بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب کند،



شرکت آسمان هزینه فعال بودن سیستم مکان‌یاب‌ هواپیما را نپرداخت، سیستم غیر فعال شد

شرکت آسمان هزینه فعال بودن سیستم مکان‌یاب‌ هواپیما را نپرداخت، سیستم غیر فعال شد


معاون اسبق سازمان با ELT بر روی نصب تا در خاص را گفت: شرکت‌های برای دریافت این سیگنال‌ها باید عضو این بین‌الملل شوند و حق بپردازند اما گویا شرکت آسمان حق خود را به این نپرداخته است .
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری ایلنا
موضوع : کل اخبار
نویسنده نباید وقایع را تحریف کند/ قرار نبود مشخصا درباره انقلاب داستان بنویسم

نویسنده نباید وقایع را تحریف کند/ قرار نبود مشخصا درباره انقلاب داستان بنویسم


به خبرگزاری (ایبنا)، پاک در شب (28 بهمن ماه) چشم شب میزبان علی بود و با این به گفت وگو پرداخت. در پاک را از پیکره دانست و افزود: با گذشت 40 سال از شاهد آثار و و در هستیم. سپس علی در با گفت: با به سیر تطور در طی چند صدسال مشخصی از آن داشت، اگر به طور مثال را در کنیم، طبق تعاریف اولیه، خط سیری داشتیم. وی داد: از خطی در می شده اما ما از قرن 20 با به که در نوع از نظر به های از را می و اگر با حجم از و به سراغ رویم من زمانش است. هیچ چیز در من کم این با به فرم مایه، تصورش از بیان کرد و به پاک داد: هر که شایستگی های را در ساختاری از را به خود اختصاص داده است و من به فکر می می فهمم که در این هیچ من کم و حتی که است یک به حجم است که است در این هر خوش را و بر و ها من ندارد. این داد: من با هوش و در را هر چه در طول اثر و چه که در یک نمی در یا کم است و یا به شدت است. این می شود من به که در است فکر کنم. در با که با و به است گفت: به طور این که من بنویسم. از های این را به مربوط می کند. در پاک ویژگی زن را در برداشتی رمزی و به گفتمان به داد و گفت: که آیا در و بین و تعمدی بود و می خواستید القا شود؟ در این سال اظهار کرد: در این با دو زنده بودم که یکی از آن ها و با با پیرامونش می کند و از طرف دیگر که سومی است و از این برخوردها دو از دو که یکی سنت را نمایندگی می کند و دیگری نمای مدرنیته است. وی داد: زمانی که این به چالش کشیده می شود بین دو شده و نوع تکبر و جویی به وضوح را می دهد. علی در به آیا همه را در اثر دهد، داد: ما در عالم هنر با روبه رو و در حذف و انجام می و این اتفاق به علاِ تخیل، شدن با متفاوت از است و در مهم این است که به نیاز دهیم. را بی اعتماد وی با اشاره به قدرت افزود: با به در از با این را که او دنیایی که است هیچ ارتباطی با موجود نداشته هم این قرارداد را می پذیرد و ما می شود از ما انتظار که ما به حق در مورد آن چنان که شایسته است پرداختی و طوری عمل که را به لذت برساند. در پرسید: آیا ما می توانیم رمانی در که سیرش از دوران مشروطه شروع شده و به پیروزی برسد؟ علی در به پاک گفت: با این حرف مخالف نیستم و معتقدم نوع با این موضوعات خیلی مهم است که چگونه بتواند کند تا اثر در عین بودن به قاطع حقیقی تاریخ هم پهلو بزند. را تحریف کند وی کرد: اگر بخواهد به چنین بپردازد، ببیند چقدر در نظام ما وجود پذیرش به در این کند؛ نمی تحریفی در دهد و نسبت به آن ها امین باشد. تشریح کرد: بستر ما مشحون ازاین گونه مطالبی که معنایی مارا شکل بدهد؛ در غیر این می ماند که می برانگیز و به عنوان طراح و کسی که عاملیتی در طرح خود ایجاد کند و وجوه مختلف، انگیزه ها و علت ها را تبیین نمی بگذارد و خود را زیر ببرد. این نگارش گفت: از این بر یک سری واقعیات پرداخته شده است و در این اثر خواستم که دو با هم برابر باشند و نگاه من ها بوده است نه تقابل ها. تلویزیونی چشم شب به تهیه کنندگی امیر قمیشی و با اجرای محمد صالح علا شنبه تا چهارشنبه ساعت 23 از شبکه چهار سیما پخش می شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 6

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی
اکبرپور: شادی بزرگ‌ترین پیام آثار طنز است

اکبرپور: شادی بزرگ‌ترین پیام آثار طنز است


به (ایبنا) به نقل از کل و امور بین الملل کانون، احمد در این که با شد، با طنز است،گفت: طنز است که ما را با هم می که در ها این است. در این به طرح هدف و و افزود: طنز و فهم ای از و می شود و یکی از مهم آن نیز نقد است. وی در شد: که آن را می توان آن را پرورش داد، در طنز آموزش های کلاسیک رنگ می بازند چرا که طنز عرصه ی ممکن ساختن ناممکن هاست. های کودک و نوجوان هم چنین اظهار کرد: در طنز، شما مجاز هستید قالب های ممنوع در را به کار بگیرید و را با خود در لذت این ورود به حریم های ممنوعه شریک سازید و وقایع جزئی و کلی مربوط به خودتان را بی هیچ تخیل و تکنیک روایی به قلم بکشید. گفتنی است های طنز یکی از ویژه برنامه های بلند مدت است که با هدف پایدار سازی اعضا و ایجاد شور ونشاط در های ادبی استان هرمزگان برگزار می شود. های غول و دوچرخه ، واژه های خندان ، من نوکر بابا نیستم ، امپراطور کلمات ، سه سوت ، مادربزرگ ، و... از جمله این طنزپرداز است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 13 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 18

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
عالم خواب و رؤیا از منظر قرآن/ کدام خواب‌ها به واقعیت تبدیل می‌شوند؟

عالم خواب و رؤیا از منظر قرآن/ کدام خواب‌ها به واقعیت تبدیل می‌شوند؟


خبرگزاری فارس- فعالیت های قرآنی: آیت در بخش ها ذیل 4 تا 6 مبارکه & یوسف& به و است که متن آن در می & لاَِبیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لی ساجِدینَ* یا بُنَیَّ لاتَقْصُصْ رُؤْیاکَ إِخْوَتِکَ فَیَکیدُوا لَکَ کَیْداً الشَّیْطانَ لِلإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ * وَ کَذلِکَ یَجْتَبیکَ رَبُّکَ وَ یُعَلِّمُکَ وَ وَ آلِ وَ (به بیاور) را که به گفت: & پدرم! من در که و و ماه در مى کنند& ! گفت: & فرزندم! خود را که تو (خطرناکى) مى چرا که است! و این تو را بر مى و از ها به تو مى و را بر تو و بر و مى که پیش از بر و به تو و است& . (یوسف/ 4 تا 6) و از است که فکر و را از به خود جلب است. این هاى زشت و و و غم که در مى چیست؟! آیا به است که در روح و یا و است که مى و یا به است که به روح از از عکسبردارى مى کند؟ و یا و اقسام که به گذشته، به و قسمتى تمایلات و خواست هاى ارضا است؟ قرآن در متعددى صراحت که، حداقل پاره اى از ها، انعکاسى از یا است. در & یوسف& (ع) که در فوق خواندیم، همچنین زندانیان، که در آیه 36 همین و ملک و سلطان & مصر& که در آیه 43 خواهد آمد، به چند برخورد مى کنیم، که همه از برداشته است. از این حوادث، نسبتاً یوسف(علیه السلام)، که مى گویند: بعد از چهل سال به تحقق پیوست و در تر، پادشاه مصر و هم بندهاى یوسف(ع). در غیر این سوره، به & هاى تعبیردار& دیگرى نیز رؤیاى پیغمبر(صلى وآله) که در & فتح& به آن و & ابراهیم& (علیه السلام) که در سوره& صافات& است (این خواب، هم فرمان الهى بود و هم داشت). جالب این که، در روایتى از پیامبر(صلى وآله) چنین مى خوانیم: الرُّؤْیا ثَلاثَهٌ بُشْرى اللّهِ وَ تَحْزِینٌ الشَّیْطانِ وَ الَّذِی یُحَدِّثُ بِهِ الإِنْسانُ نَفْسَهُ فَیَراهُ فِی مَنامِهِ: & و سه است: گاهى بشارتى از ناحیه خداوند گاه، غم و اندوه از سوى و گاه است که در فکر خود مى پروراند و آن را در مى بیند& . روشن هاى شیطانى نیست که اما هاى رحمانى که جنبه بشارت دارد، حتماً باید خوابى که از حادثه مسرت بخش در بردارد. به هر حال، لازم است در اینجا به نظرات مختلف که ابراز به طور فشرده کنیم: تفسیرهاى زیادى شده است که مى توان را به دو بخش تقسیم کرد: و روحى. 1 ـ مادّى ها مى گویند: چند علت مى تواند باشد: الف ـ است و مستقیم کارهاى روزانه یعنى آنچه در روزهاى روى داده به هنگام در مقابل فکرش مجسم گردد. ب ـ است یک سلسله آرزوهاى بر آورده هایى شود، طور که شخص تشنه، آب در مى بیند، و کسى که در انتظار سفر اى است آمدن او را از سفر به مى (و از قدیم گفته اند: شتر در پنبه دانه!...). ج ـ است ترس از شود که آن را ببیند، زیرا مکرر تجربه شده کسانى که از دزد وحشت دارند، شب دزد را مى بینند (ضر
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 15 ساعت پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 3

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : فرهنگی
ریسک‌های اختصاصی بانک‌های اسلامی

ریسک‌های اختصاصی بانک‌های اسلامی


گروه ــ اگر یک خود را به تدریج اعتبار و شهرت خود را در نزد فقها، خبرگان، عموم مردم و حتی کارکنان از دست خواهد داد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 19

منبع خبر : خبرگزاری قرآن
موضوع : کل اخبار
ماجرای اسرارآمیز و پیچیده پرفروش‌ترین کتاب روث ور

ماجرای اسرارآمیز و پیچیده پرفروش‌ترین کتاب روث ور


به ایران(ایبنا) روث ور از مطرح است که در سال 1977 در ساسکس به آمد. روث ور پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه به نقل کرد و تا پیش از به و در به و (به خارجی) بود. این در حال در با همسر دو فرزند خود می کند و نویسندگی را به شغل اصلی و تمام وقت خویش انتخاب است. در یک تاریکِ اول روث ور در سال 2015 شد که به جای خود را در میان علاقه مندان به مطالعه و به و در و شد. روث ور پس از در یک را زنی در 10 در سال 2016 به و به چاپ رساند. این بیش از اثر اول روث ور و در های گرفت. هر دو اول روث ور، جزو های و در ها در از در و تایمز. از روی هر دو او و به بیش از چهل شده است. از روث ور با نام در سال 2017 شد. این یکی از های بین در سال است. و که آن ها را از پس سال ها هم خود می کند. در پشت جلد این و روث ور است: به می رسد که سه است: بهت دارم. همه چیز را رها می را و یک به سمت به راه می افتد. او مهم اش را در ای که آن جا که هم شان بر دوش او می کند. و سه تن از به داشتند. آن ها این که های شان را با هم رقابت می کردند. حال پس از گذشت هفده سال از این پنهان ها، وحشتناک در شده است. که را به سه زنی که سال هاست آن ها را ندیده، اما هرگز فراموش شان نکرده مجبور به رویارویی با گذشته می تجدید دیدار گرمی در کار نیست: آن ها امن نیست، نه بعد از که اند. وقت آن است که این زنان تکلیف شان را روشن کنند... بخشی از متن کتاب: لعنتی! که سکوت را می شکند، صدای فاطیماست و شدتش باعث شگفتی من می شود. لعنتی! کیت را رها می کند و من آن را می قاپم. چشمانم به روی کل می لغزند. شناسایی جسد شده در شمالی ریچ به احضار شده است... می که به سختی می توانم آن را بخوانم و همان طور که را از نظر می گذرانم، عبارت های جدا، در هم فرو می روند. سخن گوی تأیید کرد.. انسان... از شاهد نامی برده نشد... وضعیت بد جسد... پزشکی قانونی... محلی شوکه شده اند... آن ناحیه به روی عموم بسته است... تیا با حالتی غیرعادی و مردد می گوید: آن ها... و دوباره ادامه می دهد: آن ها می دانند...؟ ساکت می شود. آن ها می که جنازه چه کسی من اش را کامل می کنم. صدایم سخت و لرزان است. به کیت نگاه می کنم، طوری نشسته که سرش بر اثر وزن سؤال های ما خمیده است. در می و مانند افتادن برگ ها ایجاد می کند. می دانند؟ کیت سرش را تکان می دهد، نیازی به گفتن حرف هایی که می دانم. همه ما در حال فکر کردن به آن ها هستیم. ـ نه هنوز... تیا می گوید: فقط یک ممکن است اصلاً ربطی نداشته باشد، درست اما بعد چهره اش در هم می رود. لعنتی، با کی شوخی می کنم؟ لعنتی! با دستی که را نگه داشته مشتی بر روی میز می زند و می شکند؛ خرده های شیشه همه جا پخش می شود. کیت می گوید: آه، تی! صدایش بسیار آهسته است. فاطیما با عصبانیت می گوید: تی، نمی خواهد یک ملکه درام خونی باشی. به سمت سینک می رود تا پارچه و برسی بیاورد. نوشته روث ور با ترجمه سمیه یوسفی در انتشارات مجید با قیمت 32000 تومان شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
رهبری مجوز بازشماری تمام آراء را هم دادند، اما موسوی پای کار نیامد/ «برجام» یک معطلی برای کشور درست کرد

رهبری مجوز بازشماری تمام آراء را هم دادند، اما موسوی پای کار نیامد/ «برجام» یک معطلی برای کشور درست کرد


به گزارش احزاب مهمان این خط» علی بود. متن زیر مشروح صحبت‌های آقامحمدی در این است:  دکتر؛ نام شما با گره است به این ایام بعد از کلی که شما از جمع‌بندی‌ها را به در در این کار را می‌دهید. در این کلی در این کرده‌ایم؟ به نظر آن که بشود هنوز است. در مجموع به سایر سیاست‌ها، موفقی اگر چون آن شکل و به کار کرده‌اند و کاملاً شده که چه کرد. در طبیعتاً یک مهلت دو ساله‌ای را از دست دادیم. به نخیر. در اوایل جدی نپرداخت، ولی بعد از آن که روی خط و شد که این کار شود و خود پیگیری این کار شکل است. است که چه را دهد، ولی در برخی قسمت‌ها چون اقتصاد، آن و یا که شده این کار شود. چه؟ چه است که هر در اثر و آن است که نمی‌کند. فرض در خب این این یک حالت بدبینی می‌کند. این را چه کسی بدهد؟ فرض ژست این را که کند مچ را که جا چه خب نمی‌کند. یا انتخابات به نمی‌کند. این اطمینان را و این را در چون برنامه‌ها در دست ما هست بود سر سر اما به چه که فکر چه که... یک را که خوب نیست. چه در هر یک عده سود و یک عده ضرر می‌کنند. این طیف را دربرنمی‌گیرد. فرض مهر 45 شد، این یک کرد و ضرر کردند، اما دو میلیون نفری که را سود بردند. در این است که عدالت‌بنیان‌ شود. اگر نفعی به ضعیف‌ترها برسد، به همه نفع ولی اگر است شیبی به سمت ضعفا باشد. خب طبیعی است که اغنیا خوشحال نخواهند در این آسیب می‌بینند. در شما چه در 40 به پول ماهیانه این همه حرف که آقا این و کم است و بدهیم و ندهیم و خوب است و بد ولی دو سه این، ارزان می‌فروشیم؛ آن دوسه چطوری برعکس! هر کسی که می‌برد، هر کسی که گازوئیل شوفاژخانه‌اش می‌برد. یک گفتید خوب که این نقشه شود و برهم نریزند. یک کند. در نظام، یک نظارتی شده است. فکر این شورا این را پر این است. آن را دهد! نه، من را می‌گویم. اگر او ما ولی و ندارد. که به چه به آن چه کار کنیم. فقر چه و این کار را دهیم. چه اگر در سه را سه تا 8؛ 8 نرخ رشد که یک است و همه روی این نظر دارند. و همه این است که 8 هم و هم است. با 8 ما بر حسب که یکی دو سال ولی اگر طول این و را متوسط 3 و خرده‌ای یا 4 داریم. یکی هم است که 8 که در حقیقت یک محیط باثبات را این هم شده است ولی پایداری را است. به رشد این می تواند پایدار باشد. اگر تدابیری شود که فعالیت‌های جذب خوب کند... و رکود هم نکند! نه، اصلاً فعالیت‌ها را بورس شود. لذا مجموعه را با هم درنظر این سه تا 8 را هدف و و برسیم. این را رصد اگر رها و بعدها بشماریم و نشد که چشم‌انداز شد. یک به نام که سیاست‌ها را می‌نویسد و تنظیم و مقام می‌کند. ولی این و این این است که آن کاملی باشد. در که عقلای همه طیف‌های توسط منصوب شده‌اند، رفع این شده این کار شده است. در بحث بودجه دولت، بحث را آماده که روی کار را بحث که روی چون اگر روی این برویم، خودبخود چون یک عدم مغایرت است و مغایر نیست. یک این هدف را محقق یا خیر. روی این کار می‌کند. از منظر علی آقامحمدی، فسادی که سازمان‌یافته هست یا نه؟ گفت هست و هم گفت نیست. به معنایی که مرکزیت و که بنشینند با هم منظمی دهند و حمایت‌های همه جانبه از آن گیرد، نداریم. ولی ارتباطی بین که اهل این یک رشته در جاهای شکل است و این خطر است. وکیل با قاضی با مدیرکل حداقل ده نفر باهم که با هم حواله دهند، ولو این که کم باشد. ولی که نطفه این بدانیم خطر آغاز شده است. است با یک ریسکی همراه ولی آن به اندازه‌ای که طرف بترسد. به آخر در صورتی که در یک اداری ارائه اساس این است که نگیرد. ما در که اگر فرد کرد از کار برکنار هیچ که این فرد امینی ناموس، مال، جان و را دست کسی که است. از لحاظ قانونی این را چه کسی شود. همه خدا زن و بچه خب از اول بدانند زن و بچه اگر این کار را کرد، است. فکر می‌کنم که این خطر و با هم در ادارات و می‌شناسند و تست و با هم مشکلی یا نسخه بنویسد جا این می‌داند باز کند. است جان کسی را به دکتری اید و این با و دارو را او می‌فرستد. چند کم ولی این می‌افتد است. شما را عملکرد را اثر مثبتی داشت؟ در یک جاهایی اثر داشت. در تشدید است اثر داشته، در بازگشت نفت اثر است. ولی یک معطلی بیخودی این به می‌کرد. همه تخم مرغ ها را در سبد می‌گذاشت. شما به و یک و یک سر که این ولی این را طرف به به است. ولی که این هیچ غلط ولی کار که باز شدن و نیفتاد. ما عمل که ولی چون این و فکر روی این را این روش نبود. از این ایم و هم باز روی این و را دهد. را رفع فقر را کم را ببرد. پس شما را این ما در که شده و که در نظر "رشد را رفع این از است. در اول رشد کرد. اول رشد را داد و دوم این بین عده شود به برسد. به که را عوض کنیم. و هم نباشد. کار چرا هم کنند. مگر در شکل مگر را شوند. تکی کار است. را و با و شده با خوب شود. این است که می‌شود. همه فکر از شود و ذهن به سمت می‌رود. در هم سعی که بو یا خیس و اینها. پس است ولی دهیم. یا شده را بیاوریم. از به چه از وام بدهید. ولی چرا و و و همه هم در هر هم دارد. پس را ما نمی‌کنیم. را کسی که است. اگر 4 شد و ما 18 شد است که نمی‌خرند. است چون سود است و می‌شود. این است که 14 است و سود شود و 13 درآید. یا کار را یا حجم را یا را عوض کنید. روی کار کنید. کمک کند. پس کل این عمل و طرز فکر کند. این را نخیر. را و در این ولی کند است. این را و یک آن را به از اسم به نه در شود که است و این خوب است و آن بد است. ما به چه بچه با فوق و در ما یقه هم را که به درد نمی‌خورد. شما اهل فن در یک بیفتد. شود و بعد ما کنیم. خیر. است. در صدا و شده است. اصلاً؛ ببنیدی شما شهادت این گونه نهادینه‌سازی می‌کنید. از هر زاویه می‌آیید این که بحث جان است. شما روش مملکت را عوض این به راحتی یک سخنرانی، یک میزگرد و غیره حل نمی‌شود. فرض صنف می‌آید می‌کند. شما و هم می‌کند. او در میرداماد می‌فروشد و شما نمی‌توانید؟ دلایل را بحث کنیم؛ این است. به کلی یارانه و کمک می‌دهد. اصلا! من رفته‌ام را دیده ام، نیست. هیچ کننده‌ای که کمک نمی‌شود، بله است در تحقیق و توسعه یا بین دولتی کمک است در گرفتن به او کمک کنید. دیپلماسی است که در بیان کردند. ولی این که پول دست کسی در نمی‌آید. در تسهیلاتی هم که هم ضعف داریم. نمی‌گویم نداریم؛ همه ما یک حرف بزنیم. نرخ رشد 8 در ICT 19 نرخ باشد. ما ششم و همه چیز شده است. پس ICT 19 رشد را از کجا دارد... منظور شما این است که این دغدغه همه بشود، ولی این را از من به یک شاگرد که یکسری دغدغه‌سازی‌های این چی؟؟ این دغدغه‌سازی‌ها، ماست؟ خب من در به جای آن را برجسته نحوه... این سوال را می‌کنند! این را می‌فهمیم که این است. در مواجه‌ای که شما نیستی؛ جمله‌ای که شود. است که رفراندوم در است و به و نگهبان و در رابطه با هم هست، در ابهام حرفی زده و است. در دین که این را بگوید. حریم و دین است و کرد. من چون ذهن‌ها را ایم، با ایم ولی ما است. با مواجه به آن معنی که در ذهن ما که است محدود شده، اما پول خرج کنند. چون این کار و درآمدی ولی کار او کم شده کار به او نمی‌دهند، که دهد. اگر پول داشتند می‌کردند، گران‌تر هم بود می‌خریدند، ولی قدرت سرمایه‌گذاری است خب است وضع بد شده است. می‌گویید روی موضوعی که حرف بزنیم، حرف بزنیم. و آن که کنیم. همه را که حساس هدف این که پیروز شود یا شکست بخورد. ما به رکن است و است پس چه و چه نخواهیم. همه ذیل می‌شوند. این و روشن است. آن چه مهم است این است که چه کند. اگر داد می‌شود. من کارمند هستم و بگویم، اگر حرف ما از کنیم. لذا بهترین راه را این می‌دانم که بحث را محور دهد و مدونی و همه این کار را بکنند. در هر برنامه‌ای هر کسی بداند چه در سمت و سو می‌کند. در کل و را در راهبردی که شد می‌دانید؟ من ندارم، چون کلیت کار می‌برد. مدت با در عالی امنیت ملی کار کردید. است یا دارد؟ رئیس‌جمهور شده و فرق است. (می‌خندد). آن کمیته‌های را و در 16 سال مرتب با کار کردیم. در هم با کار می‌کردیم. اول تا سوم؟ بله. در هم داشتیم. طولانی با هم داشتیم. در با شخص یک داشته‌ام. این التهابات ارز قابل پیش‌بینی هم بود و هم نبود. بودن، به این که کنترلی که می‌گفت ثابت نگه و به تدریج اجازه مناسب بود از یکجا و زد. ولی و برویم و می‌شویم به ضعف در است. در این گیر و دار، در معاونت ارزی کرد و بعد از آن، در با حوصله است والا کند و هم می‌کند. این که یابد و به تعدیل شد. در نقطه‌ای که پول دربیاورید نیست. یک خودرو و و که پول درآورد سپرده در است که آن هم با به بحث موسساتی که پیش قدری را است و طرف به آن همه پولش را بگذارد. است 8-7 بین با سودی که عین نرخ رشد 8 این هم 8 را می‌برد؛ فقط این بوده است. ولی آن قلمبه‌ای و بود در ارز این را عده ای و به این سمت و سو خواهند رفت، به این فضا شد و مسلط و جمع کنند. به موسسات چه کسی پاسخگوی باشد؟ احساس نمی‌کنید در این زمینه رسیدگی به کار کم‌کاری شده و جدیت نبوده اگر واقعی به این در نهاد و قاطعیتی که را نداریم. همه علما و خطر ربا و جریمه دیرکرد ولی سود نمی‌کنند. بیش از 180 سود به اشخاص سپرده‌گذار می‌پردازند. عده‌ای به کار و از این طریق ارتزاق می‌کنند. این پول از کجا دربیاید؟ یکی 20 تا 25 سود 4-3 هم خود این 28 و تولیدکننده‌ای که این را می‌گیرد، چه دربیاورد که این را بازگرداند؟ پس است تا چه می‌شود. پس بازنمی‌گرداند! این را چه کسی می‌دهد؟ این می‌زند. این رفت و برگشت است این دو یا یک باشد. که بتوانند روی این کار کنند. ما یک اشتباه داشتیم. تعاونی شده بود این که بین کارکنان یک موسسه و بین مجموعه‌ها و داخلی خب شدند. پول این چنینی پول من را و به شما می‌دهد. پول است که به ما پس آن سود آن پول است که داده. این را به رباخوار بگیرید، نه با او مسامحه کنید. روز اول او را بگیرید نه این می‌دهد. بعد به من پول بیاورید و به شما می‌دهم. است شرط می‌گذارد. اختیارات را ببندید. حکم قضائی ندارم. تا بخواهید این کارها را بکنید طرف پول را برداشته و است. پس و و و عملیات است. و امیدوارم این کندی که چراکه "سه فوریتی" را اینجاها گذاشته‌اند. متولد 1330 هستید؟ بله. 16-15 سالگی به مبارزه پیوستید. از سال سوم راهنمائی بودید، انشاء که چه کاره و شما می‌شود. چه نوشتید که شد؟ ما معلمی که از کرمانشاه بود و تبعیدی چپ و مارکسیستی بود. این سرکلاس آمد و گفت بنویسید در آینده چکاره شوید. ما هم شهرداری در و ظاهری بسیاری بود. بازارها را رنگ شاطر نان خوب سر نانوا را در تنور می‌کرد، می‌ایستاد نان را می‌پخت، از او هم می‌بردند. من بنویسم انتقادی کنم؛ نوشتم می‌خواهم شوم. اگر این چنین شوم رنگ ماشین‌ها را عوض آتش‌نشانی را قرمز و آبی چون این ما از عدالت ما هم با بچه‌های یکی از خوانین و من به نظر خودم بهتر از او دستور دادم، اما به او 17 داد و به من 15 داد. من این گران بود. من که می‌شوم این ما هم بازنشسته و در یک سوپری و نشانی هم دادم. من هم تلافی از او بکنم؛ فکر روزگار بود. که شد و تعبیراتی بدی هم این هم فرد گردن‌کلفتی بود. او بلند شد کف زد و ده دقیقه بچه‌ها را به کف برد. که شد من نشستم و یکی به پای من زد و گفت: پسر! من ننه‌ام مرد گریه نکردم ولی تو من را گریاندی! به ما 20 داد و در کلاس‌ها از ما کرد که من ناچاراً سراغ رفتم. هر چند من ریاضی‌چی و ذهن من با جور نبود. این ما بود که به ما نهیبی زد که جابه‌جا و الزاماً بلکه اراده است و حتماً این کار شود. این جابه‌جایی من در ریاضی به با آن تغییر، یک کلیدی بود که واقع شد و من فکر نکرده‌ام را که نتوانم. چه سالی سال 55. 25 بودید. بله. شدید؟ من همکلاسم در بود و بعد از که زندان را و فراری شدیم، پیشنهاد را یکی از همکلاسان مطرح کرد و شکل گرفت و کردیم. عقد را چه کسی خواند؟ عقد را در فاضلیان ما خواند که جمعه ملایر بود. 250 گرم نقره بود و یک کلام مجید. تا عاشقانه نوشته‌اید؟ ننوشتم ولی عشق کامل در دل من هست و هر روز شد. ریشتان را رنگ من این کار را نمی‌کردم، پیش آمد. شد که به و به من این است که می‌زنید، رنگ می‌کند. من هم کردم. کسی هم و من کمی زدم و فکر خودکار همه می‌کند. رنگ بی‌ربط مزخرفی بود و اینقدر را خراب کرد که ماندم چه کنم. بعد کمک گرفتم که چه کنم. حنا گذاشتم و خراب‌تر شد. نمی‌توانستیم از بیاییم. به خدایی زنگ زدیم و گفتیم چه کنیم. ما را یکجوری و بازگرداند و رنگ‌ها را کرد. در این هیبت درآمدیم، دیدیم این و دادیم. (می‌خندد) یک روز قبل از رحلت من به آرایشگاه و بعد به بحث داغی هم بود. من را صدا کرد. قبل از آن هم تند با و ایراد بودم. و این موها را کرده، به او این کار را نکند. (می‌خندد) من به آرایشگرم و دیگه هر می‌رویم من هوای را دارم. شما اول در شدید. بله. هم در چهارم و پنجم بودند. شدند؛ که تاسیس شد، و من بودند. بعد به آمدم، چون خانمم علامه درس می‌خواند. تحصیل به آمدم و در صابون‌پز‌خانه شدم. که به تور اول خوردم. در مدنی فلانی شود و خلق‌الله جمع و ما و رای آوردیم. 28 27 بودم. در مجلسی که خاص بود و همه در بودند. یک تعدادی جوان بودیم؛ انصاری، مهاجرانی، الویری، من، عادل اسدی بودیم. از شیراز بله. فکر می‌کردید شود؟ نه، خب در انجمن او ناحیه ای بود که ذهن ما را بود ولی با او کار کردیم. در اول عضو ای که بود. ما یک که رجائی، من، توکلی، منوچهر متکی، پرورش بود و جزو فعال‌ترین اول بودیم. رجائی در جمع ما کلید خورد. ما تیمی که با که حزب با به شدت مخالفت و که پذیرفته نشود، چون در آخرین توافقات رسیده بود که بپذیرد. چرا مخالف چون می‌گفتیم کسی بیاید که قاطع‌تر و خطر ما واضح بود که بنی صدر نیست؛ من را در جلسه‌ای که منزل پدرشان شناختم. فامیل‌های هم آنوقت هم حجاب اجباری و همه جمع بود. از فامیل‌هایش همه جور در آن بود. که بنی صدر شد، من هم کار دست من بود. بنی صدر آمد و فامیل‌ها رفت. من دیدم بلااستثنا با همه خانم‌ها دست داد. در این میان یکی نامحرم هست دیگر! همه که محرم نیستند. من همانجا فهمیدم بنی صدر مقید نیست. شما است. با در آن شدید؛ اختلاف سلیقه‌ها از آن که دعواها شد، چون از حزب (جمهوری اسلامی) بودیم، هم یک دعوای سه جناحی راه افتاد. یک جناح شد، البته آقا را در آن تیم کار کردیم، چون آن اطلاعات رضایی بود و ما روی این خط که رضائی شود. دعوا که شد، سه شد. یک و محمد سلامتی شد. یک شد که وسط بود. یک هم و و بچه های اینطرفی شد. لیدر و شدند. این وسط بود و کسی با او کار نداشت. تیم به من را داد و را هم به متکی یا کسی داد. ما با این دو تا حرف می‌زدیم و به می‌آوردیم، چون کار این دو بهم تلاش هم شد که دوباره شکل که آن افتراق به سرانجام رسید و کاملا از هم جدا و آیت راستی کاشانی هم از حکمی و آن بساط کلا در آن مقطع جمع شد. دوران جبهه و جنگ را هم درک قرارگاه خاتم بودید. سال 64 من شدم. همزمان در کمیته‌ای که ریاست وقت - حضرت آقا - یک عضو شدم. از سال 71 مسئولیت کار و را در دست داشتم. جنگ هم با و - مراوده بله. من در آن مدت را تشویق چون تا آن نرفته بود. که رفت من قول یک ماه بعد می‌آیم. بعد از ان تا 71 که شدم، من یک سفری را به چون در آن مدت کار شد و کلا کردها از رفتند و را گرفتند. در بارزانی‌ها در کرج که شاه با را به کرج آوردند؛ بود. از با نه، ما آن وقت نداشتیم. در آن با بود و پشیمان شده بود. قبولش نمی‌کرد. نامه به بود و این را به من که برگردد. من با از به کار و ما هم سر شروطی با هم و کرد و ما هم او را به ضدیت با بازگرداندیم. به بازرانی در دست شده بود و را به او نمی دادند. این انصاری که معاون خارجه آن در آذربایجان غربی بود و جلائی‌پور که جزو اصلاح‌طلبان است آن در بود. بچه‌هایی که آن در فعال و همه ضد این بودند. ما را وسط و اسلحه و دست او را باز و درگیری کردیم؛ آن را دارد. مشکلات و  را شما حل بعدا و کشت‌و کشتار وسیعی راه افتاد، من این کار را کردم. آن سال 74 که سفر تا به حال در از هیچ کسی حتی از خود رهبرانش هم اینچنینی بودند. سرتاسری شد و یک در جمعیت آن
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 20

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی
فساد مالی نتانیاهو؛ برکناری از نخست‌وزیری یا ماجراجویی خارجی برای منحرف کردن اذهان

فساد مالی نتانیاهو؛ برکناری از نخست‌وزیری یا ماجراجویی خارجی برای منحرف کردن اذهان


دو که سعی را تحت آن یا او را از می‌کند یا منجر به آغاز جنگی جدید در منطقه برای منحرف کردن توجهات از این اتهامات می‌شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 17

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : بین الملل
اربعین نمودی از حقیقت تمدن اسلامی/ لزوم دادن شخصیت تاریخی به جوانان

اربعین نمودی از حقیقت تمدن اسلامی/ لزوم دادن شخصیت تاریخی به جوانان


محقق و فلسفه گفت: در در به جمع که را باید انتظار را داشت، نمونه ساده آن را در رخداد اربعینی می‌بینید که یک وسط آمده و این همه عظمت را می‌کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 10

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : استانی
روزگار عبث و تنهایی عرفانچی دلتنگ امریکا در کرانه نیل

روزگار عبث و تنهایی عرفانچی دلتنگ امریکا در کرانه نیل


خبرگزاری ایران(ایبنا)_مهدی فاتحی: پس از سال ها جدیدی از شود مبارکی در حوزه و کتابخوانی است. های غنی پیش از این در به چاپ بود اما و و با جای بحث های را باز می کند که قبل از این اش نشده بود. های غنی که در دهه شصت در شد و بود معذور. پر از های و بی یک در با مصر که در آخر هم ندانست چه کاره بود و چه می کرد که با بازنویسی اش دریچه به آن دوره و این متن باز است . اجازه بدهید گفت وگو را با کلی کنیم: چرا غنی و در این به در غنی و چه می که به از تا و های را دهه ٦٠ که (با نادرست ) شده بود خواندم. چند سال بعد در دفترچه و فراموشی با به آن و چند متن بحث چرا آدم روی می ولی نعمت سرشناس اما ای در ای نامعلوم. های و علم و غنی از نوع که به پشت باشد. و ای در دست که قصد ترک داشتند. گاه سال ها بعد می عمومی. تا سال پس از مرگ جرج در از چه بر های به از که سال شد در گفت به همه شما ، یا شور تان را و و به او تا هم درد نکشد و چرت وپرت نگوید و هم خبر درگذشتش در های محترم خواص پسند صبح شود، نه در جراید عصر. آدم های مودب در آستانه ناسزا و او را با مخدر تا خبر تاثرانگیز در عوام است تبسم به لب بیاورد. یا عتاب مرد بیمار به نوکرها و پرستارهایش را به بگذارند. اما شاه اش او به را در کپی کند در ای و از است جدی که اگر (چنان که اند) را به شاه داد غنی بود با غضب به می افتاد. دست کم اش را می و و و و را فقط به می ببیند. به ام آدم ها است و کمی از آن را در و کرد تا آدم ها کنند. پیش که را و با چون یک تکه است سبب شود کل حرف های قبل و بعد را هم نکند. اگر حذف شده ها را در اما روی هم که به طرز است می خورد. این ها از نیست. بر مهم نگذاشت. تاملات- درازی- یک شخص است در سلطنتی. اگر هم نمی به نمی آن حرف ها را نمی زد و آن را نمی کرد کم و نمی بود و بر کسی یا نداشت. جز بر که از به شد. در که از می از و می ولی او را می اما در تان از غنی از نثر و و اش می تا غلط های اش. های تان در متن به یک کل که از نظر از او جلوتر است آنقدر پر رنگ است که متن را می دانست. به نظرتان به یک منتقد کمی غنی بی رحمانه عمل نکردید؟ کمی رحم کند و های متعدد را در نظر رجاء واثق کمی بیرحمی این را بخشید. و ممنونم که دلگرمی می دهید. پس از سیمای نجیب یک آنارشیست چند نفر به سخت ام. حتی یک با یا دخترعمه او مصاحبه کرد و از آنهایی که اند فلان. اما اسم من و را حذف تا حق پاسخگویی نشود. که از به دست داده ام و است بر ها و او، برخلاف انشاهایی که (محمدعلی سپانلو و دیگران) از روی مضامین شعرها و رجزخوانی های منظومش بافته اند. حرف تان است که مرد افسرده ناموفق از و ام اما اضافه کنم او را نستوده ام، دلسوزی ام که نه اطلاع و نه مربی و نه کرد یاد بگیرد. غنی در این ها ٥٤ سال داشت، ٢٤ سال بیش از عمر کشته شد. در بیروت طب خواند، در مجلس شد، در علم النفس و در دانشگاه درس داد، به عضو به مقر اولیه ملل در اعزام شد، سفرها کرد، جاها دید و و انگلیسی و می دانست. پیداست خوب درمی آورد و خوب هم خرج می کرد. انباشت در این و مکان ها بیش از مرد بیست و چند گنجشک روزی بود که از همدان عده ای به کرمانشاه و استانبول رفت و به آمد مُردن. و اندی سال پس از مرگ و و نه فقط شعرش را و بعد از سال به غنی می کنیم. اصطلاح کل را به کار می که فکر و آدم ها را می و می کند. اما این ذهن من و این است که شما و و آدم های بیش از مان داریم. طور است اما نمی کل نمی و در طول است. را که سال پیش بود می اما مان است. کل و است به در نه این و نه این کیبورد. در به در با می که در به شده و همه را از بر بود- دل را که و و غیره. با کمک های اما است که را تا حدی غلط آن را قرص و و فرض کرد و زدن به و بود که می و در حال و رو به فروپاشی. پدر بمب در ای پاک کرده. که از های تن تن نه راز بود و نه فاش کرد. را چون اهل و به ما اند می و این ما را به حد جزء و پا اما کل و نه. غنی حتی اگر جرم و به بود به ندارد. کسی که بود به او کمک کند بود که یکی به کمک می کرد از بیاید. هشت به به می نویسد- و همه را در می چه ای- که چه بد کرد به او یاد نداد. را کپی نمی کند چون در چند سطر و کرد و تمام. در که از و به ای غنی ٣٠ بود و این سن شدن نیست. به کل تا بود و چه که از مصر به نمی نوشت. بحث عقل و است. اگر های به به نظر می رسد از این که ام این حرف که آدم های و بیش از می بی است. در ها و شما و تر از های و است. چه در این همه می های شده در های به و می ماند. که باز و یک گاه ده ها در و جنگ را فقط با یک در یا نسل کشی را با یک که از و و نمی داد. در بین ای اهل قلم و و یک یا از چند را می دهم به و و دادن. شرح و هر ای و آور و کم است. به های شده می کنم. بر این است و می دهد این به و هم دارد. پس متن مرا به می نه به اگر فرض به متن باشد. به بحر و های هم و به یک بال مگس در و است. آیا شما در به یا در این در و حال و این نمی هر روز با روز پیش کمی فرق و است شب پیش بر فکر شخص و حتی کل اثر بگذارد. بود در صبح ازل و شام ابد. در دست کم به های یک سال با دارد. و به بر کیفیت. در اش است چون فکر می کند سال های در کف دارد. پدر آن آدم به آن و کند. ای در Too young to live, too old to die. این یکی از خطر) است (در عامیانه: جان از می کند)، آن یکی از خطر مرگ) سالمند. در پیش از نقل ام نمی میرد. حتی نمی گذرد. ما از ها و های است. حتی آدم که ژن مثل نمی شوند. و فرد است با مو اما آن که در اگر بود با نوه اش که سال می کرد و این و و طرز فکر و سر و به می رسید. در بحث ام از در قرن های پیش است شود اما نه عینا مثل دفعه قبل. در دنیایی که پاچه شلوار بار گشاد می شود مثل گشادی دهه ١٩٦٠ هرچند و نوستالژی باشد، آدم ها بدیع و منحصر به فردند گرچه به فکر می و همه گیر دارند. سایه روی و عقایدمان به مرور است نه رنگ نبازد، که حتی سنگین تر شود. اما با نقب در نمی به و لباس کودکی و را نمی بار به تن کرد. به می هم که سخت دلبسته اند در فیلم و نمی توانند های ناخوشایند صد سال پیش را دقیقا تصویر کنند. به افراط در ناتورالیسم و سیاه نمایی و بیزاری از ریشه های می گذارد. مثال است. چند تا را جاهای ام. و نویسی معتقدید که روی می جان شان را به خطر می اندازند. از تا و اسداهلر علم و غنی هر یک به زعم شما به با این خطر مواجه شده اند. این ها جان بر سر آن گذاشتن به نظر شما این نوع مستندات از نگاری بیش از آدم های از پشت پرده خبر داشتند. از کوچکی که می کسی دست اول از درون تالارهای داشت. غالب که هم می توانستند بنویسند و هم می بمانند. که سواد و شهامت دلیلی فروتنی نمی دیدند. کاملا در حال و جزو نوادری است که می قلم را بگریاند. می کرد در فرنگ خانه و کسی در سطح او محقر و صبح تا شب حکمران راه بیفتد با نوکرهای دزد و پست او دمخور باشد. پدر علم اگر از بیرجند دل می کند در پایتخت می دست کم الوزرا شود. غنی اداره جاتی را تحقیر می کرد و را از معدود باسوادهای کاربلد می دید. افزون بر این، می گفت به می و این نیز بگذرد اما از پس بود فردایی. و غنی را سفله می و از چماق به دست های جیره خوار است. اما هم و هم عـلـم که بیشتر همدل با و نوکرهایش بود تا با و وکیل ها، می از این اگر صالح زمامدار بودند. از این رو می اعتراف و درددل و امانت به گوش در ای برسانند. کار بی خطری اما خودشان را بالاتر از سیستم می پنداشتند و وظیفه می حرف شان ثبت شود تا در پیشگاه خدا یا خلق یا یا آخرت یا یا دهند شایسته امتیازهای شان بودند. مانند قوام خصوصیت اول را و را برگزیده ذاتا می دید اما ارزشی قائل نبود. می که تقریبا اثر مکتوبش بیانیه پر هارت وپورت ٣٠ تیر است و یکی دو تحقیرآمیز به پهلوی این معنی که تو هیچی و است من حرف نزنی. لزومی و را یک طرف و که روی جلدشان شده طرف بگذاریم. آثار مکتوب را تک تک حسب کار سنجید نه با عنوانی کلی که مولف و ناشر روی می گذارند. در سال آن مطالب فراوانی شده و در بچگی و خاطراتی از بازنشسته های و در مجله های خواندنی ها و ترقی و سپیدوسیاه و بامشاد می خواندم. این متن به نظرم است از قلم شاهدی درگیر کشمکش بر سر جسد و طلاقنامه. این فقط با پیراستن متن از شاخ وبرگ و های نامرتبط، پدید از عبث و تنهایی یک عرفانچی دلتنگ در کرانه نیل. این ها می دهد غنی با جان و دل ماموریتش نمی یا نمی تواند. نه از و خبری هست و نه مذاکرات و آنچنانی رسیدن به مقصود. عجز و و التماس مداوم. آیا شاه شخص اشتباهی را بود یا و در منطقه در حد بود و نداشت؟ تلاشش را در حدود پروتکل و آداب و آیین کرد اما از مشکل حل شدنی نبود. یک هم که زور بزند و متوسل به و شود برچسب عنصر نامطلوب می و خواهش می زحمت را کم کند. خانمی پس از پنج سال در کشوری گذاشته رفته. غنی حکم جلب او را تحت الحفظ به برگرداند؟ نه شاه او را می و نه او تحمل و شاه و اش را داشت. بحث سر مرصع و ها و جواهرات و مومیایی عالی مقام بود. خان یا قبیله که باشی و آدم ها سرپیچی نداشته باشند وضع فرق می کند اما در دعواهای خانوادگی و جدایی که تان پیش می آید حرف تان چقدر بـُرد دو و یک پسر را به نظر طبق مصالح سلطنت داد. پایش را که از گذاشت همه از هم پاشید. شاه به ناتنی اش گفت شوهر اما او گوش نداد. حرف فاطمه این بود جنتلمن که در می کند و روی پای ایستاده از پسر فراش سوییس که می و می خوابد و یک پای دسیسه های درباری هاست. شاه زورش حتی به نمی رسید. علم می شاه به او گفت به بگو این پسره جهانبانی را به سعدآباد نیاورد و به گارد بگو ندهند. فکر علم را از بین سطور می خواند: که از هیپی و لشوش و حشیش است حریف بچه اش نمی شود به من می گوید به نگهبان دستور آدم ناجور در در را باز تا والاحضرت وسط کوچه زعفرانیه بایستد جیغ بکشد و همسایه ها بریزند که در کاخ چه خبر است. یک خارجی به سلطان چه می بگوید؟ برنگشتن نبود. نه جواهرنشان و را که تدفین موقت (در گور سنگی، نه خاکسپاری) از به فرستادند کشید، که حتی پیکر او را در دریافت گروگان گرفت. می کرد با گذشت شش سال فضای ضد آرام شده و با جنگ می جنازه را تشییع رسمی کند. شاه غنی نبود. در خوش خیالی اش بود که اشیایی چند کیلو طلا و نقره و الماس و عقیق و یاقوت و زمرّد و مروارید داد بردند تا در عزای پدر جلو و ملت و همسر و کشورش آبرو بخرد. موقعی متوجه شد با چه جور آدم طرف است که به غنی سالروز تولد قالی نفیس تبریز اما گفت چون علیاحضرت نمی کند دارد. غنی از شنیدن این حرف آتش می گیرد و ناسزاهای تند در یادداشتش ردیف می کند. شاه دو انگشتر گرانبهای اهدایی او و پدرش هم بود. کدام زن عاقلی چیزهایی را پس می دهد؟ دو سال بعد در با به گریس کلی جواهراتی درجه یک داد. بازیگر زیبا و پیشنهادش را پس از چند رد کرد و اند به دوستانش گفت پس هدایای یک کار بی ادبانه ای است- رندان بود بیفزایند خصوصا اگر از جواهرفروشی تیفانی در خریده شده باشد. در ها بحث عربستان و سفر حج ایرانیان هم می شود که و با مصر هم که ظاهرا حل نبود. حضور غنی با که از لای به دست می آید حل این مسائل از قحط الرجال در او همه بود که در چنته داشتیم؟ کسی که در طول عمرش پست های و پست های بزرگی را هم نپذیرفت. غنی بود و پست کم نداشت. در خواستگاری و با جزو همراهان ولیعهد و در فرهنگ اسلامی و بود. ملک درخواست کرد که تالیف به کتابخانه کاخ بدهد. آن دوروبرها تا این حد و آشنا در سطحی داشت. نداریم و بر های تحویلش می گرفتند. پیش تر در ملل که راه می جزو بود و پس از شاه او را به آنکارا فرستاد. شاه مهم بود در چشم غرب همتراز ترکیه جلوه کند که چند سال بعد ب ه ناتو پیوست. از او می پرسند در واشنگتن کم نبود. با که از لای به دست می آید ، بود یا نبود، فرستادنش به کم اثر و حتی بی اثر بود. قبلی، جم، هم از پس با یک مشت پاشا که دخالت در امور مصر نداشتند آمد. شاه از پیه ماساژ استفاده کرد. در یکی دو ساعت با مصر در روشن شد در فقط جنازه، بی جواهر. که خود اید چه جوابی دارید: و انشای ادیبی که مدعی دیوان بود چرا تا این حد پرخطا و ناهموار کسی که در و انشا نمره نمی گرفت. نثر ناصرالدین شاه که اهل و باسوادترین بود جاهایی لنگ می زند. در قطور های اعتمادالسلطنه، ایرج افشار تا دل تان بخواهد افزوده است کلمات انطباعات قاجار (امسال به جای امثال، حرس به جای حرص، تحدید به جای تهدید، مقنی به جای مغنی، نفوض به جای نفوذ و دیگر). شاه مهر٥٧ به پسرش در بخواطر زلزله طبس جشنهای ٤ و ٩ آبان نمی شود. علم در می در فرصتی مقنعه و صخره و مخدّر را به دهد. اردشیر زاهدی زیر که از ماموریتی عذر بود این حاضر به مسافرت نمایید. و چهار بار ثب به جای سبّ در حکم اعدام سال ٥٩ را جای ام. زبان مقدم بر خط است و به نظر من تا منظور را بفهمد و سوء تفاهمی پیش نیاید چندان مهمی نیست. آن آدم ها در ثبت شده چون مشهورند وگرنه غلط و فراوان بود و هست. در شبکه های و نادر نیست: توجیح ، ترجیه غورباقه ، اصطحکاک ، کجدار و مریض ، شاغول ، ماشینه خالمینا (ماشین خاله ام اینا) . از قبیل هویت که بازداشت شده بود را تایید و می خواستم را ام همه جا شده. در از کسی که طبق اصول بپرسند: را از روی خودآموز ٥٠ سال پیش یاد اید؟ من هم گاه با شابدولظیم، زرج و علی السکینه تفریح می کنم. مهم این است که فرد گوش به زنگ و به مشاور و ادیتور و مصحح و کند. سال ٦٠ می کردیم که شاملو در آن بود . یکی از حاضران که حقوق خوانده داد در این متن، است. طفلک شاعر کمی دستپاچه شد اما پنج شش نفر هم (دورمانده، جدا افتاده) اما به احتمال (سفیه، کم عقل) نه. همه چیز همگان دانند. کلمه ای یونانی که در اسطوخودوس یا اسطخدوس ضبط شده راحت اسقودوس می شود و به (آستر) می گویند بتونه. همه می فهمیم، چه اهمیتی نوکر قاموس لغت که نیستیم. در با صافکار بگویی کاری، می زند زیر خنده. مثل آمیز قلمدونی که به حوض حابض. ماکارانی احتمالا در تلویزیون وطنی شنیده اید و در لیست غذاهای رستوران سطح ترخان ام. محکم کاری نگرانند انگ بی سوادی بخورند. دبیر کسی بود، در شهر اسمی و بعضی از شعر و مقاله می اما از یک در ده محصل ها و یک دانشجوها در چاپ می شد. مدیرمعلم در نشریه و خیابان و صف نانوایی گم است اما تعداد افراد سرگرم پست و و استوری سر به فلک می زند. تولید انبوه همه چیز از متن. هوا می شود که مشابه اگر هم روی می آمد کسی نمی دید، تا چه رسد در ثانیه به نظر صدها نفر برسد. در چهل میلیون آدم که شب و روز آی فون و آی پد می سالی چهل تا غلط از نظر آماری یعنی صفر. از هدف هایم در بازپروری این متن بود که نوشتاری آدم ها را نکنیم. کوشیده ام با قلم انداز و بی چرکنویس ـ پاکنویس یک جا املاانشایی ترها را پای نظام آموزش بگذاریم. اگر موفق تر عمل کند وضع تا حدی می شود. درهرحال این هم از دموکراسی است که هرکس با بضاعت مختصرش حق حرف زدن و (اشتباه جمهور پرسروصدای به تایپی اش شده اما های یک معاصر نه) . نگرانی اگر از بابت عنعنات است ضمانت کتبی می دهم سال زبانی که این نواحی به کار می بود. و اما بحث شیرین بازی. ظریفی این گفت به پرت می کند و بی اعتنا به می دهد. در این گفت وگو نپراکنم و فقط کنم خود آن تفنن که تبدیل به مشغله و شغل و جایگاه شده از اول پروپای نداشت. در این باره ١٠ سال پیش نوشتم که در سایت هست. باری، در _ غنی دست کم یک نکته مهم سراغ که بماند مطلبی مستقل پیرامون آن بیزنس سرگرمی. چه کارهایی در دست کتابت دارید، چه در دست و چه در مجوز؟ در که مجوز نرفته، در فکر تنظیم ام که در ١٠ سال در اینترنت هوا ام. را خوانندگان تر می خوانند اما های بالقوه ای اهل و مانیتور نیستند و و توالی سنجیده به یک مطلب کلیت معنایی پیوسته ای می بخشد ورای تک تک آنها. آدم ها نمی هر روز با روز پیش کمی فرق و است شب پیش بر فکر شخص و حتی کل اثر بگذارد. بود در صبح ازل و شام ابد. در دست کم به های یک سال با و به بر کیفیت. در اش است چون فکر می کند سال های در کف دارد. پدر آن آدم به آن و کند. ای در Too young to live, too old to die. این یکی از خطر) است (در عامیانه: جان از می کند)، آن یکی از خطر مرگ) سالمند. منبع: اعتماد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
فساد ریشه‌دار می‌شود، ریشه پیدا می‌کند، شاخ و برگ پیدا می‌کند، هرچه که بگذرد، کندنش مشکل می‌شود

فساد ریشه‌دار می‌شود، ریشه پیدا می‌کند، شاخ و برگ پیدا می‌کند، هرچه که بگذرد، کندنش مشکل می‌شود


از وقت که شد می‌شود، شاخ و برگ که - شد، تأکید شد، همه بیان شد؛ سرمایه‌گذار پاکدامن و صادق را مأیوس می‌کند - اگر عمل می‌شد، به این مسائل نمیشدیم. حالا شدیم.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری میزان
موضوع : سیاسی
صحّت اقتدا به امام جماعت مکّه

صحّت اقتدا به امام جماعت مکّه


چکیده در به اهل و متعدّدی از معصومین: شده است. هر چند عدم در اوّلی، از و فتاوای می در اعمّ از خوف یا مدارا، و به است. در است و بر عدم دارد. به تبع نیز است. چون و از معاصر، در را و بر عدم را به حکم اختصاص اند؛ از را و در را بر اصل در حمل و تکرار یا عدم و را در شرط اند که با دقیق به نظر می رسد صحت نیز یکی از راهکارهای در اهل است که به اهداف بالاتری؛ و و حفظ است. ها اهل در اصل حکم به عامه(شرطیت ایمان) اختلافی (حلی، بی تا، ج4، ص65 ؛ 1363ش. ، ج10، ص4). و باطل است اتفاقی است (حلی، بی تا، ج2، ص431). ادله این مسأله است که در مجامع روایی نقل و است. در این به اصل اشتغال یقینی نیز تمسک اند (طوسی، 1407ق. ، ج1، ص549). که به را در حکم عدم است (حر 1413ق. ، ج8 ، ص309، ح1). و یا که را به حصر است. & لَا الْوَلَایَه& (صدوق (ابن بابویه) 1404ق. ، ج2، ص122) و & لَا بِدِینِهِ& (کلینی، 1365ش. ، ج3، ص374 ). از جهت حکم است. اما است بحث از حکم به اهل در است که و از در یا مناطق نشین است. این از دیرباز و از معصومین: نیز در این سؤالات شده و در حکم این فرع در بازتاب است. به تبع اهل بیت: ، این بحث در کتب و شده و اقوالی در این پدید آمده است. گفتنی است به غیر در فقه نیز است. در کتب هم حکم یک به شده و هم اهل به شیعیان. یک به مذهبی از اهل شده (ابن 1421ق. ، ج2 صص27و28)، ولی به نحو مطلق زمانی که در نظر شرط & اقتدا& را اگر از نظر وی شرط & نماز& را دارا ولی خودِ نمازش بود، است (جزیری، 1419ق. ، ج1، ص552). ضمن به را به مبدع اند (ابن بی تا، بی جا، ج3، ص418)، ولی در عین حال در را اند و حکم به اند (مالک بن انس، 1323ق. ، ج1، ص176؛ ابن 1421ق. ج2، ص25). نظر بر در به غیر مؤمن و حکم عده زیادی از شیعه، به تازگی و از این نیست. بر از اهل فرق و کم یا از آن و می و در و است و که شده است به این بیش از حد این به حفظ خود و در طول است (العمیدی، 1419ق. ، صص7 و 8). با ذکر این به حکم به اهل در اعم از و می پردازیم. از که به در حکم از این رو، بحث خود را در دو & حکم تکلیفی& و & حکم وضعی& (صحت یا عدم صحت حقیقی) پی می گیریم: اوّل: حکم در بحث در حکم یا در در فرض اند. اصل آن را اند (اردبیلی، 1362ش. ج 3، ص246؛ 1411ق. ، ج1، ص451)، یا را اند. می نویسند: & الثالثه؛ قد بل تواترت معنى على بالمخالفین بل وجوبه إذا اقتضته التقیّه& (نراقی، 1415ق. ، ج 8 ، ص52). هم بعد از این باب که در خوف شدید و خوف ضعیف را ملاک یا داده، گفته اند: & و من هذا یظهر لک الحکم باستحباب مع المخالفین، و بتلک أنّه متى و أنّى یستحبّ و حیثما یجب& (قمی، 1418ق. ، ج3، ص164 ؛ 1420ق. ، ص464). آنگاه که و با مخالفان نمود اکثریت قریب به اتّفاق این را اند، در حدّ آن، هم سخن نیستند. کسانی که به یا در اهل هستند، بر این عقیده اند: تشویقهایی که از سوی ائمّه: گرفته، همه به خوف و ضرر است. از نظر این نیز اوامری به جهت با قلوب، حفظ مکتب و است (بحرانی، 1363ش. ، ج11، ص79) ؛ المعالم المأثوره، ج4، ص302 و (خوئی، 1417ق . ، ج5، ص269). از روست که جمع کثیری از قید & عدم مندوحه& را در یا در شرط اند. در حکم یا در در شرایطی آن را اند. اشتهاردی می نویسد: & اگر در از بین رفتن یا کم شدن با یا ترک این شعله ور شدن آتش فتنه و شود، این می شود.& (اشتهاردی، 1417ق. ، ج17، ص177). نیز در جایی دیگر، را می ولی در انتهای کلام خود به نحو تردید این و را یا می شمارد: & أنّ المستفاد من جمله هذه الدالّه على الحثّ و التأکید على و ما ذکر من الثواب الجزیل، هو أو وجوبها...& (بحرانی، 1363ش. ج11، ص78). در هر حال، یا همه به یا هستند. شیخ حرّ عاملی و مشوّقه در را با عنوان: & لَا یُقْتَدَى وَ فِی مَعَهُ& ذکر اند (حر 1413ق. ، ج8 ، ص299 و 1408ق. ، ج 6 ، ص458). نیز بر یا این اند. می نویسد: & قد مؤکداً& (بحرانی، 1363ش. ، ج11، ص71). نیز به این اند (بهبهانی، 1424ق. ، ج8 ، ص361 ؛ 1420ق. ص469 ؛ 1418ق. ، ج3، ص158 و 1411ق. ، ج1، ص451). نیز که به در و به را می (خمینی (امام خمینی) ، 1420ق. ، ص63) در عین حال در حج، در اهل را اند (خمینی (امام خمینی) 1416ق. ص485). خود نیز به (خمینی، (امام خمینی) 1366ش. ، ج1، ص278، س482). آن در بحث حکم آمد. دوّم: حکم در در این و در پی آن، به ذکر آن پرداخت: و آن: به می گفت در حکم یا عدم آن، دو قول از به از به و آن را و می ولی از را اند. این را نمی بر اصل در دارند. عمل دو وجه ذکر شده که به پرداخت: قول اول: که را در را ولی چون در قول در دست به و حمل این می فرماید: & و انّ هذه فی لا على إذ لم أجد من فلا بدّ من فیها& (اصفهانی، 1409ق. ، ص215). گفت کسی که بعد از طرح این از آن و است. می نویسند: & قد مع و فی فی و بهم و بها& (خمینی، (امام خمینی)، 1420ق. ، ج 2، صص198 و 199). در حجّ نیز می فرمایند: & که در & الحرام& یا & النبی& شد، از و از و با به بخوانند& (خمینی (امام خمینی) 1416ق. ، ص485). است نه به یا در در را اند. هم در از در اهل می فرمایند: & به هر نحو عمل می دهند.& (خمینی، (امام خمینی) 1366ش. ، ج1، ص278، س481). و نیز در این که نظر است: & پرسش: طبق یکی از است. از در از با بر این در و نمی و این عمل به ما شده آیا این کار پاسخ: اگر در و با بخوانند.& (همان، ص279). و باز در به با اهل را ـ در غیر حج ـ و اند (همان). آیت نیز در خود را و سخن از نیز اند: & با در حال بی است و در غیر حال ضرورت، در آنان، اگر و دفع اتّهام به خوب است و آن نیست. اگر چه موافق با احتیاط است و خروج از در هنگام و یا ایستادن و شایسته نیست. بلی اگر ضرورتی کند مانع ندارد.& (خمینی (امام خمینی) 1416ق. ، ص485). آیت خامنه ای نیز در از پرسشی در به مکّه و مدینه و شهرهای حجاز و آن، را می دانند (خمینی (امام خمینی) 1416ق. ، ص52). آیت در قواعد خود را اند (مکارم 1411ق. ، ج1، ص457)، ولی در استفتاءات خود در این که: & در موسم حج مردم به اهل سنّت می کنند، آیا در وسعت وقت است؟& نوشته اند: & است و نیست.& است که این اگر بین و ارتباط نزدیکی بوده، به که در منطقه ای و از برنامه های و عقاید و هم باخبرند و در عین حال با هم درحال مسالمت آمیزی هستند؛ به که بین به و رعایت نظر همرنگ شد و به منتفی است. این در یکی از استفتاءات، از جانب شده است. در این که ای در یک محله ای و سنی و مشترکا در مراسم ها می و و نحوه بر وفق اهل بر و فرش چه دارد؟ اند: & اگر طرفین شده است و ای در بین بر فرش و نیست.& (خمینی، (امام خمینی) 1366ش. ، ج1، ص278، س 483). است که در این فرض نیز ندارد. قول به که صحت شده زیر است: * اوّل: صحیحه[1] حلبی عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: & فِی کَانَ & (کلینی، 1365ش. ، ج3، ص380). اوّلیه که & صلّی& در و شنونده و مخاطبِ سخنِ نیز اگر خالی الذهن را دارد. & معهم& نیز در و دارد. به علاوه به در ترغیب می گیرد و بیانی بر موجود نباشد، حمل بر می گردد. این ظهور، روایتی است که در آن به کار و راوی نیز را است: حُمْرَانَ أَعْیَنَ قَالَ: جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّا مَعَ هَؤُلَاءِ یَوْمَ الْجُمُعَه وَ هُمْ یُصَلُّونَ فِی فَکَیْفَ نَصْنَعُ فَخَرَجَ حُمْرَانُ إِلَى بِصَلَاتِهِم‏...& (کلینی، 1365ش. ، ج3، ص375). در این بر با امر (صَلُّوا مَعَهُمْ) و حمران را (قَدْ بِصَلَاتِهِمْ). می فرماید: & و لا ریب أنّ معه ذات فضیله جمّه، فکذلک حال التقیّه& . خویی= نیز می فرماید: & قد ورد فی بعض ما لا تقبل المناقشه فی دلالته على الإجزاء، و هذا کما دلّ على أن & من فی الصف الأوّل کان کمن خلف ـ اللّٰه و آله ـ & أ فیحتمل عدم کون خلف ـ و آله و سلم ـ مجزئه عن المأمور به الأوّلى؟!& (خویی، 1418ق. ج4، ص290) در جمع را اند. است شود که به & صَلّی معهم& در همراهی است و بر ندارد. خویی از روایاتِ باب و با به & معهم& استظهاری اند. این استظهار بعد از در نظر گرفتن است ولی کلامشان اشعار به این که & معهم& خود نیز بر (خوئی، 1417ق . ، ج5، ص272). این در مقام بر در اهل است و ناظر به یا و این جهت را از نماییم. از از تنها، در اهل را اند. شیخ این را در باب & و فضلها& (صدوق، 1376ش. ج1، ص382). ذکر و صاحب وسائل نیز آنرا در باب & لَا وَ فِی مَعَه& (حر 1413ق. ، ج8 ، ص299). آورده است. این را در عداد که عظیم در است به این حضور، ذکر است (شهید اول، 1419ق. ، ج4، ص370). نیز نگاه را به این اند (اردبیلی، 1362ش. ، ج3، ص290 ؛ وحید 1424ق. ، ج8 ، ص263 ؛ 1418ق. ، ج3، ص158). میرزا هاشم آملی ذکر در را به اصل در و آن یا نیست: & است به حفظ نظام و نه در برابر نماز؛ بنابراین به ذکر در این ندارد& (آملی، 1406ق. ، ج4، ص303). دادن چرا که به & مع& معیت حقیقی؛ همانند در است و این در تعابیر به نیز به کار در آیه شریفه & وارکعوا مع الراکعین& (بقره : 43) که بر تطبیق اند (صدوق، 1376ش. ج1، ص375 ؛ تحریر الأحکام الشرعیه على الإمامیه، ج1، ص51؛ ریاض المسائل، ج4، ص203 ؛ 1420ق. ، ص417 ؛ کتاب (للشیخ الأنصاری)، ج2، ص552). & مع& به کار ولی پر واضح است که امر به در و به طور است. نمونه های مختلفی نیز از با این یافت می شود که هیچگونه بر (حر 1413ق. ، ج8 ، صص329 تا 343). در گفت محلّ بحث؛ از فضیلت است که ارتباطی با و نوع به چه است ندارد؛ با جمع است. با به & معهم& در این است در می کند. بله اگر بخواهیم با ذکر را ثابت کنیم است این شود که محتمل است ذکر به اصل و در با به & مَعَهُمْ& و & الله...& در حقیقی، ذکر به اصل یا ضرری به این نمی رساند. دوّم: صحیحه[2] اسماعیل جعفی إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ قَالَ: & جَعْفَر8 رَجُلٌ یُحِبُّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَا یَتَبَرَّأُ عَدُوِّهِ وَ یَقُولُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّنْ خَالَفَهُ مِخْلَطٌ وَ عَدُوٌّ فَلَا وَ لَا کَرَامَه (حر 1413ق. ، ج8 ، ص309)& . این حکم به کسی که توّلی و تبرّی را است. باقر از پشت سر شخصی نهی اند. در این از اهل ولی به غیر از نواصب، از اهل از مصادیق اند و نهیی ارشاد به است. در ادامه حکم ثانویه؛ نیز شده & تَتَّقِیَه& . با به حکم اولیه و عدم است (لَا خَلْفَهُ)، حکم می در & صلّ خلفه& ؛ پشت سرشان بگزار و که از در حکم در ظرف نیز از می شود. با به لفظ در به این در در فرض دارد. سوّم: صحیحه[3] زراره & قَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ تُصَلِّیَ النَّاصِبِ وَ لَا تَقْرَأَ فِیمَا یَجْهَرُ فِیهِ قِرَاءَتَهُ إِذَا سَمِعْتَهَا& (طوسی، 1376ش. ج3، ص278). در این از سوره پشت سر امامِ نهی شده و وی از شده است و این خود کاشف از این در باشد. می فرماید: & از مأموم، از لوازم خاصّ است و گرنه معنا که ولی در عین حال از باشد.& (اصفهانی، 1409ق. ، ص214). بنابر این، است. این را جزو ذکر است (خمینی، (امام خمینی)، 1420ق. ، ج 2، ص198). در این نیز و آن این که است و نیز جهریه، است در قرائت، شخص نمازگزار می شود و چه بسا آزار و اذیت گیرد؛ لذا از نهی اند و استماع به را اند همچنان که در به نحو حدیث نفس، به شده است (کلینی، 1365ش. ، ج3، ص315). در اخفاتیه، ساقط به این که اوّلاً: امکان خفیه و ثانیاً: خود اهل در معتقدند می خود را بخواند. اکثر ترک در جهریه را اند ولی در را مستحب اند (ابن 1421ق. ، ج1، ص600 و 603). انصاف این است که این از دور و & تُجْزِیکَ& و که است می به این باشد. به این با به این ناتمام است. این نیز این است که از که به در اهل نیز این را بر حمل اند ولی صحبتی از اند (قمی، 1418ق. ، ج3، ص161؛ 1376ش. ج3، ص36). چهارم: علی بن جعفر & عَلِیُّ فِی کِتَابِهِ أَخِیهِ مُوسَى قَالَ: صَلَّى حَسَنٌ وَ حُسَیْنٌ مَرْوَانَ وَ نَحْنُ مَعَهُم& (حر 1413ق. ، ج8 ، ص301). طبق این کاظم ضمن نقل حسن و حسین8 در و پشت سر مروان، عمل خود را نیز بر با می دارندکه در دارد. این نیز می گردد. پنجم: صحیحه[4] سماعه & سَمَاعَه قَالَ: سَأَلْتُهُ مُنَاکَحَتِهِمْ وَ خَلْفَهُمْ، فَقَالَ: أَمْرٌ شَدِیدٌ لَنْ تَسْتَطِیعُوا ذَاکَ أَنْکَحَ رَسُولُ وَ عَلِیٌّ7 وَرَاءَهُم& (حرّ همان). این نیز اند (خمینی (امام خمینی) 1378ش. ، ص9). است از چند جهت: اوّل: هیچ از پشت سر یا که در آن نشده است. دوّم: اگر و در یا قبل و بعد آن شود و یا با این را ماموم عملی این امر شدیدی امری است که هر کسی می آن را دهد. با از اهل و یا است بر انسان سنگین می آید (مکارم 1411ق. ، ج1، ص454). سوّم: قرین شدن با در این است و که حقیقتاً بین و این می گیرد، در نیز است به مصالحی که این حکم را می (همان). است که این نیز فضای مدارات می باشد. ششم: معتبره[5] ناصح مؤذّن & نَاصِحٍ الْمُؤَذِّنِ إِنِّی أُصَلِّی فِی الْبَیْتِ وَ أَخْرُجُ إِلَیْهِمْ اجْعَلْهَا نَافِلَه وَ لَا تُکَبِّرْ فَتَدْخُلَ فِی مِفْتَاحَ التَّکْبِیر& (طوسی، 1376ش. ج3، ص270). این نیز بر توضیح این که این از با در نهی و را شدن در معرفی می کند. مفهوم این این است که گفت ولی در تکبیر، در شده و در بود. بعد از نقل این می فرماید: & فإنّها مع جهاله راویها ظاهره فی صلاته لو کبر معهم& [6] (خمینی (امام خمینی)، 1420ق. ، ص69). هفتم: عبدالله بن سنان & رَوَی عَبْدُ سِنَانٍ عَنْهُ أَنَّهُ مَا عَبْدٍ فِی وَ یَفْرُغُ ثُمَّ یَأْتِیهِمْ وَ وَ کَتَبَ خَمْساً وَ عِشْرِینَ دَرَجَه& (صدوق، 1376ش. ج1، ص407). از جهت دلالی دو تقریب طرح 1. & مَعَهُمْ& در جماعتِ که بحث مبسوط آن ذیل فصل گذشت 2. از تعبیر& وَ وُضُوءٍ& ؛ این استشهاد است. از تعبیر& وَ وُضُوءٍ& مدّعای خود اند. از نظر اگر بر داشت، به وضو نبود. پس این قید نمازِ شده با به مسبوق به در بیت، صلاه محسوب می شود. بعد از نقل این و دوّم، می فرماید: & و هما دالّتان صحّتها، و إلّا فلا وجه للوضوء، فتکون معاده.& (خمینی، (امام خمینی)، 1420ق. ، ج 2، ص199). استدلال به از جهت قید وضو داشتن، به نظر نمی رسد، ولی از چند جهت است یا مطلوب وضو را در تصحیح نماید: اوّلاً: وضو داشتن شرط است. وضو نیاز است. ثانیاً: ای از اهل در مواردی را خود بر می گزیدند. شخص وضو تا بتواند در نیاز، امامت نماید. ثالثاً: اگر شدیم که با روایاتی، این حکم را که این با وضو داشت. در این می نویسد: & و التقیید بالوضوء فی بعض إمّا لحفظ صوره الصلاه، أو لأجل أن یکون الذکر عن طهاره& (اصفهانی، 1409ق. ، ص216). بنا به نیز می قید & و هو علی وضوء& باشد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سایر موضوعات
کتاب همچنان پر اثرترین رسانه در جامعه است/ انتشار بیش از 200 هزار عنوان کتاب در حوزه دین پس از انقلاب اسلامی

کتاب همچنان پر اثرترین رسانه در جامعه است/ انتشار بیش از 200 هزار عنوان کتاب در حوزه دین پس از انقلاب اسلامی


به ایران(ایبنا) چهارشنبه شب در مراسم بین دین و قم کرد: که نام قم می نام اهل بیت (ع) در ذهن می شود و حضرت معصومه (س) بیش از سال است که محور فضیلت است. وی افزود: نام قم، های را نیز در ذهن می ای که از کهن های است و نیز پس سال ها می که با نام قم به ذهن می است. و کرد: قم از که به در شکل با شد و در این شهر های و می شود. وی داد: که و بین دین در شهر قم به نیز پر است و همانگونه که مقام معظم رهبری نیز فرمودند هیچ ای نمی تواند جایگزین شود. با قم خاستگاه است گفت: یکی از برکات این بود که انتشار و چاپ کتب در کرد به گونه ای که پس از پیروزی تاکنون بیش از 200 در دین چاپ شده است و شهر قم نیز نشر کتب دین است. وی تصریح کرد: بخش قابل توجهی از های دین در در شهر قم می شود و به همین دلیل بین دین فرصتی است برای اصلی نشر دین بتواند با و فراتر از آن ارتباط و تعامل فعال برقرار کند. و کرد: یکی از موضوعات مهم این است که بررسی شود که چگونه می توان با درک درست از امروز، کتب و تفکر را داد و چه تغییراتی در پدید آمده است که اگر مبلغ و مولف به آن توجه نداشته باشد، فاصله ها میان و کتب افزایش می کند؛ در حال حاضر متغیرها در تغییر کرده است و مولفان نمی توانند به این متغیر ها بی تفاوت باشند. منبع: قم نیوز
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
نویسندگان دهه شصت پدیدآورنده متن واقعی داستانی نیستند

نویسندگان دهه شصت پدیدآورنده متن واقعی داستانی نیستند


به خبرگزاری (ایبنا)، عصر امروز سه شنبه (24 1396) پس از در اهل قلم با علی پور برگزار شد. این از های از شاخه های بعد از است که به های در این می پردازد. و پس از 57 علی پور بحث خود را به یک کلی بر نگاشته شده در سه دهه و داد و در هم دهه کرد. این در بحث ها و که کرد، خاشعانه از خود و آثارش در طبقه پس از نامی نبرد. علی پور در بخش آغازین سخنان خود کرد: بحث ما و پس از 57 است. یک خاص یا یک عطف را می تا از آن به پیش و پس یک را برگزیده ایم. با مطالعه در -اجتماعی می که تابعی است از و نه در یک دوران؛ در آن هستند. با در در معاصر، می دریافت که این بیش از آنکه علّی، خطی باشد؛ گسسته، نامستمر و ناپیوسته است که در با عطف شکل است. این افزود: در در یک و و حتی در که یک که به آن باور داشتند، دید این در بطن تنوعاتی دارد. در معاصر و در سال های پس از با بر خلق یک واحدِ می این پرشماری و، متعدد داخل این تر تعریف اند. در با می شود وی داد: در با سه دهه در بعد از سعی ام به با اجتماعی_فرهنگی خاص هر بپردازم و درعین حال های و محتوایی این ها را هم و دهم که در با می شود و بر یک خطی و یک است و به این تر کرد. این را هم که به سعی با و به های در این سه دهه کنم. با این به در سال های به می رویم. در سال های 1358 تا 1359 به و که مهم آن ها از آتش دود (1358)، در یک (1358)، 18 (1358)، جای (1358)، ما صبر می (1358)، خون پای نخل (1358)، فیل در تاریکی (1358)، دهقانان (1358)، رقص رنج (1359)، طلوع ستمکشان (1359)، اینک وطن تبعید گاه (1359)، جویندگان نان (1359)، طور که این ها می دهد و مبارزات از آن هاست. اضافه که این ها سال های به انقلابند و حاوی های با های عصیان، ظلم فقر و های طبقاتی. این در حالیست که الگوهای و ارزشی و گزینشیِ پس از ها و جنگ بر این مشهود نیست. در دهه شصت این در دهه 60 داد: در دهه شصت دارد. در نخستین دهه پس از حاکمیتِ و اسلامی، بر و عواملی مثل شور در نظم عرفیِ ظهور با تدابیر تازه، را با های سنتی- و کرد. به و به گسترشِ و های که این ها هسته مرکزی دهه شصت را می و در های دهه ای و می یابند. در این که بر آن های و در جهت حفظ است. به های های در این دهه می می که در جهت کلی شده اند و موجودند. این ای است که ها در آن نقش خود را می کنند. در که از ندارد. با ها، و های با دهه شصت را در خود اند. پس می کرد که دهه شصت با در و متن هست که آن ها را می کند. می که دهه اول این نوع را می آورد. به که در بحث حتی اگر را به یک نمی آن باشیم. به رغم می عمل در و و از خاص خود می کند و نمی این دهه را و های و شدن های به جای های کرد. ولی از یک می که بر یک است که با های و طرح شده. علی پور کرد: این است که در این یک دست و تک در شد یا در جهت و، یا در جهت تکذیب و مخالفِ آن کنند. از این که می مهم های دهه شصت دو و غیرمذهبی شکل می گیرند. سهم زن در که هنرِ مقبول، هنر است و به آرمان ها، اهداف و شعارهای و وفادار باشد. در فرهنگ، یک به شمار می آید؛ و می شود (ر.not;ک غلامرضا کاشی، 1379: 307) و به دو شقّ و می شود و است که در این و سازش گر در این سال ها جان می گیرد. با ذکرشده است که - با رکود شوند. ولی در دهه شصت نشر با این وجود، در مجموع روندی صعودی به در سه سال آخر این دهه یک خیزشِ مشاهده می شود. غیر از های شده در و های 150 در این دهه شده است. که یک چهارم از آن ها سهم زن است. بخش این ها و از نظر در جهت می کند و از حیث هم بر نقل و هستند. و بخش کم تری از این ها های و، به و بازتاب دهنده مدرن، و با است که در اصلاح و دارند. این با رویکردِ شده مضمون محورند و و های در آن ها به ندرت به چشم می خورد. اما در دهه معدود نظیر و شب شهرنوش پارسی پور ، اهل غرق منیرو روانی پور، شب ملخ، منصورکوشان، آدم های تقی مدرسی را که به و با فضاهایی سورآلیستی خلق شده اند. جا ماندیم کرد: به طور کلی از ها و های در این های های و بیشترین را در بین های مرد دارند. های در این دهه از: و جنگ و و پسند. جنگ بر دهه 60 است وی به جنگ در این دهه و گفت: به قول براهنی جنگ بر دهه 60 است. از این که ای را می که از این برکنار مانده باشد. و اثری اعم از یا در این نداشته باشد. این در و در جنگ است. و به جنگ دارد. از این می به (نخل های بی سر) 63، باغ (1365)، رضا علی کرد. جنگ و به نوع های ای که با و ای به نقل می و های در های جنگ در و این در است که نقش و تحت و و است. و مهم های جنگ است. های جنگ و های و گاه تا هستند. های هم تا با جنگ در این دارد. سپس علی پور به ذکر در این باب و گفت: در های ها و های هم شده اند که و آن ها از جنگ و و بمب و های در های جنگ و از به جنگ آن هاست. 61 از 62 شب ملخ و در از سحابی. این در داد: در این به چشم می نقش ها به و است و یکی از های آن ها به های های ملی و است. به علت بخش از های با و بر از دست می شود. علی پور سپس به ذکر ای در دهه 60 و کرد: با به این که کنش گری یا در در اجتماعی- یک در ما می دهد این را به یکی از های بحث ام. های زن در های این دهه به عدم در و عدم به شده و به آن ها است. به با های همه ها در های و و می نقش های شده خود را دهند. در این دهه های و بر چون و است. به در این دهه بر نقش ای می شود. های می و نقش خود را می کنند. حجم های علی پور در به دوم و گفت: دوم های یکی از های در این دهه است. در زن در دهه 60، از بین 31 17 اثر به های دارد. 50 از آن ها را می دهد. در با که با و در دهه شصت می حجم های در های زن است و این را می کند که به هال که به نظر می و از های است (آزاد 1393: 22). به در ای شکل می و در گرا می گیرد. آن ها به در آن ها اند که و را می و به می شوند. (استریانی، 1392: 18). این و در یک را می و می در دهه شصت را ای از و کرد. این سپس به در دهه شصت و کرد: در سه بحث ما و است. در نمی ها و های نظر داد. چون از های پیش از در یک به طور در های در شده اند. در دهه 60 1600 در و ها چاپ شده اند. به و آن است در این باب باز کنم. در دهه 60 هم به و هم نوع است. به نظر می رسد از و های به به شکل تری با می و با و می کنند. در ما سال که و را یک به دوش است. را و اند. با دهۀ و پر شصت و حتی دهه های در ما دارد. به که با سنت های ما مثل و غزل دارد. تقی در بر های دهه 60، که در سال 72 چاپ شده می نویسد: را در می از و که در و آن به کار می با غزل دانست. با و های غزل است و و با همه و تمامیت( یکپارچه) است. یک غزل مثل یک دارد. او ده 57 تا 67 را در می خواند. است وی داد: است و در که و بی است دارد. یکی از دلایل این دهه را می در سریع و پس از و وقوع حوادث پی در پی جستجو کرد. چون در به کشیدن زودگذر و ناپایدار و لحظات حساس، وفادارانه تر عمل می کند. کرد: اوکانر فرم را مناسب می داند که عنصر نابسامانی بر آن ها است و حرمت به ارج و چندانی ندارد. و چون با آدم های محروم و سرگردان سروکار است غربت و را به تندتر و گزنده تر از هر فرم کند. در ما نیز نابسامانیِ شرایطِ را به درستی سازد. این دهه و سازترین سال های مردم ما بوده در این های دگرگون شده در راه ایمان، و پرستی هشت سال جنگ دلهره جنگ دربدری و بی خانمانی و وحشت و ترس از گسترش جنگ محرومیت های اقتصادی همه های مناسبی اند. تقی این را های ارزیابی می کند. این ها ی را به و می کرد. مهم محورهای های این دهه تنهایی، محرومیت، مهاجرت، باران، و ناامنی، است که همه محیطی و و و برش از های عاطفی و خود هستند. های این دهه در انواعِ محتلفی از و روانشناختی، ای و و شدند. از این هم که به تعدادی از آن ها در مبحث قبل شد. از مهم می از : علی اشرف درویشیان و میرصادقی، الهی سیاوشی نمانده شب آه - رضاجولایی پشت کمانان و جامه به خوناب، نسترن های صورتی-صفدری، قاضی ربیحاوی- نسیم خاکسار، امین فقیری 68 مویه های منتشر، صفدری سیاسنبو68- گلی سیمین دانشور، تپه های سبز فرخنده آقایی- از شیشه و مه، صادقی ، محمد کشاورز پایکوبی و ... منیروروانی پور کنیزو، دل فولاد و سنگ شیطان، نوبت عاشقی - شهریار مندنی پور هشتمین روز زمین69- علی کلاهی از گیسوی من68- بهرامی مج حیوان و کوروش اسدی برزخ نام برد. سپس علیپور به دهه دوم بحث خود و گفت: دهه یکی از های پربار پس از است که در ساختار، موضوع، و صداها و طرح های است. دومین دهه بعد از با رویدادهای از در قانون اساسی، برنامه توسعه و سازندگی بود. این به تدریج و دگرگونی در های هم گردید. گفت وگوهای شکل و بازتر شد. این را نقد عقلانی در دهه آورد. فرو نشستن شور و پایداری عقلانیت با ملایم شدن جزم اندیشی، از دمکراتیک نقد عقل ستیز، طرحِ برابری حقوق و از مواردی بود که دامنه گفتارهای مجاز فرهنگی_هنری را وسعت بخشید. و یک شکل گرفت. عاملِ که در به وجودآمدن و روشنگر در دهه موثر بودند، انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 1376 بود. در دهه 70 به غیر از های پست اسلام سنتی، لیبرالیسم نیز فرصت های خود را پیدا کردند. در این گرا، نیز به انسانی، سیاسی، و طیفِ از ها و های که معرف های ذکر شده بودند. در این دهه با از این ،رمان با رویکردهای جنگ و فمینسیم ادبی، پست نوشتند. و ما ای های نوش دارو، نقش پنهان، و دل و سرگردانی،..... بودیم. در این بر از خود و می دقیقا در دهه شصت که با نگاهی به دنبال صدای یک مای در یا دیگرانی بودند. در دهه 70 هزار شده که از آن متعلق به زن است. از این میان، های زنانِ و درصدی از مردانِ به های دارد. وی سپس به کرد و گفت: از مهم پسندی که با عمومی می به این کرد: اتوبوس آبی (1377) از اعتمادی؛ باغ مارشال (1376) از حسن کریمی؛ پریچهر (1379) از م. مؤدب پور؛ تندیس عشق (1372) از ثامنی، پنجره (1372) و آریانا (1378) از فهیمه رحیمی؛ روزگار (1373) از گلبو؛ بامداد خمار (1374) از فتانه حاج سیدجوادی؛ غم های (1376) از زهره خسروانی ، افسانۀ دل (1376) و نگین (1378) از رهنما، شب سراب (1377) از ناهید پژواک؛ بگشای لب (1377) از شهره وکیلی؛ گسترۀ (1377) و از وجودم (1379) از قدیری؛ سال های بی کسی (1378) از مریم جعفری، دالان (1378) از نازی صفوی؛ سپیدۀ عشق (1379) از خسرونجدی؛ شاه پری حجله (1379) از سیناپور. های هشت در گفت: در این دهه متأثر از های می و اعتراضات و و جویی خودشان را به نمادین می کنند. و با هدف حفظ دست آوردهای می یابد و های پیش تاز است. های مهم دهه 70 از: های محور: از این به های و زن است. این از در دو های پسندِ و دوم ها و های (در گرا) می گیرد. اول در این اعم از مرد و زن، را خود می دهند. اما زن در این ها به معنی آن ها در خانه و نیست؛ و سرنوشت این زنان، به دست رقم می نه خود آنان. از زن با کارانه، بر پدرسالارانه است. در حتی اگر و محوری باشند در چارچوب هنجارها و باورهای سنتی- و تصاویر ای می شوند. در این به از ابزارهای تعلیم و تربیت مردسالارانه را در چهارچوبی زنانه خوانندگان منعکس میکنند (فرهنگی، 1384: 65-63). بدین ترتیب، های که هدفشان پرداختن به جنسی- عاشقانه و و جلب مشتری است، با کسب پرفروش های دهۀ موفقیت خود را در جذب مخاطبان می کنند. (رک.میرعابدینی، 1366، 197). میرصادقی در علل این پدیده به مختلفی می کند از به نهیلیسم در های و آن ها تأمین هزینه های زندگی، در از جریانی در راستای اندیشیدن به خود، و به سمت ابزاری سرگرمی صِرف، و نیز رقابت با فیلم های ویدئویی (جمال میرصادقی،1394: 473). بگذریم... در کرد: در این های های مدار می که برخاسته از و در پس از است. در این از ها از می و از خود می دهند؛ که در آن عاملیت در تصمیم گیری ها یا خواهان این ها را به و، دستیابی به و را خود می دهند. بر این اساس فمینیست دهه می کوشند با تمرکز بر زن تمایزات و تبعیضات در اعتراض کنند؛ و به این نظام های گفتمانی را به چالش درآورند و ای از کنند. بارز آن 78. فراموش نکنیم که های این نوع از با و شب و اهل غرق در دهه شخصت آمده بود. کامران تلطف با بر فمینیسم پس از است در آثاری که در پیش از آفریده می نویسد: به تأثیرپذیری از به می پرداختند و به می دادند. شک، در آن ها مربوط به داشت اما این در و مرد سالار می شد. می افزود: در این دهه و در سنت دهه جریان(نوع ها) و به خود می ولی می گیرد. با به تغییرات دهه با و ارزشی، با رو می شود. در که در دهه گذشته(شصت) مدتی از به کاسته شده بود. است و این انتقاد متوجهِ ها و اصول اخلاقی و تجویزیِ برآمده از گفتمانِ است. علاوه بر این در هر خصوصیات مشخص و منحصر به دارد. و خوانندۀ با های می شود. به بین داخلی با هست که مهمترین آن در امرِ به نهفته است؛ به ذهنیت و ِ پناه می برد و مسئولیت یا اندکی درحالی که مدرنیست ایرانی نمی تواند از های و و پیرامونش بگیرد. درخصوص های و بعضا پست غیر از و ها و ها به های ِبه کار رفته در این ها نیز کرد. از راویان، دید متغیر، گسیختگی روایی، و زبان که به آن ها پرداخت. وی در های پست داد: و های در فرم و در دهه 70 نضج می که یکی از آن ها به های پسامدرنیستی موسوم است. من کمی با از این نام می برم چون در زمانه برزخیِ گذارهای ناشدنی در ما، از پست کمی با باشد. و من ترجیح می دهم از فرامدرن استفاده کنم. اما در به که در جهتِ این ها انجام شده نظر دارم. در این دهه از این دست ها و ها روانه نشر میشود که در تکنیک، زبان، عدم قطعیت، ناپیوستگی، و از مولفه های های پست ولی به هستی شناسانه خیلی از آن جای صداهای متعدد، به اصیلِ رمانی، در آن ها است. به هر حال های دل های برهنه در باد، ... را می های مفیدی در خلق این دست ها کرد. وی افزود: پرقدرتی در است. بخش آن به اطلاق می شود که به علت جدا آنها از ممکن نیست. آبادی و حسن اصغری و هر چند که تکیه شان بر بوم و است اما از بدنه اند. به نظرم به جای تفکیک بر مبنای بوم و اقلیم که امروزه شایعی هم هست به متمرکز شد. مثلا با جنگ. وقتش است که در نام گذاری ها و های تجدیدنظر شود. این ها در پاره ای موارد جوابگو نیستندو علاقمند می به این کنند. جنگ از می آید این جنگ دهه داد: جنگ و در دهه است. در این دهه های که در بگنجند، است. های جنگ و دهه محوراند. به در به های ملی و ایمانی، به جنگ و بُعد جنگ شده. در این آثار، جنگ از می آید و به جای سرایی، های می شود. در های این دوره، نه مثل های دهه شصت شب ملخ مجابی، آداب زیارت تقی مدرسی، و منصورکوشان می و، نه ای بی نقص و معصوم از و های آن ها می شود، آنچنان که در نخل های بی سر و و و و شجاعی و در آثارشان اند؛ در این جنگ نه جنگ می شود و نه های ملی انکار می شود و می ماند. در این مهمات، فرم و های هم با شکستن زمان، های ، نوع از دید، راوی، کشمکش های با و به متن، تصویری از جنگ دهه می شود. که چون حسن بنی عامری در گنجشک ها را می فهمند(1376) یا علی شیرزادی در هلال پنهان (1377) می کنند. به این ملاحظه می که دهه به های متفاوتشان، بیانگر نسلی است که با نسل فرق دارد. با این می با در نظر ها تا از های این یافت؛ سنتی_انقلابی، مردسالاری، فمینیسم، غرب که در این و جنبه های معینی از را بازتولید می کنند. وی افزود: با در دهه درمی یابیم که این الگو واجدِ است که با دهه پیش از خود است. دهه با توصیف های حزبی و و تضاد علایق و مدرنیته، بر های و استقلال کنش گران می کنند. دهه 80 به عقیده رضا جنگ و جوانان با خانواده، و از که آن ها را می کند ولی مهم پیامد است... نه فقط مضامین؛ فرم را نیز می سازد. به که فرم و را می فرم هم از چیزی می (ر.ک 1380: 44). با این به دهه 80 می پردازیم. در این دهه با و متنوع، و و اندیشه، رو هستیم. پر تپش های این آماری از ها و های شده در این کرد و گفت: و این دهه بالغ بر 2000 است. و این در است که تابعِ به شکل گام به پیش و گام به پس به خود می دهد. در دهه80 برتر و محبوب است. ناپایداری و از های را می موجد این امر دانست. های غرب شگرفی در و و فرم ها بازی می کند. درخشش زن از مهم اتفاقات این دهه است. در نظر که دو دهه 60 و 70 مسیر این را هموارتر است. ها به چندین دهه رسیده ضمن از دهه با جدیت و به نوشتن اند. از نظر کیفی و کّمی بر پیشی است. از های مهم این دهه می به؛ پر تپش های و شهری کرد. که از آن ها پیرو ترجمه کارور و امریکایی است. حتی می کرد این نوع از ها جای های دهه های را تقریبا پر اند. این ها در آپارتمان ها و شهر اعم از مرکز و شهر و به طور تر در کافی شاپ ها، مراکز خرید و پارک ها دارد. وی در افزود: است. که کم رنگ شدن نقش و و در شده ، این به گرایی، روزمرگی، به شکل جدایی از و فردمحوری، در در این دهه خودنمایی می کند. امر های همسان و یک را می که تشخیص آن را مشکل می کند. در دهه 80، مطابق انتظار، در گرا به سرعت پیش می رود و نشر را در می گیرد. های و فرا به خود می دهد. از مهم های شده که در سبک و سیاق دهه 70 می می از سالمرگی عبداللهی، رود ابوتراب، آبی تر از گناه حسینی، نگران نباش، درخت انجیر معابد، اسفار کاتبان نام برد. در های مدار، یک میانه ای می که در مرز می کند نه زن را به شکل های باز می و نه به فمینستی پاسخ می دهد بلکه، با موضعی کارانه پیش می رود. با کمی شدت و ضعف می به های چراغ ها را من خاموش می کنم از زویا پیرزاد، انگار گفته بودی لیلی سپیده شاملو، احتمالا گم شده ام، خاله بازی، پرنده من، از محبوبه میرقدیری کرد. از علی پور های این دهه کرد: جنگ در این و تکامل تر به خود می گیرد؛ با از، پیشین، و و پرهیز از بدیع و منطقی از جنگ و با همه قوت ها و ضعف هایش، می شود. عقرب روی پلههای اندیمشک از حسین آبکنار، من قاتل پسرتان هستم از دهقان اسمت را عوض نکن از مجید قیصری، دختران دلریز داود غفارزادگان ... از های خوب در و این دهه اند. کنم که در در این دهه دگردیسی که کم و بیش با حفظ های در و ها و فضاهای آرمانی و از آورده اند. این با قدرت در این دهه جلو می رود. در ای از بهترین های در این دهه شده اند. که یوزپلنگانی که با من دویده اند از 83 ، دیوان سومنات ابوتراب80، مرا گرم کن از علی سال 76، نام ها و ها اخوت هولا ناتاشا امیری، مادموزل کتی از میترا الیاتی در سال 82، برف و سمفونی ابری از آویشن قشنگ از حامد اسماعیلیون، جیب بارانی ات را بگرد آن طرف خیابان صادقی، حنای شهلا پروین روح، احتمال پرسه و شوخی یعقوب یادعلی و باغ ملی کورش اسدی، تک خشت منیرالدین بیروتی، دو دنیای گلی خنده در بهرام مرادی و ویرانِ ابوتراب خسروی. علی پور در انتهای بحث مفصل خود به در دهه 90 هم کوچکی کرد و گفت: مهم در سال های اخیر، در دهه حاضر، در و های و های تاریخی- است. در این سال ها با به و نشر، و است که تبعیتی از جهانی نشر محسوب می شود. به اتفاق مهم این سال ها، نشر در سلایق و است. اما به هنر به تنهاییِ مألوف و متفکرانه اش و به رغم بی نشر به او، پیشرو است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
روشنگری قلم برای افشای التقاط رفتاری مدرنیته

روشنگری قلم برای افشای التقاط رفتاری مدرنیته


خبرگزاری (ایبنا)- جعفری، نویسنده و پژوهشگر حوزه دین: از روزی که پا بر کره خاکی را به حفظ می این از سوی یکتا در قاب اسماء به او شده بود؛ اما کشف این برعهده او و اراده ای که در قلبش شده بود، گرفت و اینچنین بود با از در اولین و ساده خود پا به گذاشت. های بر این و علم و و را بر خود درک تا که او را به آتش و با بر او به گری ملت های خود و همه این و ها را او به درک بر باطل را به می شناسد و حق را در هر شرایطی کشف و مدافع حقوق آن بوده است. بشر را می ای که دارد به بهانه های مختلفی برگ های سپید این یادگار را در بِیت های دستگاه هایی کند و ظاهری به این ببخشد، اما همه این را به هیأت و ظاهر خود نپذیرفته و این خواست را به تعیین است. باعث شده را ازهویت خود به قانون منع و بشر به آن گری است که به به علم در های آن و این بر را است. که از و سنت در به چشم می شبه از سوی های سنت بر در خود سعی که سنت را عقب و از این در است که با بر این سنت را و این بر شبه است. سنت در به از ملت ها در شکل امت شده است. بر حقه با بر سنت اند ملت های خود را نیل به های شکل کنند. سنت در ای توسعه بیان شده است، همچنان که در آن هستیم، پیامبر اکرم (ص) در ابتدایی لحظات وحی به به جهان می شود؛ بر این تأمل در و قلم را به این اعتراف حیاتی وادار می کند که این عموماً بر افرادی اطلاق شده که از فهم برخوردار بوده، در که خواندن و نوشتن نیاموخته اند. تأملی در این مفهوم، انسان را به خاصی از سنت سوق می دهد، این گواه داده است. سنت با آمیخته است و و عقب افتادگی با سازگاری ندارد؛ بر این از سنت التقاطی کذب در چراکه فاصله گرفته شده از ملت ها و را به سنت به و این در است که سنت پویایی ملت ها است. در اخباری از گذشتگان ما به ارمغان آورده که قلم را افشای می کند؛ بر این اساس، ای بشر است. که نگارش این یادداشت شد، نقد یکی از محو و بشر امروزه مروری در اثناء علم و تورق در ها می توان گری را با ادبیاتی دریافت. ای جعل شده های با های و معنایی متفاوت. در های هستیم هر ای در هر یک از این معنا و متفاوتی دارد؛ بر این این نیز در عالم سیاست را با تلفظ در علوم اجتماعی از خود به نمایش گذاشت. که با بدل زدن از به و مدت ملت ها که آن است به یک نیم روز کاهش یابد؛ بر این بدل زدن از و آن در ها، تحقق اختصار های ملت ها را کرد. محو تدریجی و و بشر، این از ضد است که را خود انتخاب است. بر این به این نکته که یک لفظ در به صرف تخصصی گرایی، نشان از ضعف معناشناسی و برجهان است. غرب خود را معطوف بر این داشته که این ضعف را ای به ثمر رساندن های خود در تصویب برجام نیز اختلاف طرفین در شده در از های مفاد مندرج در این تفاهم امه بودیم؛ بر این نفوذ در بالاترین مدل خود با بر ضعیف و الفاظ خاص در معانی تعقیب می شود. به این حقیقت تلخ تصریح که پس از شکست قطعی خود در با سنت، به اندیشه ها است و این نتیجه تلخ را می بر بستر گرایی در و علم بر کنش های پژوهان کند. در صاحبان قلم پا به گذاشته و از علم به کنند؛ بر این قلم معتقد است که عبور از پیچ تمدنی در حال وقوع است و از این پیچ حرف از حروف علم را کرد. علم به زودی را بر خود کرد، که در از آن به حرف علم تعبیر شده بر این معتقدم که و مومن ایرانی با به این مهم، فراگیر شدن این ساحت را در و در این برهه حساس در برابر این هجوم از علم و کنند. های ارائه علم در قلم قیوم انقلاب و از این پیچ لازم است آن با قلم به ملت ها شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
راهبرد ترامپ در قبال ایران را چه کسانی طراحی می‌کنند؟

راهبرد ترامپ در قبال ایران را چه کسانی طراحی می‌کنند؟


گروه بین صادق قربانی: اگر های & ترامپ& پیش و پیش کنید، کافی است یک را کنید: & از ها& . کوچکی که در سال 2001 در آغاز به کرد و در این سال ها انرژی تشدید فشارها صرف به اما های بدل شده است. در یک که از حضور & ترامپ& در کاخ می گذرد، که او در در پیش گرفته و پیش از آن این نشده باشد. کارشناسان این در این یک سال صدها مقاله و اظهارنظر در در نشریات مکتوب و های اند و این ها و به های شده اند. از FDD، با کاخ را بتوان در دانست. که در یک سال گذشته موجب آفرینی این شده و را به به بازارهای مردد است. در به بود که & محمد جواد ظریف& تیر ماه گفت: & با اجازه ندادن به در بهره بردن از منافع کامل در عمل نمودن به روح این شکست خورده است.& این از یک سو با اما و اگر ها همواره را در می د