بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب هستم



ماییم و دو چشم و یک تماشا

ماییم و دو چشم و یک تماشا


ایران(ایبنا)-علی مند: شاعر و پژوهشگر و عضو است. او از ما در است که هم در و و هم درخور توجهی دارد. در سری گفت وگوهایمان با پیشکسوتان این به سراغ سرامی رفتیم که در این گفت وگو را می خوانید. لطفا خود بفرمایید. بچه در 8 1322، 74 سال و پیش در آن به بر اثر بی پدر و و کم و کسر و در شهر ما، در چشم من و آبش کرد. این است که من ام کم است. بعد از در سال اول تا اول ها و ها را با 19/2 در گرفتم. و فوق و را در دانشگاه تهران خواندم. در کنکور سراسری نفر اول شدم. چرا را من در این توان را در می دیدم، شعر و شاعری جزو سرشت من باری که شعر را علنی که معلمی داشتیم به نام محمدشاه که ما به او می گفتیم کل محشاه، یعنی کربلایی به ما بود که و را من که در این این دو بیت از من بود که در سال 1336 : مرا غیر غیر از بلا گفت که بود من این شعر از از گفت تو که بلد بله من بلد ولی که من . از یک که من می آید یک 60 برگ جلد سبز بعد رام شد و است که یک بیت را جز مگس گرد گیر ز که شهد پاک گفت این بیت از از نه از است. چه من در سال 1348 در 5 و 1350 هم است به نام 68 است. من و روز 8 به 3 پسر به نام های و رهاد. هر سه هم و کش هستند. را بفرمایید. در 30 و چند از من شده که 15-16 از آن ها را بچه ها که آن ها است تر از که و است. این اثر سال 1367 شد و را هم کردم. قصه که اصل را از و آن را کردم. ، سال های و ، این 3 را چاپ است. من و جام و شب تاب ها که و آن را به یک کرد و آن و در شهر به درآمد. یک هم به اسم 5 که یک است یک و شعر است و سهم در است و این است که و را از جدا و دو چشم و یک تماشا . عارفان راستین و از زنگ گل تا زنج خار است که فهم شاهنامه بسیار کارساز است. برستیغ های حماسه ، در آیینه ذهن انسان که مولاناشناسی و شناخت عرفانی از خاک تا افلاک که رباعیات و غزلیات شمس است. از هرگز تا که شاعران معاصر و کلاسیک است. آینده پاینده باد ، در این ثابت می کنم که گرانبهاترین ثروتی که به ما آدمیان اند، عمر عشق نقش و نگار بوقلمون ، شعر من شده عشق است اگر هست از مهری تلخابی که خوشم آمد و پسندیدم فهم ناقد عزیز. برگرفته از یکی از غزل های من است با مطلع: اینجا که منم ستاره ای ماهی نه و ماه پاره ای .... در این بیت: عشق است اگر هست باقی به جز استعاره ای نیست. شعر (حدود 7- 8 شعر) یکی از آنها با چهار فصل دوستت دارم. که 530 صفحه است و همه هم اشعار است. تا زادن بامداد باید خواند. صاف و ساده مثل آب که تمام اشعارش را آخری ام سروده ام. با از دو نقطه تا همه چیز و ... و های شعری... و هست که به این سرعت ذهنم یاری نمی دهد مندان می توانند از اینترنت جست و جو کنند. به جز این آثار؛ به 200مقاله پژوهشی و ترویجی و... هم دارم. همچنین 5-6 سال (سال 1351تا 1356) روزنامه نگاری و ژورنالیستی که در چند صد هستند. شمار هایم را نمی دانم ولی فکر کنم هزارهاست. به 80-90 خارج از کشور ام. از جمله در کشورهای ایالت متحده، آتن، آلماتی، قزاقستان، تاجیکستان، نپال و... کاری که جایی بیان نمی کنم ولی حالا به شما می گویم، است. بیش از 100 از بنده شده است که یکی از آن ها را نادر گلچین بعدها معین بدون اجازه من، در آمریکا است. کوچه باغ راز، که ایرج خواننده است: دوباره آفتاب داره مهربون می شه، میاد دنیای ما جوون میشه اما با همه قشنگی، کم نداره هیچی بجز یه مثل تو قشنگ این همه خوش آب و رنگ تو یه تو یه و... یکی از کارهایی که چیستان است. پس به هم من شناس هستم و سال عضو شورای صدا و سیما در دانشجویی، محمود ذوالفنون تار می زدم، خانواده ام به یکی از پسرانم که ساکن ایالات متحده است. موزیسین و ساز اصلی او ویولن است و سازهای هم می نوازد و یک گروهی به اسم دارد. همکلاسی ها و دوستانتان چه کسانی بودند؟ دکتر سعید حمیدیان، بهاءالدین خرمشاهی، و... آدم سختگیری در نبوده و نیستم دوستان و دارم. با همه می شود سلوک از همه می شود آموخت. اگر به مکانی تبعید بشوید و مجبور باشید فقط یک با خودتان ببرید کدام را می کنید؟ دیوان کبیر را می کنم. چه ای به دانشجویان و کلا محققان و من های می توانم باشم، اما ترینش این است که می گوید: روح پدرم شاد که فرمود به مرا عشق بیآموز و دگر هیچ با زبان مادری شان، با فرهنگشان عاشقانه برخورد و همه متعلمانی که توقع دارند چیزی از آن ها یاد بگیرند، نشان که آن ها را دوست این سخن نظیری نیشابوری درس به همه معلمین، آموزگاران، دبیران، استادان است: درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را این عاطفه را فراموش نکنند، عشق را به متعلمین خود، هرچه و یاد بدهند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند

داستان‌های من از انرژی محض زاده می‌شوند


به (ایبنا) به نقل از اند لیترچر- پست است که به هایش چندین جایزه ادبی در کسب است. او خود مرا سرد می کند را در وسه و بیش از اثر است. قوه شما بی حد و مرز و به نظر می رسد. نمی را کرد که و بی و یک که باشد. شما در کار اید: کوتاه، نقد، مقاله، بلاگ. آیا این وسیع و گوناگون ژانرها از ترس تان از بی حوصلگی می مثل دکترها، متخصص هم داریم: گو و ... و من یکی از ام. من به ها، ها، ها و یک است. نه اما پیش می آید که است با که می کنم. این راه گول از است که شده. قوه می از اند که است فکر این ام، اما این نیست. من به قوه به فکر می کنم که در آن و بی این طرف و آن طرف می و را می کنند. و است که از این می آید. از این ها در من صدق نمی کند. من همه چیز در با هم در می آید. های من از محض می شوند. اما اول اگر از تان نمی آید پس از کجا می کار است. من را و می تا کشف ای را باز کنم. می که بر این پا می گذارم. ای را که را با این خوب به یاد دارم: به یک ساده و گرد این حیوان، آنجا، روی میزم. عملا یک اتوماتیک بود. هیچ هدف مشخصی نداشتم. قضیه سورپرایز کردن است تا آن عبارات کلیشه ای در را به کار نبرم. من معتقدم که هنر در کل و به طور خاص این شانس را به ما می دهد که آگاهی مان را به خوبیِ نواحی تجربیاتمان وسعت ببخشیم، تا از قطار در حال حرکت افکار بپریم و خودمان را از شرایط خاصی که زحمتمان شده برهانیم. جایی خواندم که در هشت را کردید. و حالا هم می نویسید. آیا خاطره ای یا نسخه ای از که در دارید؟ آیا در می در این سال ها بر بشوید تاثیری داشته؟ این اشتیاق جوانی به از لذت خواندن شده است. تلاش شدیدا ابتدایی بودند. تقریبا هیچ چیزی از باقی نمانده، تنها یک شعر احمقانه و یک کوتاه ملودرام که دیرتر نوشتم، به نام شورش در بخارست . بچه ها های پیش پا افتاده ای هستند، قدرت و اقتدار یک قصه یا خلاقیت یک را ندارند. باید آدم های بزرگ تر گفته شود. به طور ایده آل یک پدربزرگ با ریش بلند سفید. از چهارده یا پانزده تا پیش های اولم، هر سال را که سال قبل بودم نابود می کردم؛ بلوغ تازه به دست آمده ام می شد از خجالت بکشم. اما امروز می ساعت ها پای آن ورق های قدیمی وقت بگذارم. اگر این درست که واقعی که چه ارتباطی بین شما و به وجود بیاید؟ و وقتی صحبت از کارهایتان در بلندمدت می شود، چه واکنشی دریافت کنید؟ من هیچ تصمیمی ندارم. بهتر است از بپرسید تصمیمشان در قبال من چیست و می خواهند با های من چه کار کنند. با این همه، شخصیت خواننده، به یکی از کاراکترها (و مطمئنا غیرقابل پیش بینی ترین آنها) در های من حضور دارد. او به طور غیرمستقیم درگیر است. به او تا رازهای کوچکم را شرح دهم، صفحه به صفحه، تا خواندنش را به جلو ببرم. بدون آن ادامه دادن به بی فایده خواهد بود. در های من درگیرند و من رویشان حساب می کنم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عضویت در کنوانسیون برن تاثیری در فروش کتاب‌های ایرانی ندارد

عضویت در کنوانسیون برن تاثیری در فروش کتاب‌های ایرانی ندارد


به (ایبنا) به نقل از ستاد خبری حق ها و ها با تاکید می به ذات مخاطب و با های رقابت گفت: های هیچ در های ندارد. با های در های کند و و های خود را درآن ها ببیند. ولی نمی مخاطبش را راضی فرقی نمی کند که قفسه های کتابفروشی ها از های پر یا نه. وی افزود: یک کالاست، اگر مرغوب خریدار دارد. نشر هم یک بنگاه اقتصادی است و اگر دخل و خرج آن نباشد ورشکست می شود و از بین می رود. هم باید به فکر خود باشد. جزء از کل با به این عدم به می گفت: من هیچ وقت اسم را که در حال آن کنم. یا است هیچ که آیا کس نیز آن را می کند یا نه. که اگر ما عضو با یا می و هم و هم است که این به آن ها دارد. سند و هم از آن ها می کند. در این هیچ هم به این رفت. وی افزود: اما است که من را می کنم و دو تا از آن هم به می آید. منِ می روم که کسی نمی یا سال از و فکر می کنم اگر کسی می آن را کند تا الان این کار را کرده بود. در واقع با این کارها سعی دارم حاشیه امنی خودم به کنم. ولی بقیه که اشراف کمتری به دنیا و هستند که همان سال جایزه با عجله را می و به می فرستند و هم معقولی نیست. با به پروژه خونین او از تاثیر کپی در نشر و گفت: آن ها ملاحظه می و پول نمی گیرند. اصلا من به حاضرم حتی اگر مبلغ می از من کم بشود. اما حتی این گرفتن هم ضمانتی کار ما در نیست. یعنی اگر آن را دوباره کند دست ما به بند نیست. چون ما عضو برن نیستیم. چاره ما در این است، وگرنه از این بحث ها به نمی رسد. این نگاه ناشران و نویسندگان به آثارشان بدون کپی نیز ادامه داد: آن ها خبردار نمی شوند. آن ها مهم است. ممکن است ناشری هم که شکایت برود، اما می بیند ما عضو برن نیستیم، کاری نمی بکند. مثال های معروفی هست که من نمی دانم چقدر صحت دارد، از جمله مارکز خبر که صدسال تنهایی او به شده و در که شنیده ام خوبی هم دارد. افزود: به هرحال یک از کتابش به شود ناراحت نمی شود. نهایتا مگر است چقدرگیر او بیاید؟ من نشنیده ام که چیز بدی بگویند. چون می دانند که ما عضو و در نهایت خوشحال هم می شوندکه کتابشان به شده است. دو روزه حق ها و ها از سوی انجمن صنفی داستان نویسان استان تهران و با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 8 و 9 شهریور ماه امسال در دانشگاه کاشان برگزار می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
ماجرای شهید بی‌سری که پس از 5 سال به آغوش خانواده بازگشت+عکس

ماجرای شهید بی‌سری که پس از 5 سال به آغوش خانواده بازگشت+عکس


به گزارش خبرگزاری تقریب, درست پس از بی سر حرم محسن , حال بی سر حرم حزب حسن به باز می گردد. ای که در آبان سال 92 به های داعش در می آید و ها پس از دقیقاً سر از تنش جدا می و او را به می رسانند. از صور و ماه سال 1374 بود که در های توسط اصابت مین مجروح شد و به rlm;ها درآمد و ها او را به می رسانند. های قبل از به رساندن چندین سؤال از او می پرسند و پس از آن, را سرور و سالار حسین(علیه السلام), سر از تنش جدا و او را به می رساندند. قبل از شهادتش در بود که سرش بریده می شود.او بیدار می شود و مجدداً به می رود که این بار حسین(علیه السلام) را در می که به می فرماید: من! سر تو را که بر سر من در گذشت. اما حس چون از هر طرف تو را . بعد, شد و که در بود به حسین(علیه السلام) شتافت. قدس در روز و در و بر وحی را گفت که بغض خود و در را گرفت. او گفت که 17 ای که اخیراً(در سوریه) شد، به می با به که ام این است که می را نمی دهد. بود. 2 شب است که می که روی ام اند تا سرم از تنم جدا می زنم و است که حسین(ع) می آید و می درد سر من را هم درد نداشت. 5 سال در دست های می و ماند. زمانی که خبر را می شنود به فرماندهان می گوید: را حسین(علیه السلام) ذبح چون او به من و چند تن از گفته بود .او در جاویدالاثری تصویر آن لحظه را بزرگ، قاب و در اتاقش زده و می ما نمی بینیم، اما پسر فاطمه اینجاست و سر را بر دامن دارد. در همان ایام, در تاب دوری از نامه ای برایش می و در سخنانی سرتاسر شکوه و اقتدار می نویسد: ذوالفقار..خدا تو را رو سفید بگرداند همینطور که مرا در مقابل زهرا(س) روسفید کردی...من روز قیامت با می ایستم در حالی که سر خونی تو را در بغل دارم و با دست خودم خون تو را به پرتاب می کنم تا با خون تو بال های خود را آراسته کنند...شکایت خود را از قومی که با سر قلب مرا شکستند و مرا از شرکت در عروسیش(تشییع جنازه) محروم به امیرمؤمنان(ع) کرد..فرزندم خون تو ضامن من نزد خدا خواهد بود و باعث من است. وصیت به اش فکر که با کشتن طاقت مرا می گیرید...فکر که با سر قلب زینبی مرا پاره می کنید...به خدا قسم که من تا عطر سرورم زینب(س) را از آن کنم...می او را در خود فشار بدهم و عطر را کنم...می بایستم و با صدای بلند بگویم خداوندا این قربانی را از ما بپذیر...و خون تو را بر بریزم تا زهرا(س) خون تو را بگیرد...پسرم قلب من تو بی تابی می کند ولکن زینب(س) با صبر خود بر قلب من دست کشید...پسرم ما هر روز تو تا با ریختن گل روی پیکرت عروسی تو را بگیرم...منتظر تو و اشکها مرا آتش می زنند..تهنیت که در بهشتی...تهنیت... حال پس از 5 سال گمنامی, دعای اثر می کند و باشکوه خاصی در میان انبوه به باز می و سرانجام فراغ با جوانشان پایان می پذیرد. که خوش حال از آمدن است می گوید: از سیدحسن تشکر می کنم که را برایم آورد.ما همه اسلام و حامی مظلوم مسلمان هستیم. . پدر با استواری و صلابت پس ازآنکه آمده می گوید: خوشحالم که به بالاترین مقام رسید و شد.من و همه ام سید حسن و آرزو می کنیم تا دیگر شهدای مفقود الاثر به هایشان بازگردد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
شهید همت را باید با عاشقانه‌هایش نوشت/ رمان باید منبرِ جذابِ مکتوب باشد

شهید همت را باید با عاشقانه‌هایش نوشت/ رمان باید منبرِ جذابِ مکتوب باشد


به گزارش خبرگزاری تقریب، نسل سومی است. جنگ را اما از جنگ می و بر این است که جنگ و پذیرش قطعنامه خط بر جنگ است. معناداری های کتابش با در کمرنگ و در پررنگ تر است. نیا از آن چهره است که آتشفشان در حال فوران حرف گفتن اما در طول هست که از گفت وگو نشویم. خط او را نشر شهرستان ادب منتشر است. از او پرسیدم چرا کار جنگ رفته ای گفت کار هم جنگ می روم . او بر این است های را دست تا همه خود را در ببینند و به کنند. در این گفت وگو را می خوانید. *برای کار هم جنگ می روم فارس: به یک از نسل سوم پس از که جنگ را هم کار از جنگ رفتی؟ شما می گویید به کار ولی من می کار هم جنگ می روم. *جنگ به هدف همچنان از جنگ می نویسید؟ بله. جنگ را دارم. از کجا جنگ شدم را نتوانم منشا دقیقی کنم اما مطمئنا زیست آدم ها موثر ولی اگر کلان جز جنگ و ندارد. و من در این حرف یک از کل به جزء است. من مساله خیر و شر و حق و باطل را مرجع، این عرضی که که جز جنگ و می این این دو و است. با این اگر جز جنگ چه را می و من به جنگ به و توپ و نیست. در و به هدف است. جنگ من است که را کنی که به هدفت برسی! این است. ای اگر بخواهد از پیرامون خود بگیرد کشته شدن ها در جنگ می بخش باشد. در کشور ما می جانبازی را می که درگیر مشکلات جسمی و است که به جنگ به یا در کوچه های ما مدافع حرم می آورند پس جنگ است و آدم نمی از آن کند و اگر از آن جنگ ما می آید. به من جنگ را دارم. رو شدن با آن را می و از جنگ به نوعی است. *تصور می شود کسی که جنگ را کند شما جنگ را اید و این حرف که می شود از جنگ بگویند که در آن اند. از این رو در از این کتاب، شما اثرات جنگ که است ولی در نظیر کنسرو خونی یا خط که حاصل شما و در حال شدن است را کسب من های می می و به می روم در پدر که وقت گذاشتم. هم می که تر از های بچه ها و هم حرف را می زدم. یکی از های جنگ ما است که فکر جنگ را من این نظر را می دانم. مگر دلی را را مگر را که مجید قیصری آن و برهه را خود را از من رویدادی به اسم جنگ را ام ولی راه درک آن بر هیچ نسل بعد از این نیست. جنگ من منحصر در آن هشت سال و است من در و خط مقدم باشم، اما جز معدودی از جنگ و که بودند، با کمال احترام و تواضع عرض می کنم،چه گلی به سر جنگ ما زدند، ضمنا چه کسی می که من با نمی به درک و برسم؟ به نظر من های در گذر عمق می و بر این آدم که پس از گذر سال ها و شدن یک به آن می رسند اطلاعات بیشتری در اختیار دارند. *رمان را به یک گر می فرض کن یازده سپتامبر روی داد سریع ساخته شد ولی هر روز که می گذرد ای از این آشکار می شود. این زمینه کار را ایجاد می کند که پنج سال پیش در دسترس و بر این که حوادث از عبور می بعدش به می رسندکه این مستلزم گذر است و بعد از آن فاز می و ما و را به یک گر می که تکمیل اطلاعات، افول ها و شدن حواشی در گذر زمان، قوت و صحت را می کند. *راه از جنگ محمود کشیده و شاخصی ولی در هیجان، محمدرضا بایرامی خلق که در و بر این که بعد از گذشت دو سه دهه از به جنگ می توان شد. این ادعا را که من تحلیلی ام ولی این است که راه از جنگ چون جنگ شد. *آنهایی که می در آخر خط است شان به آخر خط به یک کمک می کند. می است بشر چون می شود در خط است. که می و به آخر خط به وصل که آن ی ها به آخر خط اند. این ها به ته دیگ است. ما به با جا است. که در آن با به به کنم. از این دست که در ما می شود اگر بلا از ما دفع می شود و این با در های شده و است ولی می و در صدد این که ما در به خود باشیم. در و هم هست که قصد ولی می ما که در و ما دارد. من این است که است ولی ما ای هستیم! من که این است که ساز است ولی ما با غیر به می کنیم. به کلی قصه در است و بخش ای از هم قصه و و است به ذهن و و شدن و اگر ای بر های شده در و را می و کشف می در اثر اش می کند و آن را می کند. حتی خود که و هیچ به های ذهن و ندارد. *رمان پس را می به این که می شود کار است که به هر که می کند. غیر از این چه کار می است هر پدیده ای و یک است لذت را منتقل کند ولی در انتها اگر و شناخت و خب می لذت را کند. باز هم تاکید می کنم کار و هنر به این است؛ یک باشد. *زندگی آدم ها در گرو است این به نظر گیری در قبال جنگ و و ... است. است که از دل شروع می شود که اهل است و با خدا هم ظاهرا ارتباطاتی ولی مشرک است چون چند مرتبه می کند که چشم آبی ها محاسبات شان غلط نمی شود ایمان او به غربی ها از آن است. در نهایت هم بدون عبارت آیه شریفه که می فرماید مکروا و مکرالله ... را در می بیند. در آخر هم باز یک عراقی که این بار همراه با های در حضور و به می رسد. کمی از نگاهت به حرف بزنید. من آدم ها را این می تا ای که است او را با مختصات می و قضاوت می کنم ولی از ای که تسلیم شد عوض شود. این اسلام هم هست. در این که و بقیه ها در واقع که آدم ها همه شان در گرو است که در لحظات بحران و بزنگاه های شان می گیرند. آدم ها در گرو است. (ره) ای خطاب به جریان های منافق فرموده بودند که بسیار عجیب من نقل به مضمون می کنم که می فرمایند: سر دو نمانید وگرنه له می شوید در های این سعی که این را در اجرا کنم و سر دو نمانند در این سال ها که این ها را می نوشتم این من شد. سعی ها را با کنم. *شهید همت را با نوشت من ها را در حفظ می و را در حفظ می کنم که بشود به آن رسید. من این است شما این اید تا باشید اگر روی دهد و خدای ناکرده از بروید هستید! من را دست و این تصویرش می کنم و به یکی از که در جنگ ما این است که آدم ها شده اند. به است که جنگ و ضدجنگ داریم. چندتایی از های این را دوستان اند و اند که ضد جنگ در صورتی که فیلترهای من حساس است که به این سمت و به ها خدشه ای نشود. من اگر رمانی از همت های او را هم می نویسم. هست که همت چه ولی اگر رفتارهای هم آن را هم به می دهم تا و این را ارتقاء دهم. که ابعاد زیستش را هم دهم. کار این است که واقعی دهد. من اگر فرمانده ای که خلق مثل من می کرده، آموزنده است و او را دور و دست نیافتنی نمی بینم. *قطعا می ای و خودت؟ می نویسم، می و از نظر من معنایی هنرمند خلق کند مگر را ببیند که این منطقی نیست. بهتر است می نویسیم و هم امری است که در این می نتیجه کار است نه هدفش. اگر یا تبلیغ نداری بحث است ولی نمی ام! خودت می واگویه کنی و کسی اگر زده کمی به او شک کرد. *حرف شد خط ! من در از های این ردپای یک به وضع موجود می بینم. در از ها یک راوی هستی ولی در هم ای. من به یک نیای را می چرا که حرف را می زند. چرا به جای از جنگ از روز نرفتی؟ من حرف های نگفته ام را در فضای جنگ می زدم که شد خط ! من جلو آمدن هستم. یک شناسی که این است که ما برداشتی دیر متحول می شود. *نویسنده جنگ را در حال کند این مختص است یا در همه جای این طور من بررسی ام. به هنرها که هست یا نه، و نمی در از بزنم و حرفم ناظر بر است. یکی می شود و کمیل را و فقط را نه یک بازمانده از آن را بیاورد جلو و تبدیل کند به شخصیتی که در نقش برعهده دارد، رئیس بانک است و بعد ماجراهایی را در رفت و آمد کند. اما ما بعد این همه سال می رود آن روز و آن را می نویسد و این ما آنجا گیر است کار جذابی است ولی من می آن را در حال کند. که اثرش آدم های سی سال قبل نیستند و آدم های هم است را بخوانند پس یک پای در باشد. این که نام می برم که ها می روند از آن می کنند. حتی در هم این می شود. این هست که اگر یک از صد سال قبل و به این آن را خب به جای آن می روم می خوانم. اما اگر است بفهمم آن در چه پس و آن هم توقف باشد. در جنگ این قوت ندارد. همانطور که می جنگ های جنگ هم و نو به نو می شوند. *قطعا در روز من با این حرف مشکلی ندارم. اما من این است چرا به یک موضوعاتی که امروزی نرفتید؟ دو تا دارد. یک ما همه در حال شدن و من هم به جلو می آیم و موضوعی که روی آن کار می کنم روز است ولی ای که این است که بعضی مشمول مرور شود تا شود و در واکنش پر از ایراد است و به کم بودن فاصله ما با روز است با نقص و خلل و کاستی رو شود. من درمورد روز حتی اتفاقاتی که در اینستاگرام روی می دهد و اگر آن بروم باز هم آن را به جنگ ربط می دهم. مشکل ما این است که عقبه افراد را نمی بینیم. *همیشه جنگ را بو می کشم با به جنگ را نداشتی از های شدن به آن فضا کمک گرفتی؟ من نمی که همه کتب جنگ را ام و حتی انگشت شمار جنگ را بو می کشم. حتی در اتوبوس و مترو که می نشینم کافی است کلمه ای بشنوم که به من ربط می کند را به آن می کنم به که در های جنگ افتاده من را قانع و بی با جنگ باشم. گرچه اسم این ها است ولی هیچ بی غرضی نداریم چون یک نفر آن را است و سوگیری دارد. سعی می کنم به جنگ هوشیار و بسیاری از های خود را از اتفافات و آدم های بی ربط ام. با این حال از های جنگ را نخوانده ام و ولی فرصت بخوانم. *به خط را که می نوشتید هدف تان این بود که بگویید که به می رفتند و شور و شوق هم داشتند ولی به پای عمل که می جا می زدند؟ علاوه بر ای که سیزده ساله ها در جنگ اند ولی هم اند که پای کار جا می زدند. ببین این حرف من می گویند، که حاج صادق آهنگران در جنگ از فرماندهان نداشتند. است که شور و و این لازمه است. قصدم این دهم که ای پشت رفتن ها است. آن یک حاکم که آن هم خمینی(ره) است. که یک چتر ای روی یک باعث می شده آن و از آدم ها است زیر این چتر خودشان فکر نکنند و به تعبیری اعتماد می کنند. من در این به این که به از یک شوم. هرقدر قهرمانان را های و دست تر دهیم بر پروری افزوده ایم. ما اگر بگوییم حاج قاسم سلیمانی شد، به به او زده ایم چون پاسخ داد که او از کجا و چگونه در این یک ای شدم که اگر را جمع نمی بود سمت و سوی اروتیک کند و خب اصرار این را دهم. به طراح جلد گفتم اگر نمی خواهی را بخوانی من دو تا کلید واژه می که می از کمک بگیری یکی و بلوغ است. در های این این دو را ام. من این ها را جلوی پای و هم را از های دور نگه نداشتم و هم از ها دورشان نکردم. اگر ای در زیارت عاشورا صورتش خیس اشک می شده ملموس و درک و زمینی اما قبل از شدن به مجلس سیگارش را و بعد جلسه شده من هر دو بعد او را ام. *نویسنده و مغرض! دو در های ما که ها را قدیس می و دسته آن ها را آدم می دهد که هیچ خلاف عادتی از سر نزده و شان می دهند. چکار می کنی که بین این دو بمانی؟ در های هم این را می بینیم! در سال های اخیر و به در جنگ غیر از بی حاشیه و قوی، که دو مدل داریم. و مغرض! نمی این مغرض، خائن است فقط سیاهی ها می رود. نمی رود وقت و و کند و هم فقط رویه و سطح را می بیند. من روی را می که است تلخ یا بداخلاقی ولی این روی سبب نمی شود به آن نروم. در یک اصل است و یک فرع! این آدم ها در جنگ هجرت اند (زندگی و را رها اند) که در چند تا کار اند و این آدم زیاد است. این آدم اما آدم است که رفتارهایی که روی است که این را می و فقط را می و ها را و سپیدی را می نگرد. من می این ها را کنار هم بده و واقعیت او این است که به زن و بچه اش فکر می کند سیگار هم می کشد اما شب عملیات روی مین هم می رود! من اینجوری را می به جنگ کسالت آور و تکراری نمی شود. من آدم ها را در جنگ می بینم. من سعی می کنم آدم ها را از وجوه مختلف ببینم ولی را از ریلی که اند نکنم. *نگاهم در این ها خلق عشق عشق را در هایت ای در حالی که اغلب عشق شده است. حتی در ها هم این خلا محسوس است. به باز می گردم و می که حین به عشق فکر می یا نه! این است که در این ها خلق عشق و آن ها به این آدم ها فکر می و که می گویی هم می کم و بیش هم هست و ها از عشق هم دارند. به عشق در فکر ولی است از شده اما با نیت یک ثبت کنم ننوشتم. و عشق جزء اشتراک های و بین همه مردم است و چون از وجه ها سر می زند همه ها تا حدود درک، لمس و است. با این حال حقیقتا آگاهانه عشق در های من روی نداده است. *از و و ام تحت کدام یا خارجی بودی که نوشتی، چون به نظر می رسد ها تحت یک الگویی شده است. آیا هست که این آدم یک الگو این است که می است برحسب یا فرم یک را کنم و و که آثارشان را مطالعه داشتم. عمر این عمری است چون این سال 84 شده و آن شهدای غواص است. به یک عمر ولی که خواندند در آن ندیدند. یک ای می خواستم قبل از آل می چون من جملاتم در می شود و این است بزند به و ریتم،جلال می که چند ساعت قبل از یک جرعه آب بخوری تا گلویت شود بتوانی به حرف زدن دهی! می جملات و نثرم به این سمت بیاید. محمدحسین محمدی (نویسنده افغان) را سال های 83 و 84 در کلاسش و چیز یاد گرفتم و انجیرهای سرخ مزار او را بارها ام. چیزهای هم حین به خصوص از فرم اثر در ای سعی می کنم یاد بگیرم. ولی کسی که روی او قفل شده و تحت و از و و ام.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند

مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: به فخر رازی مرا به یاد و و و نشر می اندازد، که با بیش از چهار دهه قدمت، علیرغم که نشر آن ها را از سال 1355 و با و انگیزه به می دهد و با سه در و دارد. که نشر را به این رسانده و از کجا به این در یک روز گرم مردادماه به نشرش و او در گپ وگفتی صمیمانه از اش از که در پیک می و در می است. از اش با رضا نژاد، و رضا رهگذر(محمدرضا سرشار) و گفت که در نشر با آن دست به گریبان که در می خوانید. شما با و نشر از چه و گرفت؟ من متولد 6 1333 در و خرقان و چلنجر هستم. تا 5 در پدر و و در شدم و از که به با پول در غرب در که در آن آریانا نامیده می شد زمینی را و ای ساخته بود تا ما بتوانیم از روستایمان به کوچ و در شویم. که من 5 این را و از به رفت و آمد می کردیم. مخالف کوچ ما از به بود و از این کار جلوگیری می کرد. چون در ملک و املاک و می داد فرزندان و نوه در کنند. از 5 تا 7 در بین و رفت و آمد تا سال 1341 90 از ما و فوت عده ای از از و ام ای شد تا از سال 1341 به کوچ و در 150 را که یک و یک بود شویم. با اول را در اما به کوچ به و ای که رخ بود ای اول از بگیریم و شدم در دبستانی در اول را بخوانم. به در از همکلاسی بزرگتر بودم. به من آذری سال های اول، دوم و سوم به گذشت چون هم فارسی یاد و هم درس بخوانم. تا به های چهارم و رسیدم. در آن در هاشمی، روی علی اکبر، ای به نام ساسان که چهارم، و ششم را در این درس می و چون من به درس ها قوی تر بود که و نمی آمد به خبر می داد که من به بچه ها تدریس کنم و این موارد اتفاق می افتاد اما نمراتم در دروس اعم از و و و ... بود و با می گرفتم. که مرا صدا زد و به نام پیک به من داد و گفت را به بچه ها بفروش. در که این ها چه هستند. روز اول از آن ها را به بچه ها و را با به و به و این کار و به این من با این با شعر و و شدم. و ششم در به ای پیک بودم. در بود که ششم می از ما امتحان بگیرد اما چون بچه ها از من از بچه ها پول جمع کنم و بخرم اما از بچه ها پول و من بتوانم به همه آموزان کنم شدم با فروشنده چانه بزنم و را بیاورم. از این جریان باخبر شد از این حرکت من خوشحال شد و مرا کرد و این جرقه های من با روش های و در بود. چه شد که به روی آوردید؟ در آن سال با تعطیلی و تحصیلات و قبل از دبیرستان، به خودجوش و با های در به کار کردن کردم. خالی بود و کسب و در کنم. در می و به و جغرافیای که رنگی بود در و این شروعی بود کتاب. در آن های دوطبقه ای که با یک بلیط ما را جابجا می و به شهر می بردند. با ام در نشستیم و به شهر رفتیم. در بین الحرمین تابلوهای و ... ام را جلب کردند. شدم و بچه ها سیندرلا و شنل قرمزی یا آیا ما مسلمان را جلب کرد. به دو بسته از این ها را و آن ها را به بردیم. این کار باعث شد هم این ها را بخوانیم و هم بفروشیم. بعد از تعطیلات در دبیرستانی به نام ستارخان که در بود ثبت نام و در به در دهم. اما که درس شد با ها در حال درس همه فکر و ذکر من در بود. سال های اول و دوم را با 5 تا 7 تجدیدی به زور گذراندم. و در سوم که 14 ترک و جدی که کار در را دهم. کم کم به و با معراجی، امیرکبیر، و نوجوانان، سروش، شناسنامه جیبی و شدم و از های و آن روز را و در می فروختم. کسب و آیا از که می می کسب و خوب بود. به یاد در بود که به در باب و به نام را در دیدم. یک جلد از آن را به و به اما پشت که رفت و از یک 50 تا 50 تا های را می و در می و ها و ها می گرفت. این سبب مند به این شغل شد و در به نیز بپردازم. در راه که می و به های راه می و در آن ها را می تا روش را از آن ها بیاموزم. چه گرفتید را راه بعد از چندسالی که به در می 19 که به می رفتم. از هم را بود و به و مقداری هم پس در بانک داشتم. با از دوستانم با به در همدان اعزام شدیم. بعد از طبق یکی از دوستان دایی ام، علی با انتقالم به موافقت شد و به در آخر پیروزی منتقل شدم و در بخش پشتیبانی به کار شدم. سه از ورودم بود که فرمانده به سربازانی که داد که 6 از و 5 صبح را کنند. من هم و را از در شرق به در غرب که سه طول کشید. های نظامی مرا شست و خشک و اتو کرد و من 5 صبح را به طولانی دارد. صبح روز بعد بود سربازها را کنند. در آن دادگر که بدنی بود و همسرش یک خانم امریکایی های تمیز و اتوکشیده مرا دید از من آمد و از من سئوالاتی پرسید و من هم شرح حالم را برایش توضیح و او آمد و به دفترش مرا به محل برد. من در اتاق را می و تلفن ها را می و در این 19 ماه به یک و پرسنلی شدم که صبح تا 2 در و بعدازظهرها هم به رسیدگی می کردم. هم که در طول می به میدان بهارستان می و در به سبب که با عطایی داشتم، می نشستم و های را تورق می کردم. کم کم به از نشر جلب شد. بعد از سربازی، به در کاملا بود و های در می بازگشتم و برادرهایم نیز در کسب و کار به من کمک می کردند. در 1354 که 21 یکی از سربازان هم ای ام به نام که هم بود و می دانست من دارم، کتابش را که در قم چاپ بود به من داد. چند روز بعد را من و من آن را در 1355 و این نشر بود. که چاپ چه نام از بود که می دهم نامش را نگویم. من این را در کردم. در آن در محل فعلی بود که ما ها را دریافت مجوز نشر به می و من را در ثبت کردم. در حسینی که امام جماعت محله مان بود و از بستگان ما نیز کتابچه ای را که گفت وگوهای آن روحانی بود به من داد و من به چاپ کردم. پس شما در نه. من در آن سال ها یکی از مشتریان نسل قم که آیت مکارم شیرازی راه بود و پرسش ها و پاسخ ها و راه در جستجوی خدا را می و در ام می که به سنی و بود. آن دو هم که من چاپ در قد و قواره و جنس ها بود 17-18 ها. بعد از به هم می در این ها و به و برگشتن سخت بود و شدم کار نشر جدی است و خاص را و از هم در بود و برادرم، هم که دو سال از من کوچکتر به بود و فقط 6 ماه از خدمتش باقی بعد از می توانست در کمکم کند. در با پول که از در به دست 40 در جای از و دکوراسیون زیبایی آن فراهم اما عکسی از آن ندارم. این یکی از های پررونق و پرفروش من بود و و دو استخدام کنم و بر انبوهی از افزار را هم و می فروختم. این را یک نامیدم و را که می کرد و در آن از برگشته را دو نامگذاری تا مشتریانم و آن ها را به یک می کرد تا ای که در راه جمع و را به کرد. بعد از آن را جدی و بعد از آن در و سه ای هم در که یک من یک و یک بود. از چه به طور جدی به سال 61 که شد من کم است. به نشر در من و و را گرفتم. ها در آن را که سود در پی و می اما ما ای نداشتیم. در آن با به نام صلح شدم که هم یکی از و و است. او در آن و بود و 7 بود که آن ها را چاپ به من داد. و و آخر . و این جدی کار من در نشر بود. پس جدی کار شما در نشر با بله که در سال 1355 در و بود و بعد از آن هم که های صلح را اما کار من در نشر و به جدی در سال 61 و در بود. تان در از چه دیر به در که بعد از چاپ صد و بود. شما به و بود یا نشر قبل از با نشر بعد از در نشر قبل از از به نشر رسیدند. نشر امیرکبیر. من هم جزء بودم. به در به می و این از یک سو و در و بچه ها به من و خود به خود با بچه ها شدم و به این سنی کردم. به در سال 1361 که با صلح شدم 8 چاپ و در آن ها نیز جزء سی ام و را چاپ می که باز هم به و می شد و کم کم به 20 رسید. بجز صلح در با چه کار می سال 1361 تا 1365 اوج و بود. در آن های نیا و داشتند. قبل از من فقط اسم و رضا را بودم. غیر از این ها و را نمی شناختم. تا در دهه اول از این و و شدند. بعد از 8 که از صلح در آن سال ها چاپ با 6 خوب نیز کار و و آب از و من فکر می کنم از با یک گل نمی شود طاقدیس، خلبان کوچولو داوود غفارزادگان و ... از که بعد از آن در نشر ما شد. محمدعلی بنی اسدی، وکیلی، علی خدایی و همه آن که حرفی در در آن که بود با ما کار می کردند. و تصویرگرانی که با ما کار می به 500 و می رسد. در نشرتان به اهمیت می در آن با مدیریت و در های و و و در که من 20 200 و من هم را به آن ها می دادم. در اثر این رفت و آمدها یک روز به من گفت رضا هایت را دیده و گفته که چاپ می کند است. سپس جست وجو و شدم که می رضا را در کنم. در با بایرامی، رضا و شدم و از رضا ضعف ها پرسیدم و او داد منظورم از بودن این است که روی و چون بچه ها در سنی حساسی است ها را با آن ها کنیم. نصحیت به دلم نشست و مرا به فکر فرو برد و دنبال کسی می که در نشر با او کنم و از کسی را به به من کند و او را به من کرد و ما یکسالی را با هم کردیم. من در آن در ای خریده در حاج نایب و غرب در را هم به شیرنژاد سپرده و در می کردم. بعد از آن در حقیقت و در مستقر شدم و را تعطیل و فقط غرب به گردش و نقدینگی که برپا بود. در رفت و آمدهایی که با با نشر ما 50 از او و آب و من فکر می کنم اثر و اگر ببارد باران اثر جمشیدی را چاپ کردم. و در این عناوین من به 70 رسید. بعد از درزمینه های تان با چه کسی می بعد از با گذشت، با ما شد و کمی بعد از حجوانی، با ما به به رسید. ماجرا از این بود که در آن روی ما در ای به نام می که پسر آن ها رضا (مدیر نشر افق) با برادر من در رفت و آمد می و بودند. یک روز صبح که آن ها عازم جبهه من آن ها را به عشرت آباد رساندم. دقیقا یک بعد از آن روز شد و رضا هم تیر خورد و در بیمارستان بستری شد. از آن من با رضا شد و کرد. سال 68 رضا به من گفت که به دوستش که در آن بخش و و بود نشر شود. من و که در آن یک موتور به هم پیوستیم و با به او تحصیلکرده بود و در آن لیسانس در که من در و مرا می کرد و من هم در فروشی، کتابخانه، نشر و او را می کردم. این تا سال 72 و من اتاقی در به رضا و هم هم من بود و هم رضا نژاد. بعد از رضا از ما رفت و را در جای داد اما از آن سال حال با ما قطع و یک روز در به به ما می آید و 28 سال است که با ما دارد، به فتاحی. و که چاپ می شود از فیلتر آن ها می گذرد. با سیل عظیمی از به نشر سرازیر شد و با ما کردند. پس از سوی می شد؟ با در یک که اینجا می کرد ها را می خواند، می کرد و نیز می داد با کار را با جدیت و ما با گرافیست و و ویراستار در نشر شد. در اثر ها در سال های از چاپ 30 تا 40 از ها خودداری کردیم، اما این ها در آرشیو موجود است. و از آن سال به بعد ویراستاران را و در حال در نشر گرافیک و بخش که 25 نفر در سازی کار می و یک روز در هم را که هر به دستمان می رسد می کنیم. تا به حال چه اید؟ حال سه ایم که آن ها در و است. لابه لای آن ها های ای در کلیات سعدی یا نهج البلاغه علی یا را نیز ایم که آن ها به 200 می رسد. آیا فکر می هایتان به سه برسد؟ که 10 چاپ در رویاهایم فکر می به 200 و فکر نمی که به برسد. از به من دو سال در کار می کردم. این دوسال بهترین دستاورد من از یادگرفتن به بایگانی و دفتری و بود و این مساله کمک به نشر من کرد. به یاد در آن سال ها کد درست 61/101 61 سال چاپ اول این است و 101 من که از 100 بودم. و اگر به فهرست ما این سندی است که چاپ اول های ما در آن دارد. چه گمنامی را در طول این سال ها به نشر مختلفی که در نشر چاپ شد. از این می به کنم که را در نشر و در حال از خوب است. او به نام من فکر می کنم از سوی نشر شد که هم جزء خوب به شمار می رود. صلح هم از بود که در نشر شد. هم که فقط یک چاپ و بعد هم رفتند و ماندگار نشدند اما از پدیدآورندگانی که ماندند و می به مریم کنم که را در کردیم. او در بود و کسی او را نمی شناخت. ما را به دوازده لالایی تابستانه و زمستانه چاپ کردیم. سپس از به آمد و از شاعرهای شده است. آیا که با شما کار می اند و به شده هم به با شما می یا بعد از شدن به سراغ اند؟ بعضی از آن ها اند اند. فقط پنج یا شش از را ما و با ما نکرد. از که از سال های با می توان به و کنم که را در ایم و هم با ما می یا نیا که سال های سال است با ما می کند و را می کنیم. در که می بدستتان می رسید؟ من به هیچ ای نگفتم که با من کند و به هیچ ای گرفتن کار ام. هر ای که با ما کار به ما است. من دو ویژگی که در نشر به آن پایبندم. نخست به هیچ ای نگفته ام که به من کار بده اما به از سفارش کار دوم که به ها می اما من هیچ وقت نداشتم. ما در کارمان نشسته ایم و خریداران و به ما می و هایمان را می خرند. را مجاب می تا به با شما دهند؟ این که ما ای را ببینیم و با او صحبت و به او بگوییم که منتظر بعدی اش تمایل و نیازی به پیگیری نمی بینم. و علی به ما و ارتباطی شکل و کرد. با به ارتباطات و گفت وگوهایی که با قطعا درد و دل هم با شما به نظر شما درد دل درد و دل و های کم، پایین، و حق کم است. به شغل دوم یا سوم است و پیش می آید شغل اول آن ها باشد. من بیش از 20 سال است که کار در نشر است. عضو و ام. و در های و و نشر مرا یک تیم می چرخاند. و در طول 30 که کارفرما 35 و افرادی که اند و اند به 150 نفر نمی رسد که این دهنده ثبات کارمندی است و کارمندهای بالای 20 سال سابقه کار در نشر دارم. تان با و در طول سال که در نشر ام تلاش ام تعامل با و باشم و با آن ها بیایم و از که های از اختلاف و در دادگاه های من هیچ ای در این مبنی براختلاف و با و ندارم. افتخار من این است که با همه و از هوشنگ مرادی کرمانی ام اما هربار که یکدیگر را می بینیم، احترام می گذاریم. از خاطراتتان با برایمان بگویید؟ کارکردن با ها و شیرینی که نمی خواهم به های آن کنم. یکی از خاطراتم گردد به که به نشر ما آمد و گفت که 20 مثل و متل است و از من که آن را چاپ کنم. این را در فراغتم سپس به که آیا باز هم از این متل ها و مثل ها داری و او گفت 10 تا مثل و متل هم و از او آن ها را نیز بیاورد تا بخوانم. بعد به او که در این متل ها و مثل ها قصه ای به نمی رفت که قصه است یکی از این قصه ها را نیز قدری بده و به از کن که آن هم شد را . من این مثل ها و متل ها را به ای دو به نام قصه های که جلد آن به نمی رفت و 19 مثل و متل و جلد آن را و 11 مثل و متل نام داشت. و این ها یک سال طول و بعد از چاپ شد با معمولی ای رو شد که راضی کننده بود. بعد از آن ها را به و با این بنویس و دو هم از با روش و کردم. بعد از آن از شمس هم دو به روش جمع کند و آن ها را نیز چاپ که نهایتا 6 شد. سپس آن ها را در ای به نام قصه های 72 قصه کردم. این به عامیانه بود و دهه 60 نوشتن آرامش و قلم بهتری هم گرفت. و با به 20 سال از انتشارش 20 بار چاپ شده است. 15 سال پیش در معاونت ای با مسجدجامعی تشکیل شد، همه از و درخواست که شود اما من در آن که ما توقعی از شما اما حمایت تان را در های با از ما اعمال و این کار کرد و این اثر در پشت به پیشنهادی به بچه ها شد. حالا که 20 سال از چاپ قصه های می از بخواهم تا دوم قصه های را و این است که من از این دارم. هم یک روز هم در از او 365 قصه 365 روز سال بنویسد که حجم کمی باشند. او کرد علی رغم به او گفت امکان پذیر نیست. بعد از 365 قصه من و عطیه سهرابی آن ها را نقاشی کرد و فرشید هم آن ها را کرد و 800 ای با 25هزار کردیم. این سال شد و جوایز را نیز از آن خود کرد و تلویزیون از من اجازه تا قصه های آن را هر شب بچه ها بخواند. در حال این با 110هزار چاپ می شود اما هرساله 200 تا 300 جلد از آن می رود. این مرجعی تا هر شب قصه ای بخواند. من از این ابتکارات در ام. از بین که که با شد و شما را به کار و در نشر مند کرد چه که از صلح و و با 20 تا 30هزار می شد و از سوی می گرفت. ها مرا مند کرد که را به و دهم. بعد از های صلح ها را با ها به 3تا 5هزار کاهش یافته بود اما با این تفکر که در حال یک کار این کار را تا سال 1371 که به از سوی شدم و به کار شدم. در سال 1372 از سوی و به شدم و باز هم تر شدم و شدم روندی را که ام درستی است. در حال از که ام 500 زنده اما 500 مرا نگه است. از بین این که تا به حال اید به کدامیک من بیش از و به همه های که ام دارم. 90 آن ها فکر و اندیشه که به ام 365 قصه 365 روز سال که و آن را دارم. به سه که 366 قصه و آن یک تیم 50 نفره از و 52 به نام های نارنجی و قصه 52 سال و هر یک که 7 قصه است بچه ها شده. بر این این ها را در یک به 366 قصه ام. که برگزیده جایزه جلال شد. از سفرهایی که به کشورهای ام را ام و آن را بچه ها ام. اگر را یا دهید، کدام را می که را می دهم. 12 قصه های بچه های که 3 یا 4 قصه آن را نیا و آن با کمک شده را نیز می دهم. این نیز از است که لیست های پیشنهادشده و شده است. همه قصه های این در 64 قصه نیز شده است و از های نشر که با رو شد. آیا پیش ای را چاپ به شما دهد و شما میلتان از چاپ آن امتناع بله، در سال 70 به نام شیرین تر از عسل را یکی از شده بود و آن را فیروزه گل محمدی بود. این کار در شده بود و کار فوق العاده بود و بعد از متوقف شده بود آن را چاپ نزد من آورد. اما چون اول بود و چاپ آن نیز مستلزم صرف بود چاپ آن را نکردم اما دلم می آن را چاپ کنم. که در نشر ما افراد به های و نشر می در که این کار نیازمند دقیق و حساب شده است که می تواند را نگه دارد. به است که ما در نشر که ها را می و های مناسب را چاپ می کنیم. و ها را رد می کنیم. آیا ای که باشید از او اما باشید؟ 30 سال پیش با رضا و کار کنم که نشد. اما بعدا از همه چاپ کردم. 22 سال پیش تن تن را که با رو شد. آیا پیش که که در یا به آن اید را و آن را با جدید نه. در و من به این شکل اما در 15 سال قبل به این که بچه های و ادراری بچه ها در کار است. در اروپا به بیش از 50 و در این و به ام و به تا کند آن ها را به نیا تا براساس آن ها بچه ها شعر بگوید و با به نام مامان بیا جیش شد. و تا به حال شاید بیش از 500هزار باشد. و بیش از 20 از این کار ما اند و با نیز را اند. های شما سال که با (واحد و قدیانی) می شود، چرا اسم را به نشر در سال 1365 شدم تلفظ اسم بچه ها است اما به نام شده بود و نام را به و کنم. در آن تنها که را تحت نام می کرد نشر بود که به بود. اما چون من از کلمه خوشم نمی آمد به جای و را کنم و در سال 65 این کار را دادم. های ما با نام می شود و بیش از 50 و از این کار من و را تحت و می کنند. که این کار به فرهنگسازی محسوب می شود. با به سال ها فعالیتی که در نشر اید، به نظر شما نشر و در سال های اخیر به دهه های چه و تحولاتی شده از تغییراتی که در این 40 سال در نشر این است که بی تر از دهه اول هستند. می نویسند. بی شده اند و به نظر کارشناسان می از قدیمی ای تر شده اند به اند و و دهه 60 اند. در هم از و کار که با از اینترنت می کنند، این شده اند و را می دانند. روزانه بیش از 5 یا 6 ایمیل از سوی یا و نوقلم به دست من می رسد که اگر در آن ها عمیق شوید می بینید از آن ها نمی آید اما با این وجود، سال 30 اثر از اولی ها را و چاپ می شود. از بیش از اندازه شده که به نشر و می زند. 90 تولید دست 100 است و نقش کمی دارند. نظرتان و کمک به و که نیز رو به در را می شناسم که و شده باشد. بزرگسالی که عمده شان در است و به دلشان نیز بچه ها اند. و در این نمی چون این است و و نیز جزء است. اما اصلی، کمک و که به یک تجارت این شده اند و در این دو دهه های اند و را به گرایی سوق اند و سطح فارغ التحصیلان را اند. از چون این دسته از نگران این که کنکور به است برچیده شود و به آن ها هم بهایی در که و خود و اعتباری در سطح دارند، با پول که در دست با از در و این شده اند و 99 که می به و این ها از سوی های در اندک می شود. و این ایی است که به نشر و اند و با گسترده ای که نیز ها به آن ها جلب شده است اما است اما به ای که این خواهند شد و این نمی توانند موفقی در نشر و باشند. و من به آن ها می کنم شان را و ویرایششان را جدی تر بگیرند. با روز به روز پولدارتر و روز به روز فقیرتر می موافقید؟ در نشر و ناشرانی که 30 تا 40 است در نشر و می که در دهه های 60 و 70 در و شده و حق های اند. اگر و را که در این کار و به اندبشمارید به انگشتان دو دست نمی رسند اما و که از این به اند به بیش از 50 نفر می رسد. من 50 سال است که در و کار می کنم از پدر من خان زاده و من از 18 هرچه درآمد ام پس ام و و یک ریال از من پول نگرفته اند و همه خرج و مخارج من برعهده پدر و است و هر که از عایدشان می شود به من می دهند. و آثارتان سعی اید با وپرورش و و برقرار و 200 چاپ می کند که با احتساب خرابی ها و 50 به ما دهد و خوب و به 9هزار و 800 هم می رسد. من از اوایل دهه 60 می با قرارداد را بنویسم، قراردادها از نظر شرعی در آن قید می که 10 تر چاپ می اما حق آن را به نمی دهیم و را که بر چاپ می شود صرف می کنم و آن را به مطبوعات، رسانه ها و کتابخانه ها می دهم. چون ما تلویزیونی نداریم. من هیچ جای و قدم ام. و ها را می و یا و صد از های یا 200 یا 300 از های ای می و هم در رد می شود. به و در و که با آن هستید چه ما در و است زیرا به هرحال به گونه ای را می کند. اما در جای می گیرد و که به اختصاصی به های و بپردازد در محدود است و دنیای ماه پیشونی که در باغ راه شده امیدی است که به های و ویترینی بدهد اما آن 6 است. این 6 را اگر به کل نشر و به صفر می رسد. اما هم هیاهوی به پا که صادقانه و هدف چیز است که پشت باغ را پنهان اند. شما هم هستید، تان با این از چه و شد؟ و 28 سال پیش از سوی 13 و که پخش و از های و بازاری که می دلخور بودند، شد. و سعی اند با سطح های و را بالا ببرند و و به استانداردی از نظر است و که از سوی شده و می شود این استانداردها را که عاملش است. این در نیز بی تاثیر است. من از ابتدای در این مدنی عضو و قبل از بشوم 2 سال هم سه سال است که هستم. در هم از سال 1355 عضو و 42 سال است که عضو آن و 16 سال هم عضو هیات مدیره تعاونی در طول 4 که نداشت و بخشی از حق و حقوق از دست صنف را از دست دولت و ریاست جمهوری و کنم و یک ماه است که به کوچ است. از به نشر و روی آوردید پشیمان نشدید؟ نه. هم به بچه ها دارم. به نمایشگاه می روم و در غرفه می نشینم و با مخاطبانی رو می شوم که می گویند ما 20 سال پیش با والدینمان به شما می و در پی و این حس خوشایند است. اگر نمی شدید چه کار می شدید؟ نمی دانم چه پاسخی به این بدهم. بچه ها شغل را از شان به ارث می برند. اما در ما چنین است چون پدربزرگ من در جنگ جهانی دوم عامل قندوشکر قزوین بود. او مرا به کار و در ام می کرد و از پدر و می به زور مرا وادار به درس نکنند. برهمین اساس من هم می کنم اگر ها که سربه زیر و اهل کار ولی ای به درس ندارند به آن ها فشار نیاورند. که سرکوچه ها سیگار می کشند و از آن ها مواظبت کنند. در مقاله خارجی می چرا اصرار به درس فرزندانتان است فرزند شما با سیکل تر از یک بیکار باشد. خود من دچار تکبر و غرور نشوم هروقت به می روم روی ای که می ایستم و به یاد می را که در کار می و به انبار می روم و کمک کارگرانم ها را جابه جا می کنم. از راست به حسینی، اگر یک روزتان را به تصویر بکشید آن را می 90درصد من از پنجشنبه تا یکشنبه است که ای را نمی پذیرم و سعی می کنم را به و سفر دهم روزهای را به کار می کنم. صبح ها که از می آیم به قوه قضاییه می روم تا بعدازظهر. از صبح به و می روم تا بعدازظهر. از صبح تا به نشر می روم. و را به شرکت در ها و جلسات با و می پردازم. را هم به می دهید؟ های ام به دست می اما که می کنم را می کنم. بدانم چه چاپ می کنم. چه و آیا نشر و در شما با همسرتان تاثیری سال 1359. همسرم من دبیر بود و ما به به نشر می شد. حاصل ما یک پسر و یک دختر بود که هر دو دارای ارشد و در نشر با من می کند. 18 سال پیش با مشارکت ای را و های را می و به دیگران سرویس می که به وضعیت نشر فقط های نشر را می کنیم. دو پسر که یکی از آن ها نشر و پسر او هم که شاگرد اول دانشگاه بود علی رغم در از بورسیه بود در نشر است و فروشگاهی مخصوص های و کنم تا به برادرزاده بتوانند در کار کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
معضلاتی برای زنان هست که کسی آن‌ها را نمی‌بیند

معضلاتی برای زنان هست که کسی آن‌ها را نمی‌بیند


(ایبنا): یکی از که نگاشته شده به قلم است، مربوط به جنس خودشان است. این به جایگاه و در و در مواقع نگاهی کلی به آنها دارد. اما گاه این جنبه تری می کند و به ها، احساسات و می پردازد. در این جاست که دو می عده ای با رک و بی این و در و در حد به آن می و عده ای این را تابند. به نام از سوی نشر شده که کشف موانع و خواسته های جنسیتی و دختران محور اصلی آن را رقم می زند. با این اثر ردکردن این خط قرمزها و دستاوردها و همچنین بایدونبایدهای چنین نوشتارهایی گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید. شما از رمانی که در آن به نحوی با برخی از اید چه من در شناسی تحصیل ام. نمی خواهم که تعمدا قصد ام شناختی به ماجرا نگاه کنم. اما با به چیزهایی که هست و در می می ها هست و کسی آن را نمی بیند. که ما است نسل قبل حل شده و آن ها و شان می و حتا را می و شان می و این را در در ام ام. اما نسل ما این نمی به کند. این و های خلق شده در مرز و حد را از یا هم در این نمی مرز و تا است و از به یا چیز است. از و است. شما به و به هم هستید. در را تا چه حد در به اید و به نظرتان این وجه از دچار چه نقایصی من در به این ام اما در داخلی به حتا یک مورد هم برنخورده ام. البته من را می خوانم. در رفت ما و حتا می که به از نواربهداشتی می شود. ولی ما در شهرهای بزرگ هم این پیش پا افتاده نمی توانیم کنیم آن هم این وجه مشخصی از یک زن که هر ماه او می افتد. من در کمتر ام که به به این شود. من زنانه سختی ام و این جاها به من رسانده است. به طور کلی پنهان این و این باعث می شود به منِ نوعی برسد. و چرا نباید با یک مرد این کرد. متاسفانه این ماست که نمی شود این به این پیش پاافتادگی و رک و راست حرف زد چه به مهم تری نظیر یک زن چهل ساله اش تامین شده یا نشده است. این ها را ما نمی و همین ندیدن هاست که در نهایت به شیوع یک در شده است و این ها را کم کم به اینصورت می دهد. دلیل اش هم این است که برآورده شدن این نیازها به وقت لازم در زندگی ما نمی و درنهایت به می شود و مدتی بعد را به طرق مختلف می دهد. و وظیفه یک در این چیست؟ من واقعا نمی راه حلی کنم. فقط می شرحی از موجود بدهم و بعضی از ذهن را به سمت این بکشانم و مساله را تر کنم. در های خود عنوان کردید که را می پس می توان گفت این بدعت گویی و به که گاهی به حرف های نگو تعبیر می تحت که آثارشان را این را انکار نمی کنم. من هم می هم می بینم و بعد من در دوران تحصیلم در دانشگاه استادی داشتم که این و را با باقی کشورها در این مقایسه می کرد و می از تاثیرات استادم هم بر ام به این کنم. به رغم زیادم نمی که به طور این تاثیرگذار باشد را نام ببرم. بسیاری از این ها و هایی که ام را در نام برده ام اما نمی به و خاصی کنم. با به این اولین شماست. از قبل به روزنامه نگاری یا در های که به شما در این کمک کند، من در سال 1392 در 80 نوشتم که هیچ وقت نشد. اما برایم به حدی شد که تصمیم به انتشارش گرفتم. من در هیچ کلاس و نویسی ام و هیچ کس به من در هایم کمک است. اما در حال در حال بازنویسی قبلی که داستانی بلند در 80 است. از بین چه کسی را می کنید و مشتاق کدام هستید؟ آخرین که خواندم و خوشم آمد کوچه ابرهای گمشده کورش اسدی بود. در کل خوان نیستم و این اواخر از رفت ما حتا هم لذت به طوری که در کتابم هم از آن نام بردم. های ریگ روان و جز از کل را هم خوانده ام و در حال در حال آبلوموف هستم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
​شفر: شایعات در ایران مثل غذای روزانه است/ فرمانده و لیدرهای استقلال را از دست دادیم

​شفر: شایعات در ایران مثل غذای روزانه است/ فرمانده و لیدرهای استقلال را از دست دادیم


به تقریب و به نقل از روابط لیگ تیم تهران در پیش از با کرد: روز را می گویم. این روز است. شما با ما بودید. فقط در برخی های دیدم که شده بود ساناک به بیماری برنگشته است اما دلیل برنگشتن او چیز است. ام در مثل است. این را نکنید. هر از بپرسید. گرو با سبک و شود او در این کرد: تیم است و روی است و ما نداریم. در دو قبلی ما خوب کردیم. در با پیکان کافی گلزنی نداشتیم. در برابر ذوب آهن خوب بودیم و های داشتیم و فشار آوردیم. یک گل زدیم که داور قبول نکرد اما مشکلی نیست. کار ما پیشرفت دارد. (چهارشنبه) گرو، به ما شده است. یک مقدار با سبک و تیم ما شود تا شود. های او را دیده ام. او شبیه تیم ما می کند. و را از دست شفر کرد: ما به درک برسند. تیم می برد و است. در تیم ما در می شد اما پیش ما نبودند. قدم به قدم جلو تا بشویم. ما فقط چند مان را از دست ندادیم. ما از ما جدا شد. و که ما از ما جدا شدند. من نمی به که ما هستید. این به دارد. (جمعه) را ببریم. تیم تیم است و 2-5-3 می کند. گل و شویم. را سال ها در سطح اول نگه تیم با این که مدت داد: هدف ما این است که تیم را نه فقط یک سال سال ها در سطح و نگه به جذب کردیم. ما ما را کردند. ما را در به هدف کمک می کنند. فردا(جمعه) به و فقط روی تیم کنند. مهم که با چه می . نداریم. با غلط می را او در های خود در و تاثیراتش هم، گفت : نه فقط در و در کشورهای هم این اتفاقات می افتد. در پخش می شود که درست نیست. یک نفر می تواند در خانه بشیند و با گرفتن یک مبلغ یک خبر را به دروغ پخش کند. اما شما در های واقعی کار می و در قبال مسئولی هستید. در های مهم ما 90 هزار هوادار به آمدند اما بدون مشکل را ترک کردند. این به کار خوب است. چرا که اگر غلط به بدهید دچار استرس و بودن می شوند. من بابت شما هستم. شما کار خودتان را به درستی دادید. شادی و لبخند است . شما این را به جامعه منتقل کنید. کامرون در نیمه نهایی جام باخت اما همه مردم بودند. اهمیت در چیزها است . مهم ترین کار این است صادق باشیم. هر از تا به شما حقیقت را بگویم. شفر در گرو هم، نشان کرد: گرو از به ما شد. آماده و برخوردار است. شرح وظایفش در تیم ما را بداند. امروز جلسه دوم تمرین است. نمی شرایطش در را بگویم. چیزی مشخص است. او تمایل به بیاید. بارها با من و باشگاه تماس و درخواست کرد که به بیاید. او است که به این جا است . این با بازیکنی که فقط به پول به می رود فرق دارد. هم طور است. او کمی خانوادگی داشت. گرو تیم ما و را دید و تصمیم به بیاید. این که از این جا رفته مساله خودش است و تمام شده. مهم این است که گرو دوست به تیم ما کمک کند. به گرو وقت بدهیم. همان طور که به وقت دادیم. در خط دفاعی این تیم هم، کرد: دفاع شروع می شود که ما توپ را از دست می دهیم. پس اولین مدافع ما است و از ضد حمله جلوگیری می کند. این به دهی تیم بر می گردد. فصل قبل هم را که با هم شوند. ما نسبت به فصل گذشته تیم جدیدی و فقط در 2 همراه هم بوده اند. چند ما به تازگی به تیم شده اند. به با هم شوند. جدید ما از تیم های مختلف و با تاکتیک های متفاوت به این جا اند. ما خوب است اما 100 درصد نیستیم. درتمرین خوب هستیم و در هم گونه باشیم. در با ذوب آهن رحمتی داشت. ما در صحنه های ها با چند کردیم. غفوری، تبریزی و چند ما مهاجمان ما هستند. بخوانید شفر: با به در پایان یکی از پیشکسوت با جملاتی در مدح و ستایش اسیران خطاب به شفر گفت که ملت بزرگ مخصوصا استقلالی ها از شما قدردانی می که در کمبود ها هیچ گاه اعتراض نکردید. در حالی که بسیاری از ما گله داشتند. چند کلیدی را از دست اما اعتراضی نکردید. من به حرمت و صبوری شما سر تعظیم فرود می آورم. شفر هم از او تشکر کرد و گفت : به مطالبی که به من گفتید. من این پر افتخار را می شناسم. که من می تیم ملی تیم ملی ، تیم ملی است. در جشن برترین ها در و ایرانی کردم. بهترین ما در جام شاغل در لیگ بودند. شما و دارید. نه فقط خارجی. من یادم است در بودند. ذهنیت که در خوب است. من مرد نیستم و پسرم این چیز ها را می داند. شما به که باشید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
حمایت از کتاب های تالیفی در سال حمایت از کالای ایرانی

حمایت از کتاب های تالیفی در سال حمایت از کالای ایرانی


به خبرگزاری ایران(ایبنا) به نقل از هم طرح سال 97 دوشنبه (15 مردادماه) با پور، مدیرعامل آزاده نظربلند؛ معاون فناوری و و از و در سرای اهل قلم شد. در این تبریزنیا با به 97 گفت: این طرح از سال 94 شد و به سه آن می شود و هشت آن شد. در این هشت 16میلیارد و 500 کرد که حدودا کل است که به است. ها از طرح که 100 بود به 800 که قابل توجهی بود. این حکایت از ها از طرح را دارد. در 97 727 و تقریبا 2 و 700میلیون است که از این 12 و 800 به رسید. های در این طرح 63هزار بود. 200هزار در این طرح کردند. وی به نکات طرح 97 کرد وگفت: در 97 ها در ها از ها بود؛ به که 76درصد ها در ها و 24 در ها عضو طرح شدند. این می دهد در ها های کمتر و است جدی تری به این شود. ها در های و قم بودند. 47درصد کل در این شده است و نصف این در این شده است. اما مثل کهگیلویه و بویر و و سهم داشتند. نیا داد: در 97 موضوعات به های با بود که به نصف کل های شده است و های دینی با 11 و و روان شناسی در های بعدی گرفتند. این دهنده فوق العاده های در است. در و شعر و سهم را داشتند. در این 46 کل های و را به خود داد. از 10 طرح 97 تعداد10عنوان آن و 3عنوان آن تالیفی. بر اصل اطلاعات، در ketab.ir شده است و به کتابچه هم شده است. در این پور گفت: بر اصل به و اصل و طرح و ها را بر روی ketab.ir کردیم. به نقد و این و به ها را و اما بازخوردی از آن نکردم. بر اصل ها در 97 را روی کرد. از ها می مسئولیت ای که به می را بپذیرند. وی داد: بر ها و و با به در نظر شده، طرح 97 در رکورد می شود. با به پیگیری های شده با همکاری منابع و و و تخصیصی از ها در طرح 97 و توانستیم این را به ها و 90تا95 ها شده و آن به خود ها است که همکاران پیگیر این 5 هستند. وی به طرح 97 در با طرح های کرد و گفت: با به نام با از در این طرح به بین های و تا و بگیرند. در طرح که تا می های به های بود. ما های و 25 های است. ما به کم است طرح هم است که های کم بگیرند. ما سعی می در این را که و های کم که و از نظر به که برسند نرسیده شود. از هم و هم افزایی با های سعی می ها در ها و های کم کند؛ تاثیر این کار را در دانایی در های بعد دید. عامل داد: و روزهای طرح را و مدت این طرح 10 روز به پلکانی بود، در ها به مدت 10 روز، ها7 روز و 5 روز بود. در 97، بر ها هر را و نشانی می دهد بر 2میلیارد و 700 پرداختی در 97، قم 300درصد را جذب است و بر آن 57میلیون بود اما کل مصرفی آن به 3 رسید. این می دهد در زیر های یا به هر به ها نکردند. پور گفت: و این را به و و و تا زیر های این ها شود. در در و چند توسط بخش خصوصی و نهادهای اقداماتی که آن را تا سال خواهید کرد. های بزرگی در این ها راه و شد. یکی از برکات طرح های از ها راه در کم است. در طرح های از ها به می گیرد. ای که در و در بین المللی از بن های دانشجویی، بن های طلاب و علمیه و وجه از طرح ها به می رسد. سقف هر شهروند در طرح های 100 بود. سقف از ها در طرح 97 به طرح 97 چشمگیری است تا طرح را تا سال دهیم. پور با به های از ها گفت: نقطه مختلفی از سوی و در های اجتماعی می شود. این به ها بر و و آن است. که این در این پول از و در ها می گیرد. که می در این طرح ثبت نام مدت را خود در نظر و که بر است و بین4 تا 6 ماه آن می برد. وی داد: در طرح های از ها که به ها بر چه از ای و تر شود. طرح که در سطح می از و نمی این طرح ها در این سطح و گستره جغرافیای از نیست. بعضا شده در این طرح ها برخی از ها که به انگشتان دست هم نمی رسد به جای اند. این در راستای و است در مسیری که سیاستگذاران و ریزان اند شود. از خرد و همفکری می چرا که این طرح ها با هدف ها می و خود ها در صف مقدم و می با و های را می شناسند و پشت درهای ها بگیریم. در این از و پنجره های با و های با 20 گفت: تفاوت5 های در با های ای و می شود. در نهایت از سقف100هزار در نظر شده هر مخاطب، 5هزار آن می شود و این را نمی دهد. را نمی کند اما اگر های معنادارتر می شود. از ققنوس نیز های با و های با 20 گفت: های و و حذف شد از ها خوشحال چرا که ثبت روی دشوار است. در این از طرح هم اگر این های و ای حذف شود است چرا که این چشمگیر نیست. علی تقی، و ارمغان طوبی در قم نیز گفت: تفکر و را داخلی و نکنیم، محتوای نیست. کسی که روسیه و را نخوانده که را بخواند. از را با داد را در جاهای و در و داد. ها نه انتخاب. این 5 حتی اگر به هم هیچ به نمی کند و من را و نمی بینم. ضحی کاظمی، گفت: ما از و و بین های با و خوشبختانه پذیرفت و این را شد. اما ما 15درصدی های به بود. متعددی این از جمله از و جلوگیری از تضعیف داریم. تاثیری که ما به آن را نمی کند چرا که اختلافی تا را کند به جای یک یا دو را بخرد و با آشتی کند. را است نظرش به های و شعر کند. جعفر توزنده جانی، و در این باره گفت: از طرح های از ها می کنم. من به شش سال است که چاپ ام چرا که رقمی که به حق التالیف به من می دهد در با کار رقم تری است. و می از های را به کنند. در ما به نبودن کپی رایت، به راحتی را و آن را می کنند. در این کمتری را متقبل می اما در این طرح ها های از های باشد. فرشته از افراکتاب گفت: چرا به جای تبلیغ و ما به و ختم می شود این کار نمی ما باشد. سیدعارف از مجمع نیز گفت: طرح می دهد وضعیت ما وخیم است. از مجموع که در طرح خریداری شده 65هزارو 558 نسخه به است و بین 20ناشر اول فقط دو هستند. های یک جزو است. در هم است. های ای در بخش است. اگر در این طرح هدف مطلعه حذف شود و فقط غیر بماند. های و در این طرح حذف شوند. در های شود. رقم های تک های است تا شود که ثبت می شود با دارند. های به های 5تا و های در نظر شود چرا که سخت تر می شود. ما در از حرف نمی در حرف می زنیم. کسی که است و را می خواند. وی داد: در این طرح به است و از هم می شود. آیا و است را در و ها این است. چه که این نوع از ها در طرح های این نشود. بعد از هشت طرح شده و بخش طرح تر و تر شود و و به در آن شود. و به ها شود. شود و چند است. های در این می آمد تا که به آن می شد. کسب ها در ها شود چرا که بر که اید از ها در طرح عضو نیستند. و صحت کار و ساز و کار با شود. از این گفت: با می که از که تست های امتحانات مختلف گروه که به می شود جزو های به می آیند و به هم ثبت نمی شوند. بار که طرح را بر دوش دهیم. از های این های تستی با که از این می کنند. های ما است چرا که ما در کار می و بیش از 99درصد از های ما های است و های ما و های گردآوری دارد. اگر من بودم بین و را از این می دادم. ما جایی از کنیم، حق و می اگر است های را به واسطه اشخاص نام تری در ما چه این می اگر نباشد نمی است این را به دهیم. در این پور با های و گفت: با تفاوت5درصد و 15 تا25 را مناسبت تر می دانم. ما در در به یک خودباوری برسیم. در این و کم شده است. همه اینها یک زنجیره به هم هستند. بر ای که آن را و و در نظر تشخیص بر این است تا از های کند. این کار را هم به دارد. در احساس خطر می کنم چرا که در این رو به است این به مرور سبک زندگی ما را هم می دهد. وی داد: عده ای شدن بین و هستند. اما موافقان این طرح خواهان های به هستند. ما مهم است و نیز براساس شود. که به می از نظارت و و و وصول شده و در بانک ثبت شده است. در گفت: کانون فکری کودکان بیستم را در بین و و جزو بزرگترین و ما است. آقای آذر یزدی در دهم این طرح و های اول را از آن خود و بین پنجاه پنج باشند. نیا کرد: از طرح رویکرد اصلی به های و های و بود و های تست و کمک درسی نبود. در بخش با ملاحظاتی دقت و کنترل دهیم. های در این طرح که می حذف شوند. در نیک گفت: هم مثل چاپ، منتشر، صحافی و می شود یک رابطه علمی سابق آن قطع می شود و قواعد بر آن حاکم می شود. یکی از مهم ما این است که در طول سی سال را گرامی داشتیم. مثل است و مرکزیت و بورس و در هر همه اگر به کجا بروند. و و قبل از هرکاری که می با اما من با و فیلتر بعد از هستم. من از اصطلاح "پدیدآورندگان" به مولفان، نقاشان، گرافیستان و...استفاده می کنم چرا که همه و به داریم. در علم به داریم؛ از مهمترین عقب افتادگی ما این است که است و و پژوهشگاه ها و نمی کنند. در از انگلیسی به و به حرکت و علم به ایم. نیک داد: در شرق عالم و قرن چهارم این را که علم و را با به دارالعلم به بغداد و به وزن آن طلا تا زبان لاتین را به سریانی و عربی تا اگر ارسطو اول شد فارابی ثانی شود. مهم است من است و مجد از 1300 که صد آن هم و این اشکال است و خوب کم است. با از های آیا می شود؟ خیر است چرا که را می خوانند و به اسم چاپ می کنند. از شدیم این سوءاستفاده ها می افتد. به چه گفته می شود. و و می اگر در است آن را حل اما اگر حل شد به یک و به های نه. یکی از این طرح از نشر فقط از های و نشر فایده ندارد. و ای ما اگر حتما دارد. در گفت: بحث نیست. بر مبنای شود. یا اش این است که در ما حتی در و کند. در که در مرجع می ولی از کشورهای نبود. اما اکنون این کشورها ما را کسب اند. این طرح تا کی می کند و بحث ارزشی، غیر و تا کجا پیش می رود. اگر در گیرنده این با به نظامی که در ما ترجیح می دهم از های مبتنی بر های کشورم دفاع کنم. است که ها اند اما ما نمی همه های را و صد در تایید کنیم. وی داد: در جهت پالایش که ناچارا به تست های چهارگزینه ای با های شده اند به خود و نشوند. این در های دارد. ما و که در و و می با به های این بگیرند. نادر قدیانی نیز در این گفت: هدف این طرح از بود و800 در 15 است چه از بحث است. اگر از این یک خوب چاپ شود در از آن می شود. اما در چهل سال بعد از هیچ از ها است. یقین باشید 90درصد 800 که عضو طرح های خیالی در کیوسک های مطبوعاتی در نمی شود. این کتابفروشان، های اصولی از برند و معتبر را می فروشند. من با من های است که در 90 ها یافت نمی شود. من شناور با به یک ثابت همه ها در نظر شود. طرح یک ساله آینده را با تاریخ و چون تابستان در حال است و مدارس می شود و طرح دیر است. با ها چرا که های میلیاردی این ها می شود. قبلا های را از می خریدند اما این کار را نمی کنند. هیچ از ناشرانی که در سال، پروین، جلال و... می شوند، نمی شود. است از های این ها را به کنند. دغدغه از ها را از این ها کنیم. های ارتباطی این 800 را به هم و به پیوند تا ارباب رجوع به یک می کند با از امکانات الکترونیکی از های در آگاه شود و بداند نظر خود را از کدام کند. از از این گفت: هدف از این ها بود. زیر مجموعه و ارشاداسلامی است و خود نیز هدفی و ماموریتش از غیرایرانی، و نیست. ما محدودی و می آن را به یک کار از جنس نه از جنس علم و ورود علم به دهیم. ماموریت و است. اگر هدف ما است به بها و آن را کنیم. ما نمی محدودیتی در های شویم. ما درکتابفروشی و را داریم. در جنس جور و قفسه ها و و باشد. در این بین شان این ترویج؛ قفسه، و میز های است که گفتمان ما را می کند و هر هم خود و گفتمانی دارد. اگر این طور خلاف است. در یک شان که همه که با سیاستمان منطبق را می آوریم. ضحی کاظمی در این گفت: به خصوص صرفا یک نیست. هم و هم شعر بخشی از ما است که به آن شود. اما ما هیچ از نداریم. در سینما های اکران می و یک با یک می کند. در تئاتر و موسیقی نیز به است. ما را باز گذاشتیم و می و کپی رایت و در نظر گرفتن حق الزحمه و مولف می و این نیست. در و شعر ما نمی با های کند که شده به آن در می شود؛ این ناعادلانه است و متهم های ما به بد می کنند، نیست. را و بعد این را دهیم. هدف این که ما از مولفین بود. اگر این فقط است نشویم. راضیه تجار، نیز گفت: کسی که است خلق یک اثر که از مملکت نشات عرق روح باشد. یک دو سال وقت می گذارد و با کمبود های خود می و خلاقانه کار می کند. و رودخانه است. آبشخور فکر از است اما آن را تلطیف می کند و می و سعی می کند را بروز دهد که های مملکت، دانسته ها و های را در اولیت بگذارد. فرصتی شده تا این را ببینیم و کنیم. اگر شود می شود و این دو طرفه است. برون فکر اثر را می و را می کند. تفکیک و جداسازی کنیم. همه مسائل را در جلسه حل کنیم. راه شده و شود. بین و آنچه که می شود و با و می شود، باشد. با یک از آمریکا، انگلیس و.. آمده است. با همه با کند. از صد اثر است ده اثر مانا خوب را الک می کند این طی شود. در تقی با به مدت طرح 97 گفت: ما از طرح های از ها معتقد یک ماه طولانی است و خسته و پرهزینه است. 5و 7 و10 و ها و ها به دارد. مدت که طول می کشد از این طرح از سه روز طول می کشد. اگر است طرح کم شود در همه جا اما در از کم با به ای که به می کند می توان در نظر گرفت. 5 روز چرا که سه روز اول طرح و دو روز پایانی با هجمه مواجه می شویم. نیز گفت: من این طرح یک تا 10 روز مشروط به بگیرد. در 5 روز از طرح نمی و تا که این در رغبت کند نیازمند است. است در و ها به مدت یک و در ها و کم به مدت دو شود. طرح گفت: از شهرهایی که از این طرح به تقدیر شود و آن را ای و بگوید این شهرها تر هستد شهرهای هم علاقمند شوند. ما با ای معادل دو در می این طرح را می تا نشر، ها و بگیرند. کلیت این طرح توصیه می به ترکیب آن دست نزنیم و مدت آن را کم نکنیم. پور در این گفت: مدت این طرح ها با به ها از یک ماه به 22 روز در 97و ده روز در کتاب97کاهش کرد. ما است و با به از ها در طرح می شود از ها این را می کند. ما معتقدیم مساوات با فرق می کند اگر را به های کم و که در و کم است باشیم. های خراستان شمالی و.. در این طرح ها و را به سطح های برسانند. هدف ما از این سلسله مراتبی مدت این طرح ها، تشویق های کم است نه تنبه آنها. گفت: مدت این از طرح قوی تری بگیرد. آیا در این است؟ آیا در فاصله شده به نرود و خریدی چه می پور در به های گفت: ما در طرح فعلی را بر هر می اگر هر نتوانست این را کند در امور آن هم با و کتابخوانی و می شود. پرویز علی بیک از مروارید حاضر در این گفت: طرح های از ها اولین است که از ها می کند. سنگ زیر بنای آسیای نشر و این ملت هستند. شده است و یکی از دلایلی که طرح روز به روز مدت آن کم می شود است. در این طرح ها به های با های 10 و 20 کنیم. این ها با شخصی آن را می کنند. طبق برآورد کمیسیون آموزش و کارگاروه اتحادیه وکتابفروشان، یک که بخواهد به کار خود دهد بین 25 تا 27 دارد. در این طرح سعی ها بمانند. از ها از سوبسید و رانت بهره مند می شوند. که در عادی در این طرح ها به عضو شوند؛ به این که درصدی از این از طرف و از طرف شود تا یکپارچه و یک دست شود. 5 روز است آن دسته از ها که و وسعت و رفت و آمد در کافی اما های کمی است. است را و به 10 روز تا با این کار رفت و آمد به های شود. است قیمتی نشویم، را بگذاریم. در از می و در این طرح ها از ها کنیم. گفت: کم طرح خوب است اما ما نمی را که شده است اما آن شده می شوند. از کل و ها رد این طرح ها شود و به داده شود تا گسترده تری دهند. هشت این طرح ها شد و در آن دارند. محمد سعید از شهر پایانه شرق گفت: من با مدت 10روز هستم. اپلیکیشنی در است و می آن را دانلود تا که سقف اش را و به آن کنیم. است سقف هیچ را تمدید و های و گمنام از این طرح ها به و فقط های نشوند. در کرد: با به سمت و سویی که ها و اصل این طرح از ها است این نکته را مد نظر که فیزیک راحت تر است تا کتاب. در با که عضو طرح می را در جهت از تا می در 30متری به 300 یا 200 را به تری بخرند. اقبال به این ها می شود این می شامل های ها که حیات ها است نیز شود. طرح های که مخالفان و به ضرر ها است از های و می کند. اما طرح های که در این به یک می شود به چه از می کند. چه کار کرد تا سمت و سوی های و این تلقی را نکند که به بقای ها، این می که اگر های بقا نخواهد و های فرانکفورت و سفرهای هم دیپلماسی به آن وصل می شود. پور در این گفت: ادارات کل و ها در این طرح ها و در به مطبوعات، ها و صدا و سیما موثری باشند. در بحث نظارتی و نیز نقش باشند. در نیا گفت: در نظر که و از یک سقف اعتباری به طرح را به کنند. نماینده های نیز در این گفت: نهادکتابخانه های متولی وکتابخوانی در است. های بستر ها است و ها می ها را و کنند. در کم و و های از های کم آمادگی دارد. نیز گفت: ها طرح دو دارند. است طرح را کنیم. و روزانه دقیقا شود. نیز گفت: مدت طرح به صورتی که از ما شاکی شود. از طرح در یک باخبر شود و به ما کند اما طرح در ها باشد. در این این تصور می شود که ما نمی به او بدهیم. مدت طرح شود و هم بگیرند. در کرد: هدف این طرح کمک به ها است و در که درحال ورشکستگی تحرک می کند. اگر مدت این طرح یا کم کسی که می به کند در و یا فرقی نمی کند. نیا گفت: ها کم مدت طرح است زیرا معتقدند سی روز فرساینده می شود. و های به ها شود این ها می به ما در شناسایی، امتیاز و ها کمک کند تا را بر این شناخت به ها دهیم. همچون ها، برخوردار، کتابفروشی، در طرح های و... را کنیم. ها و معیارهای به ها گفت: بنیاد این طرح را بر که در حال شدن و های و کم چه در چه در دور بگذاریم. های های چرا که یک را به های درسی، یک را به نوشت افزار و یک را به صنایع دستی و می دهند. های خود را و محل رفت و آمد هستند. در های کوچک، با و با راهنمایی که عاشق است و به عشق به را نگه است آن را که به آن کنیم. نیز گفت: که در این طرح هدف ما از یا کتابخوان یا است. اگر محور عناوینی مثل و... به هم ربط می به که با هم می رود و معمولا این نوع از ها در های مشهد و... دارد. زنده به ها در ها بستگی که در کنونی به شدت آسیب اند. شدن این ها به این معنا است که از خانواده ها شود. انتقادی که این بود که پیام این شیوه شهرسازی ساختمان ها و ساختار ما به این است که به اما به هر شغل احتیاج هست. از های ما از هستند. سمت و سوی تصمیماتی که می شود در از های باشد. در بهشتیان از لارستان گفت: نمی به ها باشد. به نمونه شهر ها بالایی اما چه دارند؟ سنجش یک هم ابزاری در نداریم. نیک داد: من معتقدم هیچ بین های و شویم. من خودم و هشت در ام و می چه سختی ها را تحمل کرد. سی سال است که ناشرم و کار دارم و می فهمم که اینگونه طرح ها از های آن کم شود. در شورای راهبردی های ام. روشی که در ها و نویسی شود این است که مسیرهایی که منجر به می شود شود. فساد برانگیز است ناچاریم آن شویم. اگر من مجری طرح همه ها در نظر می گیرم. نیا کرد: در عمل کار را سخت می کند. کتابفروشانی که نمی سقف را خرج اما که را از شده دچار چالش می شوند. تقی در این گفت: کسی که وام است تا یک تاسیس کند آن را کم کنیم. است کسی که این کار شغل دوم او باشد. از طرف اگر های را باز را می بلعند و های نمی ماند. به نظرم راه بر فرهنگی، دانشجویان وکتابخوان های آن است. ای که در نظر ایم آن تیمور زاده نیز گفت: است در این طرح در نظر شود. در نوع شود که طرح هست اما از های عضو طرح کنید. اگر برایش کند به خود کار سراغ می رود و های از مزایای این طرح می کنند. از سال در بخش مغفول ای در باغ می و در صفر است و در خوب می رود و صف تشکیل می دهند. 70 و است. ضرورتی بخش باغ این شود. چون به خودکار خود را دارد. سقف من اگر به با اپلیکیشن می و داشه که های عضو طرح را که و از کنند. پور در این گفت: در کل یارانه2 و 700 بود. و قم را و را ها که است. های کم و کم خود را به سطح بالاتری ما مهم است. در دو و در یاسوج سه عضو طرح بودند. در هم اما در جذب نبودند. اگر را به تقسیم باز کل را جذب می و ها محروم می که به نیست. ششم و را کرد را به دهد. را در قالب فیلم، زینک و کاغذ به می دادند. در ششم جهت و به سمت سوق کرد. نمی این را مستقیم به واریز
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70