بلاگ بلاگ
بلاگ بلاگ
خبرخوان »

خبر با برچسب گفتند



برنامه دشمن تصویرسازی غلط از ایران است/ در این جنگ پیروزخواهیم شد

برنامه دشمن تصویرسازی غلط از ایران است/ در این جنگ پیروزخواهیم شد


به به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رهبری، ​حضرت آیت ای صبح (چهارشنبه) در با بیش از دو نفر از و و در سراسر را و از و با به نقش و در و جلو بشری، متقابل، دو و جدی تر و نظام، هوشمندانه و از و ملی و در را و کردند: غلط و و ناامید از کار است اما به فضل در است. در با را و و با به از گفتند: این مطالب متین و متقن و کاملاً تأیید بنده بود و محترم با جدیت را پیگیری کنند. آیت ای با به ملی و فراملی از زوایای افزودند: نخبه، از یک و از و و ضمن با از و از شود. کردند: از و با و پای کار در بخش های از و به و و شود. با به در گفتند: و از و توانایی های موجب علم در و در نتیجه رسیدن به موضع عزت و اقتدار و پذیری ها شد. آیت ای کردند: اگر از کنیم، تهدید دشمنانِ تمدنی و و ما دائمی نخواهد بود و یافت. یکی ازعرصه های را ایفای نقش در شکستن جهانیِ و افزودند: در قرون اخیر، سهم ما در جلو کم بوده است و با از بالای اکتشاف و را دهیم. آیت ای گفتند: با مطالعه تاریخ، از تلخ 200 ساله قبل از که به بی به استعدادها و دچار عقب ماندگی شد، مطلع شوند و قدر کنونی را بدانند. با بر در قاجار و یکی از عقب مانده ترین از روز بود، افزودند: در حالی که یک سهم ما در علم در یک دهم بود اما سهم در علم در به دو است که به این حد نیز بود. به یک از بی به علم و در و گفتند: از در سال 1313 تا سال 1357 که چهل و سال می کل 150 نفر بود اما که چهل سال از می بیش از نفر است. آیت ای با بر دو و دو را به می کردند: علت عقب و و در آن بی و بی بود که در ملت می و به فکر اما در تا کمر خم می شدند. کردند: همه ما به از آن تلخ و و باشیم. سپس چند در کردند. دو و بود که در این گفتند: از یک طرف جدی تر به با و و رفع کار و از طرف نیز همه های خود را در دهند. آیت ای خوب و و پیش را یک و و کردند: این هر در طمع و است تا ضمن از این خود می علم و های و نیز کند. حذف را یکی از این از چنگ و با به ای گفتند: بر حذف و یا به ، از این و و باشند. آیت ای، راه با های را ملی و در و کردند: ما به و و خود کند. کردند: یکی از های دشمن، آرمان و است که همه و متوجه این تهاجم باشند. یکی از های به غافل نشدن از مسئولیتهای خود در و مهم بود. آیت ای گفتند: در فضای تخصصی خود غرق شود و به جامعه همچون استقلال، عدالت، و های اجتماعی باشد. به کردند: اگر شما را در زیر عدالتخواهی و استقلال و ملی دهید، ارزش آن بیشتر بود. آیت ای با به جنگ اقتصادی، و امنیتی علیه افزودند: یک نمی تواند به این جنگ بی باشد. با تشبیه جنگ و ای شدید به جنگ افزودند: ما مانند اوایل دفاع مقدس، اندک است اما همانگونه که در آن نبرد شدیم، به فضل در این جنگ هم بدون تردید خواهیم شد. غلط را کار اغوای افکار عمومی و و کردند: ما در این رویارویی سنگین، وظیفه خود را و سرافرازی دهد. آیت ای در جمع بندی این بخش از این کار را کردند: زیر عدالتخواهی، انحصارشکنی، ستم ستیزی و حساسیت و رسیدگی به و . در چند ضمن تشکر از زحمات بنیاد، کار و شبانه روزی را به آن مؤکد و افزودند: در شناسایی، جذب، هدایت، ساماندهی، شنیدن سخن و درمان دردهای شب و روز نشناسید. از روزمرگی همراه با ابتکار دائم و نوسازی روشها در بخشی که هدایت را در برعهده ، دقیق و فعالیتهای بخش ، از نمایندگی رهبری در ، از شرکتهای و تنزل نیافتن ضوابط این شرکتها از های به بود. از در چیدمان را مهم و افزودند: ممکن است تجربه اول را اما سطح حتماً به نیاز دارد. آیت ای در بخش از با رد تصوری که را در نمی داند، کردند: در دهه اخیر در صنایع مهم نقش اول اند. هوا فضا ، زیستی ، سدسازی ، دفاعی ، ای در ابعاد گوناگون آن ، سلولهای بنیادی ، و ساخت داروهای نو ترکیب را از ها و صنایعی که در شکل و نقش ارزنده ای اند. در عین حال افزودند: البته در کار نقص های زیادی که رفع شود و نیز از را کردند. آیت ای را به اهتمام به در همه فراخواندند و افزودند: متقابل و پر منفعت با جدی تر گرفته شود. در همین کردند: با گسترش با و شناسایی به گونه ای عمل کنید که از کشورها، هر دانشجویی یک حامی از بخش خصوصی یا دولتی باشد. به روزرسانی نقشه جامع پس از 9 سال از آن و جدید در این نقشه، به بود. آیت ای با بر با کشورهایی که در رشد جهشی دارند ، افزودند: اینگونه در آسیا هستند، نگاهمان به شرق نه به غرب، ضمن نگاه به غرب و اروپا جز معطل ماندن، منت کشیدن و کوچک شدن فایده ای ندارد. با بر با شناخت و اولویتها، از اقدام گروههای و صاحبنظران از بسیجی در نوشتن به و راه حل ابراز مسرت و افزودند: نمی دانیم چقدر به این راه حلها عمل می کند اما مسئولیت و و خوشفکر در خرسند است. آیت ای در بار به پرحجم از و افزودند: نوسانات ارزی و معیشتی اما در مجموع به کوری چشم دشمنان، عکس است که بیگانگان طلب از می کنند. پیش از اسلامی، ستاری معاون و رئیس جمهور و غلامی وزیر علوم، تحقیقات و هایی از شرایط و کردند. 11 تن از و به دغدغه و خود در پژوهشی، و پرداختند. آقایان: - زمانیان، مؤسس شرکت در سندهای - سید ابوالفضل میررضی، ادبیات - اسماعیلی شایان، دکترای انرژی های تجدید پذیر - احمد آبنیکی، کامپیوتر صنعتی شریف - امین بخشی، پسادکترا و عضور ملی - علی نظامی، فیزیک و خانم ها: - الهام حیدری، برگزیده کاظمی آشتیانی - سارا محمدی، نفر مسابقات ریاضی و شناسی - منصوره نادری پور، برنده ملی - نکو پناهی، طلایی شیمی و زینب اکبری، و آموزی این نکات و محورها را دادند: - حضور در تصمیم و - و عالمانه در تربیت غیررسمی - از صوری و برخورد دستوری با مقوله در - اهمیت به در آموزش و پرورش و هموار - ها و های در نیازهای و بهتر شدن زندگی - به این که درآمد ملی و اشتغال نیازمند رونق و وری است - از کمبود بودجه اجرای پروژه های تحقیقاتی و پژوهشی - مراکز درمانی در حاشیه شهرها - از نکردن از های مجازی حل - از و از کم توجهی ای در فارسی. در این دیدار، نماز ظهر و عصر به امامت اقامه شد
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 2 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
صلح امام حسن(ع) آبروی مسلمین را حفظ کرد/ تجسم و تمثل عقل

صلح امام حسن(ع) آبروی مسلمین را حفظ کرد/ تجسم و تمثل عقل


به صفر به روایتی روز شهادت حسن مجتبی(ع) است که از بر این روز جهت عزا بر آن و وثاقت بیشتری این روز بودند. این از می و یکی از آن صلح با بود که در مجتبی(ع) نیز از اهمیت این صلح را درک نکردند و را با لقب مذل کردند. این در است که خود به در صلح به به در دادند. در به ابن که از و بود فرمود: از شود و کسی از از این رو با که و دین بماند. در جای به حجر ابن عدی می فرماید: به خدا قسم! من صلح را مگر به شما و در هر روز به است. به عدی ابن نیز فرمود: من به صلح و از جنگ بیزارند، بنابراین، نخواستم جنگ را به کنم و بهتر دانستم به روزی که موعد آن موکول نمایم، هر روز به است. به بشر همدانی که را مذل خوانده بود فرمود: من مؤمنان را خوار نکردم، به عزت بخشیدم. قصدم از صلح این بود که شما را از مرگ برهانم، یارانم آماده جنگ نیستند. در جای دیگری به عقیصاتیمی که در صلح از انتقاد کرده بود فرمود: من و پیشوای شما هستم، چه با به جنگ برخیزم و چه مصالحه نمایم. من به همان جهت با صلح کردم که خدا با و و مکه در صلح کردند. به و و به و هستند. در به می دهد: من از در جنگ یا مرا به اگر چه و آن را و امر بر شما باشد. شما در که آن را بر من می اگر من این کار را حتی یک نفر از و من در روی و را میlrm;کشتند. اما در صلح به حسن(ع) چه می 41 را به صلح حسن بن علی (ع) فرستاد. این بود و فقط در آن یک سطر شده بود: این است که در با عقد صلح و من آن را کردهlrm;ام. هر را که شما و در آن من است. که در آن و فقط جهت است که او را جنگ طلب کند ولی به این نرسید. اگر صلح را نمی تا همه می که بنی جنگ طلب هستند. حجت در اگر صلح نمی چه می می دهد: در (ع) جنگ از دو نبود: یا شکست. وی می دهد: چون صلح را اگر در جنگ خشن از و آن میlrm;کردند. جنگ به هر و ... و این و بود. ضمن نداشت. وی می افزاید: ابن در فی جلد 3 406 در بخش سال 41 میlrm;گوید: خدا در خود و فرمودند: مرا به که در آن نه عزت است و نه انصاف ، حال اگر شما کشته شدن و مرگ شرافتمندانه آمادهlrm;اید، دعوتش را رد میlrm;کنم و اگر دنیای خود را دوست دارید و با ذلت را ترجیح میlrm;دهید دعوت او را میlrm;پذیرم و خشنودی شما را میlrm;آورم. در آن هنگام فریاد برآوردند: زندگی، حجت است: نکته مهمتر این بود که میlrm;دیدند، اگر جنگ شروع شود و یابد، به نظامی لشکریان عراق منتهی شد و آنگاه با این بهانه، هر کسی از موالیان و دوستداران اهل بیت را کشت و یک نفر از را نخواهد گذاشت. در این فرمودند: من که از روی لذا پاسداری و حفاظت از دین نگاهبانی بماند. وی در اگر در این جنگ می می گوید: در جدال و جنگ به دو شکل است. شکل اول جنگ میlrm;شوید، مبارزه میlrm;کنید و میlrm;خورید. این وجه از شکست، عزّتمندانه است و نزد عقلاء و نیز شرع مقدس، ممدوح است. شکل دوم قبل از ورود به که خواهید و این نوع جنگ از باب خودکشی، از بین بردن منابع مالی و انسانی و نابود کردن آرمانهای الهی است. این نزد مذموم است. متهم شدن به بیlrm;کفایتی و بیlrm;درایتی است که آسمانی ما، از این اتهامات، پاک و منزه هستند. نتیجه جنگ (ع)، به شکل دوم بود. لذا از آن اجتناب داشتند. وی می دهد: این موضوع در جنگ با (ع)، متفاوت است. به گونه ای بر شد که دفاع از خود و و حریم خود، چاره ای جز جنگ در نداشتند. حجت می گوید: پس از فتح مکه قبائل قریش متواری عدهlrm;ای نزد رسول خدا رفتند و وساطت کردند. نیز فرمودند: من همانی را به شما میlrm;گویم که برادرم یوسف (هنگامیکه برادرانش، او را شناختند) گفت: ملامتی بر شما نیست، خدایتان بیامرزد که او مهربانlrm;ترین مهربانان است ... برویدکه همهlrm;تان آزادید! (اذهبوا، الطُّلَقاء) وی می دهد: ️این جمله، مُهر ننگی بود که بر پیشانی ابوسفیان زده است. در واقعه نیز (ع) و زینب (س) در موارد متعددی از این کلید واژه و استفاده می و مرتبا گذشته را یادآوری میlrm;کردند. وی می افزاید: حال اگر حسن (ع) جنگ می پس از در یا به دست اهل شام یا به دست خودفروخته، تسلیم میlrm;شد. هم هرگز را نمیlrm;کشت، زندان هم نمیlrm;فرستاد، به منطقه بد آب و هوا هم تبعید نمیlrm;کرد. را با جاه و جلال روانه مدینه میlrm;کرد!! با این شیوه، دو مقصود به دست می آورد: اول آنکه بنی نزد موجه می شد. دوم نیز در مقابل کلام (اذْهَبوا الطُّلَقاء) چنین جمله ای را به بنی_هاشم میlrm;گفت و انتقام خود را از میlrm;گرفت. اما این فرصتها را از او گرفتند. است: از این جهت است که صلح حسن (ع)، عزت اکرم، اعتلای دین و آبروی را حفظ کرد. اگرچه برحسب ظاهر به بنی رسید. آیت نیز با اشاره به صلح حسن(ع) جایگاه عقل در عمل را تبیین می کند و می گوید: حسن خصائصی که در یک حدیثی از پیغمبر خدا صلی و آله و سلم که الْحِلْمُ رَجُلًا عَلِیاً وَ الْعًقلُ شَخْصاً الْحَسَنَ اگر حلم و بردباری می می بنا به یک مردی دیده می شد، اگر بنا بود عقل عینی کند و بشود آن را حسن پدیدار می شد. وی می دهد: می دهد که عقلانیت حسن و آن کیاست و فراست خاصی که خود را خوب می دشمن خود را خوب می خود را خوب می و دین خود را آنگونه که عزوجل فرستاده حسن دین و تکلیف دینی خود را خوب تشخیص می داد. آیت می گوید: لذا در اگر این آتش بسی که صلح نامیده شد حسن نمی پذیرفت، در این پیچ خطرناک هم خون حسن نفوذی های در داخل و یا در بیرون از به دست خودی ها ریخته می شد، سپس به خونخواه حسن راه می و تمام حسن را قلع و قمع می کرد. لذا حسن با یک عقلانیتی شرایطی را در این آتش بس یکی از شرایط این بود که بعد از خود حق تعیین ولیعهد و ندارد، این را یکی حسن حق که به او نگوید، یعنی حسن را از در این آتش بس را بپذیرد معاف داشت، لذا این را هم او و همینطور در حفظ جان از این تعهدات و نقض این عهد ها از ناحیه یک پرونده سنگین و سیاهی درست و عملا حسن خشن را افشاء کرد و بی اعتقادی به اصول و ارزش ها را افشا ساخت و روی این ملاک است که اگر بنا بود عقل را در تماشا کنیم، حسن و عقل است. وی است: این جزو امتیازات عجیب حسن که عقل اولُ ما خَلَق عقل بالاترین انسان عقل سبب آدمیت آدم است و این در حسن موج می زد.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
جای خالی موکب‌های یمنی

جای خالی موکب‌های یمنی


به گزارش خبرگزاری از هر چه از نمی گذشت، نوشتار زیر برش و روایتی است از در سال که همه در و می شود. للاسلام؛ این انصار یمن است؛ اما این در روی در حجم انبوه جمعیت، را به خود جلب می کند. حدود 6 در هم با مشت های گره این را سه بار می و در هم با من آن را می دهند. در دست دو یمن با رنگ های و و دارد. سبب می شود و در صدد با بر برآیند. در جمع که به سمت می بر و از آذربایجان، هند، افغانستان، پاکستان، کویت، عمان، بلژیک، کانادا و نیجریه و این را از که بر دوش می فهمید. برخی کشورها مانند و و هند زیاد می شود ولی بقیه ها به ندرت به چشم می آیند. یمن هم از ها است. یمن همگی از انصارالله که سه نفرشان در جنگ جانباز هم شده اند. یکی از به نام محمد خوب حرف می زند. او در دانشجویی خود را در یکی از به را خوب بلد است. از او می در یمن کمی دهد است. پیش او یمن را با می کند و می طور که شما در و شاه را و در هشت سال و با شما جنگ ما هم بعد از با آل و و در جنگ و که شد ما هم با این و های یمن شد. و که از و بعث به می آید که از آل در بود این این از بود. تر با را و و یمن می که به جد او اما به ای و آیت و سید حسن نصر هم ای می گذاشتند. یک مهم با و بود. که از نجف تا حشد و های و یا و شده بود. در این بین دو سه یمن بود که با یمن عکس از و آل در یمن در بود. چشم باز و کبود بثینه دختربچه یمنی، کانون توجه در این ها بود. در این ها شور و حال خاصی ایجاد می کرد. و به و نظامیان ابراز ارادت به یمن داشتند. نجم الدین و بوعلی از اعضای یمن از موکبی می که ها و با گرمی گرفته بودند. صاحب متوجه یمن می شود با اصرار را به می برد و با جمعی از و شب ای را طی می کنند. و یمن و با استکبار و تنفر از صهیونیستی، آمریکا و آل است. ها به ها می گویند ان شاء لله بعد از داعش، نوبت آل است. به اعتقاد هر دو آل نه دینی و نه حتی عربی! ابوعلی با می گوید که داعش در و سوریه و بی گناه را می کشت آل هم در یمن هر روز زندگی و را به خطر می اندازد، اگر مسلمان هم نبودند غیرت شان نباید اجازه چنین کاری به می داد. ها از با ها با شوق و ذوق سخن می و از و نوازی کامل به شگفت آمده بودند. عالم با ها در شباب المقاومه، جایگاهی ها تدارک شده بود و دو با لباس یمن و خنجرهای معروف خود در ایستاده تلاقی روی یمن با این بسیار دیدنی شد. به آیت کعبی نیز بازدید به آمد و با زبان به یمن توصیه کرد و آرزوی نصرت کرد. یک یک از حاضر در محل اقامت ها می پرسد: بلدی حرف بزنی؟ به بگو برگشتم نیرو جمع می کنم و می فرستم یمن. به او گفت که یمن پر است از نیروهای شجاع و کمک نیاز به حمایت معنوی و کمک مالی درمان و غیره دارند. جهانی می شود نکته مهم امسال بر های در سرتاسر مسیر، نمود مردمی حشد بود چنانچه در دست بسیاری از ها و یا متصل به کوله های نماد و حشدالشعبی و شهدای آن داشت و و و یاد موج میزد. در نزدیکی حرم حسین(ع) از باب القبله شب جمعه های عزادرای وارد حرم می شدند. و و عمان و کویت همه و همه رو به حرم منتظر ورود به بین الحرمین ازدحام سبب شده بود صف بلندی از های عزاداری امت اسلام از شکل بگیرد. به گفته یک ایرانی، شیعیان به مثل عربستان در سیل روی می گیرند، به نفس پیدا می و می بینند چه بسیارند افرادی که مثل فکر می و در مواقع حساس حامی هستند. به کشور خود باز می گردند حس غربت کمتری دارند. این به نفس را در چشمان هم می یافت. یکی از پس از سه روز روی و در با شور و شوق می گفت: سال آینده یمن را زد و صبحانه و ناهار و شام با غذای کرد. جدیت در کلام و اراده اش موج می زد. در همه راه ها به ختم می شود و اگر درک شود پس از همه طریق ها به عزت و با ظلم منتهی شود و شاید همه نگاه ها و به یمن دوخته نجات کودکانی که به ظلم حاکمان بی کفایت و جنگ طلب سعودی، زیر آتش جنگ، گرسنه و بیمار و وحشت زده اند و به جای مدرسه و تحصیل در بیمارستان و پناهگاه به سر می برند. مهدی عامری
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : کل اخبار
ادارات ارباب رجوع را معطل و سرگردان نکنند/ بردن آبرو، بدتر از بردن مال است

ادارات ارباب رجوع را معطل و سرگردان نکنند/ بردن آبرو، بدتر از بردن مال است


حوزه/ آیت گفتند: در است. با کار و را می‌کنند. مردم در اثر کم کاری، بدکاری و بیکاری برخی کارمندها، دچار دردسر می‌شوند و باید از کار و زندگی خود دست بکشند و مرتب در رفت و آمد به اداره باشند تا کارشان حل شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
پاسخی به چیستی آفرینش انسان و جهان هستی از دل آیات الهی

پاسخی به چیستی آفرینش انسان و جهان هستی از دل آیات الهی


به (ایبنا)، هفت بشر اثر پور و شهلا الوندی، در هفت فصل براساس به های و به و پیامبران، توحید و پاسخ می دهد. حاضر، پژوهشی قرآنی به زبانی ساده و قابل فهم عموم است که با استناد به کریم، هفت از را که قرن ذهن و را به خود و های و در این شده را می دهد. و این است که آیا این هفت مهم را و به طور با همه یا با به و درک ها، به و با و خاص و در این اثر سال وحی می شوند. هدف این با روش در و درک و فهم از سیر طول در این هفت فصل است. در از دو (فارسی و انگلیسی) اثر یاد شده است. در هر فصل نیز یکی از با فصل می شود. در از فصل در 59 و 60 است: و غیب نزد است و جز او هیچکس به علم ندارد. و به آنچه در خشکی و موجود است علم دارد؛ هیچ برگی از درخت نمی افتد، مگر از آن اطلاع دارد، هیچ بذری در نهان نمی مگر از چگونگی آن است و هیچ خشک و تری، هیچ مخلوق و موضوعی در و نیست که ذکر آن در روشنگر حقایق نیامده باشد؛ (انعام 59) است که روح شما ها را در شب، هنگام و از روزانه شما می سپس شما را در روز از انگیزد و این کار ادامه دارد تا زمان مقررِ عمر سپرس سپس بازگشت شما به سوی است و آنگاه در روز موعود شما را از اعمالی که در این دنیا انجام اید، آگاه می فرماید؛ (انعام 60) در فصل پنجم نیز در جویی های قوم بنی اسرائیل در 47 و 48 قصص، می خوانیم: اگر پیش از ارسال تو به عنوان پیامبر، این قوم را در به واسطه زشتشان مجازات می کردیم، گله می کردند که: خدایا چرا پیامبری ما نفرستادی تا با احکام ما را هدایت کند و با پیروی از او مومن شویم؟ (قصص 47) حالا که کلام حق از جانب ما بر نازل شده می گویند: چرا معجزاتی که به شده بود به پیامبر ما نشد؟ کافران جو هستند. وقتی که این معجزات به شد، معاندانِ زمان، را سحر و جادو خواندند و به مردم گفتند: این دو نفر، و برادرش هارون، جادوگران ماهری که دست به دست هم اند تا شمار را از سرزمین آباء و اجدادیتان بیرون کنند و نیز گفتند: ما منکر تمام اینها هستیم. (قصص 48) نخستین چاپ هفت بشر در 292 صفحه با شمارگان یک هزار و 100 نسخه به بهای 30 هزارتومان از سوی شرکت سهامی انتشار راهی بازار نشر شده است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 3
تعداد بازدید : 16

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
سیاست خارجی اکنون در موقعیتی آشوب‌زده به سر می‌برد

سیاست خارجی اکنون در موقعیتی آشوب‌زده به سر می‌برد


خبرگزاری ایران(ایبنا)- ابوالفتحی: به از دکتر محسن خلیلی، فردوسی است. نویسنده در این از به با در و است و به ویژه در چهل سال را است. در این گفت وگو تلاش ایم تا های خلیلی در کتابش طرح و شود. این را نشر در سال 1397 است. به ای از است. این با این هدف که در به یک شده اند یا اینکه گزیده ای از شما در طول سالیان گذشته محسوب می شود؟ این است که من در ام. از که من هم روی کار می کنم و هم که می نویسم و و دارند. که در این گرد اند، من در از حدود سال 82 تا سال 95 را در گیرد. هم این بود که و از در های به من می ما تا در ایم که از و به کند و تو هم در است. پس بهتر است را به تا مند به این شود. قصد من از بود که مند کنم. نشر شما را با طرح جلدی که مخصوص های این نشر است. آیا شما را یک و در یا عام تری را هم دارد؟ به گمان گستره وسیع تر از کسانی است که به به این خواهند کرد. ما در تعریف دانشگاهی سه نوع را طبقه بندی می کنیم. درسی، کمک و آموزشی-تطبیقی. این را می در دسته دوم داد ولی آن به هیچ وجه نیست. در با و می ولی در و می را با این کرد که اگر یک نفر به چه می و اگر کس از یا به کند به چه دستاوردهایی خواهد رسید. این هم قصد از متفاوت به کند. می آن را کمک و قابل در و اما این به این معنا که عام تر نمی از آن ببرد. از نهادگرایی که بنیان شما را شکل است از هنگامی که صحبت می شود، بحثی هم در این می که تنها یک روش خاص و آن هم روش است. از این است که ما از و سیستم های می به کنیم. ای چهارراهی است. بر سر چهارراه و از تغذیه می کند. تاریخ، فلسفه و اقتصاد به کمک زیادی می کنند. یکی از مباحثی که به کمک می آید مباحث و است. ما در هنگام در با نهادها، مجامع، ساختارها و سازمانهایی می که خود را از اند و می کنند. بر این یکی از در سیاسی، و است که این به طور در کشورها بر شکل اند. شما را باز می می ببینید که چه کسی به چه کسی می لایحه تنظیم کند، و اجرا با کیست و... و به طور در این است. حال اگر از به با دو می شویم. و مطالعاتی. در شما می را باز و بر آن ساختارهای را بدهید. اما کار هم می کرد. می را که متنی صامت است در داد و بر این می داد هر یک از و های یک از در است. من در به این دوم دارم. چون از به می کنم و نمی دهم. این در شده می شود با یک این را داد. به در یکی از که ذکر شده نه و نه است. من در این به این می که این صفت شد. از و های می روم و به این می پردازم. قصد من در این است که یا مند با این شود که می شود از هم به و به آن کرد. بخش ای از شما به بعد از بر این چه کلی از پس از می رخ شد رنگ و بوی همه چیز کند. به در طول اما به نام را کرد. را می ای در و در بدانیم. افتاده است که بعد از خود و قبل از خود را متمایز است. من در این به این ام که پس از صفت و من این صفت را از متون و بیرون آورده ام. یکی انترناسیونال یا وطن به می گویند از مستضعفین است. را می امت گرا نامید. چون در کشوری رخ خود را از مسلمانان می دانند. به یکی از اصول این است که کوشش کند که اسلام ائتلاف کند. یکی از ها، گراست. این است که چون سقوط در به که پیشین می را نمی دهد. به می کرد، در به آن رویه، را نمی داند. که در بعد از گرایی است. به عبارت این تجدیدنظرطلب است. سازمان های بین را قبول ندارد، بین را ظالمانه می و از مفاهیمی استکبار یاد از آن می برد. این صفت در دارد. این صفت از همان اول اند یا کم کم شکل اند؟ در متن سال 58 و در مذاکرات خبرگان، هر صفت دارند. ولی که در یکی از ام، شکل و شمایل عوض می شود. از به نفع از جا را خالی می کند. امت وطن و گرا نیست. که در این ام، آن که در سال 57 و 58 بود، نیست. نمی شود نام را آن بله. شما یک دارید که ضلعش را به تشکیل می دهند. در اوایل این ضلع با هم سنخ و هم راستا بودند. ولی به مرور زمان این ضلع سر جای خود ماندند ولی محتوا عوض شد. نمایش بیرونی است اما در نمی شود. این در عمل تزاحم و خلا نمی کند؟ ما بر و عمل می که عناصر ولی در عمل را می کنیم. من در به چرایی این و تبعاتش ام. که در ویژگی که تصور می اند می در بین سازیشان کنند. ولی آرام متوجه شدند که بین از که فکر می اند قوی تر است. مشکلات بسیاری به آمد و اولین جایی که مشکل پدید آمد جنگ و عراق بود و ما شدیم رویه های بین را بپذیریم. این در هم است. اگر دقت باشید فشارهای بین علیه شده است. به الزام می که تو عضو cft یا fatf بشوی و اگر این کار را ندهی تبعات آن را کرد. ماجرا این است که هیچ از مایل به امضای این پیمان ها نیستند اما در عمل می که اگر به نپیوندند از بین خارج می شود و بر این می آرمان انقلابیشان را از دست بدهند. آرام ما دچار حالتی شده ایم که هژمونی بین در حال تحمیل خود بر است. در شرایطی نمی بمانند و در عین حال بر ادعاهای شکل است. این به انجامیده که از موجود در جدا شده است. راهکار خروج از این یکی از راه ها بازنگری در است که به نظر است اما در عمل نباید به سمتش برویم. چرا که در این کنونی دست زدن به به بردن آن به که کژکارکردی هایش از بین برود نیست. در این می رخ دهد تن به های است. البته کرد که در اینجا الزماً به خوب نیست. عقلانی، بر کاربست خرد است و انتخابی گزینه های خوب و بد نیست. ما به که ملی را به فراملی در ارجحیت و به نظرم این است که در حال رخ است. دو از شما به شکل در اول و طور در بحران آذربایجان در دهه بیست شمسی دارد. آیا نمی شد با به اول و نیز به دوم سیر را تکمیل یکی از دلایلی که من اصولاً به اول و اقتدار دوم در این نپرداختم این بود که این دو پادشاه، نظامی اقتدارگرا را بر حاکم و از به پایبندی نداشتند. در حقیقت ما نمی اول و دوم را از و من قصدم در این به از بود. ها داشتند و بر آن بین را پذیرفته و شان در چارچوب بین بود. جذابیت تحقیقاتی پس از از تعارض با بین آید. بر ای که در شکل با در اول اید آیا می بین با ببینیم؟ نه. را نمی شود کرد. ایدئولوژیک نشد و گرا بود. ولی آرمانگرا شد هر چند که در عمل در دام واقعیاتی افتاد که اصلاً آرمانی نیست. در اگر بر عمل هزینه ها به قدری بالا می رود که نمی خودش را اداره کند. به طبق ما مجبوریم از همه مسلمان ها در همه کنیم. این است که در عمل نمی و امکان پذیر هم نیست. یکی از شما به نقش ها در می پردازد. ارزیابی شما از نقش در در پس از من در ای که به آن اشاره اید به یک ام. آن از این است که شما را باز می کنید، می که بر این حق در ها و کند. اما اگر که من در آن عمل ام، به در طول مراجعه خواهیم دید که از نقش چندانی در است. آن به این شرح است که در به ابزاری شده است که پنج کار را می دهد: توجیه از قبل شده، تاخیر در یا در امور. این سال ها پیش شده است. اگر برجام را هم می دادیم، می توانستیم بیشتری این کنیم. این در دهه های و مجالس زیاد است. در در مربوط به کلان دست بازی ندارد و این را در ام. یکی از هم به نهم و دهم که شما از این دو با تعالی گرا یاد اید. یازدهم و دوازدهم را چه می نامید؟ آیا از گرا این استفاده کنیم؟ در اکنونی اش در موقعیتی آشوب زده به سر می برد و بینابین رویکردهای و گرا گیر است. این که خاص باشد. همه های کلاسیک بعد از مدت در آشفتگی و گیجی ای گرفتار می شوند. در وضعیتی به روس ها، چینی ها و کوبایی ها واقعیت را کردند. روندی که ما در حال حرکت به سمت آن هستیم هم مشخص است.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 4 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
افزایش تلفات جاده ای نگران کننده است

افزایش تلفات جاده ای نگران کننده است


حوزه/ حضرت آیت الله در کولیوندگفتند: دارند دراین عرصه لازم است با اداره راهنمایی رانندگی جلساتی انجام شود.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری حوزه
موضوع : کل اخبار
عزیزی: دفعه بعد تدارکات پورتو علیه پروین حرف می‌زند!/ غیرت ایرانی را نشان دهیم

عزیزی: دفعه بعد تدارکات پورتو علیه پروین حرف می‌زند!/ غیرت ایرانی را نشان دهیم


به گزارش خبرگزاری تقریب، در کارلوس کی روش و که به است گفت: این چند سال است که شاهد این هستیم و در آن فایده ندارد.من با اهالی رسانه دارم و به من لطف اند اما را کنم چرا با از کار را به می که این به بیاید. * از کم های است وی افزود: جزو است بی به او بی به است. یک روز می محمد مایلی کهن آن ها را می کند و او این طور است یا آن طور روز بعد دیگری کرد و او این طور است یا آن طور. که جزو بی آزارترین و کم ها و اعضای است او هیچ وقت با کسی مشکلی نداشته، کسی بود که درون زمین به 6 نفر می و می کشید. او تیم شده شدم چرا که می چه دارد. * همه را قسم می دهم که از این چشم در کرد: سال است این می یک این حرف را کی روش تیم ملی می زد می شد آن را به حذف کرد اما همه را قسم می دهم که خود را روی این که این به یکی از می کند. *دفعه بعد و حرف می زند وی در کرد: این است که مان را به این اگر علی می کند و در احمدرضا نظر می دهد بس است غیرت ایرانی خودش را بدهد. دستیاری که می کند چه رزومه ای در دارد؟ او چه کسی است که از حرف می زند. است که همبازی های استیلی، علی دایی، عابدزاده، کریم باقری، مهرداد میناوند، مهدوی کیا، علی کریمی و ... در این جبهه بگیرند، اما مطمئن باشید ها این کار را نمی دهد که بخواهند از کنند. * به جای به منافعشان می وی افزود: ما مثلی داریم و می گوییم باد از هر طرفی که بوزد به آن سو چهارشاخ می زنیم ها این طور هستند به جای اینکه اقدام به می گویند به مان چشم کنیم و چون او کی روش است شاید به ضرر ما شود. * با این نشود هرکسی از خیابان های به می کند در کرد: تاج را دوست دارم، هر چند ها به او دارند اما من نظرم این است که او به کمک از تاج خواهش می کنم با این کند تا هر کسی که از خیابانی در رد می شود ما نکند. درگیری بین و م دیر تیم به آمده که در بازیکنان یا امکانات است اگر کی روش کند باز میتوان این موضوع را حل کرد اما او چه که حرفی می زند. * آنهایی که در با به هم چرا کردند در انتشار های تیم ملی از کانال فدراسیون عنوان کرد: به هر حال کار ایراد است که و ندهند که این رخ دهد. امثال دایی و و هم دوره های و که با او هم اتاق بودند، خودی دهند، من آنقدر با در صمیمی نبودم ولی در این از او می کنم. که دائم در با بهم چرا چشم شان را می بندند.اگر یک بار درستی صورت بگیرد این نمی افتد. من این فرد را حقیقتاً نمی شناسم و تازه متوجه حضور او شدم که یک که در امارات بیکار حالا در اظهارنظراتی می کند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 1

منبع خبر : خبرگزاری تقریب
موضوع : مذهبی
آیا شیخ خزعل نوکر حلقه به گوش انگلیس بود؟

آیا شیخ خزعل نوکر حلقه به گوش انگلیس بود؟


ایران(ایبنا)- مریم منصوری: قیم می گوید: سال روی شیخ کار است. شیخ یک تابو بود. رژیم رضا خان یک به گوش از او بود. کسی نمی کرد به او صحبت کند. قیم در پیشینش پانصد ساله در عین حال که را نوشته به نقد های پرداخته و به خصوص نقد و پاسخی به احمد کسروی است. وی در آن تا شیخ شیخ را می کند. در و شیخ به این و و آن خطه تا عهد و قتل شیخ است. چاپ دوم این به از سوی شده است. به گفت با قیم ایم که در پی می آید: به طور کلی شیخ در و چه با داشتند؟ من از بقیه مناطق اطلاعی ندارم. اما شیخ یک بود که از طریق موروثی، را به دست بود و در عین حال، فرد متجددی هم بود. اما این به معنای او نبود. و تشکیلات او بود. همان طور که هم و بود. علی رغم این که در خود یا شهر مدرسه و پمپ آب بود تا کشاورزی را مکانیزه کند، و به طور کلی نگاهی متجددانه داشت. او با ای داشت. در بود که را کند که نباشد. از سوی در به شیخ داشت. یا را به بود و به هم به آن ها داشت. شیخ شیخ و را به داشتند. حاج در جنگ و در به سال 1273 داد و های کرد. شاه به پدر و داد و شاه به شیخ لقب و داد. در آن بود که به در حفظ و را به آن ها بود. از طرف ها هم بیخ گوش شیخ در در و در جزیرهالعرب(عربستان سعودی) و او به می که این خطه را به درآورند. پیش از این به شیخ کعبی و در که پدر شیخ محمره(خرمشهر فعلی) بود در سال 1253 قمری والی با سپاه عظیمی به این شهر بود و طی سه روز نبرد را کشت و تن از زنان و دختران کودکان را اسیر و با خود به برد. بعد از این واقعه با وساطت و روس در مذاکراتی بین و شد که تقی خان امیرکبیر پس از آن ای بین طرفین امضا شد که به شد. از نتایج این تحدید بود. با شرکت و و روس و شد و جلسات خود را در کرد. جعفرخان در مذاکرات درویش پاشا عرب را تطمیع کرد که اگر را بپذیرند، 10 سال از پرداخت مالیات معاف شد. اما آن ها را و از همه مهم تر و قابل اعتناتر این است که ده تومان بر خرج آن ها بیفزود، اما آن ها را نکردند. در تربیت شیخ و اعقاب و بچه هایش بر فرهنگ تاکید شده و حتی از نجف و می آوردند. و عرب دو چیز هم نیستند. شیخ را عرب می و هم بود. را به می کرد اما بود. او به شعر می گفت و حتی که به می آید تا به تن داشت. به جز ها چه های در و و و شیخ با در آن و تا قبل از جنگ اول سه در این روس و عثمانی. بعد از 1918 ها از این شدند. ها در تا در و به در و آن اما در شیخ نبودند. ها و ها که رو به یک بودند. اما در ها داشتند. پس از 1907.م به دو شد. در روس ها بود و در ها که در این داشتند. شیخ هم ای با ها و سعی می کرد از این را ببرد. و با بر ها بر بیفزاید. ضمن این که ها را هم داشت. اما که می کرد به ها می حتی در یک ها به اخذ وام از بود. آن ها با ها و این ترس نمی شد یا را بر نمی شیخ با ها بود و او علی با ها و می شد. به ها در می خواستند. با شیخ و بعد از یک سال و کش و و را به داد. در این نداشت. حتی ها در از شیخ می که اش، در شیخ بود. تا که شیخ به شاه باشد. در ها با شیخ بود. تا که یا آن را از خاک جدا نکند. اما به طور در شیخ علی عمل می کرد. و شیخ در چه شیخ کسی بود که در حاج و با های و بین را یاد بود. حاج فوق و با بود و در و از و بنی کعب به نفع خود کند و را در به دست گیرد. شیخ نیز بود که با و حسن می کرد را از و ها ببرد. او از به نفع کرد که از آن می به نفت در در سال 1908، جنگ اول بین و ها و کرد. شیخ با از ای از بود تا آن ها او را در کنند. او و با کار می کرد و به هم به ها شود. ها هم از او در جهت خود می کردند. شیخ در چه با بود یا در شاه و شاه قرار داشت؟ در و در شیخ هیچ و نمودی نداشت. شیخ در در قبال آن یک بی طرف داشت. شاه از او که در با وی همراهی کند. اما شیخ این کار را و توجهی هم به او نکرد. بعد هم شاه در سال 1907 شیخ تمثال همایونی و فرستاد، و را از شیخ اما شیخ از شاه هم نکرد. به خصلت ضد روسی خواهان، ها در از آن ها کردند. اما شیخ نشد. بعد که ها ضد شدند، شیخ ضد نشد. او به و یا به قول به خود بود و به قول امروزی ها، پراگماتیست بود. در هم به نفعش می شود. که شیخ در آن اقلاب را چطور می کرد. کشف نفت در مسجد سلیمان یکی از افزایش و شیخ بود. با شمالی ترین تحت سیطره شیخ 40- 50 کیلومتر فاصله داشت. شیخ از کشف نفت بهره برد. ها به نفت و های نفتی آن ها مهم بود. و این ها از شیخ می گذشتند، شیخ ها را می در ها هم های او را می کردند. شیخ این را به ها القا کند که فقط او می تواند خطوط نفت را در آن خطه تأمین کند. به این ترتیب، شیخ از این موقعیت در جهت اخذ از ها کرد و هم از گرفت. شیخ با ها و در فتح شیخ سعی می کرد که ای با اطرافیانش داشته و کمک های مالی هم به می کرد. او یکی از ثروتمندترین افراد و نه تنها به و بلکه به از کمک می کرد تا اینها در او باشند، کمک او به مفتی بیت المقدس از این کمک ها به می آمد. در سال 2008 که مهمان کویتی ها بودم، آن ها به من فلان قصر را شیخ ما ساخت. شیخ زاید بنیانگذار امارات متحده و ابوظبی گفته بود: شیخ شیخ (شیخ شیخ همه شیخ ها مثل شاه شاهان است) او در که ما نفت نداشتیم به ما کمک می کرد. به روابطش با ها، قشقایی ها و لرهای پشتکوه و پیشکوه به لحاظ این که دستش باز سعی می کرد که دوستی آن ها را هم جلب کند. در آن هم ها رفتن به به پول و شیخ 50 لیره به کمک کرد و اگر این کمک آن ها فتح را نداشتند. به این او را از هم داد. اگر این قرض فتح هم نمی شد، و معلوم سرنوشت چه می شد؟ او با ها چنان بود که که سر کار آمد و پادشاه در ژوئیه 1922، شیخ به ها گفت که جلوی کاروان 500 نفره را بگیرند و ها در شلیل آن ها را تار و مار کردند. علی رغم این که شیخ را عامل این می دانست، با این با سران برخورد اما کاری به شیخ نداشت. عملکرد شیخ در جنگ اول و در از ها، بود و تحت تاثیر مرکزی؟ در با جنگ عمل کرد و شعارش خود بود. علی رغم بی طرفی در جنگ او طرف ها را گرفت. علی رغم اینکه روحانیون نجف طرفدار ها، ها و در حقیقت ضد ها و ها هم با خود در فعالیت بی ای داشتند، باز شیخ خود را گرفت. نجف، نیز دادند. آن ها می که ها می به مکه و مدینه بروند و قبر اکرم را نبش و استخوان های را به لندن ببرند! به این آن ها، جنگ را به یک جنگ مذهبی و شان را هم شیخ به اما شیخ آن ها را اجابت نکرد. در نجف شان را به شهر فلاحیه(شادگان فعلی) و خفاجیه(سوسنگرد فعلی) و از و بر قیام و نام آن را گذاشتند. هر چند که همه این تحرکات با مواجه شد و شیخ در و آن ها را دهد و ها در اطراف حمیدیه مستقیماً با درگیر و آن ها را دادند. با توجه به همکاری شیخ با ها، چرا بعد از به رضاخان، ها شیخ را در قربانی کردند؟ ها بعد از به ها در روسیه، تغییری اساسی و بنیادی آن ها نگران گسترش و در و وصول آن به هند بودند. چون هند اهمیتی حیاتی داشت. از این رو کوشیدند تا سد منیعی در در و به قولی دیواری حائل در آن بکشند. در این راستا برقراری یک دیکتاتوری نظامی بهترین راه حل بود. به آیرون ساید را پیدا کرد و را بر اساس یک شده به رسانند. آن ها در کار نمی شیخ را فدا کنند. از 1921 تا 1925، بعد از سال به این که شیخ را باید فدا کرد. ها هم در این اتفاق موثر بودند. آن ها شیخ را فئودال ها می دانستند و را بورژوازی ملی می کردند، از این روز جانانه از کردند. حتی پس از تأسیس عدلیه در ها خود جشنی برپا کردند. یا موقعی که از زیدون به می آمد و در کیلومتری ماشین او خراب شد، شخصاً به پیشواز رفت. در واقع، گیری های و های آن ها از و جنگ تبلیغاتی آن ها، این امر را کرد و ها را به این سمت سوق داد. به هر حال در سیاست، نقش اصلی را بازی می کند. آیا رضا خان بی دردسر و به راحتی شیخ را دهد؟ خود به تنهایی نمی شیخ را دهد. چون شاه بود و در هم با اقلیت به رهبری سید حسن به شدت مشکل داشت. مرحوم نیز با شیخ خوبی او از شیخ بود تا را به باز گردادند و شیخ هم این کار را تقبل اما به برگردد. هم این نبودن هم با و تضییقات ها است. غلبه کردن بر شیخ با روس ها و صحنه گردانی ها شد. وقتی هم که آن خطه شد، شیخ خود را به حال آماده باش در بود و در چند جا درگیری و تعدادی نیز کشته شد، اما ها متقاعدش که با نجنگد. هر چند که در آن و مجاهد از هم پیمانان شیخ در حال جنگ با بود. علی رغم این که در این مورد من سند و یا را ندیده ام ولی به اعتقاد بنده ها با و وعید به شیخ او را فریب که چند اینجا هست و بعد می رود. یا این که ما نمی گذاریم رضا خان و تو را از بین و از این قبیل. به اسارت گرفتن شیخ سه ماه بعد از 4 دسامبر 1924 روز پایان مخاصمه شیخ با و ورود او به شیخ به طور مرتب به ها و گوشزد می کرد که شما به های خود عمل نکرده اید. در او را به کرد و به وی گفت تا در با سیاستمداران آشنا شوید، اما شیخ که از نیات با خبر هیچ گاه او را نکرد. او در اعتراض به خلف و ها به رفت و آنجا رحلت اقامت گزید. به که شیخ در کاخ رباط در فضل الله که بعدها مجری 28 مرداد سال 1332 شد، در نقشه ای شده، به او کرد که از به او دستور رسیده خود را از ایالت کند. مونی پنی نیز ضمن تأیید این خبر به شیخ گفت اگر به بازگردد، وی سلامتی و او را تضمین می کند. شیخ به آمد و با ملاقات کرد. بعد از شیخ تا به خداحافظیش، جشن خداحافظی دهد. در شیخ به هم جشن با روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، با برگزاری این جشن موافق اما از شیخ تا جشن به سری و محرمانه شود. مطلب سبب شد تا کسی از جشن با خبر نباشد. از شیخ که را نیز با خود بیاورد. پس از آن که شیخ و پا به گذاشتند، سوی حرکت با تاریک شدن هوا قایق توپدار به موازات پهلو و سربازان که تعداد آن ها به تن می بر سر شیخ ریختند، محافظان را خلع سلاح و شیخ و را دستبند زدند و شبانه به آوردند. بعد از و تبعید شیخ به تهران، رفتار رضا خان با او همه مخالفانش را حتی آن که به او خدمات از دم تیغ گذراند؛ تیمورتاش، فیروزالدوله فرمانفرما(نصرت فیروز)، عبدالحسین دیبا و... از آن بودند. در با شیخ اگر کمی کوتاه آمد، به این بود که ها از او بودند. شیخ از 31 فروردین 1304 تا 4 خرداد 1315 به مدت یازده سال در در باغ همسرش فخرالسلطنه(دختر نظام السلطنه) واقع در اراضی امامزاده قاسم شمیران تحت الحفظ بود. در شب چهاردهم خردادماه 1315 به فرمان رضاشاه، گروهی به سرپرستی رکن مختاری (رئیس سابق شهربانی)، شامل به شش انگشتی و حسین قلی فرشچی تبریزی، عبدالله مقدادی با همدستی یاوری، علی اصغر عقیلی پور و جمشیدی اورا در سن 75 سالگی خفه و درفشی به شقیقه اش کوبیدند.
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 7 روز پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 4
تعداد بازدید : 2

منبع خبر : خبرگزاری کتاب ایران
موضوع : کل اخبار
مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست

مجاهدین طلسم خشونت در جمهوری اسلامی را شکستند/ متهم کردم فرد متدینی مثل لاجوردی کار راحتی نیست


گروه خبرگزاری فارس- ویژه & انقلاب& /هاجر تذری: حجت روحانیون مبارز در است که در چند مرتبه و حتی شد. او پس از -بنا بر خودش- بر اثر یک تروریستی شد و دو نفر از رئیس این & اکبر گودرزی& را کرد. & تقی شهرام& -از رده خلق- را نیز اما به دلیل آغاز به کار شورای اسلامی، این را گذاشت چون نمایندگی مردم تهران در را و قانونا نمی توانست در مسند بنشیند. بین سال های 60 و 61، به مدت یک سال در کابینه باهنر و میرحسین موسوی و شد و نیز را دارد. در با این 70 که به مقاطع تاریخی در دهه 50 و اوایل دهه 60 نیز کشیده شد. بخوانید: - چوب فروشی که & مرد پولادین& شد - استعفا نمی دهم؛ برکنارم - برخورد با مثل فرزندانش بود - توّابین در پروژه های موشکی - این & حکم& مرگ خود را از خدا - خبرنگار آلمانی گفت من گلستانی به نام شدم - من اگر مثل عمل نمی - از روند حاکم بر خطر می کنم - خوب است تواب ها ** یک پای من را به باز کرد * شما در و آن، به نوعی با همکار بفرمایید به این ورود و رابطه تان با به چه شکلی آشنایی با از نبود. ما با هم از سال های پیش از و در با هم نداشتیم. سر هم یک من را به این در قبل از آن، از به به بود و من در این نه و نه طرف گرفتم. من هم 2-3 ماه با این که اش شده و شخص هم این است تا که با کار کنند. **هیچکس جز نشد * قبل از با هم پیش از & فقیه& را در نجف می و خبر آن به هم رسیده بود. من به که تا این دروس در هم پخش شود چون در فقیه، بحث را می که حیف بود در داخل به دست نرسد. ما در حال چاپخانه ای که بتواند و این را چاپ کند نداریم. من این کار از های پلی کپی کنیم. [شهید] 6 جلسه از این درس ها را از رادیو عراق اند. بعد از به نام مقدم -که هم شدند- از طرف آمد و آن دفترچه شده را به من داد. این تجربه ای بود که ما از پلی کپی کتاب می کردیم. آن رایج نبود. معمولا یک پشت و رو را تایپ و آماده می و شب می شد. فردای آن به نام حاج ناصری از چیذر می آمد و را می برد تا به اصطلاح، سازی شود. * پلی کپی در چیز پلی کپی در چون ما جلسات قرآنی که آن را به می و اگر احیانا از می آمدند، به نظرمان می که دارد. اما ترجیح می این در تا غافلگیر نشویم. این شش درسی که از در شد، چهل و چند شد که احتمالا های آن در و در باشد. کار من وضعیت کمی است. آن پشت بود که به آن سه راه ملک می گفتند. در بود که دو آن را و هم هست. یک روز من در می کنند. پیش و اگر این پلی کپی یک در جای باشد. آن روز بود که بعد از به آیت و بود. این را بود ولی آن را دهند. چند بعد با آمدند. را به شان برد تا ظرف یک کار به برسد. * این هم با و و & ال عال& بله. بود و بر داشت. با به نام کار می کرد. در یک پلی کپی های را هم با چاپ و در پخش کردند. بعد هم به سمت & ال عال& (دفتر در ویلا) و را با هدف و پس از آن شدند. بعد از & ال عال& و که و پلی کپی را چون من در خطر هستم. در حال نسل آن فضا درک نباشد. خود به با یک پژو به و آن را گرفتیم. شما در نظر به کسی که است شود. کار بی و است. ولی این از آن است که در آن ما در چه و داشت. چند که از ای گفت که من در نقل این حرف ها دارم. گفت: & ما عجب ای می کنیم.& این بود. را و از این به بود چون با این های چاپ و پخش شده بود که آن را بودند. این است که بعد از & ال عال& کمی طول چون خود در پخش نقش داشت. به این من و بود. ما کار به آن و من هر دو روز یک بار به می و در یکی از به من گفت شما پیش نیست. ** & شیخ حسن نصیری& من گفت که به و را اند. بعد از او را با و هم در به این که های با را چاپ بود ای را از به من کرد و من به او این را می دادم. اسم آن هم & شیخ حسن نصیری& بود. * اسم را بله. هم نمی کرد که را می دهد. فکر می کرد این رخ اما است. است من نمی آید. هم از این به فشار نیاوردند. که بازجویی های از سوی شد، دیدیم 150 تا 200 سند به اسم به نام & حسن نصیری& اما این خارجی و در من بودم. ** جدایی از ها * در سال 54 که خلق علنی شد، و در مقطعی که هم شما و هم در علمای فتوایی درخصوص نجس ها صادر کردند. این بود که فکر می کنم های مذهبی و غیرمذهبی با هم بودند. این رخ داد؟ در که آن درگیری ها داشت، نداشتند. 48 را به قصر آوردند و پس از آن به کردند. در آن 48 هم با هم گفت وگوی مختصری داشتیم. شان را در و در کنار عسکراولادی و گذراندند و در هم از طرف بایکوت بودند. من در بند یک اوین با بودم. بند یک داشت. 7 نفر در بند یک که پس از آن، 30 نفر را با سفارش خود به بند یک انتقال دادند. * از درخواست می و هم می پذیرفتند؟ این بحثی است که باز کردنش امروز کمی سخت است. آن هم بر روی این جوسازی می کردند. همه ها سعی می در مواردی از یک ترفند و تکنیک مقاصدی که ضمن آن شرایط، بود. ارتداد پیش بود که بزرگی بود. سازمانی که بخش ای از از کاریزمای آنچنانی ساخته از برگشتند، مارکسیستی و تعبیرهای زشتی به به کار بردند. این غیرقابل بود و حساسیت را به می دانست و سعی می کرد به رخ که کارشان این شد. هم سعی می بگویند این اختناقی بود که شما و اگر بود این وضع پیش نمی آمد. به طور طبیعی معلوم بود که در این حادثه خود را می بدون برایشان مهم چه می و چه نمی خواهد. هم از این فرصت می کرد چون تبدیل به حکومت و شده بودند. * آن هفت نفر اولیه & بند یک& چه طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، هاشمی، ربانی شیرازی. * و آن 30 نفر؟ عمدتاً مثل عراقی، کچویی، لاجوردی، مرتضی تجریشی، (خواهرزاده لاجوردی) امانی ها، بادامچیان یکی دو نفر از نهاوند که به & ابوذر& بودند. طالبی، جلال رفیع (که در روزنامه اطلاعات است) محمدی گرگانی، کروبی، علیخانی و... ** نجاست ها & کتبی& بود نه که گذشت آن از طرف پیش آمد که به غلط به فتوا شد چون در بین آن کسی که مقلّد داشته باشد. هم از تقلید می کردند. * این موضوع، هم بود. چرا، هم بود و آن را روی کاغذ نوشتند و خواندند. * ولی هیچ سند مکتوبی از آن ندارد. قاعدتا می بایست در می بود تلاش که این نوشته گم شود و گم هم شد و این از عجایب است. ** نجس ها را کرد * اینطور وانمود می که این را و یا ندارد. نظر در این باره دقیقا چه شیطنت و سعی این طور جا بیندازند که این نظریه، یک ارتجاعی است. بعد هم شایعه که این نامه را است و حرف های بی ربطی هم زدند. این را هم بگویم که در آن مقطع به لحاظ هیاهو و جار و جنجال، دست بالا را داشتند. نهایتا هم که کسی نشد که این چه هست! نه جایی چاپ شد و نه سندش در حال دارد. در حالی که آن متن، یک متن شده ای بود و یک شب همه جمع شده و خود قبل از خواندن آن، بیست ای سخنرانی و تاریخچه و خیانت که ها را تشریح و بعد این متن را خواندند. پس نه این متن را بلکه با یک مقدمه ای، خودشان این متن را خواندند. با به گونه ای رفتار شد که اصلاً کان لم یکن تلقی شد. این ای است که را بر وضع ما می کند. ** زیر از حرفی درنمی آمد * یکی از دلایل ما هم انتشار است. چون است که شخصیتش تحت نسل جدید شده است. عوض شدن جای و که رهبری فرمودند. قصد ما از این روایت واقعی از است. شما در مصاحبه ای در بودید که در برابر زندانیان آدم عاطفی بود اما سخت گیر بود. یکی از نکاتی هم که روی آن مانور می این است که می خواهند از او یک چهره و خشن بسازند. شما چه تعریفی از دارید؟ این سخت گیری که فرموده چه داشت؟ خب که حرف های است. قبل از از معدود مبارزانی که بین اهل به شدند. در دو نفر از دوستانی که در و عضو به این شدند. یکی حاج سید اسدالله بود و حاج خلیل حیدری. عراقی هم خصوصیتی را اما آن دو نفر که هرگز کسی از ناحیه نشد. این دو، مقابل هم گرفت. * چرا؟ اساسا یک دو شاخه شد. دوباره یکی اما در مرحله ای آن به سمپاتی پیدا بودند. من در & ملی کِشی& با در بودم. به بسیار بود و پسرش جذب شد و عواطف پدر و پسری بی نبود. آدم محکم و قرصی بود اما با دکتر پیمان کرد و به او نزدیک تر شد و به خاطر در کمتر از او برده می شود. مخلص کلام و در بین که زیر نمی شود از حرف و کسی به وسیله نشد و این یک امتیاز بود. است در می گفتند: & سید بزرگواری است.& * ملی کشی چه ای ای در های شاهنشاهی بود که حتی دوران حبسش می شد، او را نمی کردند. ها این را & ملی کشی& نامگذاری بودند. ملی کشی معنایش این بود که همه در به کمون زندگی می و کسی چیز و همه چیز همه بود. فرض پیش از ظهر می و چند نفری می خورد و مقداری می آمد. که می آمد را در ظرفی می گذاشتند و می & ملی& است و هر کسی خواست، کند و سهم نیست. ** می خطر را از سر کم کند * از قبل از و در را می شناخت و بعد از هم یکی از ترین بود که با کرد. این با & خشونت بار& بعد از مسئولیتی به محول شد [دادستانی] که خود هم علاقه و حتی آن که شد استدلال می کرد که این من چون من در حال قوی و این کار قوی می خواهد. که این را پذیرفت، را صددرصد می دید و در از نگاه این یک بود نه هیچ دیگری. & ناپذیری& امر بدی و هر انسان محکمی & ناپذیر& است. در این بحث، اختلاف سلیقه پیش آمد و علت من مایل نیستم این شوم این است که به این بحث ها نمی توان مجرد از باقی مباحث پرداخت و در دل روشن شود و اگر آدم تکه ای را جدا کند، ایجاد می شود. این است و الا اگر دیده شود در قسمتی از آن به با خصوصیات مثبت و احیاناً منفی هم پرداخته می شود. فکر می کرد خطر را از سر بردارد و در این قسمت به هیچ وجه نرمش و این بود. * هیچ تفاوتی هم بین سطوح و که سطح پایین و خورده قائل نمی شد؟ پیش نیامد در این گفت وگو و کار کنیم. که ما در بود. ** که را * در می دانیم که چگونه شما خودتان فرمودید یک پای شما را به این باز کرد. آن چه من مفصل این را ام و یک از های یاد هم در این بحث است. * حکم شما را منتظری زد؟ من با حکم نرفتم. در شنیدم -که هم جزوشان بود- شدند، شدم بروم ببینیم این آدمی است که شده کسی مثل را بکشد. می خواهم او را ببینم. که رسیدم به من او کشته شده است. [اعدام شده است] فارس: نقاشیان بله. حالا فکر می من نباید را یا هر چیزی. گفت: & همه را می کشیم& من گفتم: & این خدمت به دشمنان جمهوری است چون کسی باور نمی کند بوده است.& او گفت: & کسی [برای قضاوت] نیست& . من گفتم: & می ایستم.& کسی من را بود. من آمادگی و من می خواستم بایستم، کسی جلوی من را نمی گرفت. کار من، گفت وگو با بود و دو نفر را هم نکردم. * آن دو نفر چه و یکی دیگرشان که اسمش را نیست. * تقی چه او را هم شما کردید. بعد از در فرقان، من را & تقی شهرام& خواستند که من آن را کاره رها کردم. دلیلش هم این بود که نمایندگان کامل انتخاب شده و من نماینده و شائبه دخالت قوا به می آمد. * درگفتگوهایتان با بر سر چه موضوعاتی می کردید؟ ابتدائاً به نظر می که این شدنی و نمی که بیا
تاریخ باز نشر :
زمان : 8 ماه پیش
بازنشر شده توسط : - blogblog
لینک ثابت خبر :
امتیاز از 1 تا 5 : 5
تعداد بازدید : 8

منبع خبر : خبرگزاری فارس
موضوع : سیاسی

copyright © 2018 by blogblog
آهنگ عثمان نوروزف فول البوم رمان اسمان مشکی قسمت 11 blogblog.ir blogblog.ir blogblog.ir اهنگ مایا عثمان نوروزف اهنگ ترکمنی گل یارم گل ترجمه آهنگ anla meni دانلود اهنگ عثمان نوروزف سوی منی یارم خواندن رمان ماه مه الود از پرستو.س دانلود اللر چارپ چارپ از عثمان نوروزوف دانلود اهنگ تنها موندم مجتبی الاله آهنگ مایسا جان ترکمنی عثمان نوروزف چلچله اهنگ امینه ترکمنی دانلود اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی اهنگ امینه ترکمنی دانلود آهنگ ترکمنی امینه اهنگ مایسا جان از عثمان نوروزوف دانلود آهنگ ترکمنی امینه آهنگ ترکمنی مایسا جان