بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب ویژگی



جهاد و ایثار، بارزترین ویژگی اهل بیت علیهم السلام است/ جامعه انسانی نیازمند تفکر حسینی می باشد

جهاد و ایثار، بارزترین ویژگی اهل بیت علیهم السلام است/ جامعه انسانی نیازمند تفکر حسینی می باشد


حوزه/ گفت: یکی از و های اهل بیت جهاد و ایثار در راه خداوند و اسلام است که این مهم باید در جامعه اسلامی جاری و ساری باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
باطن و روح نماز به اندازه وسعت معنوی اشخاص عمیق است/ دعوت جهت اقامه نماز ظهر عاشورا

باطن و روح نماز به اندازه وسعت معنوی اشخاص عمیق است/ دعوت جهت اقامه نماز ظهر عاشورا


گروه ـ ضمن از جهت به ظهر گفت:‌ این منحصر به فرد را دارد که ظاهر و شکل آن گرچه برای همه افراد یک رنگ است، اما باطن و روح آن به اندازه وسعت معنوی اشخاص عمیق است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
دلیل مقامات بالا و باب الحوائج شدن حضرت عباس(ع)

دلیل مقامات بالا و باب الحوائج شدن حضرت عباس(ع)


حجت پاک نیا با به ها و سبک قمر بنی هاشم(ع)، گفت: به شان را می کند که ابوالفضل یعنی پدر فضیلت و عباس به معنای کسی است که در برابر اهل باطل عبوس و در مقابل نیکان، گشاده رو است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
​وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با پیشکسوت تعزیه خوان دیدار کرد

​وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با پیشکسوت تعزیه خوان دیدار کرد


به (ایبنا) به نقل از مرکز و و سیدعباس صالحی در این ضمن گفت وگو با به را داد و گفت: تا این با به و با و آن به نسل های بعد شود. وی در و آن را های آن و کرد: در و به کمک هم می و ناب و می کنند. این هنر در بیشتر نقاط سابقه داشته و همچنان می شود که این نشان از اقبال بودن آن دارد. وزیر و همچنین به های غریب (غیر عاشورایی) اشاره و بر معرفی و آن ها کرد. در این استاد رضا به یاد دوران خوانی بخشی از نسخه حارث در دوطفلان مسلم و نیز قطعه ای از سروده خودش در توصیف شمر با ابوالفضل (ع) و پیشنهاد امان نامه به آن را کرد. سید محمدمجتبی حسینی؛ معاون و و شهرام کرمی؛ مدیرکل هنرهای نمایشی و احمد عزیزی؛ پیسشکسوت نیز در این حضور داشتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 14

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
چرا امام حسین، درخواست فرشتگان برای حمله به دشمن را نپذیرفت؟

چرا امام حسین، درخواست فرشتگان برای حمله به دشمن را نپذیرفت؟


به گزارش خبرگزاری طرح اندیشه ترغیب به های و تشویق شدن است. از مدتی قبل، شده و به می شود. بچه ها این را می و سپس در ای با به نقد و این اثر می پردازند. در این از طرح جلد آن، و دید اثر، پی رنگ و ... نقد و و خود نویسنده، های بچه ها را می کند. این از به نقد و در سید و بنابراین، مهمان آن، این و نام آشنای بود که با حوصله فراوان به های بچه ها گوش کرد و به به این داد. در ابتدای طرح جلد این شد و از در شد تا خود را این کنند. از بچه ها که طرح جلد از طرح تر است چرا که آن یافته است. هم که روی جلد، نشان دهنده ی این صور فلکی است. در حجاب؛ روایتی از است که درک است در بخش در خود را به این کردند. یکی از در که از در است که در پوش شده است. یکی از می گفت که این با در به است که در رخ است و به (خورشید) نیز پوش شده است . یکی از نیز بود که در مواجهه با آلام و دردهایی که بر خاندان گذشت، بود تا از این دردها باخبر نشود و به دلداری بدهند. سید در های شده گفت: در که بر این که می به وقار و مفهوم نیز دارد. است که مانع دیدن یک شی از می شود که این می از جنس تاریکی و نور باشد. گفت که در به تابانی است که بزرگ و آن درک است و از این جهت در است. وی را به این جلب کرد و گفت: هر یک از که در این یک لقب و یک وجه از زینب(س) است. ، بخش ، و است و در نیز یک وجه از است. که هم است و کشف است. جنس و دید آن را خاص است در بخش به دید این کردند. از بچه ها که این دوم شخص است و به می کند که از این جهت و خاص است. در از بچه ها که کل است و بر آن، نیز با خود حرف می زند و حرف دلش را می کند. در نقد این بخش، از که اگر از اول شخص می کرد، تکراری می شد و از سوم شخص نیز کمی غیر و غیر احساسی بود در که از دوم شخص شده است تا سازی و فضاسازی به بگیرد. سید ی و دید این داد و گفت: طور که در سخنان بچه ها شد، این ترکیبی از کل و دوم شخص است. در جنس این با های است و از این جهت بتوان گفت که این جنس و نوع دید است. کرد که این دید، طرح است. در به این که با به این که از افراد، مضامین را می دانند، یکی از جذابیت ها، از دید است. کل و دوم شخص، را می سازد که این اجازه را به و می دهد تا بتواند را کنترل کند و به پاگشای باشد. به من، این مدل از راوی، حس را بیش تر می کند در که اگر بود فقط دوم شخص نمی توانست به از حیطه ها وارد شود و این حس صمیمیت و را برانگیزد. در این و دید جدید، اتفاق که در این رخ باشد. نو به در یک مذهبی/ شجاعی: های و از را از دید کردم بخش بعدی این به نقد و این و به این موضوع، خود را کردند. یکی از بچه ها می گفت که با به این که از سخت به این فکر افتاده است که با تلفیق عناصر داستانی، به فضا در ذهن و در این کار است چرا که نو به است. دقت که در از های به و است و به می . یکی از که در این به یک همه را می است و از این که می شده است. از های که فضا را می کردند. یکی از به در می اگر کرد و گفت: های به و می و از این جهت نیستند. است و آن سخت است. به در و نیز را دارد. در در که با خود می که . یکی از گفت: در از های به جنگ و و می شود در که این پیش ای نیز است و در پس آن رخ می است. که در عین می و را . سید در این بخش گفت: با از و زن می به های و از که کنیم. یکی از جدی در است که بچه ها شد. این نمی که یک زن در اوج و و و در عین و و باشد. این دو را می دهد. یکی از که در می این است که آیا در این جنگ چه شد؟ یکی از بچه ها در به این گفت که به نظر من، هیچ در ندارد. طور که جز است. اوج و در آ ن جا است که بعد از آن همه و از دست را می کند. اگر هر از ما های بود و یکی از را از دست می خرد می شد. به این را قوی کرد و اگر رخ نمی نه هم از بین می رفت. شد تا عظیمی از جریان بگیرد. مورخانی که در اما نتوانستند را کنند/ ننگ 1400 ساله حکومت غاصب داشت: یکی از های این است که پیام های و را به کنیم. یک آن چه که عصاره فکری این قیام است شود. که در رخ می دهد این است که در آن، دو را به موازی جلو می بریم. یکی این است که از می شود و حوادث و ظرایف از می شود و در طرف یک گرایی در بین های این را داریم. دقت که می را از و ... دید. از ها و مقاتل که شده از طرف شده است. جالب این جا است که از حضرت، از اند و را اند. مطمئنا اگر در این طرف داشتند، کشته می شدند. مهم در این میان این است که با این که از طرف از حقایق فاش شده است. حکومتی که به غصب بر سرجای پیامبر نشسته ابزار را اما در آخر، که در می فقط ننگ و او است و در می که بعد از 14 قرن، هم می درخشد. ما در این دو وجه هستیم. که هم که را می کاویم، های را می جوئیم و از این دوربین متفاوتی به داریم. در آب و ادب ، داستانی از می شود. از محکم، دلیل برتری در / شجاعی: کلمات این رمان، در بخش این بچه ها به های که از این دریافتند، کردند. یکی از بچه ها گفت: در این و آن هم شام است که پیش تر آن را نمی دانستم. از آن جا است که معاویه این که وجهه مردمی خود را حفظ کند، بخشی از یک پیرزن که است به کاخ خود متصل شود را تخریب نمی کند اما بعد از فوت آن پیرزن، آن می و تبدیل به یک می شود. افراد در این و دیدار با از بود که بود و نشنیده بودم. که این این بود که مستندی که به می به آن ها کرد و خواند. مهم در این این بود که از لغاتی بود که همگی را شنیده و که بروم و به آن کنم تا آن را بفهمم. نثر روان و خوب بود و طراوت خاصی داشت. من هر سال محرم، این را می خوانم اما هم است و تازگی دارد. یکی از در گفت: این شد تا کلیشه مسائل در جامعه شکسته شده و به آن شود. این پنهانی را ما آشکار است که به آن اطلاع نداشتیم. ما تا می شده است اما در این بعد از نیز به کشیده شده است . سید به نثر این کرد و گفت: با نثر روان، من مهم است. یکی از اهدافی که در های خود می کنم، ارتقای سطح است. این درک و احترام را قائل هستم که با خود رشد و بیایند. این است و لغات را اما این که می شنوم که هیچ لغتی که بخواهند به آن کنند، باارزش است چرا که و ادبیات به ای است که خود را می است. این در های خود سوالی را کرد و گفت: آیا در این بود که و ضعیف را باشید یا خیر؟ این از این جهت من مهم است که هر خود نگارش دارد. این که در این نیفتاده و حس خستگی نداشته من مهم است. یکی از در به این گفت: به برعکس این داشت. که در بود که برگردم و دوباره آن را بخوانم تا به جزئیات توصیف پی ببرم. یکی از در به این گفت که در آب و ادب دچار این شدم. فصل سنگین و سخت بود و داشت. های چیست؟/ اهل بیت، نمونه های سید این گفت: یکی از های این است که شما بخواهید در عین پایبند ماندن به سند، کار و با تخیل و سازی، نویسی بدهید. چرا که ممکن است این دو در با هم تضاد کند. راه رفتن روی این لبه تیغ یعنی دور نشدن از مستندات و در عین شدن کار است. من در این اصرار داشتم که بداند که هیچ از خود من در این و همه چیز سند و نقل است. که منابع، مواد خام و اولیه ای است که پخته شود. بدون آن ها، هیچ کاری نمی گیرد. یک است که شما می خواهید تخیلی بنویسید، خب ایراد اما وقتی است که یک و یک از قدیسین را کنید، دست و پا به شدت بسته است چرا که در چارچوب بمانید. این ها به کامل که شما که به کنید. به تعبیر آقای شریعتی، علی السلام، بر ای از اساطیر است. به غیر از افسانه است. خاستگاه این است که بشر دوست آرمان ها و ایده آل را اما خارجی ندارد. کمال طلبی در قالب یک در ذهن او متجلی می شود که نام دارد. در ارتباط با معصومین، با مواجه که و هیچ کم و کسری ندارند. افرادی را در برابر ما است. وی ی های در مراسم گفت: یکی از دغدغه های جدی من به است. یکی از اهداف جدی من تالیف این است که چیست و با ها شود. اگر کسی با این ها به دست کند و از خرافات دور من می کنم که به هدف خود ام. چرا درخواست حمله به را نپذیرفت؟ به یک شبهه مهم جواب داد و عدم از امدادهای غیبی که می است گفت: این جدی تر می شود که ما می شنویم که در به پیش آمدند و کمک های خود را عرضه می اما آن را نمی پذیرند. این کار، استدلالاتی که ها به این است که چرا قضایا در در سیر خود رخ می داد. یکی از دلایل این است که تصمیم که کسی را زوری به بهشت یا جهنم ببرد راه و باطل روشن بشود و خود بشر کند. وی کرد: راویان مقاتل، تا مقاطعی، به شدت که بین و خود، کنند. حتی در های خود این را رعایت می و که استنباط خودشان است را مشخص می کردند. اما در دوره های این قید اصلا و موارد غیر می شود. در چند دهه از وجه شعور و معرفت اهل بیت روز به روز گرفتیم و به مرز شوآف نزدیک شده ایم. این فاجعه است. آن چه که در گذشته به مجلس عزای برگزار می شد، مهم وجه آن، وجه معرفتی بود و و پس از او نیز ذکر می شد. می بینید که به تدریج ها حذف می شود و فقط مداحی به که مبنا می ماند. این خطرناک است. 25 جلد همه اقشار به مطالعاتی آب و ادب به تدوین به کرد و گفت: در کشتی پهلو گرفته، را و از هر یادداشت برداری بودم. آرام به این که یکی از دلایلی که تاکنون کار جدی و عمیق و و به تنبلی برمی گردد. به گفتیم که اگر بتوانیم یک بانک اطلاعاتی به تولید کنیم، نویسندگان، خطبا و ... می توانند به به آن مراجعه و اطلاعات نیاز را به دست بیاورند. از ابتدا تصور نمی کردیم که حجم کار تا این اندازه برود اما در نهایت به 25 جلد که اسم آن است. که این کار می شد، پیشرفت های نرم افزاری و کار بود. یک تیم چند نفره بیش از 10 سال بر روی این کار و آن را به موضوعی و دسته بندی شده کنار هم دادند. هر ای که بخواهد به هر مقطع از و هر بدهد، به برایش قابل است و خیالش از بابت مغتنی آن است. در هیچ در که و در این نیامده باشد. به شکل سی دی نیز موجود است در که سخت تری داشت. او در بخش های خود ضمن به که در در از علی کرد و گفت: علی در های من از شده است آن یکی است. می کند که من می خواهم دل سنگ این مردم را از هر راهی به دست بیاوریم؛ حتی با کمک بچه 6 ماهه خود و تقاضای آب او. این های این است. که بین این روایات تناقضی از های آن شده است. در بخش این سید شجاعی، فرازی از این را خواند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند

ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند


خبرگزاری (ایبنا) ـ سندی مومنی: در چهل فصل (دویست و یک صفحه) به نگارش درآمده است. نام است که های آن در می گیرند. و با می کند. را می ای در نظر که می شود. این همه قبول نیست. و عدم تغییرات، سرفصل ماجراهای است. سه دارد: نخست؛ که از کل شده است. است های از مختلف. این را کلی و فصل های و ضربآهنگ تند ماجراها تقویت می کند. دوم؛ ای از است و را که این شود. است که از ای (انقلاب) در جهت به و ها است. این است متنی را در با به از کل در نظر بگیرد. است پتانسیل در متن و کمال به به جهت آن که بیش و پیش از و ای است که در با نظام، ها و ضدارزش های ای را پیش روی خود می بینند. این از هر بر دارد. سوم؛ در نقش می اما است. است که به رغم عدم اشخاص، است را با کند. است با تعداد زیادی که در فصل های چهل گانه دارند. با به نوع شدن با است. این در از ها تر از هاست. به طور از هوس های بی خبر است. این که او از به در فصل اول می شود و در آغازی است بر از و و زلیخا، به شناسانده نمی شود. کمی از و یا فیض می دانستیم. کمی تر می شد. به طور در جریان بی خوابی می گرفتیم. با این همه طور که شد این (عدم در مارون) یک است. فراتر از گذاری های صرف خوب و یا بد بودنش. در هر حال روایتِ در با گو آن به ای است که را تا نگه می دارد. های و و است. این سه در متن خود را به می گذارند. گودال: است. در متن به است کند. که آن به در است. این است. ناخودآگاهی که آن است که به واپس آن ها از زندگیشان دارند. این روانشناختی به اثر می دهد. انقلاب: ای است که بر ساحت های تاثیرگذار است. در روستاست. و در و کل کشور. چهره را می کند. این را می در صمد و به کرد. در آقا کور و های نیز این می شوند. و دارد. در و محرک در روستاست. این مفهوم، با رویکردی را می دهد که بعد از در می افتد. خشونت: در و پیشینی از دو و است. برایند و وقوع است. مخرج مشترک و است. چه آن جا که عوض می شود و خان و خان فراری می و که از کتک می به است و چه آن جا که امن و بی دردسر می شود دفن همه آن که است به فراموشی شود. در سه که شد تر و تری در متن دارد. این با شدن به می شود. که و پیش چشم می افتد. که همه از آن و کسی به آن تعرضی نمی کند. در متن دار است. در یکی از های متن است. و و از گل بس و و که قشر و از زن را در می کنند. در زنان، مردانی نیز که های به و مهم زیرنظر آن هاست. آقا کور و در یک جای می گیرند. و در و صمد و فیض و و در یگ هستند. و خان و خان ها نیز در هستند. این مردان، مسبب رویدادهایی که بعد از آن خود و مقابلشان را به کلی می دهند. پرقدرت از فصل هشتم، به می شود. در این فصل اکراه و در عین حال کنجکاوی صمد در شب نشینی با اداره و و خان می شویم. در این فصل پیشگویی را می خوانیم: رو می بینم که یکی مثل تو جای یکی از این مفت خورها باشه. (سلیمانی، 1396 :44). در فصل نهم مرگ بر شاه در جشن سده می شود و تظاهرات تا می افتد. جملات این فصل این است: ها که چوب های شان را بردند، صمد فریاد زد: مرگ بر شاه! با این شعار در بهمن ماه هزار و سیصد و و هفت به رسید. گنو کل و غش کرد. (سلیمانی، 1396 :50). دستگیری صمد و فرار سربازی به در فصل دهم را در پررنگ تر می کند و نهایتا در فصل در اول فصل می خوانیم: شد. گورانی ها صمد را مثل یک قهرمان از بازداشتگاه آزاد کردند. پنج روز بازداشت بود. شکنجه شده بود و دماغش شکسته بود. (سلیمانی،1396 :56). و صمد و چند در در است که با جدی از صمد رو می شود. در با و و می که به می شود. در این است. خان و خان از و می و ها می شوند. طور که شد، مهم متن است. در کلی به یا سهم در است در جهان. می که در به از است. یا سهمی در از تاثیرگذاری بر یا دیگران. (اوتویت، باتامور،1392) این را در صمد و دوستان انقلابیش می بینیم. اما با این که صمد از شاه و خان(بیشتر از خان و خان زاده) است به نظر می رسد اسیر انتقام شده است. در می خوانیم: صمد به نمی هدفش چیست. فقط می که از شاه و هست. از شاهی ها و نوچه های شاه مثل خان از شاه بود. خوشحال بود که به خواسته اش رسیده و شاه است. (سلیمانی، 1396 :67). گواه صمد بعد از شدنش سوختن تور است. پیش از این کتک صمد را خوانده است: ها مشغول صمد زمین. آبشارها که به می نیم خیز می شد و می کشید. نه آدم ها که توپ های خوابیده در طرفین. فرقی نمی کرد آن که می برد یا بالای گودی... دلش می یکی از ها از بیاید و به او بگوید جایش کند. کسی نیامد و اگر آمد به قصد بود. پسر خان راست از آمد خم شد یقه او را از بلندش کرد و شترق خواباند بیخ گوشش. آن که صمد آبشارشان پسرجلال خان را هو و این به ضرر صمد شد. به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ. پس چرا لالمونی بکش قحبه! (سلیمانی،1396 :27). بعد از این نیز می خواند که صمد هیچ وقت این را از یاد نبرده است. که می شود و خان و اش را ترک می کند، است که عملیاتی بدهند. که در دست آن هاست. و عیدی که ها و شهر ها به می و در می صمد به می رود و اش را با در می اما را بچه می و می به نفسانیات مان بدهیم راهنمای مان شوند. اما می کند و در و صمد و فیض تور را آتش می زنند. است که به هنجاری می شود؛ و احزاب های در سپهر که را می کنند. وبر را به عام به این که یا ها حتی در با اراده خود را پیش می کند. که یک است. در به نظر وبر به می شود که های در آن به می شوند؛ کسب و و است. به ندرت است در که خود را به شکل خالص بر زور یا نظامی سازد. در عوض های حاکم می کوشند خود را و آن را به که او (این در است) می نامد. به نظر وبر سه دارد. عقلانی/حقوقی و کاریزماتیک.(مارشال،1388). در متن در شکل و و به ای شده است و یکی از خشم و صمد به خان و خان در است. به صمد می دهد تا این را به نفع بدهد. این آتش زدن تور و به آتش خان است. در سه که وبر به آن بود کرد بنا بر وبر (واقعی و خیالی) است که فرد آن است. که می بر و خود را به از و خود کند. است به شکل های که به های آن دارد. های دینی، هنری و... نیروی و برانگیختن آدمیان و دگرگون دنیای متحجر مادی را دارد. به وبر شکل از یا است. به پیشکسوتان و پیشینیان است. پیشاصنعتی. عقلانی- قانونی، مدرن که همنوایی با قواعدی که قانونی و به بروکراتیک به گذارده می شود راه و رسم رایج است. و از است نه از شخص. (اوتویت، باتامور،1392). در می که صمد از و که می جایگزین شاهنشاهی است خشنود است. به دلالیل است که قدر که می در را در دوباره کرد به نیز می را در ای دید که در با و و خود را می دهد و این در متن و هفت است و نیز حق را و هوادارانش ادا است و این وظیفه را است اگر این جزء وظایف بود می که که و با فهم را فهمیدند و آن از جان خود دریغ نکردند. در بعد از در نظر سه از وبر به سختی می در را تابع یکی از آن ها دانست. و از کاریزمای نیست. آن علمی و جاافتاده که از شود به این است. در از می اما به طور آتش زدن تور به مافوق خود اهمیتی نمی و در در فصل نیز به آتش و خان را به خود گزارش نمی دهند: دست و دلش می لرزید. بود اما نظر را هم بپرسد. می نخواهد کرد. فیض اما بود. نه آتش زدن خان بود پیشنهاد کرد خان را هم آتش بزنند. گفت در شده و ها را و آن ها را سرجای شان نشاند. (سلیمانی،1396 :81). در فصل نیز حرف از تنظیم طرح و طرح است. صمد می زودتر های و کشاورزانی را که تاقبل از این به خان کار می کند. او بعد از شنیدن پسر خان به می رود: صمد این بود. روز بعد به رفت و با راجع به با کشاورزان شخم تابستانه و صیفی کرد. گفت در این خصوص ای صبر تا از چه دستوری می رسد. گفت است صمد دست نگه دارد. از همه مهم تر آتش به کاهدان می و این خطرناک است هم و هم که نیاز به آرامش دارد. گفت کشاورزها را تحریک کند. برخلاف به صمد گفت که می را کند تا کی صبر تا آن ها که در اند شان وضع گفت وضع می و می کنند. (سلیمانی،1396 :95). خان نیز است: بود سرخود بود جنایت کاران اول بشوند. بچه های حرف های را و در آن نزده بودند. اما همه یک دل خون در خون . با زبان بی زبانی با هم توافق که اگر خان یا را دیدند ای تامل شلیک کنند. در این نمی زدند اما همه می اگر روزگاری سر و کله خان و در سالم به فرستاده شوند. (سلیمانی،1396 :169). در با نیز ست. می که خاص خود را از و طبق این که در از عناصر و به است می از و اهدافی که به نفع نیات خود کنند. به رای. در این به رای، قدرت، مداوم و آدم های بی چیز، است. به ای سرکشی است. طغیانی که در نظر اول و مقبولیت را به اما طور که از متن شد می که های به روی اند. در چند از می که ها قصدآباد را دارند. های که در حیطه می مطرح کرد: نخست: چه کسی و یا چه را و ظرفیتی در چه و چه جمع ها می دانند. در که را غیرشخصی دانسته اند. بود و های دستیابی به است. فوکو بود و ساز و به انضباط شکل به گفتمان آن ها، آن ها و در نفس سوبژکتیوتیه آن ها. به نظر می رسد را به شکل و سپس از این در جهت نظمی که می کنند. این در و تصمیمات آن ها گنو و آقا کور و است. دوم: را می به آورد؟ بر این که از روی قصد باشد. کنش پذیرد. زدن و در دو از ای است که در شکل است. با می و با اجتماعی.(در با نوع و و آن در بحث شد.) به آتش تور و خان نیز از نوپای است. سوم: چه و را می به چه می تاثیر بر بگذارند، و یا در سهم باشند؟ ای که در متن می ای است بر رای حداکثری و یا در نظر رای نیست. با و و و در دست رای است و که بدانند شده به صلاح و آن ها در جهت اهدافشان را می کنند. زدن و فرستادن گنو به و یا از می دهد که که را می کند رای است. حتی نیز دو نفر می گیرند. است که سال این شخص هیچکس به نمی آید ولی طور که می آتیش شان تندتر از این حرف ها که را در مسلمان ها راه بدهند. به راستی انسان، می یا غیر ساواکی، چه دارد؟ در متن سه بار می افتد. بار اول دو ماهه زلیخا(پیش از و به جهت به مارون)، بار دوم ساواکی(صمد و را به می اندازند. دو فرد انقلابی) و بار سوم صمد انقلابی(جنازه صمد را پسر خان و ماشاءالله به می کنند). دوبار زنده در می شوند. بار اول خودخواسته و بار دوم به زور به که عاملانش نمی اما همه معتقدند ها این کار را اند. چهارم: موردنظر را چگونه درک کرد؟ آیا است که می در دهد یا فقط در شرایطی که فعلا این با به های ها در بحث به آتش زدن خان و تور والیبال، به می شود که خاستگاهش بیش و پیش از هر چیز در و از کینه و انزجاری است که سال ها در جانشان شده است. شد که است. در متن و به آن و نقش و نقش و در نقش است. به یک فرد در و یا به رتبه یک در مقایسه با های می شود. در کلی به دو نوع و می شود. را فرد از بدو به دست می و بر و دین و و و و به می بخشند. از این رو بر اصل و نسب فرد است و نه بر های فردیش. اما یک است که فرد به سخت و که از خود به خرج می دهد به دست می آورد.(کوئن،1389). است. می مهم و باشند. در خان و خان ها که و به آن می گیرند. ولی مهم این است که آیا که بر های نیت های اند در نقش های عمل سه با در این بحث دارد: و نقش را به کند که آن نقش باشد. از است آن نوع را که آن نقش است باشند. نقش شان که از شان از بدو است اما نقش های پس از شکل به آن ها می و های یک نقش است. آیا صمد بعد از و با در نظر و شد؟ آیا صمد از به بعد از و صمد شده بود اما آیا که از شاه و شاه ها شده بود بود در نقش نقش گاه یک فرد در نقش خود می شود که در نقش با ها و چشم های رو می شود. نقش به می شود. این ها می آید که نقش یک شخص های از او باشند. یا یک فرد را در که یک باشد. که با می کنند. صمد ور و دارد. را با در می گذارد: صمد گفت نمی ولی را از همه چیز کشیده. گفت که عوض شده او هم عوض هر دلش بکند. زن است. می همه را به روز و کرده. مگر و نمی را جلو کنند. هم پر بی راه نمی گویند. تا چیزها. اند. زنی اند. این که می کند زن می زن می زن کرک و پشم و و می زن خرج و زن با بگو و می کند جز گنو که خدازده گنوست؟ (سلیمانی،1396 :84). صمد با با لو ساواکیش و در و بین ها است اما نقش را به وضوح در با می بینیم. علنی با صمد نیز یکی از اهرم های این در نقش اش به می آید. فیض بعد از شدن صمد ای به دست می آورد. و از ها هستند. در این فیض به ای کند که نام صمد را نگه دارد. فیض در و نامزدی او با و که با می با اش در تناقضی چشمگیر دارد. در فیض نمی نقش کاملی در اش کند. او می به خان برود. نقش بر فیض آن می شود که بعد از شدن و قتلش به فیض او با می کند و پیداکردن می شود. حتی به هم نامزدیش با دختری هم او را ناراحت نمی کند. به از این می گذرد. او نقش اش را در اجتماع(انقلاب) رها می کند و به می رود. در نقش فرد در نقش را در نقش گویند. این های دارد. فیض در نقش است که به آن شد. از مهم که می در متن با به به آن کرد است. منظور از و منابعی است که و ها از با می به دست آورند. در بر این که این و نیستند. این در دارند. است از آن چه شما می دانید. ها و مهارت ها و تجربیات. ولی به این که شما چه را می شناسید و با آن ها در هستید. نیز بر این که است. این شما را قادر می تا ارزشی را به آورید دهید. به هدفی نایل شوید ماموریتی را در و در کنید.(گروه مولفان،1383). فهم بدانیم که این نوع با شکل می در و و است. اجزای را بین (نوعی ای که برقرارکننده بین است. این بعد کمی است) و ذهنی (پیوندهای بین باشد. این بعد کیفی است) می دهد. در این دو جزء و پیوند، می از منظری معرف در نظریه بین و باشد.(گروه مولفان،1383). ها در متن به چه آیا در اند از متعدد و و ببرند؟ به نظر می رسد می از سه به این داد: نخست: در و دارد. اما هیچگاه نمی شود در اکثریت و یا مخالفان. چرا که طور که به آن شد در خاصیتی که از و یا رده و در این که نهایی را می گیرند. در به شدت با است. گل بس و عباس، زن و شوهری که خان کار می نیز جزء هستند. وفاداری این زن و به شان تا آن جاست که عده ای آن ها را نوکر خطاب می و عده ای تاییدشان می کنند: نبود. سر باغ ها بود. باغ که نصف شان را داشت. نصف دیگرشان را می داد به خان که منزل و هیچ وقت پایش را توی نمی گذاشت. ها و گل بس را شماتت می که چرا همه را برنمی دارند، این که کسی او را نمی شناسد چرا مفت و مجانی جیب را پر کند. هم به می به شیری که خوردی. مردی، مرد. حروم خور نیستی. (سلیمانی،1396 :180). جالب است که گل بس و و عضو است: که از راه گل بس شد شاخه ای از درخت سیب شکست و به جانش. توی بی حیا هم از اونایی. تو هم برا من شدی، ها؟ تو که با نون همینا شدی! این خان را ندارند: بود از خدا بترسید. مملکت بیشاه نمی شود ده هم بی خان نمی شود. بود اگر خان نصف ها از می مردند. چند نفر را اخته کرده؟ شکم چند تا را آورده؟ و یک یک خان و آبا و اجدادش. سگ خورده. آدم برده. سفره ش پهن بوده. (سلیمانی،1396 :53). نیز در و تکلیف که می تا که می شاخ و شانه می کشد می کند با همراهانش به می رود اما جز و نفرین کار نمی دهد. که در با می در ذهن این است: اگر دوماهه اش را نمی کشت و صمد را از دست نمی داد، آیا باز هم و ها بود؟ و مهم تر آیا هویت و مستقلی از های قائل بودند؟ به این ها می تا و عدم در را بدهد. در های و هم جزء هستند. در به جهت آن که های متعددی و به سرعت پیش می رود، با نگاری آراء ها و یا های و نمی شویم. فقط می دانیم که و زنش هوادار ها هستند. هم که به نظر می رسد برایش خوشایند و پیوستنش به نیست. خان و خان ها هم وضعیتشان است. آن ها از هر چیز از دست اقتدارشان است. در جذب کمی دارند. اول به این قضیه جدی فکر نمی و دوم به نظر ابزار و هایشان: یکی از ها گفت شان این است که با گفت است از آدم های هم عضوگیری کنند. چرا به درخواست که دلش می عضو نمی دهند؟ اگر تا مرد سن و سال دار در چه بسا کمتر کنند. به هر حال آن ها تا پیرهن پاره اند. (سلیمانی،1396 :153). در صمد نیز هیاهویی به پا می شود و عدم از سوی عده ای می شود: این بود. هیچ کس نفهمید چه شد که ناگهان و سر و صدا را برداشت. و زد و شد. خرده مالک های ها را می که خدا و پیغمبر شان و به همه بی حرمتی می های ها به آن ها سنگ می و به می دوران آن ها و است گورشان را گم و بروند های شان. (سلیمانی،1396 :109). اساساً به در هر ای است. که این که در به آن شد. به طور در فصل و نهم رمان، با سعی می به بچه های مدرسه، طرز از را یاد بدهند. این آن کار ای نیست. در فصل سی و دوم نیز می به که سنگ های را می بوسیدند که کارشان به بت است. در این فصل با یکی از که عیسا به دین خود موسا به دین خود و اظهارنظر فیض که می گوید: بشو نیست؛ ببین کی گفتم (سلیمانی،1396 :163). می شود. و های یاد و را زیر می برد. با ای روست که را به درک و است. که اسد یکی از فعالان بعد از روستا(مشخصا به این تصمیم) به گنو به می گوید: این قشون کشی می دهد ما آمادگی از ها را ندارد؛ اما همه چیز در عمل را می دهد و گفت است را موقتا بگذارند. اما گنو را کرد. گفت تا آن جا که او پرس وجو از هم با گنو به اند. (سلیمانی، 1396 :153). دوم: همراهی در پی می آید. در بر سر هر که می دو دستگی است. در نیز دست اندازهای خود را دارد. سوم: و کردن، بر سر است. در و و در یک راستا دارند. به نظر می رسد روستا، مانع از پایدار بین و شده و عدم به در بطن خود عدم را نیز به دارد. می گفت از و اما این و در گروه، آن طور که باید، ندارد. در بخش ایستادگی، می دو آورد. جوانی که شب بر سر می و فیض بعد از شدن سلاطوری. نگهبان بعد از و بعد از این که این و نتوانسته کند اسلحه خود را به می دهد و از کناره می گیرد. فیض نیز با شدن به قتل غیرعمد سلاطوری، از می رود تا را کند. این دو که در عدم بر به را می دهد، تاییدی بر حرف اسد است که را آماده از ها بود. که در است. طور که شد، و به سخت است. به طور تقدیرگرا و کار هستند. مشخصه و در عدم در آن است. در این نوع نوآوری و حرف زدن سخت می شود. به سنت و دارند. این را در گل بس و به می و در به صمد می که در جای به خصوصی دفن می شوند. در در صمد بر که می بی اعتنایی به گذشتگان در محل دفن است. با ها که بوسیدن سنگ های را بت می نیز یکی از مقابله با حرف و است. نیز بچه های نیزیکی از است. از های سن و جنس است. به جهت حفظ و به آن، ریش سفیدان از و جایگاه برخوردارند و جنس مذکر نیز از و است. ریش در متن نیست. در اختلاف های با ریش کسی نمی شود. این گردد به خان در روستا. پیش از این خان در حمایت بود و به نظر می رسد تا پیش از خان به تری که از و است است. است که این نظر خان است. اما در هر حال می دهد که حرف آخر را در خان می زند و بعد از که خان و خان ها از می روند، سن و سال از را نمی که بتواند قائله های را بخواباند. مردان نیز در فصل که عروسی می این می شویم: سوار اسب بود و یک پسربچه شیرخواره جلوش بود که یک پستانک آبی چرک توی دهانش بود. دختربچه جلو نمی گذاشتند. بود که بخواهد؟ همه آرزوی پسر داشتند. دست کم آرزو بچه اولشان پسر باشد. (سلیمانی،1396 :186). مهم که در این بخش مهم است است. است از وسائلی که آن ها را به کار می بندد تا اعضایش به های انتظار با کنند. به عوامل می شود و به دو دسته و می شود. در (گروه و دوستانه و شغلی و آن می شود) هستند. های فراوانند. این ها از طردکردن و شایع تا تمسخر و مضحکه را در گیرد. از آن جا که فرد امری حیاتی است هراس از عدم خود یک کارآمد به می آید. را می از ها و به کار بست. ها از زندان ها، مراکز از نوجوانان بزهکار، دادگاه ها، مددکاری و آن ها. کارگزاران نیز از ماموران پلیس، قضات و مددکاران اجتماعی. تری به خود تر و تر شدن این نیز می شود.(کوئن،1389). در متن و به حذف و طرد و است. در یک آن هم است که حکمی و می شود و به به می شود. در به است. در متن مارون: صمد با ور بر است که است و تغییراتی که در می بیند. فیض با بر سر قبر صمد بر حدس و گمانی است بر سر قبر و به بدتری می شود. به است که این فرد می شود بر او. حذف برفو، خان و اش و از متن نیز از است. این نکته است که شده و به محکوم می شود. این اما او می شود که حذف و طرد می دهد. در بخش مقوله در متن است. استدلال دورکیم این بود که نظم و انسجام نرخ های خودکشی، واقعیتی است که با و همبستگی و و نیروهای بر آن ها تبیین می شود. خودخواهانه و خواهانه به از نشدن و بیش از حد شدن فرد در نشات می در که آنومیک و به عدم و و و بیش از حد است.(اوتویت، باتامور،1392). می ای است که و بیش از حد است. نکنیم که در می گوید: عجب زمونه ای جون آدمیزاد شده پشکل گوسفند. (سلیمانی،1396 :124). گودال، در متن به دارد. با دهانی باز و که به نظر می رسد آن باشد: فقط سنگ های بچه ها را نمی بلعید؛ هر سال خردادماه های شان را هم می بلعید. بچه ها از جلسه امتحان که می آمدند یک نفس تا می دویدند و فاتحانه ها را می انداختند. از بچه ها مثل شان انتهای یک آتشفشان است که درونش بریزی فوری به خاکستر می کند. با این که لاشه گوسفندها، سگ ها و گاوهای سقط شده شان را آن می اندازند، هیچ وقت بوی از آن نمی شود. (سلیمانی،1396 :18). از فصل ملموس و کمک کننده می شود. مال های تلف شده را می بلعد. حتی گمان می رود عمه گنو فرزندان سقط شده او را به می اندازد. در فصل اول به می شود. صمد و نیز را دارند. را زنده می اندازند. خود به این می رسد که برود. نیز در است. های نجسی و هم نصیب می شود. حتی با طرح شهربانو فرح. قفل نیز بیهوده رفع مصیبت سهم می شوند. آدم ها و اشیاء را می که نام و نشانی از آن ها در خاطره باشد. مال های تلف شده و آدم ها و مدرک که از جرم می دهند، همه و همه بشوند. آیا دان تاریک که ته ندارد؟ را به سه و و کرد. او (بخش ناخودآگاه) را در های تر می دهد. حاوی و است که بر آن ها واقف نیستیم. و به این که از محدوده که وقوف بر آن ها رنج و اضطراب عظیمی به دارد. (رایکمن،1393). در بخش ما است از ذهن شده که ما ها و افکاری را می دهیم که نمی دهد به آن کنیم. ناخوداگاه بخش عمده ای از تاریخچه ما را در خود دارد.(اسنودن،1388). نیز در روانشناسی گرایانه خود از می کند. از این می شود: این بخش از خاص هر فرد است. این بخش از و جوشش های شده ادراکات زیر آستانه و شده شده است. که خود تشخصی نمی دهد. یا فورا در دسترس نیست، در این دارد. دو نوع در آن دارند: که شده اند چه به از دست شدت و فراموشی، یا به سرکوبی. فعالانه از شده باشند. این خاطرات دهنده و مطالبی می شود که خود را می کند. که شده اند اما شدت کافی به اند. این از تاثرات حسی است که مداوما در آن هستیم، چون به آن ها ندارد. (اسنودن 1388). با این تعاریف آیا به نظر می رسد در تفسیری باشد. به این که می به شود. در این در های ها می شود که به شدت دارد. خبر از حذف و طرد و و مرگ می دهد. که با شدن از ها و به کهن می رسد و حتی می از کهن پیش از خود را نقض کند. کلید مباحث است. بود طور که می ای از آن آید که در است. به دان که است فوق العاده اسرارآمیز و مملو از ها و است. نه درگذشته و سیر می کند می از حدود بگذرد و به گام بگذارد. از است. به این که از نمی آید پس اکتساب و منحصربه فرد نیست. مرکب از است که یک در خودآگاهی و بعد یا و یا شده است. از طرف و اند. دو دارد: (همان کهن الگوها): ذخایر می که در تاریخ بشریت شده اند. این در ها از بدو موجودند و به نیرویی در سطح اند. این از در رویا و تخیلات و از در ها و تعالیم دینی می شوند. تصاویر با خود می اما خود ثابت می ماند. همه با های که در ها و های پریان می آیند. پیرزن، آدم حقه باز، آدم بد، آدم خوب و آن است. هم های و هم های که انعکاسی از کلیت و تعادل است. غرائز: های که ما را می کند. ها از و و خشم. ها نیز و اند. آن ها ما را به عمل به های می که دارد. در درک و فهم ما از موثرند و ها بر ما اثر دارند. بخش های هستند. و از این رو در شکل و عمل کارند. بود تمدن ما را ساخته از مان جدا اما ناپدیدنشده اند. ما های غریزی به یافتن غذا و میل داریم اما سرکوبش می به این که در بیاموزیم که نمی بر عمل کنیم. هر دو جزء متعلق به به آن که مستقل از های شده در سطح جهانی اند. می تحت دو است: و میل به قدرت. این دو کشش با هم می چون میل در جهت حفظ و بقای نوع است درحالی که میل به با حفظ فرد سر و کار دارد. نیازمند قواعد است تا حتی المکان از تعارضات کند.(اسنودن،1388). کهن که از آن می کند با هر شکل ویژه ای دارد. اما مبنایش یکسان است. به طور کهن از کودک جهانشمول است. در نظر باشید متن زنی به نام را معرفی می کند که در را بر سر می کوباند تا مردش را باز پس گیرد(زلیخا چندماهه اش را از بین می برد تا را به باز گرداند. این که در است از صمیمی پذیرفتنی است و این را می که مرد بچه هم بود!) و در و خود از پسر ارشدش صمد را می کند! طور که پیش از این نیز شده است که در متن دار و است. های و و در متن دارد. است که به قصد به خود و شود. در این قصد و نیت رفتارکننده نیز است. در به می که از روی قصد و عمد، و صدمه و به و یا خود باشد. (کریمی،1389). از و توهین و ضرب و جرح تا تخریب اموال و و قتل است. است که در همه می و بر آن روز به روز افزوده میshy; شود. در خشونت، و کودکان و سالمندان از shy;ها پذیرتر هستند. گستردگی و فراوانی در به مستقیم خود می shy;آورد و در مرتبه امنیت و سلامت را در خطری جدی می shy;دهد(صدیق سروستانی،1389). در متن و دارد. طور که شد در های و و را در سطح به می آورد. کلی به و آن در متن می اندازیم. در ابتدایی با زن می شود: ها بودند: تو زن وگرنه شوهرت را نگه می داشتی. (سلیمانی،1396 :7). آتش انبار باروت زلیخاست دخترش. در که و می و او را به بی عرضگی می کند باعث می شود تا رقم بخورد. این در بافت و است که فرد را به می کند. در را به می کند. می شود و به می شود. از نوع و آن تا قتل پیش می رود: را بر سر دست کرد. جیغ کشید. زن ها جیغ کشیدند، خیز و از به روی سنگ فرش کرد. لب باز نکرد. زل زد به چشم های که به زل زده و به خونی که در شکاف سنگ ها راه بود. (سلیمانی،1396 :13). به ها دروغ می گوید: فردای آن روز به زن های گفت گرمازده شده و تا برسانندش بیمارستان کرده. گفت خاکش اند. (سلیمان،1396 :13). ای که مهم تر و آزاردهنده تر از عمل زلیخاست، و از به قتل است: گل بس دل و جونی اش بود همه می را بر سر زده ای، خوب کردی. مردت را داری. مرد که بچه هم می شود. بود اگر من هم بودم کار را می کردم. (سلیمانی،1396 :15). که آن است در پیش از این در عرف دارد. عرفی که شده است و زشتی آن به توجیه می شود. این و توجیه، نوید را می دهد. که به قتل می ذهن را این می کند: آیا اگر نبود، بازهم شوهرش، را بر سر می کوباند؟ که در متن می شود که تا به حال هیچ زنی وعده اش را بر کوباندن بر سر است: ای است که تهدیدش را و بچه اش را بر سر رقیبش است. از یادش می آمد، زن های از به درکردن حریف، طفل را سردست می و می او را به می کوبند. اما بود و نشنیده بود کسی طفلش را به و حشری اش این کار را بود. می این راه و دست از اش است. شده بود اما و پدر می شدند. (سلیمانی،1396 :12). در و از می شود. که را از دانش آموزی سرآمد به بافی می کند که خود را صرف بافتن می کند و هیچ علاقه ای به از اش نمی دهد: از آن روز کذایی که را لمس احساس عجیبی به او داشت. از او خجالت می قلبش به قفسه اش می کوبید. در عالم بچگی هم می که می افتاد، با این همه از آن روز دری به رویش باز شده بود. و بود. به چی و چی، نمی دانست. (سلیمانی،1396 :21). می توانست باشد. دست کم و ناامید، را حبس نکند. با ازدواج می کند و با سرنوشتی تلخ در پدری می ماند. سوء از و او و اش است که او می شود. در به نام است. به کور بی حیا می و در جواب تکه کلام های اش می پیر شدی و میر نشدی! این به سخن می و حرف می زند که به پیش گویی شبیه است. پسرهای مامور او غذا ببرند: بچه ها خوش شان نمی آمد غذا و نان ببرند. بددهن بود و فیض از او می ترسید. مخصوصا را می و را لمس می کرد. جلو در اتاقک می و نان را آهسته می سراند طرف آقاکور. (سلیمانی،1396 :23). گنو می افتد. آن هم از طرف از و هم روستاهای اطراف. نمی شود گنو از چه کسی حامله است. این این زن می و عمه اش جنین های سقط شده اش را در می اندازد: های مارونی، هیچ کس نمی کی، هر سال شکم گنو را می آوردند و این عمه اش بود که کلک بچه را با دواهای محلی می کند و آنطور که ها می می انداختش گودال. (سلیمانی،1396 :25). که گنو می شود بر جنسی، نیز می شود. احساسات و این که او را به ای رفع شهوت در نظر بگیرند بارز و کم انگاری گنو و اوست. کاووس، پسر است که صمد است. آن هم به دلیلی ساده. صمد تماشاچی حریف را بی هوا تشویق می کند و کتک می خورد: به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک می و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ، پس چرا لال مونی بکش مادرقحبه! (سلیمانی، 1396 :27). در کتک صمد از که و در بطن آن هیچ کس نزدیک نمی شود و گری نمی کند. پسر خان می و حق را بزند. حتی به بهانه ای کوچک. این که تحقیرشدگی صمد را می دهد در فصل های و با و منفورشدن خان و خان ها در به اما از جنس می شود. بعدی، است که جاندار می شود. کبک دو که در برف می افتد، مراسمی است که کبک ها را می کنند. و خسته کبک که بی در جای خود هستند، به می کند که این خشم هم نوع و به جانداران نیز می شود. در فصل ششم که کبک دو و را می روستاییان با و ابهتی که است. طبقاتی آشکار. از و دست و دل های تا زدن در برف که مزیتی اوست: کسی بود که داشت. یکی دو نفر بعد از کبک دو برف چشم های شان را می زد و تا چند روز نمی توانستند را ببینند. (سلیمانی،1396 :34). گفت این ای که بین و شهرنشینی چون است و با حس خشمی را در کند. که آن انباشت، جسد است. در به سرازیر می شوند. این خشم طبیعت ای از ای تر است: بعدها نه صمد همه ها آمدن از را ای می که در آمد و همه چیز را زیر و رو کرد. (سلیمانی،1396 :39). در ورود به ها را هستیم: به کمک صمد بچه های چند مرگ برشاه روی در و دیوار نوشتند. چند جام شکستند و چند نفر را کردند. هجوم شان از بچه های راه را ترساند. که اگر را تعطیل نکنند و به خیل عظیم نپیوندند دمار از روزگارشان درمی آورند. حتا صمد و آن چند نفری هم که از ماجرا خبر از موتورسوارها جا خوردند. (سلیمانی،1396 :47). جشن سده یکی از و در است: زن ها تماشای جشن سده می آمدند، ای دور از می ایستادند و آتش را تماشا می کردند. اکثرا کسی که کماچ را می خورد. پسرها و شوهرهای شان. می ها رحم و مروت و کسی که را می و می آن ها که دیر این کار را می ها و بچه ها را مشت و مال باشند، پا پیش می و او را ضمانت می و قول سال پربرف و بارانی را می دهند. (سلیمانی،1396:48). رسم جشن سده و کماچی که در آن است و کتک کاری، از در متن است. که و است. است. او کارگر خان و گیر شده است: سر سر او پاهایش را از دست بود. صمد سر ها بود و به کمک می کرد. جیغ چنان بود که از زن های جیغ او را توی آبادی اند. تا صمد برسد را اما تا در دهانه بود. بی هوش. کسی جرات نمی کرد او را بکشد. (سلیمانی،1396 :49). در خان سعی می کند بدهد. اما همسر خان نمی را تحمل کند و هم می شود. و و می شود. تلخ در نیز در گروی جسمانی و معیشتی اوست. در می شود. ورق برگشته و دیروز، خائن به و آرمان است. حکم می شود و و صمد مسئول هستند. که از سوی و صمد می شود در دارد. و در نوع خود می شود. و در به دارد. از که در چه کسی و یا را به و شان را بگیرد. به جز عزیز، نیز در می گیرد. کسی تسلیت گفتن به او پیش قدم نمی شود. حتی نمی به شیون و زاری راه و یا خیراتی مرده اش بدهد. چرا که را طرد اند. که و می کند بیش از هر چیز از نوع است و با است. است که صمد و دوستانش دهن کجی به خان ها می کنند. تور والیبال. در و خان نیز به لیست ها اضافه می شود. ها می خواهند ها را برسند. آتشی که راه می ها ضد هاست. این نیز و را به می گذارد. مرگ صمد نیز است که می و به جا ختم نمی شود. اولیه صمد قتل و که بر او می شود نبش قبر او و اش است. که می با شمردن صمد، به او و دهن کجی کند. نیز می شود. که با نام موجه می شود. هشتاد به و مشروبات الکلی، است. که قانونمند این می به تر می شود. خود را می اندازد. ترکیب و پیوندی از و و در می شود. بعد از همخانه شدن با و او، رویه می دهد. او نیز فرد و یا می شود. به غایت و او روی می دهد که در به در دارد. مرگ است. نمی شود چه کسی او را است. می شود که فیض او را کشته؛ اما این طور نیست. در که فیض می و او را به کار می با ناپدیدشدن و او، در مرگ ها و نابرابری ها و و طردها در متن است. که موقتی است. می فرداهای را در ذهنش بدهد. در متن این ها را در نظر گرفت: یا با سه می شود: نقص عضو (برفو) و قتل(رخساره و صمد و برفو) و خودکشی(آقاکور و زلیخا). در متن با دو می شود: سوءاستفاده که و اذیت بدنی می شود(خاتون و فیض و گنو). در متن با سه می شود: و و طرد.(مصداق این نوع از پراکندگی و شدت و قوت است. خان پیش از و ها بعد از هر دو به و طرد و را می کنند. نوع و طرد به و اش به است و نبش قبر صمد و او به گودال. بعد از آن در کل است. آن جا که به طور طرح شهربانویش را از ترس به می و ترس های روستا.) به است که ها و های آن در گرو و می افتد. به این که ها هدفمند و به در و و خلاصی از آن ها کار آسانی نیست. به نیز نظر است. در فصل نهم جشن سده را به می کشد. در فصل گدایی پختن آش و آدمک های خمیری در آش را می دهد و در فصل و قفل به آقا کور با همکاری گل بس و را می کند که به نیت مرگ و میرهاست. نخست: که از کل شده است. دوم: ای از است و را که این شود. سوم: در نقش می اما است. چهارم: از تعلیق است. پنجم: و و است. ششم: است. این است. هفتم: تر و تری در متن دارد. در متن دار است. هشتم: مهم متن است. نهم: در متن در شکل و و به ای شده است. دهم: در متن و به آن و نقش و نقش و در نقش است. یازدهم: در با دوازدهم: متن با مشخصات: تقدیرگرایی، مبارزه با نوآوری، و عدم و به را سخت می کند. سیزدهم: در متن از سه و و در با تا است. چهاردهم: در متن بر و به حذف و طرد و است. پانزدهم: در متن ای است که و بیش از حد است. شانزدهم: است. آن که سرکوبشان ایم. هفدهم: قابلیت به را در دارد. هیجدهم: که در های ها می شود به شدت دارد. خبر از حذف و طرد و و مرگ می دهد. که با شدن از ها و به کهن می رسد و حتی می از کهن پیش از خود را نقض کند. نوزدهم: در متن و و در های و و را در سطح به می آورد. بیستم: یا در متن از کتک و نقص عضو تا قتل است. و یکم: و فیض و گنو می افتد. و دوم: در متن از شدت است. و و و طرد را می شود. و سوم: ها و شان در گرو و می افتد. به این که در و آن را دار می کند. و چهارم: به است. کتابنامه بلقیس(1396) مارون،تهران: چشمه. مارشال،گوردون(1388)ترجمه مشیرزاده،فرهنگ شناسی،ترجمه مشیرزاده. تهران: میزان. اسنودن،روت(1388)ترجمه نورالدین رحمانیان،خودآموز یونگ،تهران: آشیان. کوئن،بروس(1389) محسن ثلاثی،درآمدی بر شناسی،تهران: توتیا. رایکمن،ریچارد(1393)ترجمه مهرداد فیروزبخت،نظریهshy; های شخصیت، تهران: ارسباران. مولفان.(1383 ) بررسی ایران، تهران: نور. کریمی، یوسف.(1389 ) تهران: نور. سروستانی، الله(1389)جامعه انحرافات اجتماعی،تهران: سمت. اوتویت،ویلیام و باتامور،تام(1392)ترجمه حسن چاوشیان، علوم اجتماعی،تهران: نی.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
تدین، بخشندگی و تواضع سه ویژگی بارز مرحوم استاد عرفان بود

تدین، بخشندگی و تواضع سه ویژگی بارز مرحوم استاد عرفان بود


حوزه / حجت نور در یادبود حجت و المسلمین حسن گفت: (ع) فرمود: سه را مردم است و کسی که مومنین باشد، خدا است. «متدین»، «دست بخشنده» و نیز «تواضع» باشد. سِر عزت استاد در این بود که این سه را دارا بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
دیدار رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی با دکتر لاریجانی/ لاریجانی: رویکرد تقریبی دانشگاه مذاهب در یک فضای آکادمیک، فرصت ارزشمندی است

دیدار رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی با دکتر لاریجانی/ لاریجانی: رویکرد تقریبی دانشگاه مذاهب در یک فضای آکادمیک، فرصت ارزشمندی است


به به نقل از عمومی و و با اسلامی؛ در محل شد. در این ابتدا گزارشی از و های گرفته داد. داشت: این با مقام رهبری و در راستای 11و 12 قانون اساسی در سال 1371 با امنایی وزین از آیت ا... شهید سید محمدباقر آیت ا... و آیت ا... شد. طی له با این و رفع های و خوش و شده به که له در این کردند که از ابتدای نیاز به چنین است. وی خاطرنشان کرد: توانسته در این مدت با شعب در سنندج، بندرعباس و زاهدان، قم، بوشهر و گلستان در سه و تخصصی از و خواهران چند نسل از آموختگان با روحیه تقریبی را به تحویل دهد که از هم های ها را در دارند. نیز از و - می و نیز سمت های مهم را دارند. به در های و از در کرد و گفت: غیر از در ها، جذب و اهل سنت است که در هر سه و می شود تا و و مند به کار در همه در آن و در شوند. وی کرد: هدف و این آن است که که می در بین و و به کار در های یا شوند. به کرد و گفت: این دو حیث دارد. یک حیث و و یک حیث حوزوی. و یک علمی- که این دو هدف تا پیش از این نداشته است. های فراوانی در کشور که در انسانی، قدم های مثبت و ارزنده ای را برداشته اند؛ اما این را که در مباحث انسانی- به نظریه پردازی می شود. یادآور شد: این دانشگاه، در های مختلف که مربوط به همه از اهل سنت و تشیع هستند، به تحصیل می و پس از التحصیلی، به و کار شناسان در انسانی- تبدیل می که می توانند جامعه، آن ناب را که امام(ره) فرموده بودند به تبیین و تشریح کنند؛ آن که منادی الفت و رأفت و مهربانی است که انسان ها را به نور دعوت و از ظلمت می رهاند. وی افزود: کسی که آموخته است و سال ها در این زندگی مسالمت آمیز را در کنار دینی خود و در فضایی تجربه می کند و از آنجا که در این ها متخصص در تنویر افکار جامعه به نسل جوان می تواند نقش به سزایی باشد. کرد: به اعتقاد بنده مصداق بارز و نمونه عینی و نماد حقیقی و تقریب؛ آن هم در یک و عملی است و در مشابه آن ندارد؛ چراکه در ها و همایش های بین المللی این مدل و روش را که و میlrm;کنیم بسیار مورد استقبال واقع می شود. امیدواری کرد، بتوانیم این را که آبروی به و با همه نهادها و مسؤلان به کنیم و در این انتظار داریم. داشت: یکی از راهبردی رهنمود در مواجهه فعال و مبتکرانه با در سطح ملی و جهانی و توسعه آن به میزان آمادگی قطعی ( از نظر فنی و محتوایی) از فرصتها و مقابله با تهدیدات آن، لذا بر اساس مصوبه هیات امنای برنامه ریزی و هدف گذاری شده است. پس از اخذ موافقت از ، و الکترونیکی در دو فقه و حقوق حنفی و شافعی باشد. در پایان ضمن قدردانی و تشکر از که این اختصاص دادند، از ایشان خواست تا درخصوص تخصیص اعتبارات 97 و بودجه 98 و بیش از پیش همه دستگاه ها از علوم، و مساعدت نمایند. در ادامه این علی لاریجانی؛ پس از شنیدن از این و آشنایی بیش از پیش با این و و های آن، خرسندی کرد. گفت: با توجه به این که با پایبندی بر دین و رویکرد و اسلام، تداوم بخش آموزه های پیامبر اکرم (ص) و کار های در صدر است و امکان تکمیلی را و فراهم است خصوصا که و اهل سنت با فقه خودشان در این دارند، ارزشمندی است. کرد: های از این گیرد و نیز را باشند. گفت: در نیز با صحبت می کنم همکاری باشند، تا نیز بتواند از ارزشمند کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
حضور نوجوانان و جوانان عاشورا را جاودانه کرد

حضور نوجوانان و جوانان عاشورا را جاودانه کرد


گروه - و کرد: از که را در تاریخ جاودانه کرد حضور مؤثر نوجوانان و جوانان در کربلا و نقش‌هایی تأثیرگذاری که امام حسین(ع) به آن‌ها دادند بود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
آیه‌ای که امام حسین(ع) در مذمت دشمنان تلاوت کرد

آیه‌ای که امام حسین(ع) در مذمت دشمنان تلاوت کرد


به خبرگزاری تقریب، اباعبدالله(ع) هر به روز تر می بر به حسین(ع) تر و عطش به می شد. امام(ع) در قیام در گوش های همواره طنین انداز بود آن که فرمود: هرکس قصد دارد نفس را در راه ما کند و با با ما مَنْrlm; کَانَrlm; . لذا هر به شان تر می این دو در و تر از می شد: شوق و در راه و نیز شوق به خداوند. از این جهت این در روز به روز می شد و خود را گام به گام طی می کرد. اما در کفر هر به تر می بر شدت تر می شد لذا حرف حق و های امام(ع) و را بر ضد های و می دانستند. در پس از به به امر حسین(ع) کردند. امام(ع) به خیمهrlm; ها را کنید. به خود و شب را او و به دعا و و به آوردند. بن عبد می در آن که حسین(ع) به از پسر سعد از امام(ع) و او آمدند. این آیه را کرد وَ لا خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ عَذابٌ مُهِینٌ ما کانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلىrlm; ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ؛ مردم کافر خیال نکنند ما بر اثر علاقه به را rlm;ایم بلکه دادن ما به از نقطه نظر این بوده تا گناهشان زیادتر شود و به عذاب دردناک مبتلا شوند. متعال بندگان مؤمن را به وضعى که شما هستید وا نمىrlm; گذارد مگر اینکه بد از خوب تمیز شود. یکى از به نام عبد بن سمیر که مردى مضحک و و خونریز و پردل بود به مجردى که آیه شریفه را شنید با گستاخی گفت به کعبه سوگند ما همان خوبانیم که از شما امتیاز پیدا کرده rlm;ایم. بُرِیر گفت اى بدکار شگفت است که مانند تو از جمله خوبان و نمونه باشى، عبداللَّه پرسید تو کیستى؟ جواب داد من بُرِیرم. بامداد بود که حسین(ع) یاران خود را نماز صبح کرد؛ پس از انجام تکلیف الهى به که سى و دو نفر و چهل نفر پیاده بودند، دستور صفrlm; آرایى داد. زهیر را در سمت راست و حبیب را در سمت چپ داد و پرچم نصرت را به دست برادر بزرگوارش ابوالفضل(ع) داد و چنانچه فرموده بود خیمهrlm; ها را پشت سر دادند و هیزم ها و نی های پشت خیمهrlm; ها را در خندقى که اطراف خیمهrlm; ها احداث شده بود ریخته و را افروختند؛ البته علت این کار، پیش بینى جلوگیرى از دشمن بود تا مبادا زد و خورد از پشت rlm;ها دستبردى بزند. منبع: الإرشاد للمفید
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
​«بامداد بشریت» به چاپ دوازدهم رسید

​«بامداد بشریت» به چاپ دوازدهم رسید


به (ایبنا)، این 43 و (عج) و است. این و ها به به راز طول های های در است. را از ناب های و از می و بر این تبیین جوانب و شبهه زدایی از اذهان اندیشمندان و جوانان را در این زمینه لازم می شمارد. مطالب عمدتا بر محور روایات و احادیث منقول از پیامبر (ص) و ائمه (ع) سامان یافته و جنبه نقلی دارد و جز در مواردی بسیار معدود و مختصر، از ارائه هرگونه تحلیلی خودداری شده است. انتشارات جمکران به تازگی چاپ دوازدهم این را در 160 صفحه به بهای 9 هزار و 500 تومان راهی بازار نشر کرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
همه چیز در مورد پیام‌رسان بله/ روزانه 21 میلیارد تومان نقل‌وانتقال مالی در بله صورت می‌گیرد

همه چیز در مورد پیام‌رسان بله/ روزانه 21 میلیارد تومان نقل‌وانتقال مالی در بله صورت می‌گیرد


به تقریب؛ حضور در و از های امری گریزناپذیر و در است. بخش ای از در های از های می شود و در نظر که این می را در های امنیتی، اقتصادی، و رقم زند و تبعات گاه سخت و جبران ناپذیری را بر جای گذارد. و و در های و این در حالی است که این بر ندارد و با در جهت الکترونیک، فوق در های منجر به و اهداف الکترونیک خواهد شد. مسائل معرفی هر چه بهتر، ارتقاء، و حمایت از های تا به کیفیتی مطلوب و با های را دو است. به با و یکی از بله تا و های در و های را بررسی و با ها و های این آشنا شویم. این گفتگو در دو می شود که در ادامه اول آن را می خوانید. همه چیز در بله/ 21 نقل در بله می که بله چگونه به آمد؟ 3 سال و نیم پیش به برنامه و فکر می که بتواند با کسب و با را تر کند. در آن در بین ها، ها و های ای و از های و کمک به یا و های بر این می شد؛ حتی این پیش را می که در ی ها از های خود را روی های کنند. در این یا ای و ها هم از دو جهت یکی از ها را روی کند و دوم ما به متصل نبود. به از کاربردها که می شد روی های و فروش، های مدیریت شارژ ساختمان در و های محدود شده به یک سری کارهای محتوایی و که و نبود. کار کسب وکارهایی که در این فضا از و در یک می شد و در هم نبود. به به که بر ای را می کند، ای با و با کسب باشد. این یک سطح غنی تر شده ای از عادی و در ها لازمه چنین غنی ای اتصال به بود تا ضامن امنیت این باشد. در این مرحله ملی به به راهبردهایی که در بانکداری داشت، روی آپ بله کرد. در سال 96 های با در این سال به یک بیش از و 600 در این سال بر بله و در حال 21 نقل در بله می که این مهر است بر این می این امر باشد. همه چیز در بله/ 21 نقل در بله می در بله همه های را و از هم نقل ای پول هم است. این یک و است که در آن و در یک جا این هم می باشد. در بله هم است و شما ضمن از آن می می از کسب و خود را کنید. به هم می در بله به و کنند. هدف ما این است که این به و کسب شود. که بله را راه چه ای بله آپی است که در شکل که آن هم یک آی تی بود و بعد از آن را داد. بله با یک تیم 3 تا 4 شد و زود کرد و تا به 60 نفر است. از سه سال پیش بعد از ها، زده شد و بعد از به این و سپس از 94 این شد و بله در سال 95 با شد و این بار بود که در های در یک نرم و شد. علت بله به اسم چه در ما به 3 اسم فکر و بعد هم در این که در به چند بین اسم های پیشنهاد شده بله شد. بله در زبان فارسی به معنای تأیید است و کاربرد و تکرار را و به نشانه پاسخ دادن این مرتبط بود با آن مفهوم که به آن بودیم. در همه این ها، یک اسم خاص و کوتاه بود که بازخوردهای هم و جلب توجه هم می کرد. چرا اقبال به های به است؟ این موضوع دو که مربوط به هر می شود و ما هم این را مد نظر و به به سراغ که و تفاوت است و نه که کپی یک اپلیکشن خوب است. های مثل تلگرام سال هاست که فعالیت می و از این نظر که را از ها می آن ها را تحسین کرد. ما در کشورمان به آنکه بنگاه های آی تی و بازارمان کوچک است، این اقدامات را دیر می کنیم، این دهی خوب فقط در است اما این با محتوا درگیر است. همه چیز در بله/ 21 نقل در بله می قبول که های به برخی تر هستند؟ از نظر قطعاً است چون آن ها از چندین سال قبل کردند و نیروهای خبره ای در این و این کار را چندمین بار است که می دهند، در صورتی که از ایرانی بار است که این کار را می در نتیجه با سعی و خطا پیش می روند. اتفاقاً یکی از نقاط قوت بله این است که سعی از روز هم کند؛ سعی با از تجارب مختلف که تیم های خوب در دیتابیس یا های بَکِند یا سرور مشاوره بگیریم و از مشترک با آن ها که این در اکتساب فناوری و تر کردن کمک کرد. آیا های به و جایگزین را دارند؟ از نظر فنی که توانایی بحث های پایه اما از نظر کلی بخواهیم نگاه که آیا همه عملکرد یک را دارا است یا نه در از فیچرها یا عملکردها تر و این جایی است که به نظر ما که کسب مثل از های که در و یا از که می کاری یا که در بله دارد، کند. می خواهید بگویید که از نظر فنی و تخصصی ناامید که بتوانیم با کنیم؟ حرف ما این است که هر چه استقبال از یک شود آن می به ساختن و رشد تر خود کند چون و ضعف های آن می شود که این آن به این که در نرم به این است که اگر دقیقاً شما چیست می آن را بر طرف کنید. بتوان گفت که هفتاد تا هشتاد درصد این است که چیست، این با افزایش و می شود. در حال های به تجربه و اند، از آن ها از بله به طور جدی تر کار می و تیم و مشاوران هم اما حرف ما این است که این اکوسیستم شکل بگیرد و کاربرها به آن ورود است که ها به کپی برداری از یک آن هم فقط در بحث اکتفا نکنند بلکه از ها و های که در وگرنه بی معناست که یک آپی کار را دهد که یک به در حال آن است و سعی کند دنباله رو آن باشد. همه چیز در بله/ 21 نقل در بله می های بله را ما دهید؟ همانطور که گفته شد، بله یک پلت فرم است که سعی می کند بستری بیاورد که هم های چند ای فردی و شود و هم آن ها از نظر شود و آن ها با کسب و کارها را آورد. این یک به آوردیم که های فردی، گروهی و کانالی و های که مترتب این ها پیام، عکس، ویدیو، از این دست هستند. کسب از ها، از ثمرات است. در غنی تر دو نوع بر که الآن رایج است مثل متنی، چند ای، و امثال این هابه کردیم. یکی پول است که با از آن شما به راحتی که می متنی این را که پول بفرستید. این کار صرفاً با و از رمز دوم و از شتاب راحتصورت می و آن در شما و فرد می شود و فرستنده و گیرنده ی پول هر دو طرف است. ای در بستر، کار را تر می کند به حالتی که شما پول را در جای منتقل می و بعد یک پیامک می کنید. یک نوع از در بله، پول به این که با از طرف خود با یا متغیر پول کنید؛ می عکس یا هم او کنید. این که می شود برخلاف های یک رنگ مشخصی که می دهد یک پول است و آن دکمه که با از آن تر از و پرداختی می فقط با زدن رمز دوم خود پول را و و گیری آن را کنید. در حال ما صندوق قرض الحسنه خانواده یا فامیل یا یک مسجد داریم که جمع آوری اقساط آن، می یک پول فرستاد و می قسط خود را در آنجا با یک بپردازند و می آن را کرد. یا در ای از می با و مربیان در بود که در حال هم اطلاع آن ها از این است و اگر پولی با یک می بدون به مراجعه و فیزیکی آن را به آموز بدهند و آن را در زیر آن بنویسند تا از این به دست دفتردار برسانند، می این را با یک و آن به می رسد. در حال از ها کمیته امداد در بله و های کمک به نیازمندان را در آن جا می مثلاً است در سیستان و بلوچستان به یک خاص کمک شود و این کار با در پذیر است و کمک را می و می آن را در ها و های بازارسال کنند. اینجاست که خاصیت هم های و مفید خود را می دهد. همه چیز در بله/ 21 نقل در بله می یک پلتفرم به نام بات در بله که یک سطح پیشرفته تر و هوشمندتر را کسب در می دهد. شما می یک باتی را طراحی یک سفارش غذا یا لباس که با از آن می شود اگر کسی در نظر خود را پسندید آن را کند. در این روش، نوع، تعداد و آدرس مقصد می شود و در در بات یک پول می کند که فاکتور را و سپس با یک این می و آن، هم شما و هم فروشگاه صادر می شود. این روش این است که این معامله است یعنی شما رسیدی که در آن کاملاً درج شده که این بابت چه چیز و به چه کسی شده است. در حین پول هم با از استعلامی که ما از می گیریم، شما می ببینید که پشت این پذیرنده یا هر فرد و فروشگاهی بوده که این اطمینان بخش است. هم همه این ها این است که فروشنده همه تبلیغ محصول، و و مشاهده محصولات، و را در یک فضا می دهند. ابزارهایی و بات این را به می که هر کس خودش این کار را در این فضا دهد. این ها غنی های و کسب که در ابتدای بحث بیان کردم. یکی از های بله در خصوص این است که دیتا سنترهای آن توسط دایتاسنترهای داخل پشتیبانی می شوند. به هزینه ترافیک آن بر اساس روال کار اپراتورها، به آن که از خارج می شود به یک سوم حساب می شود و به مواقع سرعت و آپلود بله به از های است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه اهنگ مایسا جان از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ترکمنی امینه آهنگ ترکمنی مایسا جان