در عین در و مسلمانی هم سنت گرا و کار با این حال که او یک اهل سنت کار به شدت به و می بگویم بعد از فردوسی او کسی است که بیش از همه شاعران و نویسندگان به عهد است. در این همچنین ما می توانیم بفهمیم که در قرن دو سه قرن بعد از کارکرد شاهنامه به لحاظ سیاسی و اجتماعی چه است. شاهنامه، کتابی بود به زمامداران هشدار دهد که ستم نکنند. ضمن باب که در باب عشق و جوانی یک ویژگی خاص و آن این است که با باب عشق است تقریباً اثری از خانم ها در این باب و هم که هست خوب نیست؛ سه از باب و اظهار کرد: می گوییم است این است که را خوب توصیف و را که درون ماست و سعی در آن داریم، در صحرا و آفتاب پراکنده و پیش چشم ما داده است. من فکر می کنم خود را خود تا ناچار نباشد به کس بگوید. یکی از وجوه جذابیت این است که نه زهد فروشی نمی بلکه علنا خود را از آن جدا می و دائم می از خود رفع تهمت تقوا کند. خوی غزل این است که تآویل را باز می وی در به غزل پرداخت و گفت یک خوی غزل بر خلاف از غزل های به در این است که را باز می گذارد. این از جنسیت که معلوم مرد است یا زن می شود، تا زمینی یا آسمانی، انسان است یا خداست تا چیزهای را شامل می شود. غزل که از عشق سخن می گوید مشخص است. موضوع عشق چیست؟ کیست؟ و چه جنسیتی دارد. از آن طرف هم می غزل عارفانه و قلندرانه سنگ می این جلسه 2 ساعته با خواندن غزلی از توسط و پرسش و پاسخ شرکت کنندگان در به رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی

دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی


2ـ2ـ2. ـ جان سرل در با است ـ باید، یک نقض می آورد. اما که خود وی نیز می گوید، روی با با & جدید& از این است. (Searle, 1964: 43 and fn.) او را این خلاصه می کند: & هیچ ای از توصیفی[37]، نمی افزودن دست کم یک مقدمۀ ای دهند.& اما این تقریر سرل از آن با در این است که که در بحث قبل است ـ است در حالی که قرن بیستم که روی سخن سرل با آنهاست، و است. اگر داد که دست کم در می را از است هم کرد. و سرل می را دهد. او این است: 1. این را کرد & من به این قول می دهم که به تو، اسمیت، پنج بدهم& . 2. قول داد که به پنج بدهد. 3. خود را تحت این داد (آن را بر گرفت[38]) که به پنج بدهد. 4. تحت است که به پنج بدهد. 5. به پنج بدهد. سرل از 4 تا 5 را با فرض ‎هایی شده از می داند. نیازی به تصریح این این است که گویی[39] هستند. ادعای مهم سرل این است که در سلسلۀ استنتاج‎های این هیچ اصل اخلاقی، یا چیز از این نوع (Searle, 1964: 44) هدف برخلاف پرایر، گذر صرف از است ـ نیست. در گذر صرف، می اما در این عرف یا سنت قول دارد. 1 به خود 2 را نمی دهد. فقط با فرض‎های است که نقل قول در 1، می شود فعل قول دادن. از 1 که قول داد پنج به یک سری ها از عرف‎های که او را می و نیز که در & من به این قول می دهم& شیوه ای است عمل مذکور در 2 قول دادن؛ و شرایطی که اش را ادا کرده، از هشیار است و جدی حرف می زند، در حال تمرین نمایش این حرف را نزده، در حال نقل یک رخداد نبوده و .... فهرست این ها هر مناقشه ای هم که یک نکته آنها مسلم است و آن تجربی یا طبیعی هستند. فرض همۀ این های شدن 2 از 1، ذکر و به بررسی بقیۀ بپردازیم. 2 3 را می دهد؟ سرل می گوید قول بنا بر تعریفْ خود تحت به آن است. در 2 شده از قول 3 حاصل می آید. اگر قول را خود تحت را می یابیم. می این تعریف را به افزود: 2الف) همۀ قول دادنها، خود تحت (بر گرفتن) به قول هستند. این بنابر اخیراً & تحلیلی& [40] و به قول سرل است. به نظر سرل نمی قول را طوری کرد که در آن نباشد بگوییم & قول آن در است& ، چون قول را از به آن از قصد آن کار می بر است. 4 از 3 می از 3 دست کم می شود که & به شرط (یعنی به شرط رخ که را از بین ببرد)، تحت که به پنج بدهد& . هر است رخ دهد و فرد را از الزام‎هایی که بر است کند و این & به شرط معارض& را می گرداند. اگر 4 را این قید از 3 قید را به 3الف بیاوریم. 5 از 4 می ای که بین 3 و 4 بین 4 و 5 نیز است. از 4 می شود که به شرط (یعنی به شرط مهم‎تری باشد) پنج به بپردازد. سرل و گام آن، از 2 به 3 در این است که که است می شود. (2الف)، قول و است. پیش از 2، با های روبه‎رو و پس از 3 فقط با های ارزشی. (& از 3 تا 5 است. فقط بر قول و است...& سرل نمی کند را قول و یا قول و (Searle, 1964: 50 and ff.)). اگر 2الف این که ما قول‎هایی را که می یک بود. در این ای از های بود. این یک و به قول سرل در قول به آن باشد. به است که سرل بر آن می کند. چرا 2الف به این پرسش مختصراً به مبانی ای توجه که سرل این را به پشتوانۀ آن مطرح می کند و این را مشتی خروار می (Searle, 1964: 52-8). که در ابتدای این قسمت سرل در با از می ثابت کند می از توصیفی، ای کرد. سرل به درستی است که & توصیفی& انواع مختلفی دارند. توصیفیِ الگو، که طرفداران تفکیک ـ می زنند اینهاست: & ماشین من می 120 کیلومتر بر ساعت سرعت برود& ، & برادر من 180 سانت قد دارد& و قس علی هذا. بر اساس این تفکیک، این را نیز به شمار آورد: & همکارم کرد& ، & قول داد& ، & من در جیب دارم& و & تیم گل زد& . اما دستۀ دوم مهمی با آن الگو دارند: دارای از & ازدواج& ، & قول دادن& ، & گل زدن& و & تومان& ، به سنتها یا عرفها[41] هستند. اگر عرف پول داشتن منتفی می شود؛ که داشت، چند تکه و است. به منوال، فقط در عرف است که کسی می کند و در عرف قول است که کسی قول می دهد؛ اینها، او فقط حرکاتی می کند و بر می راند. را می بخوانیم. در مقابلِ آنها، غیرعرفی یا محض[42] دارند. من چند تکه در که رویشان هست، یک امر محض من پول در دارم، یک امر است. از & عرف& در اینجا چیست، دو نوع قاعده[43] را از هم تمیز دهیم. رفتارها و فعالیت‎های از قبل موجود را نظم می دهند، رانندگی. این هم دارد. اما به وجودآورنده یا مقوّم فعالیت‎هایی هستند، شطرنج. نظم رفتار بازیکن نیستند خود است. این ندارد. عرف، سیستمی از است. عرف‎های ازدواج، پول، و قول از این جهت که سیستم‎های از همانند و هستند. به عرف‎هایی هستند. سرل است اگر متوجه بشویم و ماهیتشان را بفهمیم، درخواهیم یافت که بسیاری از الزام‎ها، تعهدها، حقوق، و مسئولیت‏ها نیز هستند. قول یکی از این نوع الزام‎هاست که سرل مبنای یک & باید& از یک & است& است. او از یک امر محض (اینکه کسی را ادا می کند) آغاز می و سپس به فعل را پیش می کشد و از طریق به این امر می رسد که & آن کس به کس پنج بدهد& . کل این بر این است که قول بر گرفتنِ به آن است (دقت شود.) این که & به قول‎هایی که می پای بند باشیم& یکی از گویی‎های مشابهِ به الزام‎های است. به نمونه ای دیگر، & دزدی کرد& را می این که & به به کسی، ضرورتاً به حق تسلط او بر آن است& . این یک مقومِ عرف است. & دروغ گفت& را می این که & را تصدیق کردن، بر به راست گفتن است& . همۀ این اصول به نظر مثال‎های نقضی در مقابل است ـ باید. ما به صرف یک امر داریم عرفیِ عرف را در کار می آوریم. & قول (دادن)& مرهون است (دقت شود). این به ای که شدن من به داده، شدن من به او (به شرط معارض) نیز هست. (Searle, 1964: 58) ما این بود که چرا 2الف (بقول سرل گویانه) است. که از توضیحات فوق آشکار می شود، این است که 2الف & مقوم& قول است: & قول بر به آن است& . این سخن این است که عرف قول من‎های به آن ندارد. از اشکالاتی که به سرل شده بر رد استوار است. یکی از این اشکالات، این است که او (همان گویی) می داند، نیست. (Pigden, 2016: § 4) ای است که آن یا از تشکیل آن یا از که آن معناشان را از آن می گیرند. ای که سرل به آن این است: (ت) اگر شخص ش قول دهد که عمل ع را به شرط وظایف ع را دهد. آیا (ت) & قول دادن& یا است که این کلمه معنایش را از آن می گیرد؟ منفی است. اگر ما عرف قول را رد یا محکوم می (ت) را انکارمان از قول یا خود عرف قول باشد. از & رد عرف قول دادن& چیست؟ به یک مثال، شخص در صورتی عرف قول را رد می کند که به پای بندی به قول‏ها، خود قول نیست. از شرکت در عرف قول می کند و رعایت آن را بر خود نمی داند. عرف قول را اخلاقاً مشکوک می بر خلاف (ت)، به قولها را مستقل از خود قول می داند. این موضع شاید غیرمتعارف اما دچار تناقض و کاملاً قابل جمع است با این شخص را که رد می کند می فهمد؛ او می به خوبی بفهمد که طبق عرف قول ما کلاً به قول‎ها پای بند و در عین حال باور که ما در هیچ الزامی به این کار نداریم. ویلیام گادْوین است ما قول می یا است یا نادرست. اگر حتماً انجامش دهیم. چرا؟ نه به این علت که قول ایم بل به این علت که آن کارْ است. اگر ما دریابیم که است از آن قولش را (Godwin, 1793: 3.3). در هر دو حال، که به طور کلی ما به قول‏هایمان پای بند باشیم. نظر گادوین غیرمعمول است اما از سخنان او روشن است که هم با قول آشناست هم با عرف قول که آن است. اگر یک را که ادعا شده است کرد و این از یا عرف نباشد، آن نیست. من معتقدم سرل این ایراد را پیش بینی کرده و کوشیده آن را خنثا کند. به اعتقاد او، عرف قول دو نوع می پرسید: از بیرون و از درون. این که & چرا ما باشیم؟& سؤالی بیرونی است که عرف قول پرسیده می شود و نه در آن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
تحول دیپلماسی اقتصادی هند

تحول دیپلماسی اقتصادی هند


ج) در هند یا رشته شده است که گیرندگان یک با هدف نیل به که بر حسب ملی تعریف شده اند، در یا های بین به می (پوراحمدی، 1386: 152). یا انتخاب شده ، حتی می شامل به هیچ نیز (hudson, 2008: 12). هدف کشورها، ارتقای ملی، و از ابزارهای اجرای به به هدف نظر و بیانگر و در ای است که احتمال به اجبار دارد. که کارکرد آن جلوگیری از است. هدف به است و زمانی موضوعیت می که اختلاف نظر دارد. ترغیب، روش در و به معنای غلبه نقطه نظرات یک بر است (Bhattacharjee, 2016: 21). در با در - اند (سمیعی 1393: 132). به بیانی در پیچیده، و سیاسی، نظامی- تدوین شده به قدرتهای بزرگ، نقش جدی در شکل صحنه بین بر دولتها ایفا می کنند. در نیز، سمت و سوی متاثر از قلمرو است؛ به طوریکه از موازنه و ملی در شکل دهی و نقش (پوراحمدی، 1386: 152). در و و در به و ملی است (سمیعی 1393: 118-117). و به آن بخش از های در یک اطلاق می شود که بر شناسایی و های به در به های و نیز کسب سهمی از صادراتی (همان: 131). 1- هند قبل از سال 1991، هند در منحصر به و می شد که معلول و هند در با بود. بر این هند با سه گانه: صادرات، کالاهای و از بنگاه های بخش کمک های دوجانبه و در در چهارچوب گات نقش ای در کمک های و می شد (Bhattacharjee, 2016: 21). اما هند را در متقاعد در با های در حال خود داد. لذا در طول دهه1990 مشخصه هند بود از: جذب پس از و با با & آ. سه. آن& و در & هند های ای& [8] و & تایلند& [9] که به & چند فنی و اقتصادی& نام داد (Ibid). با این در هند ماند. و در قرن 21 به شدن به که با شدن از به نفس در شد. شدن راج و در به و غیر برگشت در اقتصاد، های دولت، و چشم انداز بخش های و گردید. به و در بخش شد، به که هند را به از متکی به به یک محور نمود. اولویت های هند تنوع بیشتری یافت؛ لذا در این های نو را می بر های ذیل نمود: - جذب خارجی[10] در طرح های دوستدار - در سهام - هند و در از با هدف سودآوری و به - حفظ و ارتقاء اقتصادی- در ترتیبات ای و - کسب و کار در هند با بر های اقتصادی- - شدن موضوعاتی انرژی، معنوی، و اقلیمی به های هند (Ibid). در سطح بین نیز از دهه 1980، دولت- ملت ها به طور در با به یافت. تا حدی که رشد در از رشد پیشی گرفت، و حتی ضریب به در از در حال بین سال های 1980 و 2008، تا دو داشت. این به نوبه با در سطوح دو و از حاکم بر تجارت، و کار شد. در پس ای از جهان، هند از اواسط 1991 شد. این در بردارنده و بین است. بخش در مقایسه با بخش های به با سهم بیش از 50 شد، و هند به یک قطب مهم و خدمات[11] بدل گردید. سهم به ناخاص از 2/7 در 1980-1981 به 3/13 در 1991-1990 و 9/38 در 2009-2008 یافت. هند به و اقتصادی- به یک گرفت. و سهم به از 9/1 در 2001-2000 به 2/9 در سال 2008-2007 یافت(Chakrapani,2014:2). با و شد. حتی در با به های و پیش ها از هند به نرخ رشد 6-5 بود. به و در رشد هند به که از را به مهم این در ای و بین می کنند(Baru, 2oo2: 2583). به با دهه 1990 که هند با شد. تحت این شدن و در ای، هند نیز شکل گرفت. هند در خود به بر بخش و و ملی که و بخش های ذی نفع بود. از این رو می شود که هند به طور ای به آن است. در پیش از آن با سوم می شد. با یاد هند ضمن های عمل یک دست به کار و های در سطح بین شد. 2- و با از بین است که های تر جهت تحت می گیرند. ای که از های به در بین است. از این رو هند با در (گروه های غیر و موقت) آی.بی.اس ای (هند، جنوبی)،[12] بریکس[13] (برزیل، جنوبی)، و بی.ای.اس.آی. سی[14] (برزیل، چین) به ای از به از های به & فزاینده& در جهت زنی خود در است. در این هند و آن در و طیف از و در و بین را می نمایند(Shahi, 2014: 11). در با آی.بی.اس.ای، (Daneil Flemes, 2009) به پنج نکته می کند: ایده ها و های به شکل می دهند. دوم، نرم[15] بر متوسط مدار، مفهومی تبیین در است. سوم، ابزار نهادی تعیین دستورکار و نرم می باشند. چهارم، سه از واگرایی به و محدود به با به ضعف مکمل در رنج می برد. اما با موانعی، به یک قدرتمند تحول، در است. و هر سه در جهت تدریجی به نفع خودشان با می نمایند. با این حال، هند با جنوب، هرگز به بر هم زدن با شمال، یا در بین نداشته است. اولا، هند جایگزین که ریشه در برتون وودز دارند، و از & اصلاحات& مطلوب نظر خود در موجود طرفداری می کند؛ دوما، هدف هند از مجامع (مانند بریکس، آی.بی.اس ای، بی.ای.اس.آی سی) هموار ارتباطی و تحت اصول و قاعده مجدد در آوردن در راستای قوا بین شمال و است. اما این واقعیت که هند هم عضو 20[16] و هم 77 می باشد، بروز تنش و تضاد در در است که ادعا می کند سخنگوی می باشد. در که هند به کدام تعلق (Shahi, 2014: 11). همانطور که جورج پرکوویچ در به هند آورده & این نمی به در موردشرایط ترجیحی پیروز شود& (George Perkovich, 2003: 129)؛ لذا کاربرد آی.بی.اس ای و عضو جی 3 هند در می یابد. هند در و به پیشروان در دور دوحه، خواستار عادلانه تر در است تا در حال بتوانند از های نسبی خود در بخش های و بهره مند شوند. اما جی3 به از صحبت نمی کند. از در در کانکون به عدم های خود به کافی، با جی3 های واردکننده را نمی کرد. کمتر ای به های در اروپا و ندارند، تا کنون مهمی در پائین داشتن قیمت و است. اما با اینکه به محتوا به سختی پیشرفت داشته، هند در به بهبود خود در سلسله مراتب بین است. در سال 2004 در ژنو به و استرالیا، به جمع دهنده 5 شدند. در سال 2007 هند و (در چین و مکزیک) رسمیت به با ثروتمندترین به سران جی8 در آلمان (Shahi, 2014). د) هند در به بازارمحور دهه 1990 و الگوی به طور کلی ای نیز در هند به و به رژیم مشاهده شد. از مذکور در شکل هند و این به بودند. هند یکی از اعضای اولیه گات و و متعهد به در بود. در نو چندانی به گات و با شک و تردید به آن می نگریست. از این رو نه را به خود جلب نمی چندان فعالی نیز در (Kumar, 2001: 209). اما هند به از دور اروگوئه شد. این تا دهه 1980 بر سنتی خود مبنی بر مقاومت در برگزاری دور تجاری، پافشاری می کرد. ولی پس از بحران 1991 مجبور به خود و پذیرفتن توصیه متخصصان فنی برداشتن محدودیت های کمی در با 19 از خود و تعرفه ها شد. در هند با خود نهایتا با موافقت کرد (Baru, 2008: 19). فاصله گرفتن از دریافت کمک و قرضه به پشتیبانی کننده تراز پرداخت ها و جایگزینی آن با و ﺗﺄمین ارزی، درک قابلیت های خود و شدن بخش [17]که جهش & نرم و سپاری& گذاران در بخش ضمن بخش به شدن و همگرایی هند را نیز داد. با های و سپس های دارویی، بخش های از درون و & بمبئی& به سمت جهت تر حرکت نمودند. های محدود، با گرایش های در نسل نوین های هندی، را به ای تهاجمی تر به فشار شدن تشویق کرد. & فدراسیون اتاق های و بازرگانی هند& [18] و & کنفدراسیون صنایع هند& [19] را بدل به بازیگرانی در هند ساخت(Baru a, 2008: 6 Baru b, 2009, 5). به این شاهد در هند پس از آزمایش های هسته ای 1998 بود که به تر را به مقابله با های از تحریم های ضروری می ساخت. لذا هند که طرفدار محتاطانه بود، با مختلف خود در خاص و به وعده های تحقق نیافته های گذشته، و که ها در با های معنوی[20] در پزشکی و بهداشت عمومی به جای حداکثری، اعلامیه سال 2001 را امضا کرد (Ray and Saha, 2008: 3). زنی نو نه در ابتدای امر در مراحل را می تا حدی به هزینه ها و مزایای قریب الوقوع داد. به رو به رشد، به در نرم و بخش های خدماتی، به بنفس هند در و کمک کرد. پس از ناموفق وزرا در سیاتل (1999)، دغدغه های هند به ورود و کار به مذاکرات، هم راستا با تعداد زیادی از در حال بود و اولین بار در این متحد (Chakravarti and Sengupta, 2005: 228). پس از (2001) و شدن و هند نیز در دور و بر حل وفصل موجود، در حال گرفت. از آن یک دو سویه در با خود به نمود. تا حدی یک بیان آسیا پی کرد. هند که پیوسته اشتیاق به ایفای نقشی دارد، همسایگانش حائز است. این از دهه 1990 در از ضمن تبادل نظر، با صدور بیانیه مشترک، موضعی واحد کرده اند. دوم آن که، هند به درک روشنی از امکان در خود با هم فکر نظیر و دست (Ibid). هند در همه مقاطع به خاطر شکنندگی که در کرده، با نبوده است، اما همواره سعی داشته چهارچوبی را به که ممکن است بر تداوم در باشند، نماید. به دور در جولای 2008 ژنو، در نبود اجماع و علی رغم نظر قوی، شکل یک اکثریت ضعیف، از مسیر را داشت. لذا عملا به عدم در های و کافی نبودن پیشنهادات به به این در بخش خدمات، و نارضایتی از مکانیزم های حمایتی[21] و خاص[22] شده آنها، با شد (Baru, 2008: 8). در این هند با از در حال به مانعی در راه به یک محسوب گردید. ناظران به می که رشد چشمگیر هند به به رشد با است. از موانع بروکراتیک، جمعیت دچار فقر، و که گاهی در تقابل با هنجارهای می و به شدت بر بخش در حال می گذارند. به های وقت از های نگران به دلایل می کنند. لذا به عقیده این ناظران، هند باید سعی تا انتخابی در قبال در (Baldwin Bonarriva, 2013: 1). وتوی بسته پیشنهادی در بالی- با انتقاد شد. شرط هند یک حل و فصل های اعضاء قبول بود. تضعیف بر مقرراتی می شود که همه تابع آن هستند. به پیش احتیاطی هند می به حفظ های باشد(Lee-Makiyama, 2014: 33) . در هند در به مانع تصویب تجارت[23] شدند. توافقی که به نظر تحلیلگران، یک تریلیون دلار عاید و 21 میلیون شغل (The wall street journal, 2014). هند نیست، اما قصد آن از بین بردن هم چتر های است. حذف این ها به کشاورزان هند کمک می کند تا حداقل 50 عایدی بدست آورند. از نظری این دو با هم مرتبط نیستند، اما به شگرد اولی را به گروگان در با دومی داشت. به نوعی اصطلاحا & اول هند& در گرایی. بدین ترتیب در دسامبر 2013 در بالی- وقتی شد مسئله تا (احتمالا سال 2017) حل و فصل شود، نجات پیدا کرد. در این کنفرانس، هند تحت وزیری مان موهان سینگ، هنگامی که با ترجیحات آزاد نظرکشورهای مرفه مخالفت عملاً از را برعهده گرفت. لذا اساساً در با خواسته های نارندرا مودی در ژنو چیز مطرح نشد. اما آنچه به نظر می رسد، مذاکره هند از سخت و انعطاف، عدم به محبوبیت از و میل به ملی در & فرآیند& و در & ماهیت& است (Chowdhury, 2014: 1). این در حالی است که اخیر با حمایت شد؛ تمایلی به قربانی در نرم شدن ای بخش نداشتند. به آن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
پوشش ناکافی طرح غربالگری اوتیسم در مناطق شهری

پوشش ناکافی طرح غربالگری اوتیسم در مناطق شهری


تهران-ایرنا- عضو هیات با به طرح از سال 95 شده،گفت: برخلاف روستاها، در منوط به مراجعه والدین به مراکز درمانی است و به همین دلیل این طرح هنوز در از پوشش کافی برخوردار نیست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : علمی
استنتاج نتیجۀ ارزشی از مقدمات غیرارزشی

استنتاج نتیجۀ ارزشی از مقدمات غیرارزشی


می وجودی کیفیت‎های کیفیت‎‎هایی است که با هستند. هستی ای، ضلع نیز بر ما به یا جز ما به یا از شناخت‎های است. در نظر و به ویژه که بخش اعظم را می توانایی در توسل به نظریه ‎هایی همچون مزیتی مهم و قوی به شمار می آید. به است که به تبیین‎های از و توجیه است. به این رسیده ایم که از تبیین‎‎هایی که می مسائلی است که اصل نظریۀ را از و رونق انداخته است. و از یا با است ـ روبه‎روست؛ یا اگر معنایی توصیفی ـ نمی گرفت. ها است ـ عرفی، الزامهای عرفی کیفیت‎های نباشند و در کیفیت‎‎هایی ناپذیر که در مقولۀ خاصی از کیفیت‎ها را می راه ما از & شهود& [8] بود؛ اما از اندیشمندان فلسفۀ از پذیرفتن به قوۀ ابا اند. در مقابل، قول به کیفیت‎های کیفیت‎های این نوید را می دهد که یا (1) از می (شناخت تحلیلی)؛ یا (2) از غیرارزشی‎؛ یا (3) از می که می و را می دهد که (الف) ادراک حسی[9] یا مشاهده[10] و (ب) استنباط بر تبیین،[11] است. منحصر در این سه اما دربرگیرندۀ عمده و مطرح‎ترین گرایش‎ها هستند. در مجال طرح و و سنجش قسم 1 و 2 را خواهیم یافت؛ سخن قسم 3 را به مقالی وامی گذاریم. 2ـ1. از سه نوع بحث و تشریح مستقیم است[12] که آن تبیینی که دیدگاهی می از دهد. گرایی‎های ‎هایی است که ایشان اخلاقی/ارزشی و نااخلاقی/ناارزشی قائل هستند. اصل یا بنیادین، ‎هایی که از مفهومی، یک را با یک می دهند. به این اصل بنیادینِ اخلاقِ بنتام که & عملی است که لذت را در به آورد& را در نظر بگیریم. این اصل & درست& است و آن & لذت در جهان& است. بر به این اصل از به این دو رخ می دهد و به نحو (مستقل از تجربه) رخ می دهد. از اینجای کار به بعد با به کار بردن اصل یا در جزئی، گسترش می یابد. به یافتن به آدم کشی از به اصل فوق (تجربی) به این که آدم کشی لذت در می شود. ثقل این به است که جز خود که در & گرایی& رفت نیست. در آن هم هستند. به طور کلی با به & باقی& [13] و نیز بر اثر که رفته به از کردند، به و آن ندارند. 2ـ2ـ1. از راه که ساختن متصور استنتاج[14] یک از که هیچ در به کار نرفته باشد. در از از ما حکم مان را می پرسند، شروع می به برشمردن ویژگی‎های ارزیابی ایم. به من می بد است. من از او می پرسم چرا اعتقادی دارد. او جواب می دهد & چون باعث می شود که مردم نتوانند به سیستم‎های حکومتی که است را مدیریت اعتماد کنند؛ نظم را به هم می ریزد؛ هرکس بتواند رشوۀ بیشتری بدهد، بر دیگران می و .... همواره مخرب و داشت. پدیدۀ بدی است& . می بینیم که او و اش است. فرض را بر این می که او بر است و نیز حتی فرض می که او همۀ جوامع و آینده است. آیا با این گیری او آیا با فرض های او، صدق به منتقل می شود؟ او می زیر را کند: 1. بد است. و ازآنجاکه او بر های در به این می رسد. فرض کنید زیر جامع همۀ های اوست که بر می فوق را کند. 2. نظم است. اما که 1 از 2 نمی چون با هیچ یک از انواع استنتاج‎های (از حملی، وضع مقدم، رفع تالی) ندارد. 1 از 2 شود او ای بیفزاید تا به یکی از استنتاج‎های دست یابد. زیر: 3. اگر نظم آنگاه بد است. از دو 2 و 3، یک وضع مقدم می شود و او شد. اما 3 یک است. این است که او بر (یا مقدماتی) نیز که نشده است. فرض نشدۀ او می در قالب‎های مختلفی بگیرد & 4. برقرار نظم خوب است و از بد است& . کلی این است که اگر مفروض نباشد، بد است به نحو نمی شود. از ‎هایی های نمی ‎هایی کرد مگر های در گنجانده شده باشند. ترتیب، نمی این نوع استدلال‎ها را، & صرفاً از غیرارزشی& دانست. این همۀ شیوه های متعارف جاری ما عموماً از فرض می که الف خوب که اگر & ب خوب است& (اصل ارزشی)، و که & الف به ب منجر می شود& ، می که & الف خوب است& . اگر که & در پ عمل ت را داد& (اصل ارزشی)، و که & فرد ث در پ است& ، می که & فرد ث عمل ت را دهد& . از پیش و بیش از از سوی مستقلاً بحث گیرد، از سلبی رد آن و نامعتبر دانستن آن فلسفی است. به & است ـ باید& اند. اول بار آن را می کند.[15] او در متن زیر به از است می دهد و آن را می دهد. در هر ای که تا ام، یک چند با پیش می رود و را می یا می آن گاه در می که به جای ها، است و هیچ ای نمی که با و ربط باشد. ... چون این یا و است که به آن دقت شود و و در عین حال شود که به نظر می این می از که با آن شود. (Hume, 1738: Book III, Part 1=3.1) & هیوم& و & است ـ باید& نام‎هایی است که به این از شده است. که در نمی ای که در آن باشد. در آن & باید& سخن می و آن را یک & رابطه& می که از & است& نیست. اما در & باید& از & است& (Zimmermann, 2010) اگر می وی می شد استنتاج‎های ای را هم که در با (یا مقدمات) فرق مسئله دار و اصلاح یا تکمیل بداند، 1. است. پس: 2. کرد. در حالی که اعتقاد این است که این را ای که & رذیلانه& را با & باید& می دهد می کند. آن این است: & عملی، یا ذهنی ای ما را به خاص خوشنود می می آمیز و غفلت از آن یا ندادن آن ما را به نحو ناخشنود می می که ملزم به آن هستیم& (Hume, 1738: Book III, Part II, sect. V, paragraph 4=3.2.5.4) دست کم و زمان او این است. از نظر زبان، ای است با & است& . با این حال، دست کم از آن & باید& هم استخراج است. او بر آن بود که و رذیلت، اساسی & باید& هستند. پس می گفت که او به هر اعم از خوب و و بد و نادرست و ... نیز است. سان لبّ سخن این است که ای از (منطقاً است). است ـ این که از & الف و است& نمی به نحو کرد که & الف و باشد& ؛ این نیز می شود که از هیچ مجموعه ای از های & است& ، هیچ ای نمی آید. به هر توصیف از جهان، با هر و حتی با هیچ انگاری جمع است و تناقضی در آن نیست.[16] نکات فوق که من[17] گفته آمد، می دهد این نوع استدلال‎های که از ما نیز می نمی از است ـ و اصلاً از به از به نیستند. اما کلی است بر هیچ استدلالی نمی از است ـ کند. آیا این کلی دارد؟ به این از این که & به در دل باشد& کرد و به کنکاش در مبانی دقیق آن پرداخت. اولیۀ است ـ است به صرف اندیشیدن به آن، را می (Huemer, 2008: 73-4)؛ می آیا می هیچ را، که کیفیت‎های های را اما برخلاف اکثر ما به هیچ ای نمی محکوم به کرد؟! هیچ انگاری، موضعی سازگار عاری از هر تعداد از های (از طبیعی)، هیچ را ایجاب نمی کند. که جدایی از است همانطور که از آن (استنتاج، اعتبار، تناقض، و ...) شکافی است. است ـ اصلِ است. اصل می گوید: از پیش در دل آن یا هستند. به دقیقتر، نمی از که محمولِ الف به نحو ای کرد که الف را به یک موضوع می دهد. این یک اصل است. اگر بایدـ است را به قیاس[18] مبنای روشنی داشت. یک نمی حد‎هایی که در نیستند. ای که & باید& در آن نمی از از شود (Pigden, 1989: 131; Prior, 1960: 202). می ای که می شناخته کتابی به نام سلطنتی پُرت[19] (Prior, 1976: 9). بخش صوری این عمدتاً به است (Pigden, 1989: 131; Kneale, 1962). در از سخن می احتمالاً را مد نظر دارد. اگر حق با است. اما که به نمی که دست کم در نظام‎های از مدرن[20] یا کلاسیک[21] که فرگه، وایتهد و راسل کردند استنتاج‎های معتبری که قیاسی نیستند. که استنتاج‎های زیر در می کار زیر می رود. به در از هر ای می در دل باشد. ها[22] از هر ای می شوند، اما در دل ندارند. A می دهد A v B، و ~A می دهد ~(A B) که در هردوی این استنتاج‎ها در خبری از B نیست. در مواجهه با این تفاوت با از این که در استنتاج‎های حدهایی است که نیستند، یا کل کار و است ـ حتی از نیز یا شود و یا این دو جمع شود از این که از کار و است ـ تفسیر شود.[23] آرتور در رد است ـ سه می کند که بر قواعد مبتنی ( Prior, 1960). اول او این است: 1پ: چای در است. 2پ: یا چای در است یا همۀ ها گیرند. این & A می دهد A v B& است. آن، است. آیا اش دهد که ای می و محسوب شود آن را از این نیز می کند: & هر کسی که اعمال غیرمرسوم در را می دهد گیرد؛ همۀ ها چای می خورند؛ یا چای در است یا همۀ ها گیرند& ترتیب ای که در ذکر می شود یک است. اگر مخالف کل این های انفصالی را که یک طرفشان ای و طرف دیگرشان ای به جملۀ نپذیرد او را به ای در با & P v Q; ~P; Q& می دهد: 1پ: چای در نیست. 2پ: یا چای در است یا همۀ ها گیرند. 3پ: همۀ ها گیرند. دیوید می کند که هیچ یک از این دو ربط به یا ندارند، چون هیچ یک الگوی قبولی نمی کنند. به یک ما را به یک & ارزشی& آگاه می اما این ای که هدایت رفتارمان به کارش بریم، یا از آن آید که است. این را ندارد، اما باز هم نمی کند چون راه مشخصی که از آن به هر دو اش علم ندارد. اگر I1پ به‎سادگی می آن را از طرق کشف کنیم، اما صدق 2پ را از نمی کشف و ناگزیریم بر یک فرض تکیه (Huemer, 2008: 78). به نظر نمی رسد: (الف) مهمتر از همه عمدۀ (فراهم نکردن اخلاقی) نیست. چرا؟ چون می کند و آن & از است& است. فقط در که از است این الگو به شکست می انجامد (ب). اگر این که این خاص (2پ) در گفت که این را به ذکر می کند و می به جای آن دارد. اگر او این هیچ ای با این با خود مواجه شد که این ها هستند. (ج) در به به ای هم که آن را به‎صورت جدلی و در مقابل کسی که 2پ را نمی پذیرد، می کند. حال یا 2پ را به & توجه& به می یا به نمی شناسد. اگر به بشناسد که او به رفع می شود. اگر به نمی چرا در ای آن را فرض می داند؟! حتی اگر اول چه به‎صورت تک ای و چه به‎صورت ای ناموفق دو بعدی ممکن است موفق که در ادامه به می پردازیم. دوم به شکل شده این است: 4پ: هیچ از 20 فوت ندارد. 5پ: هیچ از 20 فوت که روی یک صندلی بنشیند.[24] سومی می کند که با دو قبل است: (Prior, 1960: 203) 6پ: حمل هستند. 7پ: اگر حمل باشند.[25] اشکالی که این استنتاج‎ها به نظر من می آید این است که هیچ به راه‎های کسب ندارند. بسیار بعید است کسی از این راه‎های عجیب کسب کند. علت ساختارهای چندان به کار کسب نمی آید این که او در فضایی و امکان غیرقیاسی از (Prior, 1960: 202) گام می زند. بر این استنتاج‎ها را در نگاه مشکوک می و می جزء یا اخلاقیِ ناگهان از کجا شد!؟ به می خودش و مخاطبانش را با جادوی فریب است. خود نیز می کند که در هرکدام از این استنتاج‎ها غرابتی[26] ــ اما می & نمی به که همۀ مشترک و اگر هم تأثیرگذار بود& (Prior, 1960: 203). به تر، این است که های این استنتاج‎ها با & باید& سروکار ندارند. علت این امر این استنتاج‎ها و های است. 2پ، یک مانعهالخلو است که بنا بر کافی است یکی از دو طرفش در پ1 طرف اول آن انگاشته شده. در این در طرف دوم آن هر ای با هر آورده کل بود و بود. بحث، از ای که استنتاج‎های و سه می کند روشن‎تر می شود. (Pigden, 1989: 132) 1: چای در است. 2: یا چای در است یا همۀ ها هستند. 4: هیچ از 20 فوت ندارد. 5: هیچ از 20 فوت که باشد. 6: حمل هستند. 7: اگر هستند، حمل هستند. در هریک از این استنتاج‎ها به چشم می خورد اما در ندارد. این سه نیز معتبرند اما در اینجا نیز، هرچند به نحو مبهم، به نظرمان می رسد که در این ها حضوری جدی به نمی از تیغی، ای که باشد. که سه در می را به آسانی به جای الزامها داد و به هم صدمه ای نزد، می دهد که نه الزام و نه در ها ندارند. این و سازی، را هم ما می کند و آن & مثال‎های نقض& بر است ـ اصل را نیز زیر می برد. خود نیز ذیل یکی از غرابت‎هایی که استنتاج‎ها می به فوق می کند. در دو نخست، اخلاقی[27]موجود در نتیجه، به نحو (تهی)[28] هستند. و تهی را این تعریف می کند: یک کلام[29] در در یک به نحو تهی است که اگر به جای آن هر با نوع شود استنتاجْ ماند. & باید& در اول و دوم این است چون اگر به جای آن در اول & فکر می است& و در دوم & فکر کند است& ، تأثیری بر داشت. باید‎هایی که در اول و دوم در دارند، با فرض تهی هستند. چه & با فرض مقدمه& ؟ اگر می به جای هر مناسب که بخواهیم بی‎آنکه وضعیت صدق کند.[30] اما به نظر نمی که همۀ استنتاج‎های از است این هستند. به نظر او سوم ما را از گیریِ فراگیری بازمی (Prior, 1960: 204)؛ دو & باید& ی که در این به نحو تهی نیستند. اگر مربوط به حمل را که از (مسئولین حمل هستند) نمی شود و ماند. زیر نیست: حمل هستند. اگر حمل فکر می بناست باشند. مانع تهی می اول در اول است. البته اگر به جای هر دو با رعایت بگذاریم، (Prior, 1960: 206) و دو را نوعی تهی می کند. سوم را می دهد. اعلام می کند که دست کم این نوع تهی در هر ای از نااخلاقی، دارد، اما می گوید: & به نظر من می رسد که این نوع تهی امکانی، پیش پاافتاده است چون حتی نمی که خود می شوند& (ibid.) در اول و دوم، دو ای که خود می و نیازی نگران این را به دو اول می کند (Prior, 1960: 203))، که در هر دو فقط یک & باید& امکاناً تهی دارد. به از این که & چای در است& ، هم می شود که & یا چای در است یا همۀ ها گیرند& ، هم می شود که & یا چای در است یا همۀ ها می گیرند& . اما که خاطرنشان می (Pigden, 1989: 133) تهی به این که ذکر شده در خود نیز می شود. تهی در استنتاج‎های این است که جایی را که & بایدها& پر کرده اند، می به هر شکل اعم از & است& ، & نباید& ، یا هر پر کرد (مشروط به به باشد). این ها، بنا بر فرض ها، اتفاقی است. طور که ریشۀ است ـ اصل است. است ـ یکی از کاربردهای اصل کلی است. اگر استنتاج‎های بر نه است ـ نفی می شود. در این نزاع تعیین کننده اصل کلی است. نتایجی که از بحث فوق استنتاج‎های شد به صرف شود تا اصل گیرد. که ملاحظه کردیم با از صورت‎های می کوشد از است ـ گذر کند. به شود که نه فقط در در نیز کار است. به نظر من، توانسته از تهی که در بالا شد به این هدف دست یابد. او بر & تلقی تارسکی از منطقی[31]& و تهی[32] که کواین می & تهی در استنتاج& را به دست می دهد: یک کلام،[33] در در یک معتبرْ حضورِ تهی که به جای آن هر (با نوع یکسان) را به‎صورت متحدالشکل داد از دست برود. (Pigden, 1989: 135 ff) یکی از های این تهی، B در & A می دهد A v B& است. نمونۀ از های متناقض است که هر که در آن بیاید، بمعنای فوق الذکر تهی دلیلش این است که از های هر ای می شود. پس فرقی نمی کند که در نتیجهْ چه و استنتاجمان همچنان می ماند. این ایده چه کمکی به ردپای اصل در می کند؟ که پیشتر نیز رفت، ما دریافتی و کار داریم بر از دل را از پیش به در خود دارند. در منطقْ در هیئت & در استنتاج& ظهور می کند. و که بر & تهی در استنتاج& ، اصل را و می کند و جایگاه آن در را می کند. اصل شدۀ منطق: هیچ کلام[34] (نامنطقی[35]) نمی به‎صورت در یک مگر در بین (Pigden, 1991: 424). با این تدقیق، هر که به‎صورت تهی در و نیز ادوات می بی در بین در بیایند و از دایرۀ شمول بیرون‎اند؛ کار نیست. اما در عوض، هر کار است. به تر و منطقی، اجزای (هر کلامِ نامنطقیِ غیرتهی)، می دقیقاً و مسامحه گفت که & حاوی&
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
نظریات موجود در خصوص تابعیت زن در اثر ازدواج

نظریات موجود در خصوص تابعیت زن در اثر ازدواج


با از موضوعاتی است که در بین هر از اهمیت است. در این این است که اصل یا اصل تعدد شود؟ با به های و و های بین می به این دست که بر بریتانیا، پس از سال ها پیرو ی و در از ی پیروی می نماید؛ در که در سال هاست که ی تام زن شده است. به نظر می رسد که به در طول سال های می دهد که در اصل مقتضیات ی امروز را نداده و نیازمند تجدید نظر های جدی در این است. لذا بازنگری در در باب با مندرج در بند6 976 و 987 و 984 الزامی به نظر می رسد. کلیدواژه ها بیگانه، 1. یک از است. هر چه این تر نیز از بود. به ها از هر حیث این هدف را در تأمین نمایند. کمااینکه نیز در اصل دهم به حفظ کیان اشاره دارد. و از در قانونگذاران را بر آن تا در زن به خود و به آورند. در این به یک و به در که حق در این نیز آن ها تا حدودی دچار تزلزل شد. از اواسط قرن و پس از آن که مباحث دفاع از زن و مرد از تریبون های داخلی و بین و اسناد و های در از آن تنظیم تفکر جایگزین آن از استدلالات شد و به اعضای بشریت، حق و نیز حق حفظ خود پس از شدند. با به این این در می شود که اصل در با به چه جایگاهی دارد؟ و آیا نیاز به در باب با وجودارد یا خیر؟ در به این سوالات در تحقیق ابتدا پس از در زن در اثر به جایگاه اصل و این اصل در و در به و بین به اصل و از این در کرد.. 2. در زن در اثر با های ذهن را به این که آیا است یکی از بر شود و هر دو یک یا به آن و آن ها با های به خود دهند. با به بحث این از نظر و های در آن است: 2-1- علمای قرن نوزدهم در زن معتقد که & در و زن در اثر شوهرش را کسب می کند& و در به مخالفان این امر نیز دلایل گوناگونی ارائه شد: آن را از سلطه به زن و آن را قهری وصف دانستند. در کنار آن ها عده ای نیز که عقیده داشتند این از خود زن می شود[1]. در این حکومت دو در غیر است[2] . 2-2- مدرن در زن، از اوایل قرن به بعد به کلی شکل است. این تحول، فکر نوین زن و مرد در خانوادگی است. به نظر بعضی، زن در به شخص مند می شود نه به اقامتگاه، رژیم و او[3] . بر این با تمایز گردید. در موافقان این های می با هم مجبور باشند که خود را از دست بدهند. و این امر هیچ منافاتی با جسمانی زن و نخواهد وتفکیک زن و در راستای به و به آزادی های می باشد[4] . بر در مدرن، های چند ملیتی و یا بین از عوامل گسترش وشناسایی بود[5] . با به انتقادیات وارده به هر دو است گفته شود است زن و حفظ و انسجام یکسان اما از آنجائیکه است و به ها و وابسته است ها حسب و و اوضاع و خود مقتضی را می کنند[6] . 3- اصل در در هر یک از بر حسب زن با یکی از آن کند یا زنی از های اند و در اول را و در دوم (کامل یا نسبی) را اند. هم فوق را است. در دو را در نظر گرفت: یکی وضع که می و وضع که با می نمایند: 3-1- زن که با مرد می زن که با مرد می کند در بند 6 976 این است: "هر زن که کند& می شود". این که یک زن به این بند او با مرد باشد. اگر بین این زن با مرد زن نمی را بنماید. به محض می شود و زن که می از می گردد[7] به این که در 986 به آن آن است که وی می او این را و این را در او و او را خود به آورد. در این با از او می شود از حیث آن را از دست نمی دهد و او را از دید بین دو دانست[8]. به این بند در است و زن را باشد[9]. که زن در اثر با مرد می کند قطعی است به این که اگر در مدت زناشوئی از زن به (مگر 988، ترک زن نیز بشود) و با پایان یافتن (فوت طلاق) خود به خود از بین نمی رود. النهایه به علت در زن این به هیچ وجه نظر نگرفته است و با سر آمدن موجبی که بر زن لذا به خود تسهیلات شده است[10]. در اینجا گرچه است فقهی در در ذهن متصور شود این امر تردید است است که به & اشخاص& می اما به & با دولت& می باشد؛ لذا نباید به ملت در برابر تسری شود (بداغی،1383، ص 45). با درخواست بانوان پس از انجام تشریفات ثبت با زوج در نمایندگی های است و مشمولین بند 6 976 ثبت ممنوع می باشد[11]. 986 می دارد: & زن غیر که در می شود می بعد از یا فوت به اول خود مشروط بر را کتباً مطلع کند ولی هر زن مرده ای که از خود اولاد نمی مادام که ولاد او به سن 18 سال تمام نرسیده از این حق کند& . البته زن سابقاً می حتی پس از یا فوت کماکان به بماند. در این او می ایرانیان به هر غیر شود اما اگر از حق رد خود کند و را رد او بار به خود در آمد و طبیعی است که با او به سان یک رفتار شد. است که نمی گذشته غیرمنقول و حدود او بود. نمی زمین زراعی و یا نمی بیش از که محل سکونت، کسب و صنعت غیر شود. حال اگر زن بیش از که آن مجاز غیر می بایست ظرف مدت یک سال از زمان از و یا ظرف یک سال از زمانی که به ارث، غیر منقولی بیش از حد به او برسد، را از دست دهد. به توضیح است که ملک از زن به هر شیوه و با هر عمل است مثلاً زن می به عقد بیع و یا معاوضه مال را بفروشد و یا ملک را به هر که هبه کند. جهت حریم حق و به حق مالک، به او است که ظرف یک سال خود در نحوه مال از ملکیتش نماید. حال اگر زن به هر از این دستور ننمود، با نظارت دادستان محل و از طریق مال فروخته شد و پس از کسر مخارج عملیات قیمت مال به زن شد[12] . به طوری که ملاحظه می زنی را از هم سطح ترک ندانسته و به این جهت از حیث غیر در او مقرراتی ملایم تر به ترک داشته، بر این صرف او به از و به نخستین خود راکافی است .در پس از یا فوت و که به با مرد پدیدار شده بود از بین می رود و در به زن حق است که از تقاضا که به اول خود کند و را رد نماید. در مجموع به نظر می رسد که اصل زوجین، در که با می کنند، به صراحت در است مواقع در عمل، منفی انکار ناپذیری را نیز به دنبال استاز هم ترک را به او ندهد و را او حفظ در این زن، می شود: و خودش. دوگانه ای است اصل در را با روبه رو [13]. کما در تنش ها شده و حتی در خاص به درگیری و مخاصمه نیز انجامیده است. بدیهی است که افراد به با است به ابزار نفوذ آن در میزبان گیرند. بر است که در کشورها مصر، آن از که از نیز نمی در سمت های مهم منصوب شوند. تفاوت درمواردی که است های زن و روابطی خصمانه با یکدیگر با به های اجتماعی، و که ها دشمن جدی و بقای و حیات پدید آورد[14]. به یکی از است که اعمال به را با اشکالاتی مواجه می سازد. در یک ی که در آن دو (یا چند) را (اعم از ملی و بین المللی) ناگزیر است جریان را بر یک هدایت و اظهار نظر نماید. اما