بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب منقول



خاطره جالب عبد‌الله انوار از علامه طباطبایی/ چه کسی رضاخان را انتخاب کرد؟

خاطره جالب عبد‌الله انوار از علامه طباطبایی/ چه کسی رضاخان را انتخاب کرد؟


0 به تقریب، به نقل از ؛ عبد و است که عمر طولانی خود را صرف تحقیق و پژوهش است می کند و اش را در وقف است. پدرش سید یعقوب از روحانیونی بود که به سلک طلبان پیوست. از سید عبد ذهنی حاذق است که بعد از 94 سال تواناست. در بدو به های می که همه را است. جای چند نفر شده است. ازدواج نکرده است اما همه شده است. قصدم از گفت وگو با شنیدن ناشنیده های از از این بود که در این نقش اند پیرمرد با آنان و برخاست است . اما نگار وار از این می گوید و برداشت اش از است و جا بحث دارد. وی از های و آن در ٨ دهه سو دارد. درک از های و در سال دهه دو دهه در بخش های خطی دارد. ها و های از این در جایگاه شفاهی می تواند یافته ارزشمند در دسترس پژوهشگران و مندان جای دهد. با به در ریاضی، فلسفه، و ادبیات، خود را دامن دانش رهانید. در سال 1303 خورشیدی در شد. نسب به نامدار عصر صفوی سید نعمت جزایری می و نام خانوادگی نیز از وی نعمانیه شده است. مادرش عموی علی خان امین الدوله بود. *جناب شما در یک ـ و با از تا آریان پور ، آل ،سید فردید و به نوعی با جریانات مرتبط و طی این هشت دهه تحولات را شاهد بودید.در سخن ای از ، پدر شما با این که یک بود اما شد؟ من در و و با یک در فقه شیخ بود. وی شش تا هفت ماه حسن و در نیز و سپس حسن شد. وی را نزد از و حتی او حسن را در نیز درک بود. حسن را خوب می که در مصر چاپ و می شد را می و سر درس را می داد پدر بعد از این درس با مثل شد و به پیوست. با ملک و سپس شد و را کرد را باغ شاه بردند و بر گردنش زنجیر آویختند. های آن با قابل قیاس نیست. پدر محاکمه و از به نور تبعید شد و پس از فتح به دعوت حسین خان سپهسالار به آمد. *چطور شد که سرانجام منتهی به رضا شاه شد و پیش که مشروعه از به پیوست؟ در از بین رفت اما به از هم پاشید چند قحطی بزرگ به به گونه ای که خود دعا می کرد که را ترک کند.حکومتی ها در فکر این مردی بیاید تا را حل کند. *آیا این اتفاقات از جبر زمانه از جوانان با خود نیستند در اگر کسی تصمیم ، می از به مشهد سفر کند در به ها و را لخت می حتی یکی از گردشگران آلمانی که در آن به نقل می کرد که گدایی پوشیده تا نگیرد. در این مسائل این چنینی باعث شد که بر سر کار آمدن شود. به محض وسیدضیاء درایران ، همه از تا مشیرالدوله و موتمن الملک ، تا پدر تا حس می به درد می او شدند.بعدها حتی پدر من نیزمغضوب رضا شاه شد . *علت مغضوب شدن پدر شما چه به بود بعد از اختلاف و غضب گرفت. *شما در خاطراتتان که مادرتان بعد از قضیه کشف از و پدر نیز از به نرود، در ساخت. این را تا سبک آن را به ویژه در نوع پوشیدن، معاشرت وغذاخوردن که در مغفول مانده از شاه به سبک کرد حتی که به می که روش غذا ما با ها است این طور شد که در کشف از نرفت. *از این این را چون سبک نوع و در گم می شود و دارد. قبل از کشف بود. هر ای را که به نظر من نبود. حتی پس از به تحت این کرد تا از خود را حتی را در داد. *در حد و آیا در حد و بعد از از بین رفت و بود. از هم شده بود. در به سمت ها و از ترس شدن ها که روس بود را عوض کرد. از از به ور حتی در با را پیش از این او در مصر بعد از شد به آمد. بعد از جنگ شد شد که را ترک کند و به او که یک نفر کن . که در آق و نیز را یافت. را رضا خان تب اما بود من که را کرد. در گفت با در بود رضا خان سی را و که از همه است. با اگر را به دست با اما بعد از به بود که من قصد این را که را از کنم خود او ای به و برادر نیز مزاحمت ایجاد میکند. *آیا را نخست وزیری ؟ بله اینگونه به نظر می و از تا با الوزرایی یا سردار سپه بودند. *آقای چطور؟ خیر، با اما در شیخ خزعل را بود. من هفده ساله که از رفت. *برخی که با ها بست خائنانه ای بود. را مفصل تقی نوشت. این به کوشش تقی زاده، ذکاءالملک ،علی در حال تدوین بود که از روی عصبانیت را در آتش انداخت. پس از آن ها آمدند.انگلیس ها در جنگ جهانی اول همانطور که چنین . ها نفت خود را به فرستادند. نفت با کرد و تهدید کرد که در صورت عدم انعقاد نیروهایشان را در خلیج پیاده می کنند. تقی می گفت که ما مبهوت شدیم! . *یعنی در جنگ ، را پذیرفت؟ بله، من از دفاع نمی کنم اما را می کنم. تقی می گفت که مسئله اما نفت بود و ها هم می که ما نفت را می چون آن نه روس ها نه ها و نه هیچ با را نداشتند. * چون رضا خان بود نگذاشت کسی در با ها نفتی ببندد. را به بیش از حد به ها از خلع کردند. همه راه آهن ها را ها در کشیدند. در قراردادی که با ها بست اشتباه کرد و از کار برکنار شد. در به همین نمی توانستیم را لغو کنیم. بعد از شدن لغو شد. میرزاعلی بهترین آئین و دادرسی را نوشت. * یک جمله که ما را نکردیم و ما را کرد و این سخن به این معنی است که از تحصیلکرده ها ی ما در آن جذب حزب می شدند. آیا شما به حزب آن روز حزب در تاسیس شد. به افتضاح روزهای آخرش نرسیده بود. من دو تا استاد درجه یک به نام نورایی و محمود صناعی که مرا تشویق عضو حزب شوم. و انشعابیون حزب بودند. تزار بود که رنگ عوض کرد. * اعضای حزب تا که حزب در کشورغیرقانونی شد روسیه را پذیرفته اما مانند نپذیرفت از چه * شما در 28 1320 کجا بودید. با سرلشکر که آن موقع بود به که در حال تخریب بود. صبح روز به مجلس و در حال که ساعت 11 صبح معاون بود و به که در مشغول بود آقایان تشریف ببرید وضعیت غیر عادی است و من و بعد از ظهر به سمت و که 28 شده بود و تانک آورده و به کمک را ویران و روشنفکران به بی تفاوت نشدند و بعد از چند مقاله و به کرد. آل تا آخر عمر مبارز بود از نسل جوان به خاطر او انتقاداتی به دارند که در حالی که به ها بود. *یکی از شهریور1320 است. شما با آل آن دوستی . ما در دانشسرا هم های را اما تا انتها با هم دوست بودیم. *از نظر آل و به هم بودند؟ بله. در بین ها با سواد بود کسی بود که مارکس را خواند و مارکسیسم را خوب می شناخت. دو نفر در آن به کردن یکی مارشال تیتو جمهور اسبق یوگسلاوی و بود اما چون مقامی سخنانش نگرفت. او به می گفت این راهی که شما می روید به ترکستان است و را به ورطه می کشاند. *با به درک آن چه از سال 1328 تا شهریور 1332 که این اندازه در برجسته شده چون در آن اما از قلم ها بسته شد. *برگردیم به خودتان. شد که شما را در کردید اما دادید و خواندید. پدر شما بود که چرا نمی خوانی اما اعتباریات میخوانی؟ من هفتاد و اندی سال پیش می خواستم وارد شوم در سال 21 اصلا کنکوری نداشت. چون اندکی که قصد دروس عالیه بخوانند بود که کننده چون که نیز قادر در کنند. هزار نفر آن که از این بین سی نفر پذیرش می و من یکی از بودم. بود که تا اصیل هست چرا اعتباری کنی؟ من هم را و در دانشکده هم می خواندم. *شما هم و با هم من جامع المقدمات و را ام. چهار جلد مقدمات و که صرف و نحو قدیمی بود را با دقت ام. سیوطیرا نزد را رضا به من می گفت که از طلبه های قم هست تازگی هم متأهل شده است و چهل شهریه دریافت می کند و من حاضر شدم درسال 1330 صد به بدهم تا او شرح هادی را به من یاد دهد . من به که من شرح را می خوانم هر جا اشکال شما برایم دهید شش ماه من درس را فرا گرفتم بعد از آن گفت که به این روش به کسی درس نمی دهد. *خاطره ای از دارید؟ فرد شریفی بود یک روز است که به من گفت در خلوتش با خدا صحبت می و از نظر عقلی به این که نمیتواند در نظر گرفتن یاد و نام و ذکر خدا امکان باشد. من باعلامه هم ارتباطات به من او مرد ریاضت کشیده ای بود همه های اسفار را بود و که به رفت اش رونق . ای از دارم است که در حکمت و که آن نام یافت. او پنج شنبه ها غروب می رفت و من هم آن می رفتم. است که دو به که از کلمبیا مافوق لیسانس و چند بحث درباره وقتی را دیدند در خواستند چند از اما آستین داشتند، من هم آنجا نقش مترجم را داشتم. من به دخترها که یک قدیس است و شما چرا با این اینجا آمدید که به من گفت با باش. اجازه بده سوالاتشان را بپرسند. *شما با از پروفسور هشترودی تاجعفر و مطهری... بیش از کار دهد کار اداری . *مثل با هم رفاقت داشتید.؟ هر به می آمد به ما می آمد و با هم بحث های میکردیم او آدم شوخ طبعی بود. * آیا آل در سال های آخر عمرش به بله در آخر عمر به این بود که اگر دارای پول و مقام رسیدن به اهداف شخصی خود های می کند. عقاید به معاد تا دچار دگردیسی نشود و به کارکرد داشت. * تالیفات شما شرح و ترجمه نه من 11 جلد لغتنامه نوشتم. 10 جلد نسخ خطی نوشتم. هر چند اساتید الان با آن هستند. من به یک دانشجوی خانم که دکترای بود شما در یک واحد هم می یا مدنی می خواندید. دکتر عمید به ما درس می داد مثل یک به ما درس می داد. متاسفانه بی پرنسی بی در می بینیم یکی از چیزهای که را به ابتذال می کشد پول بی حد است. این که می بینید را بخشیدم تا من زنده ام در آن می کنم. معتقدم دین در ساری و آن روحانیت ما سمبل بودند. یکی از سرمشق های من در بود. من به اتفاق یکی از دوستانم دیدن به قم رفتیم. خانمش بود رفته نان بخرد و منتظر ماندیم و با یک سنگک در حال برگشت به است. * شما بین و فرق گذاشتید و معتقدید رضا خان بود اما قبل از بود. با فرق دارد. متناسب با قوانین اعمال می دهد اما مستبد هر امری را دیکته می کند شبیه هم باشند. بخشی از مشکلاتی که در کشورمان است فرهنگی است چون ما را در می کنیم. در کدام مثل ما تملق گویی دارد. که را علاقمند بود اختیار جدیدی را بگیرد نظام بروکراسی کار نمی کرد. *شما یکی از دوستان در تشکیل که آل بین و آل چه گذشت. آل در آن به انتقاد کرد و گفت شما نمی توانید را بگیرید و هم در آن نگفت من را می گیرم. پهلوی دوم چون بود می ظاهر را حفظ کند و می خود را به شاه کند. دو در آن روز چپگرا به رهبری به آذین و غیرچپگرا به نام آل احمد. من که به ملی آمد که به من گفت به شاه اما نباید سانسور دست باشد. به نظرم یکی از عامل های انقلاب ظلمی بود که به کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه