بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب هایش



BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟

BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟


به تقریب، عمری بی بی سی که ما مرگ 500 در منا بودیم، بی بی سی در بود تا از آل کند. روز ها با ادعای بی راه می که یک طرف و طرف و این از دو طرف می شود بی بی بی سی. یک طلب، ساکن لندن، در توئیتی به بود که فرض BBC و کند زیر: آیا می آیا به آیا به شهر می کارمند FDD از عین موارد بالاست. بی نیست، بی شرفی است. بی بی سی از روز که جنایات در بودند؛ روز که حجم نفرت از توحش دارودسته به اوج رسیده بود و فقط همان عاشورای تاسوکی کافی بود که کسی ننگ از را تاب نیاورد، بی بی سی در این بود. در که بی بی سی در سال 92 در که از به در به 14 نفر از [منطقه و بلوچستان]حمایت کرد. در این بی بی سی حتی از ذکر کرد و این به را یک نامید! پس از و هم بی بی سی در یکی از او تا او در بی بی سی که و او ها و و در بود و تا که این این داشت. حال چرا بی بی سی دلخور است که این او شده از که یک شده اند و بعد ناراحت می که چرا شده بی بی سی عمل می کند! ستایش درویش که راننده مرگ بود! ساعاتی که خبر زیر گرفتن نیرو های ناجا یکی از دراویش گنابادی آمد، بی بی سی از انتشار خبر کرد، سپس به این خبر اکتفا کرد که به بدون فاعل کار شود. که نمی کند! و در جریان دادگاهی این هم بی بی سی به از او و در و پس از هم او را نامید: فرد به اصطلاح حقوق بشر بی بی سی، در از های خود، با وقاحت که چندین مأمور انتظامی را در ملأ عام به رسانده بود و در دادگاه به جرم خود اقرار و اعتراف بود خطاب می کند و مجری بی بی سی هم که به نظر نمی رسد متعجب شده باشد، به این فرد اجازه را داده و هیچ اعتراضی نمی کند. در که بی بی سی را عصبانی کرده، که در ماجرای پاسداران که گونه و تأمین کنندگان امنیت را سوار بر زیر بی بی سی ای را به کار بست تا این و را دهد. در که در به و حرم نقش هم بی بی سی آن ها را فقط و از به کار آن ها کرد.(1) با شبه بی بی سی پس از در زدن به در شدن پول که از شد از کف به سفر کند! که بار ها خود را به روی اند تا قسم که یک و بی طرف این بار به شاه تا را اما به طور و بی (!) که به علت طولانی! از سوی عثمانی! سکه! ها! پول سفر شاه! کالا! و در است و این ها است که ملک و هر شب به از و می کنند! با این حال که علت نه آن چیز است که بی بی سی می به و و و کرد و در بود. بی شک شبه بی بی سی فقط است و آن از فکر و های و است و جز این هم از به بی بی سی نمی رود. از های بی بی سی، یکی هم بی بی سی است که در این و تر عمل می کند و آن هم به است که هر یک با ای خاص از به اند. بی بی سی خود را با ای به از یک می از آن ها به ها در است و به نظر می رسد دین به در با و ملک است. عار می دانند که نام آن ها در کنار دیوانه و رهبریت گیرد، اما قضای روزگار کار را به آنجا رساند که حالا با این دو ملعون تاریخ، و هم پیاله شوند. به هر حال عبور بی بی سی از کف به های تاریخی، به معنی گذر آنان از آشکار به های مبهم امکان وارونه ها و القای نظر است که این های نیز از سوی یکی از شده پژوهشگران رد می شود. معتضد: برخلاف بی بی سی بود! خسرو معتضد، پژوهشگر درباره های بی بی سی در پرگار می گوید: این را تصادفاً دیدم، اما بسیاری از که در آن شد یا از سر بی سوادی بود یا مثل همیشه می شد با مسیر را طبق پلید خودشان پیش ببرند و این را در ذهن مخاطبان خود با امروز منطبق کنند. با اشاره به این موضوع که در این می شد را علت اظهار داشت: بر خلاف آنچه که در بی بی سی شد، زیرا هم ابریشم و هم مانند فرانسه مرتب به می آمدند و جواهرات شان را می فروختند! این می گوید: سانسون، کشیش فرانسوی در سفر خود به بود که غذا که ها برایمان آوردند در بشقاب های طلا بود. از سوی به که حتی زین اسب را هم از طلا می ساخت. هدایایی که این های همسایه می فرستاد، ازعالی پارچه ها و سکه های طلا بود. با این تفاسیر چطور می گفت که فقیر است؟! می دهد: در که به در دنیا پیچیده بود که به نامه می و می که دریایی خودتان را به بفرستید تا با کمک شما با برمه بجنگیم و این می دهد که و تا چه اندازه ای یافته بود. خوشگذران شدن بود راجع به می گوید: از شاه به بعد می حتی از این به بعد درگیر مخدری، چون و شدند که از هندوستان به می آمد. در قرن هفدهم این به کشیدن و خوردن مبتلا شدند؛ بنابراین گفت که صفویه، و زیاد بوده، وگرنه پر از طلا کشتی مدام در حال بودند و بزرگی داشت. آمار صادرات به روسیه شگفت انگیز بود تا جایی که حتی مربای نیز به این صادر می شد. این می گوید: بی بی سی و که می سازد، حقایق را به نمی گویند. به طور حتم این بحث در بی بی سی نیز بی نبوده و هدفی داشته، به خصوص می کرد را پررنگ در صورتی که نبود و بود. (2) آشنایی با بی بی سی در به معرفی تعدادی از کارمندان بی بی سی می پردازد. نفر است که در او می نویسد: پس از هفت سال صادق صبا در بی بی سی در 94، جایگزین وی شد. علاوه بر نزدیکی به محافل منتسب به بهائیت، ارادت ای به خاندان دارد، به طوری که در وی در بی بی سی ، مرتبط با ربع برجستگی ای پیدا است. در دی ماه سال گذشته که گردانندگان بی بی سی از آشوب آفرینی پیاده اربابان خود در ذوق مرگ شده بودند، خود را در ربع دادند و این ته مانده ها، گاف های خنده داری داد که تا مدت ها مایه سرگرمی کاربران فضای بود. نفر بعدی است که در او است: را پیشکسوت تبلیغاتی- بی بی سی دانست. او به دروازه ورودِ طلب به های بیگانه لقب پدرخوانده بی بی سی را یدک می کشد. در ستمشاهی به وابسته به ساواک می شد. او در آن ایام، انحصار با پرویز ثابتی، مرد مخوف را داشت. در توضیحاتی در می خوانیم: در دوم خرداد، به بولتن نویسی رئیس اصلاحات، از زمره روزنامه نگارانی بود که از بهره داشت. شد تا به سهولت جذب شبکه ای اپوزیسیون ضدایرانی شود. وی طی سال های حضورش در از و های ضدانقلاب و معاند همچون به جذب فراری مبادرت ورزید. همکاری با بنیاد هیفوس و عضویت در سردبیر روزآنلاین و تحلیلگری و بی بی سی از سوابق کاری در از می باشد. در در کامبیز که نیز از کارکنان -امنیتی بی بی سی است که با ها رابطه حسنه ای و حتی در مهر 1392 نیز مسئول با یعنی بنیامین نتانیاهو بود؛ ای که در آن، مطالب سخیفی بر زبان نخست وزیر جعلی و غاصب جاری شد. سپس در می که عضو بهائیت است. خاطره از های ندارند، یک بار در 25 1390 از ناو هواپیمابر یواس اس آبراهام لینکلن از کرد که سعی کرد امریکا از را برجسته کند تا را بترساند! او در از هم که ذکرش در ابتدای مطلب آمد. گل بی بی سی است: گل از بی بی سی است که تمرکز عمده اش پوشش و با تفرقه افکنانه در ارتباط با تولید های مغرضانه با تجزیه طلبانه گل فقط مربوط به نمی شود در مدت در نیز این قبیل گزارشات را با محوریت تدوین کرد که موجب اخراجش از این شد. و در در سیاوش می که از رادیو فردا به بی بی سی است. او در اسفند 1396 که عناصر انگلیسی شیرازی به به سفارت در لندن طی سعی در موجه دادن تجاوزکارانه این منحرف کرد. از آن دسته از گزارشگران بی بی سی است که مجوز تردد در پایگاه های نظامی ها در اراضی اشغالی را و حتی در به نوار غزه در سال 2014 در شرایطی که و در زیر بمباران های وحشیانه ها جان می دادند، با در بین نظامیان اسرائیلی به تعریف و تمجید از ادوات و تجهیزات متجاوزان پرداخت. پی نوشت: 1) 2)
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
دولت رفتار خود را قرآنی کند، مشکلات حل خواهد شد

دولت رفتار خود را قرآنی کند، مشکلات حل خواهد شد


به گزارش تقریب، ، مترجم و و در خود در های گفت: در مبارک می فرماید: عبد کسی است که با همه های و به تر، ربش و است و این را نمی رود و چون از یاد نمی را می دهد. با این هم درک می کند که کسی در این دوستش و با این درک می کند که کسی در این هستی به او ندارد. وی افزود: طرف او دفع هر برنامه ای است که با خدا مخالفت دارد. در حقیقت، یک موجود لا اله الا گوی است که خدا و و هر نوع و ای را که اش دفع می کند تا به و او ای نشود. داشت: آدم در بود که او را ولی یکی از تا 10 سال در دهه پای می آمد. هم من بعد از پیش او می و یک با او می و از آن آدم من می کرد. این آدم از ایل بود. این در هشتاد-نود سال پیش با شدن این حال به طرف چند در کشیده می شود و از آنجا مجذوب حضرت ابی الحسین(ع) می از همان منطقه به کربلا می رود و در آن حالش در حرم ابی عبدالله(ع) توسلی می کند و به او عنایت می شود. همه منوط به این است که بین و خدا، الهی، و ائمه(ع) وجود نداشته باشد. وی داد: 30 نفر هشت روز در برابر قوی ترین حال قرار داشتند، معطل ماندند تا به دست مختار نابود و دوزخی شدند؛ اما از این 30 نفر یک نفر حال کرد و حر بن یزید ریاحی شد. با ما در زیارت ابی عبدالله(ع)، او را از اولیا و اصفیای خدا می خوانیم. چه مدت طول کشید تا از خدا شد؟ نصف روز هم طول نکشید؛ چون اول طلوع آفتاب آمد و در پیشگاه ولی خدا که صاحب همه جور نفس شد. از اولین نفراتی بود که ظهر نشده، شد؛ اگر با ولی جدی و را به ولی خدا و صفی خدا می کند. در است با در داشت: در کسی به او کرد و گفت: گره از باز نمی شود. به او گفت: داری. گفت: گفت: با زن و بچه ات تلخ است و نمی به تو برسد. ات قفل آن هم این است که راه و را با زن و بچه ات عوض کنی و راه نداری. آن مرد می من می و با زن و بچه ام است. گفت: را عوض همه های خشک در ام پر آب شد و شدم. یا خود آدم بین او و خدا یا یک به او که تو در این که یک را کن، گره باز می حل می می شود. زن و نه مرد وی افزود: زن و بچه ها خدا نه زن مرد است و نه بچه ها مرد هستند. با و بچه با خدا باشد. ما علم غیب هم ما 2 از ما آن وقت باشیم. ما بعد بچه به و در که ما را با آن ها رو کنند. بچه است و من درک نمی کنم چه می شود. زن است و درک نمی کنم با که می چه می شود. هم راه را یاد و هم را را حل و گفت: آدم هم راه را بلد و هم را بشناسد. با به من سال با و هم در کار ام؛ هم را ام که تا بنا بر که به ما این 10 چاپ شده هم 30 جلد فقط با لطف خدا ام که هر 24 است. من سال روی کار ام، این 6 و و شصت و چند آیه به طور هر یک آیه اش، حل یا کارهایی است. رفت از همه به عمل وی داد: چه کسی می یونس(ع) را از شکم بدهد؟ چه کسی می در چند دریا، آن نهنگی را کند که در شکمش حبس است؟ اگر جنس دو پا می یونس(ع) را چند را صید می می کشت و شکمشان را پاره می کرد تا یونس(ع) را در می آورد. این هم نداشت، چون هیچ کس خبر نداشت؛ بعد هم مجید می گوید: شب، عمق آب، معده نهنگ؛ فَنادیٰ فِی (سوره آیه 87)، این محبوس، نه در یک تاریکی، در سه متراکم حبس بود و در زندانش هم بود که این هم دست کسی نبود. من ها مطالعه می این های قوی هیکل پانصد دندان دارند؛ چه کسی می برود و را باز کند؟ این داشت: گوش خود را بگذارد و بگوید یونس، می توانم دهم؟ نبود. کرد؟ گفته های در شکم نهنگ، یک آیه شده است: فَنٰادیٰ فِی أنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَک إِنِّی کنْتُ اَلظّٰالِمِینَ ، آیه بود که جنبه دعایی فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّینٰاهُ اَلْغَمِّ وَ کذٰلِک نُنْجِی اَلْمُؤْمِنِینَ (سوره آیه 88)، گشایش ای مؤمنین! می از نجاتتان بدهم، دست من است و ما است. و به سفارش رسول خدا(ص) عمل به و خاطرنشان کرد: روایتی از پیامبر(ص) در اواخر جلد دوم اصول کافی ، باب فضل آمده: ، روزگاری که به شما های شب حمله رفت از همه به عمل و را از محجوریت در خانه، زندگی، و عمل درآورید و آن را کنید. از و کند وی گفت: اگر بخواهد از بیاید، کل را سپس حل می 40 سال است که گفتند یهودی در آمریکا یا روسی یا ایرانی حل چه گفت، اما حل نشد؛ ولی امیرالمؤمنین(ع) چهار سال و هفت ماه با حکومت کرد و علنی روی فرمودند: خانه ای را در مملکتم بی آب و نان نمی شناسم! نداشتند، البته اجتماعی داشتند که آن تقصیر خودشان ولی امیرالمؤمنین(ع) را خوب با حل کرد. خطاب به گفت: شما می مشکلاتتان حل یک مقدار از و و به بیشتر محبت کنید، می حل بعضی چیزها را از حذف کنید؛ چون هر چه جان می و پول گیر می آورند، درصد بالایی اش را به طرق مختلف به شما بدهند و رنج می کشند. با هم هماهنگ نمی شوید، حل نمی شود. این اکرم(ص) است: . به نظرم شما 10 تا از چهره های علمی برجسته با حال مسلک متصل به را هفته ای یک بار دعوت و از آن ها حل بخواهید. شما این طور آدم ها را بین خودتان ندارید، لذا می و چهل سال هم هست که مانده است. را نه ظاهری، آن موانعی را کرد که را است. تا زمانی که در و کردار با در هستید، نمی کند مؤلف کتاب شرح دعای کمیل به حجاب که اکثر ها به دور خود کردند و تصریح کرد: کاملی دور خود که وقتی نازل می از آن بالای رد می شود و نمی شکافد که دهد. از این برو، همه کارهایت حل می شود. خدا که در فرموده است: یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ (سوره بقره، آیه 185)، من راحتی و آسانی شما را می خواهم؛ پس چرا ما نیستیم؟ ما از دست خودمان نیستیم. وی گفت: با در قلب آدم روی یک صندلی و کرسی بغل هم نمی نشینند، با سر یک سفره نمی نشیند، بهشت و جهنم با هم رفاقتی که دست در گردن همدیگر کنند، ضد هم و حق و باطل ندارند. و ابراهیم ندارند، مگر از نمرودبودن به عنوان یک بیاید؛ اگر فرعونیت را بر می او هم جزو موسی(ع) می شد؛ اما برنداشت و تضاد ماند. در صورت برچیده شدن خیمه تضاد، وحدت می شود؛ والا من تا با در لقمه ام، اخلاقم، و کردارم در ارتباطم، حال این یا هوای خودم است یا بیرونی ها یا فرهنگ های یهود و مسیحیت امروز الا نمی کند. به آیه ای از و داشت: این آیه 124 است و امام ششم(ع) می فرمایند ما هم هست: وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّهً یهْدُونَ بِأَمْرِنٰا (سوره آیه 73). آن ها تا بودند، رشته هدایت را فقط و فقط به فرمان من عملی می کردند، وَ أَوْحَینٰا إِلَیهِمْ فِعْلَ اَلْخَیرٰاتِ وَ إِقٰامَ اَلصَّلاٰهِ وَ إِیتٰاءَ اَلزَّکٰاهِ ، وَ کٰانُوا لَنٰا عٰابِدِینَ . اهل این قدر بدانید که و من بودند و بندگانی که اجازه ظهور بین بندگیشان و من ندادند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند

داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند


به (ایبنا) به نقل از اند لیترچر- پست است که به هایش چندین جایزه ادبی در کسب است. او خود مرا سرد می کند را در وسه و بیش از اثر است. قوه شما بی حد و مرز و به نظر می رسد. نمی را کرد که و بی و یک که باشد. شما در کار اید: کوتاه، نقد، مقاله، بلاگ. آیا این وسیع و گوناگون ژانرها از ترس تان از بی حوصلگی می مثل دکترها، متخصص هم داریم: گو و ... و من یکی از ام. من به ها، ها، ها و یک است. نه اما پیش می آید که است با که می کنم. این راه گول از است که شده. قوه می از اند که است فکر این ام، اما این نیست. من به قوه به فکر می کنم که در آن و بی این طرف و آن طرف می و را می کنند. و است که از این می آید. از این ها در من صدق نمی کند. من همه چیز در با هم در می آید. های من از محض می شوند. اما اول اگر از تان نمی آید پس از کجا می کار است. من را و می تا کشف ای را باز کنم. می که بر این پا می گذارم. ای را که را با این خوب به یاد دارم: به یک ساده و گرد این حیوان، آنجا، روی میزم. عملا یک اتوماتیک بود. هیچ هدف مشخصی نداشتم. قضیه سورپرایز کردن است تا آن عبارات کلیشه ای در را به کار نبرم. من معتقدم که هنر در کل و به طور خاص این شانس را به ما می دهد که آگاهی مان را به خوبیِ نواحی تجربیاتمان وسعت ببخشیم، تا از قطار در حال حرکت افکار بپریم و خودمان را از شرایط خاصی که زحمتمان شده برهانیم. جایی خواندم که در هشت را کردید. و حالا هم می نویسید. آیا خاطره ای یا نسخه ای از که در دارید؟ آیا در می در این سال ها بر بشوید تاثیری داشته؟ این اشتیاق جوانی به از لذت خواندن شده است. تلاش شدیدا ابتدایی بودند. تقریبا هیچ چیزی از باقی نمانده، تنها یک شعر احمقانه و یک کوتاه ملودرام که دیرتر نوشتم، به نام شورش در بخارست . بچه ها های پیش پا افتاده ای هستند، قدرت و اقتدار یک قصه یا خلاقیت یک را ندارند. باید آدم های بزرگ تر گفته شود. به طور ایده آل یک پدربزرگ با ریش بلند سفید. از چهارده یا پانزده تا پیش های اولم، هر سال را که سال قبل بودم نابود می کردم؛ بلوغ تازه به دست آمده ام می شد از خجالت بکشم. اما امروز می ساعت ها پای آن ورق های قدیمی وقت بگذارم. اگر این درست که واقعی که چه ارتباطی بین شما و به وجود بیاید؟ و وقتی صحبت از کارهایتان در بلندمدت می شود، چه واکنشی دریافت کنید؟ من هیچ تصمیمی ندارم. بهتر است از بپرسید تصمیمشان در قبال من چیست و می خواهند با های من چه کار کنند. با این همه، شخصیت خواننده، به یکی از کاراکترها (و مطمئنا غیرقابل پیش بینی ترین آنها) در های من حضور دارد. او به طور غیرمستقیم درگیر است. به او تا رازهای کوچکم را شرح دهم، صفحه به صفحه، تا خواندنش را به جلو ببرم. بدون آن ادامه دادن به بی فایده خواهد بود. در های من درگیرند و من رویشان حساب می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
قلب جمالزاده بیش از سه میلیاردبار برای ایران تپید

قلب جمالزاده بیش از سه میلیاردبار برای ایران تپید


به خبرگزاری ایران(ایبنا) در علی با تعریف ای از گفت: 106 سال عمر کرد و بیش از سه بار تپید. او پرماجرایی هفتادسال خارج از می کرد اما تا آخر عمر اش را حفظ بود. از تا و و ژنو سفر کرد اما ماند. سید واعظ از رهبران جنبش بود. در مسجد شاه می رفت و نفر پای می نشستند. شاه بود شده او را بکشند. هم داد در لای جرز در او را کشتند. وی افزود: از قبل از مرگ ای یک کرد به که در درس می و با او فرستاد: جان می که دیگر هرگز تو را نخواهم دید اما سعی کن به کشورت خدمت کنی . چند خط در فکر بود. او بعد از به رفت و با جمعی از معروف کاوه را منتشر کردند. در آپارتمان در شکل گرفت. تقی پورداوود، قزوینی، ابراهیم پور که همه ای در این که هم با نام در آن و عکس های بر آن، یک نفر از این این و چای و قند را می داد .مطالبی را هم که هم می خواندند. همه اهل فضل تا به رسید. داد: طی به من نوشت: شب ها و فکر می که چه ای که این باشد. به که بنویسم. با ترس و لرز بعد از شکر است را نوشتم. ران به می بردم. را و در شبی که بود کردم. این که نیست. که اگر در را قطع کنم. اما با آن سرش را و با شش را گوش می دهد. شد طبع است. و شب بود که بر ام خورد. در 1921 این که بود شکل و من شدم. در این گفت: است که ما به قبل و بعد از او شده است. با یکی بود یکی ما با شکل می و این راه را باز می کند. به وی را پدر یا می دانند. این در گفت: از او ما با رو به رو بودیم. و در می شود. در و قصه های هدف پند، اندرز و توصیه های اخلاقی بود و و عناصر اهمیت نداشت. یکی از دلایل بر خواندن آثار کاربرد در است. به این دلیل که وی با تسلطی که بر اصطلاحات و کنایه داشته آن ها را از منظر وارد های خود است. وی تصریح کرد: کارکردهایی که در های پیدا کرده، رابطه با طبقات اجتماعی، جنسیت راوی، دین و مذهب، ترکیبات و تمیز نثر از واژگان غیرفارسی است. در روایت شناسی ها و نثر پیرنگ و به خاطره، محدود ها، متناسب و انتهای ها نمونه با آوردن چند بیت شعر، ابژکتیو و ظاهر و اخلاق، دیر شروع شدن ها، و صمیمی زبان، استفاده نکردن از شکسته و پیشی گرفتن گفتار بر نوشتار را از نکات برجسته می داند و در به تاثیر بر دو مهم نسل های بهرام صادقی و هوشنگ پرداخت. پس از صحبت های گلشیری، قسمتی از سخنرانی محمود و فیلیپ سفیر وقت سویس در بزرگداشت در سال 85 به نمایش گذاشته شد. بر حضور در این کشور، فرهنگ سوئیسی و تلاش های بر داشت. نیز به هایی از خطاب به خودش شده کرد و گفت: در به من نظم و دقت عمل را یادآوری کرد و این از نظم و تربیت مدل اروپایی اش نشات می گرفت، اما من در پاسخ نوشتم، من نظم خودم را در بی نظمی می یابم و منظمی ندارم. های استاد به من نشان از روحیه پرشور و نشاط و شاد او دارد. از یاد نبریم که در مهم ترین سال های تاثیرپذیری یعنی پیش از نوجوانی است. در برنامه به های رد و بدل شده بین و نویسندگان از جمله آبادی، صادقی، آل احمد، سیمین دانشور و... اشاره و بر این نکته که او تا سال ها در جریان ادبیات قرار و های روز را مطالعه می کرد. هم به اختصاص عواید حق التالیف که به وصیت خود صرف کمک به دکتری ادبیات، خرید دانشگاه، یتیم خانه ای در و ساختن خوابگاه دختر شهرستانی دانشگاه در امیرآباد شده و که چند هزار جلدی اش را نیزبا دو هواپیما به مرکزی کرد. بار 70 سال پیش به آمد تا به عنوان نماینده سازمان بین المللی کار در ژنو وضعیت کودکان کار را کند. او سر و ته یک کرباس را به اصفهان، شهر پدری اش است و خاطرات اش را در این است. او اش را در با خرافات، تعدد زوجات، ارواح خبیثه و فقر می کند.. در فایل صوتی کمیابی از پخش شد که در آن با اش خاطراتش از مشروطه، دیدار با شاه و زیرگرفتن پای کالسکه شاه و چگونگی شکل گیری که به چشم دیده بود، را بازگو کرد..
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دستیار سابق ترامپ، فایل صوتی اخراجش از کاخ سفید را منتشر کرد

دستیار سابق ترامپ، فایل صوتی اخراجش از کاخ سفید را منتشر کرد


به بین یک روز بعد از خبر نگارش کتاب یکی از معدود زنان سیاه پوست در و کاخ سفید، او در یک اقدام از لحظه توسط کاخ را کرد. که از سال 2004 با در او و یک سال را هم در کاخ او کار در یک از جان کلی کاخ کرد. او با در ان بی سی از های آقای کلی به او کرد؛ هایی که خبر از کاخ و دولت مطرح شدند. در این که به مخفیانه ضبط شده، کاخ با لحنی به می که او برخی کار در کاخ را نقض و بنابراین باید شود. کلی که یک بازنشسته آمریکایی است، در توضیح مثالی از ارتش و سربازان می زند و در یکی از بخش های حرف به می بهتر است به آرامی و دوستانه خود را بپذیرد وگرنه شرایط می تواند کریه و زشت شود . سابق کاخ از کلی می پرسد: آیا از این موضوع (اخراج من) اطلاع دارد؟ کلی در جوابی می گوید: اصلا به این سمت نرو! اینجا و همه (کاخ سفید) من کار می کنند نه . این در حالی گرفته که پیشتر بود او ضبط شده از دونالد هم دارد؛ که به گفته او نژادپرست بودن او را نشان می دهد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ظرفیت‌های مالی و محتوایی انیمیشن ایران

ظرفیت‌های مالی و محتوایی انیمیشن ایران


به خبرگزاری تقریب، است که به ارز، در از از چین و هند تر شده است و می به روی کار کرد. محمد های و و در به این که این وعده که می به قطب اخلاقی در کرد: به چند این پذیر است؛ در حال حاضر به ارز در از چین و هند و از تر شده است و می به روی کار کرد و اگر انتقال پول را حل کند، قطعا صادارات فرصت بود. در چین که از می از این را به تر به می سپارد. او با فنی در داد: ما در کات اوت حد نصاب های را و آثاری که با این شده اند اند در های رتبه های به دست آوردند و در می گفت که در این به یک مکتب هنری دست یافته ایم. در تولیدات سه طبیعتا ما از کشورهایی که تجهیزات پیشرفته ای دارند عقب تر هستیم، ولی در رده های می رقابت و پیش برویم. البته در دو نیز که به کار دست هست، کمی این نوع سبک به کار و از که کار در قوی هم از این نیست. با به های های کهن را یکی از های مهم و شد: کهن به که با به روز این ها را اما ما در این با هستیم. در این می را که خلاصه را بفرستیم و در با ما کنند. ها این کار را مستقیم نداده اما به ها چون از نظر با کمبود شده به سراغ ملل رفته اند و قصه امیرارسالان هم از جمله های بوده که دو آن ساخته شده است. شد: به طور کلی در تامین های منطقه ای و فرامنطقه ای به کلیله و دمنه ظرفیتی است که شبه قاره و است یا شخصیت ملانصرالدین ترکیه و عراق محسوب می شود که می از این های بالقوه استفاده کرد. به هر حال با استودیوهای به ما کمک می کند که در تراز قرار بگیرند. مشابه این در سینما افتاده است و از کارگردان ها و بازیگران با تیم های خارجی کار کرده و به مرور به چهره های شده اند. از فعالان مبنی بر عدم از آنها، کرد: این را هم می تایید و هم تکذیب کرد. از این جهت است که در همه به غیر از ایالت متحده آمریکا یارانه در نظر گرفته است و از این می کند؛ بنابراین از این نظر می گویند، حدود 75 درصد از هزینه های را به شیوه های مختلف پشتیبانی کند که متاسفانه این نمی افتد. اما از جهتی می گفت که این هر سازی خود یک طراحی کند.این در منابع ملی و سخت افزاری است و اگر ساز نمی یک خود بنویسد بهتر است اصلا وارد این نشود. او همچنین در کرد: ما در داریم. در سن ندارد و است و به همین خاطر هم به یک جهش در دارد. چند شرکت این کار را داده اند و اند های بین المللی برقرار که امیدوارم نمونه های این زیاد شود. در به این که در جذب تلاش می کند؟ توضیح داد: ما یک و با سازانی می کار که دقایق داشته و معمولا که مبتدی هستند نمی با های کار کنند. کشف اسعتدادها بر عهده هاست که می با کوتاه، که می در این موفق را شناسایی و در مراکز تولیدکننده به این افراد بلندتری را می دهد و بعد های با پخش مناسب می باعث دیده شدن این شوند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
پرتکرار‌ترین کتاب‌های چهار ماه گذشته چه کتاب‌هایی بوده‌اند؟

پرتکرار‌ترین کتاب‌های چهار ماه گذشته چه کتاب‌هایی بوده‌اند؟


به خبرگزاری (ایبنا) آمار های 30 سال در با 346 و 555 شده اند. این ها 20 است. 1- روش ها و صدر این روش ها و (روش ها و اجرایی) با 15 بار چاپ است. این هستند. نو اور این را طی ماه در با پنج و 200 به است. این بودن آن است که احتمالا متوسط 347 در هر چاپ هم به دلیل همین ماهیت است. در باید گفت پرتکرارترین در سال جاری، به لحاظ انتشار در این بازه زمانی، موقعیت چندان ندارد. 2- ملت عشق(ققنوس) ملت عشق که هفتادو یکمین چاپ خود را در نشر تجربه می کند با 11 بار چاپ در دوم است. این اثر ای که ها را از آن خود با 48 و 800 طی این مدت نیز است. این که در نیز به می شود در طرح های نیز جزو های به ثبت است. ملت عشق که می توان آن را از نظر استقبال مخاطب، فرامنطقه ای دانست، در بین نیز از چاپ بوده است. 3- سومین هاست. (س) با 10 بار چاپ از ابتدای سال در با 10 به چاپ است. این که فرد است، همانطور که نامش برمی آید به بررسی به موضوعاتی همچون توحید، صفات خداوند، قرآن، پیامبر اکرم و شناسی دارد. حائز این آن است که چاپ اول این نیز در سال 97 شده. 4- سفیر... ... و من شدم! که در و جای می ماه 9 بار به چاپ است. این شرح در است. مهر این را با 22 و 500 و از های این نشر به می آید. ... و من شدم! بار سال 96 شد و از چاپ است. 5- هنر به این هنر رسید. این از سال 1394 از سوی گرفت. در های سال و های قبل از این است. هنر در بین به که و دانشگاه هاروارد این اظهار نظر اند. این که است و عادل پور نیز در شهرتش در بی تاثیر نبوده، به چاپ شصت وهشتم است. 6- هنر خوب 6 های ماه نیز به هنر خوب دارد. این که باز مترجم آن پور بوده،و با 8 بار چاپ و 20 طی ماه شده است. . 7- ملت عشق (پارسینه...) ملت عشق بار در ها و در هفتم می شود. سلسله مهر طی 4 ماه این را هشت بار و در با 12 و 500 است. 8- به با به با که از سوی (س) در 15 و هشت بار چاپ شده است. نویسنده این نیز ، فرد است و واکاوی زینب علیها در اهل بیت(ع) بعد از واقعه محور آن است. 9- (ره) (ره): آزاده پُرآوازه (اسیر 13 ساله جنگ تحمیلی) از های نام آشنای پُرتکرار های است. پیام آزدگان طی ماه در با 20 و هشت چاپ این حوزه دفاع مقدس را است. به بیان اتفاقات ریز و درشت پرداخته است. ناب بخش این مربوط به سال های اسارت وی در اردوگاه های در عراق است. 10- باز باز اثر معروف خالد حسینی های ماه سال است. این که به چاپ دهم را در با 15 و 400 و هشت بار است. 11- که که جو جویز نیز ها در ها می شود. ملیکان طی ماه این طرح های و بین الملی که به چاپ چهل و یکم رسیده، را هفت بار به چاپ و این 7 و 700 است. 12- جزء از کل های ماه جزء از کل استیو تولتز است. چاپ سی و ششم این را به است. این که در 12 جای گرفته نیز از پرطرفدار داستان های خارجی نشر محسوب می شود که در طرح های و بین است. 13- جامع... - پایه دهم و یازدهم کنکور جدید آموزشی های ماه است. این در سیزدهم ایستاده. خیلی سبز این کمک درسی را در این مدت هفت بار و با 12 و 500 به چاپ است. 14- آیت ای آیت ای (نظام و کنشی) همانند دو ماه سال در پر ها می شود. این سال 1396 از سوی پژوهشگاه و اندیشه اسلامی شده است. رویکرد این شامل ظام های های و رفتاری، های و اهداف است. 15- من، پیش از تو من، پیش از تو نیمه پر ها می شود. آثار جو جو مویز طی چند سال پای ثابت پر فروش های طرح های و ها بین است. طی ماه این را 6 بار و در با 13 و 200 است. این در حال حاضر به چاپ پنجاه چهارم است. 15 اثر بعدی در سال 97 در زیر آمده است: 16 مناظره دکتر و شیخ مطیع-بنیاد (س) 6 12,000 17 فکر کنم دیشب باران مرا شسته امروز "تو" ام: مجموعه شعر 6 6,600 18 چشم هایش نگاه 6 2,100 19 و اسباب 5 6,000 20 هرس 5 5,000 21 اسب رقصان 5 5,500 22 حرمسرای قذافی نشر ثالث 5 5,500 23 خدیجه (س): مادری که یک امت بود مطیع-بنیاد (س) 5 10.000 24 پرواز 69 نزدیک تر 5 5,500 25 بعد از ابر ایجاز 5 5,000 26 راهکارهای عملی درمان وسواس "به انضمام احکام و استفتائات" فرهنگی مطالعاتی الزهراء (س) 5 11,000 27 بر زندگی: آگاهانه میرقدیر ساداتی 5 4,750 28 شناخت و اقوام زمین 4 4,000 29 خوشحالی ... ذهن آویز 4 2,200 30 دختر شینا: قدم خیر محمدی کنعان همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر شرکت مهر 4 10,000
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
شهید همت را باید با عاشقانه‌هایش نوشت/ رمان باید منبرِ جذابِ مکتوب باشد

شهید همت را باید با عاشقانه‌هایش نوشت/ رمان باید منبرِ جذابِ مکتوب باشد


به گزارش خبرگزاری تقریب، نسل سومی است. جنگ را اما از جنگ می و بر این است که جنگ و پذیرش قطعنامه خط بر جنگ است. معناداری های کتابش با در کمرنگ و در پررنگ تر است. نیا از آن چهره است که آتشفشان در حال فوران حرف گفتن اما در طول هست که از گفت وگو نشویم. خط او را نشر شهرستان ادب منتشر است. از او پرسیدم چرا کار جنگ رفته ای گفت کار هم جنگ می روم . او بر این است های را دست تا همه خود را در ببینند و به کنند. در این گفت وگو را می خوانید. *برای کار هم جنگ می روم فارس: به یک از نسل سوم پس از که جنگ را هم کار از جنگ رفتی؟ شما می گویید به کار ولی من می کار هم جنگ می روم. *جنگ به هدف همچنان از جنگ می نویسید؟ بله. جنگ را دارم. از کجا جنگ شدم را نتوانم منشا دقیقی کنم اما مطمئنا زیست آدم ها موثر ولی اگر کلان جز جنگ و ندارد. و من در این حرف یک از کل به جزء است. من مساله خیر و شر و حق و باطل را مرجع، این عرضی که که جز جنگ و می این این دو و است. با این اگر جز جنگ چه را می و من به جنگ به و توپ و نیست. در و به هدف است. جنگ من است که را کنی که به هدفت برسی! این است. ای اگر بخواهد از پیرامون خود بگیرد کشته شدن ها در جنگ می بخش باشد. در کشور ما می جانبازی را می که درگیر مشکلات جسمی و است که به جنگ به یا در کوچه های ما مدافع حرم می آورند پس جنگ است و آدم نمی از آن کند و اگر از آن جنگ ما می آید. به من جنگ را دارم. رو شدن با آن را می و از جنگ به نوعی است. *تصور می شود کسی که جنگ را کند شما جنگ را اید و این حرف که می شود از جنگ بگویند که در آن اند. از این رو در از این کتاب، شما اثرات جنگ که است ولی در نظیر کنسرو خونی یا خط که حاصل شما و در حال شدن است را کسب من های می می و به می روم در پدر که وقت گذاشتم. هم می که تر از های بچه ها و هم حرف را می زدم. یکی از های جنگ ما است که فکر جنگ را من این نظر را می دانم. مگر دلی را را مگر را که مجید قیصری آن و برهه را خود را از من رویدادی به اسم جنگ را ام ولی راه درک آن بر هیچ نسل بعد از این نیست. جنگ من منحصر در آن هشت سال و است من در و خط مقدم باشم، اما جز معدودی از جنگ و که بودند، با کمال احترام و تواضع عرض می کنم،چه گلی به سر جنگ ما زدند، ضمنا چه کسی می که من با نمی به درک و برسم؟ به نظر من های در گذر عمق می و بر این آدم که پس از گذر سال ها و شدن یک به آن می رسند اطلاعات بیشتری در اختیار دارند. *رمان را به یک گر می فرض کن یازده سپتامبر روی داد سریع ساخته شد ولی هر روز که می گذرد ای از این آشکار می شود. این زمینه کار را ایجاد می کند که پنج سال پیش در دسترس و بر این که حوادث از عبور می بعدش به می رسندکه این مستلزم گذر است و بعد از آن فاز می و ما و را به یک گر می که تکمیل اطلاعات، افول ها و شدن حواشی در گذر زمان، قوت و صحت را می کند. *راه از جنگ محمود کشیده و شاخصی ولی در هیجان، محمدرضا بایرامی خلق که در و بر این که بعد از گذشت دو سه دهه از به جنگ می توان شد. این ادعا را که من تحلیلی ام ولی این است که راه از جنگ چون جنگ شد. *آنهایی که می در آخر خط است شان به آخر خط به یک کمک می کند. می است بشر چون می شود در خط است. که می و به آخر خط به وصل که آن ی ها به آخر خط اند. این ها به ته دیگ است. ما به با جا است. که در آن با به به کنم. از این دست که در ما می شود اگر بلا از ما دفع می شود و این با در های شده و است ولی می و در صدد این که ما در به خود باشیم. در و هم هست که قصد ولی می ما که در و ما دارد. من این است که است ولی ما ای هستیم! من که این است که ساز است ولی ما با غیر به می کنیم. به کلی قصه در است و بخش ای از هم قصه و و است به ذهن و و شدن و اگر ای بر های شده در و را می و کشف می در اثر اش می کند و آن را می کند. حتی خود که و هیچ به های ذهن و ندارد. *رمان پس را می به این که می شود کار است که به هر که می کند. غیر از این چه کار می است هر پدیده ای و یک است لذت را منتقل کند ولی در انتها اگر و شناخت و خب می لذت را کند. باز هم تاکید می کنم کار و هنر به این است؛ یک باشد. *زندگی آدم ها در گرو است این به نظر گیری در قبال جنگ و و ... است. است که از دل شروع می شود که اهل است و با خدا هم ظاهرا ارتباطاتی ولی مشرک است چون چند مرتبه می کند که چشم آبی ها محاسبات شان غلط نمی شود ایمان او به غربی ها از آن است. در نهایت هم بدون عبارت آیه شریفه که می فرماید مکروا و مکرالله ... را در می بیند. در آخر هم باز یک عراقی که این بار همراه با های در حضور و به می رسد. کمی از نگاهت به حرف بزنید. من آدم ها را این می تا ای که است او را با مختصات می و قضاوت می کنم ولی از ای که تسلیم شد عوض شود. این اسلام هم هست. در این که و بقیه ها در واقع که آدم ها همه شان در گرو است که در لحظات بحران و بزنگاه های شان می گیرند. آدم ها در گرو است. (ره) ای خطاب به جریان های منافق فرموده بودند که بسیار عجیب من نقل به مضمون می کنم که می فرمایند: سر دو نمانید وگرنه له می شوید در های این سعی که این را در اجرا کنم و سر دو نمانند در این سال ها که این ها را می نوشتم این من شد. سعی ها را با کنم. *شهید همت را با نوشت من ها را در حفظ می و را در حفظ می کنم که بشود به آن رسید. من این است شما این اید تا باشید اگر روی دهد و خدای ناکرده از بروید هستید! من را دست و این تصویرش می کنم و به یکی از که در جنگ ما این است که آدم ها شده اند. به است که جنگ و ضدجنگ داریم. چندتایی از های این را دوستان اند و اند که ضد جنگ در صورتی که فیلترهای من حساس است که به این سمت و به ها خدشه ای نشود. من اگر رمانی از همت های او را هم می نویسم. هست که همت چه ولی اگر رفتارهای هم آن را هم به می دهم تا و این را ارتقاء دهم. که ابعاد زیستش را هم دهم. کار این است که واقعی دهد. من اگر فرمانده ای که خلق مثل من می کرده، آموزنده است و او را دور و دست نیافتنی نمی بینم. *قطعا می ای و خودت؟ می نویسم، می و از نظر من معنایی هنرمند خلق کند مگر را ببیند که این منطقی نیست. بهتر است می نویسیم و هم امری است که در این می نتیجه کار است نه هدفش. اگر یا تبلیغ نداری بحث است ولی نمی ام! خودت می واگویه کنی و کسی اگر زده کمی به او شک کرد. *حرف شد خط ! من در از های این ردپای یک به وضع موجود می بینم. در از ها یک راوی هستی ولی در هم ای. من به یک نیای را می چرا که حرف را می زند. چرا به جای از جنگ از روز نرفتی؟ من حرف های نگفته ام را در فضای جنگ می زدم که شد خط ! من جلو آمدن هستم. یک شناسی که این است که ما برداشتی دیر متحول می شود. *نویسنده جنگ را در حال کند این مختص است یا در همه جای این طور من بررسی ام. به هنرها که هست یا نه، و نمی در از بزنم و حرفم ناظر بر است. یکی می شود و کمیل را و فقط را نه یک بازمانده از آن را بیاورد جلو و تبدیل کند به شخصیتی که در نقش برعهده دارد، رئیس بانک است و بعد ماجراهایی را در رفت و آمد کند. اما ما بعد این همه سال می رود آن روز و آن را می نویسد و این ما آنجا گیر است کار جذابی است ولی من می آن را در حال کند. که اثرش آدم های سی سال قبل نیستند و آدم های هم است را بخوانند پس یک پای در باشد. این که نام می برم که ها می روند از آن می کنند. حتی در هم این می شود. این هست که اگر یک از صد سال قبل و به این آن را خب به جای آن می روم می خوانم. اما اگر است بفهمم آن در چه پس و آن هم توقف باشد. در جنگ این قوت ندارد. همانطور که می جنگ های جنگ هم و نو به نو می شوند. *قطعا در روز من با این حرف مشکلی ندارم. اما من این است چرا به یک موضوعاتی که امروزی نرفتید؟ دو تا دارد. یک ما همه در حال شدن و من هم به جلو می آیم و موضوعی که روی آن کار می کنم روز است ولی ای که این است که بعضی مشمول مرور شود تا شود و در واکنش پر از ایراد است و به کم بودن فاصله ما با روز است با نقص و خلل و کاستی رو شود. من درمورد روز حتی اتفاقاتی که در اینستاگرام روی می دهد و اگر آن بروم باز هم آن را به جنگ ربط می دهم. مشکل ما این است که عقبه افراد را نمی بینیم. *همیشه جنگ را بو می کشم با به جنگ را نداشتی از های شدن به آن فضا کمک گرفتی؟ من نمی که همه کتب جنگ را ام و حتی انگشت شمار جنگ را بو می کشم. حتی در اتوبوس و مترو که می نشینم کافی است کلمه ای بشنوم که به من ربط می کند را به آن می کنم به که در های جنگ افتاده من را قانع و بی با جنگ باشم. گرچه اسم این ها است ولی هیچ بی غرضی نداریم چون یک نفر آن را است و سوگیری دارد. سعی می کنم به جنگ هوشیار و بسیاری از های خود را از اتفافات و آدم های بی ربط ام. با این حال از های جنگ را نخوانده ام و ولی فرصت بخوانم. *به خط را که می نوشتید هدف تان این بود که بگویید که به می رفتند و شور و شوق هم داشتند ولی به پای عمل که می جا می زدند؟ علاوه بر ای که سیزده ساله ها در جنگ اند ولی هم اند که پای کار جا می زدند. ببین این حرف من می گویند، که حاج صادق آهنگران در جنگ از فرماندهان نداشتند. است که شور و و این لازمه است. قصدم این دهم که ای پشت رفتن ها است. آن یک حاکم که آن هم خمینی(ره) است. که یک چتر ای روی یک باعث می شده آن و از آدم ها است زیر این چتر خودشان فکر نکنند و به تعبیری اعتماد می کنند. من در این به این که به از یک شوم. هرقدر قهرمانان را های و دست تر دهیم بر پروری افزوده ایم. ما اگر بگوییم حاج قاسم سلیمانی شد، به به او زده ایم چون پاسخ داد که او از کجا و چگونه در این یک ای شدم که اگر را جمع نمی بود سمت و سوی اروتیک کند و خب اصرار این را دهم. به طراح جلد گفتم اگر نمی خواهی را بخوانی من دو تا کلید واژه می که می از کمک بگیری یکی و بلوغ است. در های این این دو را ام. من این ها را جلوی پای و هم را از های دور نگه نداشتم و هم از ها دورشان نکردم. اگر ای در زیارت عاشورا صورتش خیس اشک می شده ملموس و درک و زمینی اما قبل از شدن به مجلس سیگارش را و بعد جلسه شده من هر دو بعد او را ام. *نویسنده و مغرض! دو در های ما که ها را قدیس می و دسته آن ها را آدم می دهد که هیچ خلاف عادتی از سر نزده و شان می دهند. چکار می کنی که بین این دو بمانی؟ در های هم این را می بینیم! در سال های اخیر و به در جنگ غیر از بی حاشیه و قوی، که دو مدل داریم. و مغرض! نمی این مغرض، خائن است فقط سیاهی ها می رود. نمی رود وقت و و کند و هم فقط رویه و سطح را می بیند. من روی را می که است تلخ یا بداخلاقی ولی این روی سبب نمی شود به آن نروم. در یک اصل است و یک فرع! این آدم ها در جنگ هجرت اند (زندگی و را رها اند) که در چند تا کار اند و این آدم زیاد است. این آدم اما آدم است که رفتارهایی که روی است که این را می و فقط را می و ها را و سپیدی را می نگرد. من می این ها را کنار هم بده و واقعیت او این است که به زن و بچه اش فکر می کند سیگار هم می کشد اما شب عملیات روی مین هم می رود! من اینجوری را می به جنگ کسالت آور و تکراری نمی شود. من آدم ها را در جنگ می بینم. من سعی می کنم آدم ها را از وجوه مختلف ببینم ولی را از ریلی که اند نکنم. *نگاهم در این ها خلق عشق عشق را در هایت ای در حالی که اغلب عشق شده است. حتی در ها هم این خلا محسوس است. به باز می گردم و می که حین به عشق فکر می یا نه! این است که در این ها خلق عشق و آن ها به این آدم ها فکر می و که می گویی هم می کم و بیش هم هست و ها از عشق هم دارند. به عشق در فکر ولی است از شده اما با نیت یک ثبت کنم ننوشتم. و عشق جزء اشتراک های و بین همه مردم است و چون از وجه ها سر می زند همه ها تا حدود درک، لمس و است. با این حال حقیقتا آگاهانه عشق در های من روی نداده است. *از و و ام تحت کدام یا خارجی بودی که نوشتی، چون به نظر می رسد ها تحت یک الگویی شده است. آیا هست که این آدم یک الگو این است که می است برحسب یا فرم یک را کنم و و که آثارشان را مطالعه داشتم. عمر این عمری است چون این سال 84 شده و آن شهدای غواص است. به یک عمر ولی که خواندند در آن ندیدند. یک ای می خواستم قبل از آل می چون من جملاتم در می شود و این است بزند به و ریتم،جلال می که چند ساعت قبل از یک جرعه آب بخوری تا گلویت شود بتوانی به حرف زدن دهی! می جملات و نثرم به این سمت بیاید. محمدحسین محمدی (نویسنده افغان) را سال های 83 و 84 در کلاسش و چیز یاد گرفتم و انجیرهای سرخ مزار او را بارها ام. چیزهای هم حین به خصوص از فرم اثر در ای سعی می کنم یاد بگیرم. ولی کسی که روی او قفل شده و تحت و از و و ام.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
روایتی ازحاج حسین یکتا

روایتی ازحاج حسین یکتا


به تقریب، 16 ماه سال 1396، در سوریه، و اردن می شود. طبق در پشت سنگر و جان از در آن گیر می و کمی بعد یکی از می شود. این در در عین رقم خورد. جنایتکاران در 18 سال گذشته را به و سر و دست را از بدن جدا کردند. است که این سر و دست در سال خاک وطن شده و طی در نجف به خاک شد. در روز حاج های جنگ با در خود از و این نوشت: " و حججی: در 16 1396 (دقیقا پیش) در به چند در بین که با و شدند. این چند و در مقر بود. نیز در این در عین رقم خورد. اما در آن سخت تصمیم گرفت نتایج تربیت خانوادگی، مطالعات، خودسازی ها ، مبارزات قبلی در حق علیه باطل و عشق بی پایانش به اهل بیت( ع)را به بوته آزمایش عملی گذاشته و و اقتدار یک شیعه را به نمایش بگذارد. دو روز بعد خبر به رساندن را منتشر کرد. منتظر ، که حالا همه محسنِ با ما را می شناختند، از مظلومانه و وار او، اندوهناک و از طرق مختلف به خانواده او تبریک و تسلیت گفتند. ها از به مقر حشد الشّعبى و دستگیری و شکنجه و و بی سر مستند حرفه ای ساختند و خواستند به خیال خود سربازان حق را تحقیر و و مسئولان را دچار رعب، وحشت و اختلاف در مبارزه با شیاطین کنند؛ اما غافل از آن که اراده خدای متعال چیز دیگری است و همانطور که در قرآن فرموده است : تعزّ مَن و تذلّ مَن ، این تصاویر موجب عزت و عظمت مجاهدت او در برابر دشمنان و و بی سابقه بین همه اقشار و گروه های اجتماعی شد. همه جا حرف از و پایداری و استحکام او بود. همه می انگار آن در دستان شده است، که این همه ترس و واهمه در اش موج می زند. حقا که شیربچه حیدر کرار بود و با شجاعتش درس مردانگی به همگان داد. با صبر الهی و مقاوم و معصومش باعث موج بی نظیری از و فکری و عاطفی در ، و حتی در سایر ملل دنیا شد. "
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
آفرین بر زبان شیرینت

آفرین بر زبان شیرینت


(ایبنا)- میرشکاری: 18مردادماه، میزبان است و غیر از که فصل شان شده و آن ها را چند دور هم جمع است. و است که پس از به کار خود دهد. های شده در که به آرم مزین شده، نمایشگر که آن جلو پرچم های رنگارنگ که با نظم و ترتیب روی میز آبی گوشه مجلس های در حال نصب در لای ها و های به دست و در همه از این که است در شود. ها را از عمومی که دائم در حال جنب وجوش و رفت وآمد جویا می شوم. غیر و تعجب آور و کمی اما بخش این است و در گلویی تازه می کنند. کم کم سالن و های پر می شود. ردیف سوم یا چهارم، در از و از جای می تا که است در این باشم. دست در دست هم و در و پخش بخش است. اما و او شد که های این و به جای او را این قرائت کرد. حدادعادل در و در این را به آن ها تبریک و بود که با خاطرات خوشی از به کشورهایشان بازگردند اما جان مطلب و به این بود که همه ما دست در دست هم و در کنیم. در نماهنگی که بهانه همه حاضران در جمع پخش شد و بعد از آن رضامراد صحرایی، عضو هیات دانشگاه علامه طباطبایی و و پشت تریبون و گزارشی از که این در کرد. ضمن اشاره به های مختلفی که و کرده، اخیر را نخستین ای کرد که در است. به او پیش از این و طی پنج سالی که از تاسیس 55 اند اما این که در 6سالگی نقطه عطف و های است. 77 نفر از 14 در این آن طور که و می از در های اند که را از صفر اما در این حتی یک اند و همه اند. به او 137 از در این شد که به از شده و در از در این شده که 29 نفر از مرد و 47 نفر زن بودند. به طی 90 و در 11 شده و این با و از در که از های در شده که به به آن ولی را بر و اند. و به از دو نوع و به در و خبر داد و آن طور که از او در از شده و آن که و که فقط اند. بود که نفر اول تا که این را هر سه از جنگ زده که به با که هیچ گاه را اند. در از و به تا یا را کنند. همه شان را به یک لهجه و سخت ادا می و شان با شعری از شاعرانی چون حافظ و و بود. نکته این بود که تفاوت خوانش شعر کهن را با روزمره و امروزی می دانستند و خواندن اشعار، ضمن دادن احساس به لحنشان، کشیدگی خاصی هم به بیانشان اضافه می کردند که گاه به جا ولی از لطف هم و تلاششان شنونده را سر ذوق می آورد. بودیم آقای لگون از بار بود که به بود و در این او در محسوب می شد. ذوقی که در و صدایش تعریف از های و مردمش بود و هم غریب بود و هم کننده. یا شیخ موس اُرکین از در های کوتاهش از تشکر کرد و بود که آن ها این چند یک نهاد و خاص نبوده اند و در حقیقت اند. مهم خود به است حسین آذر، وزیر خارجه، از این نشست بود که در و در قسمتی از خود، را مهم ابزار در انتقال یک معرفی کرد و را مهم خود به توصیف کرد. او بود که کارهایی در جهان، زودتر از این و در سال های اول انقلاب اتفاق می افتاد، اما به مشکلات چون پدیدآمدن جنگ و مسائل بعد از آن، مشغله های مهم تر و اولویت های ضروری تر ایجاد شد و این امر مهم به تعویق افتاد. آذر که خود قبلا رایزن سفیر در بوده، از خارجه آنکه را در توان سفارتخانه های مان و به کار گیرند، سخن گفت و در بر لزوم سرمایه گذاری در تأکید کرد. از و خارجی، محمدحسین هاشمی، همکاری های و و بود که پس از آذر به خوانده شد و در خود یکی از وظایف مهم رایزنی های را بسط و با فرهیختگان حوزه و ادب دانست و کرد که و هم در این راستا موفق باشد و بتواند به وظیفه ذاتی خود به عمل کند. در ایوب دهقان کار، و اجرایی طرح گرنت که طرح حمایت از و انتشار های نویسندگان در و نمایشگاه های بین المللی از طرف و به این طرح که از پرداخت و طبق او سقف 3000 یورو را مترجمین در نظرگرفته که بر کیفیت به مترجم تعلق می گیرد. در این ها و تقدیر و تشکرها، چند کلیپ از سفرها، بازدیدها و ملاقات که این اند پخش شد که اغراق نباشد، اگر بگویم جذاب و مورد توجه بخش های هشتادو بود. عکس ها که ورق می خورد پچ پچ هم می شد. گاه به یک عکس که می رسیدن، به ناگاه همه با می خندیدند و این از یک شاد بین اساتیدی از 14 که زمینه ساختن آن شاد را ساخته بود. به یک که بار را می بیبنم، از دیدن حیرت می کنم. خوردن صبحانه شان در یک کاروانسرا در سمنان، یا ناهار خوردنشان در نمی کجا که شبیه به سیزده به در ما ها و جمع فامیلی است. یا عکس سلفی اوگاندایی با ازبکستانی، صربستانی، ای و... که روز این هم که فقط بود را بیاموزند و بروند. از ها و صمیمیت برداشت می شود که رنگ و بوی دارد. با خودم فکر می کنم چند تا از این استادها در هم همین رفتار را دارند. چند نفرشان حاضرند در در سفر بایستند، روی چمن ها حصیر بگسترانند و استانبولی پلو بخورند و کارهای که در ذهن من مختص ما هاست. به نگاه می کنم، های یک ماه قبل و دوستان حاضر. می کلی شماره و آدرس صفحات مجازی رد و بدل اند که شان یابد و است که فارسی، ها و چت های اینترنتی شان خواهد بود. به نظرم اگر کمی از خوش صحبتی ما ها را هم یاد باشند، فردا که به کشورشان برگشتند، تا ماه ها و حرف گفتن به خانواده ها و دوستانشان خواهند داشت. بر شیرینت/ همه شور در است. همه هدیه را اند و در پی گرفتن عکس های یادگاری اند. با اعلام یکی از عوامل پایین پله های جمع می شوند تا عکس دسته جمعی را هم باشند. چه پر جمعیتی پانزده را در خود جای با تقاضای لبخند می زنند. چشمم به نوشته های روی کاشی سر در که بالای سرشان می افتد: سعدیا خوش تر از حدیث تو نیست/ تحفه روزگار اهل شناخت بر شیرینت/ همه شور در
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند

مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: به فخر رازی مرا به یاد و و و نشر می اندازد، که با بیش از چهار دهه قدمت، علیرغم که نشر آن ها را از سال 1355 و با و انگیزه به می دهد و با سه در و دارد. که نشر را به این رسانده و از کجا به این در یک روز گرم مردادماه به نشرش و او در گپ وگفتی صمیمانه از اش از که در پیک می و در می است. از اش با رضا نژاد، و رضا رهگذر(محمدرضا سرشار) و گفت که در نشر با آن دست به گریبان که در می خوانید. شما با و نشر از چه و گرفت؟ من متولد 6 1333 در و خرقان و چلنجر هستم. تا 5 در پدر و و در شدم و از که به با پول در غرب در که در آن آریانا نامیده می شد زمینی را و ای ساخته بود تا ما بتوانیم از روستایمان به کوچ و در شویم. که من 5 این را و از به رفت و آمد می کردیم. مخالف کوچ ما از به بود و از این کار جلوگیری می کرد. چون در ملک و املاک و می داد فرزندان و نوه در کنند. از 5 تا 7 در بین و رفت و آمد تا سال 1341 90 از ما و فوت عده ای از از و ام ای شد تا از سال 1341 به کوچ و در 150 را که یک و یک بود شویم. با اول را در اما به کوچ به و ای که رخ بود ای اول از بگیریم و شدم در دبستانی در اول را بخوانم. به در از همکلاسی بزرگتر بودم. به من آذری سال های اول، دوم و سوم به گذشت چون هم فارسی یاد و هم درس بخوانم. تا به های چهارم و رسیدم. در آن در هاشمی، روی علی اکبر، ای به نام ساسان که چهارم، و ششم را در این درس می و چون من به درس ها قوی تر بود که و نمی آمد به خبر می داد که من به بچه ها تدریس کنم و این موارد اتفاق می افتاد اما نمراتم در دروس اعم از و و و ... بود و با می گرفتم. که مرا صدا زد و به نام پیک به من داد و گفت را به بچه ها بفروش. در که این ها چه هستند. روز اول از آن ها را به بچه ها و را با به و به و این کار و به این من با این با شعر و و شدم. و ششم در به ای پیک بودم. در بود که ششم می از ما امتحان بگیرد اما چون بچه ها از من از بچه ها پول جمع کنم و بخرم اما از بچه ها پول و من بتوانم به همه آموزان کنم شدم با فروشنده چانه بزنم و را بیاورم. از این جریان باخبر شد از این حرکت من خوشحال شد و مرا کرد و این جرقه های من با روش های و در بود. چه شد که به روی آوردید؟ در آن سال با تعطیلی و تحصیلات و قبل از دبیرستان، به خودجوش و با های در به کار کردن کردم. خالی بود و کسب و در کنم. در می و به و جغرافیای که رنگی بود در و این شروعی بود کتاب. در آن های دوطبقه ای که با یک بلیط ما را جابجا می و به شهر می بردند. با ام در نشستیم و به شهر رفتیم. در بین الحرمین تابلوهای و ... ام را جلب کردند. شدم و بچه ها سیندرلا و شنل قرمزی یا آیا ما مسلمان را جلب کرد. به دو بسته از این ها را و آن ها را به بردیم. این کار باعث شد هم این ها را بخوانیم و هم بفروشیم. بعد از تعطیلات در دبیرستانی به نام ستارخان که در بود ثبت نام و در به در دهم. اما که درس شد با ها در حال درس همه فکر و ذکر من در بود. سال های اول و دوم را با 5 تا 7 تجدیدی به زور گذراندم. و در سوم که 14 ترک و جدی که کار در را دهم. کم کم به و با معراجی، امیرکبیر، و نوجوانان، سروش، شناسنامه جیبی و شدم و از های و آن روز را و در می فروختم. کسب و آیا از که می می کسب و خوب بود. به یاد در بود که به در باب و به نام را در دیدم. یک جلد از آن را به و به اما پشت که رفت و از یک 50 تا 50 تا های را می و در می و ها و ها می گرفت. این سبب مند به این شغل شد و در به نیز بپردازم. در راه که می و به های راه می و در آن ها را می تا روش را از آن ها بیاموزم. چه گرفتید را راه بعد از چندسالی که به در می 19 که به می رفتم. از هم را بود و به و مقداری هم پس در بانک داشتم. با از دوستانم با به در همدان اعزام شدیم. بعد از طبق یکی از دوستان دایی ام، علی با انتقالم به موافقت شد و به در آخر پیروزی منتقل شدم و در بخش پشتیبانی به کار شدم. سه از ورودم بود که فرمانده به سربازانی که داد که 6 از و 5 صبح را کنند. من هم و را از در شرق به در غرب که سه طول کشید. های نظامی مرا شست و خشک و اتو کرد و من 5 صبح را به طولانی دارد. صبح روز بعد بود سربازها را کنند. در آن دادگر که بدنی بود و همسرش یک خانم امریکایی های تمیز و اتوکشیده مرا دید از من آمد و از من سئوالاتی پرسید و من هم شرح حالم را برایش توضیح و او آمد و به دفترش مرا به محل برد. من در اتاق را می و تلفن ها را می و در این 19 ماه به یک و پرسنلی شدم که صبح تا 2 در و بعدازظهرها هم به رسیدگی می کردم. هم که در طول می به میدان بهارستان می و در به سبب که با عطایی داشتم، می نشستم و های را تورق می کردم. کم کم به از نشر جلب شد. بعد از سربازی، به در کاملا بود و های در می بازگشتم و برادرهایم نیز در کسب و کار به من کمک می کردند. در 1354 که 21 یکی از سربازان هم ای ام به نام که هم بود و می دانست من دارم، کتابش را که در قم چاپ بود به من داد. چند روز بعد را من و من آن را در 1355 و این نشر بود. که چاپ چه نام از بود که می دهم نامش را نگویم. من این را در کردم. در آن در محل فعلی بود که ما ها را دریافت مجوز نشر به می و من را در ثبت کردم. در حسینی که امام جماعت محله مان بود و از بستگان ما نیز کتابچه ای را که گفت وگوهای آن روحانی بود به من داد و من به چاپ کردم. پس شما در نه. من در آن سال ها یکی از مشتریان نسل قم که آیت مکارم شیرازی راه بود و پرسش ها و پاسخ ها و راه در جستجوی خدا را می و در ام می که به سنی و بود. آن دو هم که من چاپ در قد و قواره و جنس ها بود 17-18 ها. بعد از به هم می در این ها و به و برگشتن سخت بود و شدم کار نشر جدی است و خاص را و از هم در بود و برادرم، هم که دو سال از من کوچکتر به بود و فقط 6 ماه از خدمتش باقی بعد از می توانست در کمکم کند. در با پول که از در به دست 40 در جای از و دکوراسیون زیبایی آن فراهم اما عکسی از آن ندارم. این یکی از های پررونق و پرفروش من بود و و دو استخدام کنم و بر انبوهی از افزار را هم و می فروختم. این را یک نامیدم و را که می کرد و در آن از برگشته را دو نامگذاری تا مشتریانم و آن ها را به یک می کرد تا ای که در راه جمع و را به کرد. بعد از آن را جدی و بعد از آن در و سه ای هم در که یک من یک و یک بود. از چه به طور جدی به سال 61 که شد من کم است. به نشر در من و و را گرفتم. ها در آن را که سود در پی و می اما ما ای نداشتیم. در آن با به نام صلح شدم که هم یکی از و و است. او در آن و بود و 7 بود که آن ها را چاپ به من داد. و و آخر . و این جدی کار من در نشر بود. پس جدی کار شما در نشر با بله که در سال 1355 در و بود و بعد از آن هم که های صلح را اما کار من در نشر و به جدی در سال 61 و در بود. تان در از چه دیر به در که بعد از چاپ صد و بود. شما به و بود یا نشر قبل از با نشر بعد از در نشر قبل از از به نشر رسیدند. نشر امیرکبیر. من هم جزء بودم. به در به می و این از یک سو و در و بچه ها به من و خود به خود با بچه ها شدم و به این سنی کردم. به در سال 1361 که با صلح شدم 8 چاپ و در آن ها نیز جزء سی ام و را چاپ می که باز هم به و می شد و کم کم به 20 رسید. بجز صلح در با چه کار می سال 1361 تا 1365 اوج و بود. در آن های نیا و داشتند. قبل از من فقط اسم و رضا را بودم. غیر از این ها و را نمی شناختم. تا در دهه اول از این و و شدند. بعد از 8 که از صلح در آن سال ها چاپ با 6 خوب نیز کار و و آب از و من فکر می کنم از با یک گل نمی شود طاقدیس، خلبان کوچولو داوود غفارزادگان و ... از که بعد از آن در نشر ما شد. محمدعلی بنی اسدی، وکیلی، علی خدایی و همه آن که حرفی در در آن که بود با ما کار می کردند. و تصویرگرانی که با ما کار می به 500 و می رسد. در نشرتان به اهمیت می در آن با مدیریت و در های و و و در که من 20 200 و من هم را به آن ها می دادم. در اثر این رفت و آمدها یک روز به من گفت رضا هایت را دیده و گفته که چاپ می کند است. سپس جست وجو و شدم که می رضا را در کنم. در با بایرامی، رضا و شدم و از رضا ضعف ها پرسیدم و او داد منظورم از بودن این است که روی و چون بچه ها در سنی حساسی است ها را با آن ها کنیم. نصحیت به دلم نشست و مرا به فکر فرو برد و دنبال کسی می که در نشر با او کنم و از کسی را به به من کند و او را به من کرد و ما یکسالی را با هم کردیم. من در آن در ای خریده در حاج نایب و غرب در را هم به شیرنژاد سپرده و در می کردم. بعد از آن در حقیقت و در مستقر شدم و را تعطیل و فقط غرب به گردش و نقدینگی که برپا بود. در رفت و آمدهایی که با با نشر ما 50 از او و آب و من فکر می کنم اثر و اگر ببارد باران اثر جمشیدی را چاپ کردم. و در این عناوین من به 70 رسید. بعد از درزمینه های تان با چه کسی می بعد از با گذشت، با ما شد و کمی بعد از حجوانی، با ما به به رسید. ماجرا از این بود که در آن روی ما در ای به نام می که پسر آن ها رضا (مدیر نشر افق) با برادر من در رفت و آمد می و بودند. یک روز صبح که آن ها عازم جبهه من آن ها را به عشرت آباد رساندم. دقیقا یک بعد از آن روز شد و رضا هم تیر خورد و در بیمارستان بستری شد. از آن من با رضا شد و کرد. سال 68 رضا به من گفت که به دوستش که در آن بخش و و بود نشر شود. من و که در آن یک موتور به هم پیوستیم و با به او تحصیلکرده بود و در آن لیسانس در که من در و مرا می کرد و من هم در فروشی، کتابخانه، نشر و او را می کردم. این تا سال 72 و من اتاقی در به رضا و هم هم من بود و هم رضا نژاد. بعد از رضا از ما رفت و را در جای داد اما از آن سال حال با ما قطع و یک روز در به به ما می آید و 28 سال است که با ما دارد، به فتاحی. و که چاپ می شود از فیلتر آن ها می گذرد. با سیل عظیمی از به نشر سرازیر شد و با ما کردند. پس از سوی می شد؟ با در یک که اینجا می کرد ها را می خواند، می کرد و نیز می داد با کار را با جدیت و ما با گرافیست و و ویراستار در نشر شد. در اثر ها در سال های از چاپ 30 تا 40 از ها خودداری کردیم، اما این ها در آرشیو موجود است. و از آن سال به بعد ویراستاران را و در حال در نشر گرافیک و بخش که 25 نفر در سازی کار می و یک روز در هم را که هر به دستمان می رسد می کنیم. تا به حال چه اید؟ حال سه ایم که آن ها در و است. لابه لای آن ها های ای در کلیات سعدی یا نهج البلاغه علی یا را نیز ایم که آن ها به 200 می رسد. آیا فکر می هایتان به سه برسد؟ که 10 چاپ در رویاهایم فکر می به 200 و فکر نمی که به برسد. از به من دو سال در کار می کردم. این دوسال بهترین دستاورد من از یادگرفتن به بایگانی و دفتری و بود و این مساله کمک به نشر من کرد. به یاد در آن سال ها کد درست 61/101 61 سال چاپ اول این است و 101 من که از 100 بودم. و اگر به فهرست ما این سندی است که چاپ اول های ما در آن دارد. چه گمنامی را در طول این سال ها به نشر مختلفی که در نشر چاپ شد. از این می به کنم که را در نشر و در حال از خوب است. او به نام من فکر می کنم از سوی نشر شد که هم جزء خوب به شمار می رود. صلح هم از بود که در نشر شد. هم که فقط یک چاپ و بعد هم رفتند و ماندگار نشدند اما از پدیدآورندگانی که ماندند و می به مریم کنم که را در کردیم. او در بود و کسی او را نمی شناخت. ما را به دوازده لالایی تابستانه و زمستانه چاپ کردیم. سپس از به آمد و از شاعرهای شده است. آیا که با شما کار می اند و به شده هم به با شما می یا بعد از شدن به سراغ اند؟ بعضی از آن ها اند اند. فقط پنج یا شش از را ما و با ما نکرد. از که از سال های با می توان به و کنم که را در ایم و هم با ما می یا نیا که سال های سال است با ما می کند و را می کنیم. در که می بدستتان می رسید؟ من به هیچ ای نگفتم که با من کند و به هیچ ای گرفتن کار ام. هر ای که با ما کار به ما است. من دو ویژگی که در نشر به آن پایبندم. نخست به هیچ ای نگفته ام که به من کار بده اما به از سفارش کار دوم که به ها می اما من هیچ وقت نداشتم. ما در کارمان نشسته ایم و خریداران و به ما می و هایمان را می خرند. را مجاب می تا به با شما دهند؟ این که ما ای را ببینیم و با او صحبت و به او بگوییم که منتظر بعدی اش تمایل و نیازی به پیگیری نمی بینم. و علی به ما و ارتباطی شکل و کرد. با به ارتباطات و گفت وگوهایی که با قطعا درد و دل هم با شما به نظر شما درد دل درد و دل و های کم، پایین، و حق کم است. به شغل دوم یا سوم است و پیش می آید شغل اول آن ها باشد. من بیش از 20 سال است که کار در نشر است. عضو و ام. و در های و و نشر مرا یک تیم می چرخاند. و در طول 30 که کارفرما 35 و افرادی که اند و اند به 150 نفر نمی رسد که این دهنده ثبات کارمندی است و کارمندهای بالای 20 سال سابقه کار در نشر دارم. تان با و در طول سال که در نشر ام تلاش ام تعامل با و باشم و با آن ها بیایم و از که های از اختلاف و در دادگاه های من هیچ ای در این مبنی براختلاف و با و ندارم. افتخار من این است که با همه و از هوشنگ مرادی کرمانی ام اما هربار که یکدیگر را می بینیم، احترام می گذاریم. از خاطراتتان با برایمان بگویید؟ کارکردن با ها و شیرینی که نمی خواهم به های آن کنم. یکی از خاطراتم گردد به که به نشر ما آمد و گفت که 20 مثل و متل است و از من که آن را چاپ کنم. این را در فراغتم سپس به که آیا باز هم از این متل ها و مثل ها داری و او گفت 10 تا مثل و متل هم و از او آن ها را نیز بیاورد تا بخوانم. بعد به او که در این متل ها و مثل ها قصه ای به نمی رفت که قصه است یکی از این قصه ها را نیز قدری بده و به از کن که آن هم شد را . من این مثل ها و متل ها را به ای دو به نام قصه های که جلد آن به نمی رفت و 19 مثل و متل و جلد آن را و 11 مثل و متل نام داشت. و این ها یک سال طول و بعد از چاپ شد با معمولی ای رو شد که راضی کننده بود. بعد از آن ها را به و با این بنویس و دو هم از با روش و کردم. بعد از آن از شمس هم دو به روش جمع کند و آن ها را نیز چاپ که نهایتا 6 شد. سپس آن ها را در ای به نام قصه های 72 قصه کردم. این به عامیانه بود و دهه 60 نوشتن آرامش و قلم بهتری هم گرفت. و با به 20 سال از انتشارش 20 بار چاپ شده است. 15 سال پیش در معاونت ای با مسجدجامعی تشکیل شد، همه از و درخواست که شود اما من در آن که ما توقعی از شما اما حمایت تان را در های با از ما اعمال و این کار کرد و این اثر در پشت به پیشنهادی به بچه ها شد. حالا که 20 سال از چاپ قصه های می از بخواهم تا دوم قصه های را و این است که من از این دارم. هم یک روز هم در از او 365 قصه 365 روز سال بنویسد که حجم کمی باشند. او کرد علی رغم به او گفت امکان پذیر نیست. بعد از 365 قصه من و عطیه سهرابی آن ها را نقاشی کرد و فرشید هم آن ها را کرد و 800 ای با 25هزار کردیم. این سال شد و جوایز را نیز از آن خود کرد و تلویزیون از من اجازه تا قصه های آن را هر شب بچه ها بخواند. در حال این با 110هزار چاپ می شود اما هرساله 200 تا 300 جلد از آن می رود. این مرجعی تا هر شب قصه ای بخواند. من از این ابتکارات در ام. از بین که که با شد و شما را به کار و در نشر مند کرد چه که از صلح و و با 20 تا 30هزار می شد و از سوی می گرفت. ها مرا مند کرد که را به و دهم. بعد از های صلح ها را با ها به 3تا 5هزار کاهش یافته بود اما با این تفکر که در حال یک کار این کار را تا سال 1371 که به از سوی شدم و به کار شدم. در سال 1372 از سوی و به شدم و باز هم تر شدم و شدم روندی را که ام درستی است. در حال از که ام 500 زنده اما 500 مرا نگه است. از بین این که تا به حال اید به کدامیک من بیش از و به همه های که ام دارم. 90 آن ها فکر و اندیشه که به ام 365 قصه 365 روز سال که و آن را دارم. به سه که 366 قصه و آن یک تیم 50 نفره از و 52 به نام های نارنجی و قصه 52 سال و هر یک که 7 قصه است بچه ها شده. بر این این ها را در یک به 366 قصه ام. که برگزیده جایزه جلال شد. از سفرهایی که به کشورهای ام را ام و آن را بچه ها ام. اگر را یا دهید، کدام را می که را می دهم. 12 قصه های بچه های که 3 یا 4 قصه آن را نیا و آن با کمک شده را نیز می دهم. این نیز از است که لیست های پیشنهادشده و شده است. همه قصه های این در 64 قصه نیز شده است و از های نشر که با رو شد. آیا پیش ای را چاپ به شما دهد و شما میلتان از چاپ آن امتناع بله، در سال 70 به نام شیرین تر از عسل را یکی از شده بود و آن را فیروزه گل محمدی بود. این کار در شده بود و کار فوق العاده بود و بعد از متوقف شده بود آن را چاپ نزد من آورد. اما چون اول بود و چاپ آن نیز مستلزم صرف بود چاپ آن را نکردم اما دلم می آن را چاپ کنم. که در نشر ما افراد به های و نشر می در که این کار نیازمند دقیق و حساب شده است که می تواند را نگه دارد. به است که ما در نشر که ها را می و های مناسب را چاپ می کنیم. و ها را رد می کنیم. آیا ای که باشید از او اما باشید؟ 30 سال پیش با رضا و کار کنم که نشد. اما بعدا از همه چاپ کردم. 22 سال پیش تن تن را که با رو شد. آیا پیش که که در یا به آن اید را و آن را با جدید نه. در و من به این شکل اما در 15 سال قبل به این که بچه های و ادراری بچه ها در کار است. در اروپا به بیش از 50 و در این و به ام و به تا کند آن ها را به نیا تا براساس آن ها بچه ها شعر بگوید و با به نام مامان بیا جیش شد. و تا به حال شاید بیش از 500هزار باشد. و بیش از 20 از این کار ما اند و با نیز را اند. های شما سال که با (واحد و قدیانی) می شود، چرا اسم را به نشر در سال 1365 شدم تلفظ اسم بچه ها است اما به نام شده بود و نام را به و کنم. در آن تنها که را تحت نام می کرد نشر بود که به بود. اما چون من از کلمه خوشم نمی آمد به جای و را کنم و در سال 65 این کار را دادم. های ما با نام می شود و بیش از 50 و از این کار من و را تحت و می کنند. که این کار به فرهنگسازی محسوب می شود. با به سال ها فعالیتی که در نشر اید، به نظر شما نشر و در سال های اخیر به دهه های چه و تحولاتی شده از تغییراتی که در این 40 سال در نشر این است که بی تر از دهه اول هستند. می نویسند. بی شده اند و به نظر کارشناسان می از قدیمی ای تر شده اند به اند و و دهه 60 اند. در هم از و کار که با از اینترنت می کنند، این شده اند و را می دانند. روزانه بیش از 5 یا 6 ایمیل از سوی یا و نوقلم به دست من می رسد که اگر در آن ها عمیق شوید می بینید از آن ها نمی آید اما با این وجود، سال 30 اثر از اولی ها را و چاپ می شود. از بیش از اندازه شده که به نشر و می زند. 90 تولید دست 100 است و نقش کمی دارند. نظرتان و کمک به و که نیز رو به در را می شناسم که و شده باشد. بزرگسالی که عمده شان در است و به دلشان نیز بچه ها اند. و در این نمی چون این است و و نیز جزء است. اما اصلی، کمک و که به یک تجارت این شده اند و در این دو دهه های اند و را به گرایی سوق اند و سطح فارغ التحصیلان را اند. از چون این دسته از نگران این که کنکور به است برچیده شود و به آن ها هم بهایی در که و خود و اعتباری در سطح دارند، با پول که در دست با از در و این شده اند و 99 که می به و این ها از سوی های در اندک می شود. و این ایی است که به نشر و اند و با گسترده ای که نیز ها به آن ها جلب شده است اما است اما به ای که این خواهند شد و این نمی توانند موفقی در نشر و باشند. و من به آن ها می کنم شان را و ویرایششان را جدی تر بگیرند. با روز به روز پولدارتر و روز به روز فقیرتر می موافقید؟ در نشر و ناشرانی که 30 تا 40 است در نشر و می که در دهه های 60 و 70 در و شده و حق های اند. اگر و را که در این کار و به اندبشمارید به انگشتان دو دست نمی رسند اما و که از این به اند به بیش از 50 نفر می رسد. من 50 سال است که در و کار می کنم از پدر من خان زاده و من از 18 هرچه درآمد ام پس ام و و یک ریال از من پول نگرفته اند و همه خرج و مخارج من برعهده پدر و است و هر که از عایدشان می شود به من می دهند. و آثارتان سعی اید با وپرورش و و برقرار و 200 چاپ می کند که با احتساب خرابی ها و 50 به ما دهد و خوب و به 9هزار و 800 هم می رسد. من از اوایل دهه 60 می با قرارداد را بنویسم، قراردادها از نظر شرعی در آن قید می که 10 تر چاپ می اما حق آن را به نمی دهیم و را که بر چاپ می شود صرف می کنم و آن را به مطبوعات، رسانه ها و کتابخانه ها می دهم. چون ما تلویزیونی نداریم. من هیچ جای و قدم ام. و ها را می و یا و صد از های یا 200 یا 300 از های ای می و هم در رد می شود. به و در و که با آن هستید چه ما در و است زیرا به هرحال به گونه ای را می کند. اما در جای می گیرد و که به اختصاصی به های و بپردازد در محدود است و دنیای ماه پیشونی که در باغ راه شده امیدی است که به های و ویترینی بدهد اما آن 6 است. این 6 را اگر به کل نشر و به صفر می رسد. اما هم هیاهوی به پا که صادقانه و هدف چیز است که پشت باغ را پنهان اند. شما هم هستید، تان با این از چه و شد؟ و 28 سال پیش از سوی 13 و که پخش و از های و بازاری که می دلخور بودند، شد. و سعی اند با سطح های و را بالا ببرند و و به استانداردی از نظر است و که از سوی شده و می شود این استانداردها را که عاملش است. این در نیز بی تاثیر است. من از ابتدای در این مدنی عضو و قبل از بشوم 2 سال هم سه سال است که هستم. در هم از سال 1355 عضو و 42 سال است که عضو آن و 16 سال هم عضو هیات مدیره تعاونی در طول 4 که نداشت و بخشی از حق و حقوق از دست صنف را از دست دولت و ریاست جمهوری و کنم و یک ماه است که به کوچ است. از به نشر و روی آوردید پشیمان نشدید؟ نه. هم به بچه ها دارم. به نمایشگاه می روم و در غرفه می نشینم و با مخاطبانی رو می شوم که می گویند ما 20 سال پیش با والدینمان به شما می و در پی و این حس خوشایند است. اگر نمی شدید چه کار می شدید؟ نمی دانم چه پاسخی به این بدهم. بچه ها شغل را از شان به ارث می برند. اما در ما چنین است چون پدربزرگ من در جنگ جهانی دوم عامل قندوشکر قزوین بود. او مرا به کار و در ام می کرد و از پدر و می به زور مرا وادار به درس نکنند. برهمین اساس من هم می کنم اگر ها که سربه زیر و اهل کار ولی ای به درس ندارند به آن ها فشار نیاورند. که سرکوچه ها سیگار می کشند و از آن ها مواظبت کنند. در مقاله خارجی می چرا اصرار به درس فرزندانتان است فرزند شما با سیکل تر از یک بیکار باشد. خود من دچار تکبر و غرور نشوم هروقت به می روم روی ای که می ایستم و به یاد می را که در کار می و به انبار می روم و کمک کارگرانم ها را جابه جا می کنم. از راست به حسینی، اگر یک روزتان را به تصویر بکشید آن را می 90درصد من از پنجشنبه تا یکشنبه است که ای را نمی پذیرم و سعی می کنم را به و سفر دهم روزهای را به کار می کنم. صبح ها که از می آیم به قوه قضاییه می روم تا بعدازظهر. از صبح به و می روم تا بعدازظهر. از صبح تا به نشر می روم. و را به شرکت در ها و جلسات با و می پردازم. را هم به می دهید؟ های ام به دست می اما که می کنم را می کنم. بدانم چه چاپ می کنم. چه و آیا نشر و در شما با همسرتان تاثیری سال 1359. همسرم من دبیر بود و ما به به نشر می شد. حاصل ما یک پسر و یک دختر بود که هر دو دارای ارشد و در نشر با من می کند. 18 سال پیش با مشارکت ای را و های را می و به دیگران سرویس می که به وضعیت نشر فقط های نشر را می کنیم. دو پسر که یکی از آن ها نشر و پسر او هم که شاگرد اول دانشگاه بود علی رغم در از بورسیه بود در نشر است و فروشگاهی مخصوص های و کنم تا به برادرزاده بتوانند در کار کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
پازولینی؛ شاعری یا فیلمسازی؟

پازولینی؛ شاعری یا فیلمسازی؟


(ایبنا)، شهاب دارابیان: سخت کار است که در دو حوزه فعالیت و آدم می که شغل را او به کار شک یکی از این نام قصد او را نمی که او را یا توانمند ایتالیایی کنیم. البته می دهد که او یا است و در او این دو را از هم جدا کنیم. و او به ما این را می دهد که او در سال های و را و به است که او یکی از و است. او در از به سراغ داستان های کلاسیک رفته است و بخش عمده را می دهد. او در کارهایش نیز را وارد می کند که در تلخ صحنه های که آور نیز می و را حفظ می کند و می دهد. در و های و را به شکل زده است و از و اش ندارد. او در اثر اش به نام که با و آن را است به است که های را نیز در پی از برداشت. - او شد تا وی در سال 1975 در در رم، به قتل برسد. با بیش از 40 سال از قتل او باز است و اما نیز که یکی از مرگ او است. بعد از های و سری به من می زنیم. این از شش بخش شده است که بخش اول بخش دوم سال های 1958 تا 1959، بخش سوم های غیر بخش با در مرگ ، بخش ها و بخش گفت دهه های عمر اوست. در پنج عکس های شده است. این گفت به است و در می کند که با یک متن داستانی یا یک روبه رو درست مانند دو بخش که خوب و خواندنی شده است؛ اما در بخش اول می توانست بهتر از این از المان های برگردان متن اصلی کمک بگیرد. در بخش اول این ترازو به سمت سنگینی می کند؛ ای که رک به مسائل مشهود است. او در شعری به نویسندگان و شاعران می گوید: می بینم که هستید/ این رفاقت را ادامه می دهیم/ شادمان از دیدارها و چاق ها، توی کافه ها یا سر سرای نجبای از ما بهتران!/ اما این چاق ها و تبسم های سرد و حس مشترک موضوع روز هیچ فرقه ای در نیست./ برهوتی است شما و به تعبیر من مرزی است/ کرانه ای میان یک تاریخ و تاریخی دیگر. یا در نجیب زادگان را مورد قرار می دهد و می گوید: اید!/ ای بزغاله های گله پاپ اعظم/ حال کمی داشته باشید. دشمن سرسخت در ایتالیاست و در به شکل و غیر به این دیدگاه می کند. او در می گوید: هر آنچه مدافع اش هستند بدی مطلق است/ نابینا و حریص اند که امید را نمی شناسد/ آن ها همان حقیقت قطعی/ و تنها اشراق برابر اصل این ملت است. یا در دیگر: نه از ملت عرب نه از مردم بالکان و نه از ملتی کهن هستی./ تو چه ای ملت زنده!/ ای ملت اروپا!/ سرزمین رشدنیافته ها، شارلاتان ها، کارمندان زراعی حکومتی، استانداران مرتجع، وکلای گیسوروغنی و گام های آلوده، ماموران آزادی گندیده، میراث عموهای کفراندیش... قسمت های غیر این از دو شعر بلند عکس العمل مدپرستی و به خورشید شده است که در این دو اثر به های اخلاق اشاره می کند و از تنهایی انسان، مهربانی ها و بداخلاقی هایی که در رفتار همه ما نمایان است صحبت می کند. در یادداشتی که در بخش این آمده نظر را ایدئولوژی می کند. در بخشی از این می خوانیم: هیچ نوع فاشیستی و هیچ توده گرایی، به شدت تمدن مصرفی معاصر در عمل نکرد. اسقاط و فکسنی مدلی ارتجاعی و ساختمانی طبقاتی را در بوق و کرنا انداخت اما از دایره ای واژگانی و کلمات قلمبه سلمبه و هان پرکن و نم و نا گرفته فراتر نرفت. من اثر پیر با شاملو و مجید راسخی در 105 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به بهای هزار تومان از سوی انتشارات مازیار شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
ما خانواده شهدا روز قیامت جلوی مسئولانی که به شهدا و کشور خیانت کردند می گیریم

ما خانواده شهدا روز قیامت جلوی مسئولانی که به شهدا و کشور خیانت کردند می گیریم


خبرگزاری بسیج: 31 سال بوی می‌ حتی یک بند را اما می گوید: اگر مسئولان به خاطر میز و صندلی و پست و مسئولیت قسم خون شهدا را بخورند راضی نیستیم و قیامت جلوی آنها می گیریم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
​ثمرات قرائت قرآن کریم از دیدگاه اهل تسنن

​ثمرات قرائت قرآن کریم از دیدگاه اهل تسنن


- بی و نبوی و به جا از و بر این مهم می کند. از از: هم و از است و ای از همگان دارد. از هر حرف ای می برد و تا ده برابر زیاد می شود. در سایه ی به می و بر او می آید. قلب را و او را از های روز می کند و ها را از او دور می سازد. و است. هم است که به او می تا از اش کام جویند. و او را نمی کند در کنف است و می کند. و پدر و می شود. به ی آن دو را غرق می کند و با می پوشاند. به ی دست می و به می رسد. و به می و می که کاش او عمل می و به ی والای او نزد دست می یافتند. مشمول دعای مغفرت و بخشایش قرار می گیرد. به ریسمانی محکم چنگ زده شفای شاملش می شود؛ از لغزش در امان است و از ها رهایی می یابد. از و مقربان درگاه به طاعت خدا عشق می ورزد و خاشعانه فرمانبرداری می کند. در دنیا نیز به درجات بالایی دست می یابد؛ با را بالا می برد و را (که سرپیچی کردند) پایین می آورد. در نزد خدا جزء ذاکرین و قانتین نوشته می شود. رسول خدا در روز برای شهادت می دهد. کسی که در مهارت در روز با مقرب و پاک محشور می شود. شیاطین از دور می و از اش بیرون می روند. عقل و خردش و قلبش سرشار از حکمت است و سرچشمه ی علم و دانایی می شود. پرتوی از نبوت (فقط به او وحی نمی شود). عامل به با نابخردان با نادانی رفتار نمی کند در سینه ی اوست و او را از خشم و تندی باز می دارد. دل ها و ها با آباد می شود و خیر و برکت آنها را فرا می گیرد. خشوع و فروتنی قلب و پاکی نفس می شود. از خدا طلب می کند و با فضل و کرمش او را اجابت می کند. اهل را در نزد خود ذکر می کند و چه فضل و شرفی از این است. اهلش را بی نیاز می کند و آنان را به سعادت و بهروزی می رساند و همان گونه که صاحب مال با مالش احساس خوشبختی و بی نیازی می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
​هشدار گروه عراقی نُجَباء به نخست‌وزیر عراق درباره تحریم آمریکا علیه ایران

​هشدار گروه عراقی نُجَباء به نخست‌وزیر عراق درباره تحریم آمریکا علیه ایران


به بین الملل با داد. به مرکز ارتباطات و امور رسانه ای نُجَباء، سید هاشم این در به های گفت: ما نه نه هیچ داد که به از شود . وی ضمن درخواست از عدم با در و این که به شما می که با نکن ، گفت: ما ملت چه جزء ملت ها از چه که به و ظلم به ملت ها و است . در با بر از ملل در افزود: ملت نه فقط با با جان خود در و است. ما نه و نه هیچ داد که به از و بر ما شود... ما خون ایم و نمی کسی به ما دست کند . با بر از افزود: این امنیت که در آن تسلیم شویم. دو سوم جهان از روسیه و چین تا هند، پاکستان و سایر کشورها در کنار ایستاده اند . وی اضافه کرد: امروز به خاطر واقعی از فلسطین، و همه کشورهای مورد هجمه است. آیا خودروی انفجاری و کمربند انتحاری به فرستاد؟ . رسمی که در مراسم بزرگداشت شهدا حضور یافته بود، در پایان سخنرانی خود بار را مخاطب داد و گفت: معلوم چه کسانی به تو مشاوره می دهند! مگر پاداش چیزی جز است که با دشمنان می کنی؟! ملت را که با همه وجود به یاری ما آمد، چه می خانواده های شهدایشان و عرق جبین رزمندگان شان را چه می دهی؟! . روز چهارشنبه، پس از جلسه کابینه در جمع خبرنگاران اعلام کرد که اساسا ما مخالف در منطقه هستیم. محاصره و تحریم، نظام ها را تضعیف نمی کند جوامع را نابود می کند... ما را خطایی راهبردی و نادرست می دانیم اما حفظ مردم خود به آن پایبند خواهیم بود. از آن نمی کنیم اما به آن پایبندیم . در حالی از خود به سخن گفت که یک روز قبل از او، فؤاد معصوم، رئیس جمهور از عدم کشورش با های سخن گفته و بود که شرایط و ماهیت روابطش با و مشترک و بسیاری از مسائل دیگر، موجب می شود که بغداد به های واشنگتن تهران، دشوار باشد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
یک روز در دانشگاه اف یو آلمان

یک روز در دانشگاه اف یو آلمان


به خبرگزاری اشراق(خاطرات تبلیغ)، اقدام به انتشار منتخب ارسالی از سوی طلاب، در قالب از لس تا که در این را می کنیم. * در سال 1363 در شهر به آمد. وی هم شهر قم و خود را تا مقطع خارج فقه و ی دهم و مدرک حکمت هنر را از و مذاهب کسب است. * روزی در اف یو این سفر را و نام کرد. های که از قبل شده بود. پشت ما را اما هر از این بود و خاص را داشت. روز اف یو بود. از صبح تا شب در این بودیم. از های است. این در حال 36 که در های و می پذیرد. این در سال 1948 به دنبال آن تأسیس شد که نیروهای شوروی مستقر در شرقی کنترل یعنی هومبولت را در گرفتند. نام -FU نیز در حقیقت به همین اشاره دارد. در رتبه بندی های بین المللی نیز برلینیکی از های محسوب می شود. در ارزشیابی 100 در جهان، در های انسانی و هنر که از سوی روزنامه تایمز چاپ لندن در سال 2008 میلادی است، و 24 ام در جهان را از آن خود و جایگاه سوم در اروپا را بعد از آکسفورد و کمبریج به خود اختصاص است. هر از های این و انیستیتوهای و فراوانی و هر از این ساختمانی در شهرک اف یو دارد. از این و کوچک و هر کدامشان به مناسبت تعداد که کتابخانه ای دارند. ای بود که داشتیم. ما بود. ما چند ای رسیدیم. علت آن هم این بود که راه را بلد و مان هم با و اف یو را هم در این بی دانست. بود که عده ای از با که ما از در حال و راه باشد. این آدم ها آن که را می و شما می حرف با و می و را با دقت گوش می . آدم بود. او از همه که در کرد که را و شان را و اگر شان شده چند ای در کنند. بچه ها حرف را از بود و بچه ها را کرد و از همه کرد تا اگر می و خود را در و حرف های دیگر. بحثی یا صحبتی بین ما و او رد و بدل می شد با دقت گوش می داد و با دقت جواب می داد و که جوابی نداشت، ساکت می نشست و اعلام می کرد که حق با شماست. سعی می کرد ایده ها و افکارش را در بگذارد و در کل احساس کردم آدم منطقی و جالبی است. او می گفت ما نمی سازیم ما فقط در می کنیم، در الهیات تدریس می و این لزوماً به معنای این که بخواهیم مسیحی تحویل جامعه بدهیم. مترجم ما که جوان بود و از ایرانی همان بود قاطی می کرد و به جای کند را می گفت و که می بایست می کرد با حرف می زد که چند باری خنده ما و شد. ی بعدی، عرب یا عربستیک بود. این بود که به مسلط بود. بارها به آمده بود و از ما استقبال کرد. یک مسنی بود که قسمت بیشتری از زندگی خود را در مطالعات اسلامی گذرانده بود و علاقمند به آن بود. هم کمی دیر آمد این کمش طول چون نیم شد و این ما که این همه در گوش ما که این ها منظم و خوششان نمی آید کسی وقت شناس نباشد و این حرفا شد. شاید این دیر آمدنش به خاطر روح خاورمیانه ای ها در و وقت بود. این بحث وقت بحث مفصلی است که در این سفر کلی با این چوب به تنمان زدند. ما به جز یک جا همه های مان را سر وقت و به موقع و حتی زودتر بودیم. اما راهنمایمان با این بهانه حسابی کفرمان را بالا می آورد. آخر اگر یک بیست نفره آن هم در کشوری که هیچ جا را بلد نیستند چند برسند چه مشکلی پیش می و آیا آن طرفی که با او داریم نمی فهمد که این 10 یا 5 این دلیل بر وقت و این حرف ها نیست. بگذریم؛ هم تحویلمان گرفت و بعد از خوش آمد گویی مفصل و اش را مان کرد. در حین معرفی،