بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب طاغوت



​امامان معصوم چگونه سیاست ورزی می‌کردند؟/تعریف امام مجتبی از سیاست

​امامان معصوم چگونه سیاست ورزی می‌کردند؟/تعریف امام مجتبی از سیاست


به حجت ملک زاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه و در با خبرنگار مهر گفت: تعریفی که حسن(ع) از ارائه اند این است؛ می فرمایند: و مردگان. حسن(ع) در می فرمایند: و وی در این از گفت: آن است که به امر کنی و نهی بپرهیزی. آن است که در برادران وظایف خود را دهی و در خدمتگزاری به هم کیشان، درنگ کنی و به ولی امر تا وقتی که او به داشته باشی و هر گاه او از راه شد، در او را اما آن است که های را کنی و از و را است که به می کند. می که در راه عدالت، ادای و اخلاقی به کار رود، و بود و هر که در راه ظلم و ستم و هر امور گیرد و به غیرانسانی و غیراخلاقی مذموم، و منفی بود. این در گفت: بر این بدیهی است که ارتباط ناگسستنی با به و بازگردد. که با تار و پود آن و و به طور کلی از بر و و از سوی با و به است. و قسط در ای که در و بود. ملک با خود را به گفت: بر دو است: و و و پسندیده. اگر ای و از راه به دست نه که چه بسا قرب و نیز بود. تعابیر روایی که در مذمت آمده، ناظر به و است. کسی که و ثروتها و را در معارف هزینه دنیاطلب را ای نیل به آرمانهای عالی و و شیوه ای هیچ منافاتی با زهد ندارد. از دیدگاه در رسیدن به مطامع و طلبی، فخرفروشی و ... و ای است برعهده انسان مؤمن که او نیز به احساس مسئولیت خود در و هم نوعان به این وادی پا می گذرد. بر دو است: و و و پسندیده. اگر ای و از راه به دست نه که چه بسا قرب و نیز بود این افزود: در سیره اهل بیت(ع) و از همواره به منزله عنصر در می شود. و خدا(ص) در و از های در با خدا (ص) یافت. علی(ع) از سوی خدا(ص) به آن شد، ولی تا 25 سال به عدم و در را دار و آن به طور را که های با و از و این را او ساختند. بر این در و نقش نه در به آن، حق و و از آن خداست. و به که اما به هر به این خود عمل نیز را به این نمی سازد. این امر به به تن به جور و از یا ای که در عمل به آن در بود. وی داشت: یا ـ با به و بود که در از سوی و در دوم به را به داشت. به این و در خدا(ص) از و با و آمد و خدا(ص) نیز پس از و از آن، به سمت کرد. در رابطه با اطهار(ع) نیز داشت. علی(ع) و حسن مجتبی(ع) پس از یافت. حجت ملک گفت: پس از با حسن(ع) به این از پشتوانه اعتقادی چندان عمیقی برخوردار دیری نپائید که ارکانش متزلزل شد و متأثر از فریب کاری ها و سیاستهای مزورانه و دنیاطلبی خود، دست از با برداشتند و را تا را به واگذارد، البته حسن مجتبی(ع) نیز حفظ فقط را به طور محدود و موقت به واگذار کرد و این، به زعامت و به است که و پیشوایی خاص است که قابل به غیر نیست. از سوی حسن(ع) به را نبخشید وی افزود: به این که از سوی حسن(ع) به را نبخشید، نخست این با و آزادی نگرفت، اوضاع بر آن و و مسلمین، را به این کرد. دوم با به عدم دین و در شریعت اسلام، و رهبری نیز امری توفیقی و منوط به است. و ویژگی های خاصی که احرار وی یافت. وی کرد: نقش در شکل و و است نه به آن، را می کند و در به آن ندارند. در رسمیت و خارجی این نقش و از و و خویش، استقرار آن را می آورند. در آیات متعددی از قرآن کریم بر بر خدا از خواسته می شود که اوامر خدا(ص) را و در حکم خدا و رسول، اختیار و حق مخالفتی قائل نباشند.(نساء:64 و احزاب: 36) در آیه ششم سوره با صراحت، پیامبرش را به برتر و حکم و دستور او را در جنبه های و برمی آمدند که مهم ترین آن در غدیرخم است. خدا(ص) در این را بر این هشدار داد که ولایتش به نص بر ثابت است. سپس فرمود: هر که را من بر او دارم، از این پس علی نیز بر او داشت. بر همین ما معتقدیم و از سوی نصب شده و می یابد؛ نه در مقام امضاء و تأیید و برآید که به اطهار(ع) اعطا اند. نقش در شکل و و است نه به آن، را می کند و در به آن وی در به این که عدم و یا حتی در مواردی از خلافت یا از سوی که مشروع منصوب از اند چیست، گفت: با قومی مواجه که به لحاظ کمیت و کیفیت مشکل داشتند، حتی افرادی که اطراف گرد به طور معمول یارانی واقعی نبودند که حاضر باشند، و جان و مال خود را فدای سازند. تجربه پنج ساله علی(ع) و چند ماهه حسن مجتبی(ع) و حسین(ع) شاهدان روشنی بر این مدعی هستند. این پژوهشگر علوم داشت: عدم ائمه(ع) به ترس از چرا که را افتخار خود و به طور قطع واقف که به دست جائران به رسید. جهاد و از نظر اطهار(ع)، افتخاری بود که به تبلیغ آن پرداخته و می کوشیدند روح غیرت، حمیت و ایثارگری را در امت زنده نگه دارند. کار خود را می دانستند، اما از جمهوری غفلت نمی ورزیدند. به استقبال می رفتند که همچون سیدالشهدا(ع) پایه های ظلم را به لرزه درآورده و امت را تأمین کنند. هرگونه و به دست آوردن نیازمند و است که شدن بی ماند. وی در گفت: در خصوص حسین(ع) علل و عوامل مختلفی خلاصه اولاً در و نسبتاً مناسبی در عصر حسین(ع) شد. از رفت و هزاران نامه و درخواست تظلم خواهانه از خطاب به حسین(ع) و آمادگی پشتیبانی از آن حجت را بر تمام ساخت. اگر در آن حسین(ع) نمی هم اینک تاریخ به این می داد که چرا حسین(ع) با آن همه از نکرد و نداد؟ ثانیاً: بر ضد یزید، مصلحتی بود که در آن حساس می افتاد و عدم آن، را تهدید می کرد. آن به پیروزی ظاهری بر یزید نینجامید، اما نتایج ارزشمندی و به همراه که در طول تاریخ، و را از برکات آن بهره مند ساخت. ملک گفت: به صلح حسن(ع) با و به او بود، در که از راه ممکن و از طرفی پافشاری بر از سوی نیز به گسترش ها و اختلافات و وارد آمدن خسارت های جبران بر دین می انجامید، دلیلی بر حفظ و از سوی حسن(ع) نداشت. وی افزود: حسن(ع) کوشید با پند و اندرز را به اشتباه خود آگاه ساخته و راه را به دهد، سعی کرد را از عاقبت راهی که در پیش برحذر اما افسوس که این همه ذره ای در تغییر نظر و مسئولین نیفتاد. در که به شرعی خود عمل نمی و دست از وی برداشته چه می توانست دهد؟ آیا همچنان بر حفظ و این پای می فشرد و به بروز های بیشتر و اختلاف تر در پیکره و دین و نابودی می داد؟ یا در فضایی آرام تر در جهت هدایت، ارشاد و روشنگری می کوشید؟ از این رو حسن(ع) در واکنش به عدم اصراری بر حفظ نداد و با تعیین شروطی، به صلح با تن داد. وی در پایان گفت: پس از این صلح که تثبیت موقعیت خود و وانمود کند با او کنار و پیرو اوست، به آن که راه را در پیش بود پیام فرستاد که شورش حوثره اسدی را سرکوب در او نوشت: من حفظ و جان دست از سر تو برداشتن و این معنا، نمی شود که از تو با دیگران اگر به جنگ پیش از هر کس با تو چه با تو از جنگ با لازم تر است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​شریعتمداری: من به لبخند گرگ بد‌بینم

​شریعتمداری: من به لبخند گرگ بد‌بینم


به خبر گزاری تقریب ، حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه نوشت: 1- روی سخن در این با است و سخن خطیری است که در با به اصطلاح با تروریسم- CFT- بر دارد. که در حوزه و شرح این است و آن از است که نهایی این می به ملت و کند. FATF و مخصوصا CFT که یکی از پیوست های آن است بحث و بررسی های فراوانی و نیز طی به دو سال در ها و های خود به آن پرداخته و به گونه ای مستند از ای که این سند در پی خبر است که به آن ولی در شده قبولی است. با این حال در پیش روی ابتدا به دو نمونه از های و سایر این سند که سخن است می و در ادامه به که از در است می پردازیم. 2- روز چهارشنبه 18مهرماه، آخرین بخش از FATF که با تروریسم- CFT را با رای لرزان 143 در 120 رای و 5 رای ممتنع به رسید. که این آن می بود که در آن روز بر نه و نه نمی که با پیوستن به حمایت از مشکلاتمان حل شد، اما می که با نپیوستن به این لایحه، مهمی را افزایش مشکلات ما پیدا کرد ! همین؟! دکتر این را در از دست می دانند! تاکید می که این غیر از آنکه -به زعم ایشان- است را از دست بگیرد، هیچ ندارد! به دیگر، از وزیر امور خارجه کشورمان، ملاک و معیار در های باشد! با این که هرگاه با یا پدیده ای در کرد و آن ای ساز کرد، و به صف شوند و وضع که کننده تا ای که است را از دستش کند! آیا در با تروریسم-CFT- می معنا و مفهومی غیر از این باشد؟! از پرسید، مگر طی چهل سال تراشی های نقطه پایانی است؟! و مگر هم ده ها در ندارد؟! آیا نظر و که است و همه نیز بر آن می به تن بدهیم؟! و در یک دست بشویم؟! با عرض و با از به و پی آمد های نظر خود اند با به که در بود چه دارد؟! آن های و خود را به می و نظر آنان- از دست آنها- خود را موظف! به شده بود می دانست! و از آن سوی آب ها نظر خود را به و که (همان بهانه) می و ما خود را به آن می دانیم! این که به و نیز خام است. مگر از که اگر ما هم از آن به دست ایم- به و داشت؟! آیا که و از مصوبات و عدم مغایرت آن با شرع و را بر این موسوم به با تروریسم- CFT- را می پذیرد و آن را با شرع و جمهوری مغایر نمی داند؟! 3- دومین که به آن لباس منطق کلاسیک پوشانده اند می گویند در الحاق به این بین دو گزینه و قطعیت ایم! و می که سوء از این فقط یک است! ولی آشفتگی در عدم آن است! از این روی راه حل عاقلانه و منطقی آن است که بین ضرر و قطعی، ضرر (یعنی لایحه) را به (یعنی عدم آن) ترجیح بدهیم! این در است که؛ الف- سوء در حد بلکه است. گویا آقایان هنوز باور اند با قسم خورده ای طرف هستند که نشان اند را با و مردم آن از دست نمی دهند. بنابراین عقل سلیم حکم می کند که را در ندهیم. با FATF تمامی و تراکنش های در حریف می گیرد و بدیهی است که این در جنگ یکی از و استراتژیک نیازهای را می کند. این شبیه آن است که بگوییم اگر در جنگ خود را به بدهیم، که از آن خودمان کند! ب- به دو سال است که با زیر پا گذاشتن اصل 77 و بدون اطلاع مجلس، را در FATF است! و بیش از 37 بند از 41 بندِ تعهداتی FATF را اجرا می کند! و 4 بند که به را - اجباراً- در قالب به است! و این است که اگر در FATF مانع از سوءاستفاده می شد چرا طی 2 سال گذشته نشده است؟! ج- چرا اینهمه که رسما و با 4 خود به FATF را کنیم؟! این را می در برخورد با جستجو کرد. که محدودیت صنایع و ممانعت از در نیز به متن اضافه شود. و این در بوده و هست که و هیچ را با های و با در از دست نداده و نمی و این است که وقتی با همه به با این ها برخاسته اند چه اصراری به وارد این ها در دارند؟! بسیار روشن درپی آن است که ها و خود و با و در را به یک با امنیت سازمان ملل تبدیل کند! دقیقا انگیزه ای که امروزه با بر شدن FATF از سوی دارند! 4- دیروز حجت الاسلام و المسلمین مصباحی مقدم به نقل از آیت نکته ای را از قول نقل کرد که دفتر آیت انتساب این نقل قول به خود را تکذیب کردند. نقل قول این بود: آیت در دیداری که در مشهد با داشتند نظر خودشان را در این موارد می و از آقا می که نظر خود شما چیست؟ مقام رهبری در جواب می فرمایند من اینها را دیدم به جمع و چون به جمع نظر خاصی ندارم . این نقل قول بر فرض که صحت نیز دلیل محکمی بر رد بود. چرا که آقا در اخیر با و با به همین 4 FATF بودند: فرض (موضوع) با یا با خب، یک رشید و عاقل و بالغی است و های خوبی هم بنشینند یک بگذرانند، این قانون، با هیچ مشکلی هم ندارد، شرایط زیادی هم و که خود شماها می خواهید بکنید، در این مندرج این مهم است. هیچ که ما را که نمی ته آن یا حتی می که هم به آن و های . به در اند کنید. می فرمایند؛ هیچ که ما را که نمی ته آن یا حتی می که هم به آن و های . حالا با فرض نقل قول از صحت باشد، گفت که نیز در سودمند یا آور بودن این به نتیجه نرسیده اند. بنابر این به قول حضرتش در با لوایحی را که نمی ته آن . از این روی رد از سوی و مجمع تشخیص مصلحت نظام، اقدامی عقلایی، منطقی، ضروری و لازمه تبعیت از رهنمود حکیمانه است. گفتنی است که نقل قول منتسب به آقا بر بیانات یاد شده در جمع است. 5- انتظار از این است که با دعوت از صاحبنظران و FATF و شنیدن و های یا رد تصمیم بگیرد و توصیه می شود که را از دولتمردان دست اندر کار که در این خصوص حرف آخر را می زنند انتخاب کند. بی تردید با مقایسه نظراتی که از دو سوی ماجرا می شود به عمق و خسارت آفرین پی برد و از 2 که ای به ملت است خودداری شد. و به قول شاعر برادر محمد مهدی سیاری: من به لبخند گرگ بدبینم !
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
اشرافی‌گری آقازاده‌ها گلوی مردم را می‌فشارد/ مردم از مسئولین مطالبه کنند

اشرافی‌گری آقازاده‌ها گلوی مردم را می‌فشارد/ مردم از مسئولین مطالبه کنند


به حجت بی در با فرهنگی با به ها در مجازی گفت: عده ای در وجود دارند که نمی توانند این موضوعات را کنند. و گری یکی از و به است. فقر و است. وی افزود: کسی که با به با کسی که و به شد. کسی که به و در و بر و بیت دسترسی دارد آن ها را به نفع شخصی خود استفاده این یک جنایت و خیانت است. حجت بی با به اگر کسی در یک جامعه اسلامی به دست است از مسائل و حاشیه ای که باعث بدبینی شود دوری در سخت و بحرانی قرار اند و مسئولین با تدبیر نامناسب مانند مالیات های بی دلیل که توسط شهرداری و شورای شهر انجام شده بر فشار بیاورند. این در پایان با تاکید چرا گلوی را با گرانی دارو بفشاریم، عنوان داشت: آیا در این بد اجتماعی سوار شدن ماشین لاکچری و مراسم عروسی چندصد میلیونی ها درست است؟ این آفت با روشن گری مطالبه مردمی حل می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه اهنگ مایسا جان از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ترکمنی امینه آهنگ ترکمنی مایسا جان