بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب فراموش



میراثی که سعدی برای ما داستان‌نویسان به ارمغان گذاشته است

میراثی که سعدی برای ما داستان‌نویسان به ارمغان گذاشته است


به (ایبنا)، و سه بودند که در میزگردی با از چه در هر کدام از خود از سخن گفتند. در علی از خواست تا های خود را از سه بخش گلستان، و و از آن ها در و کنند. در این گفت: من به می ام و که تا صدای زمانه خود شوم. و به بازمی گردد اما را در نخواندیم و به ما یاد ندادند. در نوجوانی که عشق را تجربه کردم، آن را خواندم. در این این کنج است که لذت بخش و به ما دست می دهد. اما من چه می با این سنت ها کنم. آیا از این های در ها یا نه؟ و می شود ما ما را کنیم.جهان ما و عشق ما با و عشق دارد. در که روز می شود و همه جا را فرا می و هم به من می با این من حرف را با این به می برم و می که شعر با من زن کند؟! در خود شعری از هولدر لین و در بحثی که کرد، گفت: بحث من هم است که چگونه می از و امثال او آموخت. من این را با نسل جوان کشورها نیز ام و شاعرانی پترارک و هوراس در بلاد خود کمتر شناخته شده اند اما در حتا یک راننده تاکسی هم و را می شناسد و اشعاری از ایشان را از حفظ است. من هدفم دانستن محدوده نسل با شاعران است. و علی بعدی این و بود. او را با یک و گفت: ها و ها و که در من در و می کند. از که در و و در های شده اند و در شده جز ای که به سخن است. با و را در مرز و است. با که این مرز را می کند. کسی نمی و و که او می و از است. مهم این است که آن چه است که هست و شده که نمی در آن روا داشت. به نظر من یکی از های ما با های را در ی خود ثبت است و که ای نما از روز است و هر که در ای از اش با او در به سخن و او است. و را در وقت از آنِ خود و این است که می یک به که ما را که در همه را است. را و های در را به است و که به ای و و می که را به به است.او بخش از را می سازد. چرا که مهم است که و است. من هم در این ام و او است که را می دانم. و وی افزود: ی و از تعلیمی در است که ها ی بی فراوانی را کمالِ انسان در های می دارد. به ما اخلاق و انسانیت را یادآوری می کند. او همواره از صلح، عشق و از ضرورتِ عاشقی در همه ی ابعاد و جنبه های می گوید. اما از منظرِ نثرنویسی، شعر و قصه آن چه اهمیت در دامِ شعارزدگی به رغمِ وجوهِ و ها است. او در ورطه ی پندواندرزگوییِ سطحی و در کنار همه این هنرها، ایجاز در که به زیباییِ هرچه تر، مفاهیمِ انسانی، و را در ساخته و پرداخته است. هوشمندانه این کار را به لطایف الحیل به کار می بندد. طنزی که در و به کار می برد یک تکنیک عالی پرداخت ِ داستانی است. زمستان فصل مردن در کرد: اما مهم که ما به ارمغان زبانِ سلیس و روان و قدرتِ است. محمدعلی فروغی در مقدمه ای که بر آورده می نویسد همه گان تصور می که هفتصد سال پیش به ما سخن می گفته حال آن که این ما هستیم که به سخن می گوییم چرا که درخشان و پربار ما ودیعه است. این است که کلاسیک، حلقه مفقوده ی ما است و که این را نکنیم، دچار خسران و فقدان خواهیم بود. به ما می شناختِ از خود بیرون بیایید و به بنگرید؛ با همه شکوه و عظمتش. با بزرگانی همچون و و عطار و نظامی، در بسترِ غنیِ کلاسیکِ ایران، ای جوشان و بی ورزی و و شاه کلیدِ است. حافظه جمعیِ ما ایرانیان با این گنجِ بی است. سرشت ما با قصه و است. به یک ایرانی وقتی به ی این با همتایانِ دیگرشان در می نگرم، از غرور می شوم. اما می که به قدر کفایت از این ننوشیده ام. این منتقد در گفت: در با ما در این است که واقع گرایانه و تر به مسائلِ می نگرد. از ادیبان ما تحتِ تاثیر های هندوایرانی، در جستجویِ در ورای اند. به ما می در پسِ نظمِ است و دست به آن زنجیرِ و را گسست. به ما را به درون ارجاع می دهد و مسیری دست به حقیقت، نشان می دهد. اما با ای معرف شناسانه از همتایان به دارد. می در بطنِ است. او پای ما را روی محکم می کند و به نرمی وادارمان می کند به تامل. این کار را از طریق توجه به جزئیاتِ مهم در عملِ می دهد. حکمتِ عملیِ ایجازِ او در سخن، نظم و نثر و رسای او در انتقال مفاهیم، یک آکادمیِ است که بهره مندی از آن هر غنیمت است. و مسئله، برگزاریِ همایش هایی، و ها و توجهِ ما را به کهن و تطبیقِ آن با یادآور می شود. خود را با غزلی از به برد: چه فتنه بود که حسن تو در انداخت/که یک دم از تو نظر بر نمی بلای غمزه نامهربان خون خوارت/چه خون که در دل یاران مهربان ز عقل و عافیت آن روز بر کران ماندم/که حدیث تو در نه باغ و نه بستان که سرو قامت تو/برست و ولوله در باغ و تو دوستی کن و از دیده مفکنم زنهار/که دشمنم ز تو در به چشم های تو کان چشم کز تو برگیرند/دریغ بر ماه آسمان روزی به دوستان برسد/که از پی جانان برفت و جان سپس فلاح، رمان در بحث غزل های کرد: در بحث غزل های برایم مهم است که به آن چه یادگرفته ام نزدیک شوم. این روزها مشغول بخش پایانی رمانی هستم که یک سال و اندی است به نگارش آن مشغولم. در این روزهایی که به گذشت به یک زن به دلم که منِ پرداختن به مضمونی ندارم و قادر نیستم از توصیفات و تشبیهات در نوشته کنم. ما انقدر از این نوع گرفته ایم که به ممنوع به نظر می رسند. من از مضمون عشق در ام و به عشق جان مایه است و زمانی اتفاق می افتد که در باشد. اما ما آن آزادی که را نداریم. خون مردگی در از خصوصیات کرد و گفت: مشخصه بارز سهل و ممتنع سخن گفتن است. هر کس به وسع خود می از توشه بردارد. هر اندازه و تعمق خواننده به عرفانی نیز پی می برد. رمز موفقیت این است که طیف خود نکرده است. به دلیل جاباز نکردن ما این است که ما با از بازی های فرمی و پیچیده و صناعات ادبی، طیف از را خود می کنند. درک موضوعاتی که در خود می آورد، نیاز به سواد آنچنانی ندارد. مهم که بعد از من پیش می آید است که اهل عرفان هم از آن عشق به آنسوها برسند و آن شاید مردم با و آشتی کنند. در این علی جمع بندی خود را از های این سه ارائه و کرد: این است که چرا آن چیزهایی که در و می نوشتند، اگر یک امروزی چاپ و انتشار نمی و به این بسیار است. گفتنی است این میزگرد عصر چهارشنبه ساعت 18 در بهشتی برگزار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 24 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
قدس در قلب همه آزادگان جهان جای دارد

قدس در قلب همه آزادگان جهان جای دارد


به تقریب(تنا)، الازهر، در سخنانی در نمایشگاه با "قدس بر قدس همه کرد و داشت: قدس در قلب همه و جای است. وی افزود: پیش کرد که سال سال است و در ها و بررسی موضوع قدس برگزار شد. نیز تحقق اهداف خود در بزرگداشت قدس تمام تلاش خود را انجام داد. وی با بر اینکه قدس متعلق به همه است و در این مسأله هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد، به اخیر آمریکا مبنی بر سفارت خود از تل آویو به قدس اشاره کرد و گفت: پیش از این نیز به شدت ترامپ ظالم در مورد سفارتش به قدس و به رسمیت شناختن قدس به پایتخت اسرائیل را محکوم کرده بود. ترجمه و تنظیم: فرشته صدیقی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
تداوم مدل «جمهوری اسلامی» و پایبندی مسئولین به آرمان‌های انقلاب راه‌ رفع مشکلات است

تداوم مدل «جمهوری اسلامی» و پایبندی مسئولین به آرمان‌های انقلاب راه‌ رفع مشکلات است


به گزارش خبرنگار گروه بیش از 3000 نفر از و فعالین سابق و های و در 40 طی ای ضمن و ضعف طی 40 را و در به دهه از خود کردند. متن این به شرح زیر است: & بسم الله الرحمن الرحیم شریف و ایران؛ امت و ظهور نهایی؛ امت! در 40 است ی این که در راه و افت و و های ما، در و های ما در مسیری سخت و طاقت فرسا پیش ایم و که سر راه ما و ما به تر از هر روز شده و خود است این که ما پیش رفتیم! ما قوی شدیم! اگر ضعیف بودیم، اگر در یا از این ها و دست و پا زدن های بین و جنگ نمی این حجم از جنگ و بر & شما ما نمی توانید!& نمی شد؛ این های که همه دور تا دور و با های و در حال نمی گرفت! اگر شده بودیم اساسا نیازی به این همه گذاری روی ملت _ از منافقین و ها تا اپوزسیون _ در لباس های نبود! و این همه، خود بهترین است که این و برآمده از این مردم، هم را درست اند و هم آن­چنان ­مند اند که بدخواهان را در چنته رو کرده­اند. قوت و ضعف مجموعه­ای از شاخص­ ها را گردآوری کرد: جهت سنجش دستاوردهای یک اسلامیِ مردمی، میزان توفیق در رشد، و پروری است: یک) مردم: در 30 سال جنگ سست این از در جناح­های خود را در در سبک در و و در می­دیده و در بخش _ ها، ها و _ کرده­ اند. اما به می رشد در فهم و از های در و از به سمت دین را دید. این ها بی اثر هم و که در های و... آن­چنان که بود پیش نرفتیم. به در عقبه­های مردمی- غرب گرا این عقب ها و ضعف ها با است و عطش این خاص فرهنگ­های است. که این و عقب­ماندگی­های در سیاست­باز است. اگر با و شاخص­های را و این را با در هر هر یا حتی هر کرد که در 40سالگی عمق و پختگی یافتند که در انتخابات یا هر با و نقش­آفرینی در نصابی کم تعیین خود را به واگذار نکرده، توانایی رصد دشمنی های ظریف را و ضعف ها و رنج های تحمیلی آن را از امت - امامت تفکیک و علی رغم گله­مندی­ها نمی گذارند آشوب مثل دی ماه 96 جولانگاه طمع ها، پشیمان ها و بشود. منسجم و به هم آمیخته ­اند که در هر فاجعه ملی مثل زلزله کرمانشاه و ... یک خودجوش، بی­نظیر و شکوه­مند را التیام زخم­های رقم می­ زنند. رشدی در ­اند که اعجاب آورشان در میدان­ های معنوی و نمادهای زبانزد خاص و عام شده است. از پیاده روی اربعین تا تشییع شهدای غواص، از سنگ گذاشتن شهید تا در اعتکاف ها و هیئت مذهبی، از کم­ در راهپیمایی 22 بهمن، 9 دی و روز قدس تا هم­دلی و در میدان­های به و مستضعفین. به سطح بالایی از خودباوری و است. ما به معنای کلمه از شرق و غرب گسسته ایم، ما به رفتارها و گفتارهایی که بوی وابستگی بدهد حساس اند و های ما، با به نفس، سودای ظلم و بی را در سطوح و آن در سر می پرورند، ها و باورهایشان دست به اقدامات عینی و زده اند و فتح قله های علم، و را & ممکن& و & در دسترس& می انگارند. چه­ بسا ریشۀ گله ­مندی از را بتوان در آن­ها به و دانست. چه ما را به این طراز از رشدیافتگی چه و و و و را این در ما چه -حتی بخش خودش- را این و اگر این رشد و است چرا جای از اگر این ته­مانده­های یک ملت از 40 سال پیش است چرا با این همه این شاخص­ تر از پیش از می­ بی شک نمی ­توان از نقش بی­بدیل در این رشد گذشت. آن­جا که با عدم در روی گفت و گوی و با و تا همه ما با بر نظر و با کسب و اشتباه­­های ملی جلو برویم. دو) نسل در انسان­مدار از یک 40 نسل آن در آن است. نسل تر، با ­تر از و آرمان­های ریشه­ای­تر از و تر و تر از نسل­های حل و است. به حق فتح است. که مثل جوان­های جو زده­ یک و از های هر نمی­کند؛ روی پای فهم و است را و را از دست های و نسل های دهد. که از و های چپ، و های از این ها، عدم پاسخ­گویی و به آن ها، ها و ها و سعی ها و دارد. نسل که قصد در خود روی های پر بیم و شود و قد به کند. نسل شده­های در عرصه­های شده و کم­نظیری است. در های از و بی در بی از های ها و های و که با ­ای رقم زده ­اند. در به یک تنه این همه را سد های و ساز را به خود را و با به های و بزرگند. در راه های و از جلو و در پشت و با در اند. در خط این ایرانی­اند که دار دانشند. در های نو نسل که را پیش و به افق های فکر می کنند. پیشرفت­ در و که به دست رقم نشان­دهنده این نسل است. در و ها و خیل که تا به چشم و در میدان­گردانی می و... در و حرکت­های و شکل که در شهر و خود را رفع و به می­دانند. در و حرکت­های و در از سوی جمع­های و است. می شود را کور و یأس را در چشم عده­ای و تنگ نظر محو می­کند؟ بنگریم. در آتش پر حجم های و در کم­کاری­ها، ضعف­ها و خیانت­های از و نسل و به حل حتی بخش نسل که تحت اثر و یأس ها و دست به قلم می­برند را کجا و چه و شناسانه، صبورانه کرد و کرد که با جسارت از حرف نوی خود و مخالفت و موافقت خود با روندهای بر سخن بگویند؟ های بسیارند و و شما کوتاه! ناگزیریم از صرفاً گذرا بر های موقف ما. تفصیلی را به های گفتگوی با و امت شان موکول می­کنیم: ما، پیش از ما، عبارت بود از نامشروع و ضدمردمی؛ وابسته و ناکارآمد، در اکثر های و رفاهی که از و اساسیِ خود محروم، دستشان از در خود و در و تحقیرشده بودند. ظلم، بی و فساد ساختاری و سازمان از یک سو و فقدان به نفس از سوی دیگر، سبب شده بود تا ی مستکبرین به جای و مسلمان، حرف اول و آخر را در ادارۀ بزند. ما علیه نظم ظالمانۀ تا و های متعالی خویش را به دست سازیم. ما & انقلاب& کردند، طاغوتِ در چتر حمایتیِ جهانیِ را سرنگون و را وکیل خود تا دست منحوس و شوروی را از سر کند و استقلال، و را ملت به ارمغان آورد. شعارهای ما بود که همه را در سایه آن سازی جستجو می کردیم: آزادی: چهره ها و از با خود راه انداخته و از طرف حصاری آهنین در نقد از خود یا حیطه مسئولیت­شان می­کنند؛ که از قوا، دستگاه­ها و جریان­ها در را درنیافته­اند و معادله­ی آزادی، قانون، و مصلحت را خودمحورانه حل می ­کنند، اما بنگریم: در این سال­ها نمونه های بسیاری را می­توان فهرست وار برشمرد که سخت ترین نقدها و فحاشی ها به اصل شخص اول و اهل سعه صدر کوچکترین هزینه­ای شده و می شود. این را با پیش از که نقض یک رویه بوده است کنید! حتی اگر و را واکاوی حتما به این هم گواهی داد و چند از سر بازی یا رفتارهای ­ای را به پای این 40 نخواهیم نوشت. عدالت: در شاخص­های و و از مطلوب جدی داریم، اما بعنوان مثال در از شاخصه­های مثل و از آن مهم­تر در خودآگاهی و قطعیِ به خویش، به نحوی با گذشته، پیش ایم. ما برابری و در و را & حق& ِ خود می داند، اشرافی گری و مندی های ناعادلانه را خیانتِ بخشش می دانند و را به کوتاهی در مفاسدی، به مؤاخذه می کند. کوچک­ترین و کم­ترین محرومیت های و ولی هم لکه سیاه بر دامن محسوب می­شود اما دو سوی مهم این سیاهی ها را هم کنیم: اول این­که بنا بر همه شاخصه­های و حتی بین­المللی پیش آمده­یم، کم و کم شدت و که عقب­مانده­ایم؛ دوم این­که منشأ و مسبّب این پیش نیامدن­ها چه بوده؟ آن­ها که سالها را به های درد ساز خود را به­ درمان جا بزنند! نگاه های غلط له کنندۀ و یا به بیرون از را دهیم. با استکبار: چه بوقچی­ ها بخواهند و چه نکنند، ما با دست توانستیم دست را، نه فقط از جغرافیایی و خودمان کنیم، عمق و تسلط بر غرب آسیا را، که روزگاری حیاط خلوت و صهیونیسم شمرده می شد، محدود ساخته و را روز به روز از منطقه عقب و عقب تر رانده ایم. های مصر و تونس بمانند و نماندند، کند و ما خواستیم که بماند؛ بود نشد و بود شد به نصرت الهی. معنویِ مسلمان سبب شده تا یک جبهۀ به گستردگی کل غرب آسیا، از بحرین و یمن تا عراق و و از افغانستان و پاکستان تا لبنان و فلسطین، در صف آرایی کند، اهداف او را ناممکن و اذناب و مزدورانش را زمین­گیر نماید. و علی­رغم هجمه­های تبلیغی،امنیتی و نظامی در بین­الملل به سال­های جلوتر بوده، از مرحله علاقمندانی به به تثبیت و پیش­رونده جبهه درهم­تنیده رسیده­ایم. استقلال: در ایستادگی و بر و کم­نظیر و در مقوله همۀ آرمان­خواهان تردیدی نیست. را در مستقل­تر از می­شناسید؟ و این­چنین بر سر خود و غرب و شرق را از خود عصبانی اما عده­ای و مایوس با تصویب گویی در جدی کردند. چه بود و از کجا شد و الان در چه موقفی هستیم؟ سال­هاست که پای خود ایستاده­ و بذل مال و جان کرده­اند. اما غلط در قبل به بهانه & گرگ و گرگ به جای گرگ و میش& عملا به و به حاشیه رفتنِ و شد؛ و دولت­­مردان نیز با تصویر دنیایی که & کدخدای آن و زیستن در آن ندارد و آب خوردن ما هم بند با آمریکاست.& را و در و به هم ریختگی کردند. نتیجه­ی خطاها و خیانت­های وقت و این می­توانست هزینه­های و جبران ناپذیری و بیافریند. اما و امامی که به مردمش و نشاندن بار به دوش امتش مطمئن است و صادقانه را دین و پدرانه به آمد و داد تا در برجام، طعم تلخ به و های آن را چشیده اما آینده درس های بگیرند. این­جا هم آن­ها که با معادلات و از منظر آشنا آن­ها که می­دهند اما حاضر به تن دادن به قواعد آن­ها که با ادعای صدای درخواست رهبری با تقلب نورس و منتخب را کناری نهاده و رشد را بگیرد، پس از مقداری روشن­گری و چیستی ماهیت در بین و با نیافتن فرجام عملی­ مطلوبشان و به دلیل درک نکردن اصلاحیِ این امت، به در اصل این در صداقت و رهبرش. و به تدریج از خود و نماندن سخن گفتند. و این شد سرآغاز عده ای از دوستداران به دنیای یأس و حیرت و پشیمانی. و سرسپردگی محض به یک شخص منجی نما! از دستان نظام! در ضرورت و 40ساله سخن گفته شد. اما در این مسئلۀ حائز اهمیت آن است که یک صحیح، مستلزم درک صحیح از واقعیت، با ابعاد و و آن است. نکته مهم آن است که مهم­ترین مؤلفه در یا پیروزی، & شکست& یا & پیروزی& است. اگرچه از رویارویی و متوقف ساختن اند، اما در این & احساس& در و مسئولین، به در سال های و خطرناک شده اند. این و نمود رسانه­ای آن، به یک خطر مهلکِ تغییر است. زمانی بغرنج می شود که و از نسل سوم و چهارم و خاصه، مؤمن را نیز متأثر سازد. ها و که در طول عمر 40 سالۀ از سوی افراد و و شده است که تقریر بی پرده آن­ها این است که در عمل از اش و تا به در براندازی و تهاجمات و توطئه های کرده؛ اما نسلیِ پیشِ رو، را تعیّن خواهد بخشید. یک عقب گرد آشکار! اتمام و اعلام ولو آنکه این در شکل نوعی تحولِ نرمِ ارزشی- ایدئولوژیک و هویتی بروز کند که رفته در های خرد و و خود را دهد. می فوق را، با اندکی تسامح، قدر مشترک های جریاناتی که در این چهل سال به انحاء از همراهی با بالندۀ اند. از های محافظه کار غرب­گرا تا چپ­های انحصارطلب متظاهر به خط امام، و از لیبرال­های تکنوکرات تا روشنفکرهای دین ستیز؛ و چه جای تعجب که از زبان دوستان دیروز و بریدگانِ و ناامید بازگو شود! گذرای تاریخ نشانگر این است که اینان نخستین گروهی نیستند که سخن از بن بست و انسداد و قریب الوقوع به می آورند و سال بعد را آخرین سال می­نامند. از دیدن این تلخ و عبرت­آموز آموخت و مراقب بود تا پیچیدگی واقعی، به عدم تشخیص از فرعی و در یک کلام & خطای محاسبه& گردد. خطا و اشتباه، مادام که به اغراض فردمحورانه و فرقه گرایانه و تمنای آلوده نگردد، است؛ اما اصرار بر محاسبه، لاجرم به در می انجامد و گسست از ملت است! ای که قسم خوردۀ و ایران، روی آن حساب باز است. که ما همچنان در به بزرگتر بیاندیشیم و ضعف­های جدی و کژکارکردهای نظامات سالاری را کنیم. ما در های و و و _ همان­طور که به از اشاره شد_ بیماری های مزمن، و فسادهای جاخوش در عمق ساختارها هستیم. این کهنه و به بازبینی در داریم. که سال­هاست گرفتار یک ضعف جدی و مزمن است با یک و منطبق بر به قوی شده تا طمع که از این طریق بر ملت فشار کند. قوۀ قصاییه، از این بروکراسی بزرگ و ناکارای کند. این­گونه که در احقاق حق خود توسط قضایی باشند. ایضا قاطع، فوری و متقن با مفسدین سرعتی دوچندان و از هرگونه شائبه جناح­بازی بگیرد. بتواند و محوری خود را در حاکمیت را بیش از پیش بخشد و از کم ها و کم عمقی ها و بیگانگی ها با بگیرد. و قوه مجریه که بار اجرایی و علی الخصوص و را بر اصلاحات جدی در خود رقم تا کم ها و عقب افتادگی­های در و رسیدگی به و تأمین معاش و توزیع عادلانه و اشتغال ذیل سایۀ پویا در رقم زند. اگر نگوییم که از دستگاه­های و خلاف فلسفۀ وجودی خود عمل می­ کرد که آن­ها جدی در خود هستند. این دستگاه­ها به باز بر پایۀ تفکر و مردم­سالارانۀ امام(ره) دارند. به روز به روز در همۀ ها گسترش یابد. چراکه زمینۀ و نظارت در بخش های حکومت است. سازوکارهایی پاسخ­گو نگه­داشتن همه­ی و کرد. در از مسئولیت­ها هیچ از افراد، دستگاه­ها و باشد. با قانون­گذاری شفاف و با خطاکارها زمینه­ای کرد تا که بنای دستگاه­های انتظامی یا در حریم خصوصی آحاد و یا اعمال سلیقه­های شخصی هستند. مجازی تقریبا یله و رها شده و در خوبی است. اگر اراده­ی حمایت از در این شکل شکی که راه با بسیار، سد و بستن راه پیچیده­ای که در حال است باز می­شود. متصل به در این با زیادی توسعه و عمق­بخشی به و ست. سازوکارهای طوری که کسی نتواند با گیری از سرمایه­های و ابزارهای پروپاگاندا و به دست یابد. ساختار به پیش رود که هر که بازیگر بهتری رأی آوری بالاتری را باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی
ربیع‌خواه و محبوبیت باورنکردنی در آزادی

ربیع‌خواه و محبوبیت باورنکردنی در آزادی


هافبک یکی از نکردنی دوران حضورش در این تیم را شاهد است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni