بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب پیروزی



حضور و همراهی مردم مهم ترین عامل پیروزی در دوران دفاع مقدس بود

حضور و همراهی مردم مهم ترین عامل پیروزی در دوران دفاع مقدس بود


پیاده نقش در را محوری دانست و افزود: انقلاب اسلامی و در سایه همراهی و حضور به رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری شبستان
موضوع : کل اخبار
وقتی دشمنان اعتراف می‌کنند

وقتی دشمنان اعتراف می‌کنند


به خبرگزاری تقریب، در سال 1357 در مدت با ملت بود شد نه دست از یک منبع سرشار قطع شود در ظلم و ستم به سایر ملت های آزاده نیز سرایت کند به تاب ملت را برنیاورده و به کردند. طعم را نچشیده که با فراز و های دیگری می شدند. درگیری های قومی در نقاط ها و ها و ... از که یک بار را در سخت و دادند. اما در این از های به فرد و یا را انگاشته و آن، مدبرانه (ره) و روحیه عاشورایی ملت بود که با تمسک به هرگونه را پشت سر اند. پس از با های اربابان شاه روبرو شد که درصدد به هر نحو ممکن نوپای را کنند و یکی از آن ها جنگ بود به که وقت می گوید: ...غرب که را در را خود می دانست. در به می آمد که و نمی شود به شرق و و یکی از جنگ این امر بود.... و فوق بود. بیل یکی از و نیز جنگ در خود می نویسد:... در این بود را در خفه کند. قبل از جنگ 636 بار بعث بود. در نهایت روز 31 سال 1359 با این تصور که در مدت یک به رسید گسترده ای را با بهره مندی از نزدیک به 12 لشکر پیاده، 15 تیپ مسلح، و و 500 دستگاه تانک و نفربر،360 هواپیمای و 400 بالگرد و امکانات کرد و برخلاف تصور، که به خبرنگاران قول داده بود یک بعد در با کرد 35 روز به در پشت دروازه های گیر شد تا نشانه های اربابانش شود.هر چند در آن انسجام چندانی نداشت و سپاه نیز به تازگی تشکیل شده بود اما کلمه رفته بر کرد. از آن که با هدف جنگ را بر ملت بود در این راه از هیچ به چه از و چه از نظر و این در بود که از سیم به آن به در که در طول در بعث که از این جنگ هم در شده است و هر روز خبر یکی از از و به گوش می رسد. پس از جنگ های و از یک سو و بنی صدر از سوی را بر بود اما با بنی های یکی پس از شد و با حصر با (ره)،آزادسازی و در خاک خود ورق جنگ را به سود بازگرداند. اما به در آن و چه شد ملت در سیل در اول آن چه بیش از هر چیز در این می شود و است که است. ملت که با (ره) خود را تا و یک بار بر دوش خود و آن، حفظ این بود و این بار به که هیچ کسی را با و این بود که از آن داشت. در این کنت غرب از خمینی(ره) می گوید: یکی از های است که نفت در و خود .هزاران سال است که این به کل شده است در آیت این شده است. وی در به در خمینی(ره)آورده است: در این مرد (امام (ره) باش.هیچ تر از که آتش نیست. قوی به آن می وزد و آن آتش می و را نیز فرا گیرد. اما که پیش از این نیز شد بعث را به به خود که یکی از های ملت بود می اما هدف این نبود. به طه ، وقت هدف از جنگ با را با و می گوید: این جنگ به 1975 و یا چند صد و نصف نیست. این جنگ به است. لس ، وقت نیز می گوید: هدف در خود به عرب و حتی اگر در این راه از لازم شود. اما نیز می گوید: ما از و انهدام ناراحت نمی شویم و صریحا می داریم در که این بورزد هر فرد و یا شاید هر عربی، مایل به و ویرانی بود. طارق عزیز هم در این زمینه می گوید: چند کوچک، از یک واحد بود و ما از شورش قومیت های می و همه سعی خود را بکار خواهیم بست. آنتونی.اچ. کردزمن می گوید: به نظر می رسد واقعا به کشوری را که در میانه راه بود و تحلیل باشد. به نظر می رسد به سادگی فرض بود اش به منجر شود تا یکپارچگی و آن. حتی از سران طی های اخیر خود پذیرفتند که هرگز گمان تأثیر به اینگونه که قیامی توده ای حمایت از آیت شود. وفیق السامرایی مسئول وقت بخش در استخبارات می گوید: رأس 12 روز 22 سپتامبر 1980 مصادف با 31 سال 59، 192 هواپیمایی به طرف اهدافشان در داخل خاک به درآمدند. در لحظه فرمانده کل قوا، در که چفیه قرمز رنگ به سر و نوار فشنگ به دور کمر خود بسته بود، بی آنکه درجات اش را نصب وارد اتاق عملیات شد. عدنان خیرالله وقت به او چنین گفت: سرور من!جوانها20 دقیقه قبل به در آمدند. به او داد: تا نیم کمر شکست. اما با همه این این اظهارنظرها، به غیر از کوتاهی که مشکلاتی به نبودن قوای شد نه کمر به واسطه ایستادگی و که روز به روز بر اتحاد و هماهنگی افزوده می شد، نشکست، پوزه بعث را به خاک مالیدند که تا پایان جنگ به دنبال فرصتی خاتمه دادن به جنگ بود اما چون (ه) به نیات پلید پی برده با ملت اجازه ندادند به خود دست یابند. اما در این جا بد کمک های به در جنگ را از زبان خود مرور کنیم. آلن به نقل از یکی از مقامات کاخ می گوید: ما در میدان جنگ به کمک های تاکتیکی فراوان می و حتی گاهی نیز خود را دوشادوش سربازان در مرز می یافتند و این وضعیت تا سال 1987 داشت. هاوارد تیچر ،کارشناس ارشد امنیت ملی کاخ می گوید: کرد که تا آن هیچکدام از نزدیکترین متحدان خود بود. تیمرمن در سوداگری مرگ است: در ژوئن 1982 قراردادی به ارزش 830 میلیون دلار با یک شرکت به نام امضا کرد. هدف از این طرح پرهزینه که به نام رمزی 505 خوانده می شد آن بود که های پیشرفته 800 در عمق 50 متری احداث شود. که از اعتبارات صادراتی دولت بلژیک می کرد طی سال 17 و چند مقر در کرد. میراژهای در جریان جنگ با از ها خارج می و به درمی آمدند. از شرکای سایبترا کنسرسیوم بود که با جدیت روی های " عکاشات " و " القائم " کار می کرد و یکی از بزرگترین کارخانه های آزمایشی و تولید فسفات را در این دو بنا کرد. این و محقق آمریکایی می گوید: پیش از اعزام سفیر به یک وقت در ایستگاه در مستقر بود. او از منزلت و جایگاه مهمی در نزد برخوردار بود و قبل از هر بزرگ مشورت می گرفت. آلن در دعاوی است: تحویل تقریبا بصورت روزمره داشت. یکی از های ناتو که در شده بود بارگیری آنتونوف های بود که بمب های خوشه ای، فیوز و تجهیزات رادار را با خود به می بردند. های در سال 1986 برآورد که اگر سه از ارسال کمک به کند آن خورد. اما کمک های غرب به در جنگ به این جا ختم نشد و علارغم ادعای از حقوق بشر، جنگ افزارهایی در که هم آثار است و آن، جنگ است. از های در طول جنگ (1367-1359) عراق، بیش از 100 و شهید در بین و بی کشورمان به جای است. گازهای ارگانو فسفره ( عوامل اعصاب) و تاول زا ( گاز خردل) در طول جنگ به طور مکرر گرفتند.پس از جنگ اول جهانی،این بار بود که از های به صورت در جنگ می شد و این موضوع آشکارا مغایر با پروتکل 1925 ژنو بود. بر رزمندگان، بی و روستاهای مرزی نیز این ها در این بین، شهر با جمعیتی حدود 12 نفر یکی از نقاطی بود که در تیر ماه 1366 با گرفت. گاز خردل، بر حاد، به ایجادکننده مدت شده است. تماس با گاز در جدی روحی و جسمی بسیار نقش دارد، از این عبارتند از بیماری های تنفسی، اختلال در بینایی به علت صدمه به قرنیه، ضایعات پوستی، دردهای عصبی و دیگر... تا به امروز بیش از 50 نفر از ایرانیان بازمانده از حملات از ناشی از گاز رنج می برند و مراقبت های پزشکی هستند. بعث در طول جنگ با از های اسلام و بیش از پیش خوی تجاوزگری اش را نشان داد. شهر در تیر 1366 فجیع و وحشتناک از این نوع بود که سبب و شدن عده ی از غیرنظامی شد. شهر را نخستین شهر قربانی جنگ در بعد از هسته ای نامید. وحشیانه در اسفند 1366،در بوده است که از جنگ از جنگ اول تاکنون به شمار می رود که حداقل5000 تن از کُرد و مسلمان این شهر را و 7000 تَن را کرد. فاجعه ای که در رخ داد شک با فجایعی همچون اتمی شهرهای و ناکازاکی ژاپن به دست آمریکا،قابل مقایسه است. در این جا است به سراغ کسی برویم که در جنگ ملل بود. سازمانی که در قبضه زر و زور است اما این نشد وقت این بعث را نکند. خبری که یک بار حقانیت را به جهانیان ثابت کرد. خاویر پرزدکوئیار در به این سوال که به نظر شما آنچه داد، مشروع بود یا نه؟ می گوید: شکی در آن و این بود که یک ملت می توانست در به کشورش دهد. هنگامی که دو با هم می جنگنند مسأله کاملا متفاوت است با زمانی که یک در خود را دارد. در در بود و این دلیلی بود که شد. بگذارید بگویم پیروزی، چرا که شما در پیروز شدید و توانستید در کنید و او را به عقب برانید. انتهای پیام
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
بریمانلو به نیمه نهایی جودو قهرمانی جهان راه یافت

بریمانلو به نیمه نهایی جودو قهرمانی جهان راه یافت


تهران- ایرنا- وزن 73 با پنج به مرحله نیمه نهایی مسابقات قهرمانی جهان راه یافت.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
خانواده‌هایی که در دو جبهه‌ کربلا حضور داشتند و تأثیراتی که گذاشتند

خانواده‌هایی که در دو جبهه‌ کربلا حضور داشتند و تأثیراتی که گذاشتند


به خبرگزاری مشخص شدن نقش در تعیین است به و و قبل از آن نگاهی بیندازیم. در هر دو طرف حق و باطل، ها، پدران و و فرزندانی اند. از را به اوج و از و و همسرانشان را به اوج رسانده اند. می بینید که یک تا کجا می تاثیرگذار باشد؟ * و شان در تمامی یارانشان را جمع و چراغ ها را خاموش می کنند. وقت و نیست. همه و را بپذیرند. ندا می دهند: هر کس که می می را ترک کند و کسی هم نیست. شب، است تا حتی از روی هم داد کسی که می کیست. اما صبح می نه پسر و نه برادر. همه می که از علم و از و آگاهند، اما هیچگاه خلاف عرف عمل نمی یعنی طوری نمی که آن را از نظر رفتاری جدا از رسومات معمول و از گیری های عاقلانه به دور دید. چرا که معصوم نیز که به عملکرد دنیوی شان، عصمت و علم را دارند. عاقل ها در عین عابد آن ها هستند. از پسر جوانشان، علی انتظاری ندارند. حتی امان می آید، اگر کاروان را ترک کند هم ناراحت نمی شوند. حتی از او را از جنگ منع کند خم به نمی آورند. جای است و با کسی ندارد. کسی که را از شهد می نوشد. صبح چشم می شود. علی در قد کشیده. است و را در نگه داشته. به از های گذشته. حتی اش را به دست می دهد. از صبح علی تا نفس های خود را نه کسی جز شیر زن که اگر روا می شد، به آیا کسی هست مرا کند می گفت. با این که آن ای است و با گام در می گذارند. سر علی را بر می و را به او می و را در می خوانند. را می و از می کنند. چه تر از این که بفرمایند: من هم بعد به شما شد . می شود که با گاه یک می در سخت باشند. یکی از که خود را می از است که هر یک به می که با به این گفته: هر کربلاست و هر زمانی این حسنه را به زندگی روزمره می کشاند و ما را به پندآموزی از آن رهنمون می گردد. *پسری که پدر را تا قعر ها برد شدند و طبق شبانه همراه با 20 نفر به ملاقات عمر سعد رفتند. عمر سعد نیز با همان تعداد سوار آمد. ورود به و محل و علی علیهماالسلام را می دانند. عمر سعد هم با غلام و حفص، می شود. اولین باری که در مقاتل نام حفص این ماجراست؛ نوعی تقابل و رو یا رویی از و شقاوت. اما نه عمر سعد در اینجا ختم می شود و نه پسرش. نه حتی و و السلام. عمر سعد با شقاوتی که دارد، در چند جا دلش به رحم می آید و از جنایاتی که متأثر می شود. او با وسوسه ری پا در این جنگ و هم به این دلیل پدر را همراهی می کند. اما خدا از و حتی نفس کشیدن چشم پوشیده؛ پسر هم به پدر و لذایذ جوانی را فراموش کرده. لحظات آخر جنگ است و عمر سعد و فرزندش تا که اند خود را مرتکب شده اند. پدر (عمر سعد) نفس های آخر دل رحم می شود. پسر که این را می بیند، پدر را شقی تر و او را از این دل دور می کند؛ بنابراین عمر سعد به تحریک دست به زده و حمله به ها آماده تر می شود. پسر هم با ذوق و شوق، به تأثیرگذاری روی پدر افتخار می کند و هر دو تا که می به قعر ها می در حالی که قبل از این چون علی پا به می گذارد، رجز می خواند و از جدش پیغمبر اکرم صلی و آله صحبت می پدر بزرگش علی را می کند و خود را خلف صالح می داند. او را مطمئن می کند که آگاهم از اصل و نسبم و می دانم چه پا به ام. پدر، رجز های پسر را می شنود و به خود می بالد که در راه خدا، فرزندی را به قربانگاه آورده. پدر بر پیکر آنچنان اشک می ریزد که به داد می رسد. نیروی دیگری می و 72 مرد رشید و مؤمن را به سمت نور رهبری می کند. پسری، پدر را تا نهایت عبادت می برد و هم در مقابل، پدر را تشویق می کند و از دل و انسانیت به دور نگه می دارد. *پسرم! در راه شوی هنگام پیش و مبارزان کسب می تا به جنگ بتازند. وهب می شود و را می بیند. به او می کند و فرمانی نه مادرانه، در ظاهر مخالف مهر و می شنود؛ پسرم! در راه تا جان داری کن . پسر که گویی دلش قرص تر شده، محکم می شود و از کسب می کند. اذن جنگ می و به سمت دشمن می رود. یک تنه در می تازد و دشمنان را به درک واصل می کند. در میانه جنگ به سمت باز می و بار می پرسد: آیا از من شده ای؟ چندان نیست. را فدای عقیده و می کند و در آن هنگام، با فریاد وهب را مخاطب قرار می دهد: پسرم! در راه شوی . وهب جان تازه ای می گیرد، نیرویش افزون می شود و تا قطعه نشده، دست از بر نمی دارد. ماجرای وهب و از نمونه های کمیابی است که غیر از اتفاقات مابین و شان در حادثه شده. *جنایت نام های قیس و را بیشتر مورخین در بین اند که هر یک به نوبه خود از در حق علی دریغ نکرده اند. زمان علی از بوده و ابن ملجم قبل از را به برساند، یک ماه در خانه اش سکونت داشت. منابع تاریخی از مشارکت در علی بن ابیطالب خبر می دهند. او در نقشه ای که قتل آن طراحی شده بود، نقش بسزایی و تأثیرگذاران به کنایه از او به اصلی قاتل علی نام می برند. حتی بود یکی از دخترانش به نام را به عقد حسن در بیاورد. جعده، حسن را مسموم و نام مبارک را به شهید مظلوم ثبت می چراکه آن حتی در محرم نیز آسایش نمی کردند. تأثیرات تا حدی است که این در این مرحله نمی شود و قیس، در عمر سعد می شود و یکی از کسانی است که بیشترین را در حق انجام می دهد. او از است که دعوت را امضا اما بعد صفت نفاقی که از پدر به ارث برده را بروز می دهد و در از محسوب می شود. به گواه تاریخ، این ـ از پدر گرفته تا ـ با سر جنگ اند؛ تا آنجا که هر چه از دست شان بر به مقاصد دنیوی، از بی حرمتی به اطهار فروگذاری نکردند و نام جانی را از آن خود اند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
دفاع مقدس سرشار از فداکاری و ایثار بود

دفاع مقدس سرشار از فداکاری و ایثار بود


- - آجا در و را از و و گفت: در جنگ شکل گرفت که ملت ایران با وجود دستانی خالی و کوهی از مشکلات تنها با روحیه خودباوری، همدلی و اتحاد خود توانست دشمن را به زانو درآورد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : سیاسی
رسالت خداوند از ایجاد نیروهای مسلح دینی حمایت از مظلومان است

رسالت خداوند از ایجاد نیروهای مسلح دینی حمایت از مظلومان است


- - ولی در و با خدا بر با بشریت محقق خواهد شد، گفت: رسالت خداوند از ایجاد نیروهای مسلح دینی تا نهایی، حمایت از مظلومان و مستضعفان جهان بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 10 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : سیاسی
نصرالله: اسرائیل بداند کار تمام شده و مقاومت موشک نقطه‌زن دارد

نصرالله: اسرائیل بداند کار تمام شده و مقاومت موشک نقطه‌زن دارد


به خبرگزاری روز (پنجشنبه) در ضاحیه جنوبی شد و سید حسن حزب در آن به پرداخت. بر اساس ، در خود (ع) و را تسلیت گفت و از گسترده لبنانی ها در دهه اول محرم قدردانی کرد. حزب هیهات منا الذله سر داد و بر مکتب و راه و روش (ع) کرد.وی گفت: می که مسیر (ع ) چیزی جز پیروزی، عزت و و بود. سپس بر به و در قدس و نیز قرن کرد. وی به های در های (که از 10 شده و دارد) و گفت هیچ نمی شوند. یمن حزب در کرد: بر خود در ملت رنج کشیده و یمن می کنیم. در کشتارهای روزانه ملت یمن توسط ائتلاف آمریکایی-سعودی شکسته شود. در یمن، کربلای است و در قیامت از در این باره سوال شد. وی کرد یمن کربلاست زیرا ملت این تحت اند و جهان به توجهی ندارد. این وظیفه هر و و هر انسان آزاده ای است که به خود یمن دهد و ها در این و دارند. این ، یمن را به در و در یمن می کند. به هم و گفت این ملت ظلم و است. وی داد: نفر از و در به سر می و ما در این ملت و آن کسب و نیز ملت ماند. حزب گفت: است که در چند بعد های می شود. همه ما می که می کند تا را از نفت را که از به یک می شود. وی داد : اول به دین ، ، ، و اش است. چون در سطح و نمی که شود و کسی در اش را کند. می و آقا و و و اما و می شود. چون در می و از می کند و در طرح های سلطه جویانه می ایستد، هدف است. کرد در و و طرح آن است، که در است تا خاک و سرزمین های شود. اولین بود که به ندای عراقی ها پاسخ داد وقتی که داعش حمله کرد و مقدسات در خطر بود. جمهوری به مسائل مستضعفین پایبند است و این حق بر گردن ماست که در کنارش باشیم. وی در به اوضاع لبنان، به آرامش، گفت وگو و همکاری هر چه سریعتر جدید و بر عهده گرفتن ها فراخواند.( سعد الحریری که سوم خرداد مامور کابینه شده تا موفق به این کار نشده است). ضعف و قدرت حزب گفت این به خوبی می که قوی تر از هر زمان دیگری است. ها اند، چون طرحشان در ساقط شده است. ها امید به سوریه و عراق داشتند اما امیدشان نقش بر آب شد. ها می جدیدی شده اند و حتی کسانی که قبلا در صف با نبودند، این شده اند. نگران و است و ما کاملا هوشیار باشیم؛ او در بویژه آماده می شود و می هر پیامدهای دارد. داد: دشمن می که ضعفش بر ما معلوم شده است که قوت ما را دریافته است. چند روز پیش وزیر جنگ به مناسبت سالروز جنگ (جنگ 1973 میان و که شش روز به طول انجامید )گفت، در خاورمیانه دو راهبردی رخ داده است. اول، دشمنانان ما ، یعنی ما (حزب و مقاومت)، هایی که نمی توان جلوی آن را گرفت. دوم به اصلی جنگ آتی تبدیل شده است. در جنگ 1973 در می نشستند و قهوه می خوردند و اخبار را از روزنامه می خواندند اما این مسئله کرده است. حزب مجهز به زن شده است حزب افزود: در های زن و دقیق، اعلام می که هم بدانند. آنچه می شده، شده است. های زن و غیرنقطه زن و امکانات و تسلیحات لازم را در اختیار و اگر بر تحمیل کند با سرنوشتی روبرو شد که در هیچ انتظار آن را نداشته است. وی داد: می تنها این تکنولوژی که سرنوشت را مشخص می کند بلکه عنصر نیز بسیار مهم است. قبل از سال 1982 به می کردند اما از سال 2006 تا آیا شده که به کند؟ این موضوع نیاز به زمینی نه هوایی یا موشک. گفت: من در یک جایی که (طبعا) نیست، دارم، شما شب و روز کشتن من کوشیدید اما خدا عمر مرا طولانی کرد و من بر ناتوانی و شکست شماست و این مهم که من از یا غیر کنم. وی کرد: به مهمی رسیده ما در قدرت، و بازدارندگی داریم، ما روحیه، اراده و حماسه همه اینها را از در این روز (عاشورا) در بیش از 1380 سال پیش وام بار بر سرسپردگی خود به خط خون بر شمشیر می و می گوییم با هر خطری در آینده کرد، ما امتحانی شده ایم که به خانم سلام علیها متصل است ، از روز اول گفتیم یا و طی سال های گذشته این را ثابت کردیم که یا . حزب در خود بار بر تجدید بیعت با (ع) کرد و به همراه عزاداران لبیک یا سر داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : سیاسی
ملت ایران ولایت‌پذیری را از شهدای کربلا آموخته است

ملت ایران ولایت‌پذیری را از شهدای کربلا آموخته است


گروه اجتماعی- ولی در با به ملت با و پس از 40 سال از انقلاب اسلامی تن به ذلت نداده است، بیان کرد: ملت ولایت‌پذیری را از شهدای کربلا آموخته است و تسلیم هیچ قدرتی نمی‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 15

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
شماره 10 افسانه ای آرژانیتن همچنان تیتر نخست روزنامه ها

شماره 10 افسانه ای آرژانیتن همچنان تیتر نخست روزنامه ها


- - پس از ثبت در خود روی تیم دورادوس در کشور مکزیک با «احمق» خواندن منتقدانش بار دیگر حاشیه ساز شد و تیتر نخست روزنامه ها را به خود اختصاص داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : ورزشی
احزاب مخالف هند درحال تشکیل ائتلاف بزرگ علیه دولت هستند

احزاب مخالف هند درحال تشکیل ائتلاف بزرگ علیه دولت هستند


نو-ایرنا- در هند با درک این در حزب قصد مخالفان وی را با ایجاد اتحادهای کوچک با محلی در انتخابات ایالتی بزرگتر کرده و مقدمات برکناری وی را فراهم کنند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ذهنیت برنده بودنمان را در «بازگشت» مقابل الدحیل اثبات کردیم

ذهنیت برنده بودنمان را در «بازگشت» مقابل الدحیل اثبات کردیم


- - تیم است سه بر یک آن ها در یک چهارم لیگ قهرمانان آسیا مقابل الدحیل، حاصل ذهنیت برنده بودن مجموعه این تیم بوده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
با ذکر «حسین» انس و جن می‌گریند

با ذکر «حسین» انس و جن می‌گریند


به رضا را به ساحت ملکوتی اسوه احرار و الحسین(ع) یا ای ظهر شد است. 1 با ی زبانِ دنیا وا شد در کرب و برپا شد خورشید به خون نشست و دل ها لرزید ای ظهرعاشورا شد 2 آن روز ، از بود در کرب و بود ز سرخ او شد ، یک بود 3 به ما، ی را و درس ستم را با به مرگ را با ی را 4 ای شیخ جان بوی گل و های چرا گرد می به که 5 ام از او ، را با را من ام به تا خط و را 6 به و و به و سر با ذکر انس و جن می به 7 در این سبز او را، ی را ای خوان! کمی 8 ست ایم او را در کرب و اخم او را از این که شد ایم او را ؟! 9 این ی راز را نمی تو این سوز و را نمی تو در هستی وقتی که نماز را نمی تو 10 انگار که کربلاست بیا شمعی ز قیام حق بر افروز، بیا چون حُر ، نفسی کنار مولا بنشین آزادی را، از او بیاموز... بیا 11 باید که بترسم از خودم، می دانم در کوفه ی تن چو باد، سرگردانم فردا که بانگِ هَل مِن... سر داد دل می َکنم از یا می مانم؟! 12 سخت است به او ، جواب آری در بارش نیزه، قول یاری ای نَفسِ دغل! ز من چه می تو؟ از کرب و تو را فراری دادن؟! 13 ای نَفس! سفر به را توفان غم و سیل بلا را مُرید او شدن آسان است گر جان طلبد فردا، هستی؟! 14 ای نَفس! مُحرّم است و اسب و جاده شمشیر جهاد، صیقلی، آماده رفتن به پناه عافیت، یا ماندن؟ سخت است جوابِ این سوال ساده! 15 مولای حماسه و کرم! می از سستی دین و باورم، می هی لاف زدم که با شما همراهم ، کم بیاورم، می 16 ای خوب! بگیر، دست ایمانم را تا هدیه کنم به راهِ او ، جانم را پیوند بزن مرا تو با با خون بنویس، فصل پایانم را 17 ای نَفس! اسیر خودسری ها در ، خامِ دلبری ها سخت است ز سخن گفتن، تا: هم حنجره ی ها 18 از بهر یاوری شد تو قبله نمای دیگری شد گر زنده کنی پیام را یک روز تو هم شد 19 اسلامِ را، اگر شیطانِ پلید را، اگر یک روز شبیه شمر در عاشورا...؟! قرآنِ مجید را، اگر 20 به پیامبر زینب کبری(س): آیینه ی لا ، تجلی یکتایی ست آمیزه ای از بصیرت و شیدایی ست در قاب نگاه آن رسول صادق، ، رستخیزی از زیبایی ست
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند

ناخودآگاه مارون؛ وقتی مناسبات قدرت تغییر می‌کند


خبرگزاری (ایبنا) ـ سندی مومنی: در چهل فصل (دویست و یک صفحه) به نگارش درآمده است. نام است که های آن در می گیرند. و با می کند. را می ای در نظر که می شود. این همه قبول نیست. و عدم تغییرات، سرفصل ماجراهای است. سه دارد: نخست؛ که از کل شده است. است های از مختلف. این را کلی و فصل های و ضربآهنگ تند ماجراها تقویت می کند. دوم؛ ای از است و را که این شود. است که از ای (انقلاب) در جهت به و ها است. این است متنی را در با به از کل در نظر بگیرد. است پتانسیل در متن و کمال به به جهت آن که بیش و پیش از و ای است که در با نظام، ها و ضدارزش های ای را پیش روی خود می بینند. این از هر بر دارد. سوم؛ در نقش می اما است. است که به رغم عدم اشخاص، است را با کند. است با تعداد زیادی که در فصل های چهل گانه دارند. با به نوع شدن با است. این در از ها تر از هاست. به طور از هوس های بی خبر است. این که او از به در فصل اول می شود و در آغازی است بر از و و زلیخا، به شناسانده نمی شود. کمی از و یا فیض می دانستیم. کمی تر می شد. به طور در جریان بی خوابی می گرفتیم. با این همه طور که شد این (عدم در مارون) یک است. فراتر از گذاری های صرف خوب و یا بد بودنش. در هر حال روایتِ در با گو آن به ای است که را تا نگه می دارد. های و و است. این سه در متن خود را به می گذارند. گودال: است. در متن به است کند. که آن به در است. این است. ناخودآگاهی که آن است که به واپس آن ها از زندگیشان دارند. این روانشناختی به اثر می دهد. انقلاب: ای است که بر ساحت های تاثیرگذار است. در روستاست. و در و کل کشور. چهره را می کند. این را می در صمد و به کرد. در آقا کور و های نیز این می شوند. و دارد. در و محرک در روستاست. این مفهوم، با رویکردی را می دهد که بعد از در می افتد. خشونت: در و پیشینی از دو و است. برایند و وقوع است. مخرج مشترک و است. چه آن جا که عوض می شود و خان و خان فراری می و که از کتک می به است و چه آن جا که امن و بی دردسر می شود دفن همه آن که است به فراموشی شود. در سه که شد تر و تری در متن دارد. این با شدن به می شود. که و پیش چشم می افتد. که همه از آن و کسی به آن تعرضی نمی کند. در متن دار است. در یکی از های متن است. و و از گل بس و و که قشر و از زن را در می کنند. در زنان، مردانی نیز که های به و مهم زیرنظر آن هاست. آقا کور و در یک جای می گیرند. و در و صمد و فیض و و در یگ هستند. و خان و خان ها نیز در هستند. این مردان، مسبب رویدادهایی که بعد از آن خود و مقابلشان را به کلی می دهند. پرقدرت از فصل هشتم، به می شود. در این فصل اکراه و در عین حال کنجکاوی صمد در شب نشینی با اداره و و خان می شویم. در این فصل پیشگویی را می خوانیم: رو می بینم که یکی مثل تو جای یکی از این مفت خورها باشه. (سلیمانی، 1396 :44). در فصل نهم مرگ بر شاه در جشن سده می شود و تظاهرات تا می افتد. جملات این فصل این است: ها که چوب های شان را بردند، صمد فریاد زد: مرگ بر شاه! با این شعار در بهمن ماه هزار و سیصد و و هفت به رسید. گنو کل و غش کرد. (سلیمانی، 1396 :50). دستگیری صمد و فرار سربازی به در فصل دهم را در پررنگ تر می کند و نهایتا در فصل در اول فصل می خوانیم: شد. گورانی ها صمد را مثل یک قهرمان از بازداشتگاه آزاد کردند. پنج روز بازداشت بود. شکنجه شده بود و دماغش شکسته بود. (سلیمانی،1396 :56). و صمد و چند در در است که با جدی از صمد رو می شود. در با و و می که به می شود. در این است. خان و خان از و می و ها می شوند. طور که شد، مهم متن است. در کلی به یا سهم در است در جهان. می که در به از است. یا سهمی در از تاثیرگذاری بر یا دیگران. (اوتویت، باتامور،1392) این را در صمد و دوستان انقلابیش می بینیم. اما با این که صمد از شاه و خان(بیشتر از خان و خان زاده) است به نظر می رسد اسیر انتقام شده است. در می خوانیم: صمد به نمی هدفش چیست. فقط می که از شاه و هست. از شاهی ها و نوچه های شاه مثل خان از شاه بود. خوشحال بود که به خواسته اش رسیده و شاه است. (سلیمانی، 1396 :67). گواه صمد بعد از شدنش سوختن تور است. پیش از این کتک صمد را خوانده است: ها مشغول صمد زمین. آبشارها که به می نیم خیز می شد و می کشید. نه آدم ها که توپ های خوابیده در طرفین. فرقی نمی کرد آن که می برد یا بالای گودی... دلش می یکی از ها از بیاید و به او بگوید جایش کند. کسی نیامد و اگر آمد به قصد بود. پسر خان راست از آمد خم شد یقه او را از بلندش کرد و شترق خواباند بیخ گوشش. آن که صمد آبشارشان پسرجلال خان را هو و این به ضرر صمد شد. به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ. پس چرا لالمونی بکش قحبه! (سلیمانی،1396 :27). بعد از این نیز می خواند که صمد هیچ وقت این را از یاد نبرده است. که می شود و خان و اش را ترک می کند، است که عملیاتی بدهند. که در دست آن هاست. و عیدی که ها و شهر ها به می و در می صمد به می رود و اش را با در می اما را بچه می و می به نفسانیات مان بدهیم راهنمای مان شوند. اما می کند و در و صمد و فیض تور را آتش می زنند. است که به هنجاری می شود؛ و احزاب های در سپهر که را می کنند. وبر را به عام به این که یا ها حتی در با اراده خود را پیش می کند. که یک است. در به نظر وبر به می شود که های در آن به می شوند؛ کسب و و است. به ندرت است در که خود را به شکل خالص بر زور یا نظامی سازد. در عوض های حاکم می کوشند خود را و آن را به که او (این در است) می نامد. به نظر وبر سه دارد. عقلانی/حقوقی و کاریزماتیک.(مارشال،1388). در متن در شکل و و به ای شده است و یکی از خشم و صمد به خان و خان در است. به صمد می دهد تا این را به نفع بدهد. این آتش زدن تور و به آتش خان است. در سه که وبر به آن بود کرد بنا بر وبر (واقعی و خیالی) است که فرد آن است. که می بر و خود را به از و خود کند. است به شکل های که به های آن دارد. های دینی، هنری و... نیروی و برانگیختن آدمیان و دگرگون دنیای متحجر مادی را دارد. به وبر شکل از یا است. به پیشکسوتان و پیشینیان است. پیشاصنعتی. عقلانی- قانونی، مدرن که همنوایی با قواعدی که قانونی و به بروکراتیک به گذارده می شود راه و رسم رایج است. و از است نه از شخص. (اوتویت، باتامور،1392). در می که صمد از و که می جایگزین شاهنشاهی است خشنود است. به دلالیل است که قدر که می در را در دوباره کرد به نیز می را در ای دید که در با و و خود را می دهد و این در متن و هفت است و نیز حق را و هوادارانش ادا است و این وظیفه را است اگر این جزء وظایف بود می که که و با فهم را فهمیدند و آن از جان خود دریغ نکردند. در بعد از در نظر سه از وبر به سختی می در را تابع یکی از آن ها دانست. و از کاریزمای نیست. آن علمی و جاافتاده که از شود به این است. در از می اما به طور آتش زدن تور به مافوق خود اهمیتی نمی و در در فصل نیز به آتش و خان را به خود گزارش نمی دهند: دست و دلش می لرزید. بود اما نظر را هم بپرسد. می نخواهد کرد. فیض اما بود. نه آتش زدن خان بود پیشنهاد کرد خان را هم آتش بزنند. گفت در شده و ها را و آن ها را سرجای شان نشاند. (سلیمانی،1396 :81). در فصل نیز حرف از تنظیم طرح و طرح است. صمد می زودتر های و کشاورزانی را که تاقبل از این به خان کار می کند. او بعد از شنیدن پسر خان به می رود: صمد این بود. روز بعد به رفت و با راجع به با کشاورزان شخم تابستانه و صیفی کرد. گفت در این خصوص ای صبر تا از چه دستوری می رسد. گفت است صمد دست نگه دارد. از همه مهم تر آتش به کاهدان می و این خطرناک است هم و هم که نیاز به آرامش دارد. گفت کشاورزها را تحریک کند. برخلاف به صمد گفت که می را کند تا کی صبر تا آن ها که در اند شان وضع گفت وضع می و می کنند. (سلیمانی،1396 :95). خان نیز است: بود سرخود بود جنایت کاران اول بشوند. بچه های حرف های را و در آن نزده بودند. اما همه یک دل خون در خون . با زبان بی زبانی با هم توافق که اگر خان یا را دیدند ای تامل شلیک کنند. در این نمی زدند اما همه می اگر روزگاری سر و کله خان و در سالم به فرستاده شوند. (سلیمانی،1396 :169). در با نیز ست. می که خاص خود را از و طبق این که در از عناصر و به است می از و اهدافی که به نفع نیات خود کنند. به رای. در این به رای، قدرت، مداوم و آدم های بی چیز، است. به ای سرکشی است. طغیانی که در نظر اول و مقبولیت را به اما طور که از متن شد می که های به روی اند. در چند از می که ها قصدآباد را دارند. های که در حیطه می مطرح کرد: نخست: چه کسی و یا چه را و ظرفیتی در چه و چه جمع ها می دانند. در که را غیرشخصی دانسته اند. بود و های دستیابی به است. فوکو بود و ساز و به انضباط شکل به گفتمان آن ها، آن ها و در نفس سوبژکتیوتیه آن ها. به نظر می رسد را به شکل و سپس از این در جهت نظمی که می کنند. این در و تصمیمات آن ها گنو و آقا کور و است. دوم: را می به آورد؟ بر این که از روی قصد باشد. کنش پذیرد. زدن و در دو از ای است که در شکل است. با می و با اجتماعی.(در با نوع و و آن در بحث شد.) به آتش تور و خان نیز از نوپای است. سوم: چه و را می به چه می تاثیر بر بگذارند، و یا در سهم باشند؟ ای که در متن می ای است بر رای حداکثری و یا در نظر رای نیست. با و و و در دست رای است و که بدانند شده به صلاح و آن ها در جهت اهدافشان را می کنند. زدن و فرستادن گنو به و یا از می دهد که که را می کند رای است. حتی نیز دو نفر می گیرند. است که سال این شخص هیچکس به نمی آید ولی طور که می آتیش شان تندتر از این حرف ها که را در مسلمان ها راه بدهند. به راستی انسان، می یا غیر ساواکی، چه دارد؟ در متن سه بار می افتد. بار اول دو ماهه زلیخا(پیش از و به جهت به مارون)، بار دوم ساواکی(صمد و را به می اندازند. دو فرد انقلابی) و بار سوم صمد انقلابی(جنازه صمد را پسر خان و ماشاءالله به می کنند). دوبار زنده در می شوند. بار اول خودخواسته و بار دوم به زور به که عاملانش نمی اما همه معتقدند ها این کار را اند. چهارم: موردنظر را چگونه درک کرد؟ آیا است که می در دهد یا فقط در شرایطی که فعلا این با به های ها در بحث به آتش زدن خان و تور والیبال، به می شود که خاستگاهش بیش و پیش از هر چیز در و از کینه و انزجاری است که سال ها در جانشان شده است. شد که است. در متن و به آن و نقش و نقش و در نقش است. به یک فرد در و یا به رتبه یک در مقایسه با های می شود. در کلی به دو نوع و می شود. را فرد از بدو به دست می و بر و دین و و و و به می بخشند. از این رو بر اصل و نسب فرد است و نه بر های فردیش. اما یک است که فرد به سخت و که از خود به خرج می دهد به دست می آورد.(کوئن،1389). است. می مهم و باشند. در خان و خان ها که و به آن می گیرند. ولی مهم این است که آیا که بر های نیت های اند در نقش های عمل سه با در این بحث دارد: و نقش را به کند که آن نقش باشد. از است آن نوع را که آن نقش است باشند. نقش شان که از شان از بدو است اما نقش های پس از شکل به آن ها می و های یک نقش است. آیا صمد بعد از و با در نظر و شد؟ آیا صمد از به بعد از و صمد شده بود اما آیا که از شاه و شاه ها شده بود بود در نقش نقش گاه یک فرد در نقش خود می شود که در نقش با ها و چشم های رو می شود. نقش به می شود. این ها می آید که نقش یک شخص های از او باشند. یا یک فرد را در که یک باشد. که با می کنند. صمد ور و دارد. را با در می گذارد: صمد گفت نمی ولی را از همه چیز کشیده. گفت که عوض شده او هم عوض هر دلش بکند. زن است. می همه را به روز و کرده. مگر و نمی را جلو کنند. هم پر بی راه نمی گویند. تا چیزها. اند. زنی اند. این که می کند زن می زن می زن کرک و پشم و و می زن خرج و زن با بگو و می کند جز گنو که خدازده گنوست؟ (سلیمانی،1396 :84). صمد با با لو ساواکیش و در و بین ها است اما نقش را به وضوح در با می بینیم. علنی با صمد نیز یکی از اهرم های این در نقش اش به می آید. فیض بعد از شدن صمد ای به دست می آورد. و از ها هستند. در این فیض به ای کند که نام صمد را نگه دارد. فیض در و نامزدی او با و که با می با اش در تناقضی چشمگیر دارد. در فیض نمی نقش کاملی در اش کند. او می به خان برود. نقش بر فیض آن می شود که بعد از شدن و قتلش به فیض او با می کند و پیداکردن می شود. حتی به هم نامزدیش با دختری هم او را ناراحت نمی کند. به از این می گذرد. او نقش اش را در اجتماع(انقلاب) رها می کند و به می رود. در نقش فرد در نقش را در نقش گویند. این های دارد. فیض در نقش است که به آن شد. از مهم که می در متن با به به آن کرد است. منظور از و منابعی است که و ها از با می به دست آورند. در بر این که این و نیستند. این در دارند. است از آن چه شما می دانید. ها و مهارت ها و تجربیات. ولی به این که شما چه را می شناسید و با آن ها در هستید. نیز بر این که است. این شما را قادر می تا ارزشی را به آورید دهید. به هدفی نایل شوید ماموریتی را در و در کنید.(گروه مولفان،1383). فهم بدانیم که این نوع با شکل می در و و است. اجزای را بین (نوعی ای که برقرارکننده بین است. این بعد کمی است) و ذهنی (پیوندهای بین باشد. این بعد کیفی است) می دهد. در این دو جزء و پیوند، می از منظری معرف در نظریه بین و باشد.(گروه مولفان،1383). ها در متن به چه آیا در اند از متعدد و و ببرند؟ به نظر می رسد می از سه به این داد: نخست: در و دارد. اما هیچگاه نمی شود در اکثریت و یا مخالفان. چرا که طور که به آن شد در خاصیتی که از و یا رده و در این که نهایی را می گیرند. در به شدت با است. گل بس و عباس، زن و شوهری که خان کار می نیز جزء هستند. وفاداری این زن و به شان تا آن جاست که عده ای آن ها را نوکر خطاب می و عده ای تاییدشان می کنند: نبود. سر باغ ها بود. باغ که نصف شان را داشت. نصف دیگرشان را می داد به خان که منزل و هیچ وقت پایش را توی نمی گذاشت. ها و گل بس را شماتت می که چرا همه را برنمی دارند، این که کسی او را نمی شناسد چرا مفت و مجانی جیب را پر کند. هم به می به شیری که خوردی. مردی، مرد. حروم خور نیستی. (سلیمانی،1396 :180). جالب است که گل بس و و عضو است: که از راه گل بس شد شاخه ای از درخت سیب شکست و به جانش. توی بی حیا هم از اونایی. تو هم برا من شدی، ها؟ تو که با نون همینا شدی! این خان را ندارند: بود از خدا بترسید. مملکت بیشاه نمی شود ده هم بی خان نمی شود. بود اگر خان نصف ها از می مردند. چند نفر را اخته کرده؟ شکم چند تا را آورده؟ و یک یک خان و آبا و اجدادش. سگ خورده. آدم برده. سفره ش پهن بوده. (سلیمانی،1396 :53). نیز در و تکلیف که می تا که می شاخ و شانه می کشد می کند با همراهانش به می رود اما جز و نفرین کار نمی دهد. که در با می در ذهن این است: اگر دوماهه اش را نمی کشت و صمد را از دست نمی داد، آیا باز هم و ها بود؟ و مهم تر آیا هویت و مستقلی از های قائل بودند؟ به این ها می تا و عدم در را بدهد. در های و هم جزء هستند. در به جهت آن که های متعددی و به سرعت پیش می رود، با نگاری آراء ها و یا های و نمی شویم. فقط می دانیم که و زنش هوادار ها هستند. هم که به نظر می رسد برایش خوشایند و پیوستنش به نیست. خان و خان ها هم وضعیتشان است. آن ها از هر چیز از دست اقتدارشان است. در جذب کمی دارند. اول به این قضیه جدی فکر نمی و دوم به نظر ابزار و هایشان: یکی از ها گفت شان این است که با گفت است از آدم های هم عضوگیری کنند. چرا به درخواست که دلش می عضو نمی دهند؟ اگر تا مرد سن و سال دار در چه بسا کمتر کنند. به هر حال آن ها تا پیرهن پاره اند. (سلیمانی،1396 :153). در صمد نیز هیاهویی به پا می شود و عدم از سوی عده ای می شود: این بود. هیچ کس نفهمید چه شد که ناگهان و سر و صدا را برداشت. و زد و شد. خرده مالک های ها را می که خدا و پیغمبر شان و به همه بی حرمتی می های ها به آن ها سنگ می و به می دوران آن ها و است گورشان را گم و بروند های شان. (سلیمانی،1396 :109). اساساً به در هر ای است. که این که در به آن شد. به طور در فصل و نهم رمان، با سعی می به بچه های مدرسه، طرز از را یاد بدهند. این آن کار ای نیست. در فصل سی و دوم نیز می به که سنگ های را می بوسیدند که کارشان به بت است. در این فصل با یکی از که عیسا به دین خود موسا به دین خود و اظهارنظر فیض که می گوید: بشو نیست؛ ببین کی گفتم (سلیمانی،1396 :163). می شود. و های یاد و را زیر می برد. با ای روست که را به درک و است. که اسد یکی از فعالان بعد از روستا(مشخصا به این تصمیم) به گنو به می گوید: این قشون کشی می دهد ما آمادگی از ها را ندارد؛ اما همه چیز در عمل را می دهد و گفت است را موقتا بگذارند. اما گنو را کرد. گفت تا آن جا که او پرس وجو از هم با گنو به اند. (سلیمانی، 1396 :153). دوم: همراهی در پی می آید. در بر سر هر که می دو دستگی است. در نیز دست اندازهای خود را دارد. سوم: و کردن، بر سر است. در و و در یک راستا دارند. به نظر می رسد روستا، مانع از پایدار بین و شده و عدم به در بطن خود عدم را نیز به دارد. می گفت از و اما این و در گروه، آن طور که باید، ندارد. در بخش ایستادگی، می دو آورد. جوانی که شب بر سر می و فیض بعد از شدن سلاطوری. نگهبان بعد از و بعد از این که این و نتوانسته کند اسلحه خود را به می دهد و از کناره می گیرد. فیض نیز با شدن به قتل غیرعمد سلاطوری، از می رود تا را کند. این دو که در عدم بر به را می دهد، تاییدی بر حرف اسد است که را آماده از ها بود. که در است. طور که شد، و به سخت است. به طور تقدیرگرا و کار هستند. مشخصه و در عدم در آن است. در این نوع نوآوری و حرف زدن سخت می شود. به سنت و دارند. این را در گل بس و به می و در به صمد می که در جای به خصوصی دفن می شوند. در در صمد بر که می بی اعتنایی به گذشتگان در محل دفن است. با ها که بوسیدن سنگ های را بت می نیز یکی از مقابله با حرف و است. نیز بچه های نیزیکی از است. از های سن و جنس است. به جهت حفظ و به آن، ریش سفیدان از و جایگاه برخوردارند و جنس مذکر نیز از و است. ریش در متن نیست. در اختلاف های با ریش کسی نمی شود. این گردد به خان در روستا. پیش از این خان در حمایت بود و به نظر می رسد تا پیش از خان به تری که از و است است. است که این نظر خان است. اما در هر حال می دهد که حرف آخر را در خان می زند و بعد از که خان و خان ها از می روند، سن و سال از را نمی که بتواند قائله های را بخواباند. مردان نیز در فصل که عروسی می این می شویم: سوار اسب بود و یک پسربچه شیرخواره جلوش بود که یک پستانک آبی چرک توی دهانش بود. دختربچه جلو نمی گذاشتند. بود که بخواهد؟ همه آرزوی پسر داشتند. دست کم آرزو بچه اولشان پسر باشد. (سلیمانی،1396 :186). مهم که در این بخش مهم است است. است از وسائلی که آن ها را به کار می بندد تا اعضایش به های انتظار با کنند. به عوامل می شود و به دو دسته و می شود. در (گروه و دوستانه و شغلی و آن می شود) هستند. های فراوانند. این ها از طردکردن و شایع تا تمسخر و مضحکه را در گیرد. از آن جا که فرد امری حیاتی است هراس از عدم خود یک کارآمد به می آید. را می از ها و به کار بست. ها از زندان ها، مراکز از نوجوانان بزهکار، دادگاه ها، مددکاری و آن ها. کارگزاران نیز از ماموران پلیس، قضات و مددکاران اجتماعی. تری به خود تر و تر شدن این نیز می شود.(کوئن،1389). در متن و به حذف و طرد و است. در یک آن هم است که حکمی و می شود و به به می شود. در به است. در متن مارون: صمد با ور بر است که است و تغییراتی که در می بیند. فیض با بر سر قبر صمد بر حدس و گمانی است بر سر قبر و به بدتری می شود. به است که این فرد می شود بر او. حذف برفو، خان و اش و از متن نیز از است. این نکته است که شده و به محکوم می شود. این اما او می شود که حذف و طرد می دهد. در بخش مقوله در متن است. استدلال دورکیم این بود که نظم و انسجام نرخ های خودکشی، واقعیتی است که با و همبستگی و و نیروهای بر آن ها تبیین می شود. خودخواهانه و خواهانه به از نشدن و بیش از حد شدن فرد در نشات می در که آنومیک و به عدم و و و بیش از حد است.(اوتویت، باتامور،1392). می ای است که و بیش از حد است. نکنیم که در می گوید: عجب زمونه ای جون آدمیزاد شده پشکل گوسفند. (سلیمانی،1396 :124). گودال، در متن به دارد. با دهانی باز و که به نظر می رسد آن باشد: فقط سنگ های بچه ها را نمی بلعید؛ هر سال خردادماه های شان را هم می بلعید. بچه ها از جلسه امتحان که می آمدند یک نفس تا می دویدند و فاتحانه ها را می انداختند. از بچه ها مثل شان انتهای یک آتشفشان است که درونش بریزی فوری به خاکستر می کند. با این که لاشه گوسفندها، سگ ها و گاوهای سقط شده شان را آن می اندازند، هیچ وقت بوی از آن نمی شود. (سلیمانی،1396 :18). از فصل ملموس و کمک کننده می شود. مال های تلف شده را می بلعد. حتی گمان می رود عمه گنو فرزندان سقط شده او را به می اندازد. در فصل اول به می شود. صمد و نیز را دارند. را زنده می اندازند. خود به این می رسد که برود. نیز در است. های نجسی و هم نصیب می شود. حتی با طرح شهربانو فرح. قفل نیز بیهوده رفع مصیبت سهم می شوند. آدم ها و اشیاء را می که نام و نشانی از آن ها در خاطره باشد. مال های تلف شده و آدم ها و مدرک که از جرم می دهند، همه و همه بشوند. آیا دان تاریک که ته ندارد؟ را به سه و و کرد. او (بخش ناخودآگاه) را در های تر می دهد. حاوی و است که بر آن ها واقف نیستیم. و به این که از محدوده که وقوف بر آن ها رنج و اضطراب عظیمی به دارد. (رایکمن،1393). در بخش ما است از ذهن شده که ما ها و افکاری را می دهیم که نمی دهد به آن کنیم. ناخوداگاه بخش عمده ای از تاریخچه ما را در خود دارد.(اسنودن،1388). نیز در روانشناسی گرایانه خود از می کند. از این می شود: این بخش از خاص هر فرد است. این بخش از و جوشش های شده ادراکات زیر آستانه و شده شده است. که خود تشخصی نمی دهد. یا فورا در دسترس نیست، در این دارد. دو نوع در آن دارند: که شده اند چه به از دست شدت و فراموشی، یا به سرکوبی. فعالانه از شده باشند. این خاطرات دهنده و مطالبی می شود که خود را می کند. که شده اند اما شدت کافی به اند. این از تاثرات حسی است که مداوما در آن هستیم، چون به آن ها ندارد. (اسنودن 1388). با این تعاریف آیا به نظر می رسد در تفسیری باشد. به این که می به شود. در این در های ها می شود که به شدت دارد. خبر از حذف و طرد و و مرگ می دهد. که با شدن از ها و به کهن می رسد و حتی می از کهن پیش از خود را نقض کند. کلید مباحث است. بود طور که می ای از آن آید که در است. به دان که است فوق العاده اسرارآمیز و مملو از ها و است. نه درگذشته و سیر می کند می از حدود بگذرد و به گام بگذارد. از است. به این که از نمی آید پس اکتساب و منحصربه فرد نیست. مرکب از است که یک در خودآگاهی و بعد یا و یا شده است. از طرف و اند. دو دارد: (همان کهن الگوها): ذخایر می که در تاریخ بشریت شده اند. این در ها از بدو موجودند و به نیرویی در سطح اند. این از در رویا و تخیلات و از در ها و تعالیم دینی می شوند. تصاویر با خود می اما خود ثابت می ماند. همه با های که در ها و های پریان می آیند. پیرزن، آدم حقه باز، آدم بد، آدم خوب و آن است. هم های و هم های که انعکاسی از کلیت و تعادل است. غرائز: های که ما را می کند. ها از و و خشم. ها نیز و اند. آن ها ما را به عمل به های می که دارد. در درک و فهم ما از موثرند و ها بر ما اثر دارند. بخش های هستند. و از این رو در شکل و عمل کارند. بود تمدن ما را ساخته از مان جدا اما ناپدیدنشده اند. ما های غریزی به یافتن غذا و میل داریم اما سرکوبش می به این که در بیاموزیم که نمی بر عمل کنیم. هر دو جزء متعلق به به آن که مستقل از های شده در سطح جهانی اند. می تحت دو است: و میل به قدرت. این دو کشش با هم می چون میل در جهت حفظ و بقای نوع است درحالی که میل به با حفظ فرد سر و کار دارد. نیازمند قواعد است تا حتی المکان از تعارضات کند.(اسنودن،1388). کهن که از آن می کند با هر شکل ویژه ای دارد. اما مبنایش یکسان است. به طور کهن از کودک جهانشمول است. در نظر باشید متن زنی به نام را معرفی می کند که در را بر سر می کوباند تا مردش را باز پس گیرد(زلیخا چندماهه اش را از بین می برد تا را به باز گرداند. این که در است از صمیمی پذیرفتنی است و این را می که مرد بچه هم بود!) و در و خود از پسر ارشدش صمد را می کند! طور که پیش از این نیز شده است که در متن دار و است. های و و در متن دارد. است که به قصد به خود و شود. در این قصد و نیت رفتارکننده نیز است. در به می که از روی قصد و عمد، و صدمه و به و یا خود باشد. (کریمی،1389). از و توهین و ضرب و جرح تا تخریب اموال و و قتل است. است که در همه می و بر آن روز به روز افزوده میshy; شود. در خشونت، و کودکان و سالمندان از shy;ها پذیرتر هستند. گستردگی و فراوانی در به مستقیم خود می shy;آورد و در مرتبه امنیت و سلامت را در خطری جدی می shy;دهد(صدیق سروستانی،1389). در متن و دارد. طور که شد در های و و را در سطح به می آورد. کلی به و آن در متن می اندازیم. در ابتدایی با زن می شود: ها بودند: تو زن وگرنه شوهرت را نگه می داشتی. (سلیمانی،1396 :7). آتش انبار باروت زلیخاست دخترش. در که و می و او را به بی عرضگی می کند باعث می شود تا رقم بخورد. این در بافت و است که فرد را به می کند. در را به می کند. می شود و به می شود. از نوع و آن تا قتل پیش می رود: را بر سر دست کرد. جیغ کشید. زن ها جیغ کشیدند، خیز و از به روی سنگ فرش کرد. لب باز نکرد. زل زد به چشم های که به زل زده و به خونی که در شکاف سنگ ها راه بود. (سلیمانی،1396 :13). به ها دروغ می گوید: فردای آن روز به زن های گفت گرمازده شده و تا برسانندش بیمارستان کرده. گفت خاکش اند. (سلیمان،1396 :13). ای که مهم تر و آزاردهنده تر از عمل زلیخاست، و از به قتل است: گل بس دل و جونی اش بود همه می را بر سر زده ای، خوب کردی. مردت را داری. مرد که بچه هم می شود. بود اگر من هم بودم کار را می کردم. (سلیمانی،1396 :15). که آن است در پیش از این در عرف دارد. عرفی که شده است و زشتی آن به توجیه می شود. این و توجیه، نوید را می دهد. که به قتل می ذهن را این می کند: آیا اگر نبود، بازهم شوهرش، را بر سر می کوباند؟ که در متن می شود که تا به حال هیچ زنی وعده اش را بر کوباندن بر سر است: ای است که تهدیدش را و بچه اش را بر سر رقیبش است. از یادش می آمد، زن های از به درکردن حریف، طفل را سردست می و می او را به می کوبند. اما بود و نشنیده بود کسی طفلش را به و حشری اش این کار را بود. می این راه و دست از اش است. شده بود اما و پدر می شدند. (سلیمانی،1396 :12). در و از می شود. که را از دانش آموزی سرآمد به بافی می کند که خود را صرف بافتن می کند و هیچ علاقه ای به از اش نمی دهد: از آن روز کذایی که را لمس احساس عجیبی به او داشت. از او خجالت می قلبش به قفسه اش می کوبید. در عالم بچگی هم می که می افتاد، با این همه از آن روز دری به رویش باز شده بود. و بود. به چی و چی، نمی دانست. (سلیمانی،1396 :21). می توانست باشد. دست کم و ناامید، را حبس نکند. با ازدواج می کند و با سرنوشتی تلخ در پدری می ماند. سوء از و او و اش است که او می شود. در به نام است. به کور بی حیا می و در جواب تکه کلام های اش می پیر شدی و میر نشدی! این به سخن می و حرف می زند که به پیش گویی شبیه است. پسرهای مامور او غذا ببرند: بچه ها خوش شان نمی آمد غذا و نان ببرند. بددهن بود و فیض از او می ترسید. مخصوصا را می و را لمس می کرد. جلو در اتاقک می و نان را آهسته می سراند طرف آقاکور. (سلیمانی،1396 :23). گنو می افتد. آن هم از طرف از و هم روستاهای اطراف. نمی شود گنو از چه کسی حامله است. این این زن می و عمه اش جنین های سقط شده اش را در می اندازد: های مارونی، هیچ کس نمی کی، هر سال شکم گنو را می آوردند و این عمه اش بود که کلک بچه را با دواهای محلی می کند و آنطور که ها می می انداختش گودال. (سلیمانی،1396 :25). که گنو می شود بر جنسی، نیز می شود. احساسات و این که او را به ای رفع شهوت در نظر بگیرند بارز و کم انگاری گنو و اوست. کاووس، پسر است که صمد است. آن هم به دلیلی ساده. صمد تماشاچی حریف را بی هوا تشویق می کند و کتک می خورد: به زدن صمد کرد. صمد خون افتاد. در خاک می و سعی کرد را از حفظ کند. می زد و می گفت: بکش تخم سگ، پس چرا لال مونی بکش مادرقحبه! (سلیمانی، 1396 :27). در کتک صمد از که و در بطن آن هیچ کس نزدیک نمی شود و گری نمی کند. پسر خان می و حق را بزند. حتی به بهانه ای کوچک. این که تحقیرشدگی صمد را می دهد در فصل های و با و منفورشدن خان و خان ها در به اما از جنس می شود. بعدی، است که جاندار می شود. کبک دو که در برف می افتد، مراسمی است که کبک ها را می کنند. و خسته کبک که بی در جای خود هستند، به می کند که این خشم هم نوع و به جانداران نیز می شود. در فصل ششم که کبک دو و را می روستاییان با و ابهتی که است. طبقاتی آشکار. از و دست و دل های تا زدن در برف که مزیتی اوست: کسی بود که داشت. یکی دو نفر بعد از کبک دو برف چشم های شان را می زد و تا چند روز نمی توانستند را ببینند. (سلیمانی،1396 :34). گفت این ای که بین و شهرنشینی چون است و با حس خشمی را در کند. که آن انباشت، جسد است. در به سرازیر می شوند. این خشم طبیعت ای از ای تر است: بعدها نه صمد همه ها آمدن از را ای می که در آمد و همه چیز را زیر و رو کرد. (سلیمانی،1396 :39). در ورود به ها را هستیم: به کمک صمد بچه های چند مرگ برشاه روی در و دیوار نوشتند. چند جام شکستند و چند نفر را کردند. هجوم شان از بچه های راه را ترساند. که اگر را تعطیل نکنند و به خیل عظیم نپیوندند دمار از روزگارشان درمی آورند. حتا صمد و آن چند نفری هم که از ماجرا خبر از موتورسوارها جا خوردند. (سلیمانی،1396 :47). جشن سده یکی از و در است: زن ها تماشای جشن سده می آمدند، ای دور از می ایستادند و آتش را تماشا می کردند. اکثرا کسی که کماچ را می خورد. پسرها و شوهرهای شان. می ها رحم و مروت و کسی که را می و می آن ها که دیر این کار را می ها و بچه ها را مشت و مال باشند، پا پیش می و او را ضمانت می و قول سال پربرف و بارانی را می دهند. (سلیمانی،1396:48). رسم جشن سده و کماچی که در آن است و کتک کاری، از در متن است. که و است. است. او کارگر خان و گیر شده است: سر سر او پاهایش را از دست بود. صمد سر ها بود و به کمک می کرد. جیغ چنان بود که از زن های جیغ او را توی آبادی اند. تا صمد برسد را اما تا در دهانه بود. بی هوش. کسی جرات نمی کرد او را بکشد. (سلیمانی،1396 :49). در خان سعی می کند بدهد. اما همسر خان نمی را تحمل کند و هم می شود. و و می شود. تلخ در نیز در گروی جسمانی و معیشتی اوست. در می شود. ورق برگشته و دیروز، خائن به و آرمان است. حکم می شود و و صمد مسئول هستند. که از سوی و صمد می شود در دارد. و در نوع خود می شود. و در به دارد. از که در چه کسی و یا را به و شان را بگیرد. به جز عزیز، نیز در می گیرد. کسی تسلیت گفتن به او پیش قدم نمی شود. حتی نمی به شیون و زاری راه و یا خیراتی مرده اش بدهد. چرا که را طرد اند. که و می کند بیش از هر چیز از نوع است و با است. است که صمد و دوستانش دهن کجی به خان ها می کنند. تور والیبال. در و خان نیز به لیست ها اضافه می شود. ها می خواهند ها را برسند. آتشی که راه می ها ضد هاست. این نیز و را به می گذارد. مرگ صمد نیز است که می و به جا ختم نمی شود. اولیه صمد قتل و که بر او می شود نبش قبر او و اش است. که می با شمردن صمد، به او و دهن کجی کند. نیز می شود. که با نام موجه می شود. هشتاد به و مشروبات الکلی، است. که قانونمند این می به تر می شود. خود را می اندازد. ترکیب و پیوندی از و و در می شود. بعد از همخانه شدن با و او، رویه می دهد. او نیز فرد و یا می شود. به غایت و او روی می دهد که در به در دارد. مرگ است. نمی شود چه کسی او را است. می شود که فیض او را کشته؛ اما این طور نیست. در که فیض می و او را به کار می با ناپدیدشدن و او، در مرگ ها و نابرابری ها و و طردها در متن است. که موقتی است. می فرداهای را در ذهنش بدهد. در متن این ها را در نظر گرفت: یا با سه می شود: نقص عضو (برفو) و قتل(رخساره و صمد و برفو) و خودکشی(آقاکور و زلیخا). در متن با دو می شود: سوءاستفاده که و اذیت بدنی می شود(خاتون و فیض و گنو). در متن با سه می شود: و و طرد.(مصداق این نوع از پراکندگی و شدت و قوت است. خان پیش از و ها بعد از هر دو به و طرد و را می کنند. نوع و طرد به و اش به است و نبش قبر صمد و او به گودال. بعد از آن در کل است. آن جا که به طور طرح شهربانویش را از ترس به می و ترس های روستا.) به است که ها و های آن در گرو و می افتد. به این که ها هدفمند و به در و و خلاصی از آن ها کار آسانی نیست. به نیز نظر است. در فصل نهم جشن سده را به می کشد. در فصل گدایی پختن آش و آدمک های خمیری در آش را می دهد و در فصل و قفل به آقا کور با همکاری گل بس و را می کند که به نیت مرگ و میرهاست. نخست: که از کل شده است. دوم: ای از است و را که این شود. سوم: در نقش می اما است. چهارم: از تعلیق است. پنجم: و و است. ششم: است. این است. هفتم: تر و تری در متن دارد. در متن دار است. هشتم: مهم متن است. نهم: در متن در شکل و و به ای شده است. دهم: در متن و به آن و نقش و نقش و در نقش است. یازدهم: در با دوازدهم: متن با مشخصات: تقدیرگرایی، مبارزه با نوآوری، و عدم و به را سخت می کند. سیزدهم: در متن از سه و و در با تا است. چهاردهم: در متن بر و به حذف و طرد و است. پانزدهم: در متن ای است که و بیش از حد است. شانزدهم: است. آن که سرکوبشان ایم. هفدهم: قابلیت به را در دارد. هیجدهم: که در های ها می شود به شدت دارد. خبر از حذف و طرد و و مرگ می دهد. که با شدن از ها و به کهن می رسد و حتی می از کهن پیش از خود را نقض کند. نوزدهم: در متن و و در های و و را در سطح به می آورد. بیستم: یا در متن از کتک و نقص عضو تا قتل است. و یکم: و فیض و گنو می افتد. و دوم: در متن از شدت است. و و و طرد را می شود. و سوم: ها و شان در گرو و می افتد. به این که در و آن را دار می کند. و چهارم: به است. کتابنامه بلقیس(1396) مارون،تهران: چشمه. مارشال،گوردون(1388)ترجمه مشیرزاده،فرهنگ شناسی،ترجمه مشیرزاده. تهران: میزان. اسنودن،روت(1388)ترجمه نورالدین رحمانیان،خودآموز یونگ،تهران: آشیان. کوئن،بروس(1389) محسن ثلاثی،درآمدی بر شناسی،تهران: توتیا. رایکمن،ریچارد(1393)ترجمه مهرداد فیروزبخت،نظریهshy; های شخصیت، تهران: ارسباران. مولفان.(1383 ) بررسی ایران، تهران: نور. کریمی، یوسف.(1389 ) تهران: نور. سروستانی، الله(1389)جامعه انحرافات اجتماعی،تهران: سمت. اوتویت،ویلیام و باتامور،تام(1392)ترجمه حسن چاوشیان، علوم اجتماعی،تهران: نی.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سرمربی الدحیل: مقابل پرسپولیس دفاعی بازی نمی کنیم

سرمربی الدحیل: مقابل پرسپولیس دفاعی بازی نمی کنیم


تهران- ایرنا- تیم قطر با و پرسپولیس به آمده است، گفت: اطمینان داشته باشید تیم میزبان دفاعی بازی نخواهیم کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 12

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
بازیکن السد: به دنبال تکرار برد استقلال هستیم/ بازی سختی پیش‌رو داریم

بازیکن السد: به دنبال تکرار برد استقلال هستیم/ بازی سختی پیش‌رو داریم


بازیکن قطر پیش از با در لیگ گفت:پیروزی مقابل در بازی رفت اصلا بازیکنان را دچار غرور نکرده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : ورزشی
چرا ائتلاف 9 کشور علیه یمن به ائتلاف سعودی-اماراتی کاهش یافت؟

چرا ائتلاف 9 کشور علیه یمن به ائتلاف سعودی-اماراتی کاهش یافت؟


در مدت شدن حجم در به از و پیگرد حقوقی آن و مسائل دیگر خروج عملی قریب به 6 کشور را از ائتلاف عربی علیه یمن رقم زده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 6 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
ای کاش میرباقری به جای مختار، سریال سلمان را می‌ساخت/ رضا درستکار: نمی‌توانیم پیشرفت رسانه‌ای و فرهنگی بعد از انقلاب را انکار کنیم

ای کاش میرباقری به جای مختار، سریال سلمان را می‌ساخت/ رضا درستکار: نمی‌توانیم پیشرفت رسانه‌ای و فرهنگی بعد از انقلاب را انکار کنیم


به تقریب، این در همه انتقاداتی که به و های می شود بیش از هر چیز نپرداختن و اصولی به مباحث و و است که ملی هیچ ای آن نداشته و ندارد. حتی و هم می یک و از آن نمی آید این رویکرد هم به بقیه دقیقه نودی های پیوسته که با آن تشریفاتی برخورد شود. اما یک تر و راهبردی تر به مسائل می شد و خودش را سلبریتی ها و های ظاهری پرزرق نمی کرد و حرف اول را می زد. و و و و رضا و و در و این ملی که های است کردند. که و به آن ها شد؛ های قبل از در مفهوم و مشخص و شدن و معنوی، عدم کارآمدی و پویایی مدیران در و نازل که راه را خلق محتواهای ناملموس و منحرف باز می جزو مهمترین بخش بود که در بخش اول این میزگرد به آن ها پرداختیم و در مشروح آن را می بخوانید: *آیا ما موضوعی به نام و یا با تاریخی و پیش از ما را در یا رضا درستکار: بله یک داشتیم. هست در به یک ای به پخش می شد. فکر می کنم در آن از و ها می شد. نمی ای و بعد از را *منظورتان از رضا درستکار: سال 54 و قبل از آن زیر بار نمی رفت. هم این بود که ما به می و کرد این و شد که بخرد. دو سه سال قبل از خوب است آن خاص را در مثل می کردند. ضمن عموماً های به نمی یا مثل آن مقبولیت را نداشت مخصوصاً در بین های مذهبی؛ ولی با این تفاسیر من می آید یک سریالی با مضمون در آن سال ها پخش می شد. اما بعد از در صنعت های ما در تلویزیون، تئاتر و هیچ شکی ندارد. به که یک تئوری هم پشت این خوشایند دارد. به متمایل به شعائر و تظاهرات است و جزء ذات این پدیده هم دارد. فارغ از همه این خوشایندی ها، آن که در و بعد از افتاد ارتقاء فنی، کیفی و تکنیکی این های و ای بود. که شده سریال ها و های خلق و از درون مایه های این به فرم های هم دست یابیم. اثری که ما را یاد خدا و ایمان بیندازد، آن اثر، است *آقای شما بفرمایید که به چه نوع اثری، می گویند؟ زاده: است و مکرراً در طول این سال ها با این می شوم. به هرچیزی که را یاد معنویت، اخلاق و خدا بیندازد و هرچه در این مخلص تر و هنرمندانه تر این است. فرض ما می خواهیم و آن یک خاص است که در آن کار صرف معرفی و دراماتیزه کردن(نشان دادن) است. با این نوع تعریف، جنگی(دفاع مقدس) هم می و های معاصر هم می در بگیرد. به یک نسل در این کند. از و هم ما را یاد خدا و روز می های و هم ایم که در سال های 50 و 60 و هم این را پخش و یک به گردد. خدا در بین آن ها و این ها شده است. این ها هم جزو است که را یاد روز و عمل خیر و شرّ می اندازد. در و *این آیا با اشراقی(سینمای و که کرد) با و یا دو از زاده: به اگر را در است. حتی در شده که ولی در آن ها در به دست نمی چون غرب و از این نوع نمی کند و و تا را بسازد. ولی در جزو های ملی است که از این نوع این ما با هاست. فرض در با مسیح(ع) و یوسف(ع) و در و غرب آن را بدهیم. لذا جزو های و است که می و از هم این است. می آید قبل از با بود اما بعد از و مثل علی بود که به ها رفت و شد. بعد به در غرب شد که است و بعد می های در ای می این هم ای از است. فارابی هم به این منظور بود که از کند. اما به طور موازی این آمد که ما بالاتر از این و از این حرف بزنیم و قدرتمندی باشیم. به یکی از رسالت های بود که در این ها کند و تشویق بشوند. می آید یک بار از ما سفر سنگ را یک بار در با هم ببینیم. سفر سنگ مسعود قبل از اکران شد و سه می پخش کند. سردرگم که آیا این در پخش شود یا خیر؟! نشستیم در با دیدیم که همه از هم می پرسیدند می شود این کار را روی آنتن برد. من آنجا شدم و سال 62 در جزیره مجنون پشتیبانی جنگ جهاد چند یکی سفر سنگ بود و یکی هم الرساله مصطفی عقاد و اژدها می شود بروسلی بود که در سنگرها رزمندگان می دیدند. این را که تمام شد ضرغامی گفت و مجوز و پخش شد. بود که یا خیر و تا به هم هست... سال ها می نشست های ادیان نیازمند است که می نوح(ع) هنوز و ابراهیم(ع) هم یک مختصری ایم. یا و دوران و بعد از هم که کار مفصلی بر روی آن است. در های باز است و می بزرگ و فاخری که سال ها بر روی آن ها بحث شود مثل سلیمان(ع) و یوسف(ع) که به بر روی آن ها کار شد. یا از که داده است. همه را می که را نمی است که یک می را کار کند به او را کار کند. ای کاش را می که همه را می اما همه را نمی شناسند. را می در عراق داد اما در لبنان نمی این کار را کرد. و این که با مسئله خلق و می شوم این را مطرح می کنم که چه کار می این شوند؟ یا رسول که بشود؟ در این کم شده است. ما به همه چیز بی است *آقای درستکار! اشاره کردید در قبل از مبانی می شد؛ تان از طرح این چه بود و به نظرشما چه در طول چهل سال ندادیم که رضا درستکار: من فکر کردم یک قیاسی می آید یک کسی که آن بخش کوچکی را درک اما بحث و به آن است. های تلویزیونی سرگرم کننده آن که پخش شده و هم که می یک اسنادی باشیم. به دفعات می کرد و متوجه شد که در آن است. به های بی است به های بی است. به کلانی که در حاکم است این به زیردستش بی است. چرا به هیچ عرض اندام نمی *منظورتان از این بی و بی اعتمادی رضا درستکار: چرا این قدر همه چیز، و افراد را غربا ل چرا به هیچ در نمی دهد غالب ها بدون و بی شده است. چه کسی تولید می کند و با چه کسی رقابت می در می کند حذف می در هر ای؟ شما فکر در یک نقدی به نام هفت را هم نمی کنند. بعد هزار دارد. در چیدمان افراد، در لابی های پشت پرده، در سفارشاتی که به می در دفاتری که دارند. فکر می مردم نمی بینند؛ همه می بینند. چرا آستانه پایین چون را به این اند هیچ چیز را نمی داند و به اهمیت واقف نیست. که می سازند در من جایی نشدم چیزهایی می گویند که خنده مان می بازگویش کنیم. اتفاقاً از ها که آدم ها را حذف می کار ضدانقلابی می کنند. را تنگ می تا خودشان و شان باشند. مگر درهای آسمان طور باز شده و متفکر متولد شود که هر روز یک نفرشان را از دست می دهیم. نسل جدید ما کجا رشد و بگذارید گفتمان های نقد پیدا کند. در را در می بینیم از خودم می کنم که آیا دارد؟ من دارم و دین دو ای هستند که ما را به یک ارجاع می دهند. اساساً و ذاتاً است و شما را معرض زیبایی ها و خلاقیت ها می دهد. در های جمله بهشتی که می فرمودند را در ها این تذکر را ملموس می دهد ولی باور ها را در نمی گفت. در 20 شده زاده: یک سنتی داشت که آن نشد. چرا که آن کودتاچی بود و می با خمپاره 120 بیت را بزند بعد از با از پاریس آمده بود. چرا شخصیتی را به که هیچ با نزدیک به یکی از بود و این هم هیچ با نه زیباشناسی می شناخت، نه مقاله ای از او و نه سخنرانی ای از او که ایجاد کند. بعد یک رجال بود و بعد هم شخصیت و بود. هم یک کادر فنی بود. می آید یک گذاشتیم و همه های مهم کشور را یک جا جمع کردیم چه کسی شود. 20 گذاشته و همه آدم های مشهور در این داشتند. یکی از آن کاندیدا نشدند . نمی رئیسی که نمی کند، چرا نمی دهد؟! به یکی از ضربه های اساسی این است یک کسی را برعهده نمی که یک در آن جا شود. یعنی یک آدمی اگر نتوانست شود بعد از یک ماه بدهد. می یک عارف فیلسوفی را از قم بگذارند ایشان اگر بیایم یک انقلابی در رخ و استاد ها بودند. شرایط سخت بود با نیامدند. هیچ وقت فرصت نکردیم یک سازمانی که پنج بار موج و یک کار ای و در باشد. این آزادی هم است و ندهید حرف بزنند این هم خوب نیست. یکی از خصوصیاتش با فریاد شاه را توانستیم برداریم. مرگ بر شاه و مرگ بر هم اما روزگار با ما کرد که ماجرایی بشویم که همه مان به این معطوف شود که یک سانتی متر خاک مان را از دست ندهیم که در آن ماجرای درگیری هم شد را هم از دست بدهیم. را در راه انداختیم می آید به علی لاریجانی وقت ای و در حالی که کشورهای با گفتگوهای انتقادی، بودند. این مورد قبول و این کار از پنج شروع شد ای تحت شباهنگام که کار و جنگ نرم با من بود و هنری محمدرضا شریفی نیا، جهانگیر الماسی و یکی از هنرمندان هم کار طنز می کرد. ناگفته نماند که ها را هم می خواستیم ازغدی که به واسطه این شد، اما جلویشان را گرفت. نمی شودهای زیاد شد که من به طراح ترجیح بدهم. نمی توانند بدهند کدام پخش شود دومین پیشنهادمان در بود که طور رها می شد. به خصوص بعد از رحلت امام(ره) هیچ کنترلی روی آن نبود. شما می بهترین غرب را پخش ولی بدهیم. این ها نمی به یک باره در روز اعیاد عروسی با اشعار پخش می و نمی این قابل پخش و حرام می شود. که زنی با را در نداریم در ای هستیم که تقریباً می مطالبی را گفت نه در حدی که در شأن است. احتیاط می و می خواهند مواظبت کنند؛ تیکه کلامشان هم این است که این را حذف کنید! این به خاطر این است که آن کسی که است اهل این کار و باشد. علاوه بر تبعیت از ولایت، تلاش و روابط عمومی بالا، زنی با را هم بداند تا در جایش به کرسی نشستن یک اصل ای با را حل کند. هم در از مواضع راه می آید؛ اما آن کسی که تعامل کند و در آن این پیش می آید. دچار از این فتنه ها نمی شدیم و بلند می این حل و این اعتراض مشروع است و خود به خود معنویت را بالا می برد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 9

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
موضوعات عاشورایی در سینمایی ایران مظلوم و غریب است

موضوعات عاشورایی در سینمایی ایران مظلوم و غریب است


حوزه/ نوروز بیگی گفت: بعد از دهه از در است. برای همین هم بعد از 40 سال هنوز تولیداتی عاشورایی در به تعداد انگشتان یک دست هم نرسیده است
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
مارتینز: بازیکنانم، قهرمان های بلژیک هستند

مارتینز: بازیکنانم، قهرمان های بلژیک هستند


روبرتو پس از 2-1 و صعود به نیمه نهایی جام جهانی، از شاگردانش با عنوان "قهرمان" یاد کرد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : ورزشی
بازتاب پیروزی صربستان در رسانه های اسپانیا

بازتاب پیروزی صربستان در رسانه های اسپانیا


- - های یک بر صفر تیم کاستاریکا را مجوزی برای صعود این تیم به مرحله دوم جام جهانی 2018 روسیه می دانند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
بوشهری ها پیروزی تیم ملی فوتبال را جشن گرفتند

بوشهری ها پیروزی تیم ملی فوتبال را جشن گرفتند


بوشهر- ایرنا- پس از تیم ملی تیم مغرب با راه انداختن کاروان های شادی به خیابانها آمدند و این را جشن گرفتند.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 4

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : استانی
شادی مردم تهران پس از بازی تیم های ملی ایران و مراکش

شادی مردم تهران پس از بازی تیم های ملی ایران و مراکش


- - در ولی عصر را پس از تیم ملی می دهد.دیدار تیم های ملی و مراکش در چارچوب رقابت های جام جهانی روز جمعه با برتری یک بر صفر در شهر سن پترزبورگ روسیه به پایان رسید.*15*
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 13

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
گوگل پیروزی تیم ایران را به کاربران تبریک گفت

گوگل پیروزی تیم ایران را به کاربران تبریک گفت


مسکو- ایرنا- با تیم با دادن این عکس در صفحه اول جستجوگر خود این را به کاربران خود در جهان اطلاع و به ایرانی ها تبریک گفت.
تاریخ باز نشر :
زمان : 3 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 11

منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی
موضوع : کل اخبار
ساخت طرح قدس در مقبره شهدای گمنام

ساخت طرح قدس در مقبره شهدای گمنام


همزمان با و امنای مقبره شهدای گمنام در شهر فرادنبه برگزار شد.
تاریخ باز نشر :
زمان : 4 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 5

منبع خبر : خبرگزاری بسیج
موضوع : کل اخبار
استقلال صدرنشین گروه مرگ شد/ الهلال 1- الریان 1؛ قعرنشینی نایب‌قهرمان آسیا

استقلال صدرنشین گروه مرگ شد/ الهلال 1- الریان 1؛ قعرنشینی نایب‌قهرمان آسیا


الهلال در به دست پیدا کند و در دیدار خانگی مقابل الریان قطر به تساوی یک بر یک رسید.
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری ورزش سه
موضوع : کل اخبار
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : 7 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 7

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه اهنگ مایسا جان از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ترکمنی امینه آهنگ ترکمنی مایسا جان