بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب هنگام



BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟

BBC فارسی از عبدالمالک ریگی تا پادشاهان صفوی!/ درباره خبرنگاران ایرانی BBC فارسی چه می دانید؟


به تقریب، عمری بی بی سی که ما مرگ 500 در منا بودیم، بی بی سی در بود تا از آل کند. روز ها با ادعای بی راه می که یک طرف و طرف و این از دو طرف می شود بی بی بی سی. یک طلب، ساکن لندن، در توئیتی به بود که فرض BBC و کند زیر: آیا می آیا به آیا به شهر می کارمند FDD از عین موارد بالاست. بی نیست، بی شرفی است. بی بی سی از روز که جنایات در بودند؛ روز که حجم نفرت از توحش دارودسته به اوج رسیده بود و فقط همان عاشورای تاسوکی کافی بود که کسی ننگ از را تاب نیاورد، بی بی سی در این بود. در که بی بی سی در سال 92 در که از به در به 14 نفر از [منطقه و بلوچستان]حمایت کرد. در این بی بی سی حتی از ذکر کرد و این به را یک نامید! پس از و هم بی بی سی در یکی از او تا او در بی بی سی که و او ها و و در بود و تا که این این داشت. حال چرا بی بی سی دلخور است که این او شده از که یک شده اند و بعد ناراحت می که چرا شده بی بی سی عمل می کند! ستایش درویش که راننده مرگ بود! ساعاتی که خبر زیر گرفتن نیرو های ناجا یکی از دراویش گنابادی آمد، بی بی سی از انتشار خبر کرد، سپس به این خبر اکتفا کرد که به بدون فاعل کار شود. که نمی کند! و در جریان دادگاهی این هم بی بی سی به از او و در و پس از هم او را نامید: فرد به اصطلاح حقوق بشر بی بی سی، در از های خود، با وقاحت که چندین مأمور انتظامی را در ملأ عام به رسانده بود و در دادگاه به جرم خود اقرار و اعتراف بود خطاب می کند و مجری بی بی سی هم که به نظر نمی رسد متعجب شده باشد، به این فرد اجازه را داده و هیچ اعتراضی نمی کند. در که بی بی سی را عصبانی کرده، که در ماجرای پاسداران که گونه و تأمین کنندگان امنیت را سوار بر زیر بی بی سی ای را به کار بست تا این و را دهد. در که در به و حرم نقش هم بی بی سی آن ها را فقط و از به کار آن ها کرد.(1) با شبه بی بی سی پس از در زدن به در شدن پول که از شد از کف به سفر کند! که بار ها خود را به روی اند تا قسم که یک و بی طرف این بار به شاه تا را اما به طور و بی (!) که به علت طولانی! از سوی عثمانی! سکه! ها! پول سفر شاه! کالا! و در است و این ها است که ملک و هر شب به از و می کنند! با این حال که علت نه آن چیز است که بی بی سی می به و و و کرد و در بود. بی شک شبه بی بی سی فقط است و آن از فکر و های و است و جز این هم از به بی بی سی نمی رود. از های بی بی سی، یکی هم بی بی سی است که در این و تر عمل می کند و آن هم به است که هر یک با ای خاص از به اند. بی بی سی خود را با ای به از یک می از آن ها به ها در است و به نظر می رسد دین به در با و ملک است. عار می دانند که نام آن ها در کنار دیوانه و رهبریت گیرد، اما قضای روزگار کار را به آنجا رساند که حالا با این دو ملعون تاریخ، و هم پیاله شوند. به هر حال عبور بی بی سی از کف به های تاریخی، به معنی گذر آنان از آشکار به های مبهم امکان وارونه ها و القای نظر است که این های نیز از سوی یکی از شده پژوهشگران رد می شود. معتضد: برخلاف بی بی سی بود! خسرو معتضد، پژوهشگر درباره های بی بی سی در پرگار می گوید: این را تصادفاً دیدم، اما بسیاری از که در آن شد یا از سر بی سوادی بود یا مثل همیشه می شد با مسیر را طبق پلید خودشان پیش ببرند و این را در ذهن مخاطبان خود با امروز منطبق کنند. با اشاره به این موضوع که در این می شد را علت اظهار داشت: بر خلاف آنچه که در بی بی سی شد، زیرا هم ابریشم و هم مانند فرانسه مرتب به می آمدند و جواهرات شان را می فروختند! این می گوید: سانسون، کشیش فرانسوی در سفر خود به بود که غذا که ها برایمان آوردند در بشقاب های طلا بود. از سوی به که حتی زین اسب را هم از طلا می ساخت. هدایایی که این های همسایه می فرستاد، ازعالی پارچه ها و سکه های طلا بود. با این تفاسیر چطور می گفت که فقیر است؟! می دهد: در که به در دنیا پیچیده بود که به نامه می و می که دریایی خودتان را به بفرستید تا با کمک شما با برمه بجنگیم و این می دهد که و تا چه اندازه ای یافته بود. خوشگذران شدن بود راجع به می گوید: از شاه به بعد می حتی از این به بعد درگیر مخدری، چون و شدند که از هندوستان به می آمد. در قرن هفدهم این به کشیدن و خوردن مبتلا شدند؛ بنابراین گفت که صفویه، و زیاد بوده، وگرنه پر از طلا کشتی مدام در حال بودند و بزرگی داشت. آمار صادرات به روسیه شگفت انگیز بود تا جایی که حتی مربای نیز به این صادر می شد. این می گوید: بی بی سی و که می سازد، حقایق را به نمی گویند. به طور حتم این بحث در بی بی سی نیز بی نبوده و هدفی داشته، به خصوص می کرد را پررنگ در صورتی که نبود و بود. (2) آشنایی با بی بی سی در به معرفی تعدادی از کارمندان بی بی سی می پردازد. نفر است که در او می نویسد: پس از هفت سال صادق صبا در بی بی سی در 94، جایگزین وی شد. علاوه بر نزدیکی به محافل منتسب به بهائیت، ارادت ای به خاندان دارد، به طوری که در وی در بی بی سی ، مرتبط با ربع برجستگی ای پیدا است. در دی ماه سال گذشته که گردانندگان بی بی سی از آشوب آفرینی پیاده اربابان خود در ذوق مرگ شده بودند، خود را در ربع دادند و این ته مانده ها، گاف های خنده داری داد که تا مدت ها مایه سرگرمی کاربران فضای بود. نفر بعدی است که در او است: را پیشکسوت تبلیغاتی- بی بی سی دانست. او به دروازه ورودِ طلب به های بیگانه لقب پدرخوانده بی بی سی را یدک می کشد. در ستمشاهی به وابسته به ساواک می شد. او در آن ایام، انحصار با پرویز ثابتی، مرد مخوف را داشت. در توضیحاتی در می خوانیم: در دوم خرداد، به بولتن نویسی رئیس اصلاحات، از زمره روزنامه نگارانی بود که از بهره داشت. شد تا به سهولت جذب شبکه ای اپوزیسیون ضدایرانی شود. وی طی سال های حضورش در از و های ضدانقلاب و معاند همچون به جذب فراری مبادرت ورزید. همکاری با بنیاد هیفوس و عضویت در سردبیر روزآنلاین و تحلیلگری و بی بی سی از سوابق کاری در از می باشد. در در کامبیز که نیز از کارکنان -امنیتی بی بی سی است که با ها رابطه حسنه ای و حتی در مهر 1392 نیز مسئول با یعنی بنیامین نتانیاهو بود؛ ای که در آن، مطالب سخیفی بر زبان نخست وزیر جعلی و غاصب جاری شد. سپس در می که عضو بهائیت است. خاطره از های ندارند، یک بار در 25 1390 از ناو هواپیمابر یواس اس آبراهام لینکلن از کرد که سعی کرد امریکا از را برجسته کند تا را بترساند! او در از هم که ذکرش در ابتدای مطلب آمد. گل بی بی سی است: گل از بی بی سی است که تمرکز عمده اش پوشش و با تفرقه افکنانه در ارتباط با تولید های مغرضانه با تجزیه طلبانه گل فقط مربوط به نمی شود در مدت در نیز این قبیل گزارشات را با محوریت تدوین کرد که موجب اخراجش از این شد. و در در سیاوش می که از رادیو فردا به بی بی سی است. او در اسفند 1396 که عناصر انگلیسی شیرازی به به سفارت در لندن طی سعی در موجه دادن تجاوزکارانه این منحرف کرد. از آن دسته از گزارشگران بی بی سی است که مجوز تردد در پایگاه های نظامی ها در اراضی اشغالی را و حتی در به نوار غزه در سال 2014 در شرایطی که و در زیر بمباران های وحشیانه ها جان می دادند، با در بین نظامیان اسرائیلی به تعریف و تمجید از ادوات و تجهیزات متجاوزان پرداخت. پی نوشت: 1) 2)
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
نقش روحانیون در اردوگاه‌های اسارت

نقش روحانیون در اردوگاه‌های اسارت


به گزارش تردیدی که نقش و و و و به راه و رسم دین است اما در طول از این در های عملی به در جهاد و نیز نه و در خطر نقش را نیز اند. در این نقش فراگیر می فرمایند: و متعهد به اسلام در طول و در سخت با دلى پر از و از عشق و به و و همت گماشتهrlm;اند و و سپر بودهrlm;اند؛ بر دار رفتهrlm;اند و چشیدهrlm;اند؛ رفتهrlm;اند و و دیدهrlm;اند؛ و از و تهمتها بودهrlm;اند؛ و در شرایطى که بسیارى از روشنفکران در با طاغوت به یاس و ناامیدى رسیده روح و حیات را به برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعى دفاع نمودهrlm;اند . نمونه بارز این واقعیت، اسلامی به جنگ است که اصیل در تمام حساس و پرخطر پیشگام و در این راه نیز هزاران شهید و جانباز تقدیم است. یکی از های پرچالش که نقش بی بدیل خود را به خوبی و افتخاری به افتخارات خود افزوده است، های در جنگ است. در جنگ که به می به شده و با های و اگر و از های در این ها چه بسا را به می کرد و در بود که باز نقش خود را آن که خود از و از بی در عین حال نقش را نیز به اند. به در ها به شکل می و هم که خود را به و جمع را به می اند. محمدحسن نوروزی و ایمانی را ملاک تشخیص دانسته و می گوید: نمادی از یک جامعه بود و الطبع است و به یک دارد. در فطرت به مدینه فاضله یعنی مکانی استوار و زندگی است پس به انسجام، تشکیلات و و از آنجا که در اسلامی، طبیعتا نیز تا را تبیین، و پاسخگویی کند. در مراحل نخست افراد، دور این فرد به جمع می و خود به خود تبدیل به می شد. این می کند: که به در شود، ما کاری را نداشتیم این خود به خود شکل می گرفت، به پرسش های خود مکرر به مراجعه می و آرام شکل می . از نظر این آزاده: یک سلیقه و نظریات بزرگان هر مسئولیت ها تقسیم می شد، به در رمادیه و ایمانی، شخص را می کردیم. که به بود و از را بود. در که می شد، این فرد پیش بود و در می کرد . سید نیز ای است که در روز جنگ به شد و بعد از 10 سال به وطن نیز ها می دارد: های و و که به به می حاج آقا که را نمی شناختند. در این با و شده و را می کردند. در راس این حاج آقا که از نظر و بود و در 16 و با خود در هر نظم را به می دادند. این نه با و و به بود . به ایشان: در بین بود و در این فرد در راس و های او می و می کردند. این در می شد. این به ای بود که خود ها می که در ما که 5 نفر اما بین 2 نفر نمی شود. ما در بین شما هستیم. علت عدم بود . نیز در این است: در یک است تا و در به این فرد از تا است. در در ها این و در است و بر این کسی است که بین را که این ژنو است. همه از این فرد را و وی پل و بر است اما در جنگ و همه زن، بی پیر و از کل کشور در جنگ کردند. در آن در ها های در جامعه، نیز می گشتند آن هم در سطح حاج آقا ابوترابی. در به رغم سرهنگ در حاج آقا می شود. آنچنان ای که همه قشر با هر جذب می که در را به تشویق می کرد، را اعلام می گفتند ندارد به خاطر چند نفر، چند اسیر . جلال در نقش و جهادی در می گوید: در جنگ به حساسیت خاصی داشت، همه اتفاقاتی که در جنگ رخ می داد آن را زیر سر می دانستند. در اسارت، و پناهگاهی غیر از نداشتند، همه در بسیجی و بود. یک در ثابت قدم نگه در بند بعث و بود. در آن هیچ امکانات و کتابی نداشت که بتوان از روی آن احکام و را داد، این امر در آن را دشوار بود. منبع و بچه های در آن بچه های دریافت کریم باید شش ماه در نوبت می ماندند. در همه یک زیر ذره بین ها بعث همه تحرکات و انفعالاتی که در های می را زیر سر می دانست؛ از این رو همه و یک را زیر نظر می گرفتند. در بودم که فرماندهان آن من شده بودند. های مطلقا به دست حاج در در 2، حاج جمشیدی در 3 و حاج احدی در موصل4 دار بچه های بودند. در و در بین های تشکیل شد که با به این که در آن هیچ منبعی در نداشتیم؛ در بین می گشت و معلم، استاد دانشگاه و اشخاص را که منابع و را در جمع می کرد. در بحث در بین می گشت و مربوط به را جمع و این را تاییدیه به تحویل می داد؛ از این رو این در تنقیح می شد و به امضای روسای شورا در می آمد و به درس به ارائه می شد. بچه های در نداشتند اما برخی از بچه های مشهدی در بین بچه های سیار نام داشتند؛ ادعیه و زیارات را از حفظ این دعاها و زیارت ها جمع می شد و به در بچه ها می گرفت. همه جمع شده در زمینه های و زیارتی را زیر زمین پنهان می کردیم؛ اگر به دست سربازان می را نابود می کردند. پشت درهای بسته و زیر های و سالم نگه بچه های از فشار و کار سنگینی بود که این بر و دلاوربود. در آن اگر بعث می شد که در بین بچه ها کسی است او را به طرز وحشیانه و رنج می خود را لو نمی و خود را به طور می دادند. امیدآفرین به نقش در دو بعد ترویج طلبی و ایثار و غلبه بر ها و امیددهی به اسرا. در آن و در ها بود و در ها یک مدون و تنظیم که سبب می شد بچه ها در این مسیر ماندگار و به بیراهه نروند. هشتاد درصد کار بر در ها ختم می شد؛ لحظه ای از هجمه و تبلیغات منفی فرهنگی علیه دریغ نمی کرد. جلوگیری از یاس و نا امیدی هم کار بود. استفتائی که از شده بود بودند: مهم شما در حفظ جان است ؛ اجرای این حکم شرعی کار و سخت و بر و بود. حجت الاسلام سید علی اکبر در این راستا واقعا زحت های کشید. یکی از مبناهای حاج در این بود که بچه های با درگیر نشوند و این را می دانست. اگر حاج در آن در بچه های نزدیک به چند صد نفر از بچه های به دلیل با به می رسیدند. حدیثی از علی(ع) مبنی بر این که ادفع شر اخیک بالاحسان الیه دارد، حاج با شده نسبت به و القای آن به بچه های تا حدودی را می کرد. این تا پیش رفت که سرخ به حاج گفت ما می دانیم که شما را و غذای مناسبی به شما نمی حاج آقا هیچ شکوه و شکایاتی از نکرد. بعد از رفتن سرخ رئیس شد و به حاج گفت: چرا شما هیچ شکایتی از ما پیش سرخ نکردید. حاج آقا داد: جناب ما و شما مسلمانیم، حیف که شکایت یک مسلمان را پیش کافر ببریم، حاج آقا این را گفت در درون قلب انقلابی رخ داد و مرید حاج شد. سعی می کرد تا که بچه های با هیچ اصطکاکی نداشته باشند و از گواه بر این مدعا است . به دیگر: به را بر و زمانی که همه روان خوانی وترجمه را فرا در جشنی و به نفرات برتر جوایزی اهدا می شد (از قبیل تسبیح که با هسته خرما بودیم و...) و این آموزشها در همیشگی بود که وتعلیم آن بر بود (آموزش قرآن، نهج البلاغه، و...) و در میان همه روحانیون، نقش و تاثیرگزاری و ممتاز بود . در های اسیران در حتی شنیدن نام یا ها قابل تحمل چه برسد به این که محیط را مهیا نمایند . در ولی ضد ها این فرصت و را از بود تا نتوانند به طور آشکار خود را و اگر را به یا معرفی می قطعاً بلایی به سرشان می آوردند و آخرش هم با تهیه صورتجلسه ای مرگش را طبیعی قلمداد می کردند. طوری که ده ها نفر از شهدای این کار را و آب از آب تکان نخورد با این حال این بزرگواران به به که همانا دین بود عمل می کردند. دراردوگاه ها در رابطه با وحتی . با ارشادات و هایشان موجب می و به نوسازی معنویت و پرورش اخلاق می پرداختند و به چالش کشاندن اندیشه و افکار در خودشناسی و خداشناسی می کردند. کارشان بیداری و هوشیار نگه بود و علاوه بر واعتقادی بچه ها در روشنگری و تجزیه و تحلیل نقش سازنده ای داشتند. هر آنچه ها نقشه طراحی می اینها با یک و موضعگیری سفت و سخت تلاش وزحمات چندین ماهه ها را به باد می گاهی ها متحیر می که چطور به پی برده اند . حفظ جان و دین طبق و با هماهنگی و همکاری مسئولان پیش می رفتند اگر در جوی خفقان بود و احتمال آسیب دیدن می شد راه سکوت و صبر را به می و همه را به بردباری دعوت می نمودند ولی اگر جو و خطر بود تاثیرگذارترین راه را که عمومی بود می و هم در همه احوال و سخت بچه ها می . به و در ها لو و یا خود ها شده و می شدند. با به نقش کلیدی در وراهنمایی ها برخلاف ژنو به هیچ وجه را به ندادند واگر به اسیری یقین می درنگ نامش را از لیست پاک می . *امام خمینی: (روحانیون) و سپر بودهrlm;اند؛ بر دار رفتهrlm;اند و محرومیت ها چشیدهrlm;اند؛ زندان ها رفتهrlm;اند و ها و دیدهrlm;اند؛ و از طعنه ها و تهمت ها بودهrlm;اند *به در ها به شکل می و هم که خود را به و جمع را به می اند *بارها به و در ها لو و یا خود ها شده و می شدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
مهریه حضرت زهرا (س) چقدر بود؟

مهریه حضرت زهرا (س) چقدر بود؟


به خبرگزاری تقریب، بار ها در و ها ایم که آب را بر روی پسر (س) بستند، در حالی که مهر مادرش است. و (ع) در به این می نویسد: در است که آب را جزء (س) می کند؛ چنان که براساس روایت جابر جعفی از باقر (ع)، خداوند (س) را در زمین، نهر که یکی از آن ها است. (سه نهر دیگر نیل، دجله و رود بلخ هستند) اگر از نقد سندی و محتوایی این به نظر می رسد از مهر یا نهر (س) و آن است که با و آن است که (س) بود که علی (ع) در پرداخت. که علی (ع) به قصد (س) به (ص) (ص) به ام فرمود: و در را که این است که خدا و او را دارند. ام در را باز کرد و علی - السلام- شد. علی (ع) در حجب و حیا و بود که -صلی و سلم- فرمود: علی جان که تو شود. علی (ع) نیز قصد خود را گفت و از (س) کرد. (ص) فرمود: چه که (س) علی (ع) عرض کرد: ای خدا! تو خود که من به جز و شتر و از مال نیست. -صلی و آله و سلم- فرمود: ای علی و شتر اما زره ات را و با آن با (س) را کن. (1). اما آن زره را چه و آن را (س) داد از نظر و روایی در آن اختلاف وجود و آن است از، 400 480 یا 500 درهم. (2) قدر مسلم این است که آن از 500 و کمتر از 400 است، و این -پانصد درهم- از ای است که خدا (ص) تمام زنان و کرده و از آن تعبیر به مهر السنه هم می شود. (3) و این سیره گرفت. گرچه در آن های سنگین از طرف دختران می شد، زیرا وقتی (ص) فاطمه، را به عقد علی (ع) در آورد، عده ای از قریش به خدمت ایشان رسیدند و گفتند چرا علی (ع) را با کم و ناچیز داماد کردی؟ (4) (س) بیش از 500 - نقره- است؛ این از طرف اکرم (ص) دخترش، ای متوسط - نه بسیار کم و نه زیاد - در آن است که به عنوان سنت، گرفت. در از (ع) که در صفحه 214 کتاب معانی الأخبار نقل شده، آمده است: پیغمبر خدا (ص) هیچ یک از همسران خود و همچنین هیچ یک از را بیش از دوازده و نشّ نکرده؛ 40 و نشّ 20 است. با توجه به نورانی (ع)، (س) حداکثر 500 (نقره) است. در پیدایش اسلام هر 10 یک (طلا) ارزش داشته، 50 می شود. جهت مطالعه بیشتر: 1. فرشته زمینی، روح حسینیان. 2. زهرا، توفیق ابوعلم، ترجمه علی اکبر صادقی. پی نوشت ها: 1. مجلسی، بحارالانوار، بیروت، الوفا، چاپ دوم، 1403 هzwj; ق، ج. 43، ص. 120، 140. 2. ابن شهر آشوب، مناقب، انتشارات علامه، بی تا، ج. 3، ص. 350، 351، و متقی هندی، فاضل، کنزالعمال، الرساله، ج. 13، ص. 680. 3. حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، آل البیت، چاپ اول، 1412 هzwj;، ج. 21، ص. 246، 249؛ و کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1375، ج. 5، ص. 376. 4. صدوق، من لایحضره الفقیه، دارالصعب، ج. 3، ص. 253.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
سرنوشت اعضای دخیل سازمان منافقین در کشتار حج 66

سرنوشت اعضای دخیل سازمان منافقین در کشتار حج 66


به گزارش خبرگزاری تقریب، در حج سال 1366 رخ داد که به شد. با به که فاش شد، بر آل رد پای خلق و بعث هم در این می شد. پس از این به دست به زده و آن از را که به از پشت و به تعبیر دار" هم شده سر به کند تا از فاش شدن پشت این شود. بر این کار ده ها نفر از آغاز شد که از می به رادیو، (تقی)، بشیر، محمود، حسن محمدی، میران، عباس، زهرا، و ... کرد. همه این که به از پشت حج سال 66 به و به طرق مختلف سر به می تا به در حج 66 فاش از دست رو شد و به نقش در این پی بردند. در روز ششم ذی الحجه 1407 با 9 1366 در مکه رخ از که از سوی در مکه می شد، به خون شد و در این بین از به رسیدند. خلق (منافقین)، بعث و آل سعود با ائتلاف با یکدیگر این را رقم زدند و پس از این به دست به زده و آن از را که به از پشت سر به کند تا از فاش شدن پشت این شود. کریمی، یکی از طی یادداشتی که در اختیار "پایگاه مرکز اسناد اسلامی" داده، ضمن نقش در خونین حج 66، سرنوشت عده ای از که در این نقش را است. ارائه شده این عضو همه که به در دخیل یا اطلاعاتی از پشت این داشتند، پس از به و سر به شدند. مشروح یادداشت کریمی را در ادامه می خوانید. در حج سال 1366 رخ داد که به شد. با به که فاش شد، بر آل رد پای خلق و بعث هم در این می شد. تدارک امکانات اولیه را در و را -بدون آن که و در کار باشد- با خود به جده آوردند. با ای که به خاک شدند. را (رحمان) به داشت. در این با یک از به در کردند. این پس از به خود را به در جای تا به نام شود. از شرح بود: حاج حاج (تقی)، (معروف به رادیو)، (بیژن روابط)، (عباس روابط)، (رحیم روابط)، حسن عنایت (صادق روابط). رئیس هم به نام سروان خالد بود. اما جالب اینجاست که پس از انجام عملیات و بعد از از حج، عده ای از این به دار"می و احتمال آن ها از به وجود می آید. لذا به منظور جلوگیری از انتشار نقش در حج سال 66 در بیرون، دار را یکی پس از دیگری سر به می کند. در این بین می به 15 زیر کرد که همه به طرز با شدند: 1- رادیو: وی پس از از خلق جدا می شود و او را به پاکستان می کند. بعد از چندی، می نمایند که به قتل است. 2- (تقی): او در پادگان (محل استقرار رجوی) کار می کرد. بر داشتن مربوط به توطئه در حج، به ویژه اقامتگاه و اسرار درونی آن واقف بود. این پس از مکه، دار می شود و تحت گرفته به رده تر تشکیلات تنزل می کند. چندی بعد، از سوی می شود که نامبرده، به علت بلد نبودن شنا و در که جز او کسی در نبوده، در پایگاه غرق شده است؛ گویا تنها 60 سانتیمتر عمق است! 3- جواد: وی را در که به دار آویخته شده بود در تعمیرگاه یکی از ها می یابند. به دوستانش، در شب حادثه، هیچ وضع نامطلوب نداشته که موجب شود روز بعد اقدام به کند. بنا به محل اتفاق، صحنه حلق بسیار مرتفع است و اجرای طرح، دخالت دو نفر ضرورت است. این نکته مسلم است که در مرگ دار و قصد است. 4- بشیر (نام مستعار): یک روز بیدار باش صبح او را مرده در رختخواب می یابند، در که همه بدنش کبود و متورم است. علت مرگ، ناراحتی مغزی می گردد. 5- محمود (نام مستعار): جسد وی در های به C (که پس از های تخلیه می شود و در جنب H به "قفس" یا "قبر" - از زندان های انفرادی رجوی- است) سه روز پس از مرگ کشف و به خاک سپرده می شود. علت مرگ وی را ننموده است. 6- که در یکی از اردوگاه ها به سر می برد، دار شده قصد ترک را است. روایت مرگش است که شبانه بین دو کامیون "آیفا" می و سرش له می شود. می نماید که به علت تاریکی هوا و گرد و خاک زیاد، راننده متوجه نمی شود و آن حادثه رخ می دهد. اگر چنین قاعدتا باید تمامی بدن فرد له می شد؛ نه فقط سرش! 7 و 8- دو زن در که اشرف به سر می برده اند؛ این دو هم دار بودند. می کند که این دو با خوردن قرص اند در که در مذکور دستیابی به قرص و سمی غیر ممکن است. 9- که در محل غیرمسکونی و تخیله شده با دستمالی که در دهانش داشته، به قتل است. جسد وی یک از زنان که پس از های کنترل وسایل خانه رفته اند، کشف می شود. 10- حسن محمدی: وی از است که در پهلوی زندانی است. وی که دار" هم شده از یک عملیات، در رودخانه غرق می شود. 11- عباس: این فرد که از نسبتا بوده، به خاطر دار شدن، زیر است. وی را به قسمت نظامی می و شلیک سهوی فرمانده اش می و کشته می شود. 12- زهرا: این پس از خلع رده، به کارگر ساده در آشپزخانه به بیگاری گماشته می شود. جسد وی را پس از درون یک یخچال کشف می کنند. 13- ناهید: وی در شهر کرکوک، از اول به "شفایی" به سقوط می کند و بلافاصله جان می سپارد؛ علت مرگ را می کنند. بنا به بیماری روانی و چون مربیان کوتاهی می کنند، دور از دید آن ها دست به می زند. 14- ژاله: وی حاضر نبوده است که به تن در دهد و از این رو تحت فشار شدید است تا این که به در پاریس خود را بین دو قطار در حال می دهد و می کند. 15- میران (م. بارون): شاعر بخش تبلیغات؛ از دارهای سرسخت است که سرانجام در به"میرزایی" (طبقه سوم، واحد آخر، سمت راست) جسد او را به صورت حلق شده می یابند. علت مرگ را می کند. بر این 15 تن، سه نفر از نیز پس از ماجرای حج سال 66 به طرز از برداشته می تا به در حج 66 فاش از دست رو شد و به نقش در این پی بردند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
چگونه کودکان را به کتاب‌ خواندن علاقه‌مند کنیم / توصیه‌هایی برای فصل تابستان والدین

چگونه کودکان را به کتاب‌ خواندن علاقه‌مند کنیم / توصیه‌هایی برای فصل تابستان والدین


به (ایبنا) به نقل از واشنگتن به خود با رو می که پس از اتمام فصل در خود می خواندند و حتی ساعت های مختص به این کار را اما به می دهند. در از آموزان بوده است. فرصتی است تا راهی به گوشه های تخیل ذهن خود بیایند اما این لذت بخش را پر استرس جلوه می و خود را تنش می کنند. در پی آن هستند با دیدن خود در حال به خود بقبولانند که از برنامه درسی در ماه های تعطیل عقب نمی مانند. در این میانه سوءتفاهم از خود می شوند. اگر می فقط فصل و را فقط در به کنید. یکی از شده این است که به در بی می کنند. اگر می را به ادا از یک متن خود را با پیش از آن اند و در های است به هنر باشند. سخن با است. است به فکر که را به کند. و کشف و است. از آنجا که از زاویه دید خود و نه به دنیا می نگرند از اند که کار سختی است. بعضی از شنیدن این که به 97 را متعجب می اما قادر از هر 100 کلمه 97 تای آن را بخواند. در این صورت است که ما وارد حوزه لذت از شد. تحقیقات می دهد اگر بین 94 تا 97 در حال یادگیری است اما اگر 93 از منزجر شد. اگر فکر می این درصدها بسیار بالا است است کتابی ناآشنا را باز که فردی در آن ده را با لغات پرطمطمراق و عجیب جایگزین کرده آن گاه است که درمی یابید تا چه اندازه درک لذت از غیرممکن شد. پس اگر دلمان می است تنش را از خود دور و آن ها را در رقابت با ندانیم و را به فرزندانمان معرفی که مطمئن آن را دارند. که به آن بی می این است که اغلب خود خریداری که دارای پیامی و از می برند که به ها و شخصیت های جذاب تا به روی خوش دهد. احترام گذاشتن به نکته مهم است که از آن غافل می مانند. ساکت می و به یک وسیله خاص مدتی طولانی نگاه می کنند. سکوت در ذهن گناه بزرگی است اما نیز دنیایی خود بسازد که در آن دخالتی نداشته باشند. به جای غر زدن و نگرانی است هرازچند آنها را بیرون ببرید تا های فیزیکی با باشند. شاید به نظر برسد که بیش از حد به های کامپیوتری و مجازی روی خوش می اما همین وقتی به پارک می با اشتیاق زیاد با دیگران می کنند. پس بدانید که شما تابعی از شما با او بود. در نهایت اینکه اگر می است بیشتر از پیش با او سخن بگویید، به او عشق بورزید و به سخنان او با گوش دهید. در وهله دوم است از سر راه او بروید تا خود به تنهایی اطراف خود را کشف کند. این نه تنها سبب می شود عاشق شود بلکه عاشقانه خود را داشت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
آفرین بر زبان شیرینت

آفرین بر زبان شیرینت


(ایبنا)- میرشکاری: 18مردادماه، میزبان است و غیر از که فصل شان شده و آن ها را چند دور هم جمع است. و است که پس از به کار خود دهد. های شده در که به آرم مزین شده، نمایشگر که آن جلو پرچم های رنگارنگ که با نظم و ترتیب روی میز آبی گوشه مجلس های در حال نصب در لای ها و های به دست و در همه از این که است در شود. ها را از عمومی که دائم در حال جنب وجوش و رفت وآمد جویا می شوم. غیر و تعجب آور و کمی اما بخش این است و در گلویی تازه می کنند. کم کم سالن و های پر می شود. ردیف سوم یا چهارم، در از و از جای می تا که است در این باشم. دست در دست هم و در و پخش بخش است. اما و او شد که های این و به جای او را این قرائت کرد. حدادعادل در و در این را به آن ها تبریک و بود که با خاطرات خوشی از به کشورهایشان بازگردند اما جان مطلب و به این بود که همه ما دست در دست هم و در کنیم. در نماهنگی که بهانه همه حاضران در جمع پخش شد و بعد از آن رضامراد صحرایی، عضو هیات دانشگاه علامه طباطبایی و و پشت تریبون و گزارشی از که این در کرد. ضمن اشاره به های مختلفی که و کرده، اخیر را نخستین ای کرد که در است. به او پیش از این و طی پنج سالی که از تاسیس 55 اند اما این که در 6سالگی نقطه عطف و های است. 77 نفر از 14 در این آن طور که و می از در های اند که را از صفر اما در این حتی یک اند و همه اند. به او 137 از در این شد که به از شده و در از در این شده که 29 نفر از مرد و 47 نفر زن بودند. به طی 90 و در 11 شده و این با و از در که از های در شده که به به آن ولی را بر و اند. و به از دو نوع و به در و خبر داد و آن طور که از او در از شده و آن که و که فقط اند. بود که نفر اول تا که این را هر سه از جنگ زده که به با که هیچ گاه را اند. در از و به تا یا را کنند. همه شان را به یک لهجه و سخت ادا می و شان با شعری از شاعرانی چون حافظ و و بود. نکته این بود که تفاوت خوانش شعر کهن را با روزمره و امروزی می دانستند و خواندن اشعار، ضمن دادن احساس به لحنشان، کشیدگی خاصی هم به بیانشان اضافه می کردند که گاه به جا ولی از لطف هم و تلاششان شنونده را سر ذوق می آورد. بودیم آقای لگون از بار بود که به بود و در این او در محسوب می شد. ذوقی که در و صدایش تعریف از های و مردمش بود و هم غریب بود و هم کننده. یا شیخ موس اُرکین از در های کوتاهش از تشکر کرد و بود که آن ها این چند یک نهاد و خاص نبوده اند و در حقیقت اند. مهم خود به است حسین آذر، وزیر خارجه، از این نشست بود که در و در قسمتی از خود، را مهم ابزار در انتقال یک معرفی کرد و را مهم خود به توصیف کرد. او بود که کارهایی در جهان، زودتر از این و در سال های اول انقلاب اتفاق می افتاد، اما به مشکلات چون پدیدآمدن جنگ و مسائل بعد از آن، مشغله های مهم تر و اولویت های ضروری تر ایجاد شد و این امر مهم به تعویق افتاد. آذر که خود قبلا رایزن سفیر در بوده، از خارجه آنکه را در توان سفارتخانه های مان و به کار گیرند، سخن گفت و در بر لزوم سرمایه گذاری در تأکید کرد. از و خارجی، محمدحسین هاشمی، همکاری های و و بود که پس از آذر به خوانده شد و در خود یکی از وظایف مهم رایزنی های را بسط و با فرهیختگان حوزه و ادب دانست و کرد که و هم در این راستا موفق باشد و بتواند به وظیفه ذاتی خود به عمل کند. در ایوب دهقان کار، و اجرایی طرح گرنت که طرح حمایت از و انتشار های نویسندگان در و نمایشگاه های بین المللی از طرف و به این طرح که از پرداخت و طبق او سقف 3000 یورو را مترجمین در نظرگرفته که بر کیفیت به مترجم تعلق می گیرد. در این ها و تقدیر و تشکرها، چند کلیپ از سفرها، بازدیدها و ملاقات که این اند پخش شد که اغراق نباشد، اگر بگویم جذاب و مورد توجه بخش های هشتادو بود. عکس ها که ورق می خورد پچ پچ هم می شد. گاه به یک عکس که می رسیدن، به ناگاه همه با می خندیدند و این از یک شاد بین اساتیدی از 14 که زمینه ساختن آن شاد را ساخته بود. به یک که بار را می بیبنم، از دیدن حیرت می کنم. خوردن صبحانه شان در یک کاروانسرا در سمنان، یا ناهار خوردنشان در نمی کجا که شبیه به سیزده به در ما ها و جمع فامیلی است. یا عکس سلفی اوگاندایی با ازبکستانی، صربستانی، ای و... که روز این هم که فقط بود را بیاموزند و بروند. از ها و صمیمیت برداشت می شود که رنگ و بوی دارد. با خودم فکر می کنم چند تا از این استادها در هم همین رفتار را دارند. چند نفرشان حاضرند در در سفر بایستند، روی چمن ها حصیر بگسترانند و استانبولی پلو بخورند و کارهای که در ذهن من مختص ما هاست. به نگاه می کنم، های یک ماه قبل و دوستان حاضر. می کلی شماره و آدرس صفحات مجازی رد و بدل اند که شان یابد و است که فارسی، ها و چت های اینترنتی شان خواهد بود. به نظرم اگر کمی از خوش صحبتی ما ها را هم یاد باشند، فردا که به کشورشان برگشتند، تا ماه ها و حرف گفتن به خانواده ها و دوستانشان خواهند داشت. بر شیرینت/ همه شور در است. همه هدیه را اند و در پی گرفتن عکس های یادگاری اند. با اعلام یکی از عوامل پایین پله های جمع می شوند تا عکس دسته جمعی را هم باشند. چه پر جمعیتی پانزده را در خود جای با تقاضای لبخند می زنند. چشمم به نوشته های روی کاشی سر در که بالای سرشان می افتد: سعدیا خوش تر از حدیث تو نیست/ تحفه روزگار اهل شناخت بر شیرینت/ همه شور در
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
بارهایی از انسان که با نعمت‌های خداوند برداشته می‌شود

بارهایی از انسان که با نعمت‌های خداوند برداشته می‌شود


«وَالْأَنْعَامَ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ؛ مَا لَا و را شما در شما [وسیله] و است و از مى و در شما است که [آنها را] از و که [آنها را] به مى و شما را به مى که جز با بدنها بدان نمى‏ توانستید برسید قطعا پروردگار شما رئوف و مهربان است؛ و اسبان و استران و خران را [آفرید] تا بر سوار شوید و [براى شما] تجملى [باشد] و آنچه را نمیدانید مى ‏آفریند.» آیات 8 تا 8 سوره مبارکه نحل به چهارپایانی اشاره دارد که بارهای سخت را برای راحتی انسان جابجا می‌کنند. منطقه آباد اهواز در ساحل شرقی رودخانه کارون قرار دارد؛ خانواده‌ها در آنجا با دارایی خود که است گذران می‌کنند؛ حیوانی است که باید در آب و گوشت، شیر و باربری آن قابل استفاده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
شوکه شدن نماینده یونیسف از کودک کشی ائتلاف سعودی

شوکه شدن نماینده یونیسف از کودک کشی ائتلاف سعودی


نماینده از ملل(یونیسف) از شوک شدن خود به دیدن تصاویر جنایت کشتار دانش آموزان یمنی سخن گفت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری اهل بیت
موضوع : کل اخبار
جسد سومین حفار غیرمجاز در قائمشهر پیدا شد

جسد سومین حفار غیرمجاز در قائمشهر پیدا شد


- - جسد که در بخش ارطه شهرستان قائمشهر زیر آوار رفته بود ، عصر امروز جمعه بیرون کشیده شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند

مروری بر کارنامه نشر قدیانی/ از هیچ نویسنده‌ای نخواسته‌ام با من همکاری کند


خبرگزاری (ایبنا)- ملیسا معمار: به فخر رازی مرا به یاد و و و نشر می اندازد، که با بیش از چهار دهه قدمت، علیرغم که نشر آن ها را از سال 1355 و با و انگیزه به می دهد و با سه در و دارد. که نشر را به این رسانده و از کجا به این در یک روز گرم مردادماه به نشرش و او در گپ وگفتی صمیمانه از اش از که در پیک می و در می است. از اش با رضا نژاد، و رضا رهگذر(محمدرضا سرشار) و گفت که در نشر با آن دست به گریبان که در می خوانید. شما با و نشر از چه و گرفت؟ من متولد 6 1333 در و خرقان و چلنجر هستم. تا 5 در پدر و و در شدم و از که به با پول در غرب در که در آن آریانا نامیده می شد زمینی را و ای ساخته بود تا ما بتوانیم از روستایمان به کوچ و در شویم. که من 5 این را و از به رفت و آمد می کردیم. مخالف کوچ ما از به بود و از این کار جلوگیری می کرد. چون در ملک و املاک و می داد فرزندان و نوه در کنند. از 5 تا 7 در بین و رفت و آمد تا سال 1341 90 از ما و فوت عده ای از از و ام ای شد تا از سال 1341 به کوچ و در 150 را که یک و یک بود شویم. با اول را در اما به کوچ به و ای که رخ بود ای اول از بگیریم و شدم در دبستانی در اول را بخوانم. به در از همکلاسی بزرگتر بودم. به من آذری سال های اول، دوم و سوم به گذشت چون هم فارسی یاد و هم درس بخوانم. تا به های چهارم و رسیدم. در آن در هاشمی، روی علی اکبر، ای به نام ساسان که چهارم، و ششم را در این درس می و چون من به درس ها قوی تر بود که و نمی آمد به خبر می داد که من به بچه ها تدریس کنم و این موارد اتفاق می افتاد اما نمراتم در دروس اعم از و و و ... بود و با می گرفتم. که مرا صدا زد و به نام پیک به من داد و گفت را به بچه ها بفروش. در که این ها چه هستند. روز اول از آن ها را به بچه ها و را با به و به و این کار و به این من با این با شعر و و شدم. و ششم در به ای پیک بودم. در بود که ششم می از ما امتحان بگیرد اما چون بچه ها از من از بچه ها پول جمع کنم و بخرم اما از بچه ها پول و من بتوانم به همه آموزان کنم شدم با فروشنده چانه بزنم و را بیاورم. از این جریان باخبر شد از این حرکت من خوشحال شد و مرا کرد و این جرقه های من با روش های و در بود. چه شد که به روی آوردید؟ در آن سال با تعطیلی و تحصیلات و قبل از دبیرستان، به خودجوش و با های در به کار کردن کردم. خالی بود و کسب و در کنم. در می و به و جغرافیای که رنگی بود در و این شروعی بود کتاب. در آن های دوطبقه ای که با یک بلیط ما را جابجا می و به شهر می بردند. با ام در نشستیم و به شهر رفتیم. در بین الحرمین تابلوهای و ... ام را جلب کردند. شدم و بچه ها سیندرلا و شنل قرمزی یا آیا ما مسلمان را جلب کرد. به دو بسته از این ها را و آن ها را به بردیم. این کار باعث شد هم این ها را بخوانیم و هم بفروشیم. بعد از تعطیلات در دبیرستانی به نام ستارخان که در بود ثبت نام و در به در دهم. اما که درس شد با ها در حال درس همه فکر و ذکر من در بود. سال های اول و دوم را با 5 تا 7 تجدیدی به زور گذراندم. و در سوم که 14 ترک و جدی که کار در را دهم. کم کم به و با معراجی، امیرکبیر، و نوجوانان، سروش، شناسنامه جیبی و شدم و از های و آن روز را و در می فروختم. کسب و آیا از که می می کسب و خوب بود. به یاد در بود که به در باب و به نام را در دیدم. یک جلد از آن را به و به اما پشت که رفت و از یک 50 تا 50 تا های را می و در می و ها و ها می گرفت. این سبب مند به این شغل شد و در به نیز بپردازم. در راه که می و به های راه می و در آن ها را می تا روش را از آن ها بیاموزم. چه گرفتید را راه بعد از چندسالی که به در می 19 که به می رفتم. از هم را بود و به و مقداری هم پس در بانک داشتم. با از دوستانم با به در همدان اعزام شدیم. بعد از طبق یکی از دوستان دایی ام، علی با انتقالم به موافقت شد و به در آخر پیروزی منتقل شدم و در بخش پشتیبانی به کار شدم. سه از ورودم بود که فرمانده به سربازانی که داد که 6 از و 5 صبح را کنند. من هم و را از در شرق به در غرب که سه طول کشید. های نظامی مرا شست و خشک و اتو کرد و من 5 صبح را به طولانی دارد. صبح روز بعد بود سربازها را کنند. در آن دادگر که بدنی بود و همسرش یک خانم امریکایی های تمیز و اتوکشیده مرا دید از من آمد و از من سئوالاتی پرسید و من هم شرح حالم را برایش توضیح و او آمد و به دفترش مرا به محل برد. من در اتاق را می و تلفن ها را می و در این 19 ماه به یک و پرسنلی شدم که صبح تا 2 در و بعدازظهرها هم به رسیدگی می کردم. هم که در طول می به میدان بهارستان می و در به سبب که با عطایی داشتم، می نشستم و های را تورق می کردم. کم کم به از نشر جلب شد. بعد از سربازی، به در کاملا بود و های در می بازگشتم و برادرهایم نیز در کسب و کار به من کمک می کردند. در 1354 که 21 یکی از سربازان هم ای ام به نام که هم بود و می دانست من دارم، کتابش را که در قم چاپ بود به من داد. چند روز بعد را من و من آن را در 1355 و این نشر بود. که چاپ چه نام از بود که می دهم نامش را نگویم. من این را در کردم. در آن در محل فعلی بود که ما ها را دریافت مجوز نشر به می و من را در ثبت کردم. در حسینی که امام جماعت محله مان بود و از بستگان ما نیز کتابچه ای را که گفت وگوهای آن روحانی بود به من داد و من به چاپ کردم. پس شما در نه. من در آن سال ها یکی از مشتریان نسل قم که آیت مکارم شیرازی راه بود و پرسش ها و پاسخ ها و راه در جستجوی خدا را می و در ام می که به سنی و بود. آن دو هم که من چاپ در قد و قواره و جنس ها بود 17-18 ها. بعد از به هم می در این ها و به و برگشتن سخت بود و شدم کار نشر جدی است و خاص را و از هم در بود و برادرم، هم که دو سال از من کوچکتر به بود و فقط 6 ماه از خدمتش باقی بعد از می توانست در کمکم کند. در با پول که از در به دست 40 در جای از و دکوراسیون زیبایی آن فراهم اما عکسی از آن ندارم. این یکی از های پررونق و پرفروش من بود و و دو استخدام کنم و بر انبوهی از افزار را هم و می فروختم. این را یک نامیدم و را که می کرد و در آن از برگشته را دو نامگذاری تا مشتریانم و آن ها را به یک می کرد تا ای که در راه جمع و را به کرد. بعد از آن را جدی و بعد از آن در و سه ای هم در که یک من یک و یک بود. از چه به طور جدی به سال 61 که شد من کم است. به نشر در من و و را گرفتم. ها در آن را که سود در پی و می اما ما ای نداشتیم. در آن با به نام صلح شدم که هم یکی از و و است. او در آن و بود و 7 بود که آن ها را چاپ به من داد. و و آخر . و این جدی کار من در نشر بود. پس جدی کار شما در نشر با بله که در سال 1355 در و بود و بعد از آن هم که های صلح را اما کار من در نشر و به جدی در سال 61 و در بود. تان در از چه دیر به در که بعد از چاپ صد و بود. شما به و بود یا نشر قبل از با نشر بعد از در نشر قبل از از به نشر رسیدند. نشر امیرکبیر. من هم جزء بودم. به در به می و این از یک سو و در و بچه ها به من و خود به خود با بچه ها شدم و به این سنی کردم. به در سال 1361 که با صلح شدم 8 چاپ و در آن ها نیز جزء سی ام و را چاپ می که باز هم به و می شد و کم کم به 20 رسید. بجز صلح در با چه کار می سال 1361 تا 1365 اوج و بود. در آن های نیا و داشتند. قبل از من فقط اسم و رضا را بودم. غیر از این ها و را نمی شناختم. تا در دهه اول از این و و شدند. بعد از 8 که از صلح در آن سال ها چاپ با 6 خوب نیز کار و و آب از و من فکر می کنم از با یک گل نمی شود طاقدیس، خلبان کوچولو داوود غفارزادگان و ... از که بعد از آن در نشر ما شد. محمدعلی بنی اسدی، وکیلی، علی خدایی و همه آن که حرفی در در آن که بود با ما کار می کردند. و تصویرگرانی که با ما کار می به 500 و می رسد. در نشرتان به اهمیت می در آن با مدیریت و در های و و و در که من 20 200 و من هم را به آن ها می دادم. در اثر این رفت و آمدها یک روز به من گفت رضا هایت را دیده و گفته که چاپ می کند است. سپس جست وجو و شدم که می رضا را در کنم. در با بایرامی، رضا و شدم و از رضا ضعف ها پرسیدم و او داد منظورم از بودن این است که روی و چون بچه ها در سنی حساسی است ها را با آن ها کنیم. نصحیت به دلم نشست و مرا به فکر فرو برد و دنبال کسی می که در نشر با او کنم و از کسی را به به من کند و او را به من کرد و ما یکسالی را با هم کردیم. من در آن در ای خریده در حاج نایب و غرب در را هم به شیرنژاد سپرده و در می کردم. بعد از آن در حقیقت و در مستقر شدم و را تعطیل و فقط غرب به گردش و نقدینگی که برپا بود. در رفت و آمدهایی که با با نشر ما 50 از او و آب و من فکر می کنم اثر و اگر ببارد باران اثر جمشیدی را چاپ کردم. و در این عناوین من به 70 رسید. بعد از درزمینه های تان با چه کسی می بعد از با گذشت، با ما شد و کمی بعد از حجوانی، با ما به به رسید. ماجرا از این بود که در آن روی ما در ای به نام می که پسر آن ها رضا (مدیر نشر افق) با برادر من در رفت و آمد می و بودند. یک روز صبح که آن ها عازم جبهه من آن ها را به عشرت آباد رساندم. دقیقا یک بعد از آن روز شد و رضا هم تیر خورد و در بیمارستان بستری شد. از آن من با رضا شد و کرد. سال 68 رضا به من گفت که به دوستش که در آن بخش و و بود نشر شود. من و که در آن یک موتور به هم پیوستیم و با به او تحصیلکرده بود و در آن لیسانس در که من در و مرا می کرد و من هم در فروشی، کتابخانه، نشر و او را می کردم. این تا سال 72 و من اتاقی در به رضا و هم هم من بود و هم رضا نژاد. بعد از رضا از ما رفت و را در جای داد اما از آن سال حال با ما قطع و یک روز در به به ما می آید و 28 سال است که با ما دارد، به فتاحی. و که چاپ می شود از فیلتر آن ها می گذرد. با سیل عظیمی از به نشر سرازیر شد و با ما کردند. پس از سوی می شد؟ با در یک که اینجا می کرد ها را می خواند، می کرد و نیز می داد با کار را با جدیت و ما با گرافیست و و ویراستار در نشر شد. در اثر ها در سال های از چاپ 30 تا 40 از ها خودداری کردیم، اما این ها در آرشیو موجود است. و از آن سال به بعد ویراستاران را و در حال در نشر گرافیک و بخش که 25 نفر در سازی کار می و یک روز در هم را که هر به دستمان می رسد می کنیم. تا به حال چه اید؟ حال سه ایم که آن ها در و است. لابه لای آن ها های ای در کلیات سعدی یا نهج البلاغه علی یا را نیز ایم که آن ها به 200 می رسد. آیا فکر می هایتان به سه برسد؟ که 10 چاپ در رویاهایم فکر می به 200 و فکر نمی که به برسد. از به من دو سال در کار می کردم. این دوسال بهترین دستاورد من از یادگرفتن به بایگانی و دفتری و بود و این مساله کمک به نشر من کرد. به یاد در آن سال ها کد درست 61/101 61 سال چاپ اول این است و 101 من که از 100 بودم. و اگر به فهرست ما این سندی است که چاپ اول های ما در آن دارد. چه گمنامی را در طول این سال ها به نشر مختلفی که در نشر چاپ شد. از این می به کنم که را در نشر و در حال از خوب است. او به نام من فکر می کنم از سوی نشر شد که هم جزء خوب به شمار می رود. صلح هم از بود که در نشر شد. هم که فقط یک چاپ و بعد هم رفتند و ماندگار نشدند اما از پدیدآورندگانی که ماندند و می به مریم کنم که را در کردیم. او در بود و کسی او را نمی شناخت. ما را به دوازده لالایی تابستانه و زمستانه چاپ کردیم. سپس از به آمد و از شاعرهای شده است. آیا که با شما کار می اند و به شده هم به با شما می یا بعد از شدن به سراغ اند؟ بعضی از آن ها اند اند. فقط پنج یا شش از را ما و با ما نکرد. از که از سال های با می توان به و کنم که را در ایم و هم با ما می یا نیا که سال های سال است با ما می کند و را می کنیم. در که می بدستتان می رسید؟ من به هیچ ای نگفتم که با من کند و به هیچ ای گرفتن کار ام. هر ای که با ما کار به ما است. من دو ویژگی که در نشر به آن پایبندم. نخست به هیچ ای نگفته ام که به من کار بده اما به از سفارش کار دوم که به ها می اما من هیچ وقت نداشتم. ما در کارمان نشسته ایم و خریداران و به ما می و هایمان را می خرند. را مجاب می تا به با شما دهند؟ این که ما ای را ببینیم و با او صحبت و به او بگوییم که منتظر بعدی اش تمایل و نیازی به پیگیری نمی بینم. و علی به ما و ارتباطی شکل و کرد. با به ارتباطات و گفت وگوهایی که با قطعا درد و دل هم با شما به نظر شما درد دل درد و دل و های کم، پایین، و حق کم است. به شغل دوم یا سوم است و پیش می آید شغل اول آن ها باشد. من بیش از 20 سال است که کار در نشر است. عضو و ام. و در های و و نشر مرا یک تیم می چرخاند. و در طول 30 که کارفرما 35 و افرادی که اند و اند به 150 نفر نمی رسد که این دهنده ثبات کارمندی است و کارمندهای بالای 20 سال سابقه کار در نشر دارم. تان با و در طول سال که در نشر ام تلاش ام تعامل با و باشم و با آن ها بیایم و از که های از اختلاف و در دادگاه های من هیچ ای در این مبنی براختلاف و با و ندارم. افتخار من این است که با همه و از هوشنگ مرادی کرمانی ام اما هربار که یکدیگر را می بینیم، احترام می گذاریم. از خاطراتتان با برایمان بگویید؟ کارکردن با ها و شیرینی که نمی خواهم به های آن کنم. یکی از خاطراتم گردد به که به نشر ما آمد و گفت که 20 مثل و متل است و از من که آن را چاپ کنم. این را در فراغتم سپس به که آیا باز هم از این متل ها و مثل ها داری و او گفت 10 تا مثل و متل هم و از او آن ها را نیز بیاورد تا بخوانم. بعد به او که در این متل ها و مثل ها قصه ای به نمی رفت که قصه است یکی از این قصه ها را نیز قدری بده و به از کن که آن هم شد را . من این مثل ها و متل ها را به ای دو به نام قصه های که جلد آن به نمی رفت و 19 مثل و متل و جلد آن را و 11 مثل و متل نام داشت. و این ها یک سال طول و بعد از چاپ شد با معمولی ای رو شد که راضی کننده بود. بعد از آن ها را به و با این بنویس و دو هم از با روش و کردم. بعد از آن از شمس هم دو به روش جمع کند و آن ها را نیز چاپ که نهایتا 6 شد. سپس آن ها را در ای به نام قصه های 72 قصه کردم. این به عامیانه بود و دهه 60 نوشتن آرامش و قلم بهتری هم گرفت. و با به 20 سال از انتشارش 20 بار چاپ شده است. 15 سال پیش در معاونت ای با مسجدجامعی تشکیل شد، همه از و درخواست که شود اما من در آن که ما توقعی از شما اما حمایت تان را در های با از ما اعمال و این کار کرد و این اثر در پشت به پیشنهادی به بچه ها شد. حالا که 20 سال از چاپ قصه های می از بخواهم تا دوم قصه های را و این است که من از این دارم. هم یک روز هم در از او 365 قصه 365 روز سال بنویسد که حجم کمی باشند. او کرد علی رغم به او گفت امکان پذیر نیست. بعد از 365 قصه من و عطیه سهرابی آن ها را نقاشی کرد و فرشید هم آن ها را کرد و 800 ای با 25هزار کردیم. این سال شد و جوایز را نیز از آن خود کرد و تلویزیون از من اجازه تا قصه های آن را هر شب بچه ها بخواند. در حال این با 110هزار چاپ می شود اما هرساله 200 تا 300 جلد از آن می رود. این مرجعی تا هر شب قصه ای بخواند. من از این ابتکارات در ام. از بین که که با شد و شما را به کار و در نشر مند کرد چه که از صلح و و با 20 تا 30هزار می شد و از سوی می گرفت. ها مرا مند کرد که را به و دهم. بعد از های صلح ها را با ها به 3تا 5هزار کاهش یافته بود اما با این تفکر که در حال یک کار این کار را تا سال 1371 که به از سوی شدم و به کار شدم. در سال 1372 از سوی و به شدم و باز هم تر شدم و شدم روندی را که ام درستی است. در حال از که ام 500 زنده اما 500 مرا نگه است. از بین این که تا به حال اید به کدامیک من بیش از و به همه های که ام دارم. 90 آن ها فکر و اندیشه که به ام 365 قصه 365 روز سال که و آن را دارم. به سه که 366 قصه و آن یک تیم 50 نفره از و 52 به نام های نارنجی و قصه 52 سال و هر یک که 7 قصه است بچه ها شده. بر این این ها را در یک به 366 قصه ام. که برگزیده جایزه جلال شد. از سفرهایی که به کشورهای ام را ام و آن را بچه ها ام. اگر را یا دهید، کدام را می که را می دهم. 12 قصه های بچه های که 3 یا 4 قصه آن را نیا و آن با کمک شده را نیز می دهم. این نیز از است که لیست های پیشنهادشده و شده است. همه قصه های این در 64 قصه نیز شده است و از های نشر که با رو شد. آیا پیش ای را چاپ به شما دهد و شما میلتان از چاپ آن امتناع بله، در سال 70 به نام شیرین تر از عسل را یکی از شده بود و آن را فیروزه گل محمدی بود. این کار در شده بود و کار فوق العاده بود و بعد از متوقف شده بود آن را چاپ نزد من آورد. اما چون اول بود و چاپ آن نیز مستلزم صرف بود چاپ آن را نکردم اما دلم می آن را چاپ کنم. که در نشر ما افراد به های و نشر می در که این کار نیازمند دقیق و حساب شده است که می تواند را نگه دارد. به است که ما در نشر که ها را می و های مناسب را چاپ می کنیم. و ها را رد می کنیم. آیا ای که باشید از او اما باشید؟ 30 سال پیش با رضا و کار کنم که نشد. اما بعدا از همه چاپ کردم. 22 سال پیش تن تن را که با رو شد. آیا پیش که که در یا به آن اید را و آن را با جدید نه. در و من به این شکل اما در 15 سال قبل به این که بچه های و ادراری بچه ها در کار است. در اروپا به بیش از 50 و در این و به ام و به تا کند آن ها را به نیا تا براساس آن ها بچه ها شعر بگوید و با به نام مامان بیا جیش شد. و تا به حال شاید بیش از 500هزار باشد. و بیش از 20 از این کار ما اند و با نیز را اند. های شما سال که با (واحد و قدیانی) می شود، چرا اسم را به نشر در سال 1365 شدم تلفظ اسم بچه ها است اما به نام شده بود و نام را به و کنم. در آن تنها که را تحت نام می کرد نشر بود که به بود. اما چون من از کلمه خوشم نمی آمد به جای و را کنم و در سال 65 این کار را دادم. های ما با نام می شود و بیش از 50 و از این کار من و را تحت و می کنند. که این کار به فرهنگسازی محسوب می شود. با به سال ها فعالیتی که در نشر اید، به نظر شما نشر و در سال های اخیر به دهه های چه و تحولاتی شده از تغییراتی که در این 40 سال در نشر این است که بی تر از دهه اول هستند. می نویسند. بی شده اند و به نظر کارشناسان می از قدیمی ای تر شده اند به اند و و دهه 60 اند. در هم از و کار که با از اینترنت می کنند، این شده اند و را می دانند. روزانه بیش از 5 یا 6 ایمیل از سوی یا و نوقلم به دست من می رسد که اگر در آن ها عمیق شوید می بینید از آن ها نمی آید اما با این وجود، سال 30 اثر از اولی ها را و چاپ می شود. از بیش از اندازه شده که به نشر و می زند. 90 تولید دست 100 است و نقش کمی دارند. نظرتان و کمک به و که نیز رو به در را می شناسم که و شده باشد. بزرگسالی که عمده شان در است و به دلشان نیز بچه ها اند. و در این نمی چون این است و و نیز جزء است. اما اصلی، کمک و که به یک تجارت این شده اند و در این دو دهه های اند و را به گرایی سوق اند و سطح فارغ التحصیلان را اند. از چون این دسته از نگران این که کنکور به است برچیده شود و به آن ها هم بهایی در که و خود و اعتباری در سطح دارند، با پول که در دست با از در و این شده اند و 99 که می به و این ها از سوی های در اندک می شود. و این ایی است که به نشر و اند و با گسترده ای که نیز ها به آن ها جلب شده است اما است اما به ای که این خواهند شد و این نمی توانند موفقی در نشر و باشند. و من به آن ها می کنم شان را و ویرایششان را جدی تر بگیرند. با روز به روز پولدارتر و روز به روز فقیرتر می موافقید؟ در نشر و ناشرانی که 30 تا 40 است در نشر و می که در دهه های 60 و 70 در و شده و حق های اند. اگر و را که در این کار و به اندبشمارید به انگشتان دو دست نمی رسند اما و که از این به اند به بیش از 50 نفر می رسد. من 50 سال است که در و کار می کنم از پدر من خان زاده و من از 18 هرچه درآمد ام پس ام و و یک ریال از من پول نگرفته اند و همه خرج و مخارج من برعهده پدر و است و هر که از عایدشان می شود به من می دهند. و آثارتان سعی اید با وپرورش و و برقرار و 200 چاپ می کند که با احتساب خرابی ها و 50 به ما دهد و خوب و به 9هزار و 800 هم می رسد. من از اوایل دهه 60 می با قرارداد را بنویسم، قراردادها از نظر شرعی در آن قید می که 10 تر چاپ می اما حق آن را به نمی دهیم و را که بر چاپ می شود صرف می کنم و آن را به مطبوعات، رسانه ها و کتابخانه ها می دهم. چون ما تلویزیونی نداریم. من هیچ جای و قدم ام. و ها را می و یا و صد از های یا 200 یا 300 از های ای می و هم در رد می شود. به و در و که با آن هستید چه ما در و است زیرا به هرحال به گونه ای را می کند. اما در جای می گیرد و که به اختصاصی به های و بپردازد در محدود است و دنیای ماه پیشونی که در باغ راه شده امیدی است که به های و ویترینی بدهد اما آن 6 است. این 6 را اگر به کل نشر و به صفر می رسد. اما هم هیاهوی به پا که صادقانه و هدف چیز است که پشت باغ را پنهان اند. شما هم هستید، تان با این از چه و شد؟ و 28 سال پیش از سوی 13 و که پخش و از های و بازاری که می دلخور بودند، شد. و سعی اند با سطح های و را بالا ببرند و و به استانداردی از نظر است و که از سوی شده و می شود این استانداردها را که عاملش است. این در نیز بی تاثیر است. من از ابتدای در این مدنی عضو و قبل از بشوم 2 سال هم سه سال است که هستم. در هم از سال 1355 عضو و 42 سال است که عضو آن و 16 سال هم عضو هیات مدیره تعاونی در طول 4 که نداشت و بخشی از حق و حقوق از دست صنف را از دست دولت و ریاست جمهوری و کنم و یک ماه است که به کوچ است. از به نشر و روی آوردید پشیمان نشدید؟ نه. هم به بچه ها دارم. به نمایشگاه می روم و در غرفه می نشینم و با مخاطبانی رو می شوم که می گویند ما 20 سال پیش با والدینمان به شما می و در پی و این حس خوشایند است. اگر نمی شدید چه کار می شدید؟ نمی دانم چه پاسخی به این بدهم. بچه ها شغل را از شان به ارث می برند. اما در ما چنین است چون پدربزرگ من در جنگ جهانی دوم عامل قندوشکر قزوین بود. او مرا به کار و در ام می کرد و از پدر و می به زور مرا وادار به درس نکنند. برهمین اساس من هم می کنم اگر ها که سربه زیر و اهل کار ولی ای به درس ندارند به آن ها فشار نیاورند. که سرکوچه ها سیگار می کشند و از آن ها مواظبت کنند. در مقاله خارجی می چرا اصرار به درس فرزندانتان است فرزند شما با سیکل تر از یک بیکار باشد. خود من دچار تکبر و غرور نشوم هروقت به می روم روی ای که می ایستم و به یاد می را که در کار می و به انبار می روم و کمک کارگرانم ها را جابه جا می کنم. از راست به حسینی، اگر یک روزتان را به تصویر بکشید آن را می 90درصد من از پنجشنبه تا یکشنبه است که ای را نمی پذیرم و سعی می کنم را به و سفر دهم روزهای را به کار می کنم. صبح ها که از می آیم به قوه قضاییه می روم تا بعدازظهر. از صبح به و می روم تا بعدازظهر. از صبح تا به نشر می روم. و را به شرکت در ها و جلسات با و می پردازم. را هم به می دهید؟ های ام به دست می اما که می کنم را می کنم. بدانم چه چاپ می کنم. چه و آیا نشر و در شما با همسرتان تاثیری سال 1359. همسرم من دبیر بود و ما به به نشر می شد. حاصل ما یک پسر و یک دختر بود که هر دو دارای ارشد و در نشر با من می کند. 18 سال پیش با مشارکت ای را و های را می و به دیگران سرویس می که به وضعیت نشر فقط های نشر را می کنیم. دو پسر که یکی از آن ها نشر و پسر او هم که شاگرد اول دانشگاه بود علی رغم در از بورسیه بود در نشر است و فروشگاهی مخصوص های و کنم تا به برادرزاده بتوانند در کار کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
حج؛ همه دست ها به سوی اوست

حج؛ همه دست ها به سوی اوست


مکه مکرمه- ایرنا- از که در در 10 6 ساعت بر صندلی اتوبوسی که راه را گم کرده بود، با دو حوله یکی بر دور کمر و دیگری بر روی شانه ها ، آنقدر این و آن شدیم تا سرانجام به مکه رسیدیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
​عوامل کاهش عمر مفید باتری موبایل

​عوامل کاهش عمر مفید باتری موبایل


به و در همواره با بیان و از مهم به می که با انجام و از می عمر خود را به و از صرف های و تعویض وخریداری یک جدید جلوگیری بعمل بیاورند. این به مرور و بررسی بر که می شود عمر های به شدت می پردازد. 1. سرد و گرم یکی از مهم که می طول عمر به شدت در های از حد سرد یا گرم است که در از حتی می شود گرم شود. می شود که به هیچ از خود در زیر با گاز و کنند. 2. یکی از خطر برای طول عمر موبایل، آن از شب تا صبح است به گونه ای که Over-charged شده و آن بازدهی و مطلوب را نخواهد داشت. 3. سطوح سخت شاید برایتان جالب اما بدانید که از دستانتان نیز می تواند اثر مخرب و منفی بزرگی نحوه عملکرد و شارژدهی هوشمندتان داشته باشد. می شود که تا حد امکان مراقب موبایلشان از دستانشان نیفتد وگرنه در انتظار خراب شدن و مشکل آن باشند. 4. 100 با اینکه عجیب و غیرقابل باور است اما قبول کنید که 100 نیز به آن آسیب های زیادی وارد خواهد کرد. به عقیده بسیاری از مهندسان اطلاعات، ایده آل بیشینه 95 است و مشاهده این عدد، را از پریز برق و بکشند. از طرفی کمترین نیز کمتر از 10 باشد. 5. ماندن بیش از چند به گفته در تکنولوژی، بگذارند که شان بیشتر از چند بماند چراکه این های لیتیوم یونی بعد از گذشت چند ماندن، به اصطلاح decharge می شوند و عمر آن ها به شدت می کند. منبع: ایسنا
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
اتفاقات استیضاح خوب نبود/اتهام زنی در کشور رایج شده است

اتفاقات استیضاح خوب نبود/اتهام زنی در کشور رایج شده است


با به در صحن در بررسی استیضاح وزیر کار گفت: متاسفانه اینگونه اتهام زنی ها در کشور رایج شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : سیاسی
​آیا میدانید؛ چرا لاستیک اتومبیلتان ساییده می شود؟

​آیا میدانید؛ چرا لاستیک اتومبیلتان ساییده می شود؟


به تقریب؛ در خودروهای می شود که می دلایل مختلفی باشد. یکی از مشکلات عمده و که های آن آن است که به های این به هم می خورد و نیز تعمیرات توسط تعمیرکاران غیر مجرب، این اندازه ها رعایت نمی یا اصلا دقیق نمی شوند. در حین به چپ یا حتی اگر آن را رها پیش بیاید. هم وقت ها به هم است که می گیج است چون به عمل نمی کند. ها بر این ها می علل از و ها، در چرخ ها و یا حتی باد ها باشد. غیر ها است این که که آن ها فرا است. خودرو: اگر شما به به یک سمت می شود ( که را رها می کنید)، اولین کاری که دهید این است که باد ها را چک کنید. اما اگر باد ها را چک کردید و بودند، آن گاه ممکن است اشکال در جای باشد. فنر بندی: فنر از اجزای متعددی تشکیل شده است در این حالت است که هم راستایی چرخ ها و یاتاقان های آنها و بوش و میله تعادل و بازوهای کنترل فنر و خود فنرها را بررسی کنید. اگر بخش هایی از فنر ها دچار شده یا اند شوند. چون اگر این کار نگیرد فرسودگی و دیدن پیش از موعد سایر بخش های فنر و می شود. همراستایی: کردن مناسب و درست و از ها؛ است که هم راستا باشند. این کار می شود که از و اصطکاک و سر خوردن شود. ضمن اینکه مصرف سوخت هم کاهش می یابد و از وارد آمدن فشار بر روی و فنر کاسته می شود و بهتر می گیرد. و چرخهای سه نوع وجود دارد:زوایای کبر، و تفارب و تنافر چرخ ها کمبر و به معنی مقدار بیرون و داخل قسمت جلوی چرخ ها است . هدف از این توزیع بار به طور متوازن بر روی سطح جاده است. این کار می شود که دهی خودور به سهولت و از سائیش ها جلوگیر به عمل آید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
از خبرنگاری تا شهادت در دفاع از حرم به روایت «هادی باغبانی»

از خبرنگاری تا شهادت در دفاع از حرم به روایت «هادی باغبانی»


به خبرگزاری تقریب، حرم شهریور 1362 در روستای دار از به گشود. وی که بود به شغل پدر که از کارمندان شرکت راه آهن بوده بعد از تولد، شد و دوران کودکی خود را تا 6 سالگی در گذراند و بعد از آن شدند. پدر بعد از به به کرد اما کار و در ماند. در و را کرد و به که به هنر و شد تا در راه جنگ گام بردارد. او چند سال در فتح و را و این سال ها با های می کرد که آن 22 بود. در سال 1388 کرد که این یک دختر به نام "رضوانه" است که در هنگام پدر 3 سال داشت. خبرنگار و بود که با جنگ در به یک از مستندسازان ایرانی ثبت دقیق جنایات ها و ها به این سفر بود. در دومین سفر خود به در تاریخ 28 92، با شدت گرفتن درگیری میان های با نیروهای سوری در مناطق شهر دمشق بدست های و به رسید. با این گفت با ایم که در می خوانید: چه های و که او چه با و چه با خوب و از است. به کمک به بود و این به ای بود که در به او لقب بودیم. از و محض از بود و و خوش بود و به بحث و داشت. بار که از قصد خود به شما و قبل از جنگ و را به اما در جنگ و که بار به من و من نیز به او که به که کجا است می که سفر از من می که به به من هم که به شده اند. ولی این بود که به کار به و در کنیم. ای از پیش از و که بعد از عید فطر قبل از در ماه به و به و پدر سفر و بعد از عید فطر بود که او از به و از با من و به از من کردند و من پیش از از پشت خطوط تلفن بود. خبر شهادت، به شما رسید؟ 27 92 ما به مسافرت و در راه برگشت به بودیم، چند بار در طول با گرفتند، ولی من اصلا ماجرا نشدم تا به رسیدیم، به یکی از همسایهlrm;های مان رفت، عجیب بود که ایشان همسایه ما را از کجا میlrm;شناسد که رفتهlrm; است؟ من هم به همسایهlrm;مان رفتم که دیدم بهlrm;شدت گریه کرده، اتفاقی افتاده؟ شده، کجا؟ سوریه! دروغ میlrm;گویید، به من که لبنان میlrm;رود! فقط است، پس چرا این آقایی که اینجاست پیراهن مشکی پوشیده؟ ناگهان صدای گریهlrm;شان بلند شد، بود که فهمیدم ... راجع به شده از نحوه او، نقل قول های بسیاری شد اما آن چیزی که از حرف ها شدیم، این بود که گویا به همرزمانش در کمین های گرفته بودند و نداشتند که یک باره مورد هجوم تعداد زیادی از ها می و در این درگیری، می شود. مدافعان حرم را سربازان تازه نفس زمان(عج) می دانند، چه های این وجود که توانست به سربازی حضرت(عج) نایل شود و انتظار واقعی را به نمایش بگذارد؟ من به شخصه چون را قبول داشتم، به و کردار او می کردم؛ او تلاش می کرد، هر آنچه که اسلام است را و کمال اجرا کند. با هم می کردیم، در های مختلف و فکر می کنم این ها و گفت و گوها به دردم می خورد، که او نیست می توانم از تفکرات و عقاید او تربیت فرزندم استفاده کنم و آنها را هم به سمت اجرای کامل فرامین الهی سوق دهم. در محیط و چه کردید تا همسرتان با طیب خاطر نبرد با ها و ادای دِین خود به زمان(عج) شود؟ که مجرد دعا کردم بشوم. نمی می شود! حداقل نمی به این زودی می شود. در بزرگ شده که از من خواستگاری کرد ، چون او هم ام دغدغه داشتند که شاید نتوانم های با یک را تحمل کنم و کم بیاورم. اما گفتم، من چنین دعایی ام و های با یک را دوست دارم. سخت و در مراحل مان، هایی که و صبوری می کردم، گاهی 10 روز تا یه هفته ماموریت و شیفت بود یا دانشگاه و کارهای دیگر، کم پیش می آمد که در و من هم هیچ وقت گله که چرا اینطور است. هیچ وقت با او و عقایدش مخالفت و با رفتنش مشکلی نداشتم. فکر می کنید زنان می توانند ساز باشند؟ هر کس به طریقی می تواند این را باشد، روش هر کس متفاوت است. ما که هستیم و جزو شده ایم، این رسالت بر عهده مان است که 100 درصد در این قدم برداریم و سعی را نیز به این راه بیاوریم. اول از همه از خودمان کنیم؛ چون و کردارمان درست ناخودآگاه الگو می و به این راه جذب می شوند. فکر می کنم در کل بانوان در این تاثیرگذار هستند و مادران و سبک زندگی، و خود با را به عنوان الگوی منتظران در جامعه نقل کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
علل و درمان خواب رفتن دست و پا

علل و درمان خواب رفتن دست و پا


هنگامی که است در دست و یا پای خود بی و یا سوزن داشته باشید. این در پزشکی با نام «پارستزیا» یا همان خواب رفتگی دست و پا شناخته می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار
زوار پاکستانی اربعین با تصاویر رهبر انقلاب وارد خاک ایران شدند+عکس

زوار پاکستانی اربعین با تصاویر رهبر انقلاب وارد خاک ایران شدند+عکس


زائرین (ع)هنگام به مرز با در دست گرفتن عکس رهبر انقلاب،ارادت خویش به ایشان را به نمایش گذاشتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 10 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : کل اخبار
اگر در زمان رانندگی لاستیک ترکاندید، بابد چه کار کنید؟!

اگر در زمان رانندگی لاستیک ترکاندید، بابد چه کار کنید؟!


مهمترین در حفظ راننده خودرو برای چیره شدن بر مشکل پیش‌آمده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : فضای مجازی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی