بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب فراموش



مواجهه با

مواجهه با "پیری" به سبک امام رضا


به تقریب(تنا)، نوجوان که بودم قصه ای را در مجله ای خواندم که در آن به کمک کرد و او کرد که تا ده برساند. تشکر از گفت: پیرشی . از آن روز تا سال ها بعد این سؤال در ذهنم بود که چرا به این را چون با می که که چیز که کسی کنیم. آدم خوب است باشد. چند تا منظورش چه بوده. اعتراف می کنم که هنوز هم از خوشم نمی آید و فکر می کنم طبیعی هر چند عاقلانه تر فکر می کنم می بینم که چندان هم بد و خاص خودش را دارد. بگذریم. اگر ی این سطرها تصمیم چون فکر می کند به او ولی که در او هم به می رسد و است آن وقت که ی یا این را می کنم کمی کند و از و از آن مهم تر ی ی رضا ع با آن را ببیند. در (Gerontology) ای در است که است های در ی آن می شود. یکی از علت های این است که عده ی از مواجه شدن با ی سالمندی را ندارند؛ درحالی که همه ی را با چالش ها و روبرو می کند. از یک را می در بخش دسته بندی کرد: اول که ی افت ناگزیری است که با رفتن سن در بدن ایجاد می دوم شناختی است که از نیاز سالمند به غلبه بر داغ ننگ حفظ عزت نفس، تسلط و احساس شایستگی خود ناشی می شود. اگر کسی و ی مثبت و سازگارانه با این را پرمشقت و ناامیدکننده بود و برعکس با این وضعیت اجتناب ناپذیر می و مطلوب را او به ارمغان بیاورد. در ی طبی در ی کتاب طبی منسوب به قلم علی بن (ع) که عمر را می کند که از 60 می شود و در آن می فرماید: سپس یا می شود. در این ی بدن با و این است که تا آخر عمر نمی که است. او در این به ی گام و را از کف و و را که با آن نمی تا که در به می اما که به می نمی برد. او های را به به یاد می اما را می با خود سخن می جسم و او کم می و موی او می و او در و است و در به خود گردد. تحت است. او تا هر که با او را برق آسا به سوی سرد است و جامد. سخن در در نیز با شده است که ی و ماست. او اش را که با هم این می کند: مرا و فرو هر چه بود لا بل بود سیم زده بود و در و بود ی بود و بود یکی زان و چه نحس بود! که نحس بود نه نحس بود و نه چو منت بگویم: بود است تا بود بود همی چه ای موی که حال از این پیش بر چه بود؟! به زلف همی کنی تو بدو آن گه او را که زلف بود شد آن که بسان دیبا بود شد آن که مویش به سان قطران بود چنان که و بود بشد که باز نیامد، بود بسا نگار که بدی بدو در چشم به روی او در چشمم بود شد آن که او شاد بود و خرم بود نشاط او به فزون بود و غم به نقصان بود بسا کنیزک نیکو که میل بدو به شب ز یاری او نزد پنهان بود ... فرار اهدایی از رضا (ع) احمد بن زیاد همدانی از ابراهیم بن حسنی روایت است که عباسی کنیزی را به هدیه خدمت نزد علی بن فرستاد. را نزد (ع) آوردند و موهای را اظهار ناخشنودی کرد، (ع) ناخوشنودی او شعری نوشت و را به متن شعر او پس فرستاد. ی آن این است: 1. و سپیدی مویم به من خبر مرگ من را می دهد و زیرک هشیار نصیحت می پذیرد. 2. آری ایام سپری شد و به آخر رسید و آن را نخواهم دید. 3. من در ام می و سر می دهم و او را صدا می کنم و بازگردد. 4؛ اما آنچه از دست دادم ام باز نمی و این نفس فریبکار من است که آرزوی او را در من می کند. 5. زنان زیبا و خوش اندام از موی من می هراسند هر کس که در این دیر پیر گشت. 6. زیبارویان سیمین تن را می نگرم که از من می گریزند و تنها نصیب من است 7. پس اگر روزگاری که است من بود است که من است. 8. من با با هم نشینی می کنم تا زمانی که مرگ بین من و او بیفکند. ی با به سبک رضا (ع) در از علی بن (ع) چند از ی ی آن با به دست می آید: 1. پذیرش و تن دادن به آن این ازآن جهت که شکل و قیافه و سر و وضع و حرکات و سکنات پیرمردها و ها طوری است که گویی می خواهند خود را انکار و در سبک سری و جلفی روی به مقامی می رسند که ها جلوی لنگ می اندازند. این سخن اکرم صلی و آله که فرمود: بدترین شما که به ی جوانان رفتار ناظر به باشد. 2. اندوهناک در به هرحال علی بن با مقامات والای قدسی که به واسطه ی امامت دارند، ما بشر و کیست که در از دست گنج شایگانی مثل غصه دار نشود؛ به می بینیم که می گوید: من در ام می و سر می دهم/ و او را صدا می کنم و 3. راضی به و استفاده از آن می که طور که من بود، نیز من است. با شنیدن این سخن از رضا از می پرسم چرا ایشان داشتنی پاسخ هایی که به نظرم می رسد این است که به این است که هر چه از رسد نیکوست؛ هم تقدیر و پروردگار است که به آن رضایت داد؛ اگر علی بن (ع) باشی. هم به چه مزایایی؟ دانش و ی تو می طور که علی فرموده است: تدبیر پیر را از دلیری تر می دارم. هم اگر مسیر اش را درست طی معمولاً در دل بستگی اش به و جلوه هایش است بس که تکراری شده اند و لذا از کنترل نفس و خویشتن داری آسان تر می به ویژه که حقه ها و فریب های شیطان و نفس را هم می (البته از مقابله اش با شده باشد)؛ مثل از ها و مهم را پشت سر گذاشته ای؛ ای مثل همسرگزینی، ازدواج، فرزندآوری، تربیت فرزند و ما آدم های عادی تحصیل و اشتغال و... 4. در رضا (ع) می که را با می کند. یاد این بیت بیفتد که در پاک ی پیغمبری است ور نه هر گبری به می شود پرهیزکار و فکر کند که هر انسانی در پارسا می شود حتی اگر در ناپرهیزگار بوده؛ ولی این است که ناپارسا هم کم نیستند؛ چراکه خدا صلی و آله فرمود: زاده پیر می شود و دو چیز در وجود او می گردد: [ی دراز] و مال دوستی. و ها خود سرچشمه ی از گناهان در برخی می شوند؛ الآن کم نیستند بداخلاق، حسود، طمع کار، شهوت ران و...؛ اینجاست که تقوا می کند. آنکه با نگاهی زیبای علی بن به می توان ای که هر چند با از نظر و اجتماعی مرحلهٔ مهم و مفیدی از سیر رشد و تکاملی باشد. حجت الاسلام محمدرضا آتشین صدف منابع 1. کلینکه، کریس، مجموعه کامل های زندگی، شهرام محمدخانی، رسانه تخصصی، چاپ دهم، 1392 ص 328. 2. همان، ص 329. 3. دریایی، نامه زرین سلامت (ترجمه الرساله الذهبیه نگاشته ی علی بن موسی- مشهد مقدس، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ 1389 ه.ش. ص 81-82. 4. وبگاه گنجور (با حذف چند بیت جهت طولانی نشدن بیش ازحد). 5. ابن بابویه، بن علی، و متن عیون أخبار ج 2، مترجم: حمید رضا مستفید و علی اکبر غفاری، نشر صدوق، 1373، ص 414- 415. 6. دیلمی، حسن بن ارشاد القلوب إلی الصواب، ج 1، قم، الشریف الرضی، چاپ 1412 ق. ص 41. 7. نهج البلاغه، حکمت 68. 8. فیض کاشانی، محسن، محجه البیضاء، ج 6، چاپ چهارم، قم، جماعه المدرسین بقم، موسسه النشر الاسلامی، 1417 ق، ص 50.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
سیاست شیطانی آمریکا درباره فلسطین هرگز محقق نخواهد شد

سیاست شیطانی آمریکا درباره فلسطین هرگز محقق نخواهد شد


به تقریب(تنا) به نقل از مقام معظم رهبری، آیت ای شکل و در ورود به میدان و را باطل کننده دین از و افزودند: بار و تا دین از و و علم را به ذهن نسل اما حج و یک دادن آمیختگی دین و است. در نظر شدن زمان و مکان مشخص در فریضه حج را دهنده اهدافی فراتر از معنویتِ صِرف دانستند و کردند: یکی از مهم حج، و و با و در شکل امت است. با بر و و به همه است و نه به که بر آن افزودند: کسی حق از حج شود و اگر و یا این کار را در صدّ عن است. با به شکل از حج به های گفتند: حج با از و ساز و نه در جهت و امت و خود را به کنند. آیت ای با به و منا در سال 1394، آن را و با بر و جدی حق، افزودند: این به هیچ وجه شود و از بین این را تا کمیته حقیقت یابی با حضور تشکیل و شود زیرا در این دو فاجعه، تأمین ایمنی و که مهمترین وظیفه عربستان رعایت نشد و دیه مقتولان نیز داده نشد. با بر ضروری ترین نیاز امروز دنیای و یک صدایی به تمرکز مقابله با به ویژه در و در قضایای یمن و کردند: ها نام شیطانی خود درباره را قرن گذاشته اند اما بدانند که به فضل این قرن هرگز محقق شد و به کوری چشم دولتمردان امریکا، قضیه از یادها رفت و قدس پایتخت باقی ماند. با بر ملت در مقابل این توطئه ایستاد و ملت های مسلمان نیز پشتیبان بود، افزودند: البته دولت های که هیچ اعتقادی هم به ندارند، به دلیل حماقت و جهالت و مطامع دنیوی پیشمرگ ها شده اند اما به توفیق امت و ملت بر خود پیروز شد و دید آن روزی را که ریشه رژیم جعلی صهیونیستی از کَنده شود. پیش از سخنان اسلامی، حجت الاسلام نماینده ولی فقیه و سرپرست ایرانی گفت: شعار حج حج، تحول روحی و اخلاقی، سبک دینی، عزت و است. افزود: از خوسته ایم با پرهیز از بازارگردی، سوغات های خود را از تولیدات داخل فراهم تا از ثواب کمک به تولید داخلی و اشتغال جوانان نیز بهره مند شوند. رئیس سازمان حج و زیارت با گزارشی از اقدامات گفت: فرایند اجرایی حج با تایید شورای عالی ملی آغاز و شد خواسته ها و انتظارات و در خصوص امنیت، عزت و تامین شود. با فعالیت های کارگزاران حج بر سه اصل و کار بی وقفه، صرفه جویی و نوآوری متمرکز شده گفت: در حج سال جاری حدود 86 هزار زائر در قالب 586 کاروان سازماندهی شده اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
می‌خواهید پیر نشوید؛ مطالعه کنید و غصه نخورید

می‌خواهید پیر نشوید؛ مطالعه کنید و غصه نخورید


خبرگزاری ایران(ایبنا)- مهتاب دمیرچی: مدت ها است که درس می خوانیم، می خوانیم. روزنامه و مطبوعات را ورق می زنیم و از اخبار روز آگاه می شویم. با شاد می و با نگران و می شویم. شما و را در می و می نویسید و به راحتی آن ها را درک می کنید. حال روزی را نشناسد و یا که از در یاد اید شود. شما به می اگر به شما بگوید که مغز شما محدود شده است و هر سال که شما پیرتر می میزانی از شده از بین می رود؛ چه احساسی می کنید؟ اگر مجبور هر را صرف معنا و آن و یا به سختی ای را یاد که به که در می و می که را به دست بیاورید. یکی از راه های های مغز است اما این ویژگی انسانی از طریق به دست می آید؟ سوالی است که از متخصصان مغز و با های و خود آن را می دانند. یعقوب ترسلی؛ متخصص مغز و و برنده جایزه سال جمهوری اسلامی در گفت وگو با و که در مغز می شود معتقد است: مغز می شود و عامل جدی در از زوال آن به می آید. این گفت وگو به شرح زیر است. اصولا که می چه در مغز اتفاق می افتد و آیا اساسا یک می مغز در فهم و درک و ما ها از چند هستیم. ها نقش تری به ها دارند. در به ای است که ها در بدن هستند. مغز بدن است که از های آن و نیستند. هویت یک در مغز وی شکل است و هر که روی این عنصر بگذارد می کند. از دو وزن بدن را مغز تشکیل می دهد؛ اما های بدن را بر دارد. حال برویم را کنیم. تاکنون و آن بر مغز در سایت های اینترنتی، از سوی خاص با دیدگاه های خاص شناسان، و پژوهشگران، آثار و منتشر شده است. اما که آن صحبت شده است این است که در به را تعریف کنیم. ما مغزواعصاب نام چه را می گذاریم؟ بدیهی است یکی از های بشر است که از هم به آمد. می کند با چشمانش را به یک دوربین عکاسی می کند. تصاویر شده از چشم از سوی رشته های به شکل مغز می شوند. دراین این یک خام است. که می شود در بعد مغز سراغ قراردادهایی می رود که یاد است و از مخزن اطلاعاتی خود می گیرد. می داند در که می کند به چه شی می شود. در را در می بیند در مغز که وظیفه از قبل و حفظ شده را برعهده می و به آن ها می کنند. بگوییم یک سطر میلیاردها در مغز می شود. حال اگر سطر را با مغز به می دهد تا هوا را به شما و در این قند و را به های تا با شده را ادا کنید. شما را خواندید. در این مغز به شده می کند اگر چهل این را مغز 32 یا 33 سال پیش را می کند در آن فرد و را یاد است و با دقت در مغز است. با در مغز می شود. در این به می کند یا غلط را می کند اگر نا و یا به حفظ آن می کند. در در را بر سپس در مغز می شود در و عقل و درک می شود. این یک است. اگر و با عث فرد شود چه می شما در حال یک متن بخش یک بیت شعر و یا یک بخش و یا به طور از به می در در مغز به نام لیمبیک. این و های یک فرد را و می کند. بی شک این یکی از های به است. شما ای می که از آن مغز به می دهد که به شما دهد. اگر به غدد اشک در چشم می دهد تا اشک بر چشم شود. حال این اشک می از غم و یا باشد. اگر از یک تا را که می در مغز شد که که می شود به می رسد که فقط این را به کار می که ما به آن ها می نجومی. بر تضاد شده و بر اولویت ها خلق شده است. که در مغز حاکم است حکومت است. نرون ها های که نود فعل و انفعالات مغز را می دهند. در مراکز خاصی از مغز می شود نه آن. که در طول سالیان طولانی می و تخصصی هم مغز این در مقایسه با عادی چه و آیا از های مشخصی به دیگران دارد؟ به نکته کردید. می خواهم این را با یک توضیح دهم. اگر شما که در حال مقابل تلویزیون و مدام از مواد پر کالری بعد از مدتی شما تبدیل به که اضافه وزن با جسمی تنبل و کسل خواهید بود. اما اگر که در روزانه تان کنید، و سالمی جسم شما سرحال و خواهد بود. مغز کاری را می کند که با جسم می کند در می شود مغز ورزیده تری باشند. در مغز این خون می شود با خون در مغز فرد شادابی و ورزیدگی می کند. می از کند. در که آگاهی در مغز کار می و کمک به فرد را در مسائل می کنند. اما اگر در یک بازه بی وقفه و این بیش از حد و به مغز ندهد است که شبانه روز می کند. همانگونه که جسم می شود و توان را نخواهد مغز هم می شود در یک فرآیند یادگیری را قطع می کند؛ عضو درگیر مغز است و به و سوخت دارد. به است که به آموزان می شود در طول ترم درس و به اصطلاح شب امتحانی نباشند و یا که می امتحان کنکور آماده است در یک فرم ثابت درس و سعی در روزهای پایانی که به می چون این عضو حیاتی بدن باشد. مداومی که با و در یک نه به مغز آسیبی نمی رساند بلکه عمر آن می شود ورزشی مفید مغز به می آید. از مزایایی که می توانم به آن کنم این است که مغزی را بسیار و قوی می کند و خون به آن می شود. بر پژوهش های شده که می دو و نیم برابر که نمی دچار می شوند. در پس انداز و هوشیاری مغز. اثر بحث و گفت وگو است که مغز به خودکار از ذخایر می کند دایره فرد بالا می رود. که از نظر بیان و عواطف فقیر می شود. در صورتی که اندک و یا به مرور یابد چه در مغز می اگر ما خون به مغز را دهیم و نداشته باشیم مغز به های خود را هم از بین می برد و یا های خود را می دهد. مغز به ای است که در معرض تابش باشد. اگر سیر نزولی خود را به می کند. کمی از رابطه با بگویید. این دو شاخصه چه ارتباطی می با باشند؟ و یا از روی چه را در مغز به می آورد ای که شده است و فرد بر طبق میلش به آن می پردازد. در که مغز مهم آن ضد است که علت آن خون قوی است که در مغز می شود. به از می شود می که خوان و هم باشند. که در مغز می شود تفکرات منفی را دفع کند و گرایش به مثبت اندیشی باشد. حتی در ها اند که از خوردن قهوه و یا کشیدن سیگار آرامش به است. از و با به این ها بیمارانشان را تشویق به های شان می کنند؛ علت آن این است که شما جذابی را می و از آن لذت می برید، درواقع می که نویسنده آن را طراحی است و از فعلی خود خارج شده اید. در این لحظه غم و حالات خود را فراموش می و که به خوبی دادید. در عین حال مغز هرمونی را ترشح می کند که های می شود. با این در طول یک دوره مشخص غم و در فرد چشمگیری می کند. جالب را می گذارید پس از یک کوتاهی قبلی بازمی گردد و به مغز می فرستد. البته لازم می دانم به این هم کنم که در این هم دارد. از های مخرب دوری که سوء بر و روحی به شخص می شود. این یکی از است که در به آن داشت. هدف من شده است که فرد های خود را می خواند و به آن مند است. این نوع درمان می شود این است که امیدواریم در رخ دهد. به نظر شما مغز هستند؟ پیشنهاد من این است خود را به سمتی جهت که تحصیلات آکادمیک در آن زمینه ندارند. این می شود مغز با های جدیدی شود و موثری را دهد. می شود. در یک پژوهشی که می کردند بعد از فوت و پس از کالبد شکافی فهمیدند از مغز که به می شود سالم مانده است. می کند مغز هم می کند به فیزیولوژی هم مغز در قرار دارد. کسی که با و به می کند، در مغز می شود. اگر کم و یا اصلا های مغز در نیمه کار و خون در آن مخصوص نمی شود. نمی دهند. روی هم رفته مغز را زنده و می کند. که علم و یا احاطه کاملی روی تخصص ویژه ای بر مزایای شده، می جسمشان را هم کنند. سال ها پیش به من کرد که 102 سال این فرد و به و سلامت مغز یک فرد سی وپنج بود. این فرد در سن 102 سالگی می نوشت و ترجمه می کرد. که پژوهشگران معتقدند می را جوان تر نگه دارد. چه مغز در فایده ؟ که می و مطالعاتشان هم به و های درسی است و که می نویسند و مولف است چه را مصرف کنند؟ یکی از پارامتر های مهم در مغز به می رود مغز هر غذاایی را نمی کند قند غذای مغز است. گرسنگی از مغز می شود. مغز پر خون عضو بدن است و بیشترین بدن را می کند به مغز دارد؛ مغز و بگیرد. به که می کند مرتب گرسنه می شود. اولین قدم مغز است که کم است و یا به نمی دهد نمی بر باشد. کم خوابی مغز را کم می کند. دومین پارامتری که روی مغز است است. که در های آلوده می به که در های پاک به آب و هوایی می پایین تری دارند. مغز و . من می کنم که در جایی که بر کافی، هوا در مغز باشد. مایعات بنوشند. در که می درجه حرارت اتاق مناسب بدنی باشد. نحوه در می باشد. در هنگام به ای بنشینید که خون به مغز شود و نیابد گرفتگی عروق باشد. که می از های بنفش و غلیظ مویز کنند. سبزی و های تازه رس می اثر بر مغز باشد. به یاد هیچگاه در مغز اثر آنی نداریم؛ حتی مغز مرگ آنی هم نمی شود به ریکاوری مغز و های مغز امری بر است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تئاتر در دوران اجرا سالاری است

تئاتر در دوران اجرا سالاری است


به خبرگزاری ایران(ایبنا) محمدرضا و که پیش از این در و داشت، به تازگی ای به نام که این در سال روی رفت. به گفت با او دادیم که در ادامه می خوانیم. شمار را با و چه شد بنویسید و آن را روی ببرید؟ تحصیلی من در با به ای که به و این چون نه آن و نه یا خلاقه در ها نداشتیم و نداریم. من با و بچه های است و اکثر دوستانم در می کنند. ایلناز قصد داشت کارکند و چند ماه بود که با می ولی نداشتند. و سرپرست علی به من این را و گفتند: می این متن را جمع کنی و که و و پشت را و در حین هم از و و گرفتم. ها بر نبود. در واقع متن از مطرح را که همه زن بودند. در عین حال مطمئن نبودند که در متن را کرد. تمام خود یک ای را به من داد که متن را کنم. ازکدام می کردند؟ در از های شنیده می شد. خودتان این ها را از با من بود. متن را که حرف های کار و از می شد باشد. در که شد و با آن به کار کردند. در بخش هم چیز به آن شد. از مانند: ها ژان سه زن و ها در و را به در آن و زن سرخ پوش را به آن افزودم. چون زن سرخ پوش نه عشق که به است و تم در های هم بود. های به می شود و در هر زن به نسیان زنِ می شوند. این نمایشنامهshy;ها چه که آنshy;ها را کرد؟ های شده، در و نقش های زن دارند. و گروهش را که نقش زنان دارد. امکانات گروهی و شخصی را هم در نظر داشتند. در عین حال طور که بین این اشتراکاتی دارد. چه از حیث و و چه انتظار. همه در دیگری که راهی باز کند تا نظم و نسقی به امورشان بدهد. انتظاری که گاه به می شود و در کل خود را گم می کند. چه می نوشتید؟ با چه هایی؟ از ابتدا "باید" در کار نبود. دواقع این را که از آن چه در اختیار را کنم. در عین حال می که با و متن های این منطبق شود. که شخصیتی در رخ می داد با آن لحظه درامی که در ها در بود هماهنگ باشد. این عوامل راهکاری برایم شد تا بتوانم یک این بسازم. آن ها را به های خود کردم، با نام خودشان. ای که یک کلاژ از متن است که آن ها می کردند. همانطور که از چند هم بهره بردم: و ای به ، چون این به در که آن ها را کند. مثل که و را دهد. ای به باغ و به نام هوس می شود. از این ها به و بود. حتی به چون و هم شده بود که ها با بود. این را از و متن یک از این ها فضا این در می و یک است که در آن می و تا به این ها بدهد. در از متن و های آن چند به کار شده. به های ها و ها در . کمی این ها ای از بگویید. ها در دو زن است که شان را اند و اند در خود باشند. ای که نقش که اند و شان می کنند. ها دو است که زنی به نام هستند. آن دو نقش هستند. این است که از و با نقش او به و می کنند. این متن ها و حرف اول را می زند و و نقش به نقش شدن حرف اول را در آن ها می ِ زند. فکر کنم کار تا در مدت به حد از شوند. را از گرفتم. این را می کند که خود است تا شب و به که شده برود. می کند و که است به دست او برسد. اما شب همه چیز شده که به به کجا بوده. فقط می که می خوش بگذراند. های هم می شوند. آن ها آن ها را کند ولی کم کم به می شود. ای به است که گاه را خود می و شان می شود که کم کم آن را می کنند. می رود چه و چه دهند. فکر می کنم به شکل و این است. شما است یا در ها نیز می چرا را نکردید؟ من در و و هر دو کار می کنم. سالی یک می نویسم. اما هیچ وقت آن ها را چاپ نکرده ام. فکر می کنم است تمرکزم را روی و که می و را کنم. هیچ وقت چاپ یا مجموعه اشعار نشدم. می دانم قابلیت نشر دارند. آنطور که از چاپشان واهمه باشم. از امسال انتشارشان وقت بگذارم. گفتید شعر و shy;هم میshy;نویسید و نمی کنید. چه شد آثارتان را چاپ نکنید؟ در و کارهایش می شود. خصوصا شما در تعریف شوید به سادگی در کار پذیرش نمی گیرید. لااقل این که پرسش و گاه انکار می گیرید. نه این که من و کارم که هیچ چیز کار ما نمی شود جز خودمان. اما از دوستان شاعر، از معدودی از آنها، می شنوم که می گویند: مگر تو هم شعر می گویی؟ انگار اگر من شعر جای او را تنگ ام. شما فقط نگاهی به وضعیت کتب شعرهای موجود در بیندازید تا ببینید چه عرصه بی در و پیکری است. دادم حضور فیزیکی نداشته باشم. من چاپ های بزرگسالم را قبل از های و نوجوانم کردم. یادم است را که و بودم چاپ به انتشارات یکی از شاعران مهم و به من گفت: شما که در ی کار می چرا بچه ها و می در پاسخ به ایشان گفتم: من مستند هم می سازم، می توانم را دهم چرا از آن طفره بروم؟ این ها و این ها دارد، یکی از دلایل عدم انتشار بود. اما مهمتر نشدن بوده. فکر میshy;کنید در امروز چه سوژهshy;ای نامه مناسب تر متن که های مهم را زیر ذره بین بگذارند هستند. چه در چه در هر جای دنیا. باقی که می گذرند. گیرم کلی شعار و های مستقیم و غیرمستقیم به مشکلات روز و سیاست و ... بکنند. به مثال: یک موقعیت می کند. این هیچ وقت کهنه نمی شود و در حال شدن است؛ نه متن کار شود بلکه می توان این متن را به اشکال مختلف درآورد. یا آن زن را به مرد کرد. مردی که همه ی زندگی اش رفتن و خیابان گردی است و کارش به و روان پریشی می کشد. یعنی آنقدر که همه چیز او از معنا افتاده بی شده است. هم با بی می آید. فکر می کنم این جور سوژه ها باشند. چه ماندگاری یک اثر میshy;شود؟ معتقدم ها و می که و مسئله ای از بشر که همیشگی است کنند. نه فرهنگی خاص یا یک سیاسی خاصی که مربوط به یک خاص است. این متن ها متن نیستند که باشند، به مثال: متن که در دهه 40 قابل نمی در دهه80 یا 90 هم و همانقدر پویا و با هم کنند. اما امروزه و شکل حرف اول را در ارائه متن می زند. من از سوفوکل ام، اما یکی از آن ها در ذهن من شد. که حدود سال پیش حامد محمد طاهری از روی برد. بعدها تعزیه این را هم ولی اثرگذاری کار محمدطاهری را نداشت. در آن به متن از منظر ای بود. می خواهم تغییری نکرده؛ خواهری می جنازه برادرش را که روی زمین مانده دفن کند و برایش سوگواری کند ولی حکومت این اجازه را نمی دهد و... اما آن من شد. هر را از متن دارد. مهم شکل و زیبایی شناسی است که اثری از یک متن خلق می کند. است متن با همراه باشد. چه نوع روی با استقبال روبه رو می شود؟ فارغ از که گاهی آدم را گیج می کند و متنها و اجراهایی می که تو سوال می شود چرا؟ فکر می کنم متنهایی که بخشی از های روز را در دل خود می شانس باشند. بسته به به و تعمق او در شکل برخوردش با این می یا با گذرا از یاد بروند. متن که به روز باشند. اگر می و روی ببرند، حتی متن های معروف و شناخته شده ی تاریخ که همه می شناسیم مانند: ، در آن بیفتد که آن را به مسائل روز کند. یا آن مقطع باشد. که بتواند این همانی و های روز و شخص احساس بکند. فکر می کنم این متن ها، می موفقیت روی باشند. به فکر می کنم بین و تری باشد. شما تجربه و را دارید. فکر می این دو در یک راحت تر که در خلوت می شود با که است روی و به روز شود دارد. با که است شود پیوند باشد. در به این فکر کرد که این الان شده است چند سال چاپ شود و چند سال بعد شود. در با تاسف که پانزده سال از نوشتنشان می و در وزارت ارشاد خاک می خورند. این است که زیاد نمی ا فتد. فقط شش بار پیش آمده! در این طور مواقع کار سخت تر می شود چون مدت لازم است تا را ثابت کند؛ درحالی که کمتری می و به خود است. فکر می کنم کرد تا مدت و تداوم کند. های پاپ که اکثراً 5 سال دارند، حال فکر اگر یک 10 سال کار بزرگی است. اگر فقط بخواهد به خیلی ای است و زود می شود. به نظر شما در تألیفی می شود یا ترجمه؟ فکر می کنم های شده بر می گیرند. یک دلیلش خارجی متن و شهره آن و دیگرش باز دست در این به تالیفی است. چه از حیث و و چه از نظر پرداخت آنها. در عین حال که به روز و های روز مردم هم هستند. این در تالیف و هر دو صدق می کند. کلی این است که حاضر اجراسالاری در است و حرف اول را می زند. به می گویم. منظورتان از به این که شما به و در کنار آن دراماتورژ ای یک متن باشید. با این های است که دو از می تفاوتی ماهوی از نظر ریخت و ساختمان و به خوانش از یک اثر و متن و فکر پشت متن را مطابق پسند به روز کنند. ممکن است تغییراتی در متن ایجاد و به و از متن که به اسانداردها و خواسته ها روز باشد. کار به روزی که با کند. آیا و هم می دوست ها بنویسم. سنین نوجوانی تا جوانی که اوج احساسات است. چون اگر است های قبل می دهم ننویسم. بسیاری از با پیش های فکری که از و داریم شده. بخش مهمی از تالفی ما، چه چه یا شده یا بزرگسالان. در این طیف سنی بین سیزده چهارده سال تا هجده و نوزده و سال شده اند. طیفی که اتفاقا به و جدی مولف به خود و احساساتش نیاز دارد. و گاه و دیدن های آبکی می روند که در فراوان و از تلویزیون اینجا و آنجا پخش می شوند. ما با های به می رویم. که شده این طبقه سنی را نمایندگی نمی کند. این سن های خاص و عجیب خود را دارد. از کودکی خود جدا می شود وارد جهان می شود اما نگاهش ته مایه های را دارد. سرش به آسمان می ساید و فکر می کند است را دگرگون کند، این موارد جذاب است. پرداختن به این چه در و چه در سخت است. سخت تر از آن، آوردن این سنی به سالن و ترغیب آن ها به است. سخت اما شدنی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
قتل هم شد جرم؟

قتل هم شد جرم؟


ایران(ایبنا)_شراره زاده:قصه ها در بندند. فکر و ذهن ما آدم ها. نمی کند من تو یا او. یا پاک. همه مان قصه ای داریم شنیدنی. به لحن و زبانِ خود. از ها که هزاربار از اول تا آخر می کنیم. قصه ها از ما اند که هستیم. لب پشت در لای یا حتی که روی شده باشد: قتل هم شد قصه های ما آدم که را می کند که شود یا نشود. می تا عصر ای را طلوعِ صبح کند. تا تک افتاده ای را با رفیق کند و از تنهایی دربیاورد. چه بسا که ای دوستی اش را با از لای کاغذهای کاهی با یک کلمه به فونت می کند و سال ها ادامه می دهد که این معجزه کلمه، قصه و است که با آن بیگانه ایم و در کم نمی بینیم از این دسته های به یادماندنی. این بار قصه اش نه درب را باز می کند نه درب دلی را. و درب یک بند را باز است. ها را. آن هم نه یک که شده. و درب را تا فرد را که را سه پُک کش می کند تا چِت می گوید: حبس زیر پنج سال وقت تلف است یا قصه که ق در آ... آ یا قصه یک نفس را؛ که یک نفس حرف می کف می دو طرف لبش می آب مثل نخ، لبِ را به می کند. نه حرف اش می شود و نه نخِ آب که آدم دلش می ولی که او حرف می زد آدم می گرفت. از سنگ حرف و از نفس می که یک نفس را می کرد. یا کشی کند. که ما را می سازند. در ، خلق که در عین و پر است از های و که می کند و است. او با خاص در ، به که به آن شده ؛ آن هم بند محکومین. از می که یک شب، درب مرد که و پنج و و باز می شود و یک با سرخ که با اره ای چرب و خاک چندتا به هم، مثل لایه و در یک را می اندازند. عکس و مواجهه زندانیان با این است. توانسته با لحن و کلمات (همان کلماتی که روزمره می شنویم اما مثل طلای به چشم نمی آیند که او هنرش آنهاست و اینکه دستی سر و گوش شان بکشد و برق شان بیندازد و در روایت، که جایش است بنشاندشان.) با هم و هم آهنگی، هارمونی دلچسبی در ایجاد کند. که از می ترک سر می کرد، ترک دردسر نمی کرد. یا آن همه حبسِ نکش کشید دنده سنگین... سبک وشیوه روایتش را از قبل طراحی است. هر در پایان با جدیدی تمام می شود که از آن اوست. انتهای هر فصل ابتدای فصل بعد است و این چرخه بار تکرار می شود. هایی که حتی انتخاب نام شان که تنیده با خودِ درون شان است، خلاقیت داشته که نشان از دقیق او به زوایای پنهان این قشر است و از نقاط مثبت محسوب می شود. مثلا در سیا سیا سیا می نویسد: هم اسمش هم دلش هم عقلش بود؛ می شود سه بار سیا. یا در شاه می گوید: دماغِ شاه هزار خوبی کردن، یک بدی شدن. خلافکار و عمل و یک چسب روش؟ خیلی افت داشت. تا آخر عمر مسخره لات ها می شد. رضایت هم می داد، هر دکتری قبول نمی کرد؛ باید به یک شقه گوساله از صورتش می زد. این طور بهتر داغ شدن به دلش می ماند ولی خوب انباری داشت. شاه بود. کله اش به کله گاومیش. هر سوراخ دماغش به یک لوله چراغ دودگرفته. سبیل سیاهش به فرچه کفاشی، جلو غار را می گرفت. او با لحن و هم را بر چرخ فلک خرده ها می کند و به می برد. در هر اوج و یک را می کند و را تا نیمه، حکایتش می کند که چه بود و چه شد به بند افتاد و که با او اُخت می به بند می بردش تا را که شناخته، در رویارو شدن با دخترِ در بند ببیند. در دور اول این چرخ و فلک، زاپاتا (راوی) را می کند. با عشق من فامیل بود اول را که به نام است می کند. او با لحن و زبان گاه خمار، گاه نشئه و گاه چِت، ذاتا گو، چرایی را می و که ستونِ صفحه باریک می شود از ورود به زندان. در فصل های بعد که ها به نام دیگر هم بندانش است از ذهن می کند. که کنترل چرخ و فلک را دست در هر در می ایستد را سوارمی کند و فرمان را دست می دهد. او هم با معروفش، عشق فلانی چی یا کی می کند. عشق همسایه بود یا عشق بدلج زن جماعت نبود... تا رسیدن به اوج، بالای چرخ و فلک می شود و در راه برگشت (فرود) قصه پیش می رود تا بعدی. این چرخ و فلک دور می زند و هر بار را با آشنا می کند که هیچ کدام تکراری نیستند و همه در خدمت پیشبرد قصه اند. رمانِ شب به است که چنان محو درخشندگی و نورانی بودن ستارگان و نظم و موزونی ریزسیارات می شویم که و شب را می کنیم. خانجانی، کیهانی پرستاره خلق که مخاطب می کند مکان را. دنیا دنیای است اما مهم این است که در آن تیر گی و کهنگی چشم مان ریزستارگان را که خود ستاره ای بودند و دست بر قضا سر از درآورده اند؛ بندی که ورودی ولی خروجی ندارد اما پرچمش بالاست. منبع: روزنامه اعتماد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : 5 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی