بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب هستم



کار از دعوای اصلاح‌طلب - اصول‌گرا گذشته است

کار از دعوای اصلاح‌طلب - اصول‌گرا گذشته است


به تقریب به نقل از در با از قوه و های خود است. او می قوه است و ها را می داند. و رفراندوم، در های به او پس از صداوسیما، احتمال در 1400، از او در با حصر و دست از یک از است که در این گفت وگو به آن شده است. فرازهای عزت با به شرح زیر است: *من هم مثل و که نیست. به ای که عده ای باشند. *به که (در آمریکا) می می اما است. *اگر شعاری را که می دهد ما به نمی که یک عده از که و به سمت که نظر هم این نیست. *هرکسی از و با هدف و و در نیست. * (در به خبرگان و به با دولت) به این بود که از هم در آن و هم در در ای چون را در از ها این که کار را در از ها به دست و به جای کنند. این نهادها، فرمان امام(ره)، و همه این ها که که با این کردند. *نگاه این که اگر یک مثل در حال و ای را می کند پس است و با این است که کل را به و جای بنشینند. است و همه عمل کنند. *در دوران در بحث بود که کار را که من این کار را می دهم، اما با چه کار کنم؟ مرحوم یک قدرتی بود که به رسمیت شناخته می شد و اگر کسی می کند می آمدند. *موقعی که در با من یک شب در از این در قدس ها را و زده شدند. من گرفتم. در تا دو شب من با این ها گفت وگو کردم. در یک ای شد و این ها ما چون شما را بعد قبل از هر می به خود شما می ولی آن روز در عده ی جمع و و گفت این ها می ها را بشکنند. این دیشب ما را که کردیم، پشت ها بچسبانید. یک بعد زنگ زد گفت ها را می شکنند. مگر به آن ها را ندادی، گفت ولی هم که ما حزب و عمل می و به نداریم! این حتی تا دهه هم بود. *من را در های شده می بینم. می این که (روی پلاکارد) شد به نبود.این ها می ما را می کنیم. با این حال که است ولی ظرف آن و پنج ای که این در موج کرد. * (دولت با چند نمی را دهد) گفت، چون می دهد است که با یک و یک می من دارد. *در قوه من جزو این قوه هستم. من که قوه یک و و در از بین می شود. * بیش از آن حدی که سخت سخت می کنیم. های ما می به و های ما کم تر شود. *وضع ها نیست. من یکی از خوب و کشی را که چند به جزو ها بود. می کرد که شد، شرعی هم داشت. و با خانواده داشت. خب این ها دارای است و رفع شود. * یکی از که قوی و اهل است که و نمی کار کنند. این را در از هم می گویم. یک نمی دهه 60 و 70 کار کند. من هم در و هم در جنگ که در جنگ دادم. اگر می آن را می نه، چون سخت شده و های بلاوجه شده است. به که قوی و اهل و با به را می به جلو ببرند. اما کار نمی چون می اگر این کار را ما می شود و هم ما است. *آن یک که در یک بار در که می شد، همه می ولی نفت نمی کرد. و و می که آقا نمی می گفت من نمی به بروم. اگر من این را کنم و هر نفت می و من بدهم. چرا ما را به این غلط است. در جنگ که و با قوت و با و هم و چرا ما این و را *من به شدت که سیف بشود. این یک بد است. که من شما را و که می و من به می دهم. این حرف را نمی زند و آن ها (قوه قضائیه) هم آن کار را می کنند. این نمی شود را کرد. شأن و حفظ شود. * من می شوم آن طور که کار و نقد ام! را حرف زدن به ها ام. من در به این می دهم. که چرا ام شود. * وظیفه اش این است که تا که می را بگوید. *برخی اوقات را می این نیست! در نرمال است که همه چیز هست. من این را در که ها می این طرف با دلاری که سه و نیم بوده، اما کلی جنس بار می و می روند. شما هم وضع است. برادران با کاهش پول ما است. * یا در این می شد یا اگر هست ای و از شود که هر شما طی شش ماه نه شود. *آنهایی که نمی هم که اند. من به می که این ها و شما سهل کردید. اما کجا از می رود؟! آیا یک نفر از است و هر ما خوب اگر را عوض این طور که کار جلو نمی رود. * وقت نیست. ما نیست. ما، و ما است. * یک است. طلب و و نمی شناسد. ما در از ها و چون آن با سعی می این را کنیم. *در در هیچ کس و نیست. هم در جا است. طبق آن هر وقت بگیرند. چه *من در هستم. این را در می هم می کنم. هیچ ها به بروند. اما از آن ها را جدا کنند. آن هم به خودشان. * بعد از در به یک حکم به من و دو در و به من سپردند. حکم به این شکل نمی کنند. در حکم که به من من که من این طرح دارم. *یکی از که می از همه لذا من به یک در با در می کنم و آن و می با می و جمع می کنم تا در آن با کنم. از این دست ها که دو سه به به من که ها را دهم. *ما (دفتری که به من اند) سه داریم. دوم ما نیست. ای ها ندارد. چند می کنند. ای ندارد. فقط های است. * یکی از لذت های من در زیر و از دست ها بود. مثل بچه آدم چمباتمه می زدم و سوا می کردم. نمی چون شات می گیرند! به من می شما که در راه می هستید. *در سال 96 و(برای کاندیداتوری) به من کردند. من اگر شما می می و در این می کنم و می آیم. * اصولگرا-اصلاح طلب از اول هم بود که همه هم در این خط رفتند. از به جدی در خود و از هم نیستند. کار از این حرف ها است. *کسی که است آدم و می کند. کسی نمی از راه من می بشوم. کسی با دو چای با های و چند در نمی شود. *همه که خود را روی نیمکت ولی به خودکشی کنند. این را در نمی بینیم. ها است. این طور که اگر کسی از من بود و به آمد همه و کمکش کنیم. ها شده است و قیم مآبانه در این بیداد می کند. *(در به سوالی کاندیدا شدن در 1400) : روش من متفاوت از است. آن را طی نمی کنم. *شما فکر می با و شناسانه ای که در این سال ها ام و به از صاحبان برخورده می شوم؟ * اکثر های هم به که کاملا در تشکیلاتی و حزبی عمل می را اند. حتی در اخباری که را می کند. *اگر می روم با می روم و را من می گیرند. به کنگره شهدا در ساری که را شهرداری کرد. تابستان سه بار با به که را آن ها من گرفتند. به می روم را می گیرند. *هر که کنم در و است و وقت تلف نمی شود می نویسیم و می کنم. *نظر خود را به می دهم. *آقای آمد و گفت من در این سال ها آقا اما چرا نمی من من و بعد از این هم که بعد در است. یا با هم به با شدند. *جلسات است که های در آن است. تا که می به این دارند. *(علت با کروبی) است با گفت و دهم و همه چیز و من یک بار حصر را از بشنوم. همه که فکر می به کردم. *(ماموریت رفع حصر) به آن که کسی به من این کار را این نبود. من را در های دارم. دو سه کار ام ولی شود. چون اگر شود دارد. است کسی که به او ام این کار را دهد اگر من دهم می چون شده است! پس نمی دهد! *من به یک در یک که 20 نفر من دست شما را می به بدهید. *مشکل ما است که همه را اند و می ما رئیسیم. همه می را بزنند. این به یک عده له می شوند. *می شود با و کار یک را راه انداخت. من در ها هم را گرفتم. *هر وقت در ملی رفع حصر رای می شود رأی نمی آورد. ** مشروح گفت وگو : عزت علت های با می گوید: ها حتی آن که زیر نظر می که امور را به جای برعهده که کردند. در با از قوه و های خود است. او می قوه است و ها را می داند. و رفراندوم، در های به او پس از صداوسیما، احتمال در 1400، از در با حصر و دست از یک از است که در این گفت وگو به آن شده است. ایرناپلاس: شما از چست؟ می ولی می شوند. نظر شما ضرغامی: من هم مثل و که نیست. یک خاص که به می شود. ما های که این به هم هم افزایی هم می و این کار را یک سخت می کند. اما قوت و که می این ها را دهد و را رفع ولو به حل نشود. ولی درمجموع به ای که دچار شود و عده ای باشند. ولی که ما در یک جنگ هستیم. جنگ را متوسط به پایین به مشکلات، ها و سختی های خوب درک می کنند. اما در کل، بخصوص خواص در از جامعه، به درگیر یک جنگ ندارند. را به ای نمی که ما جنگ با شده ایم. تحریم ها از اول ولی در سال های شدت و در هم افزایش است. همه که حادثه اهواز را می بینند، تروریسم را با درک می کنند. انتظار این است که انتقام بگیرد، اما این را های به این وضوح درک می کنند. ما در شرایطی و خودمان را کنیم. در جنگ یک جنگ روانی هم که آن را می دهد. اگر جنگی هم آتش می ریزند و زیر آتش ای، سعی می در جنگ پیشرفت کنند. این هم مهم است چون در بحث های سعی می مشروعیت را زیر طور که رهبر در مثل یک جنگ شیمیایی که را از بین می برند، آن ها در کار تبلیغی و ای سعی می به تجهیزات آسیبی را از بین و را در کنند. این مهم است بخش سیاسی، و سبک هم دارد. ما با یک فضایی مواجه که با اقتصادی، و ای خود به است. ایرناپلاس: ولی هم با این شما، شاهد این که عده ای هم در که به با بدتر کردن است. که می آن قدر که هم آن دادند. ضرغامی: فرمایش شما است. مرتباً هرگونه را که به ناامیدی و پراکندگی یأس در نهی می کنند. به آن که می به بن بست و چاره ای جز زانو زدن در یا با چون نوشتند و وقت است که خود به شدت با این نظر کرد. ایرناپلاس: طرح این کار بدی ضرغامی: بله! از نظر من دارد. چون زمامداران که دموکرات ها سر کار و ظواهر را رعایت می نتایج را دیدیم. هم که را می کم کم از خود رونمایی می که هدف چه است. و همکارانش که هر روز شدیدی می شده که این ها روی حرف هم نمی ایستند. حرف زده است که آدم تعجب می کند. کره شمالی که من گفت وگو می کنم ولی بعد هر جا که آن را نمی دهم. به هرحال کرد که به که می هم می که می اما است. ایرناپلاس: به نظر شما سهم از هست؟ با به رقبای های کردند؛ از حوادث دی ماه از تا های دولت. ضرغامی: اگر ما فاصله بین و سازنده؛ است یا هم آن ویدیو چک بگذاریم؛ اما فرض می که است در این خود اند که ما از می کنیم. من در که بعضاً با دارم، نکاتی را به می کنم و را هم می بینم. چون شما نمی را نقد و شما بتوانید را چون وابستگی دارید. حرف می زنیم که بتوانیم و برد- برد باشد. ایرناپلاس: ندارد. شما باشید. به روحانی، شکر خدا در هیچ ای نیست. ضرغامی: یک بار در منشور شهروندی کردند. من جا یک جدی و یک تحت نظر شما به شدت شده است. چون هم با آشنایی که شما پایمال و له شده چه اید؟ حتی از هم بعد سعی کرد توضیحی که نبود. به حرف که می زند و کند. من از کار تصورم این بود که آدم است. در ای که با قبل به کارشان که هم شما می یک فرصت و می دو را دور هم جمع کنید. این کار را یا دهد یا به آن یا حالش را نداشت. می حرف بزنیم. یک روشنی با و بنشیند، ندارد. نه بنشیند از آن ها کند که خاصیت دارد. می شود که این گفتن یا نه. هم می نویسند و را می که ما کلی دادیم ولی هیچ واکنشی از طرف نمی آید که ما این ها را کردیم. به خاص و های رو در رو، چرا که شما می نشینید با برادر مؤمن خود گفت وگو می از گسل ها نمی شود که بخواهید آن ها را پر کنید. اگر شعاری را که می دهد ما به نمی که یک عده از که و به سمت که نظر هم این نیست. **پیشنهاد به جای که با نهی روبه رو شد ایرناپلاس: بر فرض این حرف شما ولی آیا نداشتن مخالف، از را مجاز می ضرغامی: من یابی می کنم. است. هم هم جمهوری. اما در بحث های است یک هم با آرامش و احترام زده بشود، ولی محتوای آن حرف باشد. یک است یکی ولی و فقط باشد. من در حرف شما می گویم. می و به هم با و طلب هستند؛ اند ولی را ناتوان ترسیم اند که این به نظر من است و از حملات به تند به و یا هر این حرف ها تندتر است. به طور کلی از و با هدف و و در نیست. ایرناپلاس: ولی هشداری که دادند، داد که یک نیست. در با خبرگان به و در این دادند. از طرفی هم این که در دست و نوعا را در این و بر دارند. شما در های این دارید؟ این ها هستند؟ ضرغامی: است. در این فرمایشی که هم دقیق بود. به این بود که از هم در آن و هم در در ای که چون را در از ها این که هم می و و حتی زیر نظر هم می این ها کار را در از ها به دست و به جای کنند. که نمی تواند، این و خلأ را پر کنند. ایرناپلاس: این را نام می برید؟ ضرغامی: فرمان امام(ره)، و همه این ها که هستند. با این کردند. در که یک عده به این که نمی کند این ها و و خلأ را پر کنند. را کنند. با این و که و هست. با امکان ندارد. فرماندهی این کار با است. پس این که اگر یک مثل در حال و ای را می کند پس است و با این است که کل را به و جای بنشینند. است و همه عمل کنند. ایرناپلاس: به نظر می رسد دهی دارد. تا که می گذارند، تدارک های می و عده ای هم از در سخن می گویند. ضرغامی: که به در گفت که من در اظهار نظر های طلب که و که خوب است. جریانات به طور در و که ما چون های را همه های طرح و با اصل این کار هم نداریم. خود آقایانی که این را راه اندازی هم که گفتمان نظرشان و این یک قصه را می کند. اگر کسی که من و این را می کنم و این الزام است و اگر می و می که خوب است و این که با پشت صحنه باشد. اما مواردی که ذکر گفت که هیچ وقت این خالی از اتفاقات است. ده نمکی چند وقت پیش مهمان من بود. انصار حزب و این ها در دهه شصت رفتارهایی داشتند. من با آن ها رفیق و همه شان را می شناسم. در آن تظاهرات خیابانی می کردند. قصدشان مقابله با اقداماتی که می بود. **تعرض حزب به بعداز با حزب در ایرناپلاس: آن شاید و شدن حکومت بود و اقتضای خاص را داشت، دهه از است. ضرغامی: بله این اقدامات است. آن هر روز بود. که در یک بحث می که کار را که من این کار را می دهم، اما با چه کار کنم؟ مرحوم یک قدرتی بود که به رسمیت شناخته می شد و اگر کسی می کند می آمدند. که در با من یک شب در از این در قدس ها را و زده شدند. من گرفتم. در تا دو شب من با این ها گفت وگو کردم. در یک ای شد و این ها ما چون شما را بعد قبل از هر می به خود شما می ولی آن روز در عده ی جمع و و گفت این ها می ها را بشکنند. این دیشب ما را که کردیم، پشت ها بچسبانید. یک بعد زنگ زد گفت ها را می شکنند. مگر به آن ها را ندادی، گفت ولی هم که ما حزب و عمل می و به نداریم!! این حتی تا دهه هم بود. اما این نیست. ما در کشوری که یک ای است و پویاست و در کنش، واکنش می دهد. قوانین سر جای خود هست ولی در مثل دو سه در همراهی با می و می ما هم را می و هم هم ازغدی می کند. یک هم آمد یک نوشت روی و که کار درستی نیست. این حرف خود این هاست. این ها آد م های شجاعی و که اگر عده ای به آن ها عقب بنشینند. را در وجودشان می بینم. می این که شد به نبود. من را در که این به و تهدید، باشد. این ها می ما را می کنیم. با این حال که است ولی ظرف آن چهار، پنج ای که این در موج کرد. **من جزو قوه ایرناپلاس: شما در می که کار یک است که شواهد این را می دهد و است که پلاکاردهایی از پیش شده و از جای به دست بود. ضرغامی: یک اش این است که اجرایی، داخلی و بین المللی یک نه به قول شما ده یک که می می کند. این کار در هم می شود و در می دانشجوهای تندروی می و حرف های ساختارشکنانه می زنند. ولی قدر که حاکمیت قوی هست و به این ها ندارد. ایرناپلاس: به این ندارند؟ شما گویا در احکام سنگین دانشجویانی که چند شعار سر نیستید؟ ضرغامی: می می افتد و از آن طرف که یک را که پلاکاردی می کند و را می زند، این را هضم و کند و می کند این آن قدر می شود که را به نظر من این در ضعف است. من این ها را گفت چون می دهد است که با یک و یک می من دارد. ایرناپلاس: پس شما می هیچ سازماندهی نیست؟ ضرغامی: من نمی کنم. ایرناپلاس: چرا عده ای در ما که به می اما یک عده حتی اجازه دو سه هم ضرغامی: در قوه من جزو این قوه هستم. فرق هم نمی کند با این خطی ها یا آن خطی ها، من در هر دو به قوه دارم. اما آن ها این را قوت می و که چون ما و این دهنده قوه است و نمی طرف ما به چه جریانی تعلق ما اگر تخلفی ببینیم، می کنیم. آن ها این را می بینند. منتهی من و انتقاداتم را هم در و هم نام بردم و که قوه یک و که به ذهن می آید، در از بین قائل می شوند. ایرناپلاس: ولی منظور من در فقط قوه نیست. به سمتی پیش می رود تا اگر پیش آمد تقصیرها را به گردن قوه بیندازند در که هم در این نقش دارد. ضرغامی: محور قوه است. روحانیونی که من با آن ها طلاب سطح پایینی نبودند، های تحصیل و فاضلی که در درس های مشغول و درس هم می دهند. است اینان کی و نمی ولی من سؤالم این است که این ها را می چرا چشمشان را ببندند و بعد به دستبند و چرا را به انفرادی ببرند. هر کس این کار را قوه کند. **وضعیت ها خوب ایرناپلاس: این نوع را با از نگاران و فعالان و هم می ضمن شما را ذکر می که به نفع شماست. ضرغامی: با ها و از کسان هم می شود. من که ام می فراوان از بچه که به زعم شما از گرفتاری هایشان در قوه به برخوردهایی که با بگویم. این ها درددل های دارند. من می کنم بخش این هم به می شود و این می شود که دور کار و ای را خط بکشند. من به می که نشوند و هر که کار را که است دهند. حال من در های که آن یک بحث مهمی ما در ریزی نظارتی و نداریم. یک تعبیر شده است که قوی نمی خوب کار و من در از با شما بزنم. نوع می شود که هم ها به خود این هم که خطی و بحث و که امر به معروف و نهی از شود. در که می شود کرد از یک که می شود و ها و به مسئولیتش شود. من که بیش از آن حدی که سخت سخت می کنیم. می های ما به و های ما کم تر شود. ها خوب و اگر با می ما بحث نیست. وضع ها و که و از آن جا که می کند نیست. من یکی از خوب و کشی را که چند به جزو ها بود و بود تکلیفش روشن شود. نه می کرد و نه داشت. با دخترش پیش من آمد. می کرد که شد، شرعی هم داشت. و با خانواده داشت. خب این ها دارای است و رفع شود و هر دستگاهی را و من به و های ما هم است و همه جا این را و فکر که بر یک و خطی است. اگر یک آدم وقت ها را به ای می دهد که منطقی باشد. **مدیران قوی و اهل ریسک، ما یکی از که قوی و اهل است که و نمی کار کنند. این را در از هم می گویم. یک نمی دهه 60 و 70 کار کند. من هم در و هم در جنگ که در جنگ دادم. اگر می آن را می نه، چون سخت شده و های بلا وجه شده است. به که قوی و اهل و با به را می به جلو ببرند. اما کار نمی چون می اگر این کار را ما می شود و هم ما است. من آن یک که در یک بار در که می شد، همه می ولی نفت نمی کرد. و و می که آقا نمی می من نمی به بروم. اگر من این را هر نفت می و من بدهم. چرا ما را به این غلط است. در جنگ که و با قوت و با و هم و چرا ما این ها را که اهل و قوی هم چون سابقه از گذشته، می اگر ما این را بگیریم ما می و ما نمی به برویم. **معتقدم می همه کار شدند. یک کار را جمع و هم که کار است. از این رو، کار ی اش تشدید شده است. سیف سال بانک مرکزی است. خب و کشیده، اما گذاری هایش به نرسیده است. گرفته؟ نه! های است. از آن را نهاوندیان و اند و سیف هم عمل خب دلار این را سیف را بگذاریم، ندارد. ولی من به شدت که سیف بشود. این یک بد است. حل بشود؟ من می کنند. در این که می چه کار می من یک بار به شوخی که خاله بازی می و از آن پیش نمی رود. حال ظاهرش این است که جدی تر را می و می گیرند. خب جا که من شما را و که می و من به می دهم که اگر این فرد از شد، از بین می رود . این حرف را نمی زند و آن ها هم آن کار را می کنند. این نمی شود را کرد. من اتهاماتی که است به سیف نیستم. در این مقام و این در شود و هم برود پاسخگو باشد. اما شأن و حفظ شود. آن وقت در این آدم های بله قربان گو و چاپلوس و خلافکار که با گرفتن مشاوره های نمی هیچ برایشان پیش بیاید، می شوند. و دولتش در چنبره این آدم های کار است. خود هم این را این که به این ها و و با آن ها به طور مداوم کند و مسئولیت ها را تا این ها کار بدهند، ندارند. من این را با می که در یا یا اگر قوی نمی یا خدای ناکرده دانسته یا ندانسته سرپل که عملکردشان، عملکردی در راستای نباشد. این نمی گذارد که کار جلو برود. ایرناپلاس: دو نفر می جلوی اعتراض می ولی عده ای آزادانه جلوی اعتراضی می کنند. در این، طرحی را و می مدام بر نظر عده ای تأکید کند. چند روز FATF کرد حتی های نماز نیز در این همراه بودند. این ها قطعات پازلی است که هم چیده می تدارکی می شویم. ضرغامی: ما که از طرف اسلامی نمی دهیم. شما اگر می چرا آن فرد را گرفتی و چرا را نگرفتی خب بپرسید من که ماهیت از را نمی دانم. از که به زعم شما هم می شوند. در FATF به من خود از انفعال و شجاع باشد. شجاع نیست. که FATF اجرا و دلایل خود را بگوید. مناظره قوی طراحی و دهند. من مطمئنم که می کند. اگر ای یا هر کسی است در و در آن حرفش را بزند و ببیند. **هیچ چیز مثل مناظره برسر FATF را کاسب نمی کند ایرناپلاس: به نظرتان این کار اشتباهی ضرغامی: من را ام. این ها را که شما می من ام. چون یک یا دو نیست. ایرناپلاس: ولی های FATF پخش کرد. ضرغامی: من را سمت نبرید؛ چون من است من را به سمت بحث های ببرید. چون من به مسلط و این نامردی چون شما است. هیچ به ای و کارشناسی، را این کاسب نمی کند که یک نفر جدی بفرستد و هم یک نفر جدی بفرستند و با هم بحث کنند. این خوراک خود است و می و من می که این کار را نمی کند. در مثل از ها یک گفت وگو را بیاورید که کم نیستند، من موضعی نداشتم چون در این باره. که به واگذار شده هیچ که و و های طلب می که کلی گفت وگو و و جمع و می که اگر FATF می شویم. ایرناپلاس: که در است مثل های طلب که شما از آن ها می زنید با و مقایسه نیست. ضرغامی: من یک از شما بپرسم! شما را به قوی تر از های طلب می دانید؟ ایرناپلاس: در بله. ضرغامی: پس چرا وقت ها می نه مخاطب نه کسی به می رود و نه کسی به حرف امامان گوش می دهد؟ ایرناپلاس: عموم را می و وزن سیاسی. است که وزن در علم الهدی در با یک طلب یکی نیست. ضرغامی: من نمی از شما اعتراف بگیرم که ها و ای طلب قدرتشان به اندازه علم الهدی چون هم ندارم. **متهمم که چرا ام شود ایرناپلاس: همیشه نگران تیتر های طلب و برعکس آن هم دارد: هم نگران نمازجمعه. ضرغامی: من می چه دارد. عدم گفتگوست. من می شوم آن طور که کار و نقد ام! را حرف زدن به ها ام. من در به این می دهم. که چرا ام شود. ایرناپلاس: اما این بر شما از هم نیست. ضرغامی: وظیفه اش این است تا که می را بگوید. از طرف در امری تشکیک حق های را پخش کند. بله FATF به و بعد هم به نگهبان و با هم نظر (که این نظر همه طرح ها و لوایح است) اما خوب بقیه هم حق کنند. و هم حق کنند. خوب است که خود پیشگام شود و از بخواهد 10 گفت و گوی جدی کند که هم و هم موافقان FATF در آن کنند. اگر این کار را حق با شماست. ایرناپلاس: شما که مدعی به تسلط اگر ما می بی طرفانه ای یک طرف آن دهد تا به او دهیم. دهد که نظر ما را تا به آن بپردازد. اگر ندهد از طرف کسی را ضرغامی: من آن را که شما می FATF پخش ام. ایرناپلاس: من با ندارم. این است: اصل بی طرفانه این است که یک طرف و یک طرف تا هر خود را و به شود. که نداده همه ها کار آن هم های و که نظر یک جناح را کند و متعلق به همه است. ضرغامی: من مطلعم خواسته گفت و و در آن هم جدی است اما طرف نیامده کل کنسل شده است. من می اسم ببرم که به نیروهای و باانگیزه که در این ها حرف بیایید این اما نیم مانده به برنامه، آن را لغو کردند! لغو این ها هم این که یا طرف نیامده یا به این که این شود. ما تا صبح می از این بحث ها بحث من این است که آنجایی که است. رأی را دارد. در است. دو تا که زیر نظر را مقایسه می همه می که قیاس مع الفارق است. و اختیارات گسترده تر از این حرف هاست. از و طرفداران به ای عمل می کند. خب به حرف این ها گوش کند. ایجابی عمل نمی کند. تصویب FATF زمینه می خواهد. افکار را کرد و ابعاد آن را داد. من در این زمینه پیشگام می شد. **روحانی آرایش تیم و را عوض کند اما من از این دو به دارم. بر اساس برجام، کابینه دوازدهم را کرد. تصورش این بود که و قوتش در و دیپلماتیک و گفت و گو با غرب و آمریکاست. این را به طراحی کرد و فکر می کرد به می رسد. بر این اساس، با تسهیل وزرایش را کرد. اما که به این اند آبی از گرم نمی شود. دائم آویزان آن شوند. می که ما کار خود را می و به ولی این طور نیست. آرایش تیم و را عوض کند. خود را از جهادی برگزیند. من نمی ای حرف بزنم، ای هم نیست. به این واژه ها از سوی عده ای شده که می ای است. ما به باشند، به و باشند. من سفری به داشتم. از شدم سوار تاکسی شدم و به او به قهوه خانه ای که فقط ها با مشخصات در آن می روند. رفتیم و بین ها نشستم و سه با آن ها حرف زدم. حرف های دست اول را از آن ها گرفتم. آن ها بودند، به هم رأی بودند. آن ها را نداشتند و را به شدت در جهت اقتصاد می دانستند. من بعد از این سفر کوتاه در صفحه ام نوشتم، اما هیچ کس نیامد به من شما که به یک رفتی و با این بچه ها کردی، به ما بگو چه کار جنگ قرارگاه است و من 10 که روی اسم آن ها قسم می خورم که های سالمی و اهل دزدی نیستند. در استان ها بشوند. این قدر ما اشکالات قانونی و که به نیست. آیین و دستورالعمل ها و شیوه های است. قوتی که این بود که سفر می رفت. که روی کار آمد سفر را حذف کرد! هر مسئولی می رود استان، در فرهنگ فارسی به آن سفر، سفر می گویند. چون برند سفر به می رسید، به این جمع که اگر بگوییم سفر می اوه، سفر که شما به گرد آن نمی رسید. پس ما اسم بگذاریم. اینهاست. هم نمی کند یا فرد دیگری. همه ما این ها هستیم. یک عده ای این که لج را در بیاوردند. کالاهایی که مثل نان شب برایشان واجب است. یک می قحطی می شود. آخر پوشک به تبدیل شود؟ رب گوجه یک قیمتش این طور این را می کند. صنفی بی رحمانه باشد.آقای می من فهمیدم تخلف و به قوه گفتم. شما صنوف را کنید. مگر قوه من اگر جای می اقلام این چنینی نشود. اقلامی که آمار می آن ها 30 درصد در ماه زیادتر شده اما غلط است. این است. اوقات را می این نیست! در نرمال است که همه چیز هست. من این را در که ها می این طرف با دلاری که سه و نیم بوده، اما کلی جنس بار می و می روند. شما هم وضع است. برادران همه متدین، و سفرهایشان هم است و به تقویت توریسم کمک می ولی آن ها با کاهش پول ما است. در این می و کند. اگر عمل را به دست و تیمی بر که تیم، کنونی نه برجام، می را کند. هیچ هم می تیم را عوض کند و حتی می از تیم و زحمات آن ها تشکر کند و شما کردید، اما شما بر اساس شده بودید فرد باشد. این کار را بکند، با هم هماهنگ کند که قوی را نکند، با این ها در کار ما تحول می شود. ایرناپلاس: راهکاری های شما به بود می قدری عمیق تر بپردازیم به راهکارهای از فعلی. ضرغامی: نه، من قوه را هم گفتم. ایرناپلاس: شما می که و بیایند... ضرغامی: من نمی بیاید. من می را کنید. حرف من را نگیرید. وقت نشد اصولگریان کنیم. طرف است اما رفتاری که می کند نیست. با کلمات کار نداریم. می در از بگویم؛ یا در این می شد یا اگر هست ای و از شود که هر شما طی شش ماه شما نه شود. آن که نمی هم که اند. از این ها را هم من به می که این ها و شما سهل کردید. اما کجا از می رود؟! آیا یک نفر از است و هر ما خوب اگر را عوض کنید. این طور که کار جلو نمی رود. ایرناپلاس: هم یک عده بحث ساختاری را می کنند. را به یک از می کنند. ضرغامی: این دارد. وقت نیست. ما نیست. ما، و ما است. چند خودرو گران می اصل نداشته، های ماست. ایرناپلاس: خب این ها از طرف ضرغامی: آفرین. است. ایرناپلاس: یکی از های به بازمی گردد. ضرغامی: این ها این حرف ها چه به ایرناپلاس: از نمایندگانی که بر و می از می گذرند. ضرغامی: آن مدیری که در وزارتخانه مربوطه چه به دارد. من یک به دارم. قیومی. چرا عذرخواهی چون که به آمد در تحت افتاد. می کند نمی افتد؟ ما فعلاً بحثمان است. که قد سال از کرد و سال دوم هم قد پشت سر گرفت، مدیری که کارآمد باشد. شما رفتید استصوابی؟! نبود، فرد دیگری، را باز هم داشتیم. ایرناپلاس: در بحث از همه های هم است. یکی از آن ها همه است که در این 4 دهه به از آن نشده است. این است به نظر شما آیا خروج از از بن بست ها و بحث های کشدار استصوابی، بر مختلف، و ای، با و حجاب می از همه ضرغامی: حرف من این است که یک است. طلب و و نمی شناسد. ما در از ها و چون آن با سعی می این را کنیم. یکی از های شده که شد اصل بود. من سفر می روم. می که و این هستند. نه هیچ از کارآمد نباشند ولی را به عیان می بینیم. به این اند که ای کاش هم توسط خود می تا و در تخلفات هم پاسخگو باشند. در که ندارد. ایرناپلاس: معتقدید این اصل ضرغامی: نه من نمی است. ما با متوازن بکنیم. بعد از 20 سال اجرا شد است ضعفی وحی منزل نیست. کما 10 سال گذشت و دستور آن را دادند. آن روز هم اش از غیرمتمرکز به سمت متمرکز بود. آن بین و نخست اختلاف بود که با همه به شد. که در قوه همه کاره شد. **هیچ ها به ایرناپلاس: می شود هم از همه که در ضرغامی: است ما در ادامه راه، ضعفی در ببینم اما با موجود اجراست ولو شوراهایش در عمل نداشته باشد. در در هیچ کس و نیست. هم در جا است. طبق آن هر وقت بگیرند. چه ولی هر بگوییم نیست. رفتن ها. این که ها به یا نه. جا که من در هستم. این را در می هم می کنم. هیچ ها به بروند. اما از آن ها را جدا کنند. آن هم به خودشان. در هم به های ورزشی فوتبال کم می روند. تبلیغات می که انگار این است که چرا به نمی روند. اما این شود نیست. لقلقه شدنی نیست. اما که دهد همه قانونی است و می از آن کرد. ایرناپلاس: که خود را می و در آن ساکن را به شما اند؟ ضرغامی: بعد از در به یک حکم به من و دو در و به من سپردند. حکم به این شکل نمی کنند؛ یا شان عضو این شوراهاست یا های حقیقی که به جمعی حکم کلی می گیرند. در حکم که به من من که من این طرح دارم. در و خود را می دهد و هم در جاهای که به کلی و می شود. یکی از که می از همه لذا من به یک در با در می کنم و آن و می با می و جمع می کنم تا در آن با کنم. از این دست ها که دو سه به به من که ها را دهم. ما سه داریم. دوم ما نیست. سه که یکی در منشی، یکی و یک هم و های من در های و گفت و گو با است. این ساختمان یک ساختمان قدیمی 65ساله است که بازسازی شده و به همه هم هست که کار ما را می کند. ایرناپلاس: هم می گیرید؟ ضرغامی: ای ها ندارد. چند می کنند. ایرناپلاس: و پول ها. ضرغامی: خوب شد به ها کردید. این کل الگو شود. من قرارشان را با ناهار می گذارند. ناهار گران می اما است. ما در قرارهای ای که می عدسی می که نیم کیلو عدسی که غذای حدود 7 نفر است شش تومان می شود. ای ندارد. فقط های است. ایرناپلاس: از کجا می گیرید؟ ضرغامی: من کارمند هستم. ایرناپلاس: شما در طول هفته تقریباً در سفر و می روید؟ ضرغامی: بله. دانشگاهها، و ملی می روم. من تا از با برقرار نکنیم نمی بفهمیم چه می گذرد. غیر از سفرهای من را از دیده اید. من دائم بین هستم. به سر کار می آیم. خانه ام ولیعصر است و در با هم می کنم. می بازار می روم. صبح تا شب کارم اینهاست که هم نیست. ایرناپلاس: هدف ندارید؟ ضرغامی: این قدر این کار لذت که اگر لذت این کار را بفهمند این نمی روند. لذت با بودن و درد دل را شنیدن بالاست. یکی از لذت های من در زیر و از دست ها بود. مثل بچه آدم چنباتمه می زدم و سوا می کردم. نمی چون شات می گیرند! به من می شما که در راه می هستید. علت هم این است که سال 84 و آن را خوب کرد. چون من روش و هم اخلاقش از آن به بعد به من قصد شدن داری. اولین کسانی که به من شما این را به نیت می دهی طرفداران بودند. 84 کجا و که 97 است کجا. 13 سال است به من می شما که به می و با حرف می زنید هدف دارید. آن ها که من را می شناسند می من که ام. **خودم را ایرناپلاس: اما سال 96 شدید. ضرغامی: 96 بحث دارد. در دست های من می ببینید. 96 و به من کردند. من اگر شما می می و در این می کنم و می آیم. هم بعد از آن رأی شد به فرد است بیانیه و هیچ نکردم. ایرناپلاس: داستان بر گرفتن پست یا شدن هم جالب است. هیچ از ما به میل خود مسئولیتی نکردند و نشده اند! ضرغامی: به هر حال من را در آن دیدم. من تحلیلی و معتقد در سال وضع را کند. از سال 96 هم بحث شد که فراتر از بحث و طلب است که های آن را هم همچنان می دهم. شما رفتاری که های با من می را می بینید. اصولگرا-اصلاح طلب از اول هم بود که همه هم در این خط رفتند. از به جدی در خود و از هم نیستند. کار از این حرف ها است. من در آن و از من هم خواستند که شوم. در گروه های و کردند. کسی که است آدم و می کند. کسی نمی از راه من می بشوم. کسی با دو چای با های و چند در نمی شود. همه که خود را روی نیمکت ولی به خودکشی کنند. این را در نمی بینیم. ها است. این طور که اگر کسی از من بود و به آمد همه و کمکش کنیم. ها شده است و قیم مآبانه در این بیداد می کند. ستاره های ولی مربی خوب ندارند. بعد از فوت آیت مهدوی کنی ما این را می کنیم. به از نیروهای نمی در اصولگرایی حرف بزنند. نمی اصولگرایی آن ها شود. ایرناپلاس: پس اگر به شما است شوید؟ ضرغامی: روش من متفاوت از است. آن را طی نمی کنم. اصلا شما فکر می با و شناسانه ای که در این سال ها ام و به از صاحبان برخورده می شوم؟ هدف من بالاتر از این هاست. ایرناپلاس: تجربه بدی بود؟ ضرغامی: من نمی از شما کنم. آن امتحان خود را پس داد. من یا ای باشم کار خود را می کنم. های طلب هم به نه تقویت و از خبر من را منتشر می کنند. اکثر های هم به که کاملا در تشکیلاتی و حزبی عمل می را اند. حتی در اخباری که را می کند. این بهترین شاخص من از آنهاست. من نه و نه روزنامه. می خواستند به من این را اما من چون با موبایلم می موج کنم. ها به راهی که من و می می ما نیروی هستیم؛ نه می طلب باشیم و نه اصولگرا. می شود و سبک اما بالاشهر نشین نبود، اشرافی و از چیزهای که هم و دچارش هستند. **ارائه به ایرناپلاس: پس هدفتان را دارید، اما مسیرتان را تغییر دادید؟ ضرغامی: من هدفی ندارم. نکنید. این است. فردی اصولاً را با هدفش به آن فرق دارد. یک بار ای به ها که بهترین است. آن قدر خوب درس بخوانید که انگار می تا مرجعیت اما با عطش به مرجعیت در خودتان کنید. کسی که کار می کند پول، ساختمان، و من هیچ چیز و و در راه می روم و با مستقیم می کنم. ایرناپلاس: هم با روش شد. ضرغامی: قضیه فرق می کند. اگر خواستید هم می کنیم. من تحلیلم چیز است. که هم است. ایرناپلاس: اما شما در بر فقط یک بار بین دانشجوها آمدید. ضرغامی: نه. آمدم. شما را می گویید؟ ایرناپلاس: یک بار به آمدید آن هم چون دخترتان در آن بود. ضرغامی: خیر. جدی ترین من، شش ساعته با صادق(ع) بود. ایرناپلاس: خودتان می صادق(ع)، نه های مثل علامه طباطبائی، تهران، شهید بهشتی و... ضرغامی: است که می کنید. صادق(ع) یک ترم جدید است و شما را نمی شناسید. آن قدری که من در صادق(ع) موظف به پاسخگویی شدم در هیچ دانشگاهی این طور نبود. ایرناپلاس: سفرهایی که می را از تنخواه پرداخت می کنید؟ ضرغامی: اگر می روم با می روم و را من می گیرند. به کنگره شهدا در ساری که را شهرداری کرد. تابستان سه بار با به که را آن ها من گرفتند. به می روم را می گیرند. ایرناپلاس: هم از این سفرها و دیدارها می دهید؟ ضرغامی: هر که کنم در و است و وقت تلف نمی شود می نویسم و می کنم. ایرناپلاس: با حل هم رایزنی می کنید؟ ضرغامی: محضر نظر را می دهم. ایرناپلاس: هم؟ ضرغامی: را شما می بینید. می آید و گپ می زند و می من در این سال ها آقا اما چرا نمی من من می نویسم و بعد از این هم می کنم که بعد در یا با هم به با شدند. ایرناپلاس: ظاهراً غیر از را هم بودند. ضرغامی: بله. است که های در آن است. تا که می به این دارند. ایرناپلاس: شما با در راستای حل بود؟ ضرغامی: من با آقا رفاقت داشتم. هم که به من اگر کار واجبی با من داری، از طریق کن. من با رابطه ای داشتم. است با گفت و دهم و همه چیز و من یک بار حصر را از بشنوم. همه که فکر می به کردم. بحث شخصی بود. ایرناپلاس: اما برداشت این بود که شما داشتید. ضرغامی: به آن که کسی به من این کار را این نبود. من را در های دارم. دو سه کار ام ولی شود. چون اگر شود دارد. است کسی که به او ام این کار را دهد اگر من دهم می چون شده است! پس نمی دهد! ایرناپلاس: تا به حال شده از کسی اما طرف نپذیرد؟ ضرغامی: نه تا نبوده. من نمی کنم؛ 90 درصد آن ها هستند. به جز چند که من به آن ها دادم. سایر ها از طرف است. است. از را هم نمی کنم. از بین کسانی که من اسکوئی که را هم حل و اگر کسی به کار دهد ندارد. **دست از یک مقام ایرناپلاس: پس حرفتان را در می خوانند. ضرغامی: جاها می رویم و می کنیم. من به یک در یک که 20 نفر من دست شما را می به بدهید. ایرناپلاس: جاها به دست است! ضرغامی: این یک نوع استدلال است. می دستت را می به این آقا بده بحث عوض می شود. ما است. همه را اند و می ما رئیسیم. همه می را بزنند. اینطوری به یک عده له می شوند. می شود با و کار یک را راه انداخت. من در ها هم را گرفتم. ایرناپلاس: حصر هم کردید؟ ضرغامی: حصر به وجه المصالحه تبدیل شده است. هر کسی می خواهد با حصر یک عکسی بگیرد. حصر یک امنیتی و الا 20 ماه که حصری در کار نبود. هم در ملی حق رأی نداشتم. هم بود و بالاتفاق حصر تصویب شد. هر وقت ملی دهد که حصر برداشته شود به نظر من ندارد. ایرناپلاس: این ذهنیت هست که نمی منفعت رفع حصر به به دست نگه شده است. ضرغامی: فکر نمی کنم. ایرناپلاس: می رفع حصر در عید اما عده ای به شدند. ضرغامی: نه! اگر واقع را می این طور نیست. حصر به ملی شده است. ایرناپلاس: در ملی کسی رضایت که رفع حصر شود؟ ضرغامی: هر وقت رأی می شود رفع حصر رأی نمی آورد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​ایرج راد: تئاتر شغل دوم است/ قادر آشنا: هنوز صنف تئاتری نداریم

​ایرج راد: تئاتر شغل دوم است/ قادر آشنا: هنوز صنف تئاتری نداریم


به تقریب، سومین شب با صنف شب گذشته (شنبه 28 مهر) با حضور راد، عضو دهکردی، مجری کارشناس و عضو در شبکه شد. راد در شکل و های آن گفت: در زمان شکل مجوز خود را از و کرد. در آن ما سعی و کوشش خود را تا شکل اولیه را کنیم، های مختلف شدند. حتی یک و و با ها را در و در حال ما 13 در هستیم. *تئاتر ما صنف ندارد! وی با ما صنف در افزود: نخستین کار ما پایه بود. درمان و سلامت، از کار افتادگی، بازنشستگی، و ...پس از آن تکمیلی را راه بیندازیم. چهارده ماده گسترش فضاها، آموزش و حقوقی در درون اساسنامه اما همه شوند، پذیر نبود و ما به هر سال می کردیم. در نیز با به از افزود: ما در اند و جزو های هنر اما این است که ما صنف و این امر دارد. ما را با از سال 76 که من و جزو کار من به این صنف زده شد. وی در افزود: صنف علی در وضع کند چرا که و و به یک شود این جزو صنف و را داشت. من که های ها را به و و صنف کنند. در راد با بر سال در گفت: در با و هیچ ندارد. در بر طبق مصوبه 1348 از این مبلغ هشت را خود اعضا می و ده را کند، مدتهاست که میزان را هم گردن خود انداخته است. وی در افزود: مالیات بر قراردادهای نمایش ها را هم از خود گرفته می ما یکی ـ دو تا نیست. حتی به عنوان یک شغل شناخته نشده است و هنر است و شغل دوم محسوب می شود. در بود بگیرد اما در پنجم هم نگرفت. در سال 96 بند به تصویب مجلس رسید اما به تغییرات چند وزیر نشد خوشبختانه مدتی است در و در این جلساتی می شود و پیشرفت هایی ، و حاصل شده است. وی با بر بی در و متفاوت کار با صنف گفت: ما در کارگر و کارفرما نداریم، هنوز هنر ما است یا خصوصی، می شود که همه چیز مند شده باشد. تصویبی با هنر منطبق شود اصلا ما هنر را نداریم چرا که هر رشته هنر مربوط به خودش باشد، جایگاهش با سینما و شعر و موسیقی فرق دارد. *مطالبات این روزها شده است با بر صنف فرمایشی بدرد نمی خورد، گفت: صنف قوام و دوام که درست شود. اینطور که همه کاره از سوی نیز شغل و حذف در جنب و جوش شده و به نظرم رفع این می تواند را بهبود ببخشد. وی در پاسخ به این سؤال که چرا تا به حال کسی به این فکر نکرده گفت: چون مطالبه در نداشت، سالیان سال و بزرگان به دادند، هر کدام دیگری هم داشتند درحالیکه دوستانی که سمت و دارند را کنار بگذارند. وی های نیز گفت: صرفا یک رابطه در استانها شورا و انتخابات و تشکیلاتی دارد. بخشی از این را خود هنری مقصر هستند چرا که نتوانستیم فاخر را کنیم یک بخش آن نیز طبیعی است چراکه هنر اندیشه و تفکر است و اندیشمندان می به این ورود کنند. *استثمار در سپس راد با اشاره به گذار بودن و اداره در گفت: آنچه به صنف واگذار شود تا به حال اتفاق نیفتاده است خودشان هم قانونا نمی شوند به هم را کردند و بعد چرا که حق مناسبات و بستن قرارداد نداشتند و این کار را از طریق انجام می دادند. وی در افزود: خیلی راحت بنیاد رودکی از هر اجرا در سالن تالار وحدت ها 5.5 میلیون تومان می کند. ها از کجا این پول را بیاورند؟ هزینه بخش خصوصی هم که است این فشارها روی است و تا صنف هم و کسی جوابگو نیست. راد همچنین یادآور شد: ما آشفته عجیب و غربی شده در این می شود و تا ما و کمپانی و صنف نداشته باشیم، شرایط به است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
روایتی خواهرانه از 36 سال فراق برادر شهیدش

روایتی خواهرانه از 36 سال فراق برادر شهیدش


به 36 فراق با او بدون حضور پدر و در جمع و در شد. پدر سال های دور و قبل از پسر از نیز، 14 سال پیش در چشم از بود. شده در 12 ماه سال 1339 در خدابنده به بود. او لشکر 27 محمد رسول الله(ص) و از اسلامشهر به شده و در سال 61 در ابن و در به بود و در که طی کشف و شد. این 22 در ماند و در و بعد از گذشت 36 سال طی عملات کشف و شد. زیور شده مقدس در گفتگو با تسنیم می گوید: ما دو و سه و دومین بود. قبل از شهادت، چندین به بود. پدرم فوت بود و از رضایت که بود برو خدا پشت و پناهت. می آید که بعد از به آمد و از پخش می کرد. را که 9 سال ای که را می گوید: روز 16 ماه بود که می به که من و و اش و در ابن به بود. او را به بودند. بخش از را این می کند: ساک را درب را باز و را خواندم. بود که: اگر شدم سر مزارم نکنید که دشمنان شاد شوند، را رعایت کنید. ما است و باید از سرزمین خود کنیم و اجازه ندهیم که دشمن خاک ما را بگیرد، وطن ما است. مادری که با چشم از رفت شده جنگ تحمیلی از دلتنگی های مادرش که 14 سال پیش فوت می گوید: 22 سال چشم به در بود و منتظر پسرش بود. می گفت اگر خودت نمی آیی، پیکرت بیایید تا آن را بو کنم. چون بیمار بود گاهی اوقات به تشییع می رفت. که 36 سال در فراغ بوده، خود را با رفتن بر سر آرام می است و می گوید: دلتنگ و به نیابت از بر سر می رفتم و با هر قدمی که می زدم، می شاید یکی از این ها که خوابیده است باشد. به آن ها می برای شما فاتحه می خوانم و فکر که من هم خواهرتان هستم. روا شده این که گرفته همین روایی خود می گوید: حدود دو پیش بود که به یکی از شهرهای شمالی که کنار یک پارک که در آنجا بود نگه داشت تا به زیارت آن ها بروم. 20 و 24 بودند. به آن ها نمی دانم شما و دارید یا نه، من را دعا و به رسیدگی و بگویید که برگردد، 36 سال صبر سخت است و یک عمر است. شنیدن را می کند: روز بود که بعد از مهمان هایم رفتند با تماس گرفت. من همانطور داشتم به نگاه می که چه اتفاقی افتاده است که گفت مامان 36 سال چه چیزی را می کشیدی؟ برگشت ات را می کشیدم و چشمم به در بود که گفت آمده. همان جا نشستم و خدا را شکر و ات خوش است و من می کنم که هستم. با بغل کردن برادرم، سبک شدم از زمزمه های خود در دیدار و بغل گرفتن می گوید: بود که نکنم اما نتوانستم. را بغل کردم، سبک شدم که بیان کردنش سخت است. روز قبل از خبر بازگشت، خواب دیده بوده که یک بچه کوچک بغلم که حکمتش را نمی دانستم تا امروز را بغل کردم. آن یاد حرف های او افتادم که می گفت تو سلاح ما است و مواظب حجابت باش و اشک نریز.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​خستین جشنواره رسانه‌های دیجیتال سلامت برگزیدگان خود را شناخت

​خستین جشنواره رسانه‌های دیجیتال سلامت برگزیدگان خود را شناخت


به های با و این شد. بنا بر این آیین این با نمایش و شد. پس از آن به روی سن آمد. او گفت: در حال ما زیادی در و می و می در 300 میلیارد تومان ظرفیت داریم، غبطه می خوریم. فرهنگسازی کسب و کار نو از دوران مدرسه و می شود تا پس از و های به هم ربط دارد. از تا این جنس ها را به هم وصل کنند. حال این است. در این راه های و به از های این کردند. که جهت 10 سال است نه آینده. ما این را تا در بیفتد. داد: در که 230 تا سال 2020 مبنی بر و اخلاق است، و دارایی می شود. در حال در 46 میلیون ساعت در روز به های ای پرداخته می شود. های در بازار که غالبا در موضوع سبک زندگی هستند. چه بهتر که همه اینها در بستر بتوانند با اعتماد در به کار آیند. این آغازی در این عرصه باشد. او افزود: یکی از بازخوردهای این بود که جان بابایی است روز ای با های باشد. دو خود ما است را راه کنیم. سال به جای 1600 16 اثر به باشد. از این هم به خود و هم بخوریم. به خود که ایم و که چرا این نبود. ما سه فنی و سخت کردیم. کنم که از بخش ها نداشت. سخت کار است ولی این سخت ها می شد. بنا بر این در این از در پخش شد. بعد از آن یکی از آرش روی سن آمد و به این پرداخت. آرش خود را کرد و از خود در گفت.سپس بخش ها، ها و ها شدند. در این بخش فرخ با ابر ، با ، با فول فکر و با دهی سوم را کسب و از با یک شد. در این بخش با دوم و فر با اول را کسب کرد. پس از ان از پخش شد که به نمی در کند و گرفت. پس از آن بخش و های که در این بخش با با دوم و با اول را کسب و از شد. در بخش های نیز بهداشتی شد. بخش هنرهای و های ای نیز و به تارا روی سن آمدند. سپس عامل یک های ای تحرکی روی سن آمد و به این پرداخت. در این بخش دفتر تغذیه و محیط کار و در ترک دخانیات شدند. از کرمانشاه محمدعلی فدایی اینفوگرافی اعتیاد اینترنت آرزو مرادی بیماری سل دوم و هادی امیری و رها فرجی عصر وارونه دکتریسم اول را کسب کردند. در بخش های ای، مهدیس تابع امام ویتامید محمدبیک ملایی دونده دوم را کسب کردند. از شایان شفیعی گیم شد. در بخش دیگری از این برنامه، گفت: خوشحالم که در این جمع پرانرژی هستم. از سوی دست شما جوانان را می فشارم. دورادور ام دوستانی که در این کار می کنند. ما تمام هم و غم مان این است که این دوستان ناامید نشوند. از شما می خواهم که همیشه با که دارید متحد باشید. رقابت پذیر و دیگران را نیز کنید. با روحیه و انگیزه به کار خود دهید و همچنان ناپذیر باشید. ایم کسانی که با ناپذیزی به راه خود داده اند و موفق شده اند. توصیه می کنم از همان اول به مدل اقتصادی خود فکر کنید. در بخش و و های ای فرزانه یوسفی، نماینده نورو چلنج دستیار مدیریت استرس به سوم شد. بعد از آن آدرنالین و اردو به عینکVR و واقعیت مجازی و آن در پزشکی پرداخت. در بخش نرم ای شکیبا، طب شد. در بخش دیگر، ایازی و روی سن آمد و طی سخنانی گفت: همانطور که پیش از این اشاره کردم، های از های تاکنون نگرفته بود و در این دچار نوعی عقب ماندگی بود. به نظر می رسد اقدامات جدی در این می گرفت. در حال که به دهی و ای اسکان همراهان وجود که موثر است. بعد از این راه شتابدهی را خواهیم داشت. در این خصوص تفاهم نامه ای با علم و ریاست جمهوری امضا شد. با ورود این نهادها، در این های گیرد و در از ها نقش حمایتی خود را ایفا کنند. پس از سخنان بخش در بخش ها و های نهاد شدند. در این بخش علی کوزه گر، مجتمع خلیج فارس، ولی اله شجاع پوریان شهرداری تهران، ولی محمدی ویکی نیکی و سید تقی نوربخش تامین کردند. بخش در بخش نیز شد که در این بخش از سیدمحمد موسوی، از و سمیرا سادات شرفی، نت شد. موسوی که خود با صندلی چرخ دار به آمده بود، با روی سن گفت: شرکتی است که با اداره می شود و ما بدون دستگاه و ماشین مشغول به کار هستیم و همین است که محصولات ما پر از انرژی است. ما به روش داری کار می کنیم. از آنِ خداوند است و من حقوق بگیر او هستم. در معلولیت و ناتوانی است که توانایی ها پرورش می یابد و سازنده باشند. در قسمت بخش (شتاب دهنده برتر) نیز صراف ها از مدیکالیتور، فریدون کورنگی از مَپس و ادریس بابایی، آریا آبتین، کردند. در بخش بخش (استارتاپ سلامت) نیز سید فتاحی معصوم از نوبان، فر از شفاجو، شقایق خلیلی از آزمایش آنلاین، سالار مادران لک لک 2، بهزاد جلالی از ابرِ سلامت، پدرام سلطانی از زوپ، گلرخ پورفرد از هاسپیتل و در بخش (بین الملل) امیر سرکندی از نت کرد. در بخش مقالات توسعه کاربری های در نیز نوری شاخص های ارزیابی کیفیت نرم موبایل هلث، نیلوفر چوبین دستبند حساس به عفونت بیمارستانی و نجمه بهداد نظریه ها در طبقه بندی مزاج ها کردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
گفت‌وگو با وَل مک‌درمید درباره داوری در من‌بوکر

گفت‌وگو با وَل مک‌درمید درباره داوری در من‌بوکر


به خبرگزاری (ایبنا) به نقل از نیویورک تایمز - صبح روز 16 پنج در می تا من بوکر، از مهم ترین های بگیرند. آن ها هشت وقت تا را از قوی آنا و اسی کنند. اما پنج وَل مک های جنایی، ژاکلین رُز فمینیست و لیان شاپتون رمان نویس آثار گرافیکی در طول هفت ماه گذشته 171 خواندند تا به خود برسند. مک در به این سوال که آیا چنین کار زمان گیری به آن ها پولی شد، گفت به ما پول دادند. اگر همه ها را جمع فکر می کنم را کردند. چرا او شدن را به یک ساده: همه این کار را بکنی. این یک است و از آن لذت می گفتند. اما در یک مهم چه است و این همه چه روی شما می وَل مک در گفت به این داد و هیچ ای به اثر اش کسب نکرد. از شما خب بله. من کسی که یک به ذهن برسم. های می نویسم. گاه وبی گاه در های می شوم. های 10 ای در نقد ها نمی نویسم. اما این فوق است که به طیف از است. به طور چند می 100 تا. پس دو بار به 171 در هفت ماه فکر فکر که کار بود. اما فکر که به هستم. می خوانم. اما خب بود. را بلعید. همه شان را که ما همه ها را می کنیم. اگر از که پیش اند با فکر می این . کجا ها را در تخت در در در های در فرودگاه. در شاپ نه چون شاپ ها اند. در اکثرشان را دیجیتالی پس تا جایی که می توانستم چشم بسته خواندم. تبلیغ ها را نخواندم و تحت جلدها و بیوگرافی ها نگرفتم. های را دوباره و باز هم های را یک بار دیگر خواندید. آیا این تکرار را داد؟ دیدگاهتان می کند، زیرا به بقیه گوش داده اید و ناگزیر چیزهایی را در می بینند که شما جا انداخته باشید، یا آن ها برداشتی متفاوت از شما باشند. قطعا بین و کوتاه، ها در من ترقی و ها کمی تنزل یافتند. به نظرتان نباید ها را تنها یک بار بخوانید تا هیجانی خواننده تجربه می کند دریافت در این باره بحث وجود دارد. اما که می ایستد تا سه بار خوانده شود، است که احتمالا این ادعا را که بهترینِ سال باشد. منظورم این است که اوقات می و هیجان و سرعت و جذابیت ظاهری آن شما را می گیرد، اما که از آن می گیرید حقیقتا هیچ است، طوری که یک هفته بعد نمی توانید بگویید چه بوده یا چه معنایی برایتان است. چند وقت یک بار همدیگر را می بینند؟ ها به ترتیب تعداد ما به دستمان می رسیدند، درنتیجه همه آن ها را همزمان می خواندیم. سپس جلسات ماهانه و به 30 تا 50 تا از آن ها نگاه می انداختیم. آیا یک می تواند یک را به زور وارد کند؟ خیر، هر رای چهارتای ما را داشت. همه موافق که اگر یکی از ما از یک متنفر باشد، آن را جلو نخواهیم برد. اما ما آنجا تا را پیدا کنیم، نه اینکه سلیقه مان را اعمال کنیم. همه ما در طول این راه را که دوست از دست دادیم ndash;کتابی که بسیار با ما سخن گفت، به خاطر تجربیاتمان در زندگی یا مکان که بودیم. اما این که ما دنبالش هستیم. آیا نقد ها را کاملا آگاهانه از کرده ام. نظرات پیش پنداشته ای از ها به شما می دهند. به مراحل آخر رسیدیم، را تا مطمئن شوم را جا نیانداخته ام. این مازوخیستی نیست؟ خب بله. اما ما انسانیم. همه می خواهیم قضاوتمان را تایید کنیم. این کار چطور روی نوشتن تان گذاشت؟ بی قراری را در من ایجاد کرد. به این فکر می کنم که چگونه می توانم نوشته هایم را در جهات مختلف جلو ببرم و یک کار را و ندهم. اگر باشید هرچیزی که می باعث توقف تان می شود: همیشه دزدیدن هستید یا اجتناب. این کار مرا از خط سیر معمول می بیرون برد. باز هم این کار را می نه. فکر می کنم یک بار این کار را امتحان کرد. 17 می نشینم و را می که هیچ اجباری خواندنش ندارم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
کتاب عکاس ایرانی به جشنواره کن می‌رود؛ از زلزله رودبار تا خروج کیارستمی از کادر

کتاب عکاس ایرانی به جشنواره کن می‌رود؛ از زلزله رودبار تا خروج کیارستمی از کادر


به خبرگزاری (ایبنا) اهل اهواز است و اجتماعی. او عکس و در مکان های است. نیز هست و در جنگ و هم در عراق و هم در است. او چندین عکس که در آن آثار خود را است. یکی از این ها و هیچ است که عکس های او از در سال 1369 و عکس های پشت و هیچ است که به شده است. عکس ها در و هیچ نظم شده پس از دو عکس های که در به عکس های پشت و هیچ می و بعد از آن تعدادی عکس از خواهیم بود؛ به روال است. اکثر عکس های این سیاه و سفید است و در این بین چندتایی عکس رنگی نیز می شود. عکاس، در گفت وگو با و هیچ گفت: این ای از عکس های و پشت سینمایی و هیچ اثر است. این در عکس های من از آن به ها و های بود که ما با شد، من نه اما در این با و عکس خود از را کردم. این عکاس-مولف در افزود: سعی می کنم عکس های خود را در پس از فوت این در بنا بود این و شود که این کار به پس از آن نیز بود در فوت او شود اما به این به شده است. این است در کن شود به به و نیز شده است. وی کرد: این از سمت چپ می شود و در پس از از ام که این اثر را در بعد از ظهر روز ام و با این عکس می شود. پس از آن نیز عکس زنی عرب و زده در چهار آمده است و زیر عکس شرح مختصری از او نوشته ام. این عکس یک تک چند در کنار هم است. مولف- و زمین گفت: در عکس که در این شده است تک از یک خاص چند قبل و بعد هر عکس آورده شده و در این عکس ها جریان و ثابت نیست. این یک و قصه با آسمان، جنگ، رفتن و از دست دادن می شود با خروج از کادر و مشکی می یابد. عکس های این بر بخش از رودبار، و از و هیچ را نیز می شود که همه در چند از پس و پیش هر عکس است. برش این عکس ها نیز به گونه ای است که دور نیز در آن می شود و عکس ها شبیه می شود. در چاپ عکس به صورت گفت: به نوع کاغذ متفاوتی که استفاده می شود متعددی و در برخی موارد نیز باید قسمتی از هزینه را خودش پرداخت کند. در و پخش این قبیل ها نیز کوتاهی می شود و کنندگان ناشر یا دغدغه فرهنگ را ندارند سود آن ها هر جا که آن ها به همان سمت روانه می شوند؛ اگر در دلالی دلار پول بیشتر بود به آن روی می آورند و اگر در فروش لباس سود و منفعتی داشت به این سو می روند. در این عکس ها با در این جای اند و بر جذابیت آن افزوده است؛ گویی قصد یک کننده چند لحظه از زده یا عوامل پشت در آن موقعیت باشد. سایز عکس ها در و هیچ یکسان و به فراخور تعدد عکس ها که در دو می گرند و قصه ای را بازگو می کنند بزرگ و کوچک می شود. در هر چند از این یک قاب از یک عکس هستیم که دو را پوشانده است. بر عکس های و عکس های پشت در این عکس های طبیعت، تک درخت و نیز می شود؛ این نوع عکس ها نه به سبک نزدیک است نه در می توان دید؛ اما شباهتی به نوع نگاه نسبت به محیط پیرامون و عکس هایش شاید بتوان این طور برداشت کرد که این تاثیرات کمی در دید غضبان پور در مدتی است. گفتنی است انتشارات تیس و هیچ اثر جسام را در 137 با قیمت 65000 تومان است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
«ترامپ»از رقص شمشیر با شاه سعودی تا تهدید با همان شمشیر

«ترامپ»از رقص شمشیر با شاه سعودی تا تهدید با همان شمشیر


در یادداشتی با از رقص تا آل ، به فراز و و در کوتاه به پرداخت. در این یادداشت است: در دوم ماه مه 2017 ، ، در ملک بن به رقص شاهزادگان ها در پیوست. ساز و دهل را هم به رقص مملو از گنج نفتی با به او بود و که این سفر را که جلب به کند . آن روز یک روز عادی نبود، یک روز فوق العاده بود که از قدرتمندترین را به یک جشن کرد و البته یک روز بود که داد به از یک سفر هم تر است . به این سفر که شد به ها و های و داد که به سفر از به کاخ مطرح کردند. داد: الوصف ها از این سفر غیرمعمول کاملا های پایتخت عربستان، میدان ها و بوستان ها پُر بود از های که در گذاشته بودند. این مهمان هم در ملک با تیراژ چاپ و در جای جای شهر نصب شده بود در که در بین دو تصویر هم این شعار شده بود اراده قوی ما را گرد هم است . کلیپ با موسیقی متن که از تلویزیون های سطح های شهر می شد های و و های دو می گذاشت. های آن این به ای که بر عمق بین دو ای به طور از سال 1945 شده و ها بر آن می کردند. هم به ملک که به وی انداخت. شاه هم در خود ضمن خوش آمد به گفت: ما به شما در خوش آمد می سفر شما ما را کرد و و را و می کند ؛ آن هم در خود نوشت: من از در و هستم. به مثل و بود. این به شد که از آن به می که چشم طمع به آن بود. این آورد: در که ها طعم و سفر به را دشت هم به بود و با در مثل کسی که به یک است می زد و می گفت: از به به شغل و شغل است . و گاو به سفر بر با رقص و شد در آن بین و به 460 هم به رسید. اما این رقم که در هیچ از که بر حکومت سابقه نداشته است زیاده خواهی های این را که طبق اصل سود و منفعت با کشورها برخورد می کند، برآورده نکرد . معتقد است ثروت بزرگی که نباید فقط عربستانی ها از آن نفع ببرند، بلکه هم سهمی از آن با عقل خود در کارزار انتخاباتی اش هم را به گاو شیردهی تشبیه بود که هروقت نتواند به وطلا بدهد آنگاه دستور ذبح آن را صادر می کند . این افزود: از رو از آن به بعد با به راه انداختن هجمه های ای علیه به گروکشی از آن کرد و ها را کرد اگر پول ندهند دست از با آنها برمی بارها این جمله را تکرار کرد که کشوری ثروتمند است و آل پول را بپردازد. پس از خبر از انعقاد های 460میلیارد با را داد، اعلام کرد که مبلغی از این پول که یکصد بوده، به است به بهانه به نیروهای آمریکایی در سوریه کمک باشد، سپس پست خبر داد که ملک خواهان کمک یک حمله محرمانه شده است از رو چهار از همتای خود مطالبه است. است: یک سال و نیم از داستان رقص که وصف ناپذیر وی بود گذشت؛ را از رو بسته و را با همان به های سخت می کند. چقدر بین این دو حالت فرق فاصله زمانی بین آن و آغوش گرم تا خشم و تهدیدها که قهرمان هر دوی آن ندارد هم که آن جشن باشکوه و گران را حضور برپا بود با موضع گیری اخیر ترامپ، آن به شوکی غیرمنتظره شد . در سیزدهم جاری شدن لحن داشت، منتقد است که در دوم پس از ورود به ساختمان در استانبول شده است. در گفت وگو با سی بی اس گفت : اگر در در ترکیه به قتل می شود. او قتل احتمالی را وحشتناک و مشمئز کننده خواند و گفت این می تواند تبعات بخصوص که یک است. در این در پاسخ به این که آیا ها را به قتل رسانده اند، گفت: هنوز هیچ کس نمی داند، اما احتمالا خواهیم فهمید. در این مورد تحقیق می شود. خیلی قوی بررسی می شود. اگر اینطور ها او را کشته باشند]، بسیار ناراحت و عصبانی می شویم. تا الان که آن ها می کنند. به کل منکر می شوند. ممکن است که آن ها باشند؟ بله . در مجری با تماس تلفنی جرد کوشنر داماد و مشاور با محمد بن ولی عهد اشاره کرد و پرسید آیا آن ها در این مکالمه هم دست در این رخداد را اند؟ گفت: می کنند. هر طور که فکرش را کنید، می کنند. فکر کنم در آینده نه چندان دور به برسیم . احتمال توقف صادرات سلاح به گفت: به شما می گویم که چه کاری نمی انجام دهم، من نمی به فرصت های شغلی لطمه بزنم، راه های دیگری دارد؛ این کلمه بسیاری تندی اما طور است . نوشت: اگر بر خلاف میل پیش رود و دست در لو رود همه میلیاردها که جلب هزینه بود به هدر رفته است و امید ایجاد روابط محکم و مطمئن با و به بر باد می رود. این در پایان است: لازم به ذکر قبل از هم از شاه خواست بهای از را وی گفت: اگر نبود نمی توانستی از هواپیماهایت حفاظت کنی .
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
هر نماینده 20 تا 25 میلیون ماهانه دریافتی دارد

هر نماینده 20 تا 25 میلیون ماهانه دریافتی دارد


به خبرگزاری تقریب، عضو کمیسیون و در با شب گذشته گفت: میزان که دریافت می کنند با هم به طور من که 8 و 600 می گیرم. فیش دیگری نیز دارند که نمایندگی است و مربوط به امورات در شهرستان ها است که آن فیش از 12 تا 16 بطور ماهانه متغیر است. ادامه داد: یعنی به طور متوسط هر ماهی 20 تا 25 خود و دریافتی هر در هر که شود اگر تقاضای وام ضروری یا مسکن کند مبلغ 150 وام سود به وی می گیرد. در و به این وام از 30 تا 50 می گردد. در به چرا و راه است گفت: یک بی در بین وضع و مکلف است که را کند. مسئول این کار در است و و را کوتاهی و تخلف است. وی در به آیا عضو ها گفت : بله من هم این را شنیدم که همزمان عضو ها و بر رفتار این موضوعات را بررسی کند. سید صدرالدین نوش معاون سرمایه انسانی کشور نیز در این گفت: مسئولیت طراحی این به شد و ما این کار را کردیم، تا کنون و کارمندان خود را کردند که همه این ها از زیر مجموعه قوه مجریه و و قوه و کارکنان خود را نکردند. نوش گفت: و در دید باشد را به کردیم و منتظر هستیم. این درحالی است که در ماده 29 ششم توسعه تصریح شده که در دید باشد، مصوب نیز از نامه وزیران بالاتر است. دلاوری مجری در واکنش به صحبت های دو میهمان گفت: قضیه خیلی جالب شده ولی اطلاعاتش را که را کند نیز اطلاعاتی نکرده، قوه هم که کند از استنکاف است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
با اموال خودتان هم مانند بیت‌المال رفتار می‌کنید؟/ عضو شورای شهر چگونه پژوی صفر را ظرف یک سال اوراق کرد؟

با اموال خودتان هم مانند بیت‌المال رفتار می‌کنید؟/ عضو شورای شهر چگونه پژوی صفر را ظرف یک سال اوراق کرد؟


به خبرگزاری تقریب، گروه سال 96 بود که تحویل یک پارس سال صفر و با مارک آمریکایی به شهر که را به بیت کرد. و اجرایی شهر اقدام به 21 عدد 4 و 570 و 21 دستگاه پژوپارس 42 و 300 شهر کرد. ای که این صرف شده حدود یک میلیارد تومان بود. اسناد این خریدها و واکنش های انتقادآمیز به آن در شهر را به کرد. ، عضو شهر پس از خبر این شهر گفت: این و با به است. وی کرد: فقط این هستند. اما از شهر در این هم نبودند. ، یکی از شهر که از سوی در بود را در که می کند و بیت سر از ها در می آورد. درتماس رسانه ها کم و کیف این یکی از شهر در خصوص این کرد: در نیستم خبرنگارها از ما زودتر در وقایع می گیرند. در توضیح این مطلب با تکذیب این در جاده شال کشور گفت: این سه پیش رخ است و به زودی پلیس را منتشر می کنم. البته مشخص چرا که سه پیش است آن در دست عضو شهر و وی وعده آینده را اثبات ادعای خود است. وی داشته است که هم به وارد نشده را می کند. حال اگر هم نکرد خودم می کنم تا جبران شود. این عضو شهر مطرح است که خوشحالم که اینقدر روی بیت و انتظار داریم وقتی با خبری روبه رو می از صحت و سقم آن مطلع شوند. بنده هم جزو کسانی که به یک ریال بیت و تصادفی را می کنم. این ژست این عضو شهر امانت داری در حالی است که که آیا اگر از این فرد مسئول بوده است نیز ظرف مدت کوتاه یک سال به این وضعیت در می آمد. اینکه وی می کند را متقبل می شود، خودرویی که تا کجا صفری که اوراق شده است را قبول می کند؟ شهر درحالی با اختصاصی و نو شهر در حال تردد که در اتوبوسهای فرسوده در در فشارند. اتوبوسهایی که به اتاق گاز مشهور شده اند و آلایندگی آنان بعضا بیشتر از خودروهای شخصی است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
​امام جمعه موقت تهران در تئاتر شهر

​امام جمعه موقت تهران در تئاتر شهر


به روابط شهر است حجت والمسلمین یکشنبه شب 22 مهر ماه با در شهر ضمن در یاد فقید تئاتر، سینما و تلویزیون، به و بخش را کرد. و ایرانشهر در ابتدای این که با خانواده برگزارشد، گفت: تماشای ارتقای و ما می شود و این می شود که در نیز کنیم. به من در به و به شکل از در پسر (س) است. وی با از به رفتن سومین سال پیاپی داد: خیلی خرسندم که در کوران های همچنان رشد قابل قبول دینی هستیم. این گونه تئاتری در مقاطع تاریخی اما تلاش مستمر این عرصه از جمله بخش شد این نوع در ویژه ای قرار گیرد و خوب است که به ای در ای است. ما یک که آن با عشق و روی شدند. با میل و در روی اند که بر فکر می کنند. به من هیچ که جای دارد. این که طی سال های را به در بخش از های خود ضمن از یاد کرد: یکی از که بخش از را وقف کرد بود که من این را در سال های با او باشم. او با در این سبب ساز به ای شد. به و در ممکن حتی که جسمانی مطلوبی با عشق به در داشت. من خوب به خاطر که در سختی به سر می برد و ما به او می گفتیم که اگر را ندارد در نکند، با محض و عشق به اهل بیت بهترین را به عرضه می کرد. او همواره به ما می گفت: روی این در خودم نیستم . پس می تواند یک انسان را به در پای بند کند ، جز عشق نیست. افزود: یاد از معدود بود که عشق به (ع) از ویژگی های منحصر به فرد او بود. او در این راه عاشقانه کار کرد و هیچ وقت این عشق را نادیده نگرفت. او بود که حتی یک بار هم از شکایتی نکرد. حتی در مقطعی نمایشنامه به کمک آمد و من می خواستم نام وی را در نام نویسنده به متن منتشر کنم به شدت مقابل این ایستادگی کرد و گفت: من به عشق حسین(ع) این کار را . شما باید او را روی که در بخشی از با تمثال سر بریده می می دیدید که در چهره اش موج می زد. به هر حال جای او در بین ما خالی است هرچند من او نرفته است و این ما که را نمی بینیم. بخش نیز در این گفت: در این 22 سالی که به در مشغولم دو نفر از در به صداق معروف بودند. یکی از مسافر آستانه و است که جا از این دو در کنم. وی ادامه داد: من با یاد کارهای را انجام دادم اما یک خاطره از او در ماندگار شده که دوست بار شما روایت کنم. یاد می گفت: من به دو نفر حسادت می کنم. خسرو شکیبایی و دومین (فرزندش) است و حالا ما افتخار داریم که در علاوه بر حجت و از دوستان و مادر بزرگوارشان باشیم . فرزند هم در این با از و اجرایی داد: من را بار به روی دیدم. به جهت خوشحالم در برگزاری نکوداشتی هستم. به نوعی نذر بود و نمی چه اتفاقی می افتاد که هر سال او در بود که به دلیل نمی توانست در این باشد. همه چیز دست به دست هم می داد یا مثلا ای که پدر در آن می متوقف می شد و ماجرا به هدایت می شد که او دوباره در این به باشد. وی گفت: 10 سال در و خوب می که در این کار معتقد بود. من سال که مشغول جمع آوری از وسایلش بودم یکسری نامه که اغلب تقاضای دعای از پدر شفای بیمارانشان به جهت در بود. به من این اثر نقطه عطف زندگی ما بود. من متاسفم که در میان ما نیست. بر اساس این پس از های حجت با همراهی مسافرآستانه، مدیرکل هنرهای نمایشی، بخش و به این اثر را کردند. به و بخش و کریم اکبری مبارکه، علی برجی، سیروس اسنقی، بهار ارجمند، عطیه غبیشاوی، کیمیا ملائی و میلاد محمدزاده هر روز ساعت 20 در شهر است. کسب آخرین و اخبار شهر به سایت این به آدرس مراجعه کنید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ابراهیم زاهدی‌مطلق از جایزه جلال انصراف داد

ابراهیم زاهدی‌مطلق از جایزه جلال انصراف داد


به (ایبنا)، به طی ای خطاب به دبیر ان و آل یاد شده از را خود در این کرد و گفت: از آن جا که به یکی از این آل حق رای در این مصون ماندن شآن و جایگاه از هرگونه داری به سود مرتبطین و مجریان، تقاضا دارم به که در سال 1396 به نگارش این شده است را از خارج کنند. به شرح خاطرات محمد مصطفوی فر، سروان پدافند نیروی هوایی و مسئول پرتاب موشک های زمین به هوای هاگ در دوران جنگ تحمیلی بوده که موفق به سرنگونی بیش از یکصد فروند هواپیمای نیروهای بعثی شده است. این اثر پس از 15 سال انتظار، سال 96 از سوی انتشارات سوره مهر و روانه بازار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
داستان، داستان است همچنان که پودینگ، پودینگ است

داستان، داستان است همچنان که پودینگ، پودینگ است


خبرگزاری (ایبنا)-عبدالعلی دستغیب: من امیراسلان قصه است خیالات و اوهامی که نه و کوشا... دارد. اصل است و های بی پیرایه به نظر می آید، با استخوان بندی (plot) و مسطح. آدم های پنچ قصه: (کارمند و همکارش و )، (ببرازخان) مرد و او، که هم در به سر می برد و هم در ایل ... نیز های ای و گاه خود را به طرز و پیش پا ای می دهند. هیچ یک از این تا این حد پیش نمی رود که با فداکردن خود در پای هدف یا سببی تن به خطر بدهد. عشق ناگهانی به غزال(با یک نظر ایل می شود)، و گاه در آن سادگی و بی دست وپایی خود را به طوری نمایش می دهد که می رود قصه شوخی و استهزا نه قصه واقعی. در که به شور می این است که زیر آب این قسم عشق و ها را ولی با همه این ها و طنز قوی و که او را و به بسازد. و در اند که می کند به دست به آب رساندن. هم عشق پشت سر او راه می که است. می گوید: منم هستم.... حرف تو اینقدر مهمه که نمی تونی پنج دقیقه صبر کنی .... عشق تو سرت بخوره، شاشت نگرفته که عشق از یادت بره (57و58) و این طنز نیست. قصه از قصد گردش تفریحی و کبک سه در روز تعطیلی آغاز می شود. هر سه نفر آدم هایی معمولی و ناسازگار با یکدیگر. خان داماد و آدمی خل و بی دست وپاست. و کبک زنی او می دهد که این اهل تیر و و نیستند و درواقع ادای این کار را آورند. کما در چند روز در ایل به و تیروتیراندازی نمی روند، هیچ قانع و عذری غیبت اداری، در ایل می و در کنگر می خورند و لنگر می اندازند. فقط بین سه همکار، می قامت در ایل ای و آن ماجرای عشق یکجانبه به غزال. اما جزء در کنش یا نمی دهد و از عشق آتشین! نیز بی خبراست. (ببرازخان) نیز یا و و نمی رود (خانی) پس از و دهه های در باشد. او و به حرف های او و نا بر شخص و به این را یافت. در ایل (ببرازخان) از و نیست. حتی در های او نمی شود و با های ایل از می شود. ( ) فقط یک که با کار می کند و با آن را می شنود. او چند و نیز که در ای می با این همه این فرد که بحث می یک آدم سخن می پردازد: ما می فکر می هند را از بده. که توی سفر به دوک پشم را تو پشم می کرد (56). این خان که و سنت های را و سن اش و آن اوست. در این خبر شک می کند: است (ببرازخان ) با این سن و ولی خان با می و عمر می کنند. (شاید از بی بی بی بی سی بوده) ها در راه می شود (ترکیدن عقب لندرور) و آن ها در می و سپس (ببرازخان ) وضع و حال آن ها می به به کمک آن ها می شتابند. خان به تن خود از آن ها می را به در می و می دهد در پیش پای آن ها چاق ای سر به آن ها، ساز و دهل و و بزم کنند. از پدر وی را می او می سال مرده! می شود و در حال می دهد ِ سوگ عزا بسرایند. هیچ یک نمی یا نمی را که اش را با پدر یکی به وی از سوی از متن و از های آید که در کار و درست همان که پسر دوستش را داده. پدر ببر از او را از خدمت نظام وظیفه که دردسری به خان دره، نزد پدر می فرستند و او بیش از شش ماه در خانه این مرد می و او که مردی دلیر پیه خطر دادن به ببراز را به تن خود می مالد. به رغم همه دشواری ها و فاصله های طبقاتی با و به رغم ناآشنایی با محیط و عواطف این دختر، وی می شود و به وصل وی تلاش می امّا به نمی رسد و آخرسرهم سر از بازداشت و زندان آورد. این بخش از که به شیوه ای می خواندنی و گرایانه (رئالیستی) است. او پس از چند روز در یورت، به و دخترهای دانشجو در می رود. او (وحید) که شماره و جایگاه او را بیابد، به وی می خیلی محتاط و با خان در پس های اطراف قرارومدار بگذارد؛ چراد که همه جا دارد. با دست وپاچلفتی با با حرف می زند، خود را معرفی می کند و بر این می افزاید که این لقب را پدر به وی است و از جان گذشته و خود را به خطر انداخته تا وی راببیند: اون روز که شما را زیر درخت دیدم، نه یکدل بلکه صددل و دلباخته شما شدم. بعد شما را از خواستگاری کردم؛ اولش مخالفت کرد و می خواست مرا بکشد، ولی بعد وقتی شد با وجود شما هستم، به من لقب داد. از سه شرط دوتاش رو دادم، طبق قول او قراره ما به ایل برگردیم و با هم کنیم..... غزال: محترم! من نه وقت و نه می خوام به این حرف ها گوش کنم. راوی: پدر شما به من قول دادن، شما بزنید زیر حرف پدرتون -پدر من پدر منه، من منم. دیگه هیچ صحبتی با شما ندارم... بیشتر از این هم جایز ما باشیم. ممکنه هر آن سربرسه . -من رو (مرا) ازحراست می ترسونید؟ از هیچی نمی ترسه. من چند بار به خاطر عشق شما تا پای مرگ رفتم. (150) حاصل سماجت معلوم است. شمار زیادی از مردم دورش جمع می شوند. که او آن می شود این است که دو نفر محکم بازوانش را گرفتنه اند و تقلاهای او رهایی به نمی رسد. طولی نمی کشد که دستبند به دست و در پلیس است. در را تجربه می کند. از متن و طرح کلی و آن پیداست که او استعداد و خوبی دارد. مفرح است و گفت موثر و جاندار. در بخشی از که شعری در ستایش از زیبایی و عشق خود نسبت به او سروده، در اجازه می شعر را بخواند. خواندن شعر که به قضیه پی می برد و نعره اش به گوش می رسد. تفنگ... را بدید به من تا یک حروم این نامرد چیش سفید کنم (تفنگ را دارد) و به سمت نشانه می کند. و خان می کوشند مانع او شوند. چند نفر را زیر مشت و لگد می گیرند. در این بلبشو پای به یکی از بالشت ها گیر می کند و با پشت به می افتد، ناغافل دستش به ماشه می و صدای در می پیچد؛ تیر رها شده و به تیرک وسط اصابت می کند و روی سر آن ها می شود.(72) ازجمله شگردهای نقل سخن برون متنی و با است که اولی خوب از آب درآمده و است. این که با حرف می زند و آن ها را در اواخر قصه متن یا از آن خارج می حکایت از نظر او و داستان. او که واقعیت، یا آنچه ما می نامیم، و در مجادله با به می رسد که بپرسد اش خوب است یابد؟ که های پیشین او به قدرت اش ولی می دهد همه این ها کلمات نه واقعی. می نیز جز نیست، و اگر را از بگیرید، نمی ماند: قبول کنی که این هم جزئی از است و تاثیر را داراست. حرف این است که نظرگاه خود را چرا که اوست. نویس ها و نقادان در این زمینه سخنان و می گویند. در مثل هانری جیمز دربند احساس راحتی بخش و خوش طبعی بود- است که پودینگ، پودینگ است- و مشغله ما آن است که آن را بخوریم. کار هنری و و ظرفیت خاص آن در مقام فرم به اکتشاف دارد. من امیرارسلان.... نیز زمانی از خود منحرف می شود که به وصف پهلوانی که فرزند ملکشاه رومی و سپاهیان پترس شاه فرنگ را کشته اند، می پردازد. از سوی سفر خواجه نعمان مصری را به روم شرح می دهد که با بیوه ی زیبا روی ملک شاه می کند و در جای متن با و یا با خان عشق و روال قصه نویسی به گفت وگو می نشیند. از جمله درخور توجه متن سه ای است که به بگذراند تا به وصل در و کشتی باپهلوان ایل موفق می شود و در سوارکاری شکست می خورد: فکر می کسی به کمک ام و دهنه اسب را نگه اما مثل اسب ماموریت مرا به بکوبد و کوبید. در این لحظه دعا می که درمیان جمعیت نباشد.(112) سه به دخترمطلوب، درجوامع بدوی و دربین. و ها تا چندی پیش رواج داشت. در ادبیات معاصرفارسی هم تا که به یاد اینچنین در (آیینه) محمد حجازی شده است. نهایت در حجازی، مطلوب دو خواهان و به روی خوش می دهد این مشکلی در ایجادکرده است پس با دخالت مالک و ریش سفیدهای قرار می شود گاوهای جوان خواستگار با سرشاخ در نتیجه کار به که گاوبرنده، بشود. در گفت بین وراوی(آقای کلانتری) گیرد،حاکی از این که سرنوشت بدی خود رقم زده و به جای بدی رسیده و این است که هرچه تا به وصل و نشده. هرکارکرده تا از او خوشش به موفقیت دست نیافته ودر این راه حتی تا پای جان رفته نیز نمی را فراموش کند ولی به ناچار است به دهد. در ما می توانیم بگوییم عجب ولی حالاکه کار به رسید در دنباله این جلد هم فراهم کنی و به به برسی و می با این حالی که می ترسد در آن سر از تیمارستان درآورد و باهمین به می رسد؟
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود