بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب هستم



بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یا یک پیکرند؟

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یا یک پیکرند؟


به خبرگزاری (ایبنا)، در افشاری، سینما با تصویری از در اینستاگرام خود به چاپ شعر پشت نشان داد و نوشت: بنی آدم یکدیگرند!!!!!!! پول که از 10 و و و غیره رد شده، همه کسانی هم که کردند می شدند که بنی آدم یک هرچند مشهورتر اما به همون اندازه به اصالت شعر نزدیک تر و تر است.....خواستم در این فقر بگیرید..... این به رو به و دقت دیگه......ببخشید شدیم!تاحالا شده نظر بود تا این زخم دهن باز کند و گوناگون شود. در ننشینید! بهزاد پور، نخستین کسی بود که به این داد و در خود نوشت: طور که می بینید ، افشاری در هیأت یک کارشناس و عالم به نسخ ، همه علم را که به اتفاق این را بنی آدم ثبت و ضبط اند، متهم به بی سوادی اند! پیداست که داشتن علم و خوانی های ادبی و اندکی تحقیق در این باره این سخن را گفته اند. اگرچه برخی بر خود می یک بر اما در هیچ یک از نسخ خطی یک ضبط است و ضبط شده و که غنی تر از یک با یک دوم حشو می شود. را به در می کنم تا در و حکم نراند. به این پور به که در (ص ٢٦٤) در و صحت این اند: است در همه ها. و نیز نظر را اند. نظر ما نظر است شک هر می که است اما این حرف چند روز بعد از 10 در سال های شد که در به داد: با به دو اما این از نظر چاپ هر دو بر پشت و در شعر این در است. با این استفاده از این بیت در جدید صلاح کار را در فصل الخطاب نظر کارشناسان نهادی رسمی و از ابتدا با و ادب مکاتبات لازم انجام شد که در پاسخ، قرائت بیت بنی آدم / که در زیک را از نظر ارجح اعلام کرد. از روی نادانی نظر می در راستا گفت وگوی کوتاهی با محمدجعفر یاحقی، پژوهشگر، فردوسی مشهد و عضو پیوسته و ادب داشتیم. او در به می گوید: شک نظر من با نظر یکی است و من نیز معتقدم که است. حرف این است و من نیز مفصل این ام که این در آینده در یکی از روزنامه های سراسری منتشر خواهد شد. اما در کل بگویم که اگر ما به های خطی مراجعه کنیم، می شویم که در همه ها است. است در این بین قدمعلی سرامی در گفت وگو با را دانست و گفت: پیامبر اسلام (ص) می فرمایند: . به نظر من و کلام را غلط و به درستی، غلط بنی آدم یک و نه مومنین. در این کره زمین امکان که یک مومن باشد؛ با این تفاسیر شش باقی مانده حقی ندارند و نیستند؟ است که اشتباه برداشت شده است و کل فرزندان حضرت آدم، یک هستند. می بنی آدم یک پیکرند/ که در ز یک دوم در هم گوهری ها باهم، نمی شود که یکی جز و یکی کل باشد. اگر بگوییم که بنی آدم یک بار شما کل و من جز و دفعه بعد برعکس؛ در حالی که و ما همه یک هستیم. شما یک سلول، من یک و جامعه های این را تشکیل می دهند. نکته اصلی در بیت سوم این شعر است که کمتر شنیده شده است. آنجایی که می گوید: تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی . شما به این بیت دقت کنید، شرط آدم بودن این است که غم آدم های را بخوریم. بیرونی و عاطفی هم شرط انسانیت، شمرده شده است و این با آنکه بگوییم، تطابق پیدا نمی کند. نظر من عکس ادب است و به اعتقاد من ما هم را باشیم و حرف را که خلاف نظر و است، کنیم. بر حدیث اگر یکی از عضوهای این جسد درد بگیرد، اعضا نیز درد می گیرد. هم روی وحدت جسدی بشریت است و همه می شوند آن جسد واحد. نسخ به ما می که است حمیدیان، نیز در گفت وگو با گفت: شک از نظر معنایی هم بهتر است. با این حال اختلاف این بیت است و در طول سال های متفاوتی شده است. مثال شما به آن بیت حافظ که می گوید: کشتی نشستگانیم (شکستگانیم) ای باد شرطه برخیز که هنوز عده ای می شکستگان و عده ای نظر روی نشستگان دارند. من واقعا این جاروجنجال ها نمی شوم و نمی دانم که چرا سال هاست این سخن می گویند. من فکر می کنم در پرداختن به این قائل به تساهل بود و بر آنچه که می پنداریم عمل کنیم. در کل اکثریت نسخ و جنبه نقلی قضیه به ما می که است. اگر به کمی عقب تر برگردیم در ریاضی دلاویز در ادب گهرریز ، اثر احمد شرف الدین است که زنده یاد نفیسی معتقد بود این بیت به شکل زیر است: بنی آدم یک پیکرند/ که در ز یک . وی دو نظر خود دارد؛ نخست اینکه در یک نوع خط رواج که همه مردم با آن می و به آن خط می گفتند. در خط معمول بوده است که تند نوشتن گاهی بعضی حروف را که جدا بنویسند، به هم می چسباندند. مثل خط شکسته امروز. از آن جمله در ، حرف دال را به یا می و و را مثل هم می نوشتند. بلا به مرور بر سر شعر هم و کم کم یک به تبدیل شده است. دوم این است که حال از نظر معنا هم که کنیم. چون نمی گوید: بنی آدم یکدیگرند. مخصوصا جایی که پس از آن می چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. شک که عضو اجزای یک و یک بدن. وانگهی که اگر بخوانیم، چه قدر مضحک می شود. نتیجه این می شود که من سر شما و شما مثلا دست من هستید. مرد مثل هرگز این طور حرف نمی زند. به هر حال نظرات است و به نظر می رسد در این شرایط بهترین کار مرجع نظر و ادب که را معرفی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 13 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کتابی که بیل گیتس خواندنش را به همه مدیران توصیه می‌کند

کتابی که بیل گیتس خواندنش را به همه مدیران توصیه می‌کند


به گزارش خبرگزاری ایران (ایبنا) به نقل از سی ان بی سی - در که امروز بیل گیتس، به یک تاثیرگذار است اما در اش نبود. در که در وبلاگش منتشر به اشتباهی که در جوانی و تاسیس در سال 1975 مرتکب شد، اعتراف است. او نوشته: در روزهای آغازین فعالیت اعتماد به نفس و می در قوی اما در درس های می آموختم. این پس از در سال 1978 شد. او در این مهم را شرح می دهد: به که بود ای از را طی از من گرفت. فکر می من هستم. حق با بود. کار را با دو دادم. در بود که را کرد تا از پس خود بر آید. می اَندی گرو، سابق یکی از مهم ترین قرن بیستم است. گرو از خروجی بالا را در سال 1983 و فقط پارانوئیدها زنده می مانند را در سال 1999 است. پیشین در سال 2016 از رفت اما روش اش به نام و اش باعث شهرت او در جهان شد و های بزرگی چون آمازون، و نتفلیکس از روش او گرفتند. حالا و پس از سال جان دوئر، از کارمندان در دهه 70 میلادی و یکی از سرمایه گذاران و کتابی تحت را که مهم نیست اندازه گیری کنید: چطور گوگل، بونو، و بیل از و آن است که همه بیشتر در کارشان آن را بخوانند. در این در آمده است: این به ما نشان می دهد در موقعیت های مختلف چگونه رفتار کنیم. به ما کمک می کند به که در زمینه مان دوست داریم به دست آوریم. همان هستند که در مشخصی به دست آیند. در این در چند موفق از رید هافمین، لینکدین و گوردون مور، یادداشت کوتاهی اند. سندبرگ است که دوئر به نسل کارآفرینان می آموزد که اجرای اهمیت دارد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 19 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
نثر محمود دولت‌آبادی را خیلی دوست دارم

نثر محمود دولت‌آبادی را خیلی دوست دارم


به خبرگزاری (ایبنا)، شک یکی از مشکلات در حال عدم در بازارهای مساله که دست و پا حل آن، شده اما به جدی به چشم است. مهم در کار به از های (مترجمانی که نیست) شوند. یکی از این تواناست که چند سالی است مشغول به است و تا به حال گلی و از را به است. به دست به به زده است که این با خوب شده است. شعر رقص سبز که به همت "نشر ای شد تا به این شاعر، و برویم و گفت وگویی را با او باشیم که در ادامه می خوانید. یکی از خوب به است که کارهای ارزشمندی را از به است. چه اتفاقی رخ داد که به فکر شعر آن هم به افتاد؟ من هیچ شعر نگرفتم در نخست شعر می آید و در آن نقشی ندارد، فقط می تسلیم شعر بشود یا نشود. دوم، بازنویسی و کار روی متن شعر است. با ها به و رفته این شد و با فکر بد که این را در یک کنم تا در دید و آن نظر دهند. آدم آن حرف را بگوید. این به چه سال است و آیا ای از یا را را من در دو، سه سال ام و من هشت سال است که شعر می نویسم و درواقع مشق می شعر می گفتم؛ اما بعد از مدتی به به به این سمت آمد و دادم که به شعر بگویم؛ این به هیچ ارادی نبود. این کار سخت نبود؟ نه. من به این شکل نبود؛ من در هم فکر می کنم و به این شکل که به فکر کنم و بعد آن را تبدیل کنم. باتوجه به شما و پیش از این هم تجربه شعر به نداشتید، را به یک می سپردید تا شما کار دهد یا نظارتی روی باشد؟ در این خطر که شخص ویراستار با نظر دادن خود می به طور ناخودآگاه بخواهد شعر های شخص را در قالبی که طبق نظر درست، دهد. اگر شما به این متوجه می شوید که در این و تلاش نکردم تا شکل کسی یا از کسی الگو برداری کنم. به نظر من اگر همه خودشان باشند، شاهد ایجاد تنوع در فرهنگ، هنر و هستیم؛ بنابراین به هیچ دو کسی باشم. به این با دیدی منطقی کرد؛ در حال است و به نظر شما چه تا من هم شکل او بنویسم. خب اگر من شکل او آن است و می دهد تا را تا به دو بیایید. شما در شعر اما شما به یک که با شده اید و شما باشید. این چه می که من کم و هم که می دهم اسم نبرم. مثال: و و اما من این رو شکل شما و می که اش و و که کلی می شود آن وقت. تا حدی که است سعی می کنم در که باز هم اگر از یک سری می و اگر از دید یک سری های دیگر. با به شما به آیا تا به حال را به یا قصد این کار را شعر می به شعر ولی به و و است. دو سال پیش در یک دست که بود یک سری شعر و از و است (پروژه "چاپ که با و در 1395 شده بود) اما از شعر در ام (آثار را با و "شمع و مه" و Klimaty می کنیم). در بخش است. با به از شعر در چند و که هم به شعر و در حق با شما این است که من کار در شعر برنامه اما به کارها پله به پله شوند. وبهتر است که در چند به شود تا مردم با و شرایط تاریخی و اجتماعی این آشنایی پیدا کنند، بعد از آن می شود به شعر هم رفت. این موارد را خواننده می رود یک و بعد از آن که با آن به شعر و سایر های می آید؛ به به بروم. در ما از شیمبورسکا ، به شده است و این در طرفداران دارد. آیا تا به حال از نیز به شده پروفسور آنا کراسنوولسکا، از پیش از این چند جلد از شاهنامه فردوسی را به بودند؛ همانطور دکتر مارک اسموژینسکی سهرب را بود، اما متاسفانه به اطلاع رسانی ضعیف، و به خصوص تا حدودی در آن طور که و از نشد. شما به این به است که می گویم است را از و کنیم. اثری که به خواندید را به خاطر دارید و آیا دست به آن اثر زده اید؟ بله. سال دوم مقطع کارشاسی در خواندن را با از گلی کردم. سر کلاس از های هدایت و چوبک و روانی پور و دانشور خوانده بودیم، اما گویا منظورتون این بود چه رفتم، بعد از آن به معاصررفتم، که هایم به کمبود دسترسی به عرصه محدود بود. بعدا های یک سری از را (از جمله: از شیوا مقانلو، بروژ اکریه ای، آتوسا نوید، علی اشرف درویشیان، فریاد شیری، پیمان اسماعیلی و...) که اکثرشان در نشریات مختلف مجازی یافت. سال هم گلی و محود زاد جشنواره بین المللی "کنراد" دعوت شدند که تبار، ناشر دو تا اثر، رونمایی به رفتیم. این با به حجم کار و در دنیای مدرن، آزاد کم شده با این حال شما بین و کدام را می از آن سخت پرسیدید که بی جواب است. اگر من به شما بگویم که را می دهم فکر که اغراق می کنم یا به کشورم بی اما این در حال درک برایم جذابیت و با این وضعیت طبیعتا گرایش به دارم؛ با این حال را نیز می خوانم اما اولویتم نیست. به چند کردید. از میان اهل قلم ایرانی، چه را دنبال می سعی می کنم و به اندازه از های و آقایان و بخوانم، چون در اصل و تحولاتش اهمیت دارد. در روی کار و پایان نامه کارشناسی ارشدم بود. چرا روی تمرکز کردید؟ این به ظاهر کار دشواری در ابتدای راه است. به در به ابتدایی (همان "کارنامه سپنج") کمتر شده است و بد به این پرداخته چون اول هر راه اند و همیشه را می دهند. بحث در ارزش از این گفتگو اما آن اولیه از انعکاس بودند در ای از (پیامدهای انقلاب سفید، مهاجرت روستایان به شهر ها و) نثر را هم دارم. شما اثر از به کردید. های شده با خودتان یا شک سلیقه است. یعنی چند را است و من از بین را که داشتم، کردم. به نظر من هیچ مترجمی به برود که به آن ندارد؛ اگر نتواند با کند، نمی قبولی ارائه بدهد. در حال چه در دست این گلچینی از چهار زاد را در دست دارم. های این را با هماهنگی با نویسنده. شما به نوعی شیفته شده اید و توانستید با آن کنید. به نظر شما پتانسیل آن را که در در نمایشگاه لهستان، پاییز سال داشتم تا با آدم که در آنجا هستند، در حرف بزنم. اتفاقا ها های را می گرفتند و این می دهد که ظرفیت های و اگر به خوبی می در باشد. این ها شدن صحبت می کنند و می گویند که ما ایم. من از این این است که آیا از است که به نظر من ما در کمی شتاب زده هستیم. شک که به زودی در خواهد شد اما صبر کرد. شما به در غرب و به مدرن هم فاصله این دو است. عجله کرد، دیر است و به اعتقاد من هر در نتیجه می دهد. با به روی نگرفته اید که مانند پرونده کار تحقیقاتی دهید؟ چرا. موقعی که وقتش شد حتما اعلام می کنم. چند است که روی از و کار کنم. چه موضوعی باعث شده که چنین بگیرید؟ این دو در ضروری چرا که با شنیدن حرف های و یک نمی توانیم تصویر کاملی از آن را منعکس کنیم، جای تلافی های نه مرد و نه زن نویسنده. زن که در دهه 70 فعالیت خود را ndash; مقلا فریبا وفی یا زویا پیرزاد ndash; از و می نوشتند ndash; ولی ادعا، چه رسد به بی احترامی ndash; درحرف دیده نمی شد. در حالی که در برخی از که به شده مشاهده است. نیز مسولیت چون در ای از را می دهد. زن در یا خانوادگی شکست خورده به این منجر شود که بیاد و توی به همه بد و بی راه بگوید، مرد هم همینطور البته. اما در های ها با گرفتن مرد" رو به رو شدم؛ تا در های مرد (که اینم ریشه در فرهنگ و عرف که مرد از این جور چیز ها حرف نمی زند). تا سو تفاهم پیش نیاد اضافه کنم که از گرفتم مرد" می گویم، گرفتن" زن را انکار نمی حق و زن را نفی نمی ولی حق و با توقع و ادعاد تفاوت و در همه جوامع دنیا، هر که مشکل هر دو طرف مقصرند، نه یک طرف.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
برخی نویسندگان زن شورش را درآورده‌اند

برخی نویسندگان زن شورش را درآورده‌اند


به گزارش خبرگزاری (ایبنا)، شک یکی از در حال عدم در که دست و پا اقداماتی حل آن، شده اما به جدی نبودن، چندان به چشم است. مهم در کار به از های توسط غیرایرانی (مترجمانی که نیست) شوند. یکی از این که چند است به است و تا به حال را به است. به دست به به زده است که این با خوب شده است. شعر رقص مارهای سبز بهانه ای شد تا به این شاعر، و برویم و گفت وگویی را با او باشیم که در ادامه می خوانید. یکی از خوب به است که کارهای ارزشمندی را از به است. چه اتفاقی رخ داد که به فکر شعر آن هم به افتاد؟ من هیچ شعر نگرفتم و هیچ از این به اراده من نبوده است. به نظر من شعر می آید و در آن نقشی شعر می شود. با ها به و رفته این شد و با فکر بد که این را در یک کنم تا در دید و آن نظر دهند. به نظر من اگر کسی فکر می کند که آن حرف را بگوید. این به چه سال است و آیا ای از شماست یا را دربرمی گیرد؟ این را من در دو، سه سال ام و این ای از آثارم بود و که را در بیاورم. من حدود هفت، هشت سال است که شعر می نویسم، شعر می گفتم؛ اما بعد از مدتی به به به این سمت آمد و که به شعر بگویم؛ این به هیچ ارادی نبود. این کار سخت نبود؟ نه. من به این شکل نبود؛ من در هم فکر می کنم و به این شکل که به فکر کنم و بعد آن را تبدیل کنم. به شما و پیش از این هم شعر به نداشتید، را به یک می سپردید تا شما کار ویرایش دهد یا نظارتی روی باشد؟ نه را ندادم. اگر شما به این می شوید که در این و تلاش نکردم تا شکل کسی یا از کسی الگو برداری کنم. به نظر من اگر همه خودشان باشند، شاهد ایجاد در هنر و به هیچ دو کسی باشم. به این با در حال است و به نظر شما چه تا من هم شکل او بنویسم. خب اگر من شکل او آن است و می دهد تا را تا به دو بیایید. شما در شعر اما شما به یک که با شده اید و شما باشید. این چه می من این در شعر و می اما می دهم که اسم و نام ها و را به نیاورم. من را را هم می و را می و نیز من است اما نمی از بین این سه نفر یا یک نفر را کنم و که این من است. من را با همه دارم. با به شما به آیا تا به حال را به یا قصد این کار را من شعر را و دو، سه سال پیش در یک دست به چند زدم و شعر را به که من بود. از شعر به ام اما که این رخ دهد و بتوانم کارهایی را از به کنم. اولویت اول من در ادبیات، بخش است و تا های را به کنم. به از شعر سپید در چند اروپایی و معاصر، که نگاهی هم به شعر و در متمرکز نشوید؟ حق با شما این است که من کار در شعر برنامه اما به کارها پله به پله شوند. ناشناخته مانده و به است که در چند به شود تا مردم با آشنایی پیدا کنند، بعد از آن می شود به شعر هم رفت. این موارد را خواننده می رود داستانی یک و بعد از آن که با آن کردند به شعر و سایر های می آید؛ به به بروم. در ما از شیمبورسکا ، به شده است و این در طرفداران دارد. آیا تا به حال از نیز به شده پروفسور آنا کراسنوولسکا، پیش از این چند جلد از شاهنامه فردوسی را به بودند؛ اما به اطلاع رسانی ضعیف، آن طور که و از نشد. شما به این به است که می گویم است معرفی را از و کنیم. اثری که به خواندید را به خاطر دارید و آیا دست به آن اثر زده اید؟ بله. تحصیل در دانشگاه بودم که خواندن را با از گلی ترقی و بعد از آن به شیوا مقانلو رفتم. سال نیز دو اثر از به که با خوب روبه رو شد. این با به حجم کار و زندگی در دنیای مدرن، آزاد کم شده با این حال شما بین و را می از آن های سخت پرسیدید که بی جواب است. اگر من به شما که را می دهم فکر که می کنم یا به کشورم بی اما این در حال درک کردن برایم جذابیت و با این وضعیت طبیعتا گرایش به با این حال را نیز می اما اولویتم نیست. به چند اشاره کردید. از میان اهل قلم ایرانی، چه نویسندگانی را دنبال می می دهم، اسم اما می که دامنه این است. مثال در روی کار و پایان نامه کارشناسی ارشدم بود. چرا روی تمرکز کردید؟ این به ظاهر کار دشواری در ابتدای راه است. به در به ابتدایی کمتر شده است و به این پرداخته شود. نثر را احساس می می از لذت ببرم. شما اثر از به کردید. های شده با خودتان یا شک است. یعنی چند را است و من از بین را که داشتم، کردم. به نظر من هیچ مترجمی به برود که به آن ندارد؛ اگر نتواند با کند، نمی قابل قبولی ارائه بدهد. در حال چه در دست این گلچینی از چهار حسینی زاد را در دست دارم. های این را این کار زیر نظر خود شد و خوشبختانه به نظر او نزدیک بود. شما به نوعی شیفته شده اید و توانستید با آن کنید. به نظر شما پتانسیل آن را که در در سال فرصتی داشتم تا با آدم که در آنجا هستند، حرف بزنم و ها در های را می گرفتند و این نشان می دهد که ظرفیت های و اگر به می در باشد. این ها شدن می و می گویند که ما ایم. من از این این است که آیا جایی خارج از است که به نظر من ما در کمی شتاب زده هستیم. من شک که به زودی در خواهد شد اما صبر کرد. شما به در غرب و به مدرن هم فاصله این دو است. عجله کرد، دیر است و به اعتقاد من هر در نتیجه می دهد. با به روی نگرفته اید که پرونده کار تحقیقاتی دهید؟ چند است که یک آنتولوژی از زنان کنم. بعد از آن هم به مرد می روم. چه موضوعی باعث شده که بگیرید؟ اگر بخواهم این را عده ای از بگویند که من ضدزن می کنم؛ اما این است که من بعد از از زن نکات در های شدم. با کمال تاسف که من هم می دانم که زن محدودیت اما از مواقع ها از تلافی شخصی می کنند. شما به عناوین های زن و ببینید که چطور از کلمه زن در های هایشان می کنند. من این ها را می بینم از می کنم که چرا شرایط به این شکل است و آیا مردان هم با های مرد ناتمام یا عبارت از این دست می نویسند. من زن و به اگر ناکامی وجود مقصر دو طرف هستند و مردهای خوب کم نیستند. در های که به قلم زن می مرد نادیده گرفته می شود. اجازه بدهید راحت در های زن است و به برخی از این شورش را درآورده اند. درواقع اتفاقاتی در حال رخ دادن است که اسم را یدک می کشد و از دور است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
وحدت‌گرایی و رویکرد تقریبی از ویژگیهای بارز شهید صدر بود/شهید صدر به همه طیف‌ها و طوائف امت اسلام با دیده احترام می‌نگریست

وحدت‌گرایی و رویکرد تقریبی از ویژگیهای بارز شهید صدر بود/شهید صدر به همه طیف‌ها و طوائف امت اسلام با دیده احترام می‌نگریست


به تقریب(تنا)، آیت سید حائری به دومین صلح و که در برگزار شد، که متن آن به شرح زیر است: سلام علیکم و رحمه و برکاته یکی از های ما آیت سید صدر قدس سره در همه و و است از و که در همه های او چه در و و چه در های و به شجاعانه و هوشیارانه اش با رژیم (در عراق) که به او و خواهر شد. این را می از های پیش روی به دست آورد: 1ـ طرح های او که در چون ، ، و است. او در این طرح ها امت را با همه و در نظر و و همه امت را می داد و سپس به رفع و آن می پرداخت. او خود را به نمی در امت و آن، باز و های خود را در راه به همه کرانه های امت به کار می انداخت و از این رو به راستی، پردازی متعلق به همه ها و گرایش های امت بود. موج الحاد در لباس در امت به راه افتاد او با ی خود به مقابله با این موج برخاست و با این اثر، ماتریالیسیم دیالکتیک را که بخش اول از بود، به چالش کشید و نقطه ضعف ها و مغالطات موجود در آن را هویدا ساخت؛ سپس بخش اول از را به نقد بخش دوم از مارکسیسم، ماتریالیسم تاریخی اختصاص داد تا از این رهگذر، دین را از فرو افتادن در باتلاق این سازد.همچنین به نقد و نیز و از آن پس در جلد دو کلی و و در آن را به شرح داد. سان به سخت با دو و شد و با های هر دو از این آمد و را به ثبت و را همه ها و امت آورد. که در به پا کرد و روش در ، یکه با اش در را تا و را بر و های از های کند. طرح فی را تا همه را از آفت ربا حفظ کند و به امت و کند که می هم پای پیش و راه حل های همه کند. 2ـ روش صدر در به از و های خاص(مذهبی) خود نمی هر در را به کار می تا به رأی به دست و و آن را به حکم در آن کند. در این در اثر را در می دهد تا از همه اش ای که آن را به و در است. به در بحث های خمس و است که این دو سطح و آن به سطح شده اند تا از این در شود. او در این به از که در این در از نقل ابن در که در آن نظر را نیز در شده به دست بشر در ملک همه است به در و نیز سخن در این و نقل قول وی از است. صدر در این می کند که کسی نمی زمینی را به معینی کند و سپس بدون در آن کاری کند آن را به مقداری بیش از آن به دهد و در این حکم به فتاوای فقهای و روایات امامان اهل بیت علیهم السلام و نیز به سخن سرخی در مبسوط می کند. وی از این به حکمی که استنباط می کند، صبغه حکم شرعی در شریعت را می دهد. به دلیل بود که به طور از در کشورهای استقبال شد و این به مرجعی فهم و نظریات در این زمینه تبدیل گشته و به ماده درسی در شماری از دانشگاه های به کار شد، هر چند که به طور کلی های صدر نیز مورد توجه فرهیختگان، اندیشمندان، و مجامع در سراسر بوده و هست. 3ـ که صدر به مسائل حساس می پرداخت، سومین نشان دهنده این است. او در حالی که به باورهای خود افتخار می و تثبیت و از را بر می گرفت، از این نکته غافل نبود که خود را همه با هر دهد، به منظور از ابزارهای می و با زبانی فراگیر و تعابیری جذاب سخن می گفت و از مشمئز کننده، پرهیز و به همه طیف ها و امت با می نگریست. به در التشیع و با طرح سه محتمل به بحث خود را می کند و توضیح می دهد که چگونه پیش روی پیامبر صلی علیه و آله یکی از این سه راه، سلبی و وانهادن در شورا و در تعیین داشته است. سپس این احتمالات را یکی پس از و تحلیل می کند تا معلوم شود که کدام یک از این ها به و دین نزدیک بود است. او در این ادله و شواهد گوناگون را برمی شمارد و از ای آزاد و خطابی همه پسند می برد و با حفظ و رعایت اخلاق علمی، بی آنکه از عقیده خود کوتاه بیاید، مطالبش را می کند. روش در بحث حول المهدی نیز مشهود است. او بحث خود را با طرح که در ذهن و می آغازد و سپس همه و نبوغ پژوهشی خود را در پاسخ به این ها به کار می اندازد و مهدویت را در قالبی عقلانی و عقلایی و نه در پوششی افسانه ای می کند و نه را بر تنگ نمی سازد، خود این امکان را فراهم می که را می خواند با پیشینه های ذهنی اش مقایسه کند. سان صدر عالی از گفت و گوی برادرانه و آرام را به نمایش گذاشته است؛ گفت و که کینه ورزی و ادبیات تحقیر یا جسارت به بزرگان جایی در آن ندارد. 4ـ دیدگاه صدر به مرجعیت؛ او را رهبری می دانست که در های نظری و اش دغدغه هم امت را دارد و این طور نیست که یک فرقه یا گروه معین باشد، بر اساس به بر ضد حکومت ستمگر برخاست؛ چرا که می دید بعثی به زور سلاح بر گرده ملت سوار شده و این ملت را از ابتدایی ترین حقوق و آزادی محروم ساخته است و مثلا پخش اذان و نماز جمعه اهل سنت از رادیو را ممنوع و شعائر را به شدت محدود مساجد را محاصره و را از نیروهای امنیتی و جاسوسانش پر است و را وادار می کند که به زور به حزب بپیوندند، در این فضا صدر بر این باور بود که این دامن یک مذهب یا قوم خاص را نگرفته، همه ملت است و از این رو جهادی و اقدام دلاورانه اش در راستای به ای از در بود و تا نفس در راه این هدف جنگید و کرد. راه او از بود و در این راه پر خطر پیش رفت تا در به شرف نائل آمد و اش را به این فوز عظیم برد او در که امت عراق، اعم از و سنی می گوید من از آن که جایگاه خودم و مسئولیتم را در این امت شناختم، وجودم را به طور یکسان وقف و سنی و عرب و کرد ام؛ چرا که من از رسالتی کردم که همه را متحد می کند... پس ای و سنی مذهبم! من به با توام که با و شعی ام هستم. من به با هر دو شما که شما با هستید. این سخن از فشارها و سختی های جانکاهی که بود ناشی نمی شد و جلب طرفداری و یا تحرک عواطف نبود، این سخن از باوری ریشه دار در جان او نشأت می و مسؤولیتی می شد که او در طول پربرکتش آن را بر بود و حاصل برداشت آگاهانه بود که آن بزرگوار از و اهداف آن داشت. او روزی این را کرد و آن ها و فداکاری ها را انجام داد که هنوز اختلافات طائفه ای بروز نیافته و ناسازگاری ها به مرحله درگیری و نزاع نرسیده بود؛ به راستی که او امت را به شکلی دقیق می دید. در از خداوند متعال می خواهم که روح ما را غرق دریای رحمت بیکران خویش کند و او را در اعلی علیین منزل دهد و ما را به ادامه راه او و گام برداشتن در او نماید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نکوداشت استاد معصومی‌همدانی برگزار شد

نکوداشت استاد معصومی‌همدانی برگزار شد


به خبرگزاری ایران(ایبنا)، آیت طه ولی در پور؛ و و علی محمدخانی؛ عضو و شهر در یافتند. در علم و جزو های است به نقل از روابط عمومی اداره کل و در و کرد: با در -که ابتکار دولت تدبیر و امید در است- میزبان هستیم. وی داد: به پایتخت و زمین از هر جهت و و و آن به است. و با در در کار گرفت، افزود: سال 94 به سال سال 95 سال و سال 96 به سال باباطاهر شده و مزین به سال عین القضات شده است. وی به هدف این ها کرد و گفت: تحرک به های و هنری، تقویت و تحکیم ملی و اسلامی، الگوسازی جوانان و شناساندن و به از جمله اهداف است. کرد: در این و و حال و در کار گرفت. وی با به و چون شیخ و آیت کرد: در ها نیز در کار است. و کرد: در علم و جزو های است و آن است که بر چند در داشتند. وی کرد: در طی سه پنج و شده است. شد: از و در از و در شعر و ادب و آیت در شد و شد. وی در از و سردار حسام با همکاری بسیج هنرمندان در آینده نزدیک خبر داد. از و کار است که در بند نیستند آیت طه این گفت: مجالسی پیشکسوتان علم و بس و ارزشمند است. ولی در با دو بار به گذرا با داشتم، گفت: یک ما در زادگاه وی بود و در بوعلی سینا که خود یکی از اعضای این است و از این می کنیم. وی یادی از پدر کرد و افزود: این اعتبار این و شهر و برکات این همچنان هست و فرزندان وی نیز راهش را می کنند. طه محمدی قدر را بدانیم، کرد: ارزش حفظ شود در غیر این این است. و در بخش از این علی با به بی و بی این کرد: طی ٣٠ سال در ها و با اهل و در و بحث و در بین و ؛ اما کسی را جز که همه را ندیدم. وی با ما که و در است را می گفت: دید در حال و ما در چه است و از این بردیم. شهر با طرح این که آیا در افزود: دید در چاپ و های بر است. وی با بر این ها این را کند که چه کرد و چرا افزود: یکی به او در و است و و نسل است. با در نسل سعی و گفت: کار در نسل است و از و است. عضو با را به روی می افزود: بر در که کسی است که بر یک باشد. شهر با و نیز در همه های گفت: کسی که از های با در است از این دارد. وی افزود: به علم وی است و از گرفت. با های را کرد: همه که قبل از دیده شود. وی با هم در شکل گیری و هم گسترش پژوهشکده در نقش گفت: در و پیدا کردن علم نقش و در این مقالاتی و نامه را راهنمایی است. شهر با و نگاشته تصریح کرد: هر بار که ای از پرسیدم، گفتند بهترین ای که خواندیم به است. وی وسواس و کمال طلبی را از این و گفت: این می تواند در تعالی ما نقش و اگر این را زودتر چاپ بهتر است. با بر صادقی است و تحمل ریا، شبه و شبه را ندارد، کرد: بنابراین با علم و دقیق میتواند همراهی و همفکری و همه در های را یک می دانند . وی را زاده اما به همه دنیا و و کرد: در گذر علم کسی چون را داریم و امیدواریم به این ها توجه شود. شاگردپروری، مشخصه علیرضا آیین نیز در این کرد: یک نفر در اول و در دوم شهر خود و سوم کشورش است. وی با از پدر و مادری بی شده گفت: آیت ربانی، کامل و فرشته ای بود که نقطه تاریکی در اش نبود. این با به لحاظ در آن و 70 سال پیش افزود: در آن ٦ کتابخانه فعال در و اکثر مردم کتابخوان بودند. وی کرد: در فضایی کرد و دبستان و دبیرستان خود را نیز در فضای طی کرد، در نهایت در رشته متالوژی درس خواند اما همیشه به ملی، و هم نظر داشت. با قابل توجهی از های قدیم یا بود که نخوانده قوه نقد و تحلیل را قوی کرد و گفت: درسی خود را در فرانسه طی کرد و دکترا گرفت. وی در با یک فرد در اول با خود شناخته می شود و با تا فرد منحصر را جامع و گفت: این دوستدار علم است و شاگردپروری زبانزد است. این مطرح با در دانشجویی یک ویراستار کم کرد: در ویرایش ها، موجب زنده شدن شده است و شاگردانی را نیز در این عرصه است. وی با به پدر این نیز رسالاتی داشتند، گفت: و پدر بزرگوارشان معتقد و شاگرد اثر طولانی و تاریخی بیشتری نسبت به نگارش دارد. به دربخش از متن سیدعباس صالحی؛ و و قرائت شد: قرین شدن و ژرف اندیش در که از سلاله علم و و فرزند تقلید همدانی( همدانی)، با روز 25 ماه روز زبان و ادب فارسی و بزرگداشت حکیم فردوسی، روز حقیقی روح و را به فال نیک می گیریم. این گرانمایه، شخصیتی است که می توان او را علم و دانست؛ که هم و است و هم در پی سال های متمادی و کسب از سرآمدان مراکز و دانشگاهی و یکی از سرمایه های عزیزمان محسوب می شود که با فاخر و شاگردان بسیار، منشا و اثرگذار در و و تاثیرگذاری در رشد و ارتقای اندیشه و خردورزی نسل های و فردای است. از منان طول عمر با عزت و سلامتی آن گرانمایه را مسالت دارم و نهادهای و به محققان و دانشجویان از ببرند. متن تقدیرنامه ارجمند عنایت والای به میراث گرانقدر علم و سعی بلیغ تان در تعمیق و به اشائه آن دو به در قالب و انتشار مقالات و های و ارزشمند، سزاوار و قدردانی است. شما به راستی از نوادر روزگار در های علمی، فلسفی و هستید که با درک ضرورت های طی سال ها تلاش، نقشی موثر، جریان آفرین و ماندگار در حفظ و توسعه ایران، و آموزش نیروهای جوان و نخبه پروری، ایفا اید. وسعت معلومات و عمق در های کلاسیک، و بر هیچ کس پوشیده نیست. ضمن از و های آموزشی تان، تان سلامتی، نشاط و بهروزی آرزو می کنم؛ قلم تان برقرار باد. از آموختم در حق سخت گیر اما به بگیرم در و نکوداشتی که او شده کرد: چند سال پیش در یکی از مجلات نطرسنجی که چرا را دارید و اشخاص مختلفی جواب داده اما با گفتم که درستی است یا نه، زیرا داشتن وطن نمی خواهد. وی علاقه به وطن را یک امر عاطفی و طبیعی و با و این شهر را دارم، گفت: ٥٠ سال است که در نمی کنم ولی نمی توانم بگویم تهرانی هستم. کرد: وقتی به می کنم می بینم اگر بخش کوچکی از که در حق من گفته شد از آن به محیطی که در آن شدم بستگی دارد. وی با من در اهل علم و شهری که مناسبی مطالعه و علم داشت، شدم گفت: بخت این را که از کودکی و نوجوانی با های آشنا شوم و از محضر کنم و خدا را شاکرم. این با به من مظهر پراکنده هستم، افزود: برخلاف که از اول یک کار را می متأثر از شرایط می شوم و اگر هرکسی کمک بخواهد دریغ نمی کنم. وی با به سمت حرکت در مسیر متخصص پروری گفت: از یاد گرفتم در حق سخت گیر و در حق گیر باشم، توانسته این درس را عملی کنم. در موفقیت هایش را مرهون لطف متعال، و دوستانش و کرد: مفتخرم این لطف از طرف همشهریانم به من شد که از هر چیزی عزیزتر هستند. از بخش این بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
دکتر معصومی همدانی: از پدرم آموختم در حق خودم سخت‌گیر باشم اما به دیگران آسان‌ بگیرم

دکتر معصومی همدانی: از پدرم آموختم در حق خودم سخت‌گیر باشم اما به دیگران آسان‌ بگیرم


به گزارش ایران(ایبنا)، در و که او برگزار شده کرد: چند سال پیش در یکی از که چرا را و اما با که است یا نه، وطن نمی خواهد. وی به وطن را یک امر و و با و این شهر را گفت: ٥٠ سال است که در نمی کنم ولی نمی هستم. کرد: به می کنم می اگر بخش از که در حق من شد از آن به محیطی که در آن شدم بستگی دارد. وی با من در اهل علم و شهری که محیط مناسبی مطالعه و علم داشت، شدم گفت: بخت این را داشتم که از کودکی و نوجوانی با انسان های آشنا شوم و از محضر آنها استفاده کنم و خدا را شاکرم. این ادیب با اشاره به من مظهر پراکنده کاری هستم، افزود: برخلاف کسانی که از اول یک کار را دنبال می کنند بسیار متأثر از شرایط می شوم و اگر هرکسی کمک بخواهد دریغ نمی کنم. وی با جامعه به سمت حرکت در مسیر متخصص پروری است، گفت: از پدرم یاد گرفتم در حق سخت گیر و در حق دیگران آسان گیر باشم، امیدوارم توانسته باشم این درس را عملی کنم. در پایان موفقیت هایش را مرهون لطف خداوند متعال، و دوستانش و کرد: مفتخرم این لطف از طرف همشهریانم به من شد که از هر چیزی عزیزتر هستند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
پیشگامان تقریب: شهید سید محمد باقر صدر

پیشگامان تقریب: شهید سید محمد باقر صدر


یکی از راهrlm; های و است و عالمانی که در امت کوششrlm; کرده، و خود را در این راه همت خود rlm;اند، نقش بسزایی در این دارد. در عصر در هجمه rlm;های و اعتقادی دشمنان، را از هر آسیب rlm;پذیرتر میrlm; سازد؛ که در نیز در اثر بیrlm; حکومتrlm; های و زدن به فرقهrlm; ای، از را از دست rlm;ایم و سالrlm; های درازی سرمایه rlm;های و هنری را صرف بی rlm;اساس rlm;ایم. با همه غنا و دارایی بی rlm;نظیرش، هیچrlm;گاه این موقعیت پیش نیامده که خود را آن طور که است محقق سازد. اکنون وقت آن است که rlm;بینانهrlm; تر و بیrlm; rlm;تر به و با به و صدر را در کار خود تا و قوی را به آوریم. به این را میrlm; که و یکی از این است. در به دو تن از می rlm;پردازیم که نقش مهمی در به و و بیداری کردهrlm; اند. وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (آل عمران / 169) در طول انسانrlm; های و آزاداندیشی rlm;اند که مجاهدتrlm; های صادقانه آنrlm;ها آن طور که آنrlm;ها به نشده که در راه اعتلای کلمه و ملتrlm; های rlm;های مخلصانه rlm;ای rlm;اند و در این راه جان را فدا rlm;اند. آیت سید صدر از شخصیتrlm; های است که مجاهدتrlm; ها و اندیشهrlm; های او کمrlm;تر به شده و واقعیتrlm; های او کمrlm;تر است. او از را وقف از rlm;های و در کمrlm;ترین به خود راه و با قلم و با و را و نسل را به با خود فرا خواند. این به از نسل صلیrlm; اللهrlm; rlm;وrlm;آله میrlm; که در عرصهrlm; های و و با بهرهrlm; از قلم و در ارزشی در همه زمینهrlm; های اعتقادی، و از هیچ کوششی فروگذار نکرد. او اگر چه از عمر کوتاهی برخوردار بود و به و خود نرسید اما به حق گفت او به در 47 ساله زندگیrlm; اش هیچrlm;گاه فراموش شدنی و به آنrlm;گاه که در مقدس و به طور کامل به حفظ کیان امت همت گماشت و را در سرزمینrlm; های گسترش داد. گفتنی است در این مقاله از منابعی استفاده شده است که نویسندگان آن از آیت اللّهrlm; صدر و از وقایع و صحنهrlm; ها را از شاهد rlm;اند. آل صدر و شخصیتrlm; های این اجداد و دودمان صدر در طول بیش از دو سده در لبنان، سوریه و مشعل انسانrlm;ها و زعامت بودند. در طول این مدت به القابی چون: آل ابی سبحه، آل القطعی، آل عبدالله، آل ابی الحسن، آل شرف و در نهایت، آل صدر شهرت داشتند. آل صدر که این است به سید صدر صدر (م1264ق) بر می rlm;گردد. سید صدر در سال 1193 در روستای معرکه در ناحیه جبل عامل چشم به و در سن 4 سید صالح به نجف عزیمت کرد و سپس به و از آنrlm;جا به رفت و پس از آن به نجف بازگشت و در همانrlm;جا در سال 1264 و در زاویه غربی صحن علی علیهrlm; باب به خاک شد. وی در یکی از بزرگrlm;ترین و بود. از در شوق و میrlm; شود خود بر را در سن هفت و از خود او نقل شده که در سال 1205 ق، در سن 12 در درس کل، می rlm;یافت و قبل از به سن به دست و از دست سید علی (م 1231 ق) است. (حسینی 1375، ص 16و17). از شخصیتrlm; های این سید صدر (1338 ق) است که او نیز سید صدر را بر داشت. وی پس از آن که در سال 1264 ق چشم از فرو تحت صدر به آقا تا این که به رشد و رسید. او که در در سال 1280 در سن 22 به نجف کرد تا در آنrlm;جا در شیخ (م 1280 ق) فقه و را اما که به شیخ بود. وی از به نجف و در نجف تا اینrlm;که خود در یکی از اول و جزء که بر در فقه و و دستrlm;یابی به از دانشrlm;های خود همrlm;چون ریاضیات، هندسه، هیئت و نجوم قدیم نیز بی rlm;بهره نبود. (نعمانی، 1424 ق، ج 1، ص 32). او در تحصیل، میرزا محمدحسن مجدّد بود که سید از او به میrlm; رفت. بعدها که به وی همrlm;چنان در نجف تا آنrlm;که در شعبان 1309 ق به قصد زیارت تربت پاک rlm;السلام شد و در این شهر بود که نام هrlm;ای از خود که از او بود سستی و درنگ رهسپار گردد. سید نیز در را به سوی کرد و طبق در شهر ماندگار شد و پس از شیرازی، را به گرفت. (حسینی ص22). سید به دلایلی، از به رفت و در عمر معالجه بیماریrlm;اش به و در سال 1338 در و در جوار پدر بزرگوارش سید صدر صدر در صدر به خاک شد. (پیشین، ص 23). یکی از شخصیتrlm;های این سید صدر (م 1356 ق) سید صدر و پدر سید صدر می rlm;باشد. سید از نوابغ و مظهر زهد و وارستگی بود. در سال 1309 هجری در به دنیا آمد و در 27 1356 در و در آل صدر به خاک شد. وی در و در سال 1314ق به کرد و مقدماتی را نزد چند تن از آنrlm;جا آموخت. سپس در بحثrlm; های سید و در درس سید فشارکی و شیخ یزدی (م 1355 ق) در یافت، به rlm;ای که در جزء سرشناس به میrlm; رفت. از سید دو پسر و یک به جای ماند: 1ـ آیت سید سید 3ـ شهیده آمنه صدر به بنت الهدی. (نعمانی، 1424، ج 1، ص 37). سید صدر آیت شیخ عبدالحسین آل بود که خود از بزرگrlm;ترین فقیهان بود. این بانوی وارسته پس از عمری طولانی و مشاهده جانگداز دو خود (شهید صدر و بنت الهدی) در ماه ربیع 1407ق حق را گفت. (حسینی ص 32). تولد و صدر سید صدر در پنجم ذی قعده 1353 در شهر چشم به گشود. سید از عظام بود که تبار این به موسی بن جعفر علیهrlm; متصل است و از های این خانواده آن است که همگی در مجتهدان و خود rlm;اند و این کمrlm;تر در یک می شود. (نعمانی، ص47). بعد از پدر دانشمندش، زیر نظر پاکدامن و سید صدر یافت. از نشانهrlm; های نبوغ و در وی آشکار بود. وی خود را در منتدی النشر در فرا و به صمیمی او خلیلی که با هم در یک میrlm; کردند، و اخلاق پسندیده او میrlm; شد که همه دانشrlm;آموزان از کوچک و به وی و دائما رفتار او را زیر نظر باشند. همrlm;چنان که نیز او را و تقدیر میrlm; دادند. در همه میrlm; دانستند که او هوشی فوق العاده است و در به از همسالان خود است. به او را به rlm;آموز کوشا و مؤدّب به دیگران میrlm; کردند. (حسینی ص 36). یکی از عواملی که زمینهrlm; ساز شناسایی بیشrlm;تر او نزد شد و آوازه او را از دیوار برد، سخنرانیrlm; ها و خواندن اشعاری بود که وی در عزاداری سرور شهیدان علیهrlm; قرائت میrlm; کرد. صدر در بر فراز منبری که در صحن میrlm; رفت و خطبه میrlm; کرد. آهنگین و گفتار روان او که کمrlm;ترین درنگ، کلمات را ادا می rlm;کرد، همه را غرق در شگفتی میrlm; و شگفتrlm; تر آنrlm;که او این را در فاصله بین تا صحن شریف حفظ می rlm;کرد. (پیشین، ص 37). صدر از نظر و فهم از هم کلاسیrlm; های خود بود که از را که او خود در زنگ میrlm; کرد آنrlm;ها داشت. وی با کتابrlm; های rlm;های و آن بر میrlm; که او بار واژهrlm; و را میrlm; و با شخصیتrlm; چون و میrlm; شدند. صدر در با و بود که یکی از به نام أبو او میrlm; گوید: با سخن میrlm; گفت سر را به زیر می rlm;انداخت و را فرو میrlm; افکند. من او را از یک سو به پاک و بیrlm; می rlm;داشتم، و از سوی به به وی میrlm; و او را میrlm; چرا که از و بود تا جا که به وی گفتم: من در فرا که از و تو شوم و در اندیشهrlm; ها و شما راه بیابم. اما او در ادب و و با شرم داد: استاد! مرا من شما و هر کسی که در این به من درس rlm;ام . (پیشین، ص46). صدر در نجف صدر پس از در شهر با که از سوی خود میrlm; را رها کرد و بنا به نجف شد و به پرداخت. (نعمانی، 1424 ق، ج 1، ص 52) وی در سال 1365 ق در دو نفر از بزرگrlm;ترین rlm;های نجف شیخ آل و سید نمود. در سن را و rlm;ای در نگاشت. او بود که به از کتابrlm; های شده است. در را نزد خود سید صدر آموخت. از او بس که بر را کرد که در به آنrlm;ها است. همrlm;زمان با او در درس آل از و مانند: شیخ شیخ شیخ آل سید که نقش صدر را بر نیز در این درس بودند. (نعمانی، ص 68). وی سید صدر است: ما همه را پیش از به سنّ است . (حسینی ص 48). در سال 1370 که شیخ آل به حق وی rlm;ای بر وی که نام و در شیخ بر این را نیز می rlm;کرد که شیخ به او گفت: بر شما است ، از اینrlm;که شما هستید. صدر خود را در سال 1378 ق و فقه را در سال 1379ق به رساند. به این او از تا یا سال شد. این مدت اگر چه بود اما در rlm;دار و او در rlm;روز میrlm; کرد و در همه جز به فکر نمی rlm;کرد. وی به طور از روز سهrlm; سال 1378 ق را کرد و این تا سال 1391 ق یافت. همrlm;چنین صدر فقه را به روش در سال 1381 ق کرد که مدتrlm; ها داشت. (حسینی ص49). صدر صدر در مدت خود ارزندهrlm;ای که از آنrlm;ها تا نزد داشتند. در دو نسل از را داد. نسل اول از rlm;پژوهان که از در وی یافتند. نسل دوم را نیز rlm;ای از دانشrlm; و اهل نظر می rlm;دادند که در اول به درس و تا آخر دوم دادند. از این دو از نیز از rlm;سار بهرهrlm; ها و rlm;ها آموختند. اما مهمrlm;تر از همه به از rlm;پژوهان دو کرد که با به وصف بود. در این از او میrlm;توان به چون: سید سید سید شیخ سید سید سید سید سید سید سید صدر شیخ شیخ و کرد. در آن که در و حزب بعث حکمrlm;فرما مشقتrlm;باری را میrlm; کردند. از در (که در آیت بروجردی بود) به آن تندیس و پارسایی شرفیاب میrlm; و به گهربار گوش فرا میrlm; دادند. و صدر متعددی از خود بر جای که در به رشته تحریر درآمده است. قلم او در متنوع از او در عرصهrlm; های اجتماعی، دینی، سیاسی، و دارد. وی در این عرصهrlm; ها کتابrlm; های که از میrlm; به موارد زیر نمود: 1- اقتصادنا؛ 2ـ المنطقیه للاستقراء؛ (این بر چاپrlm;های متعدد، به نیز شده است. نام آن استقراء میrlm; که سید احمد فهری شده است). 3ـ یقود الحیاه؛ شش جزوه از این در سال 1399 به مناسبت در چاپ که عبارت rlm;اند از: الف ـ لمحه فقهیه تمهیدیّه عن مشروع الجمهوریه فی ایران؛ ب ـ صوره عن ج ـ خطوط تفصیلیه عن د ـ خلافه و شهاده الانبیاء؛ ه ـ القدره فی الدوله و ـ العامه للبنک فی الاسلامی. 4ـ البنک اللاربوی فی الاسلام؛ این به مقالات مستمر گلسرخی کاشانی و در ماهنامه مکتب چاپ شده است). 5ـ فی شرح الوثقی؛ 6ـ حول المهدی(عج)؛ (این چاپ شده و به نیز شده است. در به rlm;ای بر الغیبه الصغری سید نوشته شد اما بعد به به چاپ و آن با نام مهدی (عج) حماسه rlm;ای از نور شده است). 7ـ بحث حول الولایه؛ (این با نام تشیع مولود علی حجتی کرمانی به شده است. همrlm;چنین دیگری از این به قلم آیت اللّهی است). 8ـ الراغبین؛ (تعلیقه بر آیت اللّهrlm; شیخ رضا آل یاسین). 9- فی علم (این در سه به نام حلقات شد که سوم آن دو بخش می rlm;باشد). 10ـ فدک فی التاریخ؛ (یکی از مهمrlm;ترین تاریخی صدر پس از اکرم صلی rlm;الله rlm;علیهrlm; و rlm;آله در این شده و چگونگی شکلrlm;گیری و را است. این چاپ شده و به نیز است). 11ـ فلسفتنا؛ (این در و بیروت چاپ شده و مجموعهrlm;ای از به تطبیقی و مقایسه rlm;ای با به میrlm; باشد). 12ـ غایه الفکر فی علم (از این فقط جزء نخست آن در سال 1374 شمسی چاپ شد). 13ـ للاصول؛ (این به چاپ است که بار آن در سال 1385ق دانشکده دین در است). 14ـ المدرسه (دو بخش از این چاپ شده است: بخش اول، المعاصر و المشکله الاجتماعیه. بخش دوم، ماذا تعرف عن الاقتصاد الاسلامی). 15ـ منهاج الصالحین؛ (تعلیقه ای بر آیت سید می باشد). 16ـ موجز أحکام الحج. صدر ویژگیrlm; های صدر به فقه و نمی rlm;شود، بلکه rlm;های او در rlm;های اقتصاد، اخلاق، و نیز ملاحظه است و او در هر یک از این دارد. نوآوریrlm; ها و او در بالا به هیچ وجه نیست. در للاصول سیر شکوفایی علم را در سه دستهrlm; بندی است که در اینrlm;جا مجال بازگویی آنrlm;ها نیست. اما تازهrlm;ای که صدر در چهارمی را به که بعد از مراحل مقدماتی، ثمردهی و رشد و رشد نهایی که در این مقاطع، بحثrlm;های او، همrlm;چون گوهری تابناک بر تارک درخشید. بحثrlm;های صدر در باب عقلائیه و متشرعه و راه rlm;های کشف آن و قواعد حاکم بر آن، از این است و یا به مباحثی که وی در حجیت قطع و مولویت مولا و آن داد از rlm;های و صدر میrlm; باشد. (حسینی ص 67). همrlm;چنین، rlm;ها و این در فقه کمrlm;تر از نوآوریrlm; های وی در علم نیست. از بحث rlm;های ایشان، جلد با نام فی شرح به زیور طبع آراسته شده است. در این کتابrlm;ها پژوهشrlm; های ارزندهrlm; ای به چشم میrlm; خورد که هیچ دانشمندی پیش از وی آنrlm;ها نکرده است. آنrlm;چه صدر در نظر این بود که در فقه از چند جهت که به از این آرمانrlm;ها در حدی که یا کتابی نوشت، یافت. سعی او بر این بود که در احکام، ویژگیrlm;های و rlm;های را به ویژگیrlm; های و rlm;های تبدیل کند. او میrlm; اخبار به تقیه و جهاد را با دیدگاهrlm; های و همگانی دهد و یا مثلاً دلایل به حرمت ربا را با به و عمومی دهد. در او می rlm;نمود به سازگار و هماهنگ با روز و با کارآمد، تا نشان دهد که فقه می rlm;تواند همه را زیر پوشش خود بگیرد و همگام با و پیش رود. صدر با خود به نام الفتاوی الواضحه که به و متفاوت از رسالهrlm; های تا اندازهrlm;ای به این هدف شد. وی همrlm;چنین با کتابrlm;های فلسفتنا و اقتصادنا ، مادّی و و کاپیتالیسم را نقد و در این راستا از نو و دلایلی جسته که در های تاریخ، و اینrlm;ها گامrlm;های مؤثری برداشته و است که در اینrlm;جا آنrlm;ها نیست. و نقش صدر این مؤسسه یک بود که اندک از نجف در قاسم گردید. در rlm;گذاری این را پشت سر میrlm; گذارد و از به نمی rlm;آمد. اما به رغم این عدم وابستگی، به این پر دلسوزی میrlm; و در تحریک و این نقش کلیدی میrlm; کرد. (نعمانی، ص 240). سیدمحمدباقر در این میrlm; گوید: به حق گفت که نقش اساسی در این بر دوش و خردمندانه صدر و نیز تلاشrlm;های آن زمان، سید بود. است که سید صدر به کمی سنّ به یکی از نمیrlm; اما نقش بسزای او را در راه اندازی این و جهت دادن به آن، نمیrlm; کرد . (حسینی ص 81). به این علمای نجف توانستند برنامهrlm; های را و در طریق یک توانمند و گام بردارند. در قالب بیانیهrlm; ها، کنفرانس rlm;های عمومی، با سازمانrlm;ها و اتحادیهrlm; های و الأضواء میrlm;گرفت. زیر نظر هیئتی چاپ میrlm; شد که آن را میrlm; و پیوندی قوی با صدر داشتند. بعد از کمrlm;تر از یک سال، به پایگاهی و در یابد و بنا بر آن شد که از یک سو به ارگان این و از سوی به منظور استمراربخشی به که شده گردد. است با این و rlm;های و و و روشrlm;های در راه پیشبرد و برنامهrlm; های به با که در سرمقاله با رسالتنا صدر و با اسم میrlm;شد، روح را در قشرهای وسیعی از بر می rlm;انگیخت و غیرت را در تقویت میrlm;نمود. (پیشین، ص 82). حزب در جوانی، را به نام حزب پایهrlm;گذاری کرد. این در ظرف زمانی با به سطح فکر موجود آن روز در از شعور وی میrlm; کرد و به می rlm;آمد. در روزگاری که از دینrlm;داران هرگونه انتساب به یک حزب را انحراف از و همگامی با استکبار میrlm; دانستند، پیشگامی او در برافراشتن بنیان یک حزب به راستی بازگوکننده او بود. این حزب در سال 1377 ق افتاد و روند رشد و آن در شد: الف ـ و حزب و فکر امت؛ ب ـ ج ـ دستrlm;یابی به قدرت؛ د ـ رسیدگی به امت اسلام. صدر در خود به و این مقاطع میrlm;پرداخت. اما با آنrlm;که خود در حزب پیشگام بود بعد از پنج سال این تشکّل را ترک بدخواهان به این عمل او نزد آیت سید به گشودند. از این افراد، صافی بود که نما و در از طرفداران حزب بعث به میrlm; آمد. وی نزد آیت اظهار داشت: سید صدر و از او به به نام حزب rlm;اند. با کار خود ویرانی خواهند شد . (حسینی ص 94). آیت او را از پیش خود راند و سپس یکی از فرزندان خود را نزد سید صدر فرستاد و به او پیغام داد که: شأن شما پاسداری از همه حرکتrlm;های اما وابستگی به یک حزب خاص سزاوار نیست. شما همه را نظر باشید. (پیشین، ص 95). صدر داد که من در این خواهم اما بعد از از حزب مذکور کنار کشید. وی پس از آیت به تدریج عهدهrlm;دار امر شد و در این بود که لزوم جدایی صالحه از تشکیلات را ساخت. او بود عهدهrlm;دار رهبری صحیح امت است نه یک حزب و اگر چه یک حزب ضرورت تا بازوی و زیر نظر آن اما در هم آمیختن و یکی دو و سبب خلط کارها شده و به تداخل این دو پایگاه می rlm;انجامد. (پیشین). و یکی از rlm;های صدر در طول ده سال عمر و پر برگزاری در منزلش بود. در این و شناخته شده خود را گرد هم می rlm;آورد و با در زمینهrlm; های و گفتrlm;وگو می rlm;کرد و از گرفتاریrlm; های در شیعی و سنی را آنrlm;ها می rlm;نمود. هر کس که در این می rlm;یافت به روشنی می دید که تا چه به در و غیراسلامی به طور جدی آنrlm;چه به سود و است میrlm; در راه استوارتر شدن rlm;های حوزهrlm; های و مراکز و اجتماعات در همه شهرها می rlm;کوشید، مبارزان در کفر و طاغوت را در بلاد میrlm; کرد و بالاخره را به و فعّال فرا میrlm;خواند. در این صدر با از مبارزات rlm;الله و و را و بود سیمایی روشن و یکrlm;دست از خود دهد و این هدفrlm;دار و بر آرمانrlm;های تعیین شده به پیش برود، نه آنrlm;که آن پراکنده، سردرگم و فاقد منسجم و بر اثر فشارهای ناشی از مقطعی گام بردارد. (حسینی الاصول، ج1، ص 99). وی در این به مبسوط و برنامهrlm; های و را تبیین و آرزوی آن را داشت. است در این نمیrlm; همه جزئیات این طرح را اما کلی این طرح به ذیل است: 1ـ نشر دستورات در در گستردهrlm; ممکن؛ 2ـ شامل کلیه مفاهیم و انسان؛ 3ـ بر حرکتrlm;های و 4ـ برپایی مراکزی در جهت ارتباط با امت اسلامی. به اعتقاد صدر با این اهداف، در روش کلی و دیدگاهrlm; های و کیفیت برخورد آنrlm;ها با امت آمد. در تغییر بستگی به مرکزی و کمیتهrlm; های زیردست متشکل از متخصص و کاردان یاد شده دارد. این جایrlm;گزین که از روی و راه به و بخش از کار را بر دوش میrlm; کشند. اغلب rlm;دار بر آوردن آنی و با اتکاء به ذهنیت جزءنگر خود هستند، آنrlm;که این بر آرمانrlm;ها و روشrlm;مند مبتنی و روح کلی بر آنrlm;ها حکمrlm;فرما باشد. صدر بود استمرار در به گونهrlm; ای که از محدوده یک معین رود تا بتواند مسئولیت rlm;های خود را از فعالیتrlm; های نه آنrlm;که از صفر و به rlm;ها و مشکلات گرفتار آید. این است که میrlm;تواند در راه دستrlm; به rlm;های خود ثابت قدم بماند و دراز مدت نماید. (نعمانی، ص 269). rlm;های صدر صدر در اثر ستم حزب بعث کافر، شد. بار در سال 1392 ق بود که سید را در که در نجف در بود نمودند. صدر در اثر مسمومیت شدید، دو تن از نزدیکش (سید و سید اردبیلی) به نجف منتقل شد. که در پی سید بودند، چون از ماجرا نداشتند به سید هجوم بردند و بعد از از اینrlm;که وی در روانه و پس از محاصره آن، از متصدیان امر خواستند سید را به تسلیم کنند. مسئولان از این امتناع ورزیدند اما موفق سید را به و در بخش شدگان بستری نمایند. این که به نیز رسید، خشم و به و در رأس آیت شیخ آل و سید صدر را برانگیخت. با در اطراف خواستار سید شدند. از پیامدهای این شورش و همrlm;چنین از وخامت حال بیمناک شد و در حکم سید را صادر نمود. (حسینی ص 113). دوم در ماه صفر 1397 ق بود که بعد از قیام حسینی، شد. سید آنrlm;که هیچ ردپایی در زوار علیهrlm;السلام که از شهرهای به میrlm; آمدند، برجای گذارد، را با کمکrlm;های و معنوی خود میrlm;نمود. در سال 1397، بعث از زائران را به و تعداد زیادی از را نیز و با کینهrlm;توزی از انتقام و صدر را و ضرب و شتم داد که آن بعد از وی نیز نمایان بود. (پیشین، ص 117). سوم در ماه رجب 1399 ق بود که در پی ماجراهای به آمده در این ماه و به ایران، مزدور دچار وحشت شدیدی بود. به خوبی دریافته بود که می rlm;تواند خطر وی به آید و آینده را تهدید نماید. ماه رجب که از و شخص رحمهrlm;الله از گروهrlm; های و قومی را در برداشت که از و حکومتی در میrlm; شد. در پی این تحرکات، از شخصیتrlm; های و پس از چند صدر نیز در بامداد روز سهrlm;شنبه هفدهم رجب سال 1399 شد. در صدر دویست نفر از پلیس، ارتش ضد و شاخه نجف حزب بعث و همه به ابزار و ساز و برگ جنگی مجهز بودند. پس از بنت خطابه آتشینی در محکومیت دولت کرد که این یکی از مهمrlm;ترین اسناد نام گرفت. (حسینی ص 136). چهارم و سید که به او انجامید در سال 1400 ق بود. بعث که پیش از این ترور سید را در کار خود به عدم موفقیت در این کار، تصمیم به قتل آن عزیز و پس از روز از این ماجرا، پاک آن را شب به عموزاده وی، حجتrlm;الاسلام سید سپردند و او را جهت بر دفن مکلف نمودند. (پیشین، ص 147). حدیث rlm;ای دردناک و اندوهrlm;بار بود. ابو سعد، رئیس اداره امنیت ظهر و قبلی به آمد و را به داد. به این این به دست دژخیمان افتاد، در که خود می rlm;دانست به زودی به لقاء پیوست. او بعد از اتمام گفتrlm;وگوهایش با روحانیrlm; نمای درباری صدام، در عالم بود که سید صدر و دایی ارجمندش شیخ آل هر یک بر روی صندلی جداگانه نشسته rlm;اند و یک نیز در وسط سید در نظر rlm;اند. همrlm;چنین میلیونrlm;ها نفر در آنrlm;جا دارند که قدوم سید را می rlm;کشند. صدر که پس از این خواب، لحظه میrlm; در هفته rlm;ای که بود به فیض رسید. در آن که به پسر عمویش سید صدر تحویل شد، نشانهrlm; های شکنجه میrlm; شد. در بنتrlm; را نیز به بهانه ملاقات سید با او، و به و او را نیز به رساندند. آری! این دفتر رادمردان و همتان بسته میrlm;شود ولی روح زنده و سرشار از نشاط و بالندگی بزرگانی همrlm;چون سید صدر rlm;الله در امتrlm; های و ناظر است و آزاداندیش را الگو و سرمشق خود میrlm; دهند. با سوگواری، تظاهرات rlm;آمیز، اعتصابات، پیامrlm;های تسلیت از و rlm;های بزرگداشت در و بیشتر ممالک برگزار و شاعران در رثای او قصیده rlm;های درخشان سرودند. از قصاید یاد شده، سروده دکتر داود عطار است که با مطلع زیر میrlm; شود: الصدر منا سلاما ای باغ سقاک الحماما انت ایقظتنا کیف تغفو انت اقسمت ان لن تناما ای صدر سلام ما بر تو باد، کدامین دست پلید جسم پاک تو را به کام مرگ فرو برد؟ تو ما را بیدار کردی پس چگونه خود چشم بر هم میrlm;گذاری؟ تو سوگند یاد rlm;ای که نخواهی خوابید. و مآخذ 1ـ العلوم وابسته به گلشن ابرار، نشر معروف، قم، 1378. 2ـ دانشجویان دانشگاه آزاد کرمان، زندگیrlm;نامه زعیم، 1379. 3ـ اندیشهrlm; های رابع سید امور خارجه، 1377. 4ـ عدالت: از ابونصر فارابی، و rlm;الله و 1380. 5ـ کاظم، و آیت سید صدر،ترجمه و پاورقی حسن طارمی، فرهنگ و ارشاد 1375. 6ـ صدرالدین، rlm;های آیت سید ب.شریعتمدار، رسا، 1362. 7ـ قلیrlm; زاده، مصطفی، صدر بر بلندای و جهاد، 1372. 8ـ رضا، الامه وشاهدها: دراسه وثائقیه لحیاه وجهاد الامام الشهید السید الصدر، کنگره قم، 1424ق. (نشریه): 1385 شماره 6
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
چگونه یک ترجمه بی‌نقص داشته باشیم؟

چگونه یک ترجمه بی‌نقص داشته باشیم؟


به (ایبنا) به نقل از اسکرول - در خارج از هستند. است که چه ای بد که مثل که را کج و می برد. که در فهم متن می شوند. اما یک قوی و موفق را شناسایی کنیم؟ چه موقع یک کارش را خوب می دهد؟ خوب چیست؟ دیوید کولمر ndash;مترجم به متن که از آن و آن است. اما یک خوب از این هم می رود و و متن را به دست می مثل متن می می می و را و رها می کند. یک خوب به طرز بی خشک و سخت این را که در و باشد. چند خط از متن و در می او به این دو از هم باشد. یک خوب به متن و باشد. یک خوب است که را در سر و در این یک خوب به خوب نیست. ndash; چکی به یک پس از کنم که در حال متن هستم. در این است که می ام را در نظر متن در زیر آن بخوانم. علاوه بر آن موافق نیستم که متن همیشه به عنوان هدف مشخص شود. یک خوب محترم است و سبک و واژگان را بازتاب می دهد. از سوی دیگر، ممکن است متن نامتناسب و این ناشی از ضعیف و حتا عدم تا یک سبک آگاهانه؛ اینجا جایی است که می تواند وضعیت بغرنجی درست کند. همه ما می دانیم که خوب به این که هر دقیقا مانند متن بوده و با آن مطابقت باشد. خوب یعنی نرمال است من ندارم عجیب و غریب باشم. اگر این کار را بکنم شاید همچنان خوب اما دیگر نیست، اقتباس است. رز شوارتز ndash; فرانسوی به یک خوب روح متن را می آنکه کورکورانه را دنبال کند. روح، انرژی، احساس و متن را می و در آن را از نو می سازد. یک خوب آنچه را که بین خطوط شده منتقل می کند. یک خوب احساسی را به می دهد که متن به هایش. یک خوب تنش معنا و را کاملا حل می کند. یک خوب جسور و خلاق است. آنتونیا لیود جونز ndash; لهستانی به یک خوب نامحسوس است. جوری که انگار متن به زبانی که می خواند شده است. در متن، است. یک خوب موانع تحمیل شده توسط یک ناآشنا را از برمی و می دهد که مستقیما با ارتباط برقرار کند. یک خوب صحیح متن را بازتولید نمی کند صدا و آن را که قصد شنیده شود، می و آن را طوری تکرار می کند که قابل فهم باشد. در بعضی موارد رسیدن به این هدف به دور شدن از واقعی است. پس در حالی که یک خوب مد نظر را دهد، در تنگنای متن بگیرد. یک خوب سبک و را می دهد و در آنها به از تکنیک های مختلف استفاده می کند. این به ویژه در مورد شعر یا نثر شعرگونه که به ریتم و صدا بستگی صادق است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی
و من دوستت داشتم

و من دوستت داشتم


به ایران(ایبنا)، و من از است که در نشر با شده است. جلد است: شب است و پدر و بعد از چند سال را می بینند. پدر می تا دیر را کند که که چند آن طرف تر روی تخت حرف می زند حقایقی را هم خودش فاش می کند: موفقیت هایش در کسب وکار، اشتباهاتش در مقام یک پدر، ندامت های گذشته اش و امیدهایش به آینده. در شب به پدر فرصتی می تا فوق دهد و را که نمی دهد اما قبل از در کل اش، اش چه و فقط می این را بدهد. از متن کتاب: در خوردم. یک پدر به درس دهد اما تو کردی. روز بهم زنگ زدی. چهل شده بودم. تو بود. توی کار ای، کل را جا و به آن طرف تا های جا باز شود. لغت را با به چون ما دو نفر با هم فرق داریم. تو به می دهی و من را می تو و این به نظر من ضعف است: می بهت می بهت بار کار اما تو می توی آن هم در که حتی نسل که های فرو می ریخت. مثل ها ازت چون من که و تو دادی: بدک بابا. بدک نیست. چون می از این دارم. تو که می با همه چیز خوشحال شود. نمی دانی این چه موهبتی است. شاید مجبورت بود به من زنگ بزنی؛ فکر کنم شک مریضم، اما تو دعوتم به بار. توی کافه اسموربرود سِرو می کنند؛ یادت بود کوچک که و روزهای با می رفتیم دانمارک، از آن غذا می خوردم. سرم غر زده بود که برنامه ای خاص با تو بگذارم، حداقل سالی یک بار، فکر می کنم خودت این موضوع را بدانی: نمی آرام سر جایم بنشینم و حرف بزنم، به جایی سفر می کردم اما تو حالت توی ماشین بد می شد، به همین خاطر هر دو از سفر به خوشمان می آمد. من از رفتنش خوشم می آمد و تو برگشت را داشتی. من همه چیز را پشت سر بگذارم اما تو روی عرشه بایستی و هلسینگبورگ را تماشا کنی که در افق پدیدار می شود. راه خانه را، سایه را که می شناختی. عاشقش بودی. در سال 1981 در استکلهم متولد شد. وی تحصیلات اش را در رشته فقه مسیحی نیمه کاره رها کرد و به راننده کامیون و شاگرد گارسون و کارگر در رستوران ها و انبارها شروع به کار کرد. در سال 2007 به نگار آزاد در ای نه چندان مهم در استکهلم دوره ای از اش را آغاز کرد و به زودی به یک وبلاگ نویس به شهرت رسید. در سال 2012 نخستین رمانش به نام اوه را کرد.این که از قلمرو های سرگرم کننده می آید، 600 به فروش رفت و به 25 شد. در سال 2016 نیز فیلمی بر اساس این به کارگردانی "هنس هولمُ" فیلم ساز سوئدی ساخته شد و به نمایش درآمد. "مردی به نام اوه" رمانی ساده و داشتنی است. تنها و خودخواه و در عین حال عمل گرا. اُوه نماینده انسان هایی است که به را از دست داده اند. ندارد که بخواهد و به آن راهی را به جلو بگشاید. تقدیر، زنی ایرانی به نام "پروانه" را به او می آورد، پیوندی که اوه با اکراه بدان تن در می دهد. پروانه با رفتار و برخوردهای خود روشنائی، و شور را به اوه باز می گرداند و اوه به تدریج شخصیتی نو، اجتماعی و پبدا می کند. در سال 2013 به موفق ترین نویسنده سوئد شناخته شد. و من با در نشر در 1000 و با قیمت 11 تومان شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف