بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب نبود



اسرار تجاری قلمداد کردن اطلاعات مالی

اسرار تجاری قلمداد کردن اطلاعات مالی


نقش در شکوفایی و رشد و چون و می باشد.با این یکی از های مهم در این این است چرا که با آن،قانون می تواند تمهیدات و را از پیش بینی کند.در این اطلاعات،چهار دارد. بر نخست، یکی از است و به ی می بر دوم،اطلاعات است که هر سوء از به و می گردد،بر سوم، که بر روی سه ی و اثر می است و بر که می شود. از بین موصوف،احتمال با منطق سازگارتر است چرا که با تمام های مال پذیراست. واژگان کلیدی: مال،ارزش داشتن،اسرار تجاری،اطلاعات مالی. مقدمه با آن که اما به و است.این از این که این به که آیا در این به سان سیاسی،اقتصادی و وصف است یا این که این مسامحتا استعمال شده و از آن ،اطلاعات است؟ با در به نظر می رسد به نام ندارد.قانون در قوانین مختلف در یک از و آن ی 65قانون است. در این یکی از شده اند.با در های در ذیل به نظر می رسد، مال را به این تسری و آن ها را به مال است به این شده اند نه محل بحث یا شدن است.همان طور که و مال یا را اند. از که مال است که باشد[1].گروهی مال را دانسته اند که داد و ستد می شود و در آن پول کنند[2].عده ای از مال آن است که نزد مطلوب و به ای که نیازهای را بر و ای از مال آن است که و باشد[3]. در مال ویژه ی عادی بود ولی پیشرفت های زندگی کنونی به تدریج آن را از این معنای و ابتدایی ساخت؛چندان که به عناصر دارایی اعم از عینی یا اعتباری مال می شود. در مال،مطلق بود آن که از دید نوع و بود اما جدیدی اند که این امر را می و آن چه راکه در ی بین دو طرف باشد،مال می ؛با این از مال و این ی در فوق به قوت است و مرز مال و است به که آیا نیز در طی ی به و سپس به این و در می شود. نخست: یک و چند است که می در آن ساخت. این است که این یک است که به های و ی و شده است.احتمال دوم این است که این ی و شده ای و که و جزو این است ؛به که سوء از به و شود،ذیل این از می گیرد. سوم این است که هر چند این در ما اما با درپاره ای از که به معرفی شده اند همانند می فهمید که هر که بر روی و اثر می شود و این که به نام در ما به رسمیت و هر با هر در می شود به آن چه از این به ذهن متبادر می است.در ادامه به از این و ارزیابی با به ظرفیت های شده است بند نخست: کردن این است که در در ی هستند.قانون در ی 65 الکترونیک، را به یکی از بر شمرده است. در این از آمده: & الکترونیکی، پیامی است که فرمول ها، الگوها، نرم افزارها و برنامه ها، ابزارها، تکنیک ها و فرایندها، تالیفات نشده، روش های و ستد ، فنون، نقشه ها و فراگردها و امثال اینهاست که به طور و در و تلاش های معقولی حفظ و حراست از شده است. طبق این ی این از سه و شدن با از تشکیل می شوند.اسرار به هستند.این به مثابه ی ای که نقش در سوددهی ها و بنگاه های می و اند در پول کنند.این & مستقلا ارزش& هستند.در این دو :برداشت این است که این مال می و فی و حاضراند در پول کنند[4]. دوم این است که این فی این است که می شود زیرا به شخص اجازه می دهد تا به طور موثر در آن صنعت و یا با سایرین کند[5].این استدلال از بند ب 3(1839)قانون ی 1996 شده است.در این بند آمده: & که به یا از آن جهت که اند هستند& [6]. در دوم می گفت که اگر در یا در یا ای که به کار می شده آن به است[7]. است از سری چند شخص و با این حال در آن به آن شده می که به در یا در نزد ای خاص شده بر ی این نیز به آن این که ی این و جهت حفظ این باشد. بر این به که ی است حفظ شود.از این رو در یک وب که هر در می آن را از می سازد.این در می و به می کنند.ماده ی (3)1839 ی 1996 نیز در ، و را صرف نظر از یا سر با این حال یک و آن این که در این این نیست. به هر چند در این به یک وصف و به یکی از شده اما که از قید در این اگر سر را به می یا این که بر این این در ی نیز ؟ در کتب در این ها، و سود را در که اند و از اند.با در این به نظر می رسد این با ؛با این حال این بود که خود در به این می و نه این که صرفاً ای را جهت دهد چرا که وقتی در این از این اسراربه سخن به می آورد همه ی دارند، پس ضرورتی به به یکی از این نداشت؛ در این از در بستر مبادلات بحث شده و این در فضای است و در این که در این را که در ی یا اند اما را به که آیا این نمی یا سر این از این نمی دهد. بند دوم: که از به می شود دوم این است که که هر سوء از به یا به اعم از یا می شودبه ی این از جنس است.این از ی 16 و آزاد به نشات است.در این آمده:& در که موسسات این با مستندات محرز که در درخواست شده، جان یا سلامت را به مخاطره می اندازد یا متضمن یا از در امتناع کنند& .بنابراین بر این تفکیکی و غیر و نوع زیانی که در اثر سوء از پدید می آید، به هر چنداطلاعات به عزل شدن هیات مدیره ی یک شرکت، خبر غیر است اما در که یا آن یا به سازد، این خبر نیز در ی و می گیرد. به این نیز از چند جهت خدشه است:نخست این که ی شده است. به درستی که آیا ضرر در عالم محقق شود یا این که ضرر و نیز در اثر کفایت می کند؟به آیا ضرر مسلم، موجودو قطعی یا ضرر نیز ذیل این می گیرد؟ثمره ی پاسخ به این پرسش این است که اگر ضرر را در ی ضرر به آوریم ، می شود و اگر نه، این ضیق و می شود. این است که ضرر و به در این که اگر در اثر و اندکی پدیدآید آیا این نیز می یا کلی و هنگفت باشد؟ در حتی ی را نیز است و به طور ضمنی آن را به قضایی[8] که این امر می شود این حتی شایعات و را نیز و این را بخشند کما این که در در بند 7 ی 1 دستورالعمل افشای های ثبت شده نزد سازمان 1386 نیز به نظربوده است. در این آمده:& اخباری حاکی از است که به طور غیر رسمی شده و ناشر تایید و تاکید است و می رود بر قیمت اوراق بهادارناشر تاثیر با باشد& .ایراد این که در این به توجهی در که اوقات از های نیز جنبه ی و حتی شدید تر از هستندبه لطمه به شهرت یک در است و به به ی می کند که نگرفته است [9]و در این که نیز نیست. به آیا ازآن، سودهایی است که فرد در اثر از یا که فرد از خود دفع نیز می شود؟با این ایرادات به نظر می رسد این نیز از و است. به جای این معیاردر این به می نمود و لا اقل هر که بازرگانی وتجاری را می کرد نه این که به در معنی مطلق کلمه بسنده کند. بند سوم: که بر دارائی، و اثر سوم این است که که بر روی سه ی ها، ها و اثر بگذارد. ها، اموال و به هر است که به پول و آتی می باشد. در این از اموال، های مشهود و لمس و رویت پذیر موجودی نقد، ملزومات، اثاثیه، ساختمان و و از ها مطالبات از و (حساب های اسناد حق اختراع و غیره) می باشد. ها نیز مبالغی که بازپرداخت در های بر عهده ی است.از می به های دریافتی کرد. نیز است از یا به ی مذکور. در که ها را از ها کسر نمائیم، مانده را می نامند و یا به آن چه که پس از ها و تعهدات از ها می ماند به یا است[10]. به نظر می رسد بر این از بین که در بر این سه به این که به و با پول هستند. از جمله این می به ، سود و و سهم کرد.ترازنامه یا بیلان است از که وضع یک را در یک می دهد.در ارقام به از طرف بر سه ی پیش و با طبقه بندی جزئیات نمایش می شود.صورت سود و زیان، است که وضعیت فعالیت های یک و نتیجه ی آن را طی یک ی می دهد و نیزیکی از های است که به ی آن در انتهای ی محاسبه می گردد[11]. با در شده به نظر می رسد این نیز یک اساسی است و آن این است که به شده؛در که شاید تری ای که یک از آن به رود ؛به نمی به این نظر گردید که ی بین و تساوی است به نظر می رسد ی بین این دو و من وجه است ، هستندو از به ورشکستگی، محافظه کاری، تقارن اقلام تعهدی، مسئولیت و هر چند ماهیتا به ی مال نمی اما جزو و به تبع به دلیل اثر گذاری بر سه ی پیش (هزینه، درآمد، سهم) به می روند، ی شده در این نیز از است و ی نیست. بند چهارم: که است دیگری که در این این است که به نام در ادبیات وتنها در که مال در را از این رو در وهله ی به مال و های آن و سپس آن را به بخشید. متعددی از مال اند به امام خمینی در البیع مال را این است:& مال است که و تقاضای آنان است و را در آن می پردازند& [12]و یا می به آیت الله خویی در مصباح الفقاهه کرد: & در عرف امری است که از به آن که ذاتا میل می و وقت می گردند و در آن و در مقابل آن اشیای علاقه ی خود چون پول و غیر آن را می پردازند، می گردد& [13]. خراسانی در ی المکاسب مال را می داند که طبع انسانی به آن گرایش داشته، نفع بر آن مترتب و احتیاج باشد[14].غروی اصفهانی نیزدر ی مکاسب مال را به هر که عرف است در آن بپردازد[15] .ازمجموع این این بر می آید که از میل و به می شود. مال است و در آن می کنند.نکته ی مهم این که ، از عین خارجی نمی و در کلام فقیهان هیچ قیدی از این حیث مشاهده نمی گردد. در نیز از مال و آن به عرف شده است. از بین حقوقدانان نیز هرکس به ای به مال است مثلا مال را بر داشتن[16] و بر این نفع را به دو قسم و تقسیم اند. از نفع است که یکی از های جسمی و فیزیکی آدمی را مرتفع و از نفع است که یکی از های روحی و را نمایدو آن را بر اند[17]. اما مبنای بودن، انتقاد شده چرا که از در عالم، که جسم و روح ما مفیدند و در عین حال مال مثل خون که ما است ولی تا که در بدن ما جریان مال نمی شود. اشیائی دریا، هوا، نور خورشید و نسیم صبحگاهی و و را می ولی مال به نمی آیند. از این رو جهت ی جامع و مانع که مال نه یک شرعیه و نه یک است [18]بلکه عرفیه است هر عرف آن را مال مال است. از دید عرف هر آن چه دو و نفع و مال است.منظور از این است که آن شی ءنیازی از شخص را بر و او در عین حال، مستقیما از را تا باشند؛ و واسطه می تا کننده ی از شود نیز مال می گیرد. از نیز آن است که در آن پول آن شی ء را ستد قراردهند. یک شیء نظرات شده است.برخی که ی یک شیء، به همراه امضای اگر عقلاء یک چیز شود و از سوی مقدس نیز ردع و در آن آن شیء دارد.آنها که که در آن شیء و تا به آن مال کرد مشروبات الکلی و تریاک مال نیستند[19] و خرید و فروش نیز باطل و حرام است[20]به و به تفکیک شده بدین نحو که را می که لیکن در زاید بر قید محلله را نیز اضافه اند[21] بر این اعتفادند که است شیء نظر و به دیگر، به وفور نبوده و آن شیء ازکمیابی و اگر چنان فراوان شود که هرگاه اراده شود بدون هیچ رنج و زحمتی آن را آورد، آن شیء ندارد[22] این این است که، هر چه مطلوبیت و مرغوبیت در بین و در آن از همدیگر پیشی جویند، مال می شود. که یک چیز به خاصیت و است که شیء متصف به آن است پس اگر آن شیء می یابد جدا از این که اصلش یا غیر باشد[23].این که شیء به ی به آن شیء می شود حتی اگر شی ء نظر نزد جماعتی بازهم آن را می کنند. این از را می و معتقدندکه تا شیء خاصی به طور و از دید تا مال شود در که شیء عده ای خاص را کند به ای که این از مال می شود؛ آن که شخص به مرضی مبتلا و درمان وی در که دیگران به آن رغبتی ندارند ولی آن فرد باشدبا مبلغ بالایی آن چیز را خریداری کند[24].ملاک از شخص در این جا است که از عقل به که عرف پس از از وی و نقشی که آن شیء در رفع آن شخص می به آن اذعان کند[25] .این که نسبی و به کارگیری آن بر حسب و مکان متفاوت می شود[26]. این واژه از مجزا است ولی با یکدیگر هستند.عدم شیء به فرد یا خاص آن چیز را از مال نمی کند خوک و خمر گرچه به ملکیت در نمی اما مال می شوند. به این ترتیب می گفت مال به عرف شده است؛ که بسته به موقعیت های متفاوتی که در ما پذیرفته شده است. با به مال در آثار فقهی و عدم تقید آن به عین، حق یا و (شخص و معقول)در و مال و مالیت، هیچ در به مال به چنانچه و در آن پول کنند، مال شده و از بین شده در فوق به نظر می رسد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 14 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
در معرض ضربات ریسک‌های شبکه‌های اجتماعی هستیم

در معرض ضربات ریسک‌های شبکه‌های اجتماعی هستیم


نصراله با اشاره به در گفت: و و در با و شد در ریسک‌های آن قرار بگیریم و پیشگامان حوزه ICT با ایجاد از فرصت‌های موجود در ما به نفع خود استفاده کنند. این به دلیل شکاف ایجادشده بین ما و تغییر و فناوری اطلاعات و ارتباطات در است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
یک هفته مانده به افتتاح نمایشگاه کتاب تهران؛ غرفه ها آماده نیست

یک هفته مانده به افتتاح نمایشگاه کتاب تهران؛ غرفه ها آماده نیست


- ایرنا- مجد،گفت:آماده های در خمینی (ره) با وجود اینکه زمان زیادی به آغاز فعالیت (12اردیبهشت )نمانده است، ناشران را مضطرب می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : فرهنگی
شاخص‌های مبهمی که شرایط را برای زنان بهتر نمی‌کند/ جای خالی اسناد بالادستی در تصویب شاخص‌‌های عدالت جنسیتی

شاخص‌های مبهمی که شرایط را برای زنان بهتر نمی‌کند/ جای خالی اسناد بالادستی در تصویب شاخص‌‌های عدالت جنسیتی


یک گفت: در شده است که از در آن و ردپایی از اسناد بالادستی همچون سیاست‌های کلی خانواده در نگارش این شاخص‌ها از ایرادات جدی آن محسوب می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
مدیران خدمات دولت را به جامعه اطلاع رسانی کنند

مدیران خدمات دولت را به جامعه اطلاع رسانی کنند


بوشهر- ایرنا- گفت: با در بخش های اما رسانی مناسب از این عملکردها باعث شده تا مظلوم واقع شود و مدیران دستگاه های اجرایی باید به سکوت خود پایان دهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اجتماعی
آشنا نبودن با محور توسعه پایدار، یک عامل مهم مشکلات محیط زیستی است

آشنا نبودن با محور توسعه پایدار، یک عامل مهم مشکلات محیط زیستی است


- - و با یک اصل را از در زیستی کشور دانست و تاکید کرد: نسا حاضر نباید به دلیل ورود تکنولوژی از تمامی منابع ملی استفاده کند و آنها را به غارت ببرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
برجام ستیزی ترامپ، کره شمالی را هوشیار کرد

برجام ستیزی ترامپ، کره شمالی را هوشیار کرد


- - گفت: به خود از درمورد برجام، سران کره شمالی را هوشیارتر کرده است و آنها در مذاکره احتمالی با با دقت بیشتری رفتار خواهند کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
پسرهای بد و سنگرهای بی‌دفاع؛ وقتی حسینی و بیرانوند به بیراهه می‌روند/ دروازه‌های تهی از عقاب

پسرهای بد و سنگرهای بی‌دفاع؛ وقتی حسینی و بیرانوند به بیراهه می‌روند/ دروازه‌های تهی از عقاب


حال خوب این خوب فقط به فنی گلرهای نیازمند تلنگر جدی هستند و آیا کسی هست که این نقاط ضعف را ببیند؟!
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : ورزشی
بعد از فردوسی، سعدی بیش از همه به فرهنگ ایران باستان توجه کرده است

بعد از فردوسی، سعدی بیش از همه به فرهنگ ایران باستان توجه کرده است


به خبرگزاری (ایبنا)، بر و با حضور محمد دهقانی، مترجم، و بعد از ظهر دوم ماه در اهل قلم شد. در ابتدای و در بحث، گفت: ما ها اهمیت و می شود گفت که یا و است و هیچ و به نباشد؛ با همه این ها، ما به حوادث عمر و او، چیزی می دانیم. یک وجه این به خود گردد. گویی که خود او در زوایایی از اش است. یک وجه مهم آن هم به این ایم که مان را به ثبت و ضبط کنیم. به این نمی شده است یا قصد ما این از آن ها تر از که در و در آن ها را آدم های و که کسی باشد. هم می خواسته ایم به نوعی آن زوایای فرهنگی که خودمان نمی پسندیم و و میل ما را کنیم. به هر حال هر چه که ما امروز اطلاع دقیقی و جامعه ای که در آن پرورده داریم. او داد: ما هنوز نمی کی به و فقط بنابر و قرائنی که می شود نظر داد که در اوایل قرن هجری به و در دهه 690 در است. در 80 و چند سال عمر که به آن عمر می شود. می را از این کلی که من شما هر چیز که و او قصه است و اگر و به دست باز هم به به خود او نه اند. ما قدر می که به شده خود او در در و در است که در و این تا از این که سین چین است تا و مصر که این خود است نمی به های به مثل که یکی از او این است که از مگر با و و بعد که این هم با به قلت و که به کار نیست. شعر ها است در به در کرد و افزود: آن قصه ها و که خود یا به آدم این قصه که او سی یا چهل سال را از و از و است و از به بعد از و بعد در دوره پختگی در 50 سالگی برگشته و به جای به عادی شعر بگویند به شعر چون قند کند با عقل جور درنمی آید. کسانی هم که در عرب پیش زمینه ای دارند و شعر عرب را می شناسند، می شوند که شعر های چنگی به دل نمی زند و ماهری نیست. در شعر که گفته، هاست و خود عرب ها جذابیتی ندارد. او داد: نمی شود که از کودکی و 30 یا 40 سال در و سرزمین های باشد، عاطفه زبانی او در شکل گرفته و بعد برعکس قاعده، به به شعر و نثر نوشتن با شکرین کند. به نتواند و آن ها هم که جای اشکال دارد. بنابراین باید در همه این ها به جد شک کرد و آن ها را نپذیرفت سفر را دوست داشته، یا هم سفر می یا لااقل در آرزوی سفر بوده؛ اما اگر هم اینطور او مقطعی است. همواره مقام، مقر و مستقر و است که چند ماهه به اطراف ولی دوباره به گشته و این طور است که سال های سال از دور باشد. خود را خود می دهد تا باورپذیرتر با چاپ مرحوم یوسفی، عجالتاً بهترین تصحیحی است که از از باب اول که در سیرت پادشاهان است را قرائت کرد و گفت: این را انتخاب کردم، زیرا ضمن محتوای خوبی بتوان این را هم از آن کرد که در این می گوید، لزوماً واقعه نیست. خود را می کند و این یک تکنیک، شگرد و استراتژی است که او پذیری انجام می دهد. در صحبت که سال ها پیش در جایی داشتم، روی این که بین من و من تفاوت بحث کردم. در ما و در مدرن بین این دو فرق می گذارند. رمان بوف کور که از اولین داستان است که به این سبک اول شخص ولی خطاست اگر ما آن من که ماجرای بوف کور را تعریف می با من صادق هدایت یکی بدانیم. در و مخاطبان او جدایی من از من به این معنا جدا و اهمیتی هم چون هدف اخلاقی و تربیتی بود و هدفشان و واقعیت است. ما اگر حرف را در دیباچه کنیم، می شویم این من و فعل اول شخصی که در اینجا به کار می برد فقط است و ما نباید من بدانیم. به عجم و خصیصه است سخنران در ششم از باب را و گفت: می خواهم به یک کنم که درآثار بیش از هر و ما و آن به عجم و به قول امروزی ها است. به جز واقعاً هیچ و کهن تا قبل از قرن نوزدهم میلادی در سراغ ندارم که اینقدر به و پیش از باشد. در عین است و در عین در و مسلمانی هم سنت گرا و کار با این حال که او یک اهل سنت کار به شدت به و می بگویم بعد از فردوسی او کسی است که بیش از همه شاعران و نویسندگان به عهد است. در این همچنین ما می توانیم بفهمیم که در قرن دو سه قرن بعد از کارکرد شاهنامه به لحاظ سیاسی و اجتماعی چه است. شاهنامه، کتابی بود به زمامداران هشدار دهد که ستم نکنند. ضمن باب که در باب عشق و جوانی یک ویژگی خاص و آن این است که با باب عشق است تقریباً اثری از خانم ها در این باب و هم که هست خوب نیست؛ سه از باب و اظهار کرد: می گوییم است این است که را خوب توصیف و را که درون ماست و سعی در آن داریم، در صحرا و آفتاب پراکنده و پیش چشم ما داده است. من فکر می کنم خود را خود تا ناچار نباشد به کس بگوید. یکی از وجوه جذابیت این است که نه زهد فروشی نمی بلکه علنا خود را از آن جدا می و دائم می از خود رفع تهمت تقوا کند. خوی غزل این است که تآویل را باز می وی در به غزل پرداخت و گفت یک خوی غزل بر خلاف از غزل های به در این است که را باز می گذارد. این از جنسیت که معلوم مرد است یا زن می شود، تا زمینی یا آسمانی، انسان است یا خداست تا چیزهای را شامل می شود. غزل که از عشق سخن می گوید مشخص است. موضوع عشق چیست؟ کیست؟ و چه جنسیتی دارد. از آن طرف هم می غزل عارفانه و قلندرانه سنگ می این جلسه 2 ساعته با خواندن غزلی از توسط و پرسش و پاسخ شرکت کنندگان در به رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی

دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی


2ـ2ـ2. ـ جان سرل در با است ـ باید، یک نقض می آورد. اما که خود وی نیز می گوید، روی با با & جدید& از این است. (Searle, 1964: 43 and fn.) او را این خلاصه می کند: & هیچ ای از توصیفی[37]، نمی افزودن دست کم یک مقدمۀ ای دهند.& اما این تقریر سرل از آن با در این است که که در بحث قبل است ـ است در حالی که قرن بیستم که روی سخن سرل با آنهاست، و است. اگر داد که دست کم در می را از است هم کرد. و سرل می را دهد. او این است: 1. این را کرد & من به این قول می دهم که به تو، اسمیت، پنج بدهم& . 2. قول داد که به پنج بدهد. 3. خود را تحت این داد (آن را بر گرفت[38]) که به پنج بدهد. 4. تحت است که به پنج بدهد. 5. به پنج بدهد. سرل از 4 تا 5 را با فرض ‎هایی شده از می داند. نیازی به تصریح این این است که گویی[39] هستند. ادعای مهم سرل این است که در سلسلۀ استنتاج‎های این هیچ اصل اخلاقی، یا چیز از این نوع (Searle, 1964: 44) هدف برخلاف پرایر، گذر صرف از است ـ نیست. در گذر صرف، می اما در این عرف یا سنت قول دارد. 1 به خود 2 را نمی دهد. فقط با فرض‎های است که نقل قول در 1، می شود فعل قول دادن. از 1 که قول داد پنج به یک سری ها از عرف‎های که او را می و نیز که در & من به این قول می دهم& شیوه ای است عمل مذکور در 2 قول دادن؛ و شرایطی که اش را ادا کرده، از هشیار است و جدی حرف می زند، در حال تمرین نمایش این حرف را نزده، در حال نقل یک رخداد نبوده و .... فهرست این ها هر مناقشه ای هم که یک نکته آنها مسلم است و آن تجربی یا طبیعی هستند. فرض همۀ این های شدن 2 از 1، ذکر و به بررسی بقیۀ بپردازیم. 2 3 را می دهد؟ سرل می گوید قول بنا بر تعریفْ خود تحت به آن است. در 2 شده از قول 3 حاصل می آید. اگر قول را خود تحت را می یابیم. می این تعریف را به افزود: 2الف) همۀ قول دادنها، خود تحت (بر گرفتن) به قول هستند. این بنابر اخیراً & تحلیلی& [40] و به قول سرل است. به نظر سرل نمی قول را طوری کرد که در آن نباشد بگوییم & قول آن در است& ، چون قول را از به آن از قصد آن کار می بر است. 4 از 3 می از 3 دست کم می شود که & به شرط (یعنی به شرط رخ که را از بین ببرد)، تحت که به پنج بدهد& . هر است رخ دهد و فرد را از الزام‎هایی که بر است کند و این & به شرط معارض& را می گرداند. اگر 4 را این قید از 3 قید را به 3الف بیاوریم. 5 از 4 می ای که بین 3 و 4 بین 4 و 5 نیز است. از 4 می شود که به شرط (یعنی به شرط مهم‎تری باشد) پنج به بپردازد. سرل و گام آن، از 2 به 3 در این است که که است می شود. (2الف)، قول و است. پیش از 2، با های روبه‎رو و پس از 3 فقط با های ارزشی. (& از 3 تا 5 است. فقط بر قول و است...& سرل نمی کند را قول و یا قول و (Searle, 1964: 50 and ff.)). اگر 2الف این که ما قول‎هایی را که می یک بود. در این ای از های بود. این یک و به قول سرل در قول به آن باشد. به است که سرل بر آن می کند. چرا 2الف به این پرسش مختصراً به مبانی ای توجه که سرل این را به پشتوانۀ آن مطرح می کند و این را مشتی خروار می (Searle, 1964: 52-8). که در ابتدای این قسمت سرل در با از می ثابت کند می از توصیفی، ای کرد. سرل به درستی است که & توصیفی& انواع مختلفی دارند. توصیفیِ الگو، که طرفداران تفکیک ـ می زنند اینهاست: & ماشین من می 120 کیلومتر بر ساعت سرعت برود& ، & برادر من 180 سانت قد دارد& و قس علی هذا. بر اساس این تفکیک، این را نیز به شمار آورد: & همکارم کرد& ، & قول داد& ، & من در جیب دارم& و & تیم گل زد& . اما دستۀ دوم مهمی با آن الگو دارند: دارای از & ازدواج& ، & قول دادن& ، & گل زدن& و & تومان& ، به سنتها یا عرفها[41] هستند. اگر عرف پول داشتن منتفی می شود؛ که داشت، چند تکه و است. به منوال، فقط در عرف است که کسی می کند و در عرف قول است که کسی قول می دهد؛ اینها، او فقط حرکاتی می کند و بر می راند. را می بخوانیم. در مقابلِ آنها، غیرعرفی یا محض[42] دارند. من چند تکه در که رویشان هست، یک امر محض من پول در دارم، یک امر است. از & عرف& در اینجا چیست، دو نوع قاعده[43] را از هم تمیز دهیم. رفتارها و فعالیت‎های از قبل موجود را نظم می دهند، رانندگی. این هم دارد. اما به وجودآورنده یا مقوّم فعالیت‎هایی هستند، شطرنج. نظم رفتار بازیکن نیستند خود است. این ندارد. عرف، سیستمی از است. عرف‎های ازدواج، پول، و قول از این جهت که سیستم‎های از همانند و هستند. به عرف‎هایی هستند. سرل است اگر متوجه بشویم و ماهیتشان را بفهمیم، درخواهیم یافت که بسیاری از الزام‎ها، تعهدها، حقوق، و مسئولیت‏ها نیز هستند. قول یکی از این نوع الزام‎هاست که سرل مبنای یک & باید& از یک & است& است. او از یک امر محض (اینکه کسی را ادا می کند) آغاز می و سپس به فعل را پیش می کشد و از طریق به این امر می رسد که & آن کس به کس پنج بدهد& . کل این بر این است که قول بر گرفتنِ به آن است (دقت شود.) این که & به قول‎هایی که می پای بند باشیم& یکی از گویی‎های مشابهِ به الزام‎های است. به نمونه ای دیگر، & دزدی کرد& را می این که & به به کسی، ضرورتاً به حق تسلط او بر آن است& . این یک مقومِ عرف است. & دروغ گفت& را می این که & را تصدیق کردن، بر به راست گفتن است& . همۀ این اصول به نظر مثال‎های نقضی در مقابل است ـ باید. ما به صرف یک امر داریم عرفیِ عرف را در کار می آوریم. & قول (دادن)& مرهون است (دقت شود). این به ای که شدن من به داده، شدن من به او (به شرط معارض) نیز هست. (Searle, 1964: 58) ما این بود که چرا 2الف (بقول سرل گویانه) است. که از توضیحات فوق آشکار می شود، این است که 2الف & مقوم& قول است: & قول بر به آن است& . این سخن این است که عرف قول من‎های به آن ندارد. از اشکالاتی که به سرل شده بر رد استوار است. یکی از این اشکالات، این است که او (همان گویی) می داند، نیست. (Pigden, 2016: § 4) ای است که آن یا از تشکیل آن یا از که آن معناشان را از آن می گیرند. ای که سرل به آن این است: (ت) اگر شخص ش قول دهد که عمل ع را به شرط وظایف ع را دهد. آیا (ت) & قول دادن& یا است که این کلمه معنایش را از آن می گیرد؟ منفی است. اگر ما عرف قول را رد یا محکوم می (ت) را انکارمان از قول یا خود عرف قول باشد. از & رد عرف قول دادن& چیست؟ به یک مثال، شخص در صورتی عرف قول را رد می کند که به پای بندی به قول‏ها، خود قول نیست. از شرکت در عرف قول می کند و رعایت آن را بر خود نمی داند. عرف قول را اخلاقاً مشکوک می بر خلاف (ت)، به قولها را مستقل از خود قول می داند. این موضع شاید غیرمتعارف اما دچار تناقض و کاملاً قابل جمع است با این شخص را که رد می کند می فهمد؛ او می به خوبی بفهمد که طبق عرف قول ما کلاً به قول‎ها پای بند و در عین حال باور که ما در هیچ الزامی به این کار نداریم. ویلیام گادْوین است ما قول می یا است یا نادرست. اگر حتماً انجامش دهیم. چرا؟ نه به این علت که قول ایم بل به این علت که آن کارْ است. اگر ما دریابیم که است از آن قولش را (Godwin, 1793: 3.3). در هر دو حال، که به طور کلی ما به قول‏هایمان پای بند باشیم. نظر گادوین غیرمعمول است اما از سخنان او روشن است که هم با قول آشناست هم با عرف قول که آن است. اگر یک را که ادعا شده است کرد و این از یا عرف نباشد، آن نیست. من معتقدم سرل این ایراد را پیش بینی کرده و کوشیده آن را خنثا کند. به اعتقاد او، عرف قول دو نوع می پرسید: از بیرون و از درون. این که & چرا ما باشیم؟& سؤالی بیرونی است که عرف قول پرسیده می شود و نه در آن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
کاپیتان استقلال خوزستان:هیچ کس از ما حمایت نکرد

کاپیتان استقلال خوزستان:هیچ کس از ما حمایت نکرد


تیم گفت: در این فصل هیچ کس پشت تیم از ما حمایت نکرد و زمانی که می بردیم برخی افراد پیدا می شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
سرنوشت سه‌هزار واحد مسکن مهر سمنان در ابهام است

سرنوشت سه‌هزار واحد مسکن مهر سمنان در ابهام است


سمنان-ایرنا- طرح 35 مهر در دهم به با گذشت حدود 10 سال از آغاز اجرای این طرح، اکنون سه ‌هزار از این تعداد در استان، نیمه‌ تمام رها شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : اقتصادی
نبود مدیریت در رویشگاهها عامل نابودی گونه گیاهی کلوس است

نبود مدیریت در رویشگاهها عامل نابودی گونه گیاهی کلوس است


شهرکرد- ایرنا- و در برداری و رویشگاه های کلوس (کرفس کوهی) و هجوم آفت ملخ را عامل نابودی این گونه گیاهی در حال انقراض دانست.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ظریف: آمریکا زودتر نظامیانش را از سوریه ببرد/ هشدار به رژیم صهیونیستی

ظریف: آمریکا زودتر نظامیانش را از سوریه ببرد/ هشدار به رژیم صهیونیستی


به گزارش در با به از برجام، بحران سوریه، یمن و رژیم صهیونیستی در سوریه پرداخت. پیشتر از با این را کرد (اینجا) و او را در متن زیر بخوانید: با ضد شد و به از آن شد. گفت: «در 14 و 15 که از به کار گذشته او متعهد به (برجام) است. او و دولتش به هر اقدامی مبادرت کردند تا اطمینان یابند از نشود. اگر از آن که در و از ما کرد که همه گزینه‌ها(برای ایران) روی میز است.   اول از همه گفت که (خروج از برجام) به در انجامید. در این 15 با این را از آن آن است که به او که این یک بین و و از آن را از این دید که یک در نیست. در از در بود و که و این (برای آمریکا) نیستند. اگر به از بین در آن هیچ در چرا که ما که یک یکجانبه داشته باشیم». خبرنگار متحدان «رفع برخی از نگرانی‌های ترامپ» کرد و پرسید: شما چیزی را خواهید کرد؟» در گفت: «نه نخواهیم کرد چرا که مهم است اروپایی‌ها را به تبعیت از به است و این بوده است که است. ببینید به روشنی و صراحت بیان کرده است که در بازداشتن شرکای ما از تعامل با است و این موضوع، نقض صریخ است. به نظر من اگر اعضای هسته‌ای و به طور خاص سه کشور می‌خواهند بکنند را پایدار و نباید به درخواست‌های اضافی بپردازند بلکه را به تعهداتش در و کنند».   مجری کرد: شما می‌گویید که اگر را از بین ببرد، هیچ خواه کره شمالی یا دیگر توانست با به برسد؟» داد: «کشورها تصمیمات خاص خودشان را می‌گیرند اما این واضح است که یک سابقه و رویه بد گذاشت و این پیام را به داد که طول و دوام هر به دوره (یک در آمریکا) بستگی داشت و این سبب شد که قبل از هر مذاکره‌ای با آمریکا، دیگران این مذاکره با تعمیق فکر چرا که مذاکرات، بده بستان است و افراد نخواهند بود در صورتی که بستان‌هایشان موقتی باشد، به دادن امتیاز باشند».  او در ادامه گفت: «ما داریم و این هستیم از جمله ازسرگیری فعالیت‌‌های هسته‌ای‌مان با سرعت بیشتر است و همه این در خود هم درنظر گرفته شده است. این اجرایی شدن است و ما هر که مناسب بدانیم ضروری را در این باره گرفت». دیپلمات ارشد افزود: «مشخص است که بقیه کشورهای جهان نمی‌توانند از ما بخواهند که یک یک جانبه و یک طرفه را اجرا کنیم؛ که تا همین هم (توسط آمریک
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
کوچ ، انتخاب هنرمندان مازندران برای جبران کمبودها

کوچ ، انتخاب هنرمندان مازندران برای جبران کمبودها


ساری – – جست و جو ترک ، و در با از جنس عواملی ناشی از کمبود و فضابرای تمرین و اجرای برنامه های هنری و حمایت مالی گره خورده است .
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
معجزه سپاه پرورش غیورمردانی است که در قاموس‌شان جز اعتلای کلمهالله جایی نیست

معجزه سپاه پرورش غیورمردانی است که در قاموس‌شان جز اعتلای کلمهالله جایی نیست


گروه اجتماعی- از است که رنگ به نبود. آنانی که ره صد ساله را یک شبه پیموده و مشق جهاد و شهادت را پیشه خود ساخته اند و سودایی جز اعتلای کلمه‌الله در قاموس مقدسشان جای ندارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
خودم را یک رویاپرداز می دانم

خودم را یک رویاپرداز می دانم


به ایران(ایبنا) به نقل از فرشته؛ سیویکم ماه جشن های بی زن و ؛ اثر ملک و در های عید با چهره چون احسان کرمی، آناهیتا همتی، شرمین نادری و .. در شهر فرشته برگزار شد. در این دوستانه علاوه بر پرداختن به تازه ملک مرزبان، از موضوعات سخن رفت به گپ و شد. ملک از آن دست است که در های قلم زده و از و در تا و اجرا. به جهت از شد که را بیش از همه به تر می داند: اگر به از همه بخوانم و بنویسم. من را یک رویاپرداز می دانم؛ رویاهای و دیگران را روی و تجسمی به آن ببخشم. که من به ورود بی ربط به هم نبودند و همگی هنر و فرهنگ و را پوشش اند. در دهه 70 می کردم، در دوره از سوی یکی از همکاران پیشنهاد به من شد و کم کم به مرور در این پذیرفته اما به طور کلی را متعلق به می دانم. ملک از این گفت که او و هر کجا که حتی پشت است ای به که در وقت آن را روی بیاورد: هیچ وقت من به و وقت ها که پشت رُل آن که در می حتی یا سرِ کار به می آید که آن ها را می کنم. قصه آدم ها است و هم که قصه را من می این گنج من است چرا که را من می کند تا را روی بیاورم. در از او با و شد. می و آیا این از با او است: من از با و ام که مهم پدر و بودند. هست که بود که به من داد. بار که آن را نفهمیدمش. آن سال ها که با های و های این ها که از مثل کلانتری و ... دنیای تصویری من را ساختند. ساعت های تنهایی من در با این ها پر می شدند. از طرف پدرم هم از آنجا که فیلمساز بود به این تصویرسازی های کمک می کرد. بیش از هر چیز در خانه ما تصویر بود و عکس. و مهم تر از آن حرف زدن که می خواندیم و که می دیدیم. من از سیزده سالگی با شدم و می توانید که پیش بینی کنید که چنین چیزی، چه تاثیری روی و ذهن یک نوجوان می گذارد. به دلیل بود که من از ها به لحاظ خطوطی را در شناخت کارگردان ها و های ام پیدا و به سلیقه هنری، و ادبی من شکل گرفت. او چگونگی یک خواندن، گفت: کسانی که خواندن برایشان عادت است روش های یافتن شان دارند؛ در ها پرسه بزنم، به های می روم و از پیشنهادات گرفتن استفاده می کنم، حتی با رفقا قرار می گذاریم و بیرون رفتن برایمان بهانه ای خرید می شود تا هم فال هم تماشا. نوع هم هست که این در های و جدید را دنبال می کنم. در از او شد که در را در ذهن دارد: امری شهودی است. اغلب را می کنم که را دارم. نیز تلاشم بر این است تا جدیدی را کنم. اما در ندارم. بیشترین چیزی که دارم، قصه گویی این که را که و و خواننده ته ش نگوییم که چی؟! به نظر که می نویسم پیام یا تلنگری به همراه داشته باشد. به طور کلی قصه بگویم تا با الفاظ بازی کنم. های بی زن و قائل شدنِ تفاوت زن و مرد را در یا هر دیگری را صحیح نداست و گفت: من جنسیتی را در این قبول ندارم. طبیعتا من به یک زن در قصه المان های به کار می برم، یا ظرافت های ای که است در قصه که مرد دارند مشاهده نشود اما تفاوتی زن و مرد در کاری وجود ندارد. در اینجا بود که رفتیم سرِ اصل ماجرا و های بی زن و ؛ آن از کجا به ذهن ملک رسیده است: تعدادی از های این ابتدا در کرگدن چاپ می شدند. اندک به توصیه برخی از تشویق شدم که را به مستقل منتشر کنم. اسم هم اتفاقا جالب بود که اشاره ای به یکی از نمایشنامه های معروف باشد؛ های زن و اثر اریک امانوئل اشمیت. این این اسم به رندانه اسمی که ذهن را از ابتدای شنیدن درگیر می کند. به هر حال به نظر من به یک کالای نیاز به ویترینی تا به بهترین نحو به شود. قصه های این نیز بود که یا از پیرامونم شان را بودم یا خواب که می دیدیم. سوژه بعضی از قصه یک عکس بود. هم در جاده یا سفر به ای می رسیدم. پرسش پایانی تا چه حد می گذارد: باین به همه آدم ها تریبونی است که به واسطه آن اجازه اظهار نظر در هر زمینه ای را به خود می دهند. همه چیز با تعداد follower سنجیده می شود. حقیقت این است که را صرف کردن من جذابین ندارد. گفتنی است در پایان این مراسم، جشن های بی زن و شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : حوادث,فرهنگی,هنری
تبارشناسی اندیشه سلفی معاصر

تبارشناسی اندیشه سلفی معاصر


چکیده های از جاوه تا و از تا عربی، شده نیز از و تأثیرها (و گاه آسیب) بی در ها و و و هوادار و به های کم و است. ضمن بر های به ها و علل رشد گری در می و با تشریح اشکال یادشده در این می کند دریابد که های در از چه چه را می و به های و در از خاک کجاست؟ فرضیه ای که در این و آزمون خواهدشد، این است: درعین حالی که های به در این تأثیرهایی را بر شدن برجاگذاشته نقش عوامل در این تر است. این و گری در به این دست می که تحت دو & و آفریقا& قراردارد و سه طیف سنت و در آن اند. طیف سنت گرا که به امر تبلیغ دین و در طرفدارانی داشته، مساجدی را در این دراختیاردارد؛ پوشش ای از آنِ است که گروهی کم شمارند ولی تر عمل می کنند. کلیدواژه ها با بیش از شش در در را در خاک خود جای این در و را خود را به و در می از نیز در ن های و دارند. ها، مردانی با شلوارهای کوتاه، عرق چین و ریش بدون شارب و زنانی از سر تا به قدم پوشیده با نقاب و برقع در خود را مصادیقی از های می ای کم شمار، ولی برانگیز که در ذهن و خاطر هر رهگذری (ناخودآگاه) اثرمی گذارد؛ اثری که بسته به موقعیت، باور و های مخاطب، است. در و در آن در ها و و های خرد (مانند سایت ها، وبلاگ ها، حساب های توئیتری و به پست های ویدئویی یوتیوب)، نیز است که های آن را در و جستجوکرد؛ و های نیز در مسائل مربوط به و فرایند جذب و حل های مهاجر، توجهی خاص را بر های متمرکزساخته، ای بیشتری به اختصاص می دهند و را نماینده و درحال رشد در و خطری و آن و قلمدادمی به و دو طیف و (به افراطی) شدن در و است که ها به & در یا و مسجد& به آن می و بر موج می و در آتش آن می دمند. و به و به و خطر که در یک به هم می رسند: در در و نو و با دو جهت متفاوت: یکی به و در و از آن و رفع از و به آن در به و با و های در عمومی. و های در است که با به های و که از جهت ها و از این ها در می که و ها و های شکل به عمل آید تا ها و و این ها را کرد. که این آنهاست، اند از اینکه & آیا گری به در به طور حضوردارد؟ در چقدر برآوردمی شود؟ گری به چه معناست؟ و در چه نمودهای مشخصی دارد؟ مراکز در کجا هستند؟ های های و به احتمال (احیاناً)، کدام وجهه و این نزد و چگونه آیا دهی خاصی (فراتر از مساجد و مدارس) دارند؟ این و با کلی در از (جریان در مصر و و به طور وهابیت) به این ها، نخست به به تاریخچه در موج های به در سال های پس از جنگ اول و دوم، و نقش بومی- مغربی در شکل مهاجر خواهدشد و شکل و برآمدن از آن و در رویدادهای سال های ضداستعماری و رهایی بخش و های ای در جنگ سرد و پس از آن خواهدشد؛ سپس به به و و گری مختصات در نمایندگان آن و ها یا شخصیت های برجسته آن پرداخت و اصناف گری در معرفی خواهندشد؛ در پایان به طور اجمالی، به در نگاهی انداخت تا از این طریق، شفاف از های به دست شود. الف- مطالعاتی در و به عام، و در غرب و به خاص شده این ها پس از 2001 به طوری چشمگیر رشدداشته های و در باب در کم شمارند؛ شاید این نقص با نظرداشت تداخل و گری چشم پوشی اما با به پیچیدگی های گرا در دهه اخیر و ها و های و این ها ضرورتی را می طلبد. مهم ترین در باب گری در کتابی با گری امروز: های گرا در غرب [1]به قلمسمیر امقر[2] این دکتری نویسنده در رشته است که زیر نظر اولیویه روا[3]مدیر در پاریس[4] گذرانده شده است. کتاب، حاصل است. در خلال نٌه سال (از 2002 تا 2011) با 87 نفر از (در محدوده سنی 19 تا 54 سال) در مناطق و نیز در بلژیک، انگلستان، کانادا و ایالات متحده مصاحبه است. وی همدلانه به های در اروپا و آمریکای شمالی واردشده، و به ای بر محبت و تنفر هم به پیداکرده ولی به فاصله خود را با حفظ است. در ادبیات مبحث مورد این همچنین می از دو گری چیست؟[5] اثر برنار روژیه،[6] و کتابسلفی گری از خلیج [فارس] تا حومه [پاریس]: گری شده[7] اثر محمدعلی ادراوی،[8] نیز یادکرد که در غنابخشیدن به های های اند. در با های شده در این های های در است که این ها را و (تئوریک)، و می داند. ب- گری 1- گری[9] (آنچنانکه این در و است) است به و آن این در در & سنت گرایی،[10] بنیادگرایی،[11]تعصب [12] یا خواهی[13] و گری[14] یا رادیکالیسم[15]& و در بطن تر & گرایی،[16]جهادگری[17] و گری[18]& می شود. به می شود که در یا به با و به (و به طور دینی) را می این با & دینی& ، به و های ندارد. در این های و وجه و سنت دارند. که بر از سنت بر حفظ آن (در گرایی[19]) می سنت (در نوگرایی[20]) نیز در عام به می شود که به و می ورزد. گری (در گرایی) به می شود که و و (رادیکال) و است و به رود. به می شود که به دین (اسلام) در و و و از روش های یا می کند. است که با به بر به و با (ضد کافران)، می شود. خاص شده در است که با جنگ و ای و بود. گرا و که می که به طور های نیز می و بر های یا و به یا به شوند. این را که هر به و هر هم، های در اهل به طور از های شده اند. و (تنزه طلب)، بیش از های به در های می شوند. 1-1 گری به بازگشت[21] گری به ای نو در و در ای از و عمل است که و و نو در است. بین در پس از 2001 و به برج های در به در سطح و ای این در خلأ روی در غرب و (به در می شود)، و است. را در & های بازگشت& و معناکرد. های و در به وضع و به و است که به جای در در ای، در و عدم می شود و ای از (در یا در های و اجتماع) در این است که کلی و آن را می کند: به خود (خویشتن خویش) در به سنت (به در ها، ها و روش ها با بحران) در سنت و به (مانند صدر یا یا حتی به رمز و دین و دنیا) در یا (در مثبت). اگر گری را به و روش در صدر (با به خود به سلف صالح) می های و آن را در دو شکل و یا و آن و پرسید: & یا در به چه شکل است؟& و با آن در هر که & چه به آن کمک اند؟& . از های گری یا در و اجتماعی- که در از آن به می این یا می یا و (در در سال 555 ه.ق. یا در سال 1922) یا با غرب (به کل) باشد. گری به به به یا است که در آن، سلف و برقرار می شود و به سلف و رمز به عصر و خروج از می شود .(Amghar, 2011:14-15) به متجدد و بیگانه با سنت (مدرن) در ساختار سنتی، که به ازمیان رفتن سنت و ناکارآمدی آن در گویی به نیازهای می انجامد. سازوکاری به و خودی و رسیدن به آرامش و امنیت و است. ای که در آن، خطر و ناامنی و ازدست میراث آشکار است و با بی و از نو از این منظر، گری (در سطح و فردی)، عدم اطمینان به و به نقطه اتکایی ماورایی گذر از (در سطح فردی، خانوادگی، و تاریخی) می شود. گری به را می با بر و تقابل آن با سنت نیز فهمید. در هرآنچه در سنت پیشینیان نشانی ندارد، بی و بدیع می شود و در هر ضلالتی، نهفته است و با کفر و ارتداد، است. نفی امر نو با به ها، سنت ها و بازسازی آن ها، یادآور نقش و در عشیره ای با مستحکم خانوادگی و قبیله ای نیز می تواندباشد. این را نیز از نظر که لزوما، ضد حتی برعکس، به مقولات کهن و مادی، برداشتی است یا درنهایت، به می که به سبب ابزارهای (با غفلت از تبعات آن)، سنت را از مادی آن جدا و نابودمی کند و به و موهوم بدل می سازد؛ کاری که (در و پوزیتیوستی)، با سنت می دهد و آن را از تهی می کند و (آن را) در و موزه ها محصورمیسازد؛ با این تفاوت که تنزیهی و توحیدی، با ترقی (در آن)، جایگزین شده است. با امر از آن با امر نو و روزآمد، پیچیده تر چالش هویتی است که در آن و خاص از دارد. با تقدس امر کهن (به نام شرک) می در تصویر بت های شرک آلود، بی تمثیل از را برمی کشد اما ازآن سو، در امر نو و آن، نرمشی می به ای که خود را به بر های تقلیل می به این که و صوری از و شرک و مصادیق آن، هندسه ای از مذهب، هنجارها و که در آن، اصل و اصل نفی سلطه، فنّاوری در خدمت های پذیرفته می در این شاخه ای از (یعنی جناح آن) درک و نواستعماری، و به است که سهم و را از این در حدوث و بقا برده و می برد؛ بازگشتی به سلف صالح، چنانچه با دواعی و بیامیزد و از و دنیوی مدرن، شود و ای بار و تنفرآمیز را از به عرضه کند، سرانجام به (پروژه ای) پیشبرد های مقطعی بدل می شود. های در افغانستان، بوسنی، عراق، لیبی، سوریه، یمن و نقاط در سه دهه گذشته، این امر را تأییدمی کند. 1-2 گری به گری بازخوانی نقش دین در تفسیری است که خود بر و شده است و در متلاطم و نوشونده به سلف و را پیش پای انسان در می گذارد. به در انحطاط و زوال ضعف را در مقابل در از های نبوی و سلف معنامی کند و به و و به شکل را راه در و آخرت می شمرد. اگر رستگاری، آن، است. از اصیل را به دلیل مطرح می سازد و بشر، به سلف یا به تعبیری، بازگرداندن صدر را طلب می کند. از بیرونی، و است که های کهن است و نه بر فهمی خاص از به روش و و سلف پای می فشرد، این فهم، نوعی رفتار منطبق با سبک صدر اول را به مسلمانی، پیش پای و پیرو قرارمی دهد و به ای بر اصالت و حقانیت فکر و زیستی خود باوردارد؛ که مرزهای عینی، ذهنی، و سلوکی را ترسیم می کند. شکل ای متشکل از که اندیشه، عقیده، عمل و شان سلف و روش و خاص برگرفته از و تابعین هدف غایی است. است. از این آموزه، به توسعه شرک انجامیده به این که نه در اعتقادی، به یگانگی و آن لحاظ شده التزام به نیز در بازتعریف آن، باریک بینانه (مداقه) مدنظر قرارگرفته بااین بیان، غیرمتدینان به ادیان آسمانی، مؤمنان به دیانت عیسوی و موسوی، و نیز که با به شهادتین (وحدانیت و رسالت نبی اسلام) به عقاید و مغایر (به سلفی) ملتزم اند یا حتی اگر فساد عقیده نداشته باشند، بر گناهان و کبیره اصرارمی ورزند، همگی در ردیف قرار می گیرند. سنت (در بدعت) در اصل را می کند. هر در سنت صدر و در و قرینه ای تأییدش وجودندارد، است و هر مایه و گمراهی و در حکم کفر و شرک است. که با هماهنگ و از مشرکانه (به سلفی)، دور ناب، و است که لب لباب دایره این شرک موسع (از سلفیانه)، بسیاری از های و را می گیرد و هنگامی که با داعیه تعهد و مسئولیت پاسداری از دین حنیف و می آمیزد، به صدور و قتل به نام با می انجامد. & گری جهادی& ، مضیق از و قتل عام افراد و های معارض خود (اعم از و تا شیعیان و غیرسلفی و معارضان و رقبای جهادی) را می کند و در این بر شماری از عالمان استنادمی در مواردی، شخص در میدان خود تشخیص و تطبیق حکم، مصداق و مجری آن است و پیشینی یا پسینی نقش تمهید یا امر را بازی می کند ج- اولیه های اهل سنت و جماعت، به اهل در قرن سوم بازمی گردد (که قرابت با اخباری در شیعی دارد). اهل در اهل رأی، در احکام بر کفایت نقل (کتاب و سنت) و عدم حجیت رأی و اجتهاد شخصی (و هرگونه عقلی نصی و قیاس) حکم می دادند: تفاوتی که اشاعره و معتزله و دو فقهی- روائی مدینه و کوفه نیز می شود. گمانی وجوددارد که این مکاتب، و از سر و به شکل در عصر عباسی و و حکمت به منظومه فکر در قرن سوم باشد. روش صحابه، و به های راهنمای در فهم و عمل به روشی که آن را یا سلف می نامند. گری در حنبلی (از مذاهب اربعه فقه اهل سنت و جماعت) و احمد بن حنبل(241-164 ه.ق.) پدیدآمد و با ابن تیمیه (728-661 ه.ق.) و شاگردش، ابن قیم الجوزی (751-691 ه.ق.) قوام و دوام یافت؛ اما آن در به و مرهون بن عبدالوهاب (1206-1115 ه.ق.) است. د- های سلفی گری در در وجه و و مالی، با در و های و در مصر (مانند المسلمین) گره خورده اما و و های آن، از و آن (مانند القاعده) رفت و با را واکاوید تا از تعمیم های ناکارآمد پرهیزکرد و درست از گری بحث و آن به دست داد. سه پیدایش و اند از: 1- در شبه هستند که در نهادهای رسمی کبار، نفوذدارند. در باب تسمیه وهابیان به تشکیک شده اما نظر به و و ها و اشتراک های آن با های از حقیقت، دور نیست. در آن، از های زیدی و نیز و غیروهابی در شبه جزیره، بن علی شوکانی (1250-1173 ه.ق) بود (فرمانیان،1388: 82). بدین ترتیب، در های های در کل شبه (مانند جامیه و سروریه) نیز از جایگاهی مهم مندند. 2- در شبه هند شاه ولی (1176 – 1114 ه.ق)، تحت ابن تیمیه، التوحید خود را نگاشت. در شبه قاره، در صوفی و غالی در و ضد کمپانی هند در پدیدآمد؛ که شاه عبدالعزیز (فرزند شاه ولی الله)، هند را کفار و کرد. تأسیس سلسله علمیه دیوبند (پس از 1283 ه.ق)، در (متمایل به وهابی) در شرق و و شبه (ازجمله در و شرق ایران)، است. به سبب های در دیوبندیه، انتقادهایی بر واردشده است (همان، 87). 3- در گری را در مصر از (1935-1865) اند (همان، 94)، اما در و در سودان را در قرن نوزدهم از نظر دورداشت. سنوسی، اصلاحی با بود که در در قیام کرد و پادشاهی را تا کودتای معمر قذافی در سال 1969 برعهده داشت. و دو تجدیدی و بر شانه های (خانقاه)های (با کارکردی تعالیم و خانه ای) بود. زوایای در با ایتالیا نقش را بردوش داشتند و عمرالمختار، خود از شیوخ بود. نیز ضد خدیوان مصر (عثمانی) و سپس انگلیس بود. های و و این را به سمت و سوق داد. و مهدیّه، با کارکرد که در پاره ای وجوه (مانند با بیگانگان و و تمسک به کهن) با داشتند؛ اما با پذیرش امر و از مسلمانان، به تنگ مبتلا نشدند. در مصر جمع و گری و (همانند دیوبندیه) در بر عقل و از ارتباط و رگه های جمالی در هند و مصر دارد؛ که بیش از رگه های در او نمایان است (السلمان،1988: 56). المنار، بود که با سید الدین اسدآبادی و شیخ عبده آغازشد و به رشیدرضا، به حسن البنا رسید و در شد. نقش سید را به عامل یا حامل احیای در هند، ایران، و مصر از یادبرد؛ بی در طرح (پروژه) & اتحاد اسلام& وی، (حتی با اسلامی)، از رگه های گری (در مقام عمل و نظر) وجودداشته باشد. که ایجابی در الگوهای از های کمونیستی، سوسیالیستی، ناسیونالیستی و قومی دهی و سازی بود و از و سازمانی از را های و پیش پای (و به طور مصر) می نهاد، حکومت، در بین و (به قضیه فلسطین در جنگ سرد)، را به سمت و سوی ورزی و (و سپس مسلحانه) با های گر سوق داد. به زاده و به سید قطب (1966-1906) در دهه 1960 بود. های راه[22] و تفسیر در سار قرآن[23] او، مبنای عمل را در اخوانیان در دهه های 50 و 60 میلادی می کردند. جاهلی، طاغوت و و تکفیر، در اجتماعی- اهمیت دارند. جاهلیت قرن بیستم[24] نخستین بار در نوشته ها و های سید قطب شد؛ تعبیری که او و زیر حاکمان جائر (ستمکار) به و های و شکل های را در و با خواندن (به سبب جهل و جور)، کرد. با اختلاف های امروزین های و اخوان، و وامدار سید قطب و او هستند؛ که های را & قطبیه& می نامند. شباب (به سریه با الایمان)، (به عبدالسلام فرج با الفریضه الغائبه و با مسلحانه)، جماعهالمسلمین یا التکفیر و الهجره (به شکری مصطفی و با و لزوم هجرت از آن و با به رهبر آن)، در زمره های مصری به شمارمی (فرمانیان،1388: 82) که با ابزار (به موردی سادات، یا به دامنه دار، اروپایی ضربه زدن به اقتصاد مصر و گیرکردن دولت، یا به ریزی شده، کشتار قبطیان مصر تطهیر و نژادی)، براندازی مصر و در آن برآمدند. پیش تر شد، و به & قطبیه& معروف اند. های به و از کار (مانند حزب النور)، به نام & حزبیه& شناخته می شوند. 4- گری در فهم گری در و جایگاه آن، به شناخت های در و در آن، نیازمند است. ژاک لوگوف[25] در مقدمه و در از میانه تا ما[26] می گوید، فهم متعارض و مستلزم فهم در و تعامل با و است. اموی در (حاکم نشین نربونه یا ناربون[27] امروزی)، هشتادساله اما درعمل، شارل مارتل[28] و در تولوز (721 م.) و پواتیه[29] (732 م.) شده است. سنگ بنای تمدنی و (سرزمین شش گوش فعلی)، است. پواتیه، گری نقاشانی مشهور بوده، قلعه های جنگجویان مهاجم،[30] در جغرافیای و معماری آن، تاکنون و دارند. که با ردیه نویسی های کلامی ضد (مانند لاتین توسط پی یر قدر[31] در صومعه کلونی[32]) و تشویه پیامبر (ص) رویه این خصمانه، به لوگوف، عشق پنهان به های تجربی و معارف انسانی یا پرورده شده در های است که به به انتقال به رساندند. دو پاپ وسطی، پیش تر در طلیطله،[33] عربی آموخته و به آن با و کلام آشنا شده بودند؛ همچنانکه بوعلی تا قرن هجدهم به متن درسی در پزشکی تدریس می شده است. گزارش از سفرنامه های به وجوددارند؛ اما جماعتی از ساکن (ورای های دیپلماتیک) تا قرن نوزدهم، ثابت نشده است. آشنایی با و مسلمان، از و در مؤسسات شرق (مانند السنه شرقی،[34]میان سال های 1700 تا 1726) شود که برآوردن مقاصد و ترجمانی است. با اکتشاف های ناپلئون در مصر (در سال 1801)، دو وجه و کشف شرق شناسانه و را در خود و با خود دارد. اشغال و الحاق آن به خاک (1830)، موقعیتی را پدید که می از آن به شدن و جمعیت در خاک (شامل الجزایر) تعبیرکرد. موقعیت در مقاطع در های (مانند قیمومیت بر سوریه و لبنان پس از تا و نیز تحت الحمایگی در تونس و مغرب) به این می رساند. 4-1-زمینه ها و علل رشد گری در با موج های به چشم اندازی از و و در به دست می آید. با به جمعیتی و تاریخی، می کرد که در با در آ
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
بررسی و نقد اندیشه انتخابِ خودمحور

بررسی و نقد اندیشه انتخابِ خودمحور


حاکمیت در دوره روشنگری و برانگیختگی در نو از های و با و های است. در این میان، وقتی های خودآیین، ناتوان از وضع مبنایی استوار در معنابخشی به و را در های و سست و به بر آن با به را کنند. از و با محوریت درباره اندیشیدند، و کیرکگور، گابریل مارسل و تیلیش با غیرمحور به این پرداختند. اما در این دو علاوه بر از ناصحیح و تهی بودنش از هر این دو طیف از در رصد را در این است. ها: اگزیستانسیالیسم. و است که در این قلم می کنند. به نظر می رسد در این و علل از آن، بیش از هر چیز و و و باشد. از مهم در می اما در سرگذشت ترسیم کننده ای کهن این است. در قرآنی، به گرفتن کرامت ذاتی: & وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنی ءَادَمَ& [1] (اسراء: 70) و الهی: & وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ& [2] (انعام: 165) و درنتیجه غفلت و از دارایی های است. که قرآن کریم در نقل نمود روشنی از این در داستان آدم، می آنگاه که به رسید و به فرشتگان دستور سجده به آدم صادر شد: & وَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَه إِنِّی جاعِلٌ فِی خَلِیفَه ... وَ قُلْنا لِلْمَلائِکه اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِبْلیسَ أَبی وَاسْتَکبَرَ وَ کانَ الْکافِرینَ& [3] (بقره: 30-34) با وسوسه مَلَک و در بهشت، سراغ آدم (ع) آمد و او را از رتبه خلیفه اللهی[4] غافل کرد: & فَأَزَلَّهُمَا الشَّیطَانُ& [5] (بقره: 36) و آدم با به وعده از منیع شد: & فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطانُ لِیبْدِی لَهُما ما وُورِی عَنْهُما سَوْآتِهِما وَ ما نَهاکُما رَبُّکُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَه أَنْ مَلَکَینِ أَوْ الْخالِدِینَ& [6] (اعراف: 20). دومین مصداق راجع به آدم (ع) است: & وَاتلُ عَلَیهِمْ نَبَأَ به وَ ... الْخاسِرِینَ& [7] (مائده: 27 و 30). جاه و آدم (ع) شد او و اش به و عمل کند و با در از قرب که او شود و را به در سازد. اما & باخودبیگانگی& در به است که از و با بی از پس از مرگ و حتی به و با و جدی رو شد و با گردید. این بود که در شد و که تا آن خود را وحی و & شناخت& می و از به وی می به & شناخت& شد تا خود را بی از وحی و از و را در بجوید. با این و شد و از که از های (autonomy)، به و خود وضع کند با سست شدن های و شد. های و در غرب در به شد که از آن می به در قرن کرد که با شدن به به و به فهم و را به و به نو ببخشد. در قرن هگل و او فوئرباخ[8] و مارکس،[9] با را کردند. اما در و فرد را و هر یک به با به اصل و خود دادند. یا در این با دو & اصیل& و & غیراصیل& پی می شود. در authenticity & اصیل& یا & خودبودگی& است که از یونانی & آوستنس& است. آوستنس، کسی است که عملش را شخص نمی دهد و فاعل واقعی عمل است. این تعبیر، eigentlich به و است که از eigen و به & مال خود& است (Cooper, 1991: 109). مثلاً می گوییم: & mit eigen augen& & با چشمان خودش& . در اگزیستانسیالیستی، به برخورداربودن از و با سایر متفاوت است و که از ابتدای وجودشان با ماهیتشان و خود را بر و های شکل می دهد. اما مهم، & انتخاب& است که از این جهت، بین این تفاوت است. میل فرد را محور می و از رو هر به خواسته غیر را می دانند؛ و دیگر، را ای حرکت به سوی از خود می یا به دقیق تر را با می و را می دانند که شدن ماهیتش به متعالی است و دورشدن از این را علت شخص می کنند. هدف این نوشتار تبیین و ارزیابی این دو و نقدهای صائب در این زمینه است. الف. 1. فریدریش نیچه (1844-1900)، فیلسوف است. او هر و را خود می و با به هر امر و مابعدالطبیعی، ها را به خود منتهی می کند تا با به ضمن خلق های جدید، به خود دست و از خود بسازد؛ و اگر این فرصت را غنیمت نشمارد و به از های از پیش شده مندرج در سنتی روی آورد، یا بی اصالتی می که از آن به & بردگان& به شدت آن را نقد می کند: & در این نوع سودمندی، جماعت ناتوان، ضعیف و بی زور است و که صفاتی چون همدردی، مهربانی و فروتنی را می شمارند& (نیچه، 1387: 211-214). در جایی این انحراف را این فکر می و می گوید: & پیروی از واعظان به خاطر است& (نیچه، 1382: 33). در واقع، به نیچه: & ترین مانع در جهت مردان والا است& (کاپلستون، 1371: 176). از نگاه وی، درمان لازم است به های را متحول خود کند: به نیروی محرک همه های ما نیرویی است که تعبیرهای ما را از به چشم انداز ما وابسته می کند و فرضیات و برساخته های فلسفی را پدید می (استرن، 1389: 125). .... صفتِ را به فرآیندِ شدن نسبت دادن، بالاترین شکل به است (نیچه، 1378: 617). ... به انگیزه خودابداعی را در ما می کند (همان: 126) . نماد این که از آن به بزرگان می است. از وی کسی است که یا به خود است و از هر غیر از مستقل. چنین آفرینشگری ها نه نیازی به دین و نه سنتی، او ورای هر چیز است: & او با نارضایتی به بالا می نگرد، ولی به پیشِ رو ... یا به پایین دست، با میل، چشم می دوزد؛ زیرا می که خود بلندی است& (نیچه، 1362: 210). در در خدا و در الوهیت نشسته تا و کند. از وی، مقدرات خود را خود به و گذار است. لذا به می گوید: & خدایان، همگان مرده اند. اکنون می خواهیم بزید!& (همو، 1382: 101). 2. مارتین از (1889-1976) است. در فلسفه وی، که بحث می در ساختارهای وجودی است[10] که از آن به & دازاین& می کند. از منظر وی، هیچ گاه در اش نیست. لذا ندارد؛ که و این را که را کند (هایدگر، 1389: 58-59)؛ و این است که وی را شکل می دهد. حال اگر به غایتمندی و مسئولیتی که در خود بودِ خواهد بود. ولی چنانچه از پذیرفتن و یگانگی و خود سرباز زند می شود و به ورطه می افتد و بود می شود. از هر اغلب به صورت می کند و به فرد نامشخص (Das man) می شود (همان: 221 و 464). در کتاب و زمان، یا را سه بیان می کند: نخست، شدن با که در این غرق در کار است. فقط به کار، دقّت و می آن هم نه به ای پیشرفت،[11] بر و که گویی می شود. حتی که به کار می کند کار را جریانی می یابد. هر ابتکاری را که در جریان کار از خود نشان می دهد بی فایده چون او فهمی شناسانه ندارد. در این حالت و به تأویل رایج و همگانی، می شود و از خود دور می شود و در نظم ناشناخته کار می کند. کاری که وی شده و شده است (همان: 442). دوم، سقوطی است که تابع قاعده های است و در آن از دور می شود و بی ناشی از می گردد. در این ها (Rede) به وراجی یا (Gerede) می شود که فارغ از است و این ها تلاشی است که فهم پذیرکردن رفتارش خود و می دهد و این سبب می شود به نیندیشد (همان: 222). این حل شدن در و می شود از به دور بماند. سوم که از آن به می عبارت است از به یا خود در بیندیشد، ولی این رادیکال و بنیادین نباشد، هدف از جست وجو فقط این که آن را پلی رسیدن به جدیدتر دهد. در این هیچ گاه راهی به پیدا نمی کند (همان: 226-230). از همیشه با و در هر کدام از این دو را به خود می و حالتی را فراهم می که شخص گمان می کند حقیقتاً می در حالی که این و کنجکاوی[12] وی را می کند (همان: 228-229). 3. ژان پل سومین فیلسوفی که می وی را از طراحان دانست، (1905-1980) است. از وی، با کند و هر را از او سر می زند به بگیرد. ولی اگر از این به خارجی کند شده است. از یکی از وظایف بعد از حذف این است که های جدیدی را بر بنیان نهد: که واجب الوجود را از حذف کردیم، باید جایگزین وی در گردد، و این جز این که زندگی، مفهوم & ازپیش ای& ندارد. به جهت بر ما است که به ببخشیم و ارزش، جز که به آن می بخشیم (سارتر، 1386: 77). حال این که با را مسئول کارهای خود می دهد و ترس و می و & با اعلام می داد که بشر، دلهره& (همان: 34). از اینجا است که بیشتر آدمیان با کتمان را گریز از این اضطراب می جویند، چراکه نمی توانند آن را تحمل و & طاقت فرسا است& (وارنوک، 1386: 60)؛ و بهترین گزینه از این & سوء نیت& (Mauvaise for) وانمودکردن به ما نیستیم، و خود را در قواعد عام رفتاری محدود (سارتر، 1386: 34). ب. بررسی و نقد 1. که شد، در با پیدایش با یا به آفرینش ویژه، شده و اساساً هویتِ حین خلقت در این بی است. این ملاحظه، که در اگزیستانسیالیستی به شاخص و اختصاص به ندارد، انتقاد از سوی شده است که بحث در صورتی قابل شدن است که و ویژه ای داشته باشد. در غیر این صورت، ازخودبیگانگی نخواهد داشت. مطهری در این باره می نویسد: & ابتدا خود را بشناس، سپس سخن از بزن. خود را نشناخته دم از خودبیگانگی زدن بی است& (مطهری، 1383، ج15: 149). از شارحان این در غربی نیز این نقد را وارد می دانسته اند:[13] & اگر هست که از سخن به میان بیاوریم چاره ای نداریم جز پاره ای از بالقوه گی ها وی فرض کنیم& (طبری، 1358: 88). 2. که در شد، این بود که رفتارِ متأثر از تمایل و مردم، عامل است. اما آیا صرف لحاظ کردن میل و متابعت از را می سبب کرد؟ به نظر می رسد اگر رفتار را از عقلانی بدانیم، واضح است که با اتکا به معلومات تحلیل همه مسائل و از آنها را و گاه مجبور به از است. البته است که این متابعت، بایسته است محققانه و مبتنی بر تعقل باشد، وگرنه که این می شود. 3. در نقد این لازمه خود
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
جانبازی زنان برای مردم عجیب است/ دغدغه‌های جانبازان اعصاب و روان/ نشسته‌ایم تا 2030 فرزندانمان را تربیت کند

جانبازی زنان برای مردم عجیب است/ دغدغه‌های جانبازان اعصاب و روان/ نشسته‌ایم تا 2030 فرزندانمان را تربیت کند


به گزارش از هم با فرا رسیدن میلاد با سعادت که با نام روز نام گذاری شده است از 4 نفر از 8 سال کردیم تا در دفتر استان به هم و ای و پای حرف بنشینیم. بر خلاف ذهنیتی که در در که حتماً مردانی که از دست یا پا قطع عضو شده ما با در در آن ها نمی اما در که های شده اند؛ 2 در جلسه ما تا یادمان نرود که شیر زنانی هم نقش آفرینی های گسترده ای در در های جنگ از خود بروز و هم در که به این عزیزان پرداخته شده است. جنان از گفت که در دی ماه سال 65 از طرف هلال احمر بسیجی است که از دست راستش و پا شده و اعصاب و شده وی در این به کمک می است و از بر و نیز وی در آن است اما است. عزت بود که در ما و بر به هم به می با جنگ در سال 59 که و جنگ به شد، گفت: هیچ آموزشی در جنگ ندیده بودیم و در در 9 ماهه باردار و شوهرم نیز در آن امدادگر بود؛ در آن از طرف سوسنگرد تا کیلومتر 50 رسیده بود و من به بارداری نمی توانستم از شهر شوم، در شهر ماندیم و عصر بود که ها شهر را گرفتند و من را از پای راست و چپ و 70 شدم و در بچه من هم به رحمت ایزدی پیوست؛ در طول این سال ها 10 سال والیبال نشسته کار می و در تیم ملی نیز بودم. محمدعلی در روز 10 اسفند سال 62 از نخاع بر اثر اصابت ترکش خمپاره در شده است؛ وی را این گونه کرد: به خاص ها می دانستند بچه های ما در یک تمرکز داشتند و آن را سخت آتش که از بچه ها و من نیز شدم. چهارمین ما نیز علی متولد 1344 در زرین شهر بود که در سن 14 به درس را رها و به بسیج پیوسته و در سال 59 به عضویت سپاه در می آید؛ در 15 در و در در جنوب در رژیم بعث می و نیز در خیبر که معاون گردان رسالت است در به شدت می شود. وی از می که در دید را از دست می دهد اما به وار دید باز می اما عصب نیز قطع می در سال 62 در فتح فاو در حین عصب پای وی نیز قطع شده و از هم می و هم می اما این ها همه وی و در 4 هم به & شدم که ندارد& ؛ از و است و هم در سال 66 در در در مکه به می رسد. * راه از تا ها اما در در گپ و گفت مان در با و که به ها می شود کرد: به کم شده و از و به از ما به آن را نمی چرا که از جنگ را به از هم خود که به نظر من اگر و و این را این حل می شود. وی افزود: در هم شده است که جنگ است و این را که جنگ 8 به ما این را و به نه این که آن ها را به که حمله ای که به ما شده ناخواسته و آن روز ما در از کشورهای دنیا اما الآن در کل جهان و طبق های عمل می که تعصب و میهن پرستی تنها جنگ ما نبود، و این را کنیم. * و از طریق و داشت: از و استفاده کرد و این را بین جا بیندازیم، یکی از راه ها این است که به جای ساخت این همه عاشقانه ای که هر ساخته می شود و بسازیم، در حال حاضر جنگ های شادی غرب زده ای در شهرهای برگزار می شود و تا که ما پای این جنگ ها می نشینند آیا می مثل باشند. در کرد: ما نمی توانیم عقیده آن را به از ما آگاه تر و فقط هدایت ما ندیدم، در کل اصلاً نمی و ایدئولوژی ما از داخل خانه های ما شکل گرفت و این ها که بچه ها ریشه سپس مدرسه، دانشگاه و که در شکل گیری ما هستند. وی افزود: اما فراموش نکنیم های را می دهند، ما کم، به بی راهه می روند؛ اگر به کنسرت و آن می روند نیاز این است تا خود و هیجاناتش را کند و تا که جایی این کار باشد به انتخاب هیجانات خود می رسند، این نخست و سپس را فراهم کند. تصریح کرد: یک عشق ما پخش های بود، های را در قنداق بچه ام پنهان می و به می بردم و شور و هیجان من در این کار می شد؛ به نظر من هم اگر خدای نکرده اتفاقی بیفتد و رخ بدهد اسلحه به دست می گیرند و می ایستند. با ها و های خاطرنشان کرد: در هر و دارد، اگر منحرف نگاه کلی و درستی و در نظر عوامل باعث می شود تا عده ای در کم بیاورند و از عواملی که در دست ما است را جوری کنترل تا ها کم شود. * ها با که در های اما ها را می دهد و این ها که از دارد. وی داد: نسل سوم را در مجاری متعدد که قوی تر و فعال تری نیز به مراتب بیشتری نسبت به بچه های اوایل دارند؛ با که در های اما ها را می دهد و این ها که از دارد؛ به نظر من بهترین کسانی که می در و خود که با احساس تکلیف در این وارد شوند. اذعان داشت: ما بعد از اتمام جنگ آگاهانه یا غیرعمدی خطی را دنبال که در نتیجه آن و کم رنگ شد اما با این حال و آن قدر عمیق بود که ها نتوانست آن را متوقف کند اما اعتراف که آن را کم کرد؛ هرچند با همه فراز و نشیب ها و به مالی اما با درایت های پای اعتقادات راسخ و استوار ایستاده اند. وی ابراز داشت: همه فکر می بچه های از رانت خوار هستند؛ اما این در است که ما در معیشتی زندگی خود هم اند و مسئولان ما هم گوششان از مصاحبه و ای شدن پر شده است و هیچ اهمیتی به ای شدن نمی دهند. با با نام روز ملی قهرمانان ملی در این گفت: در کشورش که از افرادی که حتی مزدور و جنگیدند تجلیل می اما در ما این رخ نمی دهد و این در است که بسیار دیده ایم که بچه های ما حتی در ورزشی که ورود می نیز از سالم می درخشند چراکه انگیزه دارند. * قشر وی افزود: قشر چرا که با عدم شناخت مسؤولان، سنگ اندازی های بر سر راه این انجام می این در است که پاک و اگر را بشناسیم می که و را می توان به در بین کرد. تشریح کرد: است که امتیازی به شود و در ها خبری نشود اما این اخبار نمی شود و در نگاهشان به طوری شده که تصور می به رسیدگی نمی شود. در های و نپرداختن به آن ها مردان این سخن گفت: ایثارگران که از آن گذشته است اما آن که مربوط به است را به فوری حل کنند. وی تأکید کرد: به حفظ ها در شعارهای اساسی در سطح در دو طلب و گرا می شود و هم را می بینند؛ از نظر من و دکان منفعت است و هیچ معنا و مفهوم ارزشی و در انتخابات و این با این ها ها را گمراه می کنند. * به جای و به های و با ظلم و بی اما که در دل این ها می می که هیچ از این نیست. کرد: به های و با ظلم و بی اما که در دل این ها می می که هیچ از این نیست، به به همان معنایی که بود. وی افزود: که بازخورد روش های و را در می بینیم، می که در با ظلم و بی تأثیری است و اینجاست که باز می گردیم به این سؤال که & آیا ما آن چیزی شده است که طراحی بود؟& می که هیچ از آن اهداف اجرایی نشده است. * این در در گفت: مشاهده می که در مساجد و جمعه ها اکثر شرکت کننده ها از نسل ما و تعداد کمی در این می صدا و سیما بعد از 40 سال نتوانسته در را جلوه بدهد؛ در کجای ادارات ما به در کسب و کار و بازار ما چه ریزی جدی در این شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
نبود برنامه دراز مدت و راهبردی برای دوره پیش از دبستان

نبود برنامه دراز مدت و راهبردی برای دوره پیش از دبستان


معاون گفت: دراز مدت و راهبردی برای پیش از دبستان از جمله چالش‌های پیش روی این است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : اجتماعی
پاسداری غیرمحافظه کارانه از انقلاب، رسالت پاسداران است

پاسداری غیرمحافظه کارانه از انقلاب، رسالت پاسداران است


مسئول نمایندگی ولی ابوالفضل(ع) آوج گفت: که و همه ما در آینده و یاد آور لحظه های حساس و سرنوشت ساز انقلاب است به حق تجلی بخش حقیقتی است که در کلام امام راحل ره این چنین جاودانه شد که اگر کشور هم نبود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
ناشران بیشتر به چاپ کارهای پرفروش تمایل دارند

ناشران بیشتر به چاپ کارهای پرفروش تمایل دارند


به گزارش (ایبنا) هر روز در سراسر متولد می و طبعا های ای به راه می یابند. از این در این با نیز رو شده و آثارشان به های نیز می شوند. اما این کار و با دیر به می و و در کمی کند است. این امر می به رغبت جامعه کتابخوان به یا پس که از های یک در به می آید. های و غرب با کیهان، باسابقه و نام آشنا گفت وگویی داده ایم که در آن را می خوانید. به یک که از به برگردانده اید، نقش را در ارتقا و اعتلای معاصر تا چه حد می دانید؟ نه تنها اثر یک نوع است. با که از های می و طرز فکر می شود و در یک نوع می شود. در در ای خاص است. به در دهه های قبل از های و می شد و در ای هم که در شد، خیل از به های آپارتمانی روی آوردند. آیا اینگونه ها در غرب هم به صورتی که در دیده می شود یا غلبه بر در ژانرهاست؟ به نظر من و آنطور که من شاهد آن است. ژانر پلیسی، درام و که به عامه پسند و زرد از اند و دارد. تجربه از نظر سبک و فن نویسی متداول می شود. به بیست تا سی سال پیش پست بحث واقع می شد و به این سبک می نوشتند اما نوشتن ژانرهایی که ذکر به و آن به است. در هم عده ای فاکنر و بالزاک و قدیمی تر می روند. در این بین از ناشناخته می که نه به نفع است نه مترجم. به یک چقدر و کمتر شده را اید؟ من از 30 سال پیش که پل را که آن در شده نبود. اما در و و به های شده بود. من در این راه که را کنم. هم ام از که در شده و از او به است. پیش فوت و است و به های هم شده است. من یک را از این ام که هم از آن است چون در این را نمی شناسند. من با حرف شما موافقم. می که به صد سال پیش روی می آورند. این را هم که و است اما از هم شد. دو ای که است هر چند سال و هم که این صرف شود. شما با از های که اند و گاه به آن ها اند. در این سرخ و از است و یکی از است. این را 60 سال پیش است و ای بی است و من به این را با متن و از به بی این پی بردم. اما این است. از هم به است. از به نقص می شد از و ویرجینیا وولف که از آن موجود و از ما سعی کردیم که کامل تری ارائه دهیم و به متن وفادارتر باشیم. در حال هم آنقدر و های خوب چاپ می شود که خواند تا فهمید که روز چیست. روز غرب اثرات مثبتی بر هم و است که من سعی ام همیشه بدهم و به باشم. از نظر سبک نگارش و موضوع، کار ای است و از این دست ها است و من به سهم سعی که این را کنم و اگر همه به این سمت روی بیاورند، به نفع همه است. یک را نشر کتابسرای تندیس شش ماهی است که است. ها و که می کنید همگی خودتان یا به هم تن می دهید؟ به طور معمول می کنم اما اوقات را هم می پذیرم و گاهی از پذیرفتن آن می شوم. پشیمانی به این است که به چاپ پرفروش تمایل و وجه اقتصادی آن را در نظر می گیرند. کاملا موافقم. بست سلر که جای خود هم که به 50 سال پیش اصرار دارند. اما من را و از پیشنهاداتی شده ام چون سلیقه من نبوده است. یکی از کارهایی که ام و از آن راضی است از به نام یک که آخرین نامه ای است که از شده و جامعی است. با قطوری است و آن مشکل بود اما مندان به غنیمتی است. این را به به پایان رسانده ام و به نشر نفیر آن را کردم. نظرتان های و به طور کلی روی آوردن به یک پرطرفدار یا یک خاص در هر با این موج رو می شویم؛ در پاموک، موراکامی، الیف شافاک و ...؟ از یک نظر این کار بد نیست. هر یک و بد که چند یک اثر می شود و است که می کند و از طرف هم این است که به هدر می رود و این ها در اتلاف وقت و است و چرا بیفتد. که کوری افتاد و نزدیک به پنج از آن درآمد. این تعداد یک است و فوقش دو تا کافیست. اما به هر حال این حوزه دروپیکری و این اتفاقات اجتناب ناپذیر است و نمی توان جلوی آن را گرفت و هرکس منافع مادی هر می دهد. یک راه با این به کپی است. اینجا شرایط کمی فرق می کند و درنهایت و ضرر می تا منفعتی حاصل شود. نظر شما در این باره در نهایت کپی را به نفع می دانید یا به ضررش؟ اگر بخواهیم صحیح فکر کپی و امری درست است تا حقوق مولفان رعایت شود. اما اگر به بضاعت و وضعت در نگاه می بینیم که الان به بالاست، اگر خرج کپی هم به آن اضافه شود و را از آنچه که هست بالاتر ببریم به نفع هیچ کس نمی شود. در حال به کپی به نفع مانیست. سی سال وضع عوض شود و ما هم مثل بقیه به کپی بپیوندیم. شما هستید که های متنوعی اید. از یک فکری خاص را می کنند. به از آمریکای لاتین می یا به مجموعه یک خاص روی می آورند. اما شما از اید. دارد؟ ندارد. این مساله به کاراکتر هر بازمی گردد و من کار مهم است نه کشور یا یک خاص. از پل را که ام و را که شان نداشتم، نکردم. به این ام که بین جست وجو کنم یافتن سبکی خاص و بارز یا از نظر مسائل انسانی کار برجسته ای و کلا این چیزها هستم. شما چه کسانی هستند؟ عبدالله که همه و به هم مندم. انتقاداتی هم به وارد است و رمز موفقیت را در های او می دانند. فقط نیست. است و بالاخره یک قشنگ حرف می زنم از دیوید سداریس را با ایشان ام که سلسله های جالب با ای خوب و خواندنی است. از هم به ام که اسمش خاطرم نیست. چه اثری در دست و در تهران دارید؟ یک قطعا در هم می شود. از آنا گاوالدا ام به نام باهم که در می شود. از جین هم اما را ام . با معتقدید های کلاسیکی که شوند، اما باز هم اما را کردید؟ مایل به این نبودم و نداشتم اما به این کار را دادم و دوستانی که را مطالعه کردند، داشتند. دلیلی که باعث شد این را بپذیرم این بود که تا به حال از نکرده و در این کار یک چالش برایم می شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مهریه منحصر به فرد شهید باکری به همسرش+تصاویر منتشر نشده از شهید

مهریه منحصر به فرد شهید باکری به همسرش+تصاویر منتشر نشده از شهید


گروه و بختیاری: بود که بی شک که را با جنگ در تداعی می‌شود با چهره‌ای آرام دارد. از ازدواج پدر و 6 فرزند متولد شده بود؛ علی، رضا، و دو خواهر. علی از بود که از خلق پیش از رضا در قید و کار که بود اما یک سال پیش از در به و که بود اما با جنگ به رفت و هنگامی که فرماندهی را بر عهده در بدر سال 62 به رسید. نکته قابل تأمل در مورد شهدای این است که علی رغم تقدیم سه پسر در راه اسلام، پیکر هیچ کدام به آغوش بر نگشت و هر سه گمنام و مفقود الجسد هستند. آنچه در این متن خواهید خواند پرداختن به از شخصیت این است. ای جدای از چهره جهادی او. صفیه که سال در کرده برایمان از مرد اش می‌گوید و که اگر چه کم بود اما او و تا آخر عمر ای را کرد.   *من سال 1338 در باغ در که از بود در 12 اوج کار و به آمدم. پدر و و در از و و از به و با باغ از بودند. ما یک و که تا در می‌‌کردیم. به طرح فرح (که به نام است) نصف در طرح از بین رفت. به یک در که در و ما تا به می‌نشستیم. در شدم و درس بعد از اول مرا از به علت جوی که در بود و که بچه را کرد و درس بخوانم. به شدت اهل و و خمس و بود. و قضا و در این نیز به و سخت می‌گرفت. اهل کار بود که ترک هم زن و و بود. او و از او کار می‌کرد.  ما هم از ده در کار می‌کردیم. شش ماه کار و و را در و شش ماه بعد را در کار باغ و انگورچینی و شیره‌پزی کمک می‌کردیم.  *جو ما بود از لحاظ معاش وضع اقتصادی و درآمد خوبی داشتیم، اما اهل خرج با حداقل‌ها می‌کردیم. او ساده‌زیست بود و تشریفات را هیچ‌گاه به یاد ندارم که در به مسافرت یا تفریح رفته جو ما کسی جرأت اظهارنظر در پدر و یا حتی درخواستی از او را گاهی ولی هم احترام و صداقت منحصر به فردی را در داشت.  *گریه می‌ اما علاقه زیادی به داشتم، اما در کار می‌کردم، قرائت را شبها در آموخته بودم و به حضور در با چند تن از بچه‌های شدم که خودمان با هم جلساتی را تشکیل دادیم.  سال 54 و 55 هسته‌ها و تشکل‌های مذهبی، که در شهر شکل گرفت، من و در آن می‌کردیم، خدا رحمت کند اسکندر نعمتی یکی از استادان ما بود که در جنگ به رسید، در حق من حکم پدر معنوی را داشت، با راهپیمایی‌ها و فضای باز در کل کشور، هم از سخنرانی روحانیون تبعید شده مثل آیت‌الله ربانی شیرازی بی بهره نماند.  ما با در این و مطالعه کتاب‌های دکتر شریعتی و... سطح آگاهی‌مان را بالا می‌بردیم با دوستان این کتب را دست به دست می‌چرخاندیم. اصلاً پول کتاب به ما نمی‌داد. دو ماه از مرداد تا در باغ و من ارتباطم با قطع می‌شد. آمدن و در را در این مدت نمی‌داد، هر چند که من ناراحت می‌شدم و می‌ اما نداشت. غبطه می‌خوردم که چرا الان از من کتاب، و نهج‌البلاغه می‌خوانند.  در مادرخوانده و خواهرانش   *شب‌ها با قصه شب گوش قبل از تلویزیون نداشتیم اما چرا. چون هیچ سرگرمی ای نبود. شب ها خواب را با بین مان می زیر پتو و داستان شب گوش می‌کردیم. به این زیر پتو می که صدایش بقیه را اذیت نکند. برنامه هم بود که با زبان ترکی نمایشنامه اجرا می آن را هم داشتیم. *تنها که آن که در شهر و می‌توانستم در کلاس‌ها و کنم، طوری تنظیم که قبل از ورود در باشم، با اینکه می‌دانست با کی و کجا می‌روم، اما حساسیت خاصی نسبت به رفت و آمد ما و قبل از غروب آفتاب در که حتی دختران هم از هیبت حساب می‌بردند. یونس دانشجوی جندی شاپور اهواز و آدم با پدرم  بحث می‌کرد، از روس‌ها که در دوران کودکی اتفاق افتاده بود می‌ترسید، آن زمان را تعریف و با دعوا و نباید به سمت این کارها بروی، به شدت از کشت و کشتار و خارجی‌ها و امنیت کشور را می‌کرد. شاه‌دوست و یا طرفدار شاه ما هیچ وقت عکسی از خاندان پهلوی در نداشتیم، ولی اتفاقاتی که در بچگی دیده را دوباره ببیند.  *پدرم بود ما بود تا قبل از اما بعد مرجع تقلیدمان خمینی شد. بار نام را یادم نمی‌آید چطور شنیدم اما فکر می کنم عکسشان لای کتابی بود که به من نشان داد. با راهپیمایی‌های انقلاب، همه ما به میدان آمدند و می‌کردند، حتی بعد از پیروزی مسئول پایگاه شد و کلاً را بست و آمد و را هم در عاشورا به رفت و در آنجا کرد.  *خانواده را معرفی کردند و گفتند خانو
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : مقاومت
جشن امضای کتاب «خرده روایت های بی زن و شوهری» برگزار شد

جشن امضای کتاب «خرده روایت های بی زن و شوهری» برگزار شد


به ایران(ایبنا) به نقل از سی و یکم فروردین ماه آیین جشن های بی زن و ؛ اثر ملک و در های عید با چون احسان کرمی، آناهیتا همتی، شرمین نادری و .. در شهر فرشته برگزار شد. در این دوستانه علاوه بر پرداختن به تازه ملک مرزبان، از موضوعات سخن رفت به گپ و شد. ملک از آن دست است که در های قلم زده و از و در تا و اجرا. به جهت از شد که را بیش از همه به تر می داند: اگر به از همه بخوانم و بنویسم. من را یک رویاپرداز می دانم؛ رویاهای و دیگران را روی و تجسمی به آن ببخشم. که من به ورود بی ربط به هم نبودند و همگی هنر و فرهنگ و را پوشش اند. در دهه 70 می کردم، در دوره از سوی یکی از همکاران پیشنهاد به من شد و کم کم به مرور در این پذیرفته اما به طور کلی را متعلق به می دانم. ملک از این گفت که او و هر کجا که حتی پشت است ای به که در وقت آن را روی بیاورد: هیچ من به و وقت ها که پشت رُل آن که در می حتی یا سرِ کار به می آید که را می کنم. قصه آدم ها است و هم که قصه را من می این گنج من است چرا که را من می کند تا را روی بیاورم. در از او با و شد. می و آیا این از با او است: من از با و ام که مهم پدر و بودند. هست که بود که به من داد. بار که آن را نفهمیدمش. آن سال ها که با های و های این ها که از مثل کلانتری و ... دنیای تصویری من را ساختند. ساعت های تنهایی من در با این ها پر می شدند. از طرف پدرم هم از آنجا که فیلمساز بود به این تصویرسازی های کمک می کرد. بیش از هر چیز در خانه ما تصویر بود و عکس. و مهم تر از آن حرف زدن که می خواندیم و که می دیدیم. من از سیزده سالگی با شدم و می توانید که پیش بینی کنید که چنین چیزی، چه تاثیری روی و ذهن یک نوجوان می گذارد. به دلیل بود که من از ها به لحاظ خطوطی را در شناخت کارگردان ها و های ام پیدا و به سلیقه هنری، و ادبی من شکل گرفت. از چگونگی یک خواندن، در امروزش گفت: کسانی که برایشان عادت است روش های یافتن شان دارند؛ در ها پرسه بزنم، به های می روم و از پیشنهادات گرفتن استفاده می کنم، حتی با رفقا قرار می گذاریم و بیرون رفتن برایمان بهانه ای خرید می شود تا هم فال هم تماشا. نوع هم هست که این در های و جدید را دنبال می کنم. در از او شد که در را در ذهن دارد: امری شهودی است. اغلب را می کنم که را دارم. نیز تلاشم بر این است تا جدیدی را کنم. اما در ندارم. بیشترین چیزی که دارم، قصه گویی این که را که و و خواننده ته ش نگوییم که چی؟! به نظر که می نویسم پیام یا تلنگری به همراه داشته باشد. به طور کلی قصه بگویم تا با الفاظ بازی کنم. های بی زن و قائل شدنِ تفاوت زن و مرد را در یا هر دیگری را صحیح نداست و گفت: من جنسیتی را در این قبول ندارم. طبیعتا من به یک زن در قصه المان های به کار می برم، یا ظرافت های ای که است در قصه که مرد دارند مشاهده نشود اما تفاوتی زن و مرد در کاری وجود ندارد. در اینجا بود که رفتیم سرِ اصل ماجرا و های بی زن و ؛ آن از کجا به ذهن ملک رسیده است: تعدادی از های این ابتدا در کرگدن چاپ می شدند. اندک به توصیه برخی از تشویق شدم که را به مستقل منتشر کنم. اسم هم اتفاقا جالب بود که اشاره ای به یکی از نمایشنامه های معروف باشد؛ های زن و اثر اریک امانوئل اشمیت. این