بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب کنید،



صلح امام حسن(ع) آبروی مسلمین را حفظ کرد/ تجسم و تمثل عقل

صلح امام حسن(ع) آبروی مسلمین را حفظ کرد/ تجسم و تمثل عقل


به صفر به روایتی روز شهادت حسن مجتبی(ع) است که از بر این روز جهت عزا بر آن و وثاقت بیشتری این روز بودند. این از می و یکی از آن صلح با بود که در مجتبی(ع) نیز از اهمیت این صلح را درک نکردند و را با لقب مذل کردند. این در است که خود به در صلح به به در دادند. در به ابن که از و بود فرمود: از شود و کسی از از این رو با که و دین بماند. در جای به حجر ابن عدی می فرماید: به خدا قسم! من صلح را مگر به شما و در هر روز به است. به عدی ابن نیز فرمود: من به صلح و از جنگ بیزارند، بنابراین، نخواستم جنگ را به کنم و بهتر دانستم به روزی که موعد آن موکول نمایم، هر روز به است. به بشر همدانی که را مذل خوانده بود فرمود: من مؤمنان را خوار نکردم، به عزت بخشیدم. قصدم از صلح این بود که شما را از مرگ برهانم، یارانم آماده جنگ نیستند. در جای دیگری به عقیصاتیمی که در صلح از انتقاد کرده بود فرمود: من و پیشوای شما هستم، چه با به جنگ برخیزم و چه مصالحه نمایم. من به همان جهت با صلح کردم که خدا با و و مکه در صلح کردند. به و و به و هستند. در به می دهد: من از در جنگ یا مرا به اگر چه و آن را و امر بر شما باشد. شما در که آن را بر من می اگر من این کار را حتی یک نفر از و من در روی و را میlrm;کشتند. اما در صلح به حسن(ع) چه می 41 را به صلح حسن بن علی (ع) فرستاد. این بود و فقط در آن یک سطر شده بود: این است که در با عقد صلح و من آن را کردهlrm;ام. هر را که شما و در آن من است. که در آن و فقط جهت است که او را جنگ طلب کند ولی به این نرسید. اگر صلح را نمی تا همه می که بنی جنگ طلب هستند. حجت در اگر صلح نمی چه می می دهد: در (ع) جنگ از دو نبود: یا شکست. وی می دهد: چون صلح را اگر در جنگ خشن از و آن میlrm;کردند. جنگ به هر و ... و این و بود. ضمن نداشت. وی می افزاید: ابن در فی جلد 3 406 در بخش سال 41 میlrm;گوید: خدا در خود و فرمودند: مرا به که در آن نه عزت است و نه انصاف ، حال اگر شما کشته شدن و مرگ شرافتمندانه آمادهlrm;اید، دعوتش را رد میlrm;کنم و اگر دنیای خود را دوست دارید و با ذلت را ترجیح میlrm;دهید دعوت او را میlrm;پذیرم و خشنودی شما را میlrm;آورم. در آن هنگام فریاد برآوردند: زندگی، حجت است: نکته مهمتر این بود که میlrm;دیدند، اگر جنگ شروع شود و یابد، به نظامی لشکریان عراق منتهی شد و آنگاه با این بهانه، هر کسی از موالیان و دوستداران اهل بیت را کشت و یک نفر از را نخواهد گذاشت. در این فرمودند: من که از روی لذا پاسداری و حفاظت از دین نگاهبانی بماند. وی در اگر در این جنگ می می گوید: در جدال و جنگ به دو شکل است. شکل اول جنگ میlrm;شوید، مبارزه میlrm;کنید و میlrm;خورید. این وجه از شکست، عزّتمندانه است و نزد عقلاء و نیز شرع مقدس، ممدوح است. شکل دوم قبل از ورود به که خواهید و این نوع جنگ از باب خودکشی، از بین بردن منابع مالی و انسانی و نابود کردن آرمانهای الهی است. این نزد مذموم است. متهم شدن به بیlrm;کفایتی و بیlrm;درایتی است که آسمانی ما، از این اتهامات، پاک و منزه هستند. نتیجه جنگ (ع)، به شکل دوم بود. لذا از آن اجتناب داشتند. وی می دهد: این موضوع در جنگ با (ع)، متفاوت است. به گونه ای بر شد که دفاع از خود و و حریم خود، چاره ای جز جنگ در نداشتند. حجت می گوید: پس از فتح مکه قبائل قریش متواری عدهlrm;ای نزد رسول خدا رفتند و وساطت کردند. نیز فرمودند: من همانی را به شما میlrm;گویم که برادرم یوسف (هنگامیکه برادرانش، او را شناختند) گفت: ملامتی بر شما نیست، خدایتان بیامرزد که او مهربانlrm;ترین مهربانان است ... برویدکه همهlrm;تان آزادید! (اذهبوا، الطُّلَقاء) وی می دهد: ️این جمله، مُهر ننگی بود که بر پیشانی ابوسفیان زده است. در واقعه نیز (ع) و زینب (س) در موارد متعددی از این کلید واژه و استفاده می و مرتبا گذشته را یادآوری میlrm;کردند. وی می افزاید: حال اگر حسن (ع) جنگ می پس از در یا به دست اهل شام یا به دست خودفروخته، تسلیم میlrm;شد. هم هرگز را نمیlrm;کشت، زندان هم نمیlrm;فرستاد، به منطقه بد آب و هوا هم تبعید نمیlrm;کرد. را با جاه و جلال روانه مدینه میlrm;کرد!! با این شیوه، دو مقصود به دست می آورد: اول آنکه بنی نزد موجه می شد. دوم نیز در مقابل کلام (اذْهَبوا الطُّلَقاء) چنین جمله ای را به بنی_هاشم میlrm;گفت و انتقام خود را از میlrm;گرفت. اما این فرصتها را از او گرفتند. است: از این جهت است که صلح حسن (ع)، عزت اکرم، اعتلای دین و آبروی را حفظ کرد. اگرچه برحسب ظاهر به بنی رسید. آیت نیز با اشاره به صلح حسن(ع) جایگاه عقل در عمل را تبیین می کند و می گوید: حسن خصائصی که در یک حدیثی از پیغمبر خدا صلی و آله و سلم که الْحِلْمُ رَجُلًا عَلِیاً وَ الْعًقلُ شَخْصاً الْحَسَنَ اگر حلم و بردباری می می بنا به یک مردی دیده می شد، اگر بنا بود عقل عینی کند و بشود آن را حسن پدیدار می شد. وی می دهد: می دهد که عقلانیت حسن و آن کیاست و فراست خاصی که خود را خوب می دشمن خود را خوب می خود را خوب می و دین خود را آنگونه که عزوجل فرستاده حسن دین و تکلیف دینی خود را خوب تشخیص می داد. آیت می گوید: لذا در اگر این آتش بسی که صلح نامیده شد حسن نمی پذیرفت، در این پیچ خطرناک هم خون حسن نفوذی های در داخل و یا در بیرون از به دست خودی ها ریخته می شد، سپس به خونخواه حسن راه می و تمام حسن را قلع و قمع می کرد. لذا حسن با یک عقلانیتی شرایطی را در این آتش بس یکی از شرایط این بود که بعد از خود حق تعیین ولیعهد و ندارد، این را یکی حسن حق که به او نگوید، یعنی حسن را از در این آتش بس را بپذیرد معاف داشت، لذا این را هم او و همینطور در حفظ جان از این تعهدات و نقض این عهد ها از ناحیه یک پرونده سنگین و سیاهی درست و عملا حسن خشن را افشاء کرد و بی اعتقادی به اصول و ارزش ها را افشا ساخت و روی این ملاک است که اگر بنا بود عقل را در تماشا کنیم، حسن و عقل است. وی است: این جزو امتیازات عجیب حسن که عقل اولُ ما خَلَق عقل بالاترین انسان عقل سبب آدمیت آدم است و این در حسن موج می زد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
نشانه واضح نارسایی کلیوی در بدن خود را بشناسید

نشانه واضح نارسایی کلیوی در بدن خود را بشناسید


به گزارش خبرگزاری تقریب؛ به تدریجی یا نارسایی و یا در از کار می شود. ها و موجود در خون را و از دفع می کنند. با از کار ها ها و در بدن پیدا می کنند. در مراحل اولیه است شاهد باشید. از کار به می شود که در شود. این عارضه سعی می شود که را با علل اصلی دهند. این است تا جایی کند که بدون یا به ادامه نباشد. از کار نشانه های این به یا به علت های اسا کنند. اما از که ها و می نقص خود را این تا که ها به شدت هیچ از خود ندهند. در از کار از: تهوع و استفراغ بی اشتهایی و ضعف در خواب در هوشیاری ذهنی انقباض و گرفتگی عضلات ورم پا و مچ پا خارش مداوم درد در قفسه سینه، به علت در اطراف قلب تنگی نفس، به علت در ریه خون که به سختی شود علت از کار چیست؟ اتفاق می افتد که به علت یا مختل شود. این امر به از بین رفتن در طی چند ماه یا چند سال می شود. زیر باعث از کار می شوند: نوع 1 یا 2 خون گلومرولونفریت: واحد های (گلومرول) نفریت بینابینی: های پلی کیستیک انسداد ادراری: به علت بزرگ شدن غده پروستات، سنگ و از سرطان ها ریفلاکس وزیکویورترال: برگشت از به طرف ها به خطر از کار که به را می از: خون های قلبی-عروقی غیر سن از کار می های بدن را تحت دهد. آن می زیر شود: در بدن که می به در دست و پا، خون یا آب در ریه (ادم ریوی) شود. در خون (هیپرکالمی)، که می در قلب و به مرگ شود. های قلبی- شدن ها و خطر کم میل یا در که می به عدم یا شود. بدن که به را می دهد. - و دور قلب که می و باشد. به ها (مرحله کلیوی)، که فرد به یا دارد. راه های پیشگیری از این از کار زیر را رعایت کنید: 1. درست های ضد درد: اگر از های ضد درد آسپیرین، ایبوپروفن و استامینوفن می آن ها را طبق دستور زیرا بیش از حد این ها می به برساند. اگر هستید، بهتر است که درباره این ها با خود مشورت کنید. 2. وزن مناسب: اگر وزن شما است، سعی با های منظم، تناسب اندام خود را حفظ کنید. اگر به وزن دارید، با به کارگیری روش های سالم، وزن خود را کم کنید. 3. شرایط بالینی: اگر هستید که به را می دهد، تحت نظر بگیرید. 4. دوری و ترک سیگار: می به ها رسانده و را وخیم تر کند. سعی با مشاوره و دارو، را ترک کنید. سوال را از شما پرسید. خانوادگی، خون های خاص و در مهمترین سوالات است. شما را معاینه فیزیکی و مرتبط با مشکلات قلبی-عروقی را کرد. علاوه بر این، های خاصی نیز شما شد: خون: کراتینین و اوره خون شد. ادرار: با تجزیه و تحلیل ادرار، می ناهنجاری ها و علت را داد. های تصویری: با از سونوگرافی، و اندازه ها شد. برداری از کلیه: علت است بیوپسی را کند. از کار به علت از های قابل هستند. ندارد. به طور کلی، اقداماتی علائم، و است. های خون بالا. به است خون شوند. خون و حفظ مهارکننده های آنزیم تبدیل (ACE) و یا مسدودکننده های گیرنده II را کرد. این ها در را و را می بنابراین نظارت بر به های خون مکرر بود. همچنین قرص آور و کم نمک نیز شد. کلسترول. کلسترول، قرص آتورواستاتین را کرد. بالای می به شود. کم خونی. های هورمون اریتروپویتین را به قرص آهن کرد. این ها به تولید گلبول های قرمز کمک و است و ضعف ناشی از کم را نیز دهند. از بین بردن تورم. با های آور دیورتیک، می به حفظ تعادل در بدن کمک کرد. محافظت از استخوان. جلوگیری از ضعف و خطر شکستگی، های کلسیم و ویتامین D. را کرد. در غذایی. در غذایی، است کند که کمتری کنید. این در در از کار ها به دفع و نیستند و در نتیجه به یا داشت: دیالیز به طور مصنوعی، و را از خون دفع می کند. در همودیالیز، یک دستگاه، و را می کند. در صفاقی، ای نازک (کاتتر) به درون شکم فرستاده شده که حفره شکمی را با پُر و و را جذب می کند. سپس این با از بدن دفع می شوند. در از اهدا متوفی یا زنده، یک به می شود. در این تا آخر عمر تا بدن، پیوندی را پس نزند. کسانی که نمی یا شوند، می از اقدامات و محافظه کارانه خود کنند. اگر یا انجام ندهند، تا چند ماه نخواهند ماند. با پیروی از یک می به بهبود کمک کرد. به و سلامت کلی تغذیه است زیر را کند: عدم نمک: به سدیم مصرفی خود را دهند. بدین منظور، از غذا های آماده کنسروها، فست فود ها و و فرآوری شده کنید. غذا های کم: از غذا با موز، پرتقال، سیب زمینی، اسفناج و گوجه کنید. غذا های کم از: سیب، کلم، هویج، سبز، انگور و توت فرنگی. پروتئین: غذا های از: کم چرب، تخم مرغ، شیر، و لوبیا. غذا های کم از: سبزیجات، میوه ها، نان و غلات. منبع: ستاره
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : فرهنگی
در جهان روایت با چه چیزی مواجه هستیم؟

در جهان روایت با چه چیزی مواجه هستیم؟


ایران(ایبنا)-ساجده سلیمی: یکی از موضوعات مهم و در بحث نقد است. به کلامی است اما این به هیچ وجه کافی نیست، متفکران و پژوهشگران و به خصوص فلسفه، از آن اند که در جای خود تامل و است و واکاوی عمیق تر و تر جزئیات و کم آن با باشد. به یکی از های مهم در با نام به قلم اچ.پورتر و و نیما م.اشرفی از سوی نشر شده است. متولد 1968 و از تورنتو و کالیفرنیا در سانتاباربارای ایالات آمریکاست. از جامعیت در مبحث یکی از های مهم است و آن در می به و نویسان درخصوص کم و و های آن کمک کند. به این با حضور و و دانشیار در فارسی، و در فرانسه، و و و (یکی از کتاب) در گفت شد. این را در می خوانید. در پشت جلد این شده که این است و به کار بستن هرآنچه از در می دانیم، در که تصور بر این است که در بحث و آن دارد. منظور از در شعیری: به چند از جدا نیست؛ در طول و در حرکتش از روز از که صبح می شود و می کند تا شب و ای دارد. این پلان، است و دارد. هیچ نیست. ما اگر در خود تا شب فرآیندی را طی و در این که از چه ای به چه ای در هر و چه را به و این کنش چه ای را می در یک هستیم. ساز است. فاز و کنش دارد. در چند است که در نیز هست. و دارد. در اش به طور ای و فازی می کند و در خود توسعه می کند. پس ما در نیز این را داریم. خود یک کنش می کنش تا پیش برود. ما نیز کنش دارد. اگر ما و از یک ای به جا این که به هدفی برسیم یا یک کار را کنش ها همدیگر را می کنند. کنش شدن و جا شدن در مکان این است که کنش را دهیم. حال کنش می یا یا یک عمل تا بتوانیم کنش را دهیم. دارد. کنش که ما می به دو شکل می گیرد؛ خود کنشگر، کنش خود را می ذهن ما ذهن گر است. بی شک هر عملی که می از قبل به آن فکر ایم، پس از نیز به آن فکر می کنیم. از قبل که به آن فکر می است کنش. که بعد از و خاتمه کنش به آن فکر می قضاوتش می خوب و بد، انجام، موثر و را در ذهن خود می و خود می کند. و در و در دارد. بین و این است که ها در خود و می نداریم. از حرف می جا شدن انرژی. اگر ها جا شکل نمی یک از این به یک آن سطح را از خود دهد و این آن را کند یا آن را در راستای به در یا علیه آن موضع بگیرد، آن را و از سد آن کند تا بعدی. به این شکل جلو می رود. نیز طور است. ما می به می و با فکر و را از سر راه تا بعدی. در اصل شبیه به ورزش دو استقامت یا دو با را رد می سر راه است. از موانع و سد ها را برداشتن و ها را شکستن است. نیروی به آن سطح و از آن سطح به سطح است. اگر این را حال این جا شدن به نیرو، برنامه، فکر، و دارد. ها ساز هستند. اگر شما قصه روز خود را بنویسید و چند کنش معمول در آن باز هم است. شما از فروشگاه رابطه، که شما می و بعد است چانه بزنید و گفت وگو با فروشنده و است با مشتری بعد است و یا و یا بعد سرتان کلاه و موفق نبوده. در طول روز می کند. این و است. بسته به نوع که ساطع می شود و نوع که سر راه ما نوع ها می کند. به ها شده و بعد شده است. اتفاقی که در می این است که و و که در با آن ها به ها شده است. از این نیست. و زیستی ها است. منتها است مصداق هزار سال قبل و چیز مصداقش دیروز باشد. ولی است. خدایار: فکر می کنم اگر را از به زندگیrlm;اش بخشیدهrlm;اید. خلقت را نیز اگر با قصۀ به اوج خود می رسد. خداوند همه را خلق می کند و به می رسد به آفرین می گوید: فتبارک احسن الخالقین . اش این است که است که به طور آگاهانه می در دخل و تصرف کند و آن را به نفع یا به ضرر خود و به پیش یا آن کند. من یک نوع اینrlm;همانی را با در می بینیم؛ اگر شما اینrlm;همانی را از او را رقم زدهrlm;اید. فکر می کنم سال rlm;ها پیش در نظریهrlm;های والاس مارتین اینrlm;همانی با را در متن و و دارد. با که در پشت ذهن و که ما می می های از و هم را قصه ای که مهم قصۀ ما باشد. که در است. در نقد بحث میrlm;شود؛ و این چه در در ما و در پای به میrlm;آید. در نیز نقد با و و نیز با از این دست میrlm;کنند. که در از تا به نیز بود. در های هم پای به آمد تا همۀ را خود کرد. این است که دخالت می کند و به می دهد یا نه، آزاد گذاشته میrlm;شود تا هرکسی های متن پیش روی خود را پر من مهم نقطۀ عطف را با اینrlm;همانی می دانم. رضا شعیری: این که خوب شود می به های کرد. را از اند. می شود. ما است و آن که این می شود اش تحت می گیرد. در من را تحت کنترل و را هم نیمدهم. وگرنه های می و حیات دارد. صادقی: مغز ساز است و این مغز است که منجر به می شود. چگونگی های عصبی و اتصالات ها به یکدیگر از بیولوژیکی به شکلی است که ی حاوی و طرح های قصه ها را می سازد. های کوچکی که بر طرح های اولیه و از ی رویارویی با پیرامون در ذهن می شود و بشر های دیگرش را از وقایع طرح ها شکل می دهد. طرح و افتاد یا کرد یا بالا رفت که طرح ها توپ پرتاب شد، حسن توپ گشت، او توپ را نکرد و غیره می شود. پس به مغز و نیز ذهن از که را قادر به درک می کند. را به واسطه ی که می سازد، می فهمد و کار قصه های نیز است. به مارک ترنر، و به گردد، به مغزی و فیزیکی مغز که بر ذهن می گذارد و می شود را به ای کند که خود کند. رابطه ی و نیز با بخش می شود. از که از را شکل می پس از و در های نقشی درغیر این صورت، آن با و سرشت خود است. ی نیز رویکردی اما این را نه با اصطلاحات به نامحسوس در تعبیر خود از چراکه اش عام تر است. مستقیم به این ولی در سطر سطر به ذهن و که به ذهن و سازه مربوط ظریفی است. پورآذر: ما در نشر کمی عقب تر ایستادیم و مان به این جلب شد که طورکه پردازان می در زمانه ای به سر می بریم که دور، دور است. در یکی از های که نوبت نام به اهمیت و مفهوم در های و های می پردازیم. این مهمی است که چرا شما غیر از که به طور انتظارش را و غیر از نقد که خاستگاه اسم را در می شنوید. می بینید که بحث در های غیر هم است. و سیاسی، و تجربی، و حقوق، و و کسب و کار، همه جا بحث راه یافته و این می شود که چیست. این است که قصه در همه جا هست. با این قصه ها که لوازم می و مان می شود. اما در ذهن بشر به ای است که که از به آن می رسد را تا به یک نکند نمی از آن کند. حتی اطلاعاتی که از حس های پنج گانه به مغز می رسد، تا که به شکل یک دست کم یک طرح درنیایند، هضم و درک نیست. حتی به یک می با مصداقی از پریشی روبه رو چون نمی این شخص ندارد. هر نوع با این آدم از راه های جسته وگریخته، به ظاهر بی و از هم پاشیده ای که ذهن سرگردان ما می شود. به این جا می که می گوییم و دین، و اخلاق، و و مهندسی، و شهرسازی، و معماری، وعلوم کامپیوتر و و بازی های کامپیوتری چه و است که ی از این ها ده ها و صدها شده، خصوصا در و پژوهی. فقط این که با قصه های خود پلی می سازیم برقراری ارتباط. شکل از تجربی داشتن یک نیست. کما این که و و مداوای بیماری متکی به یا های محتملی است که در خلال معاینات پزشکی و تعامل و شکل اند. استراتژی نشر این است که دست کم یک در های پژوهشی که نقش را در آن می کند. قصه گو است در ی و کسب وکار پیش تر به شده. های هم آرام با کمک خدا شد تا به در های به معتبر دسترسی باشند. خدایار: اگر بدهند، چند کنم و را با پاسخگویی به این سؤالات به پیش ببریم. اول: چرا این با این چاپ شده ما چه به این نوع ها دارد؟. دوم: چالشrlm;برانگیزی در از میrlm;شود. چرا این از اما ما از دو نمیrlm; بینیم؟. من حق یا با که می آن یا چه به متن برود. سوم: چرا در از میrlm;کنم. که را آن جست وجو و شدم نام است. نام آن را می این کرد: بر یا بر کمبریج. نجف را سالrlm;ها پیش از ویل (1884-1949م)، و با نام و همه کس یا ( The Decline and Fall of 1950م) با به نام (ترجمۀ 1349ش) بود. وی در را به ظنز بود: است همۀ که این خود را در وضع که در این نه اصل در را زیر پا می گفت که به هیچ است ]...[ در شده نیز و از قلم و به جای آن ها، حتی در و شده است]...[ در ضبط و هیچ جز و نیز در پای ]...[ از همه این ها اسم را هم و شده است اسم روی که با فرق ]...[ به این خود را و و و است و چه او را از . و جز را rlm;اند (با خنده). ما قصد این را به سمت و سوی اما با به که است به و شده از سوی دهند. پورآذر: از که می مثل از متن است. اما این مسأله با اثر فرق دارد. طبق قواعد که می مستقل از در هر رفتار کند است. چون در به کرد. در یک خاص به ای است که پاسخگو نیست. دلیلی که نام این اثر بود، این است که اگر شما در گوگل یک جستجوی عادی می ده ها با یا نود این ها ی پی رنگ و این طور چیزهاست. به قدری شما را به عقب می برد که فکر می کند این نیز است که می ها را از نو کند و از ب بسم بگوید. ما می این ذهنیت در عین حال می که ب بسم همینجاست. این ما جدی بود؛ مدت طولانی روی اسم تمرکز کردیم، جلسه گذاشتیم و خط زدیم. در از از که کار و پذیرفته ای شده است هیچ نداشتیم. کما این که قبل از انقلاب The Sound of Music را اشک ها و کردند. در ما اگر آوای موسیقی بگذارند هم خوب و با آن برقرار کند. ولی پدر و من که از نسل دهه ی ده و بیست اشک ها و معنی و آن ها را به سالن سینما می کشاند. بر یا ای بر آن گیشه ذهن از ما را به این سمت می که این ما از کنش و پیرنگ و آن ها می کند. ما به گشتیم. از توجیه و نمایانگر کار بود. این و آستانه است و در عین حال درآمد، و چیزهای در آن نیست. قطعا نظرات که به جای است. اما ما تر بود و این کار غیرعلمی نیست. ازکار ما در و تالیف است. تمرکزمان هم فعلاً روی است. مثل ی جستار که یکی از است یا سفرنامه ها. اما بخش مهم های نشر بخش های است و برایمان مهم بود. یک سال هیچ ی نکردیم، و که تا آن در شده بود را جمع آوری و قصدمان این بود که تا جای چه است یا اگر چرا یا چرا نگرفته. به این شکل که این فرد بد و ما خوب است و این را بخوانید. از ها هم خوب اما به نظر می آید مناسبی ها و از ها به و توضیحات پیش دارد. ما با مثل جیمز فلن هم مشورت و نهایتا این را کردیم. با این که در سال 2008 شده است به نظر ما در آمد چون از و در عین حال را به جدید رسانده است. هم شیرینی است. که آورده است که و فقط نرفته. را بیشتری می بینند، از که در های اند در شده اند و اگر می خواست را از بزند، را از دست می داد. خدایار: من فکر شما فرار از و سرزنش که این ها به رفتهrlm;اند، را دادهrlm;اید؟ رضا شعیری: این هوشمندانه است خسته کننده شده است. صادقی: که در آن ها به کار می رود، تداعی گر بافت است. اما این الزاما نیستند، این که کسی با خواندنش نقد یا فکر می کنم خود هم آن اسم را می کرد. پورآذر: نداشته با این ذهنش را کند. کما این که در حال این در مقاطع و ارشد های در آمریکا تدریس می شود. به هر حال در ی های در حال ما حکم منبعی را که در می به های و دقیقش ارجاع دهیم. در شکل های هم مثل نشرهای معتبری که در سعی ما بر این است که هر در ی شود و علت انتخابش باشد. خدایار: پس ببینید ظاهراً ما از نظر دستrlm;یابی به و آستانۀ آن در با دارد! رضا شعیری: من با و آن را پسندیدم. از است. بحث کلیشه ای و نمی کند! این است به واقعیتِ محتوایی مضمونی متن نزدیک است. ما را با به شکل مقدماتی می کند. از های این این است که و نیست. کارکرد ندارد. سوم این به هیچ وجه به ما روش نمی دهد این را می خوانیم هیچ یا روش از آن بیاید و با این و روش ما می ده را کنیم. این نمی این ضعف نیست. این است. یک هم می این را و آن را بفهمد. استیل دارد. شده است. کوتاه است. راحت می شود. می شود. ها و ها زیاد است. های بزرگ و پیچیده نیز ندارد. این ها های خوب است که و هم می این را بخوانند اما آن ها بر فهم خود از آن می کنند. خوب است قبل از ورود به های و کسی اگر می در کار کند با این کند یک جمع بندی، اجماع و کلیتی ساده، و از به ما می دهد که ما بفهمیم در با چه سر و کار داریم. این به ما می چه و در با چه هستیم. یا غیر و چه واکنش چه ها و خلاهایی دارد. چه را پر یا چه را می کند. چه از ما تخلیه می شود یا در ما پر می شود. می کند. به خوانش ها، کانون مندی، زاویه دید، راوی، ارجاعات، واقعیت، تفسیر، وامگیری و دگردیسی می کند. اما و حد به اندازه است. شکافته و باز منابع اش شود و از آن مطالعاتی دربیاید. پس است و اگر این را بخوانیم به ما یک با می دهد که این همه جانبه به ما کلید می دهد که با این کلیدواژه ها می شویم. حال اگر این را باز های و بروم. پس این است و این کاملی است. این خوب است و ای که من اگر بود خوب بود این است که کاش های که به کار اند در پاورقی می آمد. خدایار: کسی که را کتابش می rlm;کند، به آن و در اقدام است. به می شود شما می اگر اسم را بگذارید با هجوم می شوید. ایوان زوهر در سال 1976 را جوامع رواج طرح می کند و می که سه رونق در یک می شود. در که در نخستین تکوین است که را حاشیه ای، ضعیف یا هردو می دانند. که عطف، یا خلأ باشد. که به شده می در ما در که این ترس در ما شده که این (تغییر عنوان) رخ بدهد. ما با در من فکر می کنم ما در های نقد و از یک در داریم. من نمیrlm; که و ما و ما میrlm; با و فاصلۀ خود را با از این پر کنیم. من این دهندۀ تکاپوی عمومی ما پی فهم از از و از است. در حقیقت ما می یک بازخوانی از به ابزارهایی که می این ابزارها را می در اختیار ما بگذارد. من نام این را می گذارم. از این من این را از نوع تکاپوها پی فهم و فهم در و نقد می دانم. با به که من از خانم از سال 1387 با تخیل مکالمه ای از دارم، این اثر را نیز با روان، خوش دست، چابک و به دور از و یکدست یافتم. اچ.پورتر است با به شده به این بپردازیم که آیا ما در تالیفات آیا به این ایم یا خیر. رضا شعیری: با نظر ولی فکر می کنم ما در یک نیز داریم. این چرا ما در رفت و هستیم. به در سال 1370 یا 1380 یک در می شود که الگو، روش، شیوه، نقد و می دهد که است. ما عباسی و پدیدارشناسی معین را داریم. خود بنده در به ای است. این ها های که با الگوهای شده اند. اما باز به به و را می کنیم. این رفت و اشکال اما حس می کنم که به جلو و باز می گردیم. را به سمت جلو نمی دهیم. از و حال به جلو برویم. شناگری که در اقیانوس شنا می ولی همچنان به جلو نیز نمی رویم. کمی به جلو می ولی باز موج ما را به عقب پرت می کند. نمی این تا چند سال می برد. یک می زنم، در این از که می موشکافی می کند. عقده یا چه سطوحی و ما را به چه گرداند؛ از یک طرف میل جنسی از یک طرف از یک طرف درگیری با پدر از یک طرف خونخواهی از یک طرف میل به و... ما در داریم. ما با پسر کشی جلو رفت و آن ها با پدرکشی. در بین آن ها پسر پدر را کشت و بر مسند پدر نشست، بعد پشیمان شد و شد. می شود که او چشم خود را در می آورد. از نمی شود که پدر را کشت و با همبستر شد. ما در خود داریم. رستم سهراب را کشت، نادر پسر خود را کشت. در را می در یک قدرت و یک وجه است ولی در وجه است. می ها ها را یک شکل نمی سازند. در ما جلو و عقب می و در آخر است. می هم می پس جای ما در این آن که من را اذیت می کند این است که بالاخره را بر بنویسیم. یک روز به این که ما در با غرب است. از نه از الگو. روش ها یکی باشند، همه چالش، کش مکش ولی و آن که در زیر نشسته و از آن جان می گیرد. غرب و شرق یکسان اند و خود را نساخته اند. این گم است و می این در جاست. به جلو و عقب می و می عموم می نویسیم ولی به و آن ایم. صادقی: در این بخش کمتر با شما که این به این که کسی می و را عام به خوبی که باشد. های قوی و از سوی به آن را به دهد که در غرب نیز این کار را می کنند. این است که در غرب شان است که در یک قوی و که می مطالعه پی می بعد روی های مستحکم، ساختمان محکم می ولی ما این کار را نمی و را در روساخت می دهیم. در چندان ندارد. رضاشعیری: در غرب در پر و اشباع شده است. هنوز هم کار می کنند. به جلو می روند اما در جا نمی زنند. شما1920 را در نظر که ولادیمیر پراپ های کار را کرد و بعد از آن را در نظر که در کار اند و بعد از آن دوران پسا ساختاری در فرانسه شد و بعد جلو رفت نشد. در جلو و در دهه 2000 در و به بحث پرداختیم که در دهه 60 بودند. منظورم این است که در جلو آمدیم. در ما این در اینجاست که نه آن را پر نه این را؛ به علت به زیربنای نکردیم. یا به غرب یا به نوعی بازگو و در بازگویی قوی تر بودیم. صادقی: فکر می کنم این دو به موازی اما در این بخش با شما که ما به که محصولش یک تک است به این جا ایم و غرب به که از بین تک و تکثیر چند است به ما دارد. قاعدتا در سیستمی که بنیان های حمایت زیرساختی نمی شود نمی توقع که در یک ای تا هرجا که می پیش بروند. شما می دانید که در غرب سرمایه های عظیمی اختصاص می شود. که در این کار می بی ی سیاسی یا مالی و با پشتوانه ای دور از هر غرض و جهت خاص و به یک تحقیقی خود را دهند. به می علت است ولی در ما که جدی می دهخدا و غیره، عاشقند و به خاطر میل و ای که به ی کار خود می و چاپ می و می آورند. این به با دوم که فکر می کنم می به های نادرست که پیش نمی رود. شعیری: از جا می شود ها و نیز می کند بعد از است. پورآذر: به نظر من از ماجرا به این بر می که ما هم است در را باشیم که اما حتی یک تالیفی ی که جای را باشد. بر ی حس می کنم در ما قوی نیست. که من دکتری خود را با کمک هولکویست نوشتم او مشوق من بود و می گفت هیچ در هیچ کجا ی ی و تو آمدی و 23 سال آثار را ای و این را از آن کردی . در 5 ی پیشنهاد و خود را بعدها تو این را ثبت کن. اما ما به دلایل متعدد این را نداریم. کمال گرا فکر می یک فیل عظیم الجثه هوا و اسمش بشود و بعد این را به نام خود ثبت کنیم. ما انگیزه را نداریم. را در نمی بینیم که به این ها شکل بدهیم؛ گرچه آبشخور این ها غرب است اما نمی شود که های را دست کم بگیریم. ژنه و وام دار هزاران نفر ولی آن که به آن اند را ثبت اند. ها هم ثبت دود هوا می شود و از بین می رود و نفر نمی گام دوم را بردارد. از طرفی در واهمه ای از چاپ مجدد ی مقدمات ندارد. کسی نمی چرا عقب گرد اید. یا معتقد است که یا حرف جدیدی شده یا حرف های به بیانی نو شده. رضا شعیری: من کار شما را و این را نفی نمی کنم و نمی که ما مقدّمه و فقط کار حرف من این است که یک جلو برویم؛ جسارت و به پیش برویم، را ما، ما و جلو ببرد. یکی از علت های مهم آن که این رخ نمی دهد این است ما در حال در علم در گرفتیم که این کمّی من در یک تا دو سال درس می گذراند و به می رسد. اول سردرگمی و نمی داند چه می کند. از هر درس کمی اطلاعات و را می کند و بعد از آن می شود که آگاهی از آن و به این می رسد که او در در 90 چاپ کند به جرأت می توانم بالای 80 از در این دارند؛ در 90 خود را به دفاع برساند مطالبی را جمع و پذیرش بگیرند. حال ها این است و در یک ای می شود و می شود ولی کاری نیست. خدایار: بدهید و های در نقد و این متعلق به چه با های و بعد می شویم، آیا این رفتrlm;وبرگشت ها است یا است که من عرض کردم؟! است که کار کار مکانیکی یا که اگر اینگونه بود تا های نیز به عهده بودند. پورآذر: متاسفانه اینطور شده که در حال شغل دومی همه محسوب می شود. خدایار: : من خودم که ها مقدمهrlm;ای چند صفحهrlm;ای میrlm;نوشتند. در میrlm;شود سخن است نه مترجمان. امضا من و منِ مهم است و این مطلب با امضای شده است. من که خود را از با ای به کند. است که از یک متن تا حدی با متن باشد. من به ادعایی که در سخن در صفحۀ 16 است. در یک پاراگراف با به این ادعا را طرح است که با دیدن با یک متن بی روح می شود که فقط این نظر را تخطئه و اضافه می کند که اما دقت نظر و وسواس در دوستrlm;داشتنی و دلنشین را غافلگیر می کند و می دهد که با را به خوشایند می کند. من فکر می کنم که ابوت، عمدۀ را در چهارده فصل با است. این فصلrlm;ها تنگاتنگی با نقد و اغلب تفسیرهایش هرمنوتیکی از آب درآمده است. به قول دوستداران این امر را تبیین کرد. که خود و با این هدف است غیر از که خاص خود را هم از نظر روش هم از نظر مخاطب. است که این با که من، و دیگرانی که به آن هم از نظر روش و هم از نظر است و هرگز نمی به جای آن بنشیند. ما هم انتظار که این به جای یک یا بنشیند؛ در کل من سخن را در این و ذکر این غیر می دانم؛ این که خود را که نظر یا بزند؛ ازقضا این را به کار است. این کار به نظر بی ربط است. می این حرف در غیر است این که اگر های در نقد در و از را به سه بسنده میrlm;کنیم: آکادمیک/ دانشگاهی، از و در کشورهایی که به ای حالت ترجمه. اینها خاص را که به هم می رسند و در بخش های از هم دور می شوند و هیچ موقع به جای هم نمی بنشینند. اتفاقاً من که نقد بیش از هر در و از و شده کسی فکر کند که را تنگ است! : حق باشماست این می کند. به هر حال حصاری دور و نکشیده اما با را توضیح داده. که در حال در و فعالیت می و پیشینه هم اگر است در حرف های خود از های حداقل را بدانند و اگر به خودمانی می از مبنای بگیرند. خدایار: : این این طور می که من می جای کس بنشینم در صورتی که سر جای است و خاص را به های مقابلش احترام و تا می از های دیگران کند. نقد در بیش از همه، از نقد است و از این شده و حتی گفتمانrlm;ها، دستrlm;پرورده های ها و اگر این را از خود را از دست دادهrlm;اید. نقد با نهادهای مجلات و انجمنrlm;های علمی، سهم انکارناپذیری در شکل نقد و همگانی لذت در است. صادقی: در تکمیل و به قول بیش خوانی های شما، فکر می کنم سه غیر و داریم. غیر با این است که در شاعری شمس آقاجانی، محمد آزرم یا رضا فرخفال که ی شعر یا می ولی نه تحصیلاتشان مرتبط است و نه در که این ها نیز خود را درمیان قلم دارند. اما در این یک نیز که داخل است. اما به ای که دارای های به سومی نیز است که است. در این و تحقیقات با و و یا دست کم غیرتخصصی در ها نگاشته می شود. استادان که می به که است حتی ترم اول بخواند. ای از این خواندم که در آن بود این ترم اول زنان و جنسیت، تطبیقی، تاریخ، رسانه و ها است. اما در ما که قشر با است و های نیز طوری شده که همه را فقط پاس می و ای به آن ندارند، امیدی به اینچنینی در های غیرمرتبط و فقط می ماند قلم و خاص. در تحصیلی غربی می شود دید که شکل به های کودکان و نوجوانان، از یونان با و جذاب به آموزش می شود اما در ما قصه ی انبیا است که نقش در شکل های می کند. آن ها تلاش ذهن را در بدو ی فردایشان پی کنند، اما ما را درس و بار می آورند. از همه ی این حرف ها که بگذریم، این یک است و از این قبیل ها در غرب باب است. از استادی که صاحب کرسی است می و حتی اگر نباشد، این که ذهن آن را بسازد. وظیفه یک این است که ذهن و را کند تا این که یک مند و سیستماتیک رشد کند نه این که کمی شود. من افسوس می خورم که این همه می ولی علم نمی کنیم. رضا شعیری: مان نیز و بعد به نشر می شود. ما به جای علم نشر است. نشر و چاپ می شود و علم به ندارد. پورآذر: قاب ذهنیمان نیز مقداری به و به نظر من غلط است. و تمرینی هستند. عمده ی که من با آن ها سرو کار که وقت یا شان فرامی رسد می این را تا شود و مدرک بگیریم. در که اگر شما این شود که این یک تمرین است و کار سیاه کاغذ نمی شود. رضاشعیری: فراموش نکنیم که علم و به های است و از دل های است و به چند است. از دل و پس از آن از دل آمد و بعد به هرمونوتیک است حتی از که فیلسوفی پل ریکور را به خود مشغول است. و بعد قوم و قوم نگاران و شناس لوی استروس به آن اند. به های است و از به آن شده است. خود علم ولی که نیازمند به علم های است. در به است و در است. این میراث دست به دست می چرخد و های اقتصاد و روانشناسی نیز از حرف می زنند. هم از می و هم آن را می کنند. خدایار: بحثی را که در باب کرد در رنه گنون، فیلسوف سنتrlm;گرای فرانسوی هم است. گنون به نام سیطرۀ و علائم آخرالزمان. این فقط ما گرفتار این نیستیم، به یک آن شده است با این که آن ها در هستند؛ اما ما در آغاز آن! در کلاس های درباب عدم امکان وقوع امری میrlm;گفتند آیا خدا می را بیافریند که هم نتواند آن را کند . ما در گرایی کار را گویا دادهrlm;ایم. را به نام علم ساختهrlm;ایم که در مقاله، سند و نه علم. با به مشکلاتی که با داریم، چرخشی در این کنیم: علم و رفع نیازهای ملی خود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : فرهنگی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه اهنگ مایسا جان از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ترکمنی امینه آهنگ ترکمنی مایسا جان